<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/atom10full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>ویژه نامه امنیت</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/" />
    
    <id>tag:www.4ghad.com,2008-09-19:/p7/14</id>
    <updated>۳.مهر.۸۷</updated>
    <subtitle>شمارهفتم -مهرماه 87-امنیت </subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Open Source 4.15b2-en</generator>

<link rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/4ghad" type="application/atom+xml" /><entry>
    <title>به خانه بر‌نمی‌گردیم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-13.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.431</id>

    <published>۳.مهر.۸۷</published>
    <updated>۳.مهر.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[سایه ساروی&nbsp;اوایل سال گذشته بود که در گوشه و کنار شهرهای بزرگ، مردم با الگانس&zwnj;ها و ون&zwnj;های پلیس کنار ایستگاه&zwnj;های مترو و میادین اصلی شهر روبرو شدند. ماشین&zwnj;هایی که به گفته&zwnj;ی مسئولان اجرایی ِ این طرح، آمده بودند تا &laquo;امنیت...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<div style="text-align: justify;" dir="rtl">سایه ساروی</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2"><img height="322" width="386" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/55.jpg" alt="55.jpg" style="margin: 10px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" />اوایل سال گذشته بود که در گوشه و کنار شهرهای بزرگ، مردم با الگانس&zwnj;ها و ون&zwnj;های پلیس کنار ایستگاه&zwnj;های مترو و میادین اصلی شهر روبرو شدند. ماشین&zwnj;هایی که به گفته&zwnj;ی مسئولان اجرایی ِ این طرح، آمده بودند تا &laquo;امنیت اجتماعی&raquo; شهروندان را ارتقا ببخشند. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">این طرح از سال گذشته تا به حال شکل&zwnj;های مختلفی به خود گرفته است. زمانی در اوایل طرح، عنوان شد &laquo;قصد قشون&zwnj;کشی نداریم&raquo;! مصادیق برهم&zwnj;زنندگان امنیت اجتماعی هم کسانی بیان شده بودند که شلوار و مانتوهای کوتاه یا چسبان و... به تن می&zwnj;کردند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">اما اجرای این طرح در عمل، فقط به این موارد محدود نشد و از جمع آوری اراذل و اوباش گرفته تا کنترل روابط افراد و برخورد با افراد &laquo;بدحجاب&raquo; در شرکت&zwnj;های خصوصی و کافی&zwnj;شاپ&zwnj;ها ادامه یافت؛ به&zwnj;طوری&zwnj;که هر ازچند گاهی، روابط عمومی &zwnj;نیروی انتظامی &zwnj;و یا مسئولان انتظامی، &zwnj;از طریق رسانه&zwnj;ها، راه افتادن فاز جدیدی از طرح موسوم به &laquo;امنیت اجتماعی&raquo; را نوید می&zwnj;دادند. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">به راستی بعد از گذشت حدود یک سال و نیم از آغاز این طرح، به چه میزان شاهد موفقیت اهداف این طرح بوده&zwnj;ایم؟</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span dir="ltr"><font size="2">*</font></span><font size="2"> ظاهرشان به بیش از بیست سال نمی&zwnj;خورد. باعث ترافیک غریبی شده و چند ماشین به خاطر آن&zwnj;ها پشت سر هم ایستاده بودند. دو نفر بودند با آرایشی غلیظ. آرایشی نه درخور شأن یک خانم متشخص! بعد از چند بار رد کردن ماشین&zwnj;ها، سوار یک ماشین مدل بالا شده و رفتند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">آیا هرگز فکر کرده&zwnj;ایم که چند درصد از دختران در اجتماع، به دلیل ناهنجاری&zwnj;های اجتماعی در اطراف خویش، دست به فرار می&zwnj;زنند و عاقبت آنان با این فرار چگونه رقم می&zwnj;خورد؟ چقدر با اصطلاح دختران خیابانی آشنا هستیم و از مکان اسکان آن&zwnj;ها خبر داریم؟ تا به حال به این فکر کرده&zwnj;ایم که سرمای زیر صفر شب&zwnj;های زمستان را چگونه پشت سر گذاشته و امورات خود را می&zwnj;گذرانند؟ </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">اغلب دختران فراری، کمتر از ۲۴ ساعت پس از فرار، مورد تجاوز قرار می&zwnj;گیرند! و بیش&zwnj;تر این دختران، پس از تجاوز از سوی خانواده&zwnj;های&zwnj;شان پذیرفته نمی&zwnj;شوند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">از حضور و وجود معضلی به نام دختران فراری، امنیت چه کسانی بیش از پیش به خطر می&zwnj;افتد؟ خود آنان؟ جامعه و امنیت اخلاقی جامعه؟ </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><b><font size="2">شرافتی که قربانی قمار می شود</font></b></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span dir="ltr"><font size="2">*</font></span><font size="2"> کنار تلفن عمومی جلوی درب پارک ایستاده بود. نمی&zwnj;توانست بیش از هجده سال سن داشته باشد. شلوار لی کهنه و یک بلوز مندرس بر تن داشت. یک کلاه لبه&zwnj;دار هم بر سر گذاشته بود و با صورتی که فکر می&zwnj;کردی اقلا یک هفته&zwnj;ای باشد که آب به آن نخورده، منتظر نوبت تلفن بود. در نگاه اول فکر می&zwnj;کردی که پسر باشد؛ اما بعد از چند لحظه، با دیدن ظرافت حرکات و حتی اضطراب نگاه و معصومیت چهره، می&zwnj;فهمیدی که او جنس لطیف می&zwnj;باشد!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">به بهانه&zwnj;ی ایستادن برای نوبت تلفن، جلو رفتم و کنارش ایستادم. پنج دقیقه&zwnj;ای که گذشت باور کردم که قصدش زدن تلفن نبوده و فقط آن&zwnj;جا ایستاده است. به بهانه&zwnj;ی پول خرد، سر صحبت را باز کردم و گفتم که شارژ گوشی همراهم تمام شده و مجبور هستم از تلفن عمومی زنگ بزنم.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">سعی می&zwnj;کرد زیاد به من نگاه نکند. زیاد هم صحبت نکند. بعد از چند دقیقه راه افتاد و به داخل پارک رفت. دورادور دنبالش رفتم. این&zwnj;بار خودم را معرفی کردم و از او خواستم اگر مقدور است چند لحظه&zwnj;ای با هم صحبت کنیم. به سختی حاضر به صحبت شد. شاید نیم ساعتی حرف زدم تا قانع شد که نمی&zwnj;توانم آزاری به او برسانم. با احتیاط کامل شروع به پرسیدن سؤالاتم کردم:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- نه اسمت رو می&zwnj;خوام بدونم و نه می&zwnj;خوام اذیتت کنم. فقط بگو ببینم چرا با لباس پسرونه می&zwnj;گردی؟!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با پوزخندی بر لب و حالتی کاملا لات&zwnj;مانند که مشخص بود تصنعی است، توی صورتم نگاه کرد و گفت:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- اولندش که حالا مگه فکر کردی داداشت نشسته تا تو اسمش رو بپرسی و اونم جواب بده؟ دویمندشم که تو چی کار به لباس من داری؟ فکر کن این&zwnj;طوری راحت&zwnj;ترم و بهتر حال می&zwnj;کنم. سیمندشم که اگر هم بخوای نمی&zwnj;تونی اذیتم کنی.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">از این&zwnj;که از لفظ داداش برای خطاب قرار دادن خودش استفاده می&zwnj;کرد و از نحوه ی اول و دوم و سوم گفتن&zwnj;ش به خنده افتادم.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">کمی دیگر برایش حرف زدم تا به من اعتماد کرد و مختصری از شرح حالش را گفت؛ این دفعه با صدایی محزون که دیگر اثری از اصطلاحات لمپنی در آن دیده نمی&zwnj;شد، و غمی که در چهره&zwnj;ی قشنگش محسوس&zwnj;تر شده بود شروع به صحبت کرد. خودش را لاله معرفی کرد و ادامه داد:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- 16 سالمه و تو یکی از کوچه&zwnj;پس&zwnj;کوچه&zwnj;های همین تهران لعنتی متولد شدم. خانواده&zwnj;ی شلوغی بودیم. درآمد پدرم به زور کفاف خرج و مخارج&zwnj;مون رو می&zwnj;داد. هر کدوم از خواهرام که به سن 14 و 15 می&zwnj;رسیدند، پدرم روونه&zwnj;ی خونه&zwnj;ی شوهر می&zwnj;کردشون تا کم&zwnj;تر خرج رو دستش بذارن! برادر هم نداشتیم که اقلا کار بکنه و کمکی باشه برامون.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2"><img height="201" width="348" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/51.jpg" alt="51.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">کمی ساکت شد. من هم سکوت کردم تا با زیر و رو کردن خاطراتش شاید قدری سبک شود. آهی کشید و ادامه داد:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- این&zwnj;ها هیچ&zwnj;کدوم درد نبود تو زندگی&zwnj;مون. درد بزرگ زندگی&zwnj;مون قمار پدرم بود. اون عادت به قمار داشت. در چند نوبت، تموم نداشته&zwnj;های زندگی&zwnj;مون رو تو قمار باخت. تا اون&zwnj;شب ... اون شب لعنتی...!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">سکوت این نوبتش قدری طول کشید. حس کردم با فلاش&zwnj;بک&zwnj;های ذهنی دارد آزار می&zwnj;بیند. رشته&zwnj;ی کلام را دست گرفتم:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- خب تو اون شب لعنتی چی شد؟</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- در اون شب لعنتی بابام منو باخت!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با بغض ادامه داد:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- قرار شد دو روز بعد منو به اون نامرد که اقلا بیست سال از من بزرگ&zwnj;تر بود و می&zwnj;تونست جای بابام باشه، تحویل بدن. شب قرار، یه عالمه گریه کردم و کتک خوردم. مادر بیچاره&zwnj;ام فقط گریه می&zwnj;کرد. فردا صبحش بابام از خونه رفت بیرون. موقع بیرون رفتن به مامانم گفت: &laquo;اگه این پاشو از در بذاره بیرون، روزگار تو رو سیاه می&zwnj;کنم&raquo;. نمی&zwnj;دونستم چه کنم. بعد از رفتنش، عملا می&zwnj;دیدم که مامانم به خودش می&zwnj;پیچه. یه کم که گذشت، مامانم مقداری پول بهم داد و گفت: &laquo;فقط برو! منزل خواهراتم نرو&raquo;! من هم از خونه زدم بیرون. نمی&zwnj;دونم بابام چی به سر مامانم آورده و اون نامرد چی به سر بابام...</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">ازش خواستم بگوید که چه مدتی است که از خانه آمده بیرون و توی پارک مستقر شده؟ با غم زیاد و صدایی محزون که دیگر اثری از آن مدل حرف زدن اولش نداشت، گفت:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- الان حدود هشت روزه که از خونه اومدم بیرون. خیلی سخته. گاهی پشیمون می&zwnj;شم و می&zwnj;گم که کاش می&zwnj;موندم خونه. تموم شبا رو بیدارم و لای شمشادا از ترس به خودم می&zwnj;لرزم. روزا یه گوشه&zwnj;ای رو پیدا می&zwnj;کنم و یه کم می&zwnj;خوابم. شبی نیست که کابوس نبینم. از خوابیدن می&zwnj;ترسم. حسرت چند ساعت خواب آروم به دلم مونده. با لباس پسرونه می&zwnj;گردم. با کسی هم&zwnj;کلام نمی&zwnj;شم. نمی&zwnj;دونم تا کی می&zwnj;تونم ادامه بدم. چیزی هم به اون&zwnj;صورت از پولم باقی نمونده. بعضی وقت&zwnj;ها یاد شب&zwnj;هایی می&zwnj;افتم که از ترس سوسک تو خونه جیغ می&zwnj;زدم، و این&zwnj;جا بارها شده که شب&zwnj;ها سوسک به تنم رفته و از ترس آدما حتی جیغ هم نزدم. خبر از دخترایی دارم که همون شب اول فرار، بدبخت شدن. نمی&zwnj;دونم چرا این&zwnj;جام؟ من حقم نبود...</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با بغضی در صدا، سکوت کرد. خانه&zwnj;ای را سراغ داشتم با حدود سی دختر، که توسط خیرین اداره می&zwnj;شود. در این مرکز از دختران بدسرپرست و یا بی&zwnj;سرپرست نگه&zwnj;داری می&zwnj;کنند. کمی با او حرف زدم و قانعش کردم که به آن&zwnj;جا برود. می&zwnj;گفت:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- اگه بابام منو پیدا کنه می&zwnj;کشه.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با او تا آن&zwnj;جا رفتم. او به&zwnj;صورت موقت در آن&zwnj;جا اسکان داده شد؛ تا بعد از حضور مدیر مرکز، و تحقیق درخصوص وضعیت او و کسب مجوز برای اسکان تا مشخص شدن تکلیف نهایی، اقدام بشود. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">بعد از خداحافظی و با راهنمائی او، به یک پارک که دو شب را آن&zwnj;جا گذرانده بود و هنوز با یادآوری آن دو شب بر خود می&zwnj;لرزید رفتم. یک پارک بزرگ و وسیع و پررفت&zwnj;وآمد، در یکی از قسمت&zwnj;های شمالی شهر، با خاله&zwnj;هایی دوست&zwnj;نما!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><b><font size="2">پارک های مجهز بهترین محل&nbsp;برای دختران فراری! </font></b></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">در تهران، هر شب چهار هزار دختر در خیابان&zwnj;ها شب را به صبح مى&zwnj;رسانند و بیش&zwnj;تر آن&zwnj;ها مورد آزار جنسى و خشونت قرار مى&zwnj;گیرند. در این رابطه، رئیس انجمن مددکارى اجتماعى ایران مى&zwnj;گوید: &laquo;تازه این آمار را مراجع رسمى اعلام کرده&zwnj;اند، و رقم واقعى تعداد دختران خیابان&zwnj;خواب مشخص نیست&raquo;.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">سازمان بهزیستى بارها وعده&zwnj;ی ایجاد خانه&zwnj;هایى را براى نگه&zwnj;دارى این دختران داده است. اما یا این خانه&zwnj;ها و مراکز نگه&zwnj;دارى آن قدر کوچک&zwnj;اند و امکانات محدود دارند که کفاف این تعداد دختر خیابان&zwnj;خواب را نمى&zwnj;دهد، و یا طرح تأسیس مراکز نگه&zwnj;دارى اجرا نشده است. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">دختران فراری پس از فرار، به عضویت سه گروه در می&rlm;آیند. گروه &laquo;بچه معروف&rlm;ها&raquo; که پاتوق&zwnj;های خاصی در مناطق مرفه&rlm;نشین تهران دارند. &laquo;دختران پارک&raquo; که بیش&zwnj;تر در پارک&zwnj;های جمشیدیه، لاله، ملت، ساعی، دانشجو و غیره دیده می&rlm;شوند و &laquo;دختران خیابانی&raquo; که با خیابان&zwnj;گردی امورات خود را می&rlm;گذرانند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp; <br /><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span dir="ltr"><font size="2">*</font></span><font size="2"> پنجمین روز حضورم در آن پارک بود. این پنج روز اقلا روزی سه ساعت به آن&zwnj;جا می&zwnj;رفتم؛ اما هنوز به خواسته&zwnj;ام نرسیده بودم. یک ساعتی بود که بر روی یک نیمکت در قسمت مشخصی از پارک که لاله آدرسش را داده بود، نشسته بودم و مثل تمام پنج روز گذشته منتظر بودم. این محدوده یک مقدار از جاهای دیگر پارک، پرت&zwnj;تر بود. افراد متفاوتی رفت&zwnj;وآمد می&zwnj;کردند. افرادی با چهره&zwnj;های به قول خودشان &laquo;تابلو&raquo;! گروهی مواد فروش و گروهی هم موادبخر.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">آن&zwnj;روز بعد از یک ساعت، دو خانم جوان با سنی حدود 26 یا 27 سال، با چهره&zwnj;هایی مشخص(!) آمدند و روی یکی از نیمکت&zwnj;ها نشستند و با گوشی همراه خود مشغول صحبت </font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2">شدند. یک مقدار آن&zwnj;ها را زیر نظر گرفتم و همین&zwnj;طور که مشغول خواندن کتاب بودم، حواسم به حرکات آنان هم بود. مقداری که گذشت، بلند شدند و هر کدام بر روی یک نیمکت نشستند. روزهای قبل هم یکی از آن&zwnj;ها را آن&zwnj;جا دیده بودم. بعد از بیست دقیقه، دختری با کوله&zwnj;پشتی روی یکی از نیمکت&zwnj;های کناری نشست. چهره&zwnj;ی خسته و مستأصلی داشت و مانتوی ساده&zwnj;ای بر تن داشت. رنگ پریده&zwnj;ی چهره&zwnj;اش نشان از گرسنگی بیش از یک روز می&zwnj;داد. متوجه&zwnj;ی رد و بدل شدن نگاهی بین آن دو نفر شدم. یکی از آن&zwnj;ها بلند شد و یک دوری زد و در راه برگشت کنار آن دختر نشست. دخترک عملا خود را کنار کشید و سمت دیگر نیمکت نشست. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">بعد از حدود ده دقیقه، متوجه ص</font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image"><img height="300" width="400" style="margin: 0pt auto 20px; text-align: center; display: block;" class="mt-image-center" src="http://www.4ghad.com/p7/amniat/2u94xe8.jpg" alt="2u94xe8.jpg" /></span> <font size="2">حبت آن دو شدم. البته فاصله&zwnj;ام به آن اندازه نبود که بفهمم چه می&zwnj;گویند. حدود سه&zwnj;ربع ساعت، با هم حرف زدند. در ابتدای کار، دخترک ساکت بود و فقط گوش می&zwnj;کرد. بعد از سه&zwnj;ربع، بلند شدند و راه افتادند. دنبال&zwnj;شان رفتم. وارد بوفه&zwnj;ی بیرون پارک شدند. آن خانم جوان سفارش ساندویچ داد. به هوای دیدن ویترین مغازه&zwnj;ی کناری، دورادور آن&zwnj;ها را زیر نظر داشتم. در حین خوردن ساندویچ، آن خانم جوان همچنان برای دخترک حرف می&zwnj;زد. بعد از اتمام غذا و خروج از اغذیه&zwnj;فروشی، عملا رگه&zwnj;های اعتماد را در چهره&zwnj;ی آن دخترک دیدم. دست در دست همدیگر، به سمت داخل پارک راه افتادند. خطر را حس ک</font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2">ردم. قدم&zwnj;هایم را تند کردم و به سمت آن&zwnj;ها رفتم. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- ببخشید خانم&zwnj;ها! می&zwnj;شه یه کم باهاتون صحبت کنم؟</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با برانداز کردن چهره&zwnj;ی من و نگاهی سر تا پا به چادرم، خانم جوان سریع عنوان کرد:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- شرمنده! ما عجله داریم.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">سریع یاد اسمی که لاله به من گفته بود افتاده و گفتم:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- ببخشین! شما برای خاله مینو کار می&zwnj;کنین یا خودتون مستقلین؟! </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">به طور واضحی صدایم می&zwnj;لرزید. از زبان لاله شنیده بودم که هر کدام از این&zwnj;ها توسط چند بادی گارد محافظت می&zwnj;شوند. رنگ&zwnj;به&zwnj;رنگ شد و با لحنی زننده و تند گفت:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- این حرفا چیه؟ خودت برای کی کار می&zwnj;کنی؟</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">دخترک، به شتاب دستش را از دست او خارج</font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2"> کرد و نگاهی عمیق به چهره&zwnj;ی من انداخت. تا به خودم بیایم، هر کدام&zwnj;شان از یک طرف شروع به دویدن کردند. خواستم به دنبال زن جوان بروم؛ اما صلاح را در این دیدم که دخترک را دریابم. آن&zwnj;قدر سریع می&zwnj;دوید که امکان نداشت هرگز به او برسم. یک لحظه دختری که روی یک نیمکت نشسته بود، برایش جفت&zwnj;پایی گرفت و او با صورت به زمین خورد. وقتی به او رسیدم، دختری که جفت&zwnj;پا گرفته بود، یک چیزی آرام به او گفت و رو به من کرد و گفت:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- چیه خانوم؟ کیف&zwnj;تون رو زده؟</font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">نگاهی به او و بساط اسفند دودکنی او کردم و سریع جواب منفی دادم. می&zwnj;دانستم این&zwnj;ها به صورت گروهی کار می&zwnj;کنند و نمی&zwnj;شود با آن&zwnj;ها صحبت کرد. بلندش کردم و روی یک نیمکت نشستیم و حدود یک ساعتی با هم صحبت کردیم. از فریب&zwnj;خوردنش گفت و از فرارش از یکی از شهرهای شمالی کشور به سمت تهران. تعریف کرد که آن خانم جوان، قول سر پناه و یک شغل خوب(!) به او داده است. به هیچ عنوان حاضر نشد که به همان منزلی که لاله را روانه کرده بودم برود. مجددا تمام خطرات را برایش عنوان کردم؛ اما از تحویل خود به خانواده&zwnj;اش می&zwnj;ترسید. بالاخره مجبور شدم که او را با خود ببرم و منزل را نشانش دهم. از او قول گرفتم که اگر به مشکلی برخورد به آن&zwnj;جا برود. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><b><font size="2">&laquo;خانه&zwnj;های سلامت&raquo; سدی در برابر آسیب&zwnj;های اجتماعی </font></b></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">دختران فراری در ۳۲ مرکز موسوم به &laquo;خانه&zwnj;های سلامت&raquo;، به مدت شش&zwnj;ماه تا یک&zwnj;سال، به&zwnj;صورت شبانه&zwnj;روزی نگه&zwnj;داری می&zwnj;شوند تا از معرض آسیب&zwnj;های اجتماعی مصون بمانند. این مراکز درخصوص خانواده&zwnj;های دختران فراری تحقیق نموده و در شرایطی که خانواده&zwnj;ها فاقد صلاحیت تلقی</font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2"> شوند، مراکز بهزیستی می&zwnj;توانند زنان آسیب&zwnj;دیده و دختران فراری را با حکم دادگاه، برای زمان طولانی&zwnj;تری نگه&zwnj;داری کنند تا امکان تحصیل و اشتغال آن&zwnj;ها فراهم شود. زنان آسیب&zwnj;دیده به مدت شش تا هشت ماه در &laquo;مراکز بازپروری زنان خیابانی&raquo; که تعدادشان به ۲۲ مرکز می&zwnj;رسد، نگه&zwnj;داری می&zwnj;شوند و برای اشتغال، کاریابی و مهارت&zwnj;های زندگی آموزش می&zwnj;بینند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">دختران فراری معمولا در گروه سنی ۱۴ تا ۲۵ سال قرار دارند. موقعیت سنی این افراد نشان&zwnj;دهنده&zwnj;ی میزان آسیب&zwnj;پذیری، احتمال بزهکاری، بزه&zwnj;دیدگی و یا قربانی شدن در برابر سوء استفاده&zwnj;های جنسی و دیگر سوء استفاده&zwnj;ها می&zwnj;باشد. باید توجه داشت که این خطر فقط خانواده&zwnj;های طبقات پای</font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2">ین، از نظر اقتصادی و اجتماعی، را تهدید نمی&zwnj;کند؛ بلکه بنا بر تحقیقات، درصد قابل توجهی از دختران فراری، متعلق به خانواده&zwnj;های مرفه و متوسط به بالا هستند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><b>&nbsp;تو هم مثل من نمی&zwnj;تونی دووم بیاری، نرو!</b></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span dir="ltr"><font size="2"><img height="448" width="199" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/48.jpg" alt="48.jpg" style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" />*</font></span><font size="2"> نیم ساعتی بود که از داخل ماشین حواسم به آن دو نفر بود. با آرایش&zwnj;هایی غلیظ و لباس&zwnj;هایی که بیش&zwnj;تر شبیه به لباس&zwnj;های </font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2">بالماسکه بود. کنار خیابان ایستاده بودند و گه&zwnj;گداری ماشینی جلوی پای&zwnj;شان نیش&zwnj;ترمز می&zwnj;زد و بعد از چند لحظه&zwnj;ای می&zwnj;رفت. فکری مثل برق به سرم زد. پیاده شدم و به سمت&zwnj;شان رفتم. با خنده سلامی کردم و با اخم پاسخی گرفتم. برای&zwnj;شان هدف از صحبت را توضیح دادم و با این تعهد که به هیچ عنوان ذکری از اسم و مشخصات&zwnj;شان نمی&zwnj;شود، از آن&zwnj;ها خواستم تا چند دقیقه با من صحبت کنند. یکی&zwnj;شان همراه با اشاره&zwnj;ی دست گفت: </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- برو خانم مزاحم نشو!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">کمی از لحنش ترسیدم؛ اما باز برای&zwnj;شان حرف زدم. از این&zwnj;که شاید کمی صحبت&zwnj;های آنان باعث عبرت و بازگشت یک نفر از مرز بدنامی بشود. مجال برای ادامه حرف ندادند. یکی&zwnj;شان میان کلامم پرید و با ذکر کلماتی نه چندان مناسب گفت:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- خانم جون برو! برو و به کاری که بهت مربوط نیست دخالت نکن!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">و بعد به سرعت سوار ماشینی شدند که جلوی پای&zwnj;شان نیش&zwnj;ترمز زده بود و دورتر و دورتر شدند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">مخاطراتی که پس از فرار، دختران جوان بی&zwnj;پناه و آسیب پذیر را تهدید می&zwnj;کند، معمولاً عبارتند از:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2"><b>الف)</b> گرفتار شدن در دام شبکه&zwnj;های قاچاق دختران و زنان جوان.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">این شبکه&zwnj;ها با به&zwnj;کارگیری نیروهای</font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2"> خود در اطراف مدارس راهنمایی و دبیرستان&zwnj;ها و اماکن عمومی، و با شناسایی </font><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span> <font size="2">و فریب دخترها و زنان جوان، خصوصا آنانی که از خانه فرار کرده&zwnj;&zwnj;اند، آن&zwnj;ها را با وعده و وعیدهای مختلف، ازجمله خروج از کشور، فریب داده و به دام می&zwnj;اندازند. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2"><b>ب) </b>تجاوز و بهره&zwnj;گیری جنسی در منازل فساد:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">قاچاق&zwnj;چیان، دختران جوان را وسیله&zwnj;ی امیال پلید و کثیف خود قرار داده و بعد از سوء استفاده&zwnj;های شخصی، آنان را در اختیار خانه&zwnj;های فساد می&zwnj;گذارند و با بهره&zwnj;گیری جنسی از آنان، این دختران فراری و فریب&zwnj;خورده را محل کسب خود و منازل فساد قرار می&zwnj;دهند. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2"><b>ج) </b>عدم وجود هرگونه راه بازگشت به خانواده:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">این قبیل دختران، از جانب خانواده طرد شده و اکثرا راهی برای بازگشت به سمت خانواده ندارند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">&nbsp;</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><b>&nbsp;خانه&zwnj;ای که خود خانه&zwnj;ی فساد بود</b></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">*شاید بیست و دو سه سالی بیش&zwnj;تر نداشت. به سختی حاضر به صحبت شد. شرط گذاشت که نه از او اسم ببرم و نه از مکانی که در آن&zwnj;جا با هم صحبت کردیم. شاید بشود گفت که یکی از دردناک&zwnj;ترین ماجراهایی بود که در این مدت با آن روبرو شده بودم. وقتی شروع به صحبت کرد، دیگر از آن سرسختی اول کار چیزی دیده نمی&zwnj;شد. فکر می&zwnj;کردی که مدتهاست دنبال گوشی برای شنیدن می&zwnj;گردد. ساده و بی&zwnj;تکلف شروع کرد:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- بچه&zwnj;ی جنوبم. شش سالم بود که پدرم فوت کرد. حقوق مختصری از او به جا مانده بود. البته من اون روزها رو زیاد یادم نمیاد. این&zwnj;ها چیزائیه که از دیگران شنیدم. در طایفه&zwnj;ی ما بیوه موندن خیلی سخته. یه قانون هست که می&zwnj;گه باید بعد از پدرم، عموم مادرم رو به عقد خودش دربیاره. عموی من همسر و چند فرزند داشت. مادرم که از خطه&zwnj;ی جنوب نبود، زیر بار این قانون نرفت و بعد از پدرم حاضر به ازدواج با عموم نشد. چند سالی گذشت. از اون روزها فقط تنهایی و بی&zwnj;کسی رو یادم میاد. آخه خانواده&zwnj;ی مادرم به&zwnj;خاطر ازدواج اون با پدرم، اون رو طردش کرده بودند و بعد از این&zwnj;که مامانم زیر بار ازدواج با عموم نرفت، از اون&zwnj;طرف هم رونده شدیم. البته اونم برای خودش ماجرایی داشت و خانواده&zwnj;ی پدریم می&zwnj;خواستن من رو بگیرن و مامانم قبول نکرد و کشید به دادگاه و... خلاصه درنهایت مادرم من رو برداشت و با چه مکافاتی از اون شهر کوچ کردیم. فکر می&zwnj;کنم 12 سالم بود که مادرم در اون شهر جدید ازدواج کرد. با تموم محبتی که ناپدریم علی&zwnj;الظاهر بهم داشت، زیاد ازش خوشم نمی&zwnj;اومد. پنج سال گذشت و هفده ساله شدم. از شونزده سالگی خواستگار داشتم؛ اما ناپدریم همه رو رد می&zwnj;کرد. حس خوبی نداشتم؛ اما نمی&zwnj;دونستم که چی بگم. 17 سالم بود و نوع نگاه&zwnj;های ناپدریم آزارم می&zwnj;داد. نمی&zwnj;تونستم به مادرم چیزی بگم و زندگی&zwnj;ش رو تلخ کنم. یعنی اگه می&zwnj;گفتم هم مطمئنم که قبول نمی&zwnj;کرد. چند نوبت از دست&zwnj;ش در رفته بودم و هر لحظه خطر رو بیخ گوشم حس می&zwnj;کردم. تا اون روز شوم...</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2"><span dir="ltr"><font size="2"><img height="428" width="200" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/50.jpg" alt="50.jpg" style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" /></font></span>&nbsp;اون روز از مدرسه به خونه اومدم و دیدم که حال مادرم خوب نیست. اون رو به درمانگاه سر خیابون بردم و برگشتم که از منزل پول و دفترچه&zwnj;ی بیمه&zwnj;اش رو بردارم. دیدم ناپدریم اومده... چی بگم که چند لحظه غفلت، یک عمر پشیمونی رو برام به حسرت آورد. نمی&zwnj;دونستم چه کنم؟ با حالی بد و نزار سریع از خونه زدم بیرون و دفترچه و پول رو به درمانگاه رسوندم. دیگه تو اون خونه نمی&zwnj;تونستم آرامش داشته باشم. نمی&zwnj;تونستم به مادرمم چیزی بگم. تصمیم گرفتم که به شهر پدریم برم. با مختصر پولی که با خودم آورده بودم خودم رو به ترمینال رسوندم. تا نوبت حرکت اتوبوس بشه، مقداری فکر کردم و از تصمیمم پشیمون شدم. می&zwnj;دونستم که خانواده&zwnj;ی پدریم، هم من رو می&zwnj;کشند و هم مادرم رو و هم اون نامرد رو. این شد که بلیط رو عوض کردم و یه بلیط برای تهران گرفتم. تو اتوبوس با یه خانمی دوست شدم و سر ِ درددل رو باز کردم. تموم جریان رو بهش گفتم و این که نمی&zwnj;دونم چه کنم و وقتی رسیدم تهران کجا برم؟ خیلی اظهار ناراحتی کرد و گفت: &laquo;غصه نخور! می&zwnj;برمت خونه&zwnj;ی خودم و تا کار پیدا کنی، پیش من می&zwnj;مونی&raquo;. من ساده&zwnj;دل شهرستانی که جز خونه و مدرسه چیزی ندیده بودم، تموم حرفاش رو باور کردم و وقتی رسیدیم تهران باهاش رفتم خونه&zwnj;شون. چی بگم که فقط یک هفته گذاشت آب خوش از گلوم پایین بره و بعد از یه هفته سرنوشتم اینه که می&zwnj;بینی. الان حدود سه سالی می&zwnj;شه که تو اون کثافت خونه هستم و این&zwnj;طوری زندگی می&zwnj;کنم.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با ناراحتی بلند شد که برود. طبق قولی که داده بودم، سکوت کردم. قبل از صحبتش از من قول گرفته بود که نه نصیحت کنم و نه هیچ نشان و آدرسی از او بخواهم. شاخه&zwnj;ی گلی را که دستش بود، روی میز گذاشت و بدون آن&zwnj;که نگاهم کند راه افتاد که برود. طاقت نیاوردم و گفتم:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- اقلا نمی&zwnj;خواهی شماره&zwnj;ام رو داشته باشی؟ شاید یک روز به دردت بخوره.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">لبخندی زد و گفت:</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- نه. نه دیگه شماره&zwnj;ای از من به&zwnj;درد کسی می&zwnj;خوره و نه شماره&zwnj;ای از کسی به درد من.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">و رفت. همان&zwnj;طور که آمده بود؛ به همان بی&zwnj;سروصدایی رفت. بدون توجه به طوفانی که در دلم به راه انداخته بود.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><b>&laquo;امنیت اجتماعی&raquo;، زود گذر یا زود بازده؟</b></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">جامعه از مجموع به هم پیوسته&zwnj;ی انسان&zwnj;ها و واحدهای مجزای بشری در کنار یکدیگر شکل می&zwnj;گیرد. از این رو اعضای جامعه هر یک دارای رشد و بالندگی ویژه&zwnj;ی خویش در طول حیات بوده و از سوی دیگر به دلیل گستردگی افراد، جامعه شاهد گوناگونی در رفتارهاست.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با نگرشی بر طرح امنیت اجتماعی و بازخوردهای آن در جامعه، می&zwnj;شود نتیجه گرفت که نمی&zwnj;توان با یک ساختار کاملاً واحد، و دوره&zwnj;ی زمانی محدود، به اصلاح رفتار افراد یک جامعه، با آن فراوانی اعضا پرداخت؛ که اگر چنین بود دیگر نیازی به وجود نهادهایی هم&zwnj;چون آموزش و پرورش، فرهنگ&zwnj;سراها و... برای خط دهی فرهنگی به نسل&zwnj;های درحال رشد نبود و می&zwnj;شد جامعه را به حال خویش رها کرد و تنها در صورت مشاهده&zwnj;ی کج&zwnj;روی&zwnj;های احتمالی، با روی آوردن به طرح&zwnj;های ضربتی، همه چیز را حل کرد!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">طبیعتا نیروی انتظامی به عنوان بازوی اجرایی این طرح، فعالیت&zwnj;هایی داشته و خواهد داشت. لکن نگاه کارشناسانه و پژوهش&zwnj;گرانه به ریشه&zwnj;های این معضل، و نیز برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی در راستای ارائه&zwnj;ی راه&zwnj;حل&zwnj;های عملی، اهمیت بیش&zwnj;تری داشته و همکاری جدی سازمان&zwnj;ها و دستگاه&zwnj;های دیگر را نیز طلب می&zwnj;کند.</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">موضوع امنیت اجتماعی و اخلاقی زنان نیز کاملاً دارای زیرساخت&zwnj;های فرهنگی بوده و هرگونه گام برداشتن در این وادی، نیازمند پژوهش و واکاوی&zwnj;های کارشناسانه است. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">امید که با طرح و برنامه&zwnj;ریزی&zwnj;های مناسب، و هماهنگی تمامی مراجع قانونی و اجرایی و فرهنگی، دیگر شاهد پرپر شدن گل&zwnj;های زندگی دختران نوجوان و جوانی نباشیم که به هر دلیل، از منزل بیرون زده و دیگر راه بازگشت به منزل ندارند. دخترکانی که از فرار تا سقوط، فقط 24 ساعت فرصت دارند. 24 ساعتِ سرنوشت&zwnj;سازی که معلوم نیست کدامین آن&zwnj;ها در چنگال کدامین نامرد اسیر گشته و به کدامین وادی تباهی سقوط می&zwnj;نمایند. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><span dir="ltr"><font size="2">*</font></span><font size="2"> پزشکی قانونی...</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">3 دختر بودند. پیدا شده در یکی از لانه&zwnj;های فساد. با یک همراه خانم از منکرات. </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">متصدی ثبت مشخصات: </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">نام: &laquo;لیلا&raquo; </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">نام خانوادگی: &laquo;آواره&raquo;! </font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">جرم: &laquo;تنهایی، ناامنی، بی&zwnj;کسی، فرار، فحشا، زندگی، پوچی و نیستی&raquo;!!!</font></div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><p>&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>در جایگاه یک دوست برای دخترانم بودم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-12.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.430</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;&nbsp;کوثر ملاتبارازدواج سخت، نا امنی جنسیتی، فقر، ضعف ایمان، فشار جنسی، مشکلات&nbsp;فرهنگی و مانند این&zwnj;ها مرا بر این داشت&nbsp;تا زمینه&zwnj;ی مصاحبه با رئیس پلیس امنیت و اطلاعات استان قم را ایجاد کنم. وی فررند شهید خراسانی است. مشخصات شناسنامه&zwnj;اش نشان...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&nbsp;کوثر ملاتبار</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="290" alt="45.jpg" width="300" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/45.jpg" />ازدواج سخت، نا امنی جنسیتی، فقر، ضعف ایمان، فشار جنسی، مشکلات&nbsp;فرهنگی و مانند این&zwnj;ها مرا بر این داشت&nbsp;تا زمینه&zwnj;ی مصاحبه با رئیس پلیس امنیت و اطلاعات استان قم را ایجاد کنم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">وی فررند شهید خراسانی است. مشخصات شناسنامه&zwnj;اش نشان می&zwnj;دهد که در سال 1341 به&zwnj;دنیا آمده است و این یعنی سرهنگ خراسانی در روزهای بهمن 57 یک جوان 16-15 ساله&zwnj;ی انقلابی بوده است. کاش در مورد آن روزها و خاطراتشان سؤالاتی می&zwnj;کردم، حتما خاطرات شنیدنی&zwnj;ای داشتند؛ باشد برای وقتی دیگر. شاید برای&zwnj;تان جالب باشد بدانید که ایشان با گذراندن دروس انتظامی در مقطع کارشناسی ارشد، اکنون 10 سال است که در این جای&zwnj;گاه حساس مشغول خدمت هستند. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سرهنگ پاسدار خراسانی، در سال 1362 ازدواج می&zwnj;کنند که حاصلش 4 فرزند می&zwnj;باشد. فرزند بزرگ&zwnj;شان در حال تحصیل در رشته&zwnj;ی مهندسی منابع طبیعی با گرایش محیط زیست هستند. دومین فرزند هم مهندسی شیمی، گرایش پتروشیمی و البته حافظ کل قرآن مجید نیز هستند. فرزند سوم در حال گذراندن کارشناسی بالینی و آخرین فرزند نیز محصل.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">تعریف رئیس پلیس امنیت و اطلاعات استان، از امنیت اجتماعی بانوان چیست؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">امنیت یعنی رفت&zwnj;وآمد و تردد آسان و راحت در معابر، دانشگاه&zwnj;ها، مکان&zwnj;های آموزشی و مانند این&zwnj;ها. به شکلی که بدون مزاحمت و با امنیت خاطر در هر وقت از شبانه&zwnj;روز، خارج از منزل حضور داشته باشند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- به نظر شما بانوان جامعه&zwnj;ی ما تا چه حد این امنیت را احساس می&zwnj;کنند؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">باید به همین شکل باشد [یعنی احساس امنیت کنند]. گرچه امکان دارد به&zwnj;طور اتفاقی در سطح جامعه، آقایانی که از سوی خانواده مورد کنترل قرار نمی&zwnj;گیرند، نیز باعث مزاحمت&zwnj;هایی شوند؛ ولی با هماهنگی&zwnj; واحدهای مختلف انتظامی و از طریق گشت&zwnj;های آشکار پلیس 110 به&zwnj;صورتی پیش&zwnj;گیرانه با این&zwnj;گونه مجرمین برخورد شده و خواهد شد. به&zwnj;جز این&zwnj;گونه موارد به نظرم این&zwnj;طور نبوده و نیست که خانم و یا دختری مورد مزاحمت قرار گیرد و نداند به کجا مراجعه کند. با طرح&zwnj;هایی که ما به اجرا گذاشته&zwnj;ایم، چه در هسته&zwnj;ی مرکزی و چه در پارک&zwnj;ها و اماکن عمومی، با هماهنگی دستگاه قضایی این مشکلات کم&zwnj;تر شده. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- ولی گاهی مشکلی که بانوان، حتی در سوار شدن بر تاکسی، شاهد بودند، این امنیت را به&zwnj;طور عملی نشان نمی&zwnj;دهد!</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">راننده&zwnj;های تاکسی عموما از اداره&zwnj;ی اماکن و گشت&zwnj;های نیروی انتظامی مورد بررسی صلاح&zwnj;دید قرار می&zwnj;گیرند. موردهایی هم بوده که نمی&zwnj;شود کتمان کرد، که با آن&zwnj;ها برخورد شده و برخورد کردیم؛ ولی مورد حادی تا به حال گزارش نشده. شاید بیش&zwnj;تر، از هراس خود بانوان باشد که این حس را دارند. ما حتی جلسات متعددی با رانندگان تاکسی در همین زمینه&zwnj;های امنیت اخلاقی داریم.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- نظرتان در مورد تیترهایی چون &laquo;افزایش جرائم توسط بانوان&raquo; که این روزها در برخی از جراید می&zwnj;بینیم، چیست؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">فقر در خانواده&zwnj;ها، ضعف مسائل فرهنگی، مهم&zwnj;تر از همه و با تأسف بحث طلاق و مهاجرت&zwnj;های بی&zwnj;رویه.... این&zwnj;ها گزیده عواملی هستند که سبب افزایش برخی از جرایم مثل سرقت توسط بانوان شده.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- خود شما این&zwnj;گونه تیترها را تا چه حد منصفانه و مستند به آمار می&zwnj;دانید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">افزایش جرایم توسط بانوان آمار بالایی ندارد؛ ولی چون افزایش جمعیت داریم به طبع، نسبت به گذشته شاهد افزایش نسبی برخی از جرایم در بین بانوان هستیم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- حضور زنان پلیس تا چه حد در ایجاد امنیت اجتماعی بانوان، نقش&zwnj;آفرین بوده&zwnj;است؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بسیار زیاد. با افزایش زنان پلیس در نیروی انتظامی، آن هم با آموزش&zwnj;های خاصی که می&zwnj;بینند، بحمدالله وضعیت بهتری داشته&zwnj;ایم؛ چون توانسته&zwnj;اند در توجیه و ارشاد مجرمین زن، ارتباط و تعامل خوبی با آن&zwnj;ها برقرار کنند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">جالب این&zwnj;که در اجرای طرح&zwnj;ها هم، وجود این بزرگان مؤثر بوده&zwnj;است. به شکلی که شاهد پرخاش&zwnj;گری کم&zwnj;تری از سوی بانوان مجرم بوده&zwnj;ایم و ایشان با حجب و حیای بهتری تذکر و ارشاد را می&zwnj;پذیرند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- طرح مبارزه با بدحجابی -که در مقطع زمانی خاصی جنجال&zwnj;برانگیز هم شده بود-&nbsp;تأثیری هم داشت؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بله، بسیار مؤثر بود. خصوصا در هسته&zwnj;ی مرکزی شهرها که عمدتا از طریق تذکر لسانی امربه&zwnj;معروف و نهی&zwnj;ازمنکر داشتیم. سعی هم بر این بوده که توسط همین افسران خانم، بیش&zwnj;تر توجیه و ارشاد شود، تا دستگیری. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- آماری هم در این زمینه دارید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">آمار بالایی بوده. خصوصا در رابطه با وضع ظاهری&zwnj; که می&zwnj;بینیم بیش&zwnj;تر مهمان&zwnj;های نوروزی و مسافرین هستند و رعایت برخی اصول را نمی&zwnj;کنند. ولی باز هم با تذکر لسانی، بر وضع لباس&zwnj;های غیرمتعارف، رنگ و لعاب&zwnj;های غلیظ که بعضا حریم خصوصی را با عمومی اشتباه گرفته بودند، تذکراتی داده می&zwnj;شد تا این وضع&zwnj;ها را کم&zwnj;تر ببینیم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- یعنی آمار ارقامی وجود ندارد؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بله، شاید بشود آمار داد؛ مثلا در بحث بدحجابی، امسال آماری هست که بیش از&nbsp;4836 تعداد تذکر داشتیم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- چه راه&zwnj;کاری برای آموزش مسائل مربوط به تأمین امنیت اجتماعی به دختران دارید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بهترین راه&zwnj;کار این است که در دوران راهنمایی و دبیرستان، و حتی دانشگاه&zwnj;ها، هم&zwnj;گام با کلاس&zwnj;های آموزشی، ما نیز مسائل روز جامعه را برای افراد تفکیک کنیم. یک&zwnj;سری از مسائل که در جامعه می&zwnj;گذرد، مسائلی که در آینده امکان درگیر شدن با آن&zwnj;ها برای&zwnj;شان وجود دارد، معرفی راه&zwnj;کار&zwnj;هایی برای شناخت افراد فریب&zwnj;کار... که آموزش این&zwnj;ها اگر از مقطع مدرسه آغاز شود، دانش&zwnj;آموز با دید باز وارد جامعه&zwnj;ی بزرگ&zwnj;تری خواهد شد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="324" alt="46.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/46.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- تا به حال این&zwnj;گونه اقدام&zwnj;ها انجام شده؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بله. از طریق معاونت اجتماعی نیروی انتظامی، نیروهایی به مدارس و حتی دانشگاه&zwnj;ها برای این آموزش&zwnj;ها فرستاده می&zwnj;شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- فراگیری این آموزش&zwnj;ها چه تأثیری در بین بانوان جامعه دارد؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در بحث امنیت، هر چقدر زنان جامعه آگاهی بیش&zwnj;تری داشته باشند و در ارتباط با مسائل جامعه بیش&zwnj;تر توجیه باشند، یک جامعه را بهتر به سمت امنیت سوق می&zwnj;دهند. مانند راننده&zwnj;ای که هر چقدر به اصول رانندگی آشناتر باشد، امکان حادثه و تصادف و خطر کم&zwnj;تری دارد. وقتی دختری بداند که کی، کجا و چطور وارد خیابان شود و به مسائل و قوانین جامعه احترام بگذارد، ضامن امنیت خود و جامعه می&zwnj;شود. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- راهکار مقابله با تهاجمات دشمن، برای تخریب امنیت اجتماعی زنان چیست؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بر اساس کلام معصومین(ع)، عفت زن باید حفظ شود. زمانی که یک زن با ظاهری اسلامی وارد جامعه شود، علاوه بر آن در محیط منزل، جلوی فرزندان درست ظاهر شود، نوع رفتار و گویش و کردار مناسبی داشته باشد، استفاده&zwnj;ی ابزاری از خودش در جامعه به&zwnj;وجود نیاورد، بحث ماهواره، اینترنت و سی&zwnj;دی&zwnj;های مختلف برای خود و فرزندان را خوب هدایت کند، در نهایت به شکست هر توطئه&zwnj;ای منجر می&zwnj;شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- تأثیر آموزش مسائل دینی و تحصیلات عالیه&zwnj;ی دختران بر کاهش جرائم چیست؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">پای&zwnj;بندی به مسائل دینی رابطه&zwnj;ی مستقیمی با وقوع یک جرم دارد. چنانچه شاهد هستیم که ایام مبارک رمضان و ایام مذهبی، آمار جرم&zwnj;ها پایین می&zwnj;آید. در مورد تحصیلات هم، این&zwnj;طور نشان داده شده&zwnj; است که هر چقدر یک دختر از تحصیلات بالایی برخوردار باشد، جرائم کم&zwnj;تری را مرتکب می&zwnj;شود. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- ولی اگر نیم&zwnj;نگاهی به وضع دختران در دانشگاه&zwnj;ها داشته&zwnj;باشیم، شاید چیزی غیر از این را شاهد باشیم؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بله؛ ولی آن وضع و ارتکاب جرم، معمولا برای ورودی&zwnj;های اول هست و در مدارج علمی بالاتر فضای علمی، این امر را کم&zwnj;تر می&zwnj;کند. چنان&zwnj;که آمار جرائم بانوان نشان می&zwnj;دهد، معمولا مجرمین کسانی بوده&zwnj;اند که تحصیلات کم&zwnj;تری داشته&zwnj;اند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- نیروی انتظامی در اجرای طرح تا چه حد روی برخورد اسلامی تأکید دارد؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">صددرصد تمامی برخوردها اسلامی است. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b>&nbsp;</b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- یعنی در برخورد با مصادیق، اخلاق اسلامی مقدم بر برخورد قانونی و نظامی بوده است؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بله. ما جلسات متعددی با عالمان بزرگوار داریم که نتیجه&zwnj;ی خوبی در روند بهتر شدن طرح&zwnj;ها داشته است. تمام جلسات ما در روند طراحی و اجرای طرح&zwnj;ها با کمسیون عملیاتی و کمسیون امنیت اخلاقی هماهنگ است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- به نظر شما برخورد ارشادی بهتر است یا قهری؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در مقابله با مصادیق بدحجابی و ایجاد مزاحمت&zwnj;ها، برخوردها ارشادی است؛ ولی اگر عدم اصلاحی ثابت شود، نهایتا به برخورد قهری می&zwnj;رسد. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- نیروها و افسران شما چطور؟ برخورد قهری به&zwnj;کار می&zwnj;برند یا ارشادی؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سعی کرده&zwnj;ایم به شکلی عمل کنیم که چون افراد دوباره به جامعه برمی&zwnj;گردند، اثرات اخلاقی&zwnj; برخوردها بیش&zwnj;تر باشد، که مسلما با برخورد ارشادی به این نتیجه می&zwnj;رسیم. تأکید ما به افسران این است که برخوردها بیش&zwnj;تر ارشادی باشد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- نیروی انتظامی، برای امنیت دیجیتالی چه کارهایی انجام داده؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">ناجا تصمیم به ساخت سایتی دارد که امکان گفتگوی اینترنتی یا چت، و پاسخگویی به مشکلات و سؤال&zwnj;های مردم داشته باشد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- یعنی امنیت دیجیتالی آنلاین ایجاد می&zwnj;شود؟ فکر می&zwnj;کنید تا چه زمانی این سایت راه&zwnj;اندازی می&zwnj;شود؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بله؛ ولی هنوز در حد طرح باقی مانده و اجرای آن با ناجاست. امیدوارم در اولین زمان ممکن راه&zwnj;اندازی شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- اگر دختری در اینترنت با مزاحمت&zwnj;های اخلاقی و شخصیتی مواجه&zwnj;شود، باید به کجا مراجعه کند؟ خصوصا زمانی که به خارج از اینترنت هم کشیده&zwnj; شود؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">به خود ما یا دادستانی مقام قضایی. ما با شماره&zwnj;ی تماس و شناسایی چهره توسط فرد، می&zwnj;توانیم به سرعت پی&zwnj;گیری کنیم.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- تمام این&zwnj;ها امنیت یک دختر از نظر قانونی و یا حقوقی بوده. برای ایجاد امنیت عاطفی دختران، چه راه&zwnj;کارهایی دارید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در معاونت اجتماعی، نیروهایی برای مشاوره اعزام شده&zwnj;اند. روان&zwnj;شناسان توانمندی که وظیفه&zwnj;ی ارشاد پدرانه دارند. تا جایی&zwnj; که حتی گاهی از محبت و دلسوزی پدرانه نیز فراتر رفته است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- اگر امکان دارد، برای توجیه مخاطبان ما، پرونده&zwnj;ی خاصی را تشریح کنید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">متأسفانه اکثر پرونده&zwnj;ها قبیح&zwnj;اند و مشابه. بیش&zwnj;تر سو&zwj;ژه&zwnj;هایی که مربوط به دام افتادن دختران است از دوستی&zwnj;هایی به قصد ازدواج شروع می&zwnj;شود که وقتی برای صحبت به مکان خلوتی کشیده شدند، با تعدی&zwnj;هایی همراه با عکس و فیلم همراه می&zwnj;شود. مسئله&zwnj;ی دوم فراموشی خانواده&zwnj;ها نسبت به این حدیث پربار امام علی(ع) است که فرموده&zwnj;اند: &laquo;فرزند زمانه&zwnj;ی خویشتن باش&raquo;. در حال حاضر چون خانواده&zwnj;ها نیاز دختر 18 ساله خود را مطابق با نیاز 18 سالگی خود می&zwnj;بینند، منجر به این می&zwnj;شود که فرد به دنبال پناهی بگردد. مسئله&zwnj;ی سوم هم زنان شوهرداری هستند که به&zwnj;واسطه&zwnj;ی فقر فرهنگی، زندگی&zwnj;شان به فساد و تباهی کشیده&zwnj; می&zwnj;شود. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- منظور شما از فقر فرهنگی-که آن را عامل فاسد شدن زن شوهردار می&zwnj;دانید- چیست؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">عدم دقت شوهر به مسائل روحی و عاطفی یک زن، تفاوت&zwnj;های فرهنگی&zwnj;ای که توسط خانواده&zwnj;ها دقت نشده و... که البته بنده دلیل عمده&zwnj;اش را دیدن فیلم&zwnj;های مبتذل می&zwnj;دانم؛ چون در یک فیلم خارجی، ارتباط با زن شوهردار به راحتی ایجاد می&zwnj;شود و همین امر باعث تشدید غریزه&zwnj;ی خفته&zwnj;ی زنان می&zwnj;شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- همان&zwnj;گونه که می&zwnj;دانید برخی از دختران ما در خانواده&zwnj;ی خودشان هم احساس امنیت ندارند. شما به عنوان پدر دو دختر، برای ایجاد امنیت دختران&zwnj;تان چه کارهایی انجام داده&zwnj;اید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">تنها کاری که کرده&zwnj;ام این بود که همیشه در جای&zwnj;گاه یک دوست به زوایای درونی شخصیت&zwnj;شان توجه داشته باشم.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- چه پیشنهادی برای دختران جامعه دارید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">پای&zwnj;بندی به مسائل مذهبی و توجه به مشکلات روز جامعه. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">- به عنوان آخرین سؤال، در جای&zwnj;گاه رئیس پلیس امنیت، چه تعریفی از دختر دارید؟</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">موجودی بسیار دوست داشتنی. به معنای واقعی یک حضرت زینب(س) در کنار امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) در کنار پیامبر(ص) و علی بن ابیطالب(ع).</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مصاحبه تمام شد. هم بعد از خداحافظی، هم حین تایپ متن و هم حین ویرایش، لحظه&zwnj;به&zwnj;لحظه سؤالاتی به ذهنم خطور کرد که هر یک به تنهایی کافی بود تا من را از انجام مصاحبه ناراضی کند، و می&zwnj;دانم که بسیاری از شما، منتظر همان سؤال و جواب&zwnj;ها هستید. بهتر بگویم: هزار و یک مدل حرف و سؤال در دلم هست که به&zwnj;خاطر نپرسیدن آن&zwnj;ها افسوس می&zwnj;خورم؛ ولی صد افسوس که دیگر فرصت را از دست داده&zwnj;ام. در این بین اما یک چیز دلگرمم می&zwnj;کند و آن این&zwnj;که شما مخاطبان چارقد سؤال کنید؛ یعنی همه&zwnj;ی آن چیزهایی را که من نپرسیدم و باید می&zwnj;پرسیدم، شما بپرسید تا به&zwnj;دست سرهنگ خراسانی و همکاران&zwnj;شان برسانیم. شاید وقتی دیگر و جایی دیگر پاسخ دادند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">نکته&zwnj;ی آخر این&zwnj;که درست است که تأمین امنیت اجتماعی و عاطفی و خانوادگی وظیفه&zwnj;ی نیروی انتظامی است؛ اما تا ما نخواهیم نمی&zwnj;شود؛ یعنی ما به عنوان بانوان جامعه&zwnj;ی بزرگ ایران خودمان باید بخواهیم. با رفتارمان، با منش و شخصیت&zwnj;مان و با پوشش&zwnj;مان فضایی ایجاد کنیم که هیچ غیری جرأت دست&zwnj;درازی به حریم خصوصی ما را پیدا نکند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در پایان از همه&zwnj;ی کسانی که ما را در انجام این مصاحبه یاری دادند، سپاس&zwnj;گزاری می&zwnj;کنم. خصوصا سرهنگ خراسانی و سرگرد صادقی که صمیمانه وقت خودشان را در اختیار چارقد قرار دادند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>فکر مطمئن،روح آرام</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-11.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.429</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[صدیقه امیری&nbsp;- امنیت! نظرت راجع به امنیت چیه؟ امنیت یعنی چی؟ - یعنی در امان بودن. یعنی مطمئن باشی که چیزی بهت آسیب نمی&zwnj;رسونه.- می&zwnj;تونی بگی آدم از چه نظر باید امنیت داشته باشه؟- خب از نظر جانی، مالی،... دیگه......]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right">صدیقه امیری&nbsp;</p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="450" alt="44.jpg" width="300" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/44.jpg" />- امنیت! نظرت راجع به امنیت چیه؟ امنیت یعنی چی؟ </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- یعنی در امان بودن. یعنی مطمئن باشی که چیزی بهت آسیب نمی&zwnj;رسونه.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- می&zwnj;تونی بگی آدم از چه نظر باید امنیت داشته باشه؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- خب از نظر جانی، مالی،... دیگه... همین دیگه!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- همین؟ فقط همین؟!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- آره دیگه! اگه جونت در امان باشه راحت می&zwnj;ری و میای. مالت هم اگه امنیت داشته باشه، مطمئنی که سرمایه&zwnj;ات همیشه محفوظه. مگه تو نظر دیگه&zwnj;ای داری؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- معلومه! به نظر من فکر و روح انسان هم باید امنیت داشته باشه.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- یعنی چی؟ متوجه منظورت نمی&zwnj;شم.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- بذار برات توضیح بدم. اول از همه مشخصه که یک چیز ارزشمند باید در امان باشه. جان و مال که تو بهش اشاره کردی، توی زندگی چیزای ارزشمندی هستند. من فکر می&zwnj;کنم فکر و روح هم نیاز به امنیت دارند؛ چون خیلی با ارزش&zwnj;اند. البته فکرهای خوب و روح&zwnj;های سالم. این امنیت هم زمانی تأمین می&zwnj;شه که بدونی کسی یا چیزی وجود نداره که بتونه فکر یا روح بیمار رو بهت تحمیل کنه.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- درسته. تا حالا بهش فکر نکرده بودم. نکته جالبیه! فکر می&zwnj;کنی تو جامعه&zwnj;ی امروز ما امنیت فکری و روحی وجود داره؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- از نظر من نه! جامعه&zwnj;ی امروز پر از عواملیه که برای فکر و روح انسان&zwnj;ها مثل سم هستند و می&zwnj;تونند اون&zwnj;ها رو به انحراف و نابودی بکشند. مسائل ناامنی که امروزه می&zwnj;تونند درگیری روحی و فکری ایجاد کنند در سطح جامعه&zwnj;ی ما خیلی زیادند؛ مثل مدگرایی، ترویج زرق&zwnj;وبرق و چشم&zwnj;وهم&zwnj;چشمی، فرهنگ&zwnj;های غلط غربی، افکار سیاسی-اجتماعی ناصحیح، رواج بی&zwnj;مذهبی... و هزار مسأله&zwnj;ی دیگه. وجود همه&zwnj;ی اینا باعث می&zwnj;شه که به این نتیجه برسیم که ما در جامعه از نظر فکری و روحی دارای امنیت کافی نیستیم، که البته این یک پدیده&zwnj;ی طبیعیه. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- خب اگه دقت کنی، برای ایجاد امنیت جان و مال، به هر حال روش&zwnj;هایی وجود داره. تو فکر می&zwnj;کنی روش&zwnj;های ایجاد امنیت روحی و فکری چیه؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- از دید من مهم&zwnj;ترین عامل تأمین کننده&zwnj;ی امنیتِ روح و فکر، خداونده. همون آیه&zwnj;ی معروف &laquo;الا بذکر الله تطمئن القلوب&raquo;! با یادآوری خدا و این&zwnj;که همیشه در برابر او هستیم، می&zwnj;تونیم فکرهای مسموم رو از ذهن&zwnj;مون دور کنیم؛ روح&zwnj;مون رو سالم نگه داریم و امنیت رو برای این دو اصل مهم وجود انسانی&zwnj;مون ایجاد کنیم تا فکرهامون رو به سمت مسائل مهم و اساسی&zwnj;تر زندگی و روح&zwnj;مون رو به سوی مقصد هستی سوق بدیم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- عالیه! هیچ به این مسائل فکر نکرده بودم. کاش همه&zwnj;ی انسان&zwnj;ها به غیر از جان و مال&zwnj;شون به فکر و روح&zwnj;شون هم اهمیت می&zwnj;دادند. اما خب، دنیاست و آدمی&zwnj;زاده دیگه. نمی&zwnj;شه که همه حواس&zwnj;شون به همه جا باشه. بعضی&zwnj;ها گاهی نیاز به تلنگر دارند!</font></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>چه کسی باید شاکی باشد؟!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-10.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.428</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;زینب شریعتی&nbsp;&nbsp;تعلقی که ویژه&zwnj;ات می&zwnj;کند!&nbsp;حالا دو سالی هست هم&zwnj;پای گرم شدن هوا، که مانتوها را نازک&zwnj;تر(!) می&zwnj;کند و شلوارها را کوتاه&zwnj;تر(!!) و شال&zwnj;ها را باریک تر(!!!)، بعضی&zwnj;ها وقتی در خیابان راه می&zwnj;روند، حواس&zwnj;شان عجیب جمع ماشین&zwnj;هایی می&zwnj;شود که عبارت &laquo;گشت...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">زینب شریعتی<br /></font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><b><font size="2">تعلقی که ویژه&zwnj;ات می&zwnj;کند!</font></b></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2"><img height="397" width="405" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/37.jpg" alt="37.jpg" style="margin: 0px 0px 20px 20px; float: right;" class="mt-image-right" />حالا دو سالی هست هم&zwnj;پای گرم شدن هوا، که مانتوها را نازک&zwnj;تر(!) می&zwnj;کند و شلوارها را کوتاه&zwnj;تر(!!) و شال&zwnj;ها را باریک تر(!!!)، بعضی&zwnj;ها وقتی در خیابان راه می&zwnj;روند، حواس&zwnj;شان عجیب جمع ماشین&zwnj;هایی می&zwnj;شود که عبارت &laquo;گشت ارشاد&raquo; روی&zwnj;شان نوشته شده است. حواس&zwnj;شان را جمع می&zwnj;کنند که اگر مانتوی&zwnj;شان کوتاه است یا شال&zwnj;شان نوار پارچه&zwnj;ای باریکی بیش نیست، مسیرشان را حتی اگر بسیار هم دور شود، از جایی ببرند که چشم مجریان طرح ارتقای امنیت اجتماعی، به جمال&zwnj;شان روشن نشود!</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">نه این&zwnj;که این روشن شدن چشم به خودی خود چنین تغییر مسیری را در پی داشته باشد؛ نه! مشکل اتفاقاتی است که پس از این روشنی چشم روی می&zwnj;دهد!...