<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">
<channel>
 

<title>Cyrusnews.com - Persian</title>

<description>آژانس خبری کوروش : آخرین خبرهای ایران</description>
  
<link>http://www.cyrusnews.com/</link>

<language>fa-IR</language>
<copyright>Copyright 2012 © Cyrusnews.com</copyright>

<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:31 CST</pubDate>
<lastBuildDate>Wed, 30 May 2012 01:44:31 CST</lastBuildDate>
<managingEditor>Cyrusnews.com</managingEditor>
<webMaster>Cyrusnews.com</webMaster>
<ttl>120</ttl>

<image>
<url>http://www.cyrusnews.com/images/cyrusnews-ad.gif</url>
<title>Cyrusnews.com - Persian</title>
<link>http://www.cyrusnews.com/</link>
<description>آژانس خبری کوروش : آخرین خبرهای ایران</description>
</image>




<feedburner:info uri="cyrusnewsfa" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://www.cyrusnews.com/rss/?lang=fa" /><feedburner:browserFriendly>This is an XML content feed. It is intended to be viewed in a newsreader or syndicated to another site.</feedburner:browserFriendly><item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[انتقال گروهی از زندانیان، زندان قزل حصار و گوهردشت کرج برای اجرای حکم ضدبشری اعدام]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/RwCn-XAlMks/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>انتقال گروهی از زندانیان، زندان قزل حصار و گوهردشت کرج برای اجرای حکم ضدبشری اعدام</b><p>9 خرداد 1391<p><BR>
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" صبح امروز 2 گروه از زندانیان محکوم به اعدام از زندانهای قزل حصار و کوهردشت کرج جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام  به سلولهای انفرادی زندان اوین منتقل شدند.<BR>
روز سه شنبه 9 خرداد ماه حداقل 5 نفر از سالنهای 3 و 4 واحد 2 زندان قزل حصار کرج جهت اجرای حکم ضد بشری اعدام به سلولها انفرادی بند 240 زندان اوین منتقل شدند در میان آنها 2 تن از تبعۀ افغانستان است. نام  یکی از زندانیانی که امروز جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شد به قرار زیر می باشد:<BR>
زندانی محمد شریفی فرزند شریف 35 ساله تبعۀ کشور افغانستان او از سالن 4 واحد 2 زندان قزیل حصار بود که به سلولهای انفرادی بند 240  زندان اوین منتقل شد.این زندانی 3 سال است که در زندان قزل حصار زندانی بود.<BR>
همچنین گروه دیگری از زندانیان از بندهای مختلف زندان گوهردشت کرج به سلولهای انفرادی زندان اوین منتقل شدند.نام یکی از زندانیان که جهت اجرای حکم قرون وسطایی اعدام به سلولها انفرادی منتقل شد کورش زرینی 35 ساله بود. این زندانی در جریان اعتراضات گسترده و خونین به اعدام ها در واحد 2 زندان قزل حصار در چهارشنبه سوری دو سال پیش شرکت داشت که بعد از آن او را به سالن 3 بند 1  زندان گوهردشت کرج تبعید کردند و بیش از 7 سال است که در زندانهای کرج زندانی می باشد.<BR>
آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم سیاست اعدام های گروهی و در ملا عام  را  تعیین می کند وتوسط میر غضب وی آخوند  صادق لاریجانی از جنایتکاران علیه بشریت مورد تایید قرار می گیرد و به اجرا در می آید. از اوایل اردیبهشت ماه تاکنون بنابه آمارهای رسانه های دولتی و بخش کوچکی از اعدام های مخفی نزدیگ به 100 نفر اعدام شده اند.هدف از این اعدام ها ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه است.<BR>
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،اعدام های گروهی و در ملا عام که به طرز جنون آمیزی توسط آخوندها در ایران به اجرا در می آید را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند. سکوت و بی عملی سازمانها و مجامع بین المللی باعث شده است که آخوندها در ایران به کشتار خود ابعاد گسترده ای بدهند.لذا برای پایان دادن به اعدام های گروهی و در ملا عام خواستار ارجاع پرونده آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد .<BR>
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران<BR>
09 خرداد  1391 برابر با 29 می2012<BR>
گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:<BR>
کمیساریای عالی حقوق بشر<BR>
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد<BR>
گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد<BR>
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا<BR>
سازمان عفو بین الملل<BR>
 <BR>
http://hrdai.net<BR>
info@hrdai.net<BR>
http://hrdai.blogspot.com	<BR>
pejvak_zendanyan10@yahoo.com<BR>
pejvakzendanyan@gmail.com<BR>
Tel.:0031620720193<BR>
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است<BR>
  <BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18361&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18361&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18361&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18361&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:30 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18361&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>قضایی</category><category>judicial</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[وخامت حال آقای بروجردی و انتقال ایشان به بیمارستانی خارج از زندان]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/Cuty6I4MAgo/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>وخامت حال آقای بروجردی و انتقال ایشان به بیمارستانی خارج از زندان</b><p>9 خرداد 1391<p><BR>
<BR>
به گزارش دریافتی، زندانی آزادیخواه آقای کاظمینی بروجردی، روز شنبه برابر با 6 خرداد ماه 1391 به علت تشدید ناگهانی دردهای کلیوی به بیمارستانی خارج از زندان اوین منتقل گردید. <BR>
<BR>
لازم به ذکر است دفع سنگ کلیه ی ایشان باعث زخم شدن مجاری ادراری و خونریزی خارجی گردید. بروز این حادثه ی اورژانسی، مسئولین زندان اوین را ناگزیر از انتقال وی به بیمارستانی خارج از زندان نمود لیکن بعد از مراجعه، به بهانه نبود تجهیزات کافی بدون هیچ درمانی به زندان باز گرداندند!<BR>
<BR>
آقای بروجردی که همواره خواستار ارج نهادن به اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط دستگاه حاکمه ایران می باشد هم اکنون به دلیل پافشاری بر ایده جدایی دین از سیاست و به چالش کشیدن تئوری ولایت فقیه، ششمین سال محکومیت خویش را بدون برخورداری از حقوق قانونی و انسانی، در اوین، خانه آزادی خواهان ایرانی سپری می کند.<BR>
<BR>
گفتنی است آقای کاظمینی بروجردی به علت تحمل انواع شکنجه های خاموش در زندان، به بیماریهای متعددی چون نارسائی قلبی، پارکینسون، دیابت، دردهای مفرط مفاصل، نارسائی کلیوی و ضعف بینائی مبتلا گردیده است. این در حالی است که مسئولین رژیم همچنان از اعطای مرخصی استعلاجی و درمان جدی وی خودداری می کند.<BR>
<BR>
هواداران این زندانی دگراندیش ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به وخامت حال وی، از کلیه نهادهای بین المللی و سازمانهای جهانی حقوق بشری و همچنین انسانهای آزاده جهت حفاظت از جان ایشان استمداد می طلبند.<BR>
<BR>
سه شنبه برابر با نهم خردادماه 1391 خورشیدی<BR>
<BR>
http://www.aboroujerdi.com/2012/05/blog-post_29.html<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18360&mi=16" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18360&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18360&amp;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18360&amp;mi=16</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:29 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18360&amp;mi=16</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[اخراج ديپلمات‌های سوری از کشورهای غربی]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/RjBzgELIGdU/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>اخراج ديپلمات‌های سوری از کشورهای غربی</b><p>9 خرداد 1391<p>به گزارش شبکه خبری سی‌ان‌ان، آلمان، فرانسه، بريتانيا، اسپانيا، ایتالیا، استراليا و چند کشور ديگر، سه شنبه، ديپلمات‌های سوری را پس از کشتار حوله از خاکشان اخراج کرده اند.<BR>
<BR>
کوفی عنان، نماينده ويژه سازمان ملل متحد و اتحاديه عرب برای حل بحران سوريه، روز دوشنبه گفت که از قتل عام در حوله وحشت زده شده است. وی قرار است روز سه شنبه با بشار اسد، رييس جمهوری سوريه، ديدار کند.<BR>
  <BR>
 <BR>
ژنرال مارتين دمپسی، رييس ستاد مشترک ارتش آمريکا، نيز گفته است، گزينه نظامی برای توقف خشونت در سوريه می بايست مورد بررسی قرار گيرد.<BR>
 <BR>
 <BR>
 <BR>
قتل عام روستای حوله شامگاه جمعه و بامداد شنبه روی داد که طی آن بيش از ۱۰۰ نفر از جمله ۵۵ کودک کشته و حدود ۳۰۰ نفر زخمی شدند. معترضان سوری و کشورهای غربی، دولت سوريه را متهم به دست داشتن در اين قتل عام می‌کنند. دولت سوريه اما با رد اين اتهام «گروه‌های تروريستی مسلح را» عامل اين قتل عام معرفی می‌کند.<BR>
  <BR>
 <BR>
شورای امنيت سازمان ملل متحد شامگاه يکشنبه در جلسه‌ای فوق العاده، با صدور بيانیه‌ای غير الزام‌آور نظام حاکم بر سوريه را به دليل قتل عام روستای حوله محکوم کرد.<BR>
<BR>
در واکنش به کشتار در حوله، آمریکا این اقدام را «وحشیانه» خواند و اتحادیه عرب نیز قرار است نشستی اضطراری در این مورد برگزار کند.<BR>
<BR>
سازمان ملل متحد، بریتانیا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز بیانیه‌هایی در محکومیت این کشتار منتشر کرده‌اند.<BR>
<BR>
ناآرامی‌ها در سوریه بیش از یک‌ سال پیش آغاز شده و با درگیری‌های خونین همراه بوده‌است. مخالفان خواستار برکناری بشار اسد از حکومت هستند و این در حالی است که بشار اسد می‌گوید از قدرت کناره نخواهد گرفت.<BR>
<BR>
سازمان ملل فروردین‌ماه سال جاری شمار کشته‌شدگان خشونت‌های سوریه را بیش از ۹ هزار تن ارزیابی کرد. گروه‌های مخالف می‌گویند این رقم هم‌اینک به بیش از ۱۱ هزار تن رسیده‌است.<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18359&mi=36" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18359&mi=36</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18359&amp;mi=36</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18359&amp;mi=36</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:28 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18359&amp;mi=36</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[برگزاری اولین دادگاه بین المللی برای رسیدگی به اعدام های دهه شصت درایران]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/YsJ_dVUsAPs/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>برگزاری اولین دادگاه بین المللی برای رسیدگی به اعدام های دهه شصت درایران</b><p>8 خرداد 1391<p>مصاحبه اختصاصی عرصه سوم با پرفسور پیام اخوان در خصوص چگونگی برگزاری و اهداف دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایات جمهوری اسلامی و اعدام  زندانیان سیاسی دهه ۶۰ شصت درایران.<BR>
 <BR>
پیام اخوان دادستان سابق دادگاه بین المللی سازمان ملل در این مصاحبه می گوید: مهمترین پیام این دادگاه به رهبر جمهوری اسلامی می تواند این باشد که مردم ایران هیچگاه ستمی که بر آنها رفته و جنایت هایی که دولت مرتکب شده را فراموش نمی کنند. همچنین یکی از اهداف تشکیل این دادگاه آن است که جهان با فرهنگ مصونیتی که در ایران از چندین دهه پیش وجود دارد آشنا شود. در ایران به جای اینکه مسئولان قتل ،شکنجه و تجاوز تنبیه شوند به مقامات بالاتری ترفیع پیدا می کنند.<BR>
 <BR>
نیلوفر رستمی<BR>
 <BR>
پرفسور پیام اخوان، استاد حقوق دانشگاه مک گیل مونترال و اولین دادستان سابق دادگاه سازمان ملل در خصوص جنایات جنگی در یوگسلاوی و روندا، اکنون سرپرستی دادگاه “جنایت علیه بشریت “ را برعهده خواهد داشت. دادگاهی که به مسئله افشاگری در مورد اعدام های دست جمعی زندان های جمهوری اسلامی در دهه شصت خواهد پرداخت و با حضور قضات و وکلای برجسته بین المللی در دو مرحله برگزار می شود.مرحله اول در تاریخ ۱۸ تا ۲۲ ژوئن امسال در مرکز حقوق بشر سازمان ملل در لندن برگزار می شود و مرحله دوم آن در ماه اکتبر در دادگاه لاهه درهلند خواهد بود.<BR>
 <BR>
دکتر پیام اخوان به جز تدریس و وکالت نزدیک به دو دهه است که پیگیر موارد نقض حقوق بشری در جهان است و به تازگی نماینده مردم لیبی برای دادگاه حق خواهی از فرزند معمر قذافی و رسیدگی به جنایت های او شده است. اخوان در سال ۱۳۸۸ مرکز اسناد حقوق بشر ایران را دایر کرد و تحقیقات، جمع آوری مدارک و اسناد در خصوص اعدام های دست جمعی در سال ۶۷ ۱۳ را پیگیری می کند.<BR>
 <BR>
چگونه می توان با استفاده از امکانات قضایی بین المللی مسئولان جمهوری اسلامی را درخصوص اعدام اعضای گروه‌های سیاسی به پای میز محاکمه کشید؟<BR>
 <BR>
این دادگاه در واقع دادگاه مردمی است و محاکمه ای هم که در این دادگاه صورت می گیرد سمبولیک است. در واقع با این هدف که مردم ایران و جامعه بین المللی به واقعیت اعدام های سال ۶۷ پی ببرند، چون تا همین امروز هم جمهوری اسلامی حاضر به اعتراف و قبول کشتار هزار ها ایرانی در سال ۶۷ نشده است. خیلی از ایرانی ها هم هنوز از واقعیات و جزییات این اعدام ها خبر ندارند. این دادگاه برای تنبیه فرد خاص یا افراد خاصی نیست بلکه فقط به کسانیکه که جان سالم از آن جنایت ها به در بردند و یا عضوی از خانواده شان را از دست داده اند، این امکان را می دهد تا داستان هایشان را این بار پشت تریبون های بین اللملی بگویند. در اولین قدم باید مدارک موثق در خصوص این جنایت تاریخی ثبت شود. و این دادگاه این کار را انجام خواهد داد. تا نشان دهد که چه اتفاقی افتاده، چگونه و چرا و مسئولانش چه کسانی بوده اند. بعد می توان امیدوار بود که یک روز حداقل عده ای از مسئولان این جنایت ها به پای میز محاکمه کشیده و مجازات شوند. اما در حال حاضر این مرحله فقط حقیقت یابی و تهیه گزارش است. درست است که مسئولان حکومت جمهوری اسلامی الان قدرت دارند، اما همیشه این طور نخواهند ماند و آنها هم مانند بقیه دیکتاتورها مجازات خواهند شد. <BR>
<BR>
چطور تحقیقات را در خصوص قربانیان اعدام های سال ۶۷ انجام دادید ؟ چقدر تحقیقات و منابع شما قابل اتکا و اعتبار هستند؟<BR>
 <BR>
ما از طریق منابع مختلف اطلاعات و اسنادمان را جمع آوری کردیم. تعداد بسیاری از کسانی که در زندان های دهه ۶۰ و در لیست اعدامی بودند، اکنون مقیم اروپا، آمریکا و کانادا هستند. ما با آنها مصاحبه کردیم و این افراد آماده شهادت در دادگاه هستند. همین طور از اسناد مراکز حقوق بشری مانند بنیاد برومند هم استفاده کردیم، در ضمن خاطرات آیت الله منتظری و فتوای آیت الله خمینی نیز در مورد اعدام های دهه ۶۰ به عنوان مدارک مهم تاریخی موجود هستند. شاهدان جنایت های دهه ۶۰ که آمارشان به چند هزار می رسد، همه حرف های مشابه می زنند و خاطرات مشترکی دارند. این دادگاه موضوع شکنجه و اعدام چند نفر نیست که اثباتش مشکل باشد. مسئله کشتار چند هزار نفر است که شاهدانی به همان اندازه هم دارد، بنابراین قضاوت در چنین دادگاهی مشخص است <BR>
<BR>
- آیا شما خودتان عضوی از خانواده و یا فامیل تان را در اعدام های ۶۷ از دست داده اید ؟<BR>
 <BR>
خیر. من هیچ نفع شخصی برای برگزاری این دادگاه ندارم. بابک عماد نیز که مسئول جمع آوری اطلاعات و مصاحبه با افراد بوده است، کسی از نزدیکانش را دست نداده فقط خودش زندانی سیاسی دهه ۶۰ بوده است. <BR>
<BR>
- محور اصلی مورد توجه شما با برگزاری این دادگاه چیست ؟<BR>
 <BR>
ما باید بدانیم که جنایت سال ۶۷ حتی در روابط میان سیاستمداران ایرانی تا به امروز هم تاثیر گذار بوده است و مسئولان جنایت های آن سال ها به جای اینکه تنبیه شوند به مقام های بالاتری در ایران رسیده اند. مثلا آقای شوشتری که عضو کمیسیون مرگ بوده بعدها وزیر دادگستری شد و یا مصطفی پور محمدی که او هم عضو کمیسیون مرگ بود اکنون وزیر کشور است. مهمترین پیام این دادگاه به رهبر جمهوری اسلامی می تواند این باشد که مردم ایران هیچگاه ستمی که بر آنها رفته و جنایت هایی که دولت مرتکب شده را فراموش نمی کنند. همچنین یکی از اهداف تشکیل این دادگاه آن است که جهان با فرهنگ مصونیتی که در ایران از چندین دهه پیش وجود دارد آشنا شود. در ایران به جای اینکه مسئولان قتل ،شکنجه و تجاوز تنبیه شوند به مقامات بالاتری ترفیع پیدا می کنند. ما باید به این آگاهی برسیم یعنی تا زمانیکه بدانیم هیچکس نمی تواند قوانین جاری کشور را نقض کند. و دراین صورت چه کسی مسئول نقض آن هاست، تا آن زمان دولتی معتمد نخواهیم داشت ، دولتی که باید هر حرکت غیرقانونی را پیگیری کند. <BR>
<BR>
- برگزاری این دادگاه و شهادت افراد چه تاثیری بر بحران حقوق بشر در ایران دارد و چه تاثیری روی روند ارتباط کشورهای دیگر با ایران می گذارد؟ <BR>
<BR>
ببینید دو دیدگاه وجود دارد، دیدگاه مردمی و دیگری دیدگاه سیاستمداران. بعد از تشکیل این دادگاه و شهادت شاهدان و آسیب دیدگان از وقایع سال ۶۷ حتما مردم کشورهای دیگر با مردم ایران حس همدردی بیشتری خواهند کرد و متوجه خواهند شد که چه دوران سختی را ایرانی ها تحمل کرده و می کنند. به خصوص در دهه اول انقلاب. و این حس همدردی شاید در مبارزه برای رسیدن دموکراسی در داخل ایران هم تاثیر گذار باشد. اما دیدگاه سیاستمداران چیز دیگری است، آنها فقط به انرژی هسته ای و نفت ایران اهمیت می دهند. در واقع فعالیت های حقوق بشری در ایران آخرین چیزی است که به آن توجه دارند. آنها سال های زیادی است که بر سر موضوع انرژی هسته ای دارند با ایران بحث می کنند، اما اگر در مورد انرژی هسته ای با ایران به توافق برسند، دیگر به برقراری حقوق بشر در ایران اهمیت نمی دهند و بحث ها هم تمام می شود. اما این تنها چیزی است که مردم ایران آن را نمی خواهند. مردم ایران بیشتر از انرژی هسته ای به حقوق شهروندی شان اهمیت می دهند. به همین دلایل من فکر می کنم همین روند افشای حقیقت در دادگاه و ثبت داستان کسانیکه درگیر جنایت های سال ۶۷ بودند به نوعی کمک کننده است، تا فعالان حقوق بشری با سرعت بیشتر روی مسئله برقراری حقوق بشر در ایران تمرکز کنند.<BR>
 <BR>
- آیا احمد شهید ،گزارشگر ویژه حقوق بشر هم در این جلسات دادگاه شرکت خواهد کرد؟<BR>
 <BR>
خیر. به دلیل اینکه ایشان نقش رسمی دارند و اجباری برای شرکت در این دادگاه ندارند. در واقع آنها می توانند از اطلاعات این دادگاه استفاده کنند اما وظیفه شان شرکت حتمی نیست. <BR>
<BR>
- مراحل برگزاری این دادگاه چگونه است ؟<BR>
 <BR>
اولین مرحله دادگاه در تیرماه امسال با حضور کمیسیون حقیقت یابی برگزار می شود. این کمیسیون حرف های شاهدان و آسیب دیدگان جنایت های سال ۶۷ را می شنوند بعد از آنکه به مردم فرصت صحبت در این مرحله داده می شود در مرحله دیگری که در مهرماه برگزار خواهد شد، وکلا و قضات برجسته بین المللی طبق اسناد و مدارک موجود به تصمیم گیری صوری و سمبلیک می پردازند، که چه کسانی مسئول جنایت بوده و چه کسانی باید مجازات شوند. اما فقط به صورت صوری است چون این دادگاه صلاحیت صدور حکم برای اجرا را ندارد. <BR>
<BR>
- از توضیحات شما سپاسگزارم. <BR>
<p>http://www.arsehsevom.net<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18358&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18358&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18358&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18358&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:27 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18358&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[جانشين فرمانده نيروی قدس دخالت سپاه در حوادث سوريه را تاييد کرد]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/bYj6ZsTJF9g/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>جانشين فرمانده نيروی قدس دخالت سپاه در حوادث سوريه را تاييد کرد</b><p>7 خرداد 1391<p>جانشين فرمانده نيروی قدس سپاه پاسداران در گفت و گو با يک خبرگزاری ايرانی تاييد کرد که نيروهای نظامی جمهوری اسلامی در حوادث سوريه دخالت کرده اند ولی گفت که اين دخالت برای جلوگيری از «کشتار مردم» بوده است.<BR>
