<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" version="2.0">

<channel>
	<title>بزرگ‌راه، رسیدن</title>
	
	<link>http://www.ahighway.net</link>
	<description>می‌شود رسید.</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 16:09:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/ahighway" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="ahighway" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
		<title>چرا دموکراسی را نمی‌پذیرند؟</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2012/02/07/why-they-refuse-democracy/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2012/02/07/why-they-refuse-democracy/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Feb 2012 16:09:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[دلایل رد دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=928</guid>
		<description><![CDATA[سر کلاس‌های درسِ دانش‌گاه‌ها، همیشه بحث به راه است. خیلی وقت‌ها عده‌ای می‌خواهند استاد را توجیه کنند؛ چه موافق مبحث باشند، چه مخالف. کلاس‌ها می‌آیند و می‌روند و این استاد است که ثابت می‌ماند، نه فقط از نظر جای‌گاه شغلی، که از نظر فکری. استاد عمرش را صرف تشریح موضوع درس خود کرده و مطمئناً [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سر کلاس‌های درسِ دانش‌گاه‌ها، همیشه بحث به راه است. خیلی وقت‌ها عده‌ای می‌خواهند استاد را توجیه کنند؛ چه موافق مبحث باشند، چه مخالف. کلاس‌ها می‌آیند و می‌روند و این استاد است که ثابت می‌ماند، نه فقط از نظر جای‌گاه شغلی، که از نظر فکری. استاد عمرش را صرف تشریح موضوع درس خود کرده و مطمئناً به موضوع، التزام و اعتقاد داشته که به جای‌گاه کنونی‌اش رسیده. این یعنی تفکر اکثریت هم ممکن است روی او تأثیر نداشته باشد. دو حالت را فرض می‌کنیم. نخست حالتی که دانش‌جویان در یک مبحث خاص، در اشتباه به سر می‌برند و استاد یکه و تنهاست. این‌جا، تأثیرناپذیری او به کار دانش‌جویان می‌آید، چرا که می‌تواند آن‌ها را قانع کند و این به نفع علم است. اما در حالت دوم، فرض کنیم که دانش‌جو دارد درست می‌گوید و تفکر استاد در زمینه‌ی آن مبحث مشخص، اشتباه است یا دیگر مورد پذیرش علم نیست یا به طور کلی مبنای غیرعلمی دارد؛ سوال این است که آیا استاد، حرف دانش‌جو را خواهد پذیرفت؟ آیا او قبول خواهد کرد که یک عمر فعالیت خود را &#8211; در زمینه‌ی مبحثی که اکنون مورد پذیرش نیست &#8211; زیر سوال ببرد؟</p>
<p style="text-align: justify;">ما برای گسترش دموکراسی تلاش می‌کنیم و این‌گونه می‌اندیشیم که ما دانش‌جوی «حالت دوم» هستیم و این «استاد» است که دارد اشتباه می‌کند. دست‌آوردهای تجربیِ علوم انسانی و نمونه‌هایی عملی از جوامع موفق، نشان‌مان می‌دهند که «دانش‌جو» دارد درست می‌گوید و حق با اوست. این‌جا مجال آن نیست که ثابت کنیم چرا دموکراسی گزینه‌ی به‌تری است، این را هم می‌دانیم که دموکراسی یک مفهوم مطلق نیست و چند برداشت متفاوت از آن می‌شود. صحبت در مورد کسانی است که سال‌هایی از زندگی خود را در زمینه‌ی مبحثی که امروز آن را نمی‌پذیریم، صرف کرده‌اند. مثلاً وبلاگ‌نویسی را فرض کنید که چهارسال است دارد خلاف جهت دموکراسی مطلب می‌نویسد. ما در راهِ رسیدن به هدف‌مان &#8211; که با هدف وبلاگ‌نویس مفروض، تفاوت دارد &#8211; دوست داریم او را قانع کنیم و به او ثابت کنیم که دموکراسی مناسب‌تر از هدف اوست. او، حتی اگر از دلایل ما استقبال کند، آیا چهارسال فعالیتِ نوشتاری‌اش به او اجازه می‌دهد که دلایل را قبول کند؟ تلاش‌های او مدام در مقابل چشمان‌اش می‌آیند و می‌روند. هزینه‌هایی که صرف کرده‌است، وقتی که گذاشته‌است در راه نوشتن، خواننده‌هایی که جذب کرده‌است برای وبلاگ‌اش، این‌ها را چه کند؟ پاسخ او به پذیرش دلایل ما، «نه» است. «نه» ای که از عقل او بر نمی‌آید، از «ناخودآگاه»ِ او بر می‌آید، از «ترسِ نابودیِ حیثیت» بر می‌آید. او حسِ کسی را دارد که سال‌ها از «آفرینش» سخن می‌گفته و حالا دیگران آمده‌اند و می‌گویند «تکامل» درست است.</p>
<p style="text-align: justify;">عنوان مطلب، باز هم یک طرحِ بحث است و مطمئناً چیزی که نوشته شد، تنها دلیل رد ِ دموکراسی از طرف مخالفان آن نیست، اما یکی از مهم‌ترین و عجیب‌ترین دلایل آن است. باید به مخالفان کمک کرد. نباید آن‌ها را به «نداشتن ثبات فکری» متهم کنیم. هر یک از ما ممکن است دچار تحول فکری شویم و حتی نوشته‌های پیشین خود را نپذیریم. حیثیت آدم‌ها به ثبات فکری نیست، به تلاش برای به‌تر شدن تفکر است. باید به «استاد» ِ «حالت دوم» فرصت تصمیم‌گیری داد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2012/02/07/why-they-refuse-democracy/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>او کاریزما دارد، پس رئیس است.</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2012/01/30/pathogenesis-of-dictatorship/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2012/01/30/pathogenesis-of-dictatorship/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Jan 2012 19:33:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[دیکتاتوری]]></category>
		<category><![CDATA[نحوه شکل‌گیری یک دیکتاتوری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=921</guid>
		<description><![CDATA[پاتوژنز یعنی فرآیند ایجاد یک بیماری، که آن بیماری می‌تواند روانی باشد. بعضی بیماری‌ها از جمع شروع می‌شوند، مثلاً دور هم می‌نشینیم به صحبت‌کردن و بزرگِ جمع ما (کسی که نفوذش در ما بسیار است) عملی را پیش می‌کشد که پیش از آن، ناپسند می‌خواندیم‌اش و از آن فراری بودیم. این‌بار همان عمل از طرف [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="RTL">پاتوژنز یعنی فرآیند ایجاد یک بیماری، که آن بیماری می‌تواند روانی باشد. بعضی بیماری‌ها از جمع شروع می‌شوند، مثلاً دور هم می‌نشینیم به صحبت‌کردن و بزرگِ جمع ما (کسی که نفوذش در ما بسیار است) عملی را پیش می‌کشد که پیش از آن، ناپسند می‌خواندیم‌اش و از آن فراری بودیم. این‌بار همان عمل از طرف فردی تأثیرگذار مطرح شده‌است که جمع ما زیر سلطه‌ی اوست و کسی هم وجود ندارد که از خارج، وارد ما شود و فکری نو با خودش بیاورد یا عمل جدید ما را بسنجد. فعلی که ناپسند بود، حالا شده‌است جزئی از رفتار جمعی ما و تکرار، زشتی قضیه را ریخته. پس ادامه‌ی رفتارمان کسی را ناراحت نمی‌کند و ما این‌چنین می‌پنداریم که برداشت قبلی ما از فعل، نادرست بوده. حالا می‌خواهیم جبران کنیم. آن‌قدر فعل را تکرار می‌کنیم که از جمع ما خارج می‌شود و به دنیای بیرون راه پیدا می‌کند. استعمال داروهای روان‌گردانْ یکی از این فعل‌هاست. جمع تأییدش می‌کند و فرد اراده‌ای بر جمع ندارد. حالا فرد می‌ماند و یک عادت سخت و دست‌وپاگیر که درمانش دشوار است، مگر آن‌که درمان پیش‌نهادی باشد که از دهان «بزرگ جمع» خارج شود، آن‌وقت حرکت فرد هم به سوی ترک عادت خواهد بود. آن‌وقت اعتیاد او به درمان است، نه به دارو. پس پاتوژنزِ اعتیاد، در امتداد یک بیماری بزرگ‌تر از اعتیاد است، که نمی‌دانم چه باید نامیدش. بیماریِ تصدیقِ جمعی، یا تأیید «بد نبودنِ» فعل توسط جمع. درمان عادت به دارو آن است که فرضاً فرد را در یک بیمارستان بستری می‌کنیم، او را به یک کمپ تخصصی انتقال می‌دهیم، مشاوره می‌دهیم به او و منتظر می‌مانیم کارهای‌مان جواب دهند. ولی با آن بیماریِ جمعی که ریشه‌ی بسیاری از اعتیادهاست باید چه کرد؟ جمع را ببندیم به تخت و و بزرگ جمع را مشاوره دهیم که تأثیرگذار نباشد؟ خنده‌دار نیست؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">من چنین فکر می‌کنم (یا تمایل دارم چنین فکر کنم) که تشکیل یک دیکتاتوری – نه فقط در قالب نظام سیاسی، حتی در همین وب خودمان &#8211; مصداق همان بیماری تصدیق جمعی است. از میان خود، یکی را که کاریزما دارد، بزرگ خطاب می‌کنیم و او می‌شود تصمیم‌گیرنده‌ی اعمال‌مان. دیکتاتور را می‌سازیم و بعد راه او را تقلید می‌کنیم، و شاید خود او نداند که چرا انتخاب شده‌است، یا راه به‌تر کدام است. براساس آزمون و خطا ما را جلو می‌برد (یا عقب؛ بستگی به آن دارد که چه چیز را جلو و چه چیز را عقب بنامیم) و وقتی که می‌فهمد مسیر اشتباه بوده، دیگر خیلی دیر شده. ازمیان‌بردن دیکتاتوری توسط خود او ممکن نیست، چون به حیثیت او بسته است و دیگران هم نمی‌توانند آن را از میان ببرند، چون هنوز مدافعانی دارد. باید پذیرفت که اگر دیکتاتوری از جایی سر بر می‌آورد، زمینه‌اش را خودمان فراهم کرده‌ایم، و اگر می‌خواهیم دیگر نباشد، باز این خودمان هستیم که باید کناره‌گیری‌اش را بپذیریم. کم‌تر کسانی هستند که به تنهایی به اعتیاد روی می‌آورند، و در واقع اکثر اعتیادها را تصمیم جمع باعث می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">دیگر این‌که درمان‌اش چه هست؟ نمی‌دانم. شاید ترویج فردگرایی نوعی درمان باشد،‌ اما ممکن است از آن طرف بام، ما را پرت کند پایین. شاید ازمیان‌برداشتن «بزرگ جمع» راه‌کار باشد، ولی او هم انسان است، چرا نباید زندگی کند؟ باور کنید دیکتاتور هم حق زندگی دارد. آدم‌ها را نمی‌توان به طور کلی کنار گذاشت. آدم‌ها مثل کتاب‌اند. اگر من با صفحه‌ای از این کتاب مشکل دارم، باید کتاب را به آتش بکشم؟ به جای این افکار، بیاییم به راه‌کار فکر کنیم. فکر کنیم به جای‌گزینی برای آن‌چه امروز داریم. از این پس دنبال آن باشیم که ریشه‌ی اعتیادمان چه بوده. دراین‌باره بحث کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2012/01/30/pathogenesis-of-dictatorship/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جشنواره وب ایران به ما هشدار می‌دهد.</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2012/01/21/web-festival-warns-us/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2012/01/21/web-festival-warns-us/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 13:59:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[جشنواره وب ایران]]></category>
		<category><![CDATA[داوری جشنواره وب ایران]]></category>
		<category><![CDATA[وب‌سایت‌های گروه اخبار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=905</guid>
		<description><![CDATA[برنامه‌ی «جشنواره وب ایران» رخ‌داد مهمی است که همه‌ساله &#8211; از چشم‌انداز فنی و محتوایی &#8211; به‌طور جدی تکامل می‌یابد و در حال حاضر به یک ثبات نسبی رسیده‌است. تصور کنید یک نهادِ مستقل از سازمان‌های رسمی، با سرمایه‌ی شخصی و کمک‌هایی که از راه اسپانسرینگ به‌دست می‌آورد، بتواند جای خالی یک تلاش برنامه‌ریزی‌شده را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">برنامه‌ی «جشنواره وب ایران» رخ‌داد مهمی است که همه‌ساله &#8211; از چشم‌انداز فنی و محتوایی &#8211; به‌طور جدی تکامل می‌یابد و در حال حاضر به یک ثبات نسبی رسیده‌است. تصور کنید یک نهادِ مستقل از سازمان‌های رسمی، با سرمایه‌ی شخصی و کمک‌هایی که از راه اسپانسرینگ به‌دست می‌آورد، بتواند جای خالی یک تلاش برنامه‌ریزی‌شده را برای به‌حرکت‌درآوردن و از رخوت خارج‌کردنِ وب فارسی (یا به‌طور جزئی‌تر، وب ایرانی) پر کند. جشنواره به این صورت است که مدیران وب‌سایت‌ها و بلاگ‌نویسان، نشانی صفحه‌ی وب خود را در فهرست جشنواره ثبت می‌کنند تا داورانی که از میان متخصصان آی‌تی، توسعه‌دهندگان وب و فعالان دنیای مجازی انتخاب شده‌اند، وب‌سایت‌ها را بررسی و امتیازدهی کنند و نیز، کاربران غیرداور، به وب‌سایت‌های مورد علاقه‌شان رأی دهند. در آخر، فهرست وب‌سایت‌های موفق – چه از دید داوران، چه از دید غیرداوران – به عنوان کاندید مرحله‌ی نهایی انتخاب می‌شوند و در هر حوزه‌ی فعالیتی، وب‌سایت برتر برگزیده می‌شود.<br />
جشنواره‌ی امسال اما، از منظر تعداد شرکت‌کننده‌ها نسبت به دوره‌های پیشین قابل توجه بود. طبق آماری که دبیرخانه‌ی جشنواره <a href="http://iranwebfestival.com/fa/news/single/186/%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86%20%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%20%D9%88%D8%A8%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C%20%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF" target="_blank">منتشر کرد</a>، ۱۱۴۱ وب‌سایت مورد تأیید برای شرکت در مرحله‌ی امتیازدهی قرار گرفت که خبر از گستردگی و فراگیری چهارمین دوره‌ می‌دهد. اما مسئله‌ای که مطرح می‌گردد آن است که آیا می‌توان از گستردگی و عمومیتِ جشنواره وب، استفاده‌ی آماری کرد؟ به عبارت دیگر، آیا از کنار هم قرارگرفتن داده‌ها و اطلاعات جشنواره، چیزی دست‌گیرمان می‌شود؟<br />
در این دوره،‌ داوری یا بررسی همه‌جانبه‌ی وب‌سایت‌ها طاقت‌فرسا بود. از طرفی، ملاک‌های داوری جشنواره‌ی امسال جزئی‌تر شده‌بودند و از سوی دیگر، تعداد وب‌سایت‌های ثبت‌شده، افزایش یافته بود که خود موجب کاهش سرعت فرآیند بررسی وب‌سایت‌ها شد. با توجه به دسته‌بندی حوزه‌های فعالیتیِ وب‌سایت‌ها در قالب‌هایی موسوم به «گروه»، قسمتی از ملاک‌های داوری به‌طور متناوب تغییر می‌کرد تا هم‌آهنگی مفروضاتِ مورد بررسی، با اصول حرفه‌ای و متعارفِ هر گروه، صرف‌نظر نشود. برای مثال در بررسی محتواییِ وب‌سایتی که در گروه «انجمن‌های وب» ثبت شده بود، رعایت نکات و اصول مرتبط با نظارت بر انجمن‌های تخصصی، بایسته می‌نمود، به‌طوری‌که این نکات و اصول در قیاس با گروه «ابزارهای وب» تغییر می‌کرد. حال اگر می‌خواهیم به استفاده‌ی آماری از خروجیِ جشنواره‌ی چهارم بپردازیم، باید به این دسته از قواعد متغیر نیز توجه کنیم.<br />
پس از پایان مرحله‌ی داوری، به سرم زد که پرسش‌نامه‌ای تنظیم کنم و با هم‌کاریِ دبیرخانه‌ی جشنواره، آن را در اختیار سایر <a href="http://iranwebfestival.com/fa/page/referee" target="_blank">داوران دوره‌ی چهارم</a> بگذارم تا از قضاوت فنی-محتوایی یا تجربی آن‌ها، به نتایجی پیرامون وب فارسی برسیم. این طرح خوش‌بختانه عملی شد و اکثر داوران، پرسش‌نامه را تکمیل کردند و نتایج به دست ما رسید. پیش‌تر طی اطلاعیه‌ی عمومیِ منتشرشده در وب‌سایت جشنواره، با خبر شدیم که:‌ «بیش‌تر شرکت‌کنندگان، در گروه‌های اخبار (با ۲۸۶ سایت)، تجارت الکترونیک (با ۱۸۶ سایت)، آموزشی (با ۱۲۳ سایت) و ابزار وب (با ۱۱۷ سایت) به رقابت پرداخته‌اند. در همین‌حال، کم‌ترین رقابت در گروه‌های تبلیغات آنلاین (۶ سایت)، بانک‌داری الکترونیک (۵ سایت)، روزنامه (۵ سایت) و بیمه (۳ سایت) در جریان بوده‌است». این یعنی با فرض فراگیربودن جشنواره‌ی چهارم، تعداد وب‌سایت‌های زیرمجموعه‌ی گروه «اخبار» از نظر کثرت، بر سایر گروه‌های شرکت‌کننده می‌چربد و دامنه‌ی گستردگی آن‌ها بسیار بیش‌تر از دامنه‌ی سایر گروه‌ها است؛ پس وب‌سایت‌های خبریِ فارسی، بیش‌تر از دیگر وب‌سایت‌های فارسی هستند. هرچند که این گمانه‌زنی ممکن‌است با فرض عدم شرکت متوازنِ بسیاری از وب‌سایت‌ها در جشنواره‌ی چهارم، به‌کلی اشتباه باشد.<br />
بازگردیم به پرسش‌نامه. نتایج آن نشان داد که داورها نسبت به وب‌سایت‌های ثبت‌شده در گروه اخبار، دید مثبتی نداشته‌اند: ملاک‌های داوری در این گروه، کم‌تر رعایت شده‌است. البته باید توجه داشت وقتی یک جامعه‌ی آماریْ پرجمعیت باشد، تعداد «خوب» و «بد»های آن نیز افزایش می‌یابند، پس این‌که ملاک‌های داوری در گروه اخبار، کم‌تر رعایت شده‌اند، دلیل خوبی نیست برای اثبات آن که وب‌سایت‌های خبری، با توجه به کثرت عددی‌شان، ضعیف‌ترین بخش وب فارسی را تشکیل می‌دهند. اما یک‌جای نتیجه‌گیری می‌لنگد: خروجیِ پرسش‌نامه، نشان‌مان می‌دهد که داوران جشنواره به بیش از نیمی از وب‌سایت‌های گروه اخبار، رأی منفی داده‌اند. این نکته را بگذاریم کنار پرجمعیت‌ترین بودنِ گروه اخبار. دو نکته‌ی اخیر را با این نگاه تفسیر کنیم که داوران، متعهد به بررسی محتوایی وب‌سایت‌ها نیز بوده‌اند. آیا می‌توان نتیجه گرفت که وب‌سایت‌های خبری فارسی (پرتعدادترین گروه وب‌سایت‌ها) ضعیف‌ترین وب‌سایت‌های فارسی‌نویس هستند؟<br />
من به سؤال بالا پاسخ مثبت می‌دهم و از قید «متأسفانه» استفاده می‌کنم؛ چرا که خیلی از ما آدم‌های جامعه، از همین وب‌سایت‌های گروه اخبار، تغذیه می‌کنیم و زندگی‌مان را با آن‌ها تنظیم می‌کنیم. اگر وب‌سایت‌های خبری ما ضعیف هستند، یعنی مهم‌ترین منابع خبری حاضر در وب فارسی، ضعیف هستند. ضعف محتوایی، یعنی عدم رعایت اصولی چون: بی‌طرف‌بودن در نشر خبر، عدم تحریف خبر به سمتی که عده‌ای مایل هستند و سایر اصول حرفه‌ی خبرنگاری. پرسش‌نامه‌ی خصوصی و اطلاعات منتشرشده در وب‌سایت جشنواره به صورت عمومی، در کنار هم به ما هشدار می‌دهند، که اخبار در فضای وب حتماً صحیح نیستند، که نباید بدون بررسی چندباره‌ی خبر و مقایسه‌اش با رسانه‌های مختلف، آن را بپذیریم، تأیید کنیم و هم‌خوان‌اش کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;">-<br />
<a href="http://iranwebfestival.com/fa/page/about" target="_blank">درباره‌ی «جشنواره وب ایران»</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2012/01/21/web-festival-warns-us/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گلشیفته بهانه است.</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2012/01/18/controversial-photo-of-golshifteh-farahani-in-lefigaro/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2012/01/18/controversial-photo-of-golshifteh-farahani-in-lefigaro/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 01:35:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[گلشیفته فراهانی در lefigaro]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=888</guid>
		<description><![CDATA[یک آدم – و نه لزوماً یک زن – ترجیح داده که عکسی از بدنِ بدون پوشش خود، منتشر کند*. دلایل‌اش مربوط به خود اوست و این‌که ما مثلاً بگوییم قصد تابوشکنی داشته، برداشت ما از قضیه – در جهتی که تمایل داریم &#8211; است و شاید با تمایلات آن آدم، سرِ سازش نداشته باشد. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یک آدم – و نه لزوماً یک زن – ترجیح داده که عکسی از بدنِ بدون پوشش خود، منتشر کند*. دلایل‌اش مربوط به خود اوست و این‌که ما مثلاً بگوییم قصد تابوشکنی داشته، برداشت ما از قضیه – در جهتی که تمایل داریم &#8211; است و شاید با تمایلات آن آدم، سرِ سازش نداشته باشد. وقتی عکس منتشر شد و خودمان دست‌به‌دست آن را پخش کردیم و توزیع اخبارِ حواشی آن برای‌مان مهم شد، یعنی یک اتفاق غیرعادی رخ داده‌است، چون اگر عادی بود برای ما، مثل دیگرعکس‌های هنرمندان و بازی‌گران با آن برخورد می‌کردیم.<br />
یک پیش‌نهاد دارم. بیاییم به عکس کاری نداشته باشیم، به عکس برهنه‌ی خودمان نگاه کنیم. من در خودِ عریان‌مان، دشنام‌های «از پیش آماده» می‌بینم، که ساخته و پرداخته شده‌اند برای رخ‌دادهایی مثل این. نوعی خالی‌کردن روانی که سیگارِ دردهای‌مان باشد، تا هر اتفاقی که افتاد، به کمک ما بیاید. این سیگار اما اعتیادآور است و بعد از مدتی دیگر نشئه نمی‌کند و فقط تکرار می‌شود. یعنی عادت می‌کنیم به این تخلیه‌ی روانی و هر اتفاقی که می‌افتد – فارغ از توجه به محتوای آن – دشنام‌های آماده را منتشر می‌کنیم. اکنون ممکن است هزار و یک مشکل داشته باشیم و در گیر و دارِ دست‌وپنجه نرم‌کردن با آن‌ها باشیم،‌ اما انتشار عکسی مثل این، باعث کنار گذاشته‌شدنِ مشکل‌ها به‌طور موقتی می‌شود تا سرگرم شویم، موضع‌گیری کنیم و از موضع‌مان دفاع کنیم، تأیید کنیم و بحث راه بیندازیم، و گلشیفته فقط یک بهانه است.<br />
می‌شود کار گلشیفته را تأیید کرد یا می‌شود به او فحش داد و او را بدکاره خواند. اما گفتن حرفی، که نه تأیید کار او باشد، نه بدکاره خواندن او، واقعاً هنر می‌خواهد.</p>
<p style="text-align: justify;">-<br />
* عکس را ببینید: <a title="عکس گلشیفته فراهانی در Le Figaro" href="http://madame.lefigaro.fr/celebrites/espoirs-2012-generation-spontanee-190112-208106?page=5" target="_blank">Espoirs 2012 Génération spontanée</a></p>
<p style="text-align: justify;">به‌روزرسانی: عکس از مجموعه‌ی بالا حذف شده، می‌توانید <a href="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2012/01/golshifteh-lefigaro.jpg" target="_blank">این‌جا</a> ببینید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2012/01/18/controversial-photo-of-golshifteh-farahani-in-lefigaro/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اهانت یا احترام؛ توازی یا تقاطع.</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2012/01/14/transverse-or-parallel-lines/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2012/01/14/transverse-or-parallel-lines/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 10:31:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[اصلاح‌طلبی]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[دین‌ستیزی اصلاح‌طلبان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=882</guid>
		<description><![CDATA[معمولاً وقتی درباره‌ی جریان اصلاح‌طلبیِ رایج در ایران، با متفکرینِ مذهبیِ وابسته به اصول‌گرایی صحبت می‌کنیم، آن‌ها اشاره می‌کنند که اصلاح‌طلبان دین‌ستیز هستند. می‌گویند که محمد خاتمی و هم‌راهان او بارها به قرآن اهانت کرده‌اند. وقتی – بدون اظهار علاقه به شخص خاتمی، یا نفرت از او – می‌پرسیم: «دقیقاً محمد خاتمی چه اهانتی به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">معمولاً وقتی درباره‌ی جریان اصلاح‌طلبیِ رایج در ایران، با متفکرینِ مذهبیِ وابسته به اصول‌گرایی صحبت می‌کنیم، آن‌ها اشاره می‌کنند که اصلاح‌طلبان دین‌ستیز هستند. می‌گویند که محمد خاتمی و هم‌راهان او بارها به قرآن اهانت کرده‌اند. وقتی – بدون اظهار علاقه به شخص خاتمی، یا نفرت از او – می‌پرسیم: «دقیقاً محمد خاتمی چه اهانتی به قرآن کرده‌است؟»، مثالی می‌آورند: «خاتمی جایی گفته: “قرآن دارای یک فرهنگ قبیله‌ای است &#8230; و قرآن امروز قابل انتقاد است”، پس او به قرآن توهین کرده». البته این جمله‌ی خاتمی، پس‌وپیش‌هایی هم داشته‌است اما شمار قابل توجهی از وب‌سایت‌های خبری، جمله را از زبان خاتمی نقل کرده‌اند و می‌شود پذیرفت که او چنین حرفی زده؛ اما آیا می‌شود پذیرفت که او توهین کرده به کتابی که مورد احترام گروهی از مردم است؟<br />
