<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/atom10full.xsl" type="text/xsl" media="screen"?><?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css" type="text/css" media="screen"?><feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0"><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286</id><updated>2008-07-06T23:03:55.222+01:00</updated><title type="text">یه وجب خاکِ اینترنت</title><link rel="alternate" type="text/html" href="http://cyberpejman.com/" /><link rel="next" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default?start-index=26&amp;max-results=25" /><link rel="http://schemas.google.com/g/2005#feed" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><generator version="7.00" uri="http://www.blogger.com">Blogger</generator><openSearch:totalResults>101</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><link rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" type="application/atom+xml" /><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-1409106324623667153</id><published>2008-07-01T07:45:00.002+01:00</published><updated>2008-07-01T08:16:44.867+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="معرفی سایت" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تویتر" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="معرفی نرم افزار" /><title type="text">تویترستان</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;تویتر از سرویس ها و خدمات اینترنتی است که بسیار همه گیر شده است و در کنار سایت اصلی آن ده ها سایت جانبی که اطلاعات و سرویس های گاها عجیب و غریب هم در اختیار شما قرار مید هند، بوجود آمده است. چندی پیش &lt;a href="http://cyberpejman.com/2008/05/twitting.html"&gt;مطلبی&lt;/a&gt; درباره تویتر نوشتم و گفتم که شروع کرده ام به استفاده از تویتر. در مطلب جداگانه دیگری هم لوازم مورد نیاز برای &lt;a href="http://cyberpejman.com/2008/05/twitter-based-book.html"&gt;اعتیاد به تویتر&lt;/a&gt; را در اختیاراتان قرار دادم. من در تویترم سعی می کنم چیزهایی را بنویسم که دیگران هم بتوانند از آن استفاده کنند و یا به تفکر وادار شوند. به واقع کوشش می کنم حتی شرح حال نویسیم هم در قالب آن 140 کاراکتر با معنی باشد و قابل استفاده برای دیگران.امروز می خواهم چند سرویس تویتر را برایتان معرفی کنم که خودم به شخصه استفاده می کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://explore.twitter.com/"&gt;کاوش در تویتر&lt;/a&gt;: بخش کاوش تویتر شامل سرویس هایی است که شما می توانید استفاده کنید&lt;br /&gt;خدماتی از قبیل ارسال تویتر از طریق پیغامبر گوگل(جی تاک)، به روز رسانی تویتر از طریق موبایل و همچنین دریافت تویت ها از طریق پیام کوتاه و یک دایرکتوری شامل انواع برنامه های کاربردی که برای تویتر نوشته شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://funkatron.com/spaz"&gt;اسپاز&lt;/a&gt;: نرم افزار متن باز برای هر سه سیستم عامل مک، ویندوز و لینوکس است که بر اساس تکنولوژی ادوبی ایر کار می کنه. من قبلا تویرل رو معرفی کرده بودم ولی در حال حاضر از اسپاز برای گرفتن آپدیت بقیه و همچنین ارسال تویت هام استفاده می کنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://tweetstats.com"&gt;آمار تویتر&lt;/a&gt;: این سایت که مورد علاقه من هست آمار جالبی راجع به فعالیت تویتر شما می ده. مثلا برای من جالب بود که بدونم بیشترین زمان آپدیت کردن تویترهای من بین ساعت 11 صبح تا 1 بعد از ظهر اتفاق می افته(پس میشه حدس زد که در این مدت من ناهار نمی خورم!) و یا اینکه در ماه مه 121 بار آپدیت کرده ام(روزی 4 بار) و در ماه ژوئن 83 بار(تقریبا روزی 3 تا) و یا اینکه در روز یک شنبه کمترین میزان تویت رو می فرستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تویتر از سرویس هایی است که من به محض ارائه آن کمی در کاربردش تامل کردم و بعد از گذشت یک سال نهایتا تصمیم گرفتم که از چه طریق و برای چه منظوری از آن استفاده کنم که از این نظر بسیار خوشحال هم هستم. ایرانی ها خوشبختانه از نظر کمیت در تویتر بسیار فعال هستند و غنایی به تویترستان داده اند اما متاسفانه به مانند وبلاگ نویسی طول می کشه تا تویتربازهای خوب با پستهای جالب بیشتر بشوند. برای من جالب نیست که شما الان می رید دوش بگیرید و یا چایی می خورید ولی جالب خواهد بود بدانیم چه نوع چایی می خورید و یا پیشنهاد کالا بدهید. متاسفانه به دلیل ضعف تویت ها من فقط عده بسیار محدودی رو پیدا کردم که چیزی به معلوماتم اضافه کنن و اونها رو هم دنبال می کنم. بقیه یا حجم تویتهای بی معناشان(البته از نظر من وگرنه خود آنها هم تعداد بسیاری دنبال کننده دارن) برایم اصلا جذاب نیست. تویتر را هدفمند استفاده کنید و اگر خواستید &lt;a href="http://twitter.com/pejman"&gt;اکانت من را هم دنبال کنید&lt;/a&gt;.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=bettnJ"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=bettnJ" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=8W2dOj"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=8W2dOj" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/323846242" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/323846242/twittersphere.html" title="تویترستان" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=1409106324623667153&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1409106324623667153" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1409106324623667153" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/07/twittersphere.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-2958820997564751947</id><published>2008-06-30T11:12:00.005+01:00</published><updated>2008-06-30T11:51:11.773+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="تیرگان" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="جشن ایرانی" /><title type="text">جشن تیرگان 1387</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://cyberpejman.com/uploaded_images/IMG_7775-715542.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://cyberpejman.com/uploaded_images/IMG_7775-715230.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;ما ایرانی ها دارای بیش از 70 جشن هستیم که متاسفانه بعد از قرنها به جز چندتای محدودی بقیه آنها به دست فراموشی سپرده شده اند. از سویی دیگر همینهایی هم که مانند جشن یلدا(شب چله) و چهارشنبه سوری و نوروز باستانی برایمان باقی مانده اند بسیاری فلسفه آن را نمی دانند و فقط طوطی وار و دست و پا شکسته مراسم رو برگزار می کنند. متاسفانه آگاهی رسانی در این زمینه بسیار کم بوده و یا اگر بوده بسیار ناقص و در سطح محدود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از زمان آشنایی من با انجمنی فرهنگی در استکهلم، با بسیاری از جشنهای ایرانی آشنا شدم و با شرکت در این جشنها یاد گرفتم و آموختم که هدف هر کدامشان چیست و به راستی که ما ایرانی ها در سده های پیش، مردمان جشن و شادی و صد البته خوردن بوده ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://cyberpejman.com/uploaded_images/IMG_7812-778248.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://cyberpejman.com/uploaded_images/IMG_7812-777900.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;دیروز به پاسداشت تیرگان دور هم جمع شدیم از طرف انجمنی که من در حال حاضر به عنوان جانشین مدیر کل آن مشغول به کار داوطلبانه در آن هم هستم. در واقع تیرگان باید روز سیزدهم تیرماه برگزار بشه اما به دلیل اینکه بسیاری در این روز سر کار هستند و ما هم مهاجر نشین در غربت چاره ای جز تغییر و جابه جایی زمانی نبود. در ابتدای مراسم، مسابقه آرش کمانگیر سال رو برگزار کردیم که باید 6 تیر به سیبل پرتاب می کردیم. من با دست مجروح شده در فوتبالم، تونستم مقام اول رو کسب کنم و یه جایزه هم ببرم(شما بگذارش به حساب شانس.). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; تیرگان به جشن آبریزگان هم معروفه که ایرانی ها زایش آب رو جسن می گیرند. برای همین من رفتم یه تفنگ آبی بزرگ خریدم که حسابی همه رو خیس آب کنم و تا دلتون هم بخواد سرتای خودم هم خیس شد. تفنگی که خریدم 5 نمونه آب پاشی می کرد و خلاصه مجهز رفتیم که دخل همه رو بیاریم.یار هم برای اولین بار همراه شد که اون رو هم حسابی خیس کردن. این دستبندی هم که می بینید روی بازومه در واقع دست بندی هست که به هفت رنگه و  به عنوان دستبند تیر و باد می شناسن و یه جورایی طبق یه مراسم دیگری قراره که آرزوتون رو برآورده کنه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باری به هرجهت همون طور که می بینید شدیم موش آب کشیده البته هم من و هم یار یک دست لباس اضافه و حوله آوردیم چون که من قبلتر فیلم سالهای پیش این مراسم رو دیده بودم و می دونستم که حسابی خیس می شیم. از اونجا هم که خیلی طرفدار دارم همه می خواستن من رو خیس کنن! آخر سر هم یک پدر آمرزیده یه سطل اب خالی کرد رومون که حسابی حالگیری بود چون اون موقع عملا از جنگ آبی کشیده بودم کنار ولی مثل اینکه تو جنگ اصولا انصاف وجود نداره! خیلی خوش گذشت. جای شما هم خالی و حتما سعی کنید این جشن رو برگزار کنید چرا که جزیی از تاریخ و هویت ماست و نیازی نیست چشم به کارناوالها و فستیوالهای خارجی ها بدوزیم.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=NafXMI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=NafXMI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=gK339i"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=gK339i" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/323161033" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/323161033/tirgan-1387.html" title="جشن تیرگان 1387" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=2958820997564751947&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/2958820997564751947" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/2958820997564751947" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/tirgan-1387.