 <BR>
اسماعيل قاآنی در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری ايسنا با اشاره به «حضور موثر نيروی قدس سپاه پاسداران در سوريه» گفت: «تا وقتی که در سوريه نبوديم کشتارهای مردم آن توسط معارضين زياد بود اما با حضور جمهوری اسلامی به طور فيزيکی و غير فيزيکی جلوی کشتارهای بزرگ در سوريه گرفته شد.»<BR>
 <BR>
سردار پاسدار قاآنی تصريح کرد: «با وجود تمام اشکالاتی که دولت سوريه دارد و ما برای رفع آنها متذکر بوده ايم، اما سوريه جغرافيای مقاومت است و علت فشارهای آمريکا و اسرائيل به اين دليل است که ديدند تصرف آن امکان پذير نيست.»<BR>
 <BR>
لحظاتی پس از انتشار اين گفت و گوی اختصاصی، لينک آن در سايت خبرگزاری ايسنا از دسترس خارج شد. با اين حال ديگر سايت های ايرانی اصل اين خبر را انتشار داده اند.<BR>
 <BR>
اين نخستين بار است که يک فرمانده ارشد سپاه پاسداران گزارش منابع غربی درباره دخالت نيروهای نظامی ايران در سرکوب مردم سوريه را تاييد می کند. تا پيش از اين مقام های وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی هر گونه دخالت تهران در امور سوريه را رد می کردند و کشتار مردم سوريه را به مخالفان و نيروهای القاعده نسبت می دادند.<BR>
 <BR>
نا آرامی های سوريه و اعتراض ها به رژيم بشار اسد که بيش از يکسال است ادامه دارد  دستکم ده هزار کشته بر جای گذاشته است.<BR>
 <BR>
ايالات متحده آمريکا در ماه های گذشته بارها سپاه پاسداران ايران بويژه شاخه برون مرزی آن، نيروی قدس، را متهم کرده بود که علاوه بر دخالت مستقيم در سرکوب های سوريه، «تجهيزات الکترونيک بسياری» را با هدف مقابله کاراتر نيروهای امنيتی سوريه بر صد مخالفان در اختيار دمشق قرار داده است.<BR>
 <BR>
روزنامه واشينگتن پست اسفندماه گذشته به نقل از منابع اطلاعاتی آمريکا گزارش داد که دخالت نيروهای سپاه پاسداران ايران برای سرکوب ناآرامی‌های سوريه و از بين بردن کانون‌های مقاومت عليه نيروهای نظامی تحت فرمان بشار اسد، «بسيار گسترده» است.<BR>
 <BR>
به نوشته اين روزنامه، در کنار فرماندهان سپاه که با حضور در سوريه به اين کشور مشورت می‌دهند، اسلحه، مهمات و همچنين پول نقد زيادی از سوی ايران در اختيار سوريه قرار گرفته است.<BR>
 <BR>
اين روزنامه افزوده بود که در تابستان سال ۱۳۹۰ دستکم پنج ميليارد دلار با «فرمان آيت‌الله خامنه‌ای» به سوريه داده شد.<BR>
 <BR>
در ماه های اخیر گزارش های مختلفی درباره دیدارهای قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، از سوریه منتشر شده است که هدف از آن اعلام حمایت از رژیم بشار اسد و هماهنگی میان نیروهای امنیتی سوریه برای برخورد با مخالفان حکومت عنوان شده است.<BR>
 <BR>
وزارت خزانه‌داری آمریکا قاسم سلیمانی و محسن چیذری، یکی از فرماندهان ارشد نیروی قدس را به دلیل دخالت در سرکوب مردم سوریه در فهرست تحریم خود قرار داده است.<BR>
 <BR>
مقام های جمهوری اسلامی در يکسال گذشته نا آرامی های سوريه را بخشی از «توطئه آمريکايی- صهيونيستی» برای ساقط کردن حکومت بشار اسد و شکست خط جبهه مقاومت عليه اسرائيل توصيف کرده اند.<BR>
 <BR>
آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، در ديدار دهم فروردين ماه خود با رجب طيب اردوغان، نخست وزير ترکيه، گفت که «ايران قوياً با هر طرحی که آمريکايی‌ها در ارتباط با مسايل سوريه مبدع آن باشند مخالف است.»<BR>
 <BR>
وی تاکيد کرده بود که «ايران از سوريه به دليل حمايت از خط مقاومت در برابر رژيم صهيونيستی دفاع خواهد کرد.»<BR>
 <BR>
روز سی ام دی ماه نيز علی اکبر ولايتی، مشاور آيت الله خامنه ای در ديدار شماری از سفيران خارجی در تهران گفت: «ما در جمهوری اسلامی ايران اعتقاد داريم که توطئه ای بين المللی عليه سوريه وجود دارد. سوريه خط قرمز ماست و ما به کسی از طرف های منطقه ای و بين المللی اجازه نمی دهيم که با هدف براندازی نظام آن، در آن دخالت کنند.»<BR>
 <BR>
حوادث سوريه در دو روز اخير و به دنبال کشتار ۹۲ نفر از مردم شهر حوله وارد مرحله تازه ای شده است. اين کشتار که به گفته رييس ناظران سازمان ملل از سوی نيروهای دولت بشار اسد صورت گرفته است با محکوميت شديد بين المللی روبرو شده است. <p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18357&mi=36" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18357&mi=36</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18357&amp;mi=36</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18357&amp;mi=36</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:26 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18357&amp;mi=36</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA["مه‌‎آفرید امیرخسروی" تهدید کرد ]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/PA4Vmu4p_Q4/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>"مه‌‎آفرید امیرخسروی" تهدید کرد </b><p>7 خرداد 1391<p>متهم ردیف اول پرونده فساد مالی در جلسه امروز دادگاه خطاب به کسانی که او را تشویق به حضور در برخی از پروژه های مالی کرده بودند گفت: اگر خود آنها از حضورشان در این پرونده پرده بر ندارند در جلسه آینده دادگاه اسامی تازه ای را افشا می کند.<BR>
<BR>
<BR>
به گزارش خبر گزاری ها، در جلسه پرونده بزرگ فساد مالی مه آفرید خسروی متهم ردیف اول پرونده در جایگاه قرار گرفت و در خصوص اتهامات خود توضیح داد.<BR>
<BR>
<BR>
پیش از سخنان خسروی وکیل وی خواستار فرصت بیشتری برای مطالعه پرونده شد و گفت: من 24 جلد از 34 جلد پرونده را خوانده ام و درخواست دارم یک جلسه دیگر نیز برای دفاع از متهم به من فرصت داده شود.<BR>
<BR>
<BR>
همچنین ملاقات های من با متهم محدود بود که این موضوع مورد اعتراض قاضی پرونده قرار گرفت.<BR>
<BR>
<BR>
در ادامه مه آفرید خسروی در جایگاه شهود قرار گرفت و گفت: گفته می شود شرکت های من کاغذی و صوری است اما متهمان دیگر سخن از قصد خریداری فولاد خوزستان توسط من سخن می گویند.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی: 117 شرکت ثبت شده که 48 شرکت فعال و نیمه فعال بوده و باقی کاغذی.<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید خسروی: تک تک شرکت ها را نام ببرید تا در خصوص آن توضیح دهیم.<BR>
<BR>
<BR>
در ادامه قاضی سراج با تکرار بخش هایی از کیفرخواست متهم گفت: فساد فی الارض ، تحصیل مال نامشروع به میزان 2 هزار و 800 میلیارد تومان بخشی از اتهامات شماست.<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید با بیان اینکه از بسیاری از رشوه ها اطلاعی نداشته در خصوص اتهام رشوه به بانک صادرات اهواز گفت: این پول از دسته چک شخصی خودم برای انجام کار خیر بود و سایر پرداخت های کوچک نیز در زمان عید و به عنوان عیدی کارمندان مطرح بود.<BR>
<BR>
<BR>
وی با رد هرگونه مسئولیت در خصوص گشایش ال سی ها گفت: به هیچ وجه در تنزیل ها دخالتی نداشتم. در هنگام گشایش ها و تنظیم اسناد دخالت نداشته و تمامی آنها در سیستم بانکی تایید شدند و من تنها بانک عامل را معرفی می کردم.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی سراج خطاب به متهم گفت: آیا خیریه ای در تهران وجود نداشت که شما در اهواز کار خیر انجام می دهید بهتر است به جای انکار حقایق را بگویید زیرا این پرونده ، پرونده اسنادی است.<BR>
<BR>
<BR>
در ادامه یکی از متهمان به عنوان شهود در جایگاه قرار گرفت و از گشایش ال سی های صوری در سالهای 89 و 90 سخن گفت.<BR>
<BR>
<BR>
وی گفت: گشایش ها به حدی افزایش پیدا کرده بود که نگران کننده شده بود.<BR>
<BR>
<BR>
مطرح کردن برخی از این مسائل از سطح دادگاه بالاتر است/ پشت پرده سنگ اندازی های بانک صادرات چه کسی است<BR>
<BR>
<BR>
در ادامه جلسه دادگاه مه آفرید خسروی با بیان اینکه من از قوانین اطلاع نداشتم اما آنها که گشایش ها را انجام داده اند چرا این کار را کرده اند؟ چرا همه می خواهند همه تقصیرها را بر گردن دیگری بیاندازند. چه دست هایی پشت بانک صادرات وجود دارد؟ که برخی اتفاقات می افتد. یک سری مسائل است که از سطح این دادگاه بالاتر است و امکان طرح آن در اینجا وجود ندارد.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی: هیچ چیزی از سطح این دادگاه بالاتر نیست.<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید: نام اشخاصی است که ممکن است مطرح کردن آن تبعاتی داشته باشد.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی: ما را از ما بهتران نترسانید. در مورد گشایش ها و مستنداتتان بگویید.<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید: از نظر من به عنوان مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری امیر منصور آریا همه ال سی ها واقعی بودند.این شرکت بجز کار تولیدی، کار تجاری نیز می کند. تمام پولها یا جنس یا قراضه خریداری شده و یا به صورت شمش فروخته شده است.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی: تنزیل ها به حساب چه کسی می رفت.<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید: گردش حساب تنزیل ها در شرکت های خودشان بود.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی: پس س – خ چه کسی است؟<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید: وی کارمند گروه ملی است که کار تنزیل های شرکت فولاد خوزستان را انجام می داد و فولاد خوزستان نیز مربوط به دولت است.<BR>
<BR>
<BR>
در ادامه جلسه متهم ردیف اول با بیان اینکه برخی از پولهایی که به مسئولان داده می شد اجباری و برای راه افتادن کارهایشان بود گفت: اگر پول نمی دادیم سهمیه ما کم می شد. 9 میلیاردی که به آقای خ – الف معاون سابق وزیر صنایع داده شد برای آن بود که سهمیه شمش فولاد مارا کم نکنند. متاسفانه معاونین صنایع آدمهای سالمی نبودند و برای انجام دادن کارهایشان پول طلب می کردند من نیز تحت فشار بودم باید کارها راه می افتاد. ما تا زمانی که فقط با بانک ملی شعبه مرکزی کار می کردیم مشکلی نداشتیم.<BR>
<BR>
<BR>
متهم ردیف اول ادامه داد: از زمانی که ما گروه ملی را خریداری کردیم یک سری قصد کردند که نگذارند ما کار کنیم. آنقدر کاشکنی ها ادامه داشت تا نامه ای را به رئیس جمهور نوشتم و در آن مشکلات توضیح دادم و گفتم اگر قرار نیست ما کار کنیم بیت المال را به هدر ندهید.<BR>
<BR>
<BR>
وی با اشاره به دست های پشت پرده ای که مانع راه اندازی کارخانه ام دی اف توسط او شده بود گفت: بازرسی بانک صادرات نامه ای نوشت که گشایش انجام نشود زیرا این اعتبار از پول تنزیل است. آن زمان در حساب ما 25 میلیارد وجود داشت. چگونه بازرسی وزارت اقتصاد متوجه شد که این پول از محل تنزیل است. مگر آنها که با راه اندازی این کارخانه ضربه می خوردند. من شرکت کاغذی ایجاد نکردم من در حال ایجاد بزرگترین و مدرن ترین کارخانه ام دی اف کشور بودم نه مانند برخی افراد که تجهیزات 40 سال پیش را به کارخانه های مازندران می آورند. آنها که سهام بانک صادرات را به نازلترین قیمت خریداری کردند. آقایان ف و میم که در کار روغن هستند و نامه به مسئولان بازرگانی زده بودند که مرا از تجارت روغن  حذف کنند. آقای میم که در تجارت روغن است باید مشخص کند چرا قبل از جلسه دادگاه اعلام می کند که خسروی اعدام می شود مگر وی رئیس دادگاه است. او در حال حاضر یکی از سهامداران عمده بانک صادرات است.<BR>
<BR>
<BR>
خسروی با بیان اینکه برادر مدیرعامل سابق بانک صادرات در کار تجارت گوشت است گفت: باید مشخص شودچرا مانع ورود صد هزار تن گوشت به کشور شدند که اگر وارد می شد گوشت 5 هزار تومان ارزانتر از حالا بود.<BR>
<BR>
<BR>
پشت پرده تازه مسئولان حکومتی در پرونده فساد مالی<BR>
<BR>
<BR>
وی با بیان اینکه ستاد ویژه تحریم از من خواسته بود که به بخش خصوصی ورود پیدا کنم و به دولت کمک کنم. من به رئیس کمیسیون سابق امنیت ملی مجلس از فسادهای مالی با باج هایی که از من خواسته شده بود توضیح دادم اما وی فقط سر تکان داد. من در خصوص باج خواهی به آیت الله شاهرودی نیز توضیح دادم.<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید امیرخسروی ادامه داد: رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس باید به این سؤال پاسخ دهد که من بارها به او گفته بودم که از من باج‌خواهی می‌شود من حتی به  رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس بارها گفته بودم که عده‌ای از من باج خواهی می‌کنند.<BR>
وی با بیان اینکه بسیاری از نمایندگان مجلس با من تماس می‌گرفتند گفت: آنها باید قسم بخورند که من به آنها گفته‌ام که در کشور فساد است یا خیر.<BR>
<BR>
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس وقتی به او گفتم که فساد در کشور وجود دارد فقط سرش را تکان داد.<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید با تاکید بر اینکه نمایندگان مجلس به من زنگ می زدند نه من به آنها، گفت: پرینت تلفن های مرا را بگیرد من به کدام نماینده زنگ زده ام؟ چرا من را محدود کرده اید و اجازه مصاحبه نمی دهید . آنها که مرا تشویق می کردند که برای کمک به دولت در مقابل تحریم ها وارد شوم چرا سکوت کرده اند. <BR>
<BR>
<BR>
قاضی: شما دفاع نمی کنید شانتاژ می کنید اما اشکال ندارد.<BR>
<BR>
<BR>
مه‌آفرید ادامه داد: من از خودم دفاع نمی‌کنم بلکه از عملکرد گروهم دفاع می‌کنم کسانی که الان مثل موش پنهان شده‌اند باید الان جواب بدهند. یکی از مسئولان با من جلسه امنیتی گذاشت و خودش را مشاور امنیتی موضوع تحریم عنوان کرد و به من گفت: برو خارج از کشور شرکت تأسیس کن. آقای ر شما رابط پیش من نفرستادید؟<BR>
وی خطاب به نماینده یکی از شهرهای شمالی کشور در مجلس شورای اسلامی گفت: آیا شما نبودید که از من می‌خواستید پیگیر پروژه‌ها باشم چرا آقای الف معاون وزیر اقتصاد الان باید در مسئولیت باشد.<BR>
<BR>
مدیرعامل گروه آریا درباره تأسیس بانک آریا گفت: تأسیس بانک آریا برای بحث تحریم مطرح شد و همه مسئولان در جریان بودند و یک میلیارد دلار هم برای این موضوع در نظر گرفته شد اما هیچ کس شهامت ندارد بگوید در جلسات ساعت 12 نیمه شب چه گذشت.<BR>
<BR>
وی ادامه داد: از همین جا خطاب به این مسئولان می‌گویم تا زمان جلسه بعدی دادگاه یا خودشان موضوع را به رهبر انقلاب بگویند که ما برای کمک به دولت جلو آمده بودیم وگرنه اسامی همه آنها در جلسه بعد با مدارک افشا خواهم کرد.<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید: آقای م – ر  با من جلسه ای گذاشت که در مقابل تحریم ها کمک کنم اما چرا حالا شهامت این موضوع را ندارد که این مسئله را بیان کند. چرا معاون وزیر باید با وجود اسنادی که بر علیه اش وجود دارد در مقابل دستگیری مصون باشد.<BR>
<BR>
<BR>
وی با تاکید بر اینکه بانک آریا برای مقابله با تحریم ها ایجاد شد گفت: همه مسئولان در جریان هستند اما از ترس چنین موضوعی را نمی گویند. من هشدار می دهم تا جلسه بعدی آقایانی که به من گفتند در جهت منافع کشور وارد این کار شوم یا خودشان اعتراف کنند یا همه را با سند به دادگاه می گویم.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی: پیش از شما خواهرزاده آقای الف – میم در این خصوص توضیح داد.<BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید: آنها نیستند. منظور من گروه دیگری است. این ادمها تصمیم گیر نیستند. چرا وزارت اطلاعات افرادی را برای پست های مهم کشور تایید می کند که مانند خاوری دو ملیتی هستند. آقای خاوری واضح به من گفت برای آنکه سقف اعتباراتش را بالا ببرم به من پول بده. خاوری را چه کسی فراری داد؟ من هشدار می دهم، دیدار با آقای "م – ر" در خانه اش و پارک لویزان اولین هشدار است.<BR>
<BR>
<BR>
قاضی پرونده خطاب به متهم ردیف اول گفت: دیدارهای شما با مقامات جرم نیست بلکه خروج 2 هزار و 800 میلیارد تومان از طریق سیستم بانکی از طریق رشوه اتهام شماست. <BR>
<BR>
<BR>
مه آفرید خطاب به قاضی سراج گفت پس مسائل را عمقی و ریشه ای نمی بینی.<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18356&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18356&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18356&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18356&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:25 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18356&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[بیش از 90 نفر در نتیجه گلوله باران شهر حوله در سوریه کشته شدند]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/OsX3AqZBMRI/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>بیش از 90 نفر در نتیجه گلوله باران شهر حوله در سوریه کشته شدند</b><p>7 خرداد 1391<p>مسکو، 6 خرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ بیش از 90 نفر در نتیجه گلوله باران شهر حوله در سوریه توسط ارتش دولتی این کشور کشته شدند که دست کم 25 نفر از آنها کودک هستند. این مطلب را خبرگزاری "فرانس پرس" با استناد به مرکز نظارت بر حقوق بشر سوریه مقیم لندن گزارش داده است.<BR>
 <BR>
رییس این مرکز در گفتگو با خبرنگار "فرانس پرس" اطلاع داد: "بیش از 90 نفر در نتیجه گلوله باران شهر حوله در استان حمص به قتل رسیدند که دست کم 25 نفر از آنها کودک هستند".<BR>
 <BR>
پیشتر رسانه های گروهی از کشته شدن 50 نفر در شهر حوله خبر داده بودند.<BR>
 <BR>
بیش از یک سال است که اعتراضات ضد دولتی در سوریه ادامه دارد و این اعتراضات در ماه های اخیر به بروز درگیری های مسلحانه خشونت باری میان اپوزیسیون و نیروهای دولتی منجر شده است. تقریبا هر روز اخباری در مورد کشته شدن افراد غیر نظامی و همچنین نظامیان دریافت می شود. طبق اطلاعات سازمان ملل متحد شمار کشته شدگان در سوریه از 9000 نفر تجاوز کرده است.  <BR>
 <BR>
مقامات سوریه بنوبه خود می گویند بیش از دو هزار نفر از نظامیان و ماموران پلیس این کشور در جریان نبردها با جنگجویان بخوبی مسلحی که از خارج کمک دریافت می کنند، کشته شده اند.<BR>
 <BR>
در حال حاضر آتش بس میان شاخه مسلح اپوزیسیون و نیروهای مسلح دولتی سوریه طبق طرح کوفی عنان برقرار است که اجرای آن از 12 آوریل آغاز شده است.<BR>
 <BR>
طرح "کوفی عنان" نماینده ویژه سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب برای رفع بحران سوریه اجرای تعدادی از تعهدات از سوی دولت و اپوزیسیون سوریه از جمله قطع خشونت مسلحانه تحت کنترل مکانیزم ویژه سازمان ملل، کمک رسانی بشر دوستانه به آسیب دیدگان و بکار انداختن مکانیزم گفتگوی جامع میان نیروهای سوری را در نظرمی گیرد. شورای امنیت سازمان ملل متحد روز 21 مارس به اتفاق آرا از طرح "کوفی عنان" نماینده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب حمایت کرده و در این رابطه بیانیه رییس شورای امنیت صادر شد.<BR>
 <BR>
گروه اول ناظران سازمان ملل متحد که قرار است بر اجرای طرح صلح کوفی عنان نظارت کنند، 15 آوریل وارد دمشق شد. حالا گروه ناظران به بیش از 270 نفر افزایش یافته است.<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18355&mi=36" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18355&mi=36</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18355&amp;mi=36</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18355&amp;mi=36</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:24 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18355&amp;mi=36</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[ایران؛ رتبه اول مصرف تریاک در دنیا ]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/9tdiiFxJsm4/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>ایران؛ رتبه اول مصرف تریاک در دنیا </b><p>6 خرداد 1391<p>ایسنا: مدیرکل حوزه ریاست پزشکی قانونی کشور گفت: اکنون بحران کشور، مصرف تریاک، هروئین و شیشه است.<BR>
