<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">

<channel>
	<title>مرزهای نو</title>
	
	<link>http://www.alighazvini.com</link>
	<description>رسانۀ شخصی علی‌اکبر قزوینی</description>
	<pubDate>Mon, 21 May 2012 10:33:40 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.3</generator>
	<language>fa</language>
			<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/alighazvini" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="alighazvini" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
		<title>لایک‌نامۀ قزوینی</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1391/02/31/478/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1391/02/31/478/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 20 May 2012 13:16:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دنياي مجازي]]></category>

		<category><![CDATA[زبان و ادبيات]]></category>

		<category><![CDATA[زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<category><![CDATA[نوشته‌هاي تازه]]></category>

		<category><![CDATA[facebook]]></category>

		<category><![CDATA[like]]></category>

		<category><![CDATA[status]]></category>

		<category><![CDATA[استتوس]]></category>

		<category><![CDATA[فیسبوک]]></category>

		<category><![CDATA[فیس‌بوک]]></category>

		<category><![CDATA[لایک]]></category>

		<category><![CDATA[لایک‌نامه]]></category>

		<category><![CDATA[لایک‌نامۀ قزوینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=478</guid>
		<description><![CDATA[میرزا علی‌اکبر خان قزوینی ملقب به دهخدا روزگاری لغت‌نامه را نوشت. در روزگار فیس‌بوک یک علی‌اکبر قزوینی دیگر از سر یک ایدۀ یک‌باره که در یک تاکسی در خیابان‌های تهران به ذهنش خطور کرد، شروع به نوشتن جملاتی کرد که بن‌مایۀ اصلی‌شان «لایک» است؛ پدیده‌ای که نمی‌دانم با فیس‌بوک معرفی شد یا نه، اما با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/علی%E2%80%8Cاکبر_دهخدا" target="_blank">میرزا علی‌اکبر خان قزوینی</a> ملقب به دهخدا روزگاری <a href="http://www.loghatnaameh.org/" target="_blank">لغت‌نامه</a> را نوشت. در روزگار <a href="https://www.facebook.com/" target="_blank">فیس‌بوک</a> یک <a href="http://www.alighazvini.com" target="_self">علی‌اکبر قزوینی</a> دیگر از سر یک ایدۀ یک‌باره که در یک تاکسی در خیابان‌های تهران به ذهنش خطور کرد، شروع به نوشتن جملاتی کرد که بن‌مایۀ اصلی‌شان «لایک» است؛ پدیده‌ای که نمی‌دانم با فیس‌بوک معرفی شد یا نه، اما با آن همه‌گیر شد. این جملات در تاکسی و در راه و در مترو و محل کار و خانه و&#8230; اغلب روی <a href="http://www.apple.com/iphone/" target="_blank">آی‌فون</a> نوشته می‌شوند و در فیس‌بوک به‌عنوان «استتوس»های مجزا منتشر می‌شوند. این پست وبلاگی هم جایی است برای قرار دادن همۀ آنها در کنار هم؛ بی هیچ ترتیبی و آدابی. لایک‌نامۀ قزوینی!</p>
<p><strong>توضیح ضروری: </strong><br />
نه این لایک‌نامه به آن لغت‌نامه ربطی ندارد و نه این علی‌اکبر قزوینی به آن علی‌اکبر قزوینی. به چشمان خود اعتماد نکنید. هرچند <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Haruki_Murakami" target="_blank">هاروکی موراکامی</a> در رمان <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/1Q84" target="_blank">۱Q84</a> خود نوشته باشد:<br />
Don&#8217;t let appearances fool you. There is always only one reality.</p>
<p>(این مطلب با خواندن دیدگاه‌های شما جذاب‌تر می‌شود. لطفا در انتهای مطلب دیدگاه‌های خود را بنویسید.)</p>
<p><span id="more-478"></span></p>
<p style="text-align: center;">***</p>
<p>همۀ لایک‌ها با هم برابرند، اما لایک‌های بعضی‌ها برابرترند! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک مستحبه، جوابش واجب. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک، لایک می‌آره. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>دیگران را لایک کنید تا خدا شما را لایک کند. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>یا صاحب لایک! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک‌ها رو آخر پاییز می‌شمرن. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک‌هاتو بذار در کوزه آبشو بخور. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>استتوس‌های طرف رو لایک نمی‌کردن، سراغ مارک زاکربرگ رو می‌گرفت. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>در لایک‌بازی ما بی‌خبران حیرانند. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک‌ِتو بخورم. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایکی چند؟ #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک را زیر باران باید زد. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>چه خیالی<br />
چه خیالی<br />
می‌دانم<br />
صفحۀ فیس‌بوک من بی‌لایک است.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>هیچ‌کس لایکی را زیر یک استتوس جدی نگرفت. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>من که از پُرلایک‌ترین صفحه<br />
با مردم این ناحیه صحبت کردم<br />
کامنتی از جنس زمان نشنیدم&#8230;<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>با همه مردم شهر<br />
لایک باید زد.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک‌ها را باید شست&#8230; #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>سلام و لایک (معادل سلام علیک در #لایک‌نامۀ قزوینی)</p>
<p>من استتوس‌ام ای خدا<br />
تو حسرت یه دونه لایک<br />
یه عمره که لایک‌ها رو<br />
از دور می‌بینم تو سراب&#8230;<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>من همونم که یه روز<br />
می‌خواستم هی لایک بشم<br />
می‌خواستم پُرلایک‌ترین<br />
صفحۀ فیس‌بوک بشم&#8230;<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>از لایکِ تو مُردم. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>بزنم به تخته<br />
چقدر لایک شدی!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>آهای لایک‌صورتی<br />
دلِ منو بردی<br />
کُشتی تو منو<br />
غممو نخوردی!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>ای لایک همه بهانه از توست! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>ای لولیِ لایک‌زن<br />
تو مست‌تری یا من؟<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>من به لایکی خشنودم.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>آن دم که مرا لایک‌ زده، بر خاک سپارید<br />
زیر کفنم صفحۀ فیس‌بوک گذارید<br />
تا در سفر دوزخ، بی‌لایک نمانم<br />
بر خاک من از لایک‌های فیس‌بوک بکارید<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>یا مکن با لایک‌بازان دوستی<br />
یا بنا کن صفحه‌ای در خوردِ لایک.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>جان در طلب لایکِ تو دلدار برآمد! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک را باید با زن زد<br />
همۀ زن‌ها را لایک باید زد.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>از این لایک تا اون لایک فرجه. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>ما به هم محتاجیم<br />
مثل استتوس به لایک&#8230;<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>جان از من برآمد و<br />
