<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>کاتالاکسی</title>
	<atom:link href="https://alhosseini.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://alhosseini.wordpress.com</link>
	<description>گاه نوشت های محمدصادق الحسینی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 05 Jan 2016 16:15:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1493182</site><cloud domain='alhosseini.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>https://s0.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>کاتالاکسی</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="https://alhosseini.wordpress.com/osd.xml" title="کاتالاکسی" />
	<atom:link rel='hub' href='https://alhosseini.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
	<item>
		<title>چرا به ایران برگشتم؟</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2014/05/02/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%aa%d9%85%d8%9f/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2014/05/02/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%aa%d9%85%d8%9f/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 May 2014 05:23:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1142</guid>

					<description><![CDATA[خیلی وقت است که این متن را نوشته ام. یکسال قبل که همین زمان ها به ایران برگشتم، ولی منتشرش نکرده بودم. تا امشب که با یکی از دوستان آنور آب صحبت کردم، می پرسید ایران چطور است؟ برگردم یا &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2014/05/02/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%aa%d9%85%d8%9f/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span class="userContent"><span dir="rtl">خیلی وقت است که این متن را نوشته ام. یکسال قبل که همین زمان ها به ایران برگشتم، ولی منتشرش نکرده بودم. تا امشب که با یکی از دوستان آنور آب صحبت کردم، می پرسید ایران چطور است؟ برگردم یا نه؟ او برعکس بسیاری از دوستانی که در دانشگاه های متوسط آمریکایی تحصیل می کنند در دانشگاهی درس می خواند که آرزوی سایر بچه های ایرانی است که آنجا پذیرش داشته باشند. این بهانه ای شد که دوباره سراغ این متن بروم و منتشرش<span class="text_exposed_show"> کنم. بعد از این هم متنی راجع به اینکه چرا بچه هایی که برای تحصیل به آمریکا می روند ماندگار می شوند منتشر خواهم کرد. بحث دوستان و نظرات متفاوتشان حتما به بچه هایی که در حال تصمیم گیری هستند کمک خواهد کرد. (در وبلاگ به دلایل نامعلوم نشد که منتشر بشه. ولی سعی می کنم اونجا هم بذارم)<br /> دلایل برای برگشتن البته زیاد است ولی فراغ و مجال گفتنشان کم. اولین دلیل برگشت، تصمیمم برای زندگی در ایران در دوران کهنسالی بود. یعنی در بلندمدت می خواهم ایران باشم و در ایران زندگی کنم. این مستلزم زندگی کوتاه مدت در ایران است. توضیحش این که اگر چند سال، 4-5 سال، از زندگی اتان در خارج بگذرد، به آنجا عادت می کنید، چه آن که در ابتدا به نظرات خوب یا بد، زشت یا زیبا، دلفریب یا بی جاذبه جلوه کند. انسان عادت می کند و این عادت کردن زندگی را برایش ممکن. بنابراین بعد از 4-5 سال برگشت برایش سخت می شود. چون به آن جامعه به آن شرایط به آن فرهنگ به آن طرز رانندگی به آن اب و هوا به آن محیط عادت می کند، حتی خو می گیرد. از سوی دیگر روابط انسانی حول و حوش مکان شکل می گیرند، حتی در عصر اینترنت. وقتی در آمریکا هستید، روابطتان هم لاجرم در آمریکا خواهد بود. دوستانتان هم. روابط کاری و شغلی اتان هم. همه چیز و همه چیز. کندن از اینها هم سخت است. خصوصا برای کسانی که یک بار مهاجرت کرده اند و طعم رفتن و کندن را چشیده اند. جمله معروفی هست که می گوید &raquo; کسی که یک بار حماقت مهاجرت را مرتکب شده باشد، بار دیگر این حماقت را نمی کند&raquo;. از دیگر سو من و امثال من که برای درس یا کار به آمریکا یا مکان های دیگر می رویم، در حدود 24 الی 30 می رویم. بعد از لیسانس یا فوق لیسانس. اما وقتی درس دکتری امان تمام می شود، بالای 30 هستیم. سن و اقتضائات آن هم علیه برگشت به کشور کار میکند. باید این را هم به جد در نظر داشت. بطور خلاصه بگویم که یک حد آستانه ای (threshold) وجود دارد. که از آن به بعد ماندن راحتتر و برگشتن سخت می شود. با مشاهدات اندک من این حد آستانه حدود 4 سال است. کسانی که 4 سال در آمریکا می مانند برگشتن واقعا برایشان خیلی سخت می شود. و هرچه از این بیشتر زمان بگذرد، برگشتن سخت تر و سخت تر. همه چیز علیه برگشتن عمل می کنند؛ سن، کار، روابط انسانی، کاهش قدرت ریسک پذیری، تحلیل رفتن توان ذهنی و جسمی و خلاصه همه چیز و همه چیز علیه برگشت به کشور خودت است. </p>
<p> دلیل دوم برای برگشتن، خانواده بود. بودن با خانواده، دیدنشان. در آغوش کشیدنشان. اینها چیزهایی نیست که از طریق اوو و جی میل ممکن باشد. این چیزی نیست که بتوانی با گوشت و پوستت حس کنی وقتی دوری. و زندگی مگر چند روز است؟ ما که نصف راه را رفته ایم. نصفش مانده که آن هم لذت بخش ترین لحظاتش با مادر و پدر بودن است. این را نباید کوچک گرفت. در دنیا اقوام معدودی این را شوخی می گیرند! و مهاجرت می کنند! باید خیلی مراقب بود. رفتن، نبودن است. ماندن لزوما بودن نیست ولی از نبودن بهتر است. رفتن تجربه نکردن پیر شدن پدر و مادر است. رفتن جدا شدن از ریشه هاست. ممکن است این شعار به نظر بیاید. اما حتی اگر شعار هم باشد شعاری است که واقعیت عینی را در خود دارد. البته وقتی نزدیک هستی ضرورت این امر را شاید درک نکنی. ولی وقتی دور می شوی، قلبت فشرده می شود. نبضت تند و تند می زند و تنت از ندیدن عزیزانت بیمار می شود حتی اگر این را نفهمی و ندانی. این همان ریشه ای است که باعث شده است بسیاری نروند. یا اگر می روند برگردند. بعضی می گویند با این وضع خراب ایران چرا برگشتی. اگر جنگ بشود چه؟ جواب من واضح است. اگر جنگ بشود قطعا و یقینا من می خواهم در کنار مادر و پدرم باشم تا در آن سوی دنیا. این زندگی که خانواده ات را رها کنی و آسوده در آنسوی دنیا لم بدهی برای من واقعی نیست. </p>
<p> دلیل سوم برای برگشتن هم نا امید شدن از آکادمی بود. آخر و منتهای دانشگاه هیچ است. در بهترین دانشگاه های دنیا، عده ای درس می دهند و عده ای درس می خوانند. و این حلقه هر روز بزرگ و بزرگ تر می شود. این عده برای خود قواعد و شرایط خاص ایجاد کرده اند تا بتوانند پول در بیاورند. شرایط چاپ مقاله در مجله فلان! ولی تهش به ندرت خدمت به بشریت یا افزایش شعور و آگاهی است. من نه حوصله و نه سکون و سکوت و بی حاصلی شرکت در مسابقه بی مزه چاپ بیشتر و بیشتر مقاله را ندارم. بچه های دکتری در آمریکا 6-7 سال درس می خوانند. کار می کنند برای دانشگاه. عمده کارشان هم برگه تصحیح کردن و کلاس حل تمرین رفتن است. آخرش هم باید برای یک لقمه نان با یکسری بجنگند و وارد این مسابقه بی معنی شوند. این چیزی نیست که من ترجیحش بدهم. اما متاسفانه آنچه از آکادمی در ایران تبلیغ می شود بسیار غیرواقعی است. گویی همه در حال کار علمی هستند و هر روز دارند روی مرزهای علم قدم می زنند و چای می نوشند! و دستاوردهای تازه دارند! و ما اینجا افتاده ایم برای خودمان! زندگی هایشان هم پر از شادی است. پر از لذت آزادی است. ولی این واقعیت ندارد. دانشجوی دکتری حداقل 6-7 سال بدبختی می کشد با پول ناچیز دانشگاه. باید با سختی تمام زندگی کند و درس بخواند و کار کند، بعدش هم که وارد بازار کار شد، هیچ تضمینی وجود ندارد.</p>
<p> دلیل چهارم برای برگشتن هم دیدن غرب، مشکلاتش و معضلاتش بود. دیدن این که آسمان همه جا یکرنگ است. دیدن این که مشکلات همه جا هستند. فهمیدن این که تفاوت ایران با آمریکا در میزان اصطکاک زندگی است و نه چیز دیگر. به این معنا که در غرب اصطکاک کمتر است و اینجا بیشتر. اینجا در صف بیشتر می ایستی و آنجا کمتر. اینجا بیشتر در هنگام رانندگی اعصابت خورد می شود و آنجا کمتر. اینجا بیشتر هوا آلوده است و آنجا کمتر. اینجا بیشتر با دیگران برخورد داری و مشکل پیدا می کنی و آنجا کمتر. ولی همه این مشکلات آنجا هم هست فقط میزانش متفاوت است. از سوی دیگر آن زندگی بی مزه و بی بوی غرب مورد نظر و علاقه من نیست. من همین زندگی که اصطکاکش بیشتر است و دردسرش را به آن ترجیح می دهم. ولی درک این باعث می شود زندگی در ایران بسیار زیباتر به نظر بیاید.</p>
<p> دلیل دیگر هم این است که موقعیت هایی که من و بسیاری شبیه به من در ایران دارند با آنجا قابل مقایسه نیستند. آنجا به لحاظ رقابت شدید و شاید ضعف ما، باید حداقل 10-15 سال کار می کردم تا بتوانم پوزیشن هایی که همین الان در ایران دارم را بگیرم. و خب همیشه فکر می کنی که چرا باید چندین و چند سال را اینطور سپری کنی و بعد برگردی. از سوی دیگر مایی که در دانشگاه در آنجا تحصیل می کنیم، برای دانشگاه تربیت می شویم نه برای بیزنس. در نتیجه آینده کاری امان آینده ای دانشگاهی خواهد بود. مفهوم این آینده با مفهوم آینده یک دانشگاهی در ایران متفاوت است. وقتی در آمریکا دانشگاهی هستی یعنی چیز دیگری نمی توانی باشی، مگر این که خیلی خاص باشی، اما در ایران دانشگاهی ها غالبا کارهای دیگر هم می کنند. من به شخصه به سکون و سکوت و بی مزگی دنیای آکادمیک علاقه چندانی ندارم. و این را آنجا فهمیدم. که البته خیلی فهم بزرگی بود. بنابراین اگر می خواستم آینده ام در دانشگاه رقم نخورد عاقلانه ترین راه برگشتن بود. </p>
<p> یک دلیل دیگر هم این است که بچه ات که آمریکا به دنیا بیاید، آمریکایی می شود. رد خور هم ندارد تا آنجایی که من دیدم. یعنی بعد از 5 سال شاید دیگر جوابت را به فارسی ندهد. و این واقعا خیلی از زیبایی ها و لذت های زبانی زندگی را از آدم می گیرد. یادم نمی رود غمی که دکتر بشیریه داشت که بچه هایش دیگر در خانه به فارسی صحبت نمی کردند و هرچه تلاش کرده بود نتوانسته بود این را جا بیندازد.</p>
<p> در کل ریزه کاری های زیادی هستند. فی الحال اینها مهمتر بودند. وقتی در ایرانی خیلی از اینها را شاید درک نکنی و این جوی که درست شده که حتما باید بریم &laquo;خارج&raquo; درس بخونیم همه را گرفته است. و خودمان هم در درست کردن این جو قطعا نقش داشته ایم. ولی وظیفه اخلاقی همه دوستانی که آنجا و اینجا هستند این است که همانطور که اخبار مثبت را راجع به خودشان منتشر می کنند، معایب و مشکلات را هم بگویند تا خدای نکرده بچه هایی که می خواهند تصمیم به رفتن از ایران بگیرند در تصمیم خود دچار تورش نشوند. من به هرکس که درباره رفتن می پرسد می گویم برای کوتاه مدت برو، مثلا یک دوره مستر، در یک دانشگاه خوب برو، اگر دوست داشتی آنجا را آنوقت دکتری بخوان. به نظرم این بهترین حالت است. هم تجربه آنجا را می کنید و هم با اطلاعات بیشتر راجع به ادامه تحصیل یا برگشت تصمیم می گیرید.</span></span></span></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2014/05/02/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b4%d8%aa%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>383</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1142</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>لینک مقالات</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2013/09/06/1131/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2013/09/06/1131/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Sep 2013 10:42:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1131</guid>

