<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" version="2.0">

<channel>
	<title>برای خودم</title>
	
	<link>http://anjelonline.com</link>
	<description>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</description>
	<lastBuildDate>Sun, 15 Aug 2010 05:09:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
	<!-- podcast_generator="podPress/8.8" - maintenance_release="8.8.6" -->
	<copyright>Copyright © برای خودم 2010 </copyright>
	<managingEditor>anjelonline@gmail.com (برای خودم)</managingEditor>
	<webMaster>anjelonline@gmail.com (برای خودم)</webMaster>
	<category>posts</category>
	<ttl>1440</ttl>
	<image>
		<url>http://anjelonline.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress.jpg</url>
		<title>برای خودم</title>
		<link>http://anjelonline.com</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>
	<itunes:subtitle>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</itunes:subtitle>
	<itunes:summary>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</itunes:summary>
	<itunes:keywords />
	<itunes:category text="Society &amp; Culture" />
	<itunes:author>برای خودم</itunes:author>
	<itunes:owner>
		<itunes:name>برای خودم</itunes:name>
		<itunes:email>anjelonline@gmail.com</itunes:email>
	</itunes:owner>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
	<itunes:image href="http://anjelonline.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" />
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/anjelonline" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="anjelonline" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><media:copyright>Copyright © برای خودم 2010</media:copyright><media:thumbnail url="http://anjelonline.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" /><media:keywords></media:keywords><media:category scheme="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd">Society &amp; Culture</media:category><item>
		<title>خطی ز دلتنگی…</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/05/24/khati-z-deltangi/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/05/24/khati-z-deltangi/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 15 Aug 2010 05:06:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[تجربه ها]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>
		<category><![CDATA[آوارگی]]></category>
		<category><![CDATA[بی وطن]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد]]></category>
		<category><![CDATA[سیاوش قمیشی]]></category>
		<category><![CDATA[غربت]]></category>
		<category><![CDATA[هجرت]]></category>
		<category><![CDATA[پرنده مهاجر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=590</guid>
		<description><![CDATA[یک سال دیگه گذشت یک ۱۵ آگوست دیگه از راه رسید و من این بی وطنی رو باور ندارم هنوز اون ۱۵ آگوستی که پا به این خاک غریب گذاشتم مثل روز روشن لحظه به لحظه اش از جلوی چشمام میگذره آخرین خداحافظی ها &#8230; این مسیر تموم نشدنی &#8230; لحظه ورود &#8230; آغاز بی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یک سال دیگه گذشت<br />
یک ۱۵ آگوست دیگه از راه رسید و من این بی وطنی رو باور ندارم<br />
هنوز اون ۱۵ آگوستی که پا به این خاک غریب گذاشتم مثل روز روشن لحظه به لحظه اش از جلوی چشمام میگذره<br />
آخرین خداحافظی ها &#8230; این مسیر تموم نشدنی &#8230; لحظه ورود &#8230; آغاز بی کسی ها<br />
وقتی به پس پشت نگاه میکنم باورم نمیشه چه راه پر فراز و نشیبی رو اومدم و به کجا رسیدم<br />
</br><br />
آخرش یه روزی هجرت در خونت و می کوبه<br />
</br><br />
تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون غروبه<br />
</br><br />
و من سخت فهمیدم &#8230;<br />
یک روز چشم باز کردم  و خودم رو تو این خاک ، غریب و تنها دیدم !<br />
سال های زیادی گذشت &#8230; هر سال که میگذره تو این روز سعی میکنم سنگ هامو با خودم وا بکنم &#8230; اینکه کجا بودم ، کجا هستم و کجا میخوام برم<br />
نگاه میکنم میبینم تو این سال ها چقدر رشد کردم ، چقدر پیشرفت کردم یا چقدر پس رفت !<br />
سالی که گذشت سال پر حادثه ای بود &#8230; سال پر اظطراب &#8230; سال پر دغدغه &#8230; سال پرهیایو &#8230;.<br />
</br><br />
</br><br />
میگزره روزای عمرت توی جاده های خلوت<br />
</br><br />
تا بخوای برگردی خونه گم میشی تو باغ غربت<br />
</br><br />
و من هنوز بعد این همه سال احساس گم شدگی دارم &#8230; دلم پیدا شدن میخواد<br />
امیدوارم یه روزی این غربت تموم شه و باز به آشیونه برگردیم<br />
</br><br />
</br></p>
<p></br></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/01u3isihTbA" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/05/24/khati-z-deltangi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
			<enclosure url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads//2010/08/ParandeyeMohajer.mp3" length="1" type="audio/mpeg" />
		<itunes:duration>00:01:01</itunes:duration>
		<itunes:subtitle>یک سال دیگه گذشت 
یک ۱۵ آگوست دیگه از راه رسید و من این بی وطنی رو باور ندارم
هنوز اون ۱۵ آگوستی که پا به ...</itunes:subtitle>
		<itunes:summary>یک سال دیگه گذشت 
یک ۱۵ آگوست دیگه از راه رسید و من این بی وطنی رو باور ندارم
هنوز اون ۱۵ آگوستی که پا به این خاک غریب گذاشتم مثل روز روشن لحظه به لحظه اش از جلوی چشمام میگذره 
آخرین خداحافظی ها ... این مسیر تموم نشدنی ... لحظه ورود ... آغاز بی کسی ها
وقتی به پس پشت نگاه میکنم باورم نمیشه چه راه پر فراز و نشیبی رو اومدم و به کجا رسیدم

