<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">
<channel>
 

<title>Cyrusnews.com - Persian</title>

<description>آژانس خبری کوروش : آخرین خبرهای ایران</description>
  
<link>http://www.cyrusnews.com/</link>

<language>fa-IR</language>
<copyright>Copyright 2013 © Cyrusnews.com</copyright>

<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:31 CST</pubDate>
<lastBuildDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:31 CST</lastBuildDate>
<managingEditor>Cyrusnews.com</managingEditor>
<webMaster>Cyrusnews.com</webMaster>
<ttl>120</ttl>

<image>
<url>http://www.cyrusnews.com/images/cyrusnews-ad.gif</url>
<title>Cyrusnews.com - Persian</title>
<link>http://www.cyrusnews.com/</link>
<description>آژانس خبری کوروش : آخرین خبرهای ایران</description>
</image>




<feedburner:info uri="cyrusnewsfa" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://www.cyrusnews.com/rss/?lang=fa" /><feedburner:browserFriendly>This is an XML content feed. It is intended to be viewed in a newsreader or syndicated to another site.</feedburner:browserFriendly><item>
<category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[دو عید هم زمان برملت بزرگ ایران مبارک باد / جـبـهه مــلـی ایــران]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/45wnVz2gyKw/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>دو عید هم زمان برملت بزرگ ایران مبارک باد / جـبـهه مــلـی ایــران</b><p>27 اسفند 1391<p> <BR>
درسال 1280 خورشیدی مظفرالدین شاه قاجار طی قراردادی ، امتیاز اکتشاف واستخراج وفروش کلیه ذخایر نفت وگاز در سراسر خاک ایران به جز استان های شمالی را به مبلغی ناچیز یعنی فقط 16 درصد ازمنافع، برای مدت 60 سال به ویلیام ناکس دارسی مهندس معدن تبعه انگلیس واگذار کرد. دارسی هفت سال پس از گرفتن امتیاز توانست اولین چاه نفت را درمسجدسلیمان به نفت برساند. وفوران شدید نفت دراین چاه نشان داد که چه ذخایر عظیمی از نفت در دل خاک ایران نهفته است . وقتی بهره برداری آغاز شد،فقط مالیاتی که دارسی طبق قوانین رایج در انگلستان باید نسبت به منافعش ازنفت ایران به دولت متبوع خود میپرداخت،توانست بنیه مالی امپراطوری بریتانیای کبیررا بگونه ای بارز تقویت نماید وچرخ های اقتصادی آن امپراطوری را سریع تر به گردش درآورد و دولت انگلیس را وادارد که بکوشد راسا در غارت این ثروت سرشار میهن ما مداخله نماید.دخالت های دولت انگلیس از طریق شرکت نفت ایران و انگلیس که از ادغام چند شرکت تاسیس شده توسط دارسی ایجاد شده بود صورت میپذیرفت وچپاول نفت ایران سالها همچنان ادامه یافت.در سال 1312 که 32 سال از مدت قرارداد دارسی سپری شده بود،رضاشاه پهلوی ظاهرا بعنوان اعتراض به قرارداد دارسی دستورداد تا قرارداد دارسی را به کاخ سلطنتی بیاورندودر مقابل چشمان حیرت زده حاضران آن را دربخاری انداخته و سوزاند.ولی هم او قرارداد جدیدی را با شرکت نفت ایران وانگلیس برای مدت 60 سال امضا کرد که عملا  نتیجه اش  افزودن 32 سال به مدت اعتبار قرارداد دارسی بود . پس ازسقوط دیکتاتوری رضاشاه، دکترمصدق نماینده اول تهران در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی صدای اعتراض خود را از یک طرف به قرارداد دارسی وتمدید شدن آن برای 32 سال دیگر توسط رضاشاه ،واز طرف دیگربه پیشنهاد حزب توده برای دادن امتیاز نفت شمال به اتحادجماهیرشوروی ، بلند کرد ومقدمات تز ملی شدن نفت در سراسر ایران را بنیان گذاشت.در انتخابات مجلس پانزدهم که توسط قوام السلطنه وهمراهی شاه ودرباریان صورت پذیرفت ، عوامل انگلیس از ورود مصدق به مجلس جلوگیری کردند ودرغیاب او  ازمجلس کوشیدندتا با تصویب لایحه الحاقی گس-گلشائیان به قرارداد1312 سندیت واعتبار بدهندوبه غارت منابع نفتی ایران توسط دولت استعماری انگلیس برای سالهای سال تداوم ببخشند. ولی در همان مجلس پانزدهم چند تن از نمایندگان که از راهنمائی دکترمصدق ازبیرون مجلس بهره مند میشدند،ازتصویب شدن قرارداد الحاقی تا پایان عمر مجلس پانزدهم جلوگیری نمودند. درسال 1328 در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس،دکترمصدق ویارانش با تاسیس جبهه ملی ایران مبارزه برای انتخابات آزاد را آغاز کردند ودر نتیجه مبارزاتی پیگیر،دکترمصدق همراه هشت نفر دیگر از اعضای جبهه ملی توانستند به مجلس شانزدهم راه یابند.درمجلس شانزدهم باتوجه به اهمیت موضوع نفت،برای رسیدگی به این مسئله ،کمیسیونی ویژه نفت انتخاب گردید که دکترمصدق ریاست این کمیسیون را عهده دار شد وچند تن از نمایندگان عضو جبهه ملی نیز دراین کمیسیون با دکترمصدق همکاری وهمراهی داشتند. این کمیسیون  لایحه الحاقی گس-گلشائیان راکه درحقیقت تداوم قرارداد سابق بود مردود دانست وسپس همین گروه اندک با رهبری دکترمصدق وبا تلاشی طولانی ونفس گیر وتحت پشتیبانی و حمایت گسترده ملت ایران موفق شدند قانون ملی شدن نفت را در تاریخ 29 اسفند1329 به تصویب نهائی برسانند. متن این قانون که    علی التحقیق نوشته ای ماندگار وجاویدان در تارخ این سرزمین خواهد بود بدینگونه انشاء شده است :<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
« بنام سعادت ملت ایران وبه منظور کمک به تامین صلح جهانی امضاءکنندگان ذیل،  پیشنهاد می نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف واستخراج وبهره برداری دردست دولت قرار گیرد.»<BR>
یک ماه پس از تصویب شدن قانون ملی شدن نفت، درتاریخ اول اردیبهشت1330دکترمصدق قبول مسئولیت نموده و دولت ملی را برای اجرای قانون ملی شدن نفت واصلاح قانون انتخابات تشکیل داد وپس از زمانی کوتاه درتاریخ 29  خرداد 1330 از شرکت نفت ایران وانگلیس خلع ید به عمل آورد وبه آرزوی دیرین ملت ایران یعنی ملی شدن نفت جامه عمل پوشاند . ملی شدن نفت تنها استیفای حقوق مادی ملت ایران وتصاحب ثروتی که به غارت میرفت نبود،بلکه باملی شدن نفت وبرچیده شدن بساط شرکت نفت ایران وانگلیس ، دخالت های دولت استعمارگر انگلیس در کلیه شئون سیاسی ایران نیز متوقف گردید. دولت انگلیس از طریق شرکت نفت ایران وانگلیس که در حقیقت حکومتی در درون حکومت ایران بود،درتعیین نخست وزیران و وزراءکابینه ها و وکلای مجلس نقشی حتمی وموثر داشت . دراسنادی که از خانه سدان، یکی از مدیران انگلیسی شرکت نفت سابق بدست آمد،معلوم گردید که انگلیس ها تا آنجا پیش رفته بودند که حتی مدیریت بسیاری از روزنامه های ایران را در اختیار داشتند و برای آنها سرمقاله ارسال کرده و سمت وسوی سیاسی آنها را هدایت میکردند.<BR>
امروز که 62 سال از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت گذشته،هیچکس نمیتواند اثرات شگرف وعمیقی را که آن نهضت ملی درحیات سیاسی این کشور و تحولات عظیم اقتصادی که درزندگی ملت ایران بر جای گذاشته انکار نماید. وکیست که نداند که نهضت ملی شدن نفت ایران چه اثرات چشم گیری روی جنبش های آزادیخواهانه سایر کشورهای استعمارزده جهان داشته است . <BR>
برای ایرانیان جای خوشوقتی و شادکامی بسیار است که مقارن شدن 29 اسفند،روزملی شدن نفت با جشن خجسته نوروز دوعید همزمان را برای ملت ایران به ارمغان آورده است .<BR>
جبهه ملی ایران جشن سالروز ملی شدن نفت وعید نوروز باستانی و آغاز سال نو را به هموطنان عزیز تبریک میگوید.و امیدوار است سال جدید،سال تحقق آرمان های ملت ایران یعنی تحقق آزادی ، استقلال وعدالت اجتماعی بوده وگریبان ملت بزرگ ایران از مصائب سیاسی وتضییع فاحش حقوق بشر وتنگناهای اقتصادی فزاینده ، گرانی وتورم سرسام آور ، فقر و بیکاری ومعضلات اجتماعی رهایی یابد .<BR>
تهران – 28 اسفندماه 1391<BR>
جـبـهه مــلـی ایــران<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19197&mi=37" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19197&mi=37</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19197&amp;mi=37</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19197&amp;mi=37</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:30 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19197&amp;mi=37</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>مقالات</category><category>articles</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[تجزیه طلبی و تنش آفرینی / کوروش گلنام]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/MQjLVnyFh8E/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>تجزیه طلبی و تنش آفرینی / کوروش گلنام</b><p>26 اسفند 1391<p><BR>
کوروش گلنام<BR>
شنبه 26 اسفند 1391 ـ 16 مارس 2013<BR>
نتیجه شوم زور وسرکوب<BR>
34 سال حکومت ویران گر اسلامی نتیجه های شومی ببار آورده است. تردید نیست که بی تدبیری و زبان زور و تجاوز حکومت اسلامی بر روان احتماعی جامعه اثرهای منفی خود را نهاده است. در این هم تردید نبست که بر بخش های محروم تر جامعه ایران از آن میان بلوچستان، کردستان و خوزستان و هم میهنان عرب ایرانی ساکن آن، فشار و  ستم بیشتری روا شده است. این سیاست سرکوب، زور و فشار حکومت گران افزون بر بی قانونی و نبود دادگری سبب شده است که اینک تجزیه طلبانی از هر سو سر برآورده و ادعا های عجیبی ابراز کنند و نوک تیز یورش خود را به سوی "فارس" ها قرار داده ودشمنی با فارس ها را سرلوحه کوشش های خود قرار دهند. این بینش نادرست که توان تخلیل درست از گرفتاری های مردم ایران در حکومتی تمام گرا و ستم گر را ندارد کوشش می کند که فارس ها را سبب همه فشار، سرکوب و نابسامانی ها معرفی نموده و خواستار جدایی قوم های گوناگون از فارس ها و از ایران شوند. این دیدگاه کودکانه هنوز نخواسته است درک کند که ایران و وجود آن از قوم های گوناگون تشکیل و قوام یافته است؛ نتوانسته است درک کند خود فارس ها نیز قربانیان حکومت دینی و خون ریز اسلامی هستند؛ نتوانسته است درک کند که یکی از بزرگترین امتیاز ها و قوت ایران در گوناگونی قوم های تشکیل دهنده آن با فرهنگ های گوناگون آن است؛ نتوانسته است درک کند که این گوناگونی، همبستگی و همزیستی مسالمت جویانه این فرهنگ ها در کنار یکدیگر سرمایه بزرگی است که بسیار دیگر کشورها از آن بی بهره اند وشاید آرزوی ان را دارند.<BR>
یکی از نمونه های تازه دعوت نامه و تظاهراتی در هشتم مارس علیه اعدام هادر خوزستان در بروکسل بلژیک است که آشکارابه تبلیغ بر علیه فارس ها پرداخته و جایگاه مبارزه با استبداد دینی را با نژاد پرستی و تبلیغ برای تجزیه ایران وجدایی دیگر قوم ها از فارس ها یکی گرفته است.<BR>
خواست بیگانگان<BR>
نگارنده نه سندی بر وابستگی به میان آورندگان چنین شعار ها و براه انداختن چنین تظاهرات هایی به بیگانگان دارد(اگر چه در تظاهرات بروکسل آن گونه که در خبرها در دو سایت اخبار روز وایران گلوبال آمده، غیر ایرانی ها و غیر عرب ها و دیگر قوم های ایرانی نیز حضور داشته اند مثلن از بحرین، عراق ،الجزایر و یا از کردهای سوریه و از وابستگان به پ کا کا ) ونه مخالف کوشش قوم های گوناگون ایرانی برای رسیدن به آزادی واداره امور محلی خود است ولی از این امر اطمینان دارد که بیگانگانی از آن میان برخی کشورهای عربی چون عربستان از این کوشش ها برای جدایی برای مثال خوزستان از ایران بسیار خوشحال می شوند و آرزویش را دارند. روشن است که نگارنده به شدت مخالف نژاد پرستی و کوشش برای جدایی میان ایرانیان از هر قوم و رنگی و تکه تکه کردن ایران هستم. این مخالفت شامل هر گونه تعصب وبرتری قومی حتا اگر از سوی فارس ها نیز باشد، می شود.<BR>
نتیجه<BR>
از دید من این کوشش ها که اقلیت بسیار کمی را در میان عرب های خوزستان ایران، کردستان یا بلوچستان و آذربایجان تشکیل می دهند درست است که راه به جایی نخواهد برد و دربافت در هم تنیده و موزاییک رنگارنگ وزیبای ایران اثری نخواهد داشت ولی تنش آفرین بوده و می تواند با یاری بیگانگان برای مردم ایران درد سرهایی ایجاد کند. می باید از هم اکنون در برابر این کوشش ها ی فریبکارانه ایستاد و همگان را به مبارزه اصلی که علیه حکومت ستمگر و استبداد دینی است فراخواند. من امیدوار هستم این هم میهنان گرامی کمی درست تر به آن چه در ایران می گذرد نگریسته و هشیار باشند که بازیچه دست بیگانگانی که خواهان یک پارچگی ایران نیستند، نشوند. این هم میهنان بیاد داشته باشند که جدایی هرگز به سود آنان نبوده و آنان توان اداره خود را نداشته و گرفتار درگیری و خون ریزی خواهند شد. توجه داشته باشند که کشورهای قدرت مند صنعتی در اروپا امروز به تنهایی نمی توانند از پس گرفتاری ها ی خود بر آمده و و در اتحادیه اروپا گرد آمده و دیوارهای جدایی مابین خود را بر داشته و پارلمان مشترکی تشکیل داده اند. جهان به سوی جدایی های بیشتر نمی رود و تنها در کشورهای پس افتاده و به دور از تمدن جهانی است که هنوز چنین اندیشه هایی ریشه دارد. می باید نگاهی به عراق، لیبی و تونس و آن چه در مصر می گذرد انداخت تا بیشتر این موضوع درک شود که  می باید ارزش آزادی را درست دریافت و از درگیری های قومی و یا مذهبی دوری کرد. پاکستان نیز یک نمونه شوم دیگر است که در آتش درگیری های قومی/مذهبی  همچنان می سوزد.   <BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19196&mi=2" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19196&mi=2</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19196&amp;mi=2</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19196&amp;mi=2</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:29 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19196&amp;mi=2</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[رییس کمیته آموزش نهضت آزادی ایران بازداشت شد]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/-3Oc8kwj6Oc/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>رییس کمیته آموزش نهضت آزادی ایران بازداشت شد</b><p>26 اسفند 1391<p><BR>
<BR>
میزان: مهدی معتمدی مهر روز شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ بازداشت شد. <BR>
به گزارش میزان خبر، رییس کمیته آموزش و عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران امروز پس از بازرسی منزل توسط نیزوهای امنیتی بازداشت شد. <BR>
این فعال سیاسی در پی محاکمه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب و با اتهامهایی نظیر «عضویت در نهضت آزادی ایران، شرکت در تجمع روز عاشورا و نوشتن مقالات انتقادی» به پنج سال حبس محکوم شده بود، که این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر نیز تایید شد. <BR>
عضو کمیته «انتخابات آزاد، سالم و عادلانه»، نخستین بار در فروردین ۸۸ به بهانه‌ نقش داشتن در تنظیم و انتشار بیانیه درخواست نظارت بین‌المللی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بازداشت و پس از ۴۵ روز حبس انفرادی به قید کفالت آزاد شد و بار دوم، پس از وقایع عاشورای ۸۸ به اتهام شرکت در این تجمع، بازداشت و پس از حدود دو ماه در دهم اسفند‌‌ همان سال آزاد شد. <BR>
این حقوق‌دان پیش از این در نامه‌ای سرگشاده به وزیر اطلاعات و با اشاره صریح به ضرب و شتم در دوران بازداشت، نسبت به رفتارهای غیر قانونی ماموران این وزراتخانه افشاگری کرده و از وزیر اطلاعات درخواست کرد که از ادامه این رفتارهای غیر قانونی جلوگیری کند<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19195&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19195&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19195&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19195&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:28 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19195&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>مقالات</category><category>articles</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[گزارشی که رژیم و اپوزیسیون مایل به رویت آن نبودند/ عبدالستار دوشوکی]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/VxkjRso44aM/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>گزارشی که رژیم و اپوزیسیون مایل به رویت آن نبودند/ عبدالستار دوشوکی</b><p>26 اسفند 1391<p>هفته پیش <a href="http://amnesty.org.uk/news_details.asp?NewsID=20670">نتیجه تحقیقات </a>  سازمان عفو بین‌الملل از وضعیت عراق ده سال پس از سرنگونی صدام حسین منتشر شد. اما رسانه های رژیم، رسانه های فارسی زبان برونمرزی و اپوزیسیون برانداز هیچگونه تمایلی برای انعکاس و یا تبدیل این گزارش هشتاد و دو صفحه ای به چوب انتقاد و زدن آن بر سر رژیم شیعه و هم پیمان جمهوری اسلامی در عراق نشان ندادند. چرا؟ چون این چوب دوسر طلائی بود که گروه های مختلف اپوزیسیون برانداز تلاش می کنند خود را به یک "سر" آن نزدیک کنند تا شاید علاجی بر دردهای دیرینه خود بیابند. البته سایت <a href="http://www.dw.de/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B6-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86/a-16663837">صدای آلمان</a> (دویچه وله فارسی) جزو محدود سایت هایی بود که گزارشی را که رژیم و اپوزیسیون را در تجاهل آن متحد کرد، منعکس نمود. این نوشتار کوتاه تجزیه و تحلیلی است نقدگونه و موجز در مورد این همسوئی نامیمون که تبعات ناگفته و نانوشته آن برای آینده کشورمان از اهمیت بسزائی برخوردار است. قبل از انتشار نتیجه تحقیقات سازمان عفو بین‌الملل از وضعیت عراق، گزارشات فراوانی در مورد نقض حقوق بشر و فساد و تباهی گسترده در افغانستان توسط نیروهای ناتو و دولت افغانستان منتشر شده بود، که بسیار شبیه گزارش اخیر سازمان عفو بین‌الملل در مورد عراق می باشند، و تصویری نامطلوب از ماحصل مستقیم و پی آمد های غیر مستقیم حمله آمریکا به عراق و افغانستان و پروسه های ناکام چلبی سازی و کرزای سازی ارائه می دهند. امروز در افغانستان کار به جایی رسیده است که حتی احمد کرزائی رئیس جمهور افغانستان نیروهای ناتو و آمریکا را به تبانی با طالبان متهم می کند.<BR>
اما از آنجایی که برخی از نیروهای اپوزیسیون برونمرزی در پی ایجاد ائتلاف و اتحاد و ارائه "جمع" خود برای ایجاد آلترناتیو به آمریکا و متحدانش هستند، نقد عملکرد آمریکا در عراق و افغانستان و ماحصل نهایی چلبی سازی و کرزایی سازیی آمریکایی باید آویزه گوش اپوزیسیون دمکرات و آزادیخواه و مستقل بشود. زیرا بر طبق گزارش سازمان عفو بین‌الملل، شواهد مستدل برای ایجاد دمکراسی و استقرار حقوق بشر با همیاری آمریکا و متحدانش در مجاورت ما مایه فخر و مباهات نیست. اجازه بدهید برای تفهیم مطلب بخش هایی از <a href="http://www.dw.de/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%86%D9%82%D8%B6-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86/a-16663837">گزارش عفو بین الملل</a> را به نقل از سایت دویچه له بدون کم و کسر و بصورت دقیق منعکس کنم:<BR>