					<description><![CDATA[مقالاتی که در یکی دو سال گذشته نوشته ام را فرصت نکردم اینجا لینک بدم. لینک غالبشون اینجا هست: آخرین مقاله ام راجع به ماه های اول روحانی و کارهای اقتصادی که برای خروج از بحران باید انجام دهد: روحانی &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2013/09/06/1131/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مقالاتی که در یکی دو سال گذشته نوشته ام را فرصت نکردم اینجا لینک بدم. لینک غالبشون اینجا هست:</p>
<p>آخرین مقاله ام راجع به ماه های اول روحانی و کارهای اقتصادی که برای خروج از بحران باید انجام دهد:</p>
<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/25708/%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DA%A9%D9%86%D8%AF%D8%9F">روحانی چه باید بکند؟</a> (چاپ شده در هفته نامه آسمان)</p>
<p>مقاله ای راجع به دولت های گذشت و نگاه اشان به اقتصاد کشور</p>
<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/25110/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C">پارادایم های اقتصادی دولت های ایرانی</a> (چاپ شده در ماهنامه مهرنامه)</p>
<p>این هم مصاحبه و میزگردی است راجع به چرایی تشکیل شورای مشاوران عالی اقتصادی در ایران. تشکیل شورای عالی مشاوران اقتصادی برای اولین بار در 31 تیر در این مناظره مطرح شد. بعدا دوستان دیگری هم از ایده استقبال کردند و توی روزنامه و مجله ها راجع بهش مقاله نوشتند.</p>
<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/22092/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%E2%80%8C%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C">پیشنهاد تشکیل شورای عالی مشاوران اقتصادی</a> (منتشر شده در اقتصاد آنلاین)</p>
<p>این هم ایده این که بانکدار نباید رییس کل باشد که در 27 تیر در اقتصاد آنلاین مطرح کردم. در آن زمان هم هنوز مباحث مربوط به رییس کل مطرح نبود و تقریبا 3 هفته بعدش مقالات و مصاحبه ها راجع به شرط اقتصاددان بودن رییس کل شروع شد.</p>
<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/21700/%DA%86%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%DA%A9%D9%84%E2%80%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%E2%80%8C%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F">چه کسی رییس کل بانک مرکزی شود؟</a> (منتشر شده در اقتصاد آنلاین)</p>
<p>این هم مقاله ای است راجع به وضعیت نگران کننده بیکاری در کشور که در هفته اول ریاست جمهوری روحانی نوشتم.</p>
<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/19603/%D9%82%D9%81%D9%84-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C">قفل بیکاری و دولت روحانی (</a>منتشر شده در اقتصاد آنلاین)</p>
<p>این مقاله قدیمی تر است و راجع به اینکه هدفمندی علت تورم در ایران در سال گذشته نبوده. در آبان پارسال هم نوشته شده. عملا پاسخی به مقاله سایت الف بود.</p>
<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/9342/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%87%D8%AF%D9%81%D9%85%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B1">واکاوی نقش هدفمندی در بحران اقتصادی کشو</a>ر (منتشر شده در اقتصاد آنلاین)</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2013/09/06/1131/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1131</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دوباره ایران، دوباره وبلاگ</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2013/08/29/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2013/08/29/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Aug 2013 09:40:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1124</guid>

					<description><![CDATA[درس تمام شده. حال دیگر آنقدرها اقتصاددان نیستم. چرا که در سیراکیوز هم به عنوان رشته اصلی روابط بین الملل خوانده ام و هم سیاستگذاری عمومی. وقتی فقط اقتصاد خوانده ای یا مطالعاتت بیشتر در حوزه اقتصاد است، مسایل خیلی &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2013/08/29/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درس تمام شده. حال دیگر آنقدرها اقتصاددان نیستم. چرا که در سیراکیوز هم به عنوان رشته اصلی روابط بین الملل خوانده ام و هم سیاستگذاری عمومی. وقتی فقط اقتصاد خوانده ای یا مطالعاتت بیشتر در حوزه اقتصاد است، مسایل خیلی ساده ترند. راه حل ها معلومند! زندگی کلا ساده و سرراست است. حالا همه چیز پیچیده تر است. راه حل ها میانه تر و آینده مبهم تر است. اینها مختصرا چیزهایی است که یاد گرفته ام!</p>
<p>اما مهمتر از همه اینکه چند ماهی است به ایران برگشته ام. زندگی به طرز غیرقابل باوری اینجا زیباست! برگشته ام تا ببینم چه باید بکنم. بمانم یا بروم.</p>
<p>خیلی وقت است دیگر در وبلاگ  ننوشته ام. دلیلش درگیری های بسیار در آمریکا بود. از وقتی آمده ام اینجا هم شدیدا درگیر شده ام. از سوی دیگر وردپرس هم فیلتر است و نوشتن آن قدرها در آن راحت نیست. وقت می گیرد. با وجود اقتصاد آنلاین، نوشته های اقتصادی ام را در اقتصاد آنلاین می نویسم. خاطرات و خطرات هم که جایشان اینجا و آنجا نیست.</p>
<p>اما برای گفتن برخی حرف ها هنوز وبلاگ خوب است. سعی می کنم درباره رفتن و ماندن اینجا بنویسم. همچنین راجع به مسایل خاورمیانه و سیاستگذاری در آمریکا هم. خلاصه راجع به هرچیز که فکر می کنم می شود اینجا نوشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2013/08/29/%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1124</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کتاب جدید: اقتصاد ایران در تنگنای توسعه</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/08/23/376/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/08/23/376/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2012 00:05:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1118</guid>

					<description><![CDATA[بالاخره پس از نزدیک به یکسال، کتاب اقتصاد ایرانی که با حمید زمانزاده نوشته ایم توسط نشر مرکز در ماه گذشته وارد بازار شد. اسم کتاب هست: اقتصاد ایران در تنگنای توسعه اگر مایلید بیشتر راجع به کتاب بدانید این &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/08/23/376/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بالاخره پس از نزدیک به یکسال، کتاب اقتصاد ایرانی که با حمید زمانزاده نوشته ایم توسط نشر مرکز در ماه گذشته وارد بازار شد.</p>
<p>اسم کتاب هست: اقتصاد ایران در تنگنای توسعه</p>
<p>اگر مایلید بیشتر راجع به کتاب بدانید این لینک ها را مشاهده کنید:</p>
<p><a href="http://isna.ir/fa/print/91051911899/-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%86%DA%AF%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF">خبر در ایسنا </a></p>
<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/3426/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%86%DA%AF%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87">خبر در اقتصاد آنلاین</a></p>
<p><img class="aligncenter" src="https://i0.wp.com/www.eghtesadonline.com/UserUpload/Image/IMG.jpg" alt="https://i0.wp.com/www.eghtesadonline.com/UserUpload/Image/IMG.jpg" width="321" height="391" /></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/08/23/376/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>10</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1118</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.eghtesadonline.com/UserUpload/Image/IMG.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">http://www.eghtesadonline.com/UserUpload/Image/IMG.jpg</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چگونگی توازن قوا در آینده جهان</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/21/375/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/21/375/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 21 May 2012 02:53:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1108</guid>

