<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>روز نوشت</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 16 Jun 2017 16:03:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>مطلب سيزدهم : واي خاك بر سرم</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/13</link>
<description>آره واقعا خاك بر سرم تا حالا شده اتفاقي دقيقا پيامي رو كه تاكيد داشتين شخصي نبينه براش بفرستين؟ براي من همين الان اين اتفاق پيش اومد ميخوام گريههه كنم ولي نه گريه كمه واسم ميخوام خودمو خفه كنم آخه چرا من اينقدر خنگم چرا چرا چرا تازه ترسو هم هستم تمام اكانتامو ديليت كردم خطمو خاموش كردم سيمكارتمد درآوردم باطري گوشي رو هم در آوردم و هركدوم و تو يك نقطه اي قايم كردم ميدونم احمقانست خيلي هم احمقانست ولي ترسيدم راه حلي هم براي حلش نداشتم خاك تو سرشون با اين</description>
<pubDate>Fri, 16 Jun 2017 16:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب دوازدهم:شوخي يا جدي </title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/12</link>
<description>يه سري موضوعاتي هستن كه اينقدر ذهنم رو كلافه ميكنن كه ميخوام آخرش از دست خودم خودمو خلاص كنم مثلا جمله اي كه ميگه پشت هر شوخي اي ذره اي حقيقت هست ازون موقع تا حالا ريزترين جزييات زفتارهاي ديگران رو هم بررسي كردم طوري كه ميتونم الان درباره رفتار هاي هر كدوم يك مقاله بلند بنويسم آخه مگه خودآزاري داري دختر خوب تازه الان خيلي تونستم خودم رو تغيير بدم و بهتر شدم قبلا ديده شده بود كه ناراحت شدم چرا اصلا گربه توي كوچه اونجوري نگاه ميكرد يعني چي نكنه رفتار بدي</description>
<pubDate>Wed, 26 Apr 2017 19:50:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب یازدهم:اعصاب ندارم</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/11</link>
<description>یه سایت خوب هست که میتونی از طریق اون برای آیندت ایمیل بفرستی به نظرم سایت جالبیه: futureme.org</description>
<pubDate>Fri, 21 Apr 2017 15:49:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب دهم:لبخند</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/10</link>
<description>گاهی اوقات سعی میکنم تو زندگیم به مشکلاتم بخندم چون میدونم این روزها میگذرن و دردش تموم میشه ولی موقعیتی که الان توش گیر افتادم طوریه که نه تنها تموم نمیشه بلکه داره سخت تر و سخت تر میشه درست مثل یک باتلاق حالا من چطور به این یه دونه لبخند بزنم؟ چند روزه فکر میکنم که واقعا خدا بنده هاش رو میبینه حرفاشون رو میشنوه یا نه؟شایدم من لایق کمک نیستم به هر حال تنها چیزی که واضحه اینه که من واقعا خسته شدم دلم میخواد یه روز چشمام رو باز کنم تو یک باغ پر از درخت با</description>
<pubDate>Sun, 16 Apr 2017 09:18:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب نهم:چشم ها</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/9</link>
<description>تا حالا برای شما هم پیش اومده که از چشم های فرد مقابلتون افکارش رو بخونین؟</description>
<pubDate>Sun, 09 Apr 2017 17:33:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب هشتم:الان باید خواب باشم</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/8</link>
<description>ساعت 4 صبحه و من هنوز نخوابیدم نمیدونم تا کی قراره اینهمه فکر تو سرم بچرخه مطمئنم یکم دیگه پیش بره باید با پای خودم برم تیمارستان</description>
<pubDate>Tue, 04 Apr 2017 00:46:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب هفتم:چند روز دوری</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/7</link>
<description>چند روزی میشه که ننوشتم حتی روی کاغذ خدارو شکر که نت وصل شد.دوباره کلمات تو ذهنم داشتن میچرخیدن و میچرخیدن و میچرخیدن به نظر شما اینکه من با خودم با صدای بلند یا گاهی اوقات تو دلم صحبت میکنم دیوونگیه؟یعنی از دست رفتم؟خودم که اینطور فکر نمیکنم بهتر از اینه که تو دلم بمونه غمباد شه یهو بوووووم بریزه بیرون هوا هنوز ابری و بارونیه نمیدونم چرا بعضیا این هوا رو دوست دارن بیشتر واسه من غم میاره تا خوشحالی سیزدهم فروردین هم همینطور بود و همه انگار که مجبور بودن تو</description>
<pubDate>Mon, 03 Apr 2017 14:37:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب ششم:دلم واسه خودم میسوزه</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/6</link>
<description>دلم واسه خودم میسوزه همین</description>
<pubDate>Fri, 31 Mar 2017 16:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/6</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب پنجم:مقصر کیه</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/5</link>
<description>شده تا حالا وسط مشکلات به زمین و زمان ناسزا بگین و همه رو مقصر مشکلاتتون بدونین ولی به نظرم باید همون لحظه وقت بیشتری رو اختصاص بدی نبه اینکه فکر کنین به اینکه چی شد که اینطور شد اونوقت متوجه میشین سر تمام مشکلات بر میگرده به ما و تصمیماتی که گرفتیم درست اتفاقیه که که واسه من میوفته مثل امروز که داشتم به گذشته نگاه میکردم داشتم فکر میکردم چی میشد اگه میتونستم همه خاطرات زندگیم که تو همشون احساس درد و غم داشتم رو حذف کنم تا دوباره دنیام بشه مثل همون روزایی</description>
<pubDate>Tue, 28 Mar 2017 13:45:34 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
<item>
<title>مطلب چهارم:مهمونی یا میدون جنگ</title>
<link>https://rouznevesht.blogfa.com/post/4</link>
<description>دقت کردین اینروزا آدما چقدر عصبی شدن خونواده خودم رو مثال میزنم بابا با اینکه گفته بود بهشون دخترم درس داره و لطفا 7ام نهار تشریف بیارین خونه ما خونواده عمه هام 5ام اومدن که بعدش از اینجا برن عروسی دختر عمه جان شاید باورتون نشه ولی واسه من که طبقه پایین بودم صداهایی که میومد تداعی کننده میدون اسب سواری بود وقتی هم که میخواستن با هم صحبت کنن طوری با صدای بلند صحبت میکردن که هرکی میدیدشون فکر میکرد مشکل شنوایی دارن حالا جالبیش اینجاست اومدن پایین تو گوش من</description>
<pubDate>Mon, 27 Mar 2017 17:09:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>rouznevesht</dc:creator>
<guid>rouznevesht.blogfa.com/post/4</guid>
</item>
</channel>
</rss>