بر اساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل نیروهای دولتی عراق و هم خارجی به سادگی قوانین را زیرپا می‌گذارند، از دادگاه‌های عادلانه برای بررسی موارد اتهام متهمین در عراق خبری نیست و انواع و اقسام شکنجه‌ در زندان‌های عراق در قبال هرکس که با دلیل و بی‌دلیل به زندان افتاده باشد، اعمال می‌شود. نقض حقوق شهروندان عراق به بهانه «مبارزه با تروریسم» صورت می‌گیرد و هر شکنجه‌ای را توجیه می‌کند: شوک الکتریکی، بی‌خوابی، بی‌غذایی و بی‌آبی، تجاوز یا تهدید به تجاوز به زندانی یا عضوی از خانواده او. بسیاری از بازداشت‌شدگان در دادگاه‌هایی محاکمه می‌شوند که کم‌‌ترین کورسویی از عدالت و قانون در آن‌ها دیده نمی‌شود. گزارش می‌گوید که این موارد در عراق بعد از صدام حسین، چیزی استثنایی به شمار نمی‌رود. به گزارش عفو بین‌الملل حکومت‌ عراق و نیروهای آمریکایی و بریتانیایی، هرسه در برقراری سیستمی مبتنی بر حمایت از حقوق شهروندان و رعایت قوانین مدنی شکست خورده‌اند. نیروهایی که به عراق حمله کردند تا آن را از "چنگ دیکتاتوری صدام حسین آزاد کنند"، دستاوردی جز ادامه همان مسیر برای مردم به ارمغان نیاورده‌اند. اما وحشتناک تر از آن وضعیت حدود ۱۱ هزار نفر زن در زندان های عراق می باشد. گزارش از زنانی که به وحشیانه‌ترین شکل شکنجه شده‌اند می گوید. از کتک تا شوک الکتریکی بر نقاط حساس بدن و از آزار جنسی تا تجاوز. سازمان عفوبین الملل هم‌چنین از مواردی گزارش کرده که نیروهای امنیتی دختران، همسران و مادرانی را بازداشت کرده‌اند تا فرد دیگری از خانواده را که تحت تعقیب است به دام اندازند.<BR>
علیرغم محکومیت عملکرد آمریکا و بریتانیا ، از آنجایی که این گزارش نیروهای دولت عراق را نیز به نقض گسترده حقوق بشر متهم کرده بود، رسانه های جمهوری اسلامی که حکومت عراق را هم پیمان خود می دانند، به آن نپرداختند. وانگهی نپرداختن به این گزارش و نادیده گرفتن آن توسط رسانه هایی که با امکانات دولتی بریتانیا و آمریکا اداره می شوند، قابل درک است. زیرا این گزارش دول بریتانیا و آمریکا را به نقض حقوق شهروندان عراقی و برقراری سیستم بیعدالتی در عراق متهم می کند. اگر نتیجه تحقیقات سازمان عفو بین‌الملل را در کنار گزارشات متعدد نهادهای بین المللی در مورد افغانستان و اوضاع و احوال نابسامان این دو کشور قرار بدهیم، تصویر ناخوشایندی از مداخله آمریکا و بریتانیا در پروسه دمکراتیزه کردن منطقه به دست خواهد آمد که باید هشدار دهنده باشد. در سوریه هم شاهد بودیم که چگونه آمریکا اصرار بر برکناری رئیس سکولار شورای انتقالی سوریه و جایگزینی آن با امام جمعه (سابق) یکی از مساجد دمشق داشت، که در این راستا موفق شد. <BR>
بعقیده من سال آینده شمسی برای کشور ما سالی حساس و احتمالا ً پر تنش خواهد بود. همانگونه که سفر قریب الوقوع  اوباما به اسرائیل و محور اصلی آن در مورد ضرورت حمله به تاسیسات نظامی و هسته ای کشور خبرساز خواهد بود.  هشدار اخیر باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در مورد فرصت زمانی یک ساله به ایران نیز قابل تامل می باشد. به همین دلیل وظیفه اپوزیسیون دمکرات و مستقل و آزادیخواه بسیار خطیر می باشد. بنده سه سال و نیم پیش در مقاله ای مستند بنام <a href="http://www.sarkhat.com/fa/news/135288404/">"تحريم؟ آری، يا نه؟ وظيفه مـــا چيست؟"</a> در مورد سترونی تحریم ها از منظر شواهد معتبر تاریخی و مستندات مکتوب علمی و استفاده ابزاری از آنها برای مستعد نمودن زمینه حمله نظامی به تفصیل نوشتم و توضیح دادم که چگونه در منظر افکار عمومی و دیپلماسی بین المللی دو مرحله مذاکره و فشار (تحريمات) بصورت پیش زمینه برای مرحله نهایی (حمله) عمل می کنند. و به دور از احساسات و شور سياسی و يا موضع گيری "اپوزيسيونی" توضیح داده بودم که بر طبق شواهد و مستندات تاریخی تحریم ها منجر به تغییر رفتار رژیم نخواهد شد ـ که نشد!. اکنون نیز باید هشدار بدهم که همسو شدن بخش هایی از اپوزیسیون (از هر دو جناح صادق و فرصت طلب) با سیاست های آمریکا و بریتانیا، تاسیس تلویزیون و برپایی کنفرانس های آنچنانی و سکوت ضمنی در مقابل خطر فراگیر حمله احتمالی و ویرانگر آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل به تاسیسات اتمی و نظامی ایران، نه تنها باعث تغییر رژیم و یا حتی تغییر رفتار رژیم نخواهد شد، بلکه مبارزه دمکراتیک و مردمی ملت ایران برای نفی استبداد را دچار خدشه ای طولانی خواهد نمود، و سرنوشتی سیاه تر از امروز برای ملت ایران رقم خواهد خورد. <BR>
در پایان جوابی را که سالها پیش در مصاحبه ای با مدیر مسئول سایت ترکمن صحرا در مورد نقش و وظایف اپوزیسیون برونمرزی بخصوص در رابطه با تهدیدات خارجی داده بودم، در اینجا تکرار می کنم: "آنکس که نیاموخت از روزگار، هیچ نیاموزد ز هیچ آموزگار . سازمان ها و رهبران سیاسی حتی آنهایی که از جورج بوش درخواست کرده بودند تا یاری دهنده جدی مردم جان به لب رسیده ایران برای برقراری حکومتی دمکراتیک باشند، باید به این حقیقت تلخ پی برده باشند که دمکراسی را نمی توان با حمله نظامی و لشکرکشی برای یک ملت به ارمغان آورد. وظیفه و نقش اصلی سازمان های مستقل سیاسی آگاهی دادن به مردم و حمایت و انعکاس خواسته های دمکراتیک و آزادیخواهانه مردم در چارچوب "جنبش سبز" و توسعه و تعمیق مفاهیم حقوق بشر، دمکراسی، مساوات، نفی تبعیض و نابرابری، سکولاریسم و مخالفت با هرگونه دخالت بیگانه باید باشد. چون تهاجم و دخالت بیگانه در راستای حفظ و استمرار حیات رژیم جمهوری اسلامی خواهد بود ـ مخصوصاً جنگ مستقیم با به اصطلاح "شیطان بزرگ" و اسرائیل" ـ که خود "نعمتی الهی" خواهد بود. و اینگونه است که بخش هایی از اپوزیسیون با تحلیل های نادرست و شاید فرصت طلبانه در مورد غم و اندوه جانکاه همسایه سکوت اختیار می کند، غافل از آنکه شاید روزی این شتر افسارگسیخته در خانه ما نیز بخوابد.<BR>
عبدالستار دوشوکی<BR>
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن<BR>
شنبه 26 اسفند 1391<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19194&mi=2" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19194&mi=2</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19194&amp;mi=2</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19194&amp;mi=2</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:27 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19194&amp;mi=2</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>هنری</category><category>فرهنگی</category><category>arts</category><category>culture</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[ با چشم دل ، در آیینه خرد/ بخش هشتم/ محمود کیانوش]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/J2GfdZPC9gE/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b> با چشم دل ، در آیینه خرد/ بخش هشتم/ محمود کیانوش</b><p>26 اسفند 1391<p><a href="http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=8&ni=18750">برای مطالعه  بخش نخست با چشم دل  ، در آیینه خرد اینجا کلیک کنید</a><BR>
<a href="http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=8&ni=18768">برای مطالعه بخش دوم با چشم دل  ، در آیینه خرد اینجا کلیک کنید</a><BR>
<a href="http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=8&ni=18829">برای مطالعه بخش سوم با چشم دل  ، در آیینه خرد اینجا کلیک کنید</a><BR>
<a href="http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=8&ni=18911">برای مطالعه بخش چهارم با چشم دل  ، در آیینه خرد اینجا کلیک کنید</a><BR>
<a href="http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=8&ni=18959">برای مطالعه بخش پنجم با چشم دل  ، در آیینه خرد اینجا کلیک کنید<BR>
</a><a href="http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=8&ni=19006">برای مطالعه بخش ششم با چشم دل  ، در آیینه خرد اینجا کلیک کنید</a><BR>
</a><a href="http://cyrusnews.com/news/fa/?mi=8&ni=19098">برای مطالعه بخش هفتم با چشم دل  ، در آیینه خرد اینجا کلیک کنید</a><BR>
<BR>
<BR>
گفتاری در ملاحظۀ شعر میمنت میرصادقی -سیمین بهبهانی - فروغ فرّخ زاد <BR>
در بررسی کتاب زیر خونسردترین برف جهان <BR>
نوشتۀ محمود کیانوش <BR>
<BR>
<img src="http://www.cyrusnews.com/images/kianosh_2.jpg" border="3" align="right" width="225" vspace="2" hspace="5"><BR>
<BR>
و حالا شعر «به دیدار آن آشنا» را می خوانیم:<BR>
			کجا می روی؟<BR>
			درنگ و شتابِ سرانگشتِ شاد تو،<BR>
						- چون رقص پروانه در باغ –<BR>
			تو را تا کجا می برد؟<BR>
					    تا کجا می روی؟<BR>
			***<BR>
			درون و برون روح<BR>
			«عرق ریز روح» تو است این<BR>
			که بر چینِ پیشانی ات می نشیند؟<BR>
(106)<BR>
			و یا نم نم نغمه هایی که از پنجه ها می فشانی و<BR>
								تا دورها می روی.<BR>
			***<BR>
			نه بندیت بر پای،<BR>
			نه سنگیت بر دل<BR>
			که بی سنگ و بی بند<BR>
					    بر پای و بر دل،<BR>
			رها می روی.<BR>
			***<BR>
			سبکپای<BR>
				همپای با نغمۀ خویش<BR>
						       پلّه پلّه<BR>
			از این جمع ناسازگاران<BR>
			جدا می شوی<BR>
			به دیدارِ آن آشنا می روی؟<BR>
			***<BR>
			کجا می روی؟	<BR>
		وزنی که مضمون این شعر با خود به ذهن شاعر آورده است، «بحر متقارب» است که «مثمن سالم» آن می شود تکرار چهار بار «فَعولُن» و اگر «فعولن» چهارم کوتاه یا «مقصور» شود و به صورت «فعول» در بیاید، وزن به «بحر متقارب مثمن مقصور تبدیل می شود، که همان وزن مثنوی «شاهنامۀ فردوسی» است: توانا بُوَد هر که دانا بُوَد! «آزاده» در کوتاه ترین مصراعهای شعر یک «فعولن» سالم به اضافۀ یک مقصور آن، یعنی «فعول» به کار برده است: «کجا می روی»، «جدا می روی»، «رها می روی» که مساوی است با «فعولن فعول»، و در بلندترین مصراع هشت پایۀ سالم به اضافۀ یک پایۀ مقصور: «و یا نم/ نمِ نغ/ مه هایی/ که از پن/ جه ها می/ فشانی/  ی وُ تا دو/ ر  ها می/ روی» که برابر است با «فعولن فعولن فعولن فعولن فعولن فعولن فعولن فعولن فعول».<BR>
<BR>
		می بینیم که کوتاهی پایۀ دو هجایی «فعولن» این امکان را به شاعر می دهد که از این وزن به آسانی در کوتاه ترین و بلند ترین مصراع استفاده کند، بدون اینکه موسیقی مصراع به گوش غیر طبیعی و یکنواخت بیاید. در مضمون شعر نوازنده ای، درون و برون روح، با شور و شادی، با درنگ و شتاب، پنجه بر ساز می زند. همین نواختن ساز با تکرار «فعولن» که پایۀ وزن است، به   ذهن شنونده یا خوانندۀ شعر القاء می شود و مکثهای بین مصراعها درنگهای پنجۀ نوازنده است             و مصراعهای کوتاه و بلند پاره های کوتاه و بلند نغمۀ او. وقتی که شعر را با صدای بلند و لحنی    در خور معنی مصراعها بخوانیم، تناسب موسیقی این وزن با معنای پاره پارۀ شعر و مضمون کلّی آن را بهتر در می یابیم.<BR>
		در صحبت از «وزن و موسیقی»  در دو شعر «باز...» و «گزارش جنگ 2» میمنت میرصادقی بود که به یاد کیفیت وزن و موسیقی در بعضی از شعرهای «مهدی اخوان ثالث» افتادم، و آنوقت از مصراع «با تو دیشب تا کجا رفتم» در شعر «سبز» او، شعر «به دیدار آن آشنا» از «آزاده» به خاطرم آمد و حالا که در این گردش و نظاره به اینجا رسیده ام، از عتیق زبانیهای «اخوان ثالث» در بعضی از شعرهایش، به یاد عتیق بازیهای «احمد شاملو» در بسیاری از شعرهای بعد از «هوای تازه» و «باغ آینه» اش افتادم و آنوقت بود که شعری غنایی از «مسعود سعد سلمان» به یادم آمد. <BR>
<BR>
		این مسعود سعد سلمان شاعری بود که حدود 950 سال پیش شعری گفت با این مطلع: «یک شب از نوبهار، وقت سحر/ باد بر باغ کرد راهگذر». نهصد و پنجاه سال پیش از عهد «مهدی اخوان ثالث (م. امید) و احمد شاملو (ا. بامداد) و عتیق زبانیهای اوّلی و عتیق بازیهای دوّمی، خواسته بود، لابد، درست برعکس کار اینها، شعری بگوید که زبانش برای مردم نهصد و پنجاه سال بعد که در زمان «م. امید» و «ا. بامداد» زندگی خواهند کرد، آشنا و ساده و روشن باشد و همه، چه مردم بی قدرت و کم پول کوچه و بازار، چه افراد طبقۀ متوسط و شبه بورژوآ، و چه طبقات قدرت دار و پولدار  و ملک دار آن را بفهمند. <BR>
		در اشاره به «عتیق زبانیها»ی «م. امید» که نمونه هایی از آنها را قبلاً آورده ام، اشاره به «عتیق بازیها»ی «ا. بامداد» کردم که در این گفتار نمونه هایی از آنها را نیاورده ام. اوّل این را بگویم که در مورد «م. امید» اصطلاح «عتیق زبانی» به کار می برم چون او شعر کلاسیک فارسی را خوب می شناسد و با زبان و شیوۀ همۀ شاعران کلاسیک می تواند سخن منظوم بسازد، و در مورد «ا. بامداد» اصطلاح «عتیق بازی» به کار می برم، چون «ا. بامداد» از زبان و شعر کلاسیک فارسی شناخت درستی ندارد و ادای آن زبان و آن شعر را در می آورد، یعنی «عتیق بازی» می کند. و حالا چند نمونه از «عتیق بازی» احمد شاملو می آورم، کلمه ها و تر کیبها و جمله هایی از یک کتاب او تا پیدا کردن آنها آسان تر باشد، مثلاً از کتاب «در آستانه»:<BR>
		زمین... سیاره‌یی آتی بود *... التهابی درک‌ناشده بود/ فراپیشِ زمان *... در خُشکای خمیره‌اش *... نا‌آگاه از میلاد و/ بی‌خبر از مرگ. / چه به یکدیگر ماننده! شگفتا، چه به یکدیگر ماننده! *... آن توده‌ی بی‌ادراک/ در آن رُستاقِ کوتاهنوز *... نوزاده‌ی بالغِ کدام مادر بودی/ کدام دوشیزه‌ْمادرِ نابِسوده؟!!! *... برگِ بی‌ظرافتِ آن باغِ هرگزتاهنوز *...آن روز در این وادی پاتاوه گشادیم* ... یکی واگَرد و به دیروز نگاهی کن * ... دالان تنگی را که در نوشته ام/  به وداع/ فراپشت می نگرم * ... و عبورِ فصیحِ موکبِ رگبار/ بیاغازد * ... برق و/ ناوکِ پُرانکسارِ پولادِ سپید و / طبله‌طبله / غَلتِ بی‌کوکِ طبلِ رعد/ بر بسترِ تشنه‌ی خاک * ... نزولِ لَختالَختِ تاریکی * ... به جهان آمدم/ در دستانِ ماماچه‌پلیدک/ که قضا را / وضو ساخته بود * ... به مایه یی شیفته بودیم که در پس ِ پُشت ِ حضور ِ مهتابی ات/ حیات را/ به کنایه درمی یافت* ... و بام و در/  به صوتِ تجلي درآكند * ... یکی کودک بودن/ در این روزِ دبستانِ بسته...<BR>
<BR>
		در اینجا فقط چند کلمه دربارۀ یکی از این نمونه ها بگویم و آن کلمۀ «نابسوده» است در این دو مصراع، ظاهراً در اشاره به «مریم عذرا»، مادر عیسی مسیح:«نوزاده‌ی بالغِ کدام مادر بودی/ کدام دوشیزه‌ْمادرِ نابِسوده». ترکیب «دوشیزه مادر» که احمد شاملو ساخته است، یعنی «مادرِ باکره»، چون «دوشیزه»، به گواهی لغتنامۀ دهخدا، یعنی: «باکره و دختر بکر و زنی که مرد در وی دخول نکرده باشد». شاعر صفت مفعولی «نابسوده» را به «مادر باکره» اضافه کرده است تا «باکرگی» یا «دوشیزگی» این مادر دویست درصد شود، چنانکه گفته باشیم «مادر باکرۀ باکره». <BR>
		حالا من و شما به لغتنامۀ دهخدا مراجعه می کنیم تا ببینیم چگونه است که یکی از معنیهای «نابسوده»  برابر با «باکره» یا «عذراء» است، و لغتنامه معنیهای این کلمۀ مرکّب را به ترتیب درجۀ کاربردی آن می آورد: 1- «نابسوده (در معنای حقیقی) یعنی ناسفته، سوراخ نشده. 2- نو، غیرمستعمل، مقابل کهنه. 3- نتراشیده، نسائیده، که تراش نخورده باشد. 4- (در معنای مجازی) لمس نشده، دست نخورده ، بکر. و دهخدا برای این معنی مجازی این بیت از «فردوسی» را آورده <BR>
است: «یکی سرو بُد نابسوده سرش/ چو با شاخ شد، رستم آمد برش»، و این بیت از «نظامی» را: «تو گنجی سر به مُهری نابسوده/ بد و نیک جهان ناآزموده». <BR>
<BR>
		قانع نمی شویم و سری هم به فعل «بسودن» می زنیم و می بینیم که علاوه بر معنی «لمس کردن و سودن و مالیدن»، باز همان معنی سفتن و سوراخ کردن را هم در بر دارد. پس مطمئنّ        می شویم که «نابسوده» یا «لمس نشده» در معنی با «ناسفته» و «سوراخ نشده» برابر است، و در مقابل «ناسفته» هم این معنیها آمده است: «سوراخ ناکرده، سوراخ ناشده، درست و بی رخنه»، و مجازاً: «دوشیزۀ بی عیب که رسوا نباشد،  باکره، کنایه از زن باکره»، چنانکه نظامی از زبان یک دوشیزۀ چینی گفته است: «من آن سفته گوشم که خاقان چین/ ز ناسفتگان کرده بودم گزین»، (که در این بیت «سفته گوش استعاره ای است به معنای کنیز و «ناسفته» به معنای باکره)، و در زیر فعل «سودن» هم در موردی که به معنی سوراخ کردن به کار می رفته بوده است، می خوانیم: «ازالۀ  بکارت کردن، دوشیزگی برداشتن»؛ با این نمونۀ کاربرد از «منوچهری دامغانی» در بندی از مسمّطی در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی، که در آن دختران رز که همه یکباره حامله شده اند، «رزبان» به آنها نسبت زنا می دهد و می گوید:<BR>
			راست گویید که این قصّه و این نادره چیست؟ <BR>
			وآنکه آبستنتان کرد بگویید که کیست! <BR>
			این چه بیشرمی و بیباکی و بیدادگری ست! <BR>
			جای آن است که باید به شما بر بگریست؛ <BR>
			نه یکی وُ نه دو وُ نه سه، هشتاد و دویست، <BR>
			این همه دخت بسودن نتواند عزبی!<BR>
و «دختران رز گفتند که: ما بیگنهیم/ ما تن خویش به دست بنی‌آدم ننهیم/ ما همه سربه سر آبستنِ خورشید و مَهیم...»<BR>
		نگویید که: «این همه حرف دربارۀ کلمۀ «نابَسوده» که احمد شاملو با آن اطمینان به «عذرایی» حضرت مریم، مادر حضرت عیسی را در ترکیب «دوشیزه‌ْمادرِ نابِسوده» دویست در صد کرده است، آن هم در بررسی شعرهای «میمنت میرصادقی» چه ضرورتی دارد؟» در جواب می گویم: «آخِر می خواهم بگویم که شاعرانی هم هستند که با عتیق زبانی و عتیق بازی از حرفهای سادۀ جاری بر زبان مردم کوچه و بازار شعرهای فخیم و فاخر و «کوس کوبانه» نمی سازند.<BR>
 می خواهم بگویم که در هشتاد و پنج شعر کتاب «زیر خونسردترین برف جهان» یک کلمه یا ترکیب یا عبارتی ندیدم که شاعر خواسته باشد با شعبدۀ عتیق بازی آن را که مثلاً کاوۀ آهنگری است یا بقّال سادۀ پاکدلی از خرزویل، به سلطان ملک شاهی یا هارون الرّشیدی تبدیل کرده باشد. می خواهم بگویم که غیر از چند تایی، بقیۀ شعرهای این کتاب در موقع حدوث واقعاً شعر بوده است و با لباسِ کلامیِ ساده و زنده و جاریِ خود به ذهن او وارد شده است. می خواهم بگویم که اگر کسی امروز، در اواخر قرن چهاردهم هجری شمسی، در شعری در ستایش عیسی مسیح به جای اینکه بگوید: «تو زادۀ کدام مادر بودی، کدام مادر باکره ای که توانستی در بطن او هوشمندانه با او سخن بگویی؟»، سخت بکوشد و بجوشد و بلوشد و دست آخر بگوید: «نوزاده ى بالغِ کدام مادر بودى/ کدام دوشيزه مادرِ نابسوده؟»، در این عتیق بازی کلامی خود را فریب       می دهد، نه مردم را، زیرا که فریبخوار را فریب دادن هنر نیست، و فریبِ خود را خوردن، حرام کردنِ گوهر زندگی و نارو زدن به حقیقتِ هنر است.<BR>
		بله، واقعاً «سخن به درازا کشید»، امّا این دراز گویی «عبث گویی» نبود، و من فراموش نکرده ام که آن شعر نزدیک به زبان فارسی امروزیِ مسعود سعد سلمانِ نهصد و پنجاه سال پیش را بیاورم تا آن را شاعرانی که گمان می کنند شعر «چگونه» گفتن است، نه «چه» گفتن، فریب عتیق زبانی و عتیق بازی را نخورند، زیرا که تا «چه ای» در شعریت اصیل نباشد، هیچ «چگونه گفتنی» نمی تواند با اعجاز خود آن را به «شعر اصیل» تبدیل کند.<BR>
		بله، آن مسعود سعد سلمان همان شاعری است که در چندتایی از قصیده های خوب و پُر طنطنۀ «ملک الشّعراء بهار» الهام بخش و سرمشق او بوده است، از آن جمله در قصیده ای که این طور شروع می شود:<BR>
			تا بر زبر ِ ری است جولانم،<BR>
			آزرده و مستمند و نالانم.<BR>
			هزل است مگر سطور ِ اوراقم،<BR>
			یاوه ست مگر دلیل و برهانم؟!<BR>
			یاهمچو گروه سفلگان هرروز	<BR>
			از بهر دو نان به کاخ دونانم؟!...    				<BR>
	و با این بند تمام می شود:<BR>