					<description><![CDATA[به نظم نوین جهانی خوش آمدید، مقاله ای است از یان برمر در زمینه توازن قوا در آینده جهان. مقاله ای بسیار تیزبینانه، جذاب و قوی است. توصیه می کنم دوستان بخونند. خصوصا این که ترجمه فارسی آنها هم در &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/21/375/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/1771/%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%86-%D9%82%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86">به نظم نوین جهانی خوش آمدید، مقاله ای است</a> از یان برمر در زمینه توازن قوا در آینده جهان. مقاله ای بسیار تیزبینانه، جذاب و قوی است. توصیه می کنم دوستان بخونند. خصوصا این که ترجمه فارسی آنها هم در دسترس است. این مقاله با عنوان سمت و سوی توازن قوا در آینده جهان ترجمه شده است.</p>
<p><a href="http://www.foreignpolicy.com/articles/2012/05/14/welcome_to_the_new_world_order">نسخه انگلیسی</a> آن در سایت فارین پالیسی در دسترس است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/21/375/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1108</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کاهش بی سابقه نابرابری در اقتصاد ایران</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/02/374/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/02/374/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 05:45:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1105</guid>

					<description><![CDATA[مطلبی نوشته ام در اقتصاد آنلاین به بهانه کاهش بی سابقه ضریب جینی در اقتصاد ایران در سال 1390. یادداشت را می توانید اینجا بخوانید. یادمان نرود که ضریب جینی در دوره آقای هاشمی بالا رفت و در دوره احمدی &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/02/374/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مطلبی نوشته ام در <a href="http://www.eghtesadonline.com/">اقتصاد آنلاین</a> به بهانه کاهش بی سابقه ضریب جینی در اقتصاد ایران در سال 1390. یادداشت را می توانید <a href="http://www.eghtesadonline.com/fa/content/1115/%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">اینجا </a>بخوانید. یادمان نرود که ضریب جینی در دوره آقای هاشمی بالا رفت و در دوره احمدی نژاد پایین آمد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/05/02/374/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>5</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1105</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اقتصاد آنلاین آمد</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/26/373/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/26/373/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 25 Apr 2012 22:57:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1103</guid>

					<description><![CDATA[اقتصاد آنلاین، سایت خبری-تحلیلی مستقل اقتصادی چند روزی است که بالا آمده است و در این آدرس قابل دسترسی است. امید است که این سایت بتواند به پایگاهی برای تحلیل واقع بینانه شرایط اقتصاد ایران بدل شود. اگر انتقاد یا &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/26/373/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.eghtesadonline.com">اقتصاد آنلاین</a>، سایت خبری-تحلیلی مستقل اقتصادی چند روزی است که بالا آمده است و در<a href="http://www.eghtesadonline.com"> این آدرس</a> قابل دسترسی است.</p>
<p>امید است که این سایت بتواند به پایگاهی برای تحلیل واقع بینانه شرایط اقتصاد ایران بدل شود.</p>
<p>اگر انتقاد یا پیشنهادی برای پیشرفت کار داشتید منتظر شنیدن هستند دوستان در اقتصاد آنلاین.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/26/373/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1103</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مصاحبه ای درباره روزنامه نگاری و اقتصاد</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/09/372/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/09/372/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 09 Apr 2012 05:11:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1098</guid>