<BR>
قدیرزاده در همایش «آشنایی با مواد مخدر و روان‌گردان‌ها، علائم و عوارض جسمی و روانی و راه‌های تشخیص آزمایشگاهی» افزود: از زمان صفویه تاکنون ایران بزرگ‌ترین مصرف‌کننده تریاک بوده است. این در حالی است که در دنیا حشیش، بیشترین مصرف را دارد.<BR>
<BR>
وی اظهاركرد: در حال حاضر در دنیا مصرف تریاک دارای رتبه چهارم است، ولی ایران در این زمینه رتبه اول را دارا است.<BR>
<BR>
قدیرزاده، با بیان اینکه روانگردان‌ها منشا مرفین ندارند، ولی مواد مخدر منشا مرفین دارند، تصریح کرد: مواد روانگردان، مواد شیمیایی هستند که روی عملکرد مغز تاثیر گذاشته و باعث علائم اولیه چون سرخوشی، تمرکز حواس، افزایش هوشیاری و افزایش انرژی می‌شود و قشر دانشجو و دبیرستانی، ورزشکاران، کارگران و همچنین بانوان برای لاغری، افرادی هستند که گرایش بیشتری به مصرف روانگردان‌ها نشان می‌‌دهند. <p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18354&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18354&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18354&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18354&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:23 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18354&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>علمی</category><category>تاریخی</category><category>history</category><category>science</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[آسیب پذیری!(1) وشکست ناپذیری انسان! / ترجمه: ملیحه رهبری]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/NtE0oosqwrE/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>آسیب پذیری!(1) وشکست ناپذیری انسان! / ترجمه: ملیحه رهبری</b><p>6 خرداد 1391<p>ترجمه: ملیحه رهبری<BR>
مجله فلسفی- سلسله بحث های فلسفی ازفلیپ تروفولت.<BR>
<BR>
آسیب پذیری!(1) وشکست ناپذیری انسان!<BR>
<BR>
قسمت اول:<BR>
" آنچه که زندگی( فردی) ازآن تشکیل شده است وعناصری که این زندگی را می سازند، چیزهای خیلی زیادی نیستند.زندگی( فردی) ازچیزهای ساده وکوچکی تشکیل می شوند که این عناصر به یکدیگر متصل هستند و نظم و سرو سامانی را به زندگی فرد می بخشند. اما ناگهان حادثه ای مثل رعد و برق یا طوفانی فرود می آید و توسط یک خبر یا حادثه این نظم عادی یا آرامش به آتش کشیده می شود و آن سرو سامان از هم پاشیده می شود...."<BR>
<BR>
رافایل: شما داستان "آقای پاقونت" اثرگویی دوماپاسانت را خوانده اید؟<BR>
 بلانژ: بله! داستان جالبی بود؟<BR>
رافایل: زمان درازی است که آن را خوانده ام ولی هنوز آن را در خاطرم دارم. داستان ازمردی به نام پاقون صحبت می کند. مردی که انسان خوبی است وسعی می کند که درست زندگی کند و از آن بهره بگیرد اما در زندگی خانوادگی و با همسرش مشکلاتی دارد و دچار پیچیدگی هایی می شود. خلاء های عاطفی او موجب می شوند که تمام عشق وعلاقه بی پایان خود را معطوف به تنها فرزند پسرش" جورج" کوچک کند که تنها سعادت او در زندگی است. یک روزپاقون متوجه می شود که زنش او را فریب می دهد و با مردی به نام "لیموزاد" رابطه دارد که دوست خانوادگی آنهاست وپاقون مناسبات دوستانه نزدیکی از زمان نوجوانی با او دارد. پاقون نه تنها براین باوراست که زنش هیچگاه او را دوست نداشته است بلکه متوجه می شود که او همیشه "لیموزاد" را دوست داشته است وحتی قبل ازآشنایی اش با پاقون و تنها به دلیل پول پاقون با او ازدواج کرده است ولیموزاد نیز پدر "جورج" کوچک است. پس از کشف این خیانت، ناگهان و درفاصله چند لحظه، این مرد درهم می شکند و تمام زندگی او فرو می ریزد. تمام آنچه که به عنوان زندگی ساخته وبرپا کرده بود، دریک "آن" فرو می ریزد و ازهم می پاشد! آن تاکتیکی که محبت به فرزندش را جانشین حفره وخلاء عاطفی با همسرش کرده بود وزندگی عاطفی خود را با آن نجات داده بود، آنهم پایان می یابد. وخیلی آسان زندگی اش درهم شکسته می شود.  درزندگی تجربیات و رویدادهایی هستند که آسیب پذیری بشر را آشکار می کنند. آیا اینطور نیست؟<BR>
تیتر: زندگی( فردی) از چیزهای ساده وکوچکی تشکیل می شوند که این عناصر به یکدیگر متصل هستند.<BR>
بلانژ: بله همینطور است! آنچه که زندگی( فردی) ازآن تشکیل شده است وعناصری که این زندگی را می سازند، چیزهای خیلی زیادی نیستند.زندگی( فردی) ازچیزهای ساده وکوچکی تشکیل می شوند که این عناصر به یکدیگر متصل هستند و نظم و سرو سامانی را به زندگی فرد می بخشند. اما ناگهان حادثه ای مثل رعد و برق یا طوفانی فرود می آید و توسط یک خبر یا حادثه این نظم عادی یا آرامش به آتش کشیده می شود و آن سرو سامان از هم پاشیده می شود. حس وحال خاصی به انسان دست می دهد.<BR>
رافایل: شوک وارد شده به دلیل رعد و برق نیست بلکه این شوک به خاطر آن حفره وخلاء( دره هولناکی) است که آشکار وقابل رؤیت می شود که تو آن را نمی دیدی!<BR>
بلانژ: منظورم همین است که یک چنین رعد وبرقی یک شکاف یا شکستگی را آشکار می کند. با تلاش ها وتحرکات روزانه در زندگی سعی می کنیم که این حفره وخلاء ها را بپوشانیم تا آشکار یا کشف نشوند. می خواهم بگویم که معمولی بودن، چنین امکانی را میسر می سازد که یک قلمرو امن برای خود ایجاد کنیم ودرگیری( با تضادها) ایجاد نکنیم اما ناگهان لحظاتی پیش می آیند که آن نظم(عادت) از هم گسسته می شود و آنچه که بردوش ما سنگینی می کرده است(آن تضادهای پنهان) آشکار می شوند.<BR>
تیتر: در ما حفره وخلاء هایی هستند که سعی درپنهان کردن آنها داریم تا آشکار نشوند.<BR>
رافایل: شما صحبت ازآشکار شدن می کنید. به این معنا که ما تلاش می کنیم تا زندگی دلخواهی به وجود بیآوریم اما در ما( زندگی ما) حفره وخلاء هایی هستند که آنها را حس می کنیم اما سعی درپنهان کردن آنها داریم تا آشکار نشوند.<BR>
تیتر: اگرآن احساس بنیانی و اولیه درد و رنج نباشد، نیاز به ایمنی هم وجود(معنایی) نخواهد داشت.<BR>
بلانژ: بله فکر می کنم که دراساس و به گونه ریشه ای نیازمند به احساس اعتماد وامنیت هستیم. ازهمینجاست که فقدان اعتماد وامنیت( رنج آن) معنی پیدا می کند. دراین زمینه فیلسوف جان لاک هم معتقد بود که این احساس ناامنی یا عدم اعتماد درطبیعت بشری وجود دارد.<BR>
رافایل: بدون آن نیاز به ایمنی هم معنا نخواهد داشت.<BR>
بلانژ: بدون آن زندگی غیر دینامیک خواهد بود و مثل موتور محرکی است تا بتوانیم عمل کنیم.<BR>
تیتر: آسیب پذیری تنها یک لعنت و نفرین در زندگی نیست.<BR>
بلانژ: آسیب پذیری تنها یک لعنت و نفرین در زندگی نیست. بلکه چیزی است که نمی توانیم آن را ازخود زندگی جدا کنیم.<BR>
درقسمت دوم بحث به تصویری نگاه میکنیم که عکاس ژاپنی توموریو سازاکی از یک خیابان در بندر ژاپنی "می نامی زانریکا" بعد ازحادثه سونامی وبعد از بازسازی شهر که به کلی ویران شده است، گرفته است. شهر17 هزار سکنه داشت که بعد از سونامی در11 ماه مای درسال 2011 فقط هشت هزار نفر زنده ماندند. عکس همه چیز را عالی نشان می دهد. عکس یک شهر کوچک وآرام را نشان میدهد با شمار کثیر پیران که به طور معمولی درژاپن زیاد هستند. درمجموع گوییکه از آثار شوم سونامی چیزی دیده نمی شود. و این دقیقا و درست یک عکس فریبکارانه است. ازنمونه کارهایی درعکاسی است که عالی تنظیم می شوند تا اعتماد ایجاد کنند که همه چیز منظم و مرتب درسرجای خودش قرار دارد. حتی برق نگاه آدمها را چنان منعکس کرده است که گویی با محیط دور و بر خود در تعادل به سر می برند و بدون مشکل می باشند و بین آنها ومحیط شان وحدت کاملی وجود دارد. خیابان آرام و تمیز وخانه های کوچک نوساز در دو سوی خیابان ویک صحنه از زندگی کاملا روزمره وعادی مردم را نشان می دهد. در این سن و صحنه تلاش شده است که ازچیزی فاصله گرفته شود. تلاش شده است که بازگشت به یک شرایط کاملا نرمال را نشان دهد. اگر به عکس دوم نگاه کنیم که این خیابان را بعد از فاجعه سونامی نشان می دهد، یک تراژدی مطلق است. درحادثه سونامی این خیابان وتمام ساختمان های آن به کلی ویران می شوند و تا کیلومترها چیزی جزویرانی دیده نمی شود. ازخیابان تنها چیزی که باقی مانده بود، خط کشی وسط خیابان بود که درهردوعکس دیده می شود. درمقایسه دوعکس ازاندک آثار باقی مانده می توان فهمید که همان خیابان قبلی است.<BR>
عکس هایی که ازفاجعه سونامی از این خیابان گرفته شده اند، خیلی تکان دهنده هستند. در زمانیکه این حادثه اتفاق افتاده بود، آسیب های حاصل از آن اعتمادی باقی نمی گذاشتند؟ هیچ چیز باقی نمانده بود. همه چیز نیست ونابود شده بود. وقتی دریک جایی زندگی می کنیم و به کلی ویران می شود وبعد دوباره یک چیز جدیدی به جای آن ساخته می شود که به آن عادت نداریم، رابطه ما با آن فرق می کند و آدم نیاز دارد که خود را با مکان نامأنوس دوباره تنظیم کند. زیرا فرق دارد با شهر یا مکانی که یک عمر محل زندگی ما بوده است. همانگونه که سارتر در کتاب "بودن یا نبودن" خود توضیح می دهد و گوییکه از یک زلزله صحبت می شود. بعد از بازسازی(آن مکان) نیز همه چیز کاملا تغییر کرده است. برقراری نظم جدید مانع ازآن می شود که از"نبودن" مرگ و نیست و نابودی صحبت کرد. درتصویری که شاهد فاجعه هستیم، می توانیم قاطعانه از یک "نیست ونابودی" صحبت کنیم. این نیرو وقدرت مهیب ویرانگر زندگی عادی وآرامش وامنیت واعتماد مردم را به هم ریخته است.<BR>
رافایل: نتیجه آن یک ناامیدی شدید است.<BR>
بلانژ: به طورمعمول به محیط خود و نظم حاکم برآن عادت داریم اما ناگهان هرج و مرج به وجود می آید وچنان نابود می شود که نمی توان از"بودن" صحبت کرد. اما بعد از مدتی یک زندگی یا نظم جدیدی به وجود می آید اما مطابق انتظار مردم نیست. مردم انتظار ندارند که با نابودی روبه رو شوند وطبیعت آنها را به خاک سیاه بنشاند. نیست ونابودی برخلاف انتظار بشر پیش می آید درحالیکه آسیب پذیری درکانون هستی بشرنهفته است. درجهان هستی ودر محیط زیست بشری این تهدید وجود دارد.<BR>
رافایل: درحادثه سونامی نه تنها این ویرانگری و آسیب دیدگی( نیست ونابودی) ازسوی طبیعت بود بلکه به دست بشر نتایج بدتری هم داد. زیرا سونامی توانست به نیروگاه های هسته ای آسیب برساند ویک سلسله ویرانی به دست طبیعت وتمدن بشری مثل مارپیچ به یکدیگروصل شدند.<BR>
بلانژ: دراینجاست که من مستمرا به یاد فیلسوف اتریشی گونته اندرس می افتم. او درسال 1948 و پس از دیدارش ازهیروشیما وناکازاکی کتابی نوشت. اومعتقد بود که سه تهدید اساسی وپایه ای برای آسیب پذیری بشر وجود دارد: سه شیوه بنیادین ناامنی که نتایج اسف باری به بارمی آورند. اولی تهدیدات طبیعت است. دومی: تهدیدات به کارگیری زور واعمال بی رویه به دست بشر است وسوم تهدیدات حاصل از تکنیک ( نقش تکنولوژی و آسیب دیدن رآکتورهای اتمی درفاجعه سونامی) و رشد تکنیک است. و سونامی یک سلسله به هم پیوسته از این تهدیدات بود. قدرت ویرانگرطبیعت وخطرات تکنیک وتهدیدات تکنولوژی.<BR>
رافای: آیا می توان فلسفه آموخت یا آموزش داد بدون آنکه این پدیده بنیادین آسیب پذیری وناامنی بشر را درمدنظر نداشت؟ می توان فیلسوف بود بدون آنکه خود را(دراعماق اندیشه خود) با این نیروی ویرانگر درگیر نکرد که هستی انسان را درمعرض نابودی قرارمی دهد؟ آیا یک فیلسوف می تواند به آن بی توجه باشد ویا آن را بی اهمیت بداند؟ واگرچنین باشد مثل این است که ما همه کاری می کنیم تا خود را گول بزنیم و فریب بدهیم وبه یک آرامش کامل بخوانیم. و به کلی فراموش کنیم که چگونه "آسیب پذیری" می تواند یک انسان( مثل پاقون) یا یک جامعه بشری را مثل فاجعه سونامی قربانی کند و به کلی ازهستی خود ساقط کند وازیک لحظه به لحظه بعدی مرگ با خود به همراه آورد؟ آیا فیلسوف بودن به این معنا نیست که این پدیده آسیب پذیری را که می تواند مستمرا برما تسلط می یابد و رشد کند و ما را مأیوس از ادامه زندگی می کند، آگاهانه بپذیرم و درپهنه فلسفه آن را آموزش دهیم؟<BR>
بلانژ: من فکرمی کنم که "فلسفه" امروز یک دوران محک ارزشی و آزمایشی خود را می گذراند. و باید به ما به طورخاص بیآموزد که ما آسیب پذیریم. یک زمان طولانی فلسفه بریک چنین مجموعه متکبرانه ای اصرار می کرد و براین اساس بود که ما را آسیب ناپذیر و رویین تن بنمایاند. <BR>
به این معنی که مشکل در اندیشه شماست و نه در نظم جهان. من اینطور<BR>
فکرمی کنم که  نظم این جهان به طور مستمر توسط (موجودیت) بشر به هم می ریزد. از این طریق که استفاد غلط ازآن می شود وآسیب به آن وارد می کند.<BR>
تیتر: ما درعصری قدم نهاده ایم که هراس و ناامنی درآن بی پایان است.<BR>
آدم می تواند، فلسفه امروزی را چنین فهم کند که در"آسیب پذیری" یک امتحان نهفته است وباید آن را پذیرفت؛ چه به گونه فردی و یا در محیط پیرامون یا جهان ما وجود دارد. زیر ما قدم دریک عصری نهاده ایم که به فیلسوف گونته آندرس،  ناامنی و هراس را دراین عصر بی پایانی نامیده است. به نظر من این هراس درذات ما و با هستی ما آمیخته است.<BR>
رافایل: اما آیا به راستی این هراس بی پایان مربوط به یک عصر است؟ نگاه کنید دراینجا ما تصویر دست مجروح یک مرد را می بینیم که صحنه ای از یک فیلم است و مرد خودش دستش را به شدت مجروح کرده و آنهم به شدتی که نمی توان به آن نگاه کرد. درابتدا انسان فکر می کند که کس دیگری(حریفش) او را مجروح کرده است اما درپایان داستان مشخص می شود که خودش اینکار را کرده است. فردیتش و یا مبتلا بودنش به بیماری  اسکیزوفرنی چنان قوی است که از این طریق می  خواهد روشن سازد یا بگوید:« قبول کن که خداوند تو را دوست ندارد!» اومی خواهد با نشان دادن این دردی که برخودش وارد آورده است از یک واقعیت جدی و ازشدت آن صحبت کند. ازحقیقت تلخ بی اعتنایی به جهان وبه چیزهایی که وجود دارند. می خواهد آنها را دربرابر دیده جهانیان قرار دهد.<BR>
بلانژ: درعمل میخواهد نشان دهد که آسیب دیدن یا آسیب پذیری بشری با وجود یک "زخم" همراه است. و فرد آسیب دیده رنج های حاصل از آن زخم را درخویش حمل می کند. درمفهوم آسیب پذیری ما به هردو نکته توجه می کنیم. فرد آسیب دیده می تواند خودش عاملی باشد که زخم و درد و رنجی به او برسد و یا همانگونه که "یوده باتلر" می نویسد: ما می توانیم از جانب کس یا کسانی آسیب ببینیم که حتی او یا آنها را اصلا نمی شناسیم و ممکن هم هست که هیچوقت هم نشناسیم.<BR>
مثلا کسانی که درجریان 11 سپتامبرمجروح شدند وآسیب دیدند. آنها به گونه مرگباری ازجانب کسانی آسیب دیده بودند که اصلا آنها را نمی شناختند.<BR>
رافایل: برای ما هنوز هم خاطره دیدن تصاویر کسانی که از شدت یأس ازآسمانخراش به پایین می پریدند، دردناک است.<BR>
بلانژ: درانسان احساس همدردی با کسانی که آسیب دیده هستند، برانگیخته می شود.<BR>
رافایل: درک آسیب دیدگان یک وسیله است که در ما احساس همدردی و ایثار را بر می انگیزد تا بتوانیم حال و روز( درد) کسانی را حس کنیم که خودمان به درد آنها مبتلا نیستیم.<BR>
بلانژ: درست است. دراینجاست که من به کانون آسیب پذیری اشاره می کنم که چگونه از یک آسیب پذیری جمعی، یک احساس همدردی بشری و اتحاد جمعی به وجود می آید، نسبت به کسانی که همه چیز خود را ازدست می دهند و ازهستی خود ساقط شده اند. در تصویر این مرد که خودش دستش را زخمی نموده است آدم می بیند که چه شدتی درد او دارد که دراثر آن درد، پوستش پیر شده است، جالب این است که او خودش این درد را برخویش تحمیل کرده است.<BR>
تیتر: گاه ازطریق جراحاتی که انسان برخود روا میدارد، می خواهد دیگران را ازآسیب دیدن، حفظ کند.<BR>
بلانژ: گوییکه می خواهد این را بگوید که انسان می تواند به خودش آسیب برساند ولی در برابر رنج آسیب دیدگی  قادر و توانمند برتحمل کردن آن است. یا از طریق رنجی که انسان برخود تحمیل می کند، می خواهد از رسیدن صدمه به دیگران جلوگیری کند. یا آسیب رساندن به خود می تواند واکنشی باشد برای اینکه چنان دیگران را مثل خودت دوست داری که نمی خواهی به آنان آسیبی برسد.<BR>
رافایل: مورد آسیب رساندن به خود در بهترین شق آن می تواند به این معنا باشد: اول اینکه آن فرد می خواهد ازطریق زخم  و درد غیرقابل تحمل خود دیگران را به موضوعی حساس کند. در بدترین شق آن می تواند یک روش فریبکارانه باشد که به وسیله این زخم و دردی که همه می بینند، می خواهد رنجی را که خود او بر دیگری وارد کرده است،  بپوشاند. [مظلوم نمایی کند.]<BR>
بلانژ: انسان می تواند آسیب دیدگی خود را نشان دهد که از دست دیگران است یا اینکه ربطی به دیگران ندارد.<BR>
رافایل: من وقتی به آسیب پذیری فکر میکنم ، این امر را متوجه خودم می دانم.<BR>
بلانژ: آسیب دیدگی یک امر ضد و نقیضی است. به تجربه شخصی ما ازچگونگی این امر مربوط می شود.<BR>
رافایل: می تواند آسیب پذیری به بینش و دیدگاه ما مربوط باشد و درک ما ازآنچه که اتفاق می افتد.<BR>
احتمالا از داستان "اپییکتت" تاریخ نویس اطلاع دارید. او طرفدار نوعی از فسلفه به نام رواقیون بود و برای آزادی بردگان تلاش کرد و معتقد بود که کمبود آزادی با قدرت ارتباط دارد؛ حداقل برای تاریخ شناسان. سابقا که خودش یک برده بود و وقتی که اربابش ازاو ناراضی بود، به او می گفت که حرف گوش کن! وبعد برای آزار دادن او آنقدر قلم پای او را فشار میداد تا بشکند و بعد با قیافه حق به جانبی به او می گفت:« ببین! آیا به تو نگفتم که استخوانهایت می توانند بشکنند!»<BR>
دربخش بعدی بحث مان دربرابر یک عکس ازشکنجه یک انسان (یک صحنه از یک فیلم) قرار داریم. در این عکس قهرمان به دست حریف گرفتارآمده است و دست بسته و لخت روی صندلی بسته شده است و حریف با بی شرمی درحال شکنجه اوست تا به حرف بیآید. اما قهرمان فیلم مقاومت می کند و حتی شکنجه گرش را تحریک می کند و به اومی خندد و به او می گوید که جهان چه قضاوتی درباره شما خواهد کرد وقتی که بفهمد به این طریق نازل وپست مرا کشته اید؟ با اینکه قهرمان فیلم واقعی نیست و شخصیتی فانتزی است اما یک چیز واقعی است و آنهم نیروی مقاومت انسان است که یک نکته جدی و قابل توجه است. این نیروی مقاومت چیست؟ چطوری انسان می تواند به آن دست یابد یا در خدمت خود بگیرد؟ <BR>
ادامه دارد...<BR>
خرداد 1391 برابر با ماه مآی 2012<BR>
بحث درباره آسیب پذیری که رافایل آنتوون (فیلسوف) با گویی لو بلانژ نموده بود.  <BR>
<BR>
Philosophie Magazine<BR>
Philosophie Verletzlichkeit<BR>
Doku-Reihe  vom Philippe Truffault<BR>
Frankreich 2012, Arte F<BR>
<BR>
اسامی به لاتین:<BR>
.<BR>
Guy de Maupassant<BR>
Herr Parent<BR>
Guillaume Le Blang<BR>
Raphael Enthoven<BR>
John Locke<BR>
Tomohiro Sasaki<BR>
Tsunami<BR>
Minami Sanriku<BR>
Jean-Paul Sartre<BR>
Das Sein und das Nichts<BR>
Günther Anders<BR>
تیتر بحث ها:<BR>
-1Ein Leben besteht aus Kleinigkeiten, die ineinandergreifen.<BR>
-2Die Alltäglichkeit ist die Möglichkeit, sich eine vertraute Sphäre zu sichern.<BR>
-3Wir tragen einen Riss in uns, den wir uns selbst verbergen wollen.<BR>
-4Ohne das Grundgefühl des Unbehagens gäbe es kein Sicherheitsbedürfnis.<BR>
-5Verletzlichkeit ist nicht nur ein Fluch.<BR>
-6Das normale Leben ist das Bestreben, die Ungewissheit abzuwenden.<BR>
-7Drei grundsätzliche Bedrohung 1/ die Naturgewalten<BR>
2/Gewalt des Menschen 3/Die Technik<BR>
-8Kann man Philosophie betreiben, ohne diese Verletzlichkeit zu lehren?<BR>
-9Die Philosophie bestand lange darin, uns unverletzlich zu machen.<BR>
-10Die Philosophie muss die Verletzlichkeit in uns selbst erkennen.<BR>
-11Wir betreten eine Epoche der Endlosigkeit der Unsicherheit.<BR>
-12Verletzlich zu sein, bedeutet, sich eine Wunde zuziehen zu können.<BR>
-13Wir können von Menschen verwundet werden, die wir nicht kennen.<BR>