لایک از تو برنمی‌آید.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>بزن لایک که امشب<br />
باز دلم از دنیا گرفته<br />
بزن لایک و بزن لایک&#8230;<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>یکی را گفتند: عالم بی‌عمل به چه ماند؟<br />
گفت: به استتوس بی‌لایک!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک همسایه لاوه. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>هر لایکی یه بویی داره. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک هم لایک‌های قدیم! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>هر لایکی لایک نیست. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>بزرگ‌ترین عشق‌ها هم با یک لایک آغاز می‌شوند. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>هیچ لایکی بی‌منظور نیست. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایکِ زیادی دیسلایک می‌آره. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک به استتوسِ بی‌لایک ثواب داره. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>برو اون‌رو لایکی نشی! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>مرد باس پای لایکش وایسه. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>عین یه مرد پای لایکت وایسا. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایکت به‌درد عمه‌ت می‌خوره! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>خدا آدم لایک‌زن رو دوست داره. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>خدا آدم پُرلایک رو دوست داره. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>بده لایک در راه خدا! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>تو هی لایک می‌زن و در دجله انداز<br />
که ایزد در بیابانت دهد باز<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک از دستش نمی‌چکه. #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<p>لایک در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p> لایک زیر پوستش رفته. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایکش دو تا شده. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک رو هر وقت بزنی تازه‌س. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک‌دونش به ته دیگ خورده. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>هیچ لایکی ازش گرم نمی‌شه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>استتوس نمی‌بینه، ولی لایک‌زن قابلیه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک زدن بر جوانان عیب نیست. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>آسوده کسی که فیس‌بوک ندارد<br />
از لایک و بی‌لایکی‌ش خبر ندارد.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>آسه برو آسه بیا که گربه لایکت نکنه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایکِ نگرفته و دهنِ سوخته. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>اونقدر تو فیس‌بوک بمون تا زیر استتوس‌هات لایک سبز شه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>از بس لایک گرفته دیگه ما رو آدم حساب نمی‌کنه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>وصف لایک شنیدن از دور خوش است. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>ادب مرد به ز لایک اوست. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک، بی‌منت خوش است. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>از خرس یه لایک گرفتن غنیمته. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>از کیسۀ خلیفه لایک می‌زند. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>اگه لایک زدن بلدی چرا خوابت نمی‌بره؟ #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>اگه من لایک‌زنم، که می‌دونم لایکو باید کجا بزنم. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>آدم خودش باید لایک‌شناس باشه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p> لایکتُ بردار از صفحۀ من برو بیرون! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایکِ ننه‌ت! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>ریدم تو لایکت! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>بازی بازی، با لایک هم بازی؟ #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>وقتی می‌خوای لایک بزنی دو تا چشمتو وا کن، بعدش یه چشمتو ببند. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>به لایک دختر مردم به چشم خواهری نگاه کن. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>انقدر دخترای مردمو لایک نکن! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>طرف خیلی خوش‌لایکه! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>به لایکت نناز! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>یک دست جام باده و یک دست لایک یار<br />
رقصی چنین میانۀ فیس‌بوکم آرزوست!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>هزار نکتۀ باریک‌تر ز لایک اینجاست. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک‌خورش ملسه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک به لایک می‌گه روت سیاه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایکت بهت می‌آد! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>ای قشنگ‌تر از پریا<br />
تنها تو کوچه نریا<br />
بچه‌های محل دزدن<br />
یه وقت لایکاتو می‌دزدن!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>هوا را از من بگیر<br />
لایک‌هایت را نه!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>من بی می و لایک زیستن نتوانم<br />
بی این دو کشید بار تن نتوانم<br />
من بندۀ آن دمم که یارم گوید<br />
یک لایک دگر بگیر و من نتوانم!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>تو را من لایک خواهم کرد،<br />
شباهنگام!<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک را ای کاش زبان سخن بود! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک‌بازان در جهان صنعتگرند. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک‌بازی و ملّق‌بازی؟ #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>ز خاک من اگر گندم برآید<br />
بر آن گر لایک زنی مستی فزاید.<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی  </p>
<p>تو که با عشوه‌گری<br />
هی منو لایک می‌زنی<br />
منو شیدا می‌کنی<br />
چرا نمی‌رقصی؟ <img src='http://www.alighazvini.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک کن مرا<br />
لایک تو خوب است&#8230;<br />
#لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایک‌زن خودش باید عاقل باشه. #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>لایکِ من گُنده‌تره! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>دریغ از یک لایک! #لایک‌نامۀ قزوینی </p>
<p>تو روح آدم بدلایک! #لایک‌نامۀ قزوینی</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/o8ILPs96IVY" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1391/02/31/478/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>استیو جابز  ۱۹۵۵-۲۰۱۱</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1390/07/15/475/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1390/07/15/475/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Oct 2011 00:53:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[عكس و عكاسي]]></category>

