<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearch/1.1/" xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0"><channel><atom:id>tag:blogger.com,1999:blog-30525120</atom:id><lastBuildDate>Mon, 09 Nov 2009 15:44:52 +0000</lastBuildDate><title>گفتنی ها</title><description>بیاد ندای عزیز و تمامی جانباختگان راه آزادی</description><link>http://www.goftaniha.org/</link><managingEditor>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</managingEditor><generator>Blogger</generator><openSearch:totalResults>437</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><itunes:owner><itunes:email>goftaniha@gmail.com</itunes:email></itunes:owner><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>بیاد ندای عزیز و تمامی جانباختگان راه آزادی</itunes:subtitle><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/farshadebrahimi" type="application/rss+xml" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-3115565542151663322</guid><pubDate>Mon, 09 Nov 2009 15:22:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-11-09T16:44:52.839+01:00</atom:updated><title>تطهیر یک چماقدار در سایت آینده</title><description>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تارنمای خبری آینده اخیرا مطلبی درباره یکی از پستهای این مجال اینترنتی منتشر کرده است با عنوان :&lt;a href="http://www.ayandenews.com/news/14894/"&gt; گاف لباس شخصی سابق &lt;/a&gt;که مطلبی است متاسفانه کورکورانه درباره &lt;a href="http://www.goftaniha.org/2009/07/blog-post.html"&gt;این پست&lt;/a&gt; که در آن به حضور یکی از مدیران ارشد وزارت اطلاعات در سرکوبهای اخیر بنام محمدرضا مدحی تازه کندبوده است .&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نامبرده که بنامهای مستعار سید رضا حسینی و حاج رضا شجاعی نیز مشهور می باشد دارای سوابق بسیار ارزنده ای می باشد که اجمالا به مختصری از آنها اشاره می شود :&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اخذ رشوه از متهمان کلان مواد مخدر و قاچاق کالا در وزارت اطلاعات / جعل و سرقت اسناد دولتی بمنظور استفاده شخصی
تجاوز به عنف و آدمربایی / تهديد به ازدواج اجباري پرستار بیمارستان ایران مهر خانم ر . م / ساخت و دراختیار داشتن بازداشتگاه غیرقانونی و ايذاء و اذيت و توهين و بازجويي غيرقانوني و ....&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نامبرده در سال 1383 از وزارت اطلاعات و تمامی مناصبش به دلیل مفاسد بی شمار اخراج می گردد ، با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد مجددا وی به وزارت اطلاعات و بعد از آن دبیرخانه مجلس خبرگان دعوت به خدمت می گردد ، از جمله فعالیتهای ایشان در بعد از بازگشت مجدد به خدمت ماموریت یافتن از سوی آیه الله ارومیان دبیر کمیسیون امنیت ملی مجلس خبرگان برای حل و فصل مسئله تسویه شدگان اعضای وزارت اطلاعات دخیل در موضوع قتلهای زنجیره ای و همچنین تحقیق و تفحص در قوه قضائیه . &lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;باتوجه به روحیه زیاده خواهی و وجود مفاسد بی شمار نامبرده در هر دو ماموریت فوق تخلفات فاحش و بی شماری انجام می نماید که بطوریکه پرونده وی و دیگر اعضای هیات همراهش من جمله خانمها عشرت شایق ، فاطمه آجرلو ، و نه تن دیگر از اعضای وزارت اطلاعات به قوه قضائیه جهت رسیدگی ارسال می گردد . &lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پس از آن نامبرده در سال 1385 از سوی وزیر وقت اطلاعات به جهت آنکه در نظر بوده تا با انتصابش به عنوان مدیر کل در وزارت اطلاعات برایش حاشیه امنی ساخته شود به سمت مدیر کل اداره مراقبت معاونت امنیت انتخاب می گردد. &lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;