پاسخ من به سوال بالا خیر است. فرض کنیم کسی می‌گوید: «با خواندن انجیل، نمی‌توان وضعیت آب‌وهوا را پیش‌بینی کرد» یا «وقتی تورات را خواندم، فهمیدم که این کتاب به مومنان، علم روان‌شناسی یاد نمی‌دهد». آیا این شخص دارد توهین می‌کند به کتاب‌های یاد شده؟ آیا این گزاره‌ها موجبات اهانت را فراهم می‌کنند؟ خیر؛ فرد فرضی ما فقط در مقابل کسی که می‌خواهد با استفاده از انجیل آب‌وهوا را پیش‌بینی کند، موضع‌گیری می‌کند یا در مقابل کسی که می‌خواهد از کتاب تورات به روان‌شناسی دست پیدا کند، ابراز دیدگاه می‌کند. مثال‌های انجیل و تورات خیالی نیستند، یعنی دیده‌ام کسانی را که با استفاده از کتاب‌های مورد احترام ادیان، می‌خواهند وضع هوا و علم روان‌شناسی را بفهمند. این دسته از مردم، از یک کتاب بیش‌ازاندازه توقع دارند. آن‌ها دوست‌دارند فرض کنند که پاسخ همه‌ی سوالات بشر را می‌توان در کتاب دین‌شان پیدا کرد. محمد خاتمی در حقیقت، با گفتن جمله‌ی مذکور، می‌خواهد این توقع را کاهش دهد، که قرآن ممکن‌است همه‌چیز را در خودش نداشته‌باشد؛ کما این‌که خود متفکران اسلام هم در این مورد اتفاق نظر دارند که قرآن، خیلی وارد جزئیات نشده‌است، و با کنار هم قراردادن این دلایل، نمی‌توان پنداشت که خاتمی توهین کرده‌است.<br />
بحث، رد کردن یا اثباتِ اهانت خاتمی نیست، بحث این است که چرا باید همیشه «اهانت» و «احترام» در تضاد با یک‌دیگر باشند؟ یعنی چرا همیشه بایستی بگردیم و ببینیم جمله‌ای که «او» گفته‌است، اهانت‌بار است یا احترام‌گذار؟ آیا نمی‌توان حرفی زد که فقط یک عینیت را انعکاس دهد و نه تعریف و تمجید باشد و نه توهین؟ آیا نمی‌شود جمله‌ای در مورد قرآن گفت که نه آن را تصدیق کند و نه آن را زیر سوال ببرد؟ شاید پذیرفتن اتمامِ عصرِ «فلان‌چیز خوب است یا بد»، کمی سخت باشد، اما این‌روزها می‌توانیم جمله‌ای بسازیم که به «خوب و بد»، کلاً نگاهی نکند و به انتقال یک عینیت بپردازد.<br />
در هندسه‌ی دو‌ بُعدی، دو خط نسبت به یک‌دیگر، دو حالت بیش‌تر ندارند: توازی و تقاطع. اما همین‌که وارد هندسه‌ی سه‌بعدی می‌شویم، حالت سومی پدید می‌آید. یعنی کافی است یک بُعد به هندسه‌مان اضافه کنیم تا حالت سومی آشکار شود که دیگر نه توازی باشد و نه تقاطع؛ آن‌وقت خط‌های‌مان نه یک‌دیگر را قطع می‌کنند، نه با هم موازی هستند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2012/01/14/transverse-or-parallel-lines/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شعارهایی که می‌دهیم.</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2011/12/27/abstraction-and-our-chants/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2011/12/27/abstraction-and-our-chants/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Dec 2011 19:09:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[انتزاع]]></category>
		<category><![CDATA[انتزاع در شعار]]></category>
		<category><![CDATA[شعارهای انقلابی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=875</guid>
		<description><![CDATA[تاریخ نشان‌مان می‌دهد که یکی از دست‌آوردهای مهم بشر «انتزاع» (Abstraction) است؛ یعنی همان کمیت یا مفهومِ غیرملموسِ ذهنی که به‌طورکلی، مثال و نمونه‌ی خاصی را منعکس نمی‌کند. می‌شود گفت وقتی که انسان زبان را به وجود آورد، انتزاع نیز شکل گرفت. انسان پیشا انتزاع وقتی می‌خواست بنویسد «گاو»، شکل یک گاو را روی دیواره‌ی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">تاریخ نشان‌مان می‌دهد که یکی از دست‌آوردهای مهم بشر «انتزاع» (Abstraction) است؛ یعنی همان کمیت یا مفهومِ غیرملموسِ ذهنی که به‌طورکلی، مثال و نمونه‌ی خاصی را منعکس نمی‌کند. می‌شود گفت وقتی که انسان زبان را به وجود آورد، انتزاع نیز شکل گرفت. انسان پیشا انتزاع وقتی می‌خواست بنویسد «گاو»، شکل یک گاو را روی دیواره‌ی غاری که احتمالاً خانه‌اش بود، نقاشی می‌کرد. کمی بعد یاد گرفت به خطی که خود ساخته بود، نام گاو را بنویسد. او نیاز داشت مثلاً به دسته‌ای از درخت‌ها و بوته‌ها یک واژه اختصاص دهد و درنهایت «گیاه» نامیدشان، که جمله‌هایش کوتاه شود و صرفه‌جویی در نوشتن برایش مهم بود. بعدها فهمید که می‌تواند بین این دسته‌های کلی رابطه پیدا کند، رابطه‌هایی که از بیرون به اجزاء دسته‌ها نگاه می‌کردند و روی آن اجزاء تأثیر یک‌دست می‌گذاشتند و آنان را بررسی می‌کردند. انسان نتیجه‌ی این کشف را مناسب دید و قسمت گسترده‌ای از ریاضیات را بر پایه‌ی همین روابط بنا کرد. این شد که امروز ما می‌توانیم جمله‌ای مثل «آینده‌ی خوبی را برایت آرزو می‌کنم» بسازیم که وجود پنهان‌شده پشتِ واژه‌ی «آینده» را نه خودمان بدانیم و نه شنونده‌ی جمله؛ چراکه از “ثانیه‌ی بعد” تا “چند دهه‌ی بعد”، همگی می‌توانند آینده‌ی زندگی مخاطب جمله باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما عکس انتزاع هم به صورت یک پدیده‌ی فراگیر شایع است، به این معنی که یک واژه‌ی مستعمل عمومی را محدود به یک حقیقت خصوصی کنیم، یا به بیان به‌تر، یک مفهوم کلی را به یک جزء ساده خلاصه کنیم. چنین پدیده‌ای را هنگام استفاده از واژه‌هایی مثل «دولت» یا «مردم» می‌توان دید. یک آدم فرضی می‌گوید: «وضع همه‌ی ما خراب است، پس چرا “دولت” کاری نمی‌کند؟» گویی دولت یک شخصیت مفرد است که حکم‌ران کشور شده و هر کاری از دست او (و نه آن‌ها) بر می‌آید. در واقع فراموش می‌کنیم دولت دسته‌ای از آدم‌هاست و تعدادشان بیش از یک نفر است. در شعارهایی که می‌دهیم نیز عکس انتزاع رخ می‌دهد. یعنی شعاری که می‌دهیم دسته‌ای از مفاهیم را تحت پوشش قرار می‌دهد اما فراموش می‌کنیم که کدام مفهوم مورد نظر ماست یا تعداد اجزاء دسته را یکی در نظر می‌گیریم. برای درک تمثیلی، می‌توان به شعارهای سیاسی اشاره کرد. پیش از به‌نتیجه‌رسیدن انقلاب سال ۱۳۵۷، شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» می‌دادیم و فراموش می‌کردیم این کلمات انتزاعی هستند. فکر می‌کردیم همه‌ی شعاردهنده‌ها یک برداشت مشخص از استقلال یا آزادی دارند و برای‌مان گستردگی این کلمه‌ها مخدوش شده بود و جایش را هیجان گرفته بود. آدم فرضی ما وقتی «استقلال» را به زبان می‌آورد، نمی‌دانست منظورش از این کلمه، کدام بُعد جزئی آن است: آیا منظور «استقلال اقتصادی» است؟ «استفلال از دین» است؟ «استقلال از ملی‌گرایی» است؟ اگر قصد ما «استفلال سیاسی» است، دقیقاً استقلالْ در سیاست به چه معناست؟ نیز این پدیده در مورد «آزادی» هم قابل بیان است: منظور «آزادی آنارشیستی» است؟ منظور «آزادی لیبرالیستی» است؟ «آزادی مبتنی بر حقوق بشرِ مصوبِ سازمان ملل» را مورد نظر قرار داده‌ایم؟<br />
در شعارهای سیاسی پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) هم این معضل را می‌توان پیدا کرد. وقتی آدم فرضی ما «جمهوری ایرانی» را فریاد می‌کرد، منظورش از ایرانی‌بودنِ جمهوری چه بود؟ آیا «جمهوری مبتنی بر ملی‌گرایی» را می‌خواست؟ هدف او «جمهوری پان‌ایرانیستی» بود؟ یا چه؟<br />
آن‌چه را که می‌خواهیم باید کامل توضیح دهیم. شاید ما یک گاو نر احتیاج داریم اما هنگام درخواست‌کردن می‌گوییم: «ممکن است یک گاو به من بدهید؟» آن‌وقت نباید توقع داشته باشیم گاوی که به ما داده می‌شود، الزاماً نر باشد؛ شاید همان به‌تر که شکل گاو را روی دیواره‌ی غارمان نقاشی کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2011/12/27/abstraction-and-our-chants/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبری از گربه‌های ایرانی</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2011/12/18/fighting-against-superstition/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2011/12/18/fighting-against-superstition/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Dec 2011 14:34:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[خرافه چیست؟]]></category>
		<category><![CDATA[خرافه‌گرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=821</guid>
		<description><![CDATA[نوشته‌ای که در تصویر بالا دیده می‌شود: «خبر بسیار مهم: جادوگران با [استفاده از] گربه، جادو می‌کنند. راه حل: کشتن گربه‌های محل زندگی.» خردادماه امسال خبر از یک حرکت خرافی کم‌نظیر منتشر شد، با این توضیح که برخی، قصد کشتن گربه‌های محل زندگی‌شان را &#8211; به جرم جادوگری یا جادوشدگی &#8211; دارند تا برای مقابله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2011/12/Animal-Rights-Watch-ARW-1189.jpg"><img class="size-medium wp-image-799 aligncenter" style="border: 1px solid black;" title=" عکس از Animal Rights Watch" src="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2011/12/Animal-Rights-Watch-ARW-1189-300x174.jpg" alt="" width="300" height="174" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">نوشته‌ای که در تصویر بالا دیده می‌شود: «خبر بسیار مهم: جادوگران با [استفاده از] گربه، جادو می‌کنند. راه حل: کشتن گربه‌های محل زندگی.»</p>
<p style="text-align: justify;">خردادماه امسال <a href="http://arw.ir/1390/03/15/%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af%d8%8c-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%da%af%d8%b1%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7/">خبر</a> از یک حرکت خرافی کم‌نظیر منتشر شد، با این توضیح که برخی، قصد کشتن گربه‌های محل زندگی‌شان را &#8211; به جرم جادوگری یا جادوشدگی &#8211; دارند تا برای مقابله با کسی که او را «جادوگر» می‌خوانند، اقدامی کرده باشند. الآن اما گذشتن از خیابان‌های تهران و با چشم خود دیدنِ گربه‌های کشته‌شده، پذیرش خواسته‌ی کشتن گربه‌ها را نشان می‌دهد و فرق چندانی نمی‌کند که این پذیرفتن، با اراده‌ی عده‌ی زیادی از مردم هم‌راه باشد یا نباشد. حالا مجالی برای فکرکردن به علت این کارها فراهم شده، چرا که مسئله‌ی گربه‌ها، جزئی از یک کل گسترده و شاید عضوی از مجموعه‌ی بزرگِ اقدام‌های خرافه‌گرایانه است. این‌که زیستن گربه‌ها در شهر بزرگی چون تهران، پدیده‌ای قابل قبول است یا خیر، موضوع این بحث نیست؛ موضوع اصلی گسترش خرافه‌باوری در سطح جامعه‌ی ایران و نتایج دردآمیخته‌ی آن است. <a href="http://www.ghatreh.com/news/nn8859908/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1" target="_blank">کلاه‌برداری</a>، <a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/181738/%D9%85%D8%B1%DA%AF%D8%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B3%E2%80%8C%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3" target="_blank">اسیدپاشی</a> و <a href="http://sharghnewspaper.ir/News/90/03/29/2910.html" target="_blank">سوء استفاده‌ی جنسی</a> از روی‌دادهای متداولی است که از رواج خرافه‌باوری منتج می‌شوند. مقابله با خرافه‌گرایی و گسترش آن، مستلزم شناخت دقیق و علت‌یابی مردم‌شناسانه است، تا جایی که یک باور فلسفی قدیمی می‌گوید: «خطاکار هم خطایی نمی‌تواند کرد مگر با اراده‌ی پنهان همه‌ی شما.» *</p>
<p style="text-align: justify;">به سرم زد خرافه را بررسی کنم که شاید بتوانم بارِ این نگرش بیمارگونه‌ی روانی را از دوش خیلی‌ها بردارم. به ویکی‌پدیا نگاه انداختم: «خرافه به معنی اعتقاد غیرمنطقی به تأثیر امور ماورای طبیعت و خلاف عقل، علم و تجارب شهودی در امور طبیعی است. خرافه، به عبارت دیگر، هر نوع اندیشه‌ی باطل و خلاف واقع است. معمولاً در خرافه، روی‌دادها و حوادثی که با هم ارتباط منطقی ندارند، به یک‌دیگر ربط داده می‌شوند و یا علت و معلول یک‌دیگر دانسته می‌شوند.» <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%81%D9%87" target="_blank">این تعریف</a>، از دیدگاه تجربی من ناقص به نظر آمد: خیلی‌ها را می‌شناخته‌ام که بدون باور به «امور ماورای طبیعت» خرافه را موکد می‌شدند و آن را تغییردهنده‌ی اوضاع و تأثیرگذار بر زندگی‌شان می‌دانستند. به هر حال باید از جایی شروع می‌کردم. این بود که ادامه‌ی تعریف بالا را مبنای بررسی خود قرار دادم، آن‌جا که افراد، حوادثی را که بدون ربط منطقی نسبت به یک‌دیگر هستند، علت و معلول یک‌دیگر می‌دانند. این نکته برایم یادآور مغالطه‌ی «تعمیم شتاب‌زده»** بود، که در آن، مغز به هنگام دریافت تعدادی اندک از نمونه‌ها، حکمی کلی برای همه‌ی نمونه‌ها صادر می‌کند. برای خودم مثالی خرافی دست‌وپا کردم: &#8220;کشتن گربه منجر به کوری می‌شود.&#8221; و یک داستان طراحی کردم: سال‌ها پیش، فردی در حال کشتن گربه، کور شد. چند روز پس از آن واقعه، فردی دیگر برای گرفتن انتقام، اقدام به کشتن گربه‌ای دیگر کرد. او نیز کور شد. دیگران پنداشتند که کشتن گربه منجر به کوری می‌شود و ابداً فرض‌های دیگر را بررسی نکردند؛ آیا ممکن بوده‌است کوری آن دو به دلیل خشم یا استرسِ ناشی از حمله به حیوان، حمله‌ی عصبی، ترس، اختلال روان‌زاد،‌ و یا عامل دیگری صورت گرفته باشد؟ آیا آن‌ها تظاهر به کوری نمی‌کردند؟ آیا می‌شود کوری آن‌ها را نتیجه‌ی یک بیماری میکروبی در بدن حیوان و پی‌آمد تماس فیزیکیِ حمله‌کننده‌ها با گربه‌ی بیمار در نظر گرفت؟</p>
<p style="text-align: justify;">در گیر و دار ساخت و پرداختِ داستان خیالی خود بودم که یک‌مرتبه به تقابل میان دو باور خرافی موجود، برخوردم: از یک‌سو &#8220;کشتن گربه، راه حلِ نجات از جادوی جادوگران است (عامل تشویق‌کننده)&#8221; و از طرفی &#8220;هرکس گربه‌ای بکشد، کور خواهد شد (عامل بازدارنده)&#8221;. تناقض میان این دو گزاره به اندازه‌ای بارز و مشهود بود که تناقض موجود در جمله‌ی &#8220;قسمت مشخصی از زمین می‌تواند در آن واحد، هم خشک باشد و هم مرطوب&#8221;. ناگهان همه‌چیز خنده‌دار شد. من از بررسی پدیده‌ی خرافه، به یک راه‌حل کارآمد برای کنارزدن آن رسیدم: ایجاد فرصت برای تقابل میان دو بینش خرافی. با استفاده از همین راه‌کار، دو بینش دیگر را هم به تناقض کشاندم؛ به این صورت که عدد ۱۳ (سیزده) برای گروهی از مردم جهان، مقدس است و برای گروهی دیگر از آن‌ها، نحس و بدیُمن. این در حالی است که هر دو گروه &#8211; با بینش‌های‌شان پیرامون این عدد &#8211; در حال زندگیِ مورد طلب خود هستند و نگرش خرافی آن‌ها، هیچ‌گونه زایشِ علیتی (تأثیرگذاری) از خود نشان نمی‌دهد. نتیجه‌ی نهایی بررسی من در خصوص خرافه‌گرایی، به این تفکر انجامید که برای مقابله با شیوع خرافه‌باوری، می‌توان فرصت رویارویی دو بینشِ متناقض (یا حداقل متضاد) را در برابر فرد خرافه‌پذیر به وجود آورد تا غریزه‌ی خردگرایی او، به کنار زدن بینش مفروض، کمک کند.</p>
<p style="text-align: justify;">* ر.ک. خلیل جبران، «پیامبر»، بخش «جرم و جزا».</p>
<p style="text-align: justify;">** نام علمی این مغالطه «Hasty generalization» است. از دیگر علل به‌وجودآمدن دیدگاه‌های خرافی می‌توان به مغالطه‌ی «علت شمردن مقارن» اشاره کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2011/12/18/fighting-against-superstition/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقتی به یک سفارت‌خانه «حمله» می‌شود.</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2011/11/29/when-iranian-students-storm-british-embassy-in-tehran/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2011/11/29/when-iranian-students-storm-british-embassy-in-tehran/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 16:56:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[انگلیس]]></category>
		<category><![CDATA[سفارت انگلیس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=791</guid>
		<description><![CDATA[خوش‌بینی و امیدواریِ آرمان‌گرایانه، با خوش‌بینی و امیدواریِ واقع‌گرایانه فرق می‌کند. وقتی در نوشتن، از حذف‌های ویراستارانه‌ی مقاله‌نویسان صرف‌نظر می‌کنم، یعنی تأکید لازم است، یعنی نمی‌خواهم در «مرگ مولف»‌شان حل شوم، در معده‌ی ذهنِ خواننده هضم شوم و بعد، آن‌چه دفع می‌شود گمانه‌زنی‌های من باشد. وقتی «امیدوار»ام، یعنی می‌توانم دست بگذارم زیر چانه و به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">خوش‌بینی و امیدواریِ آرمان‌گرایانه، با خوش‌بینی و امیدواریِ واقع‌گرایانه فرق می‌کند. وقتی در نوشتن، از حذف‌های ویراستارانه‌ی مقاله‌نویسان صرف‌نظر می‌کنم، یعنی تأکید لازم است، یعنی نمی‌خواهم در «مرگ مولف»‌شان حل شوم، در معده‌ی ذهنِ خواننده هضم شوم و بعد، آن‌چه دفع می‌شود گمانه‌زنی‌های من باشد. وقتی «امیدوار»ام، یعنی می‌توانم دست بگذارم زیر چانه و به تلویزیون نگاه کنم و منتظر خبری هم‌سو با امیدواریِ شخصی‌ام باشم. یا نه؛ امید داشته باشم اما دستم زیر چانه‌ام نباشد، راه بروم و ابراز خوش‌بینی کنم. تفاوت می‌تواند در نکته‌ی اخیر باشد. تفاوت را می‌شود ناامیدوارانه یا شک‌آلود حس کرد، ولی سخت است احساسِ وضعیتی که همه دست زیر چانه‌ی خود گذاشته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=53383" target="_blank">نوشته‌اند</a> دانش‌جویان حزب‌اللهی به سفارت انگلیس حمله کرده‌اند. دانش‌جویان پی‌روی خطی ایدئولوژیک، «وارد این سفارت‌خانه شدند و پرچم انگلیس را پایین کشیده و به آتش کشیدند.» نوشته‌اند که «دانش‌جویان خشم‌گین که قصد تصرف سفارت را داشتند، کوکتل ‌مولوتوف و سنگ داخل سفارت پرتاب کردند.» هر چه اخبار را مزه می‌کنم، «دانش‌جو» زیر زبانم نمی‌آید. می‌گویند آن‌ها نسبت به سیاست‌های اخیر انگلیس خشم‌گین بوده‌اند. دبیر «اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانش‌جویانِ مستقل» در گفت‌وگو با یک خبرگزاری <a href="http://snn.ir/news.aspx?newscode=13900908178" target="_blank">گفته‌است</a>: ‌«سفارت انگلستان را با خاک یک‌سان می‌کنیم.»</p>
<p style="text-align: justify;">شاید من خوش‌بینی‌ام آرمان‌گرایانه است. من هم دانش‌جو ام، خیلی از ما دانش‌جوییم؛ ما یاد می‌گیریم به دانش متعهد باشیم، استدلال می‌آموزیم، که حرف بزنیم و بشنویم، که «دشمن»تراشی و «دوست»‌شناسی، مطلق‌بینی صرف هستند، که هزار راه‌کار وجود دارد برای درک طرف مقابل، برای کوتاه‌آمدن، برای پذیرفتن این‌که شاید داریم اشتباه می‌کنیم و حق با طرف مقابل باشد. «من» وقتی پای تلویزیون می‌نشینم و می‌شنوم که زیرساخت‌های دموکراسی در کشورمان دارد فراهم می‌شود، خوش‌حال می‌شوم. حس می‌کنم این واقعیت است، چون با امیدواری من، سرِ سازش دارد. این یک تکانه‌ی مغزی است و نه عقلی. این حس‌کردن است، چیزی‌است که دانش آن را برنمی‌تابد و ردش می‌کند. آن دانش‌جوی حمله‌گر هم اگر به‌راستی دانش‌جو بوده‌است، خوب می‌داند پژوهش چی‌است. وقتی روی یک کنش مفروض تحقیق می‌کنیم، کنترل‌شده عمل می‌کنیم. هربار از مرحله‌ی پیشین عبرت می‌گیریم. من هم می‌توانم با سیاست انگلیس موافق نباشم، اما بایستی دانش‌جو بودن را مساوی با شورش‌گربودن فرض کنم؟ نباید یک‌بار از خودم بپرسم چرا سیاست انگلیس در قبال من این است؟ شاید یک‌درصد هم که شده، مشکل از من باشد. شاید به «مرحله‌ی پیشین» نگاه نکرده‌ام. از تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به بعد، کم سوخت داده‌ام؟ آیا وقتی به فکر حمله‌کردن به یک سفارت دیگر هستم، به آینده‌ی محتوم هم فکر می‌کنم؟</p>
<p style="text-align: justify;">«گرداری لعل تیکو» وقتی در ۱۹۷۲ برای تحقیق روی ادبیات فارسی به ایران آمد، به این دریافت فرهنگی رسید که جامعه‌ی ایران به‌تدریج در حال گذار به سوی جدایی از مذهب پیش می‌رود و مصمم شد اثر خود را برپایه‌ی این تز بنویسد. اما با رخ‌داد انقلاب، امپرسیون فرهنگی او مبدل به یک «آنتی‌تز» شد و طرح کتاب خود را به بایگانی سپرد. به گمان من، او به یک خوش‌بینی آرمان‌گرایانه مبتلا بود که مانع بینش حقیقت می‌شد. امروز که اوضاع را نگاه می‌کنم، می‌بینم ما هم به این خوش‌بینی مبتلا هستیم، با این تفاوت مهم که دست زیر چانه می‌گذاریم. تیکو &#8211; حداقل برای رسیدن به شهرت &#8211; در حال راه‌رفتنْ خوش‌بینانه رفتار می‌کرد. ما می‌پنداریم وضعیت‌مان خوب است، به‌خصوص وقتی بیرون از ایران هستیم. فکر می‌کنیم وقت آن رسیده‌است که در مورد موانع فرهنگی و بایدها و نبایدها صحبت کنیم و فرض را بر آن می‌گیریم که همه همین‌طور هستند. اما اکنون که به این نتیجه رسیده‌ایم، آیا طرح کتابی داشته‌ایم که مانند تیکو آن را به بایگانی بسپاریم؟ حرف من یک نظریه‌ی وهم‌آلود دباشی‌وار نیست*، با این حال، من نه تحریم‌های سنگین‌تر را حمایت می‌کنم و نه حمله‌ی نظامی علیه کشورم را. دلیل من نه ناسیونالیستی است و نه ایدئولوژیک. فقط می‌دانم این دو راه‌کار احتمالی غرب &#8211; برای مقابله با سیاست‌های حاکمیتِ ایران &#8211; انسانی نیستند، که زندگی مردم متعارف و غیرنظامی‌ها را ناخواسته هدف می‌گیرند. حرف من آن است که شاملوها تکرار کرده‌اند: «ایرانی‌ها از تاریخ نمی‌آموزند.» وقتی در همین بلاگ‌ستان خودمان، دو بلاگ‌نویس بحث می‌کنند و در پایان، لینک یک‌دیگر را از بلاگ‌‌رول خود حذف می‌کنند، یعنی در یکی از فرهیخته‌ترین بخش جامعه‌ی ایران، هنوز زیرساخت‌های دموکراسی فراهم نشده‌است. حالا بیاییم آرمان‌گرایانه خوش‌بین باشیم. دردی درمان می‌شود؟ با ذکر یک نمونه، نمی‌خواهم کل جامعه را به مثابه‌ی یک پدیده‌ی منفرد، شبیه یک‌دیگر بدانم اما قشر گسترده‌ای را می‌توانم هر روز در مترو و اتوبوس‌های شهر ببینم که این‌گونه رفتار می‌کنند (پس این‌گونه می‌اندیشند). این‌جا استفاده از «پس» خطر ندارد، چون اگر بخواهم علمی‌تر رفتار کنم، به یک کیفیت متوسط درباره‌ی جامعه می‌رسم که شاید با قشر تأثیرگذار آن متفاوت باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">حمله به یک سفارت‌خانه، پیش از آن‌که یک حرکت فیزیکی باشد، یک واقعه‌ی معنادار است، پشت آن هدفی بوده‌است. می‌تواند یک پاسخ باشد، یک زنگ خطر برای طرف مقابل. آن‌ها که بازی‌گرهای فیلم «پاسخ» هستند، فقط نقش بازی می‌کنند، درست مثل بازی‌گری که فقط مونولوگ خود را حفظ کرده‌است و از باقی فیلم‌نامه چیزی نمی‌داند.</p>