					<description><![CDATA[مصاحبه ام با همشهری رسانه را در اینجا می توانید بخوانید. مصاحبه عمدتا حول و حوش این که چرا روزنامه نگاری اقتصادی در ایران عقب مانده است. این مصاحبه در مرداد سال گذشته انجام شد و الان بالاخره منتشر شد. &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/09/372/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مصاحبه ام با همشهری رسانه را <a href="http://www.hamshahritraining.ir/news-3506.aspx">در اینجا</a> می توانید بخوانید. مصاحبه عمدتا حول و حوش این که چرا روزنامه نگاری اقتصادی در ایران عقب مانده است.</p>
<p>این مصاحبه در مرداد سال گذشته انجام شد و الان بالاخره منتشر شد. از مجید یوسفی، از روزنامه نگاران باسابقه، به واسطه تلاشی که برای این مصاحبه کرد ممنونم.</p>
<p><span id="more-1098"></span></p>
<h1><a id="ctl00_MainPageContentPosition_NewsLink">روزنامه‌نگاری بدون دانش اقتصادی</a></h1>
<div>
<div>روزنامه نگاری &#8211; نشریات اقتصادی در گفت‌وگو با محمدصادق الحسینی<br />
<strong>اشاره: مجید یوسفی- </strong>محمدصادق الحسینی متولد سال 1362 در اراک است. وی که کارشناسی و کارشناسی ارشد اقتصاد خود را از دانشگاه تهران اخذ کرده از سال 1382 روزنامه نگاری اقتصادی را با جهان اقتصاد آغاز کرد، پس از اندکی به روزنامه حیات نو اقتصادی رفت و صفحات اندیشه اقتصاد را در این روزنامه ایجاد کرد، سپس در کنار نگارش مقاله در روزنامه ها و مجلات مختلف در روزنامه سرمایه صفحات اندیشه اقتصاد را مدیریت کرد و در آخر هم در روزنامه دنیای اقتصاد به عنوان دبیر سرویسهای تحلیلی به فعالیت خود ادامه داد. وی پیش از آن‌که رسما سردبیری این روزنامه را بر عهده بگیرد، به جهت پاره ای مشکلات، کار روزنامه نگاری را به قول خودش تا زمانی که فضا مساعدتر شود، کنار گذاشت. الحسینی در تمام این سال ها در کنار روزنامه نگاری، تحقیق و پژوهش در حوزه های مرتبط با اقتصاد در مراکز تحقیقاتی و مشاوره ای مختلف را نیز ادامه می‌داد. او پیش از آن که برای ادامه تحصیل در رشته روابط بین الملل و سیاستگذاری به آمریکا برود، معاونت پژوهشی مرکز تحقیقات معاصر از مراکز تحقیقات وابسته به وزارت علوم را برعهده داشت.وی از معدود اقتصاددانانی است که در کنار تحصیل و تحقیق در مراکز پژوهشی، به فعالیت حرفه ای و جدی روزنامه نگاری هم پرداخته است. ماحصل این امتزاج، دو کتاب است که یکی از آن ها با نام &laquo;اقتصاد ایران در تنگنای توسعه&raquo; بزودی توسط نشر مرکز روانه بازار می‌شود و دیگری با نام &laquo;دانشنامه علوم اقتصادی&raquo;، به عنوان اولین دانشنامه فارسی در زمینه اقتصاد بزودی به دست ناشر سپرده خواهد شد.به بهانه ضعف های روزنامه نگاری اقتصادی در کشور به سراغ او رفتیم تا نظرشان را در این باره بشنویم. این مصاحبه در مرداد ماه سال گذشته تنظیم شده و هم اکنون انتشار می‌یابد<em>.</em></p>
<p align="center"><strong><em> </em></strong>****</p>
<p><strong>آقای الحسینی یکی از مشکلات پیش رو در روزنامه نگاری اقتصادی ارزش داوری و بی طرفی ارزشی است. پیش از آن‌که وارد بحث منافع اقتصادی بنگاه های خبری روزنامه های اقتصادی بشویم می‌خواستم نظرتان را در این زمینه جویا شوم؟</strong><strong></strong></p>
<p>ـ ابتدا اجازه دهید تعریفی را از روزنامه به عنوان یک بنگاه خبری-تحلیلی بیان کنم و سپس بر مبنای این تعریف، به سوال شما پاسخ دهم. غالبا از روزنامه ها به عنوان موسساتی نام برده می‌شود که در جهت خیر عمومی فعالیت می‌کنند و هدفشان ارایه بی طرفانه اخبار و رویدادهاست. بطوری که حتی برخی روزنامه نگاران ایرانی این حق را به خود می‌دهند که برخی دیگر را به دلیل بازتاب پررنگ تر برخی اخبار یا داشتن جهتی خاص، سرزنش کنند و آنها را از دایره خبرنگاری و روزنامه نگاری خارج بدانند. اما تصور من این است که این تعریف وافی به مقصود نیست. به این معنا که اولا با واقعیت مطابقت ندارد و عملا روزنامه نگارها چنین نمی‌کنند. ثانیا به واسطه این که خبرنگاران و روزنامه نگاران هم جزیی از جامعه هستند، نسبت به مسایل قضاوت پیشینی دارند و فی نفسه نسبت به مسایل بی طرف نیستند. با این نگاه، بی طرفی، خودآگاه یا ناخودآگاه به پوششی برای بازتاب جهت دار اخبار بدل شده و سبب می‌شود نه تنها &laquo;بی طرفی&raquo; که &laquo;صداقت&raquo; خبرنگار و روزنامه نگار هم زیر سوال برود. حتی در فلسفه علم که قاعدتا از همه امور دیگر نسبت به طرفیت محقق، حساس تر است و محیطی است که نه همانند روزنامه نگاری محمل جریان سازی و چهره سازی است و نه می‌تواند به عنوان اهرمی در دست قدرت عمل کند- نیز گفته می‌شود محقق باید ابتدا فرضیه خود را صادقانه آشکار سازد و سپس در پی اثبات یا ابطال آن برآید. این نشان می‌دهد که حتی در تحقیقات علمی هم پذیرفته شده که بی طرفی ممکن نیست و محقق در نهایت نظرش با یکی از پارادایم های فکری یا با یک دسته از حدس های علمی نزدیک تر است، بنابراین برای رعایت صداقت، در نهایت به این نتیجه رسیده اند که محقق باید نه بی طرفی کامل خود را بلکه جانبداری خود را از یک فرضیه خاص آشکار کرده و سپس با رعایت اصول و قواعدی خاص (اصول و قواعد علمی) به نتیجه نهایی دست یابد. در روزنامه نگاری امروز هم همین روند در پیش گرفته شده است.</p>
<p><strong>*در غرب چطور؟ این پیشینه در آن سوی جهان چه تجربه ای را پشت سرنهاده است؟</strong><strong></strong></p>
<p>از نزدیک به صد سال پیش، بی طرفی جو غالب آموزش روزنامه نگاری در دنیا بوده است، بطوری که حتی فکر می‌کنم سردبیر واشنگتن پست آقای داونی در انتخابات ها رای نمی داد و نظرش این بود که این باعث می‌شود تا بی طرفی او در بیان حقایق خدشه دار شود. اما با تاخیر نسبتا زیاد نسبت به پیشرفت هایی که در زمینه فلسفه علم رخ داده بود، روزنامه نگاران نیز دریافتند که تاکید بسیار بر بی طرفی، دمیدن در سرنا از سر گشاد آن است و عملا ممکن نیست. در نتیجه در سال 1996 بود که بی طرفی به عنوان یک مفهوم، از منشور اخلاقی انجمن خبرنگاران حرفه ای ایالات متحده حذف شد و تاکید بیشتر بر دقت و صحت در پوشش خبری است.</p>
<p><strong>* در اکثر نقاط دنیا روزنامه های اقتصادی، انعکاس فضای کسب وکار و شرایط اقتصادی آن منطقه هستند. در عین حال این روزنامه ها با آگاهی رسانی و تحلیل دقیق شرایط اقتصادی بسیاری از برنامه های اقتصادی دولت و بخش خصوصی را هدایت و جهت دهی می‌کنند. با این اوصاف چرا چنین تجربه‌ای در میان نشریات اقتصادی ایرانی وجود ندارد؟</strong></p>
<p>ـ روزنامه ها بنگاه هایی اقتصادی هستند که منافع خود را- که در حالت عادی در بدست آوردن مخاطب هر چه بیشتر در بلندمدت خلاصه می‌شود- دنبال می‌کنند. البته ما روزنامه های حزبی، ایدئولوژیک و دولتی هم داریم که آنها هم سعی در بیشینه کردن منافع خود دارند اما تعریفشان از منفعت متفاوت است.</p>
<p>پس روزنامه ها همانند تمام کسب و کارهای دیگر در جهت حداکثر کردن منافع خود فعالیت می‌کنند و نه در جهت حداکثر کردن منافع اجتماعی. البته این حرکت کردن در جهت منافع خصوصی، به ارتقا منافع اجتماعی منجر می‌شود. بطور مثال روزنامه ای که منفعتش پیدا کردن مخاطب بیشتر، فروش بیشتر و در نتیجه درآمد بیشتر است، اگر در گزارش ها و اخبارش صداقت نداشته باشد، اگر منافع عمومی را فدای منافع شرکت خصوصی یا بنگاه دولتی بکند، و در یک کلام بر طبق اصول حرفه ای روزنامه نگاری عمل نکند، دست کم در بلندمدت مخاطبان خود را از دست خواهد داد و فروش و درآمدش هم کاهش پیدا خواهد کرد. بنابراین حرکت در جهت منافع خود روزنامه ایجاب می‌کند که در جهت رعایت اصول حرکت کند. البته روزنامه های ایرانی این امر را برای خود روشن نکرده اند و این تضادی است که دامن گیر مطبوعات ایرانی است. یعنی بسیاری هنوز نمی دانند که بالاخره چه باید بکنند و چگونه باید از منافع خودشان صحبت کنند. بعضا دیده می‌شود که در محافل عمومی، مدیران مطبوعات چنان از منافع اجتماعی سخن می‌گویند که گویی برای ارتقا منافع اجتماعی مبعوث شده اند، اما در محافل خصوصی تر صحبتی از منافع اجتماعی نیست! و حتی دست به کارهایی می‌زنند که نه تنها با منافع اجتماعی که با اصول اولیه اخلاق حرفه ای تناقض دارد.</p>
<p>سوال شما سه مدعا در خود دارد: اول اینکه روزنامه های اقتصادی(احتمالا همانند همه دیگر انواع روزنامه ها) در کشورهای پیشرفته، بازتابی از شرایط کشور و منطقه خودشان هستند، دوم آن که با آگاهی رسانی و تحلیل دقیق شرایط همان منطقه به عاملان اقتصادی و دولت کمک می‌کنند تا جهت گیری هایشان را بهتر اتخاذ کنند، و سوم آن که معمولا روزنامه های اقتصادی در ایران هیچ کدام از این دو کارویژه را ندارند.</p>
<p>من با هر سه این مواردی که فرمودید موافقم. بدین مفهوم که اولا آن دو کارویژه برای روزنامه های بین المللی وجود دارد و ثانیا متاسفانه باید بگویم این مدعا که روزنامه های ایرانی،  به خصوص روزنامه های اقتصادی، منعکس کننده شرایط جامعه نیستند و با تاسفی بیشتر امکان سیگنال دهی در اقتصاد را ندارند، تقریبا مدعایی راستین و متناسب با واقع است. اما دلیل این امر چیست؟ آیا این نشان از ضعف روزنامه نگاران و روزنامه نویسان و خبرنگاران ایرانی دارد؟ آن‌طور که برخی مدعی هستند خبرنگاران ایرانی ده ها سال از همکاران خود در غرب عقب تر هستند؟ آیا مدیریت ضعیف این بنگاه ها منجر به چنین نتیجه نامطلوبی شده است؟ به نظرم هیچ کدام از این پاسخ های دم دستی، فارغ از صحت یا عدم صحت اشان پاسخگوی پرسش ما نیست. اگر هم این استدلالات درست باشند و حظی از صحت و واقعیت داشته باشند، خود، ریشه در مشکلاتی عمیق تر دارند و معلول معضلاتی بزرگ تر هستند. اگرنه چه چیز روزنامه نگاران ایرانی از همکاران خارجی خود، در شرایط برابر، کمتر است؟ &#8211; برای ریشه یابی این معضل من از ترکیب &laquo;تله انحصار&raquo; استفاده می‌کنم و علت العلل مشکلات مطبوعات در ایران را وجود انحصار در این بخش می‌دانم.</p>
<p><strong>* منظورتان دقیقا از </strong><strong>&laquo;</strong><strong>تله انحصار</strong><strong>&laquo;</strong><strong> چیست؟</strong></p>
<p>انحصار در بخش مطبوعات ایرانی همانند انحصار در سایر بخش ها با حضور پررنگ دولت معنا پیدا کرده است. در شکل گرفتن این انحصار، سه عامل بسیار نقش دارند، عامل اول چیزی است که اقتصاددانان به آن &laquo;موانع ورود&raquo; می‌گویند، عامل دوم ریسک بالایی است که به واسطه خطر تعطیلی به روزنامه ها (از جمله روزنامه های اقتصادی) وارد می‌شود. و عامل سوم هم استفاده دولت از ابزار آگهی های دولتی و یارانه هایی است که در این بخش وجود دارد.</p>
<p>در مورد عامل اول یعنی موانع ورود باید گفت که اگر بر سر راه سرمایه گذاری در هر بخش اقتصادی از جمله بخش مطبوعات موانع ورود بسیاری وجود داشته باشد این سبب می‌شود تا امکان رقابت در آن بخش از بین برود، ایده ها و طرح های جدید نتوانند عرضه شوند و در یک کلام نوآوری و توجه به نیازهای مخاطب از میان رخت بربندد. مثلا اگر شما همین الان طرحی راجع به ایجاد یک روزنامه جدید با یک نوآوری جدید و بسیار مخاطب پسند داشته باشید، و برای ایجاد یک روزنامه مثلا اقتصادی اقدام کنید، در صورتی که صلاحیت شما تایید شود، معلوم نیست پس از چندسال مجوز روزنامه شما صادر شود. حتی معلوم نیست پس از چند سال به شما خواهند گفت که مجوزی به شما داده نخواهد شد.</p>
<p>در مورد عامل دوم، روزنامه ها نیز همانند دیگر بنگاه های اقتصادی در پی حداکثر کردن منافع خود هستند، بنابراین علاوه بر موانع ورود که امکان سرمایه گذاری را از عاملان اقتصادی در بخش مطبوعات سلب می‌کند، ریسک بالای این سرمایه گذاری نیز به نوبه خود سبب می‌شود تا سرمایه گذاران مستقل کمتر به سرمایه گذاری در این بخش تمایل نشان دهند. بنابراین روزنامه های جدیدی که تشکیل می‌شوند بسیار کمتر از تعداد کل روزنامه هایی است که در صورت نبود این ریسک منتشر می‌شدند و این به عنوان مانعی دیگر بر سر راه رقابتی شدن بازار مطبوعات عمل می‌کند.</p>
<p>تقسیم آگهی های دولتی هم که تکلیفش روشن است. تقسیم آنها حق دولت است و حقیقتا هم نمی توان گفت که چرا به فلان روزنامه داده شده و به دیگری نه. وقتی اگهی مربوط به شرکت دولتی است، آن شرکت به هر ترتیبی که بخواهد آن را واگذار می‌کند. برخلاف بخش خصوصی که در اعطای آگهی به هدف گرفتن هرچه بیشتر مخاطبان بالقوه خود نظر دارد، بخش دولتی بیشتر به نظر سیاستگذاران بالادستی خود وابسته است. این مشکل، مشکل این دولت هم نیست، و تحقیقا در ایران در همه دولت ها و همه دوران ها بیش و کم، وجود داشته است. مشکل اساسی وجود بخش عظیم دولتی است. پس اگر قرار است انتقادی در این بخش باشد، باید به حضور گسترده دولت در اقتصاد باشد که تبعات ناگریز آن همین تبعیض ها در تخصیص منابع است. از آنجایی که هر سه این عوامل تا به امروز پایدار بوده اند، در نتیجه انحصار هم در مطبوعات کشور پایدار مانده و کماکان در تله انحصار گرفتار هستیم</p>
<p>علاوه بر تله انحصار ما گرفتار انقطاع آموزش در روزنامه نگاری ایران هم هستیم. یعنی هر از چند گاهی بسیاری از روزنامه نگاران با سابقه، بخشی به دلیل همین انحصار و بخشی به دلایل دیگر، عطای کار روزنامه نگاری یا روزنامه نگاری در داخل کشور را به لقایش می‌بخشند. این سبب می‌شود تا امکان انتقال تجربیات در روزنامه نگاری ایران با مشکل مواجه شود. که بسیار بحث مهمی است و در کنار سایر عوامل، کمک می‌کند تا روند یک دست رو به پیشرفتی را در طی سالیان متمادی در روزنامه نگاری ایرانی از جمله در روزنامه نگاری اقتصادی شاهد نباشیم.</p>
<p><strong>* وضع روزنامه‌های اقتصادی در این بازار انحصاری چگونه است؟</strong></p>
<p>ـ انحصار در روزنامه های اقتصادی بسیار شدید تر است. چرا که اولا انگیزه هایی که بعضا در تاسیس یک روزنامه سیاسی وجود دارد در تاسیس روزنامه های اقتصادی وجود ندارد ثانیا جریان درآمدی در این روزنامه ها می‌تواند بسیار بالا و وسوسه برانگیز باشد. بطوری که فشاری را در جهت حفظ یک روزنامه اقتصادی به ضرر سایرین ایجاد کند. چیزی که در روزنامه های عمومی و سیاسی شاهد آن نیستیم. یعنی علاوه بر فشار دولت، فشار خود روزنامه اقتصادی به عنوان یک رقیب برای حفظ انحصار هم وجود دارد. که از قضا تصور برخی بر این است که این فشار برای حفظ انحصار که گاها با امتزاج با نهادهای خاص همراه می‌شود، بعضا قوی تر از عامل نخست است. همین عوامل دست به دست هم می‌دهند تا در عرصه ملی در دو دهه گذشته تقریبا تنها 4 روزنامه جدی اقتصادی متولد شوند، که همگی، بجز یکی، تعطیل شدند.</p>
<p><strong>* این انحصار چه سود و زیانی برای مطبوعات دارد؟</strong></p>
<p>ـ نتیجه غایی اش عدم تطابق روزنامه های اقتصادی موجود با نیاز مخاطب و شرایط زمانه است.  اول از همه کاهش کیفیت از عوارض غیر قابل اجتناب هر انحصاری است و انحصار در مطبوعات هم از این رویه تبعیت می‌کند. چرا که رقابت است که باعث افزایش کیفیت می‌شود و هنگامی که رقیبی وجود ندارد، بنگاه انحصارگر دلیلی برای افزایش کیفیت نمی بیند. همچنین این عدم وجود رقابت خود را در عرصه دیگری هم نشان می‌دهد و آن کاهش نوآوری است. همانطور که روند نشان می‌دهد، روزنامه های اقتصادی تنها در برهه ای اقدام به نوآوری کرده اند که رقیب جدی داشته اند. این مساله در سال های 81، 87 و تا حدودی 89 که دو روزنامه جدی اقتصادی رقیب وجود داشتند به خوبی قابل مشاهده بود.</p>
<p>از دیگر عوارض انحصار می‌توان به فساد شدید در روابط روزنامه ها با بنگاه های آگهی دهنده و وابستگی به نهادهای قدرت نام برد. هنگامی که انحصار تا بدین حد گسترده می‌شود، نهادی که کارویژه اش شفاف سازی امور و فاصله گرفتن از قدرت است، خود به شدت ناشفاف و بعضا فاسد می‌شود. و اصلا نیازی نمی بیند که اصول حرفه ای را رعایت کند، چرا که مخاطبانش تضمین شده اند. چیزی که متاسفانه امروزه به عینه مشاهده می‌کنیم.</p>
<p>و آخر از همه، افزایش شدید درآمد و سود برخی روزنامه های انحصاری موجود، خصوصا در روزنامه های تخصصی و بالاخص در روزنامه های اقتصادی. همانطور که پیش تر هم عرض کردم، این سود بسیار بالا، که در شرایط رقابتی به هیچ وجه وجود نداشت، موجب پدید آمدن یکسری حرکت ها و رفتارها می‌شود به نحوی که در کل به ضرر روزنامه نگاری اقتصادی و کل کشور تمام می‌شود.</p>
<p><strong>*عوارض جانبی انحصار چگونه است؟</strong></p>
<p>ـ به عنوان مثال همانطور که شما بیان کردید، می‌توان به یکی از بزرگترین مشکلات داخلی مطبوعات در ایران یعنی عدم تعریف جایگاهی مشخص برای روزنامه نگاران و خبرنگاران روزنامه ها اشاره کرد. در غالب روزنامه ها (بجز روزنامه های دولتی) نیروی انسانی روزنامه از داشتن حتی یک برگ قرارداد محرومند. یا اگر قراردادی هست، قراردادی صوری است که صرفا به امضای خبرنگار می‌رسد و مسئولان روزنامه تنها در مواقع ضروری! اقدام به امضای آن می‌کنند. در یک کلام این قدرت انحصاری که برای روزنامه های موجود ایجاد شده، قدرت چانه زنی مدیران اجرایی را در تقابل با نیروی انسانی روزنامه ها، که بی تردید مهمترین منبع موفقیت یک روزنامه(البته در شرایط رقابتی) هستند، شدیدا افزایش داده است. این قدرت بالای چانه زنی، به مدیران و مسئولان روزنامه ها اجازه می‌دهد تا بدون نگرانی از کاهش کیفیت یا از دست دادن مخاطبان خود، به نیازهای خبرنگاران و روزنامه نگاران شاغل در آن روزنامه یا مطبوعه بی اعتنا بوده و بعضا اقدامات محیرالعقول و یک‌طرفه ای را انجام دهند که در دنیا کم سابقه است. در مجموع، فضای انحصاری موجود، شرایطی را هم برای خبرنگاران و روزنامه نگاران و هم برای مخاطبان و مشتریان کالایی به نام روزنامه به وجود آورده است که بسیار نامطلوب است.</p>
<p><strong>* در کشور ما روزنامه نگاران و صاحبان نشریات تا چه اندازه آموزش را وظیفه خود می‌دانند به‌خصوص نشریات اقتصادی که باید بیشتر وجه آموزشی داشته باشند تا خبری. به نظر شما یک رسانه همچون روزنامه های ایرانی با امکانات محدودی که در اختیار دارند چقدر صلاحیت و توانایی انجام رسالت آموزشی را دارا هستند؟</strong></p>
<p>من مطمئن نیستم که روزنامه ها آموزش را وظیفه خود بدانند، همچنین مشاهدات من نشان نمی دهد که روزنامه های اقتصادی پر از مطالبی باشند که بیشتر جنبه آموزشی دارند تا خبری.</p>
<p>اما اگر منظورتان از آموزش آماده سازی ذهن مخاطب برای ارایه تحلیلی از یک موضوع خاص است، خصوصا در روزنامه های تخصصی، بی شک روزنامه ها، خصوصا روزنامه های تخصصی ناچار به انجام آن هستند و در همه جای دنیا هم روزنامه ها این کار را انجام می‌دهند. یعنی در مقاله ای که نوشته می‌شود راجع به مثلا بودجه سال 2010 آمریکا، نویسنده قطعا مفاهیم پایه ای بودجه را برای مخاطب خود بیان می‌کند. بنابراین اگر آموزش ضمنی برخی نکات را در گزارش های تحلیلی ضروری بدانیم، اتفاقا مشاهدات من عکس آن چیزی را که شما می‌فرمایید نشان می‌دهد. البته این صحیح است که روزنامه های اقتصادی ما در قیاس با روزنامه های عمومی و سیاسی امان، کمتر گزارش تحلیلی تهیه می‌کنند و بسیار کمتر به تحلیل اخبار می‌پردازند و غالبا به دروازه بانی خام خبر بسنده می‌کنند. اما این‌که کار آموزشی بیشتری نسبت به همتایان خود انجام دهند، من چنین ذهنیتی ندارم. خود من در تمام این سال ها تلاشم این بوده که بتوانیم با کار تیمی و منسجم، این کار را بخوبی انجام دهیم و فکر می‌کنم تا حدودی هم موفق بودیم. الان هم تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که ای کاش روزنامه های اقتصادی توان این آموزش ضمنی را داشتند و این کار را انجام می‌دادند!</p>
<p><strong>  </strong></p>
<p><strong>* چرا در روزنامه نگاری اقتصادی در این چند دهه، نیروهای محدودی تربیت شده و چهره سازی نشده است؟ </strong><strong></strong></p>
<p>ـ ابتدا اجازه بدهید آماری را ارایه دهم تا ابعاد قضیه روشن شود سپس به چرایی این امر بپردازیم. هم اکنون در سه روزنامه اقتصادی که بنده اطلاع دارم و در مجموع حدود 95 نفر عضو تحریریه دارند تنها حدود 4 نفر تحصیلاتشان در زمینه اقتصاد است! این یعنی حدود 2 درصد! این یعنی فاتحه روزنامه نگاری اقتصادی را باید خواند. من نمی گویم که روزنامه نگار اقتصادی حتما باید اقتصاد خوانده باشد، اما حداقل در هر سرویس در روزنامه باید یک اقتصاد خوانده وجود داشته باشد یا حداقل آموزش اقتصاد برای روزنامه نگاران وجود داشته باشد. مشاهدات من نشان می‌دهد که غالب روزنامه نگاران اقتصادی فارغ از این که تا چه حد در امر روزنامه نگاری حرفه ای هستند، سررشته ای از اقتصاد ندارند و همین باعث افت بیشتر کیفیت در این روزنامه ها شده است. مگر می‌شود مثلا بدون ذهنیت اقتصادی، فلان سیاست دولت در بخش مثلا کشاورزی را تحلیل کرد. نتیجه این شرایط، آشفتگی تحلیلی در روزنامه ها و عدم وجود تقریبا مطلق تحلیل است.</p>
<p>این یعنی ما در این سال ها از تربیت نیرو غافل بودیم و اگر بخواهیم این مساله را ریشه یابی کنیم باز هم به انحصار می‌رسیم. به این مفهوم که اولا به دلیل انحصار شدیدی که در این بخش وجود دارد هیچ گاه هیچ روزنامه اقتصادی نیاز به تربیت نیرو را حس نکرده است، (همچنین توجه کنید که تربیت روزنامه نگار تخصصی اقتصادی سخت تر از روزنامه نگار عمومی است.) دوما متاسفانه انحصار سبب شده است تا برخی از سردبیران و دبیران تحریریه های اقتصادی، برای حفظ موقعیت خود، عامدا اقدام به تربیت نیرو نکنند. چرا که تربیت نیروی جدیدی که هم اقتصاد می‌فهمد و هم روزنامه نگاری را در عمل آموخته است، به معنای ایجاد رقیب برای نیروی قدیمی تر است. از آنجایی که فرصت شغلی دیگری برای نیروی قدیمی تر وجود ندارد، در نتیجه وی ترجیح می‌دهد این نیروی رقیب تربیت نشود. وجود انحصار بدین گونه حتی اخلاق و منش آدم ها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد و جو نامطلوبی را در بنگاه های انحصاری(از جمله روزنامه ها) ایجاد می‌کند.</p>
<p><strong>* شما به این نکته اشاره کردید که اکثر روزنامه های اقتصادی جهان خود را تابع یا مبلغ یکی از مکاتب فکری اقتصادی می‌دانند. در ایران این تابعیت و تبلیغ به چه صورت است؟ چون همانطور که اشاره کردید، روزنامه های اقتصادی ایران در میان تمام این مکاتب سرگردانند.</strong></p>
<p>ابتدا اجازه بدهید عرض کنم که آشفتگی فکری در روزنامه های اقتصادی ایرانی، کاملا قابل اندازه گیری است و اگر کسی بخواهد می‌تواند به عنوان موضوعی تحقیقاتی به قضیه نگاه کرده و روند حرکتی هفتگی یا ماهانه روزنامه های اقتصادی را در حمایت از سیاست یا مرامی خاص دنبال کند. من بی تردید می‌گویم که نتیجه چیزی جز کشف یک بهم ریختگی اعجاب آور و عدم وجود یک خط سیر مشخص نیست. در حالی که همانطور که گفتم در روزنامه های اقتصادی مطرح در دنیا خط فکری و چارچوب کاری روزنامه کاملا مشخص است و در نتیجه به‌راحتی می‌توان عکس العمل یک روزنامه را در قبال یک سیاست مشخص پیش بینی کرد و غالبا هم شگفت زده نمی شوید و پیش بینی اتان درست از آب در می‌آید.</p>
<p>پاسخ این‌که چرا در ایران باوجود عدم رعایت بسیاری از اصول حرفه ای و نیز عدم حرکت بر مسیر خاص و عدم اعلام صریح چارچوب فکری، برخی روزنامه ها (خصوصا روزنامه های اقتصادی) همچنان سرپا می‌مانند حتی چه بسا سودشان بیشتر هم می‌شود، باز هم در انحصار و نبود انتخابی دیگر برای مخاطب نهفته است. البته نباید از نظر دور داشت که بعضا ملاحظات سیاسی سبب پنهان کردن مسیر حرکتی می‌شود، که در مورد روزنامه های اقتصادی این امر بسیار کمتر است و ملاحظات روزنامه، بیشتر به منبع آگهی های روزنامه بستگی دارد تا مسایل سیاسی.</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/04/09/372/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1098</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کدام دولت ارزش پول ملی را حفظ کرده است!!</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/30/371/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/30/371/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jan 2012 20:21:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1080</guid>

