<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss1full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rdf:RDF xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns="http://purl.org/rss/1.0/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">
    <channel rdf:about="http://artcm.ir/post/rss">
        <title>هنر هفتم</title>
        <description>هنر هفتم و من با همدیگه متولد شدیم.بخش دیگری از وجود من با این وبلاگ شكل گرفت.هنر هفتم هیچ وقت به موضوعاتش محدود نبوده است...همان طور كه من....امید محمودزاده ابراهیمی.متولد آخرین و گرمترین روز خردادماه 1367 .بچه شهرستان! و علاقه مند به موضوعات هنری و اجتماعی.
دانشجوی رشته متالورژی دانشگاه آزاد سیرجان و هزاران خصوصیت دیگر....</description>
        <link>http://artcm.ir</link>
       <dc:date>2012-05-29T00:57:05+01:00</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/893" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/892" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/891" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/890" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/889" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/888" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/887" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/886" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/885" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/884" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/883" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/882" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/881" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/880" />
                <rdf:li rdf:resource="http://artcm.ir/post/879" />
            </rdf:Seq>
        </items>
    <atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rdf+xml" href="http://feeds.feedburner.com/artcm" /><feedburner:info uri="artcm" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><feedburner:emailServiceId>artcm</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname>http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname></channel>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/893">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-28T15:37:42+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>خیلی "خصوصی"...خیلی!</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/-RAFwDb_9s0/893</link>
        <description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/6/62/Khosoosi.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;امید محمودزاده ابراهیمی:&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt; فیلم خصوصی&amp;nbsp;یا همان "زندگی خصوصی" سرنوشتی همچون سنتوری پیدا کرد و این بار به جای پیاده روهای خیابان، سر از سایت های دانلود اینترنتی درآورد. &lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;موضوع جنجالی اولین ساخته مستقل&amp;nbsp; &lt;span style="background-color: rgb(255, 204, 204);"&gt;(*)&amp;nbsp;&lt;span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt; محمدحسین فرح بخش&amp;nbsp; باعث شد وزارت ارشاد اکران این فیلم را بعد از چند روز به دلیل اعتراضات گسترده طیفی از مسئولان حکومتی و مذهبی متوقف کند. وزارت ارشادی که پروانه ساخت فیلم را تائید کرده و به آن اجازه اکران در جشنواره فیلم فجر را داده بود.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;خطر لو رفتن داستان! &lt;/span&gt;&lt;img style="color: rgb(0, 0, 0);" src="http://www.mihanblog.comhttp://static2.mihanblog.com//public/public/rte/images_new/smiles/98.gif"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;قصه این فیلم روایت گر زندگی ابراهیم کیانی است. ابراهیم کیانی ابتدا یک بسیجی است که در اوایل انقلاب اخلاق تندروی خاص خودش را دارد. داستان پس از این بک گراند، به 30سال بعد مهاجرت می کند وقتی کیانی به اتهام اختلاس و فساد مالی از سیستم کنار گذاشته می شود و او به یک منتقد سیستم تبدیل می شود. در ادامه داستان وی با دختری آشنا می شود و داستان به فراز و فرود های زندگی ابراهیم کیانی کشیده می شود ...&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;نگاهی 3بعدی به داستان یک آدم خصوصی!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;از همان جمله اول نهج البلاغه در ابتدای فیلم مشخص بود که داستان این فیلم هم به مانند فیلم "مارمولک" جنجالی خواهد شد. البته گمان نمی رفت که این واکنش ها و جنجال ها به توقیف فیلم بیانجامد اما چنین شد و با اشاره مسئولان بالای حکومتی این فیلم توقیف شد. فیلم خصوصی ابتدا به ظاهر یک فیلم سیاسی است و روایت گر زندگی یک آدم سیاسی و اوج و فرود هایش. سابق بر این فیلم سیاسی ساختن وحشت بی سابقه ای را برای سازندگانش به همراه داشت اما اینروزها برخلاف نام ترسناک اش، فیلم با مضمون سیاسی مخاطبان بسیاری را به سینماها می کشاند. هرچند در ظاهر سیاسی باشد به مانند فیلم "خصوصی"&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;محمدحسین فرح بخش می توانست فیلم خصوصی را برای یک آدم با موقعیت جغرافیایی دیگر هم بسازد.آدمی که سیاسی نباشد اما وقتی برچسب سیاسی باعث فروش بیشتر شود....چرا که نه؟!!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;خصوصی داستان جدیدی ندارد و اتفاقا فیلمنامه اصغر نعیمی نیمه تا پایان فیلم را بسیار کند طی می کند و به همان کلیشه های فکری ایرانی در فیلم می پردازد. فیلمنامه خیلی سعی کرده که تمامی جهات در روایت داستان فیلم را رعایت کند اما کش پیدا کردن بیش از حد داستان ابراهیم کیانی و دختر جوان باعث می شود مخاطب ایمان بیاورد که در نیمه دوم، دیگر "خصوصی" چیزی برای جذب کردن او ندارد. البته پایان فیلم را باید به فال نیک گرفت که خوب تمام شد و دیگر ادامه پیدا نکرد.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;به عقیده شخصی نگارنده، فیلم خصوصی به هیچ عنوان سیاسی نیست. اگر ابراهیم کیانی یک هنرمند بالامرتبه،یک کارخانه دار پولدار با ایمان و پرسابقه و خلاصه هر آدمی غیر از آدم سیاسی بود، باز هم روند داستان فرقی نداشت. چیزی که در این میان برای شخصیت کیانی واضح بود و باید وجود میداشت، شهرت وی بود. چه شهرتی بهتر از شهرت سیاسی؟!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اروتیک در وزارت ارشاد آن زمان و این زمان!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;بسیاری از مخالفان اکران فیلم خصوصی، این فیلم را یک فیلم مخالف اخلاق و مروج اروتیک و شهوت جنسی می دانستند. اشارات فیلم در برخی سکانس ها به رابطه ابراهیم کیانی و دختر جوان در شکل گیری این دیدگاه مخالفان بی تاثیر نبوده است. صحنه ی حضور ابراهیم کیانی در خانه دختر جوان را به خاطر بیاورید. در جایی که دختر از&amp;nbsp; کیانی می خواهد صیغه عقد را بخواند(اگر بلد است!) و سکانس بعد خاموش شدن چراغ های خانه را نشان می دهد. &lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;این صحنه در سینمای ایران به نوعی اروتیک خوانده می شود چون تمامی المان های آن را دارد. اتاق خواب،یک مرد و زن تنها و چراغی که خاموش می شود.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;شاید نظیر این صحنه را در فیلم "رز زرد" به یاد بیاورید. فیلمی به کارگردانی داریوش فرهنگ و به تهیه کنندگی محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی با بازی امین حیایی،بهرام رادان،حدیث فولادوند و مرجان محتشم...داستان درباره دو زوج است که به ماه عسل می روند و در ماه عسل شان دچار مشکلات عجیب و غریبی می شوند. در یکی از صحنه های فیلم "رز زرد" آرش (امین حیایی) در کنار در در حال صحبت کردن با همسرش مهشید(حدیث فولادوند) است.دوربین از بیرون در آنها را نشان می دهد. در پایان دیالوگ ها آرش قربان صدقه همسرش می رود و در بسته می شود. این صحنه هم آن زمان اروتیک خوانده شد و اعتراض های بسیاری را برانگیخت و سینمای "اصلاحات" هم به مانند سینمای امروز متهم به ترویج فساد جنسی در سینما شد. با این اشتراک که پشت هر دوی این فیلم ها محمدحسین فرحبخش و عبدالله علیخانی ایستاده اند.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;#درست است که فیلم خصوصی روایتی تلخ از واقعیت موجود جامعه ما دارد اما هر چه فکر می کنم این فیلم برای اکران مناسب نبود و مناسب پخش خانگی بود. روایت فیلم خصوصی درست اما چندان مناسب عموم مردم نبود.