<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" version="2.0">

<channel>
	<title>Only Some Words</title>
	
	<link>http://royaa.net/weblog</link>
	<description>Only Some Words</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Feb 2012 02:33:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/OnlySomeWords" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="onlysomewords" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
		<title>ناهار</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/31/%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%b1-2/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/31/%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%b1-2/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Feb 2012 02:33:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1756</guid>
		<description />
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://royaa.net/weblog/images/20120131-183341.jpg" rel="lightbox[1756]"><img src="http://royaa.net/weblog/images/20120131-183341.jpg" alt="20120131-183341.jpg" class="alignnone size-full" /></a></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/rIzRRwUtit0" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/31/%d9%86%d8%a7%d9%87%d8%a7%d8%b1-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عکس</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/27/%d8%b9%da%a9%d8%b3/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/27/%d8%b9%da%a9%d8%b3/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 00:17:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1752</guid>
		<description><![CDATA[دیروز اومدم با تلفنم از سپهر عکس بگیرم پیغام داد که حافظه پر شده. اومدم عکس‌ها و فیلم‌ها رو منتقل کنم به کامپیوترم، اونم می‌گه حافظه‌اش پر شده و هیچی جا نداره. نگاه کردم می‌بینم ۱۷۰ گیگ عکس دارم رو &#8230; <a href="http://royaa.net/weblog/2012/01/27/%d8%b9%da%a9%d8%b3/">Continue reading <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز اومدم با تلفنم از سپهر عکس بگیرم پیغام داد که حافظه پر شده. اومدم عکس‌ها و فیلم‌ها رو منتقل کنم به کامپیوترم، اونم می‌گه حافظه‌اش پر شده و هیچی جا نداره. نگاه کردم می‌بینم ۱۷۰ گیگ عکس دارم رو لپ‌تاپم. حالا یه کار دیگه هم اضافه شد که بشینم عکسا رو کپی کنم رو هارد اضافی و از اینجا پاک کنم. البته این کار راحتی نیست برای من. چون اصلا طاقت اینکه همه چیز رو لپ‌تاپ خودم نباشه برام خیلی سخته.</p>
<p>ولی از من می‌شنوین مخصوصا اگه بچه دارین و خیلی ازش عکس می‌گیرین ماه به ماه بشینین و عکسا رو یه نگاهی بکنین و اونایی که اصلا خوب نیست رو پاک کنید، یه تعداد معدودی از اونایی که خوبه رو جدا کنید. اگه اهل چاپ کردن هستید که چاپ کنید اگه هم نه تو فولدرها یا آلبوم‌های جدا بگذارید. وگرنه مثل من چند سال عکستون رو هم جمع می‌شه که دیگه انتخاب کردن بینشون کار حضرت فیله.</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/kGXxjKMlKJg" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/27/%d8%b9%da%a9%d8%b3/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از سپهر</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/24/%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%be%d9%87%d8%b1/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/24/%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%be%d9%87%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 20:49:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1748</guid>