					<description><![CDATA[سایت الف در نوشته ای راجع به حفظ ارزش پول در دوره های مختلف ریاست جمهوری نوشته است: &#171;کاهش شدید ارزش ریال در روزهای اخیر، نقطه تاریک و ننگینی در کارنامه وی(احمدی نژاد) باقی خواهد ماند&#187; کسی نیست به الف &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/30/371/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سایت الف در<a href="http://alef.ir/vdcefz8zejh8e7i.b9bj.html?141074"> نوشته ای </a>راجع به حفظ ارزش پول در دوره های مختلف ریاست جمهوری نوشته است:</p>
<p>&laquo;کاهش شدید ارزش ریال در روزهای اخیر، نقطه تاریک و ننگینی در کارنامه وی(احمدی نژاد) باقی خواهد ماند&raquo;</p>
<p>کسی نیست به الف بگوید ارزش پول ملی نه هدف است و نه ارزش، نه به لحاظ اقتصادی و نه به لحاظ مدیریتی. این را در همان کلاس های ابتدایی که در اقتصاد می گذرانید یاد می گیرید. چیزی که برای اقتصاد بد است و به ضرر کشور تمام می شود نه کاهش ارزش پول ملی که نوسانات شدید آن و عدم اطمینانی است که ایجاد می کند. ارنه کشورها همیشه در مواقع بحرانی با بهره گیری از سیاست های ارزی، به خصوص کاهش ارزش پول ملی، اقتصاد کشورشان را از کسادی، رکود و بحران نجات داده اند. همین الان هم آمریکا و چین بر سر این که ارزش پولشان را پایین نگاه دارند با هم گلاویز هستند، آن وقت این گوشه دنیا، اقتصاددان مملکت کاهش ارزش پول ملی را نقطه تاریک و ننگین می داند!</p>
<p>آخر مطلب هم خیلی جالب است! نویسنده کاهش ارزش پول ملی در این دوره را به رشد نقدینگی ربط داده است. در حالی که رشد نقدینگی در یکسال گذشته بسیار کمتر از سالهای گذشته بوده است، سال هایی که الف از آنها به عنوان سال های خوب در دوره احمدی نژاد یاد کرده است. نباید دولت ها را سیاسی قضاوت کرد. هنگامی که سیاسی قضاوت می کنیم می گوییم هاشمی خوب است و احمدی نژاد بد است. اما هنگامی که فنی و اقتصاد صحبت کنیم می بینیم که هر دو ایرادهایی داشتند و مزیت هایی. هرچند که احمدی نژاد ایرادهایش با هیچکس دیگر قابل مقایسه نیست!</p>
<p>یک نکته را هم بگویم، کاهش این دفعه ارزش پول ملی ارتباطی به رشد نقدینگی ندارد و اصلا به واسطه سیاست های اقتصادی اتفاق نیفتاده است. این کاهش ارزش صرفا به واسطه بی ثباتی های سیاسی و شکل گیری انتظارت بدبینانه در مردم نسبت به اینده بوجود آمده که باعث افزایش تقاضا و نیز کمبود عرضه به علت کمبود فیزیکی دلار برای پاسخگویی به این تقاضای افزاینده شده ست. افزایش نرخ سود بانک ها هم هیچ ربطی به بازار ارز ندارد و صرفا مغلطه ای است که توسط یکسری از دوستان مقاله نویس ما پدید آمده است. راه آرام کردن فضا در این شرایط در درجه اول سیاسی است و اگر بخواهند ابزار اقتصادی به کار ببرند، خیلی واضح تنها چاره <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Open_market_operation">عملیات بازار باز</a> یا افزایش نرخ ذخیره قانونی(که عملا  امکان استفاده کردن از آن وجود ندارد) توسط بانک مرکزی است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/30/371/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>17</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1080</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>رقابت از دیدگاه سهراب بوقی</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/13/370/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/13/370/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jan 2012 01:54:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1070</guid>