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;#اصولا هانیه توسلی را برای فریب مردان با خدا و با ایمان و 70سال عبادت داشته ساخته اند! میوه ممنوعه را که یادتان نرفته؟!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;#ما ایرانی ها عادت داریم از یک جایی به بعد جلو نرویم. مثلا در فیلمنامه همین فیلم من خیلی منتظر بودم که قضیه ارتباط کیانی با دختر جوان لو برود و ما به ادامه داستان برسیم اما اصغر نعیمی تا انتهای فیلم به سبک همان کلیشه های ذهنی ما ایرانی ها، داستان را جلو برد و هیچ چرخشی در داستان به وجود نیامد. تجربه شکستن کلیشه هایمان را نداریم یا از جلو رفتن می ترسیم؟!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;#این مطلب پایان نداشت،دنبالش نگردید!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;(*) در کارنامه کاری محمدحسین فرحبخش فیلم عطش به کارگردانی وی ثبت شده است اما من عطش را ساخته او نمی دانم چون 80درصد کار آن را قاسم جعفری جلو برده بود و پس از آن جعفری از تیم جدا شد و پایان کار را فرحبخش انجام داد. البته از قدیم گفته اند کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/-RAFwDb_9s0" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/893</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/892">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-21T07:15:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>درباره "پارس تندر" یا تندر SR و یا ...؟</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/1kVVs8D702M/892</link>
        <description>&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="width: 466px; height: 321px;" src="http://omid-artcm.persiangig.com/image/TondarSR/1596.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;امید محمودزاده ابراهیمی:&lt;/span&gt; تندر90 هم زیر تیغ جراحی زیبایی مهندسان سایپا رفت. بله! خودروی تندر90 که چندسالی از مونتاژ و عرضه آن به بازار می گذرد بالاخره تائیدیه های نهایی فیس لیفتش را از شرکت رنو فرانسه کسب کرد و روانه بازارها شد.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;تندر90 از ابتدای عرضه به بازارها به لحاظ طراحی داخلی و خارجی مورد انتقاد قرار گرفته بود. صندوق عقب برآمده&amp;nbsp; که باعث کم شدن دید عقب خودرو می شد و نیز طراحی چراغ های عقب و جلو &amp;nbsp;در طراحی خارجی و ساده و بی روح بودن طراحی داشبورد داخلی آن&amp;nbsp;از موارد مورد انتقاد بودند.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;همه این انتقادها دست به دست هم داد تا سایپا فکری به حال تندرهای 90اش بکند و نتیجه آن شد پارس تندر یا&amp;nbsp;تندرSR...&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;b&gt;استراتژی اسم گذاریت تو حلقم!&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;دلیل این نامگذاری دوگانه هم به استراتژی نامگذاری خودروها در ایران برمی گردد! SR هیچ معنای خاصی ندارد و زیاد نباید به ذهن خودتان فشار بیاورید که که این SR در خودرو و فیس لیفتش حتما تداعی گر یک معنای بزرگ است!&amp;nbsp;اصلا&amp;nbsp;چنین نیست! SR مخفف سایپارنو است!(&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;S&lt;/span&gt;aipa&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;R&lt;/span&gt;enault) به همین سادگی! پارس تندر هم ایرانیزه شده آن است! 90 را برداشته و پارس را پیشوند اسم خودرو کرده اند تا حتما مشخص شود که مردانی از پارس دست به فیس لیفت این خودرو زده اند!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اما پارس تندر یا همان تندرSR چقدر به لحاظ طراحی نسبت به نمونه قبلی اش پیشرفت کرده است؟ البته این موضوع را نباید فراموش کنیم که تندرSR فقط در طراحی خارجی دستخوش تغییراتی شده است و طراحی داخلی آن (آنگونه که در خبرها به نظر می رسد) هیچ تفاوتی با نمونه قبلی اش ندارد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="width: 378px; height: 271px;" src="http://omid-artcm.persiangig.com/image/TondarSR/1598.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="1"&gt;در عکس هایی که می بینید آرم سایپا روی تندر منقش شده است در حالی 
که در نمونه ای که قرار است به بازارها عرضه شود آرم رنو حک شده است&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;b&gt;حکایت دختر لب شکری و غیره!...&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;کارخانه های بزرگ خودروسازی به هنگام طراحی خودرو از استراتژی ها و الگوهای خاصی پیروی می کنند. اولا باید یکدستی طراحی در تمامی محصولات به چشم بیاید و در عین حال هر خودرو از الگوی خاصی برای طراحی استفاده کند. نمی دانم چقدر درست است یا نه اما تندر90 یا همان LOGAN از الگوی "دختر لب شکری" برای طراحی اش استفاده کرده است. این الگو بدین معناست که از چهره یک دختر لب شکری برای طراحی خودرو استفاده شده و المان های آن در الگو رعایت شده است.&lt;br&gt;شاید به نظرتان خنده دار به نظر بیاید اما واقعاً چنین الگوهایی وجود دارند. مثال واضح آن هم الگوی "اژدهای سر بزرگ" در طراحی تویوتا پرادو و "اسب تیزرو" در سمند خودمان است. برای فهم بیشتر این الگو باید چند دقیقه به خودروی موردنظر کاملا زل بزنید و الگوی آن را متوجه شوید. در تویوتا پرادو این الگو واضح تر به عمل رسیده است. فقط چند دقیقه دقت کنید!&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;b&gt;بکش و خوشگلم کن!&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;در هر حال گویا "دختر لب شکری" هم پس از سالها تن به جراحی زیبایی داده است تا از لب شکری بودن دربیاید و اینچنین هم به نظر می آید که درآمده باشد! تندرSR در طراحی جلو خطوط خمیده تری را به خود گرفته است که این را در عکس های مقایسه ای می توانید ببینید. سپر جلوی آن رنگ بدنه شده است و چشمانی خمارتر به مشتری هایش نشان می دهد تا دل های بیشتری از آنان ببرد!&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="width: 351px; height: 222px;" src="http://omid-artcm.persiangig.com/image/TondarSR/28343.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;img style="width: 354px; height: 487px;" src="http://omid-artcm.persiangig.com/image/TondarSR/1595.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;img style="width: 358px; height: 459px;" src="http://omid-artcm.persiangig.com/image/TondarSR/1592.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;طراحی اتاق و خطوط بدنه هیچ تغییری نسبت به قبل نداشته اند. مردانی از پارس گویی فقط به جلو و عقب LOGAN نگون بخت کار داشته اند تا آن را برای مشتری ها جذاب تر کنند و فروش بیشتری را نصیب کارخانه!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;کم کم به جراحی عقب خودرو می رسیم. جایی که انگار جراح با پنس قسمت پایینی چراغ تندر را برداشته و ان را به کناره بالایی آن چسبانده است! یک جورهایی پیوند زیبایی به نظر می رسد. بدون زل زدن می توانید بفهمید دختر لب شکری جای خود را به BMW سری 3 داده است.(مدل 320i را در اینترنت سرچ کنید مشخص می شود) طراحی چراغ های عقب تندرSR کپی واضحی از این نمونه BMW هستند. در عکس های تبلیغاتی و رونمایی اش که زیبا به نظر می رسیدند امید است در عمل هم چنین کار برآید!&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="width: 363px; height: 255px;" src="http://omid-artcm.persiangig.com/image/TondarSR/e46_m-look_rear.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"&gt;&lt;font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="1"&gt;&lt;br&gt;BMW 320i&lt;br&gt;طراحی چراغ های عقب تندرSR کپی واضحی از این نمونه BMW هستند&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;به آپشن توجه کن!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;تندرSR از چندی پیش تبلیغات محیطی و رسانه ای خود را آغاز کرده است. تبلیغاتی به همان سبک تبلیغات تندر90 اما اینبار بر روی کیفیت تندر توجه بیشتری شده است. تندرSR هرچه که نداشته باشد انصافاً خودروی کم مصرف و باکیفیتی است و این باکیفیت بودن را از شیوه بسته شدن درهایش هم می توانید متوجه شوید. در زمانه ای که بنزین بالای 1000تومان بر سر زبان هاست، منطقی است که خودروی کم مصرف تولید و به فروش برسد.البته کیفیت هم نباید فراموش شود.&lt;br&gt;&amp;nbsp;گرچه همچنان می توان "فرمان هیدرولیک" و ترمز ABS را جزو آپشن ها به حساب آورد در حالی که آپشن بودن این موارد در خیلی از کشورهای نیمه توسعه یافته و کمتر توسعه یافته هم منسوخ شده است!