</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">تو شاید در نوجوانی دلت -یا حتی جوانی&zwnj;اش- هوای خیلی از مدها و تیپ&zwnj;ها را در سر داشته باشی و آن&zwnj;قدر غرق این هوای دلت باشی که اصلاً یادت برود تعلقت را به سرزمینی که ویژه&zwnj;ات می&zwnj;کند؛ سرزمینی که ریشه&zwnj;های یکی از اولین تمدن&zwnj;های تاریخی از یک سو، و باورهای آسمانی آخرین دین خدا، از سویی دیگر ویژه&zwnj;اش ساخته است. و حالا شماری از نسل جدیدش بی&zwnj;اعتنا به این قدمت و فرهنگ بالیدنی، چشمش در آن سوی مرزهای جغرافیایی، پی فرهنگ نداشته&zwnj;ی دیگران می&zwnj;گردد.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">در مسیر رسیدن به اوج قله&zwnj;ی پیشرفت، چاهی برای&zwnj;مان کندند و به هزار زیور دروغین زینتش کردند. چاه بود و آسمانش نمایاندند. شاید برای همین هم برخی&zwnj;مان روز به روز بیش&zwnj;تر از جغرافیای مرتفع سرزمین&zwnj;مان، به سراشیبی ابتذال غرب روی آوردیم تا عاقبت رسیدیم به لحظه&zwnj;ی سقوط، انگار. به اردیبهشت هزار و سیصد و هفتاد و شش؛ زمانی که سرانجام یادشان افتاد که باید دستان&zwnj;مان را بگیرند تا سقوط نکنیم، زمانی که پلیس یا همان نیروی انتظامی خودمان، به جای همه&zwnj;ی کم&zwnj;کاری&zwnj;های نهادهای فرهنگی، قدم در راه برخورد پلیسی- البته نه چندان هم پلیسی!- با یکی از فرهنگی&zwnj;ترین مسائل موجود در جامعه گذاشت. نه این&zwnj;قدر هم ساده، که خود شرح مفصلی را می&zwnj;طلبد.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><b><font size="2">فصلی از یک کتاب بلند</font></b></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">12 ساعت ایستادن روی آسفالت داغ خیابان&zwnj;های پایتخت، یا سنگفرش&zwnj;های تابستانی باران&zwnj;خورده&zwnj;اش که باران عطش&zwnj;ناک خورشید همه&zwnj;ی وجود آدم را کویری می&zwnj;کند، تازه شاید فقط یک فصل باشد از داستان بلند &laquo;گشت ارشاد&raquo;...</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">صبح ِ کاری تهران، ساعتی است شروع شده که می&zwnj;رسم به میدان ونک. جایی ثابت برای بچه&zwnj;های گشت ارشاد که البته وقتی دور میدان چرخی می&zwnj;زنم می&zwnj;فهمم که جایی است نه چندان هم ثابت! (بله نیاز به دور زدن نیست که از یک طرف می&zwnj;شود آن طرف میدان را هم دید؛ اما نه وقتی که شهرداری کل میدان را به هم ریخته و برای حفظ جلوه&zwnj;های بصری پایتخت، میدان را نایلون&zwnj;کشی کرده است! بیچاره تهرانی&zwnj;ها! این مهلت تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری کی تمام می&zwnj;شود؟!)</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">هر چه می&zwnj;گردم خبری از دوستان ارشادی&zwnj;مان نیست. از یکی از مأموران راهنمایی و رانندگی سراغ&zwnj;شان را می&zwnj;گیرم. مأمور نگاهی مظلومانه می&zwnj;اندازد که:</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- چرا می&zwnj;پرسید؟ به&zwnj;خاطر آن خانم می&zwnj;گویید؟</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">با چشمانم حتی رد دستش را هم نمی&zwnj;گیرم تا نگاهم به آن خانم برسد که بسیار دیدم&zwnj;شان! انگیزه&zwnj;ام را کوتاه برایش می&zwnj;گویم و به سمت میدان ولی عصر راه می&zwnj;افتم.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">دو خانم از مجریان طرح ارتقای امنیت اجتماعی، گوشه&zwnj;ی پیاده رو ایستاده&zwnj;اند و حواس&zwnj;شان جمع نوع پوشش خانم&zwnj;هاست. هر از چند گاهی هم تذکری می&zwnj;دهند که فرد، اشکال موجود را برطرف کند؛ اما مشکل این&zwnj;جاست که اغلب این موارد، نوع پوشش&zwnj;شان به گونه&zwnj;ای است که در همان لحظه درست نمی&zwnj;شود. پهنای شال وقتی به یک وجب هم نمی&zwnj;رسد، شلوار وقتی یک وجب بالای مچ پا باشد، مانتو وقتی چند وجب بالای زانو باشد، در آن لحظه چه می&zwnj;شود کرد؟!</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">نتیجه آن&zwnj;که فرد مورد نظر به درون ماشین گشت هدایت می&zwnj;شود. ماشینی که برای حفظ حرمت افراد، شیشه&zwnj;هایش دودی است و شاید عجیب کُنجت را کاو کند برای سرک کشیدن به درونش!</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">مأمور گشت ارشاد، خانمی را به سمت ماشین هدایت می&zwnj;کند. دختر جوانی از داخل پیاده&zwnj;رو مقداری زباله برمی&zwnj;دارد و به سمت مأمور گشت پرتاب می&zwnj;کند! هنوز افراد حاضر، اعم از من و گشت ارشادی&zwnj;ها و خانم بدحجاب و... بُهت حاصل از زشتی کار دختر جوان را حتی با فشارآوردن بسیار به سلول&zwnj;های خاکستری مغزمان، هضم نکرده&zwnj;ایم که دخترک فریاد می&zwnj;کشد: &laquo;نرو داخل ماشین، نرو...&raquo;! بعد هم سریع&zwnj;تر از آمدنش می&zwnj;رود.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">و این تازه یکی از ده&zwnj;ها برخوردی است که ممکن است روزهای گرم ارشادی&zwnj;ها را خط&zwnj;خطی کند! </font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: center;" dir="rtl"><img height="355" width="220" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/42.jpg" alt="42.jpg" class="mt-image-none" />&nbsp;<img height="355" width="232" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/43.jpg" alt="43.jpg" class="mt-image-none" /></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><b><font size="2">پای حرف&zwnj;های کوتاه یک ارشادی!</font></b></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">می&zwnj;روم سراغ مأمور ارشاد. حدوداً سی سال دارد و چادر ملی پوشیده و از برخورد برخی از مردم ناراضی است:</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- شنیدن ناسزا و توهین سخت است؛ اما این افراد آن&zwnj;قدر در اقلیت هستند که چندان به حساب نمی&zwnj;آیند. همه&zwnj;ی توهین&zwnj;های این جماعت فراموش&zwnj;مان می&zwnj;شود آن وقتی که مادری برای امنیت بیش&zwnj;تر دخترش از ما تشکر می&zwnj;کند. مردم معمولاً خود را بدون ایراد می&zwnj;بینند و دوست ندارند کسی عیب&zwnj;های آنان را بگوید. بدیهی است واکنش این قشر به تذکرات ما، آمیخته&zwnj;ای از فریاد و توهین و در بهترین حالت، تقابل مؤدبانه است.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">از آموزش&zwnj;های ویژه&zwnj;ای که برای حضور در این طرح دیده است، می&zwnj;پرسم و جواب می&zwnj;شنوم که:</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">- ابتدا مواردی که نیاز به تذکر دارد، به ما گفته می&zwnj;شود؛ مانتوی تنگ و کوتاه، شال باریک، مدل&zwnj;های موی خارج از شئونات جامعه، شلوار کوتاه، آرایش&zwnj;های غلیظ و...، بعد هم نوع تعامل و برخورد با این افراد گفته می&zwnj;شود و روند اجرای کار.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">دلم می&zwnj;خواهد بیشتر بپرسم، اما راستش همین چند کلام را هم دور از چشمان جناب سروان پرسیده&zwnj;ام که همان ابتدای آمدنم تذکر می&zwnj;دهد که نمی&zwnj;توانم در حین خدمت با مأمورین&zwnj;شان مصاحبه کنم. اصرارهایم هم، نتیجه&zwnj;ای در پی ندارد. انگار که راهی ندارم جز رفتن. در مسیر رفتنم، کمی هم به آن سوی قضیه فکر می&zwnj;کنم...</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><b>&nbsp;</b></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><b><font size="2">چه کسی کم&zwnj;فروشی کرد؟</font></b></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">... کمی هم به آن سوی قضیه فکر می&zwnj;کنم؛ دخترانی که کم&zwnj;تر کسی برای&zwnj;شان صمیمانه، از حجاب اسلامی و هویت ملی حرفی زده است، جوانانی که در غفلت و کوتاهی بزرگان&zwnj;مان، سرشان گرم دعواهای آبی-قرمز و راست و چپ و رپ و هوی&zwnj;متال و... شد. و راستش من، اگر نماینده&zwnj;ای باشم از نسل جدید، ادعایم را فریاد می&zwnj;زنم که در این شلوغی حرف&zwnj;های ریز و درشت، این منی که همه متهمم می&zwnj;کنند، شاکی اصلی&zwnj;ام! می&zwnj;پرسید چرا؟ می&zwnj;گویم&zwnj;تان: </font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">هشت سال-سال های خردسالی&zwnj;ام&zwnj;- عاشقانه دفاع کردید، چاره&zwnj;ای هم نبود. و در آن هیاهوی تجاوز وحشیانه، هیچ&zwnj;کس فرصت سرزدن به اندیشه&zwnj;های نوپای مرا نداشت. هشت سال بعد &ndash;سال&zwnj;های نوجوانی&zwnj;ام- فقط حرف سازندگی بود. همه&zwnj;ی اندیشه&zwnj;های آرمان&zwnj;گرایانه زمان دفاع هم از نو ساخته شد! همه غرق توسعه&zwnj;ی اقتصادی شدید. و هشت سال بعدتر- سال&zwnj;های جوانی&zwnj;ام- همه چیز، حتی همان توسعه&zwnj;ی اقتصادی را که به بهای از دست دادن عاشقانه&zwnj;های&zwnj;مان، به&zwnj;دست آورده بودیم (به&zwnj;دست آورده بودیم؟!)، به پای توسعه&zwnj;ی سیاسی فدا شد. آخر هم این تئوری&zwnj;پردازی&zwnj;های تقدم توسعه&zwnj;ی سیاسی بر اقتصادی و بالعکس، گرچه برای ما آب نداشت، برای دشمنان&zwnj;مان نان که داشت هیچ، آب گل&zwnj;آلود تفرقه&zwnj;ی ما هم بود که از آن ماهی&zwnj;های درشت&zwnj;درشت صید کنند. و این&zwnj;گونه شد که دستان خالی از توسعه&zwnj;ی فرهنگی مرا-همان که نبودنش، گویا تنها در ذهن من بحران آفریده بود- دیگران با فرهنگ نداشته&zwnj;شان پر کردند و این شبیخون فرهنگی اصلاً خواب آرام&zwnj;تان را آشفته نکرد. اگر سردار نیروی انتظامی، به امنیت ما نمی&zwnj;اندیشید، شما هنوز هم در بی&zwnj;راهه&zwnj;ی تغافل، خفته بودید. این روزها، اما به منزل آخر رسیده&zwnj;ایم. یعنی &laquo;برخورد پلیسی با مقوله&zwnj;ی حجاب&raquo;! بر نیروی انتظامی خرده&zwnj;ای که نیست هیچ، بازوان آن نیروی رشید را می&zwnj;بوسیم که بار همه&zwnj;ی کم&zwnj;کاری&zwnj;ها و بی&zwnj;کاری&zwnj;ها و بدکاری&zwnj;ها را یک&zwnj;تنه بر دوش خسته&zwnj;اش می&zwnj;کشد. در حیرتم از شما که در این منزل آخر هم که سر از برف بیرون آورده&zwnj;اید، به جای شماتت خویش در پی سال&zwnj;ها کم&zwnj;فروشی فرهنگی، هنوز با همان اعتماد به نفس بالا-که دیگر اسمش اعتماد به نفس نیست- از کار فرهنگی سخن می&zwnj;گویید! قرار بود نیروی انتظامی کار پلیسی کند و شما کار فرهنگی؛ خودتان قضاوت کنید، چه کسی کم&zwnj;فروشی کرد؟!</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;<img height="391" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/41.jpg" alt="41.jpg" style="margin: 0px auto 20px; display: block; text-align: center;" class="mt-image-center" /></div><p>&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>داداش دارم، شاه نداره!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-9.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.427</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[زهرا باقریمترو نقص فنی پیدا کرده بود و ما همه مجبور بودیم چند دقیقه بیش&zwnj;تر، زمان را در واگن&zwnj;های قطار تحمل کنیم. بنابر نظر دانشمندان در عصر سرعت (عصر حاضر)، &zwnj;آزاردهنده&zwnj;تر و زجرآورتر از منتظر ماندن برای جوشیدن شیر یخ...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: justify"><font size="2">زهرا باقری<br /></font><font size="2">مترو نقص فنی پیدا کرده بود و ما همه مجبور بودیم چند دقیقه بیش&zwnj;تر، زمان را در واگن&zwnj;های قطار تحمل کنیم. بنابر نظر دانشمندان در عصر سرعت (عصر حاضر)، &zwnj;آزاردهنده&zwnj;تر و زجرآورتر از منتظر ماندن برای جوشیدن شیر یخ زده بر روی گاز و ایستادن در قطار درون&zwnj;شهریِ دچار نقص فنی شده&zwnj; و پختن غذا برای داداش، وجود ندارد؛ که اولی امنیت روانی آدم را مختل می&zwnj;کند، چون هیچ معلوم نیست که الان می&zwnj;جوشد یا دو دقیقه&zwnj;ی دیگر! و دومی امنیت شغلی&zwnj;ات را به خطر می&zwnj;اندازد، چون طبق آن&zwnj;تایم بودن قطارها برنامه&zwnj;ریزی کرده&zwnj;ای که 5 دقیقه&zwnj;ی دیگر در اداره هستی؛ اما با نقص فنی قطار معلوم نیست چند دقیقه&zwnj;ی دیگر می&zwnj;توانی به سرِ کارت برسی و به گناه نکرده احتمال توبیخ داری. و سومی امنیت عاطفی&zwnj; را به خطر می&zwnj;اندازد؛ چون وقتی از تو توقع تخم&zwnj;مرغ پختن برای داداش را دارند، احساس کوزت را پیدا می&zwnj;کنی!</font></p><p style="text-align: justify"><font size="2"><img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="349" alt="35.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/35.jpg" /></font></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اما در قطارِ دچار نفص نفی شده&zwnj;، نمی&zwnj;توان بی&zwnj;کار ماند؛ چراکه شاید دو ربع یا سه ربع، باید معطل تعمیر باشی. هم&zwnj;قطاران یکی&zwnj;یکی به در و دیوار نگاه می&zwnj;کردند و یا دوتا دوتا حرف می&zwnj;زدند. درهای قطار باز بود و هرکس که می&zwnj;خواست می&zwnj;توانست محل را ترک کند، اما کم&zwnj;تر کسی چنین کاری را می&zwnj;کرد؛ چون جرأت ریسک پایین است؛ شاید همین الان نقص برطرف شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">آرام&zwnj;آرام هم&zwnj;همه&zwnj;ای یک&zwnj;دست بر تمام واگن آخر قطار درون&zwnj;شهری در حال سایه&zwnj;افکنی بود که یک&zwnj;دفعه صدای صحبت دو نفر که اول درگوشی و حالا بلند&zwnj;بلند حرف می&zwnj;زدند، بقیه را هم به شرکت و یا حداقل گوش دادن به جریان گفتگو کشاند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">دو خانم میان&zwnj;سال -که معلوم بود خیلی سعی می&zwnj;کردند جوان&zwnj;پسند باشند، اما نبودند!-&zwnj; با خوش&zwnj;حالی آزاردهنده&zwnj;ای، موضوعی را برای صحبت انتخاب کرده بودند که بیش از پیش جو را مسموم می&zwnj;کرد.&zwnj; موضوعی آزاردهنده مبنای صحبت&zwnj;های بی&zwnj;اساس&zwnj;شان بود. در مورد موجوداتی حرف می&zwnj;زدند که در اصل وجودی&zwnj;شان اختلاف است و مفید بودن یا نبودن&zwnj;شان هنوز برای خیلی&zwnj;ها جای اشکال دارد!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در مورد داداش!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">هر چند که اصلا علاقمند به صحبت و نقد و نظر در مورد آن موجودات (برادرها) نیستم، اما بهتر از نگاه کردن به در و دیوار خالی از تنوع و ذوق و سلیقه&zwnj;ی ایرانی&zwnj;ها بود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اولین خانمی که تا آخر هم اسمش را متوجه نشدم و مجبور بودم برای اشتباه نگرفتن با طرف صحبتش، رنگ روسری&zwnj;اش را ملاک قرار دهم، روسری نیلی&zwnj;ای به سر کرده بود و در مدت حرف زدن هم مدام از روسری&zwnj;اش تعریف می&zwnj;کرد که بعد از سال&zwnj;ها چشم&zwnj;انتظاری برایش&zwnj; آورده بودند. او حسرت&zwnj;خور وجود داداش بود و می&zwnj;گفت اگر حداقل یکی داشتم، کم&zwnj;ترین کاری که می&zwnj;کرد این بود که هر عید برایم روسری می&zwnj;خرید!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">طرف صحبتش هم روسری شیری&zwnj;ای به سر داشت و شاکی از وجود برادری بود که نشده حداقل یک&zwnj;بار برایش حتی کوفت بگیرد! و انگار آمده بود روسری&zwnj;نیلی را به خوشبخت بودنش آگاه کند!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2"><img class="mt-image-right" style="float: right; margin: 0px 0px 20px 20px" height="468" alt="34.jpg" width="343" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/34.jpg" />بعضی&zwnj;ها واقعا قدر نعمت&zwnj;هایی که دارند را نمی&zwnj;دانند. وقتی برادر نداری، حداقل امنیت غذای&zwnj;ات تأمین است! دیگر نیازی نیست شام بپزی، چون دیگر کسی نیست که داد و هوار کند و شام بخواهد. بابا هم مطیع جمع است و هر از گاهی با کودتای خاموش، شام خواستن را حداقل برای 4 ماه فراموش می&zwnj;کند. البته امنیت غذایی فقط شام پختن نیست، بلکه در زیاد و کم خوردن هم رقیب نداری تا استخوان&zwnj;ها را بقاپد و برنج بیش&zwnj;تر را برای خودش بردارد و اول از همه میوه&zwnj;ها را تست کند و کیک تولدت را ناخونک بزند. بی&zwnj;برادر یعنی به تمام معنا شهر دست زنان! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">البته روسری&zwnj;نیلی حرف خوبی زد؛ از امنیت اجتماعی&zwnj;ای گفت که با وجود برادر به 200 درصد می&zwnj;رسد. وقتی در خیابان&zwnj;ها با او راه می&zwnj;روی، وقتی دیر از سرکلاس یا کار برمی&zwnj;گردی، او مثل یک آدم وظیفه&zwnj;شناس در ایستگاه منتظرت ایستاده. هرچند که با یک مَن عسل هم نمی&zwnj;توانی قیافه&zwnj;اش را هضم کنی، اما حداقل خیالت راحت است که تا منزل اتفاق خاصی نمی&zwnj;افتد. و وقتی برای خرید کالایی -مخصوصاً طلا!- گران&zwnj;فروشی کنند، وجود برادر است که تضمین بقای جیب خواهر است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">روسری&zwnj;شیری در جواب می&zwnj;گفت:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- دل خوش سیری چند؟ همان برادر است که می&zwnj;گوید به من چه! &zwnj;خودت مسئول زندگی&zwnj;ات هستی!&zwnj; چه امنیت اجتماعی&zwnj;ای؟ (البته بحث داشت کم&zwnj;کم بوی سیاسی به خودش می&zwnj;گرفت که با تأیید حرف&zwnj;های روسری&zwnj;شیری از سوی جمعیتِ همیشه در مترو ایستاده، نیلی به فکر فرو رفت!) </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">ولی من با وجود علاقه&zwnj;های خاص خودم نسبت به جنبش زنان، در تمام مقاطع تحصیلی، اجتماعی، سیاسی، هنری، ورزشی و... معتقدم که حرف نیلی تا حدی صحیح بود. خواهش می&zwnj;کنم رگه&zwnj;های فمنیستی&zwnj;تان بالا نزدند که مال من از همه&zwnj;ی شما کلفت&zwnj;تر است. بحث پایین بودن اعتمادبه&zwnj;نفس نیست. حداقل در جاهایی که من می&zwnj;شناسم، وجود برادر در کنار خواهر از این جهت&zwnj;ها، امنیت را بالا می&zwnj;برد&zwnj;؛ بقیه&zwnj;ی جهت&zwnj;ها را نمی&zwnj;دانم!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">امنیت عاطفی سومین بحث محوری آن&zwnj;ها بود. نیلی می&zwnj;گفت:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- داداش داری یعنی کسی گوش شنوا دارد که حرف&zwnj;هایت را گوش کند و درددل&zwnj;هایت را بشنود؛ البته تا وقتی که زن ندارد! زن&zwnj;دار که شد این وظیفه، محول به برادر بعدی می&zwnj;شود. چون او الان زندگی خودش را با مشکلات و حرف&zwnj;های تو قاطی می&zwnj;کند و دودش به چشم خودت می&zwnj;رود!&zwnj;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">شیری مخالف بود؛ چراکه همین&zwnj;ها هستند که مانع حقیقی پیشرفت، رشد و حرکت&zwnj;اند. چون تخصیص امکانات طبیعی؛ مثل پول به اندازه&zwnj;ی مکفی، موبایل و اجازه&zwnj;ی رانندگی با ماشین بابا، از اول تاریخ به نام آن&zwnj;ها سند خورده است. هر کاری هم که آبجی می&zwnj;خواهد انجام بدهد، اجازه&zwnj;ی داداش بعد از بابا و مامان شرط است!&zwnj;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اما نیلی، حسرت&zwnj;زده&zwnj;ی داشتن یک سایه&zwnj;ی تقویتی حمایت عاطفی بر روی سرش بود! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">و من هم با هر دو موافقم!&zwnj; البته هرکدام از جهاتی. به جهت آشنا بودن به چم&zwnj;وخم جاده&zwnj;ی اجتماع، راهنمایی&zwnj;ها و مشاوره&zwnj;های بی&zwnj;غرض داداش بزرگ&zwnj;تر خیلی راه&zwnj;گشا است؛ اما وقتی تعصب یا کم&zwnj;تجربگی جلوی چشمان&zwnj;شان را بگیرد(!) خر ما از کره&zwnj;گی دم نداشته باشد بهتر است! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بحث امنیت اقتصادی خیلی داغ بود؛ به&zwnj;قدری که رشته&zwnj;ی کلام از دست آن دو نفر دررفت! یکی گفت:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- من داداش دارم. خودم هم برایش خانه و ماشین ردیف &zwnj;کردم. وقتی داری، قدرش را نمی&zwnj;دانی! همین که هست و امنیت اجتماعی&zwnj;ات را حفظ کرده، به کل دنیا می&zwnj;ارزد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">و جوابش را خانمی از ته واگن با دادوفریاد داد که:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- آدم پول تو جوب بریزه بهتره تا بده دست داداشش!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">و من هم یاد داداشم افتادم که هروقت پول خواستم بهم داده، و هروقت خواسته بهش دادم! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مسیر گفتگو از امنیت شغلی داشت به جاهای حساس و جالبش، یعنی امنیت خانوادگی در سایه&zwnj;ی حمایت خانواده در گرفتن زن، و شوهر کردن، و حق طلاق برای آقایان و نفقه&zwnj;ی خانم&zwnj;ها، و نقش برادر به عنوان برادرخانم در مقابل شوهر می&zwnj;رسید که صدای راننده&zwnj;ی قطار که مدام تکرار می&zwnj;کرد: &zwnj;&laquo;داداش&zwnj;دارها و ندارها! ایستگاه&zwnj;های دیگه رو تا میدون امام خمینی نمی&zwnj;ایستیم، دیره!&raquo; تمرکز همه را به&zwnj;هم ریخت.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سرنشینان خودشان را بی&zwnj;توجه به معجزه&zwnj;ی خودکار بر روی ورق من نشان می&zwnj;دادند؛ اما در تمام این مدت، تیر نگاه&zwnj;شان را بر روی خطوط دفترم حس می&zwnj;کردم! احساس کردم که امنیت فردی&zwnj;ام در خطر است و به همین خاطر مجبور شدم دفتر و دستکم را جمع کرده، به اطراف نگاه کنم! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">تقریبا&zwnj; تمام واگن، از بودن و یا نبودن امنیت در تمام ابعاد فردی، اجتماعی و ملی&zwnj;اش صحبت می&zwnj;کردند و چه جالب بود که دیگر اصلا حرفی از داداش نبود!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>بگیر و ببند</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-8.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.426</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[فاطمه پویانی&nbsp;شبیه عدد یک بود؛ باریک و لاغر مردنی! ولی &nbsp;دوستش شبیه پنج بود؛ تپل مپل و بامزه!خبرنگاری که ریاضی خوانده باشد همه را شکل اعداد و فرمول می&zwnj;بیند! جلو رفتم کارتم را نشان دادم و گفتم: &laquo;ببخشید! می&zwnj;شه وقت&zwnj;تون...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right">فاطمه پویانی&nbsp;<br /><font size="2">شبیه عدد یک بود؛ باریک و لاغر مردنی! ولی <span id="1221905813293S" style="display: none">&nbsp;</span>دوستش شبیه پنج بود؛ تپل مپل و بامزه!</font></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: right; text-kashida: 0%"><font size="2"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="437" alt="33.jpg" width="285" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/33.jpg" />خبرنگاری که ریاضی خوانده باشد همه را شکل اعداد و فرمول می&zwnj;بیند! جلو رفتم کارتم را نشان دادم و گفتم: &laquo;ببخشید! می&zwnj;شه وقت&zwnj;تون رو بگیرم؟!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">عدد یک نگاهی به دور و اطراف انداخت و گفت: &laquo;ببخشید اگه وایسم، اونا حالمو می&zwnj;گیرن! بی&zwnj;خیال! این همه آدم!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">نگاهی به جایی که او اشاره کرده بود انداختم. مأمورین گشت ارشاد سر چهارراه ایستاده بودند. همان&zwnj;جا ایستادم نگاه&zwnj;شان کردم. جوان&zwnj;هایی که از کنار آن&zwnj;ها رد می&zwnj;شدند حسابی سر به زیر بودند؛ از چند متر جلوتر به وضع&zwnj;شان می&zwnj;رسیدند، موهای&zwnj;شان را می&zwnj;پوشاندند، لباس&zwnj;شان را مرتب می&zwnj;کردند، جوراب می&zwnj;پوشیدند!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">دستی به شانه&zwnj;ام خورد. پشت سرم را نگاه کردم. عدد پنج بود. لبخند زد. گفت: &laquo;خانومی! قند دارید؟!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با تعجب گفتم: &laquo;نه! ولی توی خانواده&zwnj;مون سابقه&zwnj;اش هست. چطور؟! شما پزشک&zwnj;اید؟!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">عدد یک گفت: &laquo;برو بابا! شادی بیا بریم. این تو باغ نیست!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">من دو تا قند بیش&zwnj;تر نمی&zwnj;شناختم. اگر منظورش دیابت نبوده حتما... قدم&zwnj;هایم را تندتر برداشتم و گفتم: &laquo;شادی خانوم! ... خانومی!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سرش را برگرداند. بسته قند و چای کیسه&zwnj;ای را از کیفم بیرون کشیدم و گفتم: &laquo;ناقابل! روزه بودم نخوردم. قسمت شماست. راستی چطور تو این هوا هوس چایی کردید؟!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">عدد یک جلو پرید و گفت: &laquo;بده من قندو!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با عجله قند را از دستم قاپید. روی ناخن&zwnj;هایش کشید. از صدای خش&zwnj;خش این کار چندشم شد. آدرس را از کیفم درآوردم. سرم را نزدیک باجه&zwnj;ی بلیط&zwnj;فروشی بردم و گفتم: &laquo;آقا چطوری می&zwnj;تونم برم؟&raquo; </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مرد حتی سرش را بلند نکرد. غرغرکنان گفت: &laquo;به من چه! مگه کاغذ رو نخوندی؟ ما که اطلاعات نیستیم. آخه تو...&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">از باجه دور شدم. دو نفر پابه&zwnj;پای من می&zwnj;آمدند. قدم&zwnj;هایم را تندتر کردم. با صدای کلفتی گفت: &laquo;خانومی در رکاب باشیم! کجا تشریف می&zwnj;برین؟ یه بستنی بخوریم بعد!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">از این تندتر نمی&zwnj;توانستم راه بروم. نفسم بند آمده بود. یکی از آن&zwnj;ها گفت: &laquo;ایول! حامد ایول!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">دیگری گفت: &laquo;ایول به خودت قناری!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اما اولی حسابی دست&zwnj;پاچه شده بود. از صدای تق معلوم بود که زده پس کله&zwnj;ی دوستش! من که نگاه&zwnj;شان نکردم زده یا نه! ولی آن یکی داد زد: &laquo;هو! چته!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اولی گفت: &laquo;بابا می&zwnj;گم ایول! گشت ایول! اون&zwnj;وره بدبخت شدیم!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">ماشین جلوی پای&zwnj;مان ترمز کرد. خانومی چادری پیاده شد. نگاهی به من انداخت و گفت: &laquo;مزاحمت شدن؟!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سرم را به علامت &laquo;نه&raquo; تکان دادم. شاید چون دلم برای&zwnj;شان می&zwnj;سوخت. مرد از ماشین پیاده شد. دفتری را جلوی دو نفر گذاشت و گفت: &laquo;بنویسید! آدرس اون آرایشگاهی رو که موهاتون رو این&zwnj;جوری خروسی زده!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">نگاه&zwnj;شان کردم. راست می&zwnj;گفت. شبیه دو تا جوجه&zwnj;خروس بودند. شاید هم شبیه نماد انتگرال! نه؛ یکی&zwnj;شان سیزده بود، آن یکی نه&zwnj;و&zwnj;هفتادوپنج&zwnj;صدم! از آن نمره&zwnj;هایی که اگر بگیری حالت به&zwnj;هم می&zwnj;خورد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مأمور گشت نگاهی به سیزده انداخت و گفت: &laquo;این تی&zwnj;شرت چیه پوشیدی؟ می&zwnj;دونی این کلمه که روش نوشته یعنی چی؟!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سیزده خندید و گفت: &laquo;به من چه که یعنی چی!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مرد نگاهی به من انداخت. سرش را نزدیک گوش سیزده برد. هرچه تقلا کردم، صدای&zwnj;شان را نشنیدم. سیزده کنار جوی نشست و گریه کرد. چیزی به نه&zwnj;وهفتادوپنج&zwnj;صدم گفت. حال و روز او هم فرقی با سیزده نداشت. هرچند نمره&zwnj;های خوبی نبودند؛ اما مرد بودند. گریه&zwnj;ی مردها همیشه تأثربرانگیز است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">کاغذ را جلوی زن گرفتم و گفتم: &laquo;می&zwnj;دونم وظیفه&zwnj;تون نیست؛ اما می&zwnj;شه راهنمایی&zwnj;م کنین!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">زن نگاهی به کاغذ انداخت. کارتم را جلویش گرفتم و گفتم: &laquo;خبرنگارم! اینم مجوزم. اتفاقا موضوع گزارشم امنیت اجتماعیه!&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">زن لبخند زد و گفت: &laquo;راهی نیست. یه چارراه بالاتر. ما هم اون&zwnj;جا می&zwnj;ریم. نمی&zwnj;خوای تو گزارشت از ما چیزی بنویسی؟! بیا بالا تو راه با هم حرف می&zwnj;زنیم.&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در را که باز کردم، عدد یک را دیدم که با چشم&zwnj;های گرد شده نگاهم می&zwnj;کرد. از آن موقع تا حالا توی سوپری بودند. به شانه&zwnj;ی دوستش زد و گفت: &laquo;شادی اینو دیگه برا چی دستگیرش کردن؟ ببین چقدر الکی الکی گیر می&zwnj;دن!؟&raquo; </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>مشکلاتی که سال‌هاست حل‌نشده باقی مانده</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-7.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.425</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;نوشین مروت&laquo;جری&zwnj;آن&raquo; یک زن درد کشیده است. درد کشیدن را یاد گرفته و کتک خوردن و ناسزا شنیدن را تحمل می&zwnj;کند. او می&zwnj;گوید آن&zwnj;قدر او را شستشوی مغزی داده بودند که تمام آزارهای روحی و جسمی را که به او...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: justify;"><font size="2"><span style="display: inline;" class="mt-enclosure mt-enclosure-image">&nbsp;</span></font></p><p style="text-align: justify;"><font size="2">نوشین مروت<br />&laquo;جری&zwnj;آن&raquo; یک زن درد کشیده است. درد کشیدن را یاد گرفته و کتک خوردن و ناسزا شنیدن را تحمل می&zwnj;کند. او می&zwnj;گوید آن&zwnj;قدر او را شستشوی مغزی داده بودند که تمام آزارهای روحی و جسمی را که به<img height="256" width="210" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/31.jpg" alt="31.jpg" style="margin: 0px 20px 20px 0px; float: left;" class="mt-image-left" /> او می&zwnj;رسید حق خود، و خود را مقصر اصلی می&zwnj;دانست. او شخصیت و استقلال خویش را فراموش کرده بود؛ اما آن کبودی بالای ران دختر کوچکش که حکایت از آزار و اذیت توسط پدرش داشت، بالاخره طاقت او را طاق کرد.