		<category><![CDATA[عكس يك]]></category>

		<category><![CDATA[استیو جابز]]></category>

		<category><![CDATA[درگذشت استیو جابز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=475</guid>
		<description><![CDATA[
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2011/10/screen-shot-dbb1dbb3dbb9dbb0-dbb0dbb7-dbb1dbb4-at-dbb1dbb3dbb0dbb2dbb2dbb6.png"><img class="size-full wp-image-476 aligncenter" title="screen-shot-dbb1dbb3dbb9dbb0-dbb0dbb7-dbb1dbb4-at-dbb1dbb3dbb0dbb2dbb2dbb6" src="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2011/10/screen-shot-dbb1dbb3dbb9dbb0-dbb0dbb7-dbb1dbb4-at-dbb1dbb3dbb0dbb2dbb2dbb6.png" alt="" width="500" height="312" /></a></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/7a6Eu6XBXK4" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1390/07/15/475/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>نامه‌ای به استیو جابز که دیگر در این جهان نیست</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1390/07/15/468/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1390/07/15/468/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Oct 2011 00:27:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[نوشته‌هاي تازه]]></category>

		<category><![CDATA[آی‌فون]]></category>

		<category><![CDATA[آی‌پد]]></category>

		<category><![CDATA[استیو جابز]]></category>

		<category><![CDATA[اپل]]></category>

		<category><![CDATA[درگذشت استیو جابز]]></category>

		<category><![CDATA[مک]]></category>

		<category><![CDATA[مکینتاش]]></category>

		<category><![CDATA[نامه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=468</guid>
		<description><![CDATA[
استیو عزیز
 سلام
نمی‌دانم می‌دانی یا نه، اما از ۶ اکتبر ۲۰۱۱، یعنی درست همین روزی که الان اینجا در تهران به نیمه‌شب رسیده، جهانِ ما تو را کم دارد. می‌دانم که می‌دانی. خیلی زودتر از اینها می‌دانستی. همان زمان که داشتی نامۀ استعفایت را می‌نوشتی می‌دانستی. همان زمان که با بدن نحیف و تکیده‌ات در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2011/10/photo-1.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-471" title="photo-1" src="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2011/10/photo-1.jpg" alt="" width="500" height="376" /></a></p>
<p>استیو عزیز</p>
<p><span> سلام</span></p>
<p>نمی‌دانم می‌دانی یا نه، اما از ۶ اکتبر ۲۰۱۱، یعنی درست همین روزی که الان اینجا در تهران به نیمه‌شب رسیده، جهانِ ما تو را کم دارد. می‌دانم که می‌دانی. خیلی زودتر از اینها می‌دانستی. همان زمان که داشتی نامۀ استعفایت را می‌نوشتی می‌دانستی. همان زمان که با بدن نحیف و تکیده‌ات در خرداد امسال روی صحنه رفتی و از نسل بعدی سیستم‌ عامل مک و iOS و iCloud گفتی می‌دانستی. پارسال که با خوشحالی روی صحنه آمدی تا مراسم معرفی آی‌پد ۲ تو را کم نداشته باشد هم می‌دانستی. می‌دانم که حتی آن روز که در گاراژ خانه‌تان با استیو وازنیاک رویای سال‌های پیشِ رو را در ذهن تصویر می‌کردید هم می‌دانستی.</p>
<p>استیو عزیز،<br />
تو بهتر از هر کسی دریافته بودی که فرصت زندگی در این جهانی که از وقتی چشم باز کرده‌ایم خودمان را در آن یافته‌ایم، کوتاه‌تر از آن است که بخواهیم آن را صرف امور نازل کنیم. تو این را می‌دانستی که وقتی از اپل اخراجت کردند -از شرکتی که تو بنیانش را گذاشته بودی- رفتی و آن‌قدر درخشیدی که باز همان اپل نتواند تو را نادیده بگیرد.</p>
<p>استیو عزیز،<br />
تو شاید فقط ۵۶ سال در این جهان زندگی کرده باشی، اما به اندازۀ چند برابر این زمان، جهان ما را تغییر داده‌ای. فقط در ۱۰ سال گذشته، آن‌قدر جهان را تغییر داده‌ای که باور کردنش هم مشکل است که این همه پیش رفتن به جلو فقط در ۱۰ سال اتفاق افتاده باشد. تو می‌دانستی که برای چه در این جهان هستی. تو ماموریت‌ات را دریافتی و کامل انجام دادی. برای تو گوشه‌ای افتادن بی‌معنا بود. برای همین بود که وقتی فهمیدی آن‌طور که دلت می‌خواهد نمی‌توانی موثر باشی، بیشتر صبر نکردی و جسم پُردردت را ترک کردی.</p>
