<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>  آرومـــــــا/ArOma</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com</link>
<description>روز‌نوشت‌ها .</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 09 Mar 2011 14:48:01 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>- - - -</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/62</link>
<description>باید گذاشت و گذشت .</description>
<pubDate>Wed, 09 Mar 2011 14:48:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/62</guid>
</item>
<item>
<title>ما همه تسلیمیم !</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/61</link>
<description>فیلم Damage فیلم خوبی نبود . البته منظورم از خوب نبودنش بیشتر اون مثبت 18 بالای کاور فیلم‌ِ که سه سرنخی از ماجرای فیلم به آدم میده . ماجرای عشق مرد مسنی که عاشق نامزدِپسرِخودش شده و دست از این عشق برنمیداره تا وقتی که گند کارش در میاد . تاوان این عشق هم ،از دست دادن پسرش و لو رفتن ماجراست . پسر بیچاره چند روز مونده به ازدواجش پدرش (که اتفاقا یکی از سیاسـیون مملکتش بوده و همه روش حساب باز میکردن ) و نامزدش رو در حال عشق‌بازی میبینه و از پله‌ها پرت میشه</description>
<pubDate>Sat, 05 Mar 2011 10:02:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/61</guid>
</item>
<item>
<title>یه وقتایی آدم تحملش تموم میشه!</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/60</link>
<description>دیگه داره حالم به هم میخوره از این همه تحلیل‌های مسخره . چرا مردم ما سرشون رو توی هر کاری فرو میکنن ؟ مگه همه چی به مردم مربوطه اصلا ؟ به نظر من تقصیر خود این نظامه که از اول مردم رو عادت داده و یه جورایی تشویق کرده سر از کار حکومت در بیارن .بودجه دیر میره مجلس به ما چه ؟به درک . اگه ما خواستیم واسه این چیزا حرص بخوریم میرفتیم رئیس جمهور میشدیم خب ! صفحه‌ی گوگل ریدر رو که میای پایین انگار اومدی تو سایت خبری ! انگار یه مشت نماینده مجلس و وکیل و وصی دارن</description>
<pubDate>Tue, 01 Mar 2011 09:18:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/60</guid>
</item>
<item>
<title>آفتابـ هـ!</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/59</link>
<description>همون جور که مستحضر هستید ، در راستای جذب مجدد مردم به سیما و برنامه‌‌های تلویزیون ، نصفی از برنامه‌های قدیمی داره پخش مجدد میشه . این پخش مجدد گریبان‌گیر برنامه‌های کودک هم هست . الان که دارم اینو مینویسم ، آفتاب و عزیز‌خانوم در حال پخشه . همچین که قیافه‌ی ملوس آفتاب رو دیدم ، نوستالوژی شدیدی درونم فوران کرد . یه روز با مدرسه رفته بودیم موزه دارآباد . همه‌مون رو به صف کرده بودن و منتظر بودیم بریم داخل .</description>
<pubDate>Mon, 28 Feb 2011 08:15:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/59</guid>
</item>
<item>
<title>آزمایشگاه </title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/58</link>
<description>خانومه برگه‌ رو داد دستم و با یه لبخند دوست داشتنی گفت: برو صندوق واریز کن عزیزم . دیدم شده شش هزار و هفتصد تومن . تو دلم گفتم چه زیاد . میشه باهاش دو تا میلک‌شیک ویژه سوپر استار خورد . بعد گفتم به درک .حالا بعد 24 سال اومدم یه آزمایش بدم . مورد داریم ماهی یه بار میاد آزمایش میده ، میلک‌شیک هم نمیخوره اصلا ! اینا رو همین جوری که خانوم صندوق داره داشت به برگه‌ای که دادم دستش نگاه میکرد و یه چیزایی توی کامپیوترش میزد با خودم میگفتم .</description>
<pubDate>Sat, 26 Feb 2011 10:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/58</guid>
</item>
<item>
<title>New Aroma</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/57</link>