					<description><![CDATA[این ویدیو رو از برنامه نود ببینید، هرچند مربوط به یک ماه پیشه اما خیلی جالبه. سهراب بوقی، که از بوق زنای قدیمیه استقلاله، شاید قدیمی ترین، از این که بوق زنها زیاد شدن و بازار رو خراب کردن می &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/13/370/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.youtube.com/watch?v=FsRJ9uBmeBU">این ویدیو رو از برنامه نود ببینید</a>، هرچند مربوط به یک ماه پیشه اما خیلی جالبه. سهراب بوقی، که از بوق زنای قدیمیه استقلاله، شاید قدیمی ترین، از این که بوق زنها زیاد شدن و بازار رو خراب کردن می گه. خودش یک کلاس درسه اقتصاده، اقتصاد بوق! یا بازار رقابتی بوق و مشکلات انحصارگران سابق!</p>
<p>این چیزیه که سیاسی ها در عرصه اقتصاد دنبال می کنند. کسب رانت بیشتر برای منافع گروهی و حزبی. از کارگزاران که شاید مبدع بسیاری از رانت ها در این خصوص بود تا پایداری و دور و بری های آقای احمدی نژاد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/13/370/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1070</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>همکاری در یک سایت خبری-تحلیلی اقتصادی</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/08/369/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/08/369/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Jan 2012 06:07:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1066</guid>