			ای آزادی، خجسته آزادی !<BR>
			از وصل تو روی برنگردانم<BR>
			تا آنکه مرا به نزد خود خوانی،<BR>
			یا آنکه تو را به نزد خود خوانم .<BR>
و آن قصیدۀ مسعود سعد سلمان که «بهار» در ساختن قصیدۀ بالا از آن الهام گرفته است، این طور شروع می شود:<BR>
			از کردۀ خویشتن پشیمانم <BR>
			جز توبه ره دگر نمی‌دانم؛ <BR>
			کارم همه بخت بد بپیچاند؛ <BR>
			در کام، زبان همی چه پیچانم! <BR>
			این چرخ به کام من نمی‌گردد<BR>
			بر خیره سخن همی چه گردانم...  <BR>
و حالا بخوانیم آن شعر این مسعود سعد سلمان را:<BR>
			یک شب از نوبهار، وقت سحر،<BR>
			 باد بر باغ کرد راهگذر .<BR>
			غنچۀ گُل پیام داد به می، <BR>
			گفت: « من آمدم به باغ اَندَر! <BR>
			خیمه ها ساختم زِ  بِیرَم چین، <BR>
			فرش کردم زِ دیبَه شُشتَر. <BR>
			نَز عَماری من آمدم بیرون، <BR>
			نه بدیده ست روی من مادر؛ <BR>
			نگشادم نقاب سبز از روی؛<BR>
			نه نمودم به کس رخ ِاحمر. <BR>
			باد بر من دمید مُشک و عبیر، <BR>
			ابر بر من فشاند دُرّ و گُهر. <BR>
			منتظر بوده ام ز بهر تو من، <BR>
			کرده ام در میان باغ مَقَر.<BR>
			گر در این هفته نزدِ من نایی، <BR>
			در نیابیم تا به سال دگر!»<BR>
 <BR>
			باد چون باده را بگفت پیام، <BR>
			لرزه بر وی فُتاد در ساغر. <BR>
			شادمان گشت و اهتزاز نمود؛ <BR>
			روی او سرخ شد زِ لهو و بَطَر. <BR>
			باد را گفت: «اینت خوش پیغام،<BR>
			مرحبا! اینت خوب و نغز خبر! <BR>
			باز گرد و بگو جواب پیام؛ <BR>
			بازگو آنچه گویمت یکسر. <BR>
			گو:  تو هستی مخالف و بد عهد، <BR>
			کس ندیدم ز تـو مخالف تر! <BR>
			سال تا سال منتظر باشیم<BR>
			تا ببینیم چهرۀ تو مگر؛ <BR>
			چو بیایی، نپایی ایدَر دیر؛ <BR>
			باربندی و برَ شوی ز ایدر!<BR>
			خوب رویی و خوبرویان را <BR>
			عهد با روی کی بود درخور! <BR>
			چند گه بازداشت بودم من، <BR>
			نه شنیدم نوای خُنیاگر!<BR>
			اینک از دولت و سعادت تو <BR>
			من ز حبس آمدم سوی مَنظر. <BR>
			کسوت من شده ست جام بلور، <BR>
			مرکبم دست تُرک سیمین بر ...»<BR>
<BR>
			باد از بوی باده مست شده،<BR>
			بازگشت و به باغ کرد گذر. <BR>
			هر چه پیش آمدش همی بربود؛<BR>
			هر چه بسپرد، کرد زیر و زبر. <BR>
			در گُل آویخت، کرد بدمستی؛<BR>
			در ربود از سرش قَصَب مَعجَر.<BR>
			می درآویخت اندر او و چنانک <BR>
			سـبز حُلّه ش دریده شد در بر. <BR>
			روی گُل، ناگهان، پدید آمد <BR>
			از میان زُمُرّدین چادَر. <BR>
			چون نگه کرد گُل، برابر دید <BR>
			روی مَه را زِ گنبد اخضر. <BR>
			شد زِ تشویر ماه رویش سرخ، <BR>
			در غم جامه گشت چشمش تر. <BR>
			شادمان شد همه شب و همه روز <BR>
			شعرها می سراید از هر در... <BR>
	شاید کسانی باشند که بخواهند لابد از من بپرسند که: «اگر مسعود سعد سلمان می خواست شعرش را همۀ مردم نهصد و پنجاه سال بعد بفهمند، چرا این کلمه ها را به کار برده است: بیرم چین، ِاحمر، بطر، ایدر، قصب،  معجر، تشویر؟» و حتماً کسانی هستند که به جای من، در جواب آن کسان بگویند: «اگر دقّت کنید و به منظور او پی ببرید، هرگز چنین سؤالی نخواهید داشت.»  <BR>
<BR>
		و امّا شعری از «میمنت میرصادقی» (آزاده) که در بررسی آن بحث «عتیق زبانی» و «عتیق بازی» پیش آمد، شعر «به دیدار آن آشنا» بود و عنوان گفتار «وزن و موسیقی در شعر آزاده». حالا با توجّه به «قالب» همین شعر، به جنبه ای دیگر از موسیقی در شعر «آزاده» می پردازم.<BR>
<BR>
<b>نقش قافیه در قالب بندی شعرهای «آزاده» </b><BR>
<BR>
		یکی از مهمّ ترین اصلها در «شعرنو» فارسی این است که شعر، در موقعی که «اتّفاق»      می افتد و خود را به دیدار شاعر می آورد، شکل یا قالب (Form) مناسبِ خودرا هم به همراه         می آورد. به عبارت دیگر، هر شعر موجودیت خاصّی است که از پیش قالب و شکلی برای آن معِیّن نشده است. مثل خود یک انسان است که پدید می آید و پرورده می شود و با انسانهای دیگر کم و بیش شباهتهایی دارد، امّا تفاوتهاست که او را در میان همۀ انسانهای دیگر متمایز می کند.<BR>
		شاعر امروز ممکن است که در موقعیتهای خاصّی مثلاً قصیده ای، غزلی، مثنوی ای،    قطعه ای یا رباعی ای بگوید، امّا شعرهایش به طور کلّی در قالبهایی شکل می گیرد که نه برای خود او قابل تکرار است، نه برای دیگران قابل تقلید. مثلاً یکی از زیبا ترین شعرهای نیما یوشیج، که زبان آن هم تا اندازه ای روان از کار درآمده است و در هم ریختگی کلامی هم ندارد، شعری است با عنوان «ری را» که در آن می گوید:<BR>
			یک شب درون قایق دلتنگ<BR>
			خواندند آنچنان<BR>
			که من هنوز هیبت دریا را<BR>
			در خواب <BR>
			می بینم.<BR>
		این شعر مثل هریک از شعرهای نو نیما یوشیج، یا مثل هر شعر نوی از هر شاعر دیگر، قالبی مختصّ خود دارد و شما در مجموعۀ کامل شعرهای نیما یوشیج نمی توانید شعر دیگری پیدا کنید که از حیث قالب، عیناً تکرار این شعر باشد. شعر «ری را» مثل هر شعر نو حدوثی دیگر طرح قالبش را خودش به شاعر القاء کرده است. قصیده نیست، غزل نیست، مثنوی نیست، قطعه نیست، رباعی نیست، این نیست، آن نیست، «ری را» ست، فقط ری راست.<BR>
		امّا در طول این شصت سال گذشته، من در آشنایی با کار شاعران معتبری که شعر نو    گفته اند، به عنصرها و هنرمایه هایی برخورده ام که در شکل کلّی قابل تکرار بوده است، امّا این عنصرها و هنرمایه ها در شعر هیچ شاعری عیناً تکرار نشده است و نمی توانسته است عیناً تکرار بشود. مثلاً من در نقدی که در یکی از سالهای دهۀ 1350 بر چاپ اوّل «از زبان برگ»، مجموعه شعری از محمّد رضا شفیعی کدکنی، (م. سرشک)، نوشتم، در بخش یازدهم آن، زیر عنوان «قافیه» گفتم: «برای او فقط قافیه از شباهت آهنگها ساخته نمی شود: کار، زار، بار.گاه از قافیه های معنوی سود می جوید:<BR>
			اینک<BR>
				با رودخانه<BR>
					با سحر<BR>
						با ابر<BR>
			آواز می خوانم برای تو.<BR>
و به یاد ندارم که پیش از آن نقد، اصطلاح «قافیۀ معنوی» را در جایی خوانده بوده باشم یا از کسی شنیده بوده باشم. و در همین بخش از نقد به اختصار گفتم که: «در شعر گذشته «بیت» داشتیم که دو مصراع بود، و «مثنوی» که در آن هر دو مصراع همقافیه بودند. شاید هنوز کسی به روشنی در نیافته باشد که در شعر امروز بیت همان معنی خانه را گرفته است و گاه در یک خانه می توان سه، چها، پنج و بیشتر مصراع نشاند. بیت امروز را در وزن نامساوی، یا به قولی شکسته، باید خانۀ معانی تمام دانست. پس به این ترتیب نوعی «مثنوی تازه» هم داریم؛ یعنی وجود دو قافیه در یک خانه. سرشک این گونه بیت و مثنوی را آگاه یا ناآگاه بسیار دارد. به این بیت نگاه کنید که شش مصراع <BR>
دارد و از حیث قافیه «مثنوی» است:<BR>
			آسمان را بگویم که امشب<BR>
			یاسهای ره کهکشان را<BR>
			بر سر رهگذارت فشاند<BR>
			یک سبد لاله<BR>
				    از تازه تر باغ سرخ شفق	<BR>
					   در نخستین سحرگاه هستی<BR>
			- تا در این راه تنها نباشی – <BR>
			در کنارت نشاند. (1)<BR>
		اینجا، با ملاحظۀ خصوصیات «قالب» در شعر «به دیدار آن آشنا»ی میمنت میرصادقی (آزاده)، موضوع «نقش قافیه در قالب بندی شعر» را با تأمّل و بسط بیشتری در پیش می گذارم. 	«آزاده» در بیشتر شعرهایش از قافیه در خدمت بیان موسیقایی معنی استفاده می کند. قبلاً در همین گفتار با آوردنِ نمونه هایی، اشاره هایی به این موضوع کرده ام. شعر «به دیدار آن آشنا می روی» از حیث قالبی که مضمون آن به خود گرفته است، پنج بند (Stanza) دارد، در مجموع شامل شانزده مصراع کوناه و بلند، و در پایان هر بند یک قافیه. یعنی اگر هر بند به جای چند مصراع کوتاه و بلند، یک «بیت» دو مصراعی کلاسیک می بود، شعری می داشتیم شبیه یک «قِطعۀ» پنج بیتی کلاسیک. در همین لحظه می توانید برگردید به چند صفحه قبل و با دقّت به شعر پنج بندی «به دیدار آن آشنا» که بند پنجم آن فقط یک مصراع است، نگاه کنید، و بعد یک شعر کلاسیک  پنج بیتی را که در قالب «قِطعه» است، ببینید. این «قِطعه» را از همان «مسعود سعد سلمان» می آورم. بعد از آنکه شعر نو «پنج بندی» میمنت میرصادقی و «قِطعه» کلاسیک «پنج بیتی» مسعود سعد سلمان را خواندید، این دو شعر نو و کهن را از لحاظ شکل و قالب (Form) با هم مقایسه می کنیم:<BR>
			ایمنی را و تندرستی را<BR>
			آدمی شکر کرد نتواند.<BR>
			در جهان این دو نعمتی ست بزرگ،<BR>
			داند آن کس که نیک و بد داند.<BR>
			راستی کن همه، که در دو جهان<BR>
			به جز از راستی ت نرهاند!<BR>
			سخت بیدار باش در همه کار، <BR>
			پیش از آن که ت قضا بخُسباند.<BR>
<BR>
			نیک رُو، بد مرُو، که نیک و بد است<BR>
			که زِ ما یادگار می ماند!<BR>
		در شعر کلاسیک عنوان «قِطعه» را به شعری داده اند که مضمون آن هر چه باشد و شمارۀ بیتهای آن هر چند، و معمولاً نه چندان زیاد، دو مصراع بیت اوّل آن هم، بر خلاف غزل و قصیده، غالباً مثل بیتهای دیگر فقط یک قافیه دارد. مثلاً در «قِطعۀ» بالا پنج بیت داریم و پنج قافیه: نتواند... داند... نرهاند... بخسباند... می ماند.<BR>
		شعر نوِ «به دیدار آن آشنا» به جای پنج «بیت»، پنج بند دارد و پنج قافیه: کجا می روی...  دورها می روی... رها می روی... آشنا می روی... کجا می روی (تکرار). من در یکی از      قالبهای جدید در شعر نو مثل قالبِ «به دیدار آن آشنا» که صورت کلّی آن مثل قالبهای             شعر کلاسیک «ثابت» نیست، «بند» را درواقع همان «بیت» می دانم که در شعر نو «گسترده» شده است و مصراعهایش متعدّد شده است و کوتاه و بلند شده است، و قافیه به آخرین مصراع داده شده است. به یکی از پنج بند در  شعر نو «به دیدار آن آشنا» نگاه می کنیم :<BR>
	<BR>
			نه بندیت بر پای،<BR>
			نه سنگیت بر دل<BR>
			که بی سنگ و بی بند -  بر پای و بر دل،<BR>
			رها می روی.<BR>
می بینیم که این «بند» چهار مصراعی، در ساختمان شعر، از لحاظ ترکیب کلام در بیان معنی و جای قافیه در قالب شعر، موقعیت «بیت» را دارد که در صورت «گسترده» شده است. وقتی که شاعر امروز شعری بگوید شامل بیش از دو «بیت گسترده»، می توانیم قالب شعر او را «قِطعۀ» گسترده بخوانیم.  میمنت میرصادقی (آزاده) در کتاب «زیر خونسردترین برف جهان»، غیر از شعر «به دیدار آن آشنا»، چند «قِطعۀ گستردۀ» دیگر دارد، از آن جمله قطعۀ گستردۀ «باز...» که قبلاً آن  را در صحبت از «وزن و موسیقی در شعر آزاده» آوردم و شامل سه بیت گسترده است با قافیه های قار می کشد، انتظار می کشد، هوار می کشد. <BR>
		امّا تلاش در کشف قالبهای مشخّص در شعر نو کاری است ناممکن و شاید بی سود، چون همان طور که قبلاً اشاره کردم، هر شعری، پس از حدوث، در سیر بازآفرینیِ کلامی در ذهن شاعر، قالب خاصّ خود را می آورد و این قالب در کلّ خصوصیات و جزئیات وزن و قافیه و هنرمایه های موسیقاییِ افزوده یگانه است و تکرار ناپذیر و به هیچ قاعده و قراری تسلیم نمی شود. 		من با صحبت از یکی از بسیار موردهای کاربرد «قافیه» در شعر نو، فقط خواستم بگویم که شاعر امروز در آفرینش «شعر حدوثی» از هنرمایه ها و صنعتهای بدیعی شعر کلاسیک، نه در پیروی از قاعده های سنّتی، بلکه در تناسب و همنواختی با مضمون، در هر شعر، یا در بخشی از هر شعر، به شیوه ای خاصّ و ابداعی استفاده می کند، چنانکه مثلاً در کاربرد «قافیه» دیگر «بیت» به آن صورت و معنایی که در انواع قالبهای شعر کلاسیک شناخته می شد، «بیت» نیست، و اگر در صورت و معنایی متفاوت مشاهده شود، دربعضی شعرها «بیت گسترده» است که می تواند «مثنوی گسترده» یا «قطعۀ گسترده» پدید بیاورد.<BR>
		در  مورد شعر «به دیدار آن آشنا» و شعرهایی که از حیث قالب تا اندازه ای به آن شباهت دارد، این قافیه است که با آمدنِ خود در پایان هر بند، یا در اصطلاح جدید، در پایان هر «بیت گسترده»، شعر را به چند بند تقسیم می کند و با تکرار موسیقی خود، در سیرِگسترش مضمون، در سلسلۀ معانی، پیوستگی به وجود می آورد.  در شعر «به دیدار آن آشنا»، بند سه مصراعی یا بیت گستردۀ اوّل قافیۀ اوّل را دارد با یکبار تکرار. قافیه و ردیف آن را با کشیدن خط در زیر آنها مشخّص می کنم:<BR>
			کجا می روی؟<BR>
			درنگ و شتابِ سرانگشتِ شاد تو،<BR>
						- چون رقص پروانه در باغ –<BR>
			تو را تا کجا می برد؟<BR>
					    تا کجا می روی؟<BR>
		این بانگ اصلی در مکاشفۀ شاعر بوده است که روح پیام را در پرسش کوتاه «کجا می روی؟» گذاشته است و مصراع اوّل شعر شده است، قافیه های بعدی شعر را به صحنۀ بیان آورده است، و مو سیقی وزنی شعر را معیّن کرده است، و در پایان بند، قافیه تکرار شده است تا با ادامۀ طنینش در ذهن خواننده یا شنونده، بر اهمیت ساختاری خود در شکل و معنای شعر تأکید کرده باشد.<BR>
		در پایان بند دوّم قافیۀ «دورها می روی» را داریم، و در بند سوّم قافیۀ «رها می روی» ودر بند چهارم قافیۀ «آشنا می روی» را. و عجیب آنکه شاعر، شاید همچنان بی اختیار و با هدایت نهفته و القاییِ مضمون، مصراع اوّل شعر را که «کجا می روی؟» است، به تنهایی و به منزلۀ یک بند کامل، بند پنجم شعر می کند تا خواننده، بعد از خواندن تمامی شعر، همچنان طنین این سؤال بزرگ و بی پاسخ را در ذهن خود بشنود: «کجا می روی؟!»<BR>
		چیزی که به منزلۀ «موسیقی افزوده» به آهنگِ وزن در خدمت معنی کمک کرده است، مصوّت بلند «ا»، یعنی صدای اصلی قافیه است در کلمه های «شتاب، شاد، پروانه، باغ، را، کجا، تا، پیشانی، یا، نغمه ها، پنجه ها، می فشانی، تا (تکرار)، دورها، پای، رها، سبکپای، همپای، با، ناسازگاران، جدا، دیدار، آشنا». <BR>
		و بر اینها می توان افزود همنواختیِ صامتهای «ش» در کلمه های پی هم آمدۀ شتاب، انگشت، و شاد؛ موسیقی تضادّ در کلمه های «درنگ» و «شتاب»، و موسیقی دوگانۀ تضادّ و قافیه ای «درون» و «برون»؛ موسیقی قافیه ای کلمه های «این» و «چین» و «پیشانی» و «می فشانی»؛ و موسیقی «موازنه» در مصراعهای «نه| بندیت| بر| پای* نه| سنگیت| بر| دل»؛ و موسیقی معنایی «لف و نشر» در مصراع دو بخشی «که بی سنگ و بی بند/ بر پای و بر دل».<BR>
<BR>
<BR>
<b> ادامه دارد</b><BR>
<BR>
______________________________________<BR>
1- از کتاب «بررسی شعر و نثر معاصر فارسی معاصر»، نوشتۀ محمود کیانوش، انتشارات مانی، 1351، تهران. 	<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19193&mi=8" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19193&mi=8</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19193&amp;mi=8</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19193&amp;mi=8</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:26 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19193&amp;mi=8</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اقتصاد</category><category>economy</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[جالبترين واردات کالا به کشور: ۵۰۰کیلو مارمولک،۷۴۰ تن آدامس ، ۶تن کراوات ،۲۲ تن عصا، ۲۶ تن کلاه گیس، ۲۰۵تن سنجاق قفلی........]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/u31WDGvFNc8/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>جالبترين واردات کالا به کشور: ۵۰۰کیلو مارمولک،۷۴۰ تن آدامس ، ۶تن کراوات ،۲۲ تن عصا، ۲۶ تن کلاه گیس، ۲۰۵تن سنجاق قفلی........</b><p>26 اسفند 1391<p><BR>
هرسال که به نوروز نزدیک می شویم معمولا اخباری در رسانه ها منتشر می شود که جنبه عمومی وویژه داشته وانبساط خاطر خوانندگان را بدنبال داشته باشد.خواستیم از حال وهوای سیاست ،چهارشنبه سوری ،ارزو دلار وقیمت های نجومی پراید وپژو خارج شویم وموضوع کالاهای وارداتی غیرضروری و شاید هم خنده دار و تعجب آور را بررسی کنیم. سری به گمرک و آمار منتشره واردات کالاها در سال ۱۳۹۱را زیر ورو کردیم وآمارواطلاعات جالبی را بدست آوردیم. <BR>
<BR>
به گزارش تسنیم، در یکی دو ماهه اخیر وقتی که موضوع کمبود و گرانی دارو مطرح شد ، وزیر معزول بهداشت خبر از واردات زین اسب و غذای سگ و گربه و اختصاص ارز دولتی برای واردات دها قلم کالای غیرضرورداده بود. در بررسی آمار واردات طی سالی که در روزهای پایانیش هستیم با نام کالاهایی روبرو شدیم که دانستن نام و موضوع آنها برای شما خالی از لطف نمی تواند باشد:<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
* نیم تن مارمولک (کد تعرفه ۰۱۰۶۲۰۹۰) <BR>
* ۷۴۰ تن آدامس (کد تعرفه ۱۷۰۴۱۰۰۰) <BR>
* بیش از یک میلیون تن آدامس(کد تعرفه ۲۱۰۶۹۰۸۵) <BR>
* ۵۰۰کیلو غذای سگ و گربه (کد تعرفه: ۲۳۰۹۱۰۰۰) <BR>
* ۱۷ تن غذای ماهی آکواریومی ( کد تعرفه ۲۳۰۹۹۰۲۰ و ۲۳۰۹۹۰۱۰) <BR>
*۹ هزار تن شن و ماسه (کد تعرفه: ۲۵۰۶۱۰۹۰و ۲۵۰۶۱۰۱۰ و۲۵۰۵۹۰۰۰ ). <BR>
* ۵ هزار تن "خاک" رس!!!!!!( کد تعرفه: ۲۵۰۷۰۰۹۰) خاک کیلویی ۵۰۰-۶۰۰ تومان! <BR>
* نیم تن قلوه سنگ!!!!( کد تعرفه: ۲۵۱۷۱۰۱۰).<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
* ۱۲ و نیم هزار تن کود حیوانی هر کیلو ۴۰۰ تا ۵ هزار تومان(کد تعرفه:۳۱۰۱۰۰۰۰) <BR>
* نیم تن فرآورده هایی برای آرایش لب با کد تعرفه ۳۳۰۴۱۰۰۰ <BR>
*۱۲۵ هزار کیلو ریمل یا فرآورده های برای آرایش چشم (کد تعرفه ۳۳۰۴۲۰۹۰) <BR>
* ۲۲۱ تن مرگ موش (کد تعرفه: ۳۸۰۸۹۹۱۹) <BR>
* ۹۷۳ تن در بطری پلاستیکی (کد تعرفه: ۳۹۲۳۵۰۰۰) <BR>
* نیم تن محافظ بهداشتی (کد تعرفه ۴۰۱۴۱۰۰۰) <BR>
* یکهزار و ۴۰۰ تن خاک اره (کد تعرفه ۴۴۰۱۳۹۰۰) <BR>
* ۳ هزار تن ذغال چوب (کد تعرفه: ۴۴۰۲۹۰۰۰)<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
* ۱۴۲ تن دستمال کاغذی (کد تعرفه ۴۸۱۸۲۰۰۰) <BR>
* ۲ تن دفتر مشق(کد تعرفه ۴۸۲۰۲۰۰۰) <BR>
* ۳ هزار تن پشم (کد تعرفه: ۵۱۰۵۲۱۰۰ و ۵۱۰۵۱۰۰۰ و ۵۱۰۱۲۱۰۰) <BR>
* ۶ تن کراوات (کد تعرفه: ۶۲۱۵۹۰۰۰) <BR>
* ۲۲ تن عصا(کد تعرفه ۶۶۰۲۰۰۰۰) <BR>
* ۲۶ تن کلاه گیس (کد تعرفه ۶۷۰۴۱۱۰۰ و ۶۷۰۴۹۰۰۰) <BR>
* نیم تن موی انسان (کد تعرفه ۶۷۰۳۰۰۰۰) <BR>
<BR>
*یک تن ریش و ابروی مصنوعی(کد تعرفه ۶۷۰۴۱۹۰۰) <BR>
<BR>
* نیم تن نطفه نا معلوم و اسپرم گاو(کد تعرفه ۰۵۱۱۹۹۱۰ و ۰۵۱۱۱۰۰۰ وارد شده در تمامی ماه های امسال) <BR>
* واردات ۱۵ تن پیاز و موسیر(کد تعرفه ۰۷۰۳۱۰۰۰ وارد شده در اردیبهشت امسال) <BR>
* ۱۱۵ تن استخوان و استخوان توی شاخ و روده(کد تعرفه۰۵۰۶۹۰۰۰ و ۰۵۰۴۰۰۰۰) <BR>
* ۲۷ تن حلزون و صدف دو کپه ای (کد تعرفه ۰۳۰۷۲۹۰۰ و ۰۳۰۷۳۹۰۰) <BR>
* ۲ هزار تن سگ ماهی (کد تعرفه ۰۳۰۳۸۹۰۰) <BR>
*۱۸۲ تن ماهی آکواریوم(کد تعرفه: ۰۳۰۱۱۹۰۰ و ۰۳۰۱۱۱۰۰) <BR>
<BR>
* ۶۳ تن شیشه شربت-دارو (کد تعرفه ۷۰۱۰۹۰۸۰) <BR>
* ۶ تن چشم مصنوعی (کد تعرفه ۷۰۱۸۹۰۱۰) <BR>
* ۵۰۰ تن میخ (کد تعرفه ۷۳۱۷۰۰۰۰) + ۳۳۸ تن میخ پرچ (کد تعرفه ۷۶۱۶۱۰۱۰) <BR>
* ۲۶ هزار تن پیچ و مهره (کد تعرفه ۷۳۱۸۱۲۹۰ و ۷۳۱۸۱۲۱۰ و ۷۳۱۸۱۱۹۰ و ۷۳۱۸۱۴۱۰و ۷۳۱۸۱۳۹۰) <BR>
* ۲۰۵ تن سنجاق قفلی (کد تعرفه: ۷۳۱۹۴۰۰۰) <BR>
* ۵۰۰ تن کلنگ(کد تعرفه: ۸۲۰۱۳۰۰۰) <BR>
* ۸۲۰ تن بیل (کد تعرفه ۸۲۰۱۱۰۰۰) <BR>
* ۲ هزار و ۲۰۰ تن اره دستی و نواری (کد تعرفه ۸۲۰۲۴۰۰۰ و ۸۲۰۲۳۹۰۰ و ۸۲۰۲۲۰۰۰و ۸۲۰۲۱۰۰۰) <BR>