آخرش یه روزی هجرت در خونت و می کوبه

تازه اون لحظه می فهمی همه آسمون غروبه 

و من سخت فهمیدم ... 
یک روز چشم باز کردم  و خودم رو تو این خاک ، غریب و تنها دیدم !
سال های زیادی گذشت ... هر سال که میگذره تو این روز سعی میکنم سنگ هامو با خودم وا بکنم ... اینکه کجا بودم ، کجا هستم و کجا میخوام برم
نگاه میکنم میبینم تو این سال ها چقدر رشد کردم ، چقدر پیشرفت کردم یا چقدر پس رفت !
سالی که گذشت سال پر حادثه ای بود ... سال پر اظطراب ... سال پر دغدغه ... سال پرهیایو ....


میگزره روزای عمرت توی جاده های خلوت

تا بخوای برگردی خونه گم میشی تو باغ غربت

و من هنوز بعد این همه سال احساس گم شدگی دارم ... دلم پیدا شدن میخواد 
امیدوارم یه روزی این غربت تموم شه و باز به آشیونه برگردیم 



</itunes:summary>
		<itunes:keywords>تجربه ها, روزنگار, موسیقی</itunes:keywords>
		<itunes:author>anjelonline@gmail.com</itunes:author>
		<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
		<itunes:block>no</itunes:block>
	<media:content url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads//2010/08/ParandeyeMohajer.mp3" fileSize="1" type="audio/mpeg" /></item>
		<item>
		<title>ظلم ظالم … جور صیاد</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/05/17/zolme-zalem-2/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/05/17/zolme-zalem-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 17:30:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/1389/05/17/</guid>
		<description><![CDATA[میخوام بنویسم و دستم به قلم نمیره میخوام ننویسم و دل آروم نمیگیره خودم رو غرق کار کردم رو پروژه ای که باید تا هفته دیگه تحویل داده بشه . هر از گاهی سری به دنیا میزنم که از اخبار با خبر شم . اول صبحی فیس بوک رو باز میکنم خبر تکان دهنده است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میخوام بنویسم و دستم به قلم نمیره<br />
میخوام ننویسم و دل آروم نمیگیره<br />
خودم رو غرق کار کردم  رو پروژه ای که باید تا هفته دیگه تحویل داده بشه . هر از گاهی سری به دنیا میزنم که از اخبار با خبر شم .<br />
اول صبحی فیس بوک رو باز میکنم<br />
خبر تکان دهنده است &#8230; شوکه ام هنوز<br />
از طرفی فکر میکنم شاید باید خوشحال بود ولی بعد با خودم میگه آخه چرا ! چرا یک عده نشستند بر مسندی که به مرگ میگیرن  که ما رو به تب راضی کنن<br />
از صبح چهره «ف » همسر « و » از جلو چشمم کنار نمیره &#8230; تنها پسرش و اینکه چطور اون  و تنها پسرش باید این ۲۰ سال رو سپری کنن!<br />
اشک ها بند نمیان .. تلاش میکنم تماس بگیرم .. بی فایده است ..<br />
مثل مرغ پر کنده تو خونه قدم میزنم و قل الله یکفی میخونم و  از صمیم قلب آرزو میکنم صبح امید از راه برسه و ریشه ظلم تو کل دنیا خشک شه<br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>شاید بهتر باشه سکوت کنم انگار اینجا داره تبدیل میشه به مرکز غر زنی !</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/IQZkBgzb6FQ" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/05/17/zolme-zalem-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دوستی‌ کی‌ آخر آمد؟</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/05/06/when-friendship-was-ended/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/05/06/when-friendship-was-ended/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 08:00:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[تجربه ها]]></category>