		<description><![CDATA[- دیروز بارون می‌اومد و یه کم هوا سرد شده بود. تو خونه آشپزی کرده بودم و به همین خاطر پنجره‌ها حسابی بخار گرفته بود. سپهر رفته دم پنجره بعد کشف کرده که می‌تونه رو بخارها شکل بشه. با ذوق &#8230; <a href="http://royaa.net/weblog/2012/01/24/%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%be%d9%87%d8%b1/">Continue reading <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>- دیروز بارون می‌اومد و یه کم هوا سرد شده بود. تو خونه آشپزی کرده بودم و به همین خاطر پنجره‌ها حسابی بخار گرفته بود. سپهر رفته دم پنجره بعد کشف کرده که می‌تونه رو بخارها شکل بشه. با ذوق می‌گه چشم چشم. (بنده چون خیلی نقاشی‌ام خوبه تنها چیزی که بلدم بکشم چشم چشم دو ابرو ئه. اینه که سپهر هم بسیار به این چشم چشم علاقه داره و به مداد شمعی و کاغذ و نقاشی و هر چیز مربوط می‌گه چشم چشم.)</p>
<p>- یاد گرفته به من بگه مامانی و به علیرضا هم بگه بابایی و فهمیده که اینا موثرتر از مامان و بابای خالیه.</p>
<p>- معمولا وقتی شیر می‌‌خواد می‌گه بغل. بعد که میاد بغل می‌گه شیر. تازگی انگار دیده به صرفه‌تره هر دوتا رو قاطی کنه، می‌گه بغبش. بعضی وقتا هم وقتی می‌گفت شیر من بهش می‌گفتم شیر می‌خوای؟ و می‌گفت بله. حالا انگار فکر می‌کنه بله کلا یه ربطی به شیر داره. می یاد و می‌گه بله بله.</p>
<p>- کم کم داره کلمه‌های پیچیده‌تر و حتی عبارت‌های دو کلمه‌ای رو هم استفاده می‌کنه. قبلا به قورباغه می‌گفت باغه. الان کامل می‌گه قورباغه. دو کلمه‌ای‌هایی که می‌گه یکی نون و منیر (نون و پنیر) که عاشقشه و می‌تونه صبح و ظهر و شب فقط همینا رو بخوره. و یکی دیگه هم توپ بازی و آب بازی.</p>
<p>- بازی مورد علاقه‌اش قایم موشکه. علیرضا می‌ره یه جا قایم می‌شه و من بهش می‌گم بابا کو؟ می‌دوه می‌ره پیداش می‌کنه و بلند بلند می‌گه دالی دالی. این دالی رو هم با یه لهجه‌ای می‌گه که خیلی دوست دارم بتونم ضبط کنم، اگه شد می‌گذارم اینجا.</p>
<p>&nbsp;</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/6QjkOdOFdHA" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/24/%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%be%d9%87%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تایپ کتاب جمعه</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/20/%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/20/%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 20:31:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1741</guid>
		<description><![CDATA[نگین پیشنهاد داد که بیایم هرکسی هرچقدر می‌تونه از کتاب جمعه رو تایپ کنه که وقتی پرستو آزاد شد که امیدوارم زود زود باشه خوشحال شه. حتی اگه پرستو رو نمی‌شناسین یا براتون خوشحال کردنش مهم نیست اینکه این متن‌ها &#8230; <a href="http://royaa.net/weblog/2012/01/20/%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87/">Continue reading <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://noonjim.blogspot.com/2012/01/blog-post_8346.html">نگین</a> پیشنهاد داد که بیایم هرکسی هرچقدر می‌تونه از <a href="http://irpress.org">کتاب جمعه</a> رو تایپ کنه که وقتی پرستو آزاد شد که امیدوارم زود زود باشه خوشحال شه. حتی اگه پرستو رو نمی‌شناسین یا براتون خوشحال کردنش مهم نیست اینکه این متن‌ها باشن روی اینترنت خیلی ارزشمنده و تایپ کردن یا ویرایش کردنشون بهانه خوبی هم هست که بخونیشون. برای خود من که خیلی متنی که دارم تایپ می‌کنم جالبه.</p>
<p>باید یه حساب کاربری <a href="http://irpress.org/index.php?title=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D9%87_%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85&amp;returnto=%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C">اینجا</a> باز کنین. <a href="http://irpress.org/index.php?title=%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7:%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7">راهنمای</a> خیلی خوبی هم برای شروع کار داره. حتی اگه فقط می‌رسین یه چندتا جمله تایپ کنین هم خوبه. همون چندتا رو تایپ کنید و بعد دوباره متن رو از حالت در حال ویرایش به ناقص برگردونید تا یکی دیگه بقیه‌اش رو تایپ کنه.</p>