-14Wie kann menschliche Verbundenheit mit den verwundbaren entstehen?<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18353&mi=18" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18353&mi=18</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18353&amp;mi=18</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18353&amp;mi=18</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:22 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18353&amp;mi=18</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[ارسال ایمیل برای ایرانیان مقیم آلمان درباره فتوا علیه شاهین نجفی]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/URaiTA0iAZg/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>ارسال ایمیل برای ایرانیان مقیم آلمان درباره فتوا علیه شاهین نجفی</b><p>6 خرداد 1391<p>به گزارش روزنامه‌ی آلمانی "زوددویچه"، اخیرا برای شماری از ایرانیان ساکن آلمان ایمیل بسیار ویژه‌ای فرستاده شده که در آن توجه آنان به موضوع فتوای ارتداد شاهین نجفی، هنرمند ایرانی مقیم آلمان جلب شده است. <BR>
<BR>
<BR>
روزنامه‌ی آلمانی زوددویچه نوشته است که این ایمیل به ظاهر بی‌خطر می‌تواند برای شاهین نجفی هنرمند ایرانی در تبعید خطر جانی داشته باشد. این روزنامه پرسیده است که آیا فرستندگان این ایمیل را باید در میان محافل دیپلماتیک جستجو کرد؟<BR>
<BR>
 به نوشته‌ی این روزنامه‌ی آلمانی، شاهین نجفی که از سال ۲۰۰۵ در تبعید آلمان بسر می‌برد، در حال حاضر در جایی در آلمان پنهان شده است. این هنرمند ایرانی که روحانیانی از ایران او را با فتوایی مرتد خوانده‌اند، بابت زندگی خود بیمناک است.<BR>
<BR>
در ادامه‌ی این گزارش آمده است که این هنرمند ۳۱ ساله حق هم دارد که بیمناک باشد. وی در اوایل ماه مه ترانه‌ی رپی به نام "نقی" منتشر کرد که چند تن از روحانیان بلندپایه‌ی شیعه آن را توهین به مقدسات محسوب کردند. بسیاری از پاسداران دین در این میان در ایران فتوایی صادر کرده‌اند.<BR>
<BR>
روزنامه‌ی " زوددویچه" می‌افزاید که محافل معینی در آلمان به این مساله دامن می‌زنند و این فتوا را پخش می‌کنند. این روزنامه می‌پرسد: آیا دیپلمات‌های جمهوری اسلامی ایران که کشور خود را در آلمان نمایندگی می‌کنند نیز در میان این افراد هستند؟<BR>
<BR>
 روزنامه‌ی آلمانی در ادامه‌ی گزارش خود خاطر نشان ساخته است که اخیرا برای شماری از ایرانیان مقیم آلمان ایمیل کاملا ویژه‌ای فرستاده شده است که با "بسم‌الله الرحمن الرحیم" آغاز می‌شود و در آن توجه مخاطبان نامه به حکم ارتداد شاهین نجفی جلب شده است. در این نوشته از "توهین به مقدسات شیعی" سخن در میان است و هنرمند ایرانی "ملعون" خوانده شده است.<BR>
 <BR>
اظهارات یکی از گیرندگان ایمیل<BR>
<BR>
 یکی از گیرندگان این ایمیل گفته است که آن را از طرف یکی از کارمندان کنسولگری ایران در مونیخ دریافت کرده است. نام فرستنده در این ایمیل موجود و در اختیار روزنامه‌ی "زوددویچه" است. این ایمیل در روزهای پیش از آن به کرات ارسال شده و از این امر برمی‌‌آید که این نامه‌ی الکترونیکی به‌طور منظم به آدرس ایرانیان متعددی در آلمان فرستاده شده است. روزنامه‌ی "زوددویچه" می‌پرسد که آیا این کار توسط همکاران کنسولگری انجام گرفته که از نظر اداری به آدرس‌ها دسترسی داشته‌اند؟<BR>
<BR>
 به گزارش این روزنامه‌ی آلمانی، سفارت ایران در برلین اعلام کرده که این ایمیل از طرف سفارت و کنسولگری‌های ایران در آلمان فرستاده نشده است. این سفارت چنین امری را "اکیدا" تکذیب کرده است. روزنامه‌ی "زوددویچه" می‌پرسد که ولی آیا ممکن است کارمندان کنسولگری از اطلاعات و ارتباطات خود برای این اقدام استفاده کرده باشند؟<BR>
<BR>
 به گزارش روزنامه‌ی آلمانی، سخنگوی سفارت ایران در آلمان گفته است: «ممکن است کسی این امکان را داشته که آدرس‌ها را به دست بیاورد. ولی ممکن است چیز دیگری هم باشد». وی تاکید کرده که چنین کاری رسما صورت نگرفته است و هرگز هم تصمیمی برای "ارسال چنین ایمیلی" وجود نداشته است. به گفته‌ی این سخنگو، سفیر ایران در آلمان از چنین ظنی برآشفته است و این مساله را تکذیب کرده و گفته که «ما قوانین را رعایت می‌کنیم».<BR>
<BR>
روزنامه‌ی "زوددویچه" نوشته که مدیر برنامه‌های شاهین نجفی، وقتی روز پنجشنبه از طریق روزنامه‌ی یادشده از وجود چنین ایمیل‌هایی مطلع شده یکه خورده است. او گفته است که در روزهای گذشته وضع وخیم‌تر شده است. در این میان پنج فتوا در ایران در مورد هنرمند ایرانی صادر شده است. وی در حال حاضر در محلی مخفی در آلمان بسر می‌برد و تحت محافظت پلیس آلمان است.<BR>
 <BR>
موردی برای مراجع قضایی آلمان؟<BR>
<BR>
 در گزارش روزنامه‌ی آلمانی آمده است که مراجع قضایی آلمان در یک ارزیابی اولیه و موقت دلیلی برای اقدام در مقابل این ایمیل نمی‌بینند. از نظر قوانین آلمان محتوای این ایمیل شامل فراخوان به قتل و کشتن نیست که اصل "خدشه‌دار کردن صلح عمومی" و نقض قوانین جزایی را شامل شود، بلکه جلب توجه به یک فتواست که جنبه‌ی اطلاع‌رسانی دارد.<BR>
<BR>
روزنامه‌ی آلمانی می‌افزاید، حتا اگر فراخوان به قتل مستقیما از طرف همکاران کنسولگری صورت می‌گرفت، آنان مجازات نمی‌شدند، زیرا از مصونیت دیپلماتیک برخوردارند. در چنین حالتی دادستانی مونیخ حداکثر می‌توانست موضوع را به وزارت خارجه‌ی آلمان در برلین اطلاع دهد و این وزارتخانه هم به سفیر ایران می‌گفت که دیپلمات‌های معینی باید خاک آلمان را ترک کنند.<BR>
<BR>
روزنامه‌ی "زوددویچه" می‌نویسد که وزارت امور خارجه‌ی آلمان تضمین کرده است که تهدیدات علیه شاهین نجفی را بسیار جدی می‌گیرد و در هر صورت با سفارت ایران در آلمان در تماس است. یک مناقشه‌ی دیپلماتیک میان دو کشور نامحتمل نیست، زیرا طبق توافقنامه‌ی وین «سفارتخانه‌ی هر کشوری باید از منافع کشور متبوع خود و تبعه‌های آن در کشور میزبان محافظت کند». از نظر آلمان پخش تهدیدات اما نمی‌تواند جزو این امور محسوب شود.<BR>
<p>رادیو آلمان<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18352&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18352&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18352&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18352&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:21 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18352&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[ایلام : اعدام یک نفر در ملاء عام]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/gBk16c9LxAQ/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>ایلام : اعدام یک نفر در ملاء عام</b><p>6 خرداد 1391<p>آژانس خبری موکریان<BR>
<BR>
سرویس حقوق بشر<BR>
<BR>
<BR>
سحرگاه امروز پنج شنبه چهارم خردادماه، یک شهروند در ایلام در ملاءعام به دار آویخته شد.<BR>
<BR>
 <BR>
<BR>
به گزارش آژانس خبری موکریان و به نقل از منابع محلی، حکم اعدام فردی که متهم به قتل نوجوانی ۱۳ ساله بود، پس از تایید در دیوان عالی کشور، ساعت شش صبح امروز در میدان دفاع مقدس شهر ایلام به اجرا درآمد.<BR>
<BR>
بر اساس همین گزارش، حكم اعدام این شهروند در ملا عام و با حضور خانواده مقتول و جمعی از مسوولان قضایی و انتظامی استان اجرا شد.<BR>
<BR>
پیش از این قرار بود حكم اعدام این شهروند یكشنبه 31 اردیبهشت ماه گذشته اجرا شود اما بدلیل طرح ادعایی از طرف متهم، به دستور قاضی پرونده، به تعویق افتاد.<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18351&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18351&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18351&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18351&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:20 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18351&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[بیانیه انجمن همبستگی فعالان تبعیدی(هفت) ایران در محکومیت صدور حکم قتل شاهین نجفی توسط مراجع دینی]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/wJ-sEWChFYI/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>بیانیه انجمن همبستگی فعالان تبعیدی(هفت) ایران در محکومیت صدور حکم قتل شاهین نجفی توسط مراجع دینی</b><p>5 خرداد 1391<p>فتوای قتل، ترویج تروریسم حکومتی است. تروریسم حکومتی را محکوم می کنیم<BR>
 <BR>
 <BR>
.<BR>
 <BR>
روحانیون حاکم بر سرنوشت مردم ایران در سه دهه سلطه سیاسی دینی خود در هر برهه از تاریخ کشور این اجازه را به خود داده اند که هر حکم ظالمانه ای را بر علیه حقوق شهروندان و حقوق جمعی ملت ایران جاری و ساری سازند. فتوای قتل شهروندان ایرانی و حتی خارجی نمونه فاجعه آمیزی از فرهنگ سیاسی – مذهبی حاکم بر کشورمان است. در این فضای مسموم، متاسفانه به نام دین، زندان و شکنجه و اعدام و ترور علاوه بر توجیه قانونی پشتوانه دینی و روحانی پیدا کرده است. بر مدعیان دفاع از حقوق انسانها و آزادی بیان روا نیست که فریب عوام فریبی های حکومت را خورده و در دفاع از مظاهر دین به هر شکل در موضع دفاع از روحانیون حکومتی قرار گیرند. بر همین اساس است که تمام زندانیان سیاسی ، فعالان حقوق بشری ، روزنامه نگاران ، دانشجویان ، زنان مبارز و کارگران بی مزد در کشور ما قربانی بی ترحم سلطه حاکمان دینی شده اند. به خوبی آگاه هستیم تا این بساط ظلم و ستم بر همین پاشنه بچرخد اعتراضات فردی و اجتماعی در هر شکلی عصیانی امکان بروز دارد. ما شاهد بوده ایم که با قتل جوانان معترض ما در جنبش سبز، مردم شعار ضد حکومت دینی سر داده اند و با رهبر بلامنازع رو درو به جدال پرداخته اند. اکنون دیگر زمان اتخاذ سیاست های دو پهلو نیست. زمان دفاع از اعتبار و حیثیت و جان شهروندان در مقابل تروریسم حکومتی است که فرمان قتلش نه از کانونهای ارگان رسمی حکومتی که از دالانهای حوزه ها و از سوی روحانیونی صادر می شود که مسئولیت ترور شهروندان را از شانه حاکمیت و شخص خامنه ای که در راس امور است بر می دارند. خامنه ای همانگونه که در طول تاریخ خون بار جمهوری اسلامی بارها و بارها فرمان قتل جوانان این مرز و بوم را صادر کرده این بار نیز با سکوت خود مهر تاییدی بر این احکام قرون وسطایی می گذارد و دستش را به خون آلوده می کند. هوشیار باشیم و فریب تبلیغات حکومتی را که یکبار نیز در روز عاشورای خونین به نام توهین به امام حسین کشتار راه انداخته و با برنامه ها و تبلیغات وسیع خود سعی در وارونه جلوه دادن اعتراضات به حق مردمی ما کردند و به نام دین و هتک حرمت عاشورا معترضین را محارب جلوه دادند نخوریم. نگذاریم از احساسات ما سوء استفاده کنند و در این راه با پشتوانه ی مردمی پیروز شوند. نگذاریم تاریخ فاجعه آمیز ترور هموطنان ما بار دیگر تکرار شود.تکرار هر جنایتی اینبار تنها بر عهده حکومت نیست بلکه در حدود مسئولیت تمام کسانی است که دفاع از حقوق فردی و اجتماعی مردم کشورمان را وظیفه خود تلقی می نمایند.<BR>
انجمن همبستگی فعالان تبعیدی ایران ضمن محکوم نمودن فتوای ارتداد هنرمند جوان کشور ما شاهین نجفی از سوی برخی روحانیون مرتجع در جمهوری اسلامی، اعلام می دارد دفاع از شاهین نجفی، دفاع از حق آزادی بیان و بستن در به روی جنایات غیر رسمی است. ما هشدارانه از همه هموطنان مان می خواهیم در دفاع از آزادی بیان به دفاع از هنرمند جوان کشورمان شاهین نجفی و شاهین نجفی هایی که بدلیل نداشتن این حق در زندان های جمهوری اسلامی زیر شکنجه هستند یا دست به اعتصاب غذا می زنند و به شیوه های مرموز جان می بازند برخیزند ، پیش از آنکه فتوای شوم مرگ به سرانجام تاسف بار بیانجامد.<BR>
داشتن حق آزادی بیان یکی از پایه ای ترین و اصلی ترین حقوق انسانیست و یکی از بند های قوانین بین المللی حقوق بشر، و هیچ کس ، هیچ کس حق دخل و تصرف در آن را ندارد. تمام انسان ها این حق را دارند که عقیده و نظر خود را خواه خوشایند ، خواه ناخوشایند ، بدون ترس و واهمه از دستگیری و مرگ و تهدید بیان کنند.تنها راه برون رفت از این مصائب، اتحاد همه ی نیروهای دموکرات و فرد فرد ما ایرانیانی است که سال هاست به اعتقاداتمان توهین شد و تاب آوردیم.<BR>
 <BR>
همراه شو عزیز ، تنها نمان به درد<BR>
کاین درد مشترک، هرگز جدا جدا، درمان نمی شود<BR>
 <BR>
انجمن همبستگی فعالان تبعیدی (هفت) ایران<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18349&mi=37" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18349&mi=37</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18349&amp;mi=37</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18349&amp;mi=37</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:19 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18349&amp;mi=37</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[رضا پهلوی: آشتی ملی هزینه تغییر رژیم را کاهش می‌دهد ]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/5_KHYv5xw3o/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>رضا پهلوی: آشتی ملی هزینه تغییر رژیم را کاهش می‌دهد </b><p>5 خرداد 1391<p><center><BR>
<BR>
<img src="http://www.dw.de/image/0,,15974771_401,00.jpg"><BR>
<BR>
</center><BR>
<BR>
رضا پهلوی در گفت‌وگویی اختصاصی با دویچه‌وله گفت که مشکل اساسی در ایران، نه مناقشه هسته‌ای، بلکه نقض حقوق‌بشر و نبود دمکراسی است. وی تصریح کرد که تشکیل شورای فراگیر اپوزیسیون ضرورتی عاجل است. <BR>
<BR>
<BR>
دویچه‌‏وله: آقای پهلوی، قرار بود در روز پنجشنبه ( ۴ خرداد/۲۴ مه) هیأتی ایرانی گزارشی از وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران، به کمیسیون حقوق بشر پارلمان آلمان ارائه دهد. اما ظاهراً این نشست برگزار نشد. دلیل لغو این نشست چیست؟<BR>
 <BR>
رضا پهلوی: همان‏طور که اشاره کردید، این دعوت از من شده بود و من فکر کردم با تعدادی از هم‏‌میهنان‌‏ام که در این زمینه، به عنوان دانشجو، روزنامه‌‏نگار و غیره تجربیات شخصی خودشان از درون کشور را دارند، کلاً راجع به وضعیت حقوق بشر در ایران، ملاقاتی داشته باشیم. البته وقتی دیروز (۲۳ مه) وارد برلین شدیم، اطلاع داده شد که این جلسه لغو شده. تا این لحظه هم هیچ توضیحی داده نشده که علت آن چیست. احتمال دارد دلیل آن مذاکراتی باشد که هم‏زمان در بغداد صورت می ‏گیرد. ولی من نمی‌‏خواهم حدس بزنم و در ارتباط با این مسئله، روی حدس جلو برویم.<BR>
ولی خوشبختانه امروز (صبح پنجشنبه)، در پارلمان ملاقاتی داشتیم با یکی از نمایندگان حزب لیبرال که یکی از اعضای این کمیسیون هست و هم‏چنین با یکی از مسئولین بخش مربوط به ایران که اتفاقاً ایرانی‌‏الاصل است، ملاقات داشتیم. که فرصتی بود برای این گروه که بتوانیم مسائلی را که در نظر داشتیم مطرح کنیم. البته سئوالاتی هم از ما شد که ما هم نظرات خودمان را در ارتباط با این سئوال‏‌‌ها بیان کردیم.<BR>
 <BR>
شما به عنوان سخنران اصلی از سوی این هیأت ایرانی انتخاب شده بودید. گزارش شما که گفته می‌‌‏شود "مکتوب و مستند" است، دربرگیرنده‏ی چه موضوعاتی بود؟<BR>
 <BR>
البته با توجه به این‏که جلسه‌‏ی امروز مقداری متغیر بود، فقط مسئله‌‏ی حقوق بشر مطرح نشد، بلکه سئوالات خیلی اساسی‌‏تری مطرح شدند در ارتباط با سیاست خارجی دولت آلمان و انتظارات ما ایرانی‌‏‌هایی که طرفدار تغییر نظام ایران و جایگزینی آن با یک نظام سکولار و دمکراتیک و یک حکومت پارلمانی که در آن دین از حکومت جداست، هستیم. در این رابطه بحث اساسی‌‏‌مان این بود که تنها خواسته‌‏ای که ما امروز از جهان داریم، حمایت از خواست مردم ایران در حق برگزاری انتخابات آزاد است.<BR>
 <BR>
این را هم می‌‏توانم بگویم که در اصل، این نقطه‌‏ی اشتراک اکثر نیروهای آزادی‏خواه کشور است، علی‏رغم این‏که از نظر ایدئولوژیک اختلاف سلیقه هم دارند که طبیعی است داشته باشند و موضوع امروز ما اختلاف سلیقه‌مان در تفاوت رأی نهایی‌مان نیست، بلکه اشتراک هدف در این‏که این انتخابات را بتوانیم در کشورمان برقرار کنیم. سئوال اصلی هم این ‏جاست که آیا جمهوری اسلامی تن به انتخابات آزاد خواهد داد و اگر نداد، آن وقت چی؟ که در اصل می‌‏‌رویم سر مسئله‌‏‌ی این‏که توقع ما از جهان این نیست که شما بیایید رژیم را عوض کنید، آن به خود مردم ایران مربوط است.<BR>
  <BR>
سئوالاتی از ما شد، از جمله این‏که «شما می‌‏‌دانید مردم ایران به چه چیزی رأی خواهند داد؟» من پاسخ دادم خیر؛ من نمی‌‌‏توانم پیش‏‌گویی کنم که مردم به چه چیزی رأی خواهند داد و برای همین است که می‌‏گوییم میزان باید صندوق رأی باشد. برای همین است که می‌‏گوییم هیچ‏کسی نمی‌‏تواند مدعی این باشد که مردم به چی رأی خواهند داد. ولی در این‏که باید این حق را به مردم داد که انتخاب خودشان را بکنند، هیچ بحثی نیست. حال چه از دید ایرانیان و چه دولت‌‌‏هایی که دمکراتیک هستند که اساس دمکراسی را باید بگذارند بر حق حاکمیت مردم، چیزی که جمهوری اسلامی به ما نمی‌‌‏دهد، بحث این‏جاست.<BR>
 <BR>
سئوالاتی هم راجع به سیاست ایران، مسئله‌‌‏ی ایران و تغلیظ مطرح شد که در این‏جا ما فاکتور حقوق بشر را مطرح کردیم و گفتیم که از دید مردم ایران، مسئله‌‏ی محوری برای ملت ایران، مسئله‌‏ی نقض حقوق بشر و آزادی سیاسی است. مسئله‌‌‏ی هسته‌‏ای، یک مسئله‌‏ی ثانوی است، معضل اصلی مردم ایران نیست و اگر شما غربی‏‌ها در مذاکراتی که با جمهوری اسلامی دارید، تنها نکته‌‌‏ای که در نظر دارید، صرفاً پرونده‏‌ی هسته‌‌‏ای است و اگر اضافه بر آن، مسئله‌‏ی حقوق بشر را طرح نکنید، در اصل تودهنی‌‏ای است به مردم ایران که ما به وضعیت شما اهمیت نمی‌‏دهیم و فقط دنبال منافع خودمان هستیم.<BR>
 <BR>
حرف ما این بود که اگر این پیغامی است که می‌‏‌خواهید به مردم ایران بدهید، بنابراین همین شیوه را می‌‏توانید ادامه بدهید. اگر نه؛ مسئله‌‏ی حقوق بشر و نهایتاً دمکراسی، که ضمناً به نظر من، آخرین راهکار نهایی است برای این‏که در آن منطقه واقعاً امنیت به‏وجود بیاید، این است که کمکی بشود به دمکراسیزاسیون. جمهوری اسلامی هم هرگز به این کار تن نخواهد داد. اگر سیاست شما تحریم و فشار روی رژیم، صرفاً به خاطر وادار کردنش به بازگشت به میز مذاکره باشد، این سیاست تا به امروز جواب نداده است، بار دیگر هم آن‏طور که من پیش‌‏بینی می‌‌‏‌کردم در بغداد هم شکست خورد و رژیم طبق معمول فقط به جهت زمان خریدن پای این مذاکرات رفته است.<BR>
 <BR>
حرف آخر هم این بود که زمانی می‏رسد که شما به عنوان دولت‏‌های خارجی، به خاطر منافع مردم ایران، آزادی و حقوق بشر هم که نباشد، به خاطر منافع خودتان هم که باشد، باید ببینید اهرم فشاری که رژیم بیشتر به آن عکس‌‏العمل نشان خواهد داد، کجاست. جمهوری اسلامی این‏قدر از تحریم نگران نیست. تنها چیزی که باعث می‏شود آقای خامنه‏ای و بقیه‌‏ی مسئولین خواب‏شان نبرد، این است که یک روزی مردم روی دست‌‏شان بلند شوند و شما هیچ کاری در این سی سال نکرده‏اید که کمکی باشد به تقویت دست مردم و فقط بسنده کرده‏اید با دیالوگ با رژیم و مسئولین و رهبری‌‏اش و نه بقیه‌‏ی مردم ایران که اکثرشان خارج از این رژیم قرار دارند. ما نمی‏گوییم دیالوگ را با جمهوری اسلامی قطع کنید، می‌‏گوییم ولی وقتش رسیده که دیالوگ مستقیم با مردم ایران و آزادی‏خواهان ایران برقرار کنید و این چیزی نیست که جمهوری اسلامی حق اعتراض به آن را داشته باشد.<BR>
 <BR>
آیا قصد دارید تلاش مشابهی را در دیگر کشورهای اروپایی هم دنبال کنید؟<BR>
 <BR>
قبلاً هم این کار را کرده‌‏ام. من فکر می‌‏کنم خیلی از پارامترها عوض شده است. کمیسیون‏‌های مختلفی در دولت‏های مختلف و پارلمان‌‏های اروپایی وجود دارند که با نمایندگان بعضی از آنها صحبت کرده‌‏ام و آمادگی خیلی بیشتری از سابق دارند که وارد دیالوگ رسمی بشوند؛ چنان‏چه اپوزیسیون بتواند یک مرکزیت و مکانیسم واحدتری را فراهم کند برای یک دیالوگ ساده‏تر، از حالت پراکندگی دربیاید و بتوانیم یک‏صدایی بیشتری داشته باشیم. البته این تکلیف شب خود اپوزیسیون است. این بحث یک درونی ما ایرانی‏ها است که چگونه با هم هماهنگ کنیم.<BR>
 <BR>
ولی استقبال‌‏شان در این زمینه گفت‌‏و‌گوی مستقیم با اپوزیسیون از هر زمانی بیشتر است و فکر می‌‏کنم بخش زیادی از آن به خاطر این است که دیگر از این دیپلماسی لایتناهی خسته شده‏اند و متوجه شده‏اند که پارامتر دیگری را باید وارد معادله کنند؛ اگر بخواهیم از سناریوی تهاجمی احتراز کنیم. نمی‏شود صاف از دیپلماسی رفت به حمله‏ی نظامی. اتفاقاًّ بحث اصلی من، از جمله با اسراییلی‏‌ها، این‏‌جاست که راه بهتری هست برای حل مشکل، بدون این‏که لازم بشود یک سناریوی نظامی را در نظر گرفت. ولی یک راه بیشتر نمی‌‏ماند و آن هم تقویت مردم ایران از درون و حمایت از اپوزیسیون است.<BR>