		<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[دوستی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/1389/04/28/</guid>
		<description><![CDATA[گاهی وقت‌ها کلمه‌هام گیر می‌کنند بیرون نمی‌ریزند می‌مانند توی دل‌ام این روزها دلم پر از کلماتیست که با هیچ حربه‌ای نمیتونم خارجشون کنم، بست نشستن بیخ گلو من از میان واژه های زلال دوستی رابرگزیده ام آنجا که برف های تنهایی آب می شوند در صدای تابستانی یک دوست &#8230; گاهی نمیفهمی چی‌ شد چطوری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی وقت‌ها<br />
کلمه‌هام گیر می‌کنند بیرون نمی‌ریزند می‌مانند توی دل‌ام<br />
</br><br />
این روزها دلم پر از کلماتیست که با هیچ حربه‌ای نمیتونم خارجشون کنم، بست نشستن بیخ گلو<br />
</br><br />
</br><br />
من از میان واژه های زلال دوستی رابرگزیده ام<br />
 آنجا که<br />
 برف های تنهایی آب می شوند در صدای تابستانی یک دوست &#8230;<br />
</br><br />
</br><br />
گاهی نمیفهمی چی‌ شد چطوری یه دوستی‌ تموم شد … بی‌ خبر میشی‌، میذاری به حساب گرفتاری آدما، به حساب تفاوت ساعت و خیلی‌ چیزای دیگه … بعد دیگه یه روز دل به دریا میزنی‌ و حال احوال میکنی‌ .. جواب کوتاهه، چند خط حاکی‌ از دلخوری … دلخوری از چیزی که روحت هم خبر نداشته … قضاوتی یک طرفه، قلبت تیر میکشه. کلمه کم میاری از این که به اشتباه ، با سوتفاهم قضاوت شدی بدون اینکه ازت توضیحی خواسته بشه …. یادت میفت دوستی‌ تو  “ تا” نداشت اما قرار نیست همه مثل تو فکر کنن ….. سکوت میکنی‌ اما آیا سکوت سرشار از ناگفته‌ها خواهد بود؟<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
پ . ن : دلخور نیستم &#8230; دلگیر هم نیستم .. متعجبم و متحیر این روزها </p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/KwOGR7SDTKk" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/05/06/when-friendship-was-ended/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
			<enclosure url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads//2010/07/SHOKOLAT.MP3" length="1" type="audio/mpeg" />
		<itunes:duration>00:01:01</itunes:duration>
		<itunes:subtitle />
		<itunes:summary>گاهی وقت‌ها
کلمه‌هام گير می‌کنند بيرون نمی‌ريزند می‌مانند توی دل‌ام

این روزها دلم پر از کلماتیست که با هیچ حربه‌ای نمیتونم خارجشون کنم، بست نشستن بیخ گلو


من از میان واژه های زلال دوستی رابرگزیده ام
 آنجا که
 برف های تنهایی آب می شوند در صدای تابستانی یک دوست ...


گاهی نمیفهمی چی‌ شد چطوری یه دوستی‌ تموم شد … بی‌ خبر میشی‌، میذاری به حساب گرفتاری آدما، به حساب تفاوت ساعت و خیلی‌ چیزای دیگه … بعد دیگه یه روز دل به دریا میزنی‌ و حال احوال میکنی‌ .. جواب کوتاهه، چند خط حاکی‌ از دلخوری … دلخوری از چیزی که روحت هم خبر نداشته … قضاوتی یک طرفه، قلبت تیر میکشه. کلمه کم میاری از این که به اشتباه ، با سوتفاهم قضاوت شدی بدون اینکه ازت توضیحی خواسته بشه …. یادت میفت دوستی‌ تو  “ تا” نداشت اما قرار نیست همه مثل تو فکر کنن ….. سکوت میکنی‌ اما آیا سکوت سرشار از ناگفته‌ها خواهد بود؟