&lt;blockquote&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;داستان پلیسی میگردد !&lt;/span&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دربهار سال 1387 نامبرده به جهت گرفتن ارتباط با چند تن از چهره های مشهور اپوزیسیون در بانکوک و امارات و همچنین رهگیری و تلاش برای عودت سه تن از افسران ارشد معاونت اطلاعات سپاه پاسداران که در کشور تایلند تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند از سوی وزارت اطلاعات ماموریت میگردد .&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سه پاسدار فوق که دارای اطلاعات ارزشمندی بودند و از سفارت آمریکا در بانکوک تقاضای پناهندگی سیاسی نموده بودند بصورت فوق العاده امر پناهندگی و انتقالشان به یک کشور امن در دستور کار کمیته نجات قرار گرفته که گزارش می شود محمد رضا مدحی بهمراه چهار ایرانی و دو تبعه پاکستان در محل اقامت آن سه پناهجو بصورت شبانه روزی در کمین می باشند ، موضوع به سازمان اطلاعات و امنیت تایلند گزارش و نامبرده و اعضای همراهش بازداشت گردیدند ، متاسفانه تلاشهای خاموش دولت آمریکا برای تحویل گرفتن این تیم تروریستی با توجه به لابی دولت ایران و تایلند و احتمالا دادن امتیازاتی به تایلند به نتیجه نرسیده .&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اما کشف میگردد که نامبرده که دارای دو همسر بنامهای ف . آغازی و ب . میر حسینی می باشد که ظاهرا در عملیاتهای برون مرزی خویش از همراهی آنها نیز استفاده می نماید طبق اطلاعات دریافتی از اوراق بازجویی وی و همچنین تصاویر پاسپورت وی که در همین مجال نیز گوشه هایی از آنها آمده است ، نامبرده ابتدائا به دوبی رفته و پس از آن در به تایلند رفته است و در آخر نیز در تاریخ پانزدهم جولای 2008 به ایران بازگشته است . &lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نامبرده در بانکوک با ساختن سناریویی تصمیم داشته که دو تن از اعضای تیم خویشرا بنامهای هادی میرکریمی و ناصر غلامی (از اعضای وزارت اطلاعات ) را به عنوان پناهنده و دارای اطلاعات ارزشمندی درباره مسائل هسته ای ایران به سفارت آمریکا و اسرائیل در بانکوک معرفی نماید که با هوشیاری هر دو سفارت نامبرده به تصمیمش نمی رسد . &lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در رابطه با وی و دیدارهایش در شهرهای استانبول و دوبی و بانکوک با افراد شاخص در اپوزیسیون ایران موارد بی شماری است که متاسفانه مجاز به افشای آنها نمی باشم اما موضوع در بخش ضد ترورسیم و خرابکاری دادستانی فدرال آمریکا در حال پیگیری است .
نکته حائز اهمیت دیگر آن است که محمدرضا مدحی همان چهره سانسور شده در عکسها می باشد که به همراه وزیر وقت علوم دولت احمدی نژاد در کنفرانس سزامی ۲۰۰۸ کشوراردن شرکت کرده و با وزیر علوم کشور اسراییل رالب (راغب) مجادله، گفت وگو کرده است . &lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اقدام سایت آینده در جهت تطهیر وی و الغای این مطلب که محمدرضا مدحی بمدت دوسال است در خارج از کشور بسر می برد در حالی است که عکسهای نامبرده در مراسم تودیع و معارفه روسای سابق و جدید قوه قضائیه هم اکنون در سایتهای خبری کشور موجود می باشد .&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در همین رابطه :&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;a href="http://mag.gooya.com/politics/archives/021575.php"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ناگفته های پرونده باند عشرت شایق نماينده مجلس هفتم و محمد رضا مدحی در گفتگو با خانم ر.م، امروز
&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;
&lt;/div&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عکسها و اسناد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg1LdxDnFI/AAAAAAAABcQ/BNAwafB9gJQ/s1600-h/madhi++(5).jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;


&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg1LDKYwKI/AAAAAAAABcI/DGRDD8tnckI/s1600-h/madhi++(9).jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402126216974614690" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 302px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg1LDKYwKI/AAAAAAAABcI/DGRDD8tnckI/s400/madhi++(9).jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; تاریخ ورود و همچنین دیپورت محمد رضا مدحی از بانکوک به ایران