 <BR>
همان‌‏طور که می‌‏دانید، مذاکرات اتمی در بغداد برگزار شد. گرچه جزییات این مذاکرات هنوز روشن نیست، اما در صورت دست‌‏یابی به یک تفاهم میان ایران و جامعه‌‏ی بین‌‏المللی و تثبیت احتمالی جمهوری اسلامی، آیا شرایط برای فعالیت اپوزیسیون ایران تغییر خواهد کرد؟<BR>
 <BR>
اولاً فکر می‌‏کنم به جای سئوال فرضی، نتیجه را ببینیم. هنوز رسماً اعلام نشده، ولی به احتمال خیلی قوی و بر اساس آخرین اطلاعاتی که به من داده شده، آن مذاکرات به نتیجه نرسیده و قاعدتاً به زودی خبرش پخش می‌‏شود که این هم باز به یک بن‌‏بست خورد. بنابراین این سئوال فرضی است که می‏‌کنید.<BR>
 <BR>
اگر منظورتان این است که حالا چی؛ به نظر من، دنیا باید الان تصمیم اساسی بگیرد که تا چه حدی می‌‏توانند پیش بروند، بدون این‏که تمام اصول را زیر پا گذاشته باشند. چیزی که من می‌‏توانم بگویم، این است که آن‌‏هایی که برای آزادی کشورشان مبارزه می‌‏کنند، از جمله خود من و خیلی‌‏های دیگر در داخل و خارج، چه دنیا بخواهد و چه نخواهد، چه کمک‌‏مان بکنند، چه نکنند، ما کار خودمان را باید بکنیم. حرف ما به دنیا این است که شما هرچه کم‏تر به ما کمک کنید، هزینه را بر مردم ایران برای به دست آوردن آزادی سنگین‏تر کرده‏اید. ولی ما به خاطر سازش شما با رژیم، دست از مبارزه برنخواهیم داشت. حال دیگر این با شماست و وجدان خودتان که چه چیزی برای‏تان مهم‌‏تر است؛ آیا به نظر شما، مردم ایران کم‌‏تر لایق ارزش‏‌هایی هستند که شما برای خودتان محترم می‌‏دانید که باید با یک رژیم مذهبی تا بکنند و این همه شکنجه و کشته و بدبختی داشته باشند؟<BR>
 <BR>
چون قطعاً می‏دانید که این حکومت نمی‏تواند تا ابد پابرجا باشد، یک روزی جواب این مردم را در درازمدت باید بدهید. حال در این‏جا منافع اقتصادی مهم‏تر است، در جایی وجدان و اخلاق توی کار می‏آید. به همین دلیل بود که آپارتاید تمام شد، به همین دلیل بود که خیلی از دیکتاتورهای نظامی در آمریکای لاتین از بین رفتند، به همین دلیل بود که از لخ ‌‏والسلا و واسلاو هاول حمایت شد و اگر نمی‏شد، امروز این کشورها هم‏چنان زیر یوغ دیکتاتوری‏های کمونیستی یا دیکتاتوری‌‏هایی مثل صدام حسین، قذافی ‏بودند. بالاخره نوبت ایران هم خواهد رسید.<BR>
 <BR>
این کمک‏‌های جامعه‏‌ی بین‏‌المللی باید چه مختصاتی را برای ایرانی‏‌ها و احیاناً اپوزیسیون ایران داشته باشد؟<BR>
 <BR>
من صورت مسئله را به این شکل معرفی کردم که شرایط برگزاری انتخابات آزاد در ایران باید مهیا بشود. این هدف محوری و اولیه‌ی ماست. برای این‏‌که در ایران بتوان انتخابات آزاد برگزار کرد، نیاز به شرایطی هست. یعنی آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی و وجود تعاریفی که معین شده است. مثلاً در کمیسیون بین‏‌المجالس شرایط انتخابات آزاد تعریف شده است. سئوال خیلی ساده است؛ آیا این شرایط الان در ایران حاکم است، آیا شرایطی است که این نظام به آن تن خواهد داد، آیا در چنین وضعیتی در ایران چنین انتخاباتی امکان‏پذیر است؟ از دو حال خارج نیست: یا این رژیم به آن تن می‌‏دهد، یا نهایتاً کوتاه می‌‏آید و یا مجبور هستیم بالاخره به شکلی از پس این رژیم بربیاییم.<BR>
 <BR>
هدف من این است که با کم‌‏ترین هزینه‌‏ی ممکن، این کار انجام بشود. تا جایی که ممکن است، از طریق نافرمانی مدنی، از طریق مبارزه‏‌ی به‏‌ دور از خشونت و سوای این‌‏که نظام باید تغییر پیدا کند، در یک سناریو‌ی عفو عمومی و آشتی ملی. این به چه معناست؟ ما الان در ایران، افرادی را داریم که به نوعی در این نظام هستند، یا شاید وابستگی‏شان به این نظام، برای‏‌شان یک جنبه‏‌ی حیاتی دارد، نه این‏که الزاماً اعتقادی به آن داشته باشند. ولی تضمینی می‏‌خواهند که بعد از فروپاشی نظام، در فردای این نظام، تأمینی خواهند داشت. به‏خصوص دستگاه انتظامی رژیم، به‏خصوص سپاه را می‏گویم، بسیج را می‌‏گویم، کسانی را می‏‌گویم که برای‌‏شان این سئوال مطرح است که اگر این رژیم برود، ما جایی در این مملکت داریم یا نه.<BR>
 <BR>
این مسئله فقط می‌‏تواند در یک سناریوی آشتی ملی و عفو عمومی حل بشود. با تضمین این‏که شما هم جایی در مملکت خواهید داشت. تنها کسانی که واقعاً مرتکب جنایت شده‏اند، باید به شکلی پاسخ‏گوی مردم باشند. آن هم در طی یک پروسه‏‏ی قانونی و حقوقی و نه دادگاه‏های انقلابی. دوم این‏که خیلی‌‏ها هستند که از بابت این رژیم پول درآورده‏اند و نگران مال و ثروت‏شان هستند. نمی‏گویم دزدی و سرقت کرده‏اند، ولی سئوال‏شان این است که چه خواهد شد، پول‏های ما را می‏خواهید بگیرید؟ ما می‏گوییم اینها هم قابل حل است.<BR>
 <BR>
چرا این را می‏گویم؟ برای این‏که ریزش از درون کمک می‏کند به تسریع سقوط رژیم، بدون این‏که جنبه‏ی تخاصمی پیدا کند، بدون این‏که زمینه‏ی جنگ داخلی به‏وجود بیاید، بدون سناریوی‏ تجزیه‏ی مملکت (که اگر این وضع ادامه داشته باشد، ممکن است پیش بیاید) و از نظر من کمک می‏کند به اجتناب از سناریوهای تخاصمی. البته بعضی‏ها هستند که می‏گویند مگر چنین حکومتی که این‏قدر سرکوب‏گر و وحشی عمل می‏کند، می‏شود از طریق غیرخشونت‏آمیز برکنار کرد؟<BR>
 <BR>
من هنوز باور دارم که شدنی است. البته به شرطی که اهرم‏‌های لازم فراهم بشود، کمک‌‏های لازم بشود. خود به‏‌خود نخواهد شد. اینجاست که حمایتی فرای شعار لازم است، کمک‏های جدی. حال ممکن است مادی یا تکنولوژیک باشد.<BR>
این بحثی است که باید روی آن با طرح‏های مختلف کار کرد، با کمک خیلی از کسانی که در قالب همین سیستم هستند، نمی‏گویم فقط در خارج، اصل آن به داخل برمی‏گردد، تمام این چیزها می‏تواند تغییر فاحشی را در این سناریو بدهد. من شخصاً باور دارم که تا آن‏جایی که ممکن است بایستی از هر سناریویی که در آن تعارض یا خشونت باشد، اجتناب کنیم. چون اغلب تاریخ ثابت کرده که تغییراتی که بر جنبه‏ی یک انفجار و یک آنارشی باشد، خیلی کم منجر به یک نتیجه‌‏ی دمکراتیک شده است، اگر نشود گفت: تقریباً هرگز! و معمولاً هزینه‌‌‏ی خیلی بالایی را به جامعه تحمیل می‏کند.<BR>
 <BR>
ما راهی داریم که بتوانیم از این کار اجتناب کنیم. از یک طرف، البته باید همبستگی خیلی وسیع‌تری بین نیروهای خواهان این تغییر باشد و بنابراین اولویت را امروز درست تشخیص بدهند و از طرف دیگر، جهان بداند که اگر بخواهند از سناریوهایی که کلاً هزینه را بالا می‏برد اجتناب کنند، تنها راه و معقول‌‏‌ترین و کم‌ ‏هزینه‌‏ترین راه، تغییری است که به دست خود مردم ایران از داخل ایران به ‏وجود بیاید. ولی این‏ کار بدون تقویت آن امکان‌‏ناپذیر است.<BR>
<BR>
یکی از مشکلاتی که فعالین سیاسی خود نیز به آن اذعان دارند، پراکندگی اپوزیسیون است. چه پیشنهادی برای رفع تشتت میان گروه‏‌ها و تشکلات سیاسی ایرانی دارید؟<BR>
 <BR>
من مدتی است که روی طرح تشکیل یک شورای ملی ایرانیان کار می‌‏کنم و با خیلی از جریانات و تشکل‏‌های سیاسی و حتی افراد مستقل در داخل و خارج در تماس بوده‏ام و هستم. برای‏ این‏که بتوانیم راهی پیدا کنیم که سریع‌‏تر به چنین انسجامی برسیم.<BR>
 <BR>
قبلاً صورت مسئله به شکل غلطی طرح می‏‌شد. اغلب صحبت از ائتلاف می‌‏کردند یا همیشه دعوا بر سر دعوت‌‏شونده و دعوت‌کننده و زیر پرچم کسی و غیره بود. اما نه ما در این‏جا داریم نهادسازی می‏کنیم، نه ادعای نمایندگی می‏کنیم و نه صحبت ائتلاف است. ما فقط می‌‏گوییم که یک سلسله اصول و باورهایی است که اکثریت بر سر آنها با یکدیگر ‏هم‌‏سویی دارند. مانند مثلاً حقوق بشر، برابری کامل زن و مرد، جدایی دین از حکومت، قبول اصل عدم تمرکز و تمامیت ارضی ایران.<BR>
 <BR>
بشنوید: گفت‌وگو با رضا پهلوی درباره اتحاد اپوزیسیون و مناقشه اتمی<BR>
 <BR>
به هرحال، تلاش ما این است که بر اساس یک توافق کلی روی یک سلسله اصولی که می‏شود بر اساس آن، یک همکاری سیاسی بین نیروهای مختلف، با حفظ استقلال سازمانی و عقیدتی‏‌شان به‏‌وجود آورد و بر اساس هدف‏مند بودن شورا که تنها خواسته‏‌ی محوری آن در این مرحله برگزاری انتخابات آزاد در ایران است، بتوانیم آرایشی از نیروهای سیاسی که در این راستا هم‌‏فکر هستند داشته باشیم. در اصل، خیلی بی‌‏تعارف بگویم کسانی که هم‏‌چنان دنبال اصلاح این نظام هستند، در قالب موجودش، با آن‏‌ها دیالوگ سازنده‌‏ای نمی‌‏توانیم داشته باشیم. ولی خیلی از اصلاح‏‌طلبان دیروز هستند که دیگر این وضعیت را وا داده‏‌اند و می‌‌‏دانند که دیگر به هیچ طریقی نمی‏‌شود این نظام را اصلاح کرد و خط ‌‏شان امروز با آن‏چه ما پیشنهاد می‌‏کنیم، هم‏سو شده است.<BR>
 <BR>
یعنی اگر می‌‏شد از درون این نظام را تغییر داد، نیازی به این کار نبود. ولی باید در فرای این نظام آلترناتیو را جست‌‏وجو کرد، منتها بر مبنای یک کمپین انتخابات آزاد؛ و بگذاریم مردم ایران آزادانه نمایندگان خود را انتخاب کنند و بپردازند به این‏که شکل نظام بعدی، به عنوان یک نظام سکولار به چه شکلی می‌‏تواند پایه‌‏ریزی بشود، قانون اساسی تدوین بشود، شکل نظام، میزان تمرکز به بحث گذاشته شود (بحث‏های مختلفی از فدرالیسم گرفته تا عنوان و اقسام ساختارها) مجلس مؤسسان روی این مسائل تصمیم بگیرد.<BR>
 <BR>
تنها حرفی هم که من به سهم خودم به این دوستان زده‏‌ام و پیشنهاد کرده‌‏ام (به تمام جریانات، چه جبهه‏‌ی ملی، حزب دمکرات کردستان، حزب مشروطه، گروه‏‌‌های سوسیالیست چپ، جمهوری‌‌‏خواهان و غیره) این است که اصولاً فکر نمی‌‏‌کنم که اگر ما قواعد بازی را بر این مبنا بگذاریم، هیچ کسی بتواند یک شکل خاص حکومتی را پیش‏‌شرطی بگذارد برای وارد شدن در یک مجموعه. برای این‏‌که این تصمیم ما امروز نیست و باید به رأی گذاشته بشود. ولی یک سری اصول اساسی وجود دارند که می‌‏توان بر روی آن‏‌ها به عنوان یک اصل توافق داشت و اگر بتوان بر سر این‏‌ها توافق کرد، می‌‏شود بر اساس آن، یک مجموعه را تشکیل داد و پیش برد. البته با این علم که همه را نمی‌‏شود داشت و شاید هم اجباراً در ایستگاه اول، همه با هم سوار این قطار نشوند. ولی مهم این است که قطاری به حرکت در بیاید. این را به ‏خصوص از دیدگاه درون می‌‏گویم.<BR>
 <BR>
صد البته که این‏‌کار بدون توافق، حمایت و پشتیبانی درون، هیچ وجهه‏ی مشروعی نخواهد داشت و ما ادعا نمی‌‏کنیم که این کار مشروعیتی خواهد داشت، غیر از این‏که در برنامه‏ و تحویل دادن کار و جذابیت و پشتیبانی داخل، طور دیگری بخواهیم ادعا کنیم. مهم این است که جهان و مردم ایران بدانند که مکانیسمی هست که از درون مملکت، بتواند خواست اپوزیسیون را که در مقابله با این رژیم مطرح کند و ابتدا باید تکیه‌‏گاهی در خارج از کشور داشته باشند که از آن طریق بتوانند حرف‌‏شان را بیان کنند. ولی مهم‌‏تر از آن، تمرکزی باشد که تمام ایده‏‌ها در آن‏جا مطرح بشود و تقسیم کار بشود که در تمام اکسیون‏‌هایی که در داخل کشور و در سطح بین‌‏المللی صورت می‏‌گیرد، کمیته‏‌های مختلف با نظارت و مشارکت گروه‏‌هایی که با هم این سند را امضا کرده‏‌اند، از طریق این شورا بتوانند بین هم تقسیم کار کنند و هماهنگ کنند.<BR>
 <BR>
برای خودتان چه نقشی در این شورای فراگیر اپوزیسیون قائل هستید؟<BR>
 <BR>
من به تمام این دوستان گفته‏‌ام که تنها قصد من کمک کردن به تشکیل چنین مجموعه‏‌ای است و هر کمکی از دست من بربیاید، خواهم کرد. برای خودم هیچ نقشی را ادعا نمی‏‌کنم، ولی اگر از من خواسته شود که نقش خاصی را بر عهده بگیرم، مثلاً از جانب این جمع سخنگویی کنم و معرف این برنامه‌‏ی جمعی باشم، با کمال میل خواهم پذیرفت. برای این‏که برای من مهم این نیست که من چه‏کاره هستم. اگر توانسته باشم در این قضیه قدم مفیدی برداشته باشم، فکر می‏کنم بهترین خدمت را در این راه کرده‏ام. این دقیقاً همان چیزی است که این دوستان از من انتظار دارند، گیرم که از زاویه‏‌های مختلف فکری؛ و فکر می‌‏کنم خیلی‏‌های‌‏شان به این نتیجه رسیده‌‏اند که کم‌‏ترین کسی است در موقعیت استثنایی‌‏ای که من دارم که بتواند این کار را برای‌‏شان انجام بدهد. کسی که هم در سطح بین‌‏المللی او را می‏‌شناسند و هم می‌‏تواند این کار را از طرف جمع انجام بدهد، بدون این‏که محوریت یا ایده‏ی خاص و یا نهاد خاصی را در این میان مطرح کند.<BR>
 <BR>
شما همیشه مخالف حمله‌‏ی نظامی به ایران بوده‌‏اید. آیا تنش‌‏زایی در منطقه، به سود فعالیت‏‌های حقوق بشری در ایران خواهد بود؟<BR>
 <BR>
خیر؛ من فکر می‏‌کنم هرچه این تنش‏‌ها بیشتر بشود، نهایتاً باز قربانی اصلی مردم ایران خواهند بود. خیلی جدی بگویم، من واقعاً نگران مملکت‌‏ام هستم. نه به خاطر این‏که اسرائیل حمله کند، نه به خاطر این‏که دارند یک فرهنگی سنی بر علیه شیعه و ایران بر ضد عرب راه می‏اندازند، با تمام تشنجاتی که به‏وجود آمده، نه اینکه مسئله‏ی جزایر (تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی) دوباره دارد مطرح می‏شود، بلکه مسئله‏ی واقعی این است که اگر به خود ایران بروید، می‌‏بینید که ایران دیگر کم‌‏کم دارد فراموش می‌‏شود و مسئله دارد تبدیل می‏‌شود به آذربایجان، کردستان و غیره، یعنی اصلاً انگار مملکت دارد شروع می‏کند برود به سمت یک فروپاشی.<BR>
 <BR>
هیچ وقت سابقه نداشته که ما واقعاً نگران تمامیت کشورمان باشیم، یعنی از طرف خود مردم، این زمینه فراهم بشود. زمانی بود که متأسفانه مثلاً قرارداد ترکمنچای بسته می‏‌شد و بخشی از مملکت می‌‏رفت. یا حتی خود جمهوری اسلامی دارد خزر را به همین آسانی وامی‏دهد. متأسفانه جمهوری اسلامی با تمام ادعایش، بیشترین زمینه‏‌ی ضعیف‌‏کشی را به‌‏وجود آورده که دنیا به خودش جرأت می‌دهد خلیج را بگوید "عرب" و نه "فارس" (ببخشید این‏طوری می‏گویم). اما مسئله‏ی ما این حرف‌‏ها نیست، مسئله‏‌ی ما ارزش‏‌هایی است که بتواند در آن مملکت تضمین کند که یک شهروند ایرانی، چه کرد باشد، چه آذری، چه بلوچ، چه مسیحی باشد چه کلیمی، چه بهایی، چه سنی، چه بی‏دین باشد، چه دگرجنس‌گرا باشد، چه هم‏جنس‏گرا، چه زن باشد و چه مرد، در این مملکت اصلاً آدم به حساب نمی‏آید؛ به غیر از خودی‏های حکومتی. ۹۰درصد مردم ایران در تمام بخش‏‌های‌‏شان، به شکلی از این حاکمیت خارج‏اند! این چه وضعی است که یک آیت‏الله شیعه‌‏ی معمم ( آیت‏الله بروجردی) در زندان دارد شکنجه می‏شود؟ ببینید کار به کجا رسیده است؟<BR>
 <BR>
این معضلات منِ ایرانی است، نه این‏که جمهوری اسلامی چند درصد دارد تغلیظ می‏کند. این‏‌جاست که من نگران کشورم هستم، این‏‌جاست که من می‌‏گویم مسئله فراایدئولوژیک است. ما فردا که برویم تکلیف ممکلت‌‏مان را روشن ‏کنیم، بالاخره تکلیف مشخص است، یک جمهوری است یا یک پادشاهی پارلمانی است و اصلاً من نمی‌‏خواهم حدس بزنم که نتیجه چه می‌‏شود، چون برای من محتوا مهم است و نه شکل نهایی آن. ولی فردا من و شما که می‏‌خواهیم به عنوان یک ایرانی، به مملکت خودمان برویم، روزی بالاخره دعوا بر سر اجرای پروژه‌‏ی دولتی است و احزاب مختلف باید تشکیل بشوند. بعضی‏‌ها گرایش سوسیال دمکراسی دارند، بعضی‌‏ها گرایش لیبرال دمکراسی دارند و غیره. به احتمال خیلی قوی، ایران یک ایران چند حزبی خواهد بود. روزی کسی به عنوان یک مشروطه‌‏خواه می‌‏رود عضو فلان حزب می‏شود. چون ما هرروز که نمی‌‏توانیم شکل نظام را به رأی بگذاریم. من بعضی وقت‌‏ها به این دوستان مشروطه‌‏خواه می‏گویم که فرض کنید شما گفتید پادشاهی و پادشاهی هم آمد، روز بعد چی؟ یا به جمهوری‏خواهان می‌‏گویم فرض کنید به جمهوری‌‏تان رسیدید، روز بعد چی؟ با کدام برنامه‏؟<BR>
 <BR>
منتها اولویت امروز ما مسئله‏‌‌ی آزادی است، مسئله‌‏ی دمکراسی است، مسئله‏‌ی حقوق بشر است، مسئله این است که مملکت ما نرود در جهت تجزیه و جنگ داخلی. اگر فردا یک سناریوی اضطراری پیش بیاید و ناگهان یک خلاء به‏‌وجود بیاید (آقای خامنه‏ای حالش خوب نیست، مریض است و ممکن است هرآن برود)، یا یک کودتای داخلی در خود رژیم بشود، بخشی از سپاه بیاید، دیکتاتوری‌‌‏ای شبیه حافظ اسدی راه بیاندازند، فرض کنید زنان ایران هم دیگر مجبور نشوند چادر سرشان بگذارند یا مشروبات الکلی آزاد بشود، این‏که مشکل مملکت را حل نمی‌‏کند. تا مدتی ممکن است باز هم دوام بیاورند، بعدش چی؟ چرا این همه هزینه، چرا باز باید یک نسل دیگر نفله بشود؟ اصلاً کدام ایران خواهد بود که من و شما بر سر آن بخواهیم دعوا کنیم؟ پس اولویت کجاست؟ اولویت ما امروز این است که از یک‏سو، خود ما مردم ایران هرچه بیشتر باید بجنبیم. به امید امریکا و فرانسه و اسرائیل و چین و روسیه که نمی‏توانیم بنشینیم.<BR>
 <BR>
ما باید قبل از باید بدانیم که حرف‏مان را باید بزنیم، کار درست‏‌مان را باید انجام بدهیم و وقتی این اراده و عزم نشان داده شود، خیلی مسائل تغییر پیدا می‏کند. ما امروز با جامعه‏ای سروکار داریم که تضعیف شده، سرکوب شده، افسردگی در مملکت بیداد می‏کند، اگر نخواهم از هزار مشکل دیگری که همه می‌‏دانیم، اسمم ببرم. نمی‏توان گفت که این مردم آسیب ندیده‌‏اند. ولی با وجود این، هنوز به شکلی روی پای خودشان ایستاده‌‏اند، به امید این‏که شاید این اوضاع عوض بشود. بنابراین اخلاقاً، وجداناً هر ایرانی‌‏ای که واقعاً دلش برای مملکتش می‌‏سوزد، کار ندارم چپی است یا راستی و یا جمهوری‏‌خواه است، اگر واقعاً دلش برای مملکت می‏‌سوزد، باید اولویت را درست تشخیص بدهیم. همه‌‏ی ما، نه فقط من، همه‏ی ما باید فرامسلکی و فراایدلوژیک فکر کنیم. من از شمای نوعی نمی‏خواهم که ایدئولوژی خاص خودت را طرد کنی، یا با گروه دیگری ائتلاف کنی و یا سازمان خودت را ترک کنی، اصلاً این را نمی‌‏گویم، من فقط دارم می‌‏گویم که اولویت امروز چیست.<BR>
 <BR>
اولویت امروز آزادی است. اولویت امروز ما این است که ما باید حق حاکمیت را به مردم ایران برگردانیم که اولین مسئله و آخرین مسئله از طریق صندوق رأی مشخص می‏شود که آن حق را ما حتی نداریم. اول به آن بچسبیم و از دنیا بخواهیم که شما حساب‏‌تان را در درازمدت باید با ما روشن کنید، برای این‏که ما فردا آزاد خواهیم شد. این اجباراً حکم تاریخ است. ممکن است به عمر من قد ندهد، البته فکر می‏کنم خواهد داد، ولی آمدیم قد نداد، مهم نیست، بالاخره خواهد شد. یک روزی این دنیا باید به ملت ایران جواب پس بدهد. ما نمی‏توانیم عقب بکشیم و به امید این و آن بنشینیم. هیچ جامعه‏‌ای بدون هزینه آزاد نشده. آزادی هم هزینه دارد و باید آن را پرداخت. بنابراین من می‏‌گویم که هزینه‌‏ی آزادی را همه‏‌مان باید بپردازیم. منتها می‌‏توانیم این هزینه را خیلی کم‌‏تر بکنیم و خیلی زودتر به این آزادی دست پیدا کنیم، اگر امروز این اتحاد را برای این خواسته در بین خودمان داشته باشیم و در منافع کل‌‏مان خواهد بود که هرکدام بتوانیم زودتر به منافع و خواسته‌‏های خودمان برسیم. این حرفی است به نظر من در دنیا ثابت شده و اتفاقاً در پرسش شما هم مشخص بود که این ایرادی است که هم ایرانی و خارجی به ما می‏گیرد که این اپوزیسیون متلاشی است. اگر ما درست عمل نکنیم، مسلماً تقصیر از خود ماست. تقصیر با دنیا نیست. برای این‏که دنیا که عاشق چشم و ابروی من و شما نیست. ما نباید فکر کنیم که این‌‏ها دل‌‏شان برای منافع خودشان کم‌‏تر می‌‏سوزد تا برای ما. مسلماً که نه! شاید اگر ما هم جای این‏‌ها بودیم، همین فکر را می‌‏کردیم. ولی دنیا سیاه و سفید هم نیست. ما نمی‏توانیم بگوییم که فقط از دریچه‌‏ی نظری خودمان باید فکر کنیم و بقیه هم حق ندارند منافعی داشته باشند.<BR>
 <BR>
مهم این است که به چه نحوی می‌‏توانیم به بهترین منافع خودمان برسیم، بدون این‏‌که منافع دیگران را به خطر بیاندازیم. اگر بر این مبنا پیش برویم، باید به خودمان بیاییم و ببینیم ما ایرانی‌‏ها چه‌‏کار می‌‏توانیم بکنیم که هم به نفع خودمان باشد و هم به دنیا بگوییم که نگران از تغییر اوضاع در ایران نباشید. برای این‏که ایران مصر نیست، ایران سوریه نیست، ایران لیبی نیست، ایران خیلی از این کشورهایی که تازه دارند وارد این تونل می‏‌شوند، نیست که بگویید حال اگر اخوان‏المسلمین برنده‏ شدند، چه خواهد شد. نه؛ ما سی و سه سال است که زیر حکومت مذهبی تقاص پس داده‌‏ایم و می‌‏دانیم اهمیت مسئله چیست و بر خلاف این رژیم که مدعی است هرکسی از سکولاریسم حرف می‌‏زند، ضد دین است، ابداً! ما به دین مردم کاری نداریم. دین یک چیز شخصی است. حق هر انسانی است که دین داشته باشد یا نداشته باشد. ما با ضدیت با هیچ دینی نداریم، ما ضدیت با حکومت دینی داریم.<BR>
 <BR>