پ . ن : دلخور نیستم ... دلگیر هم نیستم .. متعجبم و متحیر این روزها 
</itunes:summary>
		<itunes:keywords>تجربه ها, دلتنگی, روزنگار</itunes:keywords>
		<itunes:author>anjelonline@gmail.com</itunes:author>
		<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
		<itunes:block>no</itunes:block>
	<media:content url="http://anjelonline.com/wp-content/uploads//2010/07/SHOKOLAT.MP3" fileSize="1" type="audio/mpeg" /></item>
		<item>
		<title>تا که آرامش بگیرم …</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/04/08/until-i-relax/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/04/08/until-i-relax/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Jun 2010 17:14:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/1389/04/08/</guid>
		<description><![CDATA[دلم می‌خواد بنویسم از تک تک این روزا و حال و هواش &#8230;. اما وقت نیست شاید وقتی‌ رفتم سفر بیشتر بنویسم فعلاً حس می‌کنم در طوفانی افتادم طوفانی که قصد داره زندگیم رو جا به جا کنه! و البته حسّ می‌کنم این جابجایی و تغییرات خوبه و خوشحالم هر چی‌ هست آرومم و خوشحال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></br><br />
</br><br />
دلم می‌خواد بنویسم از تک تک این روزا و حال و هواش &#8230;. اما وقت نیست شاید وقتی‌ رفتم سفر بیشتر بنویسم <img src='http://anjelonline.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />   فعلاً حس می‌کنم در طوفانی افتادم طوفانی که قصد داره زندگیم رو جا به جا کنه! و البته حسّ می‌کنم این جابجایی و تغییرات خوبه و خوشحالم<br />
</br><br />
هر چی‌ هست آرومم و خوشحال<br />
</br><br />
همین کافیه<br />
</br><br />
پس سمت طوفان تو میرم بی‌ هوا بدون مقصد &#8230;&#8230;<br />
</br><br />
طوفانی که دست تقدیر و حکمت تو برام رقم زده<br />
</br><br />
</br></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/skGqqynMhls" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/04/08/until-i-relax/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۲ تیر را به خاطر نسپار</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/04/01/2-tir/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/04/01/2-tir/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Jun 2010 03:47:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[روزگار]]></category>
		<category><![CDATA[شکر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=569</guid>
		<description><![CDATA[فیسبوک رو باز کردم تقویم توی ساید بار میگه ا۲ تیر یادم رفته بود سال ها بود ۲ تیر رو فراموش کرده بودم حتی اثری ازش باقی نمونده بود نمیدونم چرا امروز ۲ تیر به یادم اومد شاید برای اینکه بدونم گذشته رفته و امروز باید شاکر باشم برای روزهایی که خواهد اومد و ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فیسبوک رو باز کردم<br />
تقویم توی ساید بار میگه ا۲ تیر<br />
یادم رفته بود<br />
سال ها بود ۲ تیر رو فراموش کرده بودم حتی اثری ازش باقی نمونده بود<br />
نمیدونم چرا امروز ۲ تیر به یادم اومد شاید برای اینکه بدونم گذشته رفته و امروز باید شاکر باشم برای روزهایی که خواهد اومد</p>
<p></br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>و ما همچنان</p>
<p>دوره می‌کنیم</p>
<p>شب را و روز را</p>
<p>هنوز را<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>پ . ن : این پست فقط برای ثبت این لحظه بوده ارزش قانونی دیگری نداشته و ندارد <img src='http://anjelonline.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/Q7Zth95BDmM" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/04/01/2-tir/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>همراه شو عزیز</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/03/22/join-us-dear/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/03/22/join-us-dear/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 14:07:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[IranElection]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تظاهرات]]></category>
		<category><![CDATA[سالگرد ۲۲ خرداد]]></category>
		<category><![CDATA[همراهی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=563</guid>