<p>پ.ن. بعضی وقتا ممکنه سایتش کند باشه یا بالا نیاد، یه کوچولو صبر کنید درست می‌شه.</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/TMJKkjrtkHA" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/20/%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من و آشپزی</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/19/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%db%8c/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/19/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 06:59:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1738</guid>
		<description><![CDATA[رابطه من و آشپزی هیچ‌وقت خوب نبوده به دلایل زیر: فکر کردن به اینکه چی بپزم خیلی سخته. ۷ روز هفته، تکراری نباشه، خوشمزه باشه، سپهر هم ترجیحا بتونه بخوره که نخوام یه سری هم برای اون غذا درست کنم &#8230; <a href="http://royaa.net/weblog/2012/01/19/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%db%8c/">Continue reading <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رابطه من و آشپزی هیچ‌وقت خوب نبوده به دلایل زیر:</p>
<ul>
<li>فکر کردن به اینکه چی بپزم خیلی سخته. ۷ روز هفته، تکراری نباشه، خوشمزه باشه، سپهر هم ترجیحا بتونه بخوره که نخوام یه سری هم برای اون غذا درست کنم و البته سالم باشه و چاق کننده هم نباشه.</li>
<li>مدیریت کردن چیزایی که باید تو یخچال باشه که وقتی هم تصمیم گرفتی چی درست کنی وسایلش تو یخچال باشه خیلی سخته. نمی‌شه هم همیشه همه چی خرید چون خراب می‌شه.</li>
<li>زمان گذاشتن برای اشپزی وقتی سپهر بیداره که سخته. چون هی می‌خواد بیاد تو آشپزخونه و بکن نکن‌ها زیاد می‌شه. می‌مونه شب بعد از خوابیدنش که اون هم یعنی از یکی دو ساعت وقت کتاب خوندن و اینترنت‌گردی مقدار خوبیش رو بگذاری برای کاری که زیاد دوست نداری!</li>
<li>بعدش هم که مصیبت جا دادن باقیمانده‌ها تو یخچال و شستن قابلمه.</li>
</ul>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/pTjLoXBOSgc" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/19/%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاى سيب گرم</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/12/%d9%be%d8%a7%d9%89-%d8%b3%d9%8a%d8%a8-%da%af%d8%b1%d9%85/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/12/%d9%be%d8%a7%d9%89-%d8%b3%d9%8a%d8%a8-%da%af%d8%b1%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Jan 2012 00:28:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1731</guid>
		<description />
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://royaa.net/weblog/images/20120112-162757.jpg" rel="lightbox[1731]"><img src="http://royaa.net/weblog/images/20120112-162757.jpg" alt="20120112-162757.jpg" class="alignnone size-full" /></a></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/2jyy2GevpHw" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/12/%d9%be%d8%a7%d9%89-%d8%b3%d9%8a%d8%a8-%da%af%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کلمه بعدی</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/11/%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/11/%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Jan 2012 20:29:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1725</guid>
		<description><![CDATA[قبلا فکر می‌کردم روند یادگیری حرف زدن بچه‌ها اینه که اول هی هرچی بهشون می‌گی تکرار می‌کنند و بعد کم کم می‌فهمن که این کلمه به چه جسم با موقعیتی مربوطه. ولی ظاهرا این‌طوری نیست. سپهر تا الان خیلی کم &#8230; <a href="http://royaa.net/weblog/2012/01/11/%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/">Continue reading <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قبلا فکر می‌کردم روند یادگیری حرف زدن بچه‌ها اینه که اول هی هرچی بهشون می‌گی تکرار می‌کنند و بعد کم کم می‌فهمن که این کلمه به چه جسم با موقعیتی مربوطه. ولی ظاهرا این‌طوری نیست.</p>
<p>سپهر تا الان خیلی کم کلمه‌ها رو بعد از ما تکرار می‌کنه. یه سری کلمه‌‌ها رو دیگه الان کاملا معنی‌شون رو می‌دونه و درست استفاده می‌کنه. ولی یه سری زیادی هم که کلمه می‌گه این طوریه که دوست داره کلمه بعدی اون چیزی که ما می‌گیم رو بگه. فکر کنم اولین موردش رو تو عددها کشف کردیم.که بهش می‌گی یک، می‌گه دو، می‌گی دو، می‌گه سه، و همین طور الان تا بیست به جز ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ همه رو می‌گه.</p>