* ۸۰۰ تن مداد تراش(کد تعرفه ۸۲۱۴۱۰۱۰).<p>عصر ایران<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19192&mi=3" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19192&mi=3</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19192&amp;mi=3</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19192&amp;mi=3</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:25 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19192&amp;mi=3</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[معاون مبارزه با سرقت ناجا: ۹۳ درصد جرایم امسال مربوط به سرقت است]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/8xV9uzip3n8/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>معاون مبارزه با سرقت ناجا: ۹۳ درصد جرایم امسال مربوط به سرقت است</b><p>26 اسفند 1391<p>ایلنا: معاون مبارزه با سرقت ناجا گفت: بیشترین میزان جرائم امسال به سرقت اختصاص یافته است.<BR>
<BR>
به گزارش خبرنگار ایلنا، سرهنگ فریدون خالقی فرد در نشست خبری پایان سال پلیس آگاهی کشور گفت‌: ۹۳ درصد جرایم امسال مربوط به سرقت بوده است که از این میان ۹۱ درصد از آن‌ها کشف شده است‌. ‌<BR>
<BR>
وی در رابطه با سرقت‌های انجام شده امسال افزود‌: ۱۸ درصد سرقت‌ها مربوط سرقت اماکن نظیر خانه‌ها، بانک‌ها و مغازه‌ها، ۲۳ درصد سرقت وسایل نقلیه و لوازم یدکی آن و ۷/ ۲۱ درصد مربوط به سرقت خاص نظیر کیف قاپی بوده است‌. ‌<BR>
<BR>
معاون مبارزه با سرقت ناجا با بیان اینکه سرقت وسایل نقلیه از حالت متعارف خارج شده است گفت‌: در سرقت خودرو‌ها بالغ بر ۹۱ درصد خودرو‌ها را کشف کرده‌ایم و در کیف قاپی‌ها، ۷۹ درصد کشف اموال مسروقه داشته ایم‌. ‌<BR>
<BR>
وی به درصد پایین ۹/ ۱ درصد سرقت به عنف اشاره کرد و گفت‌: بالغ بر ۸۲ درصد این سرقت‌ها کشف شده است و در سه ماهه پایانی سال در بخش سرقت‌ها، ۷ دهم درصد کاهش داشته ایم‌. ‌<BR>
<BR>
وی در رابطه با کشفیات اموال مسروقه در کشور افزود‌: کشف اموال مسروقه در تهران با ۲۹ درصد بیشترین میزان کشفیات را به خود اختصاص داده است و پس از آن بیشترین کشفیات مربوط به استانهای خراسان، اصفهان، البرز و خوزستان بوده است‌. ‌<BR>
<BR>
خالقی فرد با بیان اینکه میزان دستگیری‌ها نسبت به سال قبل ۷/ ۸ افزایش داشته است افزود‌: دستگیری سارقان ۹ درصد و مالخران ۸/ ۲ درصد در مقایسه با سال قبل افزایش داشته است‌. ‌<BR>
<BR>
معاون مبارزه با سرقت پلیس آگاهی ناجا مالخران را یکی از عوامل اساسی ترغیب سرقت دانست و افزود‌: همچون سال ۹۱ در سال ۹۲ اقدامات خاصی را برای مالخران گرفته ایم‌. ‌<BR>
<BR>
وی به ناکافی بودن اقدامات تعدیلی و شرایط معیشتی افراد سابقه دار اشاره کرد و گفت‌: متاسفانه ۴۶ درصد افراد دستگیر شده سابقه دار بودند و این نشان می‌دهد که اقدامات خوبی در این زمینه صورت نگرفته است‌. ‌<BR>
<BR>
وی در رابطه با تاکید رییس پلیس کشور بر کنترل سرقت‌های خود اشاره کرد و گفت‌: ۹۰ درصد باندهای سرقت شناسایی شدند و فضای ارتکاب جرم برای آن‌ها محدود شده است. لذا این باندها شیوه و سبک ارتکاب جرایم خود را عوض کردند و افراد بدون سابقه را جهت سرقت استخدام کرده‌اند و با توجه به اینکه سرقت‌های خود امنیت جامعه را تحت شعاع قرار می‌دهد در این زمینه برنامه‌های خاصی را در نظر گرفتیم‌. ‌<BR>
<BR>
وی در مورد میزان افزایش سرقت خودرو در کشور بیان کرد‌: میزان تولید خودرو و جمعیت نقش مهمی در میزان جرایم دارد و سازمان‌های متولی زیادی در این زمینه مشخص شده‌اند که پتانسیل خوبی در پیشگیری از جرایم را دارند ولی متاسفانه ضمن عدم همکاری کامل با پلیس به صورت جزیره‌ای عمل می‌کند و با اقدامات پلیس هم‌پوشانی ندارد‌. ‌<BR>
<BR>
معاون مبارزه با سرقت ناجا ادامه داد‌: جرم‌شناسی اقدام اولیه ما در زمینه کاهش به ویژه سرقت‌های خرد است تا ضمن برخورد با عوامل سرقت با علت یا انگیزه اصلی سرقت برخورد داشته باشیم‌. ‌<BR>
<BR>
وی با بیان اینکه شرایط اقتصادی نقش مهمی در افزایش جرایم به ویژه سرقت‌ها داشته است افزود‌: قالب آمار سرقت زیر ۱۰۰ هزار تومان است که این نشان می‌دهد شرایط پیشگیری از سرقت را نتوانسته‌ایم در جامعه رواج بدهیم ‌. ‌<BR>
<BR>
خالقی فرد تاکید کرد‌: از زمان واگذاری سکه به مردم، سرقت از منازل رشد محسوسی داشته است و این درحالی اتفاق افتاد که ما پیش بینی‌های لازم را به سازمان‌ها اعلام کرده بودیم ولی هیچ کدام از سازمان‌ها و نهادهای مربوطه از هشدار‌های پلیس استقبال نکرده است‌. ‌<BR>
<BR>
وی با بیان اینکه ۲۲ درصد افزایش کشف در مقایسه با سال گذشته داشته‌ایم افزود‌: دستگاه‌ها و نهادهای متولی می‌بایست همکاری بیشتری با پلیس داشته باشند تا میزان سرقت را کاهش دهیم و مردم نباید فراموش کنند که هدف اصلی پلیس پیشگیری از جرایم است‌. ‌<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19191&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19191&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19191&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19191&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:24 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19191&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>خارجی</category><category>internatinal</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[«درخواست ایران از آمریکا برای معاوضه رهبران مجاهدین خلق با اعضای القاعده»]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/z7jgBVn3z7M/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>«درخواست ایران از آمریکا برای معاوضه رهبران مجاهدین خلق با اعضای القاعده»</b><p>26 اسفند 1391<p>شبکه خبری ان‌بی‌سی می‌گوید ایران در اواسط سال ۲۰۰۲ به آمریکا پیشنهاد داده بود برخی از اعضای القاعده مخفی‌شده در ایران را با رهبران سازمان مجاهدین خلق معاوضه کند اما آمریکا حاضر به این کار نشده است.<BR>
<BR>
در گزارشی که در وب‌سایت این شبکه آمریکایی منتشر شده، آمده است که اواسط سال ۲۰۰۲ سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، از حضور شماری از رهبران القاعده در ایران آگاه شد و به دنبال آن برای تحویل گرفتن این افراد از ایران با جمهوری اسلامی به طور مخفی مذاکره کرد.<BR>
<BR>
دو مقام وقت دولت آمریکا به این شبکه خبری گفته‌اند که پیشنهاد معاوضه اعضای القاعده با رهبران سازمان مجاهدین خلق از سوی ایران مطرح شد و مذاکرات را در نطفه خفه کرد.<BR>
<BR>
یکی از این مقام‌ها گفته است: «ایرانی‌ها به ما گفتند "ما تنها زمانی حاضر به مذاکره هستیم که شما در مورد مجاهدین خلق کاری بکنید" و بهترین گزینه این بود که ما قید مجاهدین خلق را بزنیم... اما یک نفر باید حقیقتا انسان بدی می‌بود تا ما او را به ایران تحویل می‌دادیم... این کار بیرحمانه‌ای بود و ما برای آن آماده نبودیم.»<BR>
<BR>
این مقام ارشد در عین حال تأکید کرده است که دلیل دیگر مخالفت آمریکا با این مسئله این بود که وزارت دفاع آمریکا در دوران جرج بوش تصور می‌کرد که می‌تواند از مجاهدین خلق علیه حکومت ایران استفاده کند.<BR>
<BR>
جرج تنت، رئیس وقت سازمان سیا نیز در کتاب خاطرات خود به این مذاکرات پنهانی آمریکا و ایران اشاره کرده و آورده است: «اواسط سال ۲۰۰۲ متوجه شدیم که بخشی از بدنه رهبری القاعده به ایران نقل مکان کرده‌اند. این مسئله که بسیار مشکل‌ساز شده بود، به صبحت‌های مقدماتی با ایران و در نهایت مذاکرات رو در رو با مقام‌های ایران در بازه زمانی دسامبر ۲۰۰۲ تا اوایل سال ۲۰۰۳ ختم شد.»<BR>
<BR>
در ادامه این خاطرات آمده است: «اگرچه ایرانیان با درخواست ما مبنی بر استرداد این افراد به کشورهای خود موافقت نکردند، در نهایت رهبران القاعده در ایران در حبس خانگی نگهداری شدند.»<BR>
<BR>
جواد ظریف، نماینده وقت ایران در سازمان ملل نیز سال ۲۰۰۷ در گفت‌و‌گو با ان‌بی‌سی برگزاری این مذاکرات پنهانی را تأیید کرده بود.<BR>
<BR>
همچنین دیوید فیلیپس، پروفسور دانشگاه کلمبیا، سال ۲۰۰۶ در کتاب خود «باخت در عراق: افتضاح بازسازی پس از جنگ» از جواد ظریف نقل قول کرده است که ایران گفته بود تنها زمانی حاضر به تحویل اعضای القاعده به آمریکا یا دولت‌های دیگر خواهد شد که واشینگتن نیز در مقابل رهبران ارشد مجاهدین خلق را به ایران تحویل دهد.<BR>
<BR>
سازمان مجاهدین از خرداد سال ۱۳۶۰ مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی را آغاز کرد و در جريان جنگ ايران و عراق به صف حامیان صدام حسین، رييس جمهوری سابق عراق پیوست.<BR>
<BR>
سازمان مجاهدین خلق سال‌ها در فهرست گروه‌های تروریستی ایالات متحده قرار داشت، اما این کشور در سال ۲۰۱۲ نام این سازمان را از فهرست گروه‌های تروریستی خارج کرد.<p>رادیو فردا<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19190&mi=11" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19190&mi=11</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19190&amp;mi=11</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19190&amp;mi=11</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:23 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19190&amp;mi=11</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>هنری</category><category>فرهنگی</category><category>arts</category><category>culture</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[فراقت اندیشه در فراغنامۀ جان / بابک پرهام]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/VAGUkQ-oRdM/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>فراقت اندیشه در فراغنامۀ جان / بابک پرهام</b><p>25 اسفند 1391<p>بابک پرهام<BR>
(ب.اشراق)<BR>
<BR>
به  پاپ فرانسیس اوّل<BR>
<BR>
فریاد مردمان همه از دست دشمن است<BR>
فریاد سعدی از دل نامهربان دوست<BR>
 <BR>
<BR>
<BR>
فراقت اندیشه در فراغنامۀ جان<BR>
<BR>
<BR>
چه خوب است<BR>
وقتی  با عافیت<BR>
دَرد ِ قابل قبول هست؛<BR>
چه سالم است<BR>
وقتی در شرارت<BR>
فراغت ِ فارق بیمار هست؛<BR>
فِراست ِ عشق بر خودش هست<BR>
وُ لذّت نقد از وی.<BR>
آری چه خوب است<BR>
وقتی از منیّت روزگار،<BR>
اندیشمند ، جان هست؛<BR>
رندی اشراق نه پنهان نه آشکار<BR>
طلوع وُ غروب پدیدار است.<BR>
<BR>
پنجشنبه چهارده مارس دوهزار و سیزده میلادی/ ال دورادو هیلز<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19189&mi=8" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19189&mi=8</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19189&amp;mi=8</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19189&amp;mi=8</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:22 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19189&amp;mi=8</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[ " شرایط اهل سنت در ایران " / سخنرانی آقای مهدی نخل احمدی در بیست و دومین نشست حقوق بشر سازمان ملل متحد ]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/BXjLHZtNbhg/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b> " شرایط اهل سنت در ایران " / سخنرانی آقای مهدی نخل احمدی در بیست و دومین نشست حقوق بشر سازمان ملل متحد </b><p>24 اسفند 1391<p><iframe width="560" height="315" src="http://www.youtube.com/embed/N3fj1tDIRRk?rel=0" frameborder="0" allowfullscreen></iframe><p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19188&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19188&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19188&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19188&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:21 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19188&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>قانعي</category>فرد<category /><category>ghaneifard</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[به پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد /سال 1392، « سال مبارزه با تبعیض در میراث فرهنگی»]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/GO01BseaSdg/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>به پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد /سال 1392، « سال مبارزه با تبعیض در میراث فرهنگی»</b><p>24 اسفند 1391<p>به پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد /سال 1392، « سال مبارزه با تبعیض در میراث فرهنگی»<BR>
نام می گیرد<BR>
بنیاد میراث پاسارگاد، امسال نیز، به سنت هر ساله ی خود، در آستانه ی سال نوی ایرانیان، نوروز جهانی، نامی را یرای سالی که از راه می رسد انتخاب و پیشنهاد می کند.<BR>
این انتخاب، چون همیشه، در چارچوب نگاهداری و نگاهبانی از میراث فرهنگی و تاریخی ایرانزمین می باشد، و در پیرامون مسایل و رویدادهایی است که میراث ملی و بشری ایرانیان را در خطر انداخته یا خواهد انداخت.<BR>
از آنجایی که گزارش های مربوط به میراث فرهنگی، به ویژه در سال جاری، گویای این واقعیت است که میراث فرهنگی و تاریخی ایران روز به روز بیشتر گرفتار تبعیض های مذهبی و سیاسی می شود، ما برای توجه دادن به علاقمندان و نگاهبانان میراث فرهنگی و تاریخی ایران و جهان، و برای متوقف کردن این روند غیر اصولی و غیر قانونی، نام سال 1392، را «سال مبارزه با تبعیض در میراث فرهنگی» می گذاریم<BR>
خبرهای منتشر شده در رسانه های ایران، که بیشترشان دولتی و رسمی هستند، نشان می دهند  که اکنون سازمان میراث فرهنگی و گردشگری جمهوری اسلامی ـ که وظیفه اش نگاهداری و نگاهبانی از کل میراث فرهنگی و تاریخی ایرانزمین است ـ بیشترین توجه و امکانات مالی خود را در جهت حفظ و نگاهداری تنها بخشی از این میراث به کار گرفته و بخش های دیگر را با وجود نیاز مبرم به مرمت و یا در خطر نابودی بودن، بی سرپرست و به حال خود رها کرده است.<BR>
به طور مثال، در یک سال گذشته، در حالی که مبالغ زیادی از بودجه این سازمان برای مرمت بسیاری از امامزاده ها و مساجد تاریخی (یا شبه تاریخیِ) شیعیان در سراسر ایران هزینه شده، صدها اثر تاریخی و فرهنگی ملی ایران و یا آثاری که متعلق به مذاهبی دیگری جز تشیع است، به بهانه ی کمبود بودجه، به طور روزمره در حال ويران شدن هستند و کمترین اقدامی از سوی سازمان میراث فرهنگی در مورد آن ها نمی شود. در عین حال، این سازمان و سازمان اوقاف با فشار مستمر بر کسبه و تجار شهرهای مختلف ایران، از آن ها می خواهد که به اماکن مقدس شیعیان کمک های نقدی کنند و یا با تخریب بافت های تاریخی و ملی ایرانزمین جای بیشتری را به اماکن تازه ساخت مذهبی می دهند.<BR>
باید توجه داشت که قوانین مربوط به میراث فرهنگی و تاریخی و طبیعی، ارائه شده در کنوانسیون های سازمان ملل متحد و سازمان یونسکو، که از سوی بیشترین کشورهای جهان، از جمله ایران، مورد پذیرش قرار گرفته اند، رسماً بر این نکته تاکید دارند که: «تمامی بناهای تاریخی و یا باستانی، و تمامی آثار معماری، مجسمه سازی، نقاشی و کتیبه های تاریخی، و تمامی آثاری که از نظر تاریخی، هنری و علمی دارای ارزش های استثنایی هستند؛ چه ملی و چه جهانی، باید که مورد نگاهداری و نگاهبانی دولت های امضا کننده قرار گیرند.» در این کنوانسیون ها هیچ کجایی ذکر نشده که لازم است به دلایل مذهبی یا سیاسی، و یا دلایل خودساخته ی دیگر، اثری بیش از دیگری در اولویت دولت ها یا سازمان های مربوطه قرار بگیرد. بر اساس این گونه قوانین جهانی، اولویت  همیشه از آن آثاری است که نیاز به مرمت دارند و یا در خطر قرار گرفته اند.<BR>
علاوه بر قوانین بین المللی، این رفتار تبعیض آميز در سرزمینی که مردمانش از هزاران سال پیش نسبت به فرهنگ ها و مذاهب مختلف رفتاری انسانمدارانه و آشتی جویانه داشته اند، و بر اساس اسنادی چون منشور کورش بزرگ به فرهنگ ها و مذاهب دیگر ملل نیز احترام گذاشته و حتی برای حفظ آن ها می کوشیده اند، وجود چنین برخوردهایی با مبانی فرهنگی و تاریخی ملی آن ها به راستی تاسف آور است.<BR>
بنياد ميراث پاسارگاد، اکنون و در آستانه ی بزرگترین و مهم ترین عید و جشن ایرانزمین، ضمن شادباش های گرم به ایرانیان و مردمان سرزمین های دیگری که نوروز را گرامی می دارند، از همه ی فرهنگ دوستان و کوشندگان میراث فرهنگی و تاریخی تقاضا دارد تا در سالی که آغاز می شود، با هر وسیله ای که در اختیار دارند، در جهت آگاه سازی مردمان در ارتباط با حفظ میراث فرهنگی و تاریخی و «لزوم نگاهداشت بی تبعیض این آثار» بکوشند و هر کجایی که این تبعیض را می بینند از طریق ما، و یا به طور مستقیم، به سازمان های جهانی مربوط به میراث فرهنگی گزارش دهند.<BR>
بنیاد میراث پاسارگاد نیز به سهم خود سعی دارد که اخبار و گزارش این نوع تبعیض های فرهنگی، مذهبی و سیاسی را به اطلاع سازمان ملل، سازمان یونسکو و دیگر سازمان های مربوطه برساند.<BR>
با مهر و خرمی<BR>
شکوه میرزادگی<BR>
از سوی بنیاد میراث پاسارگاد<BR>
سال نوی ایرانی 1392 ـ مارچ 2013 ـ 2552 پاسارگادی (سال صدور منشور کورش بزرگ)<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19187&mi=19" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19187&mi=19</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19187&amp;mi=19</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19187&amp;mi=19</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:20 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19187&amp;mi=19</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>مقالات</category><category>articles</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[نقدی بر کتاب : قبله عالم – ژئوپولیتیک ایران / بخش دوم/ کاظم رنجبر]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/BZEWI4Byw8E/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>نقدی بر کتاب : قبله عالم – ژئوپولیتیک ایران / بخش دوم/ کاظم رنجبر</b><p>24 اسفند 1391<p> <BR>
ژئوپولیتیک  ایران . به قلم  گراهام فولر . ترجمه عباس مخبر .  انتشارات : نشر مرکز چاپ  پنجم تاریخ انتشار 1390 شمسی – تهران . 327 صفحه .<BR>
به قلم : کاظم رنجبر  دکتر درجامعه شناسی سیاسی . <BR>
Kazem.randjbar@yahoo.fr   <BR>
بخش  دوم. <BR>
23 اسفند 1391 برابر با 13 مارس 2013<BR>
 <BR>
پیشگفتار:<BR>
هموطنان گرامی ایرانی و ایران  دوستم ، با عرض سلام و ادب ،<BR>
مدت دوماه است ، بر روی کتاب : قبله عالم ،  ژئوپولیتیک ایران ، نوشته : آقای گراهام فولر ، جاسوس معروف آمریکا   CIA در خاورمیانه ،کار پژوهشی میکنم . نقد این کتاب  را در راستای رشته تحصیلی و تخصصی ام ، جامعه شناسی  سیاسی آنجام میدهم ،تا ماهیت  سیاست استعمار نوین ، قدرت آمریکا و همپیمانان  این کشور را به آگاهی هموطنان ام برسانم .  از آنجائیکه این جاسوس  دولت آمریکا ،  حتی در محتوی کتاب خود  در راستای اهداف سیاسی و تبلیغاتی اش  بعنوان افسر اطلاعاتی ،  متوسل به جنگ روانی  علیه ایرانیان شده و رسماً ایرانیان را «ملت دروغگو و روانپریش »  نامیده است ، از شما عزیزان  تقاضا دارم ، برای شناختن ماهیت  قدرت های استعماری ، چه در گذشته و چه امروز ، حتماً  نقد این صاحب قلم  را در رابطه با کتاب این مامور :CIA   را مطالعه بفرمائید .  من بیش از دوماه  روی این کتاب  وقت گذاشته ام ، شما  با صرف  20 دقیقه  از وقت خود ، هر هفته  بر ماهیت  و ماموریت  این مامور  اطلاعاتی  در راستای استعمار نوین آگاه  خواهید شد . مسلما ، من صاحب این قلم ، قدرت مالی سازمان : CIA   را ندارم که که نوشته های ام  در تعداد نسخه  متعدد  در زبانهای مختلف در دنیا چاپ و منتشر شود ، ولی هموطنان در راستای وظیفه ملی و میهنی خود ، لازم است  برای شناختن ماهیت استعمار و استعمار نوین ، که وطن و ملت ما  بیش از دوقرن است ،که یکی از قربانیان این استعمار هستند ، لازم است  برای ساختن ایران مستقل و آزاد با نظام دموکراتیک برخاسته از رای آزاد ملت ایران ، این قدرت های مخرب را، باید بشناسند . با نهایت احترام : کاظم رنجبر . <BR>