<p>استیو عزیز،<br />
حتی رفتن‌ات را هم به روش خودت انجام دادی. شرکتی را که مثل پروراندن و تناور کردن یک نهال برای رشدش زحمت کشیده بودی (که حالا باغستانی شده)، به تواناترین افراد سپردی و فرصت دادی تا همۀ ما دربارۀ این کارت، دربارۀ نقش‌ات در دنیای فناوری، و دربارۀ شخصیت و نبوغ بی‌نظیرت بگوییم و بنویسیم. حتی صبر کردی تا حمایت معنوی‌ات همچنان پشت سر تیم کوک و سایر مدیرانت باشد و آنها آی‌فون بعدی را معرفی کنند و بعد بروی. این همه برنامه‌ریزی دقیق را فقط کسی مثل تو می‌توانست انجام بدهد.</p>
<p>استیو،<br />
صبح وقتی پیام رفتن‌ات را گوشی موبایلم -آی‌فون ۴ای که محصول خیال‌پردازیِ خلاقانۀ تو بوده- گرفتم، دلم به هم پیچید، حالم بد شد و اشک بی‌اختیار از چشمانم سرازیر شد. هرگز رفتن‌ات را به این زودی انتظار نداشتم. خبرها را روی همان آی‌فون، روی آی‌پد و روی همین مک که الان دارم این نامه را برایت می‌نویسم، دنبال می‌کردم. روی دستگاه‌هایی که محصول خرد غیرعادی تو بوده‌اند. امروز بارها وقتی به نبودنت فکر کردم دلم گرفت و چشم‌هایم خیس شد. عکس تو هنوز روی دیوار اتاقم است که به پیشِ رو -به آینده‌ای روشن- اشاره می‌کنی. اغراق نمی‌کنم: بارها با دیدن عکس تو به ادامۀ زندگی امیدوار شدم. در دنیایی که پر از آدم‌های ناقص‌العقلی مثل قذافی و اسد و رهبر کرۀ شمالی است، خوشحال بودم که تو هستی؛ و حضورت و این تعهدت به پیش بردن مرزهای توانایی آدم‌ها، دلگرم‌ام می‌کرد. حالا اما تو نیستی و دیگر باید به زندگی در دنیای بدون استیو جابز عادت کنیم.</p>
<p>استیو نازنین،<br />
جای خالی تو در این جهان هیچ‌وقت پر نمی‌شود. نه، منظورم این نیست که بهتر از تو یا نوابغ دیگر نخواهند آمد. دنیا به حرکتش ادامه می‌دهد. اما تو، خودِ خودِ تو، موجودیتی بودی منحصر به خودت. همان‌طور که جای خالی مولانا، سهراب سپهری، گاندی، فردوسی، شکسپیر، تالستوی، گوته، حافظ، باخ، اینشتین، نیوتن، موتسارت و خیلی‌های دیگر هرگز پر نخواهد شد. می‌دانی چرا؟ می‌دانی. چون شما اثر خودتان را در این جهان گذاشتید. اثری که متعلق و منحصر به خودتان بود. اثری که وقتی آدم به تاریخ نگاه می‌کند، می‌بیند بین آمدن و رفتن شماها، جهان تغییرات مثبتی کرده است. من سهراب را هرگز ندیده‌ام، اما وقتی شعرهایش را می‌خوانم دلتنگ حضورش می‌شوم. موسیقی باخ روح مرا به پرواز درمی‌آورد و با خودم می‌اندیشم چرا این انسان دیگر در این جهان نیست. مولانا قرن‌ها پیش این جهان را ترک کرده و هنوز در سماعِ غزل‌های شورانگیزش جای خالی حضورش را در این جهان مادی حس می‌کنم. و تو، قرن‌ها هم که بگذرد اثر شگرفی که بر این جهان گذاشتی فراموش نخواهد شد و جهان همیشه دلتنگ حضورت خواهد بود.</p>
<p>استیو عزیز،<br />
من هم همیشه فکر کرده‌ام باید در طول زندگی‌ام در این جهان کاری بکنم که فقط قرار بوده من انجامش بدهم. کاری که رنگ و اثر مرا داشته باشد. کاری که تغییر مثبتی در جهان ایجاد کند، به آدم‌ها کمک کند و برایشان الهام‌بخش باشد و با رفتن جسم مادی‌ام تمام نشود. خودت هم می‌دانی کسانی که این‌طور فکر و زندگی می‌کنند، در دنیای آدم‌های عاقل زندگی دشواری دارند. تو این بخت بلند را داشتی که اثرت را بگذاری و آن را چنان با موفقیت‌های مالی ترکیب کنی که دیگران دیوانگی‌های تو را نوعی نبوغ توصیف کنند. این تفاوتِ خردمندانۀ تو، این دیوانگی عاقلانۀ تو، این خرد غیرعادی‌ات، چیزی است که امیدوارم همچنان از آن الهام بگیرم تا زمانی که لحظۀ رفتن من رسید، بر عمر رفته تاسف نخورم.<br />
<span><br />
<em>لحظۀ دیدار نزدیک است</em></span><em><br />
</em><br />
دوستدارت<br />
علی<br />
بامداد جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰<br />
تهران، ایران</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/C3qQKzCnJDk" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1390/07/15/468/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>حضرت والا</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1389/09/09/454/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1389/09/09/454/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 2010 16:23:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عكس و عكاسي]]></category>

