<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/atom10full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearch/1.1/" xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:gd="http://schemas.google.com/g/2005" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" gd:etag="W/&quot;DU4ASHk8cSp7ImA9WxNUEkQ.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131</id><updated>2009-11-04T02:25:49.779+01:00</updated><title>رضا بهشتی معز</title><subtitle type="html">Un portail cuturel franco-iranien</subtitle><link rel="http://schemas.google.com/g/2005#feed" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/posts/default" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/" /><link rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><link rel="next" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default?start-index=26&amp;max-results=25&amp;redirect=false&amp;v=2" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email></author><generator version="7.00" uri="http://www.blogger.com">Blogger</generator><openSearch:totalResults>84</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><link rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/beheshtimoez" type="application/atom+xml" /><feedburner:browserFriendly>This is an XML content feed. It is intended to be viewed in a newsreader or syndicated to another site, subject to copyright and fair use.</feedburner:browserFriendly><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><entry gd:etag="W/&quot;DU4ASHkzcSp7ImA9WxNUEkQ.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-71879500943684110</id><published>2009-11-03T01:02:00.011+01:00</published><updated>2009-11-04T02:25:49.789+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-11-04T02:25:49.789+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دین" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران</title><content type="html">&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;ترجمه &lt;a href="http://www.euro-maghreb.eu/tribune-libre/reformisme-et-conservatisme-analyse-des-enjeux-ideologiques-de-l%e2%80%99election-presidentielle-iranienne-de-juin-2009/"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;متن فرانسه گفت‌وگو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در باره انتخابات پیشین ریاست‌جمهوری در ایران:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.euro-maghreb.eu/tribune-libre/reformisme-et-conservatisme-analyse-des-enjeux-ideologiques-de-l%e2%80%99election-presidentielle-iranienne-de-juin-2009/"&gt;اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری:&lt;br /&gt;تحلیل زوایای ایدئولوژیک انتخابات ریاست‌جمهوری ژوئن 2009 ایران&lt;br /&gt;گفت‌وگو با رضا بهشتی معز ** &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#990000;"&gt;مقدمه سایت ارومغرب: رضا بهشتی‌معز اندیشه پژوه و مشاور سابق وزارت فرهنگ ایران در 1991-1992، در پاسخ به پرسش‌های "رزو"، تحلیلی دست‌اول از تحولات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ماه ژوئن 2009 ارایه می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;1- ورای رقابت ناشی از تقلب احتمالی پیش‌امده در انتخابات ریاست‌جمهوری، تفاوت‌های معنی‌دار ایدئولوژیک که میان احمدی‌نژاد و مخالفین اصلاح‌طلب او چون موسوی می‌توان یافت، کدام است ؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;ریشه این رقابت به سال‌های اولیه انقلاب باز می‌گردد. موسوی و احمدی‌نژاد در واقع نمایندگان این مناقشه تاریخی‌اند. مهم‌ترین تفاوت ایدئولوژیک میان این‌دو جریان، مسئله "مشروعیت" است که بطور طبیعی به‌مسئله مشارکت شهروندان در زندگی سیاسی باز می‌گردد.&lt;br /&gt;در جمهوری‌اسلامی دو اردوی متفاوت را می‌توان شناسایی کرد که مشروعیت قدرت سیاسی را میان دو منبع عرفی (قراردادی) و الهی تقسیم می‌کنند. هر دو اردوگاه برداشتی قرانی از گرایشات خود دارند و بنابرهمین تفسیر قرانی دونوع اسلام دمکراتیک و اقتدارگرا را تبیین می‌کنند.&lt;br /&gt;گرایش دمکراتیک (دینی یا غیر‌دینی) یا عرفی و سکولار، مشروعیت جمهوری را بر پایه آرای شهروندان و رضایت سیاسی آنها در چارچوب یک جامعه‌مدنی مبتنی می‌سازد. اردوی مخالف اما، براین باور است که یک نظام دینی از منبعی الهی سیراب می‌شود و نیازی به مشروعیت سیاسی فراهم‌آمده از ملت ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;2- این گرایش دمکراتیک در نهایت تهدیدی برای بقای خود جمهوری‌اسلامی بشمار نمی‌آید ؟ و آیا در متن خود عرفی‌کردن این نظام را به‌همراه ندارد ؟ (چیزی که موجب واکنش خشن محافظه‌کاران شده است)&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;نه، مبنای نظری جمهوری‌اسلامی مورد مناقشه است و بنابراین به روی هرنوع تغییر احتمالی هم گشوده است. ابتکار سیاسی و چندسویه ایه‌الله خمینی به هردو قرائت دمکراتیک و اقتدارگرا امکان حضور در چارچوب همین نظام - با وجود تناقض پایداری که بر این ابتکار سایه انداخته است - را می‌دهد&lt;br /&gt;اما بطور‌معمول قرائت دمکراتیک از دولتی مدرن نمی‌تواند با سنت روحانیتی که در کلیت خود طی قرون متمادی، تاریخی اقتدارگرا دارد هم‌خوانی داشته باشد، سنتی که متاسفانه امروز به عنوان مانعی در برابر این جنبش مردمی و دمکراتیک معرفی شده است.&lt;br /&gt;فقه اسلامی که امروزه به‌مدد روحانیت جایگاهی فراتر از معمول یافته است، ملکه‌علوم در ایران است. به نظر‌من، این دانش انسانی که امروز بر همه دانش‌های دیگر سروری می‌کند، ماهیت سکولارمغفول و مهمی دارد چرا که دخالت هر روزه فقه در زندگی شهروندان این حوزه را به دردست‌رس‌ترین و عرفی‌ترین دانش از میان معارف دیگر اسلامی بدل کرده است.&lt;br /&gt;بنابراین، نوسازی این نظام سیاسی در عمل اقتضای یک کارکرد دوگانه (دیالکتیک) دارد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکم: قرائتی دمکراتیک از قدرت‌سیاسی که ریشه در اسلام داشته باشد و دوم:&lt;br /&gt;برآمدن یک طبقه جدید روحانی که شناختی مناسب زمان و مکان برای عمل به قرائت بالا را داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هریک از این‌دوعامل اساسی، ریشه‌های تاریخی خود را دارند، برای اینکه قرائت دمکراتیک از قدرت‌سیاسی بدست آید باید به عقل تجدید حیات داد، عقلی که در سنت معتزلی (رک. تاریخ اندیشه اسلامی) پایه دارد و برای تحصیل دومین هنوز باید صبر داشت، برای اینکه استقلال نوپای اقتصادی این طبقه، میوه دمکراتیک خود را ثمر دهد، و تا رسیدن به این ثمره هنوز فاصله بسیار است.&lt;br /&gt;خشونت کنونی قرائت حاکم، جنبش دمکراتیک را هدف گرفته و تلاش دارد آن را مهار نماید و همین می‌تواند تهدیدی بالقوه را در دل این جنبش تولید کند. اما روحانیت جدید - که بی‌انکه بداند- به‌سبب دست‌یابی به ثبات‌سیاسی و استقلال‌اقتصادی در مسیر یک سکولاریزاسیون تاریخی است مایل به جلوگیری از بروز این تهدید است.&lt;br /&gt;قدرت سیاسی ج.ا.ا در واقع در ذات خود یک قدرت سکولار است، چرا که اصل اجتهاد باز به رهبران دینی این نظام اجازه می‌دهد تا از هر راه ممکن به اهداف خود برسند.&lt;br /&gt;من براین گمانم که جنبش سبز امروز با شفافیتی که بوجود اورد به‌ما نشان داد که میان سکولاریزاسیون قدرت‌سیاسی محصور در سلسله مراتبی روحانی با سکولاریزاسیون فضای‌عمومی تفاوت بسیار است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;3- چگونه می‌توان واکنش خشونت‌بار رهبران ایران را در برابر تظاهر کنندگانی که در پی نتیجه انتخابات بودند، توجیه کرد ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در قرائت اقتداری اسلام‌سیاسی، "قدرت" محور انتولوژیک یک نظام است. در این حالت ارتکاب هرچیزی موجه است مشروط به‌آنکه توسط طبقه دینی ممتازی تفسیر شده باشد. وقتی کسب قدرتی الهی- سیاسی فراتر از همه شرایط مدنی و عرفی جامعه باشد، هر وسیله‌ای برای رسیدن به این هدف توجیه می‌شود.&lt;br /&gt;ازسوی دیگر من فکر می‌کنم که رویداد‌های پس‌از انتخابات نتیجه برامدن بی‌سابقه یک طبقه روحانی جدید است. این طبقه جدید نشانه‌ای دوگانه دارد:&lt;br /&gt;* فاصله گرفتن تدریجی از حمایت‌های مالی و سنتی مومنان و مقـلدان پس از اینکه منابع کافی مالی دولتی به‌کفایت بدست امد.&lt;br /&gt;* ثبات شکننده در چارچوب یک قدرت‌سیاسی اقتدارگرا&lt;br /&gt;از همین‌روست که واکنش خشونت‌بار مورداشاره در پرسش شما به‌خوبی از سکوت این طبقه- بجز چند استثنا – استفاده کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;4- آیا رفتار خشونت‌بار این بخش جدید روحانی خطر شکاف بیشتر میان مردم و روحانیت را تشدید نمی‌کند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دقیقا، بازنده بزرگ این وضعیت روحانیت به‌معنای‌عام و روحانیت سیاسی به‌مفهوم خاص آن است. ارتباط تاریخی میان روحانیت و جامعه‌ایرانی چنان‌که خود روحانیت هم مدعی است، همیشه یک رابطه پدرانه بوده است و بنابراین اقتضای چهره‌ای امنیتی برپایه زورعریان را که امروز می‌بینیم ندارد.&lt;br /&gt;برای جستجوی این شکاف باید به‌گذشته بازگشت. درواقع آغاز این شکاف را باید زمانی دانست که روحانیت قدرت سیاسی را بدست گرفت و با این حرکت شکاف تدریجی روبه پیشرفت نهاد. به‌عبارت دیگر، از این زمان به‌بعد، اقتدار سنتی روحانیت به‌ورطه‌ای می‌افتد که ریکور آن را "پارادکس‌های اقتدار" می‌نامد.&lt;br /&gt;با این‌وجود، باید خاطرنشان ساخت که یک بخش بزرگ غیرسیاسی و ناراضی جامعه روحانیت همیشه کناره گرفته و تلاش کرده تا از راه نقد‌قدرت یا نارضایتی خاموش خود آن رابطه پدرانه تاریخی با مردم را بازسازی کرده وعلیه همه تهدیدهای بالقوه مهاجم به اقتدارسنتی روحانیت، بایستد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;5- اصلاح‌طلبان در برابر این وضعیت چه می‌توانند بکنند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این پرسش دشواری است، اصلاح‌طلبان ایرانی در وضعیت تاریخی بسیار حساسی بسر می‌برند: از سویی اصلاحات سیاسی در ایران که از آبشخور اصلاح‌دینی سیراب می‌شود از حمایت اکثریت قابل‌توجه مردمی بافرهنگ و برخاسته از طبقه متوسط برآمده در سال‌های اخیر که گرایشی به جامعه مدنی غیرمتمرکز دارند، برخوردار است و از سوی دیگر کارشکنی‌های به‌عمل آمده توسط اقتدارگرایان بیش‌از هر زمان دیگر پرهزینه و دشوار است.&lt;br /&gt;به نظرمن، اصلاح‌طلبان باید پیش‌از هرچیز مبانی نظری خود را تعمیق کنند تا به‌تصویری روشن از این چشم‌انداز بلند پیش‌رو برسند. دیگر انکه آنها باید با بخش نواندیش و اصلاح‌طلب روحانیت که همواره نقشی غیرقابل انکار دارد به توافق و تعامل برسند.&lt;br /&gt;ازاین گذشته، داشتن یک بنیان اقتصادی استوار برای تشکیل یک طبقه‌متوسط‌مقاوم در دراز‌مدت امری اساسی است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;6- به‌نظر شما، ایا نشانه‌های یک بحران ساختاری در نظام تئـوکراتیک ایران ظاهر شده است ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بی‌تردید این انتخابات یکی از مهم‌ترین بخش‌های تاریخ معاصرایران است. مناقشه امروز می‌تواند ساختار جمهوری‌اسلامی را در شکل و محتوا هدف بگیرد و تا زمانی که رای‌دهندگان ناراضی بتوانند از وسایل مناسبی برای رسیدن به اهداف صلح امیز خود استفاده کنند، در این مرحله متوقف نخواهد شد.&lt;br /&gt;رهبران ج.ا.ا در یک دوراهی تاریخی – نظری ایستاده‌اند، انها باید میان دوچیز دست به‌انتخاب بزنند: استراتژیی برگزینند که بقای این نظام‌اسلامی را از راه قدرت انتخاب شهروندان تضمین می‌کند، یا اینکه به‌سوی تشکیل یک نظام تئوکراتیک و اقتدارگرای مطلقه پیش روند که تنها از تفسیری سیاسی – الهی سیراب می‌شود.&lt;br /&gt;این نظام اقتدارگرای مورد اشاره البته نه به قرارداد اجتماعی میان قدرت‌سیاسی و جامعه اعتقاد دارد و نه به تامین مشروعیت مدرن این قدرت‌سیاسی. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;7- این نظام از چه منظری می‌تواند دست به اصلاح خود زند تا به انتظارات معترضان پاسخ داده باشد ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;روحانیت شیعه بطورعام و بخش سیاسی آن بطور خاص، حاکم بلامنازع این انقلاب است و تاریخ این طبقه مسلط به‌ما نشان می‌دهد که قدرت انعطاف روحانیون در بحران‌های اجتماعی بسیار بیشتر از تصور ماست.&lt;br /&gt;در برهه‌های دشوار تاریخی، روحانیت با قدرت تاویل و برداشت انحصاری خود از قرآن و فهم متون مقدس زیر عنوان "اجتهاد باز" و به‌پشتوانه حمایت تضمینی مقلدان و مردمان معتقد، کارهایی غیر‌قابل تصور کرده است.&lt;br /&gt;نوسازی تفسیرکلاسیک همیشه میسر است، چرا که روحانیت شیعه مدعی است: "درهای اجتهاد همیشه باز است".&lt;br /&gt;نباید فراموش کرد که روحانیت شیعه همیشه از مشروعیت‌مردمی در تاریخ بهره برده است (برخلاف روحانیت اهل‌سنت که بطور معمول به پادشاهان تمایل دارد)، و این مشروعیت مردمی که امروز در مظان بحران است به روحانیت اجازه نمی‌دهد که همان قدرتی را داشته باشد که بزرگان و اسلاف او داشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;8- برای ادامه مسیر با همین اجتهاد‌باز، امروزه چه تفاسیر مفیدی برای نوسازی اسلام و انطباق آن با روند مردم‌سالارانه جامعه ایرانی می‌توان یافت ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;فرض کنیم که قدرت‌سیاسی و مشروعیت آن در ایران همیشه به‌وجود طبقه‌ای بنام روحانیت نیازمند است، با این فرض، برای داشتن برداشتی مردمی‌تر از اسلام مدرن، می‌توان به دو سنت قدیمی و جدید بازگشت: اولین ان بیشتر وجهه‌ای کلامی دارد و دومین بیشتر رویکردی سیاسی – تاریخی.&lt;br /&gt;در سنت اولین و قدیمی‌تر، این دخالت عقل است که نقشی به‌مراتب اساسی‌تر از متن (قران و حدیث) در سنت معتزلی بازی می‌کند و در سنت اخیر، می‌توان به عهد انقلاب‌مشروطه در تاریخ ایران (1906) بازگشت تا برداشتی زمان‌مند از دین و مرتبط با نیازهای انقلاب بدست داد.&lt;br /&gt;در میان رهبران فکری این تجربه سیاسی مهم، ما روحانیان بزرگی چون آخوند‌خراسانی و میرزای‌نایینی در راس این انقلاب داشته‌ایم که به‌اعتقاد انها سلطه‌سیاسی روحانیت (ولی‌فقیه) بسیار محدودتر از این و معلق به قرارداداجتماعی، رضایت شهروندان و اشکال مختلف یک نظام شورایی است تا از خطر استبداد پیش‌گیری شود. 1&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;9- چنان‌که در جریان اعتراض‌ها پیداست، معترضان به شیوه‌ای روزافزون با رهبری مخالفت می‌کنند. آثار این بی‌اعتمادی اجتماعی نسبت‌به روحانیت شیعه چیست ؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;معترضان به‌نتایج انتخابات، خواستار اجرای عدالت هستند و "عدالت" نشانه اصلی در صفات لازم یک امام در فقه‌اسلامی است. از نقطه نظر دینی، خواست رای دهندگان ایرانی را می‌توان به‌نوعی اجرای قوانین اسلامی در مورد بالاترین شخصیت جامعه اسلامی (ولی‌فقیه) تعبیر کرد که عالی‌ترین نماد ارزش‌های اسلامی در جامعه‌ای مسلمان است و رهبری سرنوشت آن را دردست دارد.&lt;br /&gt;این خواست حقی است که متون شریعت و حتی قانون‌اساسی جمهوری‌اسلامی آن را برای شهروندان به‌رسمیت شناخته است، بی‌انکه ما به‌گفته آیه‌الله خمینی بنیان‌گذار این جمهوری در اولین نطق تاریخی‌اش پس از انقلاب بازگردیم که آشکارا حق هر نسلی را برای تعیین حاکمان زمانه خود، به‌رسمیت شناخته است. 2&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;10- ولایت فقیهی که پایه این نظام‌سیاسی است، یک مفهوم کم طرفدار در اندیشه‌سیاسی شیعه است. اگر مسئله اکثریت مردم جایی در کارکرد رهبری نداشته باشد، در ان صورت می‌توان آیا یک جمهوری‌اسلامی بدون رهبری را تصور کرد ؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;مسلم است که نظام سیاسی مبتنی بر ولایت‌فقیه یک نظریه اقلیتی در دکترین‌های معاصر اسلام‌سیاسی است اما از سویی همین نظام سیاسی اکنون استقرار عملی دارد و از سوی دیگر بدون نظریه رقیب قدرت‌مند دیگری است.&lt;br /&gt;اما همین نظام‌سیاسی می‌تواند کارآتر و موثرتر ازاین عمل کند اگر برابر قانون‌اساسی مسئله نظارت برقدرت بتواند در آن پیاده شود، و این همان چیزی است که امروز رهبران جنبش‌سبز با استناد به‌شریعت و موازین دینی درپی تحقق ان هستند، موازین دینی قدرت شخصی را در متن یک جامعه اسلامی بی‌حدوحصر نمی‌داند.&lt;br /&gt;در حقیقت مناقشه مفهومی امروز پیرامون مفهوم چندبعدی "ولی" و "ولایه" (پایه نظری ولایت‌فقیه) از تنگ‌ترین تا وسیع‌ترین معنای آن دور می‌زند. اگر همین نظام‌سیاسی روی مفهوم حداکثری ولی (ولی‌فقیه) اصرار کند، رهبری آن به‌صورت طبیعی و در دراز‌مدت تضعیف خواهد شد.&lt;br /&gt;مقاومت غیرموجه نظام در برابر خواست رای‌دهندگان مسالمت‌جو، در عمل دامنه انتقادات را از انتظارات اولیه آنان فراتر برده و امروز به مسایلی عمیق‌تر کشانیده است، مسایلی که تنها می‌تواند ثبات قدرت‌سیاسی را به‌خطر اندازد.&lt;br /&gt;مسئله کنونی این نظام که توسط مردم دنبال می‌شود، مسئله غیبت "نظارت بر قدرت" است، این غیبت در نتیجه همان مشکلات سیاسی را در جمهوری‌اسلامی پدید می‌اورد که در هر نظام‌‌سیاسی اقتدارگرای دیگری می‌تواند ایجاد کند.&lt;br /&gt;ابتکار سیاسی ایه‌الله خمینی راه خروج از بحران‌سیاسی پیش‌امده پیرامون رهبری را یا بدقت پیش‌بینی نکرده یا به عبارت دیگر راه حل‌هایی کم‌تاثیر یا خارج از دسترس و اختیار شهروندان پیش‌بینی کرده است، شهروندانی که از نظر بنیان‌گذار همین جمهوری، صاحبان انقلاب توصیف شده‌اند.&lt;br /&gt;یکی از بزرگترین دستاوردهای این جنبش این است که مشارکت شهروندان در حیات‌سیاسی خود، امروزه نشان داده که جوهر قدرت در همه نظام‌های سیاسی مشابه است و حاکمیت بی نظارت مردمی می‌تواند همان مشکلاتی را بیافریند که در هر نظام سیاسی دیگر، چه لاییک و چه روحانی، بروز می‌کند.&lt;br /&gt;مسئله امروز یافتن راه‌حل برای خروج از دور بسته‌ای است که حاکمیت‌دینی در ان "قدرت" و "نظارت" را هم‌زمان در دست دارد و هراصلاحی در نهایت باید از مجرای مصلحتی عبور کند که آن مصلحت در دستان حاکمی است که یا بر افعال او نظارت نمی‌شود و یا با شرایط مشورتی فاصله دارد (مصلحت مفهومی است که براساس آن هر حکومت تمامی رفتارهای خود را بر مبنای منافع خود توجیه می کند) و درنتیجه همین مصلحت علیه هرنوع اصلاح بکار گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;انتظار مردم از رهبری پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری پایدار است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;11- آیا می‌توان از پایان یک اسلام‌سیاسی در ایران سخن راند ؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;نه، باید با احتیاط بیشتری سخن گفت، اسلام سیاسی می‌تواند بی‌وقفه در ایران بازتولید شده و یا تغییرشکل دهد. این جنبشی که من آن را "جنبش شفاف‌سازی" می‌نامم می‌تواند یک جهش و تنفس نو به اسلام‌سیاسی بدهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مراجع:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;1- خراسانی، محمدکاظم، حاشیه مکاسب، ترجمه شمس‌الدین، تهران، ارشاد&lt;br /&gt;نایینی، میرزا محمد‌حسین، تنبیه‌الامــه و تنزیه‌المـله، مقدمه سید‌محمود طالقانی، شرکت سهامی انتشار، 1334&lt;br /&gt;2- - نطق تاریخی امام‌خمینی ، تهران بهشت‌زهرا، 12 بهمن 1357&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;** &lt;span style="color:#990000;"&gt;رضا بهشتی‌معز دانش‌اموخته علوم‌سیاسی در تهران، مطالعات‌اسلامی در قم و تهران، مدرس فلسفه سیاسی در دانشگاه تهران، مدیرکل و مشاور سابق وزارت فرهنگ در 1991-92، اقامت در فرانسه 1996، پایه‌گذار و مدیرخانه فرهنگ ج.ا.ا در پاریس 1996-97، دانش آموخته فلسفه در سوربن، عضو انجمن فلسفه فرانسه، مولف کتاب "درآمدی بر مبانی نظری دمکراسی در غرب" با ده‌ها مقاله تالیفی و ترجمه به‌زبان فارسی و یک وبلاگ فلسفی است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-71879500943684110?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/71879500943684110/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=71879500943684110&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/71879500943684110?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/71879500943684110?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/11/blog-post.html" title="اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری در انتخابات ایران" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;DEMNRHszfip7ImA9WxNUEk0.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-6225314456449371565</id><published>2009-10-29T01:34:00.032+01:00</published><updated>2009-11-03T01:01:35.586+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-11-03T01:01:35.586+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دین" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>Réformisme et conservatisme en Iran</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;این عنوان اجمالی گفت‌وگویی است که چندی پیش یک سایت فرانسوی نزدیک به سوسیالیست‌های اروپا بنام "ر-زو" با اینجانب انجام داده و متن آن را ابتدا در&lt;a href="http://www.euro-maghreb.eu/tribune-libre/reformisme-et-conservatisme-analyse-des-enjeux-ideologiques-de-l%e2%80%99election-presidentielle-iranienne-de-juin-2009/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt; سایت "ارومغرب"&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; به خوانندگان عرضه کرده است. متن فرانسه و کامل این گفت‌وگو را که به‌ بررسی مبانی ایدئولوژیک و کلامی مناقشه اخیر انتخاباتی در ایران می‌پردازد تقدیم خوانندگان عزیز می‌کنم، اگر ترجمه‌ای فارسی هم فراهم آمد، افزون خواهد شد:&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;:Réformisme et conservatisme &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;analyse des enjeux idéologiques de&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;l’élection présidentielle iranienne de juin 2009 &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;Interview de Reza Beheshti-Moez&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;Octobre 2009&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:georgia;color:#330000;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;Philosophe et ancien Conseiller du Ministre de la Culture iranien entre 1991 et 1992, Reza Beheshti-Moez répond aux questions de Réso et apporte un éclairage original sur les évènements qui ont suivit l’élection présidentielle de juin 2009 en Iran.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;color:#330000;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;color:#330000;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;***&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;Au-delà de la rivalité née de la fraude supposée pendant l’élection présidentielle, quelles sont les différences idéologiques significatives que l’on peut faire entre Ahmadinejad et les opposants réformateurs comme Moussavi &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;C’est une rivalité qui remonte aux premières années de la révolution. Moussavi et Ahmadinejad ne sont que deux représentants de ce débat historique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;La différence idéologique la plus remarquable entre les deux courants est la question de la légitimité politique qui correspond naturellement à la question de la participation des citoyens dans la vie politique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;On peut reconnaître deux camps différents dans la République Islamique qui divisent la légitimité du pouvoir politique entre deux sources séculière (contractuel) et théologique. Les deux camps ont une version coranique de leurs tendances et d’après leurs exégèses du Coran, ils justifient un islam démocratique ou autoritaire.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;La tendance démocratique (religieuse ou non religieuse) ou séculière base la légitimité de la République sur le vote des citoyens et leur contentement politique dans le cadre d’une société civile. Le camp opposé croit qu’un régime religieux est nourrit d’une source divine et n’a pas besoin d’une légitimité politique soutenue par la nation !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;Cette tendance démocratique n’est-elle pas à terme une menace pour l’existence même de la République Islamique d’Iran? Ne porte-t-elle pas en elle l’exigence d’une sécularisation du régime (d’où la réaction violente des conservateurs)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Non, la base théorique de la République Islamique est controversée et donc ouverte à toute modification possible. L’invention politique polyvalente de l’ayatollah Khomeiny permet aux deux versions, démocratique et autoritaire, de se manifester dans le cadre de ce régime, malgré une ambiguïté permanente et dominante sur cette invention.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Mais normalement la version démocratique d’un Etat moderne ne va pas fonctionner avec la tradition cléricale qui suit dans sa totalité une histoire autoritaire pendant des siècles et qui est malheureusement présentée aujourd’hui comme un obstacle pour ce mouvement populaire et démocratique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;La Jurisprudence islamique (Figh) qui détient une place inclassable grâce au clergé est la reine des sciences dans l’Iran actuel. A mon avis, ce savoir qui domine tous les autres, a une substance séculière importante, puisque l’intervention quotidienne du Figh dans la vie des citoyens rend ce domaine le plus touché et le plus séculier parmi tous les savoirs islamiques.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Par conséquent, la modernisation de ce régime exige l’application d’une double fonction dialectique:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*· La version démocratique du pouvoir politique enracinée en Islam,&lt;br /&gt;*· Le surgissement d’une nouvelle classe cléricale dotée d’une bonne connaissance d’espace-temps pour réaliser cette version.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Ces deux éléments principaux ont leur propre racine historique : il faut revivifier la « Raison » pour acquérir la première, ancrée dans la tradition Mutazilite (Cf. Histoire de la pensée islamique), et pour la deuxième, il faut avoir encore la patience pour que l’indépendance économique de cette nouvelle classe cléricale produise son fruit démocratique ; mais on est loin de cette fructification !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;La violence actuelle de la version dominante cible et contrôle le mouvement démocratique et peut engendrer une menace potentielle au cœur de ce dernier.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Mais, le nouveau clergé qui est, sans le savoir, en voie d’une sécularisation historique (par une stabilité politique et une indépendance économique), aimerait l’en empêcher.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Le pouvoir politique de la R.I.I est en fait un pouvoir séculier dans son essence puisque le principe de « l’Ijtihad ouvert » permet aux dirigeants religieux d’atteindre leurs buts par tous les moyens possibles.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Je crois que le mouvement vert d’aujourd’hui nous montre par la transparence qu’il a produite, qu’il y a une grande distance entre la sécularisation du pouvoir politique encerclé dans une hiérarchie cléricale et celle de l’espace public !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;Comment expliquer la réaction violente des autorités iraniennes face aux manifestations qui ont suivi le résultat de cette élection&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;Dans la version autoritaire de l’islam politique, le pouvoir est l’axe d’un système ontologique. Dans ce cas, tout est justifié à condition qu’il soit interprété par une classe religieuse distinguée. Quand le maintien d’un pouvoir théologico-politique reste en dehors de toutes conditions civiles, tous les moyens sont justifiés pour arriver à ce but.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;D’autre part, je crois que les évènements postélectoraux sont le résultat de la montée sans précédente d’une nouvelle classe cléricale. Cette nouvelle classe présente un double signe:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*· L’éloignement progressif vis-à-vis des supports économiques traditionnels des croyants après avoir obtenu suffisamment de sources gouvernementales.&lt;br /&gt;*· Une stabilité fragile dans le cadre d’un pouvoir politique autoritaire.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;C’est pour cela que la réaction violente que vous avez mentionnée dans votre question profite bien de leur silence, sauf quelques exceptions.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;Les pratiques violentes de cette nouvelle classe cléricale ne risquent-elles pas de creuser un peu plus l’écart entre la société et le clergé&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;Effectivement ! Le plus grand perdant de cette situation est le clergé en général et sa classe politique en particulier. Le rapport entre le clergé et la société iranienne a été historiquement un rapport paternel, comme l’a toujours prétendu la classe cléricale, et donc n’exige pas un profil sécuritaire basé sur la force nue qu’on voit aujourd’hui.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Pour chercher le début de cet écart, il faut remonter dans le temps. En fait, son début est le moment où le clergé a maintenu le pouvoir politique et l’a, de ce fait, creusé progressivement.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;D’un autre point de vue et à partir de cette date, l’autorité traditionnelle du clergé tombe dans un sens que Paul Ricœur qualifie de « paradoxes de l’autorité ».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;A noter qu’une grande partie dépolitisée et mécontente du clergé reste toujours à l’écart et essaie de reconstruire le rapport paternel historique avec la société via des critiques du pouvoir ou par un mécontentement silencieux, pour lutter contre toutes les menaces potentielles déstabilisant l’autorité traditionnelle cléricale.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;5- Quelles sont les marges de manœuvre des réformateurs face à cette situation? &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;C’est une question difficile ! Les réformateurs iraniens sont dans une situation historique très délicate : d’une part, le réformisme politique en Iran qui se nourrit d’un réformisme religieux bénéficie d’un grand support d’une majorité populaire, éduquée, issue d’une classe moyenne qui a surgi ces dernières années, avec une nouvelle tendance vers une société civile décentralisée. D’autre part, les sabotages par les autoritaires sont plus coûteux et plus durs que jamais.