 <BR>
                                               *                                 *                              *<BR>
بخش دوم :<BR>
 <BR>
گراهام فولر، در ادامه  تحلیل  خود از جامعه ایران ، در فصل اول کتاب اش در صفحه 22 ، با  عنوان : فرهنگ تصرف به دست بیگانگان . بحثی را باز می کند ، و بر این تاکید دارد ، که ایرانی در هر عمل سیاسی کشورش ،دخالت و دست بیگانگان را مشاهده می کند .   گراهام فولر در همین صفحه  چند سطر بالاتر می نویسد «...»از این رو فرهنگ ایرانی  عمیقاً شسیزو فرنیک بر جای مانده است ،)‏ ، La schizophrénie-در زبان فرانسه . روان پریشی درزبان فارسی ) و  این چنین توضیح می دهد : «...» نوعی احساس ریشه دار برتری فرهنگی  همواره در مقابل احساس مخرب عدم امنیت و حقارت  ناشی از ناتوانی تاریخی حکومت ها  در اعمال حاکمیت بر  سرنوشت خویش قرار می گیرد .دوران های شکوه امپراطوری و سیطره  فرهنگی ایرانیان  بر قلمروهای پهناوری از جهان ، با دوران هائی از استیصال  در مقابل  نیروهای قدرتمند بیگانه دنبال می شود . جریانی که با حرکت تاریخی ایران به سمت قرن بیست و یک  روند منفی شتاب گیرنده داشته است.  بعد در صفحه مقابل ، آقای گراهام فولر  این بار چنین ادامه می دهد : «...» بنا بر این تصور بر این است که ایرانی ها نسبت به نقش بیگانگان  در فرهنگ  و سیاست خود اکیداً حساسیت دارند . این نگاه دائم به قدرت بیگانه ، از یک طرف عامل پرورش نوعی بدبینی  نسبت به ماهیت قدرت است .از طرف دیگر می تواند باعث بر انگیختن نوعی  روحیه چاپلوسی  مبتنی بر خشم و سرزنش  نسبت به حضور حاکم مسلط ، همراه بادرک این نکته گردد  که سرپیچی از اطاعت قدرت بیگانه ی با خطرات شخصی بزرگ  همراه است . در قلب  رویداد های سیاسی  همواره باید دست های پنهان بیگانه را جستجو کرد. <BR>
و آقای گراهام فولر این جاسوس حرفه ای  قدرت امپریالیسم آمریکا ، چنین ادامه می دهد : «...» اگر مداخله  خارجی بتواند جریانی از رویداد ها را که برای گروه معینی  از افراد نا خوشایند است  در هم بشکند ، حتی ممکن است  در مورد استقبال  این یا آن گروه  نیز قرار بگیرد . دست زدن به این دوز و کلک ها برای دستیابی به موقعیتی  ممتاز  در سایه قدرت  بیگانه  در اولویتی بالا قرار میگیرد . در واقع ، بیگانه  به جزء لاینفکی  از نظام سیاسی  تبدیل می شود ، و هنگامی  که شخص  جرئیات سیاسی  محلی را به نفع خود  نمی  بیند ، نهایتاً به این منبع  قدرت توسل می جوید . یک خدای تصمیم جوینده  وجود دارد  که همان قدرت بیگانه است . (ماخذ: صفحه 23  )<BR>
 <BR>
آقای گراهام فولر  بعد از این  نظریه پردازی ها ،  در صفحات 24 و 25 ، کتاب اش  این بار ، به استناد تاریخی  از منظر دید خود  ، از دو واقعه مهم تاریخ  معاصر ایران مثال می آورد . گوئی  آثای گراهام فولر  چند سال پیش ، رومان  بظاهر  فکاهی ، یا روانشناسی اجتماعی ایران  در  همین راستا : کتاب دائی جان ناپلئون آقای  ایرج پزشک زاد  را خوانده است . تصادفا  این رومان معروف هم نسخه اول اش دربهمن ما ه سال 1351  در ایران چاپ و منتشر شد ، یعنی  شش سال  قبل از فروپاشی سلطنت پهلوی ها . <BR>
گراهام فولر برای دفاع از نظریه خود ، این بار با استفاده از  روش مکتب جهانی  شده  سازمان های اطلاعاتی  دنیا ، یعنی ،(جنگ روانی )  ، دو نمونه تاریخی از تاریخ معاصر ایران می آورد که در آن  ایالات متحده آمریکا  مستقیم و غیر مستقبم نقش تعین کننده داشت .گراهام فولر می نویسد :<BR>
«...» سرنوشت رضا شاه پهلوی (1925-1941)  یکی از چهره های شاخص تاریخ معاصر ایران و بنیانگذار  سلسله پهلوی ، بسیار گویا ست . نخستین رهبر جدید ایرانی که کنترل حکومت مرکزی را بر کشور  دوباره مستقر ساخت و نوعی احساس قدرت و استقلال  ملی را  در سراسر  کشور بوجود آورد ، هنگامی که از قطع پیوند های سیاسی  خود با آلمان نازی  به دنبال حمله این کشور  به اتحاد جماهیر شوروی  در سال 1941 امتناع کرد ، در نتیجه  هجوم مشترک  نیروهای بریتانیا و روسیه ، تاج و تخت خود را از دست داد . <BR>
 هنگامی که پسرش ، محمد رضا شاه پهلوی ، آخرین شاه ایران، از ایران گریخت و با مداخله  آشکار ایالات متحده و آمریکا و بریتانیا  بار دیگر درسال 1953  به قدرت رسید ، الگوی مداخله پیش گفته بار دیگر تائید شد . شاه نیز احساس می کرد  که چنانچه  بتواند با دو ابر قدرت جهانی به درستی برخورد کند ، زمامداریش  تضمین خواهد شد ، وی به نیروهای داخلی  چندان اعتنائی نداشت ، در واقع  شاه با این عقیده به گور رفت که درپایان  کار  این ایالات  متحده بود که با تقویت  نیروهای بنیادگرا ، تعمداً طومار رژیم او را در هم پیچید . <BR>
گراهام فولر ، برای تحکیم استدلال  خود این بار  از سلیوان  سفیر آمریکا  سند می آورد ، و میخواهد ثابت بکند که ایرانیان حتی پادشاه شان  به «بیماری روان پریشی » دچار هستند ،ودر هرعمل سیاسی مربوط به وطنشان ، دست بیگانگان را مشاهده می کنند ، واز قول محمد رضا شاه  چنین می نویسد : در یکی از روزهای اوائل پائیز7 135 شاه خطاب به سلیوان (سفیر ایالات متحده آمریکا) تقریباً تمام نا آرامی های کشور را برشمرد و اعلام کرد  که این حوادث آنقدر پیچیده است  که باید  نتیجه خارجی  علیه او باشد .وی  گفت ک.گ.ب. قادر نیست  چنین اعتراضاتی را هم آهنگ  کند و لذا باید کار سازمان جاسوسی  بریتانیا  و سیا باشد . سپس ادامه داد  که علت دشمنی بریتانیائی ها را درک میکند .اما چرا سیا به دشمنی با او بر خاسته است ؟ مگر او خطائی مرتکب شده است ؟ یا آنکه واشنگتن و مسکو محرمانه توافق کرده اند  که ایران به عنوان بخشی از طرح اعامل سلطه  بر جهان  میان دو ابر قدرت تقسیم شود ؟ <BR>
گراهام فولر  ادامه می دهد  و چنین می نویسد : بسیاری از ایرانیان  هنوز عقیده دارند  که انقلاب ایران  دستپخت  ایالات متحده بوده  تا به این وسیله شاه را که در زمینه سیاست گذاری  قیمت نفت بیش از حد  مستقل عمل می کرد تنبیه کند . عده دیگر بر این باورند  که به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی  نتیجه خشم عمیق  بریتانیائی ها نسبت  به ایالات متحده  در نتیجه ًگرفتن جای این کشور  درصحنه خاورمیانه است . <BR>
آقای گراهام فولر  در راستای  پیش برد اهداف جنگ روانی  خود ، بر گرفته از مکتب : CIA  ، با  پیام  جهت دار ، با این  کلمه : جو توطئه  چنین ادامه می دهد :«...» آگاهی بر وجود نیروهای دشمن و قدرت  اعمال نفوذ انها ، همراه با نوعی احساس ناتوانی  در برخورد با این تهدید ، باعث شده است ، که نوعی  عقیدهً جدی  به وجود توطئه شکل بگیرد . بندرت ممکن است   رویداد ها همان شکلی  که در ظاهر اتفاق می افتد درک شوند  ( حتما به نظر گراهام فولر مامور :CIA حتما بر حسب تصادف  !!!)  <BR>
آقای گراهام فولر  با تاکید  بر  تئوری خود «جو توطئه »  با تمام سماجت ، و بلانسبت از هموطنان گرامی ام ایرانیان ، «نادان و احمق حساب کردن  ما ایرانیان »  ادامه می دهد :<BR>
«...» زیرا چنین دریافتی اولاً نشانه جهالت  نسبت به حضور  نیروهای برتر  در اطراف شخص و ثانیاً نشانه حماقت و خامی ، یا فقدان حساسیت  در درک انگیزه های  پنهان دیگر است .  البته این ذهنیت معطوف به توطئه سیاسی محض ایرانیان نیست ، بلکه در خاورمیانه  به طور کلی  و اغلب فرهنگ ها ئی که در نتیجه  مداخله  نیروهای خارجی  ضعیف شده و آسیب  دیده اند  متداول است . (اینجا آقای گراهام فولر  به مداخله نیروهای خارجی  اعتراف می کند )<BR>
(ماخذ – صفحات 24 و 25  کتاب )<BR>
 <BR>
در جواب  به این  نوشته های آقای گراهام فولر  مامور CIA  آمریکا ،  دوواقعه  تاریخی  مربوط به ایران  را  در اینجا در اختیار خوانندگان  ایرانی قرار میدهم ،  که خود خوانندگان  قضاوت بکنند ،  و بدانند که تا چه حد این کتاب در راستای اهداف سیاسی و جنگ روانی  ، در یک مرحله بخصوص تاریخ ایران و  همچنین  وقایع امروز دربخشی از کشور های عربی  بنام « بهار عرب » نوشته شده است ، و یک  سند هم   از دخالت مستقیم  خود آقای گراهام فولر  در راستای ماموریت خود  به عنوان  مامور CIA   در جنگ داخلی الجزایر  در راستای پیشبرد  سیاست آمریکا در شما آفریقا را در اختیار  خوانندگان می گذارم  ، تا چهره واقعی این مرد و ماموریت واقعی اش معلوم شود . <BR>
در رابطه  به تجاوز نیروهای  نظامی شوروی و انگلیس  به ایران در سوم شهریور 1320 ، کشوری ایکه رسماً اعلام بیطرفی در جنگ کرده بود ، بهانه  همکاری  دولت ایران با  دولت آلمان را پیش می کشد و به این تجاوز علنی  مشروعیت میدهد !!!  آقای گراهام فولر  ایران در جنگ اول جهانی هم  اعلام بیطرفی کرده بود و در آن موقع آلمان نازی  نبود ، چرا  دولتهای متخاصم   روسیه ، انگلیس ، عثمانی  به بطرفی ایران ، احترام نگذاشتند و این کشور را میدان جنگ  خود قرار دادندو با چپاول آذوقه این ملت  باعث گرانی و قحطی و مرگ ملیونها ایرانی شدند ؟ آقای گراهام فولر مامور CIA  ، قرار داد  1907  بین قدرت استعماری انگلیس ، و قدرت استعماری زورگو و قلدر روسیه تزاری  که ایران را بین خود ، بنام منطقه نفوذی تقسیم کرده بودند ،  آیا آن موقع هم  «همکاری با آلمان نازی » بود  که هر موقع  این دوقدرت استعمار  اراده میکردند در امور ایران دخالت می نمودند!!! آیا بر حسب تصادف است که در طول یک قرن  گذشته ، چهار پادشاه ایران : محمدعلی شاه ، احمد شاه ، رضاشاه ، محمد رضاشاه ،  هرکدام  در یک مرحله از دوران سلطنت خود  از تاج و تخت  پائین کشیده شدند ،و آواره  وطن گردیدند ؟ آیا این هم ناشی از «روانپریشی ایرانیان » است ؟<BR>
آقای  گراهام فولر ، مامور CIA   برای طراوت بخشیدن  به  آشنائی شما  در رابطه با دخالت قدرت های بزرگ در راستای چپاول ثروت های کشور های کوچک ، در امور داخلی این کشور ها ، این بار شما را  با  یک نمونه از تاریخ وطن  گرامی تان « ایالات متحده آمریکا » آشنا می سازم . البته جسارت نشود که یک ایرانی  به یک آمریکائی  درس تاریخ وطن اش را  باز خوانی میکند . یقین دارم که شما خودتان بهتر از من میدانید ، ولی به عنوان  یک مامور : CIA  ، مجبور هستید  که در مواقعی برای رسیدن به اهداف خود ، بلانسبت  خودتان را به نادانی بزنید ، که تا دیگران را گمراه بکنید . دکترین مونروئه  چه می گوید : <BR>
 <BR>
دکترین  مونروئه .<BR>
جمس مونروئه ( تولد 1757-مرگ 1831)  پنجمین رئیس جمهور امریکا بین سالهای 1817-1825.در تاریخ آمریکا نام او از طریق دکترین مونروئه ، یا دکترین سیاست استعماری آمریکا معروف است .دولت آمریکا رسما این سیاست را درسال 1823  اعلام کرد و تا امروز این  دکترین خط ومشی  سیاست خارجی آمریکا را در راستای تحکیم  قدرت استعماری این کشور را در سطح جهانی ، هدایت می کند .  بطور خلاصه این دکترین را ،  خصوصا برای طراوت بخشیدن  به دانش سیاسی آقای  گراهام فولر  جاسوس  سازمان اطلاعاتی آمریکا را همراه با یکی از عملیات معتبر  او در جهان اسلام ، در راستای تحکیم «اسلام سیاسی » در شمال آفریقا را، که در حقیقت  این« معجون اسلام سیاسی » در دکان  عطاری  آمریکا و صهینویزم ، به مصنع ظهور  گذاشته شده است (مصنع ریشه ازکلمه صنعت  ساختن تولید کردن )  در اینجا از منظر خوانندگان ،  می گذرانیم . شاید آقای گراهام فولر تحصیل کرده دانشگاه هارواد  و عضو :Rand -Corporation – انبار اندیشه سازمان : CIA بخاطر آورند  و نگویند : ایرانیان به  روانپریشی مبتلا هستند (<BR>
دکترین  مونروئه .<BR>
با روی کار آمدن جمس مونروئه  بعه عنوان پنجمین رئیس جمهور آیالات متحده آمریکا ، این کشور خود را از جانب روسیه در خطر می دید ، واز اتحاد دولت های اروپائی با روسیه وحشت و نگرانی داشت . نگرانی دیگر آمریکا در این زمان ترس از عواقب اوضاع  آشفته و هرج و مرج  مکزیک  در جنوب آمریکا بود . این تحولات  که موجی از بی ثباتی سیاسی در کشور های آمریکای مرکزی  توام بود ، در همسایگی  ایالات متحده  به وقوع می پیوست . و آمریکا را به واکنش بر می نگیخت .  به ویژه اینکه دولتمردان آمریکا خواب تصرف قسمت های مهمی از نواحی شمالی مکزیک را می دیدند و برای اشغال این نواحی نقشه می کشیدند . در همین اوضاع و احوال  بود که جمس مونروئه ، رئیس جمهور وقت آمریکا  در پیام سالانه خود  در دوم دسامبر 1823 خواهان عدم دخالت کشورهای اروپائی  در منطقه گردید .<BR>
هر چند این پیام که بعد ها به : دکترین مونروئه  شهرت یافت  در ظاهر برای حفظ استقلال  کشورهای قاره آمریکا عنوان گردید ، اما در حقیقت  تحمیل قیمومیت  نا مشروع آمریکا  بر کشور های آمریکای مرکزی و جنوبی بوده است . همچنین تمام معاهدات و قرار داد هائی که در سالهای بعد میان آمریکا  با این دولت ها یا میان خود این دولت ها با یک دیگر به امضاء می رسید ، الزاماً در جهت منافع ایالات متحده آمریکا  و در راستای دکترین  مونروئه  قرار داشت . دکترین مونروئه  که اشاره صریحی به دولت های غربی  دارد ، تلاش جدی برای دور نگاه داشتن  قدرتها وسیاستهای  مسلط آن روز از تحولات آمریکای لاتین  از یک سو و مشروعیت بخشیدن به قیمومیت کاخ سفید  بر کشور های منطقه از جانب دیگر بود . دکترین مونروئه امروز بعد از گذشت  بیش از 190 سال ، هنوز از اعتبار  و قوت خود بر خوردار است ، و در دوره های  بعدی  زمامداری آمریکا ، پدید آورنده  حوادث متعدد  وبی شماری بود . ماخذ (1)<BR>
اما در رابطه با سئوال محمد رضا شاه از سفیر آمریکا ویلیام  سولیوان ، که دخالت  مستقیم آمریکا را در حرکت های «سیاسی –مذهبی » آخوند ها را آقای گراهام فولر ، مدرک قرارمیدهد ، و به ایرانیان  با تمام وقاحت انگ رواپریشی می زند ،  در حقیقت  این مامورسیا ، واقعاً ملت ایران را  «نادان و فارغ از شعور » می داند !!!<BR>
برای  طروات بخشیدن به خاطرات گذشته این مامور  سیا ،  چند وقایع مهم  که عملا دخالت آمریکا و متحدین اروپائی اش در سرنگونی رژیم  محمد رضا شاه پهلوی را  ثابت می کند ، در چند سطر بطور کوتاه  در اینجا بیان می کنیم . <BR>
  از 14 تا 17  دی ماه  1357 ، سران   چهار کشور : آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، آلمان ، در جزیره ای  بنام : گوادولوپ ، (مستعمره فرانسه واقع در آقیانوس آرام )  که بعد ها بنام کنفرانس گوادلوپ معرف شد ،  جمع شدند ، و به اتفاق  پایان نظام سلطنتی  محمد رضاشاه را در ایران قبول کردند .  در همان روز  یعنی 14 دمی ماه 1357 ، ژنرال هویزر  معاون فرمانده نیروهای  نظامی  اتلانتیک شمالی مستقر دراروپا ، با هواپیما ای نظامی  به  تهران میرود ، و با فرماندهان عالی رتیه ارتش و شاپور بختیار ،  پایان  سلطنت شاه را به آنان  ابلاغ می کند . و از آنها میخواهد که مبادا  در راستای دفاع از محمدرضاشاه ، و نظام سلطنتی او ، دست به عملیات نظامی بزنند.مدت 48 ساعت بعداز ملاقات  این ژنرال آمریکائی ، محمد رضاشاه  از طریق رادیو های خارجی  از حضور این ژنرال آمریکائی آگاه می شود .   آقای  گراهام فولر این عمل دخالت مستقیم  آمریکا و دولت های استعماری در امور ایران نیست ، پس چیست؟    این هم بخشی از تاریخ ایران و دخالت  قدرت های استعماری در امور داخلی ایران بر گرفته از نوشته های  محمد رضاشاه  .<BR>
«...» اوائل بهمن( ۵۷) خبر حیرت انگیزی به من گزارش شد که ژنرال هویزر چند روزی است که در تهران اقامت دارد.نظامیان امریکا با هواپیماهای خود میامدند و میرفتند و تابع تشریفات معمول نبودند.از امرای ارتش در رابطه با مسافرت ژنرال هویزر سوال کردم انها هم چیزی نمیدانستند حضور او در ایران واقعا شگفت انگیز بود و نمیتوانست اتفاقی و بدون دلائل بسیار مهم باشد<BR>
بالاخره من یکبار ژنرال هویزر را باتفاق سفیر امریکا اقای سولیوان ملاقات کردم.تنها چیزی که مورد علاقه هردو انها بود دانستن روز و ساعت حرکت من از ایران بود.ژنرال هویزر از ارتشبد قره باغی رئیس ستاد ارتش ایران خواست که ملاقاتی بین او و بازرگان ترتیب دهد.ارتشبد قره باغی این ملاقات را به من گزارش داد. نمیدانم در این ملاقات چه گذشت, میدانم که ارتشبد قره باغی از تمام قدرت خود استفاده کرد تا ارتش ایران را از هرگونه اقدام و تصمیمی بازدارد... <BR>
<BR>
پس از اینکه من ایران را ترک کردم, ژنرال هویزر باز چندین روز در ایران اقامت داشت. در این هنگام چه گذشت ؟ تنها چیزی که میتوانم بگویم اینست که ربیعی فرمانده نیروی هوائی ایران طی محاکمه اش به قضات گفت: ژنرال هویزر شاه را مثل موش مرده به خارج از کشور پرتاب کرد. ماخذ (2)<BR>
 <BR>
  اگر چه  من صاحب این قلم ، عادت ندارم   نوشته های گذشته ام را بار دیگر در اختیار خوانندگان محترم بگذارم ، ولی با این همه پرروئی و دروغ پراکنی آقا گراهام فولر نسبت به تاریخ  ایران و ملت ایران ، مجبور هستم ، که این نوشته را برای بار دوم ، این بار در راستای نقد  کتاب : قبله عالم  ژئوپولیتیک  ایران ،  در اختیار شما عزیزان بگذارم . <BR>
<BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
گراهام  فولر (Graham E.Fuller  )  کیست؟<BR>
ماخذ (3)<BR>
<BR>
Former CIA station chief in Kabul and author of The Future of Political Islam<BR>
<BR>
<BR>
گراهام فولر(یا شیخ السلام فولر!!! برای روشنفکران و فیلسوفان اسلامی !!!) بعد از تحصیلات خود در دانشگاه هاروارد ،در سال 1982 به خدمت سازمان اطلاعاتی و جاسوسی سیا در می آید و اولین ماموریت اش در افغانستان بود . بعدآ فعالیت جاسوسی و جمع آوری اطلاعاتی او را در خاورمیانه ، جنوب آسیا ، مصر و شمال آفریقا ، می توان رد یابی کرد . درسال 1986این جاسوس پر تجربه ، به مقام معاونت رئیس سیا ، ارتقاء درجه می یابد.درسال 1987، رونامه نیوریویک تایمز ، گراهام فولر را، طراح ارتباط دولت ریگان ، با دولت ایران ، درسال 1985 ،معرفی می کند ، که ماجرای «ایرانگیت » فروش اسلحه امریکائی ( البته اسلحه های کهنه آمریکائی از طرف اسرائیل ، با موافقت آمریکا ، و جانشینی این اسلحه های کهنه با اسلحه های نوع آمریکائی برای ارتش اسرائیل ، با پول ملت ایران ) یکی از شاهکار های این جاسوس آمریکائی اسلام پرور است !!!. در ماجرای ایرانگیت ، هدف این بود که آمریکا در هنگام جنگ عراق علیه ایران ،از آنجائیکه با ایران قطع رابطه داشت ، واز طرفی نیزارتش ایران احتیاج مبرم به سلاح های ضد تانک داشت ، این ارتباط سری و افشاء آنرا مطبوعات سیاسی ، به تشبیه افتضاح «واترگیت » ایران گیت ، یا ایران کنترا نامیدند.<BR>
<BR>
این افتضاح ماجراجویانه در زمان ریگان ، توسط آقای گراهام فولر طراحی شده بود که تا امروز این پرونده در قسمت سری سازمان سیا بایگانی است در این ماجرا ، ریگان بطور غیر قانونی توسط اسرائیل به ایران سلاح فروخت تا پول عاید از این معامله را ، آمریکا به سازمان چریکی بنام :Contras – در نیگاراگوئه علیه رژیم مارکسیستی دانیل اورتگا –Daniel Ortega می جنگیدند، کمک مالی بکند این ماجرا در زمان جنگ سرد بین روسیه شوروی ،و آمریکا ، توسط سازمان سیا ، به رهبری و طراحی گراهام فوللر ، به دستگاه حکومتی ریگان پیشنهاد شده بود .بعد از افشاً این ماجرا در نوامبر 1986 پرزیدانت ریگان در تلویزیون آمریکا ، فروش سلاح را تکذیب کرد ، ولی درست بعد از یک هفته در 13 نوامبر 1986 ریگان اعتراف کرد که چنین فروش اسلحه به ایران ، انجام شده است .ولی ریگان تکذیب کرد که چنین معاملات در راستای آزادی گروگان های آمریکا در لبنان که توسط حزب الله لبنان ، گروگان گرفته شده بودند ، انجام شده است. <BR>