					<description><![CDATA[یکسری از دوستان مشغول راه اندازی یک سایت خبری اقتصادی هستند که بصورت حرفه ای به اخبار و تحلیل های اقتصادی بپردازد. سایت اهداف اقتصادی دارد و به نظرم کار قوی خواهد بود. مهمتر از همه این که موسسان سایت &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/08/369/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یکسری از دوستان مشغول راه اندازی یک سایت خبری اقتصادی هستند که بصورت حرفه ای به اخبار و تحلیل های اقتصادی بپردازد. سایت اهداف اقتصادی دارد و به نظرم کار قوی خواهد بود. مهمتر از همه این که موسسان سایت از افرادی هستند که در عرصه قلم زدن و تحلیل اقتصادی سابقه طولانی دارند و این طبیعتا به بهتر شدن و بهتر بودن سایت کمک می کند. الان این دوستان به دنبال یک نفر هستند که سابقه روزنامه نگاری در حوزه اقتصاد یا نزدیک به آن داشته باشد. همچنین یک نفر دیگر هم بصورت پاره وقت یا تمام وقت نیاز دارند که لازم نیست زیاد تجربه کاری داشته باشد، صرفا علاقه داشته باشد و ترجیحا اندکی هم اقتصاد هم بداند. همچنین یک فرصت کاری برای دوستان دانشجویی که می خواهند کار نوشتن را شروع کنند هم فراهم کرده اند که به نظرم موقعیت مناسبی است. خلاصه این که اگر به کارهای این شکلی علاقه دارید، رزومه خود را برایشان بفرستید، ضرری ندارد! این هم ایمیلشان است:</p>
<p>eoljob@yahoo.com</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/08/369/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1066</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>دلار به کجا می رود؟</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/03/368/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/03/368/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Jan 2012 22:01:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اقتصاد ایران]]></category>
		<category><![CDATA[قیمت دلار]]></category>
		<category><![CDATA[نرخ ارز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1062</guid>

					<description><![CDATA[امروز نرخ مبادله دلار در بازار تهران به نزدیک 1800 تومان رسید.  این به معنای افزایش نزدیک به 200 تومانی قیمت دلار در یک روز و افزایش 600 تومانی قیمت در کمتر از سه ماه است. البته هم افزایش ناگهانی &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/03/368/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">امروز نرخ مبادله دلار در بازار تهران به نزدیک 1800 تومان رسید.  این به معنای افزایش نزدیک به 200 تومانی قیمت دلار در یک روز و افزایش 600 تومانی قیمت در کمتر از سه ماه است. البته هم افزایش ناگهانی قیمت ارز در ایران و نیز دو نرخی شدن آن چیز جدیدی نیستند. قبل از سال 1381علاوه بر اینکه هماره بازار ارز چند نرخی بود، در چندین مقطع افزایش های شدید نرخ ارز تجربه شد. اما در سال 81 ارز تک نرخی شد و دولت سعی کرد ثبات نرخ ارز را حفظ کند.</p>
<p dir="RTL">در اینجا نیازی به تکرار اصولی همانند منفی نبودن افزایش نرخ ارز و لزوم تک نرخی شدن ارز وجود ندارد چرا که آنقدر گفته شده که بیان آن صرفا تکرار مکررات است.</p>
<p dir="RTL">نکته ای که خواستم اشاره کنم درمورد تفاوت افزایش کنونی با افزایش های پیشین نرخ ارز است. در سال های پیش از 1381 نرخ ارز اصولا در هنگامی که درآمدهای نفتی کاهش پیدا می کرد روند افزایشی می گرفت. دلیلش هم روشن است چرا که دولت امکان تزریق مقادیر افزاینده دلار به بازار را از دست می داد و با توجه به تورم بالاتر اقتصاد ایران نسبت به اقتصاد جهانی، تقاضای افزایشی دلار با عرضه کاهشی دلار همراه می شد و در نتیجه نرخ ارز بصورت اجتناب ناپذیری بالا می رفت. در تمام موارد هم دولت های ایرانی ابتدا سعی خودشان را می کردند، دلارهای موجود را به بازار می ریختند و پس از روبرو شدن با کمبود جدی دلار اقدام به افزایش نرخ ارز رسمی می کردند. اما اینبار قضیه کمی متفاوت است. این دفعه، درآمدهای ارزی دولت به واسطه افزایش متناوب قیمت نفت نه تنها کاهش پیدا نکرده، که افزایش هم پیدا کرده است، اما داستان صعود شدید نرخ ارز از کجا آب می خورد؟</p>
<p dir="RTL">از جانب تقاضا، می دانیم که قیمت حقیقی ارز (نه قیمت اسمی) در ایران به واسه ثبات مصنوعی نرخ ارز در طی سالیان دراز با وجود نرخ تورم بالای ریال بصورت مداوم کاهش یافته است. این به معنای افزایش تقاضا برای ارز خارجی در ایران است. از سوی دیگر التهابات شدید سیاسی در چند ماه اخیر که در روزهای گذشته با امضای قانون تحریم بانک مرکزی ایران توسط باراک اوباما به نقطه جدیدی رسید، باعث بوجود آمدن ابهام در آینده ریال و در نتیجه هجوم بازیگران به سمت بازار ارزهای خارجی شد. اما از جانب عرضه، به نظر می رسد که دولت این بار با توجه به پشتوانه درآمدهای نفتی می توانست مانع از افزایش قیمت ارزهای خارجی، دست کم در چنین سطحی، بشود. چه آن که در سه دهه گذشته بارها این کار را در التهابات سیاسی شدید انجام داده بود. اما ظاهرا دولت نخواسته یا نتوانسته این کار را انجام دهد. از آنجایی که شفافیت لازم وجود ندارد، نمی توان دقیقا ادعا کرد که دولت بر چه مبنایی بازار را کنترل نکرده است اما می توان حدس هایی زد. <a href="http://www.fardanews.com/fa/news/179647/%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B3%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AC%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA">برخی</a> ادعا کرده اند که دولت اقدام به فروش ارز دولتی در بازار ارز آزاد می کند و از این راه کسری بودجه اش را جبران می کند. این ادعا ایرادات فراوان دارد و با توجه به شرایط کنونی دولت به لحاظ سیاست داخلی عملا منتفی است و نیازی به تحلیل و تفصیل ندارد. من هم مثل <a href="http://eghtesadaneh.blogspot.com/2011/12/blog-post_18.html">حجت</a> حدسم این بوده و الان تقویت شده که یک بخشی از این نتوانستن، به دلیل عدم وجود دلار کاغذی کافی برای عرضه در بازار توسط بانک مرکزی است. به نظر می رسد که بانک مرکزی امکان دریافت درآمدهای دلاری نفت را ندارد و با برخی از کشورها بصورت فروش اعتباری، با برخی بصورت خرید پایاپای و با برخی دیگر به صورت بدهکار کردن حساب خریدار کار می کند. و احتمالا این باعث کاهش ذخیره فیزیکی دلار برای جلوگیری از نوسانات بازار شده است. اما حدسم این است که این کاهش آنقدرها نیست که دولت نتواند از روند افزاینده نرخ دلار جلوگیری کند.</p>
<p dir="RTL">حدس من درباره آینده این است که قطعا دولت سعی خودش را می کند که بازار را آرام کند. این که می تواند این کار را بکند یا نه بحث مهمی است و کسی به راحتی نمی تواند به آن پاسخ دهد. به نظرم در هفته های آینده، اگر اتفاق خاص سیاسی نیفتد، دولت تا حدودی هم موفق خواهد شد و نرخ ارز، تقریبا به سطح هفته گذشته، حدود 1600-1700 تومان باز خواهد گشت.(هفته هایی که تنها کمبود فیزیکی دلار مشکل بود و نه اثرات تحریم ها روی تقاضای خرید دلار). اما پیش بینی دوماه آینده و پس از آن سخت تر است و بیشتر از آنکه بحث اقتصادی باشد، بحث سیاسی است و انتظارات مردم نسبت به آینده. از منظر سیاسی، در چند ماه آینده چند محرک بین المللی به ایران کمک می کنند تا بتواند اثرات شدید این تحریم ها را تا حدودی خنثی کند: اولا؛ این قانون یک بازه دوماهه و شش ماهه را برای تحریم پیش بینی کرده است، در نتیجه احتمالا تحریم تا دو ماه آینده اثرات جدی گسترده ای نخواهد داشت. ثانیا؛ از آنجایی که وضعیت اقتصادی اروپا به هیچ وجه خوب نیست امکان اجرایی کردن این قانون به صورت کامل وجود نخواهد داشت. توجه کنید که یکی از بندهای قانون به رییس جمهور این اجازه را می دهد که با نظر خودش، شرکت ها و کشورهایی را، بنابر مصلحت، از این قانون مستثنا کند. این به معنای آن است که برای فشار نیامدن به اقتصاد جهانی، دولت اوباما بسیار محتاط عمل خواهد کرد و در نتیجه این قانون حداقل به این زودی ها بصورت کامل اجرا نمی شود. ثالثا؛ روابط روسیه و آمریکا پس از انتخابات مجلس در روسیه شکرآب شده است، و ایران می تواند از این فرصت استفاده کرده و از این اختلافات برای خنثی کردن بخشی از این شرایط استفاده کند. مضافا بر اینها چین هم که همیشه آماده استفاده از این فرصت های باد آورده است! این البته به این معنا نیست که نرخ دلار در شش ماه آینده افزایش نخواهد یافت.</p>
<p dir="RTL">پس نوشت: این تحلیل مربوط به قیمت دلار در دو ماه آینده است و نه در میان مدت و بلندمدت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2012/01/03/368/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>11</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1062</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ترکیه و تله درآمد متوسط</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/29/367/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/29/367/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 29 Dec 2011 02:53:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[لینک های مفید]]></category>
		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>
		<category><![CDATA[اردوغان]]></category>
		<category><![CDATA[تله درآمد متوسط]]></category>
		<category><![CDATA[ترکیه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1049</guid>