ما حکومتی می‏‌خواهیم که در آن حق تمام شهروندان برابر باشد و حقوق بشر رعایت بشود. آن هم نهایتاً تصمیمی است که مردم ایران باید بگیرند. به آن‏‌ها تحمیلی هم نمی‌‏کنیم. این خواسته‌‏ای است که باید به دنبال آن باشیم و فکر می‏کنم این‏جاست که هم خود ما به عنوان مردم ایران باید این هزینه را بپردازیم و این کار را انجام بدهیم تا دیر نشده، و از طرفی هم به جهانیان بگوییم که این وظیفه‏ی اخلاقی و حتی قانونی شماست که از این خواسته پشتیبانی کنید. برای این‏که شما عضو سازمان ملل هستید شما نمی‌توانید نسبت به این مسئله بی‏تفاوت باشید و این یک امتحان واقعی است برای این‏که کدام دولت‏ها و کدام کشورها این مسئله را جدی می‏گیرند.<BR>
 <BR>
اپوزیسیون ایران هم مدعی است که مسئله‏‌ی حقوق بشر مهم‏‌تر از مناقشه‌ی اتمی است. چگونه می‌‏توان جامعه‌‏ی بین‌‏المللی را در این راستا متقاعد کرد؟<BR>
 <BR>
اگر فرض بگیرید که ایران در زمان قدیم، که البته هدف ایران این نبود، یک کشور اتمی می‏شد، در این‌صورت دولت اسراییل مشکلی با ایران در آن زمان نمی‌‏داشت. چون اطمینان داشت. مشکل دنیا با این رژیم عدم شفافیت و عدم اطمینان است. البته من طرفدار تکنولوژی هسته‏‌ای حتی به مفهوم غیرنظامی‌‏اش نیستم، چه برسد به نظامی‌‏اش. دلایل آن هم می‌‏توانم توضیح بدهم، منتها بحث مفصلی است که چرا من فکر می‌‏کنم، به لحاظ منافع ملی‌‏مان، به نفع کشورمان نیست.<BR>
 <BR>
من چند دلیل را برایتان می‏‌شمارم؛ اول از همه، من فکر می‌‏کنم که ایران کشوری است در منطقه که به شکل طبیعی، به خاطر موقعیت سوق‌‏الجیشی، منابع طبیعی و نیروهای انسانی‌‏اش، امتیازی طبیعی نسبت به همسایگانش دارد. همه‏‌ی همسایگان، حتی ترکیه. ما چرا بخواهیم با اتمی شدن به مفهوم نظامی‏‌اش، این آوانتاژ طبیعی را از دست بدهیم، وقتی بقیه ندارند. چون سعودی، مصر و دیگران این کار را خواهند کرد، تا با ما مساوی ‏شوند، در این صورت این امتیاز طبیعی را از دست می‏دهیم. دوم این‏که آن زمانی که دنیا هنوز در جنگ سرد بود، در آن دنیای دوقطبی، وقتی ایران در زمان پدرم، در آخر دهه‌‏ی شصت میلادی، شروع به برنامه‏‌ریزی اتمی کرد، عده‌‏ای از متخصصین‏‌مان این سئوال را از پدرم کردند که ما می‌‏دانیم پاکستان دارد این کار را می‌‏کند، آیا ما هم بایستی این را در نظر بگیریم؟ منطق پدر من این بود که فایده‌‏اش چیست؟ بر فرض ما هم چندتا موشک داشته باشیم، ما که نمی‌‏توانیم جلوی چندین‏هزار موشک شوروی را بگیریم. آن موقع تهدید اصلی برای ما شوروی بود. همه‌‏ی ایرانیان می‏‌دانند که ما صدام حسین را به شکل غیراتمی‌‏اش توانستیم کنترل کنیم که حتی آمد و قرارداد ۱۳۷۵ الجزایر را امضا کرد و تا زمان انقلاب، حداقل آخرین چیزی که می‌‏توانست جنبه‏ی خطر و خصومت نسبت به ایران داشته باشد را تا زمان آمدن این حکومت بر سر کار کنترل کردیم.<BR>
 <BR>
پاکستان هم دعوای اصلی‌‏اش با هند بر سر کشمیر است و ارتباطی به ایران ندارد. اسرائیل هم که هیچ‌‏وقت تهدیدی برای ایران نبود که ما بخواهیم بگوییم چون اسراییلی‏‌ها دارند، ما هم باید داشته باشیم. سوماً من فکر نمی‌‏کنم که به عنوان یک ایرانی شب راحت‏تر خوابم ببرد، وقتی بدانم نصف این منطقه که اکثرشان کشورهای غیردمکراتیک هستند، آن‏ها هم احتمالاً یک موشک به سمت من دارند. من خواب راحت‏تر نخواهم داشت، اگر فکر کنم تمام این کشورها یک موشک دارند. چهارم، هزینه‏‌ی داشتن یک تأسیسات اتمی سرسام‏آور است و برای کشورهایی مثل ما غیرقابل توجیه. نهایتاً، من فکر می‌‏کنم که یک ایران دمکراتیک، وقتی بتواند زمینه‏‌ی ثباتی را در منطقه فراهم کند و از طریق آن بشود به یک راهکار معقول و منصفانه برای طرفین معادله (مقصودم فلسطینی‏‌ها و اسرائیلی‏‌ها هستند) رسید، برای یک طرح صلح واقعی و متداوم، در همان قالب پیشنهادی که اتفاقاً زمانی که ملک عبدالله ولیعهد عربستان سعودی بود و بر آن مبنا، توافقی شد که اکثریت دنیا، منجمله خود اسرائیل هم تا حدی قبول داشت، منتها اسرائیل با این شرایط، نمی‏تواند آن را پیاده کند. نهایتاً می‌توان صلح را فراهم کند و اصلاً بر اساس آن، وضعیتی در منطقه پیش بیاید که ما بتوانیم در منطقه‏‌ی خودمان همکاری‏‌های استراتژیک هم نظامی و هم غیرنظامی داشته باشیم که اصلاً هزینه را برای کل این ممالک که ایران هم در آن سهم دارد، پایین بیاورد که به جای این‏که هزینه‌‏ی تأسیسات و تسلیحات نظامی باشد، هزینه‌‏ی مسائلی بشود که مسائل ما سخت به آن محتاج خواهد بود. مسائلی از جنبه‏ی عدالت اجتماعی، وضع کارگران، بیمه‏های مختلف.<BR>
 <BR>
آخرین نکته‏ای که البته ربطی به جنبه‏‌ی نظامی اتمی شدن ندارد، این‌‏که من شخصاً حتی با انرژی هسته‏‌ای مشکل دارم. به خاطر این‏‌که فکر می‌‏کنم تکنولوژی‏‌ای است که ثابت شده که مهار کردن آن از نظر تکنیکی بسیار مشکل است. به‏خصوص تکنولوژی‌‏ای که فعلاً ایران دارد و از نوع چرنوبیل است. ایران یک کشور زلزله‏‌خیز با جمعیت زیاد است و دسترسی به آب در جاهای کم‏جمعیت خیلی کم است و اصلاً جور درنمی‏‌آید. حال ممکن است این پرسش پیش بیاید که پس چرا آن موقع شروع کردید. شاید علت آن این بود که در آن زمان می‌‏خواستیم نفت به عنوان فقط یک سوخت مصرف نشود.<BR>
 <BR>
به همین دلیل بود که ایران رفت و قرارداد ام‏پی‏تی را امضا کرد. بهره‌برداری از راکتور بوشهر قرار بود در سال‏های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۲ میلادی، یعنی تقریباً سی سال پیش شروع بشود که هنوز هم که هنوز است، بعد از این همه هزینه، ما یک مگاوات برق هسته‏‌ای را نتوانسته‏‌ایم تولید کنیم.<BR>
 <BR>
البته این بحثی است خیلی حاشیه‏‌ای‏تر، ولی به هرحال مهم است که مطرح بشود. برای این‏که این پوپولیسم و سعی در بازی کردن با غرور ملی که بازی‌‏ای است با احساسات و بدون منطق، بازی‌‏ای است که ممکن است دنیا را سر این مسئله گمراه کنید که این مسئله برای ما جنبه‌‏ی غیرتی دارد. اگر در ایران با آدم‌‏هایی که بتوانند صدای‏‌شان دربیاید، صحبت کنید، می‌‏گویند مشکلات ما جای دیگری است، مشکل ما تغلیظ نیست. ما این همه کارگر بیکار داریم، این همه کارخانه‏ی تعطیل شده داریم، چین دارد این همه کالا وارد می‏کند که اصلاً تمام صنعت و تولید خودمان را کشته است. روس‏‌ها چه دارند با ما می‌‏کنند؟ یادمان نرود که مردم ایران باهوش‌‏اند. وقتی حکومت از مردم ایران می‌‏خواست که بگویند «مرگ بر آمریکا»، گفتند: «مرگ بر چین». یا وقتی از آن‏ها می‏‌خواستند که «مرگ بر اسراییل» بگویند، گفتند «مرگ بر روسیه». مردم این را فهمیده‌‏اند. بنابراین من فکر می‌‏کنم بگذریم از رتوریک رژیم، قضیه باید برای ما روشن باشد و این را باید به دنیا اعلام کرد. فکر می‌‏کنم اسرائیلی‌‏ها می‌‏دانند که خطر ایران نیست، خطر رژیم جمهوری اسلامی است. کسی با مردم ایران خصومت ندارد، مشکل حکومتی است که سر کار است و نه مردم ایران.<BR>
 <BR>
به هرحال، این‏‌ها چیزهایی است که به نظر من، جزو معضلات اصلی کنونی است. مذاکرات این‏بار هم تا جایی که من اطلاع پیدا کردم، به نتیجه نرسیده. تعجبی هم نمی‌‏کنم. مشکل اساسی‏‌ای که دنیا متوجه آن نیست، این است که چنین نظامی نمی‏تواند در این دنیای متعارف، بر اساس آن انتظارات و ارزش‏‌هایی که دنیا قائل به آن است، یک همزیستی داشته باشد. اصلاً ضدیت این حکومت با دنیای آزاد به خاطر این نیست که از قیافه‌‏ی یک آمریکایی خوش‏‌اش نمی‌‏آید. بلکه به خاطر این است که تمام اصول و باورهایی مثل حقوق بشر، آزادی و غیره را قبول ندارد. دقیقاً این چیزهایی که حیات رژیم به نبود آن‏ها بستگی دارد. چطور می‏‌تواند با شما یک همزیستی داشته باشد؟ بر فرض که فردا تلغیظ را هم کنار گذاشت، آیا تروریسم‌‏اش از بین می‌‏رود؟ تروریسم‏‌اش از بین برود، آیا صدور ایدئولوژی‌‏‌اش از بین می‌‏رود؟ هرجایش را نگاه کنید، جور دیگری باید خروج کند. چون بقای‌‏‌اش بستگی دارد به ادامه‏‌‌ی آن صدور ایدئولوژی و اگر این‏کار را نکند، از بین رفته است. در ایران که باخته، سر نزاعش با شما (خارجی‌ها) است، ولی به ظاهر، فکر می‌‏‌کنید که این مشکلات، فقط برای مردم ایران است.<BR>
 <BR>
در هرحال این‏ها مسائلی است که باید برای جهانیان بیشتر روشن کرد، ولی مقدار زیادی از آن بستگی دارد به توان‏‌مند شدن مردم از یک سو و ضمناً عمل‌‏کرد نیروهای آزادی‌‏خواه از سوی دیگر. که اگر این‏کار را نکنند، خدمتی به مملکت‌‏شان نکرده‏‌اند. چون به دنیا بهانه‏‌ای می‏دهند که گزینه‏ی دیگری نیست و ما ناچاریم با این رژیم یا بسازیم یا معامله کنیم.<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18348&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18348&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18348&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18348&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:18 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18348&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>رفراندم</category><category>referendum</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[آژانس: بازرسان، اورانیوم ۲۷ درصدی در فردو یافته‌اند]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/nSKQ-cIgyrw/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>آژانس: بازرسان، اورانیوم ۲۷ درصدی در فردو یافته‌اند</b><p>5 خرداد 1391<p>آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد، بازرسان این آژانس در  تاسیسات غنی‌سازی فردو، رد اورانیوم غنی‌شده تا میزان ۲۷ درصد یافته‌اند.<BR>
 <BR>
 این گزارش که هنوز عمومی نشده و در اختیار شورای حکام و برخی خبرگزاری‌ها قرار گرفته، می‌افزاید که ایران در پاسخ گفته است که مسائل فنی باعث بالاتر رفتن میزان غنی‌سازی شده  است.<BR>
 <BR>
 روز جمعه و پیش از انتشار این گزارش، شماری از دیپلمات‌ها با درز این خبر به خبرگزاری‌ها، گفته‌ بودند که پیدا شدن اورانیوم ۲۷ درصدی در فردو ضرورتا به این معنا نیست که ایران مخفیانه میزان غنی‌سازی را بالا برده است.<BR>
 <BR>
ایران در تاسیسات زیرزمینی  فردو  زیر نظر آژانس غنی‌سازی ۲۰ درصدی انجام می‌دهد و  میزان ۲۷ درصدی که آژانس و دیپلمات‌ها از آن سخن گفته‌اند هنوز با  اورانیوم ۹۰ درصدی برای ساخت بمب فاصله زیادی دارد.<BR>
 <BR>
همین دیپلمات‌ها خود گفته‌اند که ممکن است سانتریفوژهای فردو در آغاز کار درست تنظیم نشده باشند و  اورانیوم را بیشتر غنی کرده باشند. <BR>
 <BR>
دیوید آلبرایت، رئیس مرز علوم و امنیت بین‌الملل هم با نظر این دیپلمات‌ها موافق است و گفته است چنین اتفاقی ممکن است مربوط به مسائل فنی در آغاز کار باشد.<BR>
 <BR>
این گزارش تنها یک روز پس از مذاکرات بغداد منتشر شده است؛ مذاکراتی که  گروه ۱+۵ از ایران خواست،  غنی‌سازی  ۲۰ درصدی خود را متوقف کند. ایران نزدیک به ۷۰۰ سانتریفوژ، در فردو نصب کرده است. <BR>
     ایراان نزدیک به ۷۰۰ سانتریفوژ، در فردو نصب کرده است. به گفته دیپلمات‌ها قرار است آژانس گزارشی به شورای حکام ارائه دهد که که در آن به  پیدا شدن اورانیوم ۲۷ درصدی اشاره شود.<BR>
 <BR>
 به گفته دیپلمات‌ها در گزارش آژانس قید شده که از اواخر سال گذشته میلادی ایران بیش از ۳۵۰ سانتریفیوژ در فردو نصب کرده که البته هنوز با آنها غنی‌سازی صورت نمی‌گیرد.<BR>
 <BR>
روز پنجشنبه سعید جلیلی گفت که اگر گروه ۱+۵ حق غنی‌‌سازی و  داشتن چرخه سوخت از سوی ایران را به رسمیت بشناسد، تامین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران قابل مذاکره است.<BR>
 <BR>
جلیلی اظهار داشت: «اعضای ان پی تی، باید در مقابل تکالیفی که دارند از حقوق مندرج در ان پی تی نیز بهره‌مند شوند و افزود: «ایران دو سال پیش برای تامین سوخت رآکتور تهران که مصارف پزشکی دارد، از آژانس طبق حقوق مندرج در ان پی تی درخواست اورانیوم کرد اما این اقدام صورت نگرفت و ایران تصمیم گرفت خود در داخل این سوخت را  تولید کند.»<BR>
 <BR>
 دور بعدی مذاکرات ایران و ۱+۵ قرار است در کمتر از یک ماه در مسکو برگزار شود. <p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18347&mi=25" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18347&mi=25</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18347&amp;mi=25</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18347&amp;mi=25</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:17 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18347&amp;mi=25</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>مقالات</category><category>articles</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[جمعه گردی های اسماعيل نوری ع / چرا نبايد از رضا پهلوی ترسيد؟]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/wtwhvXut7QQ/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>جمعه گردی های اسماعيل نوری ع / چرا نبايد از رضا پهلوی ترسيد؟</b><p>5 خرداد 1391<p><BR>
<BR>
 esmail@nooriala.com<BR>
	امروز می توانستم گوشی تلفن را بردارم و، در اين صبح دلکش بهاری وسط امريکا، به دوست بسيار نازنين اما ناديده ام، دکتر فرهنگ قاسمی، زنگ بزنم، حال اش را بپرسم، به او بگويم که مقالهء اخيرش را با عنوان « در جستجوی کدام آینده برای میهنمان ایران؟»(1) خوانده ام، و سپس به بيان درد دلی دوستانه با او بپردازم. اما ديدم که اکنون زمان نوشتن جمعه گردی اين هفته نيز هست و چرا سخنم را فقط با او در ميان بگذارم؟ مگر نه اينکه دل های ما را نه قرب جوار و همشهری بودن و سابقهء آشنائی داشتن، که به ايران فکر کردن و برای آينده اش به جستجوی راهی منطقی بودن بهم نزديک کرده است؟ مگر نه اينکه دوستی ما در سپهر سياسی اپوزيسيون کشورمان شکل گرفته است و همهء کسانی که به از ريشه کندن شجرهء خبيثهء حکومت اسلامی می انديشند نيز در متن و زمينهء اين دوستی حضور دارند؟ پس چرا جمعه گردی اين هفته را چنان ننويسم که گوئی من و دکتر قاسمی ـ بعنوان دو جمهوری خواهی که هيچ کدام در مورد «هويت» آن ديگری شک نداريم ـ در کنار هم به گردشی در عالم مجازی اينترنتی رفته باشيم و من با او سخنانی بگويم که پژواک اش را نسيم های مغناطيسی به گوش ساکنان کوچه باغ های پراکنده در کامپيوترهای هموطنان علاقمندمان نيز برسانند؟<BR>
سر اين صحبت را البته دکتر قاسمی در مقالهء پيشين اش اينگونه باز کرده است که: « امروز ما در دوران تحول اجتماعی و فرهنگی و سیاسی تازه ای، یعنی در مرحله گذار از حاکمیت مذهب و دین به حاکمیت ملت، هستیم [و] تنها همراهی شفاف آقای رضا پهلوی با جمهوری‌ خواهان و دفاع او از جمهوریت می‌تواند یکی از شکاف‌های موجود بین اپوزیسیون را از بین ببرد و به پیروزی مردم ایران کمک کند... اگر قرار باشد رژیم سلطنتی در ایران روی کار آید از آنجا  که برای سلطنت رقابتی وجود ندارد، همواره این خطر وجود دارد که  او [رضا پهلوی] بدون کوچک ‌ترین رقابتی، شانس پادشاه شدن را خواهد داشت...»(2).<BR>
من، که در سخنان دوستم مشکلات متعددی را می بينم، لحظه ای تأمل می کنم و آنگاه بی محابا می گويم که: «فرهنگ جان! من با پيش فرض های تو مشکلاتی را دارم که اجازه می خواهم آنها را يک به يک توضيح دهم». و می بينم که او رفيقانه به من نگاه می کند و منتظر می ماند.<BR>
***<BR>
	نخست اينکه من اعتقاد دارم در بحث های سياسی مان بايد واژه ها را با منقاش انتخاب کنيم. مثلاً، اگر بعنوان جمهوريخواه می خواهيم به انواع ديگری از حکومت اشاره کنيم و ايراد بگيريم لازم است تفاوت های آنها را دقيقاً در نظر داشته باشيم. مثلاً، اگر سخن مان را با اين عبارت آغاز کرديم که «اگر قرار باشد رژیم سلطنتی در ایران روی کار آید...» آنگاه بايد بپذيريم که ديگر دربارهء «پادشاهی پارلمانی» سخن نمی گوئيم و نتايجی هم که از بحث مان می گيريم به اموری بديهی تبديل می شوند که کسی در اپوزيسيون انحلال طلب ما، آن هم اين دوره و زمانه، با آن مخالفتی ندارد. <BR>
يعنی، فکر می کنم اکنون همه قبول کرده اند که اگرچه سه دههء پيش عمر نوعی از سلطنت در کشورمان به پايان رسيد اما نوع ديگری از آن ـ که بسا بدتر و هولناک تر از قبلی بود ـ چانشين اش شد. يعنی، ما هنوز هم در مسير جريان مبارزه ای «ضد سلطنتی» قرار داريم؛ چه سلطنت از آن شاه باشد و چه متعلق به ولی فقيه. ماهيت واقعی مبارزهء امروز ما همچنان ضد سلطنتی، و ضد سلطه، است. ما می خواهيم جامعهء خويش را از «سلطه»ی استبدادی ِ حاکمان مستبد و سرکوبگر رها سازيم. به همين دليل ِ آشکار نيز هست که معتقدم امروزه، و در سطح کلامی، ما اغلب واژهء «سلطنت» را به سهو بکار می بريم. اين امر، به اعتقاد من، ميراث بازمانده از زبان سياسی بکار رفته در جريان انقلاب مشروطه و نهضت ملی است: «شاه بايد سلطنت کند و نه حکومت». اگر دقت کنيم می بينيم که اين فرمول در «ساختار تعبيری ِ اش» غلط است. و درست اش می تواند عبارتی باشد اينگونه: «شاه بايد پادشاهی کند و نه سلطنت و حکومت». <BR>
البته می دانم که اين سهو در نزد برخی حکم عمد را پيدا می کند و ممکن است در توجيه اين اختلاط گفته شود که بين «سلطنت» و «پادشاهی» فرقی نيست و اين يکی عاقبت به آن يکی ختم خواهد شد. اما حتی اگر اين احتجاج درست باشد نيز نمی توان منکر آن شد که، در سپهر سياسی امروز ما، بين دو تفکر «پادشاهی خواهی» و «سلطنت طلبی» تفاوتی آشکار وجود دارد که آن هم از دل همان انقلاب مشروطه ای بر می خيزد که می خواست حکومت را مشروط به قانون، و سلطنت را به مقامی تشريفاتی و نمادين، تبديل کند. انقلاب مشروطه می خواست سلطنت ديگر سلطنت نباشد و پادشاهی از باب سلطه و استيلا نيآيد و و استبداد بازتوليد نشود. آباء مشروطه اما در نوشتن فکر جديد خود همچنان واژهء سلطنت را بکار بردند و اين مغالطه ايجاد شد. امروز اما اين خواست با پرهيز از واژهء «سلطنت» و از طريق استفاده از تعبير «پادشاهی» بيان می شود. پس بهتر است در متن های برآمده از قلم دوستان ارجمندی جون دکتر قاسمی نيز همه جا واژهء سلطنت را به پادشاهی تبديل کنيم تا وداع شادمانهء خود را با واژهء منحوس سلطنت اعلام داشته باشيم. تنها پس از اين اقدام دقيق است که امکان برقراری گفتگو مابين طرفداران دو نوع گزينهء جمهوری و پادشاهی ممکن می شود؛ البته اگر چنين گفتگوئی مورد نظر باشد.<BR>
****<BR>
	نکتهء دوم به شخص «شاهزاده رضا پهلوی» بر می گردد. شايد اگر اين «شخص» وجود نداشت، و محمد رضا شاه صاحب پسری نشده بود، با حدوث انقلاب ضد سلطنتی 57  امروز ديگر گزينهء «پادشاهی» مطرح نمی شد. اما کوشش شاه سابق برای داشتن وليعهد، در پی دو ازدواج ناموفق، عاقبت به تولد «رضا پهلوی» انجاميد و اگرچه انقلاب 57 نگذاشت تا او براحتی بر تخت پادشاهی بنشيند اما حضور دائم اش در سه دههء گذشته موجب آن شده که امروز برای آيندهء ايران گزينهء پادشاهی هم در کنار جمهوری متصور باشد و، با موضع گيری های مدرن و انسانمدارانهء رضا پهلوی از يکسو، و کم کاری و نازائی مسلط بر اردوگاه جمهوری خواهی و عدم ارائهء کانديداهائی قابل اعتماد برای رياست جمهوری، از سوی ديگر، گزينهء پادشاهی از استقبال هم برخوردار شود. <BR>
در واقع، ما جمهوری خواهان بايد اين کم کاری و نازائی خود را بپذيريم. ما اگر رضا پهلوی را بازماندهء دوران منقرض سلطنت پهلوی ها می بينيم، بايد به ياد داشته باشيم که هنوز هم در بين ما کسی برجستگی همآوردی با او را نيافته است، آنگونه که اغلب مان آرزو می کنيم که رضا پهلوی جمهوری خواه شود و خود را کانديد رياست جمهوری کند! همانگونه که اردوگاهجمهوری خواهی کنونی نيز کسی هنوز نمی تواند هيمنه ای را بخود بگيرد که ابوالحسن بنی صدری می گيرد که همجنان خود را نه «رئيس جمهور قبلی جمهوری اسلامی» که «رئيس جمهور منتخب مردم» می خواند. در ان سوی سکه نيز مورد خانم مريم رجوی را داريم که رياست جمهوری اش (حتی با قيد موقت بودن آن در آينده) اکنون بيشتر به شوخی تبديل شده است.<BR>
باری، بنظر من، کم کاری جمهوريخواهان، همراه با درد مزمن پيوند کهنه شان با اصلاح طلبان حکومت اسلامی، و تفرقهء عظيمی که در صفوف شان وجود دارد، خود از جمله دلايل اصلی برجسته شدن چهرهء رضا پهلوی بوده است و هست.<BR>