</font></p><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">هفت سال از ازدواج جری گذشته بود و او دو دختر سه و پنج ساله داشت. شوهرش ابتدا به او آزار نمی&zwnj;رساند و فقط او را تحت کنترل داشت. اما پس از گذشت مدتی، این کنترل&zwnj;ها منجر به کبودی زیر چشم و پارگی لبش شد. او تمام این رفتارهای وحشیانه را تحمل می&zwnj;کرد؛ چون فکر می&zwnj;کرد حتما کار اشتباهی کرده که این&zwnj;گونه کتک می&zwnj;خورد. تا این&zwnj;که یک شب، در خانه&zwnj;ی دوستش ماند و صبح روز بعد وقتی به خانه رفت، متوجه&zwnj;ی کبودی بدن دختر پنج ساله&zwnj;اش شد که گریه&zwnj;کنان خود را در آغوش او انداخت. جری می&zwnj;گوید: &laquo;من گریه کردم و آن&zwnj;وقت بود که فهمیدم این آزار و اذیت&zwnj;ها فقط متوجه من نیست. بچه&zwnj;هایم هم در معرض خطرند&raquo;.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">در پی تحقیقی که اخیرا توسط مرکز ارتقاء زنان در آمریکا (<span dir="ltr">CAW</span>) برای پی بردن به موقعیت و شرایط زنان در جامعه، بر روی 2329 زن صورت گرفت، بیش&zwnj;تر از 93% از زنان، وقتی که از آنان پرسیده شد مهم&zwnj;ترین مشکلی که در جامعه با آن مواجه&zwnj;اند چیست، پاسخ داده بودند: خشونت&zwnj;های خانوادگی و تجاوزات جنسی. این زنان همچنین دومین مشکل خود را نابرابر بودن حقوق و دست&zwnj;مزدشان نسبت به مردان عنوان کرده بودند.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">زنان همواره در معرض آزار و اذیت بوده&zwnj;اند. این آزارها شامل آزارهای زبانی، فیزیکی، روحی-احساسی، کنترل&zwnj;های رفتاری و مالی، خیانت و مالکیت بر آن&zwnj;هاست که موجب برانگیخته شدن ترس و دلهره در آنان شده است. این احساس ناامنی عواقب بدی در زندگی آنان دارد و باعث کاهش توانایی&zwnj;ها و قابلیت&zwnj;های آن&zwnj;ها در خانه، جامعه، و محل کار می&zwnj;شود. در جوامع غربی حملات مکرر جنسی به زنان، به&zwnj;صورت امری عادی و رایج درآمده، و حتی در میان طبقات حاکم نیز شیوع پیدا کرده است. مسلم است که وقتی جامعه&zwnj;ای زن را در موقعیتی ضعیف و زیردست قرار می&zwnj;دهد، انتظار این&zwnj;گونه رفتارهای تهاجمی را نیز باید داشت. تمام زنان و مخصوصا زنان شاغل، با این مشکلات مواجه&zwnj;اند. بسیاری از این آزارهای جنسی معمولا گزارش نمی&zwnj;شوند؛ چراکه قربانیان می&zwnj;ترسند که مورد انتقام متجاوزین قرار گیرند و ترجیح می&zwnj;دهند در این مورد سکوت کنند.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><img height="332" width="500" style="margin: 0pt auto 20px; text-align: center; display: block;" class="mt-image-center" src="http://www.4ghad.com/p7/amniat/khoshunat.jpg" alt="khoshunat.jpg" /><font size="2">مشکل تجاوز به زنان به حدی رسیده است که آنان مجبور شده&zwnj;اند برای دفاع از خود به حیوانات خانگی پناه ببرند. اخیرا یک آکادمی کانادایی اعلام کرده است زنانی که مورد سوء استفاده&zwnj;ی جنسی قرار می&zwnj;گیرند، اغلب تمایل به داشتن سگ دارند تا از آنان مراقبت کنند. دکتر امی فیتگرالد، روانشناس و استاد یکی از دانشگاه&zwnj;های کانادا، می&zwnj;گوید: &laquo;تحقیقات در این مورد نشان می&zwnj;دهد که داشتن حیوانات خانگی توسط زنانِ آزار دیده، مانع از خودکشی آنان می&zwnj;شود. بعد از آزار، برخی از زنان قصد خودکشی دارند؛ اما بعد به حیوانات خانگی خود دل&zwnj;خوش می&zwnj;کنند و باور می&zwnj;کنند که این حیوانات آن&zwnj;ها را حفظ خواهند کرد و این تعجب&zwnj;آور است&raquo;. او معتقد است حیوانات خانگی به زنان آزاردیده روحیه&zwnj;ی دفاع کردن از خود می&zwnj;دهند و به همین دلیل، گاهی آن&zwnj;قدر به حیوانات خود وابسته می&zwnj;شوند که جدا کردن حیوان&zwnj;شان از آن&zwnj;ها، مانند جدا کردن فرزندشان است.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl"><font size="2">البته این حقیقت نیز وجود دارد که همیشه فقط زنان، قربانیان خشونت نیستند. مردان نیز از لحاظ احساسی و جسمی مورد سوء استفاده قرار می&zwnj;گیرند. آمار نشان می&zwnj;دهد که حدود 30% از خشونت&zwnj;های خانوادگی، سوء استفاده&zwnj;ی زنان از مردان است که شامل کتک خوردن و مجبور کردن مردان به رابطه&zwnj;ی جنسی است.</font></div><div style="line-height: 150%; text-align: justify;" dir="rtl">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>تفریحات مرگ‌بار</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-6.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.424</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[ندا احسان بخشروزهای گرم و طولانی و داغ تابستان&nbsp;کم&zwnj;کم به پایان خود رسیده&nbsp;و بی&zwnj;کاری و بی&zwnj;برنامگی، قشر عظیمی از جامعه، خصوصا کودکان و نوجوانان را سردرگم کرده است. این روزها هر کسی به یک شکل خود را سرگرم می&zwnj;کند؛ عده&zwnj;ای...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: justify"><font size="2">ندا احسان بخش</font><br /><font size="2">روزهای گرم و طولانی و داغ تابستان&nbsp;کم&zwnj;کم به پایان خود رسیده&nbsp;و بی&zwnj;کاری و بی&zwnj;برنامگی، قشر عظیمی از جامعه، خصوصا کودکان و نوجوانان را سردرگم کرده است. این روزها هر کسی به یک شکل خود را سرگرم می&zwnj;کند؛ عده&zwnj;ای به دنبال کتاب و کتاب&zwnj;خانه رفته و عده&zwnj;ای پارک&zwnj;ها را برای گذران اوقات فراغت خود انتخاب می&zwnj;کنند. گروهی دیگر به استخرها رفته و جمعی دیگر اماکن تفریحی عمومی را مد نظر قرار می&zwnj;دهند. مسأله&zwnj;ی مهمی که این میان قابل طرح و بررسی است، موضوع امنیت این قبیل مراکز می&zwnj;باشد. ورود به یک استخر عمومی، جدای از هزینه، چه عواقبی می&zwnj;تواند به دنبال داشته باشد؟ مراکز تفریحی عمومی مثل پارک چیتگر، تا چه حد از امنیت&zwnj;های لازم برای حضور یک جمع خانوادگی برخوردار می&zwnj;باشد؟ چه کسی پاسخگوی امنیت در این مراکز است؟ </font></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">&nbsp;8 شب- میدان ولی&zwnj;عصر</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px" height="373" alt="28.jpg" width="225" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/28.jpg" /><img class="mt-image-right" style="float: right; margin: 0px" height="380" alt="27.jpg" width="215" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/27.jpg" />&laquo;سی&zwnj;دی اتاق پرو... سی&zwnj;دی استخر زنانه... سی&zwnj;دی عروسی علی دایی... فیلم عروسی خواهر هدیه تهرانی...&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اقلا طول قدش به 180 می&zwnj;رسد و با حدود 30 سال سن، به این شغل شریف(!) اشتغال دارد. چیزی مثل جریان برق داخل سرم جرقه می&zwnj;زند: اگر روزی در میان سی&zwnj;دی&zwnj;های فروخته شده، تصویر همسر و خواهر خود او باشد چه؟ </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">همین&zwnj;طور که خودم را سرگرم تماشای ویترین یک مغازه نشان می&zwnj;دهم، شنونده&zwnj;ی چانه&zwnj;زدن&zwnj;هایش با یک آقا هستم: </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- این جدیده آقا. مال همون هفته قبله. از یه استخر زنونه&zwnj;ست. آکه آکه.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با خنده و شوخی از در یک سالن ورزشی بیرون می&zwnj;آیند. 4 نفر هستند. جلو می&zwnj;روم و بعد از معرفی خودم، می&zwnj;خواهم که به سؤالاتم جواب بدهند. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- می&zwnj;بینم که اومدین تفریح. از چه کلاسی استفاده می&zwnj;کنید؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">تقریبا بالاتفاق از ایروبیک اسم می&zwnj;برند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- خب راضی هستید؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">باز بالاتفاق:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- بله</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">به گوشی&zwnj;های توی دست&zwnj;شان اشاره می&zwnj;کنم و می&zwnj;گویم: </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- وقتی می&zwnj;رید کلاس، با اینا چه&zwnj;کار می&zwnj;کنین؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">انگار قرار است که تمامی سؤالات را چهارنفری جواب بدهند، باز با هم می&zwnj;گویند:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- خب، میگن خاموش کنین و بذارید تو کمد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">یکی که سنش از بقیه بیش&zwnj;تر نشان می&zwnj;دهد می&zwnj;گوید: </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- عجب هم خاموش می&zwnj;کنین و می&zwnj;ذارید تو کمد!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بقیه با اعتراض:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- خب چه کنیم؟!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">یکی که از بقیه جوان&zwnj;تر است با اعتراض گفت:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- خب من اگه خاموش کنم و یه دفعه از خونه زنگ بزنن و جواب ندم، نگرانم می&zwnj;شن. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با آن&zwnj;ها خداحافظی می&zwnj;کنم و با خانم مسئول سالن صحبتی چند دقیقه&zwnj;ای دارم: </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- از امنیت این&zwnj;جا برامون بگین.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با کمی اخم پاسخ می&zwnj;دهد:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- امنیت از چه نظر؟ خب این&zwnj;جا یه محیط زنونه&zwnj;ست و خب همه هم خانم هستنـد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">منظورم را برایش شرح می&zwnj;دهم و از او می&zwnj;خواهم توضیح بدهد که آیا ورود موبایل به کلاس&zwnj;های ایروبیک و گرفتن عکس، آزاد است یا خیر؟ با ترش&zwnj;رویی جواب می&zwnj;دهد:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- خب ما تو ثبت&zwnj;نام اولیه به همه تذکر می&zwnj;دیم که گوشی با خودشون نیارن و اگر هم آوردن، سر کلاس نبرن و خاموش کنند و بذارند تو کمد. و گفتیم که اگه دزدیده بشه، ما مسئول نیستیم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با وجود تذکر من درخصوص سؤالم، باز ایشان دزدی گوشی&zwnj;ها را مد نظر دارند!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">وارد یکی از استخرهای شمال شهر می&zwnj;شوم و هدف از حضورم را توضیح می&zwnj;دهم. خانم مسئول پشت گیشه، با تهیه&zwnj;ی گزارش من از وضعیت امنیت استخر، از نظر دوربین و فیلم&zwnj;برداری، مخالفت می&zwnj;کنند. مجبور می&zwnj;شوم روزی دیگر به عنوان حضور در استخر و تفریح، از مشاهدات خود گزارش تهیه نمایم...</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در و دیوار استخر مملو از تذکرات امنیتی است. &laquo;از مراجعین محترم تقاضا می&zwnj;شود که گوشی&zwnj;های همراه خود را خاموش نموده و در کمدهای مربوطه قرار دهند.&raquo; یا &laquo;بردن گوشی همراه به داخل استخر قدغن می&zwnj;باشد&raquo;. ناخودآگاه یاد تذکرات سردر ورودی کافی&zwnj;شاپ&zwnj;ها و برخی مراکز تفریحی دیگر می&zwnj;افتم که حضور خانم&zwnj;ها را مؤکدا با حجاب اسلامی واجب می&zwnj;دانند! همان مراکزی که وقتی به داخلش می&zwnj;روی، تنها چیزی که مشاهده نمی&zwnj;کنی همان حجاب اسلامی است! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در بدو ورود از این اطلاعیه&zwnj;های مکرر و نصب آن&zwnj;ها بر جای&zwnj;جای رخت&zwnj;کن، احساس آرامش می&zwnj;کنم. با مشاهده&zwnj;ی خانم&zwnj;هایی که گوشی&zwnj;های خود را خاموش نموده و در کمدها قرار می&zwnj;دهند، تقریبا حضور خود را بی&zwnj;دلیل احساس می&zwnj;کنم!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">وارد محوطه&zwnj;ی استخر که می&zwnj;شوم، سمت چپ استخر، یک بالکن کوتاه توجه&zwnj;ام را جلب می&zwnj;کند. کمی عقب می&zwnj;روم و تابلوی بوفه را سردر آن&zwnj;جا می&zwnj;بینم. از یکی از خانم&zwnj;ها راه بوفه را می&zwnj;پرسم و به سمت آن&zwnj;جا می&zwnj;روم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">به قیمت محصولات موجود در بوفه کاری ندارم. یک عدد چیپس سفارش می&zwnj;دهم و برای بررسی نمای استخر، پشت یکی از میزها می&zwnj;نشینم. بوفه در موقعیتی قرار دارد که اشراف کامل به محوطه&zwnj;ی استخر دارد. قدری می&zwnj;نشینم و با یک نگاه اجمالی متوجه می&zwnj;شوم که خانم&zwnj;های داخل بوفه دو گروه هستند. یک گروه خانم&zwnj;هایی&zwnj;اند که یکی از همراهان&zwnj;شان داخل آب است و آن&zwnj;ها منتظر خروج او هستند. گروه دیگر هم خانم&zwnj;هایی هستند که <img class="mt-image-right" style="float: right; margin: 10px 0px 20px 20px" height="400" alt="30.jpg" width="266" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/30.jpg" />از داخل استخر برای خرید و تناول خوراکی به قسمت بوفه آمده&zwnj;اند. بعد از چند لحظه، با صدای یک آهنگ زیبا سر برمی&zwnj;گردانم و با چشمانی از تعجب گرد شده، چند میز آن طرف&zwnj;تر، خانمی را می&zwnj;بینم که به تلفن همراهش پاسخ می&zwnj;دهد. لازم می&zwnj;بینم که کمی دیگر بنشینم! بیش&zwnj;تر که دقت می&zwnj;کنم، می&zwnj;بینم خانم&zwnj;های همراه، تقریبا همه&zwnj;شان گوشی&zwnj;های همراه دست&zwnj;شان است و بعضا یا با تلفن حرف می&zwnj;زنند و یا مشغول رد و بدل کردن اس&zwnj;ام&zwnj;اس هستند و یا...</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&nbsp;با بوفه&zwnj;ای که اشراف کامل به محوطه&zwnj;ی استخر دارد و گوشی&zwnj;های همراهی که اگر به چشم خود ندیده بودم، شاید با خوش&zwnj;خیالی باور نمی&zwnj;کردم، تقریبا به جواب خودم رسیده&zwnj;ام و صلاح را در هر چه زودتر خارج شدن از محوطه&zwnj;ی استخر می&zwnj;بینم! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">هنگام خروج، از خانم مسئول گیشه سؤال می&zwnj;کنم: &laquo;مطمئنین که کسی گوشی همراه داخل نمی&zwnj;بره؟&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با خاطر جمعی می&zwnj;گوید: &laquo;بله&raquo;. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">وقتی درخصوص بوفه سؤال می&zwnj;کنم با دل&zwnj;خوری می&zwnj;گوید: &laquo;خانم! ما که نمی&zwnj;تونیم کیف همراهان رو بگردیم! ما تذکرات لازمه رو دادیم&raquo;. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در حین خروج به این فکر می&zwnj;کنم که آیا فقط فروشنده&zwnj;ی سی&zwnj;دی استخر مقصر است؟! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">10 صبح - میدان انقلاب:</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&laquo;سی&zwnj;دی اتاق پرو... سی&zwnj;دی استخر زنانه... سی&zwnj;دی عروسی فلان فوتبالیست و فلان بازیگر...&raquo;</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">پیچ&zwnj;وخم&zwnj;های پارک جنگلی لویزان را که بالا می&zwnj;روم، در گوشه و کنار، شاهد جمع&zwnj;های چند نفره هستم که با آرامش به گپ و گفتگوهای خانوادگی و بعضا تفریح و بازی مشغول&zwnj;اند. یک مقدار که بالاتر می&zwnj;روم، در کنار یکی از گذرگاه&zwnj;ها و تقریبا کنار جاده، زوج جوانی را می&zwnj;بینم که مشغول صحبت هستند. یاد جریان حاتم گرگی و استقرار باند مخوف او در این راه&zwnj;های پرپیچ&zwnj;وخم می&zwnj;افتم. همان باندی که با اعمال غیرقانونی، نظیر دزدی و قتل و هتک حرمت و راه&zwnj;زنی، مدت&zwnj;ها این راه&zwnj;ها را ناامن کرده بودند. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">نزدیک&zwnj;تر می&zwnj;روم و با آن&zwnj;ها گفتگویی انجام می&zwnj;دهم:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- می&zwnj;بینم که برای تفریح و هواخوری به این پارک جنگلی اومدید. تازه ازدواج کردید؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">خانم لبخندی می&zwnj;زند و آقا پاسخ می&zwnj;دهد:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- دو ماه هست که عقد کردیم.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- از محیط و آب و هوا و آرامش و امنیت این&zwnj;جا لذت می&zwnj;برید؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">- هر دو سری تکان می&zwnj;دهند و اظهار رضایت می&zwnj;کنند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در مورد حاتم گرگی و باند مخوف او و استقرار در این جنگل&zwnj;ها از آن&zwnj;ها سؤال می&zwnj;کنم. چهره&zwnj;ی زن را عملا وحشت گرفته و مرد نیز اظهار بی&zwnj;اطلاعی می&zwnj;کند. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بعد از خداحافظی از آن&zwnj;ها، مقداری بالاتر، به یک خانواده برمی&zwnj;خورم که فرزندان&zwnj;شان در کمال آرامش مشغول توپ&zwnj;بازی هستند. به دور از چشم فرزندان، از پدر و مادر درخصوص باند کفتارها و نحوه&zwnj;ی استقرار آن&zwnj;ها در پارک لویزان و اعمال رفتار وحشیانه&zwnj;ی آن&zwnj;ها در پارک، و درخصوص پسران نوجوان و نهایتا دستگیری آن&zwnj;ها در سال 86 سؤال می&zwnj;کنم.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">پدر و مادر، هردو اظهار بی&zwnj;اطلاعی می&zwnj;کنند. مادر با بی&zwnj;قراری فرزندان را به پیش خود می&zwnj;خواند و پدر، خصمانه من را از ترساندن خانواده&zwnj;اش برحذر می&zwnj;دارد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">یک مقدار بالاتر به ماشین گشت نیروی انتظامی برمی&zwnj;خورم که با چراغ گردان، مشغول گشت&zwnj;زنی است. به سمت آن&zwnj;ها می&zwnj;روم و پس از سلام&zwnj;وعلیک و معرفی خودم، از آن&zwnj;ها می&zwnj;خواهم که درخصوص امنیت پارک و مسائل حاشیه&zwnj;ای که طی چند سال گذشته دامن&zwnj;گیر این پارک بوده قدری صحبت کنند، و برای ما بگویند که برای ایجاد آرامش و امنیت خانواده&zwnj;ها در این قبیل اماکن تفریحی عمومی، چه تدابیری اندیشیده&zwnj;اند و به&zwnj;طور کل، چرا منطقه&zwnj;ای مثل پارک لویزان، بدین شکل جرم&zwnj;خیز می&zwnj;باشد؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">به سختی حاضر به صحبت می&zwnj;شوند و درنهایت به شرطی حاضر به پاسخ&zwnj;گویی می&zwnj;شوند که به هیچ عنوان اسمی از آن&zwnj;ها و شماره&zwnj;ی گشت ماشین&zwnj;شان برده نشود. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">یکی از آن&zwnj;ها که درجه&zwnj;اش بیش&zwnj;تر بود -و حتی حاضر نشد که ذکری از درجه&zwnj;اش در گزارش بشود- درخصوص باندهای مخوف و مستقر در پارک که آخرین آن، در سال گذشته منهدم شد، برای ما توضیح مفصلی بیان می&zwnj;کند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&laquo;در مهرماه سال ۸۱، زوج جوانى که براى تفریح به پارک جنگلى قوچک رفته بودند، در یک لحظه از سوى چند مهاجم مسلح مورد حمله قرار گرفتند. زن جوان با مشاهده&zwnj;ی شلیک مهاجمان به&zwnj;سوى همسرش، درون خودروى شوهرش نشست و با وجود شلیک چند گلوله به&zwnj;سوى خودرو، از محل متوارى شد و از مأموران انتظامى درخواست کمک کرد. در پى این شکایت، مأموران با عزیمت به محل، با جسد آیدین، جوان <img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 10px 20px 20px 0px" height="433" alt="29.jpg" width="300" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/29.jpg" />۲۶ ساله، روبه&zwnj;رو شدند که از ناحیه&zwnj;ی سینه و سر، هدف اصابت سه گلوله قرارگرفته بود. با صدور دستور قضایى در این ارتباط، مأموران ۲۱ نفر از افراد ول&zwnj;گرد در این جنگل را دست&zwnj;گیر کرده و سرانجام با اعتراف یکى از متهمان مشخص شد باندى موسوم به حاتم گرگى در این جنگل لانه کرده است و آن&zwnj;ها به صورت مسلحانه، ضمن سرقت از مردم در این محل، مبادرت به خرید و فروش هروئین مى&zwnj;کنند. با پی&zwnj;گیرى این پرونده در یکی از شعب آگاهى تهران، مأموران موفق به شناسایى مخفی&zwnj;گاه اعضاى باند در یک منزل اجاره&zwnj;اى در شهرک ولی&zwnj;عصر، در جنوب تهران شدند و با حمله به این محل، دوازده نفر دست&zwnj;گیر شده و در بازجویى از خانه، یک قبضه سلاح جنگى و میلیون&zwnj;ها تومان وجه نقد به&zwnj;دست آمد. با شناسایى سرکرده&zwnj;ی باند که سعى داشت با نام جعلى خود را معرفى کند، مشخص شد وى همان حاتم است؛ لذا در تحقیقات بعدى وى اعتراف کرد که آیدین را به قتل رسانده و هدفش ربودن نامزد وى در جنگل بوده است. با مشخص شدن نقش هریک از متهمان، محاکمه&zwnj;ی آنان آغاز شد و در اولین جلسه از این محاکمه، &laquo;حاتم&raquo; به عنوان متهم ردیف اول، ماجراى جنایت و فروش مواد مخدر را براى قاضى جنایى تهران بازگو کرد. در ادامه، دیگر عوامل باند نیز هر کدام به نقش خود در این باند اعتراف کردند. با برگزارى چندین جلسه محاکمه در شعبه&zwnj;ی دادگاه جنایى، قاضى پرونده، سرکرده&zwnj;ی باند را به قصاص و زندان محکوم کرد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بعد از انهدام باند حاتم گرگی و اعدام او در سال 84 و پاک&zwnj;سازی منطقه، باز در سال گذشته ما شاهد ظهور باند کفتارها در این منطقه بودیم. این برمی&zwnj;گردد به این مطلب که میزان وقوع جرایم در منطقه&zwnj;ی شرق تهران، به دلیل داشتن یک بافت ناهمگون، نسبت به سایر مناطق از فراوانی بیش&zwnj;تری برخوردار است. در این منطقه، دو طبقه&zwnj;ی اجتماعی کاملا متفاوت سکونت دارند و به علت ناهمگونی بافت جمعیتی، برخی مجرمان از این موقعیت استفاده&zwnj;ی سوء می&zwnj;کنند و به این ترتیب با وجود ناهنجاری&zwnj;های موجود، شرق تهران کنترل بیش&zwnj;تری را از سوی پلیس می&zwnj;طلبد. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">منطقه&zwnj;ی خاک سفید تهرانپارس که در سال&zwnj;های قبل مشکلات خاص خود را داشت، با وارد عمل شدن پلیس، پاک&zwnj;سازی و از محل تجمع و شکل&zwnj;گیری باندهای مختلف تخلیه شد و به این ترتیب بستری که وجود مناطقی چون خاک سفید، پارک لویزان و بخشی از محدوده&zwnj;ی تهرانپارس، زمینه&zwnj;ی بروز برخی جرایم را در آن فراهم کرده بود، تا حد زیادی تحت کنترل قرار گرفت. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">هم&zwnj;اکنون با فعال شدن پلیس پارک و کوهستان، پاسگاه نیروی انتظامی نیز در همان منطقه راه&zwnj;اندازی شده است. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">درخصوص باند شرور کفتارها که با ربودن کودکان 11 تا 15 ساله، با اعمالی وحشیانه اقدام به آزار و اذیت آنان می&zwnj;کردند، باید این توضیح را بدهم که به فاصله&zwnj;ی یک ماه پس از تشکیل این باند در این پارک جنگلی، مادر یکی از طعمه&zwnj;های اعضای باند، برای پی&zwnj;گیری شکایت خود از دفتر سردار رادان وقت گرفته و تمامی مشکلات و شکایت خود را به وی اعلام نمود، که پس از یک روز از مراجعه به فرمانده&zwnj;ی انتظامی تهران، تمامی اعضای باند فوق دستگیر شدند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مسأله&zwnj;ی مهم در امر حفاظت منطقه، قرمز کردن برخی نقاط است که پارک لویزان از آن جمله است و این امکان وجود دارد که در این منطقه حادثه&zwnj;ای رخ دهد که از دید پلیس به دور باشد. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بخش عمده&zwnj;ای از پارک لویزان صعب&zwnj;العبور است که در مقابل، بخش حاشیه&zwnj;ای آن تحت پوشش کلانتری ۱۴۴ &laquo;جوادیه&raquo; تهرانپارس قرار دارد. پلیس پارک و کوهستان نیز در همان مکان فعال بوده و با توجه به حساسیت منطقه و سوابق وقوع جرم در آن، در حال حاضر وضعیت پارک لویزان مطلوب&zwnj;تر شده است. این در حالی است که بر اساس گزارشات سرکلانتری، طی چند ماه اخیر، مورد جدی در منطقه تهرانپارس در حوزه&zwnj;ی جرایم مشاهده نشده است. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&nbsp;با افزایش واحدهای گشتی و اجرای طرح&zwnj;های پاک&zwnj;سازی و جمع&zwnj;آوری معتادان رها شده و دست&zwnj;گیری اراذل و اوباش و همچنین استقرار واحدهای انتظامی در میادین و تقاطع مهم منطقه&zwnj;ی شرق تهران، میزان وقوع جرایم در این منطقه حدود ۱۰ درصد کاهش یافته است. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بدین ترتیب می&zwnj;توان گفت: با توجه به شرایط حاکم بر منطقه&zwnj;ی شرق تهران، مأموران پلیس آمادگی مقابله با هر نوع ناهنجاری را دارند. امید که با نظارت مستقیم نیروهای پی&zwnj;گیر، دیگر شاهد بروز این قبیل جرایم نباشیم&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">به&zwnj;خاطر وقتی که در اختیارمان گذاشتند، تشکر می&zwnj;کنم و بعد از خداحافظی، راه پرپیچ&zwnj;وخم رفته را بازمی&zwnj;گردم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="365" alt="25.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/25.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">به&zwnj;راستی مقصر کیست؟ تأمین امنیت جامعه، خصوصا در فصل تابستان که بچه&zwnj;ها و بزرگ&zwnj;ترها وقت آزاد بیش&zwnj;تری داشته، و نیاز به اماکن تفریحی ملموس می&zwnj;باشد؛ بر عهده&zwnj;ی چه کسی است؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">از کجا معلوم که بعد از حضوری یک ساعته در استخر، جهت پناه بردن به آب از شر گرما، شاهد پخش سی&zwnj;دی&zwnj;های آن حضور، در سطح جامعه نباشیم؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">از کجا معلوم که باز آیدین&zwnj;های دیگری در حضور همسر جوان خود، جهت دفاع از ناموس خود کشته نشوند؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">چه کسی تضمین می&zwnj;کند که دیگر کفتارهایی اماکن تفریحی را آلوده به حضور ناپاک خود ننمایند؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">*بررسی ویژگی&zwnj;های طرح تشدید مجازات اخلال&zwnj;گران، طی یک ماه آینده در مجلس شورای اسلامی... با تصویب نهایی طرح، مجرمان جرایمی مانند: راه&zwnj;زنی، تجاوز به عنف، شرارت، تشکیل باندهای فساد، و... که موجب اخلال در امنیت اجتماعی و روانی جامعه شوند، محارب و مفسدفی&zwnj;الارض خواهند بود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">آیا واقعا تاکنون &laquo;نقص قانون اجرایی&raquo;، باعث تشدید روزبه&zwnj;روز این قبیل جرایم بوده است یا &laquo;نقص اجرایی قانون&raquo;؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">*سال 87:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">رییس پلیس تهران، سردار رادان:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در زمینه&zwnj;ی کاهش جرم، نیازمند دو ابزار قانون مناسب و اجرای دقیق آن هستیم. این طرح (طرح تشدید مجازات اخلال&zwnj;گران)، در صورت اجرای مناسب، در کاهش وقوع جرایم بسیار مناسب است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سال 88 : ؟؟؟؟!!!! </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><p style="text-align: justify">&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>من در دست‌رسم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-5.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.423</id>