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-1456285799491015573</id><published>2008-06-27T21:37:00.004+01:00</published><updated>2008-06-27T21:51:48.486+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="بیل گیتس" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="ماکروسافت" /><title type="text">بدرود بیل</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;بیل گیتس نامی است جهانی. به راستی که نام او را بسیاری با ویندوز و کامپیوتر عجین می دانند. پسر نوزده ساله ای که تحصیلات هاروارد را رها کرد تا رویای کامپیوتر شخصی بر روی هر میز را تحقق ببخشد. کارآفرینی که شم مدیریت و تیزهوشی او باعث بوجود آمدن شرکتی شد که نقش به سزایی در تاریخ کل بشریت داشته اشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت پس از سالهای سال بی وقفه کار کردن برای شرکت مطبوعش رسما از کار خود کناره گیری کرد. مراحل واگذاری مسوولیتهای او از دو سال پیش آغاز شد و جالبه بدونید که به طور رسمی کار او تقسیم شد بین سه مدیر ارشد مایکروسافت. بیل گیتس کار تمام وقت خود را در مایکروسافت تحویل داد تا بتواند وقت خود را در بنیاد خیریه بیل و ملیندا گیتس که سالانه میلیاردها دلار را صرف کارها و خدمات بشردوستانه می کنه، اختصاص دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به شخصه هرگز سیاستهای مونوپولی شرکت مایکروسافت را دوست نداشته ام اما برای شخص بیل گیتس احترام بسیاری قائل هستم و یکی از شخصیت های تاثیر گذار در زندگی من بوده است و دوست دارم روزی به گرمی دستهای او را بفشارم. هرچند که بیل در هیئت مدیره مایکروسافت همچنان سکاندار خواهد بود اما توجه او مسلما به بنیاد خیره اش خواهد بود و من امیدوارم دنیای آینده شاهد پیدایش کارآفرینانی با آمالهای بزرگ مانند بیل باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://uk.youtube.com/watch?v=T8XDCilta5k"&gt;قسمت اول  ویدئو ای به مناسبت خداحافظی بیل گیتس&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://uk.youtube.com/watch?v=1WvfYnjdxeU"&gt; قسمت دوم ویدئو ای به مناسبت خداحافظی بیل گیتس&lt;/a&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=FAjGeI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=FAjGeI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=W3AhXi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=W3AhXi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/321587356" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/321587356/goodbye-bill.html" title="بدرود بیل" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=1456285799491015573&amp;isPopup=true" title="1 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1456285799491015573" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1456285799491015573" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/goodbye-bill.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-7810086832850045695</id><published>2008-06-26T04:51:00.001+01:00</published><updated>2008-06-26T04:53:35.445+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کارآفرینی" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="استارتاپ" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="آموزش" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="معرفی کتاب" /><title type="text">از ایده تا اجرا</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.amazon.com/Art-Start-Time-Tested-Battle-Hardened-Starting/dp/1591840562"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px;" src="http://ecx.images-amazon.com/images/I/4121XMD3A5L._SS500_.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;از زمانی که آغاز به نوشتن درباره کارآفرینی کرده ام ایمیلیهایی از طرف خوانندگانم به من می رسد که در اکثریت موارد نشان از ناآگاهی کامل نویسنده ایمیل درباره کارآفرینی و مراحل آن دارد. حتی بسیاری ایده های خود را برای من می فرستند که به گوگل ارجاع دهم؛ جالب است که همگیشان فکر می کنند که ایده اشان بکر و ناب است و در دنیا لنگه ندارد در حالیکه اصلا این طور نیست چرا که حداقل من نوعی مشابه این ایده ها را دیده ام و یا حتی از خدمات سایتهایی که ایده مربوطه را می داده اند استفاده کرده ام!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این که یک شخصی فکر کند ایده او بکر است و لنگه ندارد تقریبا اپیدمی کسانی است که سودای کارآفرینی درسر دارند. اما متاسفانه بسیاری به دلیل اینکه  راه ها و روشهای نرمال رسیدن به اجرای ایده و هدفشان را نمی دانند کاملا سردرگم می مانند و گاهی خودخوری هم می کنند که چرا هیچ وقت به هدف نمی رسند و ایده های میلیونی و میلیاردیشان به مرحله ظهور در نمیاد. این پست درآمدی است برای آگاهی دادن به این طیف از خوانندگان. در ضمن قویا تاکید می کنم که در دنیای اینترنت و کارآفرینی همه اصلها برای همه افراد کار نمی کند و شما می توانید مثالهایی بیابید که موسس آن سایت و یا شرکت به دلایل مختلف از راهکارهای متعارف استفاده نکرده ولی همچنان موفق شده است. اینکه چرا بعضا این افراد موفق می شوند از حوصله این مقاله خارج است اما آنچه که مهمه اینست که هرکاری دارای روشها و چم و خم هایی است که اگر به درستی انجام بشوند، نتیجه می دهند و استثناها را ما باید به کناری بگذاریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به طور کلی چهار مرحله می توان برای ایجاد یک استارتاپ در نظر گرفت: 1- مرحله ایده 2- مرحله برنامه ریزی 3- مرحله اجرا 4- مرحله رشد. این مراحل به ترتیب هستند و از ابتدا باید اعمال شوند. مرحله ایده همانجایی است که جرقه های یک ایده در مغز شما زده می شود و دیگر خواب و خوراک ندارید و فکر می کنید این ایده تنها در سر شما شکل گرفته استکه در بسیاری موارد اشتباه است! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما مشغول کاری هستید و ناگهان ایده ای به سرتان می زند که می توانید از آن پولدار بشوید. در مردمک جفت چشمهایتان گونی های پول مثل ماشین شانس جکپات بالا و پایین می رود و تو گویی باید یک پارو داد که بروید و پولها را جمع کنید. خواب و خوراکتان می افتد. بدون آنکه مرحله ایده و مقدمات آن را بگذرانید به دست و پا می افتید که آن را اجرا کنید. بیایید تصور کنیم که شما یک برنامه نویس بسیار خوب و آشنا به وب مجرب باشید و در عین حال از اصول بازاریابی هم سر در بیاورید و آشنایی با مدیریت پروزه دارید در غیر این صورت که کارتان زار زار است. حال شروع می کنید به کار و از صبح تا پاسی از شب برنامه می نویسید و برنامه می نویسید. بعد از چند هفته و یا ماه که دیگر از درس و زندگی و معاشرت روزمره افتاده اید و چشمهاتان از بی خوابی قلوه خون شده است یک پروتوتایپ اولیه درمیاورید. بعد به تقلا می افتید که دیگران را تشویق کنید به استفاده از ایده ناب شما. انگار که همه منتظر بوده اند تا شما یک سایت بزنید و همگی به سمت آن سرازیر شوند. نهایتا شما سرخورده از همه کس و ممه جا هر روز اخبار استارتاپها را می خوانید و فقط فکر گونی های پول است که رهایتان نمی کند. اشکال کار کجاست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشکال کار دو مساله بسیار مهم است. اول اینکه شما از مراحل چهارگانه ای که ذکر کرده ام آگاهی ندارید و به سرعت می خواهید تمامی مراحل را طی کنید و یا گاها حتی به صورت موازی و دیگری اینکه همه جا شما را تشویق می کنند به کارآفرینی و شما را هول می دهند در یک جنگل ناشناخته. بلی این درست است که هرکسی می تواند بیاید در این جنگل، اما حقیقتا بیرون آمدن از این جنگل آنهم سالم کار هر کسی نیست و درصد بسیار بسیار بالایی در ابتدا و یا در نیمه راه شکست می خورند و به قولی ریزش می کنند و آمار این ریزش وحشتناک است. بنابراین شما هم نمی توانید تافته جدا بافته ای از این آمار ریزش باشید. کارآفرینی صبر و حوصله، دانش، شجاعت و جرات و پیوستگی و همکاری تیمی و پایداری را می طلبد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب دوستان این مقاله پیش درآمدی بود بر چهارمرحله ای که هر کارآفرین باید برای رسیدن به هدف نهاییش پشت سربگذاره. سری مقاله های بعدی که به مرور نوشته خواهند شد مروری خواهیم داشت بر هر مرحله. اما برای معرفی کتاب من قویا کتاب "&lt;a href="http://www.amazon.com/Art-Start-Time-Tested-Battle-Hardened-Starting/dp/1591840562"&gt;هنر آغاز&lt;/a&gt;" گای کاوازاکی رو توصیه می کنم. این کتابی بوده که من برای واحد درسی که همین 1 ماه پیش پاس کرده ام و بهترین دانشجو هم شناخته شدم یک بررسی دو صفحه ای انجام داده ام. این کتاب به شما کمک می کند که گام به گام برای رسیدن به هدفتان جلو روید. قیمت کتاب در این زمان تقریبا 18 دلار است و من نمی دانم که آیا این کتاب در ایران موجود هست یا ترجمه شده اما در هر صورت قویا توصیه می شود که آنرا از زیر سنگ هم که هست تهیه بفرمایید.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=p2s1CI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=p2s1CI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=ByJdGi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=ByJdGi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/320216370" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/320216370/from-idea-to-execution.html" title="از ایده تا اجرا" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=7810086832850045695&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7810086832850045695" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7810086832850045695" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/from-idea-to-execution.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-8951504477949602355</id><published>2008-06-23T12:02:00.000+01:00</published><updated>2008-06-23T17:45:22.952+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="بررسی کالا" /><title type="text">Dell XPS M1530</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://assets.joinred.com/joinred/products/dell/collection.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 0pt 10px 10px; float: right; cursor: pointer; width: 200px;" src="http://assets.joinred.com/joinred/products/dell/collection.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;چند وقت پیش به خاطر لپتاپ قدیمی و سرعت کند آن جانم به لبم رسید و تصمیم گرفتم سر کیسه رو شل کنم و یه لپتاپ بخرم. چند روز از وقتم رو صرف جستجو در اینترنت کردم و بررسی های سایتهای مختلف درباره بهترین لپتاپهای موجود در بازار رو خوندم و کامنتها و بازخوردهای خریداران رو هم با دقت مطالعه کردم. بهترین لپتاپی که برای یک کاربر خانگی مورد استفاده قرار بگیره همانا لپتاپ سری اکس پی اس شرکت دل بود که البته من سری قرمزش رو خریدم چون بین 50 تا 80 دلار از پول خرید هم صرف کمک به آفریقایی ها میشد که بسیار از این خریدم خرسندم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قرار بود که پس از دریافت لپتاپ نظر خودم رو هم بگم که شاید به درد بقیه بخوره. طبیعتا در روزهای اول بهتره که آدم نظرش رو نگه چون باید وقت بگذاری و زیر و بم لپتاپ رو دربیاری تا بتونی فیدبک مناسبی بنویسی و باعث انحراف افکار خوانندگان هم نشی پس الان بعد از این مدت که با لپتاپم کار کرده ام و چم و خمش رو آشنا شدم بهترین فرصته برای نوشتن این مطلب.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتدا باید بگویم هرآنچه در مورد کندی ویندوز ویستا نوشته اند و خوانده اید حقیقت دارد. من الان 3 گیگ رم دارم ولی ویندوز ویستا به دلیل به ارث بردن بسیاری از کاستی های ویندوز قبلی بهتر نشده که هیچ بلکه مانند یک اژدهای گرسنه فقط مشغول بلعیدن منابع سخت افزاری است. بله ویندوز ویستا زیباست و چیزهای عجق وجق زیاد دارد ولی کند است. بنابراین من اصلا از آن راضی نیستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من می خواستم یک مک بوک پرو بخرم اما باید حدود یک میلیون تومان بیشتر پول می دادم تا لپتاپی با مشخصات حال حاضر دل از لحاظ سخت افزاری می خریدم. سیستم عامل لئوپارد اپل که با کار در گوگل به نوعی توفیق اجباری شد یاد بگیرم و استفاده کنم، به راستی بهترین سیستم عاملیست که می توانم به یک کاربر معمولی پیشنهاد کنم. درسته که در ابتدا انتقال دادن خود از سیستم عامل ویندوز به مک سخته اما توصیه من رو بپذیرید که واقعا می صرفه. هم در وقت شما صرفه جویی میشه و هم در کنترل اعصابتان!