		<description><![CDATA[حرفی ندارم که حتی فکر کردن به یک سال بغض و فریاد مونده در گلو و نگرانی ها و دلهره ها واسه عزیزان در بند صورتم رو بارونی میکنه و نوشتن ازش با یک پست و دو پست تمومی نداره اما شک ندارم که صبح امید میرسه و ما دست در دست هم وطن رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حرفی ندارم که حتی فکر کردن به یک سال بغض و فریاد مونده در گلو و نگرانی ها  و دلهره ها واسه عزیزان در بند صورتم رو بارونی میکنه و نوشتن ازش با یک پست و دو پست تمومی نداره<br />
اما شک ندارم که صبح امید میرسه و ما دست در دست هم وطن رو آباد خوااهیم کرد<br />
پس همراه شو عزیز<br />
همراه شو و به تظاهرات امروز بیا تا با هم یک صدا به عزیزان در وطن بگیم ما با شمایم ما درکنارتونیم و تنهاتون نمیذاریم</p>
<p></br><br />
</br><br />
<a href="http://anjelonline.com/wp-content/uploads/2010/06/19.jpg"><img src="http://anjelonline.com/wp-content/uploads/2010/06/19-300x199.jpg" alt="" title="انتخابات" width="300" height="199" class="alignnone size-medium wp-image-564" /></a><br />
</br></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/Npc7ZmpAW7Q" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/03/22/join-us-dear/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من اینجا ریشه در خاکم همیشه</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/03/02/risheh-dar-khak/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/03/02/risheh-dar-khak/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 23 May 2010 13:37:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[دوم خرداد]]></category>
		<category><![CDATA[ریشه در خاک]]></category>
		<category><![CDATA[هیلا صدیقی]]></category>
		<category><![CDATA[گل مریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=557</guid>
		<description><![CDATA[گل مریم تنت دلتنگ باغ ه ؟ میدونم ،قصر اونجا بی چراغه میگن آب و هوای قلبا سرد ه گل یخ روی خاکش خون کرده تموم لحظه‌ها از جنس سنگه برای اون دلی‌ که تنگ تنگه گل مریم ببین راهت چه دوره فضای خونه بی‌ تو سوت و‌ کوره گذاشتی از همه بارت رو بستی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گل مریم تنت دلتنگ باغ ه ؟<br />
میدونم ،قصر اونجا بی چراغه<br />
میگن آب و هوای قلبا  سرد ه<br />
گل یخ روی خاکش خون کرده<br />
 تموم لحظه‌ها از جنس سنگه<br />
 برای اون دلی‌ که تنگ تنگه<br />
 گل مریم ببین راهت چه دوره<br />
فضای خونه بی‌ تو سوت و‌ کوره<br />
گذاشتی از همه بارت رو بستی<br />
غریبونه یه جای نو نشستی<br />
یه جا که خیلی‌ بارونی‌ نباشه<br />
همیشه ترس ویرونی نباشه<br />
کسی‌ از حسرت بودن نمیره<br />
کسی‌ عشقو‌ از آئینه نگیره<br />
یه جایی‌ که نفس دزد نفس نیست<br />
جواب هیچ فریادی قفس نیست<br />
کسی‌ فکر فراموشی نباشه<br />
دوای درد بیهوشی نباشه<br />
 گل مریم اگه ابرا سیاه<br />
از این جا تا بهار چند کوچه راه؟<br />
 بیا باغ از غمه دوریت نمیره<br />
ببین باغ بدون گول کویر<br />
گل مریم بیا ریشت چی‌ می‌شه<br />
 نگو سخته پس اندیشت چی‌ می‌شه<br />
قفس که قد آزادی نمی‌شه<br />
واسه تن جز وطن وادی نمیشه<br />
ببین دشت گلا هرزه علفهاش<br />
نباشه گل علف می‌شینه رو جاش<br />
 گل مریم بیا باهم بسازیم<br />
 خزون میره به سرما دل نبازیم<br />
گل آزاده گلدونی نمی‌شه<br />
 بیا اندیشه زندونی نمی‌شه<br />
بیا با من بخون از عشق و‌ ریشه<br />
من اینجا ریشه در خاکم همیشه<br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p><object width="500" height="400"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/KCVL4or-jmg&#038;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/KCVL4or-jmg&#038;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" width="500" height="400" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
<p></br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
