<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>. . . نغمه هاي غريبانه </title>
<link>https://mjrad.blogfa.com</link>
<description>دست نوشته ها ي مجيد جمشيدي راد </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 29 May 2020 17:43:44 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>نامه </title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/132</link>
<description>در عصر رسانه های دیجیتالی دیروز نامه ای از یک دوست عزیز دریافت کردم که ازم خواست تا تمام متن نامه اش را تایپ کرده در وب سایتم بگذارم. بدون هیچ سوالی من هم چنین میکنم : گاها بی هیچ مقدمه و موخره ای ” او ” میاد و میشینه رو ذهنم ، هر چند چندان هم ازاین حادثه ی تلخ و شیرین بدمم نمیاد ، اما واقعیت ابنه که بیشتر انرژیمو میگیره و حس بدی در پایانِ این تفکراتِ خودساخته میاد.یه نتیجه ی خوبی که گرفته ام و البته حسادتمو هم به غلیان درمیاره موضوع جایگزینیه که از اولش</description>
<pubDate>Fri, 29 May 2020 17:43:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/132</guid>
</item>
<item>
<title>کلون ...</title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/131</link>
<description>امشب کلونِ در خانه را کسی زد ، سائلی بود یا ابن السبیلی یا آشنائی یا سایه ای از تو صدای غریبی داشت ، منِ همیشه منتظر باز نکردم دری را که تو از آن داخل نیائی… #مجید_جمشیدی_راد mjrad# naghmehayegharibaneh@ http://mjrad.ir</description>
<pubDate>Mon, 10 Feb 2020 04:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/131</guid>
</item>
<item>
<title>بگذر </title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/130</link>
<description>میخواست بگوید دست بردار از سرم ، دید : دست بر چانه به اشارتِ انگشتی می دواند سویی دگر دُر لغزان بر گونه اش را ، نگاهی کرد بغضی فرو برد گفت : فکر ت را بردار از سرم ، از هاله ی در هاله مانده ی اندیشه ام . بگذار بارِ سنگینِ نبودنت را بکشم. آتش بزن تمثالِ نقش بسته بر خیالم را ، بشور صُورِ خاطراتت از یادم را ، بگذار بدرد خویش این خامِ پخته شده ی سوخته ، بسوزد . بگذار هر روز در پناهِ چهارده قرص ، ماهِ شبِ چهاردهمش را فراموش کند .</description>
<pubDate>Sun, 09 Feb 2020 04:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/130</guid>
</item>
<item>
<title>.... و فراق جانسوزی دیگر </title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/129</link>
<description>خزان ورماخ بوگلشنه یاراشمیر بوتزلیگه سنه اولوم یاراشمیر چوخ تیزیدی سن بیزدن آیریلدون بالا جانی بوکفن هیچ سنه یاراشمیر زندگی در گذر است و هر چه بیشتر عمر میکنیم شاهد مصیبتهای بیشتری میشویم که سنگینی اشان از اتفاقات شیرنش خیلی زیاداست. زنده ماندن و دیدن مرگ عزیزان داغی بر دل و روحِ خسته از همین زنده ماندن است که طی دورانِ گذر از این جهان به جهان دیگر را سخت و گاه غیرقابل تحمل میکند. نمیدانم آن روز که خداوند این جهان خاکی را برپا کرد چرا درد و حرمانش را بیش</description>
<pubDate>Wed, 05 Feb 2020 04:18:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/129</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب عشق </title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/128</link>
<description>یادت هست اسم کتابهائی که برایت سرودم و تو بی ترتیب و درهم گذرا و در وهم با پولهای سیاه خریدی خواندی و غذایشان سپس خاک شد؟؟ ۳۲ حرف الفبائی بیش نبودند که ساختند داستانم را ، چقدر آسان کتیبه ی سنگیِ ماندگارم را بسان آن کتابها زیر بالشهای وهم و خیالت به خفا سپردی من همان شاعر چشمانِ شهلا توصیف گری زیبا از خمارینه هایت بودم کوچه ها و خیابانهای بن بست افکارم را به اقیانوس عشقت باز کرده بودی دریغا دریغا که اغیار ” م ” از مجنونت گرفتند جنون بر پیشِ اسمم گذاشتی بی</description>