<p style="text-align: justify;">* اشاره به <em><a href="http://www.aljazeera.com/indepth/opinion/2011/11/20111120132050412430.html" target="_blank">ستون پنجمِ پسامدرن</a></em>، از حمید دباشی.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2011/11/29/when-iranian-students-storm-british-embassy-in-tehran/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خبرگزاری وبلاگی: یک اشتباه در نام‌گذاری</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2011/11/20/a-blogger-or-a-journalist/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2011/11/20/a-blogger-or-a-journalist/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 Nov 2011 11:57:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=783</guid>
		<description><![CDATA[سه بلاگ‌نویس الف، ب و پ قصد دارند در مورد موضوعی مثل «فرود هواپیما با چرخ بسته در تهران» مطلب بنویسند. بلاگر الف مثلاً می‌نویسد: «سیاست نامسالمت‌آمیز دشمن است که ایران به دلیل اثرگذاری تحریم‌ها، نمی‌تواند هواپیماهای جدید را جای‌گزین هواپیماهای فرسوده کند. (۱)» بلاگ‌نویس ب می‌نویسد: «مقصر اصلی، مسئولان هستند؛ آن‌ها به تجهیز، تعمیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">سه بلاگ‌نویس الف، ب و پ قصد دارند در مورد موضوعی مثل «فرود هواپیما با چرخ بسته در تهران» مطلب بنویسند. بلاگر الف مثلاً می‌نویسد: «سیاست نامسالمت‌آمیز دشمن است که ایران به دلیل اثرگذاری تحریم‌ها، نمی‌تواند هواپیماهای جدید را جای‌گزین هواپیماهای فرسوده کند. (۱)» بلاگ‌نویس ب می‌نویسد: «مقصر اصلی، مسئولان هستند؛ آن‌ها به تجهیز، تعمیر یا به‌بودِ وضعیت هواپیماها نمی‌پردازند و حوادثی از این قبیل، نتیجه‌ی بی‌فکری مسئولان است. (۲)»<br />
به وضوح می‌توان دریافت هر دو بلاگ‌نویس، به دنبال علت‌یابی هستند و با ارائه‌ی دلیل یا دلایلی، سعی در ابراز دیدگاه و اندیشه‌ی خود دارند. این اندیشه‌ها وقتی از چشم‌اندازهای متعدد نسبت به یک موضوع مطرح می‌شوند، می‌توانند راه را برای به‌بود زخم‌ها باز کنند؛ به عبارت دیگر، این اندیشه‌ها راه درمان را می‌جویند. حالا فرض کنیم بلاگر سوم (پ) این‌طور بنویسد: «چندی پیش، هواپیمایی با چرخ بسته در تهران، به سلامت فرود آمد. در این خصوص، وبلاگ الف، نظر (۱) را نوشته است و وبلاگ ب، نظر (۲) را.»<br />
مشخص است بلاگ‌نویس پ، قصد گستردن خبر و اطلاع‌رسانی را دارد و نظری ارائه نکرده است. وبلاگ او یک خبرگزاری است: روی‌دادهای روز را منتشر می‌کند و دیدگاه‌های دیگران را در معرض دید مخاطب می‌گذارد. سوال من این است: آیا او یک بلاگ‌نویس است، یا یک گزارش‌گر؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2011/11/20/a-blogger-or-a-journalist/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه‌نویس‌های خوب، گرافیست‌های بد؟</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2011/11/06/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2011/11/06/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Nov 2011 13:03:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه‌نویس]]></category>
		<category><![CDATA[گرافیست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=779</guid>
		<description><![CDATA[گفته می‌شود برنامه‌نویس‌ها معمولاً گرافیست‌های خوبی نیستند، چرا که کارشان مهندسی و پردازش‌های منطقی و سر و کله زدن با الگوریتم‌هاست و این فعالیت‌ها با روحیه‌ی هنری رابطه‌ای ندارند. اگر شما برنامه‌نویس هستید، شاید خودتان هم از این مشکل رنج می‌برید و در بسیاری از پروژه‌ها دست به دامن گرافیست‌های دیگر می‌شوید. این مسئله به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">گفته می‌شود برنامه‌نویس‌ها معمولاً گرافیست‌های خوبی نیستند، چرا که کارشان مهندسی و پردازش‌های منطقی و سر و کله زدن با الگوریتم‌هاست و این فعالیت‌ها با روحیه‌ی هنری رابطه‌ای ندارند. اگر شما برنامه‌نویس هستید، شاید خودتان هم از این مشکل رنج می‌برید و در بسیاری از پروژه‌ها دست به دامن گرافیست‌های دیگر می‌شوید. این مسئله به معنای ناتوانی در استفاده از نرم‌افزارهای گرافیکی نیست، بلکه عدم توانایی در خلق یک ایده‌ی گرافیکی است؛ درست مانند این‌که داشتن کاغذ و خودکار و دانستن یک زبان، برای نوشتن شعر کافی نیستند و باید ایده یا امپرسیون لازم هم وجود داشته باشد تا شعر خلق شود. حالا ما این ایده را از کجا بیاوریم؟<br />
با فرضِ دانستن روش‌های نمایاندن هنر، شکل‌گیری یک اثر  هنری، مستلزم وجود یک ایده است و باقی کار، فقط بروز دادن و نمایاندن آن به دیگران است که به شیوه‌های مختلف صورت می‌گیرد. اما در این‌جا یک نکته‌ی ساده وجود دارد: برنامه‌نویس هم در واقع یک ایده‌ساز است؛ او هنگامی که با یک مسئله مواجه می‌شود، برای حل آن می‌تواند از راه‌های مرسوم و متداول استفاده کند، اما اگر مسئله تازگی داشته باشد و راهی از پیش‌آماده برای حل آن در دست‌رس نباشد، به ناچار، روشی تازه را می‌آزماید و با خلق یک ایده یا الگوریتم جدید، مسئله را حل می‌کند. خیلی بی‌ربط نیست اگر به شعار معروف <a title="شرکت اتوماتیک" href="http://automattic.com/" target="_blank">شرکت Automattic</a> اشاره کنم: «کد، هم‌چون شعر است.» برنامه‌نویس، درست مانند هنرمند به خلق ایده می‌پردازد و تفاوت اصلی آن‌ها در کاربرد ایده‌ی‌شان است. می‌توان گفت ضعف برنامه‌نویس در طراحی‌های گرافیکی، به دلیل ناتوانی در خلق ایده نیست، بلکه در روش ایده‌سازی اوست. می‌توان این روش را تغییر یا گسترش داد و از آن برای طرح‌های گرافیکی نیز استفاده کرد. تمرین‌های زیر می‌تواند به شمایی که برنامه‌نویس هستید، در به‌بود طرح‌های گرافیکی‌تان کمک کند:<br />
۱- برنامه‌سازی Visual را یاد بگیرید.<br />
بسیاری از برنامه‌نویس‌ها در محیط‌های متنی به نوشتن می‌پردازند و چون بخش‌های گرافیکی پروژه‌ها بر عهده‌ی آنان نیست، لزومی به یادگیری محیط‌های Visual نمی‌بینند. اما اگر به فکر پرورش خلاقیت گرافیکی خود هستید، به یادگیری محیط‌های یک‌پارچه و بصریِ توسعه‌ نرم‌افزار بپردازید و در پروژه‌های کوچک‌تر، در توسعه‌ی واسط‌های گرافیکی نرم‌افزارها، با گروه هم‌کاری کنید. این تمرین می‌تواند به مرور، ناخودآگاه شما را به فعالیت‌های بصری علاقه‌مند کند.<br />
۲- از محیط‌های متنیِ رنگی استفاده کنید.<br />
محیط‌های کدنویسیِ Prettyprint، هم بر دقتِ کار شما تأثیرگذار هستند و هم به ذوق هنری شما احترام می‌گذارند. این‌روزها تقریباً همه‌ی ابزارهای برنامه‌نویسی از محیط‌های رنگی استفاده می‌کنند اما هنوز کسانی هستند که ابزارهای جدید را امتحان نکرده‌اند. سعی کنید جزء این دسته نباشید.<br />
۳- در توسعه‌دهیِ وب، خودتان Style بنویسید.<br />
وب‌سایت‌های بزرگ توسط تیم‌های توسعه‌دهنده‌ی قوی و حرفه‌ای شکل می‌گیرند و غالباً تقسیم وظایف در این تیم‌ها، توسعه‌دهنده‌های مسلط به زبان‌های کدنویسی را از مشارکت در ساختن استایل‌ها محروم می‌کند. شما در اغلب موارد سعی کنید که کارتان را هم‌راه با یک استایلِ شبیه به استایل اصلی سایت، ارائه دهید. این کار، موجب تسریع روند پروژه نیز می‌شود.<br />
۴- به تماشای واسط‌های کاربری نرم‌افزارهای موفق بنشینید.<br />
فرض کنید دو نرم‌افزار A و B کارایی یک‌سانی دارند. واسط کاربری نرم‌افزار A از نرم‌افزار B زیباتر است؛ شما کدام نرم‌افزار را انتخاب می‌کنید؟ بدون توجه به قیمت دو نرم‌افزار، احتمالاً نرم‌افزار A انتخاب شما خواهد بود. این‌جا نقش گرافیک در برنامه‌سازی به وضوح مشخص می‌شود. می‌توانید نرم‌افزارها و وب‌سایت‌های کاربرپسند را از لحاظ محل قرارگیری اجزاء، رنگ‌بندی‌ها، اندازه‌ها و فونت‌ها مورد بررسی قرار دهید و در پروژه‌های خود استفاده کنید. یادتان نرود که طرح شما باید خلاقانه باشد، نه صرفاً یک الگوبرداری ناشیانه از روی نرم‌افزارهای دیگر.<br />
۵- بازی کنید!<br />
بازی‌های کامپیوتری آن‌قدرها هم که می‌گویند، بد نیستند؛ رنگ‌بندی این بازی‌ها در ذهن برنامه‌نویسی که مدت‌ها پشت صفحه‌ی بی‌روح یک محیط توسعه‌ی نرم‌افزاری می‌نشیند، تأثیر مثبت می‌گذارد. از طرفی، اغلب بازی‌های کامپیوتری، گره‌های فکری و معماهای پیچیده نیز دارند که این‌ها هم می‌توانند به حل مسئله و قدرت تصمیم‌گیری شما کمک کنند.<br />
۶- رابط گرافیکی سیستم عامل خود را زیبا کنید.<br />
رابط گرافیکی سیستم عامل، مثل اتاق شما باید زیبا باشد؛ چون مدت زیادی از ساعات کاری را در این محیط می‌گذرانید. همه‌ی سیستم عامل‌ها پوسته‌های فراوانی دارند که معمولاً دست‌رسی به آن‌ها بسیار آسان است. حواس‌تان باشد که نباید به یک پوسته‌ی خاص، عادت کرد. تصاویری که برای کاغذ دیواری انتخاب می‌کنید، به‌تر است از کارهای گرافیکی الهام‌بخش باشند.<br />
توانایی انجام کارهای گرافیکی توسط برنامه‌نویس‌ها، علاوه بر صرفه‌جویی در زمان، موجب افزایش درآمدزایی آن‌ها نیز خواهد شد: برنامه‌نویس دیگر نیاز کم‌تری به گرافیست خواهد داشت که کاهش مخارج را سبب می‌شود. تمرین‌های بالا را جدی بگیرید و از همین امروز، طراحی را شروع کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2011/11/06/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a8%d8%8c-%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه‌ای به آن‌ها که روشن‌فکر اند.</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2011/10/30/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%e2%80%8c%d9%81%da%a9%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2011/10/30/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%e2%80%8c%d9%81%da%a9%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Oct 2011 19:17:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[روشن‌فکری]]></category>
		<category><![CDATA[نقد روشن‌فکری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.ahighway.net/?p=775</guid>
		<description><![CDATA[این نوشته صرفاً مشتمل بر دیدگاه‌های یک شهروند عادی است. مسئله از آن‌جا مطرح می‌شود که به پایه‌های یک فکر شک می‌کنیم. فرض‌کنید ساختمانی داریم که چند سال پیش پی‌ریزی شده و طبقه‌ها با گذشت زمان، روی بنیانِ اصلی بنا شده است (تمثیل)؛ حالا که ساختمان رسیده است به ما و روی آخرین طبقه‌ی آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><em>این نوشته صرفاً مشتمل بر دیدگاه‌های یک شهروند عادی است.</em><br />
مسئله از آن‌جا مطرح می‌شود که به پایه‌های یک فکر شک می‌کنیم. فرض‌کنید ساختمانی داریم که چند سال پیش پی‌ریزی شده و طبقه‌ها با گذشت زمان، روی بنیانِ اصلی بنا شده است (تمثیل)؛ حالا که ساختمان رسیده است به ما و روی آخرین طبقه‌ی آن ایستاده‌ایم، ناگهان شک می‌کنیم که: «نکند بنیان این بنا سست باشد؟ نکند گذشتگان ما نقشه‌های‌شان اشتباه محاسباتی داشته؟ نکند فلان؟ نکند بهمان؟»<br />
مشخصاً می‌شود به ادبیات و به خصوص شعر فارسی امروز اشاره کرد. قرن‌ها پیش، عده‌ای پیش‌گام شدند و بنیانِ شعر فارسی ریخته شد؛ ساختارها و قالب‌های شعر ایجاد شد و هرکس به دل‌خواه، صنعتی ادبی وارد شعر کرد و نوآوری به خرج داد. حالا که طبقه‌های شعر، یکی پس از دیگری رویِ هم قرار گرفته‌اند، برخی از ما به آن‌چه که گذشتگان کرده‌اند شک می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم پایه‌ی جدیدی برای شعر بسازیم. البته که شک کردن ایراد نیست، مسئله این‌جاست که در ساختار جدیدمان از ابزاری استفاده می‌کنیم که همان شعر قبلی داشته و فقط چهره‌ی کار را تغییر می‌دهیم: آرایه‌های ادبی همان است، کوچک و بزرگ‌شدن مصراع‌ها همان است و ساختارها همان؛ تنها نامِ ساختار و ظاهرش را تغییر می‌دهیم. این مشکلی است که به اشاره‌ی بعضی از ادیبان، شعر فارسی امروز ما با آن روبه‌روست. خیلی ساده می‌شود فهمید که اگر قصد ساختن بنیان جدیدی داریم، ابزار کارمان هم باید نوآورانه باشند.<br />
پیش‌گفتار بالا را در ذهن داشته باشید و به اصل مطلب توجه کنید: روشن‌فکری عصر ما. اگر بخواهیم به بعضی از تعاریف روشن‌فکری نگاه کنیم، «قدرت تمایز» را از شروط لازم برای روشن‌فکری خواهیم دانست. اما پرسش این است که روشن‌فکریِ امروز، این قدرت تمایز را دارد؟<br />
اگر کسی به ناحق – آن‌طور که ما فکر می‌کنیم &#8211; بازداشت و زندانی شود، رسانه‌ها پر می‌شود از خبر دستگیرشدن آن‌شخص و خبر به گوش همه می‌رسد. عده‌ای مقاله می‌نویسند و اعتراض می‌کنند، گروهی در شبکه‌های اجتماعیِ وب،Page ‎ های هم‌بستگی ایجاد می‌کنند که: «زندانی ما را آزاد کنید»، ترانه‌سرایانِ موسیقی اعتراضی، آهنگ‌های جدیدی می‌سازند و به زندانی فرضی ما تقدیم می‌کنند و کارهایی صورت می‌گیرد. این فعالیت‌ها شایسته‌ی تقدیرند، ولی اگر همه‌ی این‌ها فقط اطلاع‌رسانی و یا اعتراض باشند، فایده‌ای خواهند داشت؟ به بیان بهتر، آیا فقط گفتنِ این که «زندانی ما را آزادکنید» کافی‌است؟ تجربه‌ی ما جواب می‌دهد: خیر. روشن‌فکریِ امروز «درد» را می‌گوید اما «درمان» را نه. در سوگ کشته‌شدنِ انسان‌ها، مرثیه می‌سازد، اما هیچ‌گاه نمی‌گوید: «چه باید کرد تا انسان بعدی کشته نشود؟»؛ فقط از درد سخن می‌گوید و راهی برای معالجه در مقاله‌هایش، ترانه‌هایش و فیلم‌هایش، پیشنهاد نمی‌شود. این در حالی‌است که گفتنِ مشکلات &#8211; به‌تنهایی -، دردی را دوا نمی‌کند و در مقابل، نمک به زخم‌ها هم می‌پاشد. می‌توان دریافت که وقتی تمام موسیقیِ مورد علاقه‌ی نوجوان امروز، اعتراضِ بدون ارائه‌ی راه‌کار باشد، خوش‌بینی از او سلب می‌شود و علاقه‌اش به ادامه‌دادن مسیرش، کم‌تر. وقتی همه‌ی کتاب‌هایی که به بازار کتاب تزریق می‌شوند، نمایان‌گر بدبختی و تیره‌روزی مردم باشند، تیره‌روزی بیش‌تر هم خواهد شد نه کم‌تر. به واقع، روشن‌فکریِ امروز ما  نمی‌تواند میان گفتن سختی‌ها و گفتن راهِ چاره برای سختی‌ها، تمایز قائل شود و این اصل را رعایت نمی‌کند.<br />
استفاده از عناصر درمانی و عمل‌گرایانه در مقاله‌ها، کتاب‌ها و ترانه‌ها، کارآمدتر هستند تا استفاده از عناصری که اعتراض را بازگو می‌کنند. نیز، دعوت به بازپروریِ خود، کارآمدتر از دعوت به انقلاب علیه دیگران است. اگر شهروندان جامعه علیه خودشان به اعتراض برخیزند و ریشه‌ی بسیاری از معضلات را در خودشان پیدا کنند، آن‌وقت است که می‌توانیم بگوییم روشن‌فکری داریم.<br />
چیزی که خواندید، یک دعوت است به تجدید نظر در روشن‌فکری؛ یعنی همان «شک‌کردن به بنیان ساختمان». یعنی بنیان روشن‌فکریِ امروز را تغییر دهیم به بنیانی جدید. با این تفاوت که در ساخت این بنیان جدید، ابزار پیشین را به کار نبریم. این‌روزها در برگزینشِ فیلم‌ها، کتاب‌ها و ترانه‌های مستقل، دو انتخاب پیشِ رو داریم؛ یا می‌بایست دردگویان را انتخاب کنیم یا گروه دومی که می‌گویند: «همه چیز آرام است». در حقیقت گروه سومی وجود ندارد که بگوید: ما زخم داریم اما می‌توانیم درمانش کنیم، چراکه دردگویان مخاطب بیشتری دارند و البته رسانه‌های مستقل بیش‌تر به دردگویان می‌پردازند تا کسانی که درمان‌گر هستند. از طرف دیگر خیلی از هنرمندان ما آن‌هایی‌اند که گذشته‌ی تلخی داشته‌اند و حالا سعی‌دارند از هنرشان برای گشودن گره‌های روانی استفاده‌کنند. ناخودآگاه، هنرها بوی شخصی‌شدن می‌گیرند و روشن است که جز ارضای شخصِ هنرمند، چنین هنری تأثیرگذار نمی‌شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2011/10/30/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%e2%80%8c%d9%81%da%a9%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توسعه‌دهنده وب معناگرا</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/08/19/semantic-web-developer/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/08/19/semantic-web-developer/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Aug 2010 09:12:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[Internet]]></category>
		<category><![CDATA[semantic web]]></category>
		<category><![CDATA[semantic web development]]></category>
		<category><![CDATA[web 3.0]]></category>
		<category><![CDATA[web developer]]></category>
		<category><![CDATA[web development]]></category>
		<category><![CDATA[web3]]></category>
		<category><![CDATA[wolfram alpha]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش وب معناگرا]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار آی‌تی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[توسعه دهنده وب]]></category>
		<category><![CDATA[درباره وب معناگرا]]></category>
		<category><![CDATA[سمانتیک وب]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی سایت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[موتور جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وب 3.0]]></category>
		<category><![CDATA[وب فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وب معناگرا]]></category>
		<category><![CDATA[وب معنایی]]></category>
		<category><![CDATA[وب هستی شناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=653</guid>
		<description><![CDATA[توضیحی که می‌خوانید، تعریف شاخص «توسعه‌دهنده وب» از نظرگاه فنی است: &#8220;توسعه‌دهنده‌ی وب، یک متخصص نرم‌افزارهای تحت وب یا به بیانی دیگر، یک برنامه‌نویس زبان‌های کدنویسی وب است که بیشتر فعالیت او در زمینه‌‌ی توسعه‌ی نرم‌افزارهای تحت وب (web applications)،  به منظور گسترش وب جهان‌گستر است؛ در واقع هر برنامه‌نویسی که جهت ایجاد، گسترش و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">توضیحی که می‌خوانید، تعریف شاخص «توسعه‌دهنده وب» از <strong>نظرگاه فنی</strong> است:</p>
<p style="text-align: justify;">&#8220;توسعه‌دهنده‌ی وب، یک متخصص نرم‌افزارهای تحت وب یا به بیانی دیگر، یک برنامه‌نویس زبان‌های کدنویسی وب است که بیشتر فعالیت او در زمینه‌‌ی توسعه‌ی نرم‌افزارهای تحت وب (web applications)،  به منظور گسترش وب جهان‌گستر است؛ در واقع هر برنامه‌نویسی که جهت ایجاد، گسترش و برطرف‌کردن نقص‌های برنامه‌های کاربردی در قالب پروتکل‌های HTTP -و متعلقات آن پروتکل- به فعالیت می‌پردازد، توسعه‌دهنده وب لقب می‌گیرد&#8221;.</p>
<p style="text-align: justify;">در عرصه‌ی وب، به طور کلی دو دسته توسعه‌دهنده وجود دارد: توسعه‌دهنده فنی و توسعه‌دهنده معناگرا. توسعه‌دهنده فنی بایستی به دو شیوه‌ی کدنویسی وب مسلط باشد: نخست- کدنویسی بر پایه‌ی مرورگر و سیستم کاربر (client)، و دوم- کدنویسی تحت کارگزار (server). کدنویسی بر پایه‌ی مرورگر شامل الگوهای آبشاری (<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%A2%D8%A8%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DB%8C" target="_blank">CSS</a>)، زبان نشانه‌گذاری استاندارد وب (<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DA%86%E2%80%8C%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84" target="_blank">HTTML</a>) و وابسته‌های دیگر آن چون XHTML و هم‌چنین زبان اسکریپت‌نویسی جاوااسکریپت است که توسعه‌دهنده فنی باید به دست‌کم دو مورد از زبان‌های اشاره شده تسلط کافی داشته‌باشد. شیوه‌ی دوم، برنامه‌نویسی بر مبنای سیستم کارگزار یا همان server است که این شیوه از گستردگی زیادی برخوردار است. زبان‌های قابل استفاده در این شیوه، بسیار گوناگون و پلتفرم‌های آن، کاربردی‌تر هستند. از زبان‌های برپایه‌ی کارگزار می‌توان به <a href="http://kptools.wordpress.com/2008/07/28/python/" target="_blank">پایتون</a>، <a href="http://kptools.wordpress.com/2008/06/21/ruby/" target="_blank">روبی</a>، php، جاوا و زبان‌های دات‌نت‌ی چون asp.net اشاره‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">با مطرح شدن بحث «وب معناگرا» (Semantic Web) شاخه‌ی جدیدی از توسعه‌ی وب ایجاد می‌شود که به آن &#8220;توسعه‌ی محتوایی&#8221; یا &#8220;معناگرایی&#8221;  گفته می‌شود. برای درک بهتر مطلب، نخست باید با وب معناگرا آشنا شوید. این وب به این دلیل معناگرا نام گرفته‌است که باطن آن این گونه‌است. همان‌طور که در <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Web_2" target="_blank">وب ۲</a>، اسناد میان ما تبادل می‌شد، در نسل آینده‌ی وب، <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Semantics" target="_blank"><strong>معنا</strong>ها</a> تبادل خواهند شد. این همان چیزی‌است که بعضی از متخصصان با عنوان نسل سوم وب از آن یاد می‌کنند. منظور از معناها، اطلاعات است. اطلاعاتی که زندگی ما با آن‌ها جریان دارد. در نسل‌دوم وب، ما همه‌ی تلاش‌مان بر <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Network_share" target="_blank">تقسیم اسناد</a> بین کاربران شبکه‌های اجتماعی بوده‌است؛ این اسناد چیزی نیستند جز همین متن‌هایی که در وب می‌خوانیم و عکس‌هایی که در سرویس‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم و قطعه‌های موسیقی که آنلاین می‌شنویم. منظور از تبادل اسناد در این بحث، معرفی لینک‌ها به دیگران، و تقسیم خوراک‌ها (feeds) است. با اطمینان می‌توان گفت که این تبادل با ورود به نسل سوم نیز پا برجا خواهد ماند اما روش ارتباطی ما دگرگون خواهد شد. با آشکار شدن وب معناگرا، با روش‌های جدیدی آشنا می‌شویم که نیاز ما را به کامپیوترهای شخصی‌مان کاهش می‌دهد. برای مثال، یک دستگاه پخش‌کننده‌ی موسیقی را فرض کنید (برای مثال iPod)؛ این دستگاه به صورت آنلاین به شناسه‌ی شما در یک سرویس اجتماعی تحت وب متصل است و هر زمان که ترانه‌ای می‌شنوید، نام ترانه و اطلاعاتی را درباره‌ی سازنده‌ی آن و توضیحاتی از قبیل این‌که شما چه‌مدت این ترانه را شنیده‌اید و چه تعداد دفعاتی آن‌را بازپخش کرده‌اید، به آن سرویس مخابره می‌کند. با این‌کار مخاطبان/دنبال‌کنندگان شما بدون این‌که خودتان چیزی بنویسید، از موسیقی دل‌خواه‌تان با خبر خواهند شد. این یک مثال ساده‌ی وب معناگراست؛ در واقع شیوه‌ی مخابره‌ی پیام‌ها و محتواها دگرگون خواهد شد. ارتباط با اینترنت از راه تلفن‌های همراه، دستگاه‌های پخش موسیقی و Tablet ها، جایگزین ارتباط سنتی کاربران از طریق کامپیوترهای شخصی به اینترنت خواهد شد. در وب معناگرا، جستجوگرهای وب قادر به کاوش میان ملودی‌های موسیقی، سکانس‌های فیلم‌های سینمایی با فرمت مشخص، تشخیص چهره‌ها از روی تصویر پروفایل شخصی و تمایز میان مفاهیمی چون پرسش‌های مطرح شده توسط جستجوکننده از سایر اطلاعات، خواهند بود. در واقع، وب معناگرا کتاب‌خانه‌ی عظیمی از اطلاعات نگارشی، صوتی، تصویری و محاسباتی است که با استفاده از محاسبات هوشمند ماشینی به یکدیگر مرتبط شده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">با اطمینان وب معناگرا، نیاز به توسعه‌دهنده‌هایی فراتر از توسعه‌دهنده‌های فنی دارد. آدم‌هایی با خصوصیات و مشخصات جدید که با دسته‌ی اول توسعه‌دهنده‌ها متفاوت‌اند. این گروه جدید علاوه بر توانایی کافی در زمینه‌ی کدنویسی و مهارت‌های برنامه‌نویسی برپایه‌ی وب، بایستی محاسبات برپایه‌ی الگوریتم، فلسفه‌ی اعداد، هستی‌شناسی انسان به منظور درک نیازهای کاربران هنگام جستجو در شرایط مختلف زمانی و مسائلی این چنین را به دانسته‌های خود بیافزایند. به چنین آدم‌هایی، توسعه‌دهنده‌های وب معناگرا (Semantic Web Developers) گفته می‌شود. اگر شما توسعه‌دهنده هستید و قصد دارید خود را برای وب معناگرا که نسل آینده‌ی وب خواهد بود آماده کنید، به چیزی فراتر از برنامه‌نویسی نیاز دارید. شما از این پس باید به دنبال مفاهیمی فراتر از برنامه‌نویسی‌های منطقی سنتی باشید؛ با نگاهی به موتور دانستنی‌های محاسباتی <a href="http://www.wolframalpha.com/" target="_blank">Wolfram Alpha</a> که از نشانه‌های ظهور وب سمانتیک است، درخواهید یافت که تنها آموختن زبان‌های برنامه‌نویسی برای توسعه‌دهنده‌‌ی معناگرا شدن کافی نیست و شما باید اطلاعات بیشتری در زمینه‌های علمی مختلف از جمله منطق و علوم وابسته به آن کسب کنید. باید با محاسبات ریاضی بیشتری آشنا شوید و از طرفی با پرس‌و‌جو از کاربران، با نیازهای آن‌ها آشنا شوید. وب آینده، برای بر طرف‌کردن نیاز‌های مردم خواهد بود. برای شروع فرآیند توسعه‌دهنده‌ی معناگرا شدن، به مستنداتی نیاز است که با دانستن آن‌ها می‌توان زمینه‌ی وب سمانتیک را فراهم کرد. در ادامه چند مستند گردآوری شده‌است:</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.w3.org/TR/owl-features/" target="_blank">OWL Web Ontology Language</a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.w3.org/2001/sw/Activity" target="_blank">Semantic Web Activity Statement</a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://esw.w3.org/SemanticWebTools?action=print" target="_blank">Semantic Web Tools</a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.racer-systems.com/products/racerpro/index.phtml" target="_blank">What is RacerPro</a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://www.obitko.com/tutorials/ontologies-semantic-web/semantic-web-architecture.html" target="_blank">Semantic Web Architecture</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/08/19/semantic-web-developer/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بررسی اتهام وارد شده به «کمانگیر»</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/08/13/pharma-hack-on-kamangir-blog/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/08/13/pharma-hack-on-kamangir-blog/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 12:49:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[Pharma Hack]]></category>