* کارهای هیلا به شدت تاثیر گذارن</p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/vzfYOcTl9ws" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/03/02/risheh-dar-khak/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<enclosure url="http://www.youtube.com/v/KCVL4or-jmg&amp;#038;fs=1" length="1061" type="application/x-shockwave-flash" /><media:content url="http://www.youtube.com/v/KCVL4or-jmg&amp;#038;fs=1" fileSize="1061" type="application/x-shockwave-flash" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:summary>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</itunes:summary><itunes:keywords>شعر, دوم خرداد, ریشه در خاک, هیلا صدیقی, گل مریم</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>ظلم ظالم .. جور صیاد</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/02/23/zolme-zalem/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/02/23/zolme-zalem/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 May 2010 18:06:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[اسارت]]></category>
		<category><![CDATA[این روزها]]></category>
		<category><![CDATA[بغض]]></category>
		<category><![CDATA[ظلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=321</guid>
		<description><![CDATA[گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم خبر تلخه باز ، اینبار نزدیکتر و‌ ملموس تر، شروع میکنه به خوندن ر &#8230; اسمش شوکم میکنه حتا نمیتونم چیزی بگم اشک سرازیر می‌شه به پهنای صورت بی توجه به حال من ادامه میده ا همسر او‌ نیز &#8230;.. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p></br><br />
</br><br />
گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم<br />
نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم</p>
<p></br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
خبر تلخه باز ، اینبار نزدیکتر و‌ ملموس تر، شروع میکنه به خوندن ر &#8230; اسمش شوکم میکنه حتا نمیتونم چیزی بگم اشک سرازیر می‌شه به پهنای صورت بی توجه به حال من ادامه میده ا همسر او‌ نیز &#8230;.. خدای من تصویر بچه‌ها میاد جلو چشمم یهو متوجه تغییر حالم می‌شه میگه چی‌ شد میشناسیشون&#8230;..<br />
میگم از شناخت بالاتره&#8230;&#8230;<br />
شاکم &#8230;.<br />
هنوز شاکم با اینکه صبح زنگ زدم و‌ با &#8220;س&#8221; حرف زدم اونم شاک بود مثل من، گفت بعد یه هفته خبر دادن، گفت خواستم برم پیش بچه ها, گفتن صلاح نیست، نگران بچه هام &#8230;.<br />
گفت همه داغونیم، شاکیم<br />
از ف‌‌‌‌ گفت که چطور صبوری میکنه<br />
از..<br />
از..<br />
و من دیگه نمیشنیدم و قلبم تو سینه جا کم آورده بود<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
پ . ن : کاش میتونستم هر آنچه در مغز میگذره این روزها رو به قلم بیارم شاید این بغض جا خوش کرده در گلو رهام کنه &#8230;&#8230;&#8230;. دیگه حتی سکوت سرشار از چیزی نیست فقط فریاد میزنم  و بی‌ وقفه تکرار می‌کنم<br />
</br><br />
<strong>هَل مِن مُفَرِجٍ غَیرُ الله</ strong><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/9XcA-u9HfNg" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/02/23/zolme-zalem/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بخواب جونم که بیداری عذابه</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/02/20/farzad-kamangar/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/02/20/farzad-kamangar/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 May 2010 09:13:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[اعدام]]></category>
		<category><![CDATA[تلخ]]></category>
		<category><![CDATA[ظلم]]></category>
		<category><![CDATA[فرزاد کمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[مادر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=545</guid>
		<description><![CDATA[صبح ساعت ۷ چشم باز کردم میخواستم تبریک روز مادری بگم و راهی شم. گودر رو باز کردم اولین خبر &#8230; تلخ مثل زهر &#8230; تلخ مثل زیتون کال باورم نمیشه &#8230; تار میبینم &#8230; اشک ها سرازیره باور نمیکنم بیشتر میگردم &#8230; نه حقیقت داره انگار &#8230; حقیقتی تلخ که قلبم رو فشار میده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>صبح ساعت ۷ چشم باز کردم میخواستم تبریک روز مادری بگم و راهی شم.<br />
گودر رو باز کردم اولین خبر &#8230; تلخ مثل زهر &#8230; تلخ مثل زیتون کال<br />
باورم نمیشه &#8230; تار میبینم &#8230; اشک ها سرازیره<br />
باور نمیکنم بیشتر میگردم &#8230;<br />
نه حقیقت داره انگار &#8230; حقیقتی تلخ که قلبم رو فشار میده<br />
لالم رسما حرفی ندارم بزنم و فقط اشک امان نمیده .  دل چرکینم از دنیای ظالم که مظلوم معلمی رو از دنیا میگیره تا دیگه  “ “الف” و “بای” امید و برابری را تدریس نکند “ تا دیگه درس آزادگی نده<br />