<BR>
<BR>
گراهام فولر در عین حال ، عضو سازمان :Rand- Corporation است که ماهیت و خصوصیات این سازمان را در آینده به اطلاع خوانندگان  ایرانی و فارسی زیان خواهم گذاشت . <BR>
<BR>
گراهام فوللر ، که تا مقام معاونت سازمان اطلاعاتی و جاسوسی سیا ، پیش رفت و امروز به عنوان : استاد مدعوع در دانشگاه وانکور کانادا ، تاریخ تدریس می کند ، ودر عین حال عضو سازمان : RAND-Corporation- می باشد ، این شخصیت ، معمائی هزار چهره ، یکی از مبلغین : اسلام سیاسی ، در کشور های اسلامی و جهان است. اینجا است ،که باید دید چرا ، کشور های غربی و در راٌس آن ، بریتانیای کبیر ، پیر استعمار ، و ایالات متحده آمریکا ، از اسلام سیاسی پشتیبانی می کنند <BR>
همین رد پا و فعالیت سری آقای گراهام فولر را اینبار در ماجرای جبهه نجات اسلامی الجزایر می بینیم ، که ماموران سری آمریکا , چقدر پیش قدم هستند که در شمال آفریقا ، در منطقه مدیترانه ، منطقه استراتژیک و رقابت قدرت های استعماری سنتی یعنی انگلیس ، فرانسه ، اسپانیا ، پرتقال ، و ایتالیا ، آمریکا جای پائی برای خود داشته باشد .در این راستا است که آقای گراهام فوللر ،این جاسوس حرفه ای «اسلام پرور » وارد معرکه جبهه اسلامی الجزایر می شود .<BR>
<BR>
جبهه نجات اسلامی الجزایر را حتماً هموطنان بخاطر دارند که این جبهه نجات اسلامی در جنگ داخلی الجزایر چقدر کشته و زخمی گذاشت ؟ خوانندگان فراموش نکنند که بنا بر قوانین حاکم در سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی ، یک مامور اطلاعاتی ، تا پایان عمر ، مامور اطلاعاتی می ماند .<BR>
<BR>
در پایان سال 1995،گراهام فولر در باره الجزیره ، که گرفتار جنگ داخلی بین اسلام گرایان و ارتش است ، در یک گزارش 120 صفحه ای خود، در باره الجزایر به عنوان جاسوس حرفه آمریکا و متخصص جهان اسلام ، چنین می نویسد : الجزایر ، دولت اسلامی آینده خواهد شد؟ این گزارش در تمام وزارت خانه های کشور های ذینفع ، پخش می شود . آقای گراهام فوللر در این گزارش که توسط (Rand-Corporation –Think-thank- انبار اندیشه سازمان اطلاعاتی در چاپ و پخش گزارش نقش دارد ، به سئوال خود ، چنین جواب می دهد :سئوال واقعی این نیست که «جبهه اسلامی به قدرت میرسد ، بلکه سئوال این است ،که جبهه اسلامی الجزایر چگونه در گرفتن قدرت موفق خواهد شد ، و با کدام سازمان های سیاسی ، ائتلاف خواهد کرد ؟<BR>
<BR>
این چنین اطمینان خاطر آقای گراهام فولر ، معاون سابق ریئس سیا ، نشان می دهد ، که خود :جبهه نجات اسلامی الجزایر ، ساخته و پرداخته سازمان سیا و به کمک مالی عربستان سعودی بود ، که در نهایت ملت الجزایر را به یک جنگ داخلی خونین سوق داد که از 26 دسامبر 1991 تا 8 فوریه 2002 ، این جنگ طول کشید ،که محققین معتبر و آشنا به جامعه الجزایر ، تعداد قربانیان این جنگ را بین 60 هزار نفر تا 150 هزار نفر کشته تخمین می زنند .<BR>
<BR>
اینکه دولت آمریکا ، توسط سازمان اطلاعاتی سیا طراح این جنگ داخلی الجزایر و تغیر نظام حکومتی الجزایر با یک نظام« اسلامی » بود ، به یک سند معتبر تکیه می کنیم ، که در این سند ، نقش گراهام فولر (یا شیخ اسلام فولر !) معاون سیا ، کاملأ مشخص است .<BR>
<BR>
قرار داد فانتزی سازمان جاسوسی سیا با فرقه مذهبی Sant’Egidio-زیر نظر آقای گراهام فولر.<BR>
<BR>
وقتی که سیاست با مذهب و دستگاه های جاسوسی قدرت های سلطه گر مخلوط می شود ، مسلمأ به جنگهای خونین و قتل بیگناهان منتهی می گردد.Sant’Egidi – یک فرقه مذهبی کاتولیک ایتالیائی ، مستقر در رم است که با واتیکان ، روابط تنگاتنگ دارد . فراموش نباید کرد ،که بزرگترین و گسترده ترین سازمان جاسوسی جهان ، متعلق به در بار واتیکان است . واتیکان از باور های دینی و مذهبی پیروان خود ، در راستای این اهداف ، یعنی جمع آوری اطلاعات و نفوذ در دستگاه های حکومتی ، نهایت استفاده را می کند.<BR>
<BR>
هدف این قرارداد ، طرح پروژه ایست ،که تمام مخالفان رژیم حکومتی الجزایر را ، سازمان اطلاعاتی سیا ، تحت برنامه ای متشکل و سازمان دهی بکند. شرط قبول این پروژه سازمان سیا ، این است که توسط :Kashkett،دیپلمات آمریکائی ، مسئول امور الجزیره ، در وزارت امور خارجه و مشاور :Robert Pelletreau، معاون وزیر امور خارجه (آن زمان ) و متخصص جهان عرب این برنامه تائید شود .جلسه مشاورت و بررسی این برنامه به کمک انجمن فرقه مذهبی :Sant’Egidio ،یکی از فرقه های کاتولیک نزدیک به دستگاه پاپ و واتیکان ، در 21 و 22 نوامبر 1994 در رم پایتخت ایتا لیا تشکیل می شود. جلسه دوم در ژانویه 1995 تشکیل می شود . گرچه این مرحله از فعالیت ها مخفیانه اسلامگرایان الجزایر با سازمان اطلاعاتی سیا ، تا اندازه ای فانتزی و خیال پرورانه است ، ولی در عین حال ، نشانگر آن است که تا چه حد سازمان های جاسوسی قدرت های استعماری ، با نفوذ در سازمان ها و تشکیلات دینی مسلمانان ، در راستای پیشیرد اهداف خود ، جهان اسلام را به جنگهای خونین سوق می دهند .<BR>
<BR>
مدت ها بود که فردی بنام :رابح کبیر ، از رهبران ، جبهه نجات اسلامی الجزایر ، به عنوان سخنگوی واقعی این جبهه ، به آلمان پناهنده شده بود. رابح کبیر رقیب سیاسی ، انوار حدام ، دیگر فرد الجزایری بود ، که از سالهای قبل ، در آمریکا مستقر بود ،و درعین حال ، یکی از تجار معروف صادرات گندم آمریکا ، به الجزایر بود. در جلسه ایکه قرار بود ، در رم بین رهبران جبهه نجات اسلامی الجزایر همراه با شرکت فرقه دینی :Sant’Egidio ، برقرار شود ، رابح کبیر دعوت شده بود . اما با دخالت وزارت امور خارجه آمریکا و تقاضای این وزارت خانه از وزارت خارجه آلمان ، جهت عدم صدور اجازه خروج به رابح کبیر ، از آلمان ، مانع آن می شوند ،که این فرد ، در جلسه رم شرکت بکند . اما در عوض ، وزیر دادگستری آمریکا ، هواپیمای اختصاصی خود را در ا ختیار ، انوار حدام می گذارد که در جلسه روم شرکت بکند. .البته بخشی از رهبران عالی رتبه جبهه نجات اسلامی الجزایر ، با شرکت انوار حدام در جلسه رم ، اعتراض می کنند ،که چنین فردی ،فاقد نمایندگی جبهه نجات اسلامی است . با وجود این ، قطعنامه جلسه رم از جانب جبهه نجات اسلامی را همین فرد آقای انوار حدام امضا ء می کنئد (ماخذ -4) .وقتی به این واقعیت بظاهر کم اهمیت ، دقیق می شویم ، مسلمآ در مقابل این سئوال قرار میگیریم :<BR>
<BR>
چرا ، دولت آمریکا ، از طریق شبکه سازمانهای اطلاعاتی خود ، وفعالین این سازمانها ، زیر پوشش استادان دانشگاه ، همکاری تنگاتنگ این استادان با سازمان :Rand-Corporation – که ماهیت آن به عنوان:انبار اندیشه برای سازمان :C.I.A.- در بخش دوم مقاله از منظر خوانندگان گذشت، این چنین بطور گسترده ، در به روی کار آمدن نظام های حکومتی با ماهیت و ایدئولوژی اسلام سیاسی این چنین فعال هستند؟<BR>
آقای گراهام فولر ، یک فرد آمریکائی است ،و با تحصیلات خود در دانشگاه هاروارد ، بلاخره برای خدمت و دفاع از منافع وطن خود ، از نوجوانی وارد سازمان اطلاعاتی معروف : C.I.A.- می شود ، و در این سازمان تا مقام معاونت این دستگاه عظیم جاسوسی و معروف در دنیا ، ارتقاء درجه می یابد ، وبعد از آن «افتضاحات بظاهر –ایرانگت – از سازمان سیا استعفا می دهد ، اینبار وارد :Rand-Corporation –انبار اندیشه سازمان سیا می شود؟. این که آقای : گراهام فولر ، معاون رئیس سازمان اطلاعاتی سیا، در دفاع از : اسلام سیاسی ، تا حد : شیخ الاسلام های عربستان سعودی ، وآیت الله های «ایران جمهوری اسلام ناب محمدی» خمینی پیش میرود ،و فقط عمامه و عباو یک جفت نعلین ندارد ، اصل واقعیت و حقیقت این : دگردیسی (Métamorphose ) آقای گراهام فوللر کجا نهفته است ؟<BR>
<BR>
وقتی که گراهام فولر در دفاع نظریه خود ، یعنی : تلاش برای استقرار نظام های اسلامی در کشور های مسلمان ، چنین می نویسد :به نفع دولت آمریکا است که با اسلامگرایان الجزایر همکاری بکند، حتی در رسیدن به قدرت حکومتی آنان ، آمریکا کمک خود را از آنان دریغ نکند. فولر به این نتیجه میرسد ،که چنین احتمال (رسیدن به قدرت اسلامگرایان الجزایر ) منافع آمریکا را به خطر نخواهد انداخت و آن را تهدید نخواهد کرد . برعکس ، از این تز دفاع می کند «...» اسلام یک نمونه ارزشی در منطقه است . اسلامیزم شبیه کمونیزم نیست که دارای رهبری و برنامه حکومتی داشته باشد، بلکه یک فرهنگ محلی و سنتی است. نهایتآ جنبش های اسلامی متشکل از گرایش های مختلف است که نمیتوان آنرا ضد دموکراسی محسوب کرد . بعلاوه اسلامیزم ، با زمان ، در طول زمان ، تکامل پیدا می کند.( ماخذ <BR>
ادامه دارد . <BR>
تاریخ 12 مارس 2013 <BR>
اقتباس بطور اختصار و یا کامل ، با ذکر نام نویسنده ،و نام سایت کاملاآزاد است . <BR>
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ ماخذ :<BR>
 <BR>
1-      http://www.universalis.fr/encyclopedie/doctrine-de-monroe/<BR>
2-      http://www.parnianuk.com/talar/archive/index.php/t-13601.html<BR>
3-      http://www.goodreads.com/book/show/7193774-a-world-without-islam<BR>
4-      http://babordplus.univ-bordeaux.fr/resultat.php?index%5B%5D=sujet_nom&value%5B%5D=%22Front+islamique+du+salut%2C+Alg%C3%A9rie%22&nr=1&bool%5B%5D=<BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19186&mi=2" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19186&mi=2</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19186&amp;mi=2</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19186&amp;mi=2</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:19 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19186&amp;mi=2</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA["سن مصرف مواد مخدر در کشور به 10 سالگی رسید"]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/sjLKldPuUGU/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>"سن مصرف مواد مخدر در کشور به 10 سالگی رسید"</b><p>24 اسفند 1391<p>یک مدرس پيشگيري از اعتياد گفت:  سن مصرف كنندگان مواد مخدر در كشور در حال حاضر به 10 سالگي رسيده است و اين مي تواند يك خطر بسيار جدي براي نسل جوان جامعه باشد.<BR>
<BR>
به گزارش مهر، محمد دهقان شامگاه چهارشنبه در اختتامیه جشنواره عکس و فیلم سراب در گرگان افزود: مسئولان نيز بايد سعي كنند فضاهايي را براي مردم ايجاد كنند تا مردم در شرايط بد روحي بتوانند اوقات خود را درآنجا بگذرانند و متاسفانه امكاناتي كه امروزه براي مردم فراهم است قيمت آنها بيشتر از فروش مواد مخدر است.<BR>
<BR>
وي ابراز داشت: روشي كه امروزه در جامعه  در رابطه با اعتياد براي مردم در نظر گرفته شده است در رابطه با پيشگيري، بحث آموزش است و البته  افزايش آموزش لزوما به تغيير رفتار در افراد منجر نمي شود و بايد سعي كنيم كارهاي خود را در حوزه رسانه افزايش دهيم .<BR>
 <BR>
دهقان تصريح كرد: البته بايد توجه داشت كار در حوزه رسانه نيازمند زمان زيادي است تا منجر به تغيير رفتار شود و هنرمند بايد در اين موضوع به صورت مستمر كار كند.<BR>
 <BR>
وي ادامه داد: كارها در حوزه رسانه و همسالان بیشتر شود چرا كه بيشتر افرادي كه به سمت مواد مخدر مي روند تحت تاثير فشارهاي همسالان است و بايد سعي كنيم افراد را به سمت كارهاي مفيد و مثبت سوق دهيم و راه درست را به مردم نشان دهيم.<BR>
 <BR>
وي با اشاره به اينكه يكي از كارهاي هنرمند، بهينه سازي اوقات فراغت جوانان است، اظهار داشت: هنرمند مي تواند با استفاده از ارائه محصولات فرهنگي در ارتباط با موضوعاتي همچون ارائه  اطلاعات حقيقي و درست، كاربردهاي خانواده در  حوزه پيشگيري  و ايجاد مهارت بين والدين و فرزندان در اين حوزه به جامعه كمك كند.<BR>
 <BR>
این مدرس با اشاره به تغيير شيوه مواد مخدر از سال 84  نسبت به حال گفت: در سال 84  دوسوم مواد مخدر ما از كشورهاي خارجي وارد كشور مي شد و فقط يك سوم آن در كشور توليد مي شد، اما متاسفانه در حال حاضر بخش عمده مواد مخدر در داخل كشور توليد مي شود و بيش از نيمي از معتادان ما را معتادان كراك و هروئين تشكيل مي دهند.<BR>
 <BR>
دهقان افزود: درحال حاضر بيش از يك ميليون معتاد در كشور داريم و در ايران در هر دو ساعت يك معتاد از دنيا مي رود.<BR>
 <BR>
وي تصريح كرد: در سال گذشته  بيش از هزارو 495 در ارتباط با كشف مواد مخدر شكل گرفت. <p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19185&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19185&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19185&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19185&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:18 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19185&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[«نحوه دستگیری خسرو و مسعود کردپور، نوعی آدم‌ربایی‌ست»]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/JcCzGh-eeBM/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>«نحوه دستگیری خسرو و مسعود کردپور، نوعی آدم‌ربایی‌ست»</b><p>23 اسفند 1391<p>جعفر کردپور برادر خسرو و مسعود کردپور که اخیرا در مهاباد بازداشت شدند در گفت‌وگو با دویچه وله ضمن ابراز نگرانی و بی‌خبری از وضعیت برادران‌اش، نحوه دستگیری آن‌ها توسط ماموران اطلاعات مهاباد را به آدم‌ربایی تشبیه می‌کند.<BR>
به گفته جعفر کردپور ماموران اداره اطلاعات مهاباد، پنج‌شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ خسرو کردپور، روزنامه‌نگار و مدیر آژانس خبری "موکریان" را در دندانسازی بازداشت می‌کنند.<BR>
<BR>
وی می‌افزاید، ماموران همراه با خسرو کردپور به منزل او می‌روند و حین تفتیش منزل، خسرو کردپور را مورد ضرب و شتم قرار داده و کامپیوتر، موبایل شخصی او و همسرش را با خود می‌برند. ماموران اداره اطلاعات سپس خسرو کردپور را با خود به مکان نامعلومی می‌برند.<BR>
روز شنبه ۱۷ اسفند، مسعود کردپور روزنامه‌نگار و برادر خسرو کردپور برای اطلاع از وضعیت برادر خود به اداره اطلاعات مهاباد مراجعه می‌کند اما ماموران اداره اطلاعات مسعور کردپور را هم بازداشت کرده و با خودرو به مکان نامعلومی منتقل می‌کنند.  <BR>
<BR>
جعفر کردپور به دویچه‌وله می‌گوید فعالیت‌های خسرو و مسعود کردپور آشکار و علنی بوده و نیازی به برخوردهای غیراخلاقی برای دستگیری برادرنش نبوده چرا که اگر آن‌ها را احضار می‌کردند، آن‌ها خود مراجعه می‌کردند.<BR>
<BR>
جعفر کردپور ادامه می‌دهد معلوم نیست به چه علت و به چه اتهامی خسرو و مسعود کردپور دستگیر شده‌اند و الان در کجا نگهداری می‌شوند.<BR>
<BR>
«نگرانی خانواده مسعود و خسرو کردپور از وضعیت آن‌ها»<BR>
<BR>
به گفته جعفر کردپور وقتی اعضای خانواده درباره چرایی دستگیری خسرو و مسعود کردپور به دادستانی مراجعه می‌کنند، دادستان هم اظهار بی‌اطلاعی کرده است. او اضافه می‌کند در ایران گاهی اوقات نیروهای خودسر کاری می‌کنند که بعد مسئولان هم نمی‌توانند جبران کنند و همین علت نگرانی خانواده مسعود و خسرو کردپور است.<BR>
<BR>
آن‌طور که جعفر کردپور می‌گوید، خسرو و مسعود کردپور هیچ کار غیرقانونی انجام نداده‌اند. او می‌گوید: «برادرانم فعالیت حقو‌ق‌بشری می‌کردند و پیگیر وضعیت زندانیان بوده‌اند.»<BR>
<BR>
از نظر جعفر کردپور، هدف از این دستگیری‌ها ایجاد رعب و وحشت میان مردم است. بنا بر گزارش‌ رسانه‌های حقوق‌بشری، هم‌زمان با دستگیری‌های اخیر خسرو کردپور، قاسم احمدی از اعضای شورای سردبیری فصلنامه "روژه‌ف" نیز دستگیر شده است.<BR>
<BR>
جعفر کردپور می‌گوید اگر ماموران امنیتی جوابی درباره دلیل بازداشت، اتهام و مکان نگهداری مسعود و خسرو کردپور ندهند، خانواده مسعود و خسرو کردپور از حکومت جمهوری اسلامی به اتهام آدم‌ربایی به مراجع بین‌المللی شکایت خواهد کرد.<p>رادیو آلمان<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19184&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19184&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19184&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19184&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:17 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19184&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>مقالات</category><category>articles</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[ترفندی نو برای کشاندن مردم به پای صندوق های رأی گیری /  هوشنگ کردستانی]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/CeKrZXltNFE/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>ترفندی نو برای کشاندن مردم به پای صندوق های رأی گیری /  هوشنگ کردستانی</b><p>23 اسفند 1391<p><BR>
 هوشنگ کردستانی<BR>
 <BR>
 <BR>
     روح الله خمینی یک بار گفت: تا مردم در صحنه هستند آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. <BR>
     این گفته وی همانند سایر سخنانش دارای بار سیاسی و مفهومی خاص بود که متأسفانه توجه کافی به آن مبذول نشد. یکبار دیگر نیز هنگامی که گفت «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد» منظور خاص خود را داشت. وقتی مجلس اسلامی را به جای مجلس شورای ملی پیشنهاد کرد، چنین تعبیر شد که او روحانی است و واژه «اسلامی» را بر «ملی» ترجیح می دهد!<BR>
در صورتیکه مجلس شورای ملی حق قانون گذاری دارد و می تواند در همه زمینه های ملی، سیاسی، اجتماعی و حقوقی قوانین جاری را تغییر دهد که مجلس اسلامی طبعاً فاقد این حق است و بیشتر تفسیر کننده قوانین شرعی است، زیرا قوانین مذهبی جزمی و تغییر ناپذیرند و با آهنگ پر شتاب دگرگونی در دنیای کنونی همخوانی ندارد.<BR>
این گفته معروف خمینی که «تا مردم در صحنه اند آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» نیز شعاری تبلیغاتی و ضد آمریکا تعبیر می شد که بیشتر مصرف داخلی داشت. در صورتیکه با کمی دقت و ژرف نگری می شد فهمید که او می خواهد بگوید، آن قدرت هایی که در گوادولوپ تصمیم به بردن شاه و آوردن ما گرفتند (1) از جمله یکی از دلایلشان این بود که مردم از نظام مذهبی حمایت خواهند کرد. نظامی که می توانست در داخل مملکت بخش عظیمی از توده ها را بسیج کند و در خارج از ایران بازدارنده و سد راه گسترش ایدئولوژی کمونیسم می تواند باشد و جلو پیشروی روسیه شوروی را به سوی آب های گرم خلیج فارس و چیرگی بر سرزمین های دارنده ذخایر عظیم نفت و گاز بگیرد. <BR>
از همین رو خمینی بدرستی حمایت مردم را شرط لازم برای بقای نظام خود می دانست و معتقد و آگاه بود که تا این پشتیبانی وجود دارد قدرت های غربی به ویژه آمریکا در جهت سرنگونی آن اقدامی نخواهند کرد، همانطور که با وجود رویارویی های ظاهری سردمداران نظام با سیاست های کاربردی آمریکا در منطقه و نزدیکی بیش از اندازه جمهوری اسلامی به چین و روسیه تا کنون هیچ غلطی نکرده است. <BR>