		<category><![CDATA[آرش آبادپور]]></category>
		<category><![CDATA[آرش کمانگیر]]></category>
		<category><![CDATA[اتهام وارد شده به کمانگیر]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار آی‌تی]]></category>
		<category><![CDATA[امنیت]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[درباره حمله فارما]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[موتور جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[وب فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ کمانگیر]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[کمانگیر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=613</guid>
		<description><![CDATA[همیشه نگران وب فارسی بوده‌ام و هستم، این نگرانی را از نوشته‌های بلاگم می‌توان دریافت. زمانی نگران‌تر می‌شوم که شایعه‌ای با استدلال‌های به ظاهر درست و سفسطه‌بافی در وب فارسی پخش می‌شود. از همه بدتر این‌است که آن شایعه، توسط جمع کثیری از فعالان وب هم تایید شود و کسانی بدون آگاهی فنی، اقدام به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">همیشه نگران وب فارسی بوده‌ام و هستم، این نگرانی را از نوشته‌های بلاگم می‌توان دریافت. زمانی نگران‌تر می‌شوم که شایعه‌ای با استدلال‌های <strong>به ظاهر درست </strong>و سفسطه‌بافی در وب فارسی پخش می‌شود. از همه بدتر این‌است که آن شایعه، توسط جمع کثیری از فعالان وب هم تایید شود و کسانی بدون آگاهی فنی، اقدام به قضاوت کنند؛ شایعه‌ای که می‌تواند از جنس «اتهام» باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">مدتی‌است <a href="http://kharchangzadeh.com/" target="_blank">خرچنگ‌زاده‌</a>ای در وبلاگش، شروع به ایراد اتهامی بی‌اساس نسبت به آرش آبادپور (نویسنده بلاگ <a href="http://persian.kamangir.net" target="_blank">کمانگیر</a>) کرده‌است. هاتف خالدی، نویسنده‌ی وبلاگ خرچنگ‌زاده، در ۱۲ آگوست، <a href="http://kharchangzadeh.com/?p=4210" target="_blank">پست</a>‌ی <strong>منتشرکرده‌است</strong> که در آن، آبادپور متهم به استفاده از واژه‌هایی چون: &#8220;و-یا-گ-ر-ا&#8221; و &#8220;زان-ا-ک-س&#8221; در عنوان بلاگش در رکوردهای جستجوگر گوگل -برای جذب بیشتر مخاطب- شده‌است. این درحالی‌است که آبادپور، پیش‌تر چنین روش‌هایی را برای جذب مخاطب <a href="http://persian.kamangir.net/?p=6137" target="_blank">ناپسند خوانده‌بود</a>. نویسنده‌ی پست یادشده در وبلاگ خرچنگ‌زاده مدعی‌است که بلاگ کمانگیر از همان روشی که خود آن‌را مذموم می‌داند برای هدایت‌کردن جستجوگران داروهای جنسی و روان‌گردان به سوی خود، استفاده می‌کند.</p>
<p style="text-align:justify;">متهم‌کننده مدعی‌است که آبادپور با استفاده از ابزار <a href="http://www.google.com/webmasters/" target="_blank">Google Webmaster</a> عبارات داروهای جنسی و روان‌گردان را به رکوردهای سایت خود افزوده‌است. درست است که وبلاگ کمانگیر از متا تگ ابزار وب‌مستر گوگل استفاده می‌کند، اما چنین اتهامی در همان ابتدا قابل رد است؛ اگر این اتهام صحت داشت، می‌بایست نتیجه‌ی جستجو <strong>فقط</strong> در جستجوگر گوگل شامل عبارات داروهای جنسی و روان‌گردان می‌شد. اما با یک جستجوی ساده  در جستجوگرهای دیگری چون Yahoo و Bing به نتیجه‌ی مشابه دست‌یافتم: <strong><a href="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2010/08/yahoo-kamangir-printscreen.png" target="_blank">+</a> و <a href="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2010/08/bing-kamangir-printscreen.png" target="_blank">+</a></strong>. نتیجه: اگر آبادپور با استفاده از ابزار وب‌مستر <strong>گوگل</strong>،<strong> </strong>عبارات داروهای جنسی و روان‌گردان را به رکوردهای سایت خود اضافه کرده‌بود، نتیجه‌ی جستجو <strong>فقط</strong> در گوگل شامل آن عبارات می‌شد؛ اما نتیجه‌ی مشابهی در دو جستجوگر یاهو و بینگ به دست آمده‌است. این نتیجه سند محکمی برای رد اتهام از کمانگیر است. تشابه عبارات در گوگل، یاهو و بینگ ثابت می‌کند آبادپور از ابزار وب‌مستر گوگل برای درج آن عبارات استفاده <strong>نکرده‌است</strong>. چنین چیزی واقعا محال است که آبادپور در سرویس وب‌مستر گوگل آن عبارات را وارد کند و نتیجه در یاهو و بینگ نیز همان باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">کسی که پست اتهام علیه آبادپور را با عنوان &#8220;شارلاتانیسم سایبری و شاید هم کمی بدتر&#8221; نوشته‌است؛ احتمالا ناشی است و اطلاعات کمی درباره‌ی فناوری موتورهای جستجو دارد. با اطمینان پژوهش بیشتر و کمی اندیشیدن پیش از انتشار یک نوشته، می‌تواند از گسترش شایعاتی این‌چنین در وب فارسی جلوگیری‌کند. جالب این‌جاست که هاتف خالدی، اصل ادب را زیر پا گذاشته‌است و در وبلاگی دیگر با لحنی نه‌چندان مناسب، اتهام بی‌اساس علیه آبادپور را به استهزا، <a href="http://balaftarin.wordpress.com/2010/08/12/kamangir/" target="_blank">تکرار کرده‌است</a>.</p>
<p style="text-align:justify;">اما به‌راستی اصل ماجرا چیز دیگری بوده‌است. چند وقت پیش متوجه وجود عبارات یادشده در مقابل نتایج جستجوی &#8220;kamangir&#8221; شده‌بودم و متناسب با اطلاعاتی که درباره‌ی حمله‌های Pharma Hack داشتم، گمان کردم که کمانگیر نیز قربانی چنین حمله‌ای شده‌است. خود آبادپور در پست تازه‌ی خود -پس از ایراد اتهام- درباره‌ی این حمله به سایت‌ش، <a href="http://persian.kamangir.net/?p=6198" target="_blank">نوشته‌است</a> و خبر از پاک‌سازی زیردامنه‌های وب‌سایت‌ش از آلودگی به فارما داده‌است. کاربران حرفه‌ای وردپرس به خوبی می‌دانند که حمله‌ی فارما به فایل‌های php نرم‌افزار وبلاگ، یکی از <strong>رایج‌ترین</strong> حملات به فایل‌های هسته‌ی وردپرس است. با کاوشی ساده در انجمن وردپرس می‌توانید از رواج این مسئله <a href="http://wordpress.org/search/%22pharma+hack%22?forums=1" target="_blank">مطمئن شوید</a>. Pharma یا نام درست‌تر آن: Cloaking Hack یک روش Malware برای تغییر دادن عباراتی‌است که در نتیجه‌ی جستجوی <strong>همه‌ی جستجوگرها</strong> نمایش داده می‌شوند و علاوه بر وردپرس، در بسیاری از سیستم‌های مدیریت محتوا نیز قابل ایجاد است. نام فارما (/داروسازی) به دلیل معرفی‌کردن داروهای جنسی و روان‌گردان، روی این حمله گذاشته شده‌است. روش این حمله به این صورت است که فارما کد دست‌رسی promotion را در هسته‌ی وردپرس وارد می‌کند و بعد به خودش اجازه‌ی ویرایش دل‌خواه و دست‌کاری در پایگاه داده و پلاگین‌هایی چون Akismet (که برای جلوگیری از spam ها نوشته‌شده‌است) می‌دهد. پاک‌سازی این حمله واقعا کار دشواری‌است، به خصوص برای وب‌سایت‌های با چند sub domain که همه‌ی آن‌ها شامل تعداد زیادی پلاگین نصب شده‌اند. به عنوان مثال فایل‌های زیر از پلاگین‌های Akismet، Pagenavi، Tweetme  را باید اصلاح‌کرد و ضمن پیدا کردن کد فارما، باید آن‌فایل‌ها را حذف و بازسازی کرد:</p>
<p style="text-align:justify;">akismet/wp-akismet.php<br />
wp-pagenavi/db-pagenavi.php<br />
tweetmeme/.tweetmem.old.php</p>
<p style="text-align:justify;">قربانی چنین حمله‌ای علاوه‌بر گرفتن نسخه پشتیبان و پاک‌سازی پایگاه داده‌ی وبلاگ خود، مجبور است پلاگین‌ها و زیردامنه‌های سایت خود را نیز زیر و رو کند تا بتواند به طور کلی پاک‌سازی نماید؛ به این ترتیب، قربانی مجبور است وقت زیادی (۲ تا ۴ ساعت، متناسب با شدت گستردگی فارما) برای پاک‌سازی وب‌سایت خود صرف‌کند. خوب‌است بدانید وب‌سایت‌های امنیتی معتبری چون <a href="http://blog.sucuri.net/2010/07/understanding-and-cleaning-the-pharma-hack-on-wordpress.html" target="_blank">Sucuri</a> تا به حال در مورد این حمله نوشته‌اند و روش‌هایی را برای مقابله با آن بیان کرده‌اند. این‌را هم باید گفت که پس از پاک‌سازی، باید به خزنده‌ها یا crawler های جستجوگرها، فرصت داد تا داده‌های جدید را پالایش کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">با <a href="http://www.google.com/#hl=en&amp;source=hp&amp;q=pharma+hack&amp;aq=f&amp;aqi=g2g-s1g2g-m5&amp;aql=&amp;oq=&amp;gs_rfai=&amp;pbx=1&amp;fp=87523608f54fd81f" target="_blank">جستجویی در گوگل</a> می‌توانید مشاهده کنید که این حمله در وب جهانی بسیار شایع است. متهم‌کردن وبلاگ‌نویس با سابقه‌ای چون آرش آبادپور به استفاده از روش نادرستی که خودش آن را ناپسند می‌داند، کاری غیرقابل قبول است و من این اشتباه را از طرف هاتف خالدی و <strong>بعضی </strong>دوستان در وب فارسی -که متاسفانه به شدیدتر شدن این اتهام دامن زدند- به حساب نداشتن اطلاعات کافی در زمینه‌ی سامانه جستجوگرها و نکات امنیتی وب‌سایت‌ها می‌گذارم و امیدوارم در آینده شاهد چنین اشتباه‌هایی نباشیم. در پایان، دوباره مانند <a href="http://kptools.wordpress.com/2010/08/10/how-can-we-criticize-a-website/" target="_blank">پست پیشین بلاگم</a> از وب‌نویسان می‌خواهم به نقدنویسی سازنده و مثبت بیاندیشند تا وبی سالم داشته باشیم.</p>
<p style="text-align:justify;">پ.ن: دیدگاهی در بلاگ خرچنگ‌زاده نوشتم که هنوز تایید نشده‌است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/08/13/pharma-hack-on-kamangir-blog/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه از یک وب‌سایت انتقاد کنیم؟</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/08/10/how-can-we-criticize-a-website/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/08/10/how-can-we-criticize-a-website/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Aug 2010 19:17:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[Internet]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[درخواست]]></category>
		<category><![CDATA[روش‌های انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله انتقادی]]></category>
		<category><![CDATA[نقدنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[نقدنویسی در وب فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وب فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[چگونه از وب‌سایت‌ها انتقاد کنیم؟]]></category>
		<category><![CDATA[چگونه یک سایت را نقد کنیم؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=579</guid>
		<description><![CDATA[نقدنویسی در وب فارسی اصلا فراگیر نیست؛ تا به‌حال کم‌تر نوشته‌ای را خوانده‌ایم که در زمینه‌ی انتقاد از عملکرد یک وب‌سایت فارسی نوشته شده‌باشد. در این نوشته سعی‌دارم اطلاعات شخصی‌ام را در زمینه‌ی نقدنویسی برای وب فارسی بیان کنم. این نوشته در واقع پیشنهادی به وب‌نویسان است برای ایجاد شاخه‌ی جدیدی در وب فارسی تحت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">نقدنویسی در وب فارسی اصلا فراگیر نیست؛ تا به‌حال کم‌تر نوشته‌ای را خوانده‌ایم که در زمینه‌ی انتقاد از عملکرد یک وب‌سایت فارسی نوشته شده‌باشد. در این نوشته سعی‌دارم اطلاعات شخصی‌ام را در زمینه‌ی نقدنویسی برای وب فارسی بیان کنم. این نوشته در واقع پیشنهادی به وب‌نویسان است برای ایجاد شاخه‌ی جدیدی در وب فارسی تحت عنوان «انتقاد از وب‌سایت‌های ایرانی». نخستین پرسشی که می‌تواند ایجاد شود این‌است که به طور کلی چرا باید انتقاد کنیم؟ جواب این پرسش را می‌توان با وب‌گردی میان سایت‌های اینترنتی فارسی یافت؛ نقص‌های فراوان و مشکلات عمده و نوعی خودکامگی مدیریتی در این‌دسته از وب‌سایت‌ها، از کم‌بود نظرگاه‌های انتقادی نسبت به آن‌ها خبر می‌دهد. پرسش بالا را می‌توان این‌چنین پاسخ‌داد: تا زمانی که انتقاد از وب‌سایت‌های وطنی باب نشود، مشکلات این وب سایت‌ها نیز پا برجا خواهد ماند. جامعه‌ای از وب را در نظر بگیرید که در آن وب‌سایت‌های جدید، برای زمانی کوتاه (مثلا چند ماه) به صورت آزمایشی منتشر می‌شوند و در طول مدت آزمایشی بودن‌شان، بلاگرها و مقاله‌نویسان وب، به بیان انتقاد و پیشنهاد درمورد آن‌ها می‌پردازند. با اطمینان چنین جامعه‌ی مفروضی، آرمانی خواهد بود، زیرا که مشکلات احتمالی آن سایت‌ها از دید متخصصان فنی و محتوایی وب برطرف شده‌اند.</p>
<p style="text-align:justify;">برای شروع نقد، به یک الگو یا خط فکری نیاز داریم تا نقد را از آن خط فکری شروع‌کنیم. در مقوله‌های مختلف، نقد را از چند بعد متفاوت بررسی می‌کنند. پیشنهاد من برای وب فارسی، نقد دو بعدی است؛ یعنی دسته‌بندی کلی نقد به دو بعد اصلی: نخست- بعد قالب، سپس- بعد محتوا. می‌توان این دو دسته را به دو گروه مختلف سپرد تا آن‌ها با توجه به تخصص‌شان، نقد بنویسند. اگر بخواهم این دو بعد اصلی را بیشتر بازکنم، باید با یک مثال شروع‌کنم. شما مقوله‌ی فیلم‌سازی را در نظر بگیرید؛ منتقدان &#8220;قالب&#8221;، در مورد نحوه‌ی تصویربرداری، صدابرداری، صحنه‌آرایی، نورپردازی، محیط فیلم، بازی‌گردانی و خیلی موارد دیگر از همین قبیل ابراز عقیده می‌کنند. برای مثال می‌گویند که بازی‌گردانی فیلم بسیار ضعیف بوده اما تصویربرداری آن، تحسین‌برانگیز است. چنین نقد کوتاهی را در بعد قالب جای می‌دهیم؛ یعنی نقدی که قالب را با معیارهای استاندارد می‌سنجد. در نقطه‌ی مقابل، محتوای فیلم، داستان فیلم، فیلم‌نامه، کارگردانی، موفقیت یا عدم موفقیت در برقراری ارتباط با مخاطب و خیلی چیزهای دیگر را در بعد &#8220;محتوا&#8221; قرار می‌دهیم.</p>
<p style="text-align:justify;">نمونه‌ی بالا، مثال ساده‌ای از نقد دو بعدی بود. حال اگر بخواهیم چنین نقدی را برای وب فارسی تعمیم بدهیم، باید درمورد یک وب‌سایت فارسی، ظاهر وب‌سایت، زبان برنامه‌نویسی استفاده‌شده، فناوری‌های به کار رفته، قالب‌بندی، رنگ‌بندی متناسب با موضوع، رعایت استانداردهای W3 و همه‌ی مواردی را که می‌توان به عنوان پایه و قالب وب‌سایت مورد بررسی قرار داد، در بعد قالب بگذاریم و از کسانی که توسعه‌دهنده‌ی وب هستند و با اصول طراحی و به کارگیری فناوری‌های به روز وب آشنا هستند، بخواهیم به انتقاد از یک وب‌سایت بپردازند. باز هم در طرف مقابل بایستی، محتوای وب‌سایت، موضوع، دسته‌بندی، رعایت اصول ویرایشی در نوشتن، ساختار نوشته‌های نویسنده و خیلی موارد دیگر را تحت عنوان محتوا، مورد نقد قرار دهیم.</p>
<p style="text-align:justify;">این دو بعد، هسته و ساختار نقد ما را تشکیل خواهند داد. در این‌میان، می‌توان به حاشیه‌های مفید اشاره‌کرد و به عنوان مثال از نکته‌های مثبت و منفی وب‌سایت مورد بررسی، یاد کرد و یا از تیم توسعه‌دهنده‌ی آن سایت، درخواست‌کرد که نقد را مورد بررسی قرار دهند و در سایت‌شان تجدید نظر کنند. در مقاله‌ی انتقادی می‌توان پرسش‌هایی را بدون پاسخ مطرح کرد که نوعی گوش‌زد به مدیر سایت مورد بررسی است؛ آن مدیر می‌تواند به پرسش‌ها پاسخ‌دهد و یا با آوردن دلایلی، خود را تبرعه کند.</p>
<p style="text-align:justify;">رعایت احترام در تمام مراحل فرآیند انتقاد، سفارش می‌شود و همچنین بهتر است برای یکنواخت بودن نقد، هر کس متناسب با تخصص خود به نوشتن بپردازد؛ یعنی توسعه‌دهنده‌ی وب، نقدی در بعد قالب بنویسد و به عنوان مثال یک ویراستار، به نقد محتوایی بپردازد. ادبیات انتقادی می‌تواند محاوره هم باشد که این شیوه، از طنز هم می‌تواند بهره بگیرد. بررسی و انتقاد تنها برای وب‌سایت‌ها نیست؛ منتقدان می‌توانند بررسی وبلاگ‌ها و حتی مجله‌های اینترنتی را هم در برنامه‌ی خود قرار دهند.</p>
<p style="text-align:justify;">در مجموع وبی که با نظارت همگانی جلو برود و در مدیریت، از دیدگاه کاربرانش هم بهره ببرد، بدون شک موفق خواهد شد و راه درستی را خواهد رفت. اگر نقدنویسی در وب فارسی باب شود، وبی سالم‌تر، پر محتواتر و کاربرپسندتری خواهیم داشت. در پایان از وب‌نویسان متخصص دعوت می‌کنم از این پس، به نقدنویسی توجه بیشتری کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">دو نمونه نقد از وب فارسی»</p>
<p style="text-align:justify;">+ <a href="http://www.1itblog.com/1389/04/23/webaward-ir/" target="_blank">جشنواره وب ایران و سوالاتی در ذهن</a></p>
<p style="text-align:justify;">+ <a href="http://alef.ir/1388/content/view/75050/" target="_blank">نقدی بر سایت های خبری اصول گرا</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/08/10/how-can-we-criticize-a-website/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>PDT: ابزاری کامل برای توسعه پی‌اچ‌پی</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/08/09/pdt-project_php-development-tools-project/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/08/09/pdt-project_php-development-tools-project/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Aug 2010 19:29:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزادی نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[Eclipse]]></category>
		<category><![CDATA[Eclipse Software]]></category>
		<category><![CDATA[Free Software]]></category>
		<category><![CDATA[Free Softwares]]></category>
		<category><![CDATA[PDT Project]]></category>
		<category><![CDATA[php]]></category>
		<category><![CDATA[Platform]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[محیط توسعه مجتمع]]></category>
		<category><![CDATA[محیط توسعه نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزارهای آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزار آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[پی اچ پی]]></category>
		<category><![CDATA[پی‌اچ‌پی در لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز (اپن سورس)]]></category>
		<category><![CDATA[کدنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=584</guid>