		<category><![CDATA[عكس يك]]></category>

		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>

		<category><![CDATA[حضرت والا]]></category>

		<category><![CDATA[عکس تئاتر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=454</guid>
		<description><![CDATA[

تئاتر حضرت والا، به کارگردانی حسین پاکدل
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/11/091389theatre-hazratevala-0992.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-455" title="091389theatre-hazratevala-0992" src="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/11/091389theatre-hazratevala-0992.jpg" alt="" width="500" height="751" /></a></p>
<p style="text-align: center;">تئاتر حضرت والا، به کارگردانی حسین پاکدل</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/5s8ARAfkQSw" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1389/09/09/454/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>شما هم آب‌تان را «تسویه» می‌کنید؟!</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1389/05/20/445/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1389/05/20/445/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 15:31:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>

		<category><![CDATA[شهر]]></category>

		<category><![CDATA[عكس و عكاسي]]></category>

		<category><![CDATA[نوشته‌هاي تازه]]></category>

		<category><![CDATA[تراکت]]></category>

		<category><![CDATA[تسویه]]></category>

		<category><![CDATA[تصفیه]]></category>

		<category><![CDATA[غلط املایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=445</guid>
		<description><![CDATA[دیروز در پیاده‌روی غربی ولی‌عصر، بالاتر از میرداماد، تراکتی توجه‌ام را جلب کرد که اول موقع خواندنش دچار سردرگمی شدم: «تسویه آب». داشتم به‌معنای تسویه فکر می‌کردم و این‌که چه ربطی به آب دارد که جملۀ زیری‌اش به کمک‌ام آمد: «آب منزل شما بهتر از تهران». بله، نویسندگان دانشمند این آگهی، «تسویه» را با «تصفیه» [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز در پیاده‌روی غربی ولی‌عصر، بالاتر از میرداماد، تراکتی توجه‌ام را جلب کرد که اول موقع خواندنش دچار سردرگمی شدم: «تسویه آب». داشتم به‌معنای تسویه فکر می‌کردم و این‌که چه ربطی به آب دارد که جملۀ زیری‌اش به کمک‌ام آمد: «آب منزل شما بهتر از تهران». بله، نویسندگان دانشمند این آگهی، «تسویه» را با «تصفیه» اشتباه گرفته بودند و این اشتباه را تکثیر کرده و با افتخار به دیرک‌های چراغ برق در پیاده‌روی ولی‌عصر چسبانده بودند. و این هم «سند»ش:</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/08/image3664-edit.jpg"><img class="alignnone size-full wp-image-446" title="تراکت" src="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/08/image3664-edit.jpg" alt="" width="500" height="375" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><em>یک تراکت تبلیغاتی در پیاده‌روی خیابان ولی‌عصر تهران که یک غلط املایی فاحش دارد. البته کار دیگر از غلط املایی گذشته!/ عکس: علی‌اکبر قزوینی</em></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/LaJUb3yAy-I" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1389/05/20/445/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>یک اتفاق خوب به نام «رستاک»</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1389/05/18/438/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1389/05/18/438/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 09 Aug 2010 15:17:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ترانه و موسيقي]]></category>