&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;البته این را به خاطر بسپارید که در نمونه فول آپشن تندر هم خبری از ترمز دیسکی در چرخ های عقب نیست. سیستم ایرکاندیشن تندر هم به صورت دستی است و این مورد هم که واقعا چیز معمولی به حساب می آید در تبلیغات آمده !&lt;br&gt;اگر اینطور باشد باید برای پراید هم تبلیغ کنیم که ایرکاندیشن دستی دارد! این خیلی عالی است چون مشخص نیست که اگر دستی نبود احتمالا روی تندر یک بادبزن به صورت اشانتیون به شما می دادند تا ایرکاندیشن دستی به صورت آپشن!&lt;br&gt;&lt;br&gt;مبارک باد این فیس لیفت و به امید فیس لیفت های دیگر!&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;پی نوشت ها:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;#دوستان اشاره می کنند شانس آوردیم فیس لیفت تندر را به عنوان چهارمین خودروی ملی به حلق مان ندادند! جا دارد از مهندسین ناظر شرکت رنو بابت اینکه نگذاشتند این اتفاق مبارک بیفتد تشکر کنیم !&lt;br&gt;&lt;br&gt;#ضرب المثلی هست که می گویند مورچه چیست که کله پاچه اش چه باشد! ربطش را به این موضوع را پیدا بفرمایید!&lt;br&gt;&lt;br&gt;#یک بار پشت فرمان تندر90نشستم اما حس داشتن موتور1600 در قلب این خودرو را حس نکردم. به نظرم ضعیف تر از پژو 206 تیپ5 یا V8 آمد. داشبوردش واقعا ساده است.یاد پیکان خدابیامرز می افتید! خدا رحمت کند اموات را...به نظرم لوگان ماشین خوبی است اما برای تاکسی نه برای استفاده شخصی. برایم سوال شده وقتی در بازار جهانی لوگان رقبایی چون هیوندای i20 و تویوتا یاریس دارد اصلا توان رقابت دارد یا نه؟ تازه موتور آن دو خودرو ضعیف تر از لوگان است!&lt;br&gt;&lt;br&gt;# در عکس هایی که در بالا می بینید آرم سایپا به تندر منقش شده است در حالی که در نمونه ای که قرار است به بازارها عرضه شود آرم رنو حک شده است. خواستم در جریان باشید کلاً !&lt;br&gt;&lt;br&gt;#چرا ما از یوغ فرانسه بیرون نمی آییم و هیوندا و تویوتا تولید(ببخشید مونتاژ!!) نمی کنیم؟ چرا واقعا؟!&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;#این فیس لیفت مربوط به سال 1387 است! این هم مدرکش! &lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://omid-artcm.persiangig.com/image/TondarSR/%28new%20logan%29%20-%20BeautyCar.pdf" target="_blank" title=""&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لوگان L90 با ظاهری جدید/وبلاگ Beauty Car نوشته سیدمهیار فاطمی/امیرحسین گل افشان&lt;/a&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/1kVVs8D702M" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/892</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/891">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-18T14:42:09+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>کوتاه درباره قلاده های طلا فیلمی از ابوالقاسم طالبی</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/A6ITK-n1qkc/891</link>
        <description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="width: 492px; height: 328px;" src="http://goldencollars.ir/image/149.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;امشب فیلم قلاده های طلا را دیدم. فیلم خوبی بود. قصد داشتم در عوض یک یادداشت، یک نامه به ابوالقاسم طالبی بنویسم و از او و فیلمش بگویم...اما چون بناست که در این وبلاگ سیاسی ننویسم پس این نامه را در دفتری که در خانه دارم می نویسم و همانجا نگه می دارم.شاید برای همیشه&lt;br&gt;&lt;br&gt;اما چند چیز را به عنوان نکته می نویسم:&lt;br&gt;&lt;br&gt;#ابوالقاسم طالبی با اینکه از "خودی ها" محسوب می شود اما بابت ساخت این فیلم تحت فشار قرار گرفته بود&lt;br&gt;&lt;br&gt;#کاش ایران آنقدر آزاد بود که صدای همه را می توانستیم بشنویم. ابوالقاسم طالبی،ابراهیم حاتمی کیا،&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;جعفر پناهی&lt;/span&gt; و...&lt;br&gt;&lt;br&gt;#قلاده های طلا بخشی از واقعیت بود. این را بی شک و تردید می گویم. با اعتقادم می گویم اما هر چه بود "بخشی" از آن بود&lt;br&gt;&lt;br&gt;#نمی دانم داستان این فیلم را ابوالقاسم طالبی از کجا آورد. می توانم بگویم تمامی داستان فیلم را حدس می زدم به این خاطر که عقاید ابوالقاسم طالبی را می شناختم. بخش بسیاری از فیلم شعارهای حکومتی بود و بخشی دیگر روند خوده فیلم که سعی شده بود این دوفضا به هم چسبانده شود اما با این حال پیچش های داستانی اش را دوست داشتم به رغم فیلمنامه متزلزل اش&lt;br&gt;&lt;br&gt;#بازی حمیدرضا پگاه به مانند سریال "یک روز قبل" که در آنجا هم نقش یک مامور وزارت اطلاعات را بازی می کرد، با اغراق های وحشتناک و بد همراه بود.حمید رضا پگاه باید فکری به حال بازی هایش بکند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;بقیه حرفایم بماند برای دفترم...&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/A6ITK-n1qkc" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/891</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/890">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-10T15:38:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>هنر هفتم را سه بُعدی ببینید!</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/h0Uon50WZd4/890</link>
        <description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="width: 251px; height: 236px;" src="http://www.technobuffalo.com/wp-content/uploads/2011/03/firefox-logo-browser.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;امشب داشتم ویژه نامه هفتگی هفته نامه &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;عصر ارتباط &lt;/span&gt;رو میخوندم که مطلبی توجه منو جلب کرد!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;قابلیت سه بعدی دیدن در فایرفاکس نسخه 11 ...&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;همون موقع امتحانش کردم&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;نتیجه اش شد این!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;جالبه!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;از این به بعد هنر هفتم را می توانید سه بُعدی ببینید و بخوانید!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;فقط کافیه موقع دیدن صفحه سایت موردنظر(در اینجا هنرهفتم!) کلید های Ctrl+Shift+I رو بفشارید!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;a href="http://www.img4up.com/up2/18170433343282723859.jpg" target="_blank" title=""&gt;&lt;img src="http://www.img4up.com/up2/14437633845869515434.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: center; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;font size="1"&gt;روی عکس کلیک کنید بزرگش رو ببینید!&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/h0Uon50WZd4" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/890</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/889">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-03T11:26:40+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>مرثیه ای بر یک رویا| کلیپ سازی در ایران</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/v-nd9vfC7X0/889</link>
        <description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2012/05/behnam1.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="1"&gt;موزیک ویدئو "دلتنگتم" به کارگردانی علی قاضی زاده&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;امید محمودزاده ابراهیمی:&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt; کلیپ سازی در ایران یک پارادوکس واقعی به تمام معناست! گاهی اوج را می شکافد و جلو می رود و گاه آنقدر ضعیف عمل می کند که به اوج هم شک می کنی! &lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;نمونه های خوب و بد آن هم بسیار زیاد است. از کلیپ های خوب &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(51, 102, 255);"&gt;بهمن تیرگان&lt;/span&gt; بگیرید تا کلیپ های متوسط و ضعیف &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 102, 0);"&gt;حمید شفیع زاده&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;که از اولین ها بودند تا &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);"&gt;فربد خوش طینت(Fred)&lt;/span&gt; که کلیپ فوق العاده حرفه ای &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;"طفره نرو" زانیار خسروی&lt;/span&gt; را ساخت تا گروه &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(204, 0, 0);"&gt;بروبکس&lt;/span&gt; که کلیپ های حرفه ای،فانتزی در سبک خود می ساختند.