****<BR>
اما در همين راستا فکر می کنم که کل صورت مسئلهء ما با رضا پهلوی هم به غلط طرح می شود و در درستی اينکه دوستان من همواره و در همه جا «بحث پادشاهی» را با «شخص رضا پهلوی» يکی می گيرند جای شک و تأمل است. براستی چرا بايد اينگونه بيانديشيم که «اگر قرار باشد رژیم سلطنتی در ایران روی کار آید، از آنجا  که برای سلطنت رقابتی وجود ندارد، همواره این خطر وجود دارد که او [رضا پهلوی] بدون کوچک ‌ترین رقابتی، شانس پادشاه شدن را خواهد داشت...» بنظر من اين سخن دارای پايه ای منطقی نيست. رضا پهلوی وليعهد و جانشين محمدرضا شاهی بوده است که خود و پدرش مطابق مصوبات مجلس مؤسسان بازبينی قانون اساسی مشروطه به پادشاهی رسيده بودنذ. رضا پهلوی نيز، پس از مرگ پدر، بر اساس همان «قانون اساسی مشروطيت» بصورتی موقت در مصر سوگند پادشاهی خورد تا در آينده، مطابق آن قانون، در مجلس شورای ملی حاضر شده و سوگند ياد کند. پس اگر بخواهيم امروز رضا پهلوی را تنها صاحب بی رقيب پادشاهی بدانيم، لازمه اش آن است که همگی بر سر «بازگشت به قانون اساسی مشروطه و متمم هايش» توافق کنيم تا رضا پهلوی هم خودبخود و «بدون کوچک ‌ترین رقابتی» به پادشاهی برسد. <BR>
بدون اين توافق و پيش فرض، از نظر من، بين «پادشاهی خواهی» و «پادشاهی رضا پهلوی» هيچ رابطهء مستقيمی وجود ندارد. چرا که اگر قرار باشد در پی فروپاشی حکومت اسلامی يک قانون اساسی جديد سکولار دموکرات نوشته شود، معنای آن چنين است که ما «قانون اساسی مشروطه» را احياء نکرده ايم و در نتيجه، نه تضمينی وجود دارد که حکومت آينده پادشاهی باشد و نه، اگر هم باشد، آقای رضا پهلوی می تواند «بدون کوچک ‌ترین رقابتی» پادشاه ايران شود. <BR>
يعنی، اگر فرض کنيم که حکومت آيندهء ايران پادشاهی هم باشد، هر ايرانی همانقدر حق دارد خود را نامزد اين سمت کند که آقای رضا پهلوی. و به همين دليل هم بود که دو هفته پيش در مورد مبانی عقيدتی حزب مشروطه ايران نيز، که مهمترين و استوارترين سازمان پادشاهی خواهی در اپوزيسيون ما است، نوشتم: «اين حزب [مطابق اساسنامه اش] پادشاهی را ـ آن هم بصورتی دموکراتيک و متکی بر ارادهء ملت، "بهترين و مناسب ترين رژيم و شکل حکومت برای ايران" می داند و در اين راستا آقای پهلوی را بعنوان "کانديدا"ی خود معرفی می کند و حق تعيين سرنوشت کشور و نوع حکومت و سياست‌های آن را به مردم وا می گذارد».(3)<BR>
****<BR>
حال، با توجه به آنچه آمد، اگر توافق کنيم که هدف ما برای آيندهء ايران رسيدن به يک قانون اساسی سکولار ـ دموکرات است که در آن راه های بازتوليد استبداد و بازگشت به سلطنت بسته شده باشد، آنگاه مسئلهء «پادشاهی تشريفاتی» ـ بخصوص بدون دسترسی شاه به فرماندهی کل قوا ـ امری فرعی می شود و ديگر لازم نيست با نگرانی بگوئيم «همواره این خطر وجود دارد که  او [رضا پهلوی] بدون کوچک ‌ترین رقابتی، شانس پادشاه شدن را خواهد داشت».<BR>
اما من از اين هم يک قدم فراتر می گذارم و می گويم:<BR>
1. اگر نوشتن و تصويب قانون اساسی آينده را بر انتخاب نوع حکومت مقدم بداريم <BR>
2. اگر آن قانون اساسی را چنان بنويسيم که جلوگير بازتوليد استبداد باشد<BR>
3. اگر، در اين قانون، نخست وزيری (يا "صدراعظمی"؛ همچون مورد آلمان) را منصبی انتخابی و مدت دار و صاحب اختيار پيش بينی کنيم و فرماندهی کل قوا را به آن بسپاريم<BR>
4. اگر در آن قانون منصبی را بعنوان «رياست تشريفاتی کشور» بوجود آوريم که مردم، در مرحله ای بعد از تصويب قانون اساسی، نوع آن را در يک همه پرسی مجزا انتخاب می کنند<BR>
5. يعنی اگر هر دو گزينهء جمهوری (مثل مورد هندوستان) و پادشاهی (همچون مورد سوئد و هلند) مناصبی صرفاً تشريفاتی و نمادين باشند...<BR>
آنگاه جای هيچگونه هراسی برای اينکه هوای سلطنت به کلهء شاه يا رئيس جمهور آينده بزند وجود نخواهد بود.<BR>
****<BR>
البته توجه کنيم که هميشه امکان ساز و پاخت و کودتا برای کنار نهادن قانون اساسی و استقرار استبداد و سلطه وجود دارد و در برابر اين امکان هيج کدام از گزينه های جمهوری و پادشاهی نه تسهيل کننده و نه بازدارندهء آن محسوب می شوند. در تاريخ جوامع معاصر بارها شاهد آن بوده ايم که هم شاه و هم رئيس جمهور توانسته اند با کودتا قانون اساسی را تعطيل کرده و به قدرت مطلقهء «ابد مدت!» برسند. <BR>
در اين زمينه اعتقاد دارم که در بررسی ماجرای 28 مرداد 1332 نيز ـ که، از جانب چمهوری خواهان،  يکی از موارد خطرناک بودن پادشاهی بشمار می رود ـ يکی از اشتباهات ما به همين نکته بر می گردد. يعنی، اغلب فرض بر اين است که اين کودتا از آنجا پيش آمد که ما پادشاه داشتيم و انگليس و امريکا توانستند با سرنگون کردن دولت دکتر مصدق او را بقدرت مطلقه برسانند. در اين تفسير ما اصل مسئله را فدای فرع آن می کنيم و، با گرفتن نتايج غلط، مشکل را در داشتن پادشاه می بينيم. <BR>
ما کافی است تا تصور کنيم که اصلاً دکتر مصدق رئيس جمهور ايران بود و شاهی هم وجود نداشت. آيا در آن صورت در اين واقعيت ها که نفت ايران از دست استعمار انگليس خارج شده بود، و امريکا هم به دنبال جای پائی در ايران می گشت، و شوروی هم از اينکه به نفت شمال دست نيافته ناراضی شده و حزب توده را بجان مصدق انداخته بود، و روحانيت شيعه نيز با او مخالفت می کرد تغييری جاصل می شد؟ آيا، در آن زمان و آن وضعيت، قدرت های بزرگ صرفاً بدين دليل که حکومت ايران جمهوری است از توطئه برای کودتا عليه دکتر مصدق دست می کشيدند؟ آيا در آن وضعيت خود سرلشگر زاهدی که از زيرزمين سفارت امريکا، سوار بر تانک، بيرون آمد و دولت مصدق را سرنگون کرد و بر مسند نخست وزيری نشست، فقط به اين خاطر که فرمان نخست وزيری اش به امضای يک شاه نرسيده بود، نمی توانست ـ مثل عبدالناصر و عبدالکريم قاسم و معمر قذافی ـ عمليات کودتا را به نفع خود به سرانجام برساند؟ آيا اگر دولت زاهدی شاه را برنگردانده و جمهوری اعلام می کرد در سرگذشت دکتر مصدق تفاوتی رخ می داد؟ يا آيا زاهدی نمی توانست بجای شاه به ديکتاتور بدل شود؟ <BR>
فراموش نکنيم که تصميم به اجرای کودتا عليه مصدق از مصالح قدرت های بزرگ برخاسته بود و شاه و زاهدی هر دو مهره های آن بازی بودند.<BR>
****<BR>
اما شايد پرسيده شود که اگر چنين بود، و کودتاگران می توانستند بی شاه نيز موفق شوند، چرا خود خواستند که شاه برگردد؟ اين پرسش سختی است که پاسخ دقيقی می طلبد. اما من در پاسخی که آقای رضا پرچی زاده به مقالهء دو هفته پيش من داده اند نکته ای را يافته ام که می تواند راهگشای رسيدن به يک پاسخ محتمل باشد. <BR>
ايشان ـ بی آنکه توضيح دهند که من در کجای مقاله ام از نظام «پارلمانی»، آن هم به سبک نظام «وست مينيستر» در بريتانيا، دفاع کرده ام ـ نوشته اند: <BR>
«در سیستم پارلمانی، مثل آنچه در انگلستان و برخی کشورهای تابع آن هست و به "سیستمِ وست مینستر" معروف است، بر خلاف آنچه آقای نوری علا می گویند، اصل بر "مرکزِ قوا" ست و نه "تفکیکِ قوا"... این عدم توزیع متساوی قدرت... کاری است که تا به حال تنها از "محافظه کاریِ انگلیسی" برآمده است؛ "هیجانِ ایرانی" را نمی دانم که با این سیستم به کجا بکشد».(4)<BR>
اين سخنان، در کنار همهء ناراستی ها که در اشاره به عقايد من دارد، عامل جديدی را وارد معادلات سياسی ما می کند که نمی توان از آن چشم پوشيد. به زعم ايشان، «سيستم بريتانيائی» فقط می تواند برخاسته از «محافظه کاری انگليسی» باشد و لذا با «هيجان ايرانی» سر سازگاری ندارد. معنای اين سخن چيست؟ آيا نه اينکه آقای پرچی زاده معتقد است که هر ملت دارای «روحيه» ای است که حکومت اش بايد با آن بخواند و در غير اين صورت کارآمد نخواهد بود؟ و اگر اين فرض درست باشد آنگاه آيا نمی توان پرسيد که چرا وجود يک «پادشاه تشريفاتی» با روحيهء ملت ايران ناسازگارتر از وجود يک «رئيس جمهور مقتدر» است؟ در همين زمينهء «روحيه»، آيا نمی توان پرسيد که:<BR>
1. چرا انقلابيون مشروطه که توانستند آيت الله مقتدری چون شيخ نوری را به دار بياويزند نخواستند رژيم جمهوری اعلام کنند و از شر شاه و شاهی خلاص شوند؟<BR>
2. چرا رضاخان ميرپنج نتوانست نيروهای مختلف سياسی کشوز را قانع کند که رياست جمهوری پيشنهادی او را بپذيرند و ناچار شد سلسلهء قاجاريه را منقرض کند و خود به تخت شاهی بنشيند؟<BR>
3. چرا دکتر مصدق در مجلس پنجم، بجای خواستاری استقرار جمهوری، با پادشاهی مشروطهء رضاخان مخالفت کرد؟ آن هم با اين استدلال که او آدم لايقی است که دارد مملکت را آرام و آباد می کند و بهترين منصب برايش نخست وزيری است و نه شاه تشريفاتی، و او اگر شاه شود يا ما آدم لايقی را از دست داده و او را به موجودی تشريفاتی تبديل کرده ايم و يا او بايد در اجرای برنامه های نوسازی کشور عليه مشروطيت اقدام کرده و سلطان قدر قدرت شود. (نقل به مضمون)<BR>
4. چرا در طول جريان «نهضت ملی کردن نفت» خواستاری جمهوری از جانب بدنه و رهبری جبههء ملی مطرح نشد و تنها شعار «شاه بايد سلطنت [بخوان پادشاهی مشروطه] کند و نه حکومت» جريان داشت و دکتر مصدق، حتی در برابر فشار معدودی از اطرافيان جمهوری خواه اش، تن به مطرح کردن اين خواست نداد؟<BR>
5. چرا حزب توده، که زمزمهء جمهوريت را سر داده بود، به دنبال رياست جمهوری علامهء دهخدا رفت که نه مهارتی در سياست داشت و نه مديريت مملکت را بلد بود اما می توانست به نوعی «پدر ملت» تبديل شود؟<BR>
5. چرا دکتر غلامحسين صديقی در روزهای ملتهب پيش از انقلاب 57 نخست وزيری را بدين دليل نپذيرفت که شاه می خواست از کشور خارج شود؟<BR>
6. چرا مليونی که از تمايلات جمهوری خواهانهء دکتر بختيار آگاه بودند با او همکاری نکردند و به دنبال خمينی رفتند؟<BR>
7. چرا، پس از پيروزی انقلاب و با وجود اعلام جمهوريت، نيروهای جمهوري خواه سلطنت «ولی فقيه» را پذيرفته و، حتی اگر مخالف او بودند، همکاری شان را ادامه دادند؟<BR>
8. چرا همين آقای بنی صدر پذيرفت که بر مسندی بنشيند که اگرچه نام رئيس جمهور را داشت اما بايد بوسيلهء ولی فقيه «تنفيذ» می شد و با بوسه ای بر دست او قطعيت می يافت؟<BR>
از اين پرسش ها می توان بسيار اقامه کرد. غرض آن است که اگر بخواهيم در ارزيابی درستی يا نادرستی يک رژيم به عواملی همچون «محافظه کاری انگليسی» و «هیجانِ ایرانی» متوسل شويم آنگاه آيا با اين نظر دائماً تکرار شونده روبرو نخواهيم بود که «ملت ايران روحيه و تحمل اينکه سرپرست اش هر چهار سال يکبار عوض شود را ندارد و لازم است منصبی بوجود داشته باشد که حسی از استمرار و آرامش اجتماعی را تلقين کند؟»<BR>
****<BR>
باری، اعتقاد من بر اين است که مخالفت جمهوری خواهان با مطرح بودن پادشاهی تشريفاتی، بعنوان يک گزينه در رفراندوم تعيين نوع حکومت در ايران، مخالفتی محافظه کارانه، هراسيده و مبتنی بر مفروضات غلط است. و همين محاسبهء غلط از شخصيتی به نام رضا پهلوی در جشم و ذهن آنان هيولائی خطرناک می سازد که بالقوه می تواند ما را به اعماق تاريخ پرتاب کند؛ آنگونه که دوست ناديدهء ديگرم، آقای پرچی زاده، وا دار می شود تا، با به در و ديوار زدن، بکوشد تا در راستای جلوگيری از طرح گزينهء پادشاهی در رفراندوم های آينده، ثابت کند که «پادشاهی، بالذات ناقض حقوق بشر است» و برای ديگران اين امکان را فراهم آورد که بگويند «پس، حکومت های سوئد و نروژ و هلند هم ناقض حقوق بشرند!»<BR>
من اين تلاش ها را بی سرانجام و تشتت آفرين می دانم و می خواهم از دوستانم دعوت کنم تا کمی به زمين سرد و سخت واقعيت ها برگردند و بيش از اين در راه ايجاد يک وفاق ملی که منتهی به فروپاشی حکومت اسلامی شود مانع نتراشند؛ دعوت کنم که در جستجوی مسدود ساختن راه اعاده و بازتوليد سلطنت باشيم و انرژی خود را صرف مبارزه با پادشاهی تشريفاتی که حتی هيچ معلوم نيست نصيب آقای رضا پهلوی شود به هدر ندهيم. <BR>
می پرسيد که «چرا خود او، اگر ريگی به کفش ندارد، از خر شيطان پياده نمی شود و به جمهوري خواهان نمی پيوندد؟» می گويم «چرا بايد او را از بيان عقيده اش باز بداريم؟ او هم، مثل هر پادشاهی خواهی ديگری، عقيده ای دارد و بارها هم تکرار کرده است که: من سيستم پادشاهی را برای ايران مفيدتر می دانم اما اگر مردم خواستار جمهوری باشند من به نود در صد آرزوهايم رسيده ام». <BR>
آيا در اين سخن رضا پهلوی «سيستم پادشاهی» با «پادشاهی خودش» يکی فرض می شود؟ من نمی دانم؛ اما اگر چنين هم باشد اين نکته روشن است که پادشاهی آينده بر حسب قانون اساسی آينده بوجود می آيد و آن قانون نمی تواند از پيش تعيين کند که حق رياست تشريفاتی کشور از آن کيست.<BR>
****<BR>
می دانم که بحث پادشاهی به همين جا ختم نمی شود و ما جمهوري خواهان می توانيم در فردای ايران دلايل بسياری را در مخالفت با پادشاهی اقامه کرده و از جمله از بی منطق بودن مناصب غير انتخابی، بی مدت و موروثی (خونی!) سخن برانيم؛ اما ما حق نداريم از هم اکنون با بيان اينکه «پادشاهی، بالذات ناقض حقوق بشر است» مانع از مطرح شدن اين گزينه در آينده شويم، چه رسد که بخواهيم با طرح اينگونه مواضع غيرمنطقی از رسيدن به ائتلاف و وفاقی ملی برای منحل ساختن حکومت اسلامی و استقرار حاکميت ملی و متجلی ساختن ارادهء ملت در انتخاباتی آزاد جلوگيری کنيم. <BR>
دکتر قاسمی گرامی ِ ما نويسندهء کتابی است به نام «جنبش انتخابات آزاد و حاکميت ملی» که اگرچه من مفهوم «انتخابات آزاد» را بصورتی متفاوت از ايشان می فهمم اما از اينکه ايشان «انتخابات آزاد» را در درآميختگی با «حاکميت ملی» مطرح می سازند سخت خوشحال و اميدوارم. چرا که بدون وجود حاکميت ملی سخن گفتن از انتخاب مابين گزينه ها بوسيلهء ملت به يک شوخی تلخ تبديل می شود. پس، ما نيز بيائيم و همهء انرژی های خود را در خدمت انحلال حکومت اسلامی و استقرار حاکميت ملت بگذاريم تا، قبل از هر چيز، از عصر حاکميت سلطنت شاه و شيخ گذر کرده باشيم. تنها وقتی که مردم ما حاکم زندگی خود شدند زمان آن فرا خواهد رسيد تا خدمتگزاران جامعه بتوانند يک به يک «مطاع» خويش را به آنها عرضه دارند؛ «تا که قبول افتد و چه در نظر آید!»<BR>
---------------------------------------------<BR>
1. http://www.rangin-kaman.org/v1/index.php?option=com_content&view=article&id=7881:2012-05-22-18-44-22&catid=58:1389-02-24-20-05-16&Itemid=75<BR>
2. http://goo.gl/65UUh<BR>
3. http://www.newsecularism.com/2012/05/11.Friday/051112.Esmail-Nooriala-National-soviergnity-and-choice-of-governmenr.htm<BR>
4. http://www.newsecularism.com/2012/05/16.Wednesday/051612.Reza-Parchizadeh-Monarchy-is-essentially-against-human-rights.htm<BR>
با ارسال اي ـ ميل خود به اين آدرس می توانيد مقالات نوری علا را هر هفته مستقيماً دريافت کنيد:<BR>
NewSecularism@gmail.com<BR>
مجموعهء آثار نوری علا را در اين پيوند بيابيد:<BR>
http://www.puyeshgaraan.com/NoorialaWorks.htm<BR>
<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18346&mi=2" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18346&mi=2</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18346&amp;mi=2</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18346&amp;mi=2</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:16 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18346&amp;mi=2</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اقتصاد</category><category>economy</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[چند اندرز به منشه امیر / بابک پرهام]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/g9gjdD2-eWE/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>چند اندرز به منشه امیر / بابک پرهام</b><p>5 خرداد 1391<p>بابک پرهام<BR>
(ب.اشراق)<BR>
ساقی بیار جامی کز زهد توبه کردم<BR>
مطرب بزن نوایی کز توبه عار دارم<BR>
سیلاب نیستی را سر در وجود من ده<BR>
کز خاندان هستی بر دل غبار دارم<BR>
..............................................<BR>
عقلی  تمام باید تا در دل قرار گیرد<BR>
عقل از کجا و دل کو تا برقرار دارم؟<BR>
زان  می که ریخت عشقت در کام جان سعدی<BR>
تا بامداد محشر در سر خمار دارم<BR>
<BR>
<BR>
چند اندرز به منشه امیر<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
جنگ در خاورمیانه اگر در نهایت ِ جهانی پذیرفته نشود تبدیل به مرگ جهانی خواهد شد. انکار نهایت ِ جهانی جنگ در خاورمیانه  بسان انکار غدۀ نافعال سرطانی در بدن بیمار است. اسرائیل، ایران و ترکیه سه غدۀ نافعال سرطانی  در بدنۀ این جهان اند . به همین دلیل باید جراحی بشوند. <BR>
<BR>
این سه غده را باید  به جان هم انداخت تا فضای جراحی مشخص بشود و عمل جراحی یا جنگ ِ  با هدف و نتیجۀ تاریخی پدیدار گردد. مانند جنگ جهانی دوم که سه قدرت اروپایی که طمع استعماری شان سر به فلک می زد یعنی انگلستان، آلمان و روسیه دلیل جنگ شدند. اکنون در خاورمیانه کی می خواهد دلیل جنگ بی صاحب کنونی باشد تا به امید خدا جنگ را صاحب دار بکنیم و صلح را هدف استراتژیکی؟ کی؟ آقای منشه امیر بگو کی باید دلیل جنگ قرار بگیرد ؟ آمریکا ؟ روسیه؟ چین؟ نه آقا جان اگر دنبال دلیل جنگ می گردید نتانیاهو و خامنه ای و کرواتی های مذهبی ترکیه و کلا ً ملی – مذهبی های ایران و اسرائیل و ترکیه بهترین منبع جست و جو و اکتشاف هستند. اگر هم می خواهید کماکان به دروغ های ابژکتیوی تان ادامه بدهید پس دیگر شعار سوبژکتیو در ندهید. همان ابژکتیو  فقط دروغ تان را بگویید. بقیه اش را بسپارید به خدا. <BR>
ولی راه سالم همان است که بارها گفته ام : دروغ ِ ابژکتیو نگو و سوبژکتیو نیاز حیاتی ات را آشکارا بیان بکن. اما من فکر می کنم که "سیاستمردان " اسرائیلی ، ایرانی و ترکی نیاز حیاتی شان را در جان شهروندان شان نمی بینند؛ آنها شدیداً گرفتار طمع جنسی ِ انحصاردینی شان هستند و اینجور انحصارها در طول تاریخ فقط با جنگ شکسته و خنثی* شده اند.  <BR>
آقای  منشه امیر see you  در دروازۀ با صاحب جنگ. اسرائیل کاری نکرده است تا عینی ثابت کرده باشد که جمهوری اسلامی ایران دشمن اوست . اسرائیل برعکس فقط به آخوندهای شیعه از طریق حماس و جهاد اسلامی اعتبار مصنوعی داده است. انگلستان برای این که در جنگ دوم جهانی دشمنیت اش را با نازی ها  به آمریکایی ها نشان بدهد یک مأموریت عملی و اطلاعاتی ِ  با هزینه انجام داد. آنگاه بود که روزولت با صدای بلند گفت: دوستان انگلیسی بیسمارک را غرق کردند. اسرائیل اما تا به امروز با جمهوری اسلامی پشت صحنه فقط همجنسبازی اطلاعاتی کرده است و روی صحنه فیلم بازی تبلیغاتی. بله آقای منشه امیرSee you در دروازۀ واقعی و صاحب دار جنگ. <BR>
<BR>
آقای منشه امیر، جنگ ِ شش روز میان فانتوم ها و میگ ها شوخی بود. آن داستان را فراموش کن.  دروازۀ واقعی جنگ پایگاه های موشکی سپاه در ایران است. عقاب ها و بازهای اسرائیلی  اگر خیلی  جنگجویند باید این پایگاه های موشکی را نابود بکنند. مراکز هسته ای را باید سپرد به آمریکا و روسیه. ولی گویا  عقاب ها و بازهای اسرائیلی  هنوز از عدد چهارده  وحشت دارند؛ چون اگر مکانیسم ِ موشکی ِ فقط چند اف چهارده به شمارۀ فعال دیژیتال تبدیل بشود آنوقت هست که نیروی هوایی اسرائیل باید هزینۀ مکانیکی  و جانی بپردازد. ولی آقای امیر جنگ یعنی همین. مگر انگلیسی ها برای غرق کردن بیسمارک یا شکست آرژانتین هزینه نپرداختند؟ اسرائیل تا قبل ازگشایش بازی های المپیک ِ لندن باید هزینه اش را مکانیکی و جانی  بپردازد. زشتی هولاکاست  درست برخلاف هولاکوی مهاجم به خاطر این بود که همۀ اجزای عینی و حتی ذهنی اش مستند در سرزمین های پدری غیر یهودیان شکل گرفت. هولاکاست اصلا ً مستند در سرزمین های مهاجرت اتفاق افتاد. ولی این بار قوم یهود باید از خودش و از سرزمین پدری اش مستند دست به خشونت و هجوم واقعی- و نه نمایشی- وراسوی مرزهای شامات به دشمن واقعی اش  بزند، تا از یک ملت ِ صعید ِ اسطوره ای مهاجرت به درجۀ ملت ِ سعید ِ تاریخ مهاجمه و مهاجرپذیر صعود بکند.**<BR>
<BR>
<BR>
سه شنبه بیست و دوی دو هزار و دوازده میلادی/ ال دورادو هیلز<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
*به زبان پزشکی یعنی تخم یا تخمک را کشیدن و از نظر جنسی نافعال کردن. دین را خنثی کردن یعنی روحانیت اش را از نظر سیاسی نافعال کردن. به زبان عامیانه یعنی همان: تخم اش را باید کشید.<BR>
<BR>
<BR>