<p>بعد کم کم تو کتاب‌هاش فهمیدم که اگه کلمه آخر جمله رو صبر کنم و نگم فوری خودش می‌گه. مثلا یه کتابی داره که متضادهاست. وقتی بهش می‌گی big. می‌گه ‌and small. می‌گی short می‌گه and tall. کل این and و کلمه بعدش هم براش با هم یکیه فکر کنم! یا مثلا تازه فهمیدم که کلی از شعرهایی که براش می‌خونم کلمه‌های آخر بیت‌هاش رو حفظه. علیرضا می‌گه پس همین که هی به ما درخواست این شعر و اون شعر رو می‌ده. می‌خواد حفظ کنه! مثلا گنجشک لالا رو که براش می‌خونم، بعد از مصرع اولش می‌گه لالا و بعد از مصرع دوم می‌گه بالا. خیلی کف کرده بودم که چه جوری تفاوت این دو تا رو هم فهمیده و می‌گه. البته نه اینکه همه رو درست بگه. مثلا توپ سفیدم رو که براش می‌خونم: قل قل می‌‌خوره تو زمین &#8230;، به جای ورزش می‌گه بازی!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/zUHcpmg_kpU" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/11/%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b9%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مسافرت به نیویورک</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/05/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d9%88%db%8c%d9%88%d8%b1%da%a9/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/05/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d9%88%db%8c%d9%88%d8%b1%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 02:05:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1721</guid>
		<description><![CDATA[ما قرار بود امروز نیویورک باشیم ولی نیستیم! از وقتی که اومدیم اینجا یعنی ۷ ماه پیش مسافرت با هواپیما نرفته بودیم ولی وقتی برای عروسی یکی از دوستامون دعوت شدیم طرف شرق هیجان زده شدیم و بلیط گرفتیم که &#8230; <a href="http://royaa.net/weblog/2012/01/05/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d9%88%db%8c%d9%88%d8%b1%da%a9/">Continue reading <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ما قرار بود امروز نیویورک باشیم ولی نیستیم! از وقتی که اومدیم اینجا یعنی ۷ ماه پیش مسافرت با هواپیما نرفته بودیم ولی وقتی برای عروسی یکی از دوستامون دعوت شدیم طرف شرق هیجان زده شدیم و بلیط گرفتیم که بریم. هم برای عروسی هم برای دیدین دوستامون اون طرف که این مدت ندیده بودیمشون.</p>
<p>ولی هی به مسافرت که نزدیک‌تر شدیم تازه به سختی‌هاش فکر کردیم. اینکه طول مسافرت کوتاهه و برنامه‌ریزی دیدن دوستامون که تو دو سه تا شهر مختلف بودند خیلی سخت. اینکه ۷ ساعت تو هواپیما نشستن چه جوری می‌خوایم سپهر رو سرگرم کنیم. اینکه آیا واقعا با یه بچه ۱۶ ماهه می‌شه رفت عروسی؟ تو قسمت خود عروسی که لابد همه باید ساکت بشینند و گوش بدند که سپهر وقتی جایی ساکت می‌شه تازه خوشش میاد جیغ بزنه و مدت طولانی هم که نمی‌تونه بشینه باید هی ببریمش بیرون و بیاریم. تو قسمت شام و بزن و برقص بعدش که شاید خوشش بیاد و براش راحت‌تر باشه مدت کمی بیشتر نمی‌تونیم باشیم چون وقت خوابش می‌شه و باید بره بخوابه. به همه اینا هم اضافه کنیم که از هوای بیست درجه اینجا باید می‌رفتیم تو هوایی که از شانس ما حسابی سرد شده بود و ماکزیممش شده بود منفی دو-سه.</p>
<p><span class="Apple-style-span" style="color: #444444; font-family: Tahoma, Georgia, 'Bitstream Charter', serif;">ولی خب برای عروسی لباس خریدیم و چمدون‌ها رو بستیم و برای تو راه سپهر غذا و نوشیدنی و اسباب‌بازی و کتاب و یه عالم فیلم و بازی روی آیپد گذاشتیم و رفتیم سمت فرودگاه. سه ساعت هم زودتر از پرواز رسیدیم. بارها رو هم تحویل دادیم و داشتیم به خانومه می‌گفتیم که اگه می‌شه صندلی‌های موقع برگشتمون رو هم برامون معین کنه که خیالمون راحت باشه که خانومه گفت ئه! من حواسم نبود. این پرواز شما پنج ساعت تاخیر داره. هیچ پرواز دیگه‌ای هم حتی اونایی که وسط راه توقف داشته باشند جا نداره. ۵ ساعت تاخیر هم یعنی پرواز می‌افتاد به ساعت‌های خواب سپهر. حالا اگه مدت خوابش همه‌اش در حال پرواز بودیم می‌شد امید داشت که بخوابه. ولی اینکه وسط خوابش بخوایم پیاده بشیم و بار خالی کنیم و تو هوای سرد بریم ماشین بگیریم و اینا دیدیم خیلی سخته. گفتم کاش می‌شد کلا کنسل کنیم. خانومه گفت یعنی کل رفت و برگشت رو می‌خواید کنسل کنید؟ گفتیم اگه می‌شه. گفت باید با رییسم صحبت کنم. صحبت کرد و اومد گفت باشه. همه پول رو بهتون پس می‌دیم یه کم هم صبر کنید تا بارتون رو خالی کنند. خلاصه که بارهامون رو تحویل گرفتیم و برگشتیم خونه‌مون.  </span></p>