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;نمی توان مجموعه کلیپ سازی در ایران را محکوم به پیشرفت کرد و خط یکدست رو به افق برای آن کشید. هیچ کجای دنیا هم اینطور نیست. کلیپ خوب وجود دارد، کلیپ بد هم وجود دارد. به طور مثال یک خواننده خارجی مثل امانوئل گوت(با اسم مستعار&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;(Manu-L)&lt;/span&gt; چندی پیش کلیپی داشت به اسم &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;No Superstar&lt;/span&gt; که می توان گفت کلیپ-کنسرت بود. یعنی کلیپ را در حین اجرای چند کنسرت ضبط و مونتاژ کرده بودند. همین خواننده چند ماه بعد کلیپ بعدی اش با نام &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;Single Ladies &lt;/span&gt;را ارائه می دهد. این کلیپ در حالی که از آهنگ و تنظیم خوبی بهره می برد اما نسبت به اثر قبلی ضعیف تر و سطحی تر ساخته شده است. این را یک بیننده عادی هم می تواند بفهمد. پس همیشه همه چیز رو به بالا نیست و گاهی پایین افتادن هم وجود دارد. اما به نسبت کلی در حال حاضر ساخت کلیپ رو به پیشرفت است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;تکنولوژی روز و جلوه های ویژه و دیجیتال کلیپ سازی را هم از حمله های روزافزون خود بی نصیب نگذاشته اند. تابستان سال گذشته &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;Britney Spears &lt;/span&gt;با ارائه کلیپ &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;I Wanna Go &lt;/span&gt;به کارگردانی &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;Chris Mars Piliero&lt;/span&gt; رسماً نشان داد که کلیپ سازی هم دست کمی از فیلمسازی نیست و حد و حدودی هم ندارد. کلیپ وی از انواع و اقسام جلوه های ویژه بهره برده بود و پرده ی سبز نقش بی بدیلی در ساخت این موزیک ویدئو داشت.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اما در ایران هنوز می توان کلیپ سازانی را دید که دارند سیاه مشق پس می دهند و در دهه 90 شمسی هنوز به سبک دهه 70شمسی کلیپ می سازند. آنقدر ضعیف که به بودن افرادی مثل فربد خوش طینت و گروه بروبکس در ایران شک می کنید!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;گمان می کنم دلیل این عقب رفت را باید در جدی گرفتن یا نگرفتن کار کلیپ سازی در ایران جستجو کرد. فربد خوش طینت یا گروه بروبکس کار کلیپ هایی که می سازند را جدی می گیرند و بقیه سرسری رد می کنند. حمید شفیع زاده در یک سال 80 کلیپ برای خواننده های مختلف ساخت! خب این آمار بالا که الکی نیست! معلوم است سرسری گرفته شده است. باید منطقی بود و باور کرد که کج کردن دوربین کلیپ ساختن نیست!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;خیلی ها همین را هم غنیمت می دانند و اعتقاد دارند با نبود یک رسانه آزاد و قانونی در کشور برای موسیقی، وجود همین آدمها هم غنیمت است. بله! غنیمت است اما رویه پیشرفت چه می شود؟ همیشه قرار است به غنیمت ها دل خوش باشیم؟ راه پیشرفت را به خاطر غنیمت ها طی نکنیم؟ این راهی است که کلیپ سازی ایران در آن قرار دارد...پس حداقل با قدرت، ولو با سرعت کم آن را طی کند. بالا و پایین خواهیم داشت اما سرسری گرفتن یا جدی گرفتن بحث دیگری است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;امروز کلیپ جدید&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; بهنام صفوی&lt;/span&gt; به نام&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; "دلتنگتم" &lt;/span&gt;از آلبوم جدیدش یعنی &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;"آرامش" &lt;/span&gt;که به زودی عرضه می شود را از سایت موسیقی ایرانیان دانلود کردم و دیدم به امید آنکه بهنام صفوی که کارش را در موسیقی از همان ابتدا خوب شروع کرد، این بار در کلیپ سازی هم شروع خوبش را ادامه دهد. بهنام چند سال پیش قبل از اینکه مجوز بگیرد یک کلیپ با حمید شفیع زاده کار کرده بود که انصافاً کلیپ بدی نبود. اما "دلتنگتم" یک پسرفت وحشتناک برای وی محسوب می شود. &lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"دلتنگتم" را &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;علی قاضی زاده&lt;/span&gt; کارگردانی کرده است. فضای کلیپ و آهنگ تقریباً به هم می آیند(غم پنهان را تداعی می کنند) اما ژست های بهنام صفوی و حرکات دوربین و محیط فیلمبرداری آن(که به نظر می رسد در شمال ضبط شده باشد) همگی دست به دست هم داده اند که کلیپ دلتنگتم به جای آنکه مخاطب را مشتاق به خرید آلبوم "آرامش" کند، بیشتر وی را پس بزند!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;کلیپ به این خاطر تبلیغات و فروش بیشتر آلبوم موسیقی ساخته می شود. پس لازماً باید از عناصر جذاب و فکرها و ایده های ناب و خوب بهره ببرد اما کلیپ جدید بهنام صفوی همه این ویژگی ها را برعکس دارد! &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;این کلیپ، ملودی خوب بهنام و زانیار خسروی و تنظیم جذاب &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سیروان خسروی&lt;/span&gt; را تقریباً نابود کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;وقتی کلیپ I Wanna Go از بریتنی اسپیرز در حال پخش از شبکه های جهانی بود خیلی ها به دنبال این بودند که آهنگ این کلیپ را حتما از اینترنت دانلود یا خریداری کنند در حالی که این آهنگ قریب به 8 ماه قبل از تولید موزیک ویدئو در قالب آلبوم &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;Femmle Fatale &lt;/span&gt;به بازارها آمده بود! اما با پخش موزیک ویدئو دوباره فروش آلبوم هم بالا رفت. حالا این رویه ها را با هم مقایسه کنید...یک کلیپ آنقدر جذاب است که 8ماه پس از عرضه آلبوم دوباره فروش آلبوم را بالا می برد، اما از این طرف کلیپی ساخته می شود که قرار است مخاطب به فروش آلبوم ترغیب کند اما تمام راه ها را برعکس می رود.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;شاید هنوز یاد نگرفته ایم که تصویر باید جذاب باشد تا مخاطب را به خود جذب کند. درست است که کلیپ سازان ایرانی از هر المانی برای جذابیت نمی توانند استفاده کنند اما این محدودیت چیزی نیست که بشود به آن استناد کرد و ناله از آن برآورد. خیلی ها در همین محدودیت، جذابیت هایی خلق کردند که بی نظیر بوده است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;پی نوشت ها:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;# بهانه این یادداشت، دیدن موزیک ویدئو "دلتنگتم" از بهنام صفوی بوده است. از لینک های مرتبط در این پست و در سایت موسیقی ایرانیان دانلودش کنید.&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 204, 204);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;#من کارگردان یا تدوین گر نیستم. سینما هم نخوانده ام. تمام نظراتم به عنوان یک "مخاطب" پیگیر موسیقی و موزیک ویدئو است.&lt;/span&gt;&lt;br style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;&lt;br style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;#آهنگ ها و کلیپ های خارجی که اسم بردم در یوتیوب کاملا موجودند برای دیدن. اگر فیلتر است تقصیر من نیست! دنبالشان در سایت های ایرانی بگردید برای دانلود!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/v-nd9vfC7X0" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/889</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/888">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-03T00:25:30+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>قهوه تلخ بازمی گردد؟</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/KgMrGJFi6KE/888</link>