		<description><![CDATA[PHP Development Tools Project نام کامل یک بسته‌ی نرم‌افزاری خوب و کامل است که به‌اختصار PDT Project نام‌گذاری شده‌است. این پروژه‌ی نرم‌افزاری، یک محیط توسعه مجتمع کامل برای توسعه‌دهندگان زبان PHP است که بیشتر/همه‌ی component های مورد نیاز یک توسعه‌دهنده PHP را فراهم می‌سازد. این محیط توسعه برای پلتفرم Eclipse ساخته شده‌است تا قدرت این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">PHP Development Tools Project نام کامل یک بسته‌ی نرم‌افزاری خوب و کامل است که به‌اختصار PDT Project نام‌گذاری شده‌است. این پروژه‌ی نرم‌افزاری، یک محیط توسعه مجتمع کامل برای توسعه‌دهندگان زبان PHP است که بیشتر/همه‌ی component های مورد نیاز یک توسعه‌دهنده PHP را فراهم می‌سازد. این محیط توسعه برای <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Eclipse_(software)" target="_blank">پلتفرم Eclipse</a> ساخته شده‌است تا قدرت این پلتفرم را به نمایش بگذارد. در مورد Eclipse SDE باید بگویم که یک محیط توسعه نرم افزار چندزبانه است که به صورت نرم‌افزار آزاد و بازمتن منتشر می‌شود. PDT برای Eclipse ساخته شده‌است و کسی‌که بخواهد PHP را در لیست چند زبانه Eclipse داشته‌باشد، می‌تواند از آن استفاده‌کند. این پروژه کاملا cross-patform است و زنجیره‌ی ابزار آن برای توسعه PHP در سیستم‌عامل‌های مختلف قابل استفاده‌است. این نرم‌افزار تحت <a href="http://www.eclipse.org/legal/epl-v10.html" target="_blank">اجازه نامه عمومی Eclipse</a> منتشر می‌گردد که توسط <a href="http://www.eclipse.org/" target="_blank">بنیاد Eclipse </a>تنظیم شده‌است. این بنیاد یک کنسرسیوم متشکل از تعداد زیادی از شرکت‌های بزرگ جهانی است که از شرکت‌های پایه‌ی آن می‌توان به Oracle، Nokia و IBM اشاره‌کرد. بنیاد یادشده در سایت رسمی خود اعلام کرده‌است که تا این لحظه ۱۷۰ شرکت کوچک و بزرگ به عضویت این نهاد در آمده‌اند<a href="http://www.eclipse.org/membership/showAllMembers.php" target="_blank">*</a>. به هر حال PDT یک جایگزین مناسب برای همه نرم‌افزارهای غیرآزادی است که در همین زمینه به فعالیت می‌پردازند. اگر یک محیط توسعه مجتمع کامل برای توسعه PHP در سیستم‌عامل مورد استفاده‌ی خود نیاز دارید و می‌خواهید باز متن و آزاد هم باشد، PDT Project را <a href="http://www.eclipse.org/pdt/" target="_blank">دریافت کنید</a>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/08/09/pdt-project_php-development-tools-project/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بلاگیلو: طعم تازه وبلاگ‌نویسی!</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/06/25/blogilo/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/06/25/blogilo/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 25 Jun 2010 13:54:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزادی نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[bilbo blogger]]></category>
		<category><![CDATA[blogilo]]></category>
		<category><![CDATA[Free Software]]></category>
		<category><![CDATA[Free Softwares]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگیلو]]></category>
		<category><![CDATA[بیلبو بلاگر]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد مومنی]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزارهای آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزار آزاد ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز (اپن سورس)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=568</guid>
		<description><![CDATA[این‌که یک نرم‌افزار آزاد باشد، بازمتن باشد، کاربردی هم باشد و مهم‌تر این که وطنی باشد، یعنی با یک نرم‌افزار کارآمد طرف هستیم! Blogilo (بخوانید: بلاگیلو) چنین نرم‌افزاری است؛ برنامه‌ای کاربردی که توسط مهرداد مومنی و گلناز نیلیه نوشته و ساخته‌شده‌است و برای مدیریت وبلاگ و ارسال نوشتار به وبلاگ به‌کار می‌رود. بلاگیلو برای محیط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">این‌که یک نرم‌افزار آزاد باشد، بازمتن باشد، کاربردی هم باشد و مهم‌تر این که <strong>وطنی</strong> باشد، یعنی با یک نرم‌افزار کارآمد طرف هستیم! Blogilo (بخوانید: بلاگیلو) چنین نرم‌افزاری است؛ برنامه‌ای کاربردی که توسط <a href="http://mtux.wordpress.com" target="_blank">مهرداد مومنی</a> و گلناز نیلیه نوشته و ساخته‌شده‌است و برای مدیریت وبلاگ و ارسال نوشتار به وبلاگ به‌کار می‌رود. بلاگیلو برای محیط میزکار&#8221;<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B2%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C" target="_blank">کی‌دی‌ای</a>&#8221; نوشته شده و تحت <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C_%D9%87%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%AF%D9%86%D9%88" target="_blank">مجوز GPL</a> منتشر می‌شود. این برنامه علاوه بر سیستم‌عامل لینوکس، روی ویندوز هم قابل استفاده‌است (می‌بایست برای ویندوز کامپایل شود) و cross-platform لقب می‌گیرد. این برنامه‌ی مفید از بسیاری از سیستم‌های مدیریت محتوا مانند وردپرس، مووبل تایپ، بلاگر و متاوبلاگ پشتیبانی می‌کند؛ علاوه بر این، از بلاگیلو می‌توانید به عنوان یک نرم‌افزار ویرایش‌گر متن و ویرایش‌گر زبان نشانه‌گذاری HTML استفاده کنید. در بلاگیلو، کاربر می‌تواند پست‌های وبلاگ خود را به‌روزرسانی، حذف یا ویرایش کند یا پستی را منتقل سازد. این برنامه محیط پیش‌نمایش یک پست را در وبلاگ شما شبیه‌سازی نیز می‌کند که شما را از دست‌رسی از طریق مرورگر به سیستم مدیریتی وبلاگ‌تان، بی‌نیاز می‌کند. به‌علاوه شما در بلاگیلو یک غلط گیر املایی را -که پیش‌فرض KDE است- در اختیار دارید که بیشتر زبان‌ها را پشتیبانی می‌کند. جالب‌است بدانید &#8220;بلاگیلو&#8221; یک واژه‌ی ساختگی با زبان فراساخته‌ی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88" target="_blank">اسپرانتو</a> است به معنای ابزار بلاگ.</p>
<p style="text-align: justify;">این نرم‌افزار با استفاده از زبان برنامه‌نویسی سی‌++ نوشته شده که می‌توانید مراحل توسعه‌ی آن‌را از <a href="http://cia.vc/stats/project/kde/blogilo" target="_blank">این‌جا</a> دنبال کنید. توسعه‌دهندگان نرم‌افزارهای آزاد می‌توانند برای هم‌کاری در این پروژه، نسخه‌های مختلف آن‌را با کاربردهای مختلف (برای مثال کامپایل‌های سیستم‌عامل‌های غیر از لینوکس) آماده‌سازی کنند و از <a href="http://blogilo.gnufolks.org/contribute/" target="_blank">این‌صفحه</a>، توسعه‌ی خود را به اطلاع توسعه‌دهندگان اصلی بلاگیلو برسانند. برای دریافت نرم‌افزار بلاگیلو متناسب با سیستم عامل مورد استفاده‌ی خود می‌توانید به صفحه‌ی <a href="http://blogilo.gnufolks.org/download/" target="_blank">دریافت برنامه</a>، مراجعه کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/06/25/blogilo/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سپاس از نجف دریابندری</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/06/08/%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%ac%d9%81-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%86%d8%af%d8%b1%db%8c/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/06/08/%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%ac%d9%81-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%86%d8%af%d8%b1%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Jun 2010 08:35:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[نجف دریابندری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=562</guid>
		<description><![CDATA[با خبر شدم نجف دریابندری، مترجم پیشکسوت کشورمان به دلیل سکته‌ی مغزی مدتی در بیمارستان به‌سر برده‌‌است و وقتی از خبر سلامتی و مرخصی ایشان از بیمارستان با خبر شدم واقعا خوشحال شدم. اما حرف من درباره‌ی این وقایع رخ‌داده نیست؛ قصد نوشتن این پست، سرزنش خودم و شاید خیلی‌های دیگر باشد که در حمایت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">با خبر شدم <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%AC%D9%81_%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C" target="_blank">نجف دریابندری</a>، مترجم پیشکسوت کشورمان به دلیل سکته‌ی مغزی مدتی در بیمارستان به‌سر برده‌‌است و وقتی از خبر سلامتی و مرخصی ایشان از بیمارستان با خبر شدم واقعا خوشحال شدم. اما حرف من درباره‌ی این وقایع رخ‌داده نیست؛ قصد نوشتن این پست، سرزنش خودم و شاید خیلی‌های دیگر باشد که در حمایت زبانی از هنرمندان و کسانی که به آن‌ها علاقه‌داریم، داعیه‌دار هستیم اما هنگامی که باید پشتیبانی کنیم، دست‌مان به‌کار نمی‌رود. این‌که بیماری یک مترجم یا هرکس دیگری، بهانه‌ای برای نوشتن من و امثال من شود، واقعا تاسف برانگیز است. <strong>من </strong>و امثال من، از مدت‌ها پیش قصد نوشتن درباره‌ی هنرمندها و آدم‌های مورد علاقه‌ی‌مان را داریم اما تا زمانی که اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد، چیزی نمی‌نویسیم؛ یعنی باید برای آن فرد اتفاقی بیفتد تا به‌یاد او باشیم؟ حتما باید خبر بستری شدن‌ش را در بیمارستان بشنویم تا شروع به‌نوشتن کنیم؟</p>
<p style="text-align:justify;">نمی‌دانم تشکر و قدردانی از طریق نوشتن در یک بلاگ شخصی تا چه حد می‌تواند موثر باشد؛ اما به هرحال من از همین پست از نجف دریابندری به‌خاطر همه‌ی کتاب‌هایی که برای فارسی‌زبان‌ها ترجمه‌کرد، به‌خاطر تک‌تک واژه‌های زیبایش، سپاس‌گزاری می‌کنم و امیدوارم باز هم شاهد فعالیت‌های ایشان باشم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/06/08/%d8%b3%d9%be%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%ac%d9%81-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8%d9%86%d8%af%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با هم گوش کنیم</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/06/03/waiting-for-the-rapture/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/06/03/waiting-for-the-rapture/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 03 Jun 2010 16:32:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[music]]></category>
		<category><![CDATA[Oasis]]></category>
		<category><![CDATA[اوسز]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=558</guid>
		<description><![CDATA[ترانه ای از Oasis به نام Waiting For The Rapture. گوش کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ترانه ای از <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Oasis_%28band%29" target="_blank">Oasis</a> به نام Waiting For The Rapture.</p>
<p><a href="http://www.last.fm/music/Oasis/_/Waiting+for+the+Rapture" target="_blank">گوش کنید</a>.</p>
<p><img class="size-medium wp-image-559 alignright" title="oasis" src="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2010/06/oasis.jpg?w=296" alt="" width="296" height="300" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/06/03/waiting-for-the-rapture/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شتاب منفی وبلاگستان فارسی</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/05/12/%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/05/12/%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 13:05:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[Internet]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار آی‌تی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[دلایل کاهش وبلاگ نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه‌های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویس]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌نویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=504</guid>
		<description><![CDATA[دوره‌ای را که مهاجرت وبلاگ‌نویسان از سرویس‌های وطنی به سرویس‌های جهانی افزایش شدیدی یافت، به یاد آورید؛ آن‌دوره همراه با افزایش نوشته‌های وبلاگی به فارسی در اینترنت شده‌بود. پس از آن، مدتی سرعت تولید محتوا به فارسی کاهش‌یافت و دوباره با مهاجرت بلاگرها به سایت‌های شخصی‌شان، سرعت تولید محتوا افزایش پیدا کرد. اما این‌روزها خبری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">دوره‌ای را که مهاجرت وبلاگ‌نویسان از سرویس‌های وطنی به سرویس‌های جهانی افزایش شدیدی یافت، به یاد آورید؛ آن‌دوره همراه با افزایش نوشته‌های وبلاگی به فارسی در اینترنت شده‌بود. پس از آن، مدتی سرعت تولید محتوا به فارسی کاهش‌یافت و دوباره با مهاجرت بلاگرها به سایت‌های شخصی‌شان، سرعت تولید محتوا افزایش پیدا کرد. اما این‌روزها خبری از تحول در وب‌فارسی دیده نمی‌شود و طرف‌داران همیشگی وب‌فارسی، به روشنی متوجه کاهش شتاب وبلاگ‌نویسی به فارسی شده‌اند. اگر بحث را روی شاخه‌های مختلف متمرکز کنیم، کاملا متوجه این کاهش شتاب خواهیم‌شد. برای مثال شاخه‌ی فناوری اطلاعات را درنظر بگیرید؛ سال‌های گذشته وبلاگ‌نویسان بسیاری در این زمینه فعالیت مداوم داشتند و از شاخه‌های دیگر وبلاگ‌نویسان، با اختلاف قابل توجهی جلو افتاده‌بودند. اما این‌روزها شاهد افت شدید وبلاگ‌نویسی در زمینه‌های مختلف شده‌ایم: وبلاگ‌هایی که روزانه حذف می‌شوند، بلاگرهایی که این عرصه را ترک کرده‌اند و وبلاگ‌نویسانی که بدون انگیزه و هر از چندگاهی پستی منتشر می‌کنند. با توجه به آماری که نرم‌افزارهای اشتراک Feed منتشر می‌کنند، به روشنی، افت تولید محتوا به فارسی مشخص‌است. این پدیده که بی‌سابقه هم نبوده و این‌روزها به اوج خودش رسیده، دلایلی دارد که در ادامه به‌آن‌ها می‌پردازیم:</p>
<p style="text-align:justify;">گسترش کوتاه‌نویسی (Minimal) که این‌روزها بسیار چشم‌گیر است * ، از دلایلی‌است که پدیده کاهش تولید محتوا را سبب شده‌است. افزایش مشغله‌های فکری و کم‌بود وقت کافی باعث شده بسیاری از وبلاگ‌نویسان به این شیوه‌ی تولید نوشته، روی بیاورند. مینی‌مال که انواع مختلفی دارد ممکن است یک جمله باشد یا در نهایت به یک پاراگراف ختم شود. پس به جز ایده‌ی نوشتن مینی‌مال (که واقعا یک هنر محسوب می‌شود)، تمامی مراحل تولید این نوع نوشته به سرعت صورت می‌گیرد: بلاگر ایده‌ای در ذهن دارد، آن‌را شکل می‌بخشد و در فرصت کوتاهی در وبلاگ‌ش منتشر می‌کند. آن پست در سرویس‌های اجتماعی اینترنت به اشتراک گذاشته می‌شود و خواندن آن هم برای مخاطبان بسیار آسان‌تر و سریع‌تر از خواندن یک پست طولانی در یک وبلاگ تخصصی‌است. پس کوتاه‌نویسی باعث شده وبلاگ‌ها از تخصصی بودن خارج شوند و به جملات کوتاه &#8211; و در عین حال زیبا &#8211; بسنده‌شود. این سبک از نوشته‌ها زمانی زیبا و خواندنی هستند که مخاطب وبلاگ‌های فارسی، پس از خواندن تعداد زیادی پست نسبتا حجیم، آن‌ها را بخواند و از تضادی که بین دو سبک نوشته‌ها وجود دارد لذت ببرد. اما این‌روزها تعادل میان کوتاه‌نویسی و بلندنویسی در وب فارسی بر هم خورده و این موضوع علاوه بر منفی کردن شتاب تولید محتوا، لذت خواندن نوشته‌های کوتاه را نیز کم‌تر کرده‌است.</p>
<p style="text-align:justify;">سایت‌های اجتماعی، مسبب دیگر کاهش نوشته‌های جدید در وب‌فارسی است. استقبال از سایت‌های اجتماعی جذابی چون Google Reader  و Facebook، باعث شده تولید محتوا، از وبلاگ‌ها به آن‌سرویس‌ها منتقل شود. در واقع بسیاری از بلاگرها به‌جای انتشار محتوای خود در وبلاگ‌شان، آن نوشته را مستقیما از طریق سایت‌های اجتماعی منتشر می‌کنند و به‌اشتراک می‌گذارند. پس در این بحث به‌این نتیجه می‌رسیم که تولید نوشته وجود دارد، اما در سایت‌های اجتماعی محدود شده‌است. به بیان بهتر، پست‌های منتشر شده در اختیار مخاطبان کم‌تری نسبت به مخاطبان وبلاگ‌ها قرار می‌گیرد. هر یک از ما که در سایتی اجتماعی مانند Google Reader فعالیت داریم، در نهایت ممکن‌است مخاطبان‌مان به عدد خاصی محدود شوند؛ اما مخاطبان وبلاگ‌ها به هیچ عددی محدود نمی‌شوند.</p>
<p style="text-align:justify;">نبود انگیزه برای تولید محتوا عامل دیگری‌است که وبلاگ‌نویسی به زبان فارسی را تحت تاثیر قرار داده‌است. بسیاری از بلاگرهای امروزی بر این باورند که نوشتن، هیچ فایده‌ای برای‌شان ندارد و به همین دلیل دست از نوشتن می‌کشند! در واقعیت، آن‌ها انگیزه‌ای برای ادامه فعالیت‌شان ندارند پس ترجیح می‌دهند که یا ننویسند، یا کوتاه و بدون موضوع بنویسند. درحالی که این باور، اشتباه‌است. نوشتن -حتی اگر مخاطبی در کار نباشد- همیشه برای نویسنده مفید است، کسی که می‌نویسد، میل به پیشرفت دارد و هر بار سعی‌ش برآن‌است که بهتر بنویسد و در پایان از نظر موضوع نگارش، شیوه نگارش و خیلی چیزهای دیگر پیشرفت خواهد کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">پدیده کاهش شتاب وبلاگ‌نویسی در وب‌فارسی، به عقیده من زودگذر خواهد بود، اما برای این‌که هرچه زودتر آن‌را پشت سر بگذاریم، به چند پیشنهاد اشاره می‌کنم. ابتدا این‌که نویسندگان وبلاگ‌ها، خودشان را به کوتاه‌نویسی محدود نکنند. کوتاه‌نویسی زمانی زیباست که در تضاد با نوشته‌های حجیم باشد. دوم این‌که نوشته‌های‌تان را ابتدا در وبلاگ‌تان منتشر کنید و سپس آن‌را در سایت‌های اجتماعی به‌اشتراک بگذارید؛ به این ترتیب هم وبلاگ‌تان پرطرف‌دار می‌شود، هم در آن‌سایت اجتماعی طرف‌دار خواهید داشت و هم چرخ وبلاگ‌نویسی فارسی، باز خواهد چرخید! و در آخر از بلاگرها می‌خواهم با هدف به کارشان ادامه بدهند تا انگیزه‌ی وبلاگ‌نویسی از بین نرود و زبان فارسی هم‌چنان به عنوان یکی از زبان‌های پیشگام در وبلاگ‌نویسی به شمار بیاید.</p>
<p style="text-align:justify;">&#8212;</p>
<p style="text-align:justify;">*: به هیچ‌عنوان قصد زیر سوال بردن سبک زیبای کوتاه‌نویسی را ندارم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/05/12/%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>30</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقش اینترنت در زندگی</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/03/30/role-of-internet-in-our-life/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/03/30/role-of-internet-in-our-life/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Mar 2010 05:03:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[Internet]]></category>
		<category><![CDATA[role of internet]]></category>
		<category><![CDATA[role of internet in our life']]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت و انسان]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت و دلایل ظهور آن]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت و شبکه‌های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت و مردم ایران]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت و نقش آن]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت و نقش آن در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت و هدف آن]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت چه فایده‌ای دارد؟]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت چیست؟]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[خودم !]]></category>
		<category><![CDATA[دلایل وجود اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی بشر و اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه اینترنت و نقش آن در زندگی مردم]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[فایده‌ی اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله نقش اینترنت در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نقش internet]]></category>
		<category><![CDATA[نقش اینترنت در زندگی بشر]]></category>
		<category><![CDATA[نقش اینترنت در گسترش فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[هدف اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2.0]]></category>
		<category><![CDATA[وب 3.0]]></category>
		<category><![CDATA[چرا باید از اینترنت استفاده کنیم؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=498</guid>
		<description><![CDATA[پیش‌گفتار: نوشته‌ی زیر، بخشی از مقاله‌ی من در زمینه‌ی &#8220;نقش اینترنت در زندگی ما انسان‌های امروزی&#8221; است که برای یک نشریه منطقه‌ای آماده کرده‌ام. از آن‌جایی که هیچ‌جا وبلاگ خود آدم نمی‌شود(!)، هماهنگ شد تا بتوانم قسمتی از مقاله را در قالب پستی در این بلاگ منتشر کنم. گسترش روز افزون اطلاعات و ارتباطات، پیشرفت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="color: #c0c0c0;">پیش‌گفتار: نوشته‌ی زیر، بخشی از مقاله‌ی من در زمینه‌ی &#8220;نقش اینترنت در زندگی ما انسان‌های امروزی&#8221; است که برای یک نشریه منطقه‌ای آماده کرده‌ام. از آن‌جایی که هیچ‌جا وبلاگ خود آدم نمی‌شود(!)، هماهنگ شد تا بتوانم قسمتی از مقاله را در قالب پستی در این بلاگ منتشر کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;">گسترش روز افزون اطلاعات و ارتباطات، پیشرفت سریع دانش و فناوری، افزایش شتاب در انجام امور روزمره و موارد بسیاری از این قبیل، همه و همه حاکی از وجود پدیده‌ای است که بسیاری از فعالیت‌های زندگی ما را دگرگون ساخته و تحت تاثیر خود قرار داده‌است.<br />
این پدیده‌ی شگرف که انقلابی در زمینه‌ی توزیع اطلاعات در جهان به راه انداخته، همان اینترنت است که بسیاری از ما از آن استفاده می‌کنیم یا دست کم نام آن را از رسانه‌های مختلف شنیده‌ایم و یا مطالبی درباره‌ی آن در روزنامه‌ها، مجلات و کتاب‌های متعدد خوانده ایم.<br />
اینترنت، عظیم‌ترین منبع اطلاعاتی جهان و گسترده‌ترین شبکه‌ی اجتماعی انسان‌ها، زندگی ما را به طور قابل ملاحظه‌ای تحت تاثیر خود قرار داده و همه‌ی ما درگیر آن شده ایم. حتی بسیاری از کسانی که از این سرویس استفاده نمی‌کنند یا شرایط استفاده از اینترنت برایشان فراهم نیست، خواسته یا ناخواسته وارد جریان تاثیرگذار اینترنت شده‌اند؛ البته به صورت غیرمستقیم.<br />
امروزه جوانب مختلف زندگی بشر به اینترنت وابسته شده است. از اولین دوره‌ی تکامل انسان – که همان دوره‌ی یادگیری در مدارس است – تا باقی دوره‌ها، حضور شبکه‌ی اینترنت به خوبی احساس می‌شود. این روزها در سطح جهان، کمتر دانش آموز یا دانشجویی پیدا می‌شود که از فناوری‌های وابسته به اینترنت استفاده نکند و از اهمیت آن بر سیر تکامل آموزشی خود چشم بپوشد. در مدارس و دانشگاه‌ها، پژوهش‌ها و تحقیقات به طرز شگفت‌آوری به شبکه‌ی جهانی وب – که از فناوری‌های تحت پوشش اینترنت است – وابسته شده‌است و تقریبا بدون یاری گرفتن از وب سایت‌های اینترنتی، انجام پژوهش‌های بزرگ غیرممکن است.<br />