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حال حاضر من سیستم ویندوز ویستایم رو با نصب ده ها نرم افزار رایگان دقییقا شبیه مک کرده ام البته به جز پوسته ظاهریش که ویستا باقی مانده. چون واقعا نمی توانستم با پیش فرض خود ویندوز کار کنم. واقعا برایم احمقانه بود و غیر قابل هضم که با ویندوز کار کنم برای همین مجبور شدم چندین روز متوالی کل اینترنت و وبلاگ لایف هکر رو زیر و رو کنم برای پیدا کردن بهترینهای مک که بشه روی ویندوز نصب کرد و محیط رو شبیه سیستم عامل اپل کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در مورد سخت افزار لپتاپ باید بگویم که لپتاپ شکیل و زیباییست برعکس بقیه لپتاپهای دل که زشت هستند. بیشتر المانهایی که من در حال حاضر و در آینده نیاز دارم رو داراست. مهمترین اشکالی که دارد و البته در بررسی های خریداران و همچنین ویدئوهای یوتوب هم دیده بودم بودم اشکال بارگزاری dvd rom  آن است که صدای بلندی می دهد. مثلا اگر در حال پخش موسیقی باشید و یک فیلم دی وی دی رو بخواید از توی گرداننده دربیارید و یا داخل آن قرار دهید، موزیک شما حدود 2 ثانیه درجا خواهد زد و سپس با صدای نسبتا بلند گرداننده به حالت اولیه پخش موزیک برمی گردید.  هرچند که برای خود من اصلا این قضیه آزار دهنده نیست اما خب ممکنه بعضی ها دوست نداشته باشن این نقیصه رو. خود گرداننده برای خواندن سی دی و یا دی وی دی صدا نمی ده و بسیار راحت کار می کنه. در ضمن گرداننده دارای سینی نیست بلکه سی دی رو به داخل خودش می کشه دقیقا مثل لپتاپهای مک بوک.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مورد دیگری هم که ممکنه کمی تو ذوق بزنه و البته این مشکل رو هم اکثر لپتاپها دارن من جمله خود مک بوک پرو ها، مساله صدای فن لپتاپ هست که گاها بلنده. اما بازم از نظر من میشه ازش اغماض کرد چون این مشکلیه که اکثر لپتاپها دارن و خب این یکی هم نمی تونه استثنا باشه. مورد سومی که من خوشم نیومد اینه که نمی دونم چرا شرکت دل اومده یک آداپتور برق گنده برای این لپتاپ در نظر گرفته که هم سنگینه هم جاگیر. واقعا مسخره اس. آداپتور برق لپتاپ قدیمی من با 3 سال و نیم عمر تقریبا نصف اینیه که دل داده بیرون!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لپتاپ 256 مگابایت رم گرافیکی داره و صفحه اون هم شفافه و جون میده برای فیلم دیدن و بازی و خلاصه کم نمیاره. قسمت اسکن انگشت هم داره که باز هم به مانند بسیاری از لپتاپهای دیگه تکنولوژی اش هنوز عقب مانده ست و درست کار نمی کنه ولی خب من اصلا علاقه ای به استفاده ازش نداشتم و اصلا برام مهم نبوده. پشت لپتاپ قرمز رنگه و من شکل ظاهریش و همچنین وزنش رو می پسندم(کمتر از سه کیلو). سه تا پورت یو اس بی هم داره. بقیه مواردش رو لطفا خودتون برید در سایت دل و سایت مربوط به محصولات قرمز بخونید. در نهایت جدای از شاکی بودن من از ویندوز ویستا، من توصیه می کنم اگر می خواید لپتاپ بخرید برید و مک بخرید، اما اگر همچنان علاقه مند به ویندوز ویستا هستید، من کاملا این لپتاپ رو توصیه می کنم. از این بهتر برای یک کاربر خانگی نمی تونید پیدا کنید. برای بیزنس من ها و غیرو من تحقیق جامعی نکردم و بنابراین نظری نمی دم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.joinred.com/products/dell/"&gt;محصولات قرمز&lt;/a&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=vQ74VI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=vQ74VI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=OXPvBi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=OXPvBi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/318227795" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/318227795/dell-xps-m1530.html" title="Dell XPS M1530" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=8951504477949602355&amp;isPopup=true" title="6 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/8951504477949602355" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/8951504477949602355" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/dell-xps-m1530.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-3672431234584071586</id><published>2008-06-19T13:01:00.005+01:00</published><updated>2008-06-19T21:09:47.885+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="شیاد سایبر" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دنیای مجازی" /><title type="text">شیادان دنیای مجازی</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;شیادان و کلاهبردارهای اینترنت سوژه جدیدی نیستند اما با پیشرفت روز افزون اینترنت و وب و با آمدن مفاهیم جدید طبیعتا سبک و سیاق شیادهای اینترنتی هم عوض میشه و هر روز به دنبال راه های جدیدی برای به دام انداختن کاربران آنلاین اینترنتی هستند. جدیدترین کلاهبرداری و شیادی آنلاین که اخیرا گویا دامنه اش زیاد شده و شاخک پلیسهای امنیتی و همچنین مهندسان متخصص در امنیت شبکه رو تکان داده است همانا شیادان دنیاهای مجازی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دنیای مجازی در واقع جایی است که شما پس از ثبت نام و ایجاد یک هویت در آن به زندگی مجازی خود وارد می شوید. مثلا فرض کنید من در دنیای مجازی دوست دارم که یک خواننده و گیتاریست باشم تا یک مهندس امنیت شبکه  پس به یکی از سایتهایی که سرویس دنیای مجازی  دارند مانند سایت "&lt;a href="http://secondlife.com/"&gt;زندگی دوم&lt;/a&gt;" وارد می شوم و یک نام ثبت می کنم و آنگاه شروع می کنم به ساختن زندگیم در این دنیای مجازی. جالبه بدونید در اون زندگی مجازی پولهایی رد و بدل می شه که مجازی هستند اما گاه در انجمن ها و تالارهای گفتگو کاربران این پولهای مجازی به ازای پول واقعی فروخته می شوند! مثلا تصور کنید من کاربری هستم که وقت زیادی در دنیای مجازی نگذاشته ام و کمی بیشتر پول ندارم. از طرفی کاربر دیگر وقت بیشتری گذاشته و کسب و کاری بهم زده  و دارای پول مجازی است. من این پول مجازی رو نیاز دارم که مثلا یک ویلای نقلی برای خودم دست و پا کنم اما خب چون در دنیای مجازی پول ندارم باید چه کنم؟ پس نیازمندم که به طریقی این پول رو پیدا کنم. اینجاست که به یکی از تالارهای گفتگو وارد می شوم و می بینم کسی پولهای مجازیش رو با دلار و یا یورو معامله می کند. خب مثلا 100 یورو می دهم و به ازای توافق شده اش پول مجازی می خرم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجاست که هکرها آب دهانشون راه افتاده چون کافیه که بفهمن کی تو دنیای مجازی پولداره و سپس اگر موفق بشن حساب کاربری او را هک کنند می تونن اون پولهای مجازیش رو بفروشن و پول واقعی به دست بیارن. این جور که مشخصه هکرهای بیشتری به سمت هک کردن سایتها و سرویس دهنده های زندگی های مجازی روی آورده اند و داستان دزد و پلیس اینجا هم به راهه. کشمکش بین هکرها و متخصصان امنیت شبکه و وب هست که کدام زودتر می تونه دیگری رو غافلگیر کنه. برای من که خیلی هیجان انگیزه&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=KRpoEI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=KRpoEI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=IhQ2Hi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=IhQ2Hi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/315687771" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/315687771/virtual-world-crooks.html" title="شیادان دنیای مجازی" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=3672431234584071586&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/3672431234584071586" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/3672431234584071586" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/virtual-world-crooks.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-12891041579660204</id><published>2008-06-17T19:58:00.008+01:00</published><updated>2008-06-17T20:14:02.729+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="فیروز نادری" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کلیپ" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="ایران" /><title type="text">فیروز نادری</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;بارها و بارها از همان ابتدای وبلاگ نویسی تیغ تیز انتقاد رو به فرهنگمان کشیده ام چرا که خود را جزیی از این آب و خاک می دونم. من هرکجا که باشم شهروند جهان هستم اما هویت ایرانی دارم. و این هویت را دوست دارم با تمام پستی ها و بلندی هاش و سعی کرده ام همیشه برای اعتلایش بکوشم. من هم به مانند بسیاری ایرانی های دیگر در وقت اضافه به جای انجام دادن کارهای بیهوده، سعی کرده ام که به فرهنگ و هنر و مردمان کشورم کمک کنم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر فیروز نادری رو حتما می شناسید. مدیر پروژه پیدا کردن حیات بر سطح کره مریخ. امروز می خواستم او را از زاویه دیگر ببینید و معنای دل مهربان و با صفای ایرانی رو با حضور او بشنویم. این ویدئو اشک من رو هم درآورد. درود بر هر ایرانی موفق، مسوول و آگاه.&lt;br /&gt;&lt;center&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;embed allowFullScreen="true" src="http://www.searchles.com/misc/video_player/main.swf" flashvars="xmlfile=http://www.searchles.com/channels/get_xml/3895" quality="high" bgcolor="#869ca7"        width='410' height='326' name="main" align="center" play="true" loop="false" quality="high" allowScriptAccess="sameDomain"        type="application/x-shockwave-flash" pluginspage="http://www.adobe.com/go/getflashplayer"&gt;        &lt;/embed&gt;&lt;br /&gt;&lt;/center&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=ebUDJI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=ebUDJI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=5IpHDi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=5IpHDi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/314022318" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/314022318/firouz-naderi-nasa-scientist.html" title="فیروز نادری" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=12891041579660204&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/12891041579660204" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/12891041579660204" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/firouz-naderi-nasa-scientist.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-2928142309003738132</id><published>2008-06-14T01:13:00.007+01:00</published><updated>2008-06-14T11:48:22.946+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="استارتاپ" /><title type="text">استخدام در استارتاپ</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;آیا عشق سایتهای وب 2 دارید؟ آیا هیچ وقت آرزو داشتید که شما هم یک تیم کوچکی داشتید و گرد و خاکی در این آشفته بازار وب 2 ایجاد می کردید. دوست دارید که معلوماتتون رو با کاری که به اتمام می رسونید به رخ بقیه بکشید. دوست دارید که لذت کار تیمی و استفاده از تکنولوژی رو در عمل بچشید؟ خب شاید آرزوتون با این پست برآورده بشه!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چندین بار نوشته بودم که مشغول آماده کردن مقدمات راه اندازی یک استارتاپ هستم و خوشبختانه تونستم مراحل تحقیقات راجع به ایده و سایر موارد مورد نیاز ابتدایی رو پشت سر بگذارم. هم اکنون به دنبال دو نفر برنامه نویس هستم که بتوانیم با هم هسته اولیه یک تیم رو تشکیل بدهیم. بنابراین فایلی تهیه کرده ام و نیازمندی ها و ویژگی های دو شغل مورد نظر  رو نوشته ام.