    <published>۳۰.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۳۰.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;رضوان خسروی&nbsp;امنیت اجتماعی از جمله مباحثی است که تأمین آن اغلب در حیطه&zwnj;ی وظایف نیروی انتظامی و قوه&zwnj;ی قضائیه تعریف می&zwnj;شود و دستگاه&zwnj;هایی مانند صدا و سیما و آموزش و پرورش وظیفه&zwnj;ی فرهنگ&zwnj;سازی در این مقوله را به عهده دارند.نیروی...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;رضوان خسروی</div></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">امنیت اجتماعی از جمله مباحثی است که تأمین آن اغلب در حیطه&zwnj;ی وظایف نیروی انتظامی و قوه&zwnj;ی قضائیه تعریف می&zwnj;شود و دستگاه&zwnj;هایی مانند صدا و سیما و آموزش و پرورش وظیفه&zwnj;ی فرهنگ&zwnj;سازی در این مقوله را به عهده دارند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">نیروی انتظامی وظیفه دارد که در جهت تأمین امنیت دختران و رهایی آنان از چنگال مزاحمت&zwnj;های خیابانی، تعرضات و هتک حرمت&zwnj;ها تلاش کند، مجرمین را دستگیر کرده و تحویل مراکز قضایی دهد. این وظیفه&zwnj;ی نیروی انتظامی است که امنیت زنان و دختران را چنان برقرار نماید که دیگر کسی از پیاده&zwnj;روی&zwnj;های شبانه هراسی نداشته باشد، هنگام سوار شدن به تاکسی دست و دلش نلرزد و عبور از کوچه&zwnj;های خلوت برایش حکم کابوس نداشته باشد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%"><img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="316" alt="23.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/23.jpg" /></span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ما عادت کرده&zwnj;ایم که هر وقت سخن از امنیت اجتماعی به میان می&zwnj;آید، رگبار انتقادات را حواله&zwnj;ی نیروی انتظامی و دستگاه قضایی کشور کنیم؛ اما آیا حفظ امنیت تنها در گرو فعالیت نیروی انتظامی است و زنان و دختران جامعه در حفظ امنیت خود هیچ نقشی ندارند؟</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">در جواب این سؤال باید گفت بدیهی است که بخشی از اقدامات امنیتی از کنترل زنان و دختران به&zwnj;طور کلی خارج است، اما آن&zwnj;ها می&zwnj;توانند با اتخاذ مشی و منشی مناسب، از احتمال تعرضات بکاهند. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">با نگاهی اجمالی به جرائم تهدید کننده&zwnj;ی زنان و دختران، و براساس یافته&zwnj;های مرکز تحقیقات دانشگاه بوفالو، می&zwnj;توان دریافت که رفتار زنان يکی از عوامل اصلی مصونيت آن&zwnj;ها از این خطرات است. محققان با بررسی رفتار زنانی که مورد سوء قصد و يا تعرض قرار گرفته&zwnj;اند به اين نکته پی بردند که رفتار خود زنان يکی از مهم&zwnj;ترين عوامل ِ در خطر قرار گرفتن آن&zwnj;هاست. تحقيقات این مرکز نشان می&zwnj;داد که رفت و آمد با غريبه&zwnj;ها و خوش&zwnj;وبش کردن با آن&zwnj;ها، مصرف مواد مخدر و رفتارهای زننده، عواملی هستند که احتمال مورد تجاوز قرار گرفتن زنان و يا خشونت عليه آنان را به شدت افزايش می&zwnj;دهد. رئيس اين پروژه&zwnj;ی تحقيقاتی و از محققان برجسته&zwnj;ی دانشگاه بوفالو در اين زمينه می&zwnj;گويد: &laquo;البته اين به این معنی نيست که هر زنی را که قربانی خشونت و تجاوز شد، مورد ملامت قرار دهيم و او را کاملا گناه&zwnj;کار بدانيم؛ اما يافته&zwnj;های ما نشان می&zwnj;دهد که رفتارهای زننده، لودگی، بی&zwnj;پروايی، رفت&zwnj;وآمد با غريبه&zwnj;ها و کسانی که آشنايی کاملی با آن&zwnj;ها ندارند، از عوامل اصلی بروز چنين جناياتی است&raquo;.[1]</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 10px 20px 20px 0px" height="416" alt="24.jpg" width="300" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/24.jpg" />علی&zwnj;رغم این که در حال حاضر، متأسفانه، مزاحمت&zwnj;های خیابانی و متلک&zwnj;پراکنی محدود به طیف خاصی از زنان و دختران نیست؛ اما مشاهدات نشان داده است بانوانی که از لحاظ پوشش و ظاهر، ساده&zwnj;تر و محجوب&zwnj;تر هستند، کم&zwnj;تر مورد تعرض مزاحمان قرار می&zwnj;گیرند؛ بسیار کم&zwnj;تر از زنان و دختران بدحجاب، ماشینی جلوی پای آنان ترمز می&zwnj;زند و کم&zwnj;تر چشمی آن&zwnj;ها را می&zwnj;پاید.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">براساس نتایج منتشر شده&zwnj;ی یک نظرسنجی، 5/52 درصد از مردم تهران، اهمیت مسأله&zwnj;ی حجاب و پوشش مناسب را در سلامت جامعه،&zwnj; &laquo;زیاد&raquo; و &laquo;خیلی زیاد&raquo; دانسته&zwnj;اند.[2]</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">غیر از معدودی از زنان و دختران که به مزاحمت&zwnj;های خیابانی و تعرضات مردان، به چشم تفریح و بعضا وسیله&zwnj;ی کسب معاش نگاه می&zwnj;کنند، بقیه&zwnj;ی زنان و دختران خواهان در امان ماندن از مزاحمت&zwnj;ها و تعرضات آنان و حتی نگاه&zwnj;های هرزه&zwnj;ی مردان هستند. شیوه&zwnj;ی پوشش و منش گفتاری دختران، می&zwnj;تواند متمایز کننده&zwnj;&zwnj;ی آنان از دختران دسته&zwnj;ی اول باشد؛ چنان&zwnj;که در اغلب موارد، ظاهر دختران دسته&zwnj;ی اول، خود حاوی این پیام برای مردان سودجو و هرزه است که &laquo;من در دسترسم&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">بانوان با انتخاب شیوه&zwnj;ی مناسب پوشش، می&zwnj;توانند کم&zwnj;تر توجه مردان مزاحم را به خود جلب کنند و خود را از معدود زنان لاابالی -که به مردان چراغ سبز نشان می&zwnj;دهند- جدا کنند و این&zwnj;گونه در تأمین امنیت خود نقشی ایفا کنند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">علاوه بر نحوه&zwnj;ی پوشش و شیوه&zwnj;ی رفتار و منش گفتار، رعایت بعضی از نکات دیگر در حفظ امنیت دختران می&zwnj;تواند مفید باشد. یکی از مواردی که برای دختران ممکن است تهدیدکننده و مسئله&zwnj;ساز باشد، موضوع انتشار عکس&zwnj;ها و فیلم&zwnj;های شخصی و خصوصی آنان است که با بعضی تمهیدات می&zwnj;توان احتمال خطر در این موضوع را به حداقل رساند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">همه&zwnj;ی ما تاکنون خبرهای متنوع و زیادی از سراسر دنیا، درمورد پخش فیلم&zwnj;ها و تصاویری که به&zwnj;صورت مخفیانه از مجالس زنانه، اتاق&zwnj;های پرو و خوابگاه&zwnj;های دختران گرفته شده است شنیده&zwnj;ایم. این مسأله که درصد بالایی از زنان و دختران جامعه را تهدید می&zwnj;کند، نیاز به هوشیاری و دقت بانوان دارد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">این در میان دختران بسیار رایج است که عکس و فیلم&zwnj;های شخصی خود را در گوشی موبایل نگهداری می&zwnj;کنند؛ اما باید دانست هک کردن گوشی موبایل، امکان دسترسی هکر به فایل&zwnj;های موجود در آن را به راحتی فراهم می&zwnj;آورد. فایل&zwnj;های موجود در گوشی&zwnj;های همراه و رایانه&zwnj;های شخصی، حتی پس از پاک شدن از روی حافظه، قابلیت برگشت مجدد دارند. به همین دلیل توصیه شده است در زمانی که رایانه و یا گوشی همراه نیاز به تعمیر پیدا می&zwnj;کند، به مراکز معتبر و قابل اعتماد مراجعه شود تا حتی&zwnj;الامکان از سوء استفاده&zwnj;ی احتمالی از محتویات حافظه، جلوگیری شود. بلوتوث کردن فایل&zwnj;های شخصی، انداختن عکس&zwnj;های یادگاری در جشن&zwnj;ها و عروسی&zwnj;ها با دوربین&zwnj;های مختلف، از جمله اشتباهات رایجی است که امکان سوء استفاده به افراد سودجو می&zwnj;دهد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 8pt; line-height: 150%">پاورقی:</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 8pt; line-height: 150%">1. <a href="http://www.aftab.ir/news/2005/jul/24/c4c1122201148.php"><span style="color: #0000ff">منبع 1</span></a></span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 8pt; line-height: 150%">2. <a href="http://www.aftab.ir/news/2007/feb/11/c4c1171196596_social_directory_veil.php"><span style="color: #0000ff">منبع 2</span></a></span></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>جایگاه حریم خصوصی از منظر قانون</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-4.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.422</id>

    <published>۲۹.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۲۹.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[فاطمه لاله&zwnj;رنگاخیرا نمایندگان مجلس هشتم شورای اسلامی در طرحی یک فوریتی، طرح تشدید مجازات جرایم اخلال&zwnj;گران امنیت روانی جامعه را به تصویب رساندند. در این طرح مرتکبان جرایمی از قبیل راه&zwnj;زنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تأسیس و دایر کردن...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right"><font size="2">فاطمه لاله&zwnj;رنگ</font></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="321" alt="19.jpg" width="298" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/19.jpg" />اخیرا نمایندگان مجلس هشتم شورای اسلامی در طرحی یک فوریتی، طرح تشدید مجازات جرایم اخلال&zwnj;گران امنیت روانی جامعه را به تصویب رساندند. در این طرح مرتکبان جرایمی از قبیل راه&zwnj;زنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تأسیس و دایر کردن وبلاگ&zwnj;های مروج فساد و فحشا و... مفسد فی&zwnj;الارض شناخته می&zwnj;شوند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در این زمینه فرمانده&zwnj;ی نیروی انتظامی می&zwnj;گوید: &laquo;مسائل مربوط به حریم خصوصی شهروندان، از جمله مسائلی است که در طرح امنیت اجتماعی به آن پرداخته می&zwnj;شود. به&zwnj;طوری که برخی تصاویر منتشر شده نشان می&zwnj;دهد از اعتماد مردم سوءاستفاده می&zwnj;شود و تصاویر محرمانه&zwnj;ی زندگی مردم در معرض دید مردم، به عنوان مانکن و الگو قرار می&zwnj;گیرد&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">وی همچنین می&zwnj;افزاید: &laquo;تخلفاتی که از طریق بلوتوث و اینترنت رخ می&zwnj;دهد، از جمله جرایم جدید در جامعه است که پلیس، آگاهی&zwnj;های لازم را در این زمینه در اختیار مردم قرار می&zwnj;دهد&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">این طرح در حالی با انتقاد گسترده&zwnj;ی حقوق&zwnj;دانان و فعالان حقوق بشر مواجه شده است که در کشورهایی که داعیه&zwnj;ی حقوق بشر را دارند هر روز مواجه با صحنه&zwnj;هایی هستیم که ناقض حقوق بشر و حریم خصوصی افراد است. از آن جمله می&zwnj;توان به اقدام جدیدی که در فرودگاه&zwnj;های آمریکا برای حفظ امنیت انجام می&zwnj;شود اشاره کرد. در این طرح، افراد به&zwnj;وسیله&zwnj;ی اسکنر بدن، که تصویر عریان بدن افراد را نشان می&zwnj;دهد، بازرسی بدنی می&zwnj;شوند. این امر باعث نارضایتی بسیاری از افراد، به&zwnj;خصوص زنان شده است و نقض آشکار حریم آن&zwnj;ها محسوب می&zwnj;شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">همچنین وزارت دادگستری آمریکا به عناصر پلیس فدرال این کشور اجازه داده است مکالمات تلفنی مسلمانان این کشور را بدون هیچ اتهامی و تنها به علت سابقه&zwnj;ی دینی و نژادی آنان شنود کنند. این درحالی است که این قوانین، آزادی&zwnj;های مدنی افراد را که بر پایه&zwnj;ی قانون اساسی آمریکا، حق مشروع آنان است، نقض می&zwnj;کند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در دنیای فن&zwnj;آوری و اطلاعات با ابزارهایی مواجه هستیم که کارکردی دوگانه دارند. با ورود تکنولوژی&zwnj;های جدید، به&zwnj;ویژه در عرصه&zwnj;ی ارتباطات، همگان به مفید بودن آن اذعان داشتند و از آن خشنود بودند. اما دیری نپایید که این تکنولوژی که قرار بود در خدمت بشر باشد، به کابوسی برای آن&zwnj;ها تبدیل شد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اکنون سایه&zwnj;ی وحشتی بر خانواده&zwnj;ها گسترده شده است و افراد حتی در خلوت&zwnj;ترین حریم&zwnj;های&zwnj;شان نگران افشای روابط خصوصی&zwnj;شان هستند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">تکنولوژی&zwnj;هایی از این دست، به&zwnj;جای آن&zwnj;که وسیله&zwnj;ی آرامش باشند، تبدیل به تهدیدی شده&zwnj;اند که هر از گاهی آبرو و حیثیت عده&zwnj;ای را به بازی می&zwnj;گیرند. فیلم&zwnj;های منتشر شده در اینترنت، سی&zwnj;دی&zwnj;ها، بلوتوث&zwnj;ها و... که خصوصی&zwnj;ترین روابط افراد را به نمایش می&zwnj;کشند و حتی می&zwnj;توانند به فروپاشی خانواده&zwnj;ی قربانیان بیانجامند، تهدیدی برای امنیت روانی تمامی افراد محسوب می&zwnj;شوند؛ چراکه هر یک از افراد جامعه می&zwnj;تواند قربانی بعدی این ماجرا باشد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">سوال این&zwnj;جاست که راه حل این مشکل را باید در کجا جستجو نمود؟</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">عده&zwnj;ای بیان می&zwnj;کنند که تکنولوژی باعث این مشکلات می&zwnj;شود و باید استفاده از آن کنترل شود. همان&zwnj;گونه که در برخی از کشورها استفاده از موبایل دوربین&zwnj;دار ممنوع می&zwnj;باشد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">عده&zwnj;ای نیز معتقدند هرگونه برخورد و دخالت دولت در این امور، نقض آزادی&zwnj;های اساسی و منافی با حقوق بشر است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اما باید گفت تکنولوژی به خودی خود نه خوب است، نه بد؛ درست مانند تیغ جراحی. خوبی و بدی آن به این بستگی دارد که در چه راه و هدفی مورد استفاده قرار گیرد. نکته&zwnj;ی مهم در این موضوع، توجه به این مطلب است که آزادی در اجتماع دارای چهارچوب است و به آزادی قانونی محدود می&zwnj;شود و این آزادی نباید با آزادی دیگران منافات داشته باشد. هر چیزی خارج از این مرز، نه تنها محترم نیست؛ بلکه باید با شدت با آن برخورد شود. برای حفظ حریم خصوصی، باید در حریم خصوصی مجرمان وارد شد! اما با تعریف قانونی و به حکم قانون.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="289" alt="21.jpg" width="400" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/21.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">حریم خصوصی: </font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">با وجود تعاریف گوناگونی که در این زمینه، توسط افراد و مؤسسات گوناگون ارائه شده؛ اما هنوز تعریف واحدی به&zwnj;دست نیامده است. برای مثال کمیته&zwnj;ی انگلیسی کالکات، حریم خصوصی را حق افراد برای حمایت شدن در مقابل وارد شدن به امور زندگی افراد و خانواده&zwnj;های&zwnj;شان، با ابزار مستقیم فیزیکی یا به&zwnj;وسیله&zwnj;ی نشر اطلاعات می&zwnj;داند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">همچنین در سال 1990 یکی از قضات دادگاه عالی ایالات متحده&zwnj;ی امریکا، به نام لوئیس براندیس، این حق را این&zwnj;گونه تعریف کرد: &laquo;حق افراد برای تنها بودن&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">نکته&zwnj;ای که در این&zwnj;گونه تعریف&zwnj;ها به چشم می&zwnj;خورد، آن است که افراد بشر دارای نوعی حق هستند و آن حق خلوت و داشتن روابط خصوصی است. پذیرش و شناخت حریم خصوصی به&zwnj;عنوان یک حق، ریشه در تاریخ دارد. در انجیل، قوانین یهود و سوگند بقراط، از این حق سخن به میان آمده است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در سال 1361 میلادی یک قاضی انگلیسی حکم دستگیری کسانی را صادر کرد که دزدانه به خانه&zwnj;ی افراد سرک می&zwnj;کشیدند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در سال 1765 میلادی، لرد کامدن انگلیسی، قانونی را وضع کرد که بر اساس آن برای مصادره&zwnj;ی یادداشت و مکتوبات افراد داشتن مجوز الزامی شد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در سال 1858 قانونی وضع شد که انتشار مسائل خصوصی را ممنوع کرد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در سال 1889 در نروژ انتشار اطلاعات مربوط به افراد و امور خصوصی آن&zwnj;ها ممنوع اعلام شد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در ادیان مختلف نیز می&zwnj;توان محترم شمردن حریم خصوصی افراد را یافت. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">دین اسلام از 1400 سال پیش برای شأن و منزلت انسانی ارزش قائل شده است و حریم خصوصی را به رسمیت شناخته است. این در حالی است که مدعیان حقوق بشر هنوز در اصل این حق به توافق نرسیده&zwnj;اند. اهمیت حریم خصوصی افراد در اسلام، چندان مهم است که می&zwnj;توان آیاتی از قرآن را با این مضمون یافت. برای مثال در آیات 27 و 28 سوره&zwnj;ی نور می&zwnj;خوانیم:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&laquo;ای اهل ایمان! هرگز به خانه&zwnj;هایی غیر از خانه&zwnj;ی خودتان وارد نشوید؛ مگر این&zwnj;که با ایشان انس بگیرید و بر اهل آن سلام کنید. این برای شما بهتر است. باشد که متذکر شوید.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اگر در خانه&zwnj;ای کسی نبود وارد نشوید تا این&zwnj;که به شما اجازه&zwnj;ی ورود داده شود و اگر به شما گفته شد بازگردید، برگردید که این برای شما پاکیزه&zwnj;تر است و خدا به آنچه انجام می&zwnj;دهید آگاه است&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">همچنین در آیه&zwnj;ی 12 سوره&zwnj;ی حجرات آمده است:</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&laquo;ای کسانی که ایمان آورده&zwnj;اید! از ظن و گمان در مورد یکدیگر بپرهیزید که بعضی از ظن&zwnj;ها گناه است و در کار یکدیگر تجسس و کنجکاوی نکنید&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در دو آیه&zwnj;ی اول، به وضوح برای حریم انسان احترام قائل شده است، که روشن&zwnj;ترین مصداق آن حریم، خانه&zwnj;ی افراد می&zwnj;باشد که کسی حق ورود به آن و کشف اسرار را بدون اجازه&zwnj;ی صاحب&zwnj;خانه ندارد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در آیه&zwnj;ی آخر نیز کنجکاوی و تجسس در امور دیگران ممنوع شده است که می&zwnj;توان وارد شدن به حریم خصوصی افراد را از بارزترین مصادیق این تجسس دانست.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><font size="2">حریم خصوصی از منظر اسناد بین&zwnj;الملل و قانون:&nbsp;</font></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اعلامیه&zwnj;ی جهانی حقوق بشر، مصوب 1948، در ماده&zwnj;ی 21 اعلام می&zwnj;کند: &laquo;حریم خصوصی، خانواده، مکاتبات، آبرو و حیثیت افراد نباید مورد تعرض و مزاحمت واقع شود&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">همچنین علاوه بر کنوانسیون&zwnj;ها و اعلامیه&zwnj;های بین&zwnj;المللی، اسناد منطقه&zwnj;ای نیز حیثیت و اسرار زندگی خصوصی انسان را مورد حمایت قرار می&zwnj;دهند که از جمله&zwnj;ی آن&zwnj;ها می&zwnj;توان به اعلامیه&zwnj;ی حقوق بشر اسلامی 1990 قاهره اشاره کرد که در آن با تأکید بر خلیفة&zwnj;الله بودن انسان، ملاک برتری را تنها تقوا می&zwnj;داند و بر حمایت از زندگی شخص، و حریم خصوصی انسان تأکید می&zwnj;کند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2"><img class="mt-image-right" style="float: right; margin: 0px 0px 20px 20px" height="293" alt="22.jpg" width="220" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/22.jpg" />از دیگر کنوانسیون&zwnj;ها می&zwnj;توان به کنوانسیون حقوق بشر اروپایی، بیانیه&zwnj;ی 1968 تهران، کنوانسیون شورای اروپا راجع به آزادی&zwnj;های اساسی، مصوب1950 و کنوانسیون شورای اروپا راجع به حق حریم خصوصی در 1995 اشاره کرد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">باید دانست که روابط شخصی بین افراد، حریم خصوصی آن&zwnj;ها محسوب می&zwnj;شود و این حریم محترم است و کسی که آن را هتک کند، مجرم شناخته می&zwnj;شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">حریم خصوصی افراد در دولت جمهوری اسلامی ایران مصون است و هیچ&zwnj;کس حق ورود به آن را ندارد؛ مگر در دو مورد: تزاحم حریم خصوصی با حقوق دیگران و یا تزاحم حریم خصوصی با مصالح عمومی. بدیهی است که جواز این مداخلات با تشخیص مراجع ذی&zwnj;صلاح قضایی و احراز عنوان، مقدور می&zwnj;باشد. در این زمینه در اصل 22 قانون اساسی مقرر می&zwnj;دارد: &laquo;حیثیت، جان، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است؛ مگر در مواردی که قانون تجویز کند&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در این&zwnj;جا هر چند به صراحت در مورد حریم خصوصی افراد سخنی به میان نیامده است، اما اطلاق حقوق، ظاهرا این حق را هم در بر می&zwnj;گیرد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">اصل 25 قانون اساسی نیز هر گونه تجسس را ممنوع دانسته است که در نقض حریم خصوصی افراد، در بسیاری از موارد مفهوم تجسس احراز می&zwnj;شود.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در سال&zwnj;های اخیر، بارها شاهد بودیم که با نقض حریم خصوصی افراد، فیلم&zwnj;ها و سی&zwnj;دی&zwnj;هایی در سطح جامعه پخش شده که گاه از خصوصی&zwnj;ترین روابط پرده برداشته و با بازی با آبرو و حیثیت افراد، موجب فروپاشی خانواده&zwnj;ها گشته است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در قانون مجازات اسلامی، بند الف ماده ی 640 آمده است: &laquo;هر کس نوشته، طرح، نقاشی، تصویر، فیلم و... و به&zwnj;طور کلی هر چیز که عفت و اخلاق عمومی را جریحه&zwnj;دار کند، برای تجارت یا توزیع به نمایش عمومی بگذارد، به مجازات حبس از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصدهزار ریال تا شش میلیون ریال و تا 74 ضربه شلاق، یا به یک یا دو مجازات مذکور محکوم خواهد شد&raquo;.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">و اگر اشخاص برای تهدید خانواده و برهم زدن امنیت اجتماعی دست به چنین اقداماتی بزنند، مجازات&zwnj;های سنگین&zwnj;تری در انتظار آنان است؛ تا آن&zwnj;جا که ممکن است به عنوان مفسدفی&zwnj;الارض به اعدام محکوم شوند.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">البته به نظر می&zwnj;رسد علی&zwnj;رغم اهمیت حق حریم خصوصی، در رابطه با این حق با دو مشکل مواجه هستیم: تعریف حریم خصوصی، و کمبود و خلأ قوانین بازدارنده در خصوص این قانون.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">در توضیح باید گفت هر چند که مبنای این حق به راحتی از قانون اساسی و قوانین عادی قابل استنباط است، لیکن به نظر می&zwnj;آید لازم است تعریف مشخصی از این حق و حوزه&zwnj;های مختلف آن ارائه شود که در هنگام تشخیص مصداق با مشکل مواجه نشویم و مرز حریم خصوصی و حریم عمومی به راحتی قابل تفکیک باشد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">از طرفی گرچه برخوردهای قاطع و مجازات&zwnj;های بازدارنده در این زمینه لازم به نظر می&zwnj;رسد و موادی از قانون جزا قابل انطباق با این پدیده&zwnj;ی مجرمانه&zwnj;ی جدید است؛ لیکن عدم تناسب جرم و مجازات مشکل قابل توجهی به&zwnj;شمار می&zwnj;رود و برخی دیدگاه&zwnj;های جدید که مرتکب این گونه جرایم را مفسدفی&zwnj;الارض دانسته و محکوم به اعدام می&zwnj;داند، تا حد زیادی افراطی به نظر رسیده و در بیش&zwnj;تر موارد غیر عملی به نظر می&zwnj;رسد. به همین جهت لازم است که دستگاه قانون&zwnj;گذاری و قضایی هر چه سریع&zwnj;تر به رفع نواقص موجود همت گماشته و امنیت و آرامش روانی را به افراد جامعه بازگردانند.</font></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>مزاحمت خیابانی؛ شوخی بامزه یا آزار اجتماعی؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-3.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.421</id>

    <published>۲۹.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۲۹.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[زهرا کوهساریمزاحمت&zwnj;های خیابانی به هر نوع عمل و لفظی که به نوعی آرامش و احساس امنیت عابران را از بین ببرد و نوعی احساس نگرانی و ناراحتی برای فرد عابر ایجاد &zwnj;کند، اطلاق می&zwnj;گردد؛ مزاحمت&zwnj;هایی که براساس قوانین و مقررات...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><p style="text-align: right"><font size="2">زهرا کوهساری</font></p><p style="text-align: right"><font size="2">مزاحمت&zwnj;های خیابانی به هر نوع عمل و لفظی که به نوعی آرامش و احساس امنیت عابران را از بین ببرد و نوعی احساس نگرانی و ناراحتی برای فرد عابر ایجاد &zwnj;کند، اطلاق می&zwnj;گردد؛ مزاحمت&zwnj;هایی که براساس قوانین و مقررات مصوب قانون مجازات اسلامی، ازجمله رفتارهایی هستند که جزء مفاسد اجتماعی تلقی شده و مشمول مجازات می&zwnj;شوند. مستفاد از ماده&zwnj;ی 619 قانون مجازات اسلامی: &laquo;هر کس در اماکن عمومی یا معابر، متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان شود، یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت، به آنان توهین نماید، به حبس از 2 تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد&raquo;.</font></p></div><p style="text-align: justify">&nbsp;</p><p style="text-align: justify"><font size="2"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="500" alt="16.jpg" width="242" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/16.jpg" />علی&zwnj;رغم وجود ماده&zwnj;ای در قانون در این خصوص، باز هم روزانه شاهد مزاحمت&zwnj;های زیادی برای دختران و زنان هستیم که حضور در جامعه را برای آنان مشکل می&zwnj;سازد.</font></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مزاحمت خیابانی بخشی از تجربه&zwnj;ی اجتماعی بسیاری از دختران و زنان است. این مزاحمت&zwnj;ها معضلات اجتماعی زمان ما نیست، بلکه قدمتی بس طولانی دارد و در جوامع شهری بیش&zwnj;تر به چشم می&zwnj;خورد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مزاحمت خیابانی از عمده رفتارهای نابه&zwnj;هنجار اجتماعی است که در ایجاد ناامنی اجتماعی و سلب آرامش افراد، نقش مهمی را ایفا می&zwnj;کند. متلک&zwnj;پرانی، ول&zwnj;گردی، تنه&zwnj;زنی و اعمال غیراخلاقی در مجامع عمومی و هتک حرمت به نوامیس مردم از مصادیق مزاحمت&zwnj;های خیابانی است<span style="color: red">.</span></font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&nbsp;با توجه به این&zwnj;که از دیدگاه روان&zwnj;شناسی، هرگونه روابط با جنس مخالف از غیرطریق طبیعی و پذیرفته شده&zwnj;ی اجتماعی و عرف حاکم بر جامعه، به عنوان امری غیرعادی محسوب می&zwnj;شود؛ لذا مزاحمت&zwnj;های خیابانی نیز که نوعی ارتباط (ارتباط غیرصحیح) با جنس مخالف است به عنوان امری مرضی و غیرعادی محسوب می&zwnj;گردد. روان&zwnj;شناسان معتقدند بی&zwnj;کاری، در کنار داشتن اوقات فراغت طولانی مدت، ازجمله عوامل بروز بسیاری از رفتارهای ناهنجار اجتماعی، علی&zwnj;الخصوص در نوجوانان و&nbsp;تا حد کمتری در جوانان است.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">روزانه شاهد این هستیم که در مراکز غیرتفریحی مانند خیابان&zwnj;ها، فروشگاه&zwnj;ها و مراکز خرید، برخی جوانان به&zwnj;صورت گروهی و بدون هیچ&zwnj;گونه برنامه و هدفی، دائم در حال تلف کردن اوقات خود می&zwnj;باشند. طبیعی است که در این حالت باید منتظر رفتارهای ناهنجاری چون مزاحمت&zwnj;های خیابانی نیز باشیم. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">مزاحمین خیابانی، معمولاً در رده&zwnj;های سنی متفاوتی ظاهر می&zwnj;شوند. از مردی پنجاه ساله با ظاهری متشخص و متمول، تا کارگری ۱۷ ساله که در ساختمان نیمه&zwnj;کاره&zwnj;ای مشغول کار است. ایجاد مزاحمت&zwnj;های خیابانی از سوی مردان، آن&zwnj;قدر زیاد است که بعضی وقت&zwnj;ها نمی&zwnj;شود تشخیص داد که این مرد با این سر و وضع، یک مزاحم است یا عابری معمولی. لذا گاهی می&zwnj;توان ریشه&zwnj;ی این نوع رفتارها&nbsp;را در نوعی سادیسم اجتماعی دانست.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">بعضا می&zwnj;توان گفت تمام این مزاحمت&zwnj;ها از تفکر مردسالارانه&zwnj;ای نشأت می&zwnj;گیرد که زن را حقیر می&zwnj;داند و حریمی شخصی&zwnj; برای وی قائل نیست. به همین دلیل مردان به خود اجازه می&zwnj;دهند که نسبت به زن هتک حرمت و بی&zwnj;احترامی کنند. این مزاحمت&zwnj;ها بیش&zwnj;تر به روح و روان دختران و زنان آسیب می&zwnj;رساند؛ زیرا در این حالت، زن تحقیر شده و اعتمادبه&zwnj;نفس خود را از دست می&zwnj;دهد و همواره در حالت ترس و نگرانی به&zwnj;سر خواهد برد. در این&zwnj;جاست که دیگر آسایش ندارد و همیشه به دنبال سایه&zwnj;ای در پشت سر خود است. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">البته نباید از نظر دور داشت که نوع پوشش و ظاهری که زنان و دختران با آن در جامعه ظاهر می&zwnj;شوند، تا حد زیادی در تصمیم&zwnj;گیری مزاحمین نسبت به پیش&zwnj;قدم شدن جهت مزاحمت و یا عدم آن، دخالت مستقیم دارد. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="352" alt="18.jpg" width="522" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/18.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">آمار نشان می&zwnj;دهد غالب زنان و دخترانی که در دام مزاحمین گرفتار آمده&zwnj;اند، با پوششی نامطلوب و در اماکن خلوت ظاهر گردیده&zwnj;اند که البته این آمار به&zwnj;طور صددرصد، قربانیان را شامل نمی&zwnj;شود. </font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">لذا آموزش&zwnj;های تربیتی و اخلاقی و دینی نه به عنوان عوامل سرکوب&zwnj;کننده&zwnj;ی نیازهای جوانان، بلکه به عنوان هدایت&zwnj;کننده و آرامش&zwnj;دهنده&zwnj;ی روان، می&zwnj;تواند در تعادل رفتاری ایشان، چه زن و چه مرد، مؤثر واقع گردد.</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">متأسفانه امروزه این معضل به قدری در جامعه رواج پیدا کرده است که اکثر مردم نسبت به آن واکنشی نشان نمی&zwnj;دهند و با بی&zwnj;تفاوتی با آن برخورد می&zwnj;کنند. گویا مردم آن را به&zwnj;صورت یک هنجار در جامعه قبول کرده&zwnj;اند!</font></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><font size="2">&nbsp;پرواضح است که ما ابزار قانونی برای مبارزه با این معضل اجتماعی و فرهنگی را داریم؛ اما ابزاری در دسترس&zwnj;تر از قانون نیاز است، و آن فرهنگ درستی است که از کودکی آموخته شود. هر انسانی، جدا از جنسیت&zwnj;&zwnj;اش، حق آزادی و احساس امنیت و آرامش را دارد و هیچ فردی حق تجاوز به این حریم شخصی را ندارد.</font></div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>چرا کشورمان چنین جرم‌خیز شده است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-2.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.420</id>

