<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>Eve</title>
<link>https://farnj.blogfa.com</link>
<description>    نوشته های فریبا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 24 Jun 2011 11:07:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>DNA یا نت یک موسیقی؟؟؟ حیرت آوره....</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/53</link>
<description>اولش باور نکردم... با این وجود با شعف فراوون تا انتها خوندم... حتی اگر حقیقت هم نداشت با خوندنش یه جور حس آرامش خاص به من منتقل میکرد.. (اما یکم که سرچ کردم دیدم خیلی شگفتی ها در جهان وجود داره که ما ازشون بی خبریم!!!......) كلمه Universe (به معنای جهان) كه در زبان انگلیسی برای توصیف بی‌نهایت و فضای لایتناهی به كار می رود از دو جزء UNI به معنی یك و Verseبه معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یك آواز .</description>
<pubDate>Fri, 24 Jun 2011 11:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
<item>
<title>نوروز 90 مبارک</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/51</link>
<description>اینم هدیه نوروزی من به شما دوستای گلم یه آهنگ مازندرانی خیلی خیلی با حال از استاد علی گرائیلی بنام کیجا امیر کلایی یا همون شعبون کدخدا خودمون(حجم: ۵۱۴ کیلو بایت٬ فرمت amr مناسب برای گوشی مبایل، یا نرم افزار Real Player) لینک مستقیم دانلود (ترجیحا با اینترنت اکسپلورر دانلود کنید٬ ماشالا استادید دیگه... کلیک راست روی لینک و انتخاب گزینه save as target) لینک دوم دانلود شهریور ماه گذشته (۸۹) که رفته بودم شمال یه سی دی محلی خریدم که خیلی با حال بود از شمال که</description>
<pubDate>Fri, 25 Mar 2011 22:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
<item>
<title>شما خیلی خوشبخت هستید ... </title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/46</link>
<description>اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید، قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود... اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ، تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه، یا گرسنگى در امان بوده‌اید، وضعیت شما از وضعیت ۵٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است ... اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید، وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است ... اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، اگر کفش و لباس دارید، اگر تختخواب و</description>
<pubDate>Fri, 14 Jan 2011 19:28:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/46</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی تماما صحنه است!...همه هم ماشااله هنرمند!..</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/50</link>
<description>(يكي نيست به من بگه مجبوري اينهمه وقت وبلاگتو آپ نكني كه پستت اينقدر طولاني بشه!! پيشاپيش از خوانندگان محترم عذر مي خوام به جهت طولاني شدن اين پست.) بنام او... كه يادش آرامش بخش دلهاست... پرده اول: شاگرد شوفر پرسيد: چند سالتونه؟ گفتم: چطور مگه؟ گفت: همين طوري... كنجكاو شدم، يه اخمي كردمو گفتم: سنم كم نيست! گفت: خيلي هم زياد نيست، پرسيدم: بهم مي خوره چند ساله باشم؟ گفت:22..23.... گفتم: اووووووه.. شما ديگه منو خيلي بچه ديديد! براي دقايقي سكوت كرد و بعد</description>
<pubDate>Sun, 24 Oct 2010 11:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/50</guid>
</item>
<item>
<title>ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند!!</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/49</link>
<description>کاش میگفتی که هجران را چه درمان کرده اند؟.... (خواننده ی عزیز پیشاپیش خاطر نشان میکنم با اینکه عنوان مطلب عشقیست ولی متن حاوی هیچگونه اشاره ی عشقی نیست! نویسنده کاملا عشقی و بی دلیل این عنوان را انتخاب کرده! آنچه که باید می گفتیم..گفتیم! با این امید که شما بله خود شما دوست عزیز... نروید در باقالی ها) نزدیک به 10 ماهه که ساکن اراکیم و این یعنی نزدیک به 10 ماهه که سکوت پیشه کردم، هیچ وقت خودمو تا این حد نشناخته بودم..</description>