آسان‌تر از این نمی‌شود! شما موضوعی در اختیار دارید که موظف به انجام پژوهشی پیرامون آن هستید. به اینترنت متصل می‌شوید، نرم افزار مرورگر اینترنتی دل‌خواه خود را اجرا می‌کنید، وارد موتور جستجوگر مورد نظر خود می‌شوید و موضوع مذکور را تایپ می‌کنید؛ تنها با یک کلیک ساده، به انبوهی از اطلاعات دست می‌یابید که هر کدام در وب سایتی متمایز، بایگانی شده است. صفحات متعدد با سلیقه‌های مختلف، فقط درباره‌ی یک موضوع، کاربر را وسوسه به انجام پژوهش‌ها و کاوش‌های بیشتری می‌کند. هربار، نتیجه‌ها بیشتر از قبل خواهند بود؛ صفحات گسترده تر می‌شوند؛ برای هر موضوع زیرمجموعه‌های فراوانی پیدا می‌شوند و انبوه اطلاعات، چنان کاربر را در خود غرق می‌کند که گذر زمان احساس نمی‌شود و کاربر پس از رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، متوجه می‌شود که علاوه بر رسیدن به مطلوب خود، حجم عظیمی از اطلاعات را به گنجایش مغز خود افزوده‌است و دانستنی‌های خود را چند برابر ساخته؛ آن‌هم در فرصتی اندک و در نهایت آرامش خاطر.<br />
با اینترنت، کاربر برای رسیدن به خواسته‌ی خود، حق انتخاب دارد و دامنه‌ی این حق بسیار گسترده‌است. این دامنه‌ی وسیع، هنگامی دو چندان می‌شود که جستجوها به زبان بین‌المللی نیز انجام شود. هنگامی نتیجه‌ی کاوش‌های اینترنتی واقعا ایده‌آل خواهند بود که کاربر به زبان انگلیسی هم مسلط باشد و بتواند جستجوی خود را در سطح جهانی نیز تکرار کند. مقایسه‌ی نتیجه‌ها در دو زبان مختلف، با وجود فرهنگ‌ها و سلایق متعدد، واقعا دلچسب است و در کاربر حسی را به وجود می‌آورد که اصطلاحا به آن &#8220;اندیشه‌ی چند بعدی&#8221; گفته می‌شود. این که دریچه‌های ذهن ما باز شود و عقاید مختلف درباره‌ی موضوعی واحد را با هم داشته باشیم، به ما در از دست دادن تعصب‌های بی دلیل، کمک شایانی می‌کند.<br />
پهنای تاثیرات اینترنت به همین‌جا محدود نمی‌شود؛ اثرات مستقیم این فناوری روی کار و فعالیت‌های شغلی ما تمرکز کرده و آن را مورد هدف قرار داده‌است. انجام پروژه‌های مختلف به صورت آنلاین، خرید و فروش‌های پر رونق اینترنتی، تجارت و مدیریت تحت وب و بسیاری دیگر، از وابستگی مشغله‌های زندگی ما به اینترنت و متعلقات آن خبر می‌دهد. شبکه‌های بین بانکی از جمله‌ی همین متعلقات است. با ظهور اینترنت، فعالیت‌های بانکی چنان تحولی پیدا کرد که کمتر کسی فکر آن را می‌کرد. حتی تصور این که روزی به عصر پیش از اینترنت باز گردیم و از بانکداری اینترنتی، سیستم‌های خودپرداز بانکی و این دسته از خدمات چشم‌پوشی کنیم، برای‌مان بسیار دشوار است.<br />
به عنوان مثال، بسیاری از ما عادت کرده‌ایم برای پرداخت قبوض مختلف به جای اتلاف وقت در صف‌های طولانی بانک‌ها، از روش پرداخت اینترنتی استفاده کنیم و با گذشت زمان این عادت در ما قوی‌تر شده، به طوری که دیگر نظام بانکداری سنتی را منسوخ می‌دانیم.<br />
هرچه بیشتر نکته‌بین باشیم، از تاثیر اینترنت در همه‌ی ابعاد زندگی بیشتر خبردار می شویم. همان‌گونه که می دانید، یکی دیگر از ابعاد مهم زندگی همه‌ی ما، زندگی اجتماعی درکنار آشنایان و دوستانمان است و تجربه ثابت کرده‌است که وابستگی بشر به زندگی اجتماعی‌اش غیرقابل انکار است. در ابتدای ظهور اینترنت، بسیاری فکر می‌کردند که این فناوری منجر به کاهش ارتباطات میان مردم می‌شود و ممکن‌است باعث انزوای انسان‌ها و کاهش اجتماعی بودن آن‌ها شود. اما این روزها شاهد آن هستیم که اینترنت نه تنها روابط ما را کاهش نداده، بلکه آن را بیشتر هم کرده و حتی این رابطه‌ها را به صورت جهانی ساخته‌است.<br />
امروزه کم‌تر کاربری یافت می‌شود که از اینترنت استفاده کند اما عضویتی در یکی از شبکه‌های اجتماعی مجازی نداشته باشد. شبکه‌های اجتماعی در اینترنت، موجب گسترده‌تر شدن دامنه‌ی ارتباطات ما هم شده‌است؛ ما می‌توانیم آشنایانی را که مدت بسیاری است از آن‌ها خبر نداریم یا از آن‌ها بسیار دور هستیم، در فضای مجازی پیدا کنیم و معاشرتمان را با آن‌ها از سر بگیریم. دوستانی را که زمان درازی‌است ندیده‌ایم، بار دیگر می‌بینیم و در مجموعه‌ای گسترده‌تر، به دوستی‌مان ادامه می‌دهیم. می‌توانیم از کتاب‌ها، فیلم‌ها، سلایق و عقاید یکدیگر استفاده کنیم و آن‌ها را با سایر دوستانمان به اشتراک بگذاریم؛ آن‌هم با چند کلیک. در حالی که این کارها، پیش‌تر بسیار وقت‌گیر بودند و نیاز به حوصله‌ی فراوانی داشتند و همه‌ی این‌ها در نهایت به رشد فکری و تکامل دسته‌جمعی کاربران کمک می‌کند.<br />
*<br />
صحبت از اثرات اینترنت بر زندگی ما چنان وسیع‌است که نیاز به تالیف متون متعدد احساس می‌شود و نمی‌توان تنها به یک مقاله بسنده کرد. هر قدر ابعاد زندگی ما وسیع‌تر شود، تاثیر مستقیم و غیر مستقیم اینترنت نیز بر زندگی ما گسترده‌تر می‌شود و این‌دو تا زمانی‌که کمالات و دانستنی‌های بشر نامحدود باشند، به یکدیگر وابسته خواهند بود و تا زمانی که تکنولوژی دیگری جایگزین اینترنت نشود، زندگی ما هم مستقل از این شبکه‌ی جهانی نخواهد شد.<br />
این‌چنین است که جهان انسان‌ها به کامپیوترها وابسته شده‌است و جدا کردن انسان‌ها از کامپیوترهایشان امری غیرممکن تلقی می‌شود. به‌آسانی می‌توان دریافت که تلاش برای دورکردن بشر از اینترنت، امری کاملا بیهوده‌است و مطمئنا چنین تلاشی بی‌نتیجه خواهد ماند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/03/30/role-of-internet-in-our-life/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با هم گوش کنیم: “یک چیز غریب”</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/03/27/amy-macdonald_a-curious-thing/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/03/27/amy-macdonald_a-curious-thing/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Mar 2010 13:47:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[A Curious Thing]]></category>
		<category><![CDATA[a curious thing album]]></category>
		<category><![CDATA[amy macdonald]]></category>
		<category><![CDATA[Folk Rock]]></category>
		<category><![CDATA[music]]></category>
		<category><![CDATA[Rock]]></category>
		<category><![CDATA[Soft Rock]]></category>
		<category><![CDATA[This is the life - amy macdonald]]></category>
		<category><![CDATA[آلبوم یک چیز غریب]]></category>
		<category><![CDATA[آهنگ زندگی همین است]]></category>
		<category><![CDATA[امی مک دونالد]]></category>
		<category><![CDATA[امی مک دونالد موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[امی مک‌دونالد]]></category>
		<category><![CDATA[راک]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی همین است]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[موزیک امی مک‌دونالد]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی راک]]></category>
		<category><![CDATA[مک دونالد]]></category>
		<category><![CDATA[یک چیز غریب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=487</guid>
		<description><![CDATA[چندی پیش ترانه‌ای با عنوان &#8220;زندگی همین است&#8221; از Amy Macdonald (بخوانید: امی مک‌دونالد) در این بلاگ گذاشتم که با استقبال خوبی روبه‌رو شد. امی مک‌دونالد، خواننده و ترانه‌نویس پرآوازه‌ی اسکاتلندی است که آلبوم اول او در سال ۲۰۰۷ با فروشی معادل ۲٫۵ میلیون کپی همراه بود. سبک اصلی موسیقی او، Soft Rock (راک آرام؟!) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">چندی پیش ترانه‌ای با عنوان &#8220;<a href="http://kptools.wordpress.com/2009/08/15/amy-macdonald_this-is-the-life/" target="_blank">زندگی همین است</a>&#8221; از <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Amy_Macdonald_%28singer%29" target="_blank">Amy Macdonald</a> (بخوانید: امی مک‌دونالد) در این بلاگ گذاشتم که با استقبال خوبی روبه‌رو شد. امی مک‌دونالد، خواننده و ترانه‌نویس پرآوازه‌ی اسکاتلندی است که آلبوم اول او در سال ۲۰۰۷ با فروشی معادل ۲٫۵ میلیون کپی همراه بود. سبک اصلی موسیقی او، Soft Rock (راک آرام؟!) است؛ او هم‌چنین در شاخه‌های Acoustic ، Indie Rock و Folk Rock نیز فعالیت می‌کند.</p>
<p style="text-align:justify;">امی مک‌دونالد به‌تازگی (در ۸ مارس ۲۰۱۰) آلبومی منتشر کرده به نام <em>A Curious Thing</em> که برگردان این نام به فارسی می‌شود: &#8216;یک چیز غریب&#8217; یا &#8216;چیزی غریب&#8217;. سبک اصلی آلبوم یک چیز غریب<em> </em>همان <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Soft_rock" target="_blank">Soft Rock</a> است، با این حال بسیاری از طرف‌داران موسیقی امی، این آلبوم را در ژانر Rock قرار می‌دهند. فضای این آلبوم به عقیده‌ی من کاملا با نامش هماهنگ است؛ همه‌چیزش غریب است، ملودی‌ها برای شنونده ناآشنا هستند و موسیقی آن طوری‌است که انگار تا به‌حال چنین سبکی نشنیده‌اید. پیش از انتشار آلبوم، امی برای هوادارانش <a href="http://www.dailyrecord.co.uk/showbiz/2009/09/21/amy-macdonald-set-to-release-new-album-next-year-86908-21689388/" target="_blank">نوشته بود</a>: &#8220;در حال نوشتن ترانه‌ها برای آلبوم هستم&#8230; چند دمو از کار را شخصا رکورد کردم&#8230; بعضی از ترانه‌ها واقعا شگفت‌انگیز هستند&#8230; فقط صبر کنید تا آلبوم آماده شود&#8230;&#8221;. این ذوق خواننده‌ی ۲۲ ساله پیش از انتشار آلبوم، نشان‌دهنده‌ی تازه‌کار بودن او نیست؛ بیان‌گر علاقه‌ی شدیدی‌است که به کار خود دارد و نشان‌دهنده‌ی این‌است که او گفته‌هایش را خیلی زود عملی می‌کند. همان‌طور که در سایت رسمی امی <a href="http://www.amymacdonald.co.uk/gb/biography/" target="_blank">نوشته‌شده</a>؛ امی در بهار ۲۰۰۹ شروع به نوشتن ملودی‌های آلبوم می‌کند. او ایده‌ی هر Track را از زندگی روزمره‌اش الهام می‌گیرد. روزانه شعرها و ایده‌هایش برای نوشتن ترانه‌ها را در دفتر یادداشت‌های روزمره‌اش می‌نویسد و سپس در استودیو، آن‌ها به زبان موسیقی ترجمه می‌شوند. در این آلبوم، امی علاوه بر خواندن، نوازندگی گیتار را هم برعهده دارد. آلبوم از ۱۴ قطعه (Track) تشکیل شده و زمان کل آلبوم ۵۰:۱۸  است.</p>
<div id="attachment_494" class="wp-caption alignleft" style="width: 260px"><img class="size-full wp-image-494" title="کاور آلبوم &quot;یک چیز غریب&quot;" src="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2010/03/amy_macdonald_-_a_curious_thing.jpg" alt="امی مک‌دونالد: یک چیز غریب" width="250" height="250" /><p class="wp-caption-text">امی مک‌دونالد: یک چیز غریب</p></div>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">سه موضوع کلی &#8220;یک چیز غریب&#8221; را تشکیل می‌دهد: امید به زندگی، عشق، فرار از تنهایی. در جوامعی که مردم غرق در زندگی شهری شده‌اند، احساس و نیاز به حس‌کردن را از بین برده‌اند یا دلیلی برای ادامه‌ی زندگی ندارند، یک چیز غریب با ۱۴ ترانه به آن‌ها کمک می‌کند دوست داشته‌باشند، زندگی‌کنند و از موسیقی لذت ببرند. اگر قرار بود این آلبوم مثل بسیاری دیگر از آلبوم‌های غربی فقط برای فروش بیشتر ساخته شود، خواننده‌اش به فروش بیشتر آلبوم پیشین خود ادامه می‌داد و یا تور‌های بسیاری برای اجرای ترانه‌های قبلی‌اش برپا می‌کرد و آن‌قدر پول جمع می‌کرد تا دیگر به خواندن آلبوم جدیدی نیاز نداشته‌باشد. منتقدان غربی، امی مک‌دونالد را خواننده‌ای می‌خوانند که صنعت موسیقی را انتخاب نکرده و به‌جای آن به هنر موسیقی روی‌آورده‌است. یک چیز غریب، آلبومی‌است که BBC Music رتبه‌ی very positive به‌آن داده و وب‌سایت بریتانیایی <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/MusicOMH" target="_blank">OMHMusic</a> &#8211; که در امتیازدهی کمی سخت‌گیراست -از ۵ نمره به آن ۳٫۵ داده‌است.</p>
<p style="text-align:justify;">نخستین ترانه‌ی آلبوم &#8220;Don&#8217;t Tell Me That It&#8217;s Over&#8221; (به من نگو تمام شده‌است) با نوازندگی گیتار آکوستیک توسط خود امی، فضای آهنگ را شخصی‌تر کرده و با وجود این‌که گروهی متشکل از Sarah Erasmus و Bob Clearmountain و Jolyon Dixon &#8211; که همگی آن‌ها شهرتی نسبی در کشور خود دارند &#8211; در مراحل تهیه‌ی این آهنگ نقش به‌سزایی داشته‌اند؛ تمام آهنگ برپایه‌ی سلیقه‌ی خود امی مک‌دونالد نوشته‌شده و تهیه شده‌است. موضوع آهنگ که ترانه اصلی آلبوم به شمار می‌رود، نشان‌دهنده‌ی احساس خواننده نسبت به شرایط زندگی در جوامع امروزی‌است. خواننده در این آهنگ به دور شدن از زندگی مادی و این‌که پول نمی‌تواند زشتی‌ها را پنهان کند، اشاره می‌کند و می‌گوید که می‌خواهد <strong>زندگی</strong> کند &#8211; نه آن زندگی که دیگران می‌شناسند -. ژانر دقیق این ترانه، Folk Rock اسکاتلندی است؛ شاخه‌ای از راک که عناصر موسیقی بومی اسکاتلند را در خود جای داده‌است و این عناصر موسیقی، شنونده‌ی باتجربه را به یاد روزهای خاکستری اما پر امید ِ زندگی در اسکاتلند می‌اندازد.</p>
<p style="text-align:justify;">&#8216;یک چیز غریب&#8217; با آلبوم قبلی خواننده تفاوت دارد، از سبک پیشین خواننده فاصله گرفته و به راک نزدیک‌تر شده‌است. این آلبوم مطمئتا دلخواه مخاطبان شرقی نیست، تناسبی با موسیقی و فرهنگ فارسی نیز ندارد، اما همه‌ی انسان‌های جهان در چیزهای زیادی باهم مشترک‌اند و موسیقی زبانی‌است جهانی؛ پس شنیدن ترانه‌های &#8216;یک چیز غریب&#8217; با هدف زنده‌کردن عشق و امید به زندگی، به همه توصیه می‌شود؛ اگر خارج از ایران هستید، می‌توانید این آلبوم را از مراکز موسیقی خریداری کنید هم‌چنین <a href="http://www.amazon.co.uk/Curious-Thing-Amy-Macdonald/dp/B0035KGWR2?ie=UTF8&amp;s=aps&amp;qid=1264700570&amp;sr=8-1" target="_blank">خرید اینترنتی آلبوم</a> بهترین گزینه به شمار می‌آید. نسخه‌ی دیجیتالی این آلبوم برای طرف‌داران iPod  روی سرویس iTunes هم <a href="http://itunes.apple.com/gb/preorder/a-curious-thing/id357574549" target="_blank">قابل دریافت است</a>.</p>
<p style="text-align:justify;">موزیک‌ویدئوی ترانه Don&#8217;t Tell Me That It&#8217;s Over را از <a href="http://www.amymacdonald.co.uk/gb/video/" target="_blank">این‌جا</a> مشاهده کنید.</p>
<p style="text-align:justify;">+ <a href="http://www.amymacdonald.co.uk/" target="_blank">وب‌سایت شخصی Amy Macdonald</a></p>
<p style="text-align:justify;">+ <a href="http://www.amymacdonald.co.uk/gb/music/releases/albums/a_curious_thing/" target="_blank">Page رسمی آلبوم A Curious Thing</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/03/27/amy-macdonald_a-curious-thing/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آزادی در استفاده از سیستم عامل‌ها</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/03/24/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/03/24/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Mar 2010 08:29:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزادی نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[Free Software]]></category>
		<category><![CDATA[Free Softwares]]></category>
		<category><![CDATA[Operating System]]></category>
		<category><![CDATA[ubuntu]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی سیستم عامل]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[اوبونتو]]></category>
		<category><![CDATA[ایده نرم‌افزار آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[خودم !]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم عامل]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم عامل آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم عامل گنو / لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار های آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزارهای آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزارهای آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز (اپن سورس)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=480</guid>
		<description><![CDATA[علاقه‌ای به موضوع پرحاشیه‌ی &#8220;جنگ مرورگرهای وب&#8221; ندارم؛ هیچ تعصبی هم نسبت به مرورگر خاصی ندارم. علاوه بر Firefox -که مرورگر مورد استفاده‌‌ی من هست- از Chrome هم استفاده می‌کنم و زمانی که به توسعه‌ی وب و طراحی می‌پردازم، به استفاده از مرورگرهای نام‌آشنای دیگر هم روی می‌آورم تا توسعه‌‌ی انجام شده یا کد نوشته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">علاقه‌ای به موضوع پرحاشیه‌ی &#8220;جنگ مرورگرهای وب&#8221; ندارم؛ هیچ تعصبی هم نسبت به مرورگر خاصی ندارم. علاوه بر <a href="http://www.firefox.com" target="_blank">Firefox</a> -که مرورگر <strong>مورد استفاده‌</strong>‌ی من هست- از <a href="http://www.google.com/chrome" target="_blank">Chrome</a> هم استفاده می‌کنم و زمانی که به توسعه‌ی وب و طراحی می‌پردازم، به استفاده از مرورگرهای نام‌آشنای دیگر هم روی می‌آورم تا توسعه‌‌ی انجام شده یا کد نوشته شده‌ام را در مرورگرهای مختلف آزمایش کنم. شاید هرکسی چنین طرز فکری را نپذیرد؛ اما این ایده‌ای است که به من آزادی عمل می‌دهد. با همه‌ی این گفته‌ها، چیزی که می‌خواهم در موردش اینجا بنویسم، استفاده از چند مرورگر مختلف و آزادی در انتخاب آن‌ها <strong>نیست</strong>؛ این‌بار قصد دارم ایده‌ام را در وسعت بیشتری و در موضوع گسترده‌تری بیان کنم. تصمیم جدیدی که گرفته‌ام، این‌است که عقیده‌ی نداشتن تعصب را روی کامپیوتر شخصی‌ام نیز پایه‌گذاری کنم. قصد دارم فقط از یک سیستم عامل خاص -که مورد علاقه‌ام هست- استفاده نکنم، بلکه بعد از زمان کوتاهی (شاید دو هفته)، سیستم عامل دیگری به جای قبلی نصب کنم و این‌کار را زنجیره‌وار ادامه بدهم. برای مثال، الان که از <a href="http://www.ubuntu.com" target="_blank">ubuntu</a> استفاده می‌کنم و با وجود همه‌ی خوبی‌هایش کم‌کم از دست آن خسته شده‌ام، سیستم عامل دیگری را جایگزین اوبونتو می‌کنم و دو هفته (شاید بیش‌تر/کم‌تر) از آن استفاده می‌کنم و باز به سیستم عامل دیگری مهاجرت می‌کنم. این ایده که تنوع‌طلبی خاصی در آن حکم‌فرماست، به من اجازه خواهد داد که معنی واقعی‌تر <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%B1%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF" target="_blank">آزادی نرم‌افزار</a> را متوجه بشم و خودم را در تعصب خاصی (مثلا نسبت به <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9_%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3" target="_blank">توزیع‌</a>های برپایه <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86" target="_blank">Debian</a>) محدود نکنم و آزادی بیشتری داشته‌باشم. تحمل این که سه سال پشت سر هم از ubuntu استفاده کردم (آن‌هم تنها با میزکار <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%86%D9%88%D9%85" target="_blank">gnome</a>) برای من واقعا سخت بود اما نداشتن وقت کافی و شاید بیشتر از همه تنبلی خودم، باعث شده بود که در ubuntu محدود بشم و علاقه‌ی شدیدی که نسبت به میزکار gnome داشتم، باعث شده‌بود که حتی به خودم اجازه‌ی امتحان سایر گنو/لینوکس‌های برپایه‌ی Debian را ندهم. اما این ایده‌ی جدید، مرا آزادانه وادار می‌کند که از دبیان به rpm بروم و از آن‌جا سری به <a href="http://www.opensuse.org/en/" target="_blank">OpenSUSE</a> و <a href="http://www2.mandriva.com/" target="_blank">Mandriva</a> بزنم و پس از آن دست‌پخت توسعه‌دهندگان ایرانی را هم بچشم و ببینم که توزیع‌های ایرانی لینوکس چطور هستند و به همین‌ترتیب سیستم‌عامل‌های بسیاری را امتحان کنم. در مورد فواید این ایده کافی‌است بگم معنی واقعی آزادی نرم‌افزار را خواهم فهمید و این کار کمک زیادی به من در ساختن پروژه‌هایم خواهد کرد. درباره‌ی این‌که از کدام سیستم عامل شروع می‌کنم و تا چه سیستم عاملی این کار را ادامه‌خواهم داد هم باید بگویم که این مهاجرت را از اوبونتو شروع می‌کنم و پس از آن بدون برنامه‌ریزی خاصی سیستم‌عامل دیگری انتخاب می‌کنم و همین‌طور بدون در نظر گرفتن شرایط خاصی که هر توزیع ممکن‌است داشته‌باشد، آن‌ها را نصب می‌کنم. شاید این ایده تاثیر مثبتی در طرز فکرم نسبت به کامپیوتر و برنامه‌نویسی با آن داشته‌باشد.</p>
<p style="text-align:justify;">اگر این ایده توسط یکی از وبلاگ‌نویسان به صورت یک بازی وبلاگی مطرح بشود، مطمئنا جذابیت بیشتری خواهد داشت. مثلا وبلاگ‌نویسان از یکدیگر دعوت کنند که از سیستم عامل‌های مختلف استفاده کنند و تجربه‌ی خودشان را در قالب پست‌هایشان به خواننده‌ها گزارش بدهند. البته مشکلاتی چون پایین بودن سرعت اینترنت و نداشتن امکانات کافی برای مهاجرت های مداوم از سیستم عامل‌ها به یکدیگر ممکن است مانع گسترش چنین بازی وبلاگی شود؛ به همین دلیل است که خودم بازی را مطرح نکردم.</p>
<p style="text-align:justify;">خوب‌است بگویم خواندن نوشته‌هایی از <a href="http://freekeyboard.net/" target="_blank">وبلاگ جادی</a>، در شکل‌گیری این ایده، نقش زیادی داشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/03/24/%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>LMMS: ویرایش فایل‌های صوتی در لینوکس</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2010/03/11/lmms_linux_multimedia_studio/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2010/03/11/lmms_linux_multimedia_studio/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 13:40:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزادی نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[Fl Studio]]></category>
		<category><![CDATA[Linux MultiMedia Studio]]></category>
		<category><![CDATA[LMMS]]></category>
		<category><![CDATA[Midi]]></category>
		<category><![CDATA[music]]></category>
		<category><![CDATA[ubuntu]]></category>
		<category><![CDATA[ادیت موزیک در لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[اوبونتو]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه ساخت موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[ساخت فایل‌های موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[ساخت موزیک با کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس و ساخت موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزارهای آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ویرایش فایل موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ویرایش فایل‌های صوتی در لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[ویرایشگر فایل‌های صوتی]]></category>