        <description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="width: 346px; height: 476px;" src="http://www.img4up.com/up2/15975477850278056680.jpg" alt="" align="bottom" border="0" vspace="0" hspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;امید محمودزاده ابراهیمی:&lt;/span&gt; آیا قهوه تلخ می تواند محبوبیت گذشته اش را تکرار کند؟&lt;br&gt;این اصلی ترین سوالی است که این روزها مخاطبان سریال قهوه تلخ؛ با پخش سری جدید آن در شبکه نمایش خانگی از خود می پرسند.&lt;br&gt;اما چرا قهوه تلخ به یکباره تولیدش متوقف شد و به ناگاه پس از 7 ماه دوباره اعلام موجودیت کرد؟ مجله همشهری جوان در یکی از شماره های سال گذشته خود به این موضوع پرداخته بود. در آن مطلب نتیجه بر این شده بود که این سریال هم به مانند دو سریال نود شبی قبلی مهران مدیری یعنی شب های برره و باغ مظفر ناتمام خواهد ماند. پیش بینی که حالا با عرضه سری 26ام این سریال دیگر درست به نظر نمی رسد(حداقل تا به اینجا).&lt;br&gt;اما شاید برای قضاوت کردن کمی زود است. سری 26 این سریال پس از توقف تولید این سریال تولید نشده است و تولید آن به 7 الی 8 ماه پیش بر می گردد.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="font-weight: bold; background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(51, 102, 255);"&gt;مورد عجیب آقای مدیری!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;برای خیلی از مخاطبان کارهای مهران مدیری شاید عجیب باشد که وی به پایان سریال های به اصطلاح نودشبی اش اهمیتی نمی دهد و مهم نیست که پایان آنها چه باشد.این اهمیت ندادن در شب های برره و باغ مظفر به خوبی خود را نشان داد و این 2 سریال بدون پایان مشخصی، به اتمام رسیدند. مهران مدیری هم هیچ گاه علت این پایان های نامشخص را توضیح نداد. او با رسانه ها چندان رابطه خوبی ندارد و همین عامل هم باعث شده است که این هاله های ابهام همچنان باقی بمانند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="font-weight: bold; background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(51, 102, 255);"&gt;کاریزمای کمدی&lt;/span&gt;&lt;br&gt;قهوه تلخ هرچقدر هم که ضعیف باشد باز هم از یک نقطه قوت خوب بهره می برد. البته نه در داستان بلکه در ژانری که دارد ساخته می شود یعنی کمدی. نمی گوییم طنز چون قهوه تلخ نشانه ای از طنز بروز نداده و بیشتر در خدمت ژانر کمدی بوده است. البته شاید اینطور باید گفت که قهوه تلخ نمونه تکامل یافته ی باغ مظفر است با کمی تغییر در تیم بازیگری! اما نیازی که امروزه به کمدی و خنده در جامعه حس می شود همچنان باعث شده که قهوه تلخ به رغم اینکه داستان چند پاره و متزلزلی دارد و بیشتر بار کمدی آن در سری های آخر پخش شده اش به دوش 2پیرمرد قصه و تکیه کلام هایشان بود؛ همچنان فروش خوبی داشته باشد. البته نه به خوبی سری های اولش اما باز هم همین فروش هم پس از وقفه ی 7 ماهه، چشمگیر محسوب می شود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;در هر حال باید منتظر بود و دید که آدمای قهوه تلخ که اینبار از گذشته به زمان حال آمده اند چقدر می توانند مخاطب را با خود همراه کنند. البته فراموش هم نمی کنیم که این ایده؛ یعنی آوردن آدم های زمان گذشته به دنیای روز تا به حال چندین بار در فیلم ها و سریال های متعدد(ایرانی و خارجی) استفاده شده است. باید ببینیم روایت مهران مدیری و تیم نویسنده اش از این گذر زمان چگونه خواهد بود. &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/KgMrGJFi6KE" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/888</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/887">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-28T15:17:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>درباره همشهری جوان و فرزاد حسنی</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/gqS9s4Rtb7c/887</link>
        <description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://h-j.ir/wp-content/uploads/2012/04/%D9%87%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-355-281x400.jpg" alt="" align="bottom" border="0" vspace="0" hspace="0"&gt;&lt;br style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="1"&gt;عکس: صبا سیاه پوش&lt;br&gt;طرح جلد همشهری جوان: محمدرضا دوست محمدی&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;امید محمودزاده ابراهیمی:&lt;/span&gt; همشهری جوان در شماره 355 خود به سراغ سریال مسیر انحرافی و فرزاد حسنی رفته و جلد یک خود را هم به فرزاد حسنی اختصاص داده است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;تیتر «حسنی نگو بلا بگو» که یک تیتر اقتباسی از یکی کتب دوران کودکی ماست؛ تیتر یک جلد شماره 355 شده است. روی جلد، هم نسبت به نحوه اجرای فرزاد حسنی انتقاد شده و هم از وی به خاطر بازی در سریال مسیر انجرافی تعریف شده است. حتی با وی گفتگویی انجام شده اما با اصرار حسنی، این گفتگو منتشر نشده است. حسنی دلیل اصرار خود را اینچنین توضیح داده است؛ «هنوز زود است»&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اما چیزی که به نظر من می آید دقیقاً عکس قضاوت همشهری جوان است. البته نه خیلی عکس... ولی تفاوت بسیاری دارد. به نظر من روی اجرای فرزاد حسنی نمی شود خیلی انتقاد کرد. تلویزیون مگر چقدر اجرا به حسنی داده است که حالا ما به قضاوت اجرای او بنشینیم؟ حالا بالفرض هم که بخواهیم برنامه نوروزی را نقد کنیم...واقعاً به نظرم زود است. فرزاد حسنی هنوز ریکاوری خوبی در تلویزیون نداشته و این هم به دلیل نداشتن اجراهای پشت سر هم است. بله! من هم اعتقاد دارم اجرای او خاطره انگیز مثل کارهای قبلش نبود.اما اینکه با یک اجرا بخواهیم نقد کنیم؟...نمی دانم&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;درباره مسیر انحرافی هم باید بگویم که اتفاقا به نظر من بازی حسنی در مسیر انحرافی بیشتر شبیه اجرایش بود! راستش را بگویم من اعتقاد دارم فرزاد حسنی(با وجود احترام بسیاری که برایش قائلم) هیچ وقت بازیگر خوبی نمی شود! از بازی اش نه در «کمکم کن» خوشم آمد و نه در «مسیر انحرافی». البته این را بگویم که من مسیر انحرافی را کامل ندیدم. ولی اگر مشت را نمونه خروار بدانیم چند صحنه از بازی اش را دیدم. خصوصا آنجایی که خودش را دکتر معرفی کرده بود و با خانمی قرار گذاشته بود و دلال کلیه شده بود. خب فرزاد حسنی در اینجا؛ بیشتر شبیه همان اجرایش در در برنامه نوروزی اش بود و خیلی کارکتر متفاوتی نساخته بود.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;من نمی دانم مطلب همشهری جوان در وصف بازیگری فرزاد حسنی را چه کسی نوشته است ولی به نظر من اصلا نباید برای باریگری وی جشن گرفت. فرزاد حسنی هنوز بازیگر نشده است و به نظرم باید به وی فضای اجرا و مجری گری داد تا خود را نشان دهد. فرض کنید مثلا اپرا وینفری یا مرحوم مایکل والاس می خواستند هم بازیگر باشند هم مجری... به نظر خوب است؟ اصلاً و ابداً...هر کس را برای کاری ساخته اند...حسنی هم برای اجرا و مجری گری ساخته شده و نه برای بازیگری!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;"&gt;پی نوشت(1):&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;همشهری جوان در توضیح پرونده اش برای مسیر انحرافی و فرزاد حسنی اینطور می نویسد:&lt;span style="font-style: italic;"&gt;«برخلاف چیزی که همه تصور می کنند همشهری جوان با هیچ چهره ای مشکل شخصی و ماندگار ندارد.یک روز به یکی تمشک می دهد،یک روز روی جلد می بردش. یک شماره نقد می کند و شماره دیگر تحویلش می گیرد. همه اینها نشان می دهد که عملکرد افراد بر قضاوت ها و موضع گیری هایمان تاثیرگذار است. شاخصه یک مجله حرفه ای هم رعایت همین نکات(دوری از عداوت و رفتار براساس عدالت)است»&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;آقای همشهری جوان! شما واقعاً مطمئن اید که همه موضع گیری هایتان در طی همه این سالها به دور از همه این صفت هایی که گفتید؛ گرفته شده است؟ اگر چنین است که واقعاً دم تان گرم و آفرین به این همه اعتماد به نفس. اعتماد به نفس شما حتی از مجله توقیف شده &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نسیم هراز&lt;/span&gt; هم بیشتر است آنجا که دبیر تحریریه اش(به گمانم،حمید رضا منبتی بود) از محمدرضا گلزار به دلیل موضع گیری شخصی خبرنگارش و کوتاهی مجله&amp;nbsp; در منتشر کردن مطلب علیه محمدرضا گلزار؛ از وی عذرخواهی کرد.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;به نظرم بد نیست همشهری جوان یک پرونده برای بازی پوریا پورسرخ، چه در سریال مسیر انحرافی و چه در فیلم ها سریال هایی که در این سالها بازی کرده است بپردازد تا دیگر این جمله در مطلبش نیاید که «حضور او(فرزاد حسنی) همراه پوریا پورسرخ،به ریتم کند و داستان بی رمق اغلب قسمت ها جان می دهد» قرار است عدالت داشته باشیم آقای همشهری جوان؟ درست است؟&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/gqS9s4Rtb7c" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/887</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/886">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-25T12:40:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>ابرقهرمان، به پایان سلام کن!</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/gQMLdmibEG4/886</link>