<pubDate>Fri, 11 Jun 2010 08:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title>طنـــــــــــــز</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/48</link>
<description>چندی پیش دوستی تعریف میکرد که برادرزاده دبستانی اش هیجان زده از مدرسه به خانه می آید و می گوید که سر صف اعلام کرده اند به هر کس که بهترین تحقیق را راجع به زندگی &gt; بکند و تا پایان هفته به مدرسه بدهد جایزه تعلق میگیرد. همه خانواده به اصرار برادرزاده به تکاپو افتادند تا راجع به عمه عطار تحقیق کنند. اما دریغ از یک خط که در مورد خانواده پدری عطار در کتابها نوشته شده باشد و معلوم نبود آیا عطار عمه هم داشته است یا نه؟ به هر کسی که دستی در ادبیات داشت رو انداختند</description>
<pubDate>Sat, 27 Mar 2010 17:36:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
<item>
<title>هنر تندرست ماندن ... (بسیار زیبا)</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/47</link>
<description>اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد ... ... احساساتتان را بيان کنيد. هيجانات و احساساتي که سرکوب يا پنهان شده باشند به بيماري‌هايي نظير ورم معده، زخم معده، کمر درد و درد ستون فقرات منجر مي‌شوند. سرکوبي احساسات به مرور زمان حتي مي‌تواند به سرطان هم بيانجامد. در آن زمان است که ما به سراغ يک محرم مي‌رويم و رازها و خطاهاي خود را با او در ميان مي‌گذاريم! گفتگو، صحبت کردن، کلمات، ... وسيله درماني قدرتمندي هستند. اگر نمي‌خواهيد بيمار شويد ...</description>
<pubDate>Wed, 30 Dec 2009 14:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
<item>
<title>*حکمت وزیدن باد رقصاندن برگها نیست..امتحان ریشه هاست*</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/43</link>
<description>یه سلام از جنس شیشه رنگ سبزه های بیشه، یه سلام از جنس الماس به لطاف گل یاس، یه سلامه آسمونی به تویی كه مهربونی. یک سلام و عرض تبریک ویژه هم به یکی از دوستان جدیدالمتأهل...مبارکه ایشالا اما تازه چه خبر..تازه خبر اینکه..فکر کنم کم کم باید اینجا یه سایت پزشکی راه بندازم! جمعه ای که گذشت داداشم در حالی که ازدل درد بخودش میپیچید اومد خونه..گلاب به روتون!! مثل زن زائو داد و هوار میکرد، فکر کردیم آپاندیسشه..زنگ زدم اورژانس..خانومه پرسید درد سمت چپه یا راست؟ گفتم</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 09:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/43</guid>
</item>
<item>
<title>معرفی وبلاگ دوست خوبم امیر</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/41</link>
<description>از تاریخ آخرین نوشته ی وبلاگم دقیقاً 208 روز یا به عبارتی 6 ماه و 23 روز میگذره! خودمونیم عجب غیبت طولانی ای داشتم!!! باورم نمیشه. از بس درگیر مشکلات ریز و درشت زندگی شده بودم دیگه گذشت زمان رو متوجه نمی شدم. 6 ماه پیش فکر می کردم در همچین روزی دیگه زنده نباشم! مسخره نیست؟ نه که نیست... واقعیت داره... درگیره یه جور بیماری شده بودم که علائمش شبیه سرطان روده و کولون بود! درد شکمی شدید که گاهی اوقات از شدت درد یکی دو ساعتی بی حال می افتادم و خیلی عوامل دیگه</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 08:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/41</guid>
</item>
<item>
<title>خواستگاری در عصر ارتباطات به روش دوران جاهلیت!</title>
<link>https://farnj.blogfa.com/post/40</link>
<description>خواستگار خیابانی.. نرگس ۱ رفت توی مغازه تا قیمت بپرسه، من هنوز از پشت ویترین داشتم پارچه ها رو نگاه می کردم، تو حال و هوای خودم بودم که آقا بهمن با گفتن ببخشید منو متوجه ی خودش کرد، یه جوون جیگیلی مستون با کت مشکی و شلوار لی و پیرهن سفید، اگه یه کلاه داشی هم میگذاشت سرش میشد مثل جاهلای قدیم. با کلی اظهار شرمندگی و عذرخواهی و توضیح و تفسیر که قصد توهین نداره! و قصد مزاحمت نداره و قصدش خیره و از اون دسته پسرهای بی کار نیست که تو خیابون دنبال دخترا بذاره و</description>
<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 09:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>farnj</dc:creator>
<guid>farnj.blogfa.com/post/40</guid>
</item>
</channel>
</rss>