لالم اما سکوتم نمیاد که همه وجودم فریاده اینبار که با همه تلاشی که میکنیم که با همه اعادیی که داریم باز این سر دنیا نشسته لنگش کن سر داده ایم گویا ، که توان کردن کاری نداریم، که حتی توان نجات آزاد مرد معلم ی که درس آزادی و آزادگی میداد رو نداریم<br />
نمیدونم چندین فرزاد و شیرین دیگه ممکنه در بند باشند و حتی اسمشون رو کسی نشنیده باشه<br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=s6GIgim1YEs#">صدای</a> فرزاد رو میشنوم ،‌<a href="http://www.iran-tribune.com/2009-02-16-23-03-32/2009-03-15-18-26-32/7218-2010-04-12-03-52-50">نامه اش</a> رو میخونم و تنها کاری که از دست عاجزم بر میاد اشک ریختن ه و بس و لعنت به روزگاری که  دهانت را نمی بویند بلکه مغزت را میشکافند مبادا فکر آزادی به سر داشته باشی &#8230;.<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<p>چه دلگیرم از این دست زمانه<br />
چه دیوانه از این باد خزانه<br />
از این سرما و بوران شبانه<br />
از این تنهایی دلکیر خانه<br />
از این دیوار هائل بر رهایی<br />
از این دستان بی رحم جدایی<br />
از این یادی که آرد درد بر دل<br />
وزین دردی که در پی داشت مشکل<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
نامه فرزاد به مادرش فقط چشمام رو دریایی میکنه </p>
<p><object width="500" height="400"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/SsW-hVrZWHw&#038;fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/SsW-hVrZWHw&#038;fs=1" type="application/x-shockwave-flash" width="500" height="400" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></object></p>
<p>* شاعر مونا<br />
پ . ن :‌ روز مادر و تبریک میگم به مامان با بغض به یاد مادر فرزاد و شیرین و فکر میکنم چه هدیه ی روز مادری روزگار داد به این مادارن داغدار&#8230; یعنی چندین مادر دیگر تبریک از لب فرزند نخواهند شنید؟ دلم خون ه &#8230;. دلم خون<br />
شاید بهتره سکوت کنم<br />
</br><br />
</br></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/Uv2BUwN9cJY" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/02/20/farzad-kamangar/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<enclosure url="http://www.youtube.com/v/SsW-hVrZWHw&amp;#038;fs=1" length="1084" type="application/x-shockwave-flash" /><media:content url="http://www.youtube.com/v/SsW-hVrZWHw&amp;#038;fs=1" fileSize="1084" type="application/x-shockwave-flash" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:summary>تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</itunes:summary><itunes:keywords>دلتنگی, روزنگار, اعدام, تلخ, ظلم, فرزاد کمانگر, مادر</itunes:keywords></item>
		<item>
		<title>سکوت سرشار از چیست بالاخره؟</title>
		<link>http://anjelonline.com/1389/02/05/why-silence/</link>
		<comments>http://anjelonline.com/1389/02/05/why-silence/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Apr 2010 01:44:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>انجل</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنگار]]></category>
		<category><![CDATA[سکوت]]></category>
		<category><![CDATA[نوشتن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://anjelonline.com/?p=543</guid>
		<description><![CDATA[نوشتنم نمیاد به همین سادگی به قول وارش اگر نمی تونی حرف خوبی بزنی بهتره حرفی نزنی و من سکوت رو تمرین میکنم این روزها]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نوشتنم نمیاد به همین سادگی<br />
</br><br />
</br><br />
به قول<a href="http://varesh.blogfa.com/post-777.aspx"> وارش </a> اگر نمی تونی حرف خوبی بزنی بهتره حرفی نزنی<br />
</br><br />
و من سکوت رو تمرین میکنم این روزها<br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br><br />
</br></p>
<img src="http://feeds.feedburner.com/~r/anjelonline/~4/rS4RIIqs6sw" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://anjelonline.com/1389/02/05/why-silence/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	<media:credit role="author">برای خودم</media:credit><media:rating>nonadult</media:rating><media:description type="plain">تجربه های زندگی ... تجربه های غربت</media:description></channel>
</rss>