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لطفا نکته ها رو به دقت و ظرافت بخونید و اگر فکر می کنید که فرد مناسبی برای شغل مورد نظر هستید، رزومه کاری خودتون رو که حاوی سابقه کاریتون هست برایم بفرستید. همچنین یک صفحه هم درباره خودتون و اینکه چرا فکر می کنید برای این کار مناسب هستید در چند پاراگراف و مختصر بنویسید. چنانچه تا بعد از دو هفته از من ایمیلی دریافت نکردید به معنای آن است که پرونده شما مورد بررسی قرار گرفته ولی به دلیل یا دلایلی به مرحله مصاحبه نرسیده اید. چون پروسه این است که پس از انتخاب اولیه شخص من با او از طریق تلفن و یا چت صوتی مصاحبه خواهم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای این کار نیازی نیست که شما حتما مدرک دانشگاهی  و یا سابقه کار خیلی طولانی داشته باشید اما کاردان بودن و تخصص در موارد گفته شده یک باید هست. این کار نیاز به دو جوان پرانرژی، صبور و کله شق داره که خستگی سرشون نشه و توانایی براومدن از استرس و کار گروهی از راه دور رو داشته باشن. بقیه موارد رو در صفحه مربوط به استخدام بخونید. من بسیار خوشحالم که بتونم یک تیم سه نفره رو با هم تشکیل و شرکت رو به مرحله خدمات دهی برسانیم.چنانچه کسی رو می شناسید که این وبلاگ رو نمی خونه ولی می تونه شخص مناسبی باشه به او بگویید که با من تماس بگیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.scribd.com/doc/3370552/job-description-for-startup?secret_password=2dm243jvpqixw9cxyud9"&gt;دریافت فایل شغلهای مورد نیاز&lt;/a&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=StEeBI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=StEeBI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=x579pi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=x579pi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/311768439" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/311768439/my-startup-recruitment.html" title="استخدام در استارتاپ" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=2928142309003738132&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/2928142309003738132" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/2928142309003738132" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/my-startup-recruitment.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-9147371783653671920</id><published>2008-06-13T08:59:00.004+01:00</published><updated>2008-06-13T09:44:49.286+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کارآفرینی" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="وب2" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="استارتاپ" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اینترنت" /><title type="text">شفافیت و وب2</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;یکی از ارمغانهای سرویس های وب دو که به جامعه بشری در بستر اینترنت عرضه شد، همانا واژه شیرین "شفافیت" است. سایتهای وب دویی با پشتوانه من و شما که کاربران آنها هستیم شروع به اطلاع رسانی کرده اند. در واقع آنها بستر و خدمات مناسب رو بوجود آورده اند و برای تولید محتوا دست به دامان من و شما شده اند. این شفافیت برای کاربر خوشایند است چون بسیاری از حس های او را ارضا می کنه و گره های بسیاری از مشکلات تصمیم گیری او باز می کنه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شفافیت باعث میشه که دیگه سردرگم نباشیم،  بسیاری از واقعیتهای ناگفته نمایان بشه و بسیاری از اسمشو نبرها، در دسترس همگان برای قضاوت و یا آگاهی قرار بگیره. همچنین بالارفتن بازدهی و تلف نشدن وقت و یا جلوگیری از استرس های مختلف و بی خوابی های متمامدی بر سر تصمیم گیری های بزرگی که تنها به دلیل کمبود اطلاعات ما، باعث میشه با ریسک بالایی انجام بشه. چند مثال می زنم که شفافیت در سرویسهای وب دو و نتیجه آنها رو متوجه بشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از تازه ترین استارتاپهایی که من از همین حالا شیفته اش شدم &lt;a href="http://www.glassdoor.com"&gt;وب سایتی&lt;/a&gt; هست که کاربران حقوق و مزایا به همراه سمت شغلی خودشون  و ذکر نام شرکت در اونجا ثبت می کنن. برای حفظ حریم خصوصی ،سایت از کاربر اطلاعات شخصی مثل نام و نام خانوادگی و غیرو رو نمی گیره بنابراین کاربر می تونه بدون واهمه این اطلاعات رو که اکثرا در قرارداد شرکتها منع از گفتن هستند در این سایت به طور ناشناس بنویسه و یا حتی راجع به محیط کاری یک شرکت اظهار نظر کنه. مثلا خیلی جالبه بدونید که به صورت میانگین مهندس های نرم افزار گوگل از مایکروسافت و یاهو بیشتر حقوق و مزایا می گیرن و مهندس نرم افزارهای شرکت اپل کمترین حقوق (89000 دلار سالانه در مقابل 121000  شرکت گوگل)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثال دوم: یکی از وب سایتهایی که با آغاز به کارش سر و صدای زیادی در دنیای کارآفرینی پیدا کرد، وب سایت "&lt;a href="http://www.thefunded.com/"&gt;فاند&lt;/a&gt;" بود. موسس این وب سایت این فرصت رو برای کاربران خودش که همانا مدیران ارشد و یا مدیرکلهای شرکت های نوپا(استارتاپها) هستند ، ایجاد کرد که یک سری از اسناد و مدارک که همیشه تا به حال محرمانه بوده رو به صورت ناشناس بتونن ارسال کنن و با دیگران به اشتراک بگذارن. یک شفاف سازی کامل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتما می دونید که شرکتهای نوپا همیشه و دربه در دنبال پول و سرمایه بیشتر برای گسترش زیرساختار و سرویس های خدماتی خودشون هستند. به دست آوردن سرمایه راه های مختلف داره که یکیش رفتن پیش افرادی است که روی بیزنسهای پر ریسک و شرکتهای نوپا سرمایه گذاری می کنن. این شرکتها و افراد سرمایه گذار هم تیپ های مختلف و شاخه های مختلف دارن که از بحث این مطلب خارجه مثلا یکی اخموهه. یکی تا یه سقفی بیشتر پول نمی ده، یکی بسیار سخت گیره و مو رو از ماست میکشه و دیگری فقط روی شرکتهای نوپا با زمینه کاری خاص سرمایه گذاری می کنه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از پر مخاطره ترین کلنجارهای موسس یک شرکت نوپا و یک سرمایه گذار میزان سرمایه گذاری و درصدی است که سرمایه گذار به عنوان سهم شرکت می گیره. مثلا ممکنه سرمایه گذار بگه من نیم ملیون دلار می دم به ازای 30 درصد سهم کل شرکت. خب اینجا خیلی چونه زنی ها پیش میاد و کار بسیار سختیه مخصوصا برای موسس شرکت که عموما آدم بی تجربه ای می تونه باشه و به قولی سرمایه گذار می تونه حسابی تیغش بزنه و درصد بیشتری از سهم شرکت رو بگیره. موارد بسیاری هست که شخص موسس بدلیل کمبود تجربه در دام یک سرمایه گذار افتاده و درصد بسیاری بالاتر از عرف بازار رو به عنوان سهم به وی داده. همون اصطلاحی که ما بهش می گیم"طرف خیلی گرگه" و اینا میگن "طرف کوسه اس!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا وب سایت باحال ما به موسسان شرکت اجازه می ده که به صورت ناشناس، برگه های قرارداد و میزان سرمایه گذاری و همچنین دوره های سرمایه گذاری یک شرکت رو ببینن و با هم به اشتراک بگذارن. یک معدن طلای واقعی برای یک موسس شرکت نوپا چرا که می تونه به صورت ناشناس با بقیه تعامل کنه و گردش آزاد اطلاعات باعث میشه تا بسیاری از اسمشو نبرها مطرح بشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلا اگر یک سرمایه گذار حسابی چند نفر رو تیغیده باشه و یا بعد از به سودرسانی شرکت سریعا سهم های خودش رو فروخته باشه و یا بد اخلاق بشه، راجع بهش از طریق دیگران فیدبک نوشته میشه و اون وقته که من موسس شرکت هم می تونم حدس بزنم با چه آدم و یا شرکت سرمایه گذاری طرف هستم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شفاف سازی در بسیاری موارد باعث کمک به تصمیم گیری ها میشه هرچند که همیشه بیم این هم هست که اطلاعات مندرج در وب سایتها توسط کاربران موثق نباشه و یا کاربران از طرف شرکتها دادگاهی بشن و یا قانون شکنی کرده باشن اما مثلا همین دو سایت مربوطه راهکارهایی دارن که تا حد بسیار زیادی از اشاعه دروغها جلوگیری می کنه و طبیعتا خود کاربر هم با توجه به موقعیتش می تونه تصمیم بگیره که تا چه حد مدارک آشکار باشه. مثلا ممکنه من نوعی برگه قرار داد رو بفرستم ولی قسمتهای حساس و یا سربرگ شرکت سرمایه گذار رو پاک کنم فقط برای اینکه بخوام از نظر رقم به بقیه کمک کرده باشم و ممکنه شخص دیگری کاملا برعکس همه قرارداد رو بگذاره و از این قبیل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اگر علاقه به راه اندازی سرویس های وب دویی دارید و دنبال ایده می گردید به اطرافتون نگاه کنید و هرچیزی که اسمش رو نبره هست رو می تونید یک ایده برای راه اندازی شرکتتون پیدا کنید. چیزی که به انسانها کمک کنه برای حل مشکلاتشون. مثلا آیا جالب نیست که یک سرویس فارسی راه اندازی بشه راجع به مغازه های مکانیکی توی شهر تهران و یا ایران به طور کل. بعدش شمای کاربر می تونید برید و به خدمات اون مکانیکی رای بدید و یا نظر بدید. بدین صورت مکانیک های دزد و کلاش و اخمو حساب کار دستشون میاد چون من اگر بدونم یک مکانیکی سرویس خوبی نداره و یا کلاشی می کنه هرگز پام رو توش نمی گذارم.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=TTEHqI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=TTEHqI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=Dx1Oji"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=Dx1Oji" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/311014647" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/311014647/transparency-and-web2.html" title="شفافیت و وب2" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=9147371783653671920&amp;isPopup=true" title="2 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/9147371783653671920" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/9147371783653671920" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/transparency-and-web2.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-4585427507215096625</id><published>2008-06-11T06:47:00.007+01:00</published><updated>2008-06-12T18:02:39.911+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="خاطرات" /><title type="text">خانواده</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;سه ساله که اومدم اروپا. چشم گذاشتم و روزها رفت با همه خوشی ها و ناخوشی هاش. توی این مدت تمام ارتباط با خانواده فقط و فقط در تلفن گاه به گاه خلاصه شده و دیگر هیچ. دیروز اتفاقی دیدم برادرم پروفایلش رو به روز کرده و یه سری عکس گذاشته. اگر که عنوان آلبوم نبود، هرگز او را نمی شناختم. چند بار رفته ام و سر زده ام تا بلکه باورم شود که خود خودش است. مهاجرت مزیت های فراوانی داره اما تاوان های سخت هم داره. اگر کنار خانوادتون هستید قدر لحظات رو بدونید. شعر بابا طاهر زمزمه این روزهای سردرگمی که میان و می رن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الهی ای فلک چون ما زبون شی /  دلت همچون دل ما غرق خون شی&lt;br /&gt;اگر یک لحظه خواستی غم ببینی / یقین دونم کزین غم سرنگون شی&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=vPC8iI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=vPC8iI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=2zJiti"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=2zJiti" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/309744328" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/309744328/family.html" title="خانواده" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=4585427507215096625&amp;isPopup=true" title="0 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/4585427507215096625" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/4585427507215096625" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/family.