					<description><![CDATA[این مقاله نشان می دهد که اقتصاد ترکیه شرایط خوبی ندارد و باید با یک بحران دست و پنجه نرم بکند. نویسنده هرچند از سکولارهای معروف ترکیه است و در بعضی جاها اغراق کرده اما آماری که در خصوص آموزش &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/29/367/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.meforum.org/3134/turkey-economic-miracle">این مقاله</a> نشان می دهد که اقتصاد ترکیه شرایط خوبی ندارد و باید با یک بحران دست و پنجه نرم بکند. نویسنده هرچند از سکولارهای معروف ترکیه است و در بعضی جاها اغراق کرده اما آماری که در خصوص آموزش در ترکیه و یا کسری حساب جاری ترکیه داده خیلی جالب و در عین حال ناامید کننده است. مثلا گفته شده که نرخ فارغ التحصیلی در دوره دبیرستان در ترکیه 26 درصد است! و یا کسری حساب جاری برابر 11 درصد کل تولید ناخالص داخلی است( که البته نویسنده باید توضیح می داده که این پیش بینی است و الان این نسبت برای ترکیه حدود 8 درصده که البته هنوز از مقدار برنامه ریزی شده 5 درصدی بیشتر است.)</p>
<p>این در حالی است که پس از سال 2002 و عملکرد مثبت اردوغان و حزب عدالت و توسعه، تولید ناخالص داخلی این کشور بیش از 3 برابر شده که یک عملکرد اقتصادی معجزه آسا محسوب می شود. رکود احتمالی آینده، می تواند به ضرر این حزب تمام شود و باعث شود احزاب سکولار رقیب قدرت را به دست بگیرند. این در حالی است که در انتخابات گذشته هم این حزب اکثریت مطلق خود را در مجلس از دست داد.</p>
<p>مشکلی که ترکیه با آن روبروست، سندرومی است که اقتصاددانان به آن &laquo;Middle-income trap&raquo;  می گویند. این اصطلاح به آن معناست که اقتصادهایی که یک دوره از رشد را تجربه می کنند که به افزایش دستمزدها و رفاه در آن کشور می انجامد، ممکن است نتوانند با کشورهایی با دستمزدهای کمتر و ارزان تر رقابت کنند. این بیماری هنگامی بروز می کند که اقتصاد نمی تواند پس از گذر از مرحله افزایش دستمزدها و درآمدها، بهره وری خود را افزایش دهد و در نتیجه مزیت رقابتی خود را نسبت به رقبا از دست می دهد. برای مثال می توانید به شکل زیر نگاه کنید. این نمودارها نشان می دهد در حالی که کره جنوبی به خوبی توانست از این تله فرار کند، برزیل و افریقای جنوبی به دام آن افتادند و به نظر می رسد ترکیه هم همین راه را می رود. (این البته خطری است که چین را هم تهدید می کند) مگر این که اصلاحات بیشتری در بخش آموزش و نیز در افزایش رقابت اقتصادی انجام شود. نمونه های بارز کشورهایی که درگیر این بیماری شدند ٍژاپن، فیلیپین و کشورهای آمریکای لاتین هستند. بعبارت صحیح تر، کشورهای معدودی هستند که توانسته اند از رشد اقتصادی مستمری برخوردار شوند که سطح درآمد آنها را از پایین تر از متوسط به سطح درامد بالا و بالاتر از متوسط سوق دهد. غالب کشورهایی که رشدهای خوبی را تجربه می کنند در سطح درآمد متوسط گیر می کنند.</p>
<p>تصور خام خود من این است که شاید گیر افتادن در این تله ربط وثیقی به دموکراتیک بودن کشورها بستگی دارد. به این معنا کشورهایی که از حدی از دموکراسی برخوردارند، بیشتر دچار این تله می شوند. دلیلش هم اینرسی مردم به ماندن در وضعیت درآمد متوسط و احساس عدم نیاز به کار بیشتر برای رشد و درآمد بیشتر است. همان مثال معروف جایگزینی فراغت به جای کار! این به این معنا نیست که کشورهای دیکتاتوری دچار این عارضه نمی شوند، بلکه به آن معناست که احتمال گرفتاری برای کشورهای دموکراتیک، یا کشورهایی که رای و نظر مردم به هر ترتیب در امور سیاسی آن کشورها تعیین کننده است، بیشتر است.</p>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="middle income trap" src="https://alhosseini.wordpress.com/wp-content/uploads/2011/12/asia2.jpg?w=300&#038;h=249" alt="تله درآمد متوسط" width="300" height="249" /></p>
<p>برای مطالعه بیشتر می توانید این مقاله ها را ببینید:</p>
<p><a href="http://www.nytimes.com/2010/10/26/business/global/26inside.html">http://www.nytimes.com/2010/10/26/business/global/26inside.html</a></p>
<p><a href="http://curiouscapitalist.blogs.time.com/2010/08/10/escaping-the-middle-income-trap/">http://curiouscapitalist.blogs.time.com/2010/08/10/escaping-the-middle-income-trap/</a></p>
<p><a href="http://www.economist.com/node/18832106">http://www.economist.com/node/18832106</a></p>
<p><a href="http://blogs.ft.com/economistsforum/2011/08/is-india-heading-into-a-middle-income-trap/?catid=153&amp;SID=google#axzz1htAeqUCg">http://blogs.ft.com/economistsforum/2011/08/is-india-heading-into-a-middle-income-trap/?catid=153&amp;SID=google#axzz1htAeqUCg</a></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/29/367/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1049</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://alhosseini.wordpress.com/wp-content/uploads/2011/12/asia2.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">middle income trap</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب: فکر کردن؛ سریع و کند</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/09/366/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/09/366/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 09 Dec 2011 15:53:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1041</guid>

					<description><![CDATA[این عنوان کتاب جدید دانیل کانمن، روانشناس و برنده نوبل اقتصاد در سال 2002 است. در این کتاب وی نشان می دهد که فرآیند فکر کردن شامل دو مرحله است، مرحله اول که او اسمش را فکر کردن سریع می &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/09/366/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این عنوان کتاب جدید <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Daniel_Kahneman">دانیل کانمن</a>، روانشناس و برنده نوبل اقتصاد در سال 2002 است.</p>
<p>در این کتاب وی نشان می دهد که فرآیند فکر کردن شامل دو مرحله است، مرحله اول که او اسمش را فکر کردن سریع می گذارد، ناخودآگاه ، بی زحمت و شهودی است. و مرحله دوم که اسمش را فکر کردن کند می گذارد، پرزحمت، ناشی از استدلال و استنتاج و خودگاه است. همه ما این تجربه را داریم که حرفی را می زنیم، عملی می کنیم یا تصمیمی را می گیریم که بعدا پشیمان می شویم، در این کتاب کانمن نشان می دهد چرا این اتفاق می افتد و چگونه می توان این را کنترل کرد. بطور کلی، کانمن در این کتاب، همچون سراسر عمرش، سعی در تحلیل خطاهای ذهنی سیستم تصمیم گیری انسانی دارد.</p>
<p>اگر وقت خواندن کتاب، یا پول خریدنش را ندارید(مثل من) می توانید نقد و تحلیل های وارده را در اینجاها ببینید: <a href="http://online.wsj.com/article/SB10001424052970204479504576639032103005502.html">+</a>، <a href="http://www.ft.com/cms/s/2/15bb6522-04ac-11e1-91d9-00144feabdc0.html#axzz1fcMPh6II">+</a> ، <a href="http://www.nytimes.com/2011/11/27/books/review/thinking-fast-and-slow-by-daniel-kahneman-book-review.html?pagewanted=all">+</a></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2011/12/09/366/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1041</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اروپا را مدیریت کنید!</title>
		<link>https://alhosseini.wordpress.com/2011/11/29/365/</link>
					<comments>https://alhosseini.wordpress.com/2011/11/29/365/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[صادق الحسینی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 15:37:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[Great links]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://alhosseini.org/?p=1038</guid>

					<description><![CDATA[بعد از انتقادهای شدید از مدیریت اقتصادی در کشورهای اروپایی، به تازگی بانک مرکزی اروپا یک بازی کامپیوتری را در سایتش قرار داده که طی آن شما با دست کاری کردن سیاست پولی، که اینجا فقط نرخ بهره مرکزی است، &#8230; <a href="https://alhosseini.wordpress.com/2011/11/29/365/">ادامه مطالعه <span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بعد از انتقادهای شدید از مدیریت اقتصادی در کشورهای اروپایی، به تازگی بانک مرکزی اروپا یک بازی کامپیوتری را در سایتش قرار داده که طی آن شما با دست کاری کردن سیاست پولی، که اینجا فقط نرخ بهره مرکزی است، اتحادیه اروپا را به لحاظ اقتصادی مدیریت می کنید. <a href="http://www.ecb.int/ecb/educational/economia/html/index.en.html">بازی کنید ببینید چند مرده حلاجید؟</a></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://alhosseini.wordpress.com/2011/11/29/365/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">1038</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/fcb9d9d5bc13afc72886e85b99b0134c2984cb5eaca5a3e4bb6dee5748fefec6?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">seyedmohammadsadegh alhosseini</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