** هیچ کشوری نمی تواند عقل ناب یا خالص یک قوم باشد. نه ایران نه انگلستان نه آمریکا سرزمین های عقل ناب یک قوم نیستند و نخواهند بود. اسرائیلی ها و فلسطینی ها ورای نمودهای دینی قوم شان باید نمودهای نوین و مشترک تاریخی بیآفرینند و ملتی نیرومند با نام و پرچمی برگرفته از هر دو پدیدار بکنند. به امید خدا. <BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18345&mi=3" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18345&mi=3</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18345&amp;mi=3</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18345&amp;mi=3</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:15 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18345&amp;mi=3</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>اجتماعی</category><category>سياسی</category><category>society</category><category>politics</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA["اعتماد" و "فریب" و آینده اجتماعی – سیاسی جامعه ایران]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/3MNxYigKw-Q/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>"اعتماد" و "فریب" و آینده اجتماعی – سیاسی جامعه ایران</b><p>4 خرداد 1391<p>سالهای درازی است که دو واژه " اعتماد " و " فریب " تاریخ اجتماعی - سیاسی ما را به خود مشغول داشته است، زمانی اعتماد می کنیم و با هیجان بود و نبود مان را در طبق اخلاص می گذاریم و در کوتاه مدتی پس از آن با فریبی، دگر باره  با یاس و افسردگی به افسوس خوردن در کناری می نشینیم و آنرا توطئه تلقی می کنیم.<BR>
<BR>
اگر چه بزرگترین تجربه های سه ده اخیر را باید تجربه آغاز انقلاب با آقای خمینی و دوم خرداد 1376 با آقای خاتمی دانست ولی من هیچکدام از آنها را گناه آقایان خمینی و خاتمی نمی دانم و بر این باور هستم که گناه و مسوولیت اصلی بر دوش روشنفکرانی است که مردم تصور می کردند بدلیل "روشنفکری" و سطح سواد و معلومات، بیشتر از مردم عادی می دانند و کمتر اشتباه می کنند. کما اینکه این تصورِ درست شاهد مثالی در تمامی کشورهای پیشرفته امروز داشته است و جوامع پیشرفته با وجود روشنفکرانشان توانسته اند از مخمصه دوران سیاهی و جهالت بدر آیند.<BR>
<BR>
بالاترین ویژه گی های چنین جوامعی با روشنفکرانی که توانسته اند راه روی و راه بری برای جامعه خود ایجاد کنند و مردم و جامعه خود را نجات دهند همانا اندوخته های تجربی و آموزه های علمی آنان بوده است و نه مسائل مادی و دُنیوی، چرا که در نبود رهبری سالم و دقیق فکری همیشه فریب کارانی وجود داشته اند که بازهم به شیادی و مردم فریبی ادامه دهند. <BR>
<BR>
اینکه کدام نیت خوب و کدام نیت بَد داشته اند هیچ چیز را عوض نمی کند، روشنفکر بی صلاحیت و مردم فریب، خوب و بَدش و آگاه و ناآگاهش یکی است و تنها نتیجه و عملکردش فریب مردم، از میان بُردن اعتماد اجتماعی و عقب نگاه داشتن جامعه است.<BR>
<BR>
اینکه راه علاج و درمان آن چیست و آیا آنگونه که بسیاری بدان باور پیدا کرده اند که سرنوشت ما از روز اَزل چنین رقم خورده است و دیگر نمی توانیم نجات پیدا کنیم، تنها بدلیل ادامه روندی است که بسیاری از روشنفکران و رهبران سیاسی ما نیز خود قادر به عبور از این تنگه صعب العبور نبوده  و راه ساده تر را انتخاب کرده اند و آن هم مسیری است که تا کنون پیموده شده است، چرا که اگر این مسیر "راه رسیدن به آب را برای مردم مشخص نکند بطور قطع راه رسیدن به نان را برای آن گروه روشنفکران و رهبران سیاسی مردم فریب هموار خواهد کرد".<BR>
<BR>
امروز بدین جا رسیده ایم و 33 سال است که بدلیل همان مردم فریبی ها سیاه ترین دوران تاریخ اجتماعی معاصر خود را می گذرانیم، 33 سالی که بی هویتی، بی اخلاقی  و حقارت و بی اعتباری بین المللی تار و پود وجودمان را فراگرفته است و گذشته از افسردگی ها و گوشه نشینی ها برای گروهی، همچنان بدنبال راه نجات و آینده ای روشن تر برای امروز و فردای بچه هایمان هستیم.<BR>
<BR>
 راه چاره چیست و چه باید کرد ؟<BR>
<BR>
مردم ما ثابت کرده اند که هر آنگاه که اعتماد به جریان و رهبری پیدا کرده اند از جان و مال خود فروگذار نداشته و زندگی خود را نیز فدا کرده اند و آن زمانی هم که این اعتماد اجتماعی – سیاسی ایجاد نشده شاهدش بوده ایم که با هر نوع کنفرانس و نشست و سخنرانی و مقاله نویسی نیز راه به جائی نبرده است. نمونه های بارز آن را در این یکسال و نیمه اخیر مشاهده کرده ایم که بدنبال "بهارعربی" باز هم گروهی هیجان زده و با تقلید از کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه خواستار جمع شدن افراد و سازمان ها و احزاب شدند که به ابر قدرت ها نشان دهند و آمادگی خود را برای آلترناتیو شدن و جایگزینی حکومت جمهوری اسلامی اعلام دارند. غافل از اینکه تاریخ سیاسی کشور و مردم ما بطور کامل با کشورهای بهار عربی متفاوت بوده است. <BR>
<BR>
یادآوری این مهم لازم است که اگر چه ما در یکصد سال گذشته چند بهارِ آزادیِ بسیار زودگذر داشته ایم، ولی بدون تردید نه بدین معناست که دلایل شکست این تجربه ها نیز فراموش شده است، مهمترین دلیل آن هم اینکه امروز به رغم کنفرانس ها و نشست های پنهانی متعدد و متفاوت به دلیل هشیاری و عدم اعتماد مردم به چنین جریاناتی هیچگونه آمادگی در جهت حمایت از این جمع های چند نفری نیز دیده نمی شود.<BR>
<BR>
امروز اگر می خواهیم راهبری و کمکی به جامعه آشفته حالمان داشته باشیم تنها راه آن در مقابل قضاوت مردم نشستن است، پنهان کاری نکردن است، خودی و ناخودی نداشتن است، گفتن تمامی حقایق به مردم است، بی تردید گفتن گوشه ای از حقیقت از هر دروغی دروغ تر است، راهی برای ما باقی نمانده است جز اینکه خودمان را در اختیار قضاوت مردم قرار دهیم و پنهان برایشان به تصمیم گیری نپردازیم از قضاوت آنها هراسی به خود راه ندهیم و وحشت مقابل مردم نشستن را از خود دور کنیم.<BR>
<BR>
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم<BR>
<BR>
تو خواه از سخنم پند گیر یا که ملال<BR>
<BR>
حسین لاجوردی<BR>
<BR>
پاریس 1 خرداد 1391<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18344&mi=9" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18344&mi=9</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18344&amp;mi=9</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18344&amp;mi=9</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:14 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18344&amp;mi=9</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>هنری</category><category>فرهنگی</category><category>arts</category><category>culture</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[مُقدّس (18 رباعی) / م.سحر]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/thpsPErdUWM/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>مُقدّس (18 رباعی) / م.سحر</b><p>4 خرداد 1391<p><BR>
  <BR>
 <BR>
                         م.سحر<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
توهین<BR>
<BR>
هرگز به مُقدّسات،  توهین نکنید<BR>
انگشت در آن شکافِ پایین نکنید<BR>
گر دین به شما تجاوزی کرد که کرد<BR>
حکم است: شما شکایت از دین نکنید<BR>
<BR>
دست خدا<BR>
<BR>
با بطری یا شیاف یا با مسواک<BR>
گر دین به شما تجاوزی کرد چه باک؟<BR>
چون دست شکنجه گر همان دست خداست<BR>
خوش باش که می دَرَد ترا دستی پاک<BR>
<BR>
کردار<BR>
<BR>
دینی که شکنجه گر نگهدار ِ وی است<BR>
کفتار ، امیر  و  سگ سپهدارِ  وی است<BR>
دینی چونین کجا برازنده بود<BR>
انسانی را که  عشق  ، کردار وی است ؟<BR>
<BR>
<BR>
دشمن و دوست<BR>
<BR>
شد سی و چهار سال و ما دین داریم<BR>
بالای تُهی و غم ِ پایین داریم<BR>
دشمن داریم نام او آمریکا<BR>
اما یار از روسیه و چین داریم<BR>
<BR>
وسیلهء سیاست<BR>
<BR>
دینی که وسیلهء سیاست شده است<BR>
اسباب صدارت و ریاست شده است<BR>
جامی ست که آب زمزمی بود در او<BR>
امّا اکنون پُر از نجاست شده است !<BR>
<BR>
آدم کُشی<BR>
<BR>
ما، پاس ِ مُقدّسات ، آدم کُشتیم<BR>
کُشتیم هزارها  ، ولی کم کُشتیم<BR>
در حضرت ِ مرگ ، زندگی سوزاندیم<BR>
شادی از بهرِ سلطهء غم کُشتیم<BR>
<BR>
ویرانی<BR>
<BR>
ما پاس مُقدّسات ،  ویران کردیم<BR>
باحربهء دین کار ِ شریران کردیم <BR>
تاریخ به جز بدی ندیده ست ازما<BR>
با آنهمه بد که ما به ایران کردیم<BR>
<BR>
غارت<BR>
<BR>
ما پاس ِ مُقدّسات ، غارت کردیم<BR>
در حُجرهء اهلِ دین تجارت کردیم<BR>
حالی دل و دست پاک با ماست ، که خوش<BR>
با خون دل ِ خلق ، طهارت کردیم<BR>
<BR>
تقلید<BR>
<BR>
ما پاس مقدسات ، توهین کردیم<BR>
کین ورزیدیم  و نام او دین کردیم<BR>
با آنکه عَلَمدارِ محمد بودیم<BR>
تقلید ز اصحاب تموچین * کردیم<BR>
<BR>
هیزی<BR>
<BR>
ما پاسِ مُقدّسات  ، هیزی کردیم<BR>
حُرمت سوزی،  شرف گریزی کردیم<BR>
تاریشه ی راستی برآریم از خاک<BR>
فرهنگ کُشی ، هُنر ستیزی کردیم<BR>
<BR>
سهل<BR>
<BR>
ما پاسِ مُقدّسات ، جهل آوردیم<BR>
نا اهلی ها به جلدِ اهل آوردیم<BR>
آوردن دین به جنگِ انسان  ، دشوار<BR>
کاری ست که ما راحت و سهل آوردیم !<BR>
 <BR>
بد ها<BR>
<BR>
ما پاس ِ  مُقدّسات بد ها کردیم<BR>
نه یک ، نه ده ، نه صد ، که صدها کردیم<BR>
صدها نه ، هزارها نه ،  ملیون ها نه <BR>
بی مر بد ها و بی عدد ها کردیم !<BR>
<BR>
سراب<BR>
<BR>
ما پاس ِ مُقدّسات ، برخاک ِ وطن<BR>
از پیکر ِ دین ، نه روح ماندیم و نه تن<BR>
بُردیم مُقدّسات ِ خود را به سراب<BR>
بستیم مُقدّساتِ خود را به لجن !<BR>
<BR>
آلت کینه<BR>
<BR>
ما پاس مُقدّسات ، بر ایرانشهر<BR>
از دین کردیم آلت ِ کینه و قهر<BR>
دردا که به کام آرزوهای بزرگ<BR>
در جام نریختیم جز جرعه ی زهر !<BR>
<BR>
<BR>
آلودن<BR>
<BR>
ما دین ِ خدا به کین ِ خویش آلودیم<BR>
وان میوهء قُدس را به نیش آلودیم <BR>
اکنون به تَقدّس از چه بالیم که ما<BR>
وجدان به ریا ، زُهد به ریش آلودیم<BR>
<BR>
سبُحه و ریش<BR>
<BR>
ما سبُحه و ریش را مُقدّس خواندیم<BR>
بر این سند ِ ریا گلاب افشاندیم<BR>
اکنون که نمانده آبرویی با ریش<BR>
در کار ِ چنین تقدّسی واماندیم !<BR>
<BR>
رجَز<BR>
<BR>
ریشی که شپش در او رجز می خواند<BR>
خود را به صدای معده می جنباند ؛  <BR>
دیگر نه کسی به بازی اش می گیرد<BR>
دیگر نه کسی مقدسش می داند  !<BR>
<BR>
قِدّیس<BR>
<BR>
گر ریش مقدس است ، بُز ، قِدّیس است<BR>
ور  زُهد ِ ریا  حقَ ست ، با ابلیس است<BR>
دیریست که آبروی دین ریخته اند<BR>
زآن آبروی ریخته ، عالم خیس است !<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
ـــــــــــــــــــــــــ<BR>
* تموچین همان چنگیز مغول است<BR>
<BR>
م.سحر<BR>
 پاریس ـ 22.5.2012<BR>
http://msahar.blogspot.fr/<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18343&mi=8" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18343&mi=8</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18343&amp;mi=8</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18343&amp;mi=8</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:13 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18343&amp;mi=8</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>حقوق بشر</category><category>human</category><category>rights</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[عدم درمان یک زندانی بی دفاع در زندان گوهردشت کرج منجر به مرگ وی گردید]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/FT2FMNRrpSY/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>عدم درمان یک زندانی بی دفاع در زندان گوهردشت کرج منجر به مرگ وی گردید</b><p>4 خرداد 1391<p><BR>
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"یک زندانی بی دفاع پس از ساعتها تحمل درد های شدید و عدم توجه  ماموران ولی فقیه جان سپرد.<BR>
زندانی رسول ثقفی 38 ساله که در حسینیۀ سالن 11 بند 4 زندان گوهردشت کرج زندانی بود بر اثر فشارهای روحی حاکم بر زندان بر علیه زندانیان بی دفاع و تحمل دردهای طاقت فرسا ، نیمه شب دچار ناراحتی قلبی می گردد. همبندیان او با فریاد های خود از پاسداربندها می خواهند که برای نجات جان همبندی خود او را به بهداری زندان منتقل کنند.<BR>
اما پاسداربندها نسبت به فریادهای زندانیان که از حوالی ساعت 24:00 آغاز و تا ساعت 02:00 ادامه یافت هیچ واکنشی نشان ندادند تا اینکه این زندانی بی دفاع حوالی ساعت 02:00 در مقابل چشمان بهت زده و گریان همبندیانش جان باخت  . پاسداربندها پس از مدتی نسبتا طولانی پیکر بی جان این زندانی را از حسنیه خارج و احتمالا به بهداری زندان منتقل کردند.<BR>
زندانی رسول ثقفی نزدیک به 18 ماه بود که در زندان بسر می برد. او به اتهام جعل اسناد دستگیر شده بود ولی علیرغم گذشت 18 ماه بدون محاکمه در زندان بسر می برد.<BR>
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،عدم درمان زندانیان بی دفاع که منجر به مرگ آنها می شود را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار ارجاع پروندۀ رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد می باشد.<BR>
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران<BR>
04 خرداد1391 برابر با 24 می2012<BR>
گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:<BR>
کمیساریای عالی حقوق بشر<BR>
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد<BR>
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا<BR>
سازمان عفو بین الملل<BR>
 <BR>
http://hrdai.net<BR>
info@hrdai.net<BR>
http://hrdai.blogspot.com	<BR>
pejvak_zendanyan10@yahoo.com<BR>
pejvakzendanyan@gmail.com<BR>
Tel.:0031620720193<BR>
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18342&mi=5" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18342&mi=5</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18342&amp;mi=5</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18342&amp;mi=5</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:12 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18342&amp;mi=5</feedburner:origLink></item>



<item>
<category>قضایی</category><category>judicial</category><category>farsi</category><category>persian</category><category>daily</category><category>فارسی</category><category>ایران</category><category>خبر</category><category>کوروش</category><category>خبرها</category><category>آژانس</category><category>cyrusnews</category><category>news</category><category>iran</category><category>democracy</category><category>دموکراسی</category>
<title><![CDATA[خاکسپاری پیکر جانباختۀ راه آزادی زیر سایۀ سنگین  تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات]]></title>
<link>http://feedproxy.google.com/~r/cyrusnewsfa/~3/HQ4R5hfmDoY/</link>
<description><![CDATA[<div dir="rtl"><font size="3" face="Tahoma,san-serif,san"><b>خاکسپاری پیکر جانباختۀ راه آزادی زیر سایۀ سنگین  تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات</b><p>3 خرداد 1391<p><BR>
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" پیکر شهید راه آزادی مردم ایران منصور رادپور بعد ظهر روز گذشته به خاک سپرده شد.<BR>
روز سه شنبه 2 خرداد ماه خانواده رادپور حوالی ساعت 07:00 مقابل زندان گوهردشت کرج تجمع کردند و خواهان تحویل گرفتن پیکر عزیزشان بودند. مامورین زندان به آنها گفتند که پیکر شهید منصور رادپور به بهشت سکینه کرج منتقل شده است و آنها باید منتظر گرفتن 2 نامه به پزشک قانونی و بهشت سکینه باشند .حوالی ساعت 11:00  نامه ها به این خانواده داده شد .<BR>
آنها در حال ترک محل به سوی پزشک قانونی بودند که باز  آنها را فراخواندند و به خانواده تاکید کردند که  اشتباهی در نامه ها روی داده است و آنها برای دریافت مجوز تحویل گرفتن پیکر عزیزشان باید به ستاد خبری اداره اطلاعات کرج مراجعه کنند. <BR>
 خانواده رادپور علیرغم شرایط سخت عاطفی ناچار شدند ساعت 11:00 به ستاد خبری کرج وابسته به وزارت اطلاعات مراجعه کنند در آنجا با 2 بازجوی وزارت اطلاعات به نام های محبی و مهاجر  مواجه شدند این دو بازجوی در  دستگیری و شکنجۀ وحشیانه زنده یاد منصور راد پور شرکت داشتند که منجر به شکستن دنده ها و کتف وی گردید.این خانواده تا ساعت 13:00 مورد تهدید و اذیت و آزار این دو شکجه گر وزارت اطلاعات قرار داشتند. بازجو محبی از خانواده رادپور تعهد کتبی گرفت که در حین تشیع  و تدفین حق پاسخ دادن به تلفنهای خود ، حق هیچگونه مصاحبه ای با رسانه ها را ندارند در صورت عدم امضای تعهد ، پیکر عزیزشان را به آنها نخواهند داد و او را در مکانی نامعلوم به خاک خواهند سپرد و محل خکسپاری او را به خانواده نخواهند گفت. بازجو محبی همچنین شماره تلفنهای تمامی اعضای خانواده را از آنها گرفت. <BR>
حوالی ساعت 13:00 پس از چندین ساعت تهدید و اذیت و آزار، خانواده رادپور به سوی بهشت سکینه کرج حرکت کردند و با پیکر عزیزشان مواجه شدند که از زمان قتل عمد و جنایتکارانه، به عمد خارج از سردخانه نگهداری شده بود. طوری که بدن شهید راه آزادی مردم ایران  کاملا کبودو متورم شده بود و استخونهای پاهایش بیرون زده بود.<BR>
مشاهدات خانواده رادپور حاکی از آن است که نمی تواند در اثر سکتۀ مغزی عزیزشان فوت کرده باشد بلکه به دلیل مرموزی به قتل رسانده شده است. آنها شکایتی تنظیم کردند و از پزشک قانونی خواستند علیرغ اینکه مامورین وزارت اطلاعات مانع  نتیجۀ واقعی کالبد شکافی  خواهد شد علت واقعی قتل مشخص شود. پزشک قانونی به آنها گفت : که نتیجه کالبد شکافی 4 ماه  به طول خواهد انجامید.<BR>
مامورین وزارت اطلاعات در همه جا این خانواده را زیر نظر داشتند. سپس پیکر جانباختۀ راه آزادی از بهشت سکینه به سوی آرامگاه ابدیش در نظرآباد کرج برده شد و با حضور تعداد زیادی از اعضای خانواده ،دوستان و مردم حوالی ساعت 16:00 به خاک سپرده شد. مراسم تشیع و خاکسپاری با نفرت و انزجار عمومی نسبت به رژیم ولی فقیه علی خامنه ای قتل مردم ایران انجام شد.<BR>
در حین تشیع و خاکسپاری تعداد زیادی از ماموران وزارت اطلاعات در خودروی خود و همچنین بین تشیع کنندگان حضور داشتند و دائم آنها را تحت فشار و مورد تهدید قرار می دادند .<BR>
مراسم گرامیداشت این شهید آزادی در تهران و نظر آباد ادامه دارد و انبوهی از مردم در این مراسم شرکت کرده اند.مامورن وزارت اطلاعات حوالی منزل مادر این شهید مستقر شده اند و در مواردی هم مانع شرکت مردم در مراسم  می شوند.<BR>
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،قتل عمد به دلیل عدم درمان ،تهدیدات و فشارها  و ایجاد مزاحمت علیه این خانواده توسط بازجویان و مامورین وزارت اطلاعات را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه حقوق بشر خواستار تشکیل یک هیئت  بین المللی برای تحقیق در مورد قتل زندانیان سیاسی در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.<BR>
فعالین حقوق بشرو دمکراسی در ایران<BR>
03 خرداد1391 برابر با 23 می2012<BR>
گزارش فوق  به سازمانهای زیر ارسال  گردید:<BR>
کمیساریای عالی حقوق بشر<BR>
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد<BR>
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا<BR>
سازمان عفو بین الملل<BR>
 <BR>
http://hrdai.net<BR>
info@hrdai.net<BR>
http://hrdai.blogspot.com	<BR>
pejvak_zendanyan10@yahoo.com<BR>
pejvakzendanyan@gmail.com<BR>
Tel.:0031620720193<BR>
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است<BR>
<BR>
<BR>
<BR>
<p>
<a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18341&mi=16" target="_blank">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18341&mi=16</a></font></div>]]></description>
<author>Cyrusnews.com</author>
<comments>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18341&amp;mi=16</comments>
<guid isPermaLink="false">http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18341&amp;mi=16</guid>


<pubDate>Wed, 30 May 2012 01:44:11 CST</pubDate>
<feedburner:origLink>http://www.cyrusnews.com/news/fa/?ni=18341&amp;mi=16</feedburner:origLink></item>

</channel>

</rss>