        <description>&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://img4up.com/up2/13527502656548702384.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="1"&gt;پوستر فیلم The Avengers به تهیه کنندگی کمپانی مارول&lt;/font&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;امید محمودزاده ابراهیمی:&lt;/span&gt; زمانی که اسپایدرمن در حال ساخت بود، تهیه کنندگانش تصمیم گرفته بودند که 9 فیلم از این فیلم را به روی پرده ببرند...اتفاقی که همان زمان مشخص می کرد اسپایدرمن به ورطه نابودی خواهد افتاد اگر 9قسمت از آن ساخته شود. &lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;بعد از اکران قسمت دوم اسپایدرمن، شایعه هایی بر زبان افتاد که در قسمت سوم، بتمن و اسپایدرمن رو به روی هم قرار خواهند گرفت. یعنی در کنار هم قرار گرفتن دو کارکتر ستاره سینمای کمیک...قطعاً اگر چنین اتفاقی می افتاد(که نیفتاد) تماشاگران فیلم به وجد می آمدند چون هیچ وقت این کارکترها با یکدیگر ارتباطی نداشتند و هر کدام به تنهایی اقدام به Save The World می کردند!(نجات دنیا منظورم بود...موضوعی که در فیلم های ابرقهرمانی مرتباً تکرار می شود)&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;بیش از این حاشیه نمی روم...هم اکنون پس از سالها این اتفاق بالاخره افتاد و فیلم The Avengers (مبارزان) با بودجه ی 220میلیون دلاری ساخته شد. فیلمی که در آن ابرقهرمانانی چون Iron Man ، Captain America و Hulk (و اسپایدرمن شاید..)حضور دارند و در کنار هم می خواهند دنیا را نجات دهند.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;بودجه ی 220میلیون دلاری برای تولید این فیلم واقعاً بالاست و اصلا شوخی نیست.چیزی در حدود 400میلیارد تومان ما !...پس کمپانی سازنده این فیلم Marvel فکر فروش خیره کننده اش را هم کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;حتماً و قطعاً این فیلم طرفدار خواهد داشت و تماشاگران سینما را به سمت خود جذب خواهد کرد...خصوصاً اینکه اینبار به روش سه بعدی ساخته شده است و بی شک هیجان بیشتری را به مخاطبان خود القا می کند.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اما سوال اصلی اینجاست که این فیلم چرا ساخته شد و چرایی ساخت چنین فیلمی با وجود چند ابر قهرمان چیست؟ سالها پیش درباره بتمن و اسپایدرمن هم نوشته بودم که تلفیق ابرقهرمان ها جذاب،گیرا و تماشاگر جذب کن است اما در عین حال...یک قدم به سمت پایان چنین&amp;nbsp; ژانر داستانی نیز است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;کمپانی ماروِل سالها با ساخت و فروش کمیک استریپ هایی با وجود این عناصر ابرقهرمان روزگار می گذراند. این ابرقهرمانان بعد از دوران صعود انیمیشن از صفحات کتاب ها به انیمیشن و کارتون&amp;nbsp; راه پیدا کردند و با اوج گیری صنعت سینمای خصوصا سینمای دیجیتال با جلوه های ویژه خیره کننده، قدرتمندانه پا به عرصه سینما گذاشتند. هر کدام از این فیلم چند صدمیلیون دلار فروش داشتند و کمک بزرگی به صنعت سینما کردند...اما تلفیق این عناصر این موضوع را به ذهن متبادر می سازد که آیا از قدرت جذب به تنهایی این عناصر کم شده است و باید برای جذابیت بیشتر آنها را را کنار هم آورد؟ مبارزان یا The Avengers اولین تلاش هالیوود برای پا گذاشتن به این عرصه است. البته می توان پیش بینی کرد که سالها می توان با همین ایده مخاطب جذب کرد اما... آیا دوره سوپر هیرو ها یا همان ابرقهرمانان به سر رسیده است؟ آیا ابرقهرمانان دیگر توانایی جذب مخاطب گریزپا را ندارند؟ آیا از قهرمانان جدید دیگری خبری نیست؟ باید صبر کنیم و آینده این ژانر جذاب سینمایی را ببینیم...آیا ابرقهرمانی به پایان خود سلام می کند؟&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/gQMLdmibEG4" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/886</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/885">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-25T06:45:45+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>شما یک میلیارد تومان پیدا کنید، چه می کنید؟!</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/xkx9a_LX9RM/885</link>
        <description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div style="text-align: center; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;احمد ربانی پاکبان بجنوردی &lt;span style="color: rgb(255, 153, 102); background-color: rgb(51, 51, 51);"&gt;یک میلیارد تومان&lt;/span&gt; پول پیدا کرد و فقط &lt;span style="color: rgb(51, 51, 255); background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;200هزارتومان&lt;/span&gt; مژدگانی گرفت !&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;img src="http://img4up.com/up2/21355011817121133055.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/div&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;"&gt;&lt;li&gt;من واقعاً نمی دونم ارزش پیدا کردن یک میلیارد تومان فقط 200هزارتومان بود؟ صاحب کیف با خودش چی فکر کرد دقیقاً؟ صاحب کیف وقتی کیفش را گم کرده بود پیش خودش فکر نکرده بود که الان کسی به او زنگ بزند و تقاضای چندین میلیون تومان پول کند و بقیه پولش را به او پس بدهد؟ بعد حالا که کسی پیدا شده که بدون چشمداشت این پول را پیدا کرده...فقط 200هزارتومان؟!&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;"&gt;&lt;li&gt;احمد ربانی هر ماه 500هزارتومان حقوق میگیرد...200هزارتومان نصف حقوق یک ماهش هم نبود!&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;"&gt;&lt;li&gt;بی بی سی فارسی با احمد ربانی گفتگو کرد...امیدواریم احمد ربانی مژدگانی خوبی نگرفته که هیچ...حداقل به جرم گفتگو با رسانه های بیگانه دستگیر نشود! الهی آمین&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/xkx9a_LX9RM" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/885</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/884">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-20T03:01:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>تویوتا در آستانه یک رسوایی جدید؟+پاسخ تویوتا به علی دایی</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/1T2jhwrtBUQ/884</link>
        <description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.shafaf.ir/files/fa/news/1390/12/28/36827_753.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;"&gt;رسوایی دیگری برای تویوتا؟!&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font size="1"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اگر شکایت علی دایی از تویوتا بابت باز نشدن ایربگ های خودرویش به نتیجه برسد&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;با توجه به وجهه بین المللی علی دایی،رسوایی دیگری در کارنامه این خودروساز معروف ژاپنی ثبت خواهد شد&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;امید محمودزاده ابراهیمی: &lt;/span&gt;گویی پرونده تصادف علی دایی هنوز بسته نشده است و براساس آخرین اخبارها اینطور به نظر می رسد که علی دایی از طریق وکیل بین المللی خود قصد دارد از شرکت تویوتا، سازنده خودروی سانحه دیده اش به دلیل آنچه "باز نشدن همه ی 18ایربگ خودرو در زمان تصادف" گفته می شود؛ شکایت کند.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;محمد دایی، برادر علی دایی که در زمان سانحه در کنار وی حضور داشته و خوده او نیز در این سانحه از ناحیه پهلو دچار آسیب شده است در گفتگویی با هفته نامه دنیای خودرو از جزئیات بیشتر سانحه آن روز می گوید. &lt;br&gt;وی درباره علت تصادف گفت: &lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;« دقیقاً نمی توانم بگویم طوفان و وزش باد شدید یا به خواب رفتن علی پشت فرمان باعث واژگونی خودرو شد اما قبل از اینکه حرکت کنیم علی شربت اکسپکتورانت که خواب آور است خورد.آن هم نه با قاشق بلکه سر کشید! از طرفی تیم باخته بود و علی آقا خیلی حواسش به رانندگی نبود»&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اما دلیل شکایت احتمالی علی دایی از شرکت تویوتا چیست؟! محمد دایی جزئیات بیشتری را شرح می دهد:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 204, 204);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;« احتمال دارد وکیل علی آقا از کارخانه تویوتا شکایت کند.پرادو 18ایربگ دارد که به هنگام حادثه عمل نکرد.تا آنجایی که ما می دانیم این اتفاق مسبوق به سابقه است و پیش از این برای یک پرادوی دیگر هم چنین مشکلی پیش آمده است.البته تا این لحظه که من با شما صحبت می کنم هنوز شکایتی از شرکت تویوتا نشده ولس طبق صحبت ها احتمالا وکیل علی این کار را خواهد کرد»&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سایت تابناک&lt;/span&gt; هم در خصوص همین موضوع(باز نشدن ایربگ های خودروی پرادو) به سراغ دو کارشناس خودرو رفته و نظرات آنان را جویا شده که البته &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;اطلاعات اشتباه &lt;/span&gt;این کارشناسان از تعداد ایربگ های خودروی پرادو باعث شگفتی است!(البته اگر نمایشگاه دار را با کارشناس خودرو یکی بدانیم!)