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-7332399924018905305</id><published>2008-06-09T17:43:00.003+01:00</published><updated>2008-06-09T18:20:18.954+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="محیط زیست" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="معرفی نرم افزار" /><title type="text">local cooling</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.localcooling.com/"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px;" src="http://www.localcooling.com/static/images/SCREEN5.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt; وبلاگستان فارسی به همت دوستان پشتیبان از محیط زیست اقدام به یک &lt;a href="http://www.greenday.ir"&gt;فراخوان&lt;/a&gt; کرده است. من هم قبل از آغاز فراخوان که بین 16 تا 22 خردادماه است لوگوی آن را در ستون کناری وبلاگم به منظورم حمایت قرار دادم. قرار شده که هر کسی مطلبی بنویسه. پست امروز من هم مربوط به یک نرم افزاره که کمک بسیار شایانی به سبز بودن می کنه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از راه های آلوده کردن زمین که بسیار هم شایع هست به ویژه در عصر حاضر که تقریبا همگان با کامپیوتر سر و کار دارند، عدم بهینه سازی کامپیوتر برای مدیریت استفاده از برق است! حتما بارها براتون پیش اومده که خواستید فقط چند دقیقه از پای کامپیتر بلند شدید و تا چندین ساعت باز نگشته اید و کامپیوتر شما همین طوری روشن باقی مانده یا بسیاری از دوستان تنظیم ویندوزشان طوریست که پس از چند دقیقه "محافظ صفحه نمایششان" شروع به کار می کنه و همچنان صفحه کامپیوترشان روشن می مونه. این به خصوص خیلی شایع هست برای کسانی که تورنت باز هستند و یا شبها کامپیوتر رو روشن نگاه می دارن برای اینکه دانلود کنند بدون اینکه مانیتور رو خاموش کنن و به این طریق نه تنها برق بیخود مصرف می کنن بلکه همین کار باعث افزایش دی اکسید کربن هم میشه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بله درست شنیدید. دی اکسید کربن. آیا می دونستید که میزان دی اکسید کربنی که از کار کردن 15 کامپیوتر ایجاد میشه معادل یک ماشین هست؟ هر بشکه نفت معادل 556 کیلووات ساعت تولید انرژی برق می کنه. هر کامپیوتر به طور متوسط 200 وات در ساعت انرژی مصرف می کنه و اگر مانیتور شما صفحه تخت هم نباشه، چیزی حدود 80 وات هم باید به عدد قبل اضافه کنید. نهایتا اگر کامپیوتر شما هر هفت روزه هفته و بیست و چهار ساعت روشن بمونه، مانند آن است که شما یک بشکه نفت را در عرض سه ماه تمام کنید. حال با نرم افزاری که معرفی می کنم می تونید این مدت زمان رو به بیش از 6 ماه هم برسونید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"لوکال کولینگ" نرم افزار رایگانی است که تنظیمات مصرف برق کامپیوتر شما رو بهینه می کنه و همچنین می تونید ببینید چقدر در مصرف برق صرفه جویی کردید. این طوری هم یک کار سبز انجام دادید و هم اسکناس های سبز رو به جای پرداخت پول برق در جیب خودتان نگاه داشته اید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.localcooling.com/"&gt;دریافت برنامه لوکال کولینگ&lt;/a&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=vjEp6I"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=vjEp6I" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=RhyLoi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=RhyLoi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/308171101" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/308171101/local-cooling.html" title="local cooling" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=7332399924018905305&amp;isPopup=true" title="7 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7332399924018905305" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7332399924018905305" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/local-cooling.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-1140732180639009205</id><published>2008-06-04T10:24:00.002+01:00</published><updated>2008-06-04T10:24:04.660+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="خاطرات" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کودکی" /><title type="text">این...</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://i32.tinypic.com/mkgh0.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px;" src="http://i32.tinypic.com/mkgh0.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;نوستالژی بود که سراغم آمد. سال اول دبستان را من در بوشهر خوانده ام و نام معلممان هم خانم شیروانی بود. روز اول مدرسه، عمه ام مرا به مدرسه برد&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=3lE7HI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=3lE7HI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=ZW7Ovi"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=ZW7Ovi" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/304403645" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/304403645/this.html" title="این..." /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=1140732180639009205&amp;isPopup=true" title="1 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1140732180639009205" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1140732180639009205" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/04/this.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-373150425997518082</id><published>2008-06-02T09:51:00.001+01:00</published><updated>2008-06-03T08:38:38.920+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="گوگل" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="خوراک خوان" /><title type="text">صفحه اشتراک خوراک خوان من</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;من مدتهاست که به طور مستقیم به وبلاگ های مورد علاقه ام سر نمی زنم و فیدهای مورد نیاز خودم رو اضافه می کنم و در گوگل ریدر می خوانم. گوگل ریدر به جرات یکی از بهترین ابزارهای وبی است که به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار گرفته است. چندی پیش خوراک خوان گوگل افزونه ای برای مرورگر فایرفاکس درست کرد که میشد حتی لینکهایی که خارج از فیدهای ثبت شده یک کاربر هستند را به اشتراک با دیگران درآورد و یک لینک دونی بدون زحمت تنها با یک کلیک درست کرد. این در حالیست که می توان برای هر مقاله به اشتراک گذاشته شده، یک متن و نظر هم نوشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوراک خوان گوگل صفحه ای عمومی برای هر کاربر با آدرس ثابت ایجاد می کنه که به واقع میشه لینکدونی شما. مثلا برای دیدن مطالب اشتراکی من به &lt;a href="http://www.google.com/reader/shared/09274286908058716680"&gt;این آدرس بروید&lt;/a&gt; و امیدوارم که برایتان لینکهای مربوطه مفید باشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.google.com/reader"&gt;&lt;br /&gt;خوراک خوان گوگل&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1fathi.wordpress.com/2008/05/06/note-page-in-google-reader/"&gt;هرچیزی را از هرکجا به اشتراک بگذارید&lt;/a&gt; -  افزونه فایرفاکس&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=sArCoI"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=sArCoI" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=f6X0Ci"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=f6X0Ci" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/303526008" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/303526008/my-greader-shared-items.html" title="صفحه اشتراک خوراک خوان من" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=373150425997518082&amp;isPopup=true" title="1 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/373150425997518082" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/373150425997518082" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/06/my-greader-shared-items.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-7508482954305236809</id><published>2008-05-28T18:06:00.005+01:00</published><updated>2008-05-28T18:50:34.200+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="خاطرات" /><title type="text">به فردا سپردن</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;پشت میز خود نشسته ام. سمت راستم کتابهایی که مشغول به خواندن آنها هستم و همه اشان درباره استارتاپ و راه اندازی شرکت هستند بعلاوه یک پوشه که حاوی برگه های انجمن فرهنگی است که من در حال حاضر به صورت پاره وقت و البته داوطلبانه با عنوان جانشین مدیر کل در آن مشغول به کار هستم. کار سختی است با کلی مسوولیت و برنامه هایی که باید پیاده بشوند و تقریبا اکثریت اوقات فراغت من رو به خودش اختصاص می ده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سمت چپ، دو قلمدان که در آنها خودکارهای گوگل و کلی خودکار دیگر که از نمایشگاه ها به من داده اند یا برداشته ام، دارند بر و بر من رو نگاه می کنند آخر من قلم و کاغذ زیاد استفاده می کنم و اگر روزی کم استفاده شده باشن شکوا دارند! در وسط  میز هم که نوعروس لپتاپی است که البته دیگر باکره نیست و از ویندوز ویستایش هم اصلا راضی نیستم. نه اینکه ویندوز اکس پی خوب است بلکه کلا الان می فهمم چرا می گفتند سیستم عامل اپل یک سر و گرد بالاتر از محصولات مایکروسافت است و بازگشتن من بعد از یک سال کار کردن با مک به سوی ویندوز یعنی عذاب اما فعلا چاره ای نیست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاهی نمی دانم از کجای یک هدف شروع کنم. بیشتر از آنکه روی یک هدف بتوانم متمرکز شوم، نیروی زیادی می گذارم برای اینکه خودم را کنترل کنم که کارهای متفرقه انجام ندهم و لامصب آخرش هم نمی شود. یه وقت فکر نکنید که وقتم را پای تلویزیون و آجیل شکستن و دیدن فوتبال و سریالهای مختلف  میگذرانم بلکه وقتم را صرف خواندن می کنم. و این خواندن در تمام زندگی من باعث فلج شدن روزم شده است. من سالهای سال است که آنچنان مشغول خواندن می شوم که از طلوغ و غروب آفتاب هیچ نمی فهمم. قبل تر ها حتی کار به یک وعده غذا هم می کشید. گاهی پرسه زدن ایننترنتی رو هم به آن اضافه کنید دیگر آه از نهادم درمیاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند این روزها بهترم و زنددگیم تعادل نسبی دارد اما نمی توانم تمرکز کنم. باور کنید برای رسیدن به یک هدف باید تمرکز داشت وگرنه هنوز میانه راه نرسیدی می شکنی و به هیچ جا نمی رسی.