<description>معمولا دختر خانم ها بعد از کنکور کمی سعی می کنند خانمیشونو به اطرافیان ثابت کنند. در مورد من این موضوع نیازی به اثبات نداره و از اونجایی که همه به خوبی به این امر واقفند دیگه نیازی به اثباتش نیست. مثلا یادم می آد بعد از کنکور کارشناسی تا یک هفته همه ظرف های خونه رو من می شستم. یا اینکه اون روسری کوتاه ِ سفیدمو که گلهای یاسی داره روی موهام می بستمو می افتادم به جون در و دیوار و وسایل خونه. اما بدیِ کنکور ارشد همینه که هیچ کاری برای اثبات هیچ چیز نمونده</description>
<pubDate>Tue, 22 Feb 2011 22:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/57</guid>
</item>
<item>
<title>سیاه ، سفید ، خاکستری !</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/56</link>
<description>اون دفعه سر کنکور کارشناسی هم همین جور بودم . اصلا انگار اون لحظه که برگه رو میدم دست اون خانوم برگزار کننده‌هـِ و پشت سرم رو نگاه میکنم که مبدا چیزی دوروبرِ صندلیم جا گذاشته باشم ، همه‌ چیز خاکستری میشه برام یهو. نه این که خاکستری رنگ بدی باشه ها ، نسبت به سیاهی که قبلا بوده خیلی خوشرنگ تره .منم بیشتر دوسش دارم خب .ولی میخوام بگم یهو سفید نمیشه دنیام ... وقت میبره تا تغییر رنگ بده . همین دیگه . دیدم یه ساعته از جلسه اومدم بیرون کار دیگه‌ای جز لم دادن رو</description>
<pubDate>Thu, 17 Feb 2011 16:01:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/56</guid>
</item>
<item>
<title>به کی بگه آدم ؟</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/55</link>
<description>از همون اول با آدمایی که رشته ریاضی میخوندن مشکل داشتم . نه به جهت رشته‌شون ، به خاطر افاده‌هایی که طبق طبق با خودشون حمل میکردن اینور اونور . مثلا به طرف میگفتی من فردا امتحان دارم و فلان ، میگفت وااااا حالا شما رشته انسانی ‌ها که امتحاناتون چیزی نیست ، امتحانای ما رو ندیدی ! یا مثلا وقتی میگفتی معدلم شده فلان ، یک رشته ریاضی خون ملعون از اون طرف برمیخواست و میگفت : حالا توی رشته انسانی معدل فلان اوردن که کاری نداره .</description>
<pubDate>Tue, 01 Feb 2011 21:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/55</guid>
</item>
<item>
<title>محض خاطره !</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/54</link>
<description>من کلا آدمِ پایِ بازیِ کامپیوتر بشینی نبودم. الان هم نیستم البته . امکاناتش هم برامون فراهم نبوده هیچ وقت. فقط وقتی آتاری اومد ، آتاری داشتیم . اونم بابام نخریده بود . بابا‌بزرگم برای دایی‌هام خریده بود ، برای ما هم گرفت . بعد ما خوره شدیم . من خیلی کوچیک بودم اون موقع‌ها . یادم نمیاد آتاری دقیقا چه شکلی بود . فقط یادمه یه دسته داشت ،مثل گوشت کوب و من همیشه دلم میخواست این دسته گوشت کوبیه مال من باشه .</description>
<pubDate>Mon, 24 Jan 2011 16:52:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title>عزمِ بد قلقی دارم من !</title>
<link>https://aroma274.blogfa.com/post/53</link>
<description>همیشه یه مقدار زمان میبره تا از توی خماری مسافرت در بیام ! حالا امروز بعد از 3،4 روز ، عزمم رو جزم کردم که بشینم پای درس . عزمِ بد قلقی دارم من . به این راحتیا جزم نمیشه ... همیشه باید به زور و کتک و دعوا عزمم رو جزم کنم . حالا الان هم که جزم کردمش و اومدم پشت میزم نشستم و کتابا رو باز کردم ،‌ لپتاپ رو باز کردم که یه آهنگ گوش کنم حالم جا بیاد ،‌ بعد یهو الان میبینم یه ساعته مشغول کامپیوترم و عزمم هم اصلا به روی خودش نیورده که همین چند دقیقه پیش جزم شده و</description>
<pubDate>Sat, 22 Jan 2011 10:07:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>aroma274</dc:creator>
<guid>aroma274.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
</channel>
</rss>