		<category><![CDATA[پیانو در لینوکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=471</guid>
		<description><![CDATA[اگر می‌خواهید تحت سیستم عامل لینوکس به ویرایش فایل‌های صوتی بپردازید، نرم‌افزار آزاد و منبع‌باز LMMS را به شما پیشنهاد می‌کنم. برنامه‌ی LMMS یکی از بهترین و ساده‌ترین نرم‌افزارهایی‌است که برای ویرایش فایل‌های موسیقی در لینوکس وجود دارد. LMMS (یا Linux MultiMedia Studio) برنامه‌ی قدرتمندی‌است که به منظور ساخت و ویرایش فایل‌های صوتی نوشته شده‌است. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">اگر می‌خواهید تحت سیستم عامل لینوکس به ویرایش فایل‌های صوتی بپردازید، نرم‌افزار آزاد و منبع‌باز <a href="http://lmms.sourceforge.net/home.php" target="_blank">LMMS</a> را به شما پیشنهاد می‌کنم. برنامه‌ی LMMS یکی از بهترین و ساده‌ترین نرم‌افزارهایی‌است که برای ویرایش فایل‌های موسیقی در لینوکس وجود دارد. LMMS (یا Linux MultiMedia Studio) برنامه‌ی قدرتمندی‌است که به منظور ساخت و ویرایش فایل‌های صوتی نوشته شده‌است. این برنامه امکانات گسترده‌ای دارد؛ با کمک LMMS شما یک کتاب‌خانه شامل افکت‌های گوناگون، بیت‌ها و ملودی‌های مورد علاقه‌ی خود را می‌سازید و از آن‌ها در فایل‌های موزیک خود استفاده می‌کنید. یکی دیگر از امکانات این برنامه، Beat+Bassline-Editor است؛ یعنی Beat و Bass با هم در یک Timeline قرار گرفته‌اند (مانند <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Fl_studio" target="_blank">FL Studio</a>) که کار ویرایش را تا حد زیادی جذاب می‌کند. با این برنامه شما یک Piano-Roll هم دارید که می‌توانید از آن برای ساختن ملودی و pattern استفاده کنید. این برنامه از پلاگین‌های مختلف پشتیبانی می‌کند که با گسترش تعداد پلاگین‌های نوشته شده برای این نرم‌افزار، کار با آن جالب‌تر از پیش شده‌است. LMMS با بسیاری از استانداردهای صوتی مانند SoundFont2, VST(i), LADSPA, GUS Patches  و مهم‌تر از همه MIDI سازگار است و در عین حال می‌توانید فایل‌های Fruityloops® Project یا همان FLP را وارد محیط فایل‌تان کنید. علاوه بر همه‌ی این‌ها، این برنامه چند-پلتفرمه است و روی سیستم‌عامل‌های مختلف قابل اجراست. نرم‌افزار LMMS با زبان سی‌پلاس‌پلاس نوشته‌شده و تحت لایسنس <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/GNU_General_Public_License" target="_blank">GPL</a> منتشر می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">+ <a href="http://lmms.sourceforge.net/download.php" target="_blank">دریافت نرم‌افزار LMMS</a></p>
<p style="text-align: justify;">+ <a href="http://lmms.sourceforge.net" target="_blank">وب‌سایت پروژه</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2010/03/11/lmms_linux_multimedia_studio/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مشخصه‌های معتبر برای فیلدها در فرم‌های وب</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2009/10/14/choose-standard-names-for-fields/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2009/10/14/choose-standard-names-for-fields/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2009 10:47:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[browser]]></category>
		<category><![CDATA[webforms]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش طراحی وب]]></category>
		<category><![CDATA[استاندارد فرم‌های وب]]></category>
		<category><![CDATA[استاندارد مشخصه‌های فلید‌های فرم‌های وب]]></category>
		<category><![CDATA[ساختن سیستم مدیریت محتوا]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی وب]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی وب‌سایت]]></category>
		<category><![CDATA[فرم‌های وب]]></category>
		<category><![CDATA[فیلد در فرم‌های وب]]></category>
		<category><![CDATA[فیلدها]]></category>
		<category><![CDATA[مرورگر وب]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طراحی فرم های وب]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طراحی وب]]></category>
		<category><![CDATA[نکات طراحی وب‌سایت]]></category>
		<category><![CDATA[کدنویسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=447</guid>
		<description><![CDATA[ساختن فرم‌های وب، یکی از اولین گام‌هایی است که یک طراح وب می‌آموزد. این فرم‌ها، پایه‌ای ترین جزء طراحی و توسعه‌ی وب‌سایت‌هاست. متاسفانه به دلیل عدم آموزش صحیح، طراحان وب به بعضی از استانداردهای طراحی فرم‌های وب در مشخصه‌ی name دقت نمی‌کنند. همه‌ی فیلدهای یک فرم، دارای مشخصه‌های خاص خود هستند. از جمله این مشخصه‌ها، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">ساختن فرم‌های وب، یکی از اولین گام‌هایی است که یک طراح وب می‌آموزد. این فرم‌ها، پایه‌ای ترین جزء طراحی و توسعه‌ی وب‌سایت‌هاست. متاسفانه به دلیل عدم آموزش صحیح، طراحان وب به بعضی از استانداردهای طراحی فرم‌های وب در مشخصه‌ی name دقت نمی‌کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">همه‌ی فیلدهای یک فرم، دارای مشخصه‌های خاص خود هستند. از جمله این مشخصه‌ها، <strong>name</strong> است. در فرم‌های مخصوص نظرات وبلاگ‌ها، فیلدهایی مثل نام، ایمیل و آدرس وب‌سایت وجود دارد و پس از آن‌هم فیلد بزرگ‌تری برای درج دیدگاه کاربر قرار گرفته‌است. یکی از نکاتی که در ساختن فرم‌های وب به آن دقت نمی‌شود، استفاده از name درست و استاندارد برای فیلدهاست. یک طراح وب نباید از هر اسمی برای فیلدهای خود استفاده کند. برای مثال اگر یک فیلد قرار است نام کاربر را در خود جای دهد، استفاده از کلماتی مثل yourname و firstname ایرادی ندارد، اما <strong>مناسب‌تر</strong> آن‌است که از واژه‌ی <strong>author</strong> یا <strong>name </strong>برای فیلد &#8220;نام کاربر&#8221; استفاده‌کنیم. به عنوان مثال، اگر به بخش کامنت‌های یک وبلاگ که توسط وردپرس پشتیبانی می‌شود مراجعه کنید، می‌بینید که برای name فیلد &#8220;نام کاربر&#8221; از واژه author استفاده شده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;">کد زیر یک فیلد &#8220;نام کاربری&#8221; با name استاندارد را بیان می‌کند:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;">&lt;input name=&#8221;<strong>author</strong>&#8221; id=&#8221;author&#8221; type=&#8221;text&#8221; value=&#8221;Your Name&#8221; /&gt;</span></p>
<p style="text-align: justify;">و برای یک فیلد که ایمیل کاربر را دریافت می‌کند، استفاده از مشخصه‌ی email مناسب‌است:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;">&lt;input name=&#8221;<strong>email</strong>&#8221; id=&#8221;email&#8221; type=&#8221;text&#8221; value=&#8221;Your Email&#8221; /&gt;</span></p>
<p style="text-align: justify;">و برای یک فیلد که آدرس وب‌سایت/بلاگ کاربر را دریافت می‌کند، استفاده از مشخصه‌ی url مناسب‌است:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;">&lt;input name=&#8221;<strong>url</strong>&#8221; id=&#8221;url&#8221; type=&#8221;text&#8221; value=&#8221;Your Website&#8221; /&gt;</span></p>
<p style="text-align: justify;">برای  فیلد اصلی که دیدگاه و نظر کاربر را در خود جای می‌دهد، استفاده از مشخصه‌ی comment مناسب‌است:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;">&lt;textarea name=&#8221;<strong>comment</strong>&#8221; id=&#8221;comment&#8221;&gt;&lt;/textarea&gt;</span></p>
<p style="text-align: justify;">اگر در فرم‌های وب، از مشخصه‌هایی که ذکر شد استفاده کنیم، کاربری که وارد سایت شما شده، از cache مرورگر خود برای پرکردن فیلدهای فرم شما استفاده می‌کند؛ زیرا اطلاعات خود را پیشتر در یک وب‌سایت که فرم‌های استاندارد دارد (مثل بلاگ‌های وردپرس) وارد کرده و آن‌ها در مرورگر کاربر ذخیره شده‌اند. یا کاربر می‌تواند به کمک <a href="http://www.google.com/toolbar" target="_blank">نوارابزار گوگل</a> (که روی مرورگرش نصب شده) به صورت خودکار فیلدهای فرم شما را کامل کند؛ چون قبلا اطلاعات خود را در سیستم نوارابزار مذکور، ثبت کرده‌است. اما سوالی که پیش می‌آید این‌است که آیا این مشخصه‌ها واقعا استاندارد هستند؟ یا این‌که منبع این استانداردها کجاست؟ پاسخ به این سوال‌ها، وب‌سایت‌های معتبر است. شما اگر به سیستم‌های وبلاگ‌نویسی برتر سر بزنید، می‌بینید که آن‌ها هم از همین مشخصه‌ها برای  name فیلدهایشان استفاده کرده‌اند. پس اگر شما توسعه‌دهنده‌ی یک سیستم وبلاگ‌نویسی یا طراح یک سیستم مدیریت محتوا هستید، برای بخش کامنت‌های سیستم‌تان، از مشخصه‌های معتبر استفاده کنید تا یک سرویس کاربر پسندتر داشته باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">- مرتبط با:</p>
<p style="text-align: justify;"><a title="آموزش شیوه‌ی مشخص کردن لینک‌های متعارف" href="http://kptools.wordpress.com/2009/09/11/rel-canonical-link-tag" target="_blank">مشخص کردن لینک‌های متعارف (rel canonical)</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2009/10/14/choose-standard-names-for-fields/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خط من: بازی ایرانی</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2009/10/10/my-line-erfan-pc-game/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2009/10/10/my-line-erfan-pc-game/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 14:28:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[erfan video game]]></category>
		<category><![CDATA[my line erfan]]></category>
		<category><![CDATA[استودیو فنایی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی استودیو فنایی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی خط من]]></category>
		<category><![CDATA[بازی خط من عرفان]]></category>
		<category><![CDATA[بازی دو بعدی]]></category>
		<category><![CDATA[بازی کامپوتری]]></category>
		<category><![CDATA[بازی کامپیوتری]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[رپ فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[عرفان رپ]]></category>
		<category><![CDATA[عرفان و خشایار]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=429</guid>
		<description><![CDATA[استودیوی بازی سازی فنائی بازی جدیدی منتشر کرده که شخصیت اول آن &#8220;عرفان&#8220;٬ خواننده و رپر ایرانی‌است. داستان بازی به این‌صورت است که عرفان به همراه دوستانش (خشایار و افرا) قصد دارند به ایران بازگردند. اما در طول راه، هواپیمای آن‌ها به دلیلی نامعلوم، سقوط می‌کند و بعد از این‌که عرفان به هوش می‌آید، اثری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;">
<p style="text-align:justify;"><a href="http://www.fanaei.com" target="_blank">استودیوی بازی سازی فنائی</a> بازی جدیدی منتشر کرده که شخصیت اول آن &#8220;<a href="http://www.myspace.com/erfanmusic" target="_blank">عرفان</a>&#8220;٬ خواننده و رپر ایرانی‌است. داستان بازی به این‌صورت است که عرفان به همراه دوستانش (خشایار و افرا) قصد دارند به ایران بازگردند. اما در طول راه، هواپیمای آن‌ها به دلیلی نامعلوم، سقوط می‌کند و بعد از این‌که عرفان به هوش می‌آید، اثری از دوستانش نیست. در این بازی، عرفان باید به دنبال دوستانش بگردد تا راز این حادثه را کشف کند و در ادامه‌ی بازی اتفاقاتی عجیب برایش رخ می‌دهد.</p>
<p style="text-align:justify;">بازی &#8220;خط من&#8221;، یک بازی <span style="font-family:Times New Roman;">٢</span> بعدی در سبک پلتفرم-اکشن است که به‌صورت رایگان عرضه شده و برچسب وطنی به‌ش خورده. گرافیک بازی قابل قبول است و ماجرا و داستان بازی هم بسیار سرگرم کننده‌است. در پایان بازی می‌توانید یکی از آهنگ‌های عرفان را٬ به عنوان جایزه٬ بازی کنید.  برای دریافت بازی و مشاهده اطلاعات بیشتر، به <a href="http://myline.fanaei.com" target="_blank">وب‌سایت خط من</a> مراجعه کنید.</p>
<p style="text-align:justify;">قابل توجه دوستان لینوکسی: این بازی با استفاده از برنامه <a href="http://www.winehq.org" target="_blank">Wine</a> قابل اجرا روی لینوکس است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2009/10/10/my-line-erfan-pc-game/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>با هم گوش کنیم ٣</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2009/10/03/depeche-mode-wrong/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2009/10/03/depeche-mode-wrong/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 14:25:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[depeche mode]]></category>
		<category><![CDATA[depeche mode wrong]]></category>
		<category><![CDATA[music]]></category>
		<category><![CDATA[خودم !]]></category>
		<category><![CDATA[دپش مد]]></category>
		<category><![CDATA[دپچ مد]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=441</guid>
		<description><![CDATA[ترانه ای از Depeche Mode به نام Wrong. مشاهده ویدئو کلیپ ترانه : Wrong]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ترانه ای از <a title="دپش مد" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Depeche_Mode" target="_blank">Depeche Mode</a> به نام Wrong.</p>
<p>مشاهده ویدئو کلیپ ترانه :</p>
<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=5bsXOcK9_Cw" target="_blank">Wrong</a></p>
<p style="text-align:right;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2009/10/03/depeche-mode-wrong/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقدی بر جشن روز آزادی نرم‌افزار در تهران</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2009/09/17/criticism-on-free-software-day-carnival-in-iran/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2009/09/17/criticism-on-free-software-day-carnival-in-iran/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 23:45:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[آزادی نرم‌افزار]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[ubuntu]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار آی‌تی]]></category>
		<category><![CDATA[اوبونتو]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[جشن روز آزادی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[روز آزادی نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزارهای آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز]]></category>
		<category><![CDATA[کدباز (اپن سورس)]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=431</guid>
		<description><![CDATA[جشن روز آزادی نرم‌افزار در تهران برگزار شد اما آن‌طور که من فکرش را می‌کردم، نبود و چنگی به دل نزد! این جشن که بیش از ۵ پشتیبان و برگزارکننده داشت؛ علی‌رغم توقعی که جامعه‌ی کاربران واقعی نرم‌‌افزارهای آزاد داشتند؛ درخور یک مراسم رسمی و در شان دنیای نرم‌افزارهای آزاد، نبود. شاید ملاقات دوستان اینترنتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">جشن روز آزادی نرم‌افزار در تهران برگزار شد اما آن‌طور که من فکرش را می‌کردم، نبود و چنگی به دل نزد! این جشن که بیش از ۵ پشتیبان و برگزارکننده داشت؛ علی‌رغم توقعی که جامعه‌ی کاربران واقعی نرم‌‌افزارهای آزاد داشتند؛ درخور یک مراسم رسمی و در شان دنیای نرم‌افزارهای آزاد، نبود. شاید ملاقات دوستان اینترنتی از نزدیک، مهم‌ترین دستاورد این جشن به شمار بیاید. اما پیش از ادامه‌ی کار بگویم این دیدگاه شخصی من نیست؛ بسیاری از دوستان شرکت‌کننده که پس از مراسم با من صحبتی هرچند کوتاه داشتند، با من هم‌عقیده‌اند. مطلبی وجود دارد که باید آن‌را عرض کنم. در این جشن، حضور علاقه‌مندان به نرم‌افزارهای آزاد بسیار چشم‌گیر بود و استقبال خوبی به عمل آمد. طوری که من مانند آن‌را در سه‌سال گذشته ندیده بودم. اما مشکل اینجاست که مکان درنظرگرفته‌شده برای این جشن، گنجایش این‌همه علاقه‌مند را نداشت. من نمی‌دانم اگر مسئولان برگزارکننده از فضای کوچک این سالن درنظرگرفته‌شده، اطلاع داشتند؛ چرا هم‌چنان به ثبت‌نام‌های بیش‌از حد و بدون مرز در وب‌سایت مخصوص این جشن اجازه دادند؟</p>
<p style="text-align:justify;">فردی در این جشن بود که ادعای برنامه‌نویسی می‌کرد و صحبت‌های زیادی درباره‌ی تخصص شخصی‌اش به حاضران مجلس ارائه می‌داد. من از این فرد (که اسم‌ش را مطرح نمی‌کنم) سوالی دارم: شما که تا این حد بر تخصص شخصی‌تان تاکید کردید، چطور نتوانستید یک سیستم ثبت‌نام با تعیین گنجایش محدود برای وب‌سایت این جشن طراحی کنید؟ امیدوارم پاسخ مناسبی برای این سوال (که در ذهن بسیاری از حاضران پیش آمده‌بود)‌ داشته‌باشید. لازم به ذکر است که بسیاری از علاقه‌مندانی که در سایت این جشن به صورت رسمی ثبت‌نام کرده‌بودند؛ نتوانستند وارد سالن جشن بشوند! آن‌هم به دلیل آن‌که این سالن کوچک گنجایش این علاقه‌مندان را نداشت. اما برای این‌که به عمق ماجرا پی ببریم، یک مثال مطرح می‌کنم. فرض کنید فردی که علاقه‌مند به دنیای نرم‌افزارهای آزاد است، تصمیم می‌گیرد که در جشن روز آزادی نرم‌افزار شرکت کند. او با رفتن به سایت این جشن، درخواست خود را برای شرکت در این جشن ثبت می‌کند و کد مربوط به شرکت او در این مراسم صادر می‌شود. این درحالی‌است که محل زندگی این فرد تا مکان برگزاری مراسم، چندین ساعت راه‌است. فرد موردنظر ما با کمال خوش‌حالی از چند ساعت قبل، منزل خود را به قصد شرکت در مراسم روز آزادی نرم‌افزار ترک می‌کند اما هنگامی که به فرهنگسرای آی‌تی (مکان برگزاری جشن) می‌رسد، به او می‌گویند که ظرفیت سالن تکمیل شده و او اجازه ندارد در مراسم حاضر شود؛ درحالی که اسم و ایمیل او در سیستم ثبت شده و کد شرکت در مراسم برای او صادر شده‌است. حالا خودتان را جای این شخص بگذارید. از ندانم‌کاری‌های دستندرکاران این جشن، فرد مورد نظر ما، هم وقت خود را برای رسیدن به این جشن تلف کرده، هم هزینه‌ی زیادی را برای رسیدن به این مکان صرف کرده. درحالی که هیچ نتیجه‌ای برای او نداشته! اگر مسئولان می‌دانستند که ظرفیت سالن این فرهنگسرا چه میزان است، باید سیستم ثبت‌نام‌های خود را به گونه‌ای می‌نوشتند که در صورت تکمیل ظرفیت سالن، ثبت‌نام جدید امکان‌پذیر نشود.</p>
<p style="text-align:justify;">به‌خود جشن می‌رسیم. مجری‌های برنامه (که گویا افراد کلیدی <a href="http://www.iranfoss.ir/" target="_blank">انجمن صنفی نرم‌افزارهای آزاد ایران</a> هم بودند) از همان ابتدا از مسیر معین‌شده خارج شدند. در لیست برنامه‌ی جشن نوشته‌شده بود: &#8220;معرفی فلسفه و تاریخچه روز آزادی نرم افزار&#8221;،‌ اما خبری از ارائه‌ی تاریخچه‌ی این‌روز نبود. فقط مقدمه‌چینی‌هایی شنیدیم که آن‌ها را از قبل می‌دانستیم. این برنامه پشتیبانان زیادی داشت. پس فکر نمی‌کنم مشکل مالی‌ای وجود داشته. مسئولان می‌توانستند از یک مجری مسلط برای این مراسم رسمی دعوت‌کنند؛ اما متاسفانه خود مسئولان نقش مجری را هم بازی می‌کردند. من ایرادی به این مورد نمی‌گیرم، اما ای‌کاش قبل از حاضر شدن درمقابل مردم، کمی تمرین می‌کردند تا روان‌تر صحبت کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">مطلب دیگری که باید اشاره‌کنم، این‌است که درست‌است که ما طرف‌دار نرم‌افزارهای آزاد هستیم، اما این دلیل نمی‌شود که جنبش نرم‌افزارهای اختصاصی را تخریب کنیم. در طی سخنرانی‌های دوستان، بارها صحبت از شرکت‌های حامی نرم‌افزارهای اختصاصی به میان آمد از جمله مایکروسافت. کسی که صحبت می‌کرد، این شرکت و بنیان‌گزار آن را به نوعی تخریب می‌کرد که این موضوع به هیچ‌وجه درست نیست.</p>
<p style="text-align:justify;">من شخصا فکر می‌کنم که دنیای نرم‌افزارهای آزاد در این جشن، از آزاد بودن خارج شد و محدود شد. یکی از کسانی که در این مراسم صحبت می‌کرد، دست خود را به سمت نهادهای دولتی دراز کرد تا از آن‌ها برای حمایت از جنبش نرم‌افزارهای آزاد کمک بگیرد. همین فرد، چندین بار اشاره کرد که دولت می‌تواند نهادهای زیردست خود را <strong>مجبور </strong>به استفاده از نرم‌افزارهای آزاد بکند. به نظر من اجبار به استفاده از نرم‌افزارهای آزاد، ناقض قوانین تعریف شده‌ی foss است. او همچنین جامعه‌ی آزادی نرم‌افزار را به سیاست و اشخاص سیاسی محدود کرد. من عقیده‌دارم فردی که از یک نرم‌افزار آزاد استفاده می‌کند، باید خودش به این نتیجه رسیده‌باشد که نرم‌افزارهای آزاد مناسب‌تر هستند؛ نه آن‌که مجبور به استفاده شود.</p>
<p style="text-align:justify;">مورد دیگری که من دیدم، محدود کردن نرم‌افزارهای آزاد به سیستم عامل لینوکس بود. فقط و فقط صحبت از لینوکس مطرح می‌شد و صحبتی از نرم‌افزارهای آزاد تحت سایر سیستم‌عامل‌ها به میان نیامد. استفاده از عبارات ساختگی (مثل: &#8220;سورس بسته&#8221;!) و تبیلغات زیاد  فروشگاه‌های عرضه‌کننده‌ی محصولات آزاد و همچنین کلی گویی در مورد برنامه‌نویسان php از موارد دیگری بود که بی‌تجربه بودن سخنران را می‌رساند. سخنران مذکور که یک انجمن اینترنتی در زمینه php نیز دارد، در صحبت‌های خود، <strong>اکثر</strong> برنامه‌نویسان php را به آشفته‌نویسی محکوم کرد، اما خودش و تیم خودش را جدا از آن‌ها می‌دانست.</p>
<p style="text-align:justify;">من خواهشی از سخنران‌های آینده‌ی این جشن‌ها دارم. اگر تلفظ صحیح اصطلاحات کامپوتری را نمی‌دانید؛ چرا تا این‌حد اصرار دارید که از آن‌ها درمیان کلام‌تان استفاده کنید؟ می‌توانید معادل‌های فارسی آن‌ها را در صحبت‌های‌تان به‌کار ببرید. اگر قرار باشد فیلم یکی از این جشن‌ها به کشورهای توسعه‌دهنده‌ی نرم‌افزارهای آزاد فرستاده شود؛ این‌همه اشتباهات تلفظی باعث کاهش اعتبار ما نزد آن کشورها می‌شود.</p>