&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg1LLCSLtI/AAAAAAAABcA/bCOjetYoUKg/s1600-h/madhi++(4).jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402126219088113362" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 268px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg1LLCSLtI/AAAAAAAABcA/bCOjetYoUKg/s400/madhi++(4).jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; تصویر داکیونت تراول جعلی محمد رضا مدحی به عنوان بازرگان که توسط سازمان امنیت تایلند از وی کشف گردیده


&lt;/span&gt;




&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0yd7Xt4I/AAAAAAAABbo/xFoPkY_-MKI/s1600-h/madhi++(3).jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402125794662659970" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0yd7Xt4I/AAAAAAAABbo/xFoPkY_-MKI/s400/madhi++(3).jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
دیدار محرمانه محمد رضا مدحی با دو عضو مشهور اپوزیسیون




&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0yM6HyYI/AAAAAAAABbg/ndXFoHj5gZo/s1600-h/madhi++(6).jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402125790094018946" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 339px; CURSOR: hand; HEIGHT: 258px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0yM6HyYI/AAAAAAAABbg/ndXFoHj5gZo/s400/madhi++(6).jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;


دیدار محرمانه وزیر علوم دولت احمدی نژاد با همتای اسرائیلی خویش که در آن محمدرضا مدحی نیز حضور داشته است ( این عکس به دلایلی از سوی وزارت اطلاعات فاش گردید اما در آن چهره مدحی پوشیده گردیده است )


&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0x44wsZI/AAAAAAAABbY/an-ad2SqEwI/s1600-h/madhi++(7).jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402125784719602066" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0x44wsZI/AAAAAAAABbY/an-ad2SqEwI/s400/madhi++(7).jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; مدحی درکنار دیگر دوستانش این عکس در حدود سه ماه پیش گرفته شده است







&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0x46_h4I/AAAAAAAABbQ/XoG66j3ykUA/s1600-h/i11_19370633+-+Copy.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402125784728962946" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 383px; CURSOR: hand; HEIGHT: 328px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0x46_h4I/AAAAAAAABbQ/XoG66j3ykUA/s400/i11_19370633+-+Copy.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
محمد رضا مدحی در کنار دیگر مدیران وزارت اطلاعات در سرکوب دانشجویان و مردم معترض به انتخابات







&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0xl8QHrI/AAAAAAAABbI/8hGQvAiyWik/s1600-h/madhi++(2).jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5402125779633970866" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 265px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg0xl8QHrI/AAAAAAAABbI/8hGQvAiyWik/s400/madhi++(2).jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
عکس کامل حضور وی در سرکوبها