    <published>۲۹.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۲۹.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[محمد مطهری&nbsp;در این مقاله سعی شده است خلاصه&zwnj;ای از سلسله مقالات جناب آقای محمد مطهری در خصوص راه&zwnj;کارهای بالابردن امنیت اجتماعی بیان شود. این مقاله بر اساس پاسخ به این پرسش که چرا کشورمان چنین جرم&zwnj;خیز شده، تنظیم شده است.&nbsp;1-...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right"><span style="font-size: 8pt">محمد مطهری</span></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">در این مقاله سعی شده است خلاصه&zwnj;ای از سلسله مقالات جناب آقای محمد مطهری در خصوص راه&zwnj;کارهای بالابردن امنیت اجتماعی بیان شود. این مقاله بر اساس پاسخ به این پرسش که چرا کشورمان چنین جرم&zwnj;خیز شده، تنظیم شده است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="348" alt="11.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/11.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt">1- در صورت وقوع جرم، آبروی مجرمان محفوظ می&zwnj;ماند</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">مجرم نیک می&zwnj;داند که رسانه&zwnj;ی ملی با تمسک به لزوم برهم نزدن آرامش روانی مردم و یا حفظ آبروی خانواده&zwnj;ی متهم، پس از اثبات جرم متخلف، نه خبر وقوع جرم و نه تصویر او را (حتی از شبکه&zwnj;ی استانی) پخش نخواهد کرد. شاید بعضی بگویند او جرم کرده، خانواده&zwnj;اش چه گناهی دارند که آبروی&zwnj;شان ریخته شود؟ و یا اگر او معرفی شود برای همیشه بی&zwnj;آبرو شده و دیگر شانس بازگشت به جامعه از او گرفته می&zwnj;شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">بد نیست قبل از پاسخ به پرسش فوق، به نمونه&zwnj;ای از برخورد با متخلف در صدر اسلام اشاره کنیم. ابن&zwnj;هرمه مسئول نظارت مالی بر بازار اهواز بوده که مرتکب تخلف مالی می&zwnj;شود. امیرالمؤمنین علی(ع) فورا نامه&zwnj;ای به رفاعه، حاکم اهواز می&zwnj;نویسد و دستور می&zwnj;دهد که: &laquo;او را برکنار کرده و به مردم معرفی کن! او را به زندان بیفکن و آبرویش را بریز! به همه&zwnj;ی بخش&zwnj;های تابع اهواز بنویس که من چنین عقوبتی برای او معین کرده&zwnj;ام...&raquo;</span><span style="font-size: 8pt">(دعائم الاسلام، جلد2، ص 532)</span><span style="font-size: 10pt"> و حتی به فرماندار اهواز که مسئول اجرای حکم است می&zwnj;فرماید &laquo;اگر در اجرای حکم کوتاهی کنی، تو را به زشت&zwnj;ترین صورت ممکن از کار برکنار می&zwnj;کنم&raquo;! حال چرا حضرت ملاحظه&zwnj;ی خانواده ابن&zwnj;هرمه را نکرد؟</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">زیرا نمی&zwnj;توان با معرفی نکردن متخلف، با این عذر که مبادا خانواده متهم در جامعه تحقیر شوند، درهای یک حکومت و به دنبال آن جامعه را به روی فساد&zwnj;های بعدی باز کرد. آیا خداوند که در قرآن مجازات قطع انگشتان دست را برای برخی سارقان با رعایت شرایط تشریع کرده است، -نعوذ بالله- متوجه&zwnj;ی سرافکندگی فرزند یک سارق در جامعه به خاطر انگشتان قطع شده&zwnj;ی پدر نبوده است؟! اگر ملاک انتخاب نوع مجازات، آبروی خانواده است هیچ&zwnj;وقت هیچ متخلفی نباید حتی برای ساعتی دستگیر شود ولو این&zwnj;كه قاتل باشد. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">اتفاقا همین امر که کسی بداند در صورت تخلف او، فرزندانش به سبب معرفی وی به عنوان متخلف، در جامعه دچار مشکل می&zwnj;شوند، خود به صورت یک نیروی بازدارنده&zwnj;ی قوی عمل می&zwnj;کند. علاوه بر این، باید سطح فهم جامعه را بالا برد و برای مردم روشن کرد که خطای بستگانِ کسی، ربطی به خود او ندارد؛ همچنان&zwnj;كه از فضل پدر، کمالی برای فرزند او حاصل نمی&zwnj;شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">نکته</span><span style="font-size: 10pt">&zwnj;ی</span><span style="font-size: 10pt"> بسیار مهم و مورد غفلت این است که حفظ آبروی مجرمین، باعث شده تعرض به بانوان در ایران، شکلی استثنایی به خود بگیرد. تجاوز که به هر حال در هر کشوری اتفاق می&zwnj;افتد، در سایر کشورها غالبا به&zwnj;صورت فردی، با صورت پوشیده (از ترس چهره&zwnj;نگاری) و در مکان&zwnj;های بسیار خلوت انجام می&zwnj;شود. اما بسیاری ازمتجاوزین نوامیس در ایران، دریافته&zwnj;اند که سخت&zwnj;گیری در این عرصه آن&zwnj;قدر کم است که می&zwnj;توان در کنار شغل اول و با استفاده ازهمان محل یا وسیله به این کار مبادرت کرد. نه لزومی به پوشاندن چهره است و نه نیازی به تلاش برای یافتن خرابه یا ساختمان نیمه کاره. آن&zwnj;ها با تعرض به زنان و دختران جرمی را انتخاب کرده&zwnj;اند که اکثر قریب به اتفاق قربانیان یا خانواده&zwnj;های&zwnj;شان جهت حفظ آبرو از شکایت صرف نظر می&zwnj;کنند. فیلمبرداری با موبایل هم بهترین راه منصرف کردن قربانی از شکایت است!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">گویی مجرمین این پیام را از سیستم قضایی و خبری کشوردریافت کرده&zwnj;اند: &laquo;نگران آبروی خود نباشید!&raquo;. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">چنان</span><span style="font-size: 10pt">&zwnj;</span><span style="font-size: 10pt">كه می&zwnj;دانیم عده&zwnj;ای متخلف، تا زمانی که احساس نکنند آبروی&zwnj;شان در خطر است دست&zwnj;بردار نیستند؛ بنابراین راه میانه و در عین حال مؤثر، همان است که اسلام در مجازات &laquo;تشهیر&raquo; (به معنای معرفی به مردم) با قیود خاص تشریع کرده است؛ مجازاتی که امروزه در کشور ما نه درباره&zwnj;ی برهم&zwnj;زنندگان امنیت مردم اجرا می&zwnj;شود، نه مسئولان متخلف و نه مفسدان اقتصادی. البته همان&zwnj;قدر که در اسلام بر لزوم ریختن آبروی برخی مجرمان اعم از کارگزاران حکومتی یا مردم عادی، تأکید شده است به حفظ آبروی آنان پیش از اثبات قانونی جرم نیز اهمیت داده می&zwnj;شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">به هر حال برای تضمین آبروی متخلفان باید فکری کرد؛ مثلا با کمک نیروی انتظامی، در &laquo;سراسر کشور&raquo; از مزاحمان خیابانی به نحو نامحسوس تصویربرداری شده و &laquo;بدون پوشاندن چهره&raquo; در برنامه&zwnj;ای ویژه&zwnj;ی تخلفات، در تلویزیون نمایش داده شود. معرفی مزاحمان ضمن این که وسیله&zwnj;ی بازدارنده&zwnj;ای از وقوع و تکرار جرم است، نسل کودک و نوجوان را به این نکته توجه می&zwnj;دهد که مزاحمت خیابانی آن&zwnj;قدر عمل زشتی است که تلویزیون کشور، این&zwnj;چنین نسبت به آن حساس است و همین امر ساده، خودبه&zwnj;خود در مورد رفتار اجتماعی، درس بزرگی به آن&zwnj;ها می&zwnj;دهد و قبح عمل را از کودکی در ذهن آن&zwnj;ها ایجاد می&zwnj;کند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">اما راه حل دیگر برای برخورد با برهم&zwnj;زنندگان آرامش روانی مردم، مانند مزاحمان خیابانی، تشکیل پرونده&zwnj;های الکترونیکی &laquo;کارنامه&zwnj;ی سلامت رفتاری&raquo; است. اگر تخلفات هر کس در &laquo;کارنامه&zwnj;ی سلامت رفتاری&raquo; او درج شود، و ارائه&zwnj;ی این کارنامه به طور مثال برای استخدام و یا گرفتن هر نوع مجوز کار و بسیاری فعالیت&zwnj;های دیگر الزامی شود به خودی خود نقش بازدارنده خواهد داشت. حتی خانواده&zwnj;ای که قصد شوهردادن دختر خود را دارند، می&zwnj;توانند با طلب کردن این کارنامه از سلامت رفتار فرد خواستگار مطمئن شوند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt">2- سرنوشت پرونده&zwnj;ی مجرمان به فراموشی سپرده می&zwnj;شود</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">در ایران، اخبار حوادث به جملاتی مانند &laquo;تحقیقات ادامه دارد&raquo; و &laquo;متهمین تحویل مقامات قضایی شدند&raquo; ختم می&zwnj;شود.<span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="500" alt="13.jpg" width="333" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/13.jpg" /></span></span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">قوه قضائیه هم هیچ&zwnj;گونه نیازی نمی&zwnj;بیند که در مورد پرونده&zwnj;های وحشتناک تجاوزهای دسته جمعی که چندان هم کم اتفاق نمی&zwnj;افتند، خبری از مجازات عاملان آن&zwnj;ها در اختیار مردم قرار دهد و با سکوت خود، ناخواسته به متجاوزان بعدی این پیام را می&zwnj;رساند که این حوزه از آن دسته&zwnj;ای است که نظام بدان حساسیتی ندارد، گرچه واقعیت خلاف آن باشد. این پیام تا آن&zwnj;جا دریافت شده است که معدودی از افغانی&zwnj;های ساکن در ایران متوجه آن شده و برای آن&zwnj;که از قافله عقب نمانند به دختر کر و لال ایرانی تعرض نموده و با افتخار فیلم آن را هم با بلوتوث پخش می&zwnj;کنند و البته از هیچ&zwnj;جا هم صدایی درنمی&zwnj;آید!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">در خفا ماندن سرنوشت پرونده&zwnj;ها -که متأسفانه اکثر خبرنگاران در مواجهه با مقامات قضایی از آن سراغی نمی&zwnj;گیرند- و همچنین تضمین آبروی مجرمان، نقشی اساسی در گستاخ شدن برخی مجرمان داشته است. برای حل این مشکل اقدامات زیر پیشنهاد می&zwnj;شود:</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">1. در هنگام انتشار هر خبر دستگیری، تاریخ محاکمه نیز درج شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">2. هر رسانه&zwnj;ای که خبر از وقوع جرمی می&zwnj;دهد &laquo;موظف&raquo; به درج مجازات قانونی جرم مزبور در کنار متن خبر و مخصوصا اطلاع&zwnj;رسانی در مورد سرنوشت پرونده در تاریخ مقرر شود. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">3. سخنگوی محترم قوه قضائیه در تاریخ&zwnj;های معین (مثل اولین مصاحبه در هر ماه) سرنوشت پرونده&zwnj;هایی که احساسات عمومی را جریحه&zwnj;دار کرده&zwnj;اند به اطلاع مردم برساند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt">3- مجازات&zwnj;ها چنان که باید، با جرم متناسب نیست تا مانع از تکرار جرم شود</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">اخبار حوادث که بالقوه می&zwnj;تواند نقشی تعیین&zwnj;کننده در افزایش امنیت جامعه ایفا کند در وضع کنونی خود، این پیام را برای مجرمین فعلی و آینده به همراه دارد که در صورت ارتکاب جرم، لزوما نه آبروی&zwnj;شان در خطر است و نه مجازاتی سنگین در پیش دارند. چرا که:</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">- در صفحه حوادث از این نوع اخبار را کم نخوانده&zwnj;اند که مثلا دندانپزشکی در ولنجک با تزریق ماده بی&zwnj;هوشی به جای بی&zwnj;حسی، به هفتاد و&zwnj; نه تن از بانوان و دختران تعرض کرده و از اعمال کثیف خود فیلم گرفته است و قاضی او را به هشت سال زندان محکوم کرده است</span><span style="font-size: 8pt"> (هموطن سلام، 29 دی 1383)</span><span style="font-size: 10pt">. بنابراین گمان می&zwnj;برند که مجازات&zwnj;شان نباید از یکی دو ماه فراتر رود!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">- آن&zwnj;ها دیده&zwnj;اند که فردی علی&zwnj;رغم هفده مورد تجاوز به پسربچه&zwnj;ها، در شهرک غرب، به قاضی اظهار کرده که بیمار روانی است و از روی اختیار این جرم&zwnj;ها را مرتکب نشده و در نتیجه پس از یک هفته نیز آزاد شده است. بنابراین راه این نوع بهانه&zwnj;ها هم باز است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">ویژگی&zwnj;ای که بعضی تعرضات در کشور ما به خود گرفته، آن است که اهمال&zwnj;کاری&zwnj;ها در زمینه&zwnj;ی برخورد با جرائم، قضیه را به جایی رسانده که نزد بعضی ازمجرمین، به خاک سیاه نشاندن دختران جوان از حالت جرم خارج شده و به صورت یک تفریح درآمده است: &laquo;با دوستان نشسته بودیم؛ گفتیم چه کنیم؟ یکی گفت به پیتزا فروشی برویم. دیگری گفت فیلم تماشا کنیم. نهایتا تصمیم گرفتیم از توی خیابان دختر بدزدیم&raquo; </span><span style="font-size: 8pt">(از اعترافات یکی از متهمان)</span><span style="font-size: 10pt">. این&zwnj;که تجاوز در ردیف خرید پیتزا قرار می&zwnj;گیرد، نشان می&zwnj;دهد که برخی متجاوزین، تجاوز را بیش&zwnj;تر تفریحی بی&zwnj;دردسر می&zwnj;دانند تا یک جرم سنگین!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">وقتی فلان قاضی در فلان شهر با گرفتن رشوه&zwnj;ای، حکم خلافی را صادر می&zwnj;کند و نهایت مجازاتی که برایش در نظر گرفته می&zwnj;شود &laquo;انفصال از خدمت&raquo; است؛ آیا این، مجازات عبرت&zwnj;انگیزی برای متخلفان آینده خواهد بود؟ </span><span style="font-size: 8pt">(اعتماد، چهارم اردیبهشت 1384)</span><span style="font-size: 10pt">. فلسفه&zwnj;ی مجازات، غیر از تنبیه متخلف و تسلی خاطر مظلوم، بازدارندگی آن برای متخلفان بالقوه آینده است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt">4- سیاست&zwnj;های غلط اطلاع&zwnj;رسانی</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">امروز هم همانند گذشته، سیمای جمهوری اسلامی در دایره&zwnj;ی وظایف خود نمی&zwnj;بیند که با نشان دادن چند ثانیه&zwnj;ای تصویر یک قاتل فراری که امنیت مردم را تهدید می&zwnj;کند، برای حفظ جان مردم عادی قدمی بردارد و یا با چند لحظه نشان دادن عکس کودکان گمشده&zwnj;ای که پدران و مادران آن&zwnj;ها در فراق آنان ضجه می&zwnj;زنند اقدامی کند. در عوض شبکه&zwnj;ی خبر اخبار ناقص حوادث را هم از برنامه&zwnj;های خود حذف می&zwnj;کند!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">متأسفانه در مواردی نحوه&zwnj;ی اطلاع&zwnj;رسانی نیروی انتظامی و نقش آن در به خطر انداختن امنیت مردم دست کمی از قوه&zwnj;ی قضائیه ندارد. هنگامی که جرمی مثل کودک&zwnj;ربایی چند بار در منطقه&zwnj;ای اتفاق می&zwnj;افتد، نیروی انتظامی هیچ نیازی به اطلاع&zwnj;رسانی (حتی به صورت محلی) نمی&zwnj;بیند؛ ولو آن&zwnj;که چهل کودک در یک منطقه ربوده شوند! عدم اطلاع&zwnj;رسانی به موقع، به بهانه&zwnj;ی انجام کار اطلاعاتی، ناخواسته کودکان معصوم دیگر را طعمه&zwnj;هایی آسان برای شکارهای بعدی مجرم قرار می&zwnj;دهد و این کتمان تا زمان دستگیری مجرم ادامه دارد. جالب اینجاست که آنچه در این پاراگراف ذکر شد با توجیه ناموجه &laquo;بر هم نزدن آرامش روانی مردم&raquo; صورت می&zwnj;گیرد! </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">گویی &laquo;خبر رسانی&raquo; در کشور ما، یعنی رساندن اخبار خوب به مردم. غافل از آن&zwnj;که با اطلاع&zwnj;رسانی صحیح و به موقع، می&zwnj;توان از کمک نیروهای مردمی به بهترین وجه استفاده کرد. مثلا اگر فرض کنیم روزی تلویزیون اعلام کند بنا بر یک آمار قابل اعتماد، تعداد نوجوانان و جوانان نمازخوان 5 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است، آیا تأثیر چنین خبری در جامعه منفی است؟ ممکن است در وهله&zwnj;ی نخست، چنین به نظر بیاید، اما در میان گذاشتن صادقانه&zwnj;ی چنین آماری با مردم از سوی مسئولان، خود سرچشمه&zwnj;ی یک حرکت اجتماعی می&zwnj;تواند باشد: </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">فیلمنامه&zwnj;نویسی که مشغول نگارش فیلم&zwnj;نامه است، پیامی از نماز در متن فیلمش جای می&zwnj;دهد؛ فرهیختگان و مبلغان مذهبی بیشتر به این مطلب توجه می&zwnj;کنند؛ پدران و مادران نظارت بیش&zwnj;تری بر فرزندان خود اعمال می&zwnj;کنند؛ آموزش&zwnj;وپرورش برنامه&zwnj;ی نماز در مدارس را جذاب&zwnj;تر می&zwnj;کند؛ در تبلیغات شهری اهمیت بیشتری به نماز داده می&zwnj;شود؛ عده&zwnj;ای دیگر به دنبال ریشه&zwnj;ها رفته، مثلا توجه بیش&zwnj;تری به لقمه&zwnj;ی حلال می&zwnj;کنند و تعدادی دیگر در استفاده از برخی برنامه&zwnj;های ایمان&zwnj;سوز و روح&zwnj;کش ماهواره&zwnj;ای، احتیاط بیش&zwnj;تری می&zwnj;کنند. (به تازگی وقتی آمار تأسف&zwnj;بار مطالعه در ایران اعلام شد، یک نانوا به نام آقای نجفی، حدود صد کتاب در نانوایی در دسترس مشتریان قرار داد و از سوی مردم نیز استقبال شد.)</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="330" alt="14.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/14.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">عدم اطلاع&zwnj;رسانی صحیح در مورد جرائم و تخلفات، باعث می&zwnj;شود که آمار رسمی از جرائم وجود نداشته باشد و لذا هر آمار نادرست و اغراق&zwnj;آمیزی که توسط بیگانگان اعلام شود دهان به دهان بگردد و در واقع زمینه&zwnj;ی لازم برای مؤثر واقع شدن &laquo;سیاه&zwnj;نمایی&raquo;ها فراهم شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">بازخوانی مصاحبه&zwnj;های مسئولان نیروی انتظامی به روشنی نشان می&zwnj;دهد که آنان تنها زمانی مردم را در جریان قتل، کودک&zwnj;ربایی و تعرض&zwnj;های سریالی قرار می&zwnj;دهند که مجرم را &laquo;دستگیر&raquo; کرده باشند. اما باید پرسید وظیفه&zwnj;ی پلیس در درجه&zwnj;ی اول چیست؟ وظیفه &laquo;اولیه و اساسی&raquo; پلیس &laquo;جلوگیری از آسیب دیدن جان و مال و ناموس مردم&raquo; است نه &laquo;دستگیری مجرم&raquo;؛ اگر دستگیری مجرم را از پلیس خواسته&zwnj;اند به خاطر حفظ امنیت مردم است. بنابراین آگاه نکردن مردم از وجود یک مجرم سریالی به منظور تسهیل در دستگیری وی که نوعا به قیمت نابود شدن جان و ناموس تعداد دیگری از مردم تمام می&zwnj;شود نقض غرضی است که پلیس برای آن تشکیل شده است. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">برخلاف بسیاری از کشورها، در ایران برقراری امنیت وظیفه&zwnj;ی &laquo;پلیس&raquo; تلقی می&zwnj;شود نه &laquo;پلیس و مردم&raquo;. مردم نقش معینی در مقابله با ناامنی ندارند؛ همکاری آنان در تأمین امنیت صرفا در حد رعایت اقدامات احتیاطی مثل استفاده از قفل&zwnj;های مناسب و یا سوار نشدن بانوان در خودروهای شخصی است؛ گویی از مردم همین احتیاط&zwnj;ها برمی&zwnj;آید و بس؛ در حالی که در جوامع امروز، ایجاد امنیت یک &laquo;امر جمعی&raquo; است یعنی &laquo;پلیس و مردم به کمک هم&raquo; امنیت را برقرار می&zwnj;کنند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">توجیه سیاست&zwnj;گذاران نظام اطلاع&zwnj;رسانی در مورد غافل گذاشتن مردم از جنایات مجرمان سریالی دو امر است: یکی &laquo;لطمه نخوردن روند تحقیقات پلیس در تعقیب مجرم&raquo; و دیگر &laquo;لزوم حفظ آرامش روانی مردم&raquo;. نتیجه&zwnj;ی این سیاست خبری این است که از یک طرف نیروی انتظامی خود را از کمک عظیمی که از مردم در دستگیری مجرم برمی&zwnj;آید محروم می&zwnj;کند و از طرف دیگر جان و ناموس و کودک مردم بی&zwnj;خبر از همه جا، فدای دستگیری مجرم می&zwnj;شود. اما اگر پلیس با اطلاع&zwnj;رسانی به موقع و صحیح، مردم را فرضا در جریان فعالیت یک آدم&zwnj;ربا در شهری قرار دهد، چه مزایایی خواهد داشت؟</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">1. با در جریان قرار دادن مردم، عرصه بر مجرم به شدت تنگ می&zwnj;شود؛ زیرا مشخصات ظاهری و نیز وسیله&zwnj;ی نقلیه وی به اطلاع عموم رسانده می&zwnj;شود و طبعا در همه&zwnj;جا چشم&zwnj;های بی&zwnj;شماری مراقب هستند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">2. مردم پس از اطلاع از نحوه&zwnj;ی عمل فرد تبهکار، احتیاط&zwnj;های لازم را انجام می&zwnj;دهند و بنابراین مجرم با شگرد سابق و ساده نمی&zwnj;تواند به هدف خود برسد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">3. به جای کمین چند گشت آگاهی در چند نقطه، ده&zwnj;ها هزار و گاهی صدها هزار نفر در یافتن او کمک می&zwnj;کنند و همه&zwnj;ی شهر برای مجرم ناامن می&zwnj;شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">4. مسئولان مربوطه تحت فشار افکار عمومی قوی&zwnj;تر عمل می&zwnj;کنند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">5. مردم مناطق دیگر احساس امنیت بیشتری می&zwnj;کنند؛ چون می&zwnj;دانند اگر کودک&zwnj;ربایی، تعرض و قتل در منطقه&zwnj;ی آنان صورت گرفته بود حتما اعلام شده بود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">6. وقتی مجرم یک&zwnj;باره تمام جامعه را علیه خود بسیج&zwnj;شده می&zwnj;بیند به بزرگی جرم خود پی می&zwnj;برد و بسیاری از مجرمان بالقوه&zwnj;ی بعدی را از اقدام مشابه منصرف می&zwnj;کند؛ ضمن این&zwnj;که قربانیان گذشته یا خانواده&zwnj;های&zwnj;شان وقتی جامعه را همراه خود می&zwnj;بینند تسلی می&zwnj;یابند. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">7. با این کار حساسیت مسئولان کشور نسبت به جان و ناموس مردم عملا اثبات می&zwnj;شود، حتی برای بیگانگان. در این صورت شاید دیگر به این سادگی اتباع کشورمان در فرودگاهی در خارج از کشور مورد بی&zwnj;احترامی و هتک&zwnj;حرمت قرار نگیرند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">وقتی&zwnj; مردم&zwnj; مطمئن&zwnj; باشند اخبار حوادث&zwnj; مربوط&zwnj; به&zwnj; جان&zwnj; و ناموس&zwnj; مردم&zwnj; به موقع&zwnj; اعلام&zwnj; می&zwnj;شود، دیگر شایعات&zwnj; در مورد برخی&zwnj; باندهای قتل و تجاوز و آدم&zwnj;ربایی&zwnj; كه&zwnj; اصلا وجود خارجی&zwnj; ندارند، مورد توجه&zwnj; قرار نمی&zwnj;گیرد. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">مسئله&zwnj;ی دیگر این که قوه&zwnj;ی قضائیه اطلاع&zwnj;رسانی در مورد تخلف برخی مسئولان را &laquo;تضعیف نظام&raquo; می&zwnj;پندارد. جا دارد این سؤال مطرح شود که آیا چون همسر امام حسن(ع) قاتل از آب درآمده است، شیعیان به همه&zwnj;ی همسران ائمه اطهار(ع) بدبین شده&zwnj;اند؟!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">آیا صرف حکم مسئولیت گرفتن در جمهوری اسلامی، چنان معنویتی به یک فرد می&zwnj;بخشد که احتمال خطای او را صفر می&zwnj;کند تا جایی که در صورت معرفی او به عنوان متخلف، حیثیت و آبروی نظام اسلامی زیر سوال می&zwnj;رود؟!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">ظاهرا این افراد این جمله&zwnj;ی عمیق و صحیح حضرت امام(ره) را که &laquo;حفظ نظام از اوجب واجبات است&raquo; با این که &laquo;انتقاد علنی از هر ظلم و تخلفی که به نحوی به حکومت مربوط می&zwnj;شود حرام است&raquo; اشتباه گرفته&zwnj;اند!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">در کشور ما هر از چند گاهی هم که تخلف فردی منتسب به حکومت لو می&zwnj;رود با ذکر نام آقای چند نقطه! (آقای...) است! وقتی نام&zwnj;های پنهان در زیر این نقطه&zwnj;ها برملا نمی&zwnj;شوند این نقطه&zwnj;ها تبدیل به لکه&zwnj;هایی می&zwnj;شود که بر دامن هر کسی که لباس خدمت به این نظام را به تن دارد می&zwnj;نشیند. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">پنهان کردن تخلف یک مسئول نه با دین می&zwnj;سازد(جریان برخورد حضرت علی(ع) با ابن&zwnj;هرمه را حتما به خاطر دارید)، نه با مصلحت نظام و نه با پیشرفت کشور، و خسارت&zwnj;های جبران&zwnj;ناپذیری بر اسلام و ایران و مردم وارد کرده و می&zwnj;کند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt">5- آستانه&zwnj;ی جرم بالا رفته است</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">فراموش نکنیم که هیچ متجاوز به ناموسی با تجاوز آغاز نمی&zwnj;کند، بلکه ابتدا سر خیابان سوت زده و متلک&zwnj;پرانی کرده؛ اما دیده که به جز تشویق دوستانش خبری نشده است! ناموس مردم را تهدید کرده، باز خبری نشده است؛ دلیلی ندیده که پا را فراتر نگذارد. وقتی از ابتدا به کوچک&zwnj;ترین مزاحمت&zwnj;های خیابانی حساسیت نشان داده شود، بسیاری از شروران بالقوه&zwnj;ی آینده ساخته نمی&zwnj;شوند. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt"><img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="279" alt="10.jpg" width="420" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/10.jpg" /></span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">نوجوان امروز می&zwnj;بیند اداره&zwnj;ی راهنمایی و رانندگی، داشتن كلاه ایمنی برای موتورسواران و یا حركت بین خطوط را الزامی اعلام می&zwnj;كند ولی اكثریت، آن را رعایت نمی&zwnj;كنند؛ كسانی ساعت&zwnj;ها در اطراف مدارس دخترانه مزاحمت ایجاد می&zwnj;كنند و این یک تفریح تلقی می&zwnj;شود؛ برخی تماشاگران چه هنگام شادی پیروزی و چه هنگام غم شکست، پس از خروج از ورزشگاه شیشه ده&zwnj;ها اتوبوس را خرد می&zwnj;كنند و رسانه&zwnj;ی ملی تنها جارو كردن شیشه&zwnj;ها توسط كارگران زحمتکش شهرداری را نشان می&zwnj;دهد؛ یک انسان بیمار به بانویی تنه می&zwnj;زند و ظاهرا راهی جز تحمل تدبیر نشده است... گویی همه&zwnj;ی این رفتارها از سوی متولیان و جامعه پذیرفته شده است و قابل پیگیری نیست. و اگر كسی به كلانتری برود و بگوید كسی به او متلك گفته است خنده&zwnj;دار به حساب می&zwnj;آید.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">مروری بر صفحات حوادث نشان می&zwnj;دهد که تا پای قتل و غارت و تجاوز و سرقت مسلحانه و اسیدپاشی و کلاه&zwnj;برداری&zwnj;های میلیاردی در میان نباشد اساسا در عرف ما حادثه&zwnj;ای رخ نداده و عنوان جرم بر آن صدق نمی&zwnj;کند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">اسلام برای ضربه&zwnj;ی كوچكی كه منجر به سرخ شدن بدن كسی شود -حتی اگر این کار به شوخی و یا به صورت غیرعمد انجام شود- دیه تعیین کرده است. این باعث می&zwnj;شود مسلمانان هیچ ظلمی در حق دیگران را کوچک نشمارند و از همان ابتدا شدیدا مراقب اعمال خویش باشند. اما ما را چه شده است که تا صحبت از چند میلیارد تومان چپاول در میان نباشد عنوان فساد اقتصادی را محقق نمی&zwnj;دانیم؟!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">مشکل جامعه&zwnj;ی ما بیش از آن&zwnj;که وقوع جرم باشد، جرأت بر انجام جرم است؛ بیش از آن&zwnj;که فساد اقتصادی یک معضل باشد، جرأت بر انجام فساد اقتصادی یک معضل است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">اگر در مقابل کوچک&zwnj;ترین تخلف، برخورد تنبیهی صورت بگیرد، فکر انجام تخلفات دیگر به ذهن خیلی&zwnj;ها خطور هم نمی&zwnj;کند. شاید بعضی بگویند که اگر قرار باشد به خاطر یک متلک&zwnj;پراکنی کسی را مجازات کنند، هم پرونده&zwnj;های بی&zwnj;شماری باید در قوه&zwnj;ی قضائیه در انتظار رسیدگی باشد و هم زندان&zwnj;های متعددی باید ساخته شود. اما لازمه&zwnj;ی پایین آوردن آستانه&zwnj;ی جرم، افزایش حبس و دستگیری نیست. برخورد آنی و مجازات&zwnj;های فوری می&zwnj;توانند به نوبه&zwnj;ی خود موانع وقوع جرم باشند. مثلا در برخی کشورهای غربی، مجازات رانندگان متخلفی که لایی می&zwnj;کشند این است که خودرو آنان در زیر لودر قرار داده شده و له می&zwnj;شود! با این کار، نه پرونده&zwnj;ای به پرونده&zwnj;های قوه&zwnj;ی قضائیه اضافه می&zwnj;شود و نه نیاز به ایجاد زندان&zwnj;هایی مضاعف احساس می&zwnj;شود. ضمن این که هم متخلف فعلی و هم متخلفان بالقوه&zwnj;ی آینده، حساب کار دست&zwnj;شان می&zwnj;آید.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt">در برقراری نظم و امنیت اجتماعی لازم است که مجموعه&zwnj;ای از دستگاه&zwnj;های کشور با هماهنگی هم، و با برنامه&zwnj;ریزی صحیح، هم&zwnj;گام شوند؛ اما در این میان تأثیری که رسانه&zwnj;ی ملی در طول دو هفته می&zwnj;تواند بر جامعه بگذارد، شاید ماه&zwnj;ها فعالیت نیروی انتظامی نگذارد. اطلاع&zwnj;رسانی صحیح و به موقع، معرفی مجرمان به مردم و شرکت دادن آحاد جامعه در برقراری نظم و امنیت از جمله راه&zwnj;کارهای مؤثر برقراری امینت اجتماعی در کوتاه&zwnj;ترین زمان ممکن است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-align: left"><span style="font-size: 8pt">جمع&zwnj;آوری و تلخیص رضوان خسروی</span></div><div dir="rtl">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>امنیت حقیقی در یک وجب خاک مجازی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post-1.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.419</id>