		<category><![CDATA[زندگي]]></category>

		<category><![CDATA[نوشته‌هاي تازه]]></category>

		<category><![CDATA[آلبوم]]></category>

		<category><![CDATA[رستاک]]></category>

		<category><![CDATA[مانا]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<category><![CDATA[همه اقوام من]]></category>

		<category><![CDATA[همۀ اقوام من]]></category>

		<category><![CDATA[گروه موسیقی رستاک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=438</guid>
		<description><![CDATA[دیشب یکی از شب‌های لذت‌بخش زندگی‌ام بود، با موسیقی دل‌نشین گروه رستاک. آلبوم تصویری این گروه به‌تازگی منتشر شده. نامش هست «همۀ اقوام من» و به موسیقی نواحی مختلف ایران پرداخته. از نواحی مختلف، هر کدام نمونه‌ای. لری و گیلکی و کردی و بختیاری و&#8230;.
تبلیغ این آلبوم را در ابتدای سی‌دی یکی از فیلم‌ها دیدم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیشب یکی از شب‌های لذت‌بخش زندگی‌ام بود، با موسیقی دل‌نشین گروه <a href="http://www.rastak.ir/">رستاک</a>. آلبوم تصویری این گروه به‌تازگی منتشر شده. نامش هست «همۀ اقوام من» و به موسیقی نواحی مختلف ایران پرداخته. از نواحی مختلف، هر کدام نمونه‌ای. لری و گیلکی و کردی و بختیاری و&#8230;.</p>
<p>تبلیغ این آلبوم را در ابتدای سی‌دی یکی از فیلم‌ها دیدم و از همان لحظه منتظر بودم که این آلبوم منتشر شود. همان پیش‌آگهی (که <a href="http://rastak.ir/videos">اینجا</a> می‌توانید ببینید یا <a href="http://rastak.ir/images_page/RastakAnnoucement-2010.mp4">دانلود</a> کنید) نشان می‌داد که رستاک گروهی حرفه‌ای است و کارش را با لذت انجام می‌دهد. لذت و عشقی که باعث می‌شود بیننده هم از دیدن اکت(act)های آنها و شنیدن نوای دل‌نشین موسیقی‌شان لذت ببرد. به گروه تئاتری می‌مانند که موسیقی هم می‌نوازند بس‌که اجرای صحنه‌شان حرفه‌ای و در نتیجه طبیعی است.</p>
<p>انتشار این آلبوم از یک وجه دیگر هم اتفاق خوبی است. برخلاف دیگر موسیقی‌های حالا بگوییم «فاخر» که باید سراغشان را در سی‌دی‌فروشی‌های تخصصی گرفت و جلوی چشم و دم دست هر کسی نیستند، این سی‌دی را می‌توانید از بقالی سر کوچه‌تان بخرید! مثل فیلم‌های سینمایی که در بسته‌های مقوایی و احتمالا با برند یک شرکت تجاری (که اسپانسر کار است) توزیع می‌شوند، «همۀ اقوام من» هم در چنین بسته‌بندی‌ای با آرم ماکارونی مانا منتشر شده. البته یک بروشور کوچک هم داخل بسته است که نام قطعه‌ها و نوازندگان و برخی توضیحات دیگر در آن است.</p>
<p>اما چرا این اتفاق مهم است؟ شاید خیلی‌ها بگویند با این بسته‌بندی و این اسپانسر، کلاس کار پایین آمده و این آلبوم در حد همان چی‌توز و مزمز و چهارچنگولی و خانواده سبز است. می‌گویند هر گردی گردو نیست. خیلی از محصولات فرهنگی کم‌مایه یا بی‌مایه با سیستم توزیع مویرگی سر از بقالی‌ها و خواروبارفروشی‌ها درمی‌آورند، اما هر محصول فرهنگی که در اینجاها عرضه شود لزوما این‌گونه نیست. در تبلیغ ابتدایی همین آلبوم، وعده داده شده که سی‌دی تصویری اجرای شهرام ناظری با ارکستر به‌رهبری لوریس چکناواریان هم به‌زودی به همین شکل عرضه خواهد شد. در میانه هجوم محصولات فرهنگی کم‌مایه و بی‌مایه از هر سو، غنیمتی است که مردم عادی که برای خرید روزمره‌شان به بقالی محل می‌روند، با این محصولات و تولیدات کلاس‌بالا هم روبه‌رو شوند؛ شاید که ذائقه‌شان برای دیدن و شنیدن محصولات بیشتری از این دست، ارتقا پیدا کند.</p>
<p>یادمان نرود اگر اخراجی‌ها میلیاردی می‌فروشد، اگر کارگردان‌ها سراغ فیلمنامه‌هایی مثل چهارچنگولی می‌روند، اگر زردنامه‌ها خریدار دارند و چند خط نوشتن از محمدرضا گلزار تیراژ یک نشریه را تکان می‌دهد، به این دلیل است که این‌ چیزها مخاطب و مشتری دارند؛ کسانی که برای آنها پول می‌دهند و وقت می‌گذارند. تا زمانی که آثار و محصولات دیگر فقط در جاهای خاصی عرضه شوند و در میان حلقه‌ها و جمع‌های محدود از آنها نقل و بحث باشد، آش و کاسه همین خواهد بود.</p>