<p>از یه طرف کلی دلمون سوخت که نرفتیم عروسی. دوستامون رو نشد ببینیم. لباس شیک‌هامون رو هم نشد بپوشیم! ولی خب شاید هم بد نشد و اون طوری فقط خستگیش می‌موند به تنمون.</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/-a-hR6aVKZ8" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/05/%d9%85%d8%b3%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d9%86%db%8c%d9%88%db%8c%d9%88%d8%b1%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۲۰۱۲</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2012/01/01/%db%b2%db%b0%db%b1%db%b2/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2012/01/01/%db%b2%db%b0%db%b1%db%b2/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Jan 2012 07:49:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1718</guid>
		<description><![CDATA[سال ۲۰۱۱ هم تموم شد. درسته که به قول ندا این دو تا سال تو داشتن باعث شده در واقع هیچ سال نویی نداشته باشیم ولی در همون راستای شتر گاو پلنگی که ما شده‌ایم دیشب رفتیم و تو خیابون‌های &#8230; <a href="http://royaa.net/weblog/2012/01/01/%db%b2%db%b0%db%b1%db%b2/">Continue reading <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال ۲۰۱۱ هم تموم شد. درسته که به <a href="http://kaateb.blogspot.com/2011/12/blog-post_31.html">قول ندا</a> این دو تا سال تو داشتن باعث شده در واقع هیچ سال نویی نداشته باشیم ولی در همون راستای شتر گاو پلنگی که ما شده‌ایم دیشب رفتیم و تو خیابون‌های مرکز شهر جشن گرفتن مردم رو تماشا کردیم. علیرضا پیش سپهر که خواب بود موند و من با دوستان رفتیم و قدم زدیم و ملت رو تماشا کردیم.</p>
<p>دقیقا پارسال تو همین ۱ ژانویه سپهر برای اولین بار غلت زد. الان دیگه حسابی راه می‌ره. اون موقع تازه داشتم این دل و اون دل می‌کردم که بهش غذا بدم یا نه. الان حسابی همه چی می‌خوره. مخصوصا غذای ایرانی رستوران‌پز. اون موقع خوب نمی‌‌خوابید. هنوز هم خوب نمی‌خوابه!</p>
<p>خلاصه که سال گذشته همون‌طور که از این وب‌لاگ هم پیداست قسمت عمده زندگی حول و حوش سپهر می‌گشت. شاید با بچه‌دار شدن دیگه تا همیشه این‌طوری باشه. اصلا از این موضوع شاکی نیستم و حتی فکر می‌کنم انگیزه خوبیه برام که خودم هم بهتر باشم. حالا تا ببینیم سال بعدی چقدر چیزا تغییر می‌کنه هم برای خودم هم برای سپهر. و شاید هم برای این وب‌لاگ.</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/Xe4-AgOOrvs" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2012/01/01/%db%b2%db%b0%db%b1%db%b2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جوراب هاى خانواده</title>
		<link>http://royaa.net/weblog/2011/12/17/%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/</link>
		<comments>http://royaa.net/weblog/2011/12/17/%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Dec 2011 00:31:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>رویا</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://royaa.net/weblog/?p=1714</guid>
		<description />
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://royaa.net/weblog/images/20111217-162938.jpg" rel="lightbox[1714]"><img src="http://royaa.net/weblog/images/20111217-162938.jpg" alt="20111217-162938.jpg" class="alignnone size-full" /></a></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/OnlySomeWords/~4/7cwTZHV7PFY" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://royaa.net/weblog/2011/12/17/%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