    <published>۲۹.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۲۹.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[آزاده ره&zwnj;جوبا رشد و گسترش تکنولوژی&zwnj;های ارتباطی، روزبه&zwnj;روز بر تعداد کاربران فضای مجازی افزوده می&zwnj;شود و نادرست نیست اگر این فضا را دنیایی به موازات دنیای واقعی بدانیم؛ با شهروندانی که همان کاربران این فضا هستند.داشتن امنیت، شاید یکی از...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right">آزاده ره&zwnj;جو</p><div dir="rtl" style="background: white; margin: 2.25pt 0cm 0pt; text-align: justify"><span style="font-size: 10pt">با رشد و گسترش تکنولوژی&zwnj;های ارتباطی، روزبه&zwnj;روز بر تعداد کاربران فضای مجازی افزوده می&zwnj;شود و نادرست نیست اگر این فضا را دنیایی به موازات دنیای واقعی بدانیم؛ با شهروندانی که همان کاربران این فضا هستند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">داشتن امنیت، شاید یکی از مهم&zwnj;ترین نیازهای انسان است که در جامعه، نهادها و ارگان&zwnj;های متعددی تأمین و حفظ آن را برعهده دارند. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 10px 20px 20px 0px" height="260" alt="5.jpg" width="400" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/5.jpg" />اما در دنیای مجازی، به&zwnj;واسطه&zwnj;ی گم&zwnj;نامی افراد، فرامرزی بودن و پیشرفت سریع تکنولوژی، ایجاد امنیت با دشواری&zwnj;های بسیار همراه است و با این که دولت&zwnj;ها قوانینی را برای حمایت از امنیت کاربران این فضا وضع نموده&zwnj;اند؛ اما در عمل، توفیق چندانی حاصل نشده است. در کشورهایی مانند ایران که هنوز تمامى سیستم&zwnj;ها و زیرساخت&zwnj;هاى اقتصادى، اجتماعى و سیاسى، دیجیتالى نشده&zwnj;اند و بسیاری از امور و کارها به شیوه&zwnj;ی سنتی انجام می&zwnj;پذیرد، مهم&zwnj;ترین مسأله در زمینه&zwnj;ی امنیت کاربران را می&zwnj;توان امنیت روانی آنان دانست. که برهم&zwnj;خوردن آن می&zwnj;تواند در زندگی واقعی کاربران نیز، مشکلاتی را ایجاد نماید.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">آرزو 19ساله است، دو سالی می&zwnj;شود که از اهالی این دنیای مجازی شده است: &laquo;راستش را بخواهید اصلا آرامش ندارم. می&zwnj;ترسم؛ از همه&zwnj;، از تمامی آدم</span><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">&zwnj;</span><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">های این&zwnj;جا و هرچیز که به&zwnj; آنها مربوط می&zwnj;شود. بعد از این مدتی که این&zwnj;جا بوده ام الان به نظرم هر فرد &nbsp;امنیت خود را&nbsp;باید خود ایجاد کند؛ وگرنه از طرف دیگران به هیچ احدالناسی نمی&zwnj;شود اعتماد کرد&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">مهدی شش-هفت سال است که با اینترنت آشنا بوده و ساعات زیادی را در این فضا سپری کرده است. او هم می&zwnj;گوید: &laquo;اینترنت هیچ&zwnj;وقت امنیت صددرصد ندارد. اصلا فضای نت امن نیست. البته این امنیت نسبی است؛ مثلا برای افرادی مثل ما که زیاد در دنیا مهم نیستیم امنیت هست، البته نه امنیت کامل&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ایمان هم شش سال است که وبلاگ&zwnj;نویسی می&zwnj;کند. وقتی می&zwnj;پرسم: &laquo;در این فضا احساس امنیت و آرامش می&zwnj;کنید؟&raquo; پاسخ می&zwnj;دهد: &laquo;به هیچ&zwnj;وجه! حتی با شخصیت مجازی! این&zwnj;جا دیگر هیچ تفاوتی با دنیای حقیقی ندارد، الا این&zwnj;که با هیچ کسی هیچ رابطه&zwnj;ی حقیقی&zwnj;ای نداشته باشیم. و مهم&zwnj;تر از همه این&zwnj;که سطح امنیت روانی در اینترنت از امنیت روانی در جامعه شدیدا آسیب&zwnj;پذیرتر و شکننده&zwnj;تر است؛ یعنی در محیط اینترنت خیلی زودتر از فضای خارج،&nbsp;اعصاب انسان به هم ریخته و قاط می&zwnj;زند&raquo;!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">اما بهار با این&zwnj;که یک&zwnj;بار وبلاگش هک شده و با مزاحمت&zwnj;های مختلفی روبه&zwnj;رو شده است، می&zwnj;گوید: &laquo;از وقتی با اسم مستعار می&zwnj;نویسم و دیگر کسی وبلاگم را نمی&zwnj;شناسد، احساس امنیت بیشتری می&zwnj;کنم. البته آدرس ای&zwnj;میل و آیدیم را از &nbsp;وبلاگم برداشته&zwnj; ام.&raquo;</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">حمید از سال 81 در اینترنت فعال می باشد. او &nbsp;می&zwnj;گوید: &laquo;به نسبت احساس امنیت می&zwnj;كنم. من شخصیتم یک شخصیت بی&zwnj;خیال و راحت می باشد، خونسردم. كسی هم بخواهد امنیتم را زیر سوال ببرد در این دنیای مجازی، چندان برایم مهم نیست؛ ولی نه تا این حد كه بخواهد زندگی واقعی&zwnj; ام را تحت تأثیر قرار بدهد؛ یعنی اگر بخواهم بگویم كه این دنیا این&zwnj;قدر امنیت دارد كه من بتوانم همه&zwnj;ی دار و ندارم را بگذارم برایش، اصلا به این شکل نیست. ولی اعتقادی به مستعارنویسی و این حرفها هم ندارم. همه جا می&zwnj;خواهم خودم باشم&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ممکن است عدم امنیت در این فضا برای هر کاربری پیش آید؛ اما ظاهرا زنان و دختران، آسیب بیش&zwnj;تری را از این ناامنی می&zwnj;بینند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">در تحقیقی كه ویكی&zwnj;بل در دانشگاه حقوق ایالت جرجیا انجام داده، آمده است: &laquo;بسیاری از مردان، اینترنت را قلمرو خود می&zwnj;دانند. هنگامی كه زنی به این قلمرو وارد می&zwnj;شود، میل به سركوب در آن&zwnj;ها ایجاد می&zwnj;شود. همان&zwnj;طور كه این میل در محیط&zwnj;های كاری كه بیش&zwnj;تر به دست مردان اداره می&zwnj;شود هم وجود دارد. در دنیای واقعی شاید بسیاری از مناسبات اجازه&zwnj;ی سركوب&zwnj;گری به كسی كه قلمرو خود را در خطر می&zwnj;بیند ندهد؛ اما در فضای مجازی، ناشناس بودن این امكان را به افراد می&zwnj;دهد كه در پشت هویت مجازی&zwnj;شان به آزار و اذیت بپردازند&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">در پاسخ به این سئوال که: &laquo;به نظر شما این فضا برای خانمها و آقایون به یک نسبت ناامن می باشد یا خیر؟&raquo; </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ایمان می&zwnj;گوید: &laquo;نه! به نسبت مساوی نه! معمولا خانمها خیلی بیش&zwnj;تر اذیت می&zwnj;شوند و بیش&zwnj;تر هم از این فشارها تأثیر می&zwnj;پذیرند. من نمی&zwnj;توانم حکم کنم که این&zwnj;جا برا خانمها ناامن&zwnj;تره یا آنها آسیب&zwnj;پذیرترند. من فقط چیزهایی را که دیدم &nbsp;می&zwnj;گویم&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">مهدی &nbsp;معتقد است: &laquo;در هر صورت این مشکلی می باشد که در جامعه هم وجود دارد؛ این&zwnj;که مرد چون نسبت به زن از نظر جسمی برتری دارد باید هر چیزی که می&zwnj;خواهد به&zwnj;دست بیاورد و وقتی به&zwnj;دست نیاورد نمی&zwnj;تواند این را بپذیرد. البته زن&zwnj;ها هم همین&zwnj;طورند اما خیلی کم&zwnj;تر نسبت به مردها. و این خواستن&zwnj;ها و برطرف نشدن&zwnj;ها و عدم قبول این وضع، باعث ایجاد تنش در فرد می&zwnj;شود و این تنش&zwnj;ها گاها به&zwnj;صورت مزاحمت&zwnj;ها و... نشان داده می شود. به همین دلیل خانمها بیش&zwnj;تر ممکن است مورد مزاحمت افراد مریض قرار بگیرند و همین مزاحمت می&zwnj;تواند امنیت فرد را به&zwnj;هم بزند&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">هانیه چهار سالی است که به قول خودش اهل نت شده و البته مدتی است که تصمیم به ترک گرفته! او می&zwnj;گوید: &laquo;مدت&zwnj;ها جنسیتم را مخفی کرده بودم. نمی&zwnj;گفتم دخترم، چون اصلا احساس امنیت نداشتم.در &nbsp;نت نسبت به زن&zwnj;ها خیلی بی&zwnj;رحم&zwnj;تر از دنیای واقعی رفتار می&zwnj;کنند. این&zwnj;جا برای نوشتن ساده هم یک سری به زنها ایرادهای بنی&zwnj;اسرائیلی می&zwnj;گیرند. انگار این&zwnj;جا حق صحبت منحصر به مردها می باشد. این&zwnj;جا یک خانم باید رسمی بنویسد. با همه کتابی صحبت کند. حق مطرح کردن بعضی چیزها را ندارد، چون یک سری آقایون علیهم&zwnj;السلام(!) بهشان برمی&zwnj;خورد و اگر رعایت نکند محکوم می&zwnj;شود به این&zwnj;که آزادی&zwnj;ای را که &nbsp;در دنیای واقعی نتوانسته تجربه کند این&zwnj;جا می&zwnj;خواهد به زور و پشت نقاب، به&zwnj;دست بیاورد. غیر از این هم، این&zwnj;جا در محیط چت مخصوصا، وقتی بعضی&zwnj;ها پی به جنسیتت می&zwnj;برند دوست دارند یک جورهایی یک آتویی ازتو بگیرند. البته در وبلاگستان هم همین&zwnj;طور می باشد. کافی بوده که یک نکته&zwnj;ی کوچک ببینند! زورشون بیش&zwnj;تر به خانم&zwnj;های وبلاگ&zwnj;نویس می&zwnj;رسد&raquo; .</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">البته این مشکل، از اولین روزهای وبلاگ&zwnj;نویسی زنان آغاز شد. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="background: white; line-height: 150%; text-align: center">&nbsp;<img class="mt-image-none" height="270" alt="6.jpg" width="422" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/6.jpg" /></div><div dir="rtl" style="background: white; line-height: 150%; text-align: justify">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">خورشید خانم یکی از اولین وبلاگ&zwnj;نویسان زن است و وقتی اولین نوشته&zwnj;هایش را در وبلاگ می&zwnj;نوشت، فضای وبلاگ&zwnj;های ایرانی كاملاً مردانه بود. او می&zwnj;گوید: &laquo;وقتی شروع به نوشتن كردم، نمی&zwnj;دانستم قرار است در این دنیا چه بگویم. یادداشت اولم فقط توضیح همین سرگردانی بود. بعد رضا قاسمی، نویسنده، از پاریس برایم ای&zwnj;میل زد كه راجع به خودت بنویس، راجع به شخصیت زنِ ایرانی. من انگار یك&zwnj;دفعه بیدار شدم&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">خورشید خانم، بعد از آن نوشت كه زن است، اما عاشق می&zwnj;شود، سیگار می&zwnj;كشد و عقاید شخصی&zwnj;اش را ابراز می&zwnj;كند. و حتی بسیاری از سؤال&zwnj;هایی را كه در دوران نوجوانی &zwnj;برایش مطرح شده و بی&zwnj;پاسخ مانده بود را، در وبلاگش مطرح كرد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">گرچه در آن زمان وبلاگ خورشید خانم بازدیدکنندگان زیادی داشت، اما نظرهایی كه درباره&zwnj;ی یادداشت&zwnj;هایش برایش ای&zwnj;میل می&zwnj;شد چندان موافق نبود: &laquo;اگه ادامه بدی روی صورتت اسید می&zwnj;پاشم&raquo;، &laquo;می&zwnj;شناسمت كی هستی، آبرویت را می&zwnj;برم&raquo;، &laquo;شماره تلفنت را بده، بیش&zwnj;تر آشنا بشیم&raquo;. البته خورشید خانم به هیچ&zwnj;یک از این پیام&zwnj;ها جواب نداد. اما درست ساعتی كه او جایزه&zwnj;ی بهترین وبلاگ فارسی را از هیئت داوران مجله&zwnj;ی دنیای كامپیوتر و ارتباطات می&zwnj;گرفت، روی صفحه&zwnj;ی وبلاگ او تصاویری مستهجن به نمایش درآمده بود. او در رابطه با آن لحظات می&zwnj;گوید: &laquo;نمی&zwnj;توانستم دكمه&zwnj;ها را فشار دهم. تمام تنم می&zwnj;لرزید. گریه می&zwnj;كردم. 25 نفر از دوستانم زنگ زده بودند و خبر هك شدنم را به من داده بودند. در همان یك ساعت بیش&zwnj;تر از 1100 نفر آن عكس را دیدند. البته تا وقتی عكس را برنداشتند، جرأت نكردم صفحه را باز كنم&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ایجاد ناامنی می&zwnj;تواند از طرق مختلفی صورت گیرد که ایجاد مزاحمت، توهین و تخریب شخصیت و هک شدن را می&zwnj;توان از مهم&zwnj;ترین تهدیدهای امنیت روانی کاربران این فضا دانست. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">مزاحمت:</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">سارا دو سال است که وبلاگ می&zwnj;نویسد و از یک سال قبل از آن هم وبلاگ&zwnj;خوان بوده است. نوشته&zwnj;هایش در وبلاگ ساده و روان است؛ اما همین نوشته&zwnj;ها بهانه&zwnj;ای شد برای ایجاد مزاحمت&zwnj;های پی&zwnj;درپی برای او. یکی از خوانندگان مرد نوشته&zwnj;های او، ابتدا در صفحه&zwnj;ی نظرات به ابراز علاقه به او پرداخت و وقتی که با بی&zwnj;توجهی او مواجه شد، در مسنجر به سراغش آمد: &laquo;خیلی اذیت می&zwnj;کرد. اولش با دری&zwnj;وری، اما بعدش با زبان و التماس می&zwnj;خواست تا با او حرف بزنم. وقتی من جوابش را ندادم به &nbsp;سراغ یکی از دوستانم &nbsp;رفته بود تا شاید او من راضی کند با او حرف بزنم. حتی &nbsp;شماره تلفنم را از دوستم می خواسته است. وقتی دیده بود بی&zwnj;فایده&zwnj; می باشد، دیگر خودش کوتاه آمد و رفت&raquo;. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">بهار هم تا قبل از هک شدن وبلاگش بارها مزاحمت در صفحه&zwnj;ی نظرات را تجربه کرده است: &laquo;زودتر تعطیلش کن. تحفه&zwnj;ای نیستی... ازت خوشم نمیاد... این&zwnj;جا را ببند. حالم از نوشته&zwnj;ات به&zwnj;هم می&zwnj;خورد... ببندش. حوصلتو ندارم، هیچ&zwnj;کسی حوصلتو نداره. تو نمی&zwnj;خوای بمیری و همه یه نفس راحت بکشن؟ زودتر بمیر! زودتر... خواستی نمیری این&zwnj;جا رو ببند، وگرنه بلایی سرت میارم که اون سرش ناپیدا باشه. فهمیدی؟&raquo; بهار می&zwnj;گوید: &laquo;به&zwnj;خاطر همین توهین ها و اذیت ها 100 تا از پستامو پاک کردم. الان 11 ماهه كه در وبلاگ جدید می&zwnj;نویسم. البته دوباره چند &nbsp;كامنت توهین&zwnj;آمیز داشتم؛ یعنی تهدید كردند که نوشتن را بگذار کنار. ولی من نوشتن را دوست دارم، آرامم می&zwnj;کند&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ایمان می&zwnj;گوید: &laquo; دختر خانمی بود که مجبور شد دو سال از نوشته&zwnj;های وبلاگش را کامل حذف کند و بخش مهمی از دلیل حذف شدنش به&zwnj;خاطر فشارهای یکی از مردهایی بود که به وبلاگش سر می&zwnj;زد. این مزاحمت&zwnj;ها می&zwnj;تواند به دو دلیل پیش بیاید: اول درک نادرست از وبلاگ و اینترنت، دلیل بعدی هم فشارهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی. فشارهایی که باعث شد ، نزدیک به دو سال از نوشته&zwnj;هایش حذف بشود از جنس موضوع دوم بودند که او احساس می&zwnj;کرده روزنوشته های یک دختر، خوب نیست بیاید در وبلاگ نوشته بشود! مطمئن باشید شما هم اگر یک کسی &nbsp;دم&zwnj;به&zwnj;دم برایتان کامنت می گ&zwnj;ذاشت و هنوز امکان کامنت خصوصی و تاییدی هم نبود، حال&zwnj;تون به&zwnj;هم می&zwnj;خورد از وبلاگ نوشتن و دست کم ترجیح می&zwnj;دادید بروید یک جای دیگر بنویسید&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">حمید نیز چند باری با این مشکل مواجه شده است: &laquo;در وبلاگم كامنت&zwnj;های نامربوط زیاد دیده می&zwnj;شود. اگه الان بروید بخش كامنت&zwnj;دونی یکی از پست&zwnj;هایم، فحشی نیست كه نثار خودم و خانواده&zwnj;ام نشده باشد. تا دل&zwnj;تون بخواهد. از نوع فوق ركیك؛ اما پاك هم نمی&zwnj;كنم&raquo;!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">علی دو سال و نیم است که وارد این دنیای مجازی شده است. وقتی نظرش را درباره&zwnj;ی کامنت&zwnj;هایی که ایجاد مزاحمت می&zwnj;کنند می&zwnj;پرسم، می&zwnj;گوید: &laquo;چیزی که زیاد می باشد آدم مریض. همان هایی که &nbsp;در خیابان زنجیر می&zwnj;چرخانند و تیکه می&zwnj; اندازند &nbsp;در &nbsp;اینترنت همچین کامنت&zwnj;هایی می&zwnj;گذارند&raquo;!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="282" alt="9.jpg" width="425" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/9.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">توهین و تخریب شخصیت:</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">با هانیه که حرف می&zwnj;زنم حال چندان خوشی ندارد. روز قبل دوستانش به او خبر داده بودند که فردی با نام او کامنت&zwnj;هایی با عکس&zwnj;های مستهجن می&zwnj;گذارد. او می&zwnj;گوید: &laquo;من اصلا اصل این کامنت&zwnj;ها را ندیدم، فقط یکی از دوستانم کپی&zwnj;اش را برایم فرستاده بود. من اینها را ندیدم، ولی تجربه&zwnj;ی خودم را &nbsp;می&zwnj;گویم. یک کامنت از طرف یکی از وبلاگ های مذهبی برایم گذاشته بودند که چند تا لینک داده و نوشته بود نظرتان را در مورد این عکس&zwnj;ها بگویید. من هم بی&zwnj;خبر از همه جا، هر چهارتا را باز کردم. ولی وقتی دیدم&zwnj; از ترس نفهمیدم اول صفحه را بستم یا کلا کامپیوتر را خاموش کردم. خیلی وحشتناک بود. یک مدتی حالم بد شد. الان هم می&zwnj;توانم حدس بزنم بچه&zwnj;ها چه عکس&zwnj;هایی را دیده اند که این&zwnj;طور آشفته شده و تذکر می&zwnj;دهند.&nbsp;فقط شرمندگی&zwnj;اش برای من مانده و یک اعصاب داغون. راستش دیروز از صبح احساس گناه عجیبی گریبانم را گرفته بود. اگر دیگر خیلی افتضاح بشود وبم را حذف می&zwnj;کنم&raquo;. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">سارا هم در این رابطه می&zwnj;گوید: &laquo;وبلاگ یک آقایی بود که به آنجا سر می&zwnj;زدم. یک وبلاگ جالب و سالم! یک بار دیدم از طرف ایشان برایم کامنتی آمده که &nbsp;به ائمه اهانت کرده. من هم بدون این&zwnj;که تحقیق کنم دیگر سراغ وبلاگ&zwnj; ایشان نرفتم. البته خب اشتباه کردم و ذره&zwnj;ای هم فکر نکردم که آن کامنت ممکن است کار خود ایشان نباشد. مدتی قبل یک کامنت مسخره به نام ای&zwnj;اون برایم گذاشته شد. من هم باز بدون فکر برایشان &nbsp;کامنت دادم که این مسخره بازی ها چیه؟! ایشان هم آمدند و &nbsp;برایم پیام خصوصی گذاشتند و توضیح دادند که کسی با ایشان مشکل دارد و اتفاقا از طرف من هم برا ی ایشان کامنت داده و برایم کپی کردند. منتهی اصلا به من نگفته بودند و می&zwnj;دانستند که کار من نیست. اما من زود قضاوت کرده بودم و همین کلی موجب ناراحتی ا&zwnj;م شد&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%"><img class="mt-image-right" style="float: right; margin: 0px 0px 20px 20px" height="346" alt="8.jpg" width="394" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/8.jpg" />حمید در رابطه با این نوع کامنت&zwnj;گذاری که به قصد تخریب چهره&zwnj;ی دیگران انجام می&zwnj;شود می&zwnj;گوید: &laquo;به هر حال این یک بی&zwnj;فرهنگی خیلی زشت &nbsp;می باشد كه تازگی ها رواج پیدا كرده. البته یک مورد هم در بین وبلاگ&zwnj;نویسان حرفه&zwnj;ای نمی&zwnj;بینید. در این مورد كار دیگه&zwnj;ای به جز تكذیب نمی&zwnj;شود انجام داد. بهترین كار این بوده كه طرف وقتی كامنت اشتباهی را خواند و روی لینكش كلیك كرد، اولین چیزی كه می&zwnj;بیند تكذیبیه باشد. الان همین جناب دختر ترشیده، شاید بشود نوعی معروف&zwnj;ترین وبلاگ&zwnj;نویس دختر حسابش كرد. وقتی بروید به وبلاگش بعد از عنوان وبلاگ، اولین چیزی که می&zwnj;بینید این جمله&zwnj; می باشد: &laquo;هرگونه نسبتی بین من و کامنت نامربوط با اسم من در وبلاگ شما، تکذیب می&zwnj;گردد&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">وقتی از حمید نظرش را درباره&zwnj;ی تخریب شخصیت افراد در نت می&zwnj;پرسم می&zwnj;گوید: &laquo;چند روز پیش یکی از دوستانم به من پی&zwnj;ام داد. می&zwnj;گفت به او گفته اند من در نت اخاذی می&zwnj;کنم!&raquo;. خنده&zwnj;ای می&zwnj;کند و ادامه می&zwnj;دهد: &laquo;این كار را نكرده بودیم فقط، كه خب اینم نصیب ما شد&raquo;!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">زهرا دو سال است که وبلاگ دارد. او می&zwnj;گوید: &laquo;با پست&zwnj;ها و کامنت&zwnj;هایی که درباره&zwnj;ی یکی از بلاگرای آقا خونده بودم، چنان ترسی ازش پیدا کرده بودم که حتی حاضر نبودم سراغ وبلاگش بروم. بعد از مدتی به خاطر کاری که پیش آمد، مجبور شدم از ایشان کمک بگیرم. هیچ&zwnj;کدام از چیزهایی که درباره ا&zwnj;ش خوانده بودم حقیقت نداشت! نمی&zwnj;دانم چگونه می&zwnj;توانند این&zwnj;قدر راحت پشت سر مردم حرف درآورند، آنهم &nbsp;این قدر تند و زننده&raquo;!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">هک:</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">از حمید که در رابطه با هک می&zwnj;پرسم، پاسخ می&zwnj;دهد: &laquo;بحث هک سایتها که مفصل می باشد، آن را &nbsp;میگذاریم کنار. اما در رابطه با وبلاگ&zwnj;نویسان، هك ای&zwnj;میل و وبلاگ&zwnj;شون می باشد. فقط و فقط و فقط دو تا نكته باعث هك می&zwnj;شود: یا دریافت فایل ویروسی یا گول خوردن! راه دیگه&zwnj;ای ندارد و دردسری که می&zwnj;تواند برای وبلاگ درست کند، یكی حذف وبلاگ و كامنت ها &nbsp;می باشد، یكی هم ارسال مطالب نامربوط به اسم آن بلاگر. در مورد ای&zwnj;میل هم می&zwnj;تواند حذف ای&zwnj;میل&zwnj;ها، ارسال ای&zwnj;میل نامربوط، و اگر یاهو باشد حذف آیدی و ارسال آفلاین و افشای ای&zwnj;میل&zwnj;ها مشکلاتی می باشد که به&zwnj;بار میاید&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">مهدی می&zwnj;گوید: &laquo;سرویس&zwnj;دهنده&zwnj;های ای&zwnj;میل و وبلاگ، اکثرا خیلی پیشرفته&zwnj;تر شدند. می&zwnj;شود گفت الان هک کردن تنها راهش حدس زدن اطلاعات می باشد. حدس زدن پسورد و... احتمالش کم هست. ولی خیلی از هکرها از اشتباهات کاربران استفاده می&zwnj;کنند. یعنی اگر یک جایی هک شدید، شاید 80 درصد به&zwnj;خاطر اشتباه امنیتی خودتون بوده است&raquo;.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">بهار که تجربه&zwnj;ی یک بار هک شدن وبلاگش را دارد، درباره&zwnj;ی هک شدنش می&zwnj;گوید: &laquo;راستش من دوتا احتمال بیش&zwnj;تر &nbsp;برای &nbsp;هك به ذهنم نمی&zwnj;رسد: اول این&zwnj;كه پسورد وبلاگم را یکی از دوستانم داشت و احتمال دادم وبلاگ را هك كرده چون قبلش رفته بود و اسم و لینك و خیلی چیزها كه مربوط به خودش بود را حذف كرده بود. البته باید بگویم که خیلی از مزاحمت ها و توهین ها و تهدیداتی که می&zwnj;شد بر سر همین رابطه&zwnj;ی دوستی ما بود. دلیل دیگه&zwnj;اش این&zwnj;كه یكی از آن كسانی كه بی&zwnj;نهایت توهین و تهدید می&zwnj;کرد، هکم کرده باشد&raquo;. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">&nbsp;علی با دید متفاوتی در رابطه با هک نظر می&zwnj;دهد: &laquo;اگر سر به سر کسی نگذاری، کسی سر به سرت نمی&zwnj;گذارد. قطعا آن&zwnj;هایی که هک می&zwnj;کنند شانسی و رندُم که انتخاب نمی&zwnj;کنند که: خب حالا امروز برویم فلانی را هک کنیم! حتما یک نیروی محرکی از طرف آنهایی که هک می&zwnj;شود وجود دارد. البته این نیروی محرک همیشه هم منفی نیست. ولی این&zwnj;ها گذشته از ویروس&zwnj;هایی می باشد که کیلویی و دست جمعی ارسال می&zwnj;شوند. ولی هکر و هکر جماعت و این&zwnj;جور چیز&zwnj;ها، بعضی وقت&zwnj;ها خیلی ترسناک می&zwnj;شوند. فقط به این خاطر که بعضی از روابط شخصی&zwnj;ما فاش می&zwnj;شود و بعضی از کار&zwnj;هایی که در خلوت می&zwnj;کنیم و اگر کسی بفهمد آبرویمان می&zwnj;رود، لو می&zwnj;رود. خب پس بهتر بوده خودمان حواس&zwnj;مان باشد که &nbsp;در خلوت ها یمان کاری نکنیم که بعدا بتواند برایمان دردسرساز بشود&raquo;!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; background: white; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">با توجه به رشد و گسترش پرشتاب کاربران اینترنت و اهمیت امنیت روانی افراد، علاوه&zwnj;بر توجه ویژه&zwnj;ی مسئولین برای وضع قوانین و یافتن راهکارهای اجرایی در جهت حفظ این امنیت، لازم است که به فرهنگ&zwnj;سازی در میان کاربران اینترنت توجه شود. &nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-align: justify">&nbsp;&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ما کار خودمان را انجام می‌دهیم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.4ghad.com/p7/2008/09/post.html" />
    <id>tag:www.4ghad.com,2008:/p3//14.418</id>

    <published>۲۹.شهریور.۸۷</published>
    <updated>۲۹.شهریور.۸۷</updated>

    <summary><![CDATA[کبری آسوپار- سایه ساروی&nbsp;گاهی وقت&zwnj;ها که حتی از دور هم دستی بر آتش نداریم، عجیب صاحب&zwnj;نظرانه می&zwnj;نشینیم صدر مجلس و اعتراض&zwnj;های ریز و درشت و به&zwnj;جا و نابه&zwnj;جای&zwnj;مان را فریاد می&zwnj;کنیم. انگار که عقل کل شده&zwnj;ایم!طرح ارتقای امنیت اجتماعی که...]]></summary>
    <author>
        <name>hamed</name>
        <uri>http://kashkool.persianblog.ir</uri>
    </author>
    
    
    <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://www.4ghad.com/p7/">
        <![CDATA[<p style="text-align: right"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">کبری آسوپار- سایه ساروی</span></p><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><i><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="500" alt="1.jpg" width="333" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/1.jpg" />گاهی وقت&zwnj;ها که حتی از دور هم دستی بر آتش نداریم، عجیب صاحب&zwnj;نظرانه می&zwnj;نشینیم صدر مجلس و اعتراض&zwnj;های ریز و درشت و به&zwnj;جا و نابه&zwnj;جای&zwnj;مان را فریاد می&zwnj;کنیم. انگار که عقل کل شده&zwnj;ایم!</span></i></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><i><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">طرح ارتقای امنیت اجتماعی که شروع شد، به تعداد ایرانی&zwnj;ها و حتی بعضاً غیرایرانی&zwnj;های حاضر در کره&zwnj;ی زمین، در مورد این طرح نظر داده شد، و فصل مشترک همه&zwnj;شان هم این بود که &laquo;بعله! باید کار فرهنگی شود&raquo;. انگار نیروی انتظامی دستان آقایان و خانم&zwnj;ها را دست&zwnj;بند زده است که کار فرهنگی نکنند. انگار یادشان رفته که دعواهای سیاسی&zwnj;شان فرصت کار فرهنگی را از همه گرفته بود. چند ماه که گذشت، صدای تحسین&zwnj;ها بلند شد و آخر هم ندانستیم چند درصد از تحسین&zwnj;کنندگان جزء منتقدین بودند!</span></i></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><i><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">حالا با گذشت یک&zwnj;سال و اندی از آغاز این طرح، برای پرسش پیرامون یکی از ابعاد آن، یعنی مبارزه با پوشش&zwnj;های نامناسب، مفصلاً پای صحبت&zwnj;های سردار سیدحسن بتولی، معاونت اجتماعی نیروی انتظامی، نشستیم تا نظرات&zwnj;مان کمی رنگ کارشناسی بگیرد. تندی برخی سؤالات را هم بگذارید به حساب انعکاس همه&zwnj;ی نظرات! این شما و این هم مصاحبه&zwnj;ی کمی تا قسمتی طولانی ما با معاونت اجتماعی ناجا:</span></i></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- فکر اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی از کجا نشأت گرفت؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- برخورد با جرائم آشکار، جزء وظایف نیروی انتظامی است. در طول سال هم با مفاسد علنی برخورد می&zwnj;شود. اما یک مقاطعی پیش می&zwnj;آید که شاید نشود با قوانین جاری با جرایم برخورد کنیم. در این صورت برای کنترل مشکل ویژه&zwnj;ای که پیش آمده است، تمهیدات ویژه&zwnj;ای اندیشیده می&zwnj;شود. زمانی ما متوجه&zwnj;ی این امر می&zwnj;شویم که آمار شکایت&zwnj;های مردم بالا رفته و یا با همان حجم قبلی کار، کشفیات ما افزایش پیدا کرده است، یا تجری مجرمین بالا رفته است؛ مثلا قبلا مخفیانه کار می&zwnj;کردند، حالا علنی شده است؛ شاید به این باور رسیده&zwnj;اند که کسی کاری با این&zwnj;ها ندارد. در این&zwnj;جور مواقع، به این جمع&zwnj;بندی می&zwnj;رسیم که باید طرحی اجرا شود. اجازه بدهید مثالی برای شما بزنم:</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ما در شرایط عادی، یک رعایت بهداشت غذایی و روانی را داریم. اگر احساس کنیم کمی حالت&zwnj;مان تغییر کرده، اکتفا می&zwnj;کنیم به یک قرص. کمی که حال&zwnj;مان بدتر شود، مراجعه می&zwnj;کنیم به پزشک. یک زمانی هم ممکن است احساس کنیم باید در بیمارستان بستری شویم و در قرنطینه قرار بگیریم. طرح&zwnj;ها عمدتا در این مقاطع زمانی است که شکل می&zwnj;گیرد و هویت پیدا می&zwnj;کند. بعد هم که شرایط به حالت عادی بازگشت، طرح متوقف شده؛ ولی کارهای جاری ما تداوم پیدا می&zwnj;کند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- چرا عملکرد گذشته&zwnj;ی ما باید به&zwnj;گونه&zwnj;ای باشد که برای بازگشت به وضعیت نرمال، نیاز به یک طرح ضربتی این&zwnj;گونه داشته باشیم؟ اگر از ابتدا و در طول زمان، درست عمل کنیم، احتمالا نمی&zwnj;رسیم به این&zwnj;جایی که نیاز به طرح ضربتی داشته باشیم!</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- عوامل متعددی در بروز و گسترش یک آسیب اجتماعی دخیل است. ما امروزه تغییرات اجتماعی زیادی را شاهد هستیم که در واقع روابط سنتی جامعه&zwnj;ی ما را به هم زده است. آن سازوکارها و چارچوب&zwnj;های گذشته پاسخگوی این تغییرات اجتماعی نیست. جوانی و گستردگی جمعیت ما، یکی از این عوامل است. توطئه&zwnj;های بیگانگان هم هست که بعضی&zwnj;ها در نهایت ساده&zwnj;لوحی، سعی می&zwnj;کنند این مسئله را ندیده بگیرند یا از آن بگذرند. واقعیت این است که ما نه باید تمام مشکلات را به گردن دشمنان بیندازیم؛ چون دشمنان ما در واقع علی&zwnj;رغم میل خود چنین توانی ندارند، و نه این&zwnj;که آن&zwnj;ها را نادیده بگیریم. یعنی نه افراط داشته باشیم و نه تفریط.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">بحث عدم کفایت فعالیت&zwnj;های سازمان&zwnj;ها و ارگان&zwnj;های خودمان در بخش&zwnj;های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هم هست. این مجموعه عوامل دست&zwnj;به&zwnj;دست هم می&zwnj;دهد و باعث می&zwnj;شود توان جاری که ما صرف رسیدگی به این امور می&zwnj;کنیم جواب&zwnj;گو نباشد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">باید توجه داشت که همه&zwnj;ی این عوامل در اختیار نیروی انتظامی نیست؛ البته ما از خودمان سلب مسئولیت نمی&zwnj;کنیم. همه نقش دارند، ما هم نقش داریم. ما سعی داریم نقش خودمان را بازنگری و ترمیم و اصلاح کنیم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">مجموع این عوامل باعث می&zwnj;شود که گاهی آمپرها بالا بروند! و نیروی انتظامی به علت موقعیتی که دارد، زودتر از سایر نهادها متوجه&zwnj;ی این تغییر وضعیت می&zwnj;شود. اگر به فرض، سازمان&zwnj;های دولتی وظایف&zwnj;شان را درست اجرا نکنند، ما زودتر از خودشان متوجه&zwnj;ی این امر می&zwnj;شویم. به همین علت مردم هم از نیروهای انتظامی، انتظار بیش&zwnj;تری دارند. در واقع به نوعی ریشه&zwnj;ی خیلی از این مشکلات را در عملکرد ما جست&zwnj;وجو می&zwnj;کنند. و این از یک جهت برای ما خوش&zwnj;آیند است؛ چون مانع می&zwnj;شود از این&zwnj;که ما آن نقش اصلی را که برعهده&zwnj;مان هست، فراموش کنیم. ولی از طرفی هم، نیروی انتظامی را تنها پاسخ&zwnj;گوی این مسائل قرار می&zwnj;دهند و از این نظر به نیروی انتظامی، فشار وارد می&zwnj;شود. طبیعتاً ما در طرح&zwnj;هایی که به ما برمی&zwnj;گردد، سعی می&zwnj;کنیم نقش خود و نقش سازمان&zwnj;های دیگر را شفاف کنیم و ضمن انجام وظایف خودمان، وظایف دیگران هم به نوعی در مشارکت با هم انجام شود تا معضلات اجتماعی کم&zwnj;تر شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- دختری که قرار است همکاران شما در خیابان به او تذکر بدهند، آموزش چندانی ندیده است؛ نه در خانواده، نه در مدرسه و نه در دانشگاه. صداوسیما هم که عملا نشان داده در مقوله&zwnj;ی حجاب، حتی الگوی عکس هم به جوان ما می&zwnj;دهد؛ سینما هم همین&zwnj;طور. چرا اول از ارگان&zwnj;های دیگر نمی&zwnj;خواهید که به دختران چنین آموزش&zwnj;هایی بدهند، بعد کار را به تذکر خیابانی برسانیم؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- نیروی انتظامی در وظایفش این نیست که سازمان&zwnj;های دیگر را وادار کند که وظایف&zwnj;شان را انجام بدهند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- شما قبل&zwnj;تر در جایی گفته&zwnj;اید که رسانه&zwnj;ها می&zwnj;توانند در طرح ارتقای امنیت اجتماعی به ما کمک کنند. از سویی نیروی انتظامی انیمیشن می&zwnj;سازد برای جرائم راهنمایی و رانندگی؛ مثل بحث کمربند ایمنی. ولی به این مقوله که می&zwnj;رسیم از چنین فرهنگ&zwnj;سازی&zwnj;هایی خبری نیست!