<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کــــــافه مُطــــال</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com</link>
<description>پاتوق مطالعات فرهنگی دانشجویان علم و فرهنگ</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 10 Oct 2009 10:55:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>مطالعه ی فرهنگیِ مطالعات فرهنگی</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/39</link>
<description>/* /* &gt;*/ دکتر عباس کاظمی* منبع: http://kazemia.persianblog.ir چگونه می توان از خلال مفاهیم پایه ای که مطالعات فرهنگی برای بررسی موضوعات مورد مطالعه اش بکار می گیرد به خود مطالعات فرهنگی نظر انداخت؟ در اینجا فرصت بحثی مبسوط نیست بلکه صرفا به برخی از مهمترین مفاهیمی که از طریق آن می توان درباب مطالعات فرهنگی سخن گفت اشاره می کنم 1</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 10:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/39</guid>
</item>
<item>
<title>نگاهی جامعه شناختی بر رمان «احتمالا گم شده ام»</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/38</link>
<description>نیلوفر انسان منبع: انسان شناسی و فرهنگ گندم از خانواده ای متمول است که پدرش از خان های دوران پهلوی بوده و املاکش پس از انقلاب توقیف شده اند . دختر دیگر که نام او در داستان ذکر نمی شود نیز پدرش زمین دار بوده است و او نیز بنا بر اتفاقاتی زمین های خود را از دست داده است . این دو دختر تا آنجا که از زبان راوی داستان می شنویم به نحو غریبی از لحاظ ظاهری شبیه به یکدیگرند اما در باطن این گونه نیست.هر دو نیز عاشق پدرهایشان هستند .</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 17:46:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/38</guid>
</item>
<item>
<title>پنج چیزی که باید درباره این جنبش بدانیم</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/37</link>
<description>مراد فرهادپور منبع: مجله اینترنتی رخداد 1- مردم ایران بار دیگر به پا خاسته‌اند. جنبش 22 خرداد آن‌چنان آشکارا سیاسی است که به راحتی می‌توان بر اساس آن، و با گوشه چشمی به برخی نوشته‌ها و گفته‌ها و رخدادهای سیاسی چهار سال گذشته، این حقیقت را بار دیگر تکرار کرد که: آری مردم فکر می‌کنند؛ که سیاست یعنی خطر کردن، باور کردن، دفاع کردن، و بسط حقیقتی معین در وضعیتی معین، هرچند که این حقیقت در چارچوب زبان و معرفت مسلط و رسمی چیزی است بیان‌ناپذیر و ناشناختنی و نهایتاً</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 09:03:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/37</guid>
</item>
<item>
<title>نظریه‌ی روش‌شناسی در پژوهش کیفی</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/36</link>
<description>منبع: مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه ای همشهری بونی نورتون پیرس (Bonny Norton Peirce)/ موسسه­ی مطالعات آموزشی اونتاریو ترجمان: کاوه اکبری گرچه پژوهش کمّی در زمینه‌ی آموزش و یادگیری زبان، جایگاه ویژه‌ای دارد، اما پرسش‌هایی که در این مقاله مطرح می شود نشان می دهد که برخی از مسایل در آموزش زبان را نمی توان صرفاً با اتکای بر آموزه های آماری مورد بررسی قرار داد. تاکید این مقاله بر آن است که آموزش و یادگیری زبان نیازمند بکارگیری نظریه‌ی روش‌شناختی جامع‌تری است تا</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 08:47:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/36</guid>
</item>
<item>
<title>ترانه صلح</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/34</link>
<description>اگر چکشی می­داشتم صبح می­کوبیدم شب می­کوبیدم در سراسر کشور بیدار در برابر خطر ما باید متحد شویم برای دفاع از صلح اگر ناقوسی می­داشتم صبح می­نواختم شب می­نواختم در سراسر کشور بیدار در برابر خطر ما باید متحد شویم برای دفاع از صلح اگر ترانه­ای می­داشتم صبح می­خواندم شب می­خواندم در سراسر کشور بیدار در برابر خطر ما باید متحد شویم برای دفاع از صلح اکنون مرا چکشی هست و ناقوسی و ترانه­ای برای خواندن در سراسر کشور چکش عدالت و ناقوس آزادی و ترانه­ی صلح ترانه­ی صلح</description>