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;A mon avis, les Réformateurs doivent d’abord approfondir leurs bases théoriques pour arriver à une vision claire de ce long parcours; faire ensuite des compromis avec le côté réformiste de la classe cléricale qui joue toujours son rôle incontournable.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;De plus, avoir un fondement économique solide pour former une classe moyenne résistante à long terme est essentiel.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;Selon vous est-ce le signe d’une crise structurelle du régime théocratique iranien &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;Sans doute cette élection représente l’une des phases les plus importantes dans l’histoire contemporaine de l’Iran.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Le débat actuel peut influencer la structure de la République Islamique autant sur le fond que sur la forme et ne s’arrêtera pas à ce stade tant que les électeurs mécontents peuvent utiliser les bons moyens pour arriver pacifiquement à leurs fins.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Les dirigeants de la R.I.I sont dans un dilemme historico-théorique. Ils doivent choisir entre une stratégie qui garantie la durée de vie de l’Etat Islamique par le pouvoir du vote des citoyens ou essayer de construire un Etat théocratique totalitaire absolu qui s’enrichit d’une interprétation politico-théologique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Ce dernier ne croit ni en un contrat civil entre un pouvoir politique et la société ni à une légitimité moderne du pouvoir politique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;Dans quelle mesure ce régime est-il capable de se réformer pour répondre aux attentes des manifestants &lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;La classe cléricale chiite en général (plutôt du coté politique) est le Maître Souverain de cette révolution. L’histoire de cette classe dominante en Iran nous montre que la fiabilité et la flexibilité des clergés dans les crises sociales est plus grande qu’on ne le croit.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Dans les pires moments historiques, la classe cléricale a su dévoiler des atouts inimaginables grâce à leur pouvoir herméneutique du Coran, à leur compréhension des textes sacrés nommée « L’Ijtihad ouvert » et grâce au soutien garanti des croyants.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;La modernisation d’une interprétation classique est toujours possible puisque la porte de « l’Ijtihad est toujours ouverte », comme on le dit.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Il ne faut pas oublier que la classe cléricale chiite a toujours bénéficié d’une légitimité populaire historique (contre une société cléricale sunnite qui se penche normalement vers le roi souverain), et cette légitimité susceptible d’être en crise aujourd’hui ne lui permet pas d’avoir le même pouvoir de manœuvre dont ont disposé les grands personnages de l’époque. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;Pour continuer sur l’Ijtihad, quelles seraient aujourd’hui les interprétations les plus prometteuses pour moderniser l’Islam et le rendre compatible avec une démocratisation de la société iranienne&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;Supposons que le pouvoir politique et sa légitimité en Iran, nécessite toujours cette classe cléricale, dans ce cas, pour avoir une version plus démocratique et moderne, on peut remonter à deux traditions ancienne et récente: la première a un profil plutôt théologique et le second, politico-historique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Dans la première tradition, la plus ancienne, c’est l’intervention de la « Raison » qui joue plutôt le rôle principal que celle du texte (Coran et Hadith). Dans l’école Mutazilite, et dans la tradition plus récente, on peut se référer à la période de la révolution constitutionnelle en Iran (1906) pour avoir un commentaire temporel de la religion qui correspond aux exigences de la révolution.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Parmi les théoriciens de cette expérience politique majeure, nous pouvons citer de grands clergés tels que Akhund-e- Khorasani et Mirza Hossein Naeini en tête de cette révolution.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Selon eux, la domination politique cléricale (le Faghih Souverain) est plus limitée et dépend du contrat social, du contentement des citoyens et du thème des formes de l’Etat consultatif pour empêcher la tyrannie. (1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;Lors de ces manifestations il est apparu que les manifestants étaient de plus en plus hostiles au Guide Ali Khamenei. Quelles vont être les conséquences de cette méfiance sur le clergé Chiite &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Les manifestants demandent la justice qui est le point cardinal des qualités d’un Imam dans la jurisprudence islamique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;D’un point de vue religieux, on peut exprimer la volonté des électeurs iraniens dans l’application de la loi islamique sur la première personne (le Faghih Souverain) d’une société islamique qui symbolise le point culminant de ses valeurs et qui détient le destin de cette société.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Cette demande légitime est un droit dédié au peuple et les textes religieux ainsi que la constitution actuelle de la République Islamique les autorisent, sans mentionner que l’Ayatollah Khomeiny, fondateur de cette République, a reconnu le droit à chaque génération, de pouvoir choisir son propre souverain de l’époque dans le premier discours en Iran après la révolution. (2)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;Le système politique fondé sur le velâyat-e faqih est une conception très minoritaire dans la pensée politique shi’ite. Est-il alors concevable, si la majorité de la population ne se reconnaît plus dans l’action du Guide, d’envisager une R.I.I sans Guide&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;Bien sûr que le système politique du Velâyat-e Faqih est minoritaire dans les doctrines contemporaines de l’Islam politique, mais ce système minoritaire est actuellement, d’une part, en marche et d’autre part, sans adversaire puissant.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Mais ce système actuel peut fonctionner plus efficacement quand même si la question de la surveillance est bien établie selon la Constitution, ce que les dirigeants du mouvement vert d’aujourd’hui cherchent à assurer par rapport au rôle de la Charia et aux règles religieuses qui limitent le pouvoir personnel au sein d’une société islamique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;En fait, ce débat conceptuel tourne autour du concept polyvalent de « Vali » et « Velâya » (la base de Velâyat-e- Faqih) et de sa définition de la plus précise à la plus large.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Si ce système politique insiste sur la notion maximale de « Vali » (le Faghih Souverain), le rôle du Guide sera automatiquement affaibli sur le long terme.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;La résistance injustifiée de l’Etat face aux électeurs a fait dépasser leurs critiques de base et arrive aujourd’hui aux questions plus profondes qui d’ores et déjà fragilisent la stabilité du pouvoir.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Le problème actuel de ce système, soulevé par les iraniens est l’absence de surveillance efficace, laquelle, par conséquent; cause les mêmes difficultés politiques dans chaque état autoritaire.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;L’invention politique de l’Ayatollah Khomeiny ne préconise pas la voie de sortie d’une crise politique engendrée autour du Guide. En d’autre terme, des solutions peu efficaces ou hors de portées des citoyens déjà qualifiés par le Guide fondateur comme « Maîtres de la Révolution », existent.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;L’un des plus grands intérêts de ce mouvement est que la participation des citoyens dans leur vie politique montre aujourd’hui que la substance du pouvoir politique est identique dans tous les Etats et que la souveraineté sans surveillance du peuple peut causer le même problème dans chaque système politique, clérical ou laïque.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Le problème de nos jours est de trouver une sortie au cercle vicieux d’un système politique détenu par la souveraineté religieuse qui possède en même temps la surveillance. Par conséquent, la Raison d’État (La raison d’État est la notion par laquelle un État justifie ses actions lorsqu’il poursuit son intérêt), maintenue par le Souverain non surveillé ou loin d’un caractère consultatif est utilisée contre chaque réforme.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Le peuple exige du Guide d’être impliquée et de se sentir constamment concerné.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;? Peut-on parler de la fin de l’islam politique en Iran&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Non, il faut être plus prudent que ça, sachant que l’Islam politique se transforme constamment en Iran. Ce mouvement que je qualifie de « Mouvement d’Elucidation » donne un nouvel élan et une nouvelle respiration à l’Islam politique.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;Références bibliographiques&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· Khorasani, Mohammad Kazim, Hashie Makaseb, trad. Shamsoddin, Teheran, Ershad, 1406 Hq.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· Naiini, Mirza Mohammed Hosein, Tanbih-ol omma va tanzih-ol mella. Introduction: Seyyed Mahmoud Taleqani, Téhéran, Cherkat-e Sahami Entechar. 1334 Hs.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· Discours historique de l’Imam Khomeiny- Teheran- Behecht-e-Zahra, 01 Février 1979&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-6225314456449371565?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/6225314456449371565/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=6225314456449371565&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6225314456449371565?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6225314456449371565?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/10/blog-post.html" title="Réformisme et conservatisme en Iran" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;AkIERHY7fSp7ImA9WxNQEkg.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-3632912318065480266</id><published>2009-09-18T09:03:00.006+02:00</published><updated>2009-09-18T09:21:45.805+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-09-18T09:21:45.805+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دین" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SrMxkcuRHFI/AAAAAAAAAzI/pPZa0gVVk5M/s1600-h/Akhlaghe+zamane.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 93px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SrMxkcuRHFI/AAAAAAAAAzI/pPZa0gVVk5M/s200/Akhlaghe+zamane.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382700481893178450" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;p class="MsoNormal"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"   style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;mso-ascii-font-family:Calibri;mso-ascii-theme-font: minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-mso-bidi-theme-font:minor-bidi;mso-bidi-language: FAfont-family:Arial;font-size:22.0pt;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;آنچه این روزها در سرزمین ما می‌گذرد محصول غم‌بارجامعه‌ای دوسرعتی است. سرعت هدایت‌گران با سرعت تحولات اجتماعی و توده مردم هم‌خوان نیست، از این رو اختلاف این سرعت روبه فزونی که در گذشته هم بی‌پیشینه نبود امروز به بحرانی سیاسی-اجتماعی بدل شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;روایتی که زینت این نوشتار است بر همین معنی دلالت دارد. روایتی علوی که فرمود فرزندانتان را به شیوه اخلاق خود بار نیاورید که آنها محصول زمانه‌ای دیگرند، به آباء روحانی و متولیان جامعه ما توصیه می‌کند سرعت حرکت خود را با تحولات زمانه و نسل آن، درست تنظیم کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;انقلاب ما تا امروز با مدیریتی روحانی اداره شده و آثار این مدیریت امروز در اداره کشور ما شفاف و محسوس است. مدیریتی که بر دو برداشت تاریخی استوار بود: یکم آنکه به استناد فرمایش رسول (ص) که خود و علی (ع) را در حکم پدران امت می‌شمرد (انا و علی ابواه هذه الامه) نسبت به مردم داعیه‌ای پدرانه داشت، و دوم آنکه با تفسیری کهنه درپایان قرن بیستم، مردم را به‌عنوان رعیت، رمه‌ای می‌دانست که نیازمند شبانی طبقه‌ای ممتازه است و در ان نه نسبت ابُـوّت و بُنـوّت (پدر و فرزندی) که نسبت تکلیف و تقلید برقرار بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;هریک از این دو برداشت را که بگیریم با اختلاف سرعت می‌توانست به ورطه بحران امروز درافتد. دوبرداشت آن تقسیم کلی با کج سلیقه‌گی به‌اختلاف سرعت مبتلا شد و به‌ورطه بحران جاری درغلطید، هرچند که برخی براین باورند که روحانیت نقش ابوت (پدری) را پس از تصرف قدرت سیاسی یک‌سر فرونهاد و با تکیه بر قدرت و ثروت تازه، ترجیح داد به‌عنوان شبان به‌تمشیت کار رعیت‌مکلـّف بپردازد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;به باور من این پدیده دوسرعتی محصول برداشت دیگری هم هست که بر آن اساس می‌توان روحانیت ما را به دو گروه با نگاهی قیاسی و استقرایی تقسیم کرد. آن دسته که به ویژه در احکام اجتماعی-سیاسی نگاه قیاسی دارد، همان بخش اعظم و غالب روحانیت است که با منشی راست‌کیشانه و حق‌بجانب در صدد تصرف هر پدیده تازه‌ای است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;تحول قسری زمان پدیده‌های نو می‌افریند و پدیده‌های نو خود را بر آدم و عالم تحمیل می‌کنند. از این رو شرط‌ خرد ان است که با بهره‌گیری از خرد، عرف و اجماع، نگاهی کارشناسانه بدان‌ها کرد و به مدد نص و نقل دست به گزینش و تعیین جایگاه در آن‌ها زد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;روحانیت قیاسی ما اما بی‌انکه زحمت کارشناسی موضوع و مصداق، حرمت عرف و رجوع به خرد‌عام به خود دهد از پیش و با نام شریعت حکم الزام‌آورصادر می‌کند و ناگزیر همه را به‌زحمت می‌اندازد تا با حکم صادره تطبیق شود. نمونه‌های فراوان آن را در دویست سال گذشته و در موارد آب لوله‌کشی، قند، دوربین، بلندگو، رادیو، تلویزیون، خودرو، مدرسه، دانشگاه، غرب، زبان‌خارجی، تمدن و ... می‌توان مشاهده کرد (هنوز صدای محمدتقی فلسفی تجددخواه در گوش من است که می‌گفت پیش‌از‌من شیخی بر منبر رفت، پیش او بلندگو گذاشتند و او بانگ براورد که این بوق شیطان را بردارید و من که نشستم گفتم آن بوق شیطان را بیاورید !)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اصحاب منطق قیاسی بی انکه تسلیم جستجویی خردمحور و زمان‌مند شوند، حکم به اصلاح و یا نابودی "نو" می‌دهند تا نگاه منقول، اقتداری و شریعت مدار آنان آرامش یابد و از این رهگذر دین خدا حفظ شده باشد !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;در این منطق مهم نیست که بر سر پدیده‌های نو چه می‌رود، یا حتی عوارض نابودی آن "امور واقع" بر سر همین روحانیت چه می‌اورد، آنچه مهم است عمل به تکلیف آنی و تشخیص فردی برای حفظ شریعت غراء است که از آسان‌ترین راه بدست می‌اید.  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;در منطق استقرایی که دسته‌ای اندک از روحانیت ما بدان مباهی است، تلاش برای فهم و سپس مصالحه با امر "نو" آغاز می‌شود و در یک چالش و چرخش پرزحمت و اجتهاد خردمحور تلاش می‌شود تا هم شریعت آسیب نبیند، هم با روح زمانه مخالفت نشود و هم مردم به‌زحمت نیفتند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;رویدادهای اخیر ایران برامدن نقطه جدال این دو نگاه و تلاقی دوسرعت بود، نسلی به میدان امده که روی به‌تقلید ندارد، جوان، پرنشاط و تحصیل‌کرده است، کمابیش با جهان و زبان‌خارج آشناست، بی‌انکه سر ستیز با دین داشته باشد نگاه اقتدارمنشانه دینی را هم برنمی‌تابد و اراده کرده تا مسالمت‌جویانه در قلمرو ملی خود اعمال حاکمیت دمکراتیک کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;روحانیت سیاسی ما به استناد فرمایش مولا در صدر این مطلب می‌باید خود را ازپیش برای الزامات نسل نو آماده می‌کرد، زبان او را در می‌یافت و با دغدغه‌های او همراه می‌شد تا بتواند در نگرشی استقرایی و کاوش‌گرانه چندوچون موقعیت جدید را کشف و بی‌انکه با ان خصمانه بستیزد، حتی برای مصلحت خود دست به‌مصالحه زند، اما در بی تدبیری محض خلاف این اتفاق افتاد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;با این حساب، جدال امروز دوسر دارد، جدالی که یک‌سر آن در مهار سنت‌گرایان و سردیگر آن در دست نواندیشان است و دست کم با دغدغه قانون‌طلبی و عدالت‌محوری سابقه‌ای یک‌صد ساله در کشور ما دارد. سنت‌گرایانی که بطور معمول در ایران ما، توسط شاکله غالب روحانیت نمایندگی می‌شده در برابر نوگرایانی که شاید نماینده آنان را بتوان روشنفکران و نواندیشان روحانی دانست، صف‌آرایی کرده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اینکه آوردم "شاکله غالب روحانیت" بدان معناست که پیکره این جمعیت مهم و سرنوشت‌ساز به‌اندازه‌ای مرکب و پیچیده است که نمی‌توان کلیت آن را درعنوانی واحد پیچید. در مجموعه بزرگ و کهن‌سال روحانیت می‌توان از نواندیش‌ترین تا خشک‌ترین تفکرات و گرایش‌ها را سراغ کرد ولی به‌شهادت تاریخ هیئت غالب آن نواندیش نیست و نواندیشی اتهامی است که بزرگان قوم اغلب از زیر بار گران آن بیرون جسته‌اند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;با وجود آن‌که بخش نواندیش روحانیت هم جزیی از این مجموعه بزرگ است به هیچ‌روی نمی‌توان تکلیف آنان را با بخش سنتی آن یکی دانست و حتی بزرگان روحانیت هم با وجود دفاع صنفی سخت از تمامیت این مجموعه در بزنگاه‌های تاریخی، آن بخش را با خویش یکی ندانسته و در عمل با کلام و مرام از نقطه مرکزی این صنف (که راست‌کیشانه نقطه کانونی صلاح و فلاح تلقی می‌شود)، دور می‌دانند، چنان‌که امروز می‌بینیم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;از همین‌روی هم شاکله روحانیت  امروز(سیاسی و غیر‌سیاسی آن) سید‌محمد طباطبایی، بهبهانی و فیروزابادی و ... را در کنار چهره‌های نمادین این طبقه در یک صدسال اخیر نمی‌گذارد و درعینک غالب و قالب، میرزای نائینی قانون طلب با سید‌محمد کاظم یزدی مشروطه ستیز برابر نمی‌شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;   بخش نواندیش روحانیت را می‌توان در طلاب جوان نوجوی  آزاده و نیز نخبگان دور از مواهب صنفی این مجموعه خلاصه کرد ولی این اقلیت مهم و تاثیرگذار یا چندان به‌جد گرفته نمی شوند و یا تلاش سازنده و نوجوی آنها به‌سود اقتدار نقطه کانونی روحانیت تصرف می‌شود تا بتوان از ان باز ماهیتی صنفی و اقتداری ساخت. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;این عارضه ویِژه ما نیست و در غرب مسیحی و سنت یهودی هم ریشه‌ای دراز دارد، ما نیز قرائت بومی خود را از این جدال نو- کهنه داریم، جدالی که نمی‌تواند با همه تمایزها، جدای از میراث عمومی جهان در این حوزه، مورد مداقه و تامل قرار گیرد و بنابراین هرگونه رویارویی با قرائت‌های تطبیقی در این عرصه کژاندیشانه و بیهوده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;  بخشی از روحانیت که نماینده جریان سنتی است و مدافع ایستایی یا کندی "روندهای اجتماعی" است، نه از ان‌روی که به این دلبرنو بی‌اعتناست بل از ان‌روی که چون مایل نیست بدهکار سرعت و چالاکی زمان شود و از سویی به سبب "احتیاطات" و برخی موانع صنفی نمی‌تواند تنظیم سرعت‌مناسب کند پس عافیت‌طلبانه جلوی جریان را سد می‌کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;این بخش از روحانیت گاه در طول تاریخ به ترمز جهش‌های حیاتی ملت بدل شده حال انکه می‌توانست با همراهی، نواندیشی، تفاهم و مسالمت و با بهره‌گیری از تاثیرات بخش نواندیش خود، از اندیشه قیمومت و نگاه متمایز طبقاتی فاصله بگیرد و دردمندانه در کنار همه آحاد اجتماع به نیروی سازنده‌ای بدل شده و فریاد ملت یا جریان پویای تاریخ باشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;همچنانکه بخش نواندیش روحانیت بارها موتور محرک جنبش‌های اجتماعی بوده و آثار آن در تحولات جامعه ما قابل شناسایی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;با این‌همه جز تذکره‌هایی سراسر تمجید، هیچ نقد تاریخی منصفانه و بیطرفانه جامعی از سود و زیان تاریخی روحانیت در دست نیست واز آن‌جا که این طبقه خود یک‌سویه به داوری کارنامه تاریخی همه اصناف اجتماع ایرانی می‌نشیند، طبیعی است دست‌کم از نقدهای علمی بی‌طرف نسبت به‌خود استقبال و با آن مدارا کند، به‌ویژه زمانی چون امروز که سرنوشت مردم و کشور (و حتی جهان) با رفتار این بخش از روحانیت ناگزیر گرهی عمیق خورده است و در حقیقت سرنوشت ملت و کشور به‌نوعی گروگان یک طبقه است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;       طبیعی است که هر مجموعه‌ بتواند گرایش‌ها و آمال فکری خود را داشته باشد ولی ناگزیر بسته به‌میزان اثرگذاری بر جامعه پیرامونی، با نگاه‌های انتقادی و قرائت‌های مخالف درگیر خواهد شد. روحانیت شاید اثرگذارترین بخش جامعه ماست و بدلیل میل ذاتی به تاثیرگذاری عمیق همه‌سویه این طبقه بر جامعه ایرانی و معادلات بین‌المللی، ناگزیر خود را در مظان و معرض دید، نقد و داوری عموم قرار داده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;انتخابات تازه درگذشته با همه تفاسیری که از ان می‌شود به روایتی تبلور تقابل جدید ملت و آن بخش از روحانیت است که تصمیم به حل این مناقشه تاریخی نو- کهنه ندارد و همچون پدری اقتدار‌طلب بر سر روش‌های کهنه و تفسیر‌مقلوب خویش از "امرواقع" اصرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="line-height: 115%; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;پدری که گویی نصیحت تاریخی بزرگان شریعت را هم فراموش کرده که فرمودند فرزندان خود را مجبور نکنید چون شما بیندیشند، آنان متعلق به زمانه‌ای دیگرند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"   style="line-height: 115%;font-family:&amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;mso-ascii-font-family:Calibri;mso-ascii-theme-font: minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-mso-bidi-theme-font:minor-bidi;mso-bidi-language: FAfont-family:Arial;font-size:22.0pt;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-3632912318065480266?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/3632912318065480266/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=3632912318065480266&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3632912318065480266?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3632912318065480266?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/09/blog-post.html" title="بحران اُبـوّت و اختلاف سرعت" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SrMxkcuRHFI/AAAAAAAAAzI/pPZa0gVVk5M/s72-c/Akhlaghe+zamane.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;DEYDSXs-fip7ImA9WxNTFUw.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-4446194271504384830</id><published>2009-08-17T10:36:00.017+02:00</published><updated>2009-08-17T15:36:18.556+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-08-17T15:36:18.556+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تک مضراب" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><title>تفکیک یا تحبیب قوا !؟</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SolcxSelfzI/AAAAAAAAAyI/Tp7xGjpK7Q0/s1600-h/TAHBIB.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 200px; height: 131px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SolcxSelfzI/AAAAAAAAAyI/Tp7xGjpK7Q0/s200/TAHBIB.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5370926032459497266" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این‌روزها آن‌قدر مسئله و انتقاد به‌رهبران کشور زیاد است که جایی برای ارتکاب اشتباهی دیگر نماند، با این‌همه دلم نیامد از کنار این موضوع مهم بگذرم که انتصاب اقای صادق لاریجانی به‌ریاست قوه قضاییه در زمانی که برادر ایشان بر کرسی ریاست قوه‌ای دیگر نشسته است از بدعت‌های حقوق اساسی و ناقض اصل تفکیک قواست است که اهل فن باید به‌شرح و بسط آن همت گمارند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گزینش آیه‌الله صادق لاریجانی که چهره‌ای جوان و بی‌سابقه در دستگاه قضایی است می‌تواند حواشی فراوانی داشته باشد و برکات زیادی در این خرابه قضایی (به تعبیر روسای پیشین آن) ایجاد کند، با این نگرانی که سوار شدن این مجتهد جوان بر پیکره دستگاهی عظیم که انبوهی از نیروهای کهنه‌کار ارکان ان را بدست دارند و پیشینه‌ قضایی سی‌ساله با همه فراز و نشیب ان را یدک می‌کشند، با مشکل روبرو شود و ناگزیر پس از چندی نه به اصلاح نظام قضایی که به تمکین ایشان از مجموعه حاضر بیانجامد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با این‌همه، آنچه اسباب نگارش این یادداشت شد یاداوری نکته‌ای بود که با شنیدن خبر این انتصاب به ذهن‌ام امد و آن دوری از اصل زرین "تفکیک قوا" در این انتصاب با توجه به حضور برادر ایشان در ریاست قوه مقننه بود. این نوع از انتصابات که اگر بلافاصله چالش انگیز نباشد می‌تواند بدعت حقوقی ایجاد کند پیش‌تر در زمان انتصاب مجدد ریاست بنیاد مستضعفان در اوایل دهه هفتاد شمسی نیز روی داده بود زمانی که برادر رییس اسبق بنیاد در کوران محاکمات جنجالی ناشی از اختلاس مالی بسر می‌برد. در ان ماجرا برادر متهم که خود نیز گیر محکمه بود و در زمانی که همه افکار عمومی متوجه رسیدگی عادلانه و بی‌طرفانه به بزرگترین اختلاس مالی کشور بود در بدترین زمان ممکن از عالی‌ترین مقام کشور حکم ریاست گرفت ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;و اما نکته مورد اشاره این است که دومینیک دوویلپن نخست وزیر سابق فرانسه در سال 2002 از سوی شیراک به سمت وزارت امور‌خارجه برگزیده شد. دوویلپن از خانواده‌ای سرشناس است و پدر او به عنوان سناتوری متنفذ ریاست کمیته روابط خارجی مجلس سنا را برعهده داشت. انتصاب دوویلپن پسر به عنوان وزیر امور‌خارجه می‌باید او را در ارتباط مستقیم با کمیته روابط خارجی سنای فرانسه قرار می‌داد و به‌عبارتی او را در برابر پدر خویش مسئول و پاسخ‌گو می‌کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دوویلپن پدر با شنیدن خبر انتصاب پسرش احساس کرد که نمی‌تواند آن‌چنان که قانون و افکار‌عمومی از او توقع دارد از دستگاه دیپلماسی به‌ریاست پسرش حساب‌کشی کند و ممکن است شایبه این رابطه نزدیک خونی بجای رعایت اصل تفکیک قوا اسباب تحبیب آن و سوء‌استفاده احتمالی را فراهم اورد، از همین‌روی و با استناد به همین مانع اخلاقی و قانونی استعفا داد تا دستگاههای نظارتی بتوانند آزادانه پسرش را به تیغ نقد و نظارت بسپارند ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز در ایران مشابه این ماجرا اتفاق افتاده است و دو قوه از سه قوه کشور در کف دو برادری است که اگر هرچه هم بر سر قانون‌مداری پافشاری کنند در موضع تهمت نشسته‌اند، آن هم در کشوری که قدرت نهادهای نظارتی ضعیف و بنا به مصالح راقیه، مردم درعمل از هرگونه نقد و دست اندازی به حوزه قدرت منع می‌شوند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با این همه، این انتصاب آزمونی برای هر دو برادر است و می‌تواند اسباب سربلندی انان را فراهم اورد، به‌ویژه که آقای علی لاریجانی می‌تواند از فرصت سود جسته و سنت مرده دفاع از حق "مصونیت نمایندگی" نمایندگان مجلس را در برابر دست اندازی‌های دستگاه قضا، احیا کند تا همین چند نماینده‌ای که بر سر میثاق خود با مردم ایستاده‌اند بتوانند در دفاع از حقوق موکلین آزادانه به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل کنند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سزاوار است که این مقایسه نمونه در دو نظام سکولار فرانسه و نظام دینی ایران با جمله آفتاب و مولای همیشه جاوید عدالت علی علیه‌السلام پایان پذیرد که به فرزندان نسبی و معنوی خود وصیت فرمود که "الله الله فی القران، لایسبقـنکم بالعمل به غیرکم" .... مبادا دیگران در عمل به قرآن از شما پیشی بگیرند !&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/08/090816_judiciary_profile.shtml"&gt;کارنامه ده ساله شاهرودی در قوه قضائیه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a style="color: rgb(255, 0, 0);" href="http://khabaronline.ir/news-14888.aspx"&gt;نسبت به احدی گذشت نخواهم کرد و خاطیان را به دستگاه عدالت خواهم سپرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;ماه‌ها پیش تاملاتی نظری در باب گناه و کیفر نوشته‌ام که به مناسبت انتصاب صادق لاریجانی انتشار خواهم داد، با این امید که رییس جدید که خود از روحانیان اهل اندیشه بشمار می‌رود در تنقیح مقال و بسط مجال همتی ورزد. مطلب شفافی و مستوری در سیاست را نیز در فرصتی دیگر پی خواهم گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-4446194271504384830?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/4446194271504384830/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=4446194271504384830&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/4446194271504384830?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/4446194271504384830?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/08/blog-post.html" title="تفکیک یا تحبیب قوا !؟" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SolcxSelfzI/AAAAAAAAAyI/Tp7xGjpK7Q0/s72-c/TAHBIB.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;CkEMSHY4cSp7ImA9WxJUFU4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-1238445969047309709</id><published>2009-07-14T02:11:00.005+02:00</published><updated>2009-07-14T02:18:09.839+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-07-14T02:18:09.839+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="مقالات" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم</title><content type="html">&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;امر‌درونی و پنهان در درون خود تعارضی مبنایی را حمل می‌کند، تعارضی‌که به طبیعت شرایط انسانی وابسته است، در رویارویی با هجوم امر بیرونی آشکار می‌شود، برای پیش‌گیری از خطر بیرون، مدام نگران محافظت از‌خویش است و این همان تقابل خصوصی – عمومی در بحث ماست. چیزی که درونی است باید در حصار حوزه خصوصی محافظت شود و تا انجا که به کنش انسانی نیانجامیده محفوظ می‌ماند ولی آنجا که در حوزه روابط انسانی کنش برانگیخت اثار و عوارضی دارد که بنا به طبیعت از پیله خویش خارج و به‌حوزه عمومی وارد می‌شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;مرزهای این‌دو حوزه البته بنا‌به طبیعت و نسبت اجتماعی‌شدن (سوسیالیزه) امر‌خصوصی، می‌تواند ابهام داشته و ناشفاف باقی بماند و شرایط زمانی حاکم بر‌این دو عرصه می‌تواند نسبت این شفافیت را روشن کند. سطوح این شفافیت در سه حوزه اقتصادی (تجارت و بازار)، رسانه و تبلیغات و سیاست متفاوت است و عصر پست مدرن غربی با دریدن حجاب‌های حوزه خصوصی  پرتو بیشتری به‌این سه حوزه تابانده تا جایی‌که شفافیت ناشی‌ ازآن به پدیده "دیده‌بارگی" (معادل آشوری برای ووایوریسم) انجامیده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;مفهوم "دیده‌بارگی" یا تمایل به آشکاری و نمایش، با مفهوم "حیا" که اختصاص به حوزه خصوصی داشته و مفهومی بسیار پیچیده است مرتبط است. "حیا" در هریک از حوزه‌های جغرافیایی هم‌چون فرانسه، ژاپن، دنیای‌اسلام و دنیای‌عرب عرض‌عریضی را می‌پوشاند و با مفهوم "رابطه با دیگری" معنا می‌شود. آنچه از "رابطه" در دنیای ژاپنی استنباط می‌شود با آنچه در دنیای غرب وجود دارد متفاوت است و آنچه ذیل این مفهوم در دنیای اسلام قابل فهم است آن‌چیزی نیست که در جهان فرانسوی یا انگلیسی مرسوم است. مفهوم ظریف "حیا" در فرهنگ ژاپنی یا اسلامی فاعل کنش‌گر شناسا را حتی در حوزه سیاسی و مسئولیت‌های عمومی، آن اندازه به‌پیش نمی‌راند که فاعل غربی را به‌پیش رانده است. با این‌همه دراین حوزه‌های جغرافیایی و رفتاری نمی توان ازاین مفهوم همان کارکرد سنتی را انتظار داشت که پیش‌از این در یک "نظام اندرونی" معنا می‌شد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;در امر انتخابات که حوزه رفتاری عمومی و سیاسی است، شهروند با عبور از مرزهای سنتی حیا و در تمایلی به آشکارگی، به وکیل خود (نماینده مجلس یا رییس‌جمهور) فرصت و نیابت تصمیم‌گیری می‌دهد و او را در عرصه‌ای همگانی به‌پیش می‌اندازد تا خواستی خصوصی را به اراده‌ای عمومی و آشکار بدل سازد. اراده آشکارسازی در این مرحله قادر به خصوصی سازی و پنهان بافی نیست و حتی در فرهنگ هندی هم که ذهنیت امرخصوصی در فضای مقدسی مانده است انتشار تصاویر به‌کمک رسانه‌های عمومی و رفتار سیاسی که نیاز به آشکارگی دارد، قداست این حوزه خصوصی را شکانده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;در دنیای رسانه و سیاست امروز که دنیای انفجار تصاویر است نمی‌توان هم به‌قاعده آن تن درداد و هم بر اساس مفهوم سنتی "حیا" مخالف آشکارگی بود. دراین دوحوزه  حساسیت دوچندان است، "بی‌حیایی" به‌مفهوم سنتی یا خرق حوزه خصوصی در همین جاست که با مفهوم مدرن "آزادی بیان" درگیر می‌شود. به‌اعتقاد جرج برنانو (1888-1948) ما چیزی از تمدن امروز درنیافته ایم، اگر درنیابیم که این تمدن توطئه‌ای علیه همه اشکال زندگی خصوصی است. جهان نیچه‌ای امروز، جهان بیرونی است، جهانی که هویت انسان‌ها باحضور در عرصه بیرونی معنا می‌شود و همه اطوار، احساس و اعتقاد و کلام انها در معرض دیدگان دیگران است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;در این جهان هرتلاشی برای پنهان ماندن جامعه و سیاست موجود در آن، تلاشی برای انزوا تفسیر می‌شود، تلاش برای ارایه تصویری خفته از جامعه، تلاش برای پس‌راندن همه جنبشی است که انسان عصرامروز از خود بروز داده وخود را در معرض داوری و نگاه دیگران قرار می‌دهد. سیاستی که به‌حوزه اندرونی قایل است و همه بیرون را علیه خویش و توطئه برخویش می‌بیند، برای گسستی ناممکن تلاش می‌کند، گسستی که براساس منطق دوگانه بیرون و اندرون، شهروندان خود را به‌مثابه "عورات حرم" می‌بیند و هرگونه نگاه از بیرون به جزیی از این "عورت" را در حکم امرممنوع و حرام تلقی می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;در جهان دیروز، هرحکمی درباره "عورات اندرون" ازسوی حاکم و دولت‌مرد روا بود، نه ازان‌روی که با گسست از جهان بیرون، قضاوت بیرونی نمی‌توانست مانع شود، که احساس مالکیتی نسبت‌به اندرون وجود داشت و اعمال "عقل‌برتر" که عقل اداره‌اندرونی بود آن را روا می‌دانست. سیاست به‌عنوان بیرونی‌ترین حوزه رفتار انسانی در عصرجدید، عرصه تلاشی است تا درونی انسان را به بیرونی ناب تحول دهد و از همین‌روی با بازخوانی رفتار یونانی مشارکت‌عمومی و همه‌پرسی به انسان فرصت می‌دهد تا از مقوله ماکیاولیستی سیاست عبور کند و بی‌انکه چتر توطئه را بر این حوزه اندرونی بگسترد به‌دیگران اجازه داوری آشکار نسبت به رفتار رهبران خویش دهد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;هویت جدید سیاسی یعنی "آشکاری سرنوشت ملی" از این پس با لذتی همراه می‌شود که در جهان‌ دیروز دراندرون جای داشت. جای لذت و درد تغییر کرده است و انسانی که امروز می‌تواند با مشارکت سیاسی، موجودیت و تمنای خود را به‌تماشای همه بگذارد، از دردهای نهانی خود فاصله می‌گیرد و فرصت‌جدید را برای بازیابی شادی‌های عمومی درمتنی همگانی مغتنم می‌شمارد. انسانی که هر چه ازخود فاصله می‌گیرد در دیگران غرق می‌شود و چون دردیگران غرق می‌شود بادیگران یکی می‌شود و نقش رسانه در ایجاد این احساس‌ نو بسیار حیاتی است. احساسی عیان، آشکار سازی بی‌بدیل که سهمی برای اندرون نمی‌گذارد و می‌خواهد همه‌چیز را در پرده تصویر تازه خویش، تقسیم کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دراین آشکارسازی، انسان جدید هویتی تازه می‌یابد، شکننده‌تر، وابسته‌تر و بظاهر ضعیف‌تر می‌شود، انسانی‌که داوری رستم‌گونه ازخویش را در اندرونی دیروز از دست داده بود امروز همه چیزش دربرابر دیدگان دیگران عیان است. در عرصه سیاسی، جامعه آشکار جامعه‌ای شکننده‌تر است، اما این شکنندگی به‌معنای فروپاشی نیست (فروپاشی تصویر سیاست دیروزی و متعلق به اصحاب نظم اندرونی بود) بلکه به‌معنای یافتن توان بازسازی و "خویش ترمیمی" است. هر اندازه این نوع سیاست بیشتر در معرض داوری دیگران قرار گیرد فسادهایش آشکارتر می‌شود و ازاین پس نمی‌تواند با اعمال قدرت یک‌سویه فساد اندرونی را بپوشاند و تصویر رستم‌گونه دیروز خود را بازسازی کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;شکننده‌تر شده است ازاین‌روی که می‌بایست تصویری مقبول‌تر، عمومی‌تر و بیشتر مبتنی بر خرد‌عام ازخود نشان‌دهد، دیگر نمی‌شود درعرصه‌ای عمومی هم‌چون سیاست و انتخابات که اقتضای اشکاری دارد به‌دیگران گفت به‌شما مربوط نیست، در امور داخلی من مداخله نکن، این یک دعوای خانوادگی است، صلوات بفرستید و ...  !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;ذهنیت دیروز به‌عینیتی بدل شده است که به‌گفته "میشل هانری" فیلسوف فرانسوی (1922-2002) محصول گریزاز خویشتن است، گریزی که به‌تعارضی حل‌نشدنی هم می‌انجامد و آن گرفتاربودن در دردهای زندگی و خویشتن خویش است که نمی‌شود از ان کاملا گریخت، همان که در عرصه اجتماعی و سپهر سیاست بحث ما، از ان باید به "هویت ملی" تعبیر کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;ادامه دارد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-1238445969047309709?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/1238445969047309709/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=1238445969047309709&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/1238445969047309709?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/1238445969047309709?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/07/blog-post.html" title="شفافیت و ‌مستوری در سیاست - دوم" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;D08AQXc4eip7ImA9WxJVFUg.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-2116616218895419678</id><published>2009-07-02T19:11:00.006+02:00</published><updated>2009-07-02T19:30:40.932+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-07-02T19:30:40.932+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="مقالات" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم</title><content type="html">&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;پیش‌از‌این به‌خوانندگان گرامی وعده داده بودم تا در‌فرصتی مناسب به‌مقوله "شفافیت" بپردازم و امروز که امر انتخابات دست‌کم در ظاهر به‌فرجام خود رسیده‌است زمان وفای آن‌عهد است. به‌واقعه‌ای که گذشت یا به‌تعبیری رساتر"درگذشت" از مناظر ‌و سطوح مختلف می‌توان نگریست، برخی را بررسیده‌اند و برخی زوایا همچنان نیازمند بازبینی و تامل‌دقیق است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;ما چه‌بخواهیم و چه‌نخواهیم وارد عصری‌دیگر شده‌ایم، انتخابات 22 خرداد تاریخ کشور ما را به دو‌پاره کرد، این‌سوی این تاریخ با ان‌سوی آن در کم و‌کیف متفاوت است. در این‌سوی تاریخ همه‌چیز ما در‌معرض کاوشی دوباره قرار گرفته‌است و بازیگران این‌سوی تاریخ تمامی اصول و فروع آن‌سوی را به‌چالش و داوری گرفته‌اند. هر‌چه‌هم ما با‌تکیه بر پول و زور و رسانه بر طبل خالی قانون بکوبیم چیزی‌از اهمیت این‌داوری کم نمی‌کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;یکی از زمینه‌های مهم این داوری کنکاش در مقوله "شفافیت" است، مقوله‌ای بحث برانگیز که تمامی احوال و آثار این انتخابات در دو‌سه ماه گذشته پیرامون مفهوم آن دور زده است و بازیگران انتخابات از دو اردوی موافق و‌مخالف بر‌سر وجود و عدم آن مناقشه کرده‌اند. من اما در اینجا فراتر از مباحث روزانه به جلوه‌های نظری آن خواهم پرداخت و می‌کوشم تا زاویه‌ای از ان را بازشکافم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;مقوله "شفافیت" را با نقیض‌مستور آن یعنی "رمز و‌راز" آغاز می‌کنیم و این هر‌دو را در پهنه اندیشه‌سیاسی به‌مظان نقد و‌داوری می‌بریم. "امر‌شفاف‌سیاسی" یا "امر‌مستور" را به‌یونان‌باستان باز‌می‌گردانم و در‌جای خود به‌زندانیان غار‌افلاطون می‌رسم که مبنای مناقشه‌ای فلسفی در عرصه سیاست است. مقوله فلسفی-سیاسی "شفافیت" با‌هدف راز‌زدایی از قدرت‌سیاسی و بررسی میزان سلامت رهبران در آثار سده‌های پسین و پس‌از رنسانس در دو گرایش اخلاق آنگلوساکسون و حقوق فرانکوفون قابل تمایز و باز‌شناسی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt; نتیجه هر‌دو گرایش‌بالا تا پیش‌از ظهور عصر‌جدید که ما در‌ان بسر می‌بریم و همه‌چیز در جهان‌آزاد‌رسانه در خدمت شفافیت بیشتر است، به‌رمزهای حقوقی و تدوین "حقوق‌راز" انجامیده و برای کاهش تناقض پایدار در دو‌امر "شفاف" و "راز‌آلود"، به قانونی‌سازی "امر پنهان" توسط قانونگذاران و رهبران‌سیاسی محدود شده‌است، قانونی‌که البته ریشه در اجماع و اخلاق‌مقبول‌عامه دارد، هم‌چون قانون حفظ‌اسرار‌مریض توسط طبیب.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt; باور‌عمومی و کنش‌رهبران در انتخابات اخیر‌ما نشان‌داد که‌گویی نظام‌سیاسی از آشکاری و شفافیت به‌گونه‌ای غریب گریزان است و امروز که به‌مدد رسانه آزاد دست‌کم نیم‌قرن از روندهای شفاف‌ساز در عرصه‌سیاست‌جهان می‌گذرد، غافل‌از تجربه‌گذشته، تلاش ناموفقی برای بازگشت به‌سده‌های هفده و هجده اروپا در کشور‌ما درگرفته است تا هرآنچه می‌توان از شفافیت گریخت و به‌راز‌سیاسی روی‌اورد، راز را‌هم با ابزاری‌انحصاری قانونی‌کرد و بی‌آنکه بر‌حول آن اجماع‌عام صورت گیرد اندک‌اندک آن را به‌امر‌مقدسی بدل ساخت، امر‌مقدسی که دور‌از‌دسترس عامه‌مردم است، از ان بی‌خبرند و تنها طبقه‌ای خاص و ممتاز می‌توانند از جعبه جادوی آن  رازگشایی کنند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;بحث امروز ما بحث مشروعیت‌بخشی به راز‌قانونی است، رازی که از‌قضا در‌پهنه یک امر‌سیاسی چون انتخابات روی‌داده و در یک تعقیب و‌گریز تاریخی میان ابهام و تناقض سرآن دارد تا جامه‌مشروع بپوشد و به‌عنوان امری‌مشروع، موجه و قانونی از دوره گذار بحرانی به‌سلامت بگذرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;"شفافیت" نیازی ضروری در تبادل و‌تعامل اجتماعی است و انتخابات عرصه‌آشکار یک تبادل‌عمومی میان دولت و ملت است، آنجا‌که تبادل نیست نیازی به‌شفافیت نیست و راز آن‌هم نوع‌مقدس‌آن تنها در‌یک جریان یک‌سویه است که از‌سر‌لطف شکل می‌گیرد. در عرصه دادوستد‌اجتماعی و قرارداد‌سیاسی که همه‌چیز دو‌سوی معامله باید روشن باشد تا تبادلی هر‌چه سالم‌تر صورت‌گیرد، جای امر رازآلود نیست و انتخابات شفاف‌ترین میدان‌تعامل میان دولت و ملت است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;شفافیت مولود‌آگاهی است و آگاهی در پهنه کنش‌های سیاسی – اجتماعی جوامع آزاد است که مجال توسعه می‌یابد. با این‌تعریف جامعه‌آزاد، جامعه‌ای آگاه است. ریشه و تبار "راز" را اما در جوامع‌پیشینی باید جست. جامعه‌ای که می‌توان حقیقت را در‌آن از مردم پوشانید و آگاهی‌را از‌آن دریغ داشت جامعه‌ای بسته است که تنها با نمایش اسرار و مصالح می‌توان آن را اداره کرد. گشایش هر‌جزیی از این اسرار می‌تواند به‌آگاهی بدل‌شود و آگاهی که مولود و هم‌زاد شفافیت است، ازادی طلب می‌کند و آزادی مهر‌خاتمت بر صندوقچه نهانی سیاست می‌گذارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;راز‌سیاسی اگر هیچ دریچه‌ای به‌سوی شفافیت نداشته باشد، یعنی هیچ کنش‌آزاد و‌آگاهی را برنتابد استعداد این را دارد تا از مرحله رمزهای قانونی به‌مرحله رازهای باطنی نهادینه، عبور ‌کند و موجودیت و مشروعیت‌خود را در گرایش‌های عارفانه و پنهان‌باطنی بجوید که این در عرصه سیاست سم‌قاتلی است و می‌تواند به‌گرایش‌های رادیکال خرد‌ستیز و عامه‌پرهیز حلقه‌های باطنی منجر شده و منشا ظهور جنبش‌های باطنی در سپهر‌سیاست گردد. گرایش‌های باطنی سپهر‌سیاست هم اگر به‌ضرب قدرت و ثروت بی‌حساب و خارج‌از نظارت‌مردم، سودای خروج از مرزهای‌ملی داشته باشد، آنگاه می‌تواند تهدیدی جهانی تلقی شود. پس میان رمز‌قانونی و راز‌باطنی هنوز فاصله است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;نظام‌سیاسی مبتنی‌بر‌راز بر اصل دو‌گانه‌ای استوار است، دوگانه "بیرون" و "اندرون". بیرون با ترس و توهم و دشمن آمیخته است و  اندرون با راز‌اهل‌سر و لطف و شفاعت اندرونیان. هر دو‌حوزه این دو‌گانه پایدار، با دو‌مفهوم "درد" و "لذت" گره خورده است. حضور در‌اندرون یا مجمع‌اسرار، لذتی از فیض‌حضور تا هیجان‌اکستاز را با‌خود دارد و حوزه‌بیرونی آمیخته با درد و الم و‌تشویش است. نظام‌سیاسی مخالف‌امر‌شفاف، در‌تناسبی آشکار چنان تنظیم می‌شود که یا‌باید در‌درون بود و یا در‌بیرون و تقسیم درد و لذت در نسبت‌نزدیکی به‌این دو‌حوزه اندرونی و بیرونی تعریف شده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;اهل‌اندرون به‌کروبیانی می‌مانند که با‌توجه به‌نسبت نزدیکی به‌ "منبع‌سـّـر" در فضای لذات معنوی و سپیدی مواجید‌عرفانی و مکاشفات سیر می‌کنند و بیرونیان چون از منبع‌فیاض ســّـر و‌ راز‌اهل‌باطن محروم‌اند به‌همان‌اندازه به‌تاریکی و سیاهی‌خصم نزدیک‌ترند و از شفافیت که در این منطق همان "سیاست راز" است محروم‌تر.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;دو‌مفهوم "بیرون" و "اندرون" را تنها در‌یک نظام‌عینیت‌فلسفی است که می‌توان تفسیر کرد. مفهوم‌درونی قابل‌مشاهده و اندازه‌گیری نیست و تنها با‌یک جراحی می‌توان چیزی‌نهان را هویدا کرد و آن را به‌معرض تماشای چشم‌ظاهر گذاشت. امر‌باطنی عینیتی ندارد و تنها با حضور‌نفس‌الامری است که خویش‌آگاهی را به‌معرض تماشای عموم می گذارد. این خویش‌آگاهی اگر پیش‌تر تجربه نشده باشد مقوله‌ای نامریی است و نسبت شهود‌ آن تنها با عقب‌نشینی امر‌خارجی است که تعریف می‌شود و امر‌خارجی تا در "کتم‌عدم" بماند امری خصوصی تلقی می‌شود و نمی‌توان ان را به‌حوزه عمومی درآورد !&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt; اعتبار بالا با اموزه‌های حوزه روانشناسی بیشتر قابل‌درک و‌فهم است و زمانی که پای‌سیاست و قرارداد‌اجتماعی به‌میان می‌اید علاوه بر‌اینکه امکان اعتبار و رخ‌داد این امر‌خصوصی و شیوه ظهور آن در‌مظان تردید قرار می‌گیرد، حساسیت عملی‌شدن آن را هم دو‌چندان می‌کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: justify;"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;ادامه دارد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-2116616218895419678?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/2116616218895419678/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=2116616218895419678&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2116616218895419678?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2116616218895419678?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/07/1.html" title="شفافیت و ‌مستوری در سیاست - یکم" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;AkAFR385fSp7ImA9WxJVFUg.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-7249625765761101848</id><published>2009-06-13T12:59:00.188+02:00</published><updated>2009-07-02T20:18:36.125+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-07-02T20:18:36.125+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><title>پیام میرحسین موسوی</title><content type="html">&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="COLOR: rgb(255,0,0); FONT-STYLE: italic"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="COLOR: rgb(255,0,0); FONT-STYLE: italic"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="FONT-STYLE: normal"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;• آخرین پی‌آمدهای مهم انتخابات را در پایین همین پست مشاهده فرمایید •&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#ff0000;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;• پیام‌ها به‌دلیل مشکلات اطلاع‌رسانی آزاد در اینجا باز‌نشر می‌شود •&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"   style="font-family:'times new roman';color:#FF0000;"&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"   style="font-family:'times new roman';color:#FF0000;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"   style="color: rgb(41, 41, 41);  font-weight: normal;  line-height: 18px; font-family:times new roman;font-size:12px;"&gt;&lt;p align="right" dir="ltr" style="text-align: right;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="line-height: 20px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;بيانيه نهم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right" dir="ltr" style="text-align: center;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="text-align: center;margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;هموطنان عزیز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;مردم!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;مردم!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt; امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- رعایت اصل ۲۷ قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;میر حسین موسوی  ۸۸/۰۴/۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;b&gt;***&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="style: ;font-size:medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="style: ;font-size:medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="style: ;font-size:medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"   style="font-family:'times new roman';color:#000000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;بيانيه هشتم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;بسمه تعالي مردم هوشيار و شريف ايران&lt;br /&gt;طي روزهاي اخير صدا و سيما، خبرگزاريهاي دولتي، برخي روزنامه هاي دولتي و سايتهاي اينترنتي وابسته به دولت و روزنامه كيهان، بخش عمده اي از فضاي خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حين و پس از برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري ايران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امكاناتي كه متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشي كه در ايام اخير اتفاق افتاد مي پردازند بلكه مسئولان مستقيم و غيرمستقيم آن را كسي معرفي مي كنند كه تنها شما را در مسير احقاق حقي كه داشته ايد همراهي كرده است. واقعيتي كه آنان بيهوده تلاش مي كنند ناديده انگارند آن است كه در اين انتخابات تقلبي بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به اين وضعيت به گونه اي غيرانساني مورد هجوم قرار گرفته و كشته، زخمي و يا بازداشت شده اند. اگر با مسببين جنايت كوي دانشگاه در 18 تير 1378 به گونه اي مناسب و قانوني برخورد مي شد امروز شاهد تكرار آن فجايع در ابعادي وسيع تر و وارونه جلوه دادن واقعيتها به گونه اي جسورانه تر نبوديم. همان ها هستند كه هنوز با اتكاء به امكاناتي كه متعلق به عموم مردم است در راستاي منافع گروهي خود بي پروا به دروغ گويي و پرونده سازي براي ديگران ادامه مي دهند و افعالي را كه خود عامل آن هستند را به بنده نسبت مي دهند. آنان غافلند كه موسوي با اين ترفندهايي كه ماهيت آن براي همه مردم روشن شده است از صحنه بيرون نمي رود. آنچه در اين روزها رخ داد اصل نظام جمهوري اسلامي را كه ميراث امام بزرگوار و شهداي گرانقدرمان است هدف قرار داده و اين چيزي نيست كه بتوان به سادگي از كنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتي اينگونه و تهديد به محاكمه از آن صرفنظر نمود. من نه تنها از پاسخ گويي در برابر اين اتهامات واهمه اي ندارم بلكه آمادگي دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتي در كنار مسببان اصلي اغتشاشات اخير قرار گرفتند و خون مردم را بر زمين ريختند و اكنون كوشش مي كنند صحنه هايي را كه صدها شاهد و دهها تصوير آن را گواهي مي دهند به گونه اي ديگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه كساني كه عملشان در راستاي ايجاد هرج و مرج در كشور؛ تضعيف نظام و منافع بيگانگان است تلاش نمودند به بهانه تخريب‌گريهاي عناصري نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگري و وابسته به بيگانه معرفي كنند؛ ولي حاضر نيستم به خاطر مصالح شخصي و هراس از اينگونه تهديدها از ايستادگي در سايه شجره سبز استيفاي حقوق ملت ايران كه امروز به خون به ناحق ريخته شده جوانان اين كشور آبياري شده است لحظه اي صرف‌نظر نمايم. از مجموع آراي ريخته شده در صندوقها تنها يك رأي متعلق به من است و شما به خوبي مي دانيد كه مشكل آنها با ميليونها رأيي است كه جوابي براي سرنوشت آنها ندارند. باز هم از عموم ملت شريف ايران متواضعانه درخواست مي كنم با حفظ آرامش و پرهيز از ايجاد تنش، در دام بدخواهان كه كوشش مي كنند اين حركت گسترده اجتماعي را شورش و اغتشاش و وابسته به بيگانه قلمداد كنند، نيافتند و با زيركي و هوشياري كه ويژگي ممتاز شماست اين توطئه ها را مهار نمايند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعايت اصول و مباني نشأت گرفته از انقلاب اسلامي راهبرد اصلي است كه ضامن تداوم و دسترسي به اهداف شماست. دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.&lt;br /&gt;برادر و خدمتگزار شما – ميرحسين موسوي چهارم خرداد 1388&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بيانيه هفتم&lt;br /&gt;بسمه تعالي هموطنان عزيز&lt;br /&gt;در پي مانع تراشي ها و تهديدهاي مكرر كه در عمل انتشار روزنامه كلمه سبز را پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري متوقف كرده بود، به اين حد نيز اكتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنيتي قرار گرفت و كاركنان شريف آن دستگير و روانه بازداشتگاه شدند. در حالي كه مقامات كشور و رسانه هاي دولتي مرتباً بر قانون و اجراي آن تأكيد مي كنند و معترضان به تقلب وسيع صورت گرفته در انتخابات به قانون شكني متهم مي شوند، چنين برخوردي با روزنامه اي كه با اخذ مجوز قانوني شروع به انتشار نموده و مسئولان، دبيران، خبرنگاران و كادر فني و اداري آن، غيرقابل درك است، مگر با قبول آنكه براي عده اي حاكميت قانون تا جايي پذيرفته است كه براي محدود كردن اعتراض مخالفان باشد و نه چيزي ديگر. اين قانون شكني در حالي صورت مي گيرد كه ديگر رسانه هايي كه از طريق آنان ارتباط اينجانب با جامعه برقرار مي شد و نيز مطبوعات ورسانه هاي غيردولتي مورد محدوديت جدي قرار گرفته اند و تنها مجراي باز براي اطلاع رساني به مردم جريان خبرسازي يك سويه رسانه ملي و رسانه هاي دولتي است و متأسفانه جامعه را به سمت دريافت اطلاعات از طريق رسانه هاي خارجي سوق مي دهد. اين برخوردهاي غيرقانوني، مبتني بر تحليل نادرست دولت از شرايط اجتماعي حاكم است كه راه را براي نفوذ بيگانگان در تحولات كشور باز مي كند و حركت در مسير اصلاح امور جامعه را در چارچوب مباني نظام جمهوري اسلامي دشوار مي سازد. ضمن اعتراض شديد به تداوم اين رويه هاي غيرقانوني، بر حق ملت ايران در استفاده از ظرفيتهاي قانون اساسي براي ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخير و پس از آن روي داده تأكيد مي نمايم و آن را جزء لاينفك حقوق آنها بر اساس اين سند ميثاق ملي مي‌دانم و بر پيگيري آن اصرار مي‌ورزم.&lt;br /&gt;برادر و خدمتگزار شما- ميرحسين موسوي چهارم خرداد 1388&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" align="center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" align="center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:small;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right" align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:small;"&gt;بيانيه ششم - سی‌ویکم خرداد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;p class="doc3" style="MARGIN-TOP: 20px; LINE-HEIGHT: 24px; TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;بسم الله الرحمن الرحيم &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;انا لله و انا اليه راجعون &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند. به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;ميرحسين موسوی &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:x-small;"&gt;31 خرداد 1388&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="LINE-HEIGHT: 24px"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'lucida grande';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:x-small;"&gt;بيانيه پنجم - سی‌ام خرداد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="LINE-HEIGHT: 24px;font-family:Verdana;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;بسم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;الله‌الرحمن‌الرحیم&lt;br /&gt;ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل&lt;br /&gt;مردم شريف و هوشمند ايران&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی براي آزادی، انقلابی براي احياي کرامت انسان‌ها، انقلابی براي راستی و درستي. در اين مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمير ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندي حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسيدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طليعه‌هايي از حیات طیبه بود. اطمينان دارم کسانی که آن روزها را ديده‌اند به چيزي كمتر از آن راضي نمي‌شوند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به ياد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پايه‌هاي نظام را تضعيف نمي‌كند، بلكه استحكام مي‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستي می‌خواهند و بسیاری از گرفتاري‌هاي ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگي، فقر، فساد و بي‌عدالتي سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار ديگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزيد. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قريب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشيند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بيگانگان و «انقلاب مخملين» بنامند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجديد حيات ملي و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چيزي كه از عواقب قانون‌گريزي پيش‌بيني كرده بوديم به صريح‌ترين شكل ممكن و در نزديك‌ترين زمان تحقق يافت. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;استقبال عظيم از انتخابات اخير در درجه نخست مرهون تلاش‌هايي بود كه براي ايجاد اميد و اعتماد در مردم صورت گرفت تا براي بحران‌هاي مديريتي موجود و نارضايتي‌هاي گسترده‌اجتماعي، كه انباشت‌شان مي‌تواند كيان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخي شايسته فراهم شود. اگر اين حسن‌ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوي مدني و آرام واكنش نشان دهند مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمت‌آميز را تحمل نمي‌كنند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اگر حجم عظيم تقلب و جابه‌جايي آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دليل و شاهد فقدان تقلب معرفي شود، جمهوريت نظام به مسلخ كشيده خواهد شد و عملا ايده ناسازگاري اسلام و جمهوريت به اثبات مي‌رسد. اين سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ يك دسته آنان كه از ابتداي انقلاب در مقابل امام صف‌آرايي كردند و حكومت اسلامي را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود مي‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته ديگر كه با ادعاي دفاع از حقوق مردم اساسا ديانت و اسلام را مانع تحقق جمهوريت مي‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر اين دوگانه‌‌انگاري‌ها بود. من آمده بودم تا با تكيه بر راه امام تلاش ساحراني را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثي كنم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئوليت آن را پذيرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که اين رسيدگي‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بيش از 170 حوزه انتخاباتي تعداد آراي به صندوق ريخته شده بيشتر از تعداد واجدين شرايط باشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;از ما خواسته مي‌شود كه در اين شرايط شكايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري كنيم، حال آن كه اين شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است و نخستين اصل در هر داوري رعايت بي‌طرفي است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اينجانب همچنان قويا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجديد آن حقي مسلم است كه بايد به صورتي بي‌طرفانه از طريق يك هيئت مورد اعتماد ملي مورد بررسي قرار گيرد، نه آن كه پيشاپيش امكان ثمربخش بودن آن منتفي اعلام شود، يا با طرح احتمال خونريزي، مردم از هرگونه راهپيمايي و تظاهرات بازداشته ‌شوند، يا شوراي امنيت كشور به جاي پاسخگويي به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصي‌ها در حمله به افراد و اموال عمومي و ايجاد التهاب در حركت‌هاي مردمي به فرافكني بپردازد و مسئوليت فجايع به وجود آمده را بر عهده ديگران بگذارد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان يك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را ديده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گيرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خويش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استيفاي حقوق مردم پای می فشارم و عليرغم توانايي‌هاي اندكي كه در اختيار دارم براين باورم كه انگيزه و خلاقيت شما مردم همچنان مي‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌هاي مدني جديد مورد پيگيري قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشيد كه اينجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه اين برادر شما در در يافتن اين راه‌حل‌هاي جديد، خصوصا به جوانان عزیز توصيه مي كند اين است که نگذارید دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و اميد به آينده و تكيه بر توانمندي‌هايتان حركات اجتماعي خود را پس از اين نيز براساس آزادي‌هاي مصرح در قانون اساسي و اصل امتناع از خشونت پيگيري كنيد. ما در اين راه با بسيجي روبرو نيستيم؛ بسيجي برادر ماست. ما در اين راه با سپاهي روبرو نيستيم؛ سپاهي حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نيستيم؛ ارتش حافظ مرزهاي ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهاي قانوني آن روبرو نيستيم. اين ساختار حافظ استقلال ، آزادي و جمهوري اسلامي ماست. ما با كجروي ها و دروغ گويي ها روبرو هستيم و در پي اصلاح آنيم؛ ا صلاحي با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامي . &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;ما به دست اندركاران توصيه مي كنيم براي برقراري آرامش در خيابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسي امكان تجمع هاي مسالمت آميز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنين گردهم آيي هايي را تشويق كنند وصدا و سيما را از قيد بدگويي ها و يك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فرياد تبديل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در اين رسانه جاري، تصحيح و تعديل گردد. بگذارند جرايد نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنويسند و در يك كلام فضايي آزاد براي مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت هاي خود آماده سازند. بگذاريم آنهايي كه علاقه دارند تكبير بگويند و آن را مخالفت با خود تلقي نكينم. كاملا مشخص است كه در اين صورت احتياجي به حضور نيروهاي نظامي و انتظامي در خيابان ها نخواهد بود و با صحنه هايي كه ديدن آنها و شنيدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد مي آورد، روبرو نخواهيم بود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="FONT-WEIGHT: bold"&gt;برادر و همراه شما - میرحسین موسوی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="LINE-HEIGHT: 24px"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="FONT-WEIGHT: normal; LINE-HEIGHT: normal"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:small;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;۳۰ خرداد ۱۳۸۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'lucida grande';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:x-small;"&gt;بيانيه بیست و هفتم خرداد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;بسمه تعالی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;ملت شریف ایران &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا و یا برگزاری راهپیمایی های مسالمت آمیز با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;b&gt;میرحسین موسوی&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;۲۷ خرداد ۱۳۸۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SjOJ7SBphdI/AAAAAAAAAv8/f-XDvYwLp6I/s1600-h/dot3lt.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5346768834162951634" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 149px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SjOJ7SBphdI/AAAAAAAAAv8/f-XDvYwLp6I/s200/dot3lt.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="COLOR: rgb(70,28,4); LINE-HEIGHT: 19px"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;ملت شريف ايران&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="COLOR: rgb(70,28,4); LINE-HEIGHT: 19px"&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;نتايجي كه براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام شد بهت آور است مردمي كه در صفهاي طولاني اخذ راي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي راي داده اند با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند. آنان اينك بيش از هميشه به دنبال آن هستند كه بدانند چگونه و توسط چه كساني و مقاماتي طرح اين بازي بزرگ ريخته شده است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;br /&gt;اینجانب ضمن اعتراض شديد به روند موجود و تخلفات آشكار و فراوان روز انتخابات هشدار مي دهم كه تسليم اين صحنه آرايي خطرناك نخواهم شد. نتیجه آنچه كه از عملكرد متصديان بي امانت ديده ايم و مي بينيم جز تزلزل اركان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و حاكميت دروغ و استبداد نيست. اينجانب طبق وظيفه شرعي و ملي خويش به افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود كننده آن را بر سرنوشت كشور توضيح خواهم داد و ترس آن دارم كه ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;به مسوولان توصيه مي كنم بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانت‌داري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست. آنان بيش از هر كس ديگر از اين حقيقت باخبرند كه در اين كشور انقلابي بزرگ و اسلامي صورت گرفته است. كمترين پيام انقلاب ما اين است كه مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;اينجانب از همين فرصت استفاده ميكنم و ضمن تشكر از عواطف ملت بزرگوار ايران به آنان تذكر مي دهم كه ايران اين موجود آسماني متعلق به آنان است و نه متقلبان، اين آنان هستند كه بايد با هوشياري خود از آن حفاظت كنند. خائنين به آراء مردم ابايي از آن ندارند كه اين خانه پارسايان به آتش كشيده شو&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#cc0000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;د.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt; ما موج عقلانيت سبز خود را كه برگرفته از تعاليم ديني و علايق ملت ما به اهل بيت پيامبر(ص) است با تمامي شور ادامه مي دهيم و با شورش دروغ كه در كشور طغيان كرده و چهره آن را آلوده است مبارزه ميكنيم، اما اجازه نخواهيم داد كه حركات ما شكل كور به خود بگيرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;جا دارد از يكايك شهرونداني كه براي رساندن اين پيام سبز هر كدام ستادي بودند و تمامي ستادهاي مردمي و رسمي كه در انتخابات فعاليت ميكردند سپاسگذاري كنم و تاكيد نمايم كه تا رسيدن به نتيجه اي كه كشور ما لايق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نياز است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;و ما لنا الا نتوكل علي الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علي ما اذيتمونا و علي الله فليتوكل المتوكلون&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="LINE-HEIGHT: 19px"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;b&gt;میرحسین موسوی&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="LINE-HEIGHT: 19px"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'times new roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#ff0000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"   style="font-family:'times new roman';color:#ff0000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="LINE-HEIGHT: 19px"&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;پــی‌آمـــدهـــا:&lt;/span&gt; &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=8730"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; نامه تاریخی هاشمی رفسنجانی به رهبری &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://hamshahrionline.ir/News/?id=88694"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; رهبری: رأي بيست‌وچهار ميليوني به رييس‌جمهور منتخب، يك جشن واقعي است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.hammihannews.com/news/4719"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; علی اکبر محتشمی پور: به دلیل تخلفات گسترده انتخابات 22 خرداد باطل است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://fararu.com/vdcjmve8.uqeaxzsffu.html"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; بیانیه کروبی در اعتراض به نتایج&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=545465"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; آیت‌الله محمد یزدی: انتخابات، محكوم به صحت است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.jomhoriyat.com/news:2712"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; نامه تــــظلم موسوی به مراجع و علما&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.jomhoriyat.com/news:2723"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; دومین بیانیه مهدی کروبی: کوتاه نخواهم آمد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.jomhoriyat.com/news:2725"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; بيانيه جديد موسوی: به اعتراضات مدنی ادامه دهید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.jomhoriyat.com/news:2729"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; میر حسین موسوی: در صحن حرم امام تحصن خواهم كرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ghalamnews.ir/news-21122.aspx"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; میرحسین ابطال انتخابات را خواستار شد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8803241051"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄ &lt;/span&gt;آیه‌الله مهدوی‌کنی: ملت بزرگ ايران حماسه‌‌ای عظيم آفريد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www1.farsnews.com/newstext.php?nn=8803240894"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; آيت الله خامنه‌ای: دست اعجازآفرين الهی پشت اين انتخابات بود&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.autnews.ws/archives/1388,03,00027525"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; اکبر اعلمی: نسبت پیام رهبری با قانون انتخابات&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-21128.aspx"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; دیدار آقای میرحسین موسوی با رهبری&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.kadivar.com/Index.asp?DocId=2265&amp;amp;AC=1&amp;amp;AF=1&amp;amp;ASB=1&amp;amp;AGM=1&amp;amp;AL=1&amp;amp;DT=dtv"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; کدیور: در سوگ مشروعیت برباد رفته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.khatami.ir/fa/news/901.html"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; بیانیه سیدمحمد خاتمی در مورد راهپیمایی 25 خرداد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.shora-gc.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=News&amp;amp;CategoryID=4d425fd9-748e-4826-8378-24118396b087&amp;amp;LayoutID=d87e74e2-bb58-412e-9af1-ac48f0efd470&amp;amp;ID=904cc26d-5bba-47b9-8709-b42b1efe0b3d"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; اطلاعيه آيت‌الله جنتی خطاب به نامزدهای انتخابات رياست‌جمهوری&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.khabgard.com/?id=-1534175924"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; سخنان میرحسین موسوی در مراسم تحـلـیف !&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ghalamnews.org/news-21129.aspx"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; جوابیه آیت‌الله‌ صانعی در پاسخ به‌نامه میرحسین موسوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mashrotenews.com/?p=4652"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; آیت الله منتظری: متأسفانه از این بهترین فرصت بدترین استفاده شد &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.rouhanioon.com/news/detail.php?ID=628"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;مجمع روحانیون مبارز سرکوب بی رحمانه مردم را محکوم کرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=897894"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; حداد عادل: جناب آقای موسوی، نصیحت رهبری را گوش کنید. خیر ما در اطاعت از ولایت فقیه است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=897906"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt; آیت‌الله خامنه‌‌ای: قاعده مردم سالاری تقدم اکثریت بر اقلیت است &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://eslah.malakut.ir/2009/06/post_80.html"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;دکتر عبدالکریم سروش: استبداد دینی غرور و شعور شما مردم را به تمسخر و توهین گرفته است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://kaleme.ir/vdcj.mehfuqeamsfzu.txt"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;بیانیه شماره 4 میرحسین موسوی: عاملان تقلب و بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردمی ندارند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9009"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;رییس موساد: خوشبختانه احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9016"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;آیت الله ملکوتی: آقایان نامزدها، خدمات ارزشمند و سوابق درخشانشان در تاریخ نهضت را مخدوش نکنند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9016"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://kaleme.ir/vdcb.0b9urhbzwiupr.txt"&gt;هشدار موسوی به شورای امنیت کشور درباره اقدامات غیرقانونی لباس شخصی ها&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.etemademelli.ir/published/0/00/45/4558/"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;فراخوان کروبی برای راهپیمایی روز جمعه با لباس سیاه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;a href="http://saanei.org/page.php?pg=showpayam&amp;amp;id=76&amp;amp;lang=fa"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;ابراز همدردی آیت الله صانعی با خانواده قربانیان فجایع اخیر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-21165.aspx"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;آیت‌الله موسوی اردبیلی: میزان رای ملت است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-21156.aspx"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://ghalamnews.ir/news-21156.aspx"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-21156.aspx"&gt;نامه مشترک میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی به رییس قوه قضاییه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=75551"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;نامه پورمحمدي به موسوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.rezaee.ir/fa/pages/?cid=8524"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;تشكر محسن رضایی از رهبر انقلاب&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.etemademelli.ir/published/0/00/45/4567/"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;محتشمی‌پور: دیکتاتورها یک شبه دیکتاتور نمی‌شوند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9102"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9102"&gt;رهبر انقلاب در نماز جمعه: تن دادن به مطالبات غيرقانونی زير بار فشار، آغاز ديكتاتوری است &lt;span class="Apple-style-span" style="COLOR: rgb(0,0,0); -webkit-text-decorations-in-effect: none"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9102"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#990000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/7183/880329.mp3"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#ff0000;"&gt;فایل صوتی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.etemademelli.ir/published/0/00/45/4577/"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;نامه مهم و سر گشاده كروبي به شوراي نگهبان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=75628"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;پاسخ شورای امنیت کشور به نامه میرحسین موسوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.fararu.com/vdcce1qi.2bqmp8laa2.html"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;نامه فرمانده ناجا به میرحسین موسوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://kaleme.ir/vdcb.zb9urhbzziupr.txt"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://kaleme.ir/vdcb.zb9urhbzziupr.txt"&gt;نامه موسوی به‌شورای‌نگهبان: شور و شعور ملت این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;پیام احمدی‌نژاد به رهبری: كلام قاطع جنابعالی در فضای تشنه جامعه جاری شد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://asriran.com/fa/pages/?cid=75737"&gt;جامعه‌روحانيت‌مبارز از بيانات مقام‌معظم‌رهبری حمايت كرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=899635"&gt; شکرگزاری به درگاه الهی نسبت به نعمت عظما و بی‌بدیل ولایت فقیه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://asriran.com/fa/pages/?cid=75739"&gt;نامه جنتي به مقام‌رهبری: سخنان حيات‌بخش شما قلب‌ها را سكينه و آرامش بخشيد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mojahedin-enghelab.net/ShowItem.aspx?ID=1521&amp;amp;p=1"&gt;بیانیه سازمان‌مجاهدین انقلاب‌اسلامی ایران &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.rfi.fr/actufa/articles/114/article_7028.asp"&gt;اوباما: "خشونت علیه مردم‌ایران را متوقف کنید"&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.khatami.ir/fa/news/906.html"&gt;سید‌محمد‌خاتمی: بستن راه‌اعتراض‌مدنی گشودن راه‌های خطرناک است &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.emruz.net/ShowItem.aspx?ID=23190&amp;amp;p=1"&gt;آیت‌الله منتظری: ضرب و شتم و کشتار ملت را مخالفت با حاکمیت ملت دانسته و حرام‌شرعی اعلام می‌کنم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=52574"&gt;آیه‌الله یزدی: نظام وظيفه ندارد موسوي را قانع كند، مردم ضرر کرده و متحمل خسارت می‌شوند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=899811"&gt;ناطق‌نوری: از آغاز مبارزه مطیع‌ولایت بوده و خواهم بود&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=899950"&gt;نمایندگان مجلس در نامه‌ای به‌رهبری: تمکین به‌قانون تنها راه برون‌رفت از شرایط جاری کشور است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=899909"&gt;دادستان کل کشور: ما همه مسئول حفظ جان و مال و ناموس مردم هستیم&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=85296"&gt;آيت‌الله صافی: شوراي نگهبان داراي مقام بالايی است و قداست اين شورا بايد محفوظ باشد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.hawzahnews.ir/showdata.aspx?dataid=10642"&gt;ری‌شهری: بزرگ‌ترین حق، حفظ نظام‌اسلامی است و اگر این حق ضربه ببیند هیچ حقی قابل استیفا نخواهد بود&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://parlemannews.com/?n=1176"&gt;علی‌لاریجانی: نقض اصل بی‌طرفی توسط شورای‌نگهبان و تحریک احساسات مردم توسط صدا‌و‌سیما&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.alarabiya.net/articles/2009/06/21/76650.html"&gt;العربیه: احتمال تشكيل شورای رهبری !&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://parlemannews.com/?n=1231"&gt;رئیس کمیسیون قضایی مجلس: شرایط لازم برای تعقیب قضایی موسوی مهیا شده است&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=280563"&gt;اعلام جرم عليه ميرحسين موسوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1360047"&gt;نامه حائری شيرازی به رهبری: مساله گرفتن آتش در دست است و اين ايام آخرالزمان است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1359991&amp;amp;Lang=P"&gt;نامه‌ اشعری به موسوی: اين موضوع را با شورای نگهبان در ميان بگذاريد &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.news.gooya.com/politics/archives/2009/06/089696.php"&gt;محمدتقی رهبر: سرنوشتی بدتر از بنی‌صدر ‌در‌ انتظار موسوی است &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=900638"&gt;هشدار سپاه‌پاسداران به‌دخالت گستاخانه در امور داخلی ایران و حمایت از قانون‌گریزان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1360113&amp;amp;Lang=P"&gt;احمد توكلی: اگر تا اين‌جا كارهای موسوی را خودزنی بنامم، حالا فكر می‌كنم او دارد خودكشی می‌كند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.etemademelli.ir/published/0/00/46/4618/"&gt;هم‌دردی كروبي با خانواده‌های شهدا و مجروحین حوادث اخیر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.etemademelli.ir/published/0/00/46/4608/"&gt;باهنر: البته بايد مفری برای صدای قانونی معترضين گذاشته شده و صدای آنها شنيده شود&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.rouhanioon.com/news/detail.php?ID=648"&gt;مجمع روحانیون مبارز: از خدا بترسید و از عاقبت خود بهراسید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.etemademelli.ir/published/0/00/46/4617/"&gt;نامه سرگشاده کروبی به‌اظهارات اخير سخنگوی شورای‌نگهبان: به‌جای اتلاف‌وقت انتخابات را ابطال كنيد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://norooznews.net/news/12642.php"&gt;جبهه مشارکت: پشتیبانی بی‌چون وچرا از موسوی، محور این حرکت عظیم اصلاحی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=52717"&gt;افروغ: تشکیل شورای حکمیت. نباید خون ریخته می شد&lt;/a&gt;&lt;a href="http://peymane.ir/fa/pages/?cid=759"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="COLOR: rgb(0,0,0); -webkit-text-decorations-in-effect: none"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://peymane.ir/fa/pages/?cid=759"&gt; موسوی: اگر من پیروز نشوم عقب‌‌گردی درکار نخواهد بود، تغییرات آغاز شده است&lt;/a&gt; گفت‌وگو با تایم - پیش‌از انتخابات&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.rfi.fr/actufa/articles/114/article_7069.asp"&gt;شورای نگهبان نتایج رسمی انتخابات را تأئید کرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4415032,00.html"&gt;احمد قابل: خبرگان کنونی در جایگاهی نیست که بتواند صلاحیت رهبری را زیر سوال ببرد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4416298,00.html"&gt;نامه‌ی سرگشاده‌ی گروهی از متفکران دنیا به حکومت ایران&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4416298,00.html"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4418086,00.html"&gt;یورش به روزنامه کلمه سبز موسوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4416465,00.html"&gt;دبیرکل سازمان ملل خواستار پایان خشونت در ایران شد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.autnews.ws/archives/1388,04,00028587"&gt;بیانیه عبدالله نوری: از‌باب النصیحه لأئمه‌المسلمین به‌حکومت توصیه می‌نمایم&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.autnews.ws/archives/1388,04,00028587"&gt;...&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://kalemeh.ir/vdca.wnok49nau5k14.txt"&gt;موسوی در جمع جامعه شناسان: دولت با بحران مشروعیت سیاسی روبرو می شود&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://kalemeh.ir/vdcj.yehfuqeovsfzu.txt"&gt;دستگیری 70 نفر از اساتید دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://kalemeh.ir/vdcf.1d1iw6de1giaw.txt"&gt;شرح آنچه در هجوم به روزنامه کلمه سبز اتفاق افتاد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://sarve.ir/news/1447.php"&gt;بیانیه 34 استاد دانشگاه در اعتراض به خشونت‌های اخیر&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/06/090624_ir88_election_m_protest_ghalibaf.shtml"&gt;شهردار تهران: با زور نمی توان مساله انتخابات را برطرف کرد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1361322"&gt;آيت‌الله خامنه‌ای: بايد به دولت كمك كرد و به آن سخت نگرفت. مردم به هيچ قيمتي زير بار زور نخواهند رفت&lt;/a&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mashrotenews.com/?p=4904"&gt;مصباح یزدی: بزرگترین نعمتی که خدا امروز به ما داده وجود مقام معظم رهبری است&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/089896.php"&gt;آيت الله منتظری: اسلام عزيز و سيره نبوی و منش‏ ‏علوی با رفتار حاکمان فعلی تفاوتی آشکار دارد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://ghalamnews.ir/news-21195.aspx"&gt;رهنورد : حاکمیت باید به حق اعتراض مردم احترام بگذارد &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.rouhanioon.com/news/detail.php?ID=652"&gt;نامه سرگشاده کروبی به رییس صدا و سیما: ترويج دروغگويي، هتك حرمت، ‌اتهام‌زني، استفاده نادرست از رسانه ملي&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mowj.ir/ShowNews.php?7331"&gt;نامه جدید موسوی به شورای نگهبان: یک هیات حکمیت ملی تشکیل دهید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mowj.ir/ShowNews.php?7322"&gt;آیت‌الله موسوی اردبیلی: این انتخابات موجب تضعیف نظام شد، اجازه دهید مردم حرف خود ا بیان کنند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mowj.ir/ShowNews.php?7330"&gt;بیانیه جبهه مشارکت و هشدار درباره اعتراف‌گیری‌های ساختگی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.mowj.ir/ShowNews.php?7327"&gt;پیام میرحسین موسوی به ایرانیان خارج از کشور: به اعتراضات قانونی خود ادامه دهید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://fararu.com/vdcbg0b5.rhbzzpiuur.html"&gt;دو شرط کروبی برای حضور در هیات ویژه رسیدگی به انتخابات&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://fararu.com/vdcdo90x.yt05k6a22y.html"&gt;علی مطهری: آیت الله یزدی، جنتی و مومن و غلامحسین الهام مرتکب اشتباه شدند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://fararu.com/vdcgu39x.ak9un4prra.html"&gt;احمدی نژاد: انتخابات 22 خرداد مجلس ختم دموکراسی و اندیشه لیبرال بود&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=9165"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="color:#000000;"&gt;◄&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1363659&amp;amp;Lang=P"&gt;دبير شورای‌نگهبان طی نامه‌ای به‌وزير كشور، صحت انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري را تأييد كرد&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-7249625765761101848?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/7249625765761101848/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=7249625765761101848&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/7249625765761101848?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/7249625765761101848?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/06/blog-post_13.html" title="پیام میرحسین موسوی" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SjOJ7SBphdI/AAAAAAAAAv8/f-XDvYwLp6I/s72-c/dot3lt.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;DkIARHo9fyp7ImA9WxJXF08.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-7154078850717856608</id><published>2009-06-09T12:06:00.015+02:00</published><updated>2009-06-11T14:49:05.467+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-06-11T14:49:05.467+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تک مضراب" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><title>ملاحـظاتی در منــاظرات</title><content type="html">&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; FLOAT: left; HEIGHT: 112px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5345269382540091010" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Si42LtcS3oI/AAAAAAAAAvk/_urOX4T5zqU/s200/debat.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مناظرات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از نقاط عطف این رویداد مهم ملی است، ریشه و تاریخچه این مناظرات را باید در جای دیگری باز کرد ولی بطور اجمال من خوانندگان را به تحلیل‌های تفصیلی ایرنا از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال‌های گذشته احاله می‌دهم که بی‌تردید در انتقال این خرده فرهنگ سیاسی به کشورمان مهم بوده است.&lt;br /&gt;غرض من از این نوشتار، اشاره به سه نکته است که به باور من در این رخ‌داد جای توجه ویژه دارد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;الف – فقر آموزش‌های استدلالی و مهارت‌های عقلی در ایران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سال‌ها پیش یکی از نشریات ایرانی به‌مناسبت انتخابات ریاست جمهوری در ایران از صاحبان اندیشه نظرخواهی کرده و از انان پرسیده بود که اگر رییس‌جمهور بودند چه می‌کردند، پاسخ‌ها متفاوت بود ولی یکی از این پاسخ‌ها هنوز در ذهن من پایدار و درخشان مانده است. یکی از همین اصحاب نظر گفته بود که اگر من رییس‌جمهور بودم برای این کشور فیلسوف تربیت می کردم !&lt;br /&gt;مناظره‌های تلویزیونی به‌ما نشان داد که تا چه میزان آموزش فلسفه و شاخه‌های عقلی در کشور ما ضروری است، نه از ان‌باب که مردم ما باید به حوزه‌ای تخصصی روی کنند و یا همه فیلسوف شوند بل از ان‌روی که در مقام یک مقایسه سطحی بتوان از قدرت جدال احسن میان یک دو نوع شهروند با دو نوع آموزش (فرض کنید ایرانی و غربی) پرده برداشت. قدرت استدلال و جدال‌احسن (که سفارش قرآنی است) و اقناع مخاطب در چارچوبی منطقی و فقدان آن ریشه در اموزش‌های ابتدایی نظام آموزشی ما دارد.&lt;br /&gt;هنر احتجاج یا "آرگیومنت" منطقی شیوه‌های خاص خود را دارد که باید از سال‌های آغازین تحصیل آن را اموخت و ضعف این آموزش امروزه چنان هویداست که برخی رجال سیاسی ما برای گریز از لوازم یک بحث منطقی و بر کرسی نشاندن احتجاج خویش روی به ابتذال سخن‌رانی و طعنه پرانی می اورند.&lt;br /&gt;مناظره‌ها به ما ضرورتی ملی و استراتژیک را یاداور می‌شوند و آن اینکه مدیران فرهنگی و اموزشی کشور ما تا چه مایه باید آموزش فلسفه، منطق، مهارت‌های عقلی و شیوه های استدلالی به فرزندان سرزمین بوعلی، خواجه نصیر و فارابی را جدی بگیرند تا هم کسی نتواند با کشیدن مار مردم فریبی کند و هم مردم بتوانند به سرعت میان عکس مار و نوشته "مار" تمیز دهند. شاید مدیران اصلاح‌طلب ایرانی طرح ورزش‌های عقلی جامعه نوجوی ما را باید هرچه بیشتر در دستور کار خویش قرار دهند تا فرزندان آینده همین مردم در فضای عقلانی پخته تری اداره ایران را بدست بگیرند و بقول مهندس موسوی از خرافه پردازی، وهم‌انگاری و تقلید فاصله بگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ب- اخلاق مناظره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;برای من که با علاقه رویدادهای انتخابات را دنبال می‌کنم، برگزاری مناظرات نامزدها براورده شدن یک آرزوی مدنی بود که شاید در غیاب احزاب سیاسی فعال در کشورمان گامی به سوی شفافیت و تبلور مسئولیت قانونی تلقی شود. با این همه مسرت، دیدن دو مناظره بویژه روح‌آزار و ملال‌انگیز بود و آن دو نه مناظره که صحنه منافـسه و مکابـره رییس محترم دولت در برابر دو نامزد دیگر بود.&lt;br /&gt;کسانی که رویدادهای سیاسی غرب را از نزدیک دنبال می‌کنند می‌دانند که مناظره‌های تلویزیونی یکی از پر ببینده ترین و تندترین رویارویی نامزدهای ریاست جمهوری است. با این‌همه، در این مناظرات وجود مرزهای سخت اخلاقی و قانونی ناگزیر است. هیچ نامزدی نمی‌تواند این‌چنین بی‌مهابا و تهدیدامیز بر نامزد دیگر و غایبان جلسه مناظره تاخت کند و بجای مدعی‌العموم از خزانه سـرّ آنها آن در اورد که نباید. افکار عمومی جامعه‌ای حساس بشدت نسبت به این رفتار غیرمدنی ابراز انزجار خواهد کرد، چنان که در روزهای اخیر مردم شریف ایران کردند. کسانی که روزهای آغازین انقلاب را به‌یاد می‌اورند می‌دانند که این اخلاق افشاگرانه آنهم در رسانه‌ها و برای تحریک افکار عمومی کار تندروان چپ بود.&lt;br /&gt;این رفتار بیش از انکه نیاز مردم به این سنخ از آگاهی باشد نیاز افشاگر به طرح خویشتن است که در توهم فضایی عطش‌ناک شکل می گیرد. گویی مردم همه منتظرند تا ما جامه دیگران بر آفتاب بیفکنیم و آنها از دیدن آن حظ کرده و به ستایش ما برخیزند. با این ذهنیت است که واژگانی هر چه ستیزنده‌تر انتخاب می شود تا رقیب هر چه محکم‌تر بخاک بیفتد. اما هلهله‌های پسین این فتح ظاهری را تنها از مردمی بدوی می توان انتظار داشت نه ایرانیان که داعیه دار اخلاق و فرهنگ اند و رجزخوانی‌های فریبا را به‌هیچ می گیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ج- اقتدار مردان سیاست و اصحاب رسانه&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;این مناظرات گرچه تجربه نویی است ولی واقعیتی را پیش چشم ما گذاشت و آن انفعال مجری محترم یا نماینده اسمی افکارعمومی بود. بطور معمول برای این قبیل رویدادهای داغ رسانه‌ای مجریانی توانمند و جسور می‌گمارند تا بتوانند با طرح پرسش‌های تاب‌سوز هر یک از طرفین مناظره را به چالشی جدی وادارند و در واقع میدان‌دار حقیقی مناظره باشند.&lt;br /&gt;مجری مناظره نامزدهای ریاست جمهوری تنها وقت نگهدار نیست که مدیر مولد برنامه است، طراح جلوه‌های ویژه است، مبتکر خلاق فرصت‌های نو برای شهروندان و بینندگان مناظره است، کسی که جسورانه و بی‌طرفانه میدان سلحشوری‌های مدنی و قانونی دو مدعی را برای ساعتی اداره می کند. سکوت و نظاره مجری محترم این مناظرات پرده از واقعیتی دیگر بر می‌داشت و ان اینکه در کشور ما برعکس آنچه باید، ارباب رسانه در برابر مردان سیاست اتوریته‌ای ندارند.&lt;br /&gt;همه انانی که مناظرات ریاست جمهوری را در کشورهای غربی بدقت دیده‌اند می‌دانند که مجری نماینده افکار عمومی است و با قدرتی که در پس پشت خود دارد با اقتدار تمام خلق کلام می کند، فصل و وصل می کند و نامزدها را در برابر پرسش‌های نابهنگام و پرمایه خویش غافلگیر می‌سازد.&lt;br /&gt;کوتاه کردن دست اصحاب رسانه از دست‌یابی به اتوریته و اقتدار لازم با هدف نظارت واقعی بر ارباب قدرت، امروزه خود را در مناظره‌های تلویزیونی ما نشان می‌دهد. برعکس آنچه در مناظرات جدی جاری است این مجری شریف ماست که از نهیب دو نامزد هراس دارد حال انکه حق آن است که نشست مناظره به دادگاهی مدنی بدل شود که مجری قاضی مقتدر آن و نماینده موجه افکار عمومی است. بگذریم از اینکه اگر خدای ناکرده ظن هواداری هم بر مجری برود و فریاد نامزدی شکیبا را هم بلند کند.&lt;br /&gt;تعبیر دیگر و بدبینانه این مسئله آن است که مجری ما (یا همان رسانه) نماینده افکارعمومی نیست و از همین روست که برای آب ندادن بندی که در سروته آن اختلاف است ترجیح می‌دهد سکوت کرده و با تقسیم وقت فقط ابتدا و انتهای مراسم را ریش سفیدانه هم‌آورد. شاید از همین رو و با همین حساسیت است که در بسیاری از مناظرات مشابه در غرب، صفحه نمایش‌گر بطور هم‌زمان و دقیقه به دقیقه نوسان افکارعمومی را نشان می‌دهد، نمایش‌گری که موظف به حفظ بی‌طرفی و واقع‌بینی است و از چشم ناظران قانونی هم بیمناک و هراسان است و مسیر لازم را هم به مجری برنامه نشان می دهد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold" class="Apple-style-span"&gt;نتیجه:&lt;/span&gt; این مناظرات هرچه هم ابتدایی باشد برای ما تجربه‌ای عالی است، تجربه‌ای که سیاست و دولت را از چنبر قداست می جهاند و آن را به عنوان امری عرفی، چالش‌انگیز و مناقشه خیز در برابر دیدگان متولیان دولت یعنی مردم به‌نمایش می‌گذارد، ایدون باد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;"&gt;و خواندنی‌های سودمند:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a style="COLOR: rgb(128,0,0); TEXT-DECORATION: none" href="http://blog.malakut.ir/archives/2009/06/post_1802.shtml"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;زبان تحقير و لحن بازجویی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a href="http://sarve.ir/news/1309.php"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;نگاهی به مناظره‌ها و زنجیره سبز انسانی &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a style="COLOR: rgb(128,0,0); TEXT-DECORATION: none" href="http://blog.malakut.ir/archives/2009/06/post_1801.shtml"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;در باب رابطه‌ی دروغ، خيانت و ترس – یا منطق يک کارشناس ارشد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a style="COLOR: rgb(128,0,0); TEXT-DECORATION: none" href="http://blog.malakut.ir/archives/2009/06/post_1800.shtml"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دروغ‌گو خواندن رقیب– خدعه‌ی تازه‌ی احمدی‌نژاد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a href="http://www.fahimehkh.com/2009/06/1102.php"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مناظره‌ ، دروغ‌پراكني و عقده‌هاي طبقاتي&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a href="http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146310118"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مناظره کروبی و احمدی‌نژاد و نکاتی که تاکنون گفته نشده بود&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a style="COLOR: rgb(34,34,34); TEXT-DECORATION: none" href="http://www.daal.ir/2009/06/366.php"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;مردی که برای دروغ گفتن تلاش نمی‌کند...&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a style="COLOR: rgb(34,34,34); TEXT-DECORATION: none" href="http://www.daal.ir/2009/06/371.php"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;احمدی‌نژاد شما را از شاخه‌ی کدام درخت پایین انداخت؟&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a href="http://zamaaneh.com/analysis/2009/06/post_1006.html"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی، خودزنی کرد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a href="http://alizamanian.blogfa.com/post-217.aspx"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;قطع درخت فضیلت‌ها برای رسیدن به میوه‌ی قدرت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://mamrizzio.blogfa.com/post-230.aspx"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;چه‌طور شد که این‌طور شد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a href="http://blog.1saoshyant.com/?p=1041" rel="bookmark"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;منظره‌ی مناظره!&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;  &lt;a href="http://mirdamadi.malakut.org/2009/06/post_259.html"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;سبک‌پای راستگو و فرج‌خوان دروغگو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: justify" align="center"&gt;&lt;a href="http://www.roozneveshtha.com/2009/05/post_242.shtml"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-7154078850717856608?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/7154078850717856608/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=7154078850717856608&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/7154078850717856608?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/7154078850717856608?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/06/blog-post.html" title="ملاحـظاتی در منــاظرات" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Si42LtcS3oI/AAAAAAAAAvk/_urOX4T5zqU/s72-c/debat.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0AGR384fip7ImA9WxJXF0w.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-4730248593282843351</id><published>2009-05-27T12:39:00.018+02:00</published><updated>2009-06-11T12:22:06.136+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-06-11T12:22:06.136+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><title>چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sh0Z_4u0z7I/AAAAAAAAAu0/_lIg0zpFqb8/s1600-h/09-5-25-18213813.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 140px; FLOAT: left; HEIGHT: 200px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5340453318482513842" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sh0Z_4u0z7I/AAAAAAAAAu0/_lIg0zpFqb8/s200/09-5-25-18213813.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="LINE-HEIGHT: 18px; -webkit-border-horizontal-spacing: 4px; -webkit-border-vertical-spacing: 4pxfont-family:Tahoma;font-size:12;" class="Apple-style-span"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="LINE-HEIGHT: 18px; -webkit-border-horizontal-spacing: 4px; -webkit-border-vertical-spacing: 4pxfont-family:Tahoma;font-size:12;" class="Apple-style-span"  &gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;span style="FONT-WEIGHT: bold" class="Apple-style-span"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:85%;"&gt;یادداشت زیر در پی پرسش و دعوت &lt;span style="COLOR: rgb(255,0,0)" class="Apple-style-span"&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://sarve.ir/note/note/1094.php"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:medium;"&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(255,0,0)" class="Apple-style-span"&gt;سایت سرو &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="COLOR: rgb(255,0,0)" class="Apple-style-span"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در نیمه ماه اردی‌بهشت نگاشته شده و در رسانه های داخلی هم انتشار یافته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="LINE-HEIGHT: 18px; -webkit-border-horizontal-spacing: 4px; -webkit-border-vertical-spacing: 4pxfont-family:Tahoma;font-size:12;" class="Apple-style-span"  &gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN-TOP: 10px; MARGIN-BOTTOM: 10px" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN-TOP: 10px; MARGIN-BOTTOM: 10px" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN-TOP: 10px; MARGIN-BOTTOM: 10px" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;این پرسش فرع بر پرسش دیگری است که: «چرا باید در انتخابات شرکت کرد؟»&lt;br /&gt;فرض ما بر این است که مردم حساسیت مدنی دارند، وظایف شهروندی خود را به‌کمال انجام می‌دهند، در برابر آینده کشور و فرزندان خود احساس مسئولیت و اعمال قدرت قانونی می‌کنند و به‌پای صندوق‌های رای می‌روند.&lt;br /&gt;ما پذیرفته‌ایم که مردم با سرنوشت خود و کشور بازی خطرناک نمی کنند، آرای خاموش گذشته را فعال می‌کنند و میان سهل‌انگاری و نرفتن پای صندوق‌های رای با رفتار یک شهروند مسئول و آگاه تفاوت خواهند گذاشت و کرسی مدیریت اجرایی کشور را از این پس دو‌دستی تقدیم هر‌کسی نخواهند کرد.&lt;br /&gt;با قبول فرض اول پرسیده‌اید که چرا باید به میر‌حسین موسوی رای داد؟&lt;br /&gt;به میرحسین موسوی رای می‌دهیم چون به اعتبار ما نامزد برتر است، یعنی نسبت به دیگر نامزدهای محترم این انتخابات از مزیت نسبی بیشتری برخوردار است. ما از دوره آرمان‌گرایی آن اندازه آموخته‌ایم که نمی‌توان و نباید «مطلق» را جست و در میان گزینه‌های موجود باید دست به انتخاب زد و یکی را که از دیگران نمره بیشتری می‌گیرد باید برگزید، موسوی در این میانه و با فرض همه حواشی، بهترین است.&lt;br /&gt;با این مقدمه باید پرسید مزیت نسبی موسوی چیست، چرا و به چه اعتبار او در میان دیگر نامزدها نمره بیشتری می‌گیرد. من از دو منظر اخلاق و فرهنگ‌‌ توسعه به مسئله نگاه می‌کنم: &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN-TOP: 10px; MARGIN-BOTTOM: 10px" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;1- اخلاق:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;دوره اخیر کشور ما دوره بحران‌های اخلاقی است. به این معنا که با فربه شدن اصالت رفتار ظاهری و ملاکات تشریعی، مبانی ارزش‌های فردی آسیب دیده و با گسترش ان اخلاق خانواده و اجتماع در معرض اسیب‌های جدی است. شاهد مدعا اینکه دروغ سکه رایج بازار است و ریا و تزویر اسباب رزق مردمانی دون‌مایه، و ارتکاب این‌دو هم (که از بخت بد با حجت‌های شرعی و عرفی صورت می‌گیرد) برای فروپاشی اخلاقی یک جامعه کافی است.&lt;br /&gt;گذشته نشان می‌دهد که موسوی دروغ نمی گوید، اهل ریا هم نیست، او برای اثبات این ادعا دو‌دهه از متن رسمی کناره گرفت و از حاشیه مشورت داد و دردمندانه نظاره کرد. اینکه او با همه توانایی در سال‌های گذشته به متن‌های پرهزینه نرفت و چون برخی دین خود را به دنیای دیگران نفروخت ایراد نیست که امتیاز بزرگ اخلاقی اوست.&lt;br /&gt;برخی در این میان با هر نیت پای به‌میدان نهادند و وزن و مهارت خود را به‌میدان اوردند و حجت را بر خویش و خلق تمام کردند ولی موسوی در بازار گرم "احساس تکلیف"، میدان را خالی از کفایت ندید و با این منطق "خود را ندید" و کار به دیگران سپرد تا خود را بیازمایند.&lt;br /&gt;فضیلت دیگر «میرحسین» بندگی خداست، بندگی خدا خاصه در زمانه‌ای که همه برای خود خدایانی از خرد و کلان تراشیده‌اند و برای تامین معاش و وصل فراش سر بر آستان دیگران می‌سایند فضیلت کوچکی نیست. «بندگی خدا» فضیلت فراموش شده عصر ماست.&lt;br /&gt;موسوی در عصر رقیت‌های متشرعانه و مقلدانه، بنده آزاد و خوب خداوند باقی مانده است، با گام‌های اخلاقی حدود و مرزهای عالی و دانی را از هم تفکیک کرده است، بندگان خدا را بجای خدا ننشانده و «اشباه» را با «اولیاء» یکی نگرفته است. «بندگی خدا» فضیلتی پایه است و خاصه در زمانه ما نباید ان را اندک شمرد.&lt;br /&gt;این همه آشفتگی در امور ما امروز از ان روست که بسیاری بجای عبودیت خدا به درگاه بندگان خدا پیشانی می‌سایند، به‌امید و از ترس انان می‌زیند، برای انان فریاد می‌کنند و قبله خود را از جهتی الهی به‌سوی بیوت زمینی آنان چرخانده اند و از همین روی از رحمت حق فرو‌مانده اند. موسوی در این میان بنده ساده خدا باقی مانده است.&lt;br /&gt;پاره ای بر سکوت موسوی در برابر برخی شناعت‌های اخلاقی و قانونی سال‌های گذشته خرده گرفته اند، من داوری نمی‌کنم و تنها می‌گویم که نه سکوت مطلق و نه جسارت مطلق هیچ یک فضیلت ما نیست، باید دید در کجا از که، چگونه و با چه هدف، چه می‌توان گفت و چه می‌توان شنید!&lt;br /&gt;با این مقدمه است که موسوی در میان نامزدهای محترم حاضر از نظر من یک موجودیت برتر اخلاقی است. &lt;/p&gt;&lt;p style="TEXT-ALIGN: justify; MARGIN-TOP: 10px; MARGIN-BOTTOM: 10px" align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;2- فرهنگ توسعه:&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;موسوی هم فرهنگی است و هم اهل توسعه و در میانه میدان انتخابات آشناترین به هر دو مقوله است. باید اعتراف کرد که عمده آفت‌های فرهنگی سه دهه اخیر کشور ناشی از دوعامل «&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;نــگاه محتســـبانه&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;» و «&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;مدیـریت مهــندسانه&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;» است و موسوی بالنسبه و به ویژه در دو دهه اخیر از این هر دو مبراست.&lt;br /&gt;میرحسین مهندس است ولی عمری با اهل فرهنگ در اقلیم هنر بسر اورده است. نگاه لطیف، هنری وعارفانه را با هندسه مدیریت آشتی داده و با طاق‌های مقرنس گره زده است و بوم و کتاب و قلم را به خوبی می‌شناسد. با لطافت نگاه فرهنگی او می‌شود از لهیب خشک محتسبانه گریخت و با نزاهت رفتار و کردار او می‌توان از ولنگاری نورسیدگان پرهیخت.&lt;br /&gt;او در عرصه توسعه با مقوله «کوچک» آشناست، کوچکی که همیشه زیباست، کوچکی که قابل مساحت است، پایه عدالت است و منشاء فضیلت، و فضایل بزرگ و کاردینال هم از آن بر می‌خیزد.&lt;br /&gt;موسوی به خوبی می‌داند که برای پرورش جامعه‌ای با فضیلت باید از کوچک‌ها شروع کرد، شعارهای کلان نداد، تصویرهای آرمانی خلق نکرد، برای دنیا نصیحت‌نامه صادر نکرد و بر منبر وعظ جهان ننشست.&lt;br /&gt;در منطق کوچک‌ها، نگاه عارفانه‌ای هست که همه خلایق از هر رنگ و آیینی در آن دیده می‌شوند، پست و بلند اجتماع در برابر دیده است، مظالم کوچک خطیر و بزرگ است و تکاپوی خرد مردمان ارجمند، والا و ستودنی.&lt;br /&gt;با نگاه به کوچک‌ها می‌توان رنگ خدا را دید، صدای خدا را شنید و بی‌آنکه بدام پوپولیسم افتاد درد و داغ مردم کوچه و بازار را فهمید.&lt;br /&gt;مصلحت اندیشی‌های مدام محصول کلان نگری‌های ظالمانه است و در این نگاه مصلحت کلان است که صدای مظلومین شنیده نمی شود و غارت اموال کلان انان نیز دیده نمی شود. امروز توسعه سیاسی و اقتصادی کشور با دیدن کوچکترین حقوق انسانی مردم ما میسر خواهد شد. موسوی بخوبی می‌داند که دیگر نمی توان به بهانه حق‌الله، حق‌الناس را پایمال کرد، باید فریاد آحاد را شنید.&lt;br /&gt;موسوی امروز آن اندازه با گوشه‌های گلوبالیسم و موج توفنده اقتصاد امروز جهان آشناست که نسخه‌های اقتصادی دهه شصت را بکار نگیرد. او در میانه پرورش فضیلت‌های کوچک و مدیریت کلان و روزآمد توسعه ایستاده است، او باید امروز بتواند از تارهای خرد انسانی رشته های ستبر مدیریت کشور را ببافد.&lt;br /&gt;موسوی محصول جلوه‌های کوچک انبوه است، شاید از همین رو در دو دهه گذشته از کلیشه‌های کلان رسمی گریخته و همچون کوچک‌ترین آحاد این اجتماع و در میانه کمترین این مردم زیسته است!&lt;br /&gt;من با امید به‌یافتن راهی نو مبتنی بر اخلاق، کرامت انسانی و قانون‌مداری به مهندس میرحسین موسوی رای می‌دهم و براین باورم که پیروزی او و یا نامزد دیگر اصلاح طلبان می‌تواند دوره ای نو در تاریخ کشورمان رقم زند، دوره ای که تنها با پای‌مردی و آگاهی مردم دوام خواهد داشت !&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-4730248593282843351?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/4730248593282843351/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=4730248593282843351&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/4730248593282843351?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/4730248593282843351?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/05/blog-post_27.html" title="چرا به میرحسین موسوی رای می‌دهیم؟" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sh0Z_4u0z7I/AAAAAAAAAu0/_lIg0zpFqb8/s72-c/09-5-25-18213813.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;CUMEQHk5eyp7ImA9WxJSFE4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-3165467517402169813</id><published>2009-05-04T03:36:00.013+02:00</published><updated>2009-05-04T12:36:41.723+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-05-04T12:36:41.723+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>روایت "‌براگ" از تاثیر نوافلاطونیان</title><content type="html">&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 148px; FLOAT: left; HEIGHT: 200px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5331783409329660226" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sf5MwwRqYUI/AAAAAAAAAuk/mZFt_Iz6hGA/s200/Brague.jpg" /&gt; &lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ویژه نامه "افلاطون" نشریه لوپوئن فرانسه گفت وگویی با "رمی براگ" استاد فلسفه قرون میانه در دانشگاه پاریس یک (سوربن) و دانشگاه مونیخ در‌باره تاثیر مکتب نوافلاطونی بر ادیان سه‌گانه از جمله بر اسلام انجام داده است که بخش‌هایی از ان را (هر‌چند حرف تازه‌ای نباشد) برای شما در‌اینجا می‌اورم.&lt;br /&gt;براگ با اشاره به این‌مطلب که اغلب از افلاطون به‌عنوان پدر دوگانگی "جان – جسم" یاد می‌کنند و این دوگانگی از ویژگی‌های مهم ادیان ابراهیمی است به چندوچون این تاثیر اشاره می کند.&lt;br /&gt;وی الهام پذیری آبای کلیسا از رسایل افلاطونی در تدوین آموزه های مسیحی خیروشر و خلقت را نشان داده و در مورد اسلام می گوید:&lt;br /&gt;در زمان ظهور اسلام، جریان نوافلاطونی به اوج خود رسیده بود و دنیای‌عرب از مدار جریان‌های فرهنگی بزرگ جهان آن‌روز خارج بود.&lt;br /&gt;با این‌همه، دانستن این نکته جالب است که چگونه خدای اسلام می‌تواند به ترکیبی دینی از دو اصل اساسی جریان نوافلاطونی یعنی "واحد مطلق ناشناخته" و نیز "عقل کلی که دانای کل وخالق خلاق مطلق" است، شباهت داشته باشد.&lt;br /&gt;آیه مشهور قران در سوره 112 که اخلاص را تعریف می کند و بر احدیت و بی‌همتایی خدا دلالت دارد - او نه کسی را زاده و نه از کسی زاده شده است – برهمان شیوه و سیاقی است که پیش از آن در آثار نوافلاطونیانی چون "ماکروبیوس" و "ماریوس ویکتورینوس" دیده شده است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.amazon.fr/s/qid=1241359162/ref=a9_sc_1?ie=UTF8&amp;amp;search-alias=stripbooks&amp;amp;field-author=mark%20sedgwick"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بنابراین، مبانی پایه‌ای یک مکتب رقیق شده نوافلاطونی را در برخی نحله‌های عرفانی مسلمانان و حتی تشیع زمانی که می خواهد تصویری از جهان ارایه دهد، می‌توان دید.&lt;br /&gt;براگ به تغافل حاکم بر قرون میانه از اثار و دیالوگ‌های افلاطونی اشاره می‌کند، تغافلی که گاه به‌غلبه آثار ارسطو از جمله نزد اندیشمندان آندلس همچون ابن‌میمون انجامیده است، ابن‌میمون اصولا با وجود آثار ارسطو مراجعه به آثار افلاطون را بی‌فایده می‌داند.&lt;br /&gt;با این‌همه آثار افلاطون در آرای ابن‌رشد زمانی که "جمهوری" را شرح می‌کند و آرای فارابی در "آرای اهل مدینه فاضله" و بازسازی فیلسوف-شاه افلاطونی و نزد بوعلی سینای شیخ‌الرییس زمانی که اصناف سه‌گانه جمهوری افلاطون را بکار می گیرد، بازتاب یافته است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;پ.ن: اندیشه نوافلاطونی از سال 232 در رم و اسکندریه با آثار و ارای "آمونیوس ساکاس" و سپس "فلوطین" آغاز و در دوره های بعد به شرق اسلامی رسید و در آرای فیلسوفان مسلمان درخشش گرفت. اساس این جریان را ترکیب آرای افلاطون و ارسطو و معنویت گرایی عقلانی در برابر الهیات رسمی تشکیل می‌دهد. "نوافلاطونی" ابتکار "توماس تایلور" (1758-1835) محقق و مترجم انگلیسی آثار افلاطون و فلوطین و "هاینریش فون اشتاین" اندیشمند آلمانی در 1864 است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-3165467517402169813?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/3165467517402169813/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=3165467517402169813&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3165467517402169813?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3165467517402169813?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/05/blog-post.html" title="روایت &quot;‌براگ&quot; از تاثیر نوافلاطونیان" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sf5MwwRqYUI/AAAAAAAAAuk/mZFt_Iz6hGA/s72-c/Brague.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;DkQGQnY-cSp7ImA9WxJTF0o.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-5025782916475155363</id><published>2009-04-15T00:53:00.006+02:00</published><updated>2009-04-26T21:32:03.859+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-04-26T21:32:03.859+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>عهدی جدید با افلاطون</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SeUW29NyxPI/AAAAAAAAAsc/JauClXi9ICg/s1600-h/300x450.jpg"&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 136px; FLOAT: left; HEIGHT: 200px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5324687267836642546" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SeUW29NyxPI/AAAAAAAAAsc/JauClXi9ICg/s200/300x450.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;در چند ماه گذشته دو کتاب مرجع یکی در فرانسه و دیگری در ایران به‌بازار آمده که نمی شود به‌سادگی از کنار انها گذشت. یکی از این‌دو اثر ترجمه عهد‌جدید به‌قلم‌ پیروز‌سیار است که نشرِنی در ایران آن را به‌بازار اورده و دیگری مجموعه کامل آثار افلاطون است که به‌همت و زیر‌نظر لوک بریسون توسط نشر فلاماریون در فرانسه بر پیش‌خوان کتابفروشی‌ها نشسته است.&lt;br /&gt;انتشار هر‌ دو‌اثر کاری عظیم است و باید قدردان آفرینندگان آنها بود. در مورد اثر ِفارسی ِتازه انتشار‌یافته در ایران سخن فراوان رفته است و برخی از انتشار این اثر به‌عنوان زمینه انقلابی علمی در کشورمان سخن راندند (لینک‌های آن در روزنه ما موجود است).&lt;br /&gt;حق‌هم همین است که انتشار پاکیزه و منقح اثری چون عهد‌جدید بتواند گره از کار پِژوهش‌گرانی که سر در پالودن و نقد اندیشه‌های پایه دارند بگشاید و راه را بر حوزه‌های دیگر مطالعاتی باز کند. هر‌چند که امروزه باب دین‌پژوهی ِتطبیقی در میان اهل‌دین و روحانیت هم گشوده شده ولی هنوز تا رسیدن به‌تحقیقاتی بایسته و بی‌غرض و دور از ردیه‌نویسی‌های دشمن‌محور به‌ویژه در میان اهل‌دین فاصله فراوان داریم... بگذریم.&lt;br /&gt;در این‌سو و در چند‌ماهه اخیر اثری در ترازِ عهد‌جدید به‌بازار آمد که گامی‌بلند در متن‌پژوهی‌های عالمانه اندیشه‌های یونانی محسوب می‌شود. از این‌دست کار بطور معمول کمتر در ایران انجام می‌شود، اگر کارهای مرحوم لطفی در حوزه آثار افلاطون و فرهنگ یونانی و یکی‌دو کار سترگ دیگر را کنار بگذاریم کمتر موردی‌‌ مشابه می‌توان یافت که به‌ترجمه و تصحیح مجموعه‌های کلاسیک آثارغربی با این حجم در کشورمان همت گماشته باشد. چند‌سال پیش دوستی فرزانه و استاد فلسفه دانشگاه تهران (که شاید مایل به‌آوردن نام نباشد) می گفت که با خرید و انتقال مجموعه آثار کلاسیک اندیشه غربی به‌ایران تصمیم بر‌این مهم داشته است، نمیدانم چه کرد !&lt;br /&gt;باری، مجموعه کامل آثار افلاطون ِنشر فلاماریون، با همراهی ده‌تن زیر‌نظر لوک بریسون انتشار یافته است، بریسون فیلسوف فرانسوی کانادایی تبار و از یکه‌تازان افلاطون‌پژوهی در جهان ماست. او پیش از این‌هم آثار افلاطون را با‌همکاری "ژان فرانسوا پرادو" در قطع جیبی فلاماریون باز‌نشر کرده بود ولی این‌بار یک‌جلد پر‌و‌پیمان از آثار کامل افلاطون با شرح، نقد، حواشی و کاغذ‌ِ بیـبلیک حکایت دیگری است.&lt;br /&gt;آنچه از گذر قرون میانه به‌نام آثار افلاطون به‌ما رسیده مشتمل بر 41 دیالوگ، 13 نامه، رساله تعریف و چند پاره شعر است که بعدها تردیدهایی در انتساب آنها به افلاطون صورت گرفته است.&lt;br /&gt;از‌ین میان آنچه‌که صحت انتساب آن به‌افلاطون قطعی یا قریب به‌یقین است و در فهرست منتشره در کلکسیون فرانسوی "گیوم بوده" آمده و تا حدودی ترتیب و توالی ِزمانی هم در انها رعایت شده دیالوگ‌های: هیپیاس ِکوچک، آلسیبیاد، آپولوژی سقراط، اوتیفرون، کریتون، هیپیاس ِبزرگ، خارمید، لاخس، لیزیس، پروتاگوراس، گورگیاس، منون، فدون، میهمانی، فدر، ایون، منکسن، اوتیدم، کراتیل، جمهوری، پارمنید، تئتت، سوفیست، سیاست، فیلب، تیمه، کریتیاس، قوانین و اپینومیس یا همان ملحقات قوانین است.&lt;br /&gt;از میان انها که انتساب نگارش انها به‌افلاطون نیمه‌حتمی و یا مشکوک است رساله‌های آلسیبیاد دوم، هیپارک، مینوس، رقبا، تئاگس، کلیتوفون، در‌باره عدالت، در‌باره فضیلت، دمودوکوس، سیزیف، اریکسیاس، آگزیوخوس را باید نام‌ برد.&lt;br /&gt;رساله تعاریف و نامه‌ها و اشعار را غالب کارشناسان از افلاطون نمی‌دانند.&lt;br /&gt;کلکسیون "گیوم بوده" برای اولین‌بار مجموعه کامل و مقابله‌شده آثار افلاطون را به‌صورت دو‌زبانه در سال 1920 (نشر بـِـل‌لـِـتر- پاریس که به "مجموعه دانشگاه‌های فرانسه" هم شهرت دارد) و در 25 جلد انتشار داد. بنیاد "بوده" ناشر اصیل‌ترین مجموعه‌های یونانی و لاتینی به‌زبان فرانسه است که متون درجه‌اول غرب را به‌صورت مقابله‌ای از یونان باستان تا عصر‌ِجدید انتشار داده است.&lt;br /&gt;به‌جز کلکسیون "بوده"، می توان از انتشار مجموعه آثار افلاطون توسط نشر گالیمار در مجموعه نفیس پلیاد و مجموعه تِل، نشر جیبی فلاماریون در دو چاپ جدید و قدیم هم یاد کرد.&lt;br /&gt;در اثر جدید بریسون، همه نسخ اصلی و منسوب و مشکوک افلاطون در فرانسه‌ای ساده و روان و همه فهم با حواشی و پانوشت‌ها و توضیحات کامل آورده شده است، چنان که از شیرینی و جذابیت به‌رمانی فلسفی تنه می‌زند.&lt;br /&gt;نشاط و طراوت دیالوگ‌های افلاطونی که اغلب میان پیری چون سقراط و مردم و جوانان آتن بر‌سر مفاهیمی اساسی چون عشق، قانون، طبیعت، علم، انسان، سیاست، ثروت، زیبایی و ... درگرفته هم‌چنان در‌نسخه جدید حفظ شده است.&lt;br /&gt;دیالوگ‌های افلاطون در زمانه رویارویی تمدن‌ها و ادیان هنوز می تواند حرف تازه‌ای برای مردمان جهان ما داشته باشد، هنوز می‌تواند ما را بخنداند، بگریاند، روبه‌روی هم بنشاند و در خویشتن به‌تامل وادارد.&lt;br /&gt;خواندن آثار افلاطون که پرسش‌کردن را به‌ما می‌آموزد هنوز نیاز زمانه ماست، کمترین فایده این‌آثار رهیدن و رهاندن از بندِ تقلید و کوشش برای فهم کاوش‌گرانه جهان پیرامون ماست. جهانی که‌گویی ماهیت دردهای آن از یونان تا امروز تغییر چندانی نکرده و تنها با پرسش‌گری که رگ‌ِحیات و بقای انسانی است جامه های نو بر‌تن کرده است.&lt;br /&gt;دیالوگ‌های افلاطونی درس‌های مفید مدنی برای شهروندانی است که می‌خواهند از دنیای خویش فضای بهتری بسازند و ارتباط خود را با "مدینه" دوباره تعریف کنند. بریسون برهمه این دیالوگ‌ها حاشیه و مقدمه زده، معرفی کرده و فهرست اعلام، مفاهیم و جملات قصار را به‌تفکیک آورده است.&lt;br /&gt;بریسون برای این ترجمه بیست‌و‌پنج سال وقت گذاشته است و در باره انتظار از ترجمه و مترجم که وفاداری به‌متن است (و پیش از این در چاپ‌های پـِلِیاد و بـِل‌لِتر رعایت شده) معتقد است: "مترجم باید تلاش کند تا آنچه خود می‌فهمد را به‌خواننده انتقال دهد" و این به‌معنای جان‌دادن به‌متن است، مترجم به‌متن جان می‌بخشد و متن کهنه را جوان می‌کند و میان ما و متن موانست ایجاد می‌کند.&lt;br /&gt;متن‌های افلاطونی از‌ین‌باب نقشی چندگانه در حیات ما بر‌عهده دارند، نه‌تنها آموزش شهروندی به‌شهروندان است که متن‌های عاشقانه و غنای ِادب ِهجایی ان به‌کار تئاتر، موسیقی، شعر هم آمده و مترجم از جهت انتقال روح‌زمان به‌خواننده و تنظیم سیاق و آهنگی‌خطابی یا محاوره‌ای، وظیفه‌ای دشوار برعهده دارد.&lt;br /&gt;هنر بریسون در‌آن است تا ضمن همه‌فهم بودن این دیالوگ‌ها از میزان‌عمق انها کاسته نشود و پیام‌افلاطون که از پس ِقرن‌ها به‌ما رسیده است همان طنین و آهنگ باستان را داشته باشد.&lt;br /&gt;شاید از همین‌روست که انسان امروزی احساس معاصرت با سقراط می‌کند و گویی که هنوز خرمگس یونان بر فرازِ سرِ شهروندان امروز جهان آواز می کند و با طرح پرسش‌هایی ساده بیدارباش می‌زند که معنای زندگی ساده‌تر و عمیق‌تر از این است که ما دریافته‌ایم، بیایید با‌هم گفت‌وگو کنیم!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;دو نکته: &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;اول آنکه اگر فرصتی دست داد به مناسبت همین یادداشت افلاطونی، بخشی از گفتگوی "رمی براگ" استاد برجسته مطالعات قرون میانه دانشگاه سوربن در باره تاثیر اندیشه نوافلاطونی بر اسلام را برایتان خواهم اورد.&lt;br /&gt;دوم مژده‌ای است که باز به‌همین مناسبت از ان یاد کنم. کار بازبینی و ویرایش اثری با نام "خورشید دیوژن" (داستانهایی از حکمت یونانی برای جوانان) که توسط خانم امیری ِتهرانی به فارسی برگردانده شده را تمام کرده‌ام و امیدوارم با همت ناشر محترم هر‌چه زودتر به مشتاقان عرضه شود.&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-5025782916475155363?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/5025782916475155363/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=5025782916475155363&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/5025782916475155363?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/5025782916475155363?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/04/blog-post.html" title="عهدی جدید با افلاطون" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SeUW29NyxPI/AAAAAAAAAsc/JauClXi9ICg/s72-c/300x450.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0AGQno6fSp7ImA9WxVUEU4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-596392132140840890</id><published>2009-03-15T16:09:00.013+01:00</published><updated>2009-03-15T17:48:43.415+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-03-15T17:48:43.415+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تک مضراب" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><title>مسـّـاحی کرشمه‌های پنهان انتخابات</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sb0aylcLH6I/AAAAAAAAArc/CN2n41-ODGE/s1600-h/Mesureurs.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5313432591713116066" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 110px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sb0aylcLH6I/AAAAAAAAArc/CN2n41-ODGE/s200/Mesureurs.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;مسئله انتخابات ریاست جمهوری آینده یک مسئله سیاسی صرف نیست که نیازمند لوازمی سیاسی باشد، این مقوله با همه اجزای زندگی یک ایرانی سر‌وکار دارد، از این رو نمی توان بی صدا و بدون حاشیه از کنار آن گذشت خاصه که انتخابات این‌بار صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی است !&lt;br /&gt;با این حساب و با تبریک سال‌نو در آستانه نوروز، تا برگزاری انتخابات در دو‌سه نوبت با رویکردی نظری به‌استقبال این رویداد مهم ملی می‌رویم و پس از این یادداشت که با هدف مساحی پیش صحنه انتخابات و در چند تامل نگاشته می‌شود، وعده یک بحث‌نظری در باب شفافیت را می‌دهم. شفافیت به اعتقاد من اساس سلامت یک انتخابات و رکن پایه سلامت یک نظام سیاسی است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;و اما پاره ای تاملات: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- صحنه انتخابات از هم‌اینک بسیار پیچیده است و تحلیل دقیق آن امکان‌پذیر نیست. وارسی جنبه‌های مختلف تنها با مظنه‌هایی صورت می‌پذیرد که گاه هریک تا واقعیت راه درازی دارد. هنوز امکان ائتلاف و اختلاف بسیار بالاست، احتمالات فراوان در کشور ممکنات پیش‌روی ماست و کرشمه‌های پنهان نهادهای ناظر و قاهر و نامزدهای این بازی بزرگ هنوز در‌آستین است. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- ترکیب نامزدهای اصلی تاکنون نشان از دو حقیقت دارد: یکم انکه میدان انتخابات امروز از تعریف سی‌ساله آن فراخ‌تر نیست و دوم آنکه سیر تحول فرهنگ مشارکت مردم با سی‌سال برگزاری انتخابات هنوز چندان روشن و قابل اندازه‌گیری نیست، به عبارت دیگر ما پیش نرفته‌ایم و همچنان شهروندانی ناگزیریم، این را از آمارهای پیشین مشارکت کمی و کیفی مردم هم می‌توان دریافت.&lt;br /&gt;هنوز "آیین مقدس" انتخابات از چنبر تکلیف‌شرعی به حوزه رفتاری‌مدنی پای نگذاشته است. هیچ محصول‌طبقاتی هم (بنا به‌قاعده عرضه و تقاضا) مصرف‌عمومی ندارد و فراورده‌های شرعی سوگ‌مندانه هنوز در کشور ما یک تولید طبقاتی است، هرچند از پیامی جهانی و عام سرچشمه‌ گرفته باشد. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- پدیده‌های شگفت این رویداد از هم‌اینک و از فاصله سه‌ماهگی هویداست. اینکه در یک انتخابات مهم ملی، دبیرکل یک حزب بیاید رییس ستاد انتخابات نامزد دیگر شود از آن غرایب رفتار ایرانی است که در کمتر جایی از جهان دیده می‌شود.&lt;br /&gt;رسم (دست‌کم در دمکراسی‌های نام‌دار جهان) بر این است که هر حزب نامزدی برای حضور در انتخابات معرفی می‌کند و احزاب کوچک‌تر در صورت نداشتن نامزد و نبودن هم‌سویی سیاسی با‌هم ائتلاف می‌کنند ولی دیده نمی‌شود که دو حزب مهم از احزاب اول کشور با هم چنین معامله‌ای بکنند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- شفافیت چه در صف‌بندی‌های سیاسی و چه در برنامه‌های انتخاباتی نامزدها با شرایط کنونی از کمترین میزان برخوردار است. نامزدها و ستادهای انان نه می‌خواهند و نه می‌توانند (اگر بخواهند) از شفافیت مطلوب و مورد‌نیاز یک انتخابات ملی مهم بهر‌ه‌مند باشند. وقتی کشور با فقر فرهنگ حزبی روبرو باشد بهتر از این نمی‌شود. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- تجربه انتخابات گذشته نشان داد که مردم ایران حتی اگر نخواهند باید در انتخابات شرکت کنند، ناز و‌ قهر که در اشکال مدرن آن به "مبارزه منفی" تعبیر شده در نظام سیاسی ما نه تنها درمان نیست که گاه صفرا‌فزون هم هست، پس باید شرکت کرد، انبوه هم شرکت کرد و برای تعیین معادله‌ای نو به گزینه برتر رای داد. مردم ما تنها از راه "اراده" و "حضور" می توانند چیزی را تغییر دهند. کسانی که مردم را به عدم شرکت در انتخابات تشویق می کنند بهتر است مردم را به‌پیگیری برنامه‌ها و وعده‌های نامزد پیروز در فردای انتخابات تشویق کنند.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- از‌نظر تاریخی ما ملتی همیشه در زایمان هستیم، اصولا فرصت بزرگ‌کردن بچه نداریم چون همیشه انبوهی از کارهای واجب و انجام‌نشده پیش روی‌مان است، با این حساب در مقاطع مختلف تاریخی موالید مشابهی داریم در مایه‌های سلطان حسین، میرزاآقاخان، وثوق الدوله و شیخ‌فضل‌الله.&lt;br /&gt;از این میان کمتر فرصت خلق خواجه نظام‌الملک، عباس میرزا، قائم‌مقام، میرزاتقی‌خان و نائینی داریم، اگر هم شد امانش نمی دهیم چون "مصلحت"، همان امور واجب فوری‌ است که خواب شب را بر ملت حرام کرده است، ما ملت اهل کارهای پایدار نیستیم، هر‌چیزی زود و زیادش خوب است!&lt;br /&gt;طرفه آنکه سهم ما همیشه از تیغ دو‌دم مصلحت، اکتفا به مسایل مستحدث زمانه است و نه برنامه‌ریزی‌های راهبردی کلان و بلندمدت که صبر و گذشت و مدارا می‌طلبد و باید پای بر پاره‌ای مصلحت‌های فوری گذاشت !&lt;br /&gt;با این روایت نمی‌توان در این انتخابات از مردم انتظار داشت بچه بزرگ کنند، باید یاری کرد تا فقط زایمانی درست صورت گیرد، اگر خدا مدد کرد و مردم همت کردند، دست بدست هم می‌دهیم تا او را بزرگ کنیم، والافــلا &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- نامزدی ریاست جمهوری بصیرت و برنامه می‌خواهد و امروز با بحران کنونی جهان، برنامه‌های اقتصادی در راس امور دولت‌هاست. با این‌همه هیچ یک از نامزدهای انتخابات ما نخواهند توانست برنامه اقتصادی کارایی بدهند چون یک برنامه اقتصادی کارا از دل یک اصلاح سیاسی کارا در خواهد آمد.&lt;br /&gt;در کشور‌ما مهندسی‌سیاسی بر اصلاح‌اقتصادی و توسعه‌صنعتی مقدم است. برآمدن سی‌سالگی انقلاب، بشارت خروج از ترمیدور و موجب یک وزن‌کشی سیاسی در نهادهای‌قانونی است تا با خانه‌تکانی نهادهای قانونی و درنتیجه توزیع بابصیرت قدرت و بازتعیین جایگاه قانونی و شایسته نهادها و افراد، راه را برای اصلاحات پسین باز کرد.&lt;br /&gt;باز‌توزیع و اصلاح قدرت‌سیاسی نخبگان جز از راه اصلاح‌فرهنگی و تربیت‌اخلاقی‌عامه میسر نیست، این کار هم بدلایلی روشن شدنی نیست ... بنابراین برنامه‌ها از مدار مصلحت‌های روزمره و یا دوره‌ای چهارساله خارج نخواهد شد و بالمآل برنامه‌های اقتصادی پیشنهادی، جامع و پایدار نخواهد بود ! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- هم کشور و هم جهان وارد فاز‌ تازه‌ای شده است، ایران امروز خواه ناخواه در ردیف قدرت‌های مهم منطقه‌ای در جهان است و فن‌اوری اتمی و پرتاب ماهواره (صرف‌نظر ازهمه حاشیه‌های آن) جایگاه ایران را در ادبیات سیاست بین المللی ارتقا داده است. با این مقدمه ایران نیاز به رییس جمهوری دارد که ادبیات لازم این قدرت نوین را بداند و با دیپلماسی مناسب آن با جهان حرف بزند، کلام‌الامیر امیرالکلام&lt;br /&gt;صریح و صمیمی بگویم که حرف‌زدن دولت‌مردان ما با این "تمکن نو" نمی‌تواند شبیه آدم‌های نوکیسه باشد، آدمی که تازه به‌قدرت رسیده و مدام اشتلم می‌کند، او باید جغرافیای کلام را بشناسد و در حوزه رفتاری‌جدید، آداب و اطوار مربوطه را بداند، خاصه اگر به‌قول برخی قرار باشد در برابر قدرت‌های کهنه‌کار ژست "ابرقدرت صالح" را هم بگیرد. صالح‌بودن با پرخاش و تلخ‌گویی نمی خواند، "مردم‌داری" که مذهب مختار و رمز بقای علماست اینجا بکار می آید !&lt;br /&gt;بزرگ‌منشی، فروتنی، مدارا و داد‌و‌دهش (در داخل و خارج) در این بخش از تاریخ ایران حیاتی است و بکارگیری هرگونه ادبیات و رفتار رادیکال خارج از قاعده و عرف‌مقبول‌جهان برای سیاست ما سم قاتلی است که هزینه‌های کلان بر مردم‌ ما و دنیای‌امروز تحمیل خواهد کرد. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- برخی تجربه‌های اخیر، مناصب کشوری را از جایگاه بایسته و درجه‌اول خود به درجات نازل دست‌چندم فروکاسته است. نامزدی که یک‌کرور آدم کارآزموده نشناسد و در آستین نداشته باشد و کار را بدست نوآموزان و میان‌مایگان بدهد جز اتلاف‌مال و حیف‌و‌میل کار نتیجه‌ای نخواهد داشت و مردم ما را با وعده‌های "آب‌نباتی" و نتایج ضعیف و ویترینی سرگرم خواهد کرد.&lt;br /&gt;از این‌رو به توصیه امام‌علی‌علیه‌السلام مردم باید به پیرامونیان نامزدها نگاه کنند، از نظر اجرایی هرآن‌کس که مردمیدان و کارآزموده فراوان‌تر دارد برای اداره امور مناسب‌تر است که "یک مرد‌جنگی به از صدهزار". از نظر اخلاقی هم سلامت‌پیشینه آدم‌ها ضامنی برای عمل‌بهینه آنهاست و در این زمانه دون‌پرور شاید فضیلتی بالاتر از حریت و آزادگی نیست ! &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;◙- اخلاق پیشه‌های کشور ما(از عامه یا رجال) تاکنون فهمیده‌اند که رقیب‌سیاسی به هیچ اصلی پای‌بند نیست و همه‌چیز قابل توجیه با بهترین پوشش‌هاست، ابزار قدرت‌عریان هم راه را برای پذیرش هرتوجیهی خواهد گشود. بنابر‌این درک این‌نکته مهم است که مسئله انتخاب میان بد و خوب مطلق نیست و تصورات‌آرمانی یا حرفهای بزرگ بی‌پایه جزآنکه مردم را از حق اداره کشور محروم کند نتیجه‌ای نخواهد داشت.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;و اتممناها بعشر ...&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-596392132140840890?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/596392132140840890/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=596392132140840890&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/596392132140840890?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/596392132140840890?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/03/blog-post.html" title="مسـّـاحی کرشمه‌های پنهان انتخابات" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/Sb0aylcLH6I/AAAAAAAAArc/CN2n41-ODGE/s72-c/Mesureurs.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;C0cDSXc8fCp7ImA9WxVXGE0.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-3429087441412744339</id><published>2009-02-16T04:59:00.009+01:00</published><updated>2009-02-16T17:17:58.974+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-02-16T17:17:58.974+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>آگامبن و الهیات قدرت</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5303242135540221330" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 128px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SZjmn97CRZI/AAAAAAAAAqs/WsFv7eCXwkA/s200/Michel-Ange.gif" border="0" /&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;رادیو "فرانس کولتور" فرانسه یا همان "رادیو فرهنگ" خودمان روزهای جمعه برنامه‌ای دارد با نام "جمعه‌های فلسفه" که در ان گفت‌وگوهایی با اهل اندیشه ترتیب می دهد.&lt;br /&gt;جیورجیو آگامبن (1942 رُم - ) میهمان اولین جمعه ماه فوریه امسال (دو هفته پیش) بود. بخش‌هایی از گفتار او در حواشی امروزین دین و سیاست است که شنیدنی بود و خواندنی است.&lt;br /&gt;پیش‌تر در پاسخ کامنت برخی خوانندگان فرزانه اورده ام (و اهل اطلاع در ایران می دانند) که آگامبن یکی از سه چهره بارز اندیشه پیش‌تاز و امروز اروپاست، آن دو وجه دیگر را بدیو و ژیژک تشکیل می‌دهند، بدیو در این میان شیخ الطائفه آنهاست. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;آگامبن متخصص درجه اول والتربنجامین است، هایدگر، دریدا، آرنت، نیچه، فوکو و اشمیت را به‌کفایت پژوهیده و اثر برجسته و چندجلدی او"انسان مقدس" است.&lt;br /&gt;در بخشی از این گفت‌وگو آگامبن به اوضاع امروز جهان، آینده پیش روی بشر، ماهیت قدرت و اقتصاد دین اشاره می کند که من این‌بخش اخیر از این گفت‌وگو را برایتان به‌فارسی برمی‌گردانم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#333333;"&gt;... و اما در‌باره تثلیث که برای اجتناب از چند‌خدایی باب شد استدلال پدران کلیسا چنین بود: خدا از حیث ذات و وجود یگانه است، اما از نقطه نظر اقتصادی، یعنی شیوه‌ای که او حیات، دستگاه خدایی، جهان و تاریخ بشریت را با آن اداره کند، وجودی سه‌گانه است.&lt;br /&gt;تثلیث در‌آغاز نه به‌عنوان تئوری متافیزیک که به‌مثابه نوعی اقتصاد طرح شد. پرسش اساسی آبای کلیسا چنین بود: باید به‌این نکته اندیشید که خدا جهان را چگونه می‌خواهد اداره کند ؟&lt;br /&gt;چگونه می توان به‌قدرت دولتی اندیشید که کارایی اجزای آن بی آنکه وحدت‌اش را از دست دهد، تضمین شود؟ رسالت تثلیث همین بود و چنین بود که من از دل رساله‌های کلامی (الهیات -م) نکاتی را در فهم دولت امروزین برداشت کردم.&lt;br /&gt;...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#333333;"&gt;مسایل اساسی سیاست، و راز جدی قدرت در‌مفهوم حاکمیت نهفته نیست در مفهوم دولت است، در پادشاه نیست در وزرای اوست، در خدا نیست در فرشتگان پیرامون اوست، در قانون نیست در پلیس (نیروی نظامی‌-‌ م) است.&lt;br /&gt;اگر ما امروز درنیابیم که پلیس خود یک پارادایم مرکزی است (حال آنکه عادت داریم نیروی نظامی را دست دوم و مجری اوامر بدانیم)، اگر ما درک‌ نکنیم که امروزه جنگ‌هاٰ عرصه عملیات پلیس و نیروی نظامی است، هیچ نفهمیده‌ایم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;(پایان نقل قول) &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;* - &lt;a href="http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1221925"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;خبری مرتبط ، سخن‌رانی آگامبن در تهران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-3429087441412744339?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/3429087441412744339/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=3429087441412744339&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3429087441412744339?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3429087441412744339?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/02/blog-post.html" title="آگامبن و الهیات قدرت" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SZjmn97CRZI/AAAAAAAAAqs/WsFv7eCXwkA/s72-c/Michel-Ange.gif" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;CUcBQXkzfip7ImA9WxVQEks.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-5692478611339025291</id><published>2009-01-29T18:20:00.010+01:00</published><updated>2009-01-29T22:04:10.786+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-01-29T22:04:10.786+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تاریخ" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="یادمان" /><title>همبستگی اجتماعی</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5296767641267859554" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 132px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SYHmGzON8GI/AAAAAAAAAps/hSNodWA6JlI/s200/social_cohesion.jpg" border="0" /&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;امروز پنج‌شنبه در فرانسه اعتصاب بود، اعتصابی فراگیر که پنج‌شنبه سیاه نام گرفت. صبح که بیرون رفتم انبوه ماشین راه‌ها را سد کرده بود، ترافیکی عجیب، قراری ضروری داشتم لغو کردم، به یکی دو اداره سر زدم، همه جا تعطیل و فقط کشیکی برای نیازهای اساسی مردم برپا بود.&lt;br /&gt;اعضای سندیکاهای کارگری و کارمندی فرانسه همه در خیابان بودند و با شوق زاید‌الوصفی در سرمای زمستانی بدست مردم تراکت و اگهی می دادند. در اعلامیه‌ها از بحران اقتصاد جهانی نوشته بود، ماهیت سرمایه داری دولت سارکوزی و بی توجهی به وضع معیشت عمومی، بیکاری، بی پولی کارمندان و آثار نامیمون این بحران بر آموزش، فرهنگ و خانواده و ... از بین رفتن همبستگی اجتماعی !&lt;br /&gt;به عبارت "همبستگی اجتماعی" که رسیدم دوباره چشمانم به خیابان برگشت، با خودم فکر کردم چقدر این جماعت نگران از دست رفتن همبستگی هستند، و صبح اول صبح در سرمای زمستانی فرانسه چه شور و شوقی ایجاد کرده بود این همبستگی اجتماعی !&lt;br /&gt;شکوهی دارد این وحدت آحاد ! همان که بنیانگذار انقلاب شعارهای خود را بر موج مردمی آن سوار و اعتماد مردم را سرمایه و پشتوانه آرمان خود کرد تا انقلاب را به پیروزی رسانید. مردمی صادقانه دست به‌دست هم دادند و بی‌انکه به پی‌آمدهای ان فکر کنند برای از بین بردن طبقه‌ای ممتاز به خیابان ریختند، آنقدر با هم خروشیدند، از جان گذشتند و آواز رهایی خواندند تا اهریمن رفت.&lt;br /&gt;همبستگی امروز مردم فرانسه و حضور پلیس آماده در هر چهارراه و میدان مرا برد به روزهای پیش از پیروزی انقلاب در مشهد...، یاد مرحوم آسید عبدالله شیرازی، آسید حسن آقای قمی، آسید کاظم مرعشی و ... بخیر که با مردم بودند، در خانه هایشان همیشه باز بود، به مردم به‌عنوان وسیله تحقق اغراض صنفی خود نگاه نمی کردند، مردم هم برای انها جان می‌دادند، صدر و ذیلی نبود، اگر هم بود وظیفه بیشتر بود و مسئولیت در برابر همین مردم.&lt;br /&gt;در جریان تظاهرات مشهد و تحصن و اعتصاب، همراهی دانشگاه با مردم، شب را در دانشگاه فردوسی مشهد خوابیدیم. سخنرانی‌ها و امامت نماز بطور معمول با آقایان خامنه ای، هاشمی نژاد و علی تهرانی بود و یادم نیست با چه شامی سر‌ شد، غافل از دلهره مادری که آسیمه‌سر در آن حکومت‌ نظامی برای یافتن ما به همه جا سر کشیده بود. صبح یکی دو وانت از حلقه محاصره پلیس گذشت و وارد حیاط دانشگاه شد، مردم حلب های 20 کیلویی پنیر و نان سنگک اورده بودند. خیل اعتصابیون به‌صف شدند، چند نفر بالای وانت نان و پنیر می‌پیچیدند و دست خلق‌الله می دادند، هوا سرد بود و حلقه ارتشیان هم تنگ ولی طعم شیرینی آن لحظات، گرمای همبستگی مردم و جوشش کم‌نظیر آنها با هم، فضایی فراخ و ماندگار می‌آفرید.&lt;br /&gt;امروز پس از سی‌سال وقتی آدم واژه مردم را برای جماعت آن‌روز استفاده می کند احساس شرم نمی کند، به مردم خیانت نکرده است، مشتی آدم را به نام مردم به‌مردم قالب نکرده است، از جانب خیل ناموافق مردم و بنام آنها حرف نزده است، مردم بودند، همه مردم با همه رنگارنگی‌شان... از خرد و کلان، پایین و بالای شهر، غنی و فقیر، آخوند و مکلا، عامی و روشنفکر، حزبی و مستقل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز بی اختیار به روزهای سی‌سال پیش برگشتم، روزهایی که همه با هم بودیم، روزهای همبستگی‌های بی‌شایبه، روزهایی که تنها در جنگ با عراق تکرار شد و بعد به‌سرعت از کوچه‌ها و خیابانهای ما پرکشید و رفت تا ما را با تولیدات جدیدمان ریا، دروغ، مصلحت، سوءظن، خیانت، رشوه، ارادت، خودخواهی، ناشکری، لاقیدی، دنائت، نیرنگ، افزون‌طلبی، سیاست‌بازی، دین‌فروشی و ... تنها بگذارد.&lt;br /&gt;یادمان نرود این‌همه فراورده جدید دیگر جایی برای کالای قدیمی و اصیل ما "همبستگی" باقی نمی گذارد، ما از کیمیای همبستگی به اندازه‌ای دور شده‌ایم که گویی دیگر بازگشت به آن (مگر با بروز فاجعه ای) محال می‌نماید&lt;/span&gt;. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-5692478611339025291?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/5692478611339025291/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=5692478611339025291&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/5692478611339025291?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/5692478611339025291?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/01/blog-post_29.html" title="همبستگی اجتماعی" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SYHmGzON8GI/AAAAAAAAAps/hSNodWA6JlI/s72-c/social_cohesion.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0QBRnY6eSp7ImA9WxVQEEQ.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-1175263155955270633</id><published>2009-01-23T20:46:00.010+01:00</published><updated>2009-01-27T23:29:17.811+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-01-27T23:29:17.811+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دین" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>غفـلـت مــقدس *</title><content type="html">&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5294578253777249970" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 136px; CURSOR: hand; HEIGHT: 200px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SXoe3rPmprI/AAAAAAAAApk/vd3FB95-XoI/s200/Olivier+Roy+SAINT+IGNORANCE.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;پیش‌تر در مواردی چند آورده ام که امروز دین پِِژوهی یکی از جدی‌ترین حوزه‌های مطالعاتی جهان است. از آنجا که سرنوشت همه مردم جهان در این روزگار بگونه‌ای غریب با دین، پدیده‌های دینی و اصحاب دین پیوند خورده است هیچکس را یارای مقاومت و یا بی اعتنایی در برابر مسایل و فراورده‌های این حوزه نیست.&lt;br /&gt;هر کس به سهم و توانایی خود باید تاثیر کارکرد دین، پدیده های دینی و اولیاء دینی را بشناسد تا دست‌کم بتواند زندگی فردی خویش را از گزند انحرافات دینی مصون و یا از برکات معنوی ان برخوردار سازد. احدی نمی تواند این تاثیر را دست کم بگیرد که اگر گرفت ناگزیر آثار مخرب احتمالی آن را باید بر خود و آینده فرزندان خود بپذیرد.&lt;br /&gt;به دو نمونه ملموس از این دین‌گزیری که به دو انتخاب دین‌گریزی و دین‌پذیری (گریز و گزیر اشتباه نشود) در دو سطح ملی و بین المللی انجامیده کوتاه اشاره می کنم.&lt;br /&gt;در سطح ملی این ندا مدام از سوی اولیای دینی ما (و اغلب حکومتی) طنین انداز است که جهان به سوی دین‌باوری و دین‌مداری پیش می رود و باور و برداشت غلط غالب از این گزاره آن است که لابد گمشده مردم این جهان دین‌باوری مورد نظر وعلاقه ماست !&lt;br /&gt;در سطحی بین‌المللی رشد باورهای دینی عموم مردم جهان به نوعی آرمان‌گرایی و سپس موعودگرایی موهوم و نوظهور دامن زده است. گویی مردم جهان بی انکه تفطنی آگاهانه داشته باشند اندک اندک به پایان کار جهان ایمان می اورند و روزگاری اپوکالیپتیک (رستاخیزی موعود که باید با طعم نوعی فاجعه آن را درآمیخت) را انتظار می برند.&lt;br /&gt;نگره دین‌گزیری در هر دو سطح ملی و جهانی برای ما انسانها محصولی مشترک بار اورده است و آن اینکه در اردوی اولیای دین، اخلاق که گوهر هر گرایش دینی است مورد غفلت قرار گرفته و گرایش به ظواهر و مظاهر دینی به سبب کارکرد اقتصادی – سیاسی آن تشدید شده است و در اردوی مومنان نیز باور به تجربه های مستقل معنوی افزایش یافته و میل به مرجعیت گریزی و شفاف سازی رفتار دینی رو به اوج گذاشته است.&lt;br /&gt;دین بازان خود بی انکه بدانند در دراز مدت بیشترین خسارت را از این وضع خواهند دید و البته در میان همه فراورده های دینی اگر آنان بخواهند به اخلاق دینی – که گوهر پایدار دین است - پای‌بند بمانند، لاجرم دین بازی را باید رها کنند و اگر دین‌بازی رها شود نهادهای اجتماعی دین به آشوبی غریب دچار خواهد شد، بنابراین نمی کنند.&lt;br /&gt;این مقدمه تفصیلی دارد که من باید در زمانی مناسب به ان بپردازم ولی آنچه مراد من از این مقدمه بود را در معرفی کوتاه کتاب "اولیویه روا" خلاصه می کنم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;***&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;"اولیویه روا" برای جامعه کتاب‌خوان ایرانی ناآشنا نیست. استاد دانشگاه و مدیر تحقیق در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه یکی از سرشناس‌ترین پژوهش‌گران حوزه دین و سیاست در خاورمیانه است. او به چند زبان منطقه آشناست و علاوه بر ایران جوامع مسلمان منطقه را نیک می شناسد، به وزرای خارجه آمریکا و اروپا مشورت می دهد و در مدرسه عالی علوم سیاسی پاریس تدریس می کند.&lt;br /&gt;اولیویه روا که در دو حوزه فلسفه و علوم‌سیاسی دانش اموخته، پیش از این چند کتاب در زمینه اسلام‌سیاسی و زمینه‌های ظهور و شکست آن منتشر کرده است. او به معرفی "فارین پالیسی" در میان صد روشنفکر پرنفوذ جهان جای دارد واز او گاهی به عنوان برنارد لوییس فرانسوی هم نام می برند.&lt;br /&gt;کتاب جدید و مهم اولیویه روا با نام "غفلت مقدس، زمانه‌ی دین بی فرهنگ" از سوی انتشارت فرانسوی "سوی" روانه بازار شده است. روا در این کتاب سه عامل در‌هم تنیده دین، اجتماع و فرهنگ را بازشناسی می کند و شرایط جدید جامعه جهانی را با عناصر نودینی وارد در این دهکده ارتباطی به‌کنکاش می گیرد.&lt;br /&gt;نگاه او به این سه مقوله با تجربیات محیطی او در منطقه خاورمیانه گره خورده است و در برابر نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون موضع مخالفی دارد، چندان‌که حرکت دینی در جهان معاصر را رو به‌جلو و اصلاح مدام می‌بیند که البته نتیجه‌ای جز جهانی‌سازی گرایش دینی ندارد.&lt;br /&gt;اشکال جدید اجتماعی دین‌باوران به عنوان یکی از نمود‌های جهانی‌سازی گرایش دینی، از دقت نظرهای اولیویه روا در این کتاب است. پدیده‌های دینی در‌حال هجرت و بازیابی هویت جدید‌اند، ولی این هجرت‌ فکر و عمل‌دینی هنوز در بسترهای اجتماعی و فرهنگی ثابتی جای نگرفته است. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;شکاف میان دو سپهر اجتماع و فرهنگ از سویی و دین و دولت از سوی دیگر در روند جهانی‌سازی امروز، اشکال سنتی پذیرش دین و پدیده‌های ان را دچار تحول کرده است و خروج جوامع از بافت سنتی و فرهنگی خود سویه‌های دیگری به دین‌پذیری امروز در جهان می بخشد.&lt;br /&gt;این سویه‌ها از دگم‌ها و مراجع سنتی دین بریده می شود و با تجربه‌های جدید معنوی، شکاف مناسبات سنتی میان مومنان و نمادهای ظاهری و نهادهای اجتماعی دین را به نمایش می گذارد و پیش از انکه گرایش‌های دینی نو، دینی قلمداد شود، فرهنگی قلمداد می شود، فرهنگی که از ریشه دین سنتی جداست !&lt;br /&gt;آداب دینی مومنان جدید گویی بتدریج شکلی عرفی یا قراردادی می‌یابد و گروه‌های هوادار معنویت بی‌انکه به مراجع سنتی دین نیازی ببینند خود را با اشکال جدیدی از رفتار فرهنگی و آیینی تطبیق می کنند که به شکاف هر‌چه بیشتر دین و دولت باور دارد.&lt;br /&gt;بررسی بیشتر این کتاب مهم را باید به زمانی دیگر واگذاشت.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*یا جهل مقدس&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اعتماد ملی: &lt;a href="http://etemademeli.com/1387/11/8/EtemaadMelli/846/Page/7/"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;نگاهي به جديدترين كتاب اوليويه روا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-1175263155955270633?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/1175263155955270633/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=1175263155955270633&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/1175263155955270633?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/1175263155955270633?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/01/blog-post_23.html" title="غفـلـت مــقدس *" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SXoe3rPmprI/AAAAAAAAApk/vd3FB95-XoI/s72-c/Olivier+Roy+SAINT+IGNORANCE.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0QFQ3c6fip7ImA9WxVSEEo.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-2969886887267330630</id><published>2009-01-04T00:53:00.022+01:00</published><updated>2009-01-04T14:21:52.916+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2009-01-04T14:21:52.916+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تک مضراب" /><title>حمام خون در غزه</title><content type="html">&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SV_7Zt4ayPI/AAAAAAAAAnk/MdmBxigcESQ/s1600-h/Gazza.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5287220906787784946" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 140px" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SV_7Zt4ayPI/AAAAAAAAAnk/MdmBxigcESQ/s200/Gazza.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#660000;"&gt;&lt;a href="http://www.lemonde.fr/opinions/article/2008/12/29/un-bain-de-sang-inutile_1136020_3232.html"&gt;Un bain de sang inutile&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;LE MONDE&lt;/strong&gt; 30.12.08&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;Editorial&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;دوستان عزیزی که فرصت دارند و فرانسه می دانند، زحمت ترجمه مطلب لوموند را بکشند&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;L'histoire se répète à Gaza. Une nouvelle fois, l'option militaire été choisie par le gouvernement israélien pour tenter de mettre un terme aux tirs de roquettes qui arrosent son territoire depuis plus d'un mois. Que ces tirs, visant des zones civiles, constituent autant de crimes de guerre ne fait de doute pour personne, même si le nombre de victimes reste limité rapporté au nombre des projectiles tirés depuis 2001. Ils rappellent que, en dépit d'un retrait unilatéral bâclé, en 2005, Israël n'en a toujours pas fini avec Gaza, qu'il continue d'ailleurs d'assiéger &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;ادامه مطلب را در لینک بالا از لوموند دنبال کنید، برخی کامنت‌های وارده خشم‌‌آلود در روزنامه لوموند که نویسنده را به باد انتقاد شدید گرفته است میزان اهمیت مطلب را در این زمانه سکوت رسانه‌ای و عافیت‌طلبی ارباب تصمیم و اصحاب سخن و قلم، نشان می دهد. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;* &lt;a href="http://chedet.co.cc/chedetblog/2009/01/open-letter-to-barack-hussein.html"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;نامه ماهاتیر محمد به باراک اوباما&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;* &lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=811722"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;ترجمه فارسی نامه&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-2969886887267330630?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/2969886887267330630/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=2969886887267330630&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2969886887267330630?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2969886887267330630?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2009/01/blog-post.html" title="حمام خون در غزه" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://2.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SV_7Zt4ayPI/AAAAAAAAAnk/MdmBxigcESQ/s72-c/Gazza.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;C0IARX86cCp7ImA9WxVTF04.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-2353763694626489287</id><published>2008-12-26T02:32:00.020+01:00</published><updated>2008-12-31T14:52:24.118+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-12-31T14:52:24.118+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تک مضراب" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>در آیین کتابخوانی</title><content type="html">&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SVQ02WJ7obI/AAAAAAAAAnE/mi3cVXvYwoI/s1600-h/livre_ouvert.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5283906371077251506" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand; HEIGHT: 114px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SVQ02WJ7obI/AAAAAAAAAnE/mi3cVXvYwoI/s200/livre_ouvert.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://rendane.blogfa.com/post-302.aspx"&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;صاحب عزیز رندانه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از سر لطف خواسته است تا از کتابی که می خوانم بنویسم. خواستم به فقره ای از آنچه پیش روست کوتاه کنم دیدم از دو‌روی صواب نیست: یکم آنکه یک کتاب نیست و چند است، یکی مال تفنن است، یکی اشتغال و پژوهش و دیگری آثاری که می رسانند تا بررسانه بخوانیم و بکاویم.&lt;br /&gt;دوم آنکه دعوت مازاریان عزیز یک بار بی پاسخ مانده و این بار باید جبران مافات کرد و دوگانه ای نوشت برای یگانه !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;1- از باب تفنن، کتاب "ما ومدرنیت" داریوش آشوری را پس از سالها بازخوانی می کنم، مقالاتی خواندنی از ذهنی ماندنی. برخی جستارهای او در این کتاب، بدیع و تحسین برانگیز است، خاصه اگر به تاریخ نگارش برخی مقالات نظر کنی.&lt;br /&gt;شطری از مقاله ی "مدرنیته‌ی انسانی" او می گزینم تا یادی سه‌گانه شده باشد از خواجه نصیر، تامس مور و آشوری و جان کلام در نتیجه پایانی آشوری است: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;... &lt;span style="color:#660000;"&gt;در آرمانشهر اتحاد مطلق با دولت حاصل است، یعنی با نظام قدرتی که مظهر مطلق نظم اخلاقی ست، یعنی نماینده خدا و تازیانه ی خدا بر روی زمین. همچنان که در بهشت زمان و فساد جاری نیست، در آرمانشهر هم همچنین. در تصویری که تامس مور آفریننده ی نامدار "آرمانشهر" (یوتوپیا) از سرزمین آرمانی خویش می دهد، بی زمانی در آرمانشهر چنان است که گویی همه چیز و همه کس نماینده صورت مثالی وازلی و ثابت خویش است. تصویر این جهان کامل و ثابت اخلاقی را که بنای آن بر سیاست است، خواجه نصیر الدین طوسی در اخلاق ناصری چنین بیان می کند:&lt;br /&gt;&lt;em&gt;"اما مدینه‌ی فاضله اجتماع قومی بود که همت‌های ایشان بر اقتنای خیرات و ازالت شرور مقـّدر بود، و هر اینه میان ایشان اشتراک بود در دو چیز، یکی آراء و دوم افعال. اما اتفاق آرای ایشان چنان بود که معتـقـَدِ ایشان در مبداء و معاد خلق که میان مبداء و معاد افتد، مطابق حق بود و موافق یکدیگر.&lt;br /&gt;و اما اتفاق ایشان در افعال چنان بود که اکتساب کمال همه بر یک وجه شناسند و افعالی که از ایشان صادر شود مفروع بود در قالب حکمت و مقوم به تهذیب و تسدید عقلی و مقدر به قوانین عدالت و شرایط سیاست تا با اختلاف اشخاص و تباین احوال، غایت افعال همه ی جماعت یکی بود و طرق و سیر موافق یکدیگر." &lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;&lt;em&gt;&lt;br /&gt;یعنی وحدت ایدئولوژیک و نوعی توتالیتاریسم شرط لازمِ وجودِ مدینه ی فاضله است.&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;ما و مدرنیت. نشر صراط. تهران. 1376. 240&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;2- و اما اشتغال پژوهشی بر دو‌نوع کار‌ِدل است و کار‌گـِل، کار گل فرو می گذارم و در کار دل دستم به کتابی رسیده است تازه نشر با عنوان "مناقشات فرانسوی"، که گفت وگوی دو فیلسوف فرانسوی است. خانم بلاندین کریژل به پرسش‌های الکسی لاکروا پاسخ می دهد.&lt;br /&gt;در بخش "پیشرفت مبتنی بر حقوق" در این اثر سخن از ارنست کانتورویچ به میان آمده است که اول او را باید معرفی کرد. کانتورویچ (1895 آلمان– 1963 آمریکا) متخصص تاریخ اندیشه سیاسی قرون میانه، آلمانی تبار آمریکایی، یهودی مایل به‌راست افراطی است و نظریه او در باب "شاه دوجسمی" کاوشی جنجالی و ماندگار در الهیات سیاسی قرون میانه و تاسیس دولت نوین در غرب است. کانتورویچ با نظریه وحدت متعالی دین و سیاست، قداست الهی بخشیدن به قدرت سیاسی و شخص حاکم، از اندیشمندان موثر بر دولت نازی آلمان بشمار می رود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کریژل که خود منتقد نظریه کانتورویچ است و فرجام نظریه الهیات سیاسی را همان فتنه نازی می داند، در پاسخ پرسشی در باب اهمیت نظریه او می گوید: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;کانتورویچ می دانست که چگونه بدقت ویژگی های الهی سازی قدرت سیاسی را مطرح کند. الهی سازی قدرت بر پایه نظریه قیصر و مسیح با دو جسم شکل می گرفت، جسم معنوی و جسم سیاسی.&lt;br /&gt;در واقع، نظریه کانتورویچ در میان مورخین قرون میانه موجی برانگیخت، چرا که حاوی نظریه انداموار (دین و سیاست -م) قرون میانه بود. این نظریه مبتنی بر الهیات همبسته ای است که دو پایه و بُعد سیاسی و زیبا شناختی دارد و منازعات داخلی قرون وسطی را رد می کند.&lt;br /&gt;نظریه "شاه دو جسمی" پیش از هر چیز یک الهیات سیاسی است. به اعتقاد کانتورویچ، زیر بنای اندیشه پادشاهی ... جسم دوگانه بود: جسم معنوی پادشاه که باقی و نامیراست و جسم سیاسی پادشاه که در پارلمان و شورای سلطنتی ظهور دارد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#000000;"&gt;“Le progrès par le droit” dans «Querelles françaises», Blandine Kriegel , Alexis Lacroix, Grasset, 2008&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;3- و اما از آثار دسته سوم، به مصداق "از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است" به رساله حقوق علی ابن الحسین امام سجاد (ع) بسنده می کنم که این روزها برای انتشار بزبان فرانسه به من سپرده شده تا با تحشیه و تعلیق مستوفا به زیور طبع آراسته گردد، (اینهم از باب ولا تقولن لشيء إني فاعل ذلك غدا – مگویید که من فردا کننده کاری ام / قرآن) !&lt;br /&gt;رساله ای که اگر منسوب به حضرتش هم باشد درسهایی آموختنی برای همه و به ویژه والیان دولت دینی ما دارد و یک اثر کلاسیک در تاریخ و فلسفه حقوق ماست. از منبع که همان "تحف العقول عن آل الرسول" تالیف ابن شعبه حرّانی است، "حقوق رعیت" را بر می گزینم: &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;حق اتباع دولت تو این است که بدانی قدرت تو و ضعف آنها موجب سلطه تست. پس در میان انان به عدل رفتار کن و چون پدرِ مهربان ِ آنان باش و خطای نادانسته انان را ببخش، در کیفردهی شان عجله مکن و خدای را به سبب قدرتی که بر انان یافته ای سپاس گوی.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خاطره و آرزویی کتابی هم دارم که بماند برای بعد !&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-2353763694626489287?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/2353763694626489287/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=2353763694626489287&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2353763694626489287?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2353763694626489287?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/12/blog-post_26.html" title="در آیین کتابخوانی" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SVQ02WJ7obI/AAAAAAAAAnE/mi3cVXvYwoI/s72-c/livre_ouvert.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;DUICQXc5eip7ImA9WxRaFkk.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-7108610913258954029</id><published>2008-12-16T14:57:00.018+01:00</published><updated>2008-12-19T01:46:00.922+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-12-19T01:46:00.922+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تک مضراب" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="یادمان" /><title>غدیر و کفـارات مدنی</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SUe1Y73c48I/AAAAAAAAAmE/z0G0RPkySgw/s1600-h/2_8709251556_L600.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5280388528106955714" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 134px; CURSOR: hand; HEIGHT: 200px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SUe1Y73c48I/AAAAAAAAAmE/z0G0RPkySgw/s200/2_8709251556_L600.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ما امروز در برابر سالگشت هزار و اندی ساله حادثه غدیر ایستاده ایم. این رویداد حیاتی که به اعتقاد بسیاری از شیعه و سنی، مسلمان و مستشرق یک حادثه کلیدی در فهم مبانی حکومت در اسلام است همچنان از نگاه ها مغفول مانده است و هنوز شوائب عوامانه و مراسم آیینی چندان بر ان سایه افکن است که مجالی برای پژوهشهای سیاسی مبتنی بر دو عامل قدرت و انتخاب در نظام حکم اسلامی باقی نمی گذارد.&lt;br /&gt;تقلیل دادن این رویداد به جشن های سالیانه و برگزاری آیین ها و مراسم اجتماعی (که در جای خود نیکوست) و اهلا و سهلا گفتن ها و بخ بخ (بفتح باء و تنوین مکسور خای مشدد) کردن ها راه تحقیق منصفانه در چنین موضوع مهمی را بسته است و گاه بجای تقریب، اسباب تشتت فرق اسلامی و دوری آنان از هم را دامن زده است.&lt;br /&gt;ما ثروتمندان بینوایی هستیم، آنچه که از تاریخ، فرهنگ، میراث و متون که برای بزرگی و سروری یک جهان لازم است را داریم ولی از کاربست مفید و موثر و مبتنی بر خرد روز آنها عاجزیم. شجاعت خوداندیشی و بازنگری را نداریم و به داشته های خود می بالیم بی انکه بدانیم به چه کار امروز ما می آیند. بی آنکه توش و توان کارهای بزرگ علمی را داشته باشیم و جرات پرسش های سهمگین را بخود بدهیم، همچون اطفال خرسندی بر گرد میراث پدران خویش شادی می کنیم، هم را می بوسیم، عقد اخوت می خوانیم و این مجموعه خاک خورده را به هم نشان می دهیم و بجای روفتن غبار زمان، چراغ و ریسه و شمعدان می کاریم و در فراکسیون و بنیاد و مجمع شیرینی می خوریم و هلهله می کنیم.&lt;br /&gt;ما به غدیر و هر رویداد شگفت دیگری که با یک بازخوانی متن و حادثه می توانست سرنوشت ما را دگرگون کند ظلم می کنیم و از آن یک آیین می سازیم تا با بزرگداشت آن بتوانیم اقتصاد و قدرت ناشی از ان را سامان دهیم. ما در مسلمات تاریخی شکل گرفته در ایین هایمان تردید نمی کنیم و از حکمت پیدایش آنها پرسش نمی کنیم یا نقادانه به آثار بجا مانده از بزرگان این آیین ها رو نمی کنیم، چرا ؟ چون احساس نیاز نمی کنیم. ما اطفال خرسند و خوشبختی هستیم که در کسالت تاریخی خود بی هیچ دغدغه پای کوبانیم.&lt;br /&gt;غدیر هم سرمایه ای است که لابد باید با ان کاسبی کرد و کاسبی البته لوازم خود را دارد و بر پایه جذب مدام مشتری استوار است و جذب مشتری هم اصولی دارد که کلیانتلیسم خوانده می شود و کلیانتلیسم یا مشتری سالاری البته همیشه همان سنت رومی نیست که بر پایه قاعده لطف خواجه به مشتری بینوا شکل می گرفته و در برابر داد وستد والیـانه از نوعی حمایت نیز برخوردار می شده است، که امروز قواعد مترقی خود را دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سه سال پیش در همین وبگاه یادداشتی داشتم با عنوان &lt;/span&gt;&lt;a href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2006/01/blog-post_19.html"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;غدیر از آغاز حکمت عملی تا وعظ سیاسی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;که در جاهایی هم بازتاب یافت. مراد من آن بود که بگویم بازبینی مفهوم "قدرت" و کالبد شکافی جسورانه آن در همه ابعاد راه برون رفت ما از این کسالت تاریخی است. غدیر می توانست در ابعادی هزار بار فراخ تر و عمیق تر از انچه به نام انقلاب مشروطه در کشور شناختیم ما را به سرچشمه های مفهومی و نظری قدرت نوین رهنمون سازد، اگر از ان دکانی برای رزق سنتی و کاسبی آیینی و صنفی خود نمی ساختیم.&lt;br /&gt;تامل در قدرت سیاسی و الزامات محیطی و زمانی آن یکی از حیاتی ترین پروژه های مسلمینی است که چشم امید به سروری خویش دوخته اند و ورود در مباحث نظری قدرت و تلاش برای انطباق عملی و خردمندانه ان راه را بر هر گونه کاسبی آیینی و فرقه ای می بندد و مفهوم ولایت را از انحصار صنفی و طبقاتی خارج می سازد و حدود و مرزهای عرفانی و مدنی آن را از هم باز می شکافد.&lt;br /&gt;مسلمین بی جامعه ای مدنی در تعریف بومی و اعتقادی خاص خود و بر پایه نظریه ای سیاسی نمی توانند به جایی برسند و تا به این تعریف نرسند اقتصاد و اجتماعی توانا هم نخواهند داشت و تا این سه نباشد هر چه از علوم دقیقه، طب و اتم و پژوهش و جشنواره و جایزه و نشان و مرد سال و هفته و ماه از دست و زبان ایشان تراوش کند بازیی بیش نخواهد بود که به کار سرگرمی عوام می آید و اسباب رونق ارتزاق نخبه ناگزیر.&lt;br /&gt;تعریف این جامعه مدنی که تار وپود امروزین آن در جای جای مدرنیته فلسفی - سیاسی ریشه دارد بی فروتنی و رجوع به سنت دیگران امکان پذیر نیست و در تضارب آرا و حوادث این خانه با دیگران است که می توان به یک جمع بندی خردمندانه اجماعی رسید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز ما بر سر میراث هزار و اندی ساله غدیر هلهله و بر خسارت فقدان آن مویه می کنیم بی انکه بدانیم که مبانی مورد نیاز جامعه مدنی - سیاسی ما چیست و فراهم کردن آن چگونه است. من ایرانی مسلمانی که در انتهای میراث و تبار تاریخی خود ایستاده ام امروز از اینکه در سالگشت این حادثه تاریخی، یکی از بزرگان دینی جامعه با پیشینه اداره کشور هنوز بر سر پیمان با مردم مردد است و مایل به تمیز جامعه مدنی از جامعه ولوی نیست خجلت می برم و شرمگینانه سر در جیب تامل فرو می کنم.&lt;br /&gt;اینکه یکی از رجال دین و سیاست کشور ما با سی سال تجربه حکومت اسلامی و صرف هزینه های بسیار، امروز به رییس قوه مقننه توصیه کند (هرچند به مزاح) که نماینده مجلس در صورت شکسته شدن سوگند قانونی و غفلت از عهد خود با مردم در انجام وظایف قانونی اش، بجای التزام عملی به قانون و پاسخگویی به مردم یعنی بانیان همین جامعه مدنی، کفاره شکستن قسم خود را در صندوق کفارات مجلس بریزد، خسارت بزرگی است که محصول غفلت از پیام همین غدیر است.&lt;br /&gt;تقلیل دادن مفاهیم بلند و رسای قانون، التزام قانونی، مردم، آرای جمهور، اعتماد، توکیل، تقنین، مسئولیت، خطاپذیری، پاسخگویی و ... به مفهومی صرفا اعتقادی بنام "کـفـّاره" با کاربردهای شخصی و سنتی آن یک ظلم آشکار به جامعه مدنی و پیمانی است که نبی مکرم اسلام در غدیر سنگ بنای ان را با مردم گذاشت. آواز یک تفسیر کهنه کاسب مآبانه از یک اصل مترقی اسلامی که می توانست روزگار گذشته ما را دگرگون کند امروز همچنان بلند است. غدیر معنایی بلندتر از ان دارد که به تفسیر مندرس و خاص و منافع صنفی طبقه ای ممتاز منحصر شود !&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-7108610913258954029?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/7108610913258954029/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=7108610913258954029&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/7108610913258954029?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/7108610913258954029?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/12/blog-post.html" title="غدیر و کفـارات مدنی" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://1.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SUe1Y73c48I/AAAAAAAAAmE/z0G0RPkySgw/s72-c/2_8709251556_L600.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;Ak8DQn0zeCp7ImA9WxRXEkk.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-3379294129392217754</id><published>2008-10-13T12:13:00.008+02:00</published><updated>2008-10-17T15:07:53.380+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-10-17T15:07:53.380+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سیاست" /><title>والزر و اخلاق جنگ عادلانه</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5256579659552354018" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SPMfWY0pbuI/AAAAAAAAAi4/ZgF2TV05fdg/s200/Michael+Walzer3.jpg" border="0" /&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;مایکل والزر در فلسفه سیاست آدم سرشناسی است و نام او در کنار نام ساندل و مک اینتایر اردوی فیلسوفان اجتماعی امریکا را تشکیل می دهد. این فیلسوف آمریکایی (متولد 1935 نیویورک در خانواده ای یهودی) که در "مطالعات پیشرفته" دانشگاه پرینستون درس می دهد، استاد ممتاز اخلاق سیاسی است.&lt;br /&gt;از او تاکنون کتابهایی چند نشر یافته که شاید مهمترین انها تز او در جنگ عادلانه است. او نظریه پرداز اخلاق در جنگ است و بنا بر این از همین جا می توان دریافت که در راهبردهای جنگی امریکای امروز، نظرات او قابل اعتناست.&lt;br /&gt;من البته پیش از این و به سایقه مطالعات شخصی قصد داشتم برای شما از او در حوزه دین وسیاست چیزی بنویسم. والزر اثری دارد که به اخلاق پروتستان و رادیکالیسم سیاسی در متن اخلاق دینی می پردازد که از نگاه من کتابی مهم و سخت تامل انگیز است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;مجله فلسفی فرانسه در شماره ماه سپتامبر خود به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یادداشتی از این فیلسوف پر اوازه دارد که با عنایت به اوضاع روز جهان دریغ ام امد شما را خبر نکنم.&lt;br /&gt;عنوان این یادداشت چنین است: "&lt;em&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;هیچ رییس جمهوری به یک کشور مسلمان دیگر حمله نخواهد کرد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;". والزر در این مورد سه نکته در باب: موضع گیری درست در برابر ایران، عراق و دارفور- مهاجرت – مناقشه فلسطین و اسراییل نگاشته است که موضوع اول از این سه، منظور نگارنده است.&lt;br /&gt;او تصریح می کند که مخالف جنگ آمریکا علیه عراق بوده چرا که ان را ناعادلانه و بی فایده می دانسته است و شاید از همین روی معتقد است که به دشواری می توان گفت پس از پنج سال امریکا چه باید بکند.&lt;br /&gt;او که در جبهه اوباما جای می گیرد از وعده این نامزد آمریکایی برای بیرون کشیدن نیروها از عراق در سال 2009 دفاع نمی کند و آن را با توجه به شرایط درونی عراق نامحتمل می داند.&lt;br /&gt;والزر معتقد است همین که اوباما پیروز شود در خواهد یافت که نه تنها کردها که سنی ها، دولت شیعه عراق، مصریها، کویتی ها، سعودی ها، ترکها و اسراییلی ها هم با این برنامه اوباما برای خروج نظامیان امریکایی از عراق موافقتی ندارند.&lt;br /&gt;از نظر این فیلسوف، تا زمانی که دولتی مستقر و با ثبات در عراق بوجود نیاید، نیروهای آمریکایی باید در این کشور باقی بمانند.&lt;br /&gt;جمله کلیدی والزر اما در مورد دارفور سودان به قلم می اید و آن اینکه هر یک از این دو نامزد اگر به کاخ سفید روند بیش از امروز موافق حمله نظامی به سودان خواهند بود، اما "هیچ رییس جمهوری (آمریکا) به یک کشور مسلمان دیگر حمله نخواهد کرد".&lt;br /&gt;والزر معتقد است که ما دیگر نباید جنگی را آغاز کنیم، هر کشوری حاضر به قشون کشی است آغاز کند وآمریکایی ها او را حمایت مالی و تدارکاتی می کنند !&lt;br /&gt;در مورد ایران والزر معتقد است که هنوز برای پیش بینی یک جنگ پیشگیرانه علیه تهران زود است و راههایی برای اعمال فشارهای سیاسی – اقتصادی علیه تهران مانده که یا ما نیازموده ایم یا خیلی جدی نبوده است.&lt;br /&gt;آنچه مهم است تشکیل یک جبهه مقتدر و مستحکم دیپلماتیک علیه ایران است که بتواند طرح های تسلیحات اتمی ایران (تعبیر والزر) را سد کند و این جبهه که باید با همین ترکیب امروز قدرتهای کنونی طرف مذاکره با ایران تشکیل شود در صورت امکان روسیه و چین را هم باید در بر بگیرد.&lt;br /&gt;به اعتقاد والزر باید سرسختی نشان داد – نه به این معنا که سرسختی در ذات خود خوب است – بلکه از این روی که شدت عمل بهترین راه برای پیشگیری از یک جنگ دیگر است !&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-3379294129392217754?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/3379294129392217754/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=3379294129392217754&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3379294129392217754?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/3379294129392217754?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/10/blog-post.html" title="والزر و اخلاق جنگ عادلانه" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://4.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SPMfWY0pbuI/AAAAAAAAAi4/ZgF2TV05fdg/s72-c/Michael+Walzer3.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;AkYMQHo9fip7ImA9WxRREkU.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-8022534773891167913</id><published>2008-09-24T15:54:00.007+02:00</published><updated>2008-09-24T22:29:41.466+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-09-24T22:29:41.466+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>با هگل در لووَن</title><content type="html">&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5249588616876136690" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SNpJCJXWGPI/AAAAAAAAAXw/dc3Vkb3H2q8/s200/Hegel.bmp" border="0" /&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;سفری داشتم به شهر لووَن بلژیک، کنگره ای بود آراسته از سوی انجمن جهانی هگل که خلاصه خبر آن را در خبرگزاری جمهوری اسلامی"ایرنا" می خوانید، با این تفاوت که کنگره در بروکسل نبوده و در شهر لووَن برگزار شده است:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;a href="http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-156/8706282540155055.htm"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;بيست و هفتمين كنگره بين‌المللي انجمن جهاني هگل در بروكسل برگزار شد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-8022534773891167913?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/8022534773891167913/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=8022534773891167913&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/8022534773891167913?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/8022534773891167913?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/09/blog-post_24.html" title="با هگل در لووَن" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://3.bp.blogspot.com/_cnOuY0HpJvk/SNpJCJXWGPI/AAAAAAAAAXw/dc3Vkb3H2q8/s72-c/Hegel.bmp" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;DkIGRnY6eyp7ImA9WxRQFkU.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-2217828488402447324</id><published>2008-09-16T18:54:00.009+02:00</published><updated>2008-10-11T02:22:07.813+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-10-11T02:22:07.813+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>در آرزوی عدالت قدسی</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#cc0000;"&gt;این مطلب پیش از این و به دعوت &lt;a href="http://www.baran.org.ir/?sn=news&amp;amp;pt=full&amp;amp;id=1099"&gt;&lt;span style="color:#6600cc;"&gt;سایت باران آقای سید محمد خاتمی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; انتشار یافته است و این بار در اینجا به مناسبت سالروز شهادت کامل ترین نماد عدالت قدسی امام علی علیه السلام بازنشر می شود.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ورود در عرصه های کلان مفهومی و نظری کار دشواری است و عدالت یکی از این مفاهیم است که بی تحدید و ورود به جزییات ان نمی توان تصویری بایسته از مسئله بدست داد. بر همین نمط آرزوی عدالت نیز آرزویی دیرپا و دوردست است و از قضا در همین دیری و دوری مفهومی است که هر تعریفی از عدالت شده است.&lt;br /&gt;ما در این فرصت اندک در پی چیستی و چرایی "عدالت قدسی" بر می آییم که یکی از اشکال کلان عدالت و متمرکز در قرون میانه است ولی در زمانه ما به اقتضای آثار و احوال و در برابر "عدالت عرفی" دوباره سر بر کشیده است و ارزش تامل دارد.&lt;br /&gt;پیچیدن در این مفهوم آن اندازه مهم است که به سبب ریشه های غایت انگارانه و موعود گرایانه خفته در آن، هر نوع بی توجهی ممکن است مقدرات بشر امروزین را به دست سرنوشتی ناگوار بسپارد و با بستن باب عقل و گشودن باب کشف در عرصه سیاست، جهان را به اراده اجرای عدالت موعود و انتقام روز بازپسین بدست انسان هدایت کند.&lt;br /&gt;فرض ما آن است که اجرای عدالت به سبب وجود عنصر قدسی در این مفهوم کاردینال، تشبه به فعل خداوند است و تشبه کامل به فعل خداوندی از حوزه اقتدار و اختیار انسانی خارج است، پس بنا بر این اجرای عدالت تامه یا قدسی در این جهان ممکن نیست.&lt;br /&gt;آرزوی عدالت آرزویی دیرینه است و کمال ارزوی بشر تحقق کمال عدالت است. این آرزو با ریشه های آسمانی عدالت پیوند خورده است. عطش انسان به دریافت ناممکن، تلاش برای دست یابی به همه پاره های عدالت و جلوه های الوهی آن در این جهان را در پی داشته است.&lt;br /&gt;عدالت انسانی یعنی همان که در جمهوری افلاطون، رساله قوانین او و به ویژه سیاست ارسطو و در مبانی انسانی ادیان توحیدی آمده ولی با این همه، تلاش و آرزوی انسانی برای دست یابی به ناموس قدسی عدالت همیشه برقرار مانده است.&lt;br /&gt;بار قدسی عدالت در همه جلوه های آن از مسئله قدرت در اجرای عدالت تا آثار اجتماعی آن از بازداری توسل انسان به شر تا برقراری برابری و همگونی میان آحاد جامعه هویداست.&lt;br /&gt;"ناموس قدسی عدالت" یا تئودیسه تعبیر دیگری از عناصر استعلایی این مفهوم است که تصرف و تحقق تمامیت عدالت را از دسترس بشر خارج می سازد، تصویری از عدل الهی در ذهن انسان که ریشه های آرمانی دارد و برای تحقق انتقام بزرگ یا پاداش عادلانه موعود، با اندیشه های موعود گرایانه نیز پیوند می خورد.&lt;br /&gt;بر این نمط همه عناصر عدالت تحقق پذیر نیست و بشر آرزومند ناگزیر باید به انتظار روزی بنشیند که دستی از غیب برون اید و کاری بکند.&lt;br /&gt;گویا با همین دغدغه است که ریکور فیلسوف هم عصر ما نیز رساله ای با نام " امر بایسته" نگاشته و در ان مقاله ای با عنوان "آیا یک نظریه کاملا عملی از عدالت ممکن است ؟" اورده است.&lt;br /&gt;رساله معروف "تئودیسه" یا عدل الهی لایب نیتس فیلسوف قرن هفده آلمان با بررسی مسئله "اصل بنیادین شر" ناظر به همین معناست، مفهوم تئودیسه مرکب از "تئوس" و "دیکه" یونانی به معنای خدا و عدل محدود به لایب نیتس نیست و پیش از او به عنوان مفهومی مهم در الهیات مسیحی در آثار آگوستین قدیس و سن توما داکن هم آمده است.&lt;br /&gt;هر چند ریشه های کلامی این مفهوم با نگاهی به مراجع بالا امروز نادیده نمی تواند گرفته شود ولی این مفهوم بعدها نه الزاما از راه الهیات که به سبب بار اخلاقی مفهوم "شر"، از حوزه اخلاق به حوزه سیاست کوچیده است.&lt;br /&gt;با این همه این مفهوم سیاسی دست کم از دو سو مفهومی قدسی یا به معنای اخص مفهومی کلامی است: اول از ان باب که با مفهوم "شر" پیوند دارد و شر از هر نوع آن (عدمی، نقیصه و یا موجود) مفهومی متافیزیک است چرا که بی وجود شر، "لطف" الهی مفهوم نیست و دوم آنکه تئودیسه به عنوان مفهومی الهی – سیاسی با "مشیت" الهی پیوند دارد که ناظر به سرنوشت انسان و جهان و تقدیر آن دو است و عدالت این جهانی گرته ای از آن عدالت الهی است.&lt;br /&gt;شاید از همین روست که "شر" به عنوان مبنای "عدل" از آغاز نشو و نمای الهیات سیاسی تاکنون موضوع مشترک در "شهر خدا" و "شهر انسان" بوده است و به تعبیر ماکس وبر همین تئودیسه به عنوان مسئله ای که منشاء دینی دارد تا زمان ما بدرازا کشیده است.&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;این روند کمابیش مشابه در تاریخ مفهومی عدالت در اسلام قابل رد یابی است. "تامین رضای خدا" در اجرای یک حکم انسانی و در یک نظام حقوقی مبتنی بر دین مصداق عمل به "ما انزل الله" است و واژه های محتسب و حسبه در فرهنگ و قضای اسلامی مستفاد عرفی دستگاه حساب رسی حضرت رب الارباب است.&lt;br /&gt;دامنه این تشبه و تلاش برای همانندی در اجرای عدالت در اسلام تا جایی است که تامین عدالت اسلامی و صدور احکام قضا در صلاحیت و قدرت شخص حاکم (یا فقیه اعلی) خلاصه می شود.&lt;br /&gt;در میان اهل سنت و با تشکیل خلافت اسلامی گذار این مفهوم از یک پوشش تمام قدسی به پوششی عرفی با تشکیل خلافت صورت می گیرد و در خلافت اسلامی دوره عثمانی این روند عرفی شدن قضا، کمال می پذیرد.&lt;br /&gt;ولی در نظام حکم شیعی و در سلسله های حکومتی آن اعتقاد به امام (اعم از معصوم و غیر آن) و حضور او به عنوان تنها واسطه فیض الهی شایبه این تشبه قدسی را همچنان محکم نگاه می دارد، به ویژه که در روایتی از آن، هر گونه حکومت زمان غیبت غصب و جور محسوب می شود و بنا بر این اجرای عدالت منحصر به دو امر ضرورت ناپیدا (حضور امام) و محال (حکومت در زمان غیبت) است.&lt;br /&gt;در سنت مسیحی، عدالت در کنار سه فضیلت "حزم"، "اعتدال" و "قدرت" از فضایل بزرگ اربعه است که به عنوان "فضایل کاردینال" شهرت دارند، چهار فضیلت کاردینال با سه فضیلت تئولوگال یعنی "ایمان"، "امید" و "احسان" هفت اصلی است که راهبر امیال و رفتار انسانی و هدایت او به کمال اخلاقی است.&lt;br /&gt;بنا بر این درآمیختگی و پیوند مفهوم عدالت با ایمان و در مفهومی فراتر "امر قدسی" با مراجعه به متون کلامی در سنت یهودی – مسیحی غرب و سنت اسلامی شرق برای ما جای چند وچون باقی نمی گذارد.&lt;br /&gt;در این تاریخ مفهومی و حتی تجربه حقوقی دو مکتب فرانسوی و انگلیسی ، به گمان من تفاوتی چندان نمی کند که ما ریشه تعریف عدالت را به اصل عدالت سیاسی و اخلاقی ارسطو برگردانیم تا "همبستگی اجتماعی" را از ان مراد کنیم یا در همان تفسیر ارسطویی این مفهوم، در پی "خیر عامه" باشیم و یا اینکه آن را به اصل اخلاقی کانت برگردانیم که محور و اساس نظام اجتماعی و سیاسی امروز غرب است.&lt;br /&gt;در همه این موارد عنصر استعلایی عدالت که ریشه در اخلاق دارد و دور از هوای انسانی بر فراز هر مصلحت دیگری قرار می گیرد قابل شناسایی است.&lt;br /&gt;روی دیگر عدالت "ظلم" است، ظلم منشا حضور عدالت در زندگی ماست. ظلم نیز مفهومی فرادست است و بقول حکما "صادر الهی" است و ریشه آن را باید در "بنیاد شر" جست که شرح آن در این مقال ممکن نیست.&lt;br /&gt;پی جویی عدالت در نظامهای سیاسی از دو شکل عمده خارج نیست: دسته اول شامل نظامهایی است که به بنیاد دینی عدالت توسل می کنند و ریشه های این فضیلت پایه را مستقیم به متون دینی می رسانند، فعل این دسته از نظام های سیاسی تلاش هر چه بیشتر و ناب تر برای تشبه هر چه دقیق تر به فعل خداوندی است.&lt;br /&gt;دسته دیگر شامل نظامهایی است که بر پایه قرارداد و شیاع عرفی ارزشها، تعیین حقوق و قوانین و در نتیجه اجرای عدالت می کنند. تلاش راولز فیلسوف سرشناس عدالت در زمانه ما در همین دسته جای می گیرد او می کوشید تا این مفهوم و نظریات مربوط به ان را هر چه زمینی تر کند و از همین روست که عدالت را نه پدیده ای متافیزیکی که مفهومی سیاسی می داند. عدالت در این قاموس امری عرفی است و با شاقول جهان غیب تراز نمی بندد.&lt;br /&gt;در هر دو دسته، کمال عدالت انسانی تلاش برای راز زدایی از ظلمی (شر) است که فراتر از آثار ظاهری آن در اجتماع قرار می گیرد، آرزوی دست یابی به ابعاد مکنون امر ناعادلانه، همان کوشش برای دستیابی به گوهر قدسی عدالت است که در دسترس انسان نیست.&lt;br /&gt;در این منطق کشف حقیقت تامه همان اجرای عدالت قدسی است و کدام حقیقتی است که به تمامه بر ما روشن شود و کدام انسانی است که بتواند بر همه زاویه های تاریک حقیقت پرتو بیفکند و در آن رهگذر تاریک بتواند شاهد دل ربای عدالت را تصاحب کند !&lt;br /&gt;در یک تفسیر قدسی از عدالت، ارتکاز همه اسباب و انگیزه ها برای نیل به مرحله ای از خلوص و در نتیجه ارتکاب هر چه ناب ترعدالت ضروری است و از انجا که اجرای عدالت بیش از انکه به صفات جمال خداوند نزدیک باشد (استدلال مدافعان آن است که اگر بنا بر نزدیکی به صفات جمالی در اجرای عدالت بود، سامان اجتماع از دست می رفت) به صفات جلال خداوند نزدیک تراست، داعیه خلوص هر چه بیشتر و اجرای هر چه ناب تر آن مستلزم وجود خشونت عریان تری است !&lt;br /&gt;این رادیکالیته پنهان در اجرای انسانی عدالت قدسی محصول همان تلاش انسانی برای تشبه به فعل خداوندی و تحصیل صفات جلالی خدا در رفع ظلم است، کاری که به کمال برای انسان میسور نیست و گاه تا عکس خویش یعنی انهدام مبانی حقوقی همین انسان پیش می رود و این قاعده در هر نوع از عدالت جاری است.&lt;br /&gt;همه راز بازگشت انسان عصر جدید به مفهوم مدرن عدالت در این مسئله نهفته است، صیرورت مفهوم عدالت مبتنی بر حقوق طبیعی از عصر زایش فلسفی ان در آثار یونانی تا مفهوم لیبرال آن در آثاراندیشمندان معاصر شاید در یک جمله خلاصه می شود:&lt;br /&gt;ما انسان ایم و جمال کامل حقیقت از ما رخ نهان می کند و ناگزیر دست ما از اجرای عدالت قدسی کوتاه است. اجرای عدالت قدسی را به صاحب ارض ملکوت و مالک یوم موعود بسپاریم و برای دست یابی به عدالت انسانی با همین موازین عرفی و قراردادی میان خود بکوشیم تا مرتکب بی عدالتی بزرگتری نشویم !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-2217828488402447324?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="related" href="http://www.baran.org.ir/?sn=news&amp;pt=full&amp;id=1099" title="در آرزوی عدالت قدسی" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/2217828488402447324/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=2217828488402447324&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2217828488402447324?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/2217828488402447324?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/09/blog-post.html" title="در آرزوی عدالت قدسی" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;C0IMQno5fCp7ImA9WxdUGU4.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-6072146013376534525</id><published>2008-07-25T21:06:00.022+02:00</published><updated>2008-08-05T12:19:43.424+02:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-08-05T12:19:43.424+02:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تک مضراب" /><title>احساس پژوهش</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به مناسبتی در اینترنت فارسی در جستجوی موضوعی فلسفی بودم، هر چه بیشتر می گشتم نومیدتر و از هر طرف که رفتم جز حیرتم (و کذا وحشت فی سایر النسخ) نیفزود. نه آنکه اینترنت چندان جای مناسبی برای تحقیقات عمیق هست ولی دست کم می توان از گوشه آیینه، ایوان و رواق را دید. اگر بدانید (می دانید) چه همه موضوع و عناوین عجیب و غریب، غربی و شرقی در ربط با اندیشه اسلامی و اسلام و انقلاب یافت می شود !&lt;br /&gt;گاه هر چه عناوین مقالات بلند تر و پیچیده تر است متن مقالات به ابتذال بیشتر می گراید، تازه گاهی منابع و ماخذ هم از نوشته صاحبان ارجمند همین مقاله ها اعتبار می گیرد، از بس که وزن علمی و شان تحقیقی کار&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بالاست !&lt;br /&gt;حقا که کلیات ابوالبقا از این همه پراکنده نویسی و آشفته گویی آبرو یافته است. قرار بود در خدا، رسول، امام، انقلاب و ارزشهای دینی مردم ما در این سالها تحقیق شود ولی نه با این همه نبوغ !&lt;br /&gt;در این سالها کمتر موضوعی را در حوزه علوم انسانی می توان یافت که بدست صاحب قلمی و به مدد اینترنت و انبوه نشریات فارسی با موضوعات پیش گفته نسبت نیافته باشد. شکر خدا همه چیز هست، نعمت تا بخواهی فراوان است، کشور هم کان اندیشمند و دکتر شده است، شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت !&lt;br /&gt;در همین جستجوها بود که خواندم مردی از دانشگاهیان ما همه جریان اندیشه غرب را به یهود و صهیونیسم فروکاسته و گفته است از انجا که هگل ناقد اندیشه های کانت است پس باید گفت که اندیشه مسیحی بر اندیشه یهودی غالب شده است و اصلا با اندیشه هگلی می شود حساب کانت یعنی تمامیت غرب را هم رسید!&lt;br /&gt;بعد هم از این رهگذر تکلیف یهود و مسیح سیاسی و اسلام و انقلاب چنان در هم تنیده می شود که لابد سرآخر جایگاه اندیشه غربی و انقلاب اسلامی روشن تر از روز می شود (یعنی باید بشود) ... جل الخالق از این همه استعداد و انکشاف!&lt;br /&gt;این همه احساس پژوهش (بخوانید پژوهش های احساسی) شاید در دهه اول انقلاب با ضرورت های وقت کمی طبیعی به نظر می رسید و شاید جملگی از نسل من و از سر تکلیف مرتکب شده است ولی ارتکاب امروز این همه نابخشودنی است.&lt;br /&gt;من بر این گمانم که به یمن انقلاب و اسلام سفره ای برای برخی گسترده است پر نعمت، و همین برخی ِاین خوان، یا آن اندازه گرفتار امور دنیای خویش اند که بر رطب و یابس این یافته ها (بخوانید بافته ها) و حواشی آن آگاهی ندارند یا به فراست و تیزی ضعف و نیاز برخی رجال ما را دریافته اند و چون این سفره زیاده رنگین است، اصولا قرار نیست بر این سره و ناسره آگاهی داشته باشند.&lt;br /&gt;آنچه از نظر ایشان اهمیت دارد این است که باید برچید و خورد، چه اهمیت دارد چه میخوری، چه را با چه میخوری، ممکن است سردی و گرمی عارض شود، صفرا و سودا غالب شود، علت فضلا عود کند، مبادا بر این همه دانش و معلومات جهان باد قولنج بیفتد یا منظومه علم و کمال به نقرس و داءالکلب مبتلا شود... مهم نیست، بخور و بگو انا رب الابل !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تازه آگاهی که همیشه (یا اصلا ؟!) خوب نیست، اگر خوب بود که اکثر اهل&lt;br /&gt;بهشت از ابلهان نبودند، پس زیاده کند و کاو نکن که از سر این خوان ترا نرانند و به ناکجایی کیشت ندهند، فلانی را ببین که نانش زهر مار شد ! کاری به کار این حرف ها نداشته باش، تو که صاحب تشخیص نیستی، مرجع تشخیص جای دیگری است، تو سرت را پایین بینداز و کار کن ! بیشتر هم می خواهی کار نو کن. نو هم عیار ندارد، همین اندازه که نو باشد کافی است. ببین چه اندازه کار شده !&lt;br /&gt;زنهار که منظومه علم سریع در گذر است، مجلات آی.اس.آی منتظرند، کارگزینی و ارزشیابی دانشگاه هم منتظر امتیازات است. همه جهان به ما چشم دوخته اند که فی الجمله ما می توانیم حرف جدیدی بزنیم یا نه ؟ باید حرف نو زد از چه قماشی و با چه وزنی چندان مهم نیست. اگر بشود روح هگل را به احوال باطنی میرزا یدالله لحاف دوز اعلی الله مقامه بدوزی و یا ملاصدرا را به یک جای ناچسب هیچکاک و لویی دوفونس پینه کنی و یا در قوطی هر عطاری بدنبال هرمنوتیک گادامر بگردی، باید چنین کنی، شاید شد چنانکه برخی کردند.&lt;br /&gt;خیلی منتظر خیر و شر داستان هم نباش، از قدیم هم گفته اند که بزرگان در زمانه خود شناخته نیستند. شما بنویس، نترس، اگر صدایی بود بعد در می اید، بعد هم که ما نیستیم، به هر چه بدتر قدما که نشستند و با قناعت زیستند و نوشتند و دنیای امروز ما را آباد کردند، می خواستند زرنگ باشند. تازه با گذشتگان مگر چه کرده اند که با ما بکنند؟ امروز مگر مردم چقدر فرق همایی و قزوینی و مینوی و اقبال را با هم می دانند، تازه ما کجا و همایی کجا، هر وقت خاک از سر مقبره همایی برگرفتند به ما هم می رسند، کثرالله امثالنا.&lt;br /&gt;هر روز ممکن است نسخه ای تازه به بازار اید و بحث و جدالی نو و تا این دسته از محققین تکلیف ان نسخه را مشخص کنند، آن دسته با نسخه ای دیگر از راه رسیده است والی الابد این جماعت با نسخه های قدیم و جدید و روایات مقبول و صحیح و حسن و ضعیف دست به گریبانند. شما وسط این شلوغی ماست خودت را بخور ! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بررسی سلسله رجال هم عمر نوح می خواهد تا تکلیف حسن و قبح افعال گذشتگان و کذا ثقه و ممدوح و علیل بودن ایشان را روشن کند و تازه روشن هم بشود انقدر ادم هست که به ما نمی رسد، تازه هزار عیب و علت دیگر هم هست، می شود گفت زمانه مناسب نبود، تقیه کردیم، مصلحت بود، اگر ما نمی کردیم دیگری می کرد و ... ما باید آش خودمان را هم بزنیم، ما کاری به کسی نداریم، پروژه ها را باید بست و پولها را باید گرفت.&lt;br /&gt;نگران بند وبست اجزای تحقیق هم مباش، دو سه بار که بخوانند روان می شود، اگر هم نفهمیدند که چه بهتر حتما فضل تو بیشتر است. فقط از دو نکته کلیدی غافل مشو: یکم آنکه تا می توانی در این تحقیقات از اسلام و ولایت بیشتر مایه بگذار (استفاده ابزاری از این دو مفهوم) و دوم اینکه هر چه نفرین و ناسزاست روانه غرب ملعون کن، مبادا سوا کنی، یادت باشد غرب همه اش بد است. نگران فردا هم مباش، زندگی خرج دارد آقا ...&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;بگذریم ...، من که تردید دارم این همه فضل که از صدر و ذیل ما سر ریز کرده است برخاسته از نیازی علمی، دردی اجتماعی و یا گمشده اهل تحقیق باشد. فضلای ما بی آنکه بدانند می دوند، بهتر بگویم نیاز می دواندشان و هر روز بر انبوه مشکلات رنگارنگ مردمی دست به گریبان که به عبث چشم به نخبه های خویش دوخته اند افزوده می شود. مجالی دراز می خواهد تا بازار تحقیق این زبدهای بر سر آب مانده را از جریان خروشان علم بیرون کند!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عرض خود می برند و زحمتی افزون می کنند.&lt;br /&gt;&lt;em&gt;فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-6072146013376534525?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/6072146013376534525/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=6072146013376534525&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6072146013376534525?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6072146013376534525?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/07/blog-post.html" title="احساس پژوهش" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;D0YERXk4eCp7ImA9WxZXFEo.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-717521848742114597</id><published>2008-03-02T17:15:00.003+01:00</published><updated>2008-03-02T17:25:04.730+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-03-02T17:25:04.730+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>واکاوی حیات عیسای هگل</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5173179133591725346" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_cnOuY0HpJvk/R8rTA2kypSI/AAAAAAAAAT4/bHyx249Cv_c/s200/hegel.jpg" border="0" /&gt; &lt;span style="font-size:78%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;وعده کرده بودم به رساله حیات عیسای هگل بپردازم و این وعده در کنار اشتغالات روزانه با کسالتی نابهنگام نیزهمراه شد و به تاخیر افتاد. دوستانی از هرمنوتیک عیسی با حسن نظر استقبال کرده اند و آن را بازتابانده اند، من از ایشان ممنون ام. نیز از همه عزیزانی که از سر لطف در این مدت و برای پیگیری این بحث مکرر به این پایگاه سر زده اند پوزش می طلبم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;***&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;تاملات دین پژوهی هگل مربوط به دوره خاصی از حیات او نیست و از دوره جوانی تا پایان عمر او به درازا انجامیده است چندانکه "فیلسوف دین" یکی از شهرت های غالب هگل است، با این همه رسایل دوره جوانی او جای خاصی در آثار هگل دارد و از حیث ساخت و ساز مفاهیم دوره های بعد، کلیدی است.&lt;br /&gt;آثار هگل در هر سه دوره توبینگن (1788-1793)، دوره برن (1793-1796)، و دوره فرانکفورت (1797-1800) پیرامون پدیده ظهور و تشریع دین دور می زند.&lt;br /&gt;در میان این آثار، رساله "حیات عیسا" موضوع بحث اجمالی ماست. پیش وپس از این رساله نیز، تاملات او در دو دوره توبینگن و برن نیز تاملاتی دین محور است. رساله "حیات عیسی" از آثار دوره برن هگل تفاوت هایی با رسایل دوره های گذشته و پس از آن دارد که جای شرح دیگری می طلبد.&lt;br /&gt;پاره یادداشت های هگل در دوره برن هیچگاه توسط خود او منتشر نشد و اولین اثر منتشره ای که نام هگل را بر خود دارد در سال 1801 انتشار یافته است و در میان آثار جوانی تنها رساله "حیات عیسا"ست که در فاصله ماه مه و ژوییه 1795 نگاشته و بطور کامل به دست ما رسیده است. مرجع اصلی پاره نوشته های این دوره ها نسخه "نول" است که بر اساس دست نوشته های موجود در کتابخانه سلطنتی برلین انتشار یافته است.&lt;br /&gt;تصویر دین در دوره بعد (دوره فرانکفورت) با ترسیم یک نمای سلسله مراتبی (هیرآرشیک) برای هگل شفاف تر از دوره های پیشین است، دین مبتنی بر خردورزی و آزادی (یونان) بر سر مخروط و دین تشریعی مطلق (یهود) در قاعده آن است، دین مسیح در این میانه است.&lt;br /&gt;در این میانه آموزه های اخلاقی کانت بازیگر اصلی در تعیین جایگاه دین مسیح برای هگل است و میزان دخالت این اموزه هاست که در فضای گفتمان دوره روشنگری، دامنه های دین مسیح را به سر هرم (آزادی یونانی) و یا به قاعده آن (جزم های یهودی) پیوند می زند.&lt;br /&gt;در این آثار دین مسیح به عنوان دین اخلاق در برابر دین یهود قرار دارد که مظهر استبداد و رقیت است، در بند تظاهر است، مروج خرافه است و خود مسیح مظهر عقل عملی و مثل اعلای دین اخلاقی است.&lt;br /&gt;در دوره برن اگر نقدی هم بر مسیحیت وارد است از نگاه هگل نقدی است که با نگاه حسرت آلود او به یونان و "مذهب عامه" آن گره خورده است.&lt;br /&gt;مسیحیت از ان رو مورد انتقاد هگل است که از سرچشمه های حیات و حکمت عملی دور می شود و عناصری خارجی را بر اقتضائات این خرد عملی یا سنت ملی (ارجاع به مذهب یونان) بار می کند.&lt;br /&gt;خارجیتی که بر عناصر "ملی" یا "اخلاقی" دین بار می شود از نظر هگل در این دوره "پوزیتیویته" نام می گیرد. پوزیتیو بودن منافات داشتن با عناصر اساسی خرد عملی است و این تنافی با جوهر اختیار انسانی یا اخلاق است.&lt;br /&gt;این پدیده به زبان فارسی اغلب به "ایجابیت" ترجمه شده که از نظر من ترجمه رسایی نیست (ترجمه باقر پرهام را بیشتر می پسندم، او البته بجای واژه تشریع در ترجمه اثر هگلی، گاه "ایجابی" و گاه "استقرار شریعت" آورده است).&lt;br /&gt;محصول این تاملات برامدن مفهوم "فرد گرایی" در ادبیات فلسفی دوره فرانکفورت هگل است. آموزه های مسیح کمال اخلاقی فرد را هدف گرفته و در این دوره کارکردی اجتماعی ندارد.&lt;br /&gt;تصورات هگل در دوره برن از مسیح و آموزه های او و نسبت این آموزه ها با خارج از آن چندان شفاف و دقیق نیست و مرز میان مفاهیم اخلاق، حکمت عملی، مذهب عامه یونان، آمیختگی آموزه های مسیح به عناصر پوزیتیو و کیفیت آن عناصر چندان در این دوره متمایز نیست.&lt;br /&gt;سقراط در این دوره ها نقشی کلیدی برای هگل جوان بازی می کند و او این معلم فرزانه دوره گرد را نقطه اوج و آشتی خرد و احساس، دین اخلاقی و مذهب عامه می بیند.&lt;br /&gt;سقراط یعنی آدمی که دنبال مرید نیست، جمع مریدانش تشکیل یک روح را می دهد، هر یک از شاگردانش خود در مقام استادی است و این همان خود مختاری اراده و اراده آزاد در تعالیم مسیح است و به گمان هگل سقراط در این مورد از مسیح پیش تر است.&lt;br /&gt;اینجا نشانه های جدایی هگل از بافت و ساخت رسمی روحانیت مسیحی بتدریج بروز می کند، آنجا که از مرید ستیزی می گوید و رهایی آموزگار را حتی از خویشان و نزدیکان و تعلقات دنیا مثال می زند. نهادهای ترویج آموزه های دین را به نقد می کشد و در نامه ای به شلینگ در تاریخ 16 آوریل 1795 (سال نگارش حیات عیسی) تاثیر آموزه های کانت را چندان بزرگ می بیند که از ندای ظهور یک انقلاب در المان سخن می راند.&lt;br /&gt;در مقابل، آموزگار به ارزشهای ملی قوم خویش وابسته است، سقراط در مقام یک پدر و همسر سفارش می کند تا دم مرگ خروسی را به آسکلپیوس بدهند. رهایی در پیوستن به روح جمعی است و هر یک از آحاد این اجتماع یونانی در حکم یک سقراط است.&lt;br /&gt;ارزش های بالا در آثار دوره توبینگن پر رنگ است. در رساله "حیات عیسا" و "پوزیتیویته دین مسیح" مفهوم اساسی مورد نظر هگل سخن از وفاداری و نسبت آن با آموزه های عیسی است.&lt;br /&gt;در این دو رساله آموزه های عیسی از آن باب که در گوهر خود اخلاقی است و بر پایه اصول حکمت عملی و طبیعت خردورز انسان استوار است در رویارویی با پوزیتیویته یا عناصر خارجی و تشریعی دین قرار می گیرد.&lt;br /&gt;تعالیم اخلاقی عیسی که مبتنی بر گوهر طبیعی نفس آزاد انسانی است صورت ظاهری می یابد مبتنی بر اقتدار، و همین اقتدار که در دل نهادهای دینی و مراجع مربوط به آن رشد می کند در یک رابطه دو سویه زمینه را برای تهی شدن دین از بنیان اخلاقی خود و گرایش به خرافات و جزم گرایی آماده می کند.&lt;br /&gt;فراورده این فرایند پاره پاره شدن آحاد انسانی است و دین هر چه بیشتر از ندای وحدت بخش آسمانی و خرد عام و گیتیانه خود تهی می شود.&lt;br /&gt;از اینجاست که راه عیسی و دین بجا مانده از او هم جدا می شود. این اساس ماجرای حیات عیسای هگل است.&lt;br /&gt;تفسیری که هگل از اناجیل چهارگانه بدست می دهد تفسیری آزاد و اخلاقی است و بطور مثال پدیده "معجزه" در ان به اشکال اخلاقی خرد عملی تحویل و تاویل می شود، یا همینطور غلبه بر شیاطین در انجیل لوقا به غلبه بر سیئات اخلاقی تفسیر می شود.&lt;br /&gt;سئوال مرکزی هگل در این متون این است که چگونه یک دین از جوهر اخلاقی خود تهی و به پدیده ای پوزیتیو بدل می شود: جواب هگل در مفهوم "اقتدار" نهفته است !&lt;br /&gt;اقتداری که روحانیان دین مسیح و مروجان تعالیم او بتدریج و در قامتی سلسله مراتبی کسب می کنند اندک اندک دین را از حوزه اخلاق به حوزه احکام فرو می کاهد.&lt;br /&gt;اخلاق اقتدار محور نیست، فدیه طلب است، تهی از شایبه های نفسانی و سود مادی است، دور از دسترس است (صعب الوصول)، درون گراست، کمالی معنوی دارد و مرید باز نیست.&lt;br /&gt;در این نگاه احکام و عوارض آن اما حوزه ای اقتدارطلب، نفس الوده، مرید باز، منفعت جو، غیرعقلی است و بر ظهور خارجی خود استوار است.&lt;br /&gt;در این حوزه است که روحانیان ناگزیر ادای اقتدار الهی در می آورند و برای تقویت مبانی احکام و زمینه اجرای آن ناگزیرند از هر وسیله ای برای تشیید قدرت خود که آن را تمثل قدرت الهی می دانند و نهادهای برامده از دین و حافظ این احکام بکوشند.&lt;br /&gt;ضرورت پاسداری از این فرایند، خرد گریزی است چرا که خرد انسانی که در اینجا هگل آن را در هیئت عیسی می جوید با جزم های دینی احکام سازگار نیست و نسبت احکام جزمی با نهادهای پوزیتیو اقتدار طلب نسبتی ضروری و برابر است.&lt;br /&gt;تقویت و تحکیم نهادهای شریعت در گرو حفظ و اجرای احکام جزمی خرد گریز است و اجرای احکام جزمی خرد گریز نیز به نوبه خود در تشیید و تحکیم نهادهای پوزیتیو موثر است.&lt;br /&gt;فرایند تبدیل فرامین اخلاقی (که هگل با عقلانی در اینجا یکی می گیرد) به فرامین احکام یا "داده عینی" که با استفاده از عنصر "اقتدار" صورت می گیرد یکی از مهم ترین بخش های رسایل دوره جوانی هگل و به ویژه حیات عیساست.&lt;br /&gt;خیانت به پیام اصلی دین و باژگونه کردن صورت وسیرت آن توسط نهادهای مبلغ دین ضرورتی است که در جریان پوزیتیو کردن دین (تبدیل حیثیت اخلاقی – عقلانی دین به مجموعه احکام جزمی) اتفاق می افتد.&lt;br /&gt;هر چه این دین از حیثیت عقلانی و اخلاقی خود تهی شود، انسان موضوع این دین از اختیار و آزادی فاصله می گیرد و عبودیت و رقیت و تقلید در جان و روان او پنجه می افکند و هر چه انسان عقل گریز به سوی تقلید بیشتر رود دین پوزیتیوتری خواهد داشت و لاجرم با اقتدار خارجی بیشتر خواهد آمیخت !&lt;br /&gt;منبع الهام این فقرات هگلی، آثار روسو، نقد خرد عملی کانت و اصول موضوعه او در رویارویی با دین در رسالات او از جمله "دین در محدوده عقل محض" است.&lt;br /&gt;رساله "حیات عیسای" ی هگل یک تفسیر کانتی از رسالت مسیح است. عیسی نماد محسوس اراده اخلاقی است که در برابر هر نوع اقتدار خارج از این دین اخلاقی قد علم کرده است.&lt;br /&gt;اثر این تاملات هگلی ازسویی در پیرایش دینی و از سوی دیگر بر شکل گیری مفاهیم سیاسی و اقتدار ناشی از دین در عرصه سیاست چندان عمیق است که جای آن در این نوشته مختصر نیست.&lt;br /&gt;بررسی رساله "حیات عیسا"ی هگل جدای از سایر رسالات او در سه دوره توبینگن، برن و فرانکفورت میسر نیست و این مختصر اشاره ای کوتاه از حدیثی پر ماجرا و پر تفسیر است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-717521848742114597?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/717521848742114597/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=717521848742114597&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/717521848742114597?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/717521848742114597?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/03/blog-post.html" title="واکاوی حیات عیسای هگل" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://bp1.blogger.com/_cnOuY0HpJvk/R8rTA2kypSI/AAAAAAAAAT4/bHyx249Cv_c/s72-c/hegel.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;AkQARHsyfyp7ImA9WxZTFU0.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-6863871622653584525</id><published>2008-01-14T13:39:00.001+01:00</published><updated>2008-01-16T19:32:25.597+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2008-01-16T19:32:25.597+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="یادمان" /><title>آن مجمع فضایل و خوبی</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5155313022983681074" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://bp1.blogger.com/_cnOuY0HpJvk/R4tZ4WDjNDI/AAAAAAAAASs/d3GlmocyuBA/s200/Dr-Seyed-Jafar-Shahidi.jpg" border="0" /&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;این روزها اینقدر دیده و نادیده از استاد فرزانه و درگذشته ما شادروان دکتر سید جعفر شهیدی می نویسند که شاید ضرورتی برای این کمترین از صف النعال تلامذه او نیست جز آنکه یادآوری پاره ای از فضایل او به سطری و دمی بر صاحب این قلم که شاگردی او را کرده فرض است.&lt;br /&gt;بخت با ما یار بود که در میانه سالهای شصت با او تاریخ اسلام بخوانیم و زمانی بیشتر یاری کرد که همین تاریخ اسلام را با حضرات آقایان سید هاشم رسولی محلاتی، شیخ هادی مروی و سید جعفر مرتضی عاملی نیز کمابیش تجربه کنیم. هر یک از این چهار، سیاق خود را داشت و شهیدی البته از لونی دیگر بود، دقیق و موی شکاف در حوادث، صریح و خردورز در بررسی روایات، مومن و موقن به مسلمات، معنای تاریخ تحلیلی اسلام را فقط با او می شد دریافت.&lt;br /&gt;دکتر شهیدی از زمره نمایندگان فرزانه سنت و تاریخ ما بود و با همه نواندیشی های خاص خود در تاریخ به ریشه های اسلامی ما سخت دلبسته بود و کمتر زمانی بود که در یاد مصایب اهل بیت رسول اشکی نریزد و با تعظیم تمام از آن بزرگان یادی نکند، هر چند که با دکانداری دینی میانه ایی نداشت و سخت از آن گریزان بود.&lt;br /&gt;از کلاس درس تا ماشین استاد بطور معمول و هر بار فرصتی برای بیان ناگفته ها بود و حرف هایی که نمی شد در کلاس زد و گاه که ماشین حاضر نبود توفیق ما بیشتر بود. در یاد کرد از بزرگان بسیار مودب بود، زمانی سخن به اساتید مرحوم مجتبی مینوی و سعید نفیسی کشید، گرچه اندکی از اختلاف سلیقه او با این دو بزرگ می دانستم ولی استاد نقد مودبانه ملیحی کرد و گذشت و گرچه ممکن بود با برخی موافق نباشد ولی پاس بزرگان و اسلاف را می داشت و فدای نظر انتقادی خویش نمی کرد. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;دکتر شهیدی رابطه ای هم با مرحوم علی شریعتی داشت و گویا مورد وثوق او برای بررسی آثار، روزی که در باره تکلیف تصحیح آثار شریعتی از ایشان پرسیدم تامل کرد، سری به زیر انداخت و با یاداوری صداقت و صفای باطن آن مرحوم و منازعات آن روزگار بر سر شریعتی، با اسف گفت: (به مضمون) حالا که زمانی گذشته و همه چیز تمام شده است !&lt;br /&gt;از نجف فراوان یاد می کرد و هنوز پاره ای از خویش را در انجا گذاشته بود، از سنت درس و بحث آن، از معنویت علوی آن، از مرحوم علامه امینی که علاقه ای وافر به او داشت و پشتکار و دقت علمی علامه را فراوان می ستود و اولین بار در آغاز دهه پنجاه به همراه استاد محمد رضا حکیمی یادنامه ای برای آن بزرگ انتشار دادند. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;زمانی که مشفقانه لب به اعتراض از دانشجویان گشود به شرایط تحصیل خود در نجف اشاره کرد و با لبخندی گفت ما با ان شرایط درس خواندیم و این شدیم، ... شماها را نمی دانم !&lt;br /&gt;در مورد تاریخ اسلام اولین موشکافی ها را نشان ما داد و رخنه در مسلمات ظاهری تاریخ می کرد و گاه مخالفت دیگران را هم بر می انگیخت. از جمله وقتی من به ارقام و اعداد در فقرات تاریخ اسلام اشاره کردم فرمود: به صفرها خیلی اهمیت ندهید، ظاهرا در قدیم استفاده از صفر ارزش چندانی نداشته و قدما برای بزرگ نمایی و اهمیت مسئله در نظر عوام، صفر بی حساب می گذاشته اند !&lt;br /&gt;آن سالها سالهای تب تند زهد نمایی بود و یادم هست که برخی از دانشجویان ان روز شکایت به نزد رییس دانشگاه بردند که این آقا که تاریخ اسلام درس می دهد ریش خود را می زند ... و آن رییس که از برکت همت وسماحت نظر ایشان ما دکتر شهیدی را داشتیم گفته بود: "او (شهیدی) مجتهدی است بلند پایه و به تکلیف خود نیک آشناست و ما را نرسد که متعرض امور شخصی او شویم".&lt;br /&gt;در ادبیات عرب کم نظیر بود و شاید اگر در این زمانه جز استاد احمد مهدوی دامغانی را بخواهیم در این حوزه بجوییم، باید گفت مرحوم شهیدی کمتر نظیر داشت و طبع سرشار و حافظه بی همال او اشعار کلاسیک ادبیات عرب را روان و بی سکته می خواند و با فرهنگستان های ادبی بلاد عربی ارتباط علمی داشت. در ادب فارسی هم که جایگاه او روشن است.&lt;br /&gt;گمان می کنم اولین بار کیهان فرهنگی با او شروع شد، نشریه ای در نوع خود ماندگار با مرحوم منتظر قائم، رخ صفت و دیگران، رایگان بود و با ورق کاهی و قطع بلند در جوف کیهان آن روز می گذاشتند. تصویر استاد بر شماره اول آن براعت استهلالی بود که با دیگر بزرگان ادامه یافت.&lt;br /&gt;مرحوم شهیدی پسری طلبه داشت که در جبهه ها شهید شد. برخورد استاد با شهادت پسرش بسیار کریمانه بود و وقتی که یادی از او می شد چنان عادی و با طبعی بلند از کنار ان می گذشت که گویی اتفاقی نیفتاده است. امروز خواندم که وقتی علمای قم برای پسر او مجلس ختم می گذاشتند او منع کرده بود و هدیه خویش را در راه خدا، و جنجال و بزرگ داشت ان را ضروری نمی دانست !&lt;br /&gt;به مدرک گرایی در روزگار ما معترض بود، (تازه این داستان مربوط به اوایل دهه شصت و این مصیبت محدود به دانشگاه بود، زمانی که حوزه هنوز به تقلید مدارک دانشگاهی وارد نشده بود و با جعل دکتری به نام نوآوری، بدنبال معاش نبود) و از دانشگاهیان بی سوادی که عناوین کلان یدک می کشند و بهره ای از علم ندارند ملول بود. این جمله استاد در ذهن من خوب مانده است که: &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;چند بار گفته ام این عبارت "بهره مندی از مزایای آن" را از پای مدارک دانشگاهی حذف کنند.&lt;br /&gt;یک بار از ایشان شنیدم که به "سید جعفر شهیدی" راضی تر است تا آوردن این نام در کنار عناوین "استاد" و "دکتر". حق هم همین بود، نام او بلند تر از عناوینی بود که در این زمانه به ارزانی دست بدست می شود.&lt;br /&gt;زمستان ما سردتر شد با خبر رفتن استاد سید جعفر شهیدی، در این زمانه که زمانه قحط فضیلت و اخلاق است از دست دادن دانشی مردی بی نظیر که مثل اعلای مناعت طبع، علو روح، صفای نفس و گذشت و فداکاری بشمار می رفت خسارتی است بزرگ.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-6863871622653584525?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/6863871622653584525/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=6863871622653584525&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6863871622653584525?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6863871622653584525?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2008/01/blog-post.html" title="آن مجمع فضایل و خوبی" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://bp1.blogger.com/_cnOuY0HpJvk/R4tZ4WDjNDI/AAAAAAAAASs/d3GlmocyuBA/s72-c/Dr-Seyed-Jafar-Shahidi.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry><entry gd:etag="W/&quot;A0cHQH0-fyp7ImA9WB9aEE0.&quot;"><id>tag:blogger.com,1999:blog-8218131.post-6016941560707379519</id><published>2007-12-27T15:15:00.000+01:00</published><updated>2007-12-30T11:03:51.357+01:00</updated><app:edited xmlns:app="http://www.w3.org/2007/app">2007-12-30T11:03:51.357+01:00</app:edited><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دین" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="یادمان" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اندیشه" /><title>هرمنوتیک عیسی</title><content type="html">&lt;div align="justify"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5148657468647355378" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://bp0.blogger.com/_cnOuY0HpJvk/R3O0sGDjM_I/AAAAAAAAASM/_oVgCrIK4XI/s200/ASaviorIsBorn.jpg" border="0" /&gt; &lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;عیسی پژوهی یا "کریستولوژی" و تامل در دقایق حیات حضرت مسیح به زمانه ما محدود نمی شود. گذشته از رسالاتی که از الهی دانان و متکلمان قرون میانه به یادگار مانده، عصر جدید و دست کم سیصد سال گذشته غرب شاهد پژوهش هایی در زندگی و زمانه حضرت مسیح بوده است.&lt;br /&gt;اگر غالب مطالعات دینی قرون میانه در باره حیات عیسی مسیح سیر تاییدی داشت، آثار غالب عصر جدید در باره حیات وی در یک نکته مشترک است و ان نگاه موشکافانه و راز براندازانه از حیات مردی است که بخش مهمی از تاملات عقلی امروز غرب مدیون پدیداری اوست.&lt;br /&gt;رساله "حیات عیسی" که به خامه بزرگان اندیشه مغرب زمین در دو سه صد سال گذشته به نگارش در امده اغلب در پی کاوشهای عقلانی است تا فرق میان دین پوزیتیو و ساختاری با دین ملکوت خداوند، کلیسای زمینی و اسمانی، عینیت و ذهنیت، قانون شریعت و سپهر اخلاق، آزادی و بندگی را در پرتو نگاه تاریخی روشن سازد.&lt;br /&gt;شاید از همین روی است که تاریخ به عنوان یک علم، عینی ترین ابزار برای سکولاریزاسیون میراث دینی می تواند تلقی شود و هر از گاه و در هر شریعتی این دستاویز عنیف (تاریخ) پرده از رازهایی برداشته و جزم هایی را گشوده است که پیش از ان گشودن این حوزه های قدسی در حکم کفر ابلیس بود.&lt;br /&gt;انگیزه غالب رسالاتی که در حوزه حیات عیسی در غرب به نگارش در امده را به دو منشاء سیاسی و دینی می توان محدود کرد و نتیجه هر دو در عصر مدرن نیز یکی و ان باز تعریف رابطه انسان با خداست. از همین روی بحث تثلیث، ظهور و تجسد از سویی و یگانگی خدا با انسان از سوی دیگر دغدغه مشترک صاحبان این آثار بوده است.&lt;br /&gt;در این میان برخی از حکمای مغرب زمین چون کانت یا اسپینوزا با عنوانی غیر از "حیات مسیح" به این مهم پرداخته اند ولی در میان این مولفین می توان از پاسکال، هگل، دیوید فردریش اشتراوس، ارنست رنان، آلبرت شوایتزر، فرانسوا موریاک و ... نیز یاد کرد که رساله ای خاص هم با نام "حیات عیسی" به این مسئله اختصاص داده اند.&lt;br /&gt;مسیح تاریخی در غالب این رسالات کمتر به کار رستگاری انسان مورد نظر کلیسا می امد؛ این مسیح تا صورتی استعلایی نمی یافت بکار دین تشریعی و نهادین نمی امد و در چنبره محدودیت های عرفی گرفتار بود.&lt;br /&gt;شاید این مسیح نگاری در تاریخ مطالعات انجیلی عصر جدید و یزدانشناسی مسیحیت بیش از هر چیز بدرد تعیین تکلیف انسان یا همان "فاعل خردمند شناسا" با ذات مسیح می خورد و در واقع مسیح بهترین موضوع شناسایی انسان عصر جدید بود که از رهگذر آن می شد جایگاه خود را در دنیای نو بازتعریف کرد.&lt;br /&gt;شوایتزر با نگاهی همدلانه به مسیح بر همین امر تاکید می کند که "هیچ کار تاریخی به اندازه نگارش زندگانی عیسی، خویشتن راستین شخص را آشکار نمی سازد" !&lt;br /&gt;میشل هانری فیلسوف فرانسوی (1922-2002) در یکی از رسالات خویش با نام "تجسد" (حلول باوری، فلسفه ای جسمانی) با پیچیدن در مفهوم Chair به بررسی پدیدار شناسانه مفهومی می پردازد که وسیع تر از "تن" است و "نان و شراب" امروز مسیحیان بر اساس تفسیری از انجیل یوحنای قدیس بر آن استوار است.&lt;br /&gt;مبنای تحقیق میشل هانری بازخوانی متون هایدگر، هوسرل و مرلوپونتی است و او می کوشد با نگاهی موی شکاف در این تحلیل پدیدار شناسانه وجوه استعلایی و زمینی "جسم" و "ظهور" را در الهیات مسیحی باز شناسی کند. این ادامه همان تزی است که او با عنوان "جوهر ظهور" در 1962 به انجام رسانیده است.&lt;br /&gt;با این مقدمه و در همین اجمال می توان دریافت که عیسی شناسی و واکاوی حیات او در نگاه اندیشمندان غربی دو سه قرن گذشته به ایجاد پلی میان حوزه فلسفی پدیدارشناسی و مسیحیت انجامیده است&lt;br /&gt;از میان رسالات نام برده مطلب بعدی را در روزهای آغازین حیات مسیح و استقبال سال نوی میلادی به بررسی و واکاوی اجمالی رساله "حیات مسیح" اثر هگل اختصاص خواهم داد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;Reza Beheshti-Moez&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/8218131-6016941560707379519?l=beheshtimoez.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/feeds/6016941560707379519/comments/default" title="Publier les commentaires" /><link rel="replies" type="text/html" href="https://www.blogger.com/comment.g?blogID=8218131&amp;postID=6016941560707379519&amp;isPopup=true" title="0 commentaires" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6016941560707379519?v=2" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/8218131/posts/default/6016941560707379519?v=2" /><link rel="alternate" type="text/html" href="http://beheshtimoez.blogspot.com/2007/12/blog-post_27.html" title="هرمنوتیک عیسی" /><author><name>Beheshti Moez</name><uri>http://www.blogger.com/profile/06270794650761235995</uri><email>irbeh@yahoo.fr</email><gd:extendedProperty name="OpenSocialUserId" value="03802716738678914865" /></author><media:thumbnail xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" url="http://bp0.blogger.com/_cnOuY0HpJvk/R3O0sGDjM_I/AAAAAAAAASM/_oVgCrIK4XI/s72-c/ASaviorIsBorn.jpg" height="72" width="72" /><thr:total xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">0</thr:total></entry></feed>