این سخن خمینی تا وقتی که زنده بود و سپس در دوران جانشین او علی خامنه ای همواره آویزه گوش سردمداران جمهوری اسلامی بوده و هست، از این رو به جز تلاش شان در جهت حضور مردم در تظاهرات و گردهمآیی های دولتی، می کوشند با کشاندن آنان به پای صندوق های رأی گیری، ادعا کنند که نظام جمهوری اسلامی همچنان مورد حمایت و پشتیبانی مردم ایران است، چه باک اگر مفاد منشور حقوق بشر را اجرا نمی کند، حکم به سنگسار می دهد، آزادیخواهان را بازداشت، شکنجه و اعدام می کند، ایران را تبدیل به جهنم کرده است، مهم آنست که با این همه، مردم نظام را تأیید می کنند و حضور آنان را در انتخابات گواه می آورند. در غیر این صورت از چه رو سردمداران نظامی که خود را نه برگزیده مردم بلکه نماینده الله بر روی زمین می دانند و تصور می کنند که مورد حمایت امدادهای غیبی هستند و مردم را صغیرانی می دانند که نیازمند قیم، یعنی طایفه ملایان هستند چه احتیاجی به برگزاری انتخابات دارند که مردم در آن شرکت کنند یا نه؟ آیا غیر از آن ا ست که می خواهند نشان دهند نظام جمهوری اسلامی مورد تأیید اکثریت مردم ایران است؟<BR>
حقیقت این است که سردمداران جمهوری اسلامی به حضور مردم در انتخابات نیاز دارند و نه رأی آن ها و برای این منظور، همواره پیش از برگزاری هر انتخاباتی با ترفندهایی نو و طرح شعارهایی امیدوار کننده می کوشند شمار بیشتری از مردم را به پای صندوق های رأی گیری بکشانند. <BR>
در این رهگذر افزون بر ذوب شدگان ولایت فقیه و وابستگان به جناح های قدرت در حاکمیت اسلامی، متأسفانه برخی از سازمان های مدعی آزادیخواهی نیز سال هاست آتش بیار معرکه و تعزیه گردان نمایش انتخابات بوده و هستند.<BR>
پس از پایان دوره دوم ریاست جمهوری علی اکبر رفسنجانی و اصرار او بر اینکه برای یک دوره چهارساله دیگر نیز در ا ین سمت باقی بماند با مخالفت علی خامنه ای روبرو شد. طرح پیشنهادی از طرف چند تن از وابستگان به جناح کارگزاران سازندگی (2) مبنی بر این که ولی فقیه از اختیارات خود استفاده کند و اجازه دهد رفسنجانی برای بار سوم نیز رئیس جمهور شود سازگار با نیت علی خامنه ای نشد و پیام های حامیان خارجی رفسنجانی نیز کارساز نیافتاد، رفسنجانی که متوجه بود از سه نهاد قدرت – رهبری، مجلس اسلامی و ریاست جمهوری- در رأس هرم قدرت جای برای او و جناحش باقی نخواهد ماند با پافشاری بر انتخاب خود به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مثلث قدرت در جمهوری اسلامی را به مربع تبدیل نمود. <BR>
از آن پس همه تلاش او صرف آن شد که با نشاندن یکی از وابستگان خود در رأس نهاد ریاست جمهوری تعادل قدرت میان او و خامنه ای برقرار بماند، برای این منظور با برقراری تماس های غیر مستقیم با کشورهای اروپایی که در آن هنگام از دست داشتن مسئولان جمهوری اسلامی در ترور شرفکندی و یارانش در میکونوس برلین به شدت خشمگین  و به نشانه اعتراض سفیران خود را از تهران فراخوانده بودند، به آن ها اطمینان داد که پس از انتخاب محمد خاتمی، جمهوری اسلامی دیگر دست به ترور مخالفان خود در خارج از ایران نخواهد زد. دولتمردان اروپایی نیز برای توجیه عادی کردن روابط خود با جمهوری اسلامی از این امر استقبال کردند. رفسنجانی پس از آنکه چراغ سبز اروپائیان را نسبت به خاتمی بدست آورد با سودبری از امکانات خود و بازاریان و شرکت هایی که در دوران او منافع کلان برده بودند، همه به اتفاق وارد یک کارزار بزرگ تبلیغاتی به سود محمد خاتمی شدند.<BR>
همزمان، سازمان های سیاسی موجود در جمهوری اسلامی که گردانندگان آن ها پیش از استقرار جمهوری اسلامی جهت باد موافق را تشخیص داده و به صف انقلابیون پیوسته بودند، پس از آن نیز سال ها در رکاب امام شان بر روی ملی گریان و آزادیخواهان شمشیر کشیده بودند، این بار نیز با تشخیص باد موافقی که به پرچم خاتمی می وزید به حمایت همه جانبه از او برخاستند. <BR>
پیروزی خاتمی بر ناطق نوری موقتاً قدرت میان خامنه ای و رفسنجانی را متعادل کرد و گفته می شود با شناختی که خامنه ای از سابقه و روحیه خاتمی داشت چه بسا با انتخاب او مخالفتی نداشت و او را بیش از یک تدارکچی نمی پنداشت، چیزی که خاتمی بعدها خود نیز به آن اعتراف کرد. <BR>
پیشینه سیاسی محمد خاتمی عبارت بود از سرپرستی روزنامه کیهان با حکم خمینی و پیرامون اقدامات سرکوبگرانه او علیه اعضاء اتحادیه کارکنان مؤسسه کیهان، بسیار گفته و نوشته شده و نیاز به بازگو کردن آن نیست. مدت زمانی هم به سرپرستی حرکت های اسلامی خارج از ایران منصوب شد. در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی هم مشاور رئیس جمهور بود. وابستگی او به جناح کارگزاران تا آن حد بود که حسن ابراهیم حبیبی معاون اول رفسنجانی را به مدت شش سال به معاونت اول خود برگزید. هنگامی که کرباسچی بخاطر سوءاستفاده های مالی خود در زمانی که شهردار تهران بود محاکمه می شد، خاتمی از کرباسچی دفاع کرد و محاکمه او را سیاسی نامید. <BR>
پس از ترور اسدالله لاجوردی جلاد اوین نیز از او به شایستگی یاد کرد و خدمات او را به اسلام و انقلاب ستود. <BR>
گرم کردن بازار انتخابات برای کشاندن مردم به پای صندوق ها که هدف همه جناح های قدرت در حاکمیت اسلامی است با تبلیغ کردن به اینکه خاتمی تافته جدابافته ای است که می خواهد به مردم آزادی بدهد، وضعیت خراب اقتصادی را سرو سامان بخشد مؤثر افتاد و شمار زیادی به امید آینده بهتر و پایان یافتن دوران خفقان به پای صندوق های رأی گیری رفتند. سردمداران اسلامی نیز با افزودن پنجاه درصد بر آمار شرکت کنندگان، آراء داده شده به خاتمی را بیست میلیون اعلام کردند. بیست میلیون رأی ساختگی به نام خاتمی فرصت مناسبی به کسانی داد که سال ها پنهانی با جناح کارگزاران همکاری داشته و جرأت بیان آنرا نداشتند. آن ها ادعا کردند چون این بیست میلیون رأی، علیه خامنه ای بود بنابراین باید از خاتمی حمایت کرد، با ا ین ترتیب نه تنها به همکاری با اصلاح طلبان برخاستند بلکه به آن مباهات هم کردند.<BR>
جالب اینجاست که سازمان های سیاسی اپوزیسیون که همواره آمارهای منتشر شده جمهوری اسلامی را نادرست اعلام می کنند، پیرامون آمار شرکت واجدین شرایط در انتخابات شک و تردید به خود راه ندادند. <BR>
در سال 1384 رفسنجانی بار دیگر به امید رسیدن به ریاست جمهوری و حفظ تعادل قدرت در رأس هرم، خود را نامزد انتخابات کرد ولی در پی یک برنامه ریزی طراحی شده و غافل کننده دور از انتظار از احمدی نژاد شکست خورد. شاید، اگر او وارد کارزار انتخاباتی نمی شد مهدی کروبی پیروز می شد و چه بسا رویدادهای پس از آن تاریخ به شکل دیگری پیش می رفت. <BR>
در انتخابات سال 88، رفسنجانی بار دیگر به امید باز پس گرفتن نهاد ریاست جمهوری، این بار نه خود که خاتمی را نامزد نمود. از آن پس شبکه مالی، سیاسی و تبلیغاتی قدرتمند او در خارج از کشور به حمایت خاتمی برخاست. پس از آنکه میرحسین موسوی با آگاهی ضمنی از اینکه خامنه ای با نامزد کردن او مخالفت نخواهد کرد، خود را کاندیدا کرد که با رنجش و کناره گیری خاتمی همراه بود و پس از یک دوره کوتاه حیرت و سردرگمی، به دستور رفسنجانی همه آن فعالیت ها پشت سر میرحسین موسوی قرار گرفت. <BR>
سرمایه گذاری مالی، تبلیغاتی و سیاسی که برای موفقیت میرحسین موسوی بکار گرفته شد در تاریخ سی ساله پیش از آن مانند نداشت و چنانچه یک دهم آن به حمایت جنبش آزادیخواهی بکار گرفته می شد بی شک روند رویدادها به گونه ای دیگر اتفاق می افتاد. <BR>
علی خامنه ای حضور در انتخابات را وظیفه شرعی اعلام کرد. وابستگان جناح کارگزاران و اصلاح طلبان با شعار «در انتخابات شرکت کنید و مطمئن باشید رأی تان خوانده و به حساب خواهد آمد» و نیز «شرکت در انتخابات تمرین دموکراسی است» مردم را تشویق به رفتن پای صندوق های رأی گیری کردند. <BR>
پس از شمارش آراء، مردم که به امید تحقق یافتن وعده و وعیدهای داده شده و به حساب آمدن رأی شان در انتخابات شرکت کرده بودند دریافتند که نه تنها رأی آن ها خوانده نشده بلکه حضورشان باعث حقانیت نظام استبداد مذهبی گردیده است. <BR>
اکنون نیز که حدود سه ماه تا برگزاری انتخابات جدید ریاست جمهوری اسلامی باقی است، باز هم ترفند تازه ای طرح و دام تازه ای برای شرکت مردم در انتخابات گسترده اند. «در انتخابات شرکت کنید و به نشانه مخالفت خود با نظام، آراء خود را به کسانی بدهید که نامزد و مورد تأیید شورای نگهبان نیستند، مانند عباس امیرانتظام، میرحسین موسوی و یا رضا پهلوی»!<BR>
عباس امیرانتظام را برای تشویق هواداران ملی – مذهبی ها، میرحسین موسوی را برای طرفداران جنبش سبز و رضا پهلوی را برای کسانی که شرایط گذشته را بهتر از امروز و انقلاب را غیر ضروری می دانند.<BR>
طراحان این ترفند وانمود می کنند آراء داده شده به این سه تن، نشانه مخالفت با نظام جمهوری اسلامی است در صورتیکه شرکت در انتخابات همچون گذشته بیانگر حقانیت نظامی خواهد بود و نه مخالفت با آن. <BR>
اگر این پیشنهاد دامی برای کشاندن مردم به حوزه های رأی گیری نیست، چرا از مردم درخواست نمی کنند برای نشان دادن مخالفت خود با کلیت نظام روز رأی گیری از خانه ها خارج نشوند و یا آنکه در خیابان های اصلی شهر اجتماع کرده و راه پیمایی کنند ولی به حوزه های رأی گیری نزدیک نشوند. <BR>
برنامه ریزان این ترفند غافل اند که مردم دست آن ها را خوانده اند و این بار نه تنها تصمیم به عدم شرکت در انتخابات دارند بلکه در پی آنند که با سکوتی خشمگین و مبارزه بدون خشونت، مخالفت آشکار خود را به کلیت نظام و همه جناح های حاکمیت نشان دهند. <BR>
خواست ملت ایران رسیدن به آزادی است تا بتوانند آزادانه نوع نظام آینده را برگزینند و قدرت را به نمایندگان برگزیده خود بسپارند، اقتدار دولت را جانشین قدرت خودکامه ها کنند تا بن بست های اقتصادی گشوده شود و دشواری های مناسبات سیاسی با دنیای خارج سامان پذیرد و مسائل کشور حل و فصل گردد. <BR>
بدیهی است که همه این ها تنها پس از پایان دادن به عمر نظام استبداد مذهبی تحقق خواهد یافت.<BR>
***<BR>
1- مصاحبه ژیسکاردستن رئیس جمهور وقت فرانسه با یک نشریه داخل کشور که باعث توقیف نشریه و بازداشت مدیر مسئول آن شد.<BR>
2- سعید حجاریان، عطاالله مهاجرانی  و غلامحسین کرباسچی <BR>
 <BR>
 <BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19183&mi=2" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19183&mi=2</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19183&amp;mi=2</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19183&amp;mi=2</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:16 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19183&amp;mi=2</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[اسامی ۹ ايرانی «ناقض جدی حقوق بشر» توسط اتحاديه اروپا منتشر شد]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/Y6Movmbgjsw/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>اسامی ۹ ايرانی «ناقض جدی حقوق بشر» توسط اتحاديه اروپا منتشر شد</b><p>22 اسفند 1391<p>اتحاديه اروپا يک روز پس از قرار دادن نام ۹ ايرانی در فهرست تحريمی «ناقضان حقوق بشر»، اسامی اين افراد را منتشر کرد که در ميان آنها نام پنج قاضی و دادستان دادگاه‌های انقلاب و مدير بخش برون مرزی سازمان صدای و سيمای جمهوری اسلامی ايران به چشم می خورد.<BR>
<BR>
وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا روز دوشنبه، ۲۱ اسفند، نام ۹ نفر ديگر را به فهرست «ناقضان جدی حقوق بشر» در ايران اضافه کردند و خواستار آن شدند که دارايی‌های اين افراد ضبط و از ورود آنها به کشورهای عضو اتحاديه اروپا جلوگيری شود.<BR>
<BR>
در فهرستی که اين اتحاديه روز سه شنبه منتشر کرد، نام «محمد سرافراز»، مدير بخش برون مرزی سازمان صدا و سيما و تلويزيون انگليسی زبان «پرس تی وی» به چشم می‌خورد که متهم شده است با نيروهای امنيتی و دادستان‌ها همکاری کرده و سلسله برنامه‌هايی را با عنوان «اعترافات» بازداشت شدگان پخش کرده است.<BR>
<BR>
اتحاديه اروپا می‌گويد که يکی از موارد اتهامی آقای سرافراز پخش فيلم «اعترافات» مازيار بهاری، روزنامه نگار ايرانی- کانادايی در برنامه‌ای با نام «ايران امروز» است. آقای بهاری گفته است که اين اعترافات تحت فشارهای شديد روحی از وی گرفته شده است. سازمان تنظيم مقررات رسانه‌ای بريتانيا، آفکام، به همين دليل در سال ۲۰۱۱ شبکه «پرس تی وی» را ۱۰۰ هزار پوند جريمه کرد.<BR>
<BR>
اتحاديه اروپا می گويد که محمد سرافراز با پخش اين فيلم، حقوق زندانيان را نقض کرده است.<BR>
<BR>
اين اتحاديه در فهرست خود نام «حميدرضا عمادی» را نيز قرار داده است و او را به عنوان مدير اتاق خبر «پرس تی وی» معرفی کرده است. آقای عمادی متهم شده که در پخش اعترافات زندانيان سياسی از جمله روزنامه نگاران، فعالان سياسی و افراد وابسته به گروه‌های کرد و عرب با نيروهای امنيتی همکاری داشته است.<BR>
<BR>
«علی اشرف رشيدی اقدم»، رييس سازمان زندان اوين، از ديگر افراد ناقض جدی حقوق بشر در ايران معرفی شده است. وی که تابستان سال ۱۳۹۱ به اين سمت انتخاب شد از سوی اتحاديه اروپا متهم است که شرايط را در زندان اوين برای بازداشت شدگان سخت‌تر کرده است. گزارش اين اتحاديه می گويد که در مهرماه امسال، ۹ زندانی سياسی زندان در اعتراض به وضعيت زندان و رفتار بد زندانبانان دست به اعتصاب غذا زدند.<BR>
<BR>
«سيد محمد باقر موسوی» و «مرتضی کياستی»، قضات شعبه دو و چهار دادگاه انقلاب اهواز، «اسدالله جعفری»، دادستان استان مازندران، «رحيم حمل‌بر»، قاضی شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز و «سيد رضا موسوی تبار»، رييس دادستانی انقلاب شيراز نيز به دلیل نقض شدید حقوق بشر در فهرست تحريمی اتحاديه اروپا قرار گرفته اند.<BR>
<BR>
اين اتحاديه همچنين «عبدالصمد خرم آبادی»، رييس کارگروه تعيين مصاديق محتوای مجرمانه را به عنوان يکی از ناقضان حقوق بشر معرفی کرده که وظيفه تشکیلات زیر نظر وی، سانسور اينترنت است. وی متهم شده که در دوران مسووليتش اقدام به سرکوب و بستن تعداد زيادی از سايت‌های مخالفان، روزنامه‌های الکترونيکی، بلاگ‌ها، سايت‌های سازمان‌های حقوق بشری و همچنين گوگل و جی ميل کرده است.<BR>
<BR>
اتحاديه اروپا می گويد که آقای خرم آبادی و سازمان تحت امر وی در مرگ ستار بهشتی، وبلاگ‌نویس ايرانی، در آبان امسال نقش داشته‌اند. کارگروه تعيين مصاديق محتوای مجرمانه که تحت رياست وی است به طور مستقيم در نقض سيستماتيک حقوق بشر در ايران بويژه از طريق مسدودسازی سايت‌ها و همچنين جلوگيری از دسترسی کاربران به اينترنت دخالت داشته است.<BR>
<BR>
پليس سايبری ايران- فتا- نیز در فهرست تحريمی اتحادیه اروپا قرار گرفته است.<BR>
<BR>
وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا در نشست روز دوشنبه خود در بروکسل فهرست تحريمی‌شان را با افزودن نام اين ۹ ايرانی برای يک سال ديگر تمديد کردند.<BR>
<BR>
با افزوده شدن نام افراد جديد به اين فهرست، تاکنون ۸۷ نفر مشمول تحريم‌های اتحاديه اروپا از جمله منع صدور ويزا و ضبط اموال و دارايی‌ شده‌اند.<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19182&mi=33" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19182&mi=33</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19182&amp;mi=33</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19182&amp;mi=33</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:15 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19182&amp;mi=33</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>زنان</category><category>women</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[سه زن! / مینا انتظاری]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/z-lT5wBdqGQ/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>سه زن! / مینا انتظاری</b><p>20 اسفند 1391<p>سه زن!<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
سخن از نسلی است که در جریان "انقلاب بهمن" و تحولات پرشتاب آن، سرزنده و سرشار از شور و عشق و امید، هر چند با تجربیاتی اندک، پا به عرصه پر سنگلاخ سیاست نهاد. نسلی از زنان و دختران جوان و نوجوان که در تمامی جوشش‌های اجتماعی و تظاهرات خیابانی آن دوران حضوری خیره کننده داشتند و البته آرمان و آرزویی هم جز " آزادی و آبادی" برای مردم و میهن خود،  در سر و در دل نداشتند.<BR>
<BR>
اما در فردای "سقوط ۵۷" و در اواسط اسفند همان سال، در سالگرد "روز جهانی زن" و در شرایطی که تب و تاب "انقلاب اسلامی" فضای کشور را بشدت ملتهب کرده بود و تمثال و تصاویر "امام امت" سراسر محیط جامعه را اشغال کرده بود و تبلیغات و تهدیدات "یا روسری یا توسری" توسط "حزب الله" مسلح به ژ- ث و پنجه بوکس در حال شکل گیری بود، بخشی از همین نسل زنان و دختران آزاده با شعار "ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم" در چند خیابان مرکزی پایتخت، اولین تظاهرات و حرکت اعتراضی را علیه "ظهور فاشیسم" و حاکمیت ارتجاع و واپسگرایی، با جسارت به نمایش گذاشتند.<BR>
<BR>
این سرآغاز کشاکش و رویایی "نسل انقلاب" و بخصوص دختران و زنان بپاخاسته ایران زمین با ارتجاع مهیب مذهبی بود که حالا در آستانه سی و پنجمین سالگرد آن، همچنان ادامه دارد. نبرد نابرابر نسلی از شیرزنان این میهن با رژیم اسلامی و حاکمان پست و پلیدی که جز قتل و غارت و تجاوز، شناخت دیگری از حکومت و ولایت نداشتند... در این میان اما دهها هزار تن از زنان دلیر و دخترکان معصوم کشورمان به جرم "ترویج حقیقت" و تبلیغ برای آزادی و دفاع از حقوق اولیه انسانی و مقاومت در مقابل ملاهای فاشیست، روانه زندانها شدند و در میدانهای تیر و صحنه های رزم بر خاک افتادند و بر فراز دارها شدند و بسا جنایتها و بی حرمتی های دیگر که نسل ما مستقیمآ شاهدش بود... ولی به جرئت و با افتخار میتوانم شهادت بدهم که نسل زنان آزادیخواه و مبارزه جوی ایران زمین در دوران حاکمیت سیاه آخوندی، هیچگاه تسلیم نشد و همچنان که صحنه سیاسی کنونی نیز نشان میدهد این رزم و پایداری تا به زیر کشیدن جمهوری جهل و جنون ادامه خواهد یافت.<BR>
<BR>
لازم میدانم در همین جا, بطور سمبلیک، از سه زن، سه یار، سه دلاور و سه چهره نامدار ولی گمنام! یاد کنم که در راه آزادی میهن و مردم محبوبشان با تحمل درد و رنج بسیار و با فدای جان و عزیزتر از جانشان، در ذهن من و ما و نسل ما و چه بسا در خاطره نسل ایران فردا جاودانه شدند.<BR>
<BR>
فهیمه تحصیلی<BR>
<BR>
دکتر فهیمه تحصیلی، انترن جوان دانشگاه تهران در مرداد ماه سال شصت به جرم همکاری با "امداد پزشکی مجاهدین" در دوران فعالیت سیاسی، به همراه سه برادر و خواهرش دستگیر شد... تا چندی پیش دانسته های ما فقط در این حد بود که وی بعد از تحمل شکنجه های وحشیانه سرانجام در یکی از شبهای اواخر شهریورماه ۶۰ تیرباران شده است...<BR>
<BR>
اخیرآ دوستی که بطور اتفاقی شاهد صحنه های فجیعی در بهداری زندان اوین بوده گوشه ی از مشاهداتش را که برای اولین بار منتشر میکنم اینطور برایم بازگو میکند: «... به سختی ملافه های غرق در خون را از زیر بدن له شده اش درآوردیم... دختری با صورتی به معصومیت و زیبایی تابلو مهر مادری اما از کمر له شده... دکتر شیخ الاسلام اُرتوپد، مبهوت و مستاصل دستکش به دست ایستاده بود... نمیتونی تصورش رو بکنی که چه دیدیم و چه گذشت بر ما... روی کاردکس کنار تختش نوشته شده بود فهیمه تحصیلی...»<BR>