</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- خب شاید شما مطلع نیستید! وگرنه نیروی انتظامی، شناساندن مسائل اجتماعی، تبیین و شفاف&zwnj;سازی ریشه&zwnj;های این مسائل، و کمک به تبیین صحیح آن مدینه&zwnj;ی فاضله و جامعه&zwnj;ی مطلوب، و کمک به تعریف الگوها و روش&zwnj;ها و متد درمان را در همه&zwnj;ی مأموریت&zwnj;هایش مد نظر قرار داده است و خیلی بیش&zwnj;تر از آنچه در راهنمایی و رانندگی می&zwnj;بینید، انجام داده است. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="333" alt="2.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/2.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- منظور من یک رسانه&zwnj;ی پرمخاطبی مثل صداوسیما است.</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- من همین را عرض می&zwnj;کنم. شما عملکرد گذشته و کنونی ما را با هم مقایسه بکنید، متوجه می&zwnj;شوید ادعایی که من گفتم گزافه نیست. ما در سال گذشته و سال&zwnj;های قبل، هم&zwnj;زمان برای یک&zwnj;سوم دبیرستان&zwnj;های دخترانه و یک&zwnj;سوم دبیرستان&zwnj;های پسرانه نمایشگاه گذاشتیم، همراه با نمایش فیلم. صحبت رودررو با دانش&zwnj;آموزان و نشست&zwnj;هایی هم با انجمن اولیاء و مربیان داشتیم. نمایشگاه&zwnj;های عمومی که ما در سطح کشور برگزار کردیم، برنامه&zwnj;های آموزشی که از طریق صداوسیما پخش می&zwnj;کنیم، فیلم&zwnj;های آموزنده&zwnj;ای که داریم... این&zwnj;ها همه آمارش هست و مؤید عرایض بنده است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">هر آنچه وظیفه&zwnj;ی ما هست و هر آنچه را که مشخصا وظیفه&zwnj;ی ما نیست -ولی ما می&zwnj;توانیم نقش ایفا کنیم- سعی کردیم به بهترین نحو به اجرا بگذاریم. ما حاضریم یک مرجع رسیدگی بیاید -از خود نهاد ریاست جمهوری- و مقایسه&zwnj;ای بکند بین اقدامات فرهنگی نیروی انتظامی و اقدامات فرهنگی سازمان&zwnj;های مسئول که وظیفه&zwnj;شان این کار است، که آیا ما در حد خودمان توانسته&zwnj;ایم انجام وظیفه بکنیم یا نه. من فکر می&zwnj;کنم حتما اگر ارزیابی&zwnj;ای صورت بگیرد، نمره&zwnj;ی قبولی خوبی به نیروی انتظامی داده خواهد شد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- امسال چه برنامه&zwnj;ی ویژه&zwnj;ای برای این طرح دارید؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ما برنامه&zwnj;های سال گذشته را در سال جاری هم به شکل گسترده&zwnj;تری اجرا می&zwnj;کنیم. ما در هفته&zwnj;ی ناجا دو نمایشگاه داریم که کاملا بر محوریت خانواده می&zwnj;باشد. این نمایشگاه یک بخش مشترک اولیه دارد و بعد سه قسمت برای هریک از گروه&zwnj;های سنی دبستان و راهنمایی، دبیرستان و دانشجو، و والدین. و در انتها باز یک بخش مشترک که کار جدیدی است در نوع خودش. ما امسال حدود 60 فیلم آموزشی داریم. از مسائل معتنابه جامعه که خانواده&zwnj;ها از آن رنج می&zwnj;برند و در نظرسنجی&zwnj;ها مشکلات&zwnj;شان را با ما در میان گذاشتند و در مراکز مشاوره و مددکاری که ما در کلانتری&zwnj;ها داریم و براساس اطلاعاتی که از این کانال به&zwnj;دست می&zwnj;آوریم، حداقل 60 فیلم آموزشی مبتنی بر کار مطالعاتی داریم. یعنی قرار نیست ما براساس تخیل یک نویسنده یا سناریوی فیلم&zwnj;نامه&zwnj;نویس، فیلمی تهیه کنیم. براساس پرونده&zwnj;هایی که وجود دارد و مراجعاتی که می&zwnj;شود، یک کار مطالعاتی و تحقیقاتی صورت می&zwnj;گیرد و براساس فراوانی هر موضوع در جامعه، فیلم&zwnj;هایی می&zwnj;سازیم برای خاص خود دختران. خیلی از این فیلم&zwnj;ها امکان پخش تلویزیونی ندارد. واقعیت&zwnj;هایی هم که با فیلم یا نمایشگاه نشود گفت در قالب تئاتر و نقش&zwnj;هایی که به خود دانش&zwnj;آموزان واگذار می&zwnj;شود، مطرح می&zwnj;شود تا بهتر درک و لمس کنند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- نمایشگاه پارسال شما در مصلی به مناسبت هفته&zwnj;ی ناجا، نمایشگاهی بسیار مفید بود و خانواده&zwnj;ها و جوانان را با خیلی از مسائل آشنا کرد. این نمایشگاه چقدر مورد استقبال مردم قرارگرفت؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- تنها یکی از هدف&zwnj;های نمایشگاه، بازدیدکننده&zwnj;های بیرونی هستند. شاید مهم&zwnj;تر از همه برای خود ما مفید است که تمام اقدامات خودمان را در مقابل خودمان قرار دهیم و به ارزیابی خودمان بپردازیم تا ببینیم چه کرده&zwnj;ایم. بخش بعدی به مراجعین برمی&zwnj;گردد. مراجعین را هم، یک: از منظر کمی باید بررسی کرد، دو: از نظر کیفی. کیفی باز از دو نظر: یکی مخاطبین خاصی که مد نظر برگزارکنندگان این نمایشگاه هستند و دو: نخبگانی که می&zwnj;توانند از اینجا الگو بگیرند و یافته&zwnj;های خودشان را بازنگری کنند و بعد بروند در جامعه منشأ اثر باشند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ما شاید برای اولین بار نخبگانی را به نمایشگاه آوردیم که هیچ&zwnj;گاه نمی&zwnj;آمدند. ما برای اولین بار غرفه&zwnj;ی کنگره&zwnj;ی شعر اجتماعی داشتیم و نقش شعرا را در اصلاح رفتارهای اجتماعی بیان کردیم. از دانشکده&zwnj;های ادبیات و مراکز ادبی، اساتیدی آمدند که چه بسا هیچ&zwnj;گاه به چنین نمایشگاهی نمی&zwnj;آمدند؛ ولی به&zwnj;خاطر غرفه&zwnj;ی شعر آمدند و اطلاعات&zwnj;شان نسبت به مسائل اجتماعی کامل شد و فردا این اطلاعات در نوشته&zwnj;های&zwnj;شان بروز خواهد کرد و در جامعه مؤثر خواهد بود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">نخبگان المپیادهای علمی دانش&zwnj;آموزی را به نمایشگاه آوردیم و حضور اینان برای سایر دانش&zwnj;آموزانی که از نمایشگاه بازدید می&zwnj;کردند الگو بود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- به نکته&zwnj;ی خوبی اشاره کردید. شما از آمار و وضعیت مجرمین اطلاع دارید. به نظر می&zwnj;رسد انسان&zwnj;هایی که به نوعی در فعالیت&zwnj;های درسی، هنری یا ورزشی موفق هستند، اغلب در صف مجرمین قرار نمی&zwnj;گیرند. درست است؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- دقیقا. اکثر آدم&zwnj;های موفق ما، جزء آدم&zwnj;های سالم جامعه هستند. یعنی یک قرابتی هست بین سلامت رفتار و موفقیت&zwnj;های اجتماعی در بُعد تحصیلی و در بُعد علمی. عکس آن هم صادق است؛ یعنی معمولا این&zwnj;هایی که رفتار خوبی ندارند، در زندگی مادی و فردی هم در واقع آن حضور و ظهور و بروز را ندارند و موفقیت چندانی نصیب&zwnj;شان نشده، و به نوعی آن رفتار اجتماعی&zwnj;شان، عکس&zwnj;العمل آن عدم موفقیت یا احساس عدم موفقیت&zwnj;های&zwnj;شان است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- بیش از یک سال از آغاز طرح ارتقای امنیت اجتماعی در بحث مبارزه با بی&zwnj;حجابی می&zwnj;&zwnj;گذرد. فکر می&zwnj;کنید ناجا در اجرای این طرح چقدر موفق بوده است؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- البته واقعا بحث ما صرفا مبارزه با بی&zwnj;حجابی یا بدحجابی نبود. این طرح ابعاد مختلفی داشت که برای به&zwnj;دست آوردن میزان موفقیت طرح، باید ابعاد مختلف آن را دید. ولی اگر بخواهم مشخصا جواب شما را بدهم، زیاد شاید نیاز به آمار و ارقام نباشد. حضور شما در خیابان و نگاه به آحاد جامعه، نشان می&zwnj;دهد که نیروی انتظامی موفق بوده یا نه، یا به چه میزان موفق بوده است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">&nbsp;</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- ولی به نظر من شهر تغییر نکرده است!</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- نظر شما صائب است؛ ولی شاید کارشناسی با آن میزان نباشد. نگرش و انتظارات انسان، به نظراتش تأثیر می&zwnj;گذارد. شما پارسال از جامعه یک انتظار داشتید، امسال با این طرح یک انتظار دیگری دارید. لذا شاید پارسال اگر وضع امسال را ترسیم می&zwnj;کردند، خیلی راضی بودید؛ ولی صددرصد باز امروز جامعه را ناامن احساس می&zwnj;کنید و رضایت ندارید. باز شما، سال آینده انتظارات&zwnj;تان افزایش می&zwnj;یابد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">شما بیایید عکس قضیه را در نظر بگیرید. اگر نیروی انتظامی وارد کار نمی&zwnj;شد، آیا باز هم وضع همین&zwnj;طور بود؟ حداقل این است که می&zwnj;گویید امسال هم مثل پارسال است. اگر نیروی انتظامی وارد نمی&zwnj;شد، آیا واقعا امسال مثل پارسال بود؟ یقینا امسال خیلی بدتر از پارسال بود؛ چون سال به سال ما افت داشتیم. پس اگر روند رو به پیشرفت نداشتیم، حداقل روند رو به پس&zwnj;رفت هم نداشتیم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">جرایم و آسیب&zwnj;های اجتماعی نه یک&zwnj;دفعه به&zwnj;وجود می&zwnj;آید و نه یک&zwnj;دفعه از بین می&zwnj;رود. در چند سال گذشته ما روند خوبی نداشتیم و خوش&zwnj;بختانه الان روند نزولی مثل گذشته نیست؛ تعدیل شده و ان&zwnj;شاء&zwnj;الله با تداومش -از آن&zwnj;جایی که به&zwnj;تدریج به این&zwnj;جا رسیدیم- به&zwnj;تدریج هم باید به سمت تعالی برویم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- بنابراین این طرح تا چه زمانی ادامه پیدا می&zwnj;کند؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- طرح یعنی مجموعه اقداماتی که در یک مقطع زمانی شروع می&zwnj;شود و در یک مقطع زمانی تمام می&zwnj;شود. و این برای زمانی است که یک مسئله&zwnj;ای به پیک رسیده؛ یعنی اقدامات کنونی جواب کنترل این مسئله را نمی&zwnj;دهد، ما یک توان مضاعفی را وارد می&zwnj;کنیم تا کنترل شود و بعد به صورت روش جاری&zwnj;مان با این پدیده&zwnj;ها برخورد می&zwnj;کنیم. طبیعی است که دیگر زمان و مکان ندارد؛ براساس شرایط و قوانین صورت می&zwnj;گیرد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- اگر من نخواهم فقط نیروی انتظامی را در نظر بگیرم، با در نظر گرفتن همه&zwnj;ی نهادهای مسئول، اقدامات کنونی در مورد این قضیه چندان موضوعیت ندارد! در واقع ما یک خلأ کاری داشتیم که نیروی انتظامی وارد شد و همه -حتی کسانی که وضعیت حاصل، نیتجه&zwnj;ی کم&zwnj;کاری&zwnj;های آنان بود- در مقام انتقاد قرار گرفتند. درحالی&zwnj;که نیروی انتظامی به نوعی شاید داشت کم&zwnj;کاری&zwnj;های اینان را جبران می&zwnj;نمود.</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- ما به عنوان نیروی انتظامی، سعی&zwnj;مان بر این است که در درجه&zwnj;ی اول، کار خودمان را انجام دهیم. طبیعی است که به قول قدیمی&zwnj;ها یک دست صدا ندارد و نباید جزیره&zwnj;ای فکر شود. باید یک کار ِ توأمانِ تحقیقی، فرهنگی، علمی، ارشادی و انضباطی با هم انجام شود؛ ولی اگر دیگران کارشان را انجام ندهند، مجوزی برای این نیست که ما هم کارمان را انجام ندهیم؛ هر چند اگر اثربخشی لازم را هم نداشته باشد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">یکی از محاسن کار نیروی انتظامی این است که ارگان&zwnj;هایی که در یک مقاطعی به ما اعتراض هم کردند که باید کار فرهنگی شود، الان فعال&zwnj;تر شده&zwnj;اند. ما هم معتقدیم باید کار فرهنگی بشود؛ اما در این مدت بعد از انقلاب یا شما کار فرهنگی نکرده&zwnj;اید، که چرا نکرده&zwnj;اید؟ یا انجام داده&zwnj;اید و کافی نبوده که باز هم باید بررسی شود که چرا در حد تکافو کار فرهنگی انجام نشده که این روند اخلاقی در جامعه&zwnj;ی ما مشاهده شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">در یک مقطعی واقعا نیروی انتظامی، چشم امید دشمنان&zwnj;مان را کور کرد. نمی&zwnj;گوییم کافی است؛ ولی در یک مقطعی خیلی دل بسته بودند به همین تغییر رفتارهای اجتماعی، به&zwnj;خصوص در جوان&zwnj;ها. انتظارات بزرگی در ذهن خودشان مجسم کردند که امروز، در واقع، خیلی ناامید شدند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- چقدر در این طرح به امنیت پایدار فکر شده است؟ وقتی جامعه به وضعیت ایده&zwnj;آل رسید و نیازی به ادامه&zwnj;ی طرح نبود، با برداشته شدن این طرح، آیا تضمینی وجود دارد که جامعه دوباره به وضعیت گذشته برنگردد؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- این واژه&zwnj;ها و تعابیر باید کمی شفاف شود. ما به چه چیزی امنیت پایدار می&zwnj;گوییم؟ آیا یعنی این&zwnj;که در جامعه&zwnj;ای اصلا جرم مطرح نشود؟ اصلا مسئله&zwnj;ی غیرامنیتی به&zwnj;وقوع نپیوندد؟ چنین جامعه&zwnj;ای در طول تاریخ نه وجود داشته و نه به&zwnj;وجود خواهد آمد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- منظور من این است که حداقل آنچه را که به&zwnj;دست آوردیم دیگر از دست ندهیم. (سردار بتولی بی&zwnj;اعتنا به گفته&zwnj;ی من، حرفش را ادامه می&zwnj;دهد؛ انگار که اصلا چیزی نگفته&zwnj;ام!)</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%"><img class="mt-image-left" style="float: left; margin: 0px 20px 20px 0px" height="500" alt="4.jpg" width="375" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/4.jpg" /></span>- درصد ناامنی باید چقدر باشد که جامعه احساس ناامنی مفرط را نداشته باشد؟ این&zwnj;ها باید تعریف شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">جامعه&zwnj;ی امن، جامعه&zwnj;ای است که [در آن] مردم با ارزش&zwnj;های حاکم، همراه باشند و در جهت منافع خودشان و جامعه، و حفظ و گسترش ارزش&zwnj;ها، همکاری کنند. ما باید شرایطی را تسهیل کنیم که ارزش&zwnj;ها شکل شفاف&zwnj;تری به خودش بگیرد و در جهت تحقق آن ارزش&zwnj;ها، سازوکار لازم را فراهم کنیم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">خوش&zwnj;بختانه چون اکثریت جوانان ما را افراد مؤمن به ارزش&zwnj;های اسلامی و نظام جمهوری اسلامی تشکیل می&zwnj;دهند، این وفاق در خیلی از جاها وجود دارد. ولی متأسفانه آن طرف قضیه، یعنی تیغه&zwnj;ی بعدی که باید ناامنی&zwnj;ها را از بین ببرد (یعنی حضور مؤثر سازمان&zwnj;ها و نهادها و مردم)... ما در تیز کردن آن چندان موفق نبوده&zwnj;ایم. یعنی علی&zwnj;رغم این&zwnj;که آرمان&zwnj;های مشترکی وجود دارد؛ اما روش تحقق این آرمان&zwnj;ها در جامعه، خوب شفاف نشده است. خیلی از جاها مردم حساسیت دارند و می&zwnj;خواهند حضور داشته باشند؛ اما سازوکار حضور برای&zwnj;شان شفاف نشده است. علی&zwnj;رغم این&zwnj;که ما خیلی شعار حضور مردم می&zwnj;دهیم اما در عمل برای سازوکارهای اجرایی آن فکری نکرده&zwnj;ایم. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">متأسفانه در این رابطه، ما دچار یک عقب&zwnj;ماندگی هستیم؛ یعنی ما براساس اعتقادت اسلامی&zwnj;مان، امر به معروف و نهی از منکر داریم. تبلیغات و آموزش&zwnj;های غیر سالمی که بعضا از طریق برخی مراکز علمی به خورد ما داده شده یا از طریق رسانه&zwnj;های بین&zwnj;المللی وارد مغز ما شده، ما را از این معیارهای ارزشی و از این خودکنترلی اجتماعی دور کرده است. ولی امروزه ما می&zwnj;بینیم به عنوان یکی از نشانه&zwnj;های افتخار خودشان این است که همین ارزش&zwnj;های اسلامی و ایرانی ما را که گرفتند، بومی&zwnj;سازی کردند و حالا به عنوان روش&zwnj;های علمی دارند به ما تحویل می&zwnj;دهند؛ مثلا می&zwnj;گویند ما طرح نظارت همگانی داریم! </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">امروزه فرهنگ مشارکت&zwnj;پذیری که در ذات فرهنگ اسلامی ما بود، متأسفانه یک مقدار کم&zwnj;رنگ شده. ضمن این&zwnj;که ارگان&zwnj;های فرهنگی باید آن وحدت ملی حول آرمان&zwnj;های مشترک را که الحمدالله الان وجود دارد، تقویت کنند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- بعد از این&zwnj;که همکاران شما خانمی را به علت پوشش نامناسب، به داخل ماشین گشت هدایت می&zwnj;کنند؛ روند برخوردی که با این خانم صورت می&zwnj;گیرد، چگونه است؟ </span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- ما قبل از هر اقدامی اطلاع&zwnj;رسانی می&zwnj;کنیم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- حالا اطلاع&zwnj;رسانی شده و آن خانم رعایت نکرده است! (باز هم سردار، بی&zwnj;اعتنا به گفته&zwnj;ی من، ادامه می&zwnj;دهد):</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- ... با کارهای آموزشی و فرهنگی اعلام می&zwnj;کنیم که می&zwnj;خواهیم اقدام کنیم. سعی می&zwnj;کنیم حداقل معیارهای مورد نظر را هم اعلام کنیم. بعد از اطلاع&zwnj;رسانی، درصد بالایی از کسانی که مخاطب ما در این طرح&zwnj;ها هستند، رعایت می&zwnj;کنند؛ یعنی به یک حداقلی می&zwnj;رسد. در نظرسنجی&zwnj;ای که در طرح امنیت اخلاقی -و در واقع به طور خاص پوشش&zwnj;های نامناسب- صورت گرفت، 76 درصد مردم از این طرح اطلاع داشتند. </span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">با این حال اگر کسی با این شرایط به خیابان آمد، ما سعی می&zwnj;کنیم به شکل صحیح به این&zwnj;ها تذکر بدهیم تا حداقل پوشش را رعایت کنند. اگر فرد تمکین نکند یا شرایطش به گونه&zwnj;ای باشد که آن حداقل پوشش را نتواند اعمال کند -مثلا این&zwnj;گونه نیست که روسری&zwnj;اش عقب رفته باشد، اصلا پارچه&zwnj;ای که استفاده می&zwnj;کند امکان پوشش لازم را فراهم نکند- این&zwnj;ها را به مراکزی منتقل می&zwnj;کنیم که به همین منظور ایجاد شده است. طبیعتا این مراکز از کادری استفاده می&zwnj;کند که این کادر برای این مسئله توجیه شده&zwnj;اند وعمدتا افرادی هستند که در رشته&zwnj;هایی مرتبط با این&zwnj;گونه مسائل اخلاقی و اجتماعی، تحصیل کرده&zwnj;اند. در واقع سعی می&zwnj;کنیم با توجیه و امتناع، قضیه حل شود. مگر واقعا بعضی از این&zwnj;ها که مسبوق به سابقه هستند، که دیگر ناشی از سهل&zwnj;انگاری نیست و واقعا مجرم هستند. مثلا خانمی را به جرم بدحجابی گرفته&zwnj;ایم، سابقه&zwnj;اش را که بررسی می&zwnj;کنیم می&zwnj;بینیم توزیع مواد مخدر هم دارد. ما این&zwnj;ها را جدا کرده، تشکیل پرونده می&zwnj;دهیم و به مراجع قضایی می&zwnj;فرستیم. این کل سیکلی است که طی می&zwnj;شود.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- ببنید سردار! وقتی دختر خانومی به&zwnj;خاطر داشتن مانتوی کوتاه، به همین مراکزی می&zwnj;رود که شما از قبل در نظر گرفته&zwnj;اید، با این خانم به&zwnj;گونه&zwnj;ای برخورد می&zwnj;شود که انگار جرم بسیار سنگینی مرتکب شده است؛ از فرمی که پر می&zwnj;کند که محل ارتکاب جرم دارد، تا عکسی که از او می&zwnj;گیرند که باید مثل زندانیان سیاسی شماره&zwnj;ای را مقابلش بگیرد و... این به&zwnj;طور حتم تأثیر خیلی بدی در روحیه&zwnj;ی آن دختر دارد و نسبت به نیروی انتظامی و به تبع آن کل حاکمیت، دید بدی پیدا می&zwnj;کند. فکر نمی&zwnj;کنید به&zwnj;گونه&zwnj;ای دیگر -که این تندی هم در آن نباشد- می&zwnj;توان برخورد کرد؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- اطلاع&zwnj;رسانی برای این است که این اتفاقات نیفتد. حالا اگر کسی یا اعتقاداً، یا به&zwnj;خاطر شرایط اجتماعی، مبادرت به پوشیدن لباسی می&zwnj;کند که می&zwnj;داند نه منطبق بر ارزش&zwnj;های حاکم بر جامعه است، نه منطبق بر شرایط قانونی، تذکرات عمومی و هشدارهایی داده می&zwnj;شود. باز هم فرد، راهِ رفته را ادامه می&zwnj;دهد، باز در خیابان تذکر داده می&zwnj;شود. خیلی&zwnj;ها عکس&zwnj;العمل مطلوب نشان نمی&zwnj;دهند، یا به نوعی امکان عکس&zwnj;العمل مطلوب ندارند؛ یعنی وضعیت لباس&zwnj;شان غیرقابل تعدیل و اصلاح است. در این وضعیت بهترین کاری که می&zwnj;شود کرد این است که با خانواده تماس گرفته شود تا لباس مناسبی برای ایشان بیاورند. امکان دارد خانواده در شرایطی باشند که نتوانند بیایند. ما که قاعده را فدای استثناء نمی&zwnj;کنیم. ضمن این&zwnj;که باید به استثناءها توجه کرد؛ ولی نباید از قاعده عدول نمود؛ نه فقط در ایران، در هر کشوری. مگر می&zwnj;شود حرفی که حاکمیت می&zwnj;زند، به تعداد افراد تبصره بخورد؟ این&zwnj;جوری که اصلا نمی&zwnj;شود برای مملکت قانون داد!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">لذا نیروی انتظامی سعی می&zwnj;کند با حفظ حرمت عمومی و حرمت افراد، با این مسائل برخورد کند و آمار ما نشان می&zwnj;دهد که تعدد کسانی که به مراجع قضایی معرفی کرده&zwnj;ایم واقعا محدود بوده است. نه این&zwnj;که ما از مواضع&zwnj;مان عدول کرده باشیم؛ نه. جامعه عکس&zwnj;العمل مثبت نشان داده است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">نمی&zwnj;خواهم آمار بدهم؛ اما به جرأت می&zwnj;توانم بگویم 70 درصد جامعه&zwnj;ی ما معتقد هستند، و رفتارشان منطبق بر اعتقادات&zwnj;شان مورد قبول است. از آن 30 درصد باقی&zwnj;مانده، درصد بالایی هستند که معتقد نیستند؛ اما هم برای حفظ شئونات خودشان و هم احترام به ارزش&zwnj;های جامعه، خودشان را منطبق بر جامعه می&zwnj;کنند و واقعا انسان&zwnj;های ارزشمندی هستند. از نظر اعتقادی واقعا شاید خود مسلمان نباشد؛ اما معیارهای حاکم بر جامعه را می&zwnj;پذیرد. چنین موجودی قابل احترام است. یک دسته هستند که معتقد هستند، اما تحت شرایط اجتماعی حرکت نمی&zwnj;کنند و با آن معیارها و ارزش&zwnj;ها فاصله گرفته&zwnj;اند. می&zwnj;گوید: &laquo;مُد این است که شلوار کوتاه باشد. خودم هم می&zwnj;دانم خوب نیست.نه زیباست، نه مورد علاقه&zwnj;ی من است؛ ولی چون دیگران این&zwnj;جوری می&zwnj;پوشند اگر من نپوشم به من می&zwnj;گویند اُمل&raquo;! یعنی یک جور ضعف&zwnj;های شخصیتی و تربیتی این&zwnj;ها، باعث می&zwnj;شود یک&zwnj;سری رفتارهای منفعلانه از خودشان بروز دهند. این افراد خیلی استقبال می&zwnj;کنند که این طرح اجرا شود. می&zwnj;گویند وقتی شما همه را کنترل می&zwnj;کنید، ما هم راحت هستیم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">یک درصدی هم هستند که هم از نظر اعتقادی مشکل دارند و هم از نظر رفتاری. این&zwnj;ها درصدشان خیلی کم است. لذا وقتی ما می&zwnj;گوییم پلیس تعداد کمی را به مراجع قضایی ارجاع داد، به معنای عدول پلیس از مواضع خود نیست؛ بلکه به معنای اصلاح وضعیت جامعه است.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- در قضیه&zwnj;ی پلمپ کردن آتلیه&zwnj;های عکاسی، مأمورین شما همه آقا بودند و همه&zwnj;ی این آقایان هم آن آلبوم&zwnj;ها را دیدند! جدا از آن، توسط خبرنگاران از آن آلبوم&zwnj;ها عکس گرفته شد و آن عکس&zwnj;ها در سایت&zwnj;ها منتشر شد. فکر نمی&zwnj;کنید این جریان قضیه را بدتر کرده است؟ </span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- اصل قضیه را ما نباید زیر سوال ببریم.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- بله، دقیقا! شک نیست که باید می&zwnj;رفتند و باید نظارتی بر کار عکاسی&zwnj;ها صورت می&zwnj;گرفت. ولی بحث این است که می&zwnj;شد از نیروی خانم استفاده کرد.</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- اصل این است که مردم برای مسائل شخصی&zwnj;شان به عکاسی اعتماد می&zwnj;کنند و آن&zwnj;ها هم باید امانت&zwnj;دار مردم باشند. دراین مورد بحثی نیست. در مورد خبرگزاری&zwnj;ها هم، این&zwnj;ها به&zwnj;طور دائم به عکس&zwnj;ها دسترسی داشتند و نیروی انتظامی باعث نشده که سرویس&zwnj;های خبری به آن&zwnj;ها دسترسی پیدا کنند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;<img class="mt-image-center" style="display: block; margin: 0px auto 20px; text-align: center" height="333" alt="3.jpg" width="500" src="http://www.4ghad.com/p3/amniat/3.jpg" /></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- در دسترس بوده، ولی نیازی به عکس&zwnj;برداری از آن&zwnj;ها نداشتند، و اگر هم نیازی داشتند کسی چنین اجازه&zwnj;ای به آن&zwnj;ها نمی&zwnj;داده است. ولی همین که نیروی شما در حال ورق زدن آن آلبوم است... (سردار بتولی صحبت&zwnj;های مرا قطع می کند که:)</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- من می&zwnj;خواهم از آن منظری که شما می&zwnj;گویید عرض کنم. حالا عکس گرفته شده و رفته روی سایت&zwnj;ها. من می&zwnj;خواهم بگویم که آن سایت که منعی نداشته برای این&zwnj;کار! وقتی فرد عکس را روی دیوار در معرض دید عموم قرار داده است، نیروی ما می&zwnj;رفت یا نمی&zwnj;رفت این در دسترس بود! یعنی اگر کسی بخواهد از این جهت نگاه کند که شما نه تنها خودتان خلاف کرده&zwnj;اید بلکه باعث توسعه&zwnj;ی این قضیه هم شدید، من می&zwnj;گویم این توسعه امکانش از ابتدا فراهم بوده است! حالا نیروی انتظامی رفت. ممکن است یک مقدار خبرگزاری&zwnj;ها مسئله را پررنگش کرده باشند؛ ولی این پررنگی به مفهوم تداوم کار نیست. حداقل ترمزی است هم برای خانواده&zwnj;ها و هم برای انسان&zwnj;های خلاف&zwnj;کار. ما حتی&zwnj;المقدور سعی می&zwnj;کنیم با توجه به مخاطب&zwnj;مان در بازدید و بازرسی&zwnj;ها، از پلیس زن یا مرد استفاده کنیم. اما در خیلی از مأموریت&zwnj;های&zwnj;مان امکان این&zwnj;که دقیقا مرز بگذاریم وجود ندارد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- تا حالا شکایتی از طرف مردم از نیروهای گشت ارشاد داشتید به&zwnj;خاطر برخورد بد مأمورین شما؟ البته منظورم شکایتی است که وارد باشد، وگرنه که برخی ممکن است با یک بالا چشم ابرو گفتن هم شاکی شوند!</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">مرجع رسیدگی به این شکایات من نیستم که حالا بتوانیم بگوییم چند درصد درست بوده یا نه! ولی می&zwnj;توانم بگویم طبیعتا کسانی که علی&zwnj;رغم اطلاع&zwnj;رسانی&zwnj;های قبلی تمکین نکردند (یعنی دلیلش ناآگاهی نبوده، به&zwnj;نوعی بی&zwnj;توجهی و لجاجت بوده)، هر برخوردی به هر شکلی با این&zwnj;ها بشود، ممکن است اعلام رضایت نداشته باشند و اعتراض کنند. بخشی از این اعتراض به صورت شفاهی در همان&zwnj;جا است، برخی مقاومت می&zwnj;کنند و برخی بعدا شکایت می&zwnj;کنند و طبیعتا مراجع مسئول در نیروی انتظامی رسیدگی می&zwnj;کنند. برخوردهای بعضا تندی هم از سوی نیروهای ما دیده شده که ما واقعا اگر مطلع شویم برخورد خواهیم کرد. سهل&zwnj;انگاری&zwnj;هایی هم بعضا از سوی نیروهای ما دیده شده که باز هم متقابلا طیف دیگری از جامعه&zwnj;ی ما گفتند مأمور شما علی&zwnj;رغم وظیفه&zwnj;اش، اعمال صحیح مأموریت را انجام نمی&zwnj;داد. این&zwnj;ها هم شناسایی شده و در مراجع مسئول با این&zwnj;ها برخورد صورت می&zwnj;گیرد.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- تذکرات شما در مورد حجاب، شامل تبعه&zwnj;های خارجی هم می&zwnj;شود؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- طبیعتا ما حداقل حجاب را که دهن&zwnj;کجی به معیارهای جامعه نشود، از این&zwnj;ها توقع داریم. سعی می&zwnj;شود که این&zwnj;ها توجیه شوند. و خوش&zwnj;بختانه از آن دسته آدم&zwnj;هایی هستند که علی&zwnj;رغم معتقد نبودن، به ارزش&zwnj;های جامعه&zwnj;ی ما احترام می&zwnj;گذارند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">(سردار بتولی تعارف&zwnj;مان می&zwnj;کند که از میوه&zwnj;های روی میز بخوریم؛ تعارفی با چاشنی مزاح):</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- از این میوه&zwnj;ها هم بخورید. این&zwnj;ها دیگر طرح نیستند! برای خوردن این&zwnj;جا گذاشته&zwnj;ایم!</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- سردار رادان دیداری داشتند با اهالی سینما و تلویزیون. بعضاً تیپ بازیگرانی که در آن دیدار حضور داشتند، خود نیاز به طرح ارتقای امنیت اجتماعی داشت! من فکر می&zwnj;کنم تذکر دادن به این قشر، خیلی اولویت دارد تا افراد معمولی که در خیابان می&zwnj;بینیم. چون متأسفانه یا خوش&zwnj;بختانه، این&zwnj;ها به عنوان الگو مطرح هستند. نمی&zwnj;شود که بی&zwnj;اعتنا به الگو، فقط به کسانی که از این الگو پیروی کرده&zwnj;اند، تذکر داد. شما در این زمینه هم تاکنون کاری کرده&zwnj;اید؟</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- سینما زیرمجموعه&zwnj;ی وزارت ارشاد است و وزارت ارشاد هم متولی بحث فرهنگ در کشور است. به ما نیامده که به آن&zwnj;ها تذکر بدهیم! البته در مجموع وزارت ارشاد هم در این زمینه حساسیت&zwnj;های لازم را دارد. ما باید هر چیزی را با گذشته و فضای خودش بررسی کنیم. انصافاً سینماگرهای ما نسبت به گذشته، خیلی متحول شده&zwnj;اند. ولی کافی نیست و باید خودشان را بیش&zwnj;تر با معیارهای ارزشی جامعه انطباق دهند. مسئولین مرتبط هم باید در این زمینه به آن&zwnj;ها کمک کنند و از آن&zwnj;ها چنین چیزی را بخواهند. چه بسا در زمینه&zwnj;ی نکات مثبتی که ما از این&zwnj;ها سراغ داریم و هنجارهای مثبتی که ترویج می&zwnj;کنند، با حداقل هزینه، حداکثر بهره را به جامعه می&zwnj;دهند.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">ضمن این&zwnj;که این بدان معنا نیست که ما از وضع موجود راضی هستیم؛ ولی می&zwnj;خواهم بگویم که مسئولین ارشاد و صداوسیما، حتی&zwnj;المقدور سعی کرده&zwnj;اند که شرایط را برای این&zwnj;ها فراهم کنند و به نوعی در جهت صحیح کمک کنند که نقش لازم و صحیح را داشته باشند. ولی کافی نیست.</span></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">- ممنون به&zwnj;خاطر فرصتی که در اختیار نشریه&zwnj;ی چارقد قرار دادید.</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%"><b><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%">عکس: محبوبه بوجار</span></b></div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div><div dir="rtl" style="text-justify: kashida; line-height: 150%; text-align: justify; text-kashida: 0%">&nbsp;</div>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>