<p style="text-align:justify;">از برنامه‌های این جشن، اجرای موسیقی زنده بود. ضمن این‌که از گروه موسیقی یاران به‌خاطر نوازندگی زیبایشان سپاس‌گذارم؛ از آن‌ها دلخور هم هستم. چرا در یک جشن (که باید شادی در آن حکم‌فرما باشد) از موسیقی خسته‌کننده که خواب‌آلودگی حضار را به همراه داشت؛ استفاده کردید؟ آیا یک جشن نباید با موسیقی‌های شاد همراه باشد؟</p>
<p style="text-align:justify;">از آخرین برنامه‌های این مراسم، معرفی جلوه‌های ویژه‌ی <strong>لینوکس</strong> بود، نه صرفا محیط <strong>KDE</strong>. قرار بود جلوه‌های ویژه‌ی لینوکس معرفی شود اما نه فقط محیط میزکار kde. متاسفانه بدون این‌که صحبتی از سایر میزکارهای لینوکسی (از جمله gnome که جلوه‌های ویژه‌ی خوبی هم دارد) به میان بیاید، فقط به معرفی kde بسنده‌شد.</p>
<p style="text-align:justify;">مطالب زیادی وجود دارد که می‌توانستم آن‌ها را هم در این پست بگنجانم، اما تا حدی زیاده‌روی هم کردم؛ قبول دارم! این جشن خوبی‌های بسیاری هم‌داشت، همین که این دنیای آزاد به دیگران معرفی شد،‌ از مهم‌ترین ویژگی‌های جشن بود. یا کارهای دیگری که ارائه‌شد؛ مثل بروشوری  درباره‌ی نرم‌افزارهای آزاد که بین حاضرین پخش شد یا هفته نامه‌ی &#8220;بزرگراه فناوری&#8221; که به رایگان در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت و خیلی چیزهای دیگر. در کل، هدف من از جمع‌آوری مشکلات و نقص‌های این جشن، تنها کمک به برگزاری جشن‌های بهتر است؛ تا شاهد برگزاری مراسم بهتری در آینده باشیم با کیفیت بهتر و بازده بیشتر.</p>
<p style="text-align:justify;">یک پست جالب:‌ <a href="http://itline.ir/2009/05/wrong-iranfoss-logo/" target="_blank">کپی رایت و داعیه داران متن باز ایرانی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2009/09/17/criticism-on-free-software-day-carnival-in-iran/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>17</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>rel=canonical (مشخص کردن لینک‌های متعارف)</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2009/09/11/rel-canonical-link-tag/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2009/09/11/rel-canonical-link-tag/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 14:22:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[توسعه‌ی وب]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[google]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش HTML]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش ساختن سایت]]></category>
		<category><![CDATA[تگ canonical]]></category>
		<category><![CDATA[تگهای HTML]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی سایت]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی وب]]></category>
		<category><![CDATA[طراحی وب‌سایت]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[موتور جستجو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی لینک]]></category>
		<category><![CDATA[کدنویسی]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=415</guid>
		<description><![CDATA[تگ‌های &#8220;ویژگی لینک&#8221; یا همان تگ‌های link attribute، تگ‌هایی هستند که به پیوند‌ها در فایل‌های HTML مربوط می‌شوند. شما با تگ زیر آشنایی دارید: &#60;link rel=&#8217;stylesheet&#8217; href=&#8217;CSS DOCUMENT ADDRESS&#8217; type=&#8217;text/css&#8217; /&#62; با استفاده از آن می‌توانید به صفحه‌ی HTML خود، سندهای استایل خود را وارد کنید. به‌تازگی موتورجستجوهای معروف، اعلام کرده‌اند که از نوع جدیدی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">تگ‌های &#8220;ویژگی لینک&#8221; یا همان تگ‌های link attribute، تگ‌هایی هستند که به پیوند‌ها در فایل‌های HTML مربوط می‌شوند. شما با تگ زیر آشنایی دارید:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;">&lt;link rel=&#8217;stylesheet&#8217; href=&#8217;CSS DOCUMENT ADDRESS&#8217; type=&#8217;text/css&#8217; /&gt;</span></p>
<p style="text-align: justify;">با استفاده از آن می‌توانید به صفحه‌ی HTML خود، سندهای استایل خود را وارد کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">به‌تازگی موتورجستجوهای معروف، اعلام کرده‌اند که از نوع جدیدی از ویژگی لینک، پشتیبانی می‌کنند. این ویژگی لینک جدید که canonical نام دارد، برای مشخص کردن نسخه‌های متعارف و غیرمتعارف یک صفحه ساخته شده‌اند. برای مثال، فرض کنید که وب‌سایت بسیار بزرگی دارید که این وب‌سایت پر از صفحات داخلی است. مثلا سایت شما ۱۲۰ صفحه دارد و شما در ۱۰۰ صفحه از وب‌سایت‌تان به مقاله‌ی زیر لینک داده‌اید:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;"><span style="font-family: Arial;">http://www.mysite.ir/product.php?item=MYITEM&amp;category=MYCAT</span></span></p>
<p style="text-align: justify;">اما در ۲۰ صفحه‌ی دیگر به مقاله‌ی زیر لینک داده‌اید:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;"><span style="font-family: Arial;">http://www.mysite.ir/product.php?item=MYITEM&amp;</span><span style="font-family: Arial;">trackingid=0000&amp;sessionid=0000</span></span></p>
<p style="text-align: justify;">درحالی که هر دو آدرس، یک مقاله را نمایش می‌دهد. در واقع تفاوت دو آدرس فقط در ظاهر آدرس‌شان است و هیچ تفاوتی در خود صفحات وجود ندارد. شما به خوبی می‌دانید که این دو صفحه، یکی هستند و با هم تفاوتی ندارند، اما یک موتورجستجو مثل شما فکر نمی‌کند و بین این دو صفحه، فرق می‌گذارد. این مسئله باعث بروز مشکلاتی چون عدم هماهنگی وب‌سایت با استانداردهای موتورهای جستجو می‌شود یا مثلا دوستان شما در وبلاگ‌شان به آدرس دومی که نامتعارف است لینک می‌دهند و این موضوع باعث می‌شود که آدرس اصلی (که آدرس اولی است) دچار بحران rank در جستجوگرها شود. یا بازدیدکنندگان آدرس دوم را آدرس اصلی مقاله فرض خواهند کرد. اما راه حل جدیدی که جستجوگرها ارائه کرده‌اند، استفاده از rel=canonical است. شما باید در صفحه‌ای که دچار مشکل دو آدرسی بودن شده،  یک تگ جدید به Head اضافه کنید و با استفاده از آن به crawler ها بفهمانید که شما باید به لینک متعارف این مقاله مراجعه کنید. با این‌کار مثلا اگر عنوان مقاله‌ی شما توسط شخصی در گوگل  جستجو شود؛ آدرس اصلی آن مقاله به عنوان نتیجه نمایش داده می‌شود نه آدرس فرعی آن. اکنون برمی‌گردیم به مثال خودمان. در مثال بالا من در صفحه‌ام که دو آدرس دارد، در بخش &lt;Head&gt; تگ زیر را وارد می‌کنم:</p>
<p style="text-align: left;" dir="ltr"><span style="color: #c0c0c0;">&lt;link rel=&#8217;canonical&#8217; href=&#8217;<span style="font-family: Arial;">http://www.mysite.ir/product.php?item=MYITEM&amp;category=MYCAT</span>&#8216; /&gt;</span></p>
<p style="text-align: justify;">با این‌کار موتورهای جستجو به صفحه‌ای که در تگ بالا مشخص کردم، اهمیت &#8220;تعارفی&#8221; می‌دهند، یعنی آدرس اول صفحه‌ی من، متعارف می‌شود و آدرس دوم نامتعارف.</p>
<p style="text-align: right;">نکات:</p>
<ol>
<li>این‌کار باعث حذف آدرس دوم از جستجوگر نمی‌شود. تنها موجب مشخص شدن آدرس اصلی می‌شود.</li>
<li>استفاده از این ویژگی در وب‌سایت‌هایی با لینک‌های اتفاقی (random) موجب خرابی لینک‌ها در جستجوگرها و شناخته نشدن آن‌ها می‌شود.</li>
<li>اگر به دنبال رعایت استانداردها به صورت کامل هستید، باید بگم که این روش هنوز استاندارد نیست.</li>
<li style="text-align: justify;">گوگل، یاهو، Bing و Ask جستجوگرهایی هستند که این link-tag را پشتیبانی می‌کنند و آن‌را پذیرفته‌اند.</li>
<li>این روش را به توسعه دهندگان سیستم‌های wiki نویسی و سیستم‌های وبلاگ نویسی، پیشنهاد می‌کنم.</li>
<li>در این tag نمی‌توانید صفحه‌ای را به‌طور کامل به یک دامنه‌ی دیگر ارجاع دهید.</li>
<li>سیستم وبلاگ‌نویسی وردپرس، برای صفحات داخلی و هم‌چنین لینک‌های دائمی،‌ از این روش استفاده می‌کند.</li>
</ol>
<p style="text-align: justify;">اگر به اطلاعات بیشتری در این زمینه نیاز دارید، <a href="http://googlewebmastercentral.blogspot.com/2009/02/specify-your-canonical.html" target="_blank">این مقاله</a> بهترین مرجع برای شماست.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2009/09/11/rel-canonical-link-tag/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موتورهای مرورگر</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2009/09/09/layout-engines/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2009/09/09/layout-engines/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Sep 2009 12:45:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[Android]]></category>
		<category><![CDATA[browser]]></category>
		<category><![CDATA[Gecko]]></category>
		<category><![CDATA[google]]></category>
		<category><![CDATA[Google Chrome]]></category>
		<category><![CDATA[layout engines]]></category>
		<category><![CDATA[Mobile]]></category>
		<category><![CDATA[Platform]]></category>
		<category><![CDATA[web browsers]]></category>
		<category><![CDATA[webkit]]></category>
		<category><![CDATA[اپرا]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[جکو]]></category>
		<category><![CDATA[رندر موتور]]></category>
		<category><![CDATA[فایرفاکس]]></category>
		<category><![CDATA[مرورگر اپرا]]></category>
		<category><![CDATA[مرورگر وب]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[موتور جکو]]></category>
		<category><![CDATA[موتور رندر]]></category>
		<category><![CDATA[موتور طرح]]></category>
		<category><![CDATA[موتور مرورگر]]></category>
		<category><![CDATA[موتور وب کیت]]></category>
		<category><![CDATA[موتور وب‌کیت]]></category>
		<category><![CDATA[موتورهای مرورگر]]></category>
		<category><![CDATA[موزیلا]]></category>
		<category><![CDATA[وب کیت]]></category>
		<category><![CDATA[وبکیت]]></category>
		<category><![CDATA[وب‌کیت]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل کروم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=404</guid>
		<description><![CDATA[همه‌ی مروگرهایی که ما با آن‌ها کار می‌کنیم، از موتورهایی برای پردازش جزئیات برگه و نمایش آن‌ها به ما استفاده می‌کنند. این موتورها را Layout engine یا Browser engine می‌نامند. موتور مرورگر، نرم‌افزاری است که محتویات صفحه‌ی اینترنتی را در خود پردازش می‌کند و نتیجه‌ی آن را به شکل یک صفحه‌ی وب به کاربر مروگر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">همه‌ی مروگرهایی که ما با آن‌ها کار می‌کنیم، از موتورهایی برای پردازش جزئیات برگه و نمایش آن‌ها به ما استفاده می‌کنند. این موتورها را Layout engine یا Browser engine می‌نامند. موتور مرورگر، نرم‌افزاری است که محتویات صفحه‌ی اینترنتی را در خود پردازش می‌کند و نتیجه‌ی آن را به شکل یک صفحه‌ی وب به کاربر مروگر تحویل می‌دهد. محتویات داخل صفحه می‌تواند کدهای HTML باشد، می‌تواند طرح‌های CSS باشد و یا می‌تواند تصاویر و عکس‌هایی باشند که به‌عنوان شیء در صفحه‌ی درخواست شده قرار گرفته‌اند. هنگامی که کاربر مروگر به برنامه دستور اجرای یک‌سایت را می‌دهد، مرورگر به صفحه‌ی خواسته‌شده می‌رود و اجزای صفحه را داخل layout engine خود پردازش می‌کند و نتیجه را روی مانیتور چاپ می‌کند. تقریبا همه‌ی مرورگرهای پیشرفته‌ی امروزی از موتور مرورگر برای نمایش صفحه استفاده می‌کنند.</p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">بنیاد موزیلا (سازنده‌ی مرورگر فایرفاکس) از موتوری به نام <a href="https://developer.mozilla.org/en/Gecko" target="_blank">Gecko</a> استفاده می‌کند که بازمتن است و با زبان سی‌پلاس‌پلاس نوشته‌شده‌است. Gecko ابتدا در آزمایشگاه شرکت <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Netscape_Communications_Corporation" target="_blank">Netscape</a> طراحی‌شد. اصل این موتور برای مرورگر Netscape Navigator نوشته‌شده‌بود که پس از شروع‌به‌کار پروژه‌ی موزیلا در ۱۹۹۸، نسخه‌ی بازمتن (Open Source) این موتور، منتشر شد. در ابتدا با استانداردهای کنسرسیوم جهانی وب (<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/W3C" target="_blank">W3</a>) مشکل داشت، سرعت آن از مرورگر IE بیشتر بود، اما صفحات <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Dynamic_HTML" target="_blank">DHTML</a> را به‌خوبی نمایش نمی‌داد. این‌بود که توسعه‌دهندگان موزیلا تصمیم گرفتند روی این موتور کار کنند تا به یکی از بهترین مروگرهای جهان تبدیل شود. هم‌اکنون این موتور به عنوان یکی از بهترین موتورهای مرورگر جهان، روی مرورگرهایی چون Firefox، Flock، Camino، SeaMonkey درحال استفاده‌است. Gecko موتوری‌است که با آخرین فناوری‌های تولید وب‌سایت هماهنگ و سازگار است و از HTML 5 ، CSS 3، XML 1.0 و آخرین نسخه <a href="http://www.w3.org/DOM/" target="_blank">DOM</a> پشتیبانی می‌کند. نام اصلی جکو، NGLayout یا New Generation Layout Engine به معنای نسل جدید موتور طرح (مرورگر) است.</p>
<p style="text-align:justify;">مروگرهای Google Chrome و Apple Safari از موتور <a href="http://webkit.org/" target="_blank">Webkit</a> استفاده می‌کنند؛ موتوری که بازمتن است و تحت لیسانس  <a href="http://www.gnu.org/copyleft/lesser.html" target="_blank">GNU LGPL</a> منتشر می‌شود. وب‌کیت درآغاز توسط شرکت اپل پرده‌برداری شد و با هدف سرعت بالا در پردازش و نمایش کدهای صفحه و جاوااسکریپت‌ها ساخته‌شد. وب‌کیت که بسیار جوان‌تر از سایر هم‌نوعان خود بود، به‌سرعت پیش رفت و به جایی رسید که هم‌اکنون شرکت‌های بزرگی چون Google و Nokia از آن پشتیبانی می‌کنند. این موتور، یک کپی آزاد از موتور <a href="http://developer.kde.org/documentation/library/kdeqt/kde3arch/khtml/" target="_blank">KHTML</a> بود که توسط <a href="http://www.kde.org/" target="_blank">KDE</a> ساخته شده‌بود. KHTML که در مرورگر <a title="Konqueror" href="http://en.wikipedia.org/wiki/Konqueror">Konqueror</a> استفاده‌شده، کاملا متن‌باز بود و توسعه‌دهندگان Apple از این خاصیت KHTML استفاده‌کرده و آن‌را توسعه دادند. از جمله توسعه‌های داده شده این‌بود که حجم کدهای Webkit بسیار کم‌تر از کدهای KHTML شد و موتور جاوااسکریپت Webkit سریع‌تر و دقیق‌تر از قبل شد. شرکت نوکیا هم برای سیستم عامل گوشی‌های خود (symbian) از Webkit استفاده کرد و هم‌اکنون مرورگرهای گوشی‌های نوکیا به این موتور مجهز اند. شرکت گوگل که کار روی سیستم عامل Android را از سال ۲۰۰۵ آغاز کرده‌بود، برای مرورگر این سیستم عامل، webkit را برگزید. گوگل کروم هم از این موتور طرح برای نمایش وب‌سایت‌ها استفاده کرد. KTHML تحت فریم‌ورک <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/KPart" target="_blank">KPart</a> با زبان سی‌پلاس‌پلاس نوشته شده اما گوگل پس از توسعه‌ی webkit برای Chrome، هم از سی‌پلاس‌پلاس و هم از <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Assembly_language" target="_blank">Assembly</a> استفاده کرده‌است.</p>
<p style="text-align:justify;">اما می‌رسیم به مرورگر Opera. این مرورگر از موتوری به‌نام <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Presto_%28layout_engine%29" target="_blank">Presto</a> استفاده می‌کند که Cross-Platform است اما نرم‌افزاری غیرآزاد است. بیشتر آن با سی‌پلاس‌پلاس نوشته‌شده و درسال ۲۰۰۳ ارائه شد. شرکت Opera سازنده‌ی این موتور ادعا می‌کند که سریع‌ترین موتور را ساخته، آما آزمایش‌ها نشان می‌دهد مرورگرهای برپایه Webkit سریع‌ترین مرورگرها هستند (<a href="http://www.betanews.com/article/Is-Google-optimizing-Chrome-3-for-Windows-XP-netbooks/1247847145" target="_blank">×</a>). Presto هیچ‌گاه از نسخه‌های تحت توسعه‌ی استانداردهای وب پشتیبانی نکرده‌است. برای مثال CSS 3 که تحت توسعه به سر می‌برد؛ در مرورگر Opera پشتیبانی نمی‌شود. همچنین سورس‌های DLL آن به صورت عمومی منتشر نشده (طبق قوانین نرم‌افزارهای غیر آزاد) و توسعه‌ی عمومی ندارد.</p>
<p style="text-align:justify;">شرکت مایکروسافت نیز برای مرورگر پیش‌فرض ویندوزهایش (IE) از موتور Trident استفاده می‌کند که غیرآزاد است و حتی Cross-Platform هم نیست. از پروژه‌های تحت توسعه پشتیبانی نمی‌کند و روی مرورگرهایی چون Internet Explorer و Avant Browser نصب است. مزیت این موتور نسبت به Presto انتشار DLL های Triedent به صورت عمومی است.</p>
<p style="text-align:justify;">برداشت آزاد از مقاله ویکی‌پدیا: <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Layout_engine" target="_blank">Layout Engine</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2009/09/09/layout-engines/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پدیده غیرقابل توضیح گوگل</title>
		<link>http://www.ahighway.net/2009/09/05/unexplained-phenomenon/</link>
		<comments>http://www.ahighway.net/2009/09/05/unexplained-phenomenon/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 17:45:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>کیا طاهری</dc:creator>
				<category><![CDATA[وب]]></category>
		<category><![CDATA[doodle]]></category>
		<category><![CDATA[google]]></category>
		<category><![CDATA[unexplained phenomenon]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[خواندنی]]></category>
		<category><![CDATA[دودل]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[لوگو]]></category>
		<category><![CDATA[لوگوی مناسبتی گوگل]]></category>
		<category><![CDATA[لوگوی گوگل]]></category>
		<category><![CDATA[پدیده غیر قابل توضیح]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kptools.wordpress.com/?p=390</guid>
		<description><![CDATA[از تاریخ ۴ سپتامبر، لوگوی صفحه‌ی خانگی گوگل به یک لوگوی ویژه تغییر کرد و به صورت لوگوی بالا در آمد و یک UFO یا بشقاب پرنده را نمایش می‌دهد. اگر روی آن لوگو کلیک کنید متوجه می‌شوید که عبارت  Unexplained Phenomenon به لوگوی جدید گوگل لینک شده‌است و آن عبارت را در جستجوگر گوگل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img class="size-full wp-image-391 aligncenter" title="go_gle" src="http://www.ahighway.net/wp-content/uploads/2009/09/go_gle.gif" alt="go_gle" width="276" height="115" /></p>
<p style="text-align:justify;">از تاریخ ۴ سپتامبر، لوگوی صفحه‌ی خانگی گوگل به یک لوگوی ویژه تغییر کرد و به صورت لوگوی بالا در آمد و یک <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Unidentified_flying_object" target="_blank">UFO</a> یا بشقاب پرنده را نمایش می‌دهد. اگر روی آن لوگو کلیک کنید متوجه می‌شوید که عبارت  Unexplained Phenomenon به لوگوی جدید گوگل لینک شده‌است و آن عبارت را در جستجوگر گوگل سرچ می‌کند. معنی عبارت Unexplained Phenomenon به فارسی می‌شود: &#8220;پدیده‌ی غیرقابل توضیح&#8221;. اما برای این‌که داستان از همیشه جالب‌تر و جذاب‌تر بشود (!)، گوگل <a href="http://twitter.com/google/status/3772868874" target="_blank">یک متن کدگذاری‌شده</a> را هم در <a href="http://twitter.com/google" target="_blank">پروفایل گوگل در توییتر</a>، منتشر کرده‌است که عبارت کدگذاری‌شده به این شکل‌است:</p>
<p style="text-align:justify;">۱٫۱۲٫۱۲ ۲۵٫۱۵٫۲۱٫۱۸ ۱۵ ۱٫۱۸٫۵ ۲٫۵٫۱۲٫۱۵٫۱۴٫۷ ۲۰٫۱۵ ۲۱٫۱۹</p>
<p style="text-align:justify;">اما اگر با استفاده از رمزنگاری تقدم حروف، عبارت بالا را به صورت بدون رمز تبدیل کنیم (decrypted) معنی عبارت می‌شود: &#8220;All your O are belong to us&#8221;. به فارسی می‌شود: &#8220;همه‌ی o های شما به ما تعلق دارد&#8221; یا یه همچین چیزی. در لوگو می‌بینیم که بشقاب پرنده‌ی غیرقابل توضیح دارد o ی لوگوی google را با خود به آسمان می‌برد! مثل همان چیزی که در فیلم‌های علمی‌تخیلی دیده‌ایم! اما منظور گوگل از این‌کار هنوز مشخص نیست. بسیاری از مردم بر این باورند که این لوگو به دلیل مصادف شدن با حادثه‌ی &#8220;<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Exeter_incident" target="_blank">اکستر</a>&#8221; در صفحه‌ی خانگی گوگل قرار گرفته‌است. چون حادثه‌ی اکستر هم در سپتامبر سال ۱۹۶۵ رخ‌داده‌است. البته بعضی‌ها هم فکر می‌کنند منظور گوگل از این‌کار عبارت مقابل بوده‌است: &#8220;all your OBJECTS belong to us&#8221; !</p>
<p style="text-align:justify;">به‌هر حال این لوگوی عجیب (که در ایران قابل مشاهده نیست البته!) هیاهوی بسیاری در وب انگلیسی به‌راه انداخته‌است. ممکن‌است این لوگوی جالب به &#8220;<a href="http://exeterufofest.com" target="_blank">Exter UFO Festival</a>&#8221; هم ربطی داشته باشد. یک نفر هم ادعا کرده که یک بشقاب پرنده را بالای خانه خود دیده است و فیلمی از آن را روی یوتیوب منتشر کرده. اگر ویدئوی آن به دستم رسید برایتان قرار خواهم داد.</p>
<p style="text-align:justify;">&#8211;</p>
<p style="text-align:justify;">پی نوشت: دیکریپت‌کردن کد را من انجام ندادم، <a href="http://googlesystem.blogspot.com/" target="_blank">اینجا</a> بود.</p>
<p style="text-align:justify;">منبع: <a href="http://googlesystem.blogspot.com/2009/09/todays-doodle-unexplained-phenomenon.html" target="_blank">+</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.ahighway.net/2009/09/05/unexplained-phenomenon/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>29</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