&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 204, 255);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;چرا ایربگ های پرادو علی دایی باز نشدند؟ آیا نقص فنی در این مساله دخیل بوده؟ قبلا هم مشابه این اتفاق برای خودروهای چند 10 میلیونی رخ داده؟ برای پاسخ به این سوالات با دو نفر تماس گرفتیم. یک کارشناس فنی خودرو و یک نمایشگاه دار خودروهای ب.ام.و&lt;br&gt;&amp;nbsp;کارشناس فنی خودرو درباره علت بازنشدن کیسه هوای خودروی علی دایی می گوید:&lt;br&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;«برای ایربگ هایی که روی خودروهای جدید نصب می شود و با نام SRS معروفند یک سوئیچ در نظر گرفته می شود که با استفاده از آن می توانند سیستم کیسه هوا را روشن و خاموش کنند. باید دید سیستم ایربگ اتومبیل علی دایی توسط او یا شخص دیگری خاموش شده یا نه؛ اگر روشن بوده باشد در این حالت واژگونی باید همه ایربگ ها باز می شده است. البته به دفعات در خودروهای تولید داخل دیده شده در تصادف های شدید به علت کارنگذاشتن چاشنی یا سایر ایرادات فنی ایربگ ها عمل نکرده است.»&lt;/span&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;نکته مهمی که وجود دارد این است در همه تصادف ها الزاما نباید کیسه هوا باز شود. وقتی شتاب منفی خودرو از یک حدی کمتر باشد ایربگ ها باز نمی شود حتی اگر خسارت واردشده به خودرو به چشم ما زیاد بیاید.&lt;/span&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;از&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; نمایشگاه داری&lt;/span&gt; که &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;نماینده فروش ب.ام.و&lt;/span&gt; است می پرسیم آیا شرکت سازنده این حق را برای راننده قائل است که در صورت باز نشدن ایربگ از آنها شکایت کند؟&lt;/span&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;«از ابتدای ورود ایربگ ها به دنیای اتومبیل این مساله وجود داشته است که معروفترین آن اتفاقی بود که در ایالات متحده برای یک خانواده افتاد و شرکت جنرال موتورز به دلیل عمل نکردن کیسه هوا به خانواده خسارت دیده غرامت پرداخت اما چون شرکت های بزرگ، نمایندگی های ایران را خیلی اصطلاحا تحویل نمی گیرند بعید است شکایت کسی از نمایندگی داخلی به نتیجه برسد.»&lt;/span&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;از او در مورد تعداد ایربگ ها می پرسیم که آیا تعداد &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;18 ایربگ &lt;/span&gt;واقعی است؟&lt;/span&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 255); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(204, 204, 204);"&gt;«خیر تعداد ایربگ ها در بهترین حالت بین شش تا هشت عدد است که عددهای بالاتر صرفا کارکرد تبلیغاتی دارد. چیدمان آنها هم به این صورت است. دو ایربگ از رو به رو برای راننده و سرنشین، دو ایربگ جانبی از کنار ستون و دو ایربگ پرده ای برای تصادف از کنار در نظر گرفته می شود. در سانحه ای که برای علی دایی رخ داد با این شدت تصادف باید همه ایربگ ها باز می شدند.»&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;همان طور که در متن های بالا خواندید شکایت علی دایی از شرکت تویوتا منوط به ثابت شدن این موضوع است که کسی ایربگ های خودروی وی را قفل نکرده باشد و این امر برای ادای شکایت الزامی است. اما اگر ثابت شود که ایربگ های خودروی وی با وجود قفل نبودن باز نشده؛ باید منتظر پاسخ تویوتا ماند.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;البته ذکر نکاتی در اینجا لازم است:&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;li&gt;پرادوی علی دایی مدل 2005 بوده است و باید مطمئن شد که علی دایی آن را چطور و از چه راهی خریده است. مقصود این است که آیا علی دایی پرادوی خود را از نمایندگی ایرتویا خریداری نموده یا از بازار آزاد؟ چون این امر مهم است. خودرویی که ایرتویا وارد کرده و به فروش می رساند تمامی استانداردها و گارانتی های تویوتا را به همراه خود دارد اما اگر توسط سایر وارد کنندگان شخصی وارد شود ممکن است ایرادهایی به همراه داشته باشد. مثلا ایربگ های آن یکبار باز شده و دیگر جایگزین نشده باشند و...&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;li&gt;درباره تعداد ایربگ های خودروی پرادو که محمد دایی(برادر علی دایی) آنها را 18 عدد عنوان کرد قبلا در همین وبلاگ با عنوان &lt;a style="font-weight: bold;" href="http://artcm.ir/post/878" target="_blank" title=""&gt;"درباره تویوتا پرادو و علی دایی"&lt;/a&gt;درباره آنها صحبت شد. در سایت شرکت تویوتا تعداد ایربگ های هیچ کدام از خودروها ذکر نشده و فقط به ذکر مکان قرارگیری آنها بسنده شده است. با شناختی که از خودروی پرادو در سایت شرکت تویوتا پیدا می کنید این خودرو 12 ایربگ به صورت استاندارد دارد و به نظر می رسد در نمونه سفارشی آن این تعداد بسته به نظر خریدار بیشتر هم بشود. باید این موضوع هم مورد توجه قرار بگیرد که تویوتا پرادوی علی دایی از چه مدل و چه مقدار سفارشی بوده است.&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;ul style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;li&gt;چند روز پیش&amp;nbsp; در جاده &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;سیرجان&lt;/span&gt; به معدن گل گهر یک &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;تویوتا کمری&lt;/span&gt; با سرعت بالا به یکی از خودروهای سنگین در حال تردد برخورد کرد که متاسفانه در این حادثه راننده تویوتا کمری به علت نبستن کمربند و برخورد شدید سر با شیشه ی جلو در دم جان سپرد اما همراه وی که کمربند بسته بود زنده ماند و آسیب چندانی ندید. در این حادثه هم (آنطور که اطلاعات رسیده می گوید) ایربگ های تویوتا کمری باز نشده است. با توجه به شایعاتی که گفته می شود اگر در تویوتا کمری کمربند بسته نباشد ایربگ باز نمی شود(به دلیل خطر جانی بالای آن) باید این موضوع را جدی تر مورد بررسی قرار داد که عیب باز نشدن ایربگ های تویوتا از چیست. آیا صاحبان خودرو، خود اقدام به قفل کردن ایربگ های می کنند و فراموش می کنند آن را در مسافت های بین شهری باز کنند.آیا ایربگ ها به دلیل نبستن کمربند باز نمی شوند یا واقعاً تویوتا و ایربگ هایش مشکل دارند؟&lt;/li&gt;&lt;/ul&gt;&lt;p style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0); text-align: center;"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 0, 0); color: rgb(255, 255, 255); font-weight: bold;"&gt;آخرین خبر:&lt;/span&gt;&lt;font size="1"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0); text-align: center;"&gt;&lt;font size="1"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;تویوتا به علی دایی پاسخ داد؛&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0); background-color: rgb(204, 204, 255);"&gt;امکان ندارد ایربگ باز نشده باشد&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt; « یک سخنگوی شرکت تویوتا که نخواسته نامش فاش شود به بی‌بی‌سی گفت: "باور نمی‌کنم که ایربگ‌ها کار نکرده باشند. خیلی دشوار است که در چنین تصادفی سیستم ایر بگ کار نکند. یک کلید روشن-خاموش بر روی این مدل از تویوتا گنجانده شده که احتمالا آن را خاموش کرده بودند»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="2"&gt;***&lt;/font&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;پی نوشت:&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;در مطلب قبلی ام نوشته بودم: «کسی شک ندارد که تویوتا پرادو و ایربگ هایش جان علی دایی و سرنشینانش را نجات داده...»&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;حالا مشخص شده که ایربگ ها باز نشده اند؛هیچ کدام شان!... و این بدنه و طراحی مستحکم تویوتا بوده که جان علی دایی و سرنشین هایش را نجات داده!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="background-color: rgb(204, 204, 255);"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/1T2jhwrtBUQ" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/884</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/883">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-12T09:40:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>نمایشگاه عکس رسول حسینی نژاد</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/NgQU7p5udoo/883</link>