<p>به گروه رستاک باید تبریک گفت که احتمالا انتقادهای زیادی هم از آنها خواهد شد، اما جرئت کردند و کارشان را به این شکل منتشر کردند. به مدیران ماکارونی مانا هم همچنین، که حاضر شده‌اند در یک کار فرهنگی مایه‌دار و درست‌وحسابی سرمایه‌گذاری کنند.</p>
<p>اما از این حرف و حدیث‌ها بگذریم. این مجموعه با ترانه‌های زیبایی که از جان ایرانی برآمده و لذا بر جان می‌نشیند، با رنگ‌ها و لبخند‌ها و نت‌های دل‌انگیز، یکی از اتفاق‌های خوب و شاید عجیب و نامنتظر این روزها&#8230; است!</p>
<p>از این اتفاق خوب لذت ببرید!</p>
<p><strong>لینک:</strong></p>
<p><a href="http://delzendeha.blogfa.com/post-443.aspx">+</a> دیدن تصاویر اسکن‌شده روی جلد و بروشور+دانلود ترانه‌ها به‌صورت صوتی از وبلاگ دل‌زنده‌ها. در این وبلاگ هم، که توصیف‌اش به‌درستی همان است که خود نوشته: «وبلاگی برای کسانی که موسیقی خوب رو خوب گوش می کنند&#8230;»، درباره این آلبوم چنین نوشته شده: «&#8230;با تهیّه نسخه اصلی ضمن بهره بردن از سایر قطعات، حظّ صد چندان از این کار زیبا خواهیم برد.<span style="font-family: Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif; color: #0066cc;"><span style="font-size: xx-small;"> </span></span>تولید<span> </span>و<span> </span>ارائه<span> </span>چنین<span> </span>اثری<span> </span>با<span> </span>این<span> </span>کیفیت<span> </span>و<span> </span>عرضه<span> </span>آن<span> </span>به<span> </span>صورت<span> </span>انبوه<span> </span>با<span> </span>قیمت<span> </span>پائین <span>(</span>یک<span> </span>سوّم<span> </span>سی<span> </span>دی<span> </span>های<span> </span>صوتی<span>) </span>یقیناً<span> </span>یک<span> </span>اتفاق<span> </span>در<span> </span>فضای<span> </span>موسیقی<span> </span>کشور<span> </span>محسوب<span> </span>می<span> </span>شود.»</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/r1lOEEp2FzI" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1389/05/18/438/feed/</wfw:commentRss>
<enclosure url="http://rastak.ir/images_page/RastakAnnoucement-2010.mp4" length="15472849" type="video/mp4" />
		</item>
		<item>
		<title>امروز معجزه‌ها یکی پس از دیگری از راه می‌رسند!</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1389/03/26/436/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1389/03/26/436/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Jun 2010 10:57:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[شعر]]></category>

		<category><![CDATA[نوشته‌هاي تازه]]></category>

		<category><![CDATA[شعرهای من]]></category>

		<category><![CDATA[معجزه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=436</guid>
		<description><![CDATA[امروز
معجزه‌ها
فرشته‌ها
الهام‌ها
نشانه‌ها
و هر چه تو بخواهی
یکی پس از دیگری
از راه می‌رسند ــــ
و لحظه‌ای
حتی لحظه‌ای
از حرکت نمی‌ایستند!
علی‌اکبر قزوینی
۱۳۸۹/۳/۲۶
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز<br />
معجزه‌ها<br />
فرشته‌ها<br />
الهام‌ها<br />
نشانه‌ها<br />
و هر چه تو بخواهی<br />
یکی پس از دیگری<br />
از راه می‌رسند ــــ<br />
و لحظه‌ای<br />
حتی لحظه‌ای<br />
از حرکت نمی‌ایستند!</p>
<p><em>علی‌اکبر قزوینی<br />
۱۳۸۹/۳/۲۶</em></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/QBDerhw874E" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1389/03/26/436/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>جای سر خوبان!</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1389/02/14/433/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1389/02/14/433/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 May 2010 13:21:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عكس و عكاسي]]></category>