<BR>
واقعیت این بوده که فهیمه عزیز در زیر شکنجه آدرس یک قرار جعلی را میدهد و هنگامی که گروه ضربت اوین او را به سرِ قرار در بیرون زندان میبرند، او علیرغم ناتوانی جسمی ناشی از شکنجه ها با جسارت اقدام به فرار میکند ولی با یک کامیون عبوری تصادف میکند و در زیر چرخهای آن از ناحیه کمر له میشود... و نهایتآ ساعاتی بعد در بهداری زندان اوین با حفظ انبوهی اطلاعات دست نخورده از یاران و همرزمانش، چشم بر این جهان فرو می بندد. او براستی یک سالارزن و از گلهای سرسبد دانشجویان پزشکی دانشگاه تهران در آن دوران بود.<BR>
<BR>
اشرف احمدی<BR>
<BR>
سال ۶۴ زمانی که در زندان قزل حصار بودم، تعریف مادری را در اوین شنیدم که ۴ سال زندانی سیاسی زمان شاه بود و حالا علیرغم بیماری و سابقه جراحی قلب و داشتن چهار فرزند، بدون جرم مشخصی مدتها بود که بازداشت شده و در زندان بسر میبرد. نکته قابل تأمل این بود که "مادر اشرف" در تیرماه سال ۶۰ در حالیکه بیمار قلبی بود صرفآ بخاطر وابستگی به خانواده مجاهدین دستگیر شده بود ولی بعد از چند سال هنوز پرونده ای جهت محاکمه برایش تشکیل نداده بودند. حتی طبق معیارهای دادگاههای آخوندی، حکم او آزادی بود ولی چون حاضر نبود در بازجویی و مصاحبه از کلمه "منافقین" به جای "مجاهدین" استفاده کند مانع آزادی او میشدند و همچنان در زندان و مرتبآ در بندهای تنبیهی و تحت فشار بسر میبرد. لاجوردی بارها او را تحت فشار قرار داد و از طرق مختلف سعی کرد تا شاید اشرف بشکند و کوتاه بیاید اما بی فایده بود...<BR>
<BR>
وقتی سال ۶۵ در اوین در بندی تنبیهی با اشرف احمدی همبند شدم با دیدن او و شخصیت والای انسانی اش بیشتر پی بردم که چرا تا به این حد مورد احترام بچه ها میباشد... او همچنان بدون داشتن هیچ حکمی در زندان بسر می برد. البته در سال ۶۶ وقتی در بند ۳۲۵ هم اتاق نیز شدیم رابطه مان خیلی نزدیکتر و صمیمانه تر شد...<BR>
<BR>
یکی از روزهای تابستان سال ۶۶ و روز ملاقات با خانواده ها که بچه های بند در دسته های بیست نفره به ملاقات میرفتند، وقتی اشرف از ملاقات برگشت، حال و هوای همیشگی را نداشت. غمگین و گرفته بود و پس از مدتی به آرامی سر نماز رفت. حین خواندن نماز و نیایش احساس کردیم بی اختیار اشک می ریزد. نگران شدیم و از او حال خانواده را جویا شدیم. دریافتیم که همسر او چند روز قبل از ملاقات در یک تصادف رانندگی در جاده تهران - مشهد کشته شده است. آن روز فرزندان کوچک و نوجوان مادر به ملاقات آمده و خبر مرگ پدر و تنهاتر شدنشان را به او اطلاع داده بودند... آن حادثه ضربه بسیار سنگین عاطفی و خانوادگی برای او بود و هیچ کاری هم از دستش ساخته نبود.<BR>
<BR>
آنروز عصر به خواست بچه های بند و بخصوص کاپیتان محبوبمان فروزان (عبدی) برنامه ورزش جمعی و مسابقات والیبال روزانه مان را تعطیل کردیم و بلافاصله به احترام "اشرف" دست بکار برگزاری مراسم ختمی در اتاق محقرمان شدیم. تقریبآ همۀ بچه های بند با عقاید و گرایشات سیاسی مختلف به دیدار او آمده و همدردی کردند. سپس در جمع خصوصی تری، کمی دعا و نیایش کردیم و پس از آن همبند عزیزم فضیلت (علامه) ترانه خاطره انگیز "نوایی" را که ترانۀ مورد علاقه اشرف احمدی بود با صدای زیبایش ترنم کرد. <BR>
قطرات اشک بر صورت مهربان اشرف می غلطید و ما از غم او غمگین تر...<BR>
<BR>
در آن دوران، من و بسیاری از دختران جوان همبندم به مادرانی همچون اشرف احمدی بیشتر بعنوان یک همرزم و همبند و یار و خواهر بزرگتر نگاه و تنظیم رابطه میکردیم. ولی حالا که خودم مادر و صاحب فرزند هستم میتوانم بفهمم که یک زن و یک مادر همچون اشرف عزیز چقدر باید دریادل و فداکار باشد که حتی بخاطر فرزندان عزیزتر از جانش در شرایط سخت تنهایی و در فقدان پدر، آن هم در حساسترین سنین خردسالی و نوجوانی، حاضر نشد تسلیم "امام فرومایگان" شود و به یاران دربند و آرمانهای انسانیش پشت کند... و کیست که نداند برای یک مادر تحمل لحظه لحظه این رنج و فراق جانسوز و پایان ناپذیر، چقدر سنگین و خردکننده است...<BR>
<BR>
سرانجام در روز ۹ مرداد سال ۶۷ و در پروسه جنایتکارانه قتل عام هزاران زندانی سیاسی، مجاهد خلق "اشرف احمدی" در سن ۴۷ سالگی، بعد از هفت سال اسارت در حالیکه هنوز هیچ حکم زندانی نداشت، با دفاع از هویت سیاسی و شخصیت انسانی خود در برابر "کمیسیون مرگ" ایستاد و سربه دار شد. با شناخت عمیقی که از روحیه و شخصیت والای او دارم، بی تردید در لحظۀ قرار گرفتن طناب دار بر گردن سرفرازش، او با قلب بیمار و دل دردمندش، علاوه بر فرزندان و دیگر عزیزانش به همۀ کودکان و مادران ایرانی تحت ستم در "جمهوری جلادان" می اندیشید و با عشق به صلح و آزادی، در قلوب یک نسل و در خاطرات یارانش جاودانه شد.<BR>
<BR>
محبوبه حاجعلی<BR>
<BR>
محبوبه که در مقطع قیام بهمن، یک دانش آموز ۱۶ ساله بود در سال شصت به جرم هواداری از مجاهدین خلق دستگیر و بعد از تحمل شکنجه های متداول، به ۵ سال زندان محکوم شد. طی جابجایی های مختلف در بندهای زندان اوین و قزلحصار بخصوص در شرایط تنبیهی بندها، گاهآ او را میدیدم. دختری زیبارو با چشمانی رنگی و با خنده های قشنگش که دنیایی از صداقت و پاکی در چهره اش موج میزد.<BR>
<BR>
تابستان سال ۶۳ وقتی بخاطر مقاومت و پایداری سه ساله زندانیان و همینطور دخالت هیئت اعزامی از طرف دفتر آقای منتظری، دوران رفرم و اصلاحات موقت بر زندانها حاکم شده بود و شکنجه گاههای مخوف "واحد مسکونی" و "قبر و قیامت" و انفرادیهای گوهردشت و بندهای تنبیهی  برای مدت کوتاهی تعطیل شد، همه بچه ها به بندهای عمومی منتقل شدند... در همین پروسه جمع ما از بند تنیهی ۸ زنان قزلحصار و محبوبه نیز به همراه تعدادی دیگر از بند تنبیهی ۷ به بند عمومی ۴ منتقل شدیم.<BR>
<BR>
حدود دو سالی بود که از حیاط و هواخوری روزانه محروم بودیم و حالا بخاطر وجود حیاط در بند عمومی، موقعیت را غنیمت شمرده و با طلوع آفتاب و باز شدن درب هواخوری، به حیاط می رفتیم و درهوای تازه، حتی گاهی با دمپایی چندین بار وصله پینه شده توسط خودمان! شروع به ورزش و نرمش می کردیم. ورزش یکی از عوامل مهم در بالا نگه داشتن روحیه زندانی بود. بهمین دلیل معمولآ اولین فشاری که روی زندانی اعمال می شد، ممنوع کردن ورزش و بویژه ورزش جمعی بود. هر چند که بچه ها در هر موقعیتی حتی در سلولهای دربسته از انجام آن غافل نمیشدند و اکثر اوقات، بهای آن را نیز با تحمل تنبیهات و محرومیت بیشتر پرداخت می کردند.<BR>
<BR>
در آن ایام به محض باز شدن درِ هواخوری، معمولآ دو نفر از بچه ها که غالبآ من و فرح و یا ناهید (تحصیلی) بودیم شروع به دویدن میکردیم که در پی ما بچه های دیگرهمچون محبوبه (حاجعلی)، زهره (حاج میراسماعیلی)، فرشته (حمیدی)، ناهید (زرگانی)، سهیلا و مهری (محمد رحیمی) و... یک صف دو نفره را شکل میدادیم و به فاصله چند دقیقه با پیوستن بقیه دوستان همبند، صفی طولانی و منظم در حال دویدن به دور محوطه هواخوری تشکیل میشد که ضرب آهنگ ریتمیک  صدای پاهایمان در سکوت حیاط بند، طنین دلپذیری داشت... بعد از حدود یکساعت دویدن و ورزش جمعی به داخل بند برمی گشتیم.<BR>
<BR>
در صفحه خاطراتم از آن روزگار، چهره محجوب و گونه های گل انداخته محبوبه بعد از هر ورزش صبحگاهی، بخوبی نقش بسته و تا همین امروز هم، حضور او و آن جمع بچه ها را در حال ورزش و شیطنت، در تابلوی زندگی حس می کنم... بهرحال دوره باصطلاح "اصلاحات" در زندان، خیلی زود بسر رسید و دوباره بهمراه خیل بچه ها دسته دسته بصورت تنبیهی روانه اوین شدیم.<BR>
<BR>
پس از پشت سرگذاشتن بسیاری اتفاقات، بالاخره درسال ۶۵ محبوبه و تعدادی دیگر از یاران همبند، با اتمام حکمشان آزاد شدند... البته علیرغم شرایط رعب انگیز و سرکوب سهمگین آن دوران که خیلی از مدعیان مبارزه را هم خانه نشین کرده بود، محبوبه و بسیاری از دیگر زندانیان تازه از بند رسته، با پذیرش ریسک بسیار بالای دستگیری مجدد و حتی اعدام صحرایی، تصمیم گرفتند که برای ادامه مبارزه سازمان یافته علیه رژیم خمینی، به مجاهدین در نوار مرزی بپیوندند.<BR>
<BR>
در این میان تعداد زیادی از زندانیان سیاسی سابق به تدریج موفق به خروج از کشور و پیوستن به "ارتش آزادی" شدند اما محبوبه و تعداد دیگری از بچه ها، حین خروج غیرقانونی در نواحی مرزی دستگیر و مجددآ به زیر بازجویی و شکنجه کشیده شدند... هرچند از دستگیری مجدد یاران عزیزمان و شرایط سختی که دوباره دچارش شده بودند واقعآ دلگیر و پریشان میشدیم ولی در عین حال شهامت، جسارت و پیگیر بودن آنان را در جهت تداوم مبارزه برای آزادی، صمیمانه تقدیر و تحسین میکردیم.<BR>
<BR>
همبند عزیزم محبوبه حاجعلی، سرانجام در تابستان سیاه سال ۶۷ علیرغم داشتن حکم مجدد زندان، بعنوان نماینده ی از نسل دختران دلاوری که از فردای بهمن ۵۷ به ملاهای فاشیست نه گفتند، در برابر "کمیسیون مرگ" نیز از حقوق انسانی و هویت سیاسی خود دفاع کرد و مظلومانه بسوی طنابهای دار در بند ۲۰۹ اوین برده شد...<BR>
<BR>
***<BR>
<BR>
داستان زندگی این سه زن، ماجرای جنگ زنان شجاع و فداکاریست که تنها آرزویشان رهایی مردم میهنشان از چنگال سرکوب و ستم و تبعیض و نابرابری بوده و هست. سرگذشت بیش از سه دهه کشاکش و رویارویی با افعی بنیادگرایی و ارتجاع مذهبی است... این سه چهره دوست داشتنی فقط نمونه ی هستند از صدها چهره برجسته دیگر در ذهن و خاطرات من و بسیاری از هم نسلان من... همچنانکه طی این سی و چند سال اخیر، صدها و هزاران چهره شاخص دیگر در حافظه و خاطره هر مبارز و فعال سیاسی یا مدافع حقوق بشری و هر انسان آزادیخواه دیگری، نقش بسته و جاودانه شده است... زنان و دختران شایسته و شاخصی از طیف چپ، سکولار، دینی، قومی، ملی، مبارز، مجاهد... که با جسم و جان و استخوان خویش، پرچم آزادی و برابری را در هنگامه ارتجاع و استبداد همچنان برافراشته نگهداشتند... <BR>
<BR>
روزجهانی زن بر همه زنان آزاده و رزمنده، و روشنفکر و دگراندیش و همه مادران صلح و آزادی و همه زنان محروم و دخترکان معصوم قربانی تجاوز و تبعیض گرامی باد!<BR>
<BR>
مینا انتظاری<BR>
<BR>
8 - March - 2013<BR>
<BR>
ایمیل:    mina.entezari@yahoo.com<BR>
<BR>
وبلاگ:    www.mina-entezari.blogspot.com<BR>
<BR>
<BR>
پانویس:<BR>
-----------------------------------------------------------------------<BR>
<BR>
1-  به شکوفه ها، به باران<BR>
<BR>
http://mina-entezari1.blogspot.com/2007/08/blog-post_28.html<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19181&mi=6" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19181&mi=6</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19181&amp;mi=6</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19181&amp;mi=6</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:14 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19181&amp;mi=6</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>هنری</category><category>فرهنگی</category><category>arts</category><category>culture</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[خواب تولّد / بابک پرهام]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/6Lw9CgeK_r8/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>خواب تولّد / بابک پرهام</b><p>19 اسفند 1391<p>بابک پرهام<BR>
		(ب.اشراق)<BR>
<BR>
خواب تولّد<BR>
<BR>
 <BR>
دیشب خواب دیدم وُ امشب دیدم<BR>
که رنگ هیچ رودی نمود زلال خاطره نیست، <BR>
می سی سی پی  هم پدیدار تاریخی اش خونی ست.<BR>
تنۀ درخت هایش صورتی زیبا از مِهر طیور<BR>
وُ گورهایش معنایی زشت از تنفّر آدمی ست.<BR>
فردا از کیمیارود* خواهم پرسید<BR>
که فراقت فارغ دَرد اش از چیست؟<BR>
<BR>
<BR>
پنجشنبه هفت مارس دوهزار و سیزده میلادی/ ال دورادو هیلز<BR>
<BR>
<BR>
*Sacramento  River<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19180&mi=8" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19180&mi=8</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19180&amp;mi=8</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19180&amp;mi=8</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:13 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19180&amp;mi=8</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[جناب حداد، این دولت نتیجه پشت ومشت شماست، راه فرار ندارید]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/_qFvQar60Rk/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>جناب حداد، این دولت نتیجه پشت ومشت شماست، راه فرار ندارید</b><p>19 اسفند 1391<p>ظهارات انتخاباتی غلامعلی حداد عادل و فرافکنی مشکلات فعلی اقتصادی، با شگفتی افکار عمومی مواجه گردیده است. <BR>
<BR>
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، غلامعلی حداد عادل که شعار اصلی وی در زمان ریاست مجلس هفتم این بود که «مجلس پشت دولت است، اما در مشت دولت نیست»؛ اکنون می گوید اصلاح طلبان قصد دارند مشکلات فعلی اقتصادی کشور را به اصولگرایان، (بخوانید وی و سایر حامیان دیروز احمدی نژاد) نسبت دهند. <BR>
<BR>
این در حالیست که حتی اگر بتوانیم از گناه محمود احمدی نژاد و دولت وی در غبارروبی از ذخایر ارزی کشور و نابود کردن اقتصاد ملی در هشت سال گذشته موقتا صرف نظر کنیم، نقش مجلس هفتم و هشتم که در اختیار جناب حداد عادل و دوستانشان بوده است، در عدم نظارت بر عملکرد دولت و سکوت در برابر اشتباهات فاحش و تصمیمات غلط دولت که کشور را با هزار میلیارد دلار درآمد، طی هشت سال به این روز نشانده است، قابل اغماض نیست. <BR>
<BR>
جالب آن که حتی زمانی که ایشان امکان ریاست در مجلس را نیافتند، با تیم و حواریون خود با انواع روشها از رایزنی و بیانیه <BR>
جناب حداد عادل که در سال 1388، یکی از حامیان تند و تیز محمود احمدی نژاد بوده و کلیه منتقدین دولت را به فتنه گری متهم می کردند، اکنون باید به افکار عمومی پاسخ دهند که اگر ایشان به عنوان رییس مجلس هفتم و یکی از حامیان بانفوذ احمدی نژاد در طول هشت سال گذشته در برابر عملکرد دولت نباید پاسخگو باشند، اکنون که مرحوم مغفور (به قول دوستان احمدی نژاد) بسیجی شهید «هوگو چاوز» دیگر در میان ما نیست، پس چه کسی باید پاسخگوی مردم باشد؟ <BR>
<BR>
آیا سیاست غیر از این است که مجموع حامیان یک دولت یا یک جریان باید مسئولیت اقدامات آن را بپذیرند، بخصوص حامیانی که از دست زدن به هیچ اقدامی برای به قدرت رساندن یا در قدرت نگاه داشتن فرد مورد نظر خود فروگذار نکردند. <BR>
اگر قرار باشد جناب حداد عادل و دوستانش همانند هشت سال قبل لقمه ای برای مردم بگیرند و در طول زمان مرتب این لقمه را در دهان مردم فرو کنند و سرانجام پس از آن که تلخی و گلوگیری این لقمه مردم را به ستوه آورد، بگویند هیچ ربطی به آنان ندارد، چه فرقی بین رجال سیاسی نظیر آقای حداد عادل و پیرزنی که در گوشه ای دورافتاده خانه نشین است، وجود دارد؟ <BR>
<BR>
جناب حداد عادل ظاهرا نشست محمود احمدی نژاد و مجلس هفتم در تابستان 1384 و قبل از تشکیل دولت وی را از یاد برده اند که در آنجا مرتب تکرار می کرد حمایتهای شخص وی و اصولگرایان مجلس هفتم، باعث پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات شده است، که البته باید به آن حمایتهای بی چون و چرا از اقدامات اشتباه دولت نهم وسپس حمایت در انتخابات 1388 را اضافه کرد. <BR>
<BR>
اکنون مردم می پرسند آقای حداد عادل در حمایت از احمدی نژاد چه می توانسته بکند که نکرده و اکنون به کدام دلیل از پذیرش بار مسئولیت کارنامه درخشان این دولت سرباز می زند؟ <BR>
<BR>
آیا مجلس هفتم نمی توانست مانع برنامه های غلط اقتصادی دولت در تاراج منابع ارزی، خالی کردن خزانه، بریز وبپاشها و حیف ومیلها در سیستم بانکی بشود؟ آیا حداد عادل نمی توانست به جای آن که منتقدین دولت و مخالفین احمدی نژاد را متهم به انواع برچسبهای ارتباط با خارج، ضدانقلابی بودن و فتنه گری بکند، به محبوب دیروز خود که ظاهرا دیگر حمایت از وی نفعی برای اصولگرایان ندارد، تذکر جدی بدهد که در تصمیمات نادرستش تجدید نظر کند؟ <BR>
<BR>
<BR>
چرا حداد عادل و دوستان و شرکای سیاسیش آن زمان که موقع فکر و تدبیر بود، سرمست از قلع و قمع اصلاح طلبان، مستقلها و اصولگرایان منتقد دولت، هشدار ها را هیچ می گرفتند و امروز که طشت رسوایی عملکرد دولت از بام افتاده است، فرافکنی می کنند و قصد دارند این نکته را القا کنند که در وضعیت موجود بی تقصیرند؟! <BR>
<BR>
شاید اگر این اتفاق در هر کشور توسعه یافته ای می افتاد، افرادی نظیر حداد عادل و دیگر حامیان دانه درشت دولت، در پذیرش مسئولیت اشتباه تاریخی خود، اعلام بازنشستگی سیاسی اعلام می کردند، نه آن که با بازی با الفاظ بخواهند خود را برای دوره دیگری به مردم تحمیل نمایند.<p>بازتاب<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19179&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19179&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19179&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19179&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:12 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19179&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[هرانا؛ ۹ زندانی سیاسی کرد به زندان مرکزی ارومیه منتقل شدند]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/HY-HF2e8tqM/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>هرانا؛ ۹ زندانی سیاسی کرد به زندان مرکزی ارومیه منتقل شدند</b><p>19 اسفند 1391<p>خبرگزاری هرانا – ۹ تن از شهروندان بازداشتی در شهرهای آذربایجان غربی که به اتهام همکاری با احزاب کرد بازداشت شده بودند به زندان مرکزی ارومیه منتقل شدند.<BR>
<BR>
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ناصر محمدی، بهزاد عبدی‌نژاد، مهدی یوسف‌پور و محمد قهرمانی چهار زندانی هستند که به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان بازداشت شدند و هم اکنون در بند ۱۳ (جوانان) زندان ارومیه بسر می‌برند.<BR>
<BR>
صلاح احمد‌زاده، عباس موسی طاط و محمد موسی طاط سه زندانی هستند که به اتهام ارتباط با حزب دموکرات بازداشت و به ادازه اطلاعات ارومیه منتقل شدند، این افراد نیز پس از طی پروسه تحقیقات و بازجویی به بند ۱۴ زندان ارومیه منتقل شدند.<BR>
<BR>
هم چنین سلیم عبدی، عمر پیرنیا دو بازداشتی دیگر نیز که به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان بازداشت شدند به بند (۳/۴) زندان ارومیه منتقل شدند.<BR>
<BR>
بازداشت شدگان پس از تحمل سه الی چهارماه بازداشت در اداره اطلاعات ارومیه اخیرا به زندان این شهر منتقل شدند و حکمی در خصوص اتهامات ایشان صادر نشده است.<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19178&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19178&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19178&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19178&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Mon, 18 Mar 2013 09:24:11 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=19178&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>

</channel>

</rss>