        <description>&lt;br&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://www.img4up.com/up2/27502643379711627267.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="1"&gt;پوستر فوق العاده حرفه ای این نمایشگاه در منظر اول خیلی جذبم کرد. آنطوری که از دوستانم شنیدم این پوستر را یکی از حرفه ای ترین طراحان پوستر در ایران طراحی کرده است&lt;br&gt;مفهوم پوستر هم (آنطور که در منظر اول دیدم) اینطور است که عکاسی هنری است که ذهن،چشم و گوش را در اختیار می گیرد و خلق می کند&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br&gt;رسول حسینی نژاد&lt;/span&gt; دانش آموخته مرمت آثار تاریخی از دانشگاه زابل است که 15 سال است به حرفه عکاسی مشغول است. حسینی نژاد اصالتاً سیرجانی و هم اکنون مقیم کرمان است.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;اولین نمایشگاه عکس وی در سیرجان 28 فروردین ماه سال جاری ساعت 17:30 در نگارخانه راز فرهنگسرای شورای شهر برگزار می شود. در این نمایشگاه 40قطعه عکس از آثار وی به نمایش در می آید.وی تاکنون چندین بار رتبه اول عکاسی دانشگاهی را کسب کرده است.&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;گزیده ای از کارهای رسول را در سایت &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.akkasee.com/" target="_blank" title=""&gt;عکاسی&lt;/a&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt; ببینید:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;a href="http://aks.akkasee.com/users/22901/photos/" target="_blank" title=""&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ایـنجـا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/NgQU7p5udoo" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/883</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/882">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-12T07:39:39+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>نوادگانِ هاوایی</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/KbZhT7DG0P0/882</link>
        <description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://img4up.com/up2/53270025201062002818.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br&gt;روابط انسانی و حوه مواجه با آنها اصلی ترین موضوع فیلم تحسین شده ی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;"نوادگان"&lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt; با بازی جرج کلونی است. فیلم خط داستانی یکنواختی ندارد و کنش ها و واکنش هایش را از شخصیت هایش می گیرد. هیچ چیز برنامه ریزی شده نیست و این شخصیت ها هستند که فیلم و مخاطب را به دنبال خود می کشانند.&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;بازی جرج کلونی هم در این فیلم زیباست...خصوصاً در سکانس های پایانی...&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;The Descendants&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;را ببینید. شاید کمتر فیلمی این روزها با این ساختار و چینش اینچنینی ساخته شود&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;"&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;پ.ن:&lt;/span&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;تیتری زدم که شایدبیشتر به درد یک مقاله بلندبالا برای "نوادگان" می خورد اما خب...چون حوصله نیست، بپذیرید !&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/KbZhT7DG0P0" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/882</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/881">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-12T07:14:16+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>یک تریلر فنیچری!</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/XytOGpdc1Nk/881</link>
        <description>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://img4up.com/up2/29601553131588961987.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font size="1"&gt;دختری با تتوی اژدها فیلم خوبی است... ببینید&lt;br&gt;یک تریلر فنیچری با چاشنی سوئدی!&lt;br&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;راستش زیاد حوصله ندارم درباره فیلم هایی که میبینم بنویسم...چون اکثر فیلم ها یا داستان نخ نما شده دارند یا افت کیفی از لحاظ ساخت و پرداخت حتی از کارگردان های بزرگ&lt;br&gt;این فیلم(دختری با تتوی اژدها) می توانست بهتر از این هم پرداخت داستان و شخصیت داشته باشد ولی خب...دیوید فنیچر است و سینمایش ! می گویند در دهکده ی کورها، یک چشم هم پادشاه است...این تک و توک فیلم های خوب حکم همان یک چشم را دارند. &lt;br&gt;آنهایی که سینمای دنیا را دنبال نمی کنند واقعاً یک بار بیایند سینما را ببینند بعد بگویند جایزه "جدایی نادر از سیمین" سیاسی بوده...به نظر من با اصالت ترین و بهترین فیلم سال 2011 جدایی نادر از سیمین بود و اسکار شایسته این فیلم بود.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/XytOGpdc1Nk" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/881</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/880">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-11T13:48:52+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>وقتی مدت زمان سربازی از تورم تاثیر می گیرد !</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/-m3IhY6j_9A/880</link>
        <description>&lt;div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;img src="http://up.vatandownload.com/images/bucwmk2g6cjw1x3jkbof.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;به سلامتی و دلخوشی مدت زمان سربازی از &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;18 ماه&lt;/span&gt;(یک سال و شش ماه) به &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;21 ماه&lt;/span&gt;(دو سال و سه ماه کم) تغییر پیدا کرد. &lt;br&gt;اصولا ماهایی که در ایران زندگی می کنیم عادت نکردیم که چیزی پایین بیاید! همه چیز همیشه در حال بالا رفتن است! تورم،قیمت سکه،زمین،مهریه،مرغ،گوشت،نان،سیب زمینی،برنچ و....&lt;br&gt;حالا سربازی هم احتمالا به تبع از همین بالا رفتن ها، مدت زمان خودش را افزایش داده است. به چه دلیل؟! نمی دانیم...یعنی فی الواقع هیچکس نمی داند! اما شائبه هایی مبنی بر کم شدن تعداد سرباز هست(البته برخی ها به جنگ احتمالی نسبت می دهند که البته مزخرف می گویند، ربطی ندارد).&lt;br&gt;من نمی دانم ولی واقعاً مسئولین نظام وظیفه فکر کرده اند که داشتن سرباز بیشتر یعنی داشتن مردان بیشتری برای جنگ؟ واقعا ایطوری است؟ یعنی الان که خدای نکرده جنگ بشود دوباره جنگ ها به همان سبک جنگ 8ساله است؟! مطمئنید؟ ما کی می خواهیم به داشتن یک &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ارتش حرفه ای&lt;/span&gt; برسیم؟!&lt;br&gt;آقایان نظام وظیفه، این مدت زمانی که شما دارید از ماها میگیرید عمر ماست...باور کنید هیچ کس خوشش نمی آید عمرش حتی ولو یک ثانیه بیشتر هدر برود...به اندازه کافی پای اینترنت گازوئیلی و درس و دانشگاه و مدرک هدر رفت خواهشاً شما دیگر این آش شور را هم نزنید...&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;من تشکر می کنم&lt;/span&gt;!&lt;br&gt;&lt;br&gt;خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/-m3IhY6j_9A" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/880</feedburner:origLink></item>
    <item rdf:about="http://artcm.ir/post/879">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-11T06:45:07+01:00</dc:date>
        <dc:source>artcm.ir</dc:source>
        <dc:creator>امید محمودزاده ابراهیمی</dc:creator>
        <title>ورود به 8 سالگی</title>
        <link>http://feedproxy.google.com/~r/artcm/~3/5uYajgiOEiI/879</link>
        <description>&lt;div style="text-align: center; font-weight: bold;"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 102, 0);"&gt;17&lt;/span&gt; فروردین امسال وبلاگ &lt;span style="color: rgb(255, 0, 0);"&gt;هنر &lt;span style="color: rgb(255, 102, 0);"&gt;هفتم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; وارد &lt;span style="color: rgb(51, 51, 255);"&gt;8&lt;/span&gt; سالگی خودش شد&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;img src="http://up.vatandownload.com/images/rx7b9zd8vla13eva85od.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="font-weight: normal; color: rgb(0, 0, 0);"&gt;8 سال به همین زودی گذشت ...&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;br&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/artcm/~4/5uYajgiOEiI" height="1" width="1"/&gt;</description>
    <feedburner:origLink>http://artcm.ir/post/879</feedburner:origLink></item>
</rdf:RDF>