<pubDate>Wed, 10 Jun 2009 06:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title>در باب خانه(3)</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/33</link>
<description>مریم بیرمی شاید خانه همان قصه­­ی همیشگی آرامش و محبت باشد، یا قصه­های بی­غصه پدربزرگ و مادربزرگ؛ غذاهای خوشمزه، مهیمانی­ها، شب یلدا و عید نوروز؛ مهر مادری یا شاید هم پدری؛ شاید خانه جای­گاه اولین­ها باشد. اولین تجربه، اولین نگاه، اولین تولد، اولین قدم، اولین مثلا عشق، اولین خنده... شاید خانه یک پناه­گاه باشد؛ پناه­گاهی امن برای یار دبستانی که خسته از نامردی­های روزگار و شاید کتک­های راه مدرسه، کلاس بالایی­ها با چشم گریان و دل لرزان بدان می­شتابد...</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 11:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title>در باب خانه(2)</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/32</link>
<description>هاله میرمیری روز-داخلی- ساعت هفت صبح: کتاب­های روی­هم ریخته، دیوارهایی که با سخنان مهم کاغذ شده­اند، مشکی که آرام در گوشه­ای می­سوزد و عطرش، بوی کندر خانه مادربزرگ را می­دهد. ساعتی که دایره­اش کوچک است... درست به­اندازه­­ی نعلبکی­های زمان فتحعلی­شاه، که تنها می­توانستند استکان­های کمرباریک را بر خود جای دهند. پنجره­هایی که پیش­تر می­توانستی از پشت­شان دنیا را چندرنگ ببینی و حالا شده­اند یک سطح صیقلی و صاف که دنیا را همان رنگی که هست بازمی­نمایانند.</description>
<pubDate>Fri, 29 May 2009 21:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>در باب خانه(1)</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/31</link>
<description>نیلوفر انسان خورجین خاطرات را که زیر و رو می­کنم تا دنبال معنایی از خانه بگردم که روایت­پذیر باشد، به جز آرامش و راحتی در خانه شخصی­مان، که تجربه­هایی غیر تاریخی­اند، چیز دیگری به ذهن­ام نمی­رسد. احساس تعلق به هیچ خانه­ای نداشتم و از هیچ خانه­ای خاطره­ی پررنگی در ذهن­ام نیست. احساس می­کنم که خانه­ی پدری(و البته مادری!) به معنای خانه­ای که خاطرات کودکی در آن رقم خورده، برای­ام تهی از هرگونه معنایی است...</description>
<pubDate>Fri, 29 May 2009 21:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>The Problems of Memetics </title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/30</link>
<description>Babak Amini b_amini86@yahoo.com Memetics has become a popular and widely-used concept/method in many areas, including cultural studies. However, I believe Memetics has some fundamental methodological problems. In this article, I have tried to show some of my main concerns regarding this methodological movement. Memetics uses the fact that Darwinian evolution is merely an abstract algorithm that can be applied to anything as long as it meets three main</description>
<pubDate>Thu, 14 May 2009 07:11:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>مرور کتاب: امپراتوری نشانه­ها</title>
<link>https://cafemotal.blogfa.com/post/29</link>
<description>الهام نظری امپراتوری نشانه ­ ها نویسنده: رولان بارت ترجمان: ناصر فکوهی تهران؛ نی؛ 1384 امپراتوری نشانه­ها، نوشته­ی رولان بارت در سال 1970 در پاریس و در سال 1383 با ترجمه­ی ناصر فکوهی در ایران منتشر شد. شاید بتوان گفت که بارت در این کتاب با نگاهی انسان­شناختی به توصیف ژاپن پرداخته است. البته گفتن این نکته حایز اهمیت است که بارت هیچ وقت خود را انسان­شناس نمی­دانسته؛ ولی تمایل بارت به روزمرگی، به لحظات ساده و پیش پا افتاده، به اشیا و نشانه ها، بی شک از نوعی</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 15:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>cafemotal</dc:creator>
<guid>cafemotal.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
</channel>
</rss>