&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-3115565542151663322?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/11/blog-post_09.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Svg1LDKYwKI/AAAAAAAABcI/DGRDD8tnckI/s72-c/madhi++(9).jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-2686894337772993095</guid><pubDate>Sat, 07 Nov 2009 10:55:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-11-07T12:02:15.560+01:00</atom:updated><title>جنبش سبز لجنی</title><description>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvVSZSEXtjI/AAAAAAAABbA/OxlVP_VO18M/s1600-h/goftaniha.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5401313922401154610" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 323px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvVSZSEXtjI/AAAAAAAABbA/OxlVP_VO18M/s400/goftaniha.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در بعد از راه اندازی مجعولانه جنبش سبز علوی کبوتران و ذوب شدگان در ولایت روز سیزدهم آبانماه تشکیل دادند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;جنبش سبز لجنی&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این جنبش در این روز با رمز مبارک&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;یا ضامن چاقو&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کار خود را آغاز نمود &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-2686894337772993095?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/11/blog-post_07.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvVSZSEXtjI/AAAAAAAABbA/OxlVP_VO18M/s72-c/goftaniha.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-6733080955290745281</guid><pubDate>Fri, 06 Nov 2009 02:15:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-11-05T23:22:37.888+01:00</atom:updated><title>! انقلابیونی که محو شدند</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;چند وقت پیش برای ساخت مستندی درباره اشغال سفارت آمریکا درتهران دست به دامن تلویزیون فرانسه شدم و رفتم از آرشیو آنها استفاده کنم در لابلای فیلمها و مصاحبه ها فیلمی بود از عاشورای سال پنجاه و هشت در سفارت آمریکا که ظاهرا دو سه ماهی از اشغال سفارت گذشته بود ، جوانی که که بقول معروف کپ دانشجویان انقلابی آن روزها بود با عینکی با قاب سیاه بزرگ و پیراهنی روی شلوار و ریشی و مویی کوتاه ، یعنی قیافه اصل انقلابی و تیپ چپ آن سالها ! پشت عکس بزرگی از آیه الله خمینی ایستاده بود و رو به مردم و دانشجویان اشغالگر سخنرانی می کرد ( مطمئن نیستم ولی زیاد شباهت داشت به آقای رضا سیف اللهی ) ، سخنرانی درباره اشغال سفارت و اینکه انقلاب دوم بوده و چه اسنادی کشف شده و ... در آخر هم گفت که چون روز عاشورا است چند دقیقه ای هم نوحه می خواند و همانجوری که ایستاده بود عینکش را برداشت و چشمش را بست و شروع کرد به روضه خوانی ، روضه حضرت قاسم و حاضرین هم شروع کردن به گریه کردن و بعد روضه هم شروع کرد به نوحه خوانی و مردم هم سینه می زدند که البته نوحه خوانی این دانشجوی انقلابی هیچ شباهتی به نوحه ها و روضه های همیشگی عاشورایی نداشت که نوحه ای بود در محکومیت جنایات آمریکا و شیطان بزرگ و استکبار جهانی واز انقلاب ایران و اشغال لانه جاسوسی تمجید کردن وپس از هر چند بیتی هم از سینه زنان می خواست که جوابش را بلند بدهند و دم بگیرند که : «کار آمریکا بود - نقشه‌ی سیا بود - مرگ به کارتر - مرگ به کارتر». &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;وقتی دوربین به سراغ جمعیت می رفت و افراد سینه زن و شرکت کننده در این مراسم را نشان می داد همه جور آدمی بود پیر و جوان و زن و مرد و تعدادی هم کودک و نوجوان در میان زنها تعدادی با روسری های رنگی گره زده بر زیر گلو هم دیده می شد و فکر کنم در انتهای جمعیت چند بی حجاب هم نشسته بودند ، نمی دانم چرا منی که این روزها از دیدن آدمهای اینچنینی که شعار می دهند و تلویزیون نشانشان می دهد و مرگ بر مرگ بر میگویند زیاد خوشم نمی آید شاید منزجر کننده باشد برایم ولی تا ساعتی مجذوب این فیلم شدم و از این فیلم خوشم آمد اصلا کاری به اشغال سفارت آمریکا و بد و خوبی اش ندارم فضا و حال و هوای این مراسم خیلی واقعی بود و مثلا با فیلمهایی که این روزها از هیات های مذهبی و تجمعات کنونی مذهبی و نماز جمعه و جماعات دیده می شود خیلی فرق داشت ، یه جورایی به دلم نشست و منو برد به خاطرات تیره و تاری که از انقلاب و اون روزها داشتم .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;وقتی این فیلم را می دیدی می فهمیدی جماعت حاضر از سر ترس و یا اجبار و ریا و دروغ و تکلیف و ترس از حراست اداره یا فلان جا نیامده اند اینجا بنشینند و سینه بزنند یا شعار بدهند ، خودشان بودند و خودشان که خیلی هم پرشور و داغ بودند ، بعضی گریه می کردند ، بعضی از جوانها هنوز برق خوشحالی از اشغال سفارت در چشمانشان بود و بعضی هم با شور و شر هر چه تمامتر سینه می‌زدند،و تعدادی هم مشت‌هاشان را گره کرده بودند و طوری دست‌هاو مشت‌هایشان را بالا می آوردند بسمت دوربین های خبرنگاران و فیلمبرداران که انگار الان یا کارتر فیلمبردار است و یا تنها بیننده این فیلمها آمریکا و سیا و کارتر هستند ! نمی دانم امروز چه برسر آن جمع رفته است و چه فکر می کنند و کجا هستند و شاید بسیاری شان هم مثل دانشجویان پیرو خط امام آن روزها که این روزها دوران سن پختگی را هم بسر گذرانده اند گاها از آن اقدام ابراز پشیمانی کنند و یا در صدد توجیه و رفع و رجوی آن برمی آیند، باشند یا اینکