<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>روزنوشت هاي بهساد</title>
	
	<link>http://www.behsad.org/weblog</link>
	<description />
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 20:50:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/behsadblog" /><feedburner:info uri="behsadblog" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
		<title>زجر</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/U9LFdpAE-HA/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b2%d8%ac%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 20:50:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=898</guid>
		<description><![CDATA[<script type="text/javascript">  addLoadEvent(meyshan_search_king_autocomplete_activate);  </script>عرض شود که: بعضی از نوشته‌ها با آدم دوست نمی‌شوند. مثل نوشته دیروز من که هر کاری کردم با من دوست شود، راضی نشد که نشد. در ذهنم آن چیزی که نوشتم نبود. در ذهنم چیزی شبیه کلافگی بود. حدود یک ماه است که بدون حتی یک روز تعطیل مشغول کار هستم و هیچ احساسی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">عرض شود که:<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">بعضی از نوشته‌ها با آدم دوست نمی‌شوند. مثل نوشته دیروز من که هر کاری کردم با من دوست شود، راضی نشد که نشد. در ذهنم آن چیزی که نوشتم نبود. در ذهنم چیزی شبیه کلافگی بود.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">حدود یک ماه است که بدون حتی یک روز تعطیل مشغول کار هستم و هیچ احساسی از خستگی در ذهن من نبود. ولی این چند روز گذشته را اذیت، کلافه و خسته شدم!<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">درست در زمان ارتقا ISA Server 2006 به TMG 2010 ، سرعت اینترنت به شدت افت کرد و Gmail باز نمی‌شد. خیلی به هم ریخته شدم. فکر می‌کردم جایی در تنظیمات اشتباه شده است. TMG-2010 بخشی دارد مربوط به بازبینی محتویات امن که برداشت من این بود که تنظمیات اشتباه آن کار دستمان داده است. از آنجا که همیشه هم از نسخه‌های کرک شده مجانی استفاده می‌کنیم کمی هم به آن شک کردم! همه چیز از اول بررسی شد و به نظر اشکالی وجود نداشت.  عجیب بود سرعت دانلود خوب بود ولی سرعت صفحات از DialUp هم کمتر بود. خیلی سخت بود که معلوم نبود مشکل داخلی است و یا عمومی. تمام سرویس‌ها متوقف شد و این بار اینترنت را بدون حتی Firewall امتحان کردم. سرعت به شدت افت کرده بود.  با <a href="http://www.shatel.ir">شاتل</a> تماس گرفتم. شنیدم که در ابتدای تماس می‌گوید مخابرات اختلال دارد. در شرایطی که اینترنت یک نیاز ضروری برای نصب و راه‌اندازی نرم‌افزارهای جدید محسوب می‌شد، اینترنت نداشتیم. چه می‌گویم! ما که هیچ وقت اینترنت نداریم. در واقع همان دموی گران‌قیمت همیشگی از اینترنت را هم نداشتیم. زجر آور بود. &#8230;زجرآور<br />
</span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=898" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=898">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=898" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b2%d8%ac%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b2%d8%ac%d8%b1/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>این نرم‌افزارهای ارزان</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/_KUQTzWN08o/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d9%86%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Sep 2010 12:44:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=895</guid>
		<description><![CDATA[در یک ماراتن نفس‌گیر، تغییرات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در بهساد به پایان خود نزدیک می‌شود و تغییرات متدولوژی انجام کار پس از آن شروع می‌شود که به یقین به مراتب سخت‌تر از تغییرات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خواهد بود. رسما در بخش فنی شرکت مستقر شده‌ام و به نوعی همکاران مجبور به تحمل من بوده و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">در یک ماراتن نفس‌گیر، تغییرات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در بهساد به پایان خود نزدیک می‌شود و تغییرات متدولوژی انجام کار پس از آن شروع می‌شود که به یقین به مراتب سخت<span style="font-size: 10pt;">‌تر</span> از تغییرات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خواهد بود. رسما در بخش فنی شرکت مستقر شده‌ام <span style="font-size: 10pt;">و </span>به نوعی همکاران مجبور به تحمل من بوده و البته تا مدت زیادی خواهند بود. بعد از مدت‌ها فاصله از تکنولوژی، نزدیک شدن دوباره به آن با مشکلاتی برای من همراه بود<span style="font-size: 10pt;">ه</span> که شدیدا نیاز به مطالعه را برای من الزامی کرده‌است. نرم‌افزارهای پایه (مانند سیستم‌عامل، ابزار توسعه و ابزار مدیریت شبکه) به شدت تخصصی شده‌اند. یک روز راه‌مان را گرفتیم رفتیم بازار رضا و کلی از این نرم‌افزارها را که در واقعیت قیمت آن‌ها چند ده میلیون تومان می‌باشد، خریدیم به پنجاه هزار تومان! بخش دیگر را هم که نسخه‌های رایگان بودند، مثل Esxi 4.1 دانلود کردیم (البته شرکت‌های نرم‌افزاری خارجی اکثرا لطفشان! شامل حال ما شده و این نرم‌افزارها را تحریم کرده‌اند و روش دانلود را هم شما می‌دانید و هم ما و نیازی به توضیح نیست). تا این‌جای قضیه به نظر می‌رسد که صرفه‌جویی خوبی صورت گرفته است و ما هم به آخرین و پیشرفته‌ترین نرم‌افزارهای روز دنیا مجهز شده‌ایم. اما این تمام ماجرا نیست. نصب این آخرین نسخه‌های پیشرفته چندان هم بی‌هزینه نیست. اگر بخواهیم در مورد هزینه‌های ارتقا نرم‌افزاری صحبت کنیم باید موارد زیر را بر شمرد:<br />
</span></p>
<ul>
<li>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">ارتقا سخت‌افزاری: اولین هزینه، نیاز به سخت‌افزاری بیش از پیش‌بینی اولیه ما است. TMG 2010 به همراه GFI رسما ۶ GB حافظه مصرف می‌کنند و کلی پردازنده. در سیستم قدیم Exchange 2003 که روی Domain Controller نصب بود با ۵۱۲ MB حافظه و یک پردازنده Pentium III 1 GHz خم به ابرو نمی آوردند اما حالا Exchange 2010 به تنهایی ۴ GB حافظه می‌خواهد و به کمتر از آن هم راضی نمی‌شود. ضمن این‌که برخی از سخت‌افزارهای قدیمی هم مثل مودم‌ها مشکل Driver پیدا کرده‌اند و یا باید با مدل‌های جدید ارتقا پیدا کنند و یا اینکه باید یک دستگاه جدا با سیستم عامل قدیمی‌تر برای آن‌ها در نظر گرفت.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">مطالعه و یادگیری: از هزینه‌ سخت‌افزار که بگذریم، موضوع تخصصی شدن هر یک از این نرم‌افزارها مطرح است که یا باید برای هر یک از آن‌ها به یکی از دوستان مراجعه کرد که البته بسیاری از آن‌ها هم هنوز خود را به هنگام نکرده‌اند و مشفقانه می‌پرسند، مگر با نرم‌افزارهای قبلی مشکلی داری؟! و یا اینکه برای هر یک زمان زیادی را برای مطالعه در نظر گرفت و سلول‌های خاکستری را سیاه کرد. یعنی کاری که ما کردیم. اختصاص این زمان خود یک هزینه محسوب می‌شود که باید آن را به شمار آورد.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">سعی و خطا: اگر جایی خواندید که می‌توان یک سخت‌افزار Virtual را به Physical تبدیل کرد و پس از آن نیز هیچ مشکلی نخواهید داشت، مطمئن باشید که نویسنده یا نا‌آگاه بوده و یا خالی‌بند! چندین روز صرف این‌کار کردیم و نهایتا نتیجه نگرفتیم. همانطور که برای تبدیل AD از Windows Server 2003 به Windows Server 2008 زمان زیادی صرف شد و نتیجه دلخواه حاصل نشد. اصولا Active Directory Migration برای سازمان‌هایی با هزاران کاربر می‌باشد و نه ما! نتیجه اینکه کلی زمان تبدیل دانش کتابی (اینترنتی) به دانش عملیاتی (همان سعی و خطا) شد که باید در نظر گرفت.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">حوادث غیر مترقبه: در این جور مواقع <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%81%DB%8C">قوانین مورفی</a> همیشه کار می‌کند و نباید آن‌ را فراموش کرد. از جمله قوانین مورفی برای امور کامپیوتری این است که نسخه پشتیبانی (Backup) همیشه درست کار می‌کند، جز زمانی که نیاز به بازگرداندن آن (Restore) دارید. خوشبختانه تا این‌جای کار به این مشکل برنخوردیم. اما نباید زیاد خوشبین بود، بعید نیست پس فردا یکی از همکاران فریاد کند که فلان فایل من که دو هفته برای آن وقت گذاشته بودم کجاست؟ اعتراض به اینکه چرا فایل در محل لازم ذخیره نشده و یا سایر موارد هیچ وقت باعث رفع موضوع نمی‌شود، واقعیت این است که بخشی از اطلاعات خواه ناخواه در فرآیند انتقال از بین می‌رود.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">نارضایتی دیگران: مشتری کاری ندارد که وضعیت Server های شما چگونه است و در واقع او سَرور اصلی به شمار می‌آید و شما هم علیرغم این‌که برنامه‌ریزی کرده بودید که کار تا عصر جمعه به اتمام برسد هنوز در صبح دوشنبه بخشی از سیستم‌های غیر عملیاتی دارید. نارضایتی مشتری و البته همکارانی که خدمات‌رسانی شبکه به آن‌ها دچار اختلال است، یک هزینه بزرگ محسوب می‌شود. انصافا خیلی سخت است زمانی که از یک طرف یک نرم‌افزار ساده مانند SQL Server لج کرده و به در و دیوار لگد می‌زند، همکاران از طرف دیگر بپرسند چی شد؟! و مشتری هم کارش به تعویق بیفتد.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">توقف کار: هر شرکت مانند یک موتور روشن می‌ماند که هر لحظه برای کارکردن سوخت مصرف می‌کند. وقتی که این موتور روشن حرکت ایجاد ننماید، سوخت بی‌جا مصرف می‌شود. اما ما چه بخواهیم و چه نخواهیم باید بابت مصرف سوخت هزینه آن را بپردازیم و اگر حرکتی در کار نباشد علاوه بر وجود نارضایتی که در بند پیش توضیح دادم، هزینه‌های توقف را هم به همراه دارد.<br />
</span></div>
</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;"><span style="font-size: 10pt;">حالا با این تفاسیر به تفصیل، درست مثل این می‌ماند که یک بنز آخرین مدل را به رایگان به ما بدهند و ما هم از هزینه‌های نگهداری و تعمیرات و تصادف این آقای بنز غافل باشیم. واقعیت این است که بنز سواری گران است و این گران بودن جدای از ارزش اسمی خود ِ ماشین است. با توجه به این دیدگاه آیا می‌توان گفت که ارتقا نرم‌افزاری در یک سازمان ایرانی که هزینه‌ای بابت نر‌م‌افزارهای کاربردی خود نمی‌پردازد واقعا ارزان است؟ شاید اگر پولی در خور برای زیرساخت‌های نرم‌افزاری خود پرداخت می‌کردیم، با برنامه‌ریزی بهتری به این ارتقا می‌پرداختیم. به یقین یک </span>Mail Server<span style="font-size: 10pt;"> ساده متن‌باز، پاسخ‌گوی نیازهای </span>Email<span style="font-size: 10pt;"> داخلی ما هست. اصلا همان </span>Exchange 2003<span style="font-size: 10pt;"> داشت کارش را انجام می‌داد. همان‌طور که برای اشتراک اینترنت در سازمان هم راه‌کارهای ساده‌تری وجود دارد و هم‌چنین راه‌کارهایی ساده برای سایر نیازها. آیا غیر از این‌است که علاوه بر استفاده از امکاناتی که خواه‌ناخواه این نرم‌افزارها برای ما به همراه دارند، علاقه به کشف آخرین دستاورد‌های تکنولوژی، یک محرک اصلی برای ارتقای نرم‌افزاری به ظاهر ارزان قیمت در سازمان‌های ما است؟<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma; font-size: 10pt;">حال با همه مسائلی که مطرح شد یک سئوال برای همه ما وجود دارد که اگر روزی کلید یک بنز آخرین مدل را به ما دادند، ما باید لذت بنز سواری و بهره‌گیری از امکانات آن (و احیانا فخر فروشی) را به هزینه‌های نگهداری، تصادف و &#8230;  آن ترجیح دهیم و یا اینکه سرمان را بیندازیم پایین و آنچه واقعا کار راه‌انداز و سریع و ساده‌است را ترجیح دهیم؟ من خود هنوز پاسخ به این سئوال را نمی‌دانم!<br />
</span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=895" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
				<div>
					<h4>1 comment(s) for this post:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/9b59b8c28023fa973234518e442128cc?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>افشار محبی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d9%86%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86/#comment-524">2010-Sep-05</a></small>
							لذت بنز سواری را هیچ وقت از دست ندهید!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=895">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=895" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d9%86%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d9%86%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>این ذهن شلوغ</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/ncWZ1iKB_u0/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%b4%d9%84%d9%88%d8%ba/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Aug 2010 22:33:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=893</guid>
		<description><![CDATA[مطلب برای نوشتن زیاد در ذهنم پرسه می‌زند. روزگارم مانند آدم نشسته در قطار است که بعضی از اجسام و افراد در کنار او ثابت هستند و محیط به سرعت در حال حرکت و تغییر است. بر خلاف اعتقادی که برای پاسخ دادن به نظرات روزنوشت‌ها دارم، متاسفانه وقت و بیشتر از آن ذهن آزاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">مطلب برای نوشتن زیاد در ذهنم پرسه می‌زند. روزگارم مانند آدم نشسته در قطار است که بعضی از اجسام و افراد در کنار او ثابت هستند و محیط به سرعت در حال حرکت و تغییر است.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">بر خلاف اعتقادی که برای پاسخ دادن به نظرات روزنوشت‌ها دارم، متاسفانه وقت و بیشتر از آن ذهن آزاد برای پاسخ دادن به دوستان خوبم پیدا نکردم که لازم است از همه آن‌ها عذرخواهی کنم. بی شک یکی از مسائلی که در کنار مسائل دیگر به آن فکر می‌کنم همین مسئله شبکه مجازی همکاران بهساد است که باید در مورد آن هم کار کنم و هم مطلبی بنویسم.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size:10pt"><span style="font-family:Tahoma">بخش مهمی از دغدغه ذهنی‌ام مربوط به خطای Asp.Net Session has expired  که در برنامه استقرار یافته در سایت مشتری به وجود آمده و دوستان و همکاران خوبم مشغول رفع آن هستند. گرچه با ترفندهایی موضوع بهبود پیدا کرده‌است اما هنوز به طور کامل حل نشده. فشار کاری برنامه بسیار بالاست و حالا در کنار اشکالات سخت‌افزاری، ما هم با چنین خطایی روبرو می‌شویم. IIS را زیر و رو کرده‌ایم و هنوز مشکل به طوری حل نشده‌است که خطایی دیگری بروز ندهد. مشکل از طراحی اولیه است و عدم پیش</span><span style="font-family:Arial">‌</span><span style="font-family:Tahoma">بینی بار بسیار بالا روی برنامه.<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">از طرف دیگر، پس از ارتقای سخت‌افزاری شبکه، یک ارتقای اساسی در نرم‌افزارهای شبکه در نظر داریم که Domain Controller و Exchange Server و TFS و Project Server و Oracle و ISA Server  را ارتقا دهیم. روش کار مبتنی بر Hypervisor است که پیاده‌سازی آن و چنگول کشیدن‌هایش نیز خالی از دردسر نیست.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">تغییرات معماری داخلی بهساد هم که با شدت ادامه دارد. از به سرانجام رسیدن سیستم برقی مستقل برای کامپیوترها گرفته و ایجاد اتاق جدید تا برسد به راه‌اندازی طبقه اول که پس از دغدغه‌هایی که برای تخلیه مستاجر محترم داشتیم، حالا به عنوان یک فضای بیش از حد روی دستمان مانده است. این وسط اگر چند تا مشکل تاسیساتی هم پیش بیاید (که آمده) دیگر چیزی برای مسائل ساختمانی کم نیست، مگر مسائل قانونی مربوط به شهرداری و تفکیک و حواشی آن و حساب و کتاب با شریک ساختمانی که خود یک پروژه تمام عیار محسوب می‌شود.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">متاسفانه فتیله بازاریابی پایین است و چند قرارداد جدید منتظر آزمون تکنولوژی‌هایی هستند که قرار است در آینده نزدیک وارد حیطه کاری بهساد شوند. عملا بازاریابی تعطیل است!<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">اگر بشود همه مسائل بالا را فراموش کرد، به یقین دو سازمان امور مالیاتی و تامین ‌اجتماعی، ممیزی‌ها و بازرسی‌ها و مطالبات خود را فراموش نمی‌کنند که باید نیم‌نگاهی نیز به آن‌ها داشت. ضمن اینکه امور عادی مانند اخذ مفاصا حساب و ارسال لیست هم که طبق سیستم اداری انجام می‌شود و برای من مشغولیتی ایجاد نمی‌کند.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">می‌رسد به مسائل کاری و برنامه‌ریزی و کنترل تعهدات و رفع دغدغه همکاران و نگرانی‌هایی که گاه به درست و گاه به اشتباه برای آن‌ها پیش می‌آید و باید برای آن‌ها فکر و وقت گذاشت تا حل بشود و حل هم می‌شود.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">همچنین نباید از وضعیت مطالبات شرکت و حوزه امور مالی و اداری و وضعیت نقدینگی و تعاملات با بانک و &#8230;. غافل شد.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size:10pt"><span style="font-family:Tahoma">اضافه می</span><span style="font-family:Arial">‌</span><span style="font-family:Tahoma">شود مطالبات و تعاملات با مشتریان که جز لاینفک کار هر شرکتی است.<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">برخی ذهن مشغولی‌های شدید دیگر هم وجود دارد که فعلا بنا ندارم از آن‌ها بگویم که مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود و البته جای آن‌ها نیز در روزنوشت‌ها نیست.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">البته پر واضح است که انجام همه این‌کارها در بهساد بر عهده من نیست، اما نمی‌توان که متعهد بود و دغدغه مسائل یاد شده و بسیاری از مسائل دیگر را نداشت. نمی‌شود که قدم در راهی پر خطر گذاشت و منتظر حادثه نبود.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">در میان این کارها گاه پیش می‌آید که بغض می‌کنم و آن زمانی است که (به اشتباه) فکر می‌کنم که از حرکت غافل شده‌ایم و به بحث‌های بی‌ارزش می‌پردازیم.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">گاه برایم پیش می‌آید که خسته می‌شوم. گرچه برای من خستگی عمدتا به صورت فیزیکی است، اما گاه تنبلم می‌کند و حواس‌پرت و بازیگوش<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">و پر بیره نخواهد بود که بگویم گاهی مسیر را گم می‌کنم و آنوقت این تفکرات در خلوت و مطالعه فلسفه وجودی است که من را به مسیر اصلی باز می‌گرداند.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">امشب بار دیگر به صفحه <a href="http://www.behsad.com/Portal/Default.aspx?tabid=76">درباره ما</a> بهساد نگاه کردم. و به دوباره باز یادآوری این موضوع مهم پرداختم که فلسفه وجودی ما ایجاد ارزش از راه تغییر می‌باشد. به عنوان اولین و مهم‌ترین قدم، تغییر از خود شروع می‌شود و تغییرات در محیط پیرامون و دیگران نتیجه تغییر ما می‌باشد. تغییر، لزوما یک تصمیم کبری (به معنی بزرگ) برای دگردیسی نهادی (Big Bang) نیست. بلکه اندیشه و کار تدریجی پیوسته در مورد هر یک از کارهای روزمره، می‌تواند حرکتی باشد در جهت تغییر. این حرکت در ذات خود تلاش است و به یقین انسان چیزی نیست، مگر تلاش و این تلاش وقتی که به عنصر آگاهی آذین‌بسته می‌شود، می‌تواند مبدا ایجاد ارزشی شگرف در خود و دیگران شود. بهبود تدریجی یک ابزار مناسب برای تغییر است.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">این چنین است که روزگارم مانند آدم نشسته در قطار است که بعضی از اجسام و افراد در کنار او ثابت هستند و محیط به سرعت در حال حرکت و تغییر است. مهم این است که حرکت می‌کنیم به طرفِ و جدا می‌شویم از آسودن<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">آبی که برآسود زمینش بخورد زود<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">دریا شود آن رود که پیوسته روان است.<br />
</span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=893" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
				<div>
					<h4>2 comment(s) for this post:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/88e478531ab3bc303f1b5da82c2e9bbb?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>دوست:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%b4%d9%84%d9%88%d8%ba/#comment-515">2010-Aug-27</a></small>
							سشن asp.net رو مي‌تونيد داخل ديتابيس sql server هم ذخيره و بازيابي كنيد.
http://support.microsoft.com/kb/317604

همچنين در دات نت 4 امكان فشرده سازي آن هم هست:
http://weblogs.asp.net/dotnetstories/archive/2010/03/22/compress-session-state-in-asp-net-4-0.aspx
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b7a8a2a99da37c8b46a77d27b0ab4976?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مجيد آواژ:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%b4%d9%84%d9%88%d8%ba/#comment-517">2010-Aug-27</a></small>
							سلام ، از محبت شما ممنون هستم. راه حل SQL Server  را امتحان کرديم. اما مشکل اينجا بود که متغيرها Serialized  نشده بودند. وقتي که متغيرها را Serialized کرديم. براي يکي دوتا از کلاسها مشکل به وجود آمد و نهايتا سيستم مديريت خطا دچار مشکل شد. 
در مورد دات نت 4 هم ممنون از راهنمايي شما. بايد امتحان کنيم. يادم نيست که چرا وقتي پروژه را روي دات نت چهار برديم کجا خطا مي داد، اما چندان هم بي مشکل نبود به نظرم.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=893">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=893" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%b4%d9%84%d9%88%d8%ba/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%a7%d9%8a%d9%86-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%b4%d9%84%d9%88%d8%ba/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>شبکه مجازی متخصصین و قوانین واقعی مورد نیاز</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/imdGTe4LFjk/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Aug 2010 16:12:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=892</guid>
		<description><![CDATA[این روزها خیلی زیاد به یاد این مطلب از افشار محبی افتاده‌ام که در مورد بی‌سوادی نوشته بود. حسی است که این روزها با مشکلاتی که برای Serverکارفرما به وجود آمده است، ذهنم را اذیت می‌کند. در مورد Error Handling تقریبا همه کارها را به خوبی انجام داده‌ایم و خطاهای سیستم مدیریت می‌شوند. اما یک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">این روزها خیلی زیاد به یاد <a href="http://afsharm.blogspot.com/2010/02/blog-post.html">این مطلب</a> از افشار محبی افتاده‌ام که در مورد بی‌سوادی نوشته بود. حسی است که این روزها با مشکلاتی که برای Serverکارفرما به وجود آمده است، ذهنم را اذیت می‌کند. در مورد Error Handling تقریبا همه کارها را به خوبی انجام داده‌ایم و خطاهای سیستم مدیریت می‌شوند. اما یک لایه از برنامه که پایین‌تر می‌رویم، یعنی همان۶٫۰  IIS (که چون نسبتا ساده‌است، ما آن را به هیچ می‌انگاریم و عادت داریم با Wizard در آن وب‌سایت و Virtual Directory ایجاد کنیم و نهایتا دو یا چند جا را برای عملکرد بهتر آن تغییر دهیم) یقه‌امان را گرفته است و به ما اثبات کرده است که بلد بودن IIS نیاز به خواندن چندین و چند کتاب ۷۰۰-۸۰۰ صفحه‌ای دارد و ما از آن غافل بوده‌ایم.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">اضافه می‌شود، چندین و چند کتاب قطور برای مشکلات شبکه و چندین کتاب اساسی فقط برای تنظیمات اوراکل به‌علاوه سال‌ها تجربه و استخوان خرد کردن زیر بار سیستم‌ها و مشکلات در هر یک از زمینه‌های یاد شده .<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">اما مشکل به همین‌جا ختم نمی‌شود . مگر چقدر پیش می‌آید که با چنین مشکل خاصی مواجه شویم، آیا سرمایه‌گذاری وقت و هزینه برای حل این مشکل و سایر مشکلات فنی خاض و غیر معمول که رفع هر یک نیاز به خواندن چندین کتاب و سال‌ها تجربه دارند، مقرون به صرفه خواهد بود و اصولا یک شرکت کوچک نرم‌افزاری از چنین توانی برخوردار می‌باشد؟<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">من فکر می‌کنم که در این شرایط نیاز به شبکه‌ای (مجازی) مشتمل بر افراد عمیق متخصص، در کنار شرکت‌های کوچک بسیار لازم می‌باشد. این شبکه می‌تواند در مواردی این‌چنین راه‌گشای بسیاری از مشکلات باشد. در نگاه اول ممکن است به ذهن من متبادر شود که افراد زیادی را می‌شناسم که می‌توانند به من در این زمینه کمک کنند و در واقع این شبکه در کنار من وجود دارد. اما این تفکر به شدت اشتباه است. هر شبکه (به خصوص مجازی) دارای قوانین نوشته و نانوشته‌ای می‌باشد که چون ما آن‌ها را رعایت نمی‌کنیم، بخش‌ عمده‌ای از همکاری‌های ما به دلخوری و گاه جدایی منجر می‌شود.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">بد نیست به بخشی از این قوانین به طور مختصر اشاره کنم:<br />
</span></p>
<ul>
<li>
<div style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">شرکت‌ نرم‌افزاری باید بداند که هزینه استفاده دو ساعته از توان فنی یک متخصص به این شکل، متفاوت از حقوق ساعتی همکاران درون شرکتی خود می‌باشد و باید بخشی (هر چند ناچیز) از هزینه‌ای را که می‌بایست برای یادگیری و مطالعه خود صرف کند، این‌بار پرداخت کند و موضوع با &#8220;دست شما درد نکند&#8221; حل نمی‌شود. رابطه پایدار مستلزم تامین منافع طرف مقابل است.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">از طرف دیگر کارشناس هم باید به طور حرفه‌ای و رسمی با موضوع برخورد کند و در کنار یک بار مراجعه حضوری، دو بار هم باید پاسخ تلفن را بدهد و گاه پاسخ چند ایمیل نیز با سعه صدر بنویسد و برای این‌کار وقت لازم را اختصاص دهد. این وقت نیاز به برنامه‌ریزی دارد و لزوما ساعتی تلف شده در بین شغل اصلی او نیست. او باید به این بازار کار به عنوان بخشی از درآمد ثابت خود (و نه یک موضوع موقت و زودگذر) نگاه کند و حتی در حالت ایده‌آل رویه‌هایی برای پشتیبانی و رفع اشکال و مراجعه به شرکت‌ها داشته باشد.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">شرکت‌ها باید به توسعه این فرهنگ درون سازمان خود اقدام کنند که وجود شبکه‌ای از متخصصین در اطراف شرکت به هیچ وجه نافی ارزش‌های تخصصی و سازمانی همکاران درون شرکت نیست و همه‌چیز را همگان دانند. جامعه ما هنوز تا شرایط آرمانی سازمان‌های مجازی فاصله زیادی دارد و اصولا قرار نیست تمام کارهای شرکت با این شبکه مجازی انجام شود.<br />
</span></div>
</li>
<li>
<div style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">کارشناسان و شرکت‌ها باید عمیقا درک کنند که موضوع چنین همکاری‌هایی (که در شرایط فعلی بیشتر در حاشیه دوستی‌های شخصی وجود دارد) با دوستی شخصی متفاوت است و صرفا یک رابطه حرفه‌ای است که رفتار حرفه‌ای خود را نیاز دارد.<br />
</span></div>
</li>
</ul>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">من فکر می‌کنم که زمان آن رسیده است که به شبکه مجازی اطراف خود با رسمیت بیشتری برخورد کنیم و تمایل دارم که بر اساس قوانینی که نوشتم و سایر قوانین و قواعدی دیگران پیشنهاد خواهند داد به گسترش چنین شبکه‌ای در اطراف بهساد اقدام کنم.<br />
</span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=892" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
				<div>
					<h4>5 comment(s) for this post:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/6b3bdf6652c7cf757d741bdf0a20d71a?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>امیر مهرانی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/#comment-511">2010-Aug-23</a></small>
							بسیار بسیار مهمه. من مدت زیادی بود که تو این فکر بودم. در واقع سایت linkedin برای همین موضوع ساخته شده. اما جا داریم که داخل ایران روی این موضوع کار کنیم. من به نظرم ایجاد یک سیستم که پروفایل افراد متخصص رو ثبت کنه و محدوده جغرافیایی خدماتشون رو مشخص کنه به اضافه یک امکان امتیاز دهی یا توصیه کردن به دیگران می تونه مفید باشه. در این زمینه اگر خواستید من حاضرم همکاری کنم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2a7a5021169025d28b6780c2dc3f45df?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ایمان:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/#comment-512">2010-Aug-23</a></small>
							به نکات خیلی خوبی اشاره کردید. استفاده از دوستان برای کمک در ازای یک "دستت درد نکنه" میشه سوء استفاده. وقتی منافع هر دو طرف تامین بشه و با مسائل کاری به صورت حرفه ای برخورد بشه، هیچ وقت مشکلی پیش نخواهد آمد.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/8a791ab27ef43a4ccbc1c242dd0f9323?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>سید علا سبزپوش:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/#comment-513">2010-Aug-24</a></small>
							واقعا حرف جالبی زدی اتفاقا بون چنین شبکه ای منجر نه تنها باعث پسشرفت کار شرکت می شود بلکه باعث کارآفرینی و گسترش تحقیق می شود ،
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/9b59b8c28023fa973234518e442128cc?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>افشار محبی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/#comment-514">2010-Aug-24</a></small>
							من هم خیلی به این موضوع، شبکه حرفه‌ای، فکر کرده‌ام. بدم نمی‌آید مثل امیر مهرانی یا بقیه روی موضوع کار کنم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/f047d400c1f3d909af0673ab45ea66f7?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>ا.اسکندری:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/#comment-516">2010-Aug-27</a></small>
							سلام

سایت یو24 (شبکه اجتماعی متخصصان ایران) با الگو گیر از لینکداین با بیش از 50 هزار عضو در حال فعالیت می باشد.
www.U24.ir
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=892">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=892" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/06/%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%d9%8a-%d9%85%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%d9%8a%d9%86-%d9%88-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%8a-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>لحظه لحظه، رو به حل مشکلات</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/P0Gx9KcvYSg/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87-%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87%d8%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d9%84-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Aug 2010 20:52:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=891</guid>
		<description><![CDATA[رسما هر Error و Bug حل نشدنی که مردم دنیا در اینترنت از آن شکایت می‌کنند و حل نشده است، این چند روز به سراغ ما آمده است. آن‌هم برای سیستمی که پس از چند ماه جنگ تمام عیار با مقاومت سازمانی، تازه جا افتاده است و حالا کاربران می‌گویند که ما قبول داریم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">رسما هر Error و Bug حل نشدنی که مردم دنیا در اینترنت از آن شکایت می‌کنند و حل نشده است، این چند روز به سراغ ما آمده است. آن‌هم برای سیستمی که پس از چند ماه جنگ تمام عیار با مقاومت سازمانی، تازه جا افتاده است و حالا کاربران می‌گویند که ما قبول داریم که با سیستم کار کنیم، فقط کاری کنید که سیستم دچار قطعی نشود و کار ما زمین نماند. جالب این‌جاست که از قطعی کابل شبکه در یک مکان دور از دسترس گرفته تا Bug یک در میلیون سیستم عامل تا خطاهای برنامه‌نویسی همه و همه خواب راحت را از ما گرفته‌اند. در این راستا تاکنون مشکلات زیادی را حل کرده‌ایم و به نظر می‌رسد با Tune پایگاه داده و نصب آن بر روی سیستم عامل Linux و یک Server جدید، اجزای مختلف سیستم به خوبی ایزوله شده‌اند و در فرآیندی بهتر و راحت‌تر می‌توان پی به مشکلات برد. دیروز صبح سیستم رفتار جدیدی از خود بروز می‌داد و تقریبا پس از دو دقیقه به هر کاربری که وارد سیستم می‌شد لگد می‌زد. نصف روزی طول کشید که با مطالعه و سعی و خطا و تنظیماتی که خیلی هم ربطی به سیستم نداشت، دست از لج‌بازی برداشت. وضعیت بهتر شده اما هنوز هم وقتی خیلی اذیتش می‌کنیم، چنگول به صورت کاربر می‌کشد. سیستم بزرگ است و معمولا وقتی که تصمیم می‌گیریم که Config را بهتر کنیم، مشکلات (البته به صورت مقطعی) به سراغمان می‌آید. سرعت سیستم افزایش بسیار قابل توجهی داشته ولی با این حال گاه رفتار عجیبی! از خود بروز می‌دهد.<br />
</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">شرایط این روزها، سال<em>‌</em>های دهه شصت و بمباران‌ها و موشک‌باران ها را به یادم می‌آورد که هم استرس بود و هم دوستی، هم دعوا بود و هم مهربانی. به راستی در یک شرایط فوق‌العاده جنگی به سر می‌بریم.<br />
</span></p>
<p><span style="font-size:10pt"><span style="font-family:Tahoma">حالا با سخت‌افزاری‌ها و مدیران شبکه هم رابطه بهتری پیدا کرده‌ایم و آن توپ به زمین هم انداختن‌ها، بیشتر به همکاری‌هایی تبدیل شده است که این وضعیت اضطراری را به یک وضعیت عادی تبدیل کند. مدیر ارشد پروژه کارفرما رسما تهدید کرده که کاری به سخت</span><span style="font-family:B Lotus">‌</span><span style="font-family:Tahoma">افزاری و نرم</span><span style="font-family:B Lotus">‌</span><span style="font-family:Tahoma">افزاری و پیمانکار و کارفرما ندارد و همه را از پنجره آویزان خواهد کرد. این یک برخورد حرفه</span><span style="font-family:B Lotus">‌</span><span style="font-family:Tahoma">ای می</span><span style="font-family:B Lotus">‌</span><span style="font-family:Tahoma">باشد که همه حساب کار دستشان بیاید و از فرافکنی پرهیز کنند. حساب اعتبار همه ما می‌باشد و رفع نگرانی از کارفرمایی که در صدد اجرای بزرگترین پروژه نرم‌افزاری خود است. این</span><span style="font-family:B Lotus">‌</span><span style="font-family:Tahoma">گونه زندگی کردن را دوست دارم. روزهایی که ثانیه</span><span style="font-family:B Lotus">‌</span><span style="font-family:Tahoma">ها ارزشی همسنگ اعتبار دارند و تلاش واژه واژه سطرهای زندگی</span><span style="font-family:B Lotus">‌</span><span style="font-family:Tahoma">است. تلاشی برای زندگی بهتر سازمان‌ها<em>.</em></span><span style="font-family:B Lotus"><em>‌</em></span><span style="font-family:Tahoma"><br />
			</span></span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt"><em>‌</em>ما زنده به آنیم که آرام نگیریم<br />
</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">موجیم که آسودگی ما عدم ماست</span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=891" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=891">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=891" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87-%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87%d8%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d9%84-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87-%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87%d8%8c-%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%d9%84-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>چرا بزرگ نمی‌شویم؟!</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/rSCHncno3k8/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%86%d9%85%d9%8a%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%d9%8a%d9%85%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 21:27:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=890</guid>
		<description><![CDATA[هفته شدیدی را گذراندم. هفته‌ای که مشکلات Server کارفرما، کماکان ادامه داشت و در این بین نرم‌افزاری‌ها و سخت‌افزاری‌ها گاه با پرتاب توپ در زمین یکدیگر و گاه با همکاری و تعامل سعی در حل مشکل داشتند که امیدوارم مسئله به زودی با تعویض Server حل شود. اما گرفتاری‌ها و مسافرت‌های کاری این هفته باعث [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">هفته شدیدی را گذراندم. هفته‌ای که مشکلات Server کارفرما، کماکان ادامه داشت و در این بین نرم‌افزاری‌ها و سخت‌افزاری‌ها گاه با پرتاب توپ در زمین یکدیگر و گاه با همکاری و تعامل سعی در حل مشکل داشتند که امیدوارم مسئله به زودی با تعویض Server حل شود.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">اما گرفتاری‌ها و مسافرت‌های کاری این هفته باعث نشد که موضوعی را که چند وقت است در ذهن مرور می‌کنم به بوته فراموشی بسپارم و آن موضوع بسیار مهم ظرفیت است.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">آیا تا به‌حال فکر کرده‌ایم که چرا هیچ شرکت بزرگی در ایران وجود ندارد؟ بسیاری از ما عادت کرده‌ایم که در پاسخ به این سئوال قوانین و محیط و دیگران و دولت و هزار و یک نفر دیگر را محکوم کنیم که یاری نکرده‌اند که ما شرکت داری کنیم. اما پاسخ به این سئوال یک جواب بیشتر ندارد و آن این است که شرکت‌های ما از ظرفیت مدیریتی لازم برای اداره و توسعه برخوردار نیستند. ظرفیت مدیریت نه تنها به طور مستقیم شامل مدیران شرکت می‌شود، بلکه سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت، سیستم‌های مالی و اقتصادی، نظام برنامه و بودجه، برنامه‌ریزی و کنترل پروژه و ده‌ها سیستم ریز و درشت دیگر و البته منابع انسانی (اینبار شامل مدیران و سایر همکاران) را شامل می‌شود که پرداختن به هر یک نیازمند چندین کتاب است. اما آن‌چه که این روزها به آن فکر می‌کنم بحث توسعه ظرفیت انسان‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر اصلی هر شرکت نرم‌افزاری است.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">اگر بحث روابط غیر‌اخلاقی در محیط کار پیش می‌آید، اگر بحث چالش‌های بین برنامه‌نویسان و مدیران به‌ وجود می‌آید، اگر سازمان‌های غیر رسمی و مغایر با اصول کاری رشد می‌کنند، اگر مشتریان از ما راضی نیستند و ما از مشتریان و اگر بی‌اغراق هزاران مشکل در این زمینه وجود دارد، علت‌العلل همه این مشکلات، خودِ توسعه نیافته من است. هیچ دقت کرده‌اید که در بنگاه‌های معاملات ملکی نسبتا کوچک و یا نمایشگاه‌های ماشین، یک میز بزرگ وجود دارد که آقای مدیر همیشه با تفاخر و تکبر پشت آن می‌نشیند؟ حتما دیده‌اید که یک شاگرد راننده در اتوبوس، نقشی کمتر از معاون رییس‌جمهور را در محدوده حکمرانی خود (همان اتوبوس) نمی‌پذیرد و یک نگهبان و دربان، گاه با تصمیمات خودسرانه و دیکتاتور مأبانه، با عصبانی کردن ما درباره سرنوشت ما در یک جلسه تصمیم می‌گیرد. یک راننده تاکسی نه تنها در محدوده تاکسی خود، احساس یک امیر پر شوکت را دارد که سعی دارد با تجاوز به حریم ماشین‌های دیگر، قلمرو حکمرانی خود را گسترش دهد. گفتگو ندارد که فلان همکار (به درستی) من را در محدوده عملکرد خودم کمتر از فرعون نمی‌بیند و بعید بود که اگر قدرت و امکانات فرعون را در اختیار من قرار می‌دادند، خیلی انسانی‌تر و بهتر از فرعون و نمرود عمل کنم.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">وقتی که به طور رسمی در خیابان‌ها و در حال رانندگی در یک جنگ پر تلفات و پر دشنام بسر می‌بریم، وقتی که در مفهوم بی‌ریای دوست داشتن هزاران معادله و معامله را در ارتباط با دیگران جایگزین کرده‌ایم و زمانی که چند شخصیتی هستیم، آیا می‌توان تصور کرد که همان انسان‌ها در محیط سازمان خود از فرهیختگی ذاتی (و نه منحصرا رفتار مودبانه به اقتضای محیط) برخوردار باشند؟<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma">بی‌صداقتی، فاصله از اهداف گروهی و پرهیز از خرد جمعی، اتلاف وقت، خود رایی و خود مهم پنداری از یک طرف و عدم اعتماد به دیگران و وجود چنین مسائلی در دیگران از مهم‌ترین مواردی هستند که ریشه در خودناآگاهی و عدم توسعه شخصیتی ما دارند. دیگران را نمی‌بینیم و فراموش می‌کنیم و این فراموشی خصومت به وجود می‌آورد و خصومت ریشه تمام پیشرفت‌ها را خشک می‌کند.<br />
</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma">منشا وجود چنین مشکلاتی  جهان سومی بودن ما نیست، بلکه جهان‌سومی بودن ما نتیجه مشخص چنین خصوصیتی در ما می‌باشد و مادام که به اصلاح خود نپردازیم، انتظار توسعه راهی پوچ و توهمی واهی خواهد بود.<br />
</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma">تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف<br />
</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma">مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی</span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=890" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
				<div>
					<h4>1 comment(s) for this post:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/080da1e06f28b3ba65d06e87ec89aa81?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>رضا قربانی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%86%d9%85%d9%8a%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%d9%8a%d9%85%d8%9f/#comment-510">2010-Aug-19</a></small>
							خوشم اومد از این تحلیل. چقدر این جوری فکر می کردم و چقدر نمی تونستم مثل تو انقدر قشنگ بنویسمش.
من تو یه شرکت 400 نفره IT کار می کنم و فکر می کنم این مشکلاتی هست که اونجا به عینه وجود داره.
با موضوع رانندگی بسیار حال کردم!
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=890">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=890" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%86%d9%85%d9%8a%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%d9%8a%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d9%86%d9%85%d9%8a%e2%80%8c%d8%b4%d9%88%d9%8a%d9%85%d8%9f/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>شدید</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/uAeeRVKMrA4/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d8%af%d9%8a%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 15:08:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[ارتباط با مشتريان]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=887</guid>
		<description><![CDATA[قرار بود که دستی به سر  و گوش یکی از سرورهای مشتریان بکشیم. انتظار خود را زیاد کردیم و تصمیم گرفتیم بخشی از پیکربندی پایگاه داده را روی لینوکس پیاده کنیم. از دیروز ساعت ۱۱ ساعت لینوکس و ویندوز به یکدیگر لگد می زنند. ۳۴ ساعت در اتاق سرور کارفرما به سر می برم و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قرار بود که دستی به سر  و گوش یکی از سرورهای مشتریان بکشیم. انتظار خود را زیاد کردیم و تصمیم گرفتیم بخشی از پیکربندی پایگاه داده را روی لینوکس پیاده کنیم. از دیروز ساعت ۱۱ ساعت لینوکس و ویندوز به یکدیگر لگد می زنند. ۳۴ ساعت در اتاق سرور کارفرما به سر می برم و در این مدت فقط کمی روی صندلی خواب نشسته داشته ام. فردا کاربران می آیند و اگر برنامه بالا نباشد، فاجعه به بار می آید.</p>
<p>قرار بود درباره موضوعات مختلفی این هفته بنویسم. مغزم کار نمی کند. بدنم بوی سرور گرفته است و در گوشم صدای پاور وزوز می کند&#8230;</p>
<p>درباره این خاطره فراموش نشدنی ، به طور کامل خواهم نوشت، شبی که خلوتی سازمان همیشه شلوغ مشتری به تنهایی تو ، تنه می زند.</p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=887" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=887">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=887" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d8%af%d9%8a%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d8%af%d9%8a%d8%af/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>روابط غیر اخلاقی در محیط کار</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/TvmFFXY7aGE/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%ba%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d9%8a%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Aug 2010 21:06:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=881</guid>
		<description><![CDATA[علی واحد در وبلاگ رادمان بحث خوبی را در مورد روابط غیر اخلاقی در محیط کار مطرح کرده است که جا دارد با مطالعه آن و نظرات ارائه شده در مورد آن به غنای مطلب با ارزش او افزوده شود. احتمالا من نیز در این رابطه خواهم نوشت. 2 comment(s) for this post: farid: 2010-Aug-09 [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://weblog.radmanitd.com/" target="_blank">علی واحد</a> در وبلاگ <a href="http://weblog.radmanitd.com/" target="_blank">رادمان </a>بحث خوبی را در مورد<a href="http://weblog.radmanitd.com/archives/000772.html" target="_blank"> روابط غیر اخلاقی در محیط کار</a> مطرح کرده است که جا دارد با مطالعه آن و نظرات ارائه شده در مورد آن به غنای مطلب با ارزش او افزوده شود. احتمالا من نیز در این رابطه خواهم نوشت.</p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=881" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
				<div>
					<h4>2 comment(s) for this post:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/41f0840abf42edb5dc289dcfd4be242f?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>farid:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%ba%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d9%8a%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1/#comment-507">2010-Aug-09</a></small>
							سلام. وقت بخیر.
یک بحث خارج از موضوع.

هنگام ثتب نام RSS 2.0، پیغام میدهد که این سایت فیلتر است !!!؟! 
حتما بررسی کنید.
با احترام.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b7a8a2a99da37c8b46a77d27b0ab4976?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مجيد آواژ:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%ba%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d9%8a%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1/#comment-508">2010-Aug-13</a></small>
							وقتي سايت لغتنامه ف... لتر مي شود، شما انتظار چه داريد ديگر؟
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=881">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=881" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%ba%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d9%8a%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%ba%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%8a-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d9%8a%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>اقیانوسی وسیع به عمق ۵ سانتی‌متر</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/GgX7LrkOzjk/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%a7%d9%82%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%8a-%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-5-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c%d9%85%d8%aa%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Aug 2010 20:35:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=879</guid>
		<description><![CDATA[عرض شود که: چند وقت پیش بود که با یکی از دوستان (که هم برنامه‌نویس بسیار با تجربه و عمیقی است و هم یک DBA منحصر به‌فرد در اوراکل)، صحبت می‌کردم و اظهار می‌داشت که دیگر نمی‌تواند در تمام حوزه‌های اوراکلی کار کند و ترجیح می‌داد که بر مباحثی مانند هوش تجاری (Business Intelligence) وقت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">عرض شود که:<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">چند وقت پیش بود که با یکی از دوستان (که هم برنامه‌نویس بسیار با تجربه و عمیقی است و هم یک DBA  منحصر به‌فرد در اوراکل)، صحبت می‌کردم و اظهار می‌داشت که دیگر نمی‌تواند در تمام حوزه‌های اوراکلی کار کند و ترجیح می‌داد که بر مباحثی مانند هوش تجاری (Business Intelligence) وقت و انرژی را صرف کند. این موضوع برای یک نفر که کار تخصصی می‌کند بسیار درست است و من به او برای تصمیمش تبریک می‌گویم. اما با حکایت خود چه کنم؟ از رسیدگی به شبکه و سخت‌افزار و مباحث مربوط به ESXi و VMware که چندین و چند کتاب دانش است تا Microsoft EPM و مدیریت پروژه، DBA و مباحث مرتبط تا Scrum  و متدولوژی و Sharepoint  و تحلیل سیستم و گاهی معماری اطلاعات و سایر مباحث مختلف فنی گرفته تا مباحثی مانند بازاریابی و روابط با مشتریان و منابع انسانی که وقتی عمیق نگاه می‌شوند هر یک دارای گوشه‌های فراوانی هستند که هر گوشه نیازمند تمرکز یک متخصص است. ما آدم‌ها باور کرده‌ایم که هر کاری که ما انجام می‌دهیم سخت‌ترین کار دنیاست، شاید بر همین اساس است که گاهی (به اشتباه) فکر می‌کنم که اداره یک شرکت کوچک به مراتب از اداره یک شرکت بزرگ سخت‌تر است. چرا که در یک شرکت بزرگ می‌توان برای هر موضوعی یک یا چند نفر مختصص اختصاص داد و شرکت کوچک که دارای بسیاری از مسائل و مشکلات یک شرکت بزرگ (در مقیاس کوچک) می‌باشد از چنین امکانی برخوردار نمی‌باشد. گرچه وقت‌گذاشتن و مطالعه در همه این زمینه‌<em>‌</em>ها به عنوان یک راه‌حل موقت می‌تواند راه‌گشا باشد، اما در بلند مدت پاسخگو نخواهد بود. وقتی که به این مسائل می‌پردازم بیشتر یاد <a href="http://ie.sharif.edu/en/faculty/fkianfar/index.html">دکتر کیانفر</a> می‌افتم که در اولین جلسه معارفه در <a href="http://indust.iut.ac.ir/fa/">دانشکده صنایع</a> از اقیانوس وسیعی به عمق یک سانتیمتر صحبت می‌کرد و تاکید داشت که حتما در یک رشته متخصص شوید و من این‌روزها به تصمیمی فکر می‌کنم که ۱۹ سال پیش برای تخصص خود گرفتم. &#8220;کامپیوتر&#8221; که در گذر زمان تبدیل به &#8220;فناوری اطلاعات&#8221; شد و حالا تبدیل به اقیانوسی شده که در کنار دریای کارآفرینی، خیلی زیاد احساس کم عمقی را گریبان‌گیر من می‌کند.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">به هر ترتیب نمی‌خواهم از جمله افرادی بسیاری باشم که در هر زمینه‌ای بلد است فقط به اندازه ده دقیقه صحبت کند. یاد مرحوم پدربزرگ می‌افتم که هم به برق‌کشی خانه می‌پرداخت و گاه به لوله‌کشی. در تعمیر موتور رکس خود هم یک متخصص تمام عیار محسوب می‌شد و شنیده‌ام که در گذشته با تعمیر رادیو و برداشتن آدم‌های آن (آن زمان عوام فکر می‌کردند که آدم‌ها در رادیو نشسته‌اند و حرف می‌زنند) جنجالی به پا کرده بود و دستی هم در بنایی و نجاری و سایر حوزه‌های فنی داشت.<br />
</span></p>
<p><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">شاید یک راه‌حل مناسب برای خلاصی از این وضعیت، اختصاص نیروهای نیمه‌وقت و یا ارائه کارها به صورت پروژه‌ای و پرهیز از ورود نیمه تخصصی به آن حوزه باشد. در صورتی که بتوان برای حل هر یک از این مسائل، یک متخصص کارآمد پیدا کرد (که گاه همین نیز بسیار در شهرستان‌ها و حتی تهران مشکل است) بسیاری از مسائل فنی، با ایجاد هزینه‌های زیاد حل خواهد شد.در این حالت نه تنها نیازمند دانشی به نام &#8220;مدیریت&#8221; هستیم که بر خلاف آن‌چه که این روزها رایج شده، با سعی و خطا امکان‌پذیر نمی‌باشد، بلکه باید به توسعه ظرفیت‌های مدیریتی سازمان و توسعه خود به عنوان رافع چالش‌ها بپردازیم که کاری به مراتب سنگین‌تر و سخت‌تر از یادگیری در حوزه‌<em>‌</em>های فنی است.</span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=879" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
				<div>
					<h4>4 comment(s) for this post:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/428cfff4652e89fe1566c60ca3db0290?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>امیر نام آور:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%a7%d9%82%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%8a-%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-5-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c%d9%85%d8%aa%d8%b1/#comment-504">2010-Aug-08</a></small>
							با این نظر شما که اداره یک شرکت کوچک به مراتب از اداره یک شرکت بزرگ سخت‌تر است، کاملا موافقم. چون خودم هم با شرایط مشابه ای روبرو هستم و گاهی باید در یک روز به دهها کار مختلف رسیدگی کنم که شاید در نهایت به هم مرتبط باشند ولی در ظاهر ارتباطی به هم ندارند، مثلا همین چند روز پیش بود که از طرفی برای حل مسائل مالی با حسابدار شرکت و ممیز دارایی جلسه داشتم و باید یک قرارداد نمایندگی و همین طور یک قرارداد تولید تنظیم می کردم و از طرفی باید بخشی از تحلیل یکی از سیستم‌های در حال تولید شرکت را که بر عهده من بود نهایی می کردم حالا به اینها رسیدگی به وضعیت برنامه نویسی و پیشرفت کار نفرات فنی شرکت را هم اضافه کنید و جلسه آخر وقت که باید در مورد بازاریابی و سیاست های بخش فروش شرکت تصمیم گیری می کردیم. حالا همه اینها یک طرف چانه زنی با مشتریان برای دریافت مبالغ بدهی و دنبال مشتری دویدن برای نقد کردن چک‌های برگشت خورده اشان هم یک طرف و پاسخگویی به مشکلات بچه‌های فنی هم طرف دیگر، تازه این جدای از زمانیست که خودم برای برنامه نویسی بعضی از پروژه ها وقت می گذارم (که تنها بخش مورد علاقه خودم همین بخش است) واقعا کجای دنیا یک نفر همه این کارها را یک تنه انجام می دهد. البته فکر می کنم این در کنار بدیهایی که دارد خوبیهایی هم دارد! فرض کنید از شرکتی که با هزار مشکل کوچک و بزرگ زحمت کشیده ایم و بزرگ کرده ایم و سرپا نگه داشته ایم به هر دلیلی جدا شویم، حالا ما هزاران راه پیش رو داریم، مثلا می توانیم یک حسابدار موفق باشیم یا حتی یک حسابرس! می توانیم در یک شرکت بزرگ یا سازمان دولتی مشاور یا مدیر بخش منابع انسانی، مدیر مالی، مدیر فروش، مدیر پشتیبانی، مدیر پروژه، مدیر کل و یا هر چیز دیگری شویم چون همه اینها رو تجربه کرده‌ایم، در ضمن من می توانم یک شرخر یا یک آبدارچی موفق هم باشم شما را نمی‌دانم!
من فکر می کنم حداقل در رابطه با کار و وضعیت خودم این مشکل(یعنی اقیانوسی به عمق کم بودن) به چند دلیل اتفاق افتاده است:
1.	عدم اعتماد کافی به پرسنل یا عدم وجود پرسنل متخصص کارآمد متعهد قابل اعتماد! (هنوز هم بعد از این سالها معتقدم وقتی کاری را خودم انجام نمی دهم یا نظارت کافی روی آن ندارم باید بعدا دو برابرش را برای اصلاح گندکاری دیگران وقت بگذارم(
2.	 عدم وجود منابع مالی کافی برای توسعه و آموزش و سرمایه گذاری بر روی نیروی انسانی! (دوستی داشتم که با یک دختر بسیار کم سن تر از خودش ازدواج کرد چون عقیده اش این بود که باید زن را بر اساس نوع تربیت خودش بزرگ کند و دختری توی این سن آمادگی کافی برای تربیت شدن داشت، کاری به این که این دیدگاه چقدر متحجرانه است ندارم اما گاهی وقتها به این فکر می کنم که شاید در زمینه کاری تز بدی نباشد و بشود کسانی را استخدام کرد که کلیه مراحل آموزش و یادگیری اخلاق حرفه ای را در شرکت طی کنند ـ ولی ایا امکانپذیر هست؟ یعنی خودمان هم دانشگاه بشویم هم صنعت تا ارتباطمان هم زیاد سخت نباشد!)
3.	 شاید بخش بعدی به روحیه خود من برمی گردد، یه این که دوست دارم همه کارها به نحو احسن انجام شود و برای اینکه مطمئن شوم همه کارها در مسیر درست پیش میرود و نکته ای نیست که از دید من مخفی بماند باید در خیلی از کارها به طور مستقیم مداخله کنم. (من فکر می کنم تفاوت آدمهایی مثل دوست شما که در یک زمینه خبره می‌شوند با شما این است که آنها یک کارمند متخصص هستند و شما یک مدیر همه کاره، فکر می کنم اینکه یک مدیر از هرچیزی که به کارش مربوط میشود حداقل به اندازه همان ده دقیقه ای که شما فرمودید اطلاعات داشته باشد برایش لازم است)

شاید بشود به موارد بسیار زیاد دیگر هم اشاره کرد، اما دغدغه اصلی من در این مساله پاسخ سوال دیگری است، همان سوال معروف مرغ و تخم مرغ، سوال این است که عدم وجود نیروی انسانی مطمئن باعث شده که همه کارها را خودم انجام دهم یا اینکه چون همه کارها را خودم می توانم انجام دهم به کسی اعتماد نمی کنم!
و اما این همه کاره بودن دو مشکل اساسی را هم به وجود می‌اورد یکی اینکه با بزرگ‌تر شدن و بیشتر شدن کارها تا کجا می توان اینگونه پیش رفت و نابود نشد! دوم اینکه این مشغله های زیاد خواه یا ناخواه جلوی مطالعه و یادگیری عمیق و فنی را می گیرد و شاید یک روز به خودمان بیاییم و ببینیم که از دنیا جا مانده‌ایم!
ببخشید که به جای کامنت نوشتن درددل نویسی کردم، شاید جای این نوشته‌ها پای نوشته وبلاگ وزین شما نبود اما دل پری داشتم و صبح که مطلب شما رو خواندم ناخوادآگاه شروع به نوشتن کردم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b7a8a2a99da37c8b46a77d27b0ab4976?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مجيد آواژ:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%a7%d9%82%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%8a-%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-5-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c%d9%85%d8%aa%d8%b1/#comment-505">2010-Aug-08</a></small>
							چقدر زيبا و خوب مسئله را تشريح کرديد، و چقدر اين شرکت هاي کامپيوتري به هم شبيه هستيم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5488291b032a3700bd828b2e6d6589c0?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>نادر خرمی راد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%a7%d9%82%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%8a-%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-5-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c%d9%85%d8%aa%d8%b1/#comment-506">2010-Aug-08</a></small>
							تو راه حل‌هایی که خیلی سریع بهشون اشاره کردین حتما مشارکت رو هم بذارین. نیروی نیمه وقت مدیریت می‌خواد، به ازای باری که از رو دوشتون بر می‌داره بار دیگه‌ای (که معمولا کوچک‌تره، ولی باز هم وجود داره) اضافه می‌کنه. برون سپاری این مشکل رو نداره، ولی باز هم فقط بار فنی رو کم می‌کنه. اگه برین به سمت مشارکت هم شانسی که تو بازار دارین رو بیشتر می‌کنین (چون چند بار شما کار می‌گیرین و با یکی دو نفر دیگه مشارکتی انجام می‌دین، چند بار هم اونا می‌گیرن و از شما کمک می‌گیرن) و هم بار مدیریتی رو به شدت کم می‌کنین.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/080da1e06f28b3ba65d06e87ec89aa81?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>رضا قربانی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%a7%d9%82%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%8a-%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-5-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c%d9%85%d8%aa%d8%b1/#comment-509">2010-Aug-15</a></small>
							درود
من مطلبی با این مضمون قبلا اینجانوشتم: آفت جوان های پرانرژی
http://cityofgod.blogfa.com/post-179.aspx
این هم تو دنیای اقتصاد بود: توهم مدیریت همزمان امور
http://cityofgod.blogfa.com/post-175.aspx
الان که این رو می نویسم کل روز رو تو خونه بودم. چون 2 هفته از 7 صبح تا 12 شب سر کارم بودم. امروز ترکیدم. من حتی جمعه و پنج شنبه رو هم برای کار گذاشته بودم. امروز کم آوردم از خستگی.
علتش هم اینه که در کارهای زیادی خودم را درگیر کردم.
فکر می کنم لازمه که آدم ها مزیت رقابتی مشخصی در کار داشته باشند. هیچ آدمی نمی تواند در همه زمینه ها متخصص باشد.
یه جمله قشنگی در این مورد شنیده بودم که می گفت: جامع نگاه کنید و عمیق عمل کنید.
با امیر نام آور هم موافقم. یکی از دلایلی که کارها را خودمان انجام می دهیم اعتماد نداشتن به دیگران است. مطمئن باشید که در سازمان هم نمی توانید به کسی چیز یاد بدهید وگرنه دانشگاه ها جمع می شد. من دارم آرام آرام این عادتم را می گذارم کنار و سعی می کنم از آدم ها با قبول همان توانایی هایی که دارند استفاده کنم.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=879">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=879" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%a7%d9%82%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%8a-%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-5-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c%d9%85%d8%aa%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%a7%d9%82%d9%8a%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3%d9%8a-%d9%88%d8%b3%d9%8a%d8%b9-%d8%a8%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%82-5-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%8a%e2%80%8c%d9%85%d8%aa%d8%b1/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>شفافیت و صداقت</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/behsadblog/~3/ej5cEyBbkZU/</link>
		<comments>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Aug 2010 07:04:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید آواژ</dc:creator>
				<category><![CDATA[ارتباط با مشتريان]]></category>
		<category><![CDATA[روزنوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.behsad.org/weblog/?p=874</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;متخصصان با تجربه شرکت ما، با تکیه بر پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های روز دنیا، راه‌کارهای حل مشکلات سازمان شما را در اختیار دارند و &#8230;&#8221; نوشته‌هایی از این دست را همه در وب‌سایت‌ها و کاتالوگ‌های شرکت‌های به خصوص نرم‌افزاری و مشاوره‌ای بسیار دیده‌ایم و من هم یک‌بار در این مورد نوشته‌ام که در مورد بهساد، باور به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">&#8220;متخصصان با تجربه شرکت ما، با تکیه بر پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های روز دنیا، راه‌کارهای حل مشکلات سازمان شما را در اختیار دارند و &#8230;&#8221;<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">نوشته‌هایی از<a href="http://www.google.com/"> این دست را</a> همه در وب‌سایت‌ها و کاتالوگ‌های شرکت‌های به خصوص نرم‌افزاری و مشاوره‌ای بسیار دیده‌ایم و من هم یک‌بار در این مورد <a href="http://www.behsad.org/weblog/1387/04/%d8%a8%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%d9%8a%d8%8c-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%ad%d9%84/">نوشته‌ام</a> که در مورد بهساد، باور به گفتن چنین دروغ بزرگی ندارم و سعادت هیچ کس و هیچ چیز در گروی اعتماد مطلق به ما نیست.<br />
</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-family:Tahoma; font-size:10pt">دوست دارم صادقانه بگویم که بهساد یک شرکت است با ویژگی‌های خوب و بد خود. دوست دارم بگویم که آمده‌<em>‌</em>ایم که برای بهبود بخشی از مشکلات مشتری تلاش کنیم و این <a href="http://www.behsad.com/portal/Default.aspx?tabid=76">فسلفه بودنمان</a> است و هنوز نه تنها نمی‌توانیم تمام مشکلات آن‌ها را حل کنیم، که در رفع برخی از مشکلات خود هم در چالش هستیم. برای من که عاشقانه بهساد را دوست می‌دارم بسیار سخت است که اعتراف کنم که بهساد یک شرکت استثنایی نیست و گرچه شرکت‌های دنیا در سطوح مختلفی قرار دارند، اما در هر سطح هیچ شرکت کاملا منحصر به فردی وجود ندارد. بهساد و هر سازمان دیگر می‌توانند از نظر برخی ویژگی‌های محدود، خاص‌تر (و گاهی بهتر) از دیگران عمل کنند و بر اساس همین ویژگی‌های خاص که موجب به وجود آمدن مزیت‌های رقابتی می‌شود، همکاران و مشتریان خاص خود را جذب کنند. ما دارای قدرت تاثیرگذاری بر مشتریان هستیم و در همان حال نیز تاثیرپذیری‌های لازم را از محیط و مشتریان دریافت می‌کنیم.<br />
</span></p>
<p><span style="font-size:10pt"><span style="font-family:Tahoma">شاید این‌گونه نوشتن من باعث شده که هفته گذشته، که با دوستی بسیار شفیق و عزیز (که از راهنمایی‌های ارزنده‌اشان استفاده‌های بارزی داشته‌ام) صحبت می‌کردم، نظری داشتند مبنی بر اینکه روزنوشت‌های بهساد به خصوص برای کسانی که با شخصیت، نوع نوشتن و در لفافه گویی‌های من آشنا هستند بیش از حد لازم شفاف است و اصولا چنین شفافیتی در فضای کسب و کار کشور نه چندان مرسوم است و نه آن چنان لازم. این روزها در برخورد با مشتریان نیز شفافیتی بیش پیدا کرده‌ایم. یعنی بسیاری از مسائل داخلی خود را که اصولا به آن‌ها ارتباطی پیدا نمی‌کند، برای آن‌ها بازگو می‌کنیم. من شفافیتی این چنین را می‌پسندم و باور دارم که بازگو کردن نقاط ضعف تا آن‌جا که مشتری از آن به عنوان چماق بر سر استفاده نکند (که گاهی هم استفاده می‌کند و بسیار دردناک است)، موجب خواهد شد که در ارتباط با رفع نقاط ضعف خود مسئولیتی دو چندان پیدا کنیم. این شفافیت باعث خواهد شد که مشتریان نیز اشکالات و نقاط ضعف دیگر ما را با صداقت و شفافیتی بیش بیان کنند و در این صورت یک جریان بازخورد بسیار مناسب و واضح پیرامون محیط سازمان به وجود می</span><span style="font-family:Arial">‌</span><span style="font-family:Tahoma">آید. در چنین شرایطی، چنانچه در تلاش برای رفع اشکالات خود باشیم و این تلاش خود را نیز در معرض ارزیابی دیگران قرار دهیم، می‌توانیم این‌بار نقاط قوت قابل اعتمادی را به دیگران ارائه کنیم که به سادگی از ذهن آن‌ها پاک نخواهد شد. صداقت و شفافیت می‌تواند یک مزیت تجاری محسوب شود که با گسترش آن و تاثیر آن بر محیط، بسیاری از مشکلات امروز جامعه ما قابل بهبود (و حتی رفع) خواهند بود. ما مشکلات می‌پذیریم و باور داریم که پذیرش یک مشکل و نقطه ضعف، مهمترین قدم در رفع آن می‌باشد. بی‌تردید شفافیت و بیان عمومی مشکل نیز یک گام اساسی در پذیرش مشکل می‌باشد. بی‌تردید وقت آن رسیده که با مفاهیمی مانند شفافیت و صداقت، نه به عنوان ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی (که قطعا این موضوع غیر قابل انکار است) بلکه به عنوان راه‌کاری تجاری برای توسعه سازمان‌ها و رفع مشکلات بسیار آن‌ها نگاه کنیم. </span></span></p>
 <img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/wordpress-feed-statistics/feed-statistics.php?view=1&post_id=874" width="1" height="1" style="display: none;" /><p><a class="a2a_dd addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save"><img src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/add-to-any/share_save_120_16.png" width="120" height="16" alt="Share/Bookmark"/></a> </p>
				<div>
					<h4>5 comment(s) for this post:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/6b3bdf6652c7cf757d741bdf0a20d71a?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>امیر مهرانی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/#comment-499">2010-Aug-06</a></small>
							خیلی سعی می کنم بفهمم که ریشه این جملات از کجا آمده. راجع به نقطه ضعف هم من تجربه مشابه داشتم که هم خیلی گرون تموم شده و هم خیلی به نفع شده. راستی یک مطلب دیگه اگر می شد این سیستم نظر دهی بلاگ شما یک تیک پیگیری از طریق ایمیل داشت خیلی خوب می شد چون احتمالا برای این کامنت جوابی دریافت می کنم که به هیچ وجه مطلع نمیشم که کسی پاسخ داده
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/89e49cd38452237cb39cf5fe7051740d?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>محمد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/#comment-500">2010-Aug-06</a></small>
							اگر بشود راجع به اثرات مثبت و منفی این شفافیت توضیح بیشتر و دقیق‌تری بدهید بسیار جالب خواهد بود. به نظر شما در مجموع، این شفافیت به نفع شما تمام شده یا به ضرر شما؟
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b7a8a2a99da37c8b46a77d27b0ab4976?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مجيد آواژ:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/#comment-501">2010-Aug-06</a></small>
							در مورد تيک پيگيري، اقدام شد. از محبت شما در تذکر اين مطلب ممنونم. اما در مورد ريشه اين جملات، من اگر لازم باشه بيشتر توضيح مي دهم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b7a8a2a99da37c8b46a77d27b0ab4976?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F1.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>مجيد آواژ:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/#comment-502">2010-Aug-06</a></small>
							@محمد، در مجموع عرض کنم که اين شفافيت به نفع من بوده است. اما در مورد توضيحات آن احتمالا در يک پست جداگانه خواهم نوشت.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/8a791ab27ef43a4ccbc1c242dd0f9323?s=32&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D32&amp;r=G' class='avatar avatar-32 photo' height='32' width='32' /><i>سید علا سبزپوش:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/#comment-503">2010-Aug-07</a></small>
							نظرات جالبی نوشتید ، واقعا کاش همه به نقاط ضعف خود اعتراف می کردن ، قبول نقطه ضعف باعث ارتقا و رفع آن می شود .
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/comments-on-feed/comments-template.php?id=874">Write a quick comment</a></b></p><img width="6" height="5" src="http://www.behsad.org/weblog/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=874" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://www.behsad.org/weblog/1389/05/%d8%b4%d9%81%d8%a7%d9%81%d9%8a%d8%aa-%d9%88-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa/</feedburner:origLink></item>
	</channel>
</rss>