ابتدای این  هفته به خودم قول داده ام که پرسه نزنم و از هر گونه خواندن ای که در راستای هدفم نیست سرباز زنم. پرسه زدن های بی هدف رو از پسش بر می آیم اما این عطش  خواندن را نمی شود به این سادگی ها خاموش کرد. اژدهای بیدار پراکنده کاری و نچسبیدن به هدف و به خود امید دادن برای فردایی که قراره کارها انجام بشه به درستی و هیچ وقت اون فردا نمی رسه، بساطی است برای خود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلم برای ایران تنگ شده. اما وقتی نیست که بازگردم. انگار دهه های متمادی است که از خانواده به دور بوده ام. بعضی از فامیلهای بسیار نزدیک رو حتی 10 سال هم بیشتر است که ندیده ام. دلم مسافرت می خواد و البته جیب خالی اما غمی نیست. جوانی است و بی کله گی و از هفت دولت آزاد بودن. دوستان ناجوانمردانه رفته اند. اکثریت ازدواج کرده اند و گیر زن و زندگی و روزمرگی. ما موندیم و کل دار و ندارمون که می چپه توی دو تا چمدون. سال به سال از کشوری به کشوری دیگر. آینده من همیشه پر از اتفاقات عجیب بوده است. ببینم دست سرنوشت امسال مرا کجای این کره خاکی می اندازد.تفالی زدم و خواجه شیراز درد دل ما را می دانست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دست از طلب ندارم تا کام من برآيد / يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد&lt;br /&gt;بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر / کز آتش درونم دود از کفن برآيد&lt;br /&gt;بنمای رخ که خلقی واله شوند و حيران / بگشای لب که فرياد از مرد و زن برآيد&lt;br /&gt;جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش / نگرفته هيچ کامی جان از بدن برآيد&lt;br /&gt;از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم / خود کام تنگدستان کی زان دهن برآيد&lt;br /&gt;گويند ذکر خيرش در خيل عشقبازان / هر جا که نام حافظ در انجمن برآيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تعبیر: در راه رسیدن به مقصود باید اراده ای محکم و راسخ داشته باشی. با دست روی دست گذاشتن و سهل انگاری، کاری از پیش نخواهی برد. از شکست ها تجربه بیندوز و امیدوار باش.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=wZ31RH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=wZ31RH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=STb9Qh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=STb9Qh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/299993245" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/299993245/procrastination.html" title="به فردا سپردن" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=7508482954305236809&amp;isPopup=true" title="4 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7508482954305236809" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7508482954305236809" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/procrastination.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-4710701842867358324</id><published>2008-05-27T17:22:00.004+01:00</published><updated>2008-05-27T17:33:39.438+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کلیپ" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="ویندوز" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="اپل" /><title type="text">یک مک بگیر</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;یکی از کارهایی که دست اندرکاران شرکت اپل انجام داده اند تولید یک سری آگهی های هست با عنوان"یک مگ بگیرید". در این سری آگهی ها یک پسر جوان با شلوار جین و به قولی نسل جوان و به روز و خیلی بچه باحال به عنوان سمبل کامپیوترهای شرکت اپل که مک نامیده میشن هست و شخص دوم یه آدم تپل عینکی جا افتاده از نظر سنی است که کت و شلوار می پوشه و خیلی رسمیه و تیپ کلاسیک داره و این شخص سمبل ویندوز ویستاست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیچاره ویندوز ویستا توی هر کدوم از این اپیزودهای تبلیغاتی یه جورایی ضایع می شه. من از دیدن این آگهی ها واقعا لذت می برم و گاهی از خنده روده بر می شم. در هر صورت این آگهی رو از طریق خود سایت اپل می تونید همه اش رو ببینید که به شدت توصیه می شه(نیاز به نرم افزار کویک تایم دارید) و یا از طریق لینک یوتوب ویدئوها رو مشاهده کنید. این کلیپ هم یکی از سوگلی های منه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;object width="425" height="355"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/7sOFFtPSs0o&amp;hl=en"&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name="wmode" value="transparent"&gt;&lt;/param&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/7sOFFtPSs0o&amp;hl=en" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" width="425" height="355"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.apple.com/getamac/ads/"&gt;مجموعه کلیپهای تبلیغاتی "یک مک بگیر"&lt;/a&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=uppfeH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=uppfeH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=oHVAJh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=oHVAJh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/299188461" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/299188461/get-mac.html" title="یک مک بگیر" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=4710701842867358324&amp;isPopup=true" title="1 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/4710701842867358324" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/4710701842867358324" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/get-mac.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-8741068772990743231</id><published>2008-05-26T10:44:00.004+01:00</published><updated>2008-05-26T10:50:46.975+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دبی" /><title type="text">مارمولک</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://cyberpejman.com/uploaded_images/marmoolak-792891.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://cyberpejman.com/uploaded_images/marmoolak-792885.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;یادش اصلا نه بخیر وقتی که امارات بودم اما این عکس رو توی آرشیوم پیدا کردم، نوستالژی اومد سراغم. چقدر این فیلم مارمولک مثل توپ صدا کرد اون موقع و اگر جلوی نمایشش رو نمی گرفتن فکر می کنم پرفروش ترین فیلم تاریخ کل سینمای ایران برای سالهای سال می شد. این عکس رو در سیتی سنتر دوبی گرفتم. از قدیم هم گفتن مار از پونه بدش میاد دم لونش سبز میشه. انقدر از دوبی بدم میاد که آخرش می دونم یه جورایی سر و کارم میفته بهش هرچند اونجا دوستای بسیار خوبی دارم که در هر صورت روزی برای دیدار تازه کردن میرم.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=wWv7pH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=wWv7pH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=kJ6Wuh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=kJ6Wuh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/298280020" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/298280020/marmoulak.html" title="مارمولک" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=8741068772990743231&amp;isPopup=true" title="0 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/8741068772990743231" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/8741068772990743231" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/marmoulak.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-1063342494428174397</id><published>2008-05-24T11:31:00.006+01:00</published><updated>2008-05-24T12:17:43.305+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سینما" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="نقد فیلم" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="دفاع مقدس" /><title type="text">طبل بزرگ زیر پای چپ</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;دیروز سالروز آزادسازی خرمشهر بود. نمی دانم چرا از فیلمهای مستند و شادی مردمان آن زمان من تا به حال حتی یک بار هم از تلویزیون صدا و سیمای جمهوری اسلامی چیزی ندیده ام. اما خب از پدر و مادرم و دیگران شنیده ام. آیا کسی فیلمی از شادی مردم در خیابانها نگرفته بوده که الان در دسترس باشه؟ در هر صورت این پیروزی دلاورانه ایرانی ها رو از یاد نبریم و خون شهیدانی که برای دفاع از وطن رفتند رو پاس بداریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیروز فیلم "طبل بزرگ زیر پای چپ" رو دیدم. فیلمی که اصلا باعث خواب آلودگی من نشد و با اشتیاق تا انتهایش رو دیدم. این فیلم جنگی با ژانر دفاع مقدس تنها 3 بازیگر داره که یکی سرباز آش خور ارتش هست که برای گرفتن برگه خدمت و پاسپورت و رفتن به آن سوی آبها به جبهه اومده. این سرباز ساق پای چپش به شدت مجروح شده است دیگری بسیجی است که پلاکهای رزمندگان شهید شده رو جمع آوری می کنه تا هویت هاشون گم نشه و دیگری ستوان ارتشی است که یک نظامی به تمام معناست و فرمانده آن سرباز آش خور هم هست. جالبه که اینجا 3 طیف مختلف رزمنده رو کنار هم داریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داستان هم بسیار جذابه. عراقی ها در سوی دیگر خاکریز و این سه ایرانی در سوی دیگر در کانالهای کنده شده قرار گرفته اند. هوا هم گرمه و دست روزگار چاله آبی در بین دو نیرو قرار گرفته که هیچ کدام نمی تونن دسترسی بهش داشته باشن چون توسط آن دیگری کشته خواهند شد. تمام فضای زمین آنجا پر از جوانان پرپر شده و شهید شده است و در خود کانال هم پر از جسد رزمندگانی هست که به مرور زمان، بویشان بلند شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرباز وظیفه به دلیل دردی که در پا دارد و گویا او تنها سربازی است که از گردان خودش باقی مونده و بقیه همه کشته شده اند، همه اش در حال ناسزاگویی به مافوق خود است. او از مافوقش متنفر است چرا که اعتقاد دارد او قاتل تمام گردان است و با اینکه می دونسته اکثریت خواهند مرد همه رو به سمت آتشبار دشمنن و به قتلگاه کشونده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیجی که نقشش رو حمید فرخ نژاد بازی می کنه، یک بسیجی شوخ و شنگه که در اون شرایط لبخند می زنه و حتی می رقصه! و خودش رو هم نعش کش می دونه تا کسی که هویت شهیدان وطن رو پاس می داره! و ستوان نظامی در تمام مدت فیلم به سرباز زیر دستش که بهش فحش و ناسزا میده هیچی نمی گه و یا صرفا به خفه شو بسنده می کنه و در صحنه هایی رزمندگان مرده رو خاک می کنه و خاک می ریزه روشون در حالیکه تنها سرهاشون که گرد و خاک گرفته بیرون مونده!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خب این خلاصه ای از فضای فیلم بود. چند چیز در این فیلم جدیده و حساسیت رو بر می انگیزه. اول اینکه آن بسیجی به کار ماورایی و مقدس خودش اعتقادی نداره و خودش رو نعش کش می دونه. یعنی جسد شهیدان یک مملکت رو که احترام زیادی در بین مردمان(لااقل آن روزگار و فضای اون موقع داشته) با لفظ نعش یاد می کنه. دیگری سرباز وظیفه است که مدام به فرمانده اش ناسزا میگه و زده به سیم آخر. جالبه که این سرباز عذاب می کشه که چرا هم رزماش پرپر شدن اما همین شخص در جایی از فیلم از همرزمانش با عنوان اجساد با بوی گند و پوسیده یاد می کنه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیلمهایی این چنینی که بیننده رو با چندین چالش روبرو کنه و مبری است از آن کلیشه وار بودن سینما فیلمهای جنگی دهه شصت و هفتاد که همه اش بر فضای روحانی جبهه تاکید داره و خیلی موارد دیگر که همه می دانیم، بسیار جالبه اما از سویی دیگر سوالهایی در ذهن من جوان ایرانی که در جبهه حضور نداشته ام ایجاد می کنه:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان مثال چرا در فیلمهای جنگی ایرانی همیشه در جبهه ها، بسیجی ها وجود دارند و جانفشانی می کنند و هیچ جایی از ارتشی ها نیست. مگر ارتشی ها نجنگیده اند؟ پس چرا انقدر بی احترامی و ظلم به این قشر از رزمنده ها شده؟ نقش ارتشی ها در جنگ چه بوده. آیا آزادسازی و فتح خرمشهر آن طور که من شنیده ام با تاکتیک و برنامه ریزی صحیح کماندوها و درجه داران ارتش نبوده؟ آیا خلبانان ارتش جانفشانی نکرده اند. نیروی دریایی ارتش پس این وسط چه کاره بوده است که من هیچ فیلمی ندیده ام که از رزمندگان نیروی دریایی ارتش قدردانی کند بلکه بازهم بسیجیان غواصی بوده اند که می جنگیده اند و غیرو...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقش سپاه پاسداران در زمان جنگ چه بوده است؟ آیا سپاهی هم در غالب بسیجی می جنگیده اند یا خودشان نیروی جداگانه بوده اند؟ آیا در جبهه ها تداخلی بین نیروهای ارتشی و بسیجی رخ نمی داده؟ ارتش بر طبق قانون و فرمان بی چون و چرا استوار است و تاکتیک و حال اینکه بسیج یک موج احساسی و مذهبی به همراه داره که با ذات ارتش منافات داره. در جنگ از احساس خبری نیست بلکه سراسر وحشی گری دو گروه انسان است که به هدف کشتن آن دیگری آمده اند. هرچند که یکی به حق و برای دفاع از ناموس و خاک وطن اومده باشه. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا فرمانده  بسیجی ها همیشه یک بسیجی بوده یا یک ارتشی هم فرمانده بسیجی میشده و آن وقت چطوری می شود یک گردان بسیجی رو که یک ماه آموزش نظامی دیدن و یک مشت جوان فوق احساسی هستند رو به اطاعت واداشت و یا اینکه بسیجیان فقط فرماندهان بسیجی داشته اند که از تاکتیک نظامی چیزی نمی دانستند و بهایش جان مفت هزاران جوان ایرانی بوده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا راجع به این چیزها فیلم نیست و یا اگر باشد انقدر کم است که آدم می ماند پس چه کسانی باید این چیزها رو به ما بگوید. در اینکه فضای جبهه معنوی بوده است شکی نیست اما چه درصدی از نیروها این طور بوده اند؟ چرا که گویا فیلمهایی مثل طبل بزرگ زیر پای چپ می خواهند به من نوعی القا کنند که آدمهایی مثل این جوان بوده اند که انگیزشون دفاع از وطن نبوده، یا برای گرفتن مزایا و غیرو به جنگ آمده اند و یا به راحتی فحش و ناسزا به فرمانده خودشون می دن و همرزمانشون رو نعش تصور می کنن اما سوال اینجاست که چه درصدی این طور بوده اند؟&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=jDV24H"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=jDV24H" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=wXjVyh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=wXjVyh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/297164077" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/297164077/big-drum-under-left-foot.html" title="طبل بزرگ زیر پای چپ" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=1063342494428174397&amp;isPopup=true" title="2 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1063342494428174397" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1063342494428174397" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/big-drum-under-left-foot.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-3782809540753766846</id><published>2008-05-22T13:17:00.001+01:00</published><updated>2008-05-22T19:56:33.978+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کارآفرینی" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="رشد شرکت" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="استارتاپ" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="معرفی سایت" /><title type="text">intruders tv</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;اگر از علاقه مندان پیگیری شرکتهای به اصطلاح وب دویی هستید از سایت intruders نباید غافل بشید. بر و بکس گرداننده این سایت به هر کنفرانس و گردهمایی سرک می کشن و با موسسین و مدیرعامل استارتاپها مصاحبه می کنن. هرکسی برای خودش داستانی داره. از میان ویدئوها حتما توصیه می کنم مصاحبه با علی پرتوی رو از دست ندید. علی که مشخصه بچه خیلی باحال و در عین حال باهوشی هم هست به همراه برادرش حسابی توی دنیای کارآفرینی جا افتاده و واسه خودش گردن کلفتیه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی موسس شرکت ilike  هست که یک سایت موسیقیه. این سایت با توجه به ژانرهای موسیقی که شما و دوستانتون گوش میدید به صورت هوشمند بهتون گروه موسیقی و شعر معرفی می کنه که طبیعتا قراره به سلیقه شما بخوره. اما یک جا در مصاحبه توضیح میده که چطور وقتی اپلیکیشن فیس بوکشون رو در اختیار عموم قرار دادن یهو منحنی رشد بازدید از صفحه شرکت درحال انفجار میشه و وقتی سرور کم میارن مجبور میشن تو دره سیلیکون درب تک تک شرکت ها رو بزنن و بگن ببخشید یه دونه سرور دارید به ما قرض بدید! و این طوری یک کامیون سرور از در و همسایه جمع کردن تا بتونن به داد سایت برسن و سایت بر اساس تعداد زیاد بازدید کننده نخوابه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دنیای امروز کارآفرینی مخصوصا شرکتهای وب دویی چند چیز بسیار مهمه که باید در همون ابتدا بهش فکر بشه. یکی بحث گسترش سرویس در صورت استقبال گسترده از سوی کاربران هست که از همان ابتدا موسسین باید بهش فکر بکنن چه از نظر بنیه مالی و چه از نظر تکنیکی وگرنه مشکل ساز خواهد شد. مثال بارزش همین سایت تویتر که هر چند وقت به چند وقت ریپ میزنه. مساله دیگه که مهمه عکس العمل سریع و برنامه از پیش تعیین شده موسسین هست در مقابل یورش کاربران به سایت. اینجا همه باید آماده کار طاقت فرسا و شبانه روزی بی وقفه باشن چرا که آرزوی هر موسسی همینه که در کمترین زمان ممکن بیشترین تعداد مشتری رو پیدا کنه اما همون طور که بعضا در پستهای گذاشته اشاره کردم قضیه گسترش یک شرکت چه از نظر زیرساخت و چه از نظر نیروی انسانی کاری بسیار سخت و حساسیه و باید با دقت انجام بشه وگرنه علی رغم موفقیت نسبی شرکت، در مرحله رشد با کله میره به سمت سقوط.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.intruders.tv"&gt;intruders.tv&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://uk.intruders.tv/Ali-Partovi-of-LinkExchange-and-iLike-on-scaling-to-a-million-users-in-one-weekend_a220.html"&gt;مصاحبه با علی پرتوی&lt;/a&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=pZzGfH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=pZzGfH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=s4LAVh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=s4LAVh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/296025276" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/296025276/intruders-tv.html" title="intruders tv" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=3782809540753766846&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/3782809540753766846" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/3782809540753766846" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/04/intruders-tv.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-1239949117065464129</id><published>2008-05-19T10:54:00.006+01:00</published><updated>2008-05-19T22:32:49.645+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="سخنرانی" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کارآفرینی" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="استارتاپ" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کنفرانس" /><title type="text">مدرسه استارتاپ</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;مدرسه استارتآپ در واقع همایشی است که هر ساله در دانشگاه استنفورد برگزار میشه و آدمهایی که به نوعی درگیر دنیای کارآفرینی هستند دعوت میشن برای سخنرانی. علاقه مندان به دنیای کارآفرینی رو دعوت می کنم به نگاه کردن ویدئوهای سخنرانی های امسال. آدم خیلی چیزا یاد می گیره. مثلا از بین کلیپها، سخنرانی برنامه نویس ruby on rails بسیار برام جالب بود که بسیاری از دغدغه های بی مورد شرکتهای نوپا و استارتاپها رو به سخره می گرفت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخنرانی جف بزوس مرد شماره یک سایت معروف آمازون هم چیزی جز تبلیغ برای سرویس های وب شرکت آمازون نبود. اما در این میان سخنرانی آقای "پل گراهام" من رو شگفت زده کرد. من قبل تر هیچ فیلمی از پل ندیده بودم و فقط چندین مقاله که نویسنده اش بوده، مطالعه کردم که الحق مقالات خوبی بودند. اما در این ویدئو فهمیدم که این شخص رو خداوند برای ایراد سخنرانی نیافریده. در بخش پرسش و پاسخ بسیار بد عمل می کنه و عملا جواب بعضی سوال کنندگان رو چرت و پرت تحویل میده. یکی بهش بگه مرده حسابی وقتی نمی تونی جمله ات رو سرهم بندی کنی چرا آخه حرف می زنی و دهنت رو باز می کنی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا ممکنه بگید چرا من شاکی شدم. راستش اینه که تا دلتون بخواد من در کنفرانس ها، همایش ها و گردهمایی های کارآفرینی شرکت کرده ام. بسیاری از سخنرانها متاسفانه اصلا فن بیان ندارن و جونشون درمیاد حرف بزنن یا اصلا از موضوع منحرف می شن و یا انقدر شل و ول حرف می زنن که آدم خوابش می گیره، یا اسلایداشون خالی از محتواست و خلاصه پرزنتر خوبی نیستند. ممکنه که کارآفرین خوبی باشند و یا یک موسس شرکت با شم تجاری بسیار قوی ولی متاسفانه نمی تونن این دانش رو به دیگران منتقل کنن و برای من نوعی، زجر آور میشه نشستن پای حرف این آدما و گوش دادن به اونها چون عملا وقت آدم رو تلف می کنن و خودشون هم نمی دونن چی می گن.  اینجاست که برگزار کننده یک مراسم باید این آدم ها رو شناسایی کنه و اصلا دعوت نکنه یا اگر هم دعوت کرد وقت بسیار بسیار کمی بهشون بده که حوصله آدم رو سر نبرن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.omnisio.com/startupschool08"&gt;سخنرانی های مدرسه استارتاپ 2008&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.omnisio.com/startupschool08/david-heinemeier-hansson-at-startup-school-08"&gt;سخنرانی برنامه نویس روبی &lt;/a&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=ai43tH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=ai43tH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=m4G4dh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=m4G4dh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/293790013" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/293790013/startup-school.html" title="مدرسه استارتاپ" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=1239949117065464129&amp;isPopup=true" title="3 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1239949117065464129" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1239949117065464129" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/startup-school.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-7526766299701751599</id><published>2008-05-18T17:19:00.003+01:00</published><updated>2008-05-18T17:38:55.726+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کارآفرینی" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کلیپ" /><title type="text">باب کوته بین</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;اگر دنبال منابع خوبی برای کارآفرینی می گردید حتما می بایست سری به &lt;a href="http://www.startupnation.com"&gt;startup nation&lt;/a&gt;  بزنید. این شرکت که توسط دو برادر تاسیس شده امکانات و تسهیلات خوبی برای کارافرینان ایجاد کرده و مقالات  رایگان خوبی هم در سایت  می تونید پیدا کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از سری ویدئو کلیپهایی که من بسیار خوشم اومد با نام "باب کوته بین" نامگذاری شده و قضیه یک کارآفرینه که همیشه اشتباه می کنه و کارهایی رو که نباید بکنه انجام میده.