		<category><![CDATA[نوشته‌هاي تازه]]></category>

		<category><![CDATA[تهران]]></category>

		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<category><![CDATA[مجسمه]]></category>

		<category><![CDATA[ناپدید شدن مجسمه‌های تهران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=433</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;جای سر خوبان&#8221; عنوان مجموعه عکسی است از محمد غزالی که در شماره نخست  ماه‌نامه الکترونیکی &#8220;دیده&#8221; به آن پرداخته شده بود. این پروژه، منظر شهر  تهران است از دید برخی مجسمه‌های نصب‌شده در نقاط مختلف شهر. الان که اتفاقی  این شماره را دوباره دیدم و این پروژه و نام جالب‌اش را، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;<a href="http://www.didemag.com/01/00.htm">جای سر خوبان</a>&#8221; عنوان مجموعه عکسی است از محمد غزالی که در شماره نخست  ماه‌نامه الکترونیکی &#8220;<a href="http://www.didemag.com/">دیده</a>&#8221; به آن پرداخته شده بود. این پروژه، منظر شهر  تهران است از دید برخی مجسمه‌های نصب‌شده در نقاط مختلف شهر. الان که اتفاقی  این شماره را دوباره دیدم و این پروژه و نام جالب‌اش را، و یاد وقایع اخیر  در مورد <a href="http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=113574">ناپدید شدن مجسمه‌ها</a> افتادم، این عکس‌ها برایم معنایی دوچندان  یافتند.</p>
<p>عکس‌های جالبی است؛ پیشنهاد می‌کنم ببینید: <a href="http://www.didemag.com/01/00.htm">جای سر خوبان</a>!</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/rTRagcbUdmc" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1389/02/14/433/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>WoW!</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1389/01/28/429/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1389/01/28/429/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Apr 2010 16:32:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عكس و عكاسي]]></category>

		<category><![CDATA[عكس يك]]></category>

		<category><![CDATA[آسمان]]></category>

		<category><![CDATA[ابر]]></category>

		<category><![CDATA[بازی نور و سایه‌ها]]></category>

		<category><![CDATA[شگفت‌انگیز]]></category>

		<category><![CDATA[طالقان]]></category>

		<category><![CDATA[مسحورکننده]]></category>

		<category><![CDATA[منظره]]></category>

		<category><![CDATA[میر]]></category>

		<category><![CDATA[نور]]></category>

		<category><![CDATA[کوه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=429</guid>
		<description><![CDATA[
&#8230;طالقان، نزدیک روستای میر؛ ۱۲ فروردین ۱۳۸۹
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/04/011389taleghan-0975.jpg"><img class="size-full wp-image-430 aligncenter" title="011389taleghan-0975" src="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/04/011389taleghan-0975.jpg" alt="" width="500" height="332" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong>&#8230;طالقان، نزدیک روستای میر؛ ۱۲ فروردین ۱۳۸۹</strong></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/BcV3ixrN0kc" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1389/01/28/429/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>Ecstasy</title>
		<link>http://www.alighazvini.com/1389/01/21/426/</link>
		<comments>http://www.alighazvini.com/1389/01/21/426/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Apr 2010 16:01:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>GhazviniAli</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عكس و عكاسي]]></category>

		<category><![CDATA[عكس يك]]></category>

		<category><![CDATA[آسمان]]></category>

		<category><![CDATA[رنگ]]></category>

		<category><![CDATA[شادی]]></category>

		<category><![CDATA[ضدنور]]></category>

		<category><![CDATA[طالقان]]></category>

		<category><![CDATA[غروب]]></category>

		<category><![CDATA[میر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.alighazvini.com/?p=426</guid>
		<description><![CDATA[
&#8230;طالقان، فروردین ۱۳۸۹
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/04/011389taleghan-0406.jpg"><img class="size-full wp-image-427 aligncenter" title="011389taleghan-0406" src="http://www.alighazvini.com/wp-content/uploads/2010/04/011389taleghan-0406.jpg" alt="" width="500" height="332" /></a></p>
<p style="text-align: center;"><strong>&#8230;طالقان، فروردین ۱۳۸۹</strong></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/alighazvini/~4/Jd6EQnmSy1A" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.alighazvini.com/1389/01/21/426/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>