<pubDate>Sun, 02 Feb 2020 04:50:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/128</guid>
</item>
<item>
<title>شبی دیجور</title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/127</link>
<description>آغاز میکنم دگر بار شب دیجوری بی پایان کم شده حجم باغ از نوای آشنایِ عشاق بر تن درختی نمانده تکه برگی نیز داعیان عشق کهن چرا نمیگیرند از آنها سراغ؟ نغمه ها غریبانه شده ناله ها آشنا کجا رفت آن همه میثاق ؟ لخت و عریان گشته سبزینه های پاک جام ها خالی ساقیان در خواب نمیگیرند چرا مئی از تاک ؟ من در حسرت پائیزی خود قدم بر حیرت دی میگذارم گیرم که “مجنون ” نبودم “جنون ” میزبان من بود از بیداری تا خواب . شما را چه آمد ای متفکران بی تاب ؟ زنده ام همچون یک گیاه مرده</description>
<pubDate>Mon, 27 Jan 2020 12:55:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/127</guid>
</item>
<item>
<title>اضداد ...</title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/126</link>
<description>آدمها میروند،اما دو چیز آزار دهنده پس از رفتنشان در روان و دل طرف دیگرشان میگذارند . یکی تلخی زخمهائی که هیچ وقت التیام نمیبابند و دیگری خاطرات شیرینی که با هیچ چیز دیگری نمیتوان جایگزینشان کرد.حالا ما میمانیم و هم زخمشان را میکشیم و هم حسرتشان را ، دو حس کاملا متضاد و مخالف هم …. #مجید_جمشیدی_راد mjrad# naghmehayegharibaneh@ http://mjrad.ir</description>
<pubDate>Mon, 27 Jan 2020 12:50:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/126</guid>
</item>
<item>
<title>مترسک ...</title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/125</link>
<description>امشب ساده تر از هر روز رها و بی پرده ، عاریت گرفته رنگ رخساره از یک مرده ، گذشته از آه و درد و سوز برایت مینویسم ، تا بدانی هنوز ، زیر زخمهایِ خفا و سکوت و دروغ دوست دارم تا بشنوم باز ، در کلامت ناله های ” فروغ “ دوست دارم صدای ممتد زنگ در خانه زند پستچی دوباره ، یا با جیرینگی در گوشی ، پیامت ، بر ابریشم درهم خیالم زند شانه . من امشب بیمارم در هذیانی غریب ، نمیدانم این شعر واقعیست یا فریب ؟ کلام تو هست یا سطری از نغمه ای غریب ؟ تو در من شعر میسرائی ؟ یا از</description>
<pubDate>Sat, 25 Jan 2020 16:21:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/125</guid>
</item>
<item>
<title>بن بست وفا ...</title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/124</link>
<description>سلام لیلی جانم امشب برف بارید دوباره لباسهایم را پوشیدم و دستکش هائی را که با دستان ظریفت بافته بودی دستم کردم اولین قدم روی برفهای زیبای سفید رد پاهای من بود همه جای کوچه را نگاه کردم ردی از تو نبود تا دم خانه ات آمدم تمام آن کوچه ی بن بست را برفهائی پوشانده بود که هیچ قدمی بر آن ننشسته بود روی پله ی درب خانه اتان نشستم . . . در را باز کردی چادری به رنگ برف بر سرت بود بلند شدم سلام دادی گفتم لیلی جانم؟؟ نگاهم کردی چشمان شهلائی ات پاسخ من نبود پشت کردی به</description>
<pubDate>Sun, 19 Jan 2020 08:54:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/124</guid>
</item>
<item>
<title>صدا ...</title>
<link>https://mjrad.blogfa.com/post/123</link>
<description>امروز صدایت را شنیدم در انبوه وهم و خیال و سکون بر ابریشم نوایت گوش دل اجیر کردم ، تو خندیدی من گریه کردم عبور کردم از پیچ اساطیر و الهه های مقروض به التماس عشاق ، تو نبودی تا ببینی بعد از تو صدایت الهه ی عشق شد و من الهه ای در جالیزی دی گون… #مجید_جمشیدی_راد #mjrad @naghmehayegharibaneh http://mjrad.ir</description>
<pubDate>Wed, 15 Jan 2020 04:17:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>mjrad</dc:creator>
<guid>mjrad.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
</channel>
</rss>