(البته متاسفانه فقط 3 کلیپ تا به حال درست شده). مثلا قسمت اولش واقعا جالبه. اینکه وقتی یه سرمایه گذار پیدا کردید همه اش فکر پول نباشید و دقیقا بفهمید در قبال این سرمایه گذاری چه وظایفی رو از شما انتظار دارن وگرنه در انتها بدجوری به ضررتون تموم میشه. مثلا هیچ فکر کردید در قبال پولی که قراره سرمایه گذاری بشه در شرکت شما، چقدر از سهام شرکت باید واگذار بشه؟ وب سایت رو از دست ندید که یک معدن طلاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;object width="425" height="355"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/NMc16adyf04&amp;hl=en"&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name="wmode" value="transparent"&gt;&lt;/param&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/NMc16adyf04&amp;hl=en" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" width="425" height="355"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=4nVQAH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=4nVQAH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=2NiAoh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=2NiAoh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/292939440" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/292939440/short-sighted-bob.html" title="باب کوته بین" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=7526766299701751599&amp;isPopup=true" title="0 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7526766299701751599" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/7526766299701751599" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/short-sighted-bob.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-3247466021870816204</id><published>2008-05-17T16:21:00.005+01:00</published><updated>2008-05-17T22:27:09.662+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="کلیپ" /><title type="text">حرف نزن و عمل کن</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;/div&gt;همه ما دلمون می خواد به هدفهای مختلفی توی زندگیمون برسیم ولی خیلی هاش در حد حرف می مونه.  بیش از اینکه برای تحقق این هدفها کار و تلاش بکنیم، راجع بهشون حرف می زنیم و فکر می کنم در فرهنگ ایرانی این قضیه بسیار مشهود باشه. کافیه پیش خودتون فکر کنید که از سالهای پیش حرف چه چیزهایی رو زدید و بهش نرسیدید و چرا؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخیرا یکی از غولهای بزرگ دنیای آی تی، یعنی شرکت آی بی ام شعاری رو انتخاب کرده و سرمایه زیادی برای این شعارش داره خرج می کنه و به قولی مانور میده و اون هم چیزی نیست جز &lt;a href="http://uk.youtube.com/watch?v=wdtlZIjdUJk"&gt;حرف نزن و عمل کن&lt;/a&gt;. این رو برای خودم نوشتم که روزی ده ها بار به خودم لعنت می کنم که چرا هر شب قبل از خواب ناراحتم که زبان سوئدیم رو اون طور که می خواستم، تمرین نکرده ام. حرف نزنیم بلکه عمل کنیم.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=Ucx0fH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=Ucx0fH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=P9W2Kh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=P9W2Kh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/292493610" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/292493610/stop-talking-and-start-doing.html" title="حرف نزن و عمل کن" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=3247466021870816204&amp;isPopup=true" title="2 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/3247466021870816204" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/3247466021870816204" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/stop-talking-and-start-doing.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-1341910055138536716</id><published>2008-05-16T09:12:00.001+01:00</published><updated>2008-05-16T09:10:31.690+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="وب2" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="معرفی سایت" /><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="واکوپا" /><title type="text">واکوپا</title><content type="html">&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;در دنیای وب 2.0 همه چیز قابل اشتراک است. من ساعتهای متمادی وقتم رو به پرسه زنی در وبلاگ "لایف هکر"  گذرانده ام فقط و فقط برای اینکه بفهمم گیکها و کسانی که به بازدهی کاری و زمانی ارزش می گذارند از چه نرم افزارهایی روی سه پلتفرم مک، ویندوز و لینوکس استفاده می کنند. و همیشه دوست داشتم بدونم که دوستانم از چه نرم افزارهایی استفاده می کنن تا من هم بهترینشان رو انتخاب کنم و راحت تر با کامپیوترم کار کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واکوپا سرویسی هست که با عضو شدن در آن و نصب یک برنامه کوچک، کامپیوتر شما رو زیر نظر می گیره و هر نرم افزاری که استفاده می کنید رو در پایگاه داده آنلاین خودش نگاه داری می کنه و لیستی از نرم افزارهایی که شما و دوستانتون استفاده می کنید هم به نمایش درمیاره و آمار جالبی در اختیارتون قرار میده. من این طوری می تونم ببینم که دوستام از چه نرم افزارهایی استفاده می کنن و اگر دلیل انتخاب نرم افزار رو هم نوشته باشن دیگه چه بهتر. نگران نرم افزارهای کرک شده هم نباشید. این سایت کاری نداره که برنامتون اصله یا کرکه. اون فقط اسم نرم افزارها براش مهمه. از واکوپا استفاده می کنم برای افزایش بهره وری.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://wakoopa.com/pejman"&gt;حساب کاربری واکوپای من&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.osyan.net/1387/02/post_1197.php"&gt;واکوپا چیست؟  - از وبلاگ نیما(عصیان)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://lifehacker.com/"&gt;وبلاگ لایف هکر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=613eUH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=613eUH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=Ts3Iih"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=Ts3Iih" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/291484033" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/291484033/wakoopa.html" title="واکوپا" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=1341910055138536716&amp;isPopup=true" title="4 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1341910055138536716" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/1341910055138536716" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/wakoopa.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-404831627298707178</id><published>2008-05-15T07:37:00.005+01:00</published><updated>2008-05-15T07:57:01.074+01:00</updated><category scheme="http://www.blogger.com/atom/ns#" term="هویت ایرانی، مد" /><title type="text">لنگ حمام؛ دستمایه کار هنری</title><content type="html">&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://nimany.com/news/2008/05/lng-authentic-persian-scarf.html"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px;" src="http://nimany.com/news/uploaded_images/longcampaign-704355.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;حتما تا به حال نام نیما بهنود طراح لباسهایی که با خط نستعلیق تزیین شده اند را شنیده اید که بسیار زیبا هم هستند. اخیرا نیما "لنگ" حمام را دستمایه کارهایش کرده و هنرش را در یکی از پوشش هایی که ریشه در فرهنگ ما داره اما همگی به عنوان جوادترین و بی ارزش ترین پارچه از آن نام می بریم، استفاده کرده است. همان لنگی که برای من پوششی برای مردهای پشمالوی در حمام های عمومی زمان قدیم بوده است و یا همان پارچه قرمز رنگی که رانندگان تاکسی با آب جوی ماشینشون رو تمیز می کنن. اما همون طور که می بینید با هنر نیمای عزیز، این هم زیبا شده و طبیعتا حتما از جنس مرغوب برای پارچه اش استفاده کرده. خب وقتی طرح چفیه در میان اروپایی ها مد می شه چرا لنگ ما نه! فرهنگ ما دریای از چیزهایی ست که می توانیم به عنوان هویت خودمان به دیگران نشان دهیم و آدم وقتی میاد خارج از کشور می فهمه که هر چیزی چه ارزشی داره حتی چیزهایی که فکرش رو نمی کنه و به نظرش مسخره میاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بچه که بودم آشنایی از آمریکا پس از سالهای سال آمده بود ایران. این آشنای ما در و دیوار و قالی و گبه رو می بویید. عاشق چهار راه استامبول بود و وسایل قدیمی ایرانی که آنجا به فروش می رفت. قیمت هم برایش فرقی نمی کرد و اگر پدر من و یا اطرافیانش نبودند مغازه دارهای بی انصاف مثل یک گرگ خیره بر جیب او. اون زمان شاید برای مایی که در ایران زندگی می کردم درک حس و حال او امری غیر ممکن بود. من هرگز آن وقت نمی دونستم که آن آشنای ما چه حس و حالی داره اما الان خوب درک می کنم. من سه ساله که ایران نیومدم اما میدونم وقتی برگردم در و دیوار خانه را خواهم بوسید و حتما همون تهران پر دود و اعصاب خورد کن رو برای مدتی دوست خواهم داشت. هویت ایرانی نعمت بسیار بزرگی است. قدرش رو بدونیم و برای زنده کردن و معرفیش به دیگران کوشا باشیم.&lt;div class="feedflare"&gt;
&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=JpYVIH"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=JpYVIH" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?a=ktnPxh"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~f/cyberpejman?i=ktnPxh" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;
&lt;/div&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~4/290730157" height="1" width="1"/&gt;</content><link rel="alternate" type="text/html" href="http://feeds.feedburner.com/~r/cyberpejman/~3/290730157/long-persian-scarf.html" title="لنگ حمام؛ دستمایه کار هنری" /><link rel="replies" type="text/html" href="http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7440672420882921286&amp;postID=404831627298707178&amp;isPopup=true" title="2 نظر" /><link rel="replies" type="application/atom+xml" href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman" title="نظرات پيام" /><link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/404831627298707178" /><link rel="edit" type="application/atom+xml" href="http://www.blogger.com/feeds/7440672420882921286/posts/default/404831627298707178" /><author><name>pejman</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11633599495119273482</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><feedburner:origLink>http://cyberpejman.com/2008/05/long-persian-scarf.html</feedburner:origLink></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7440672420882921286.post-6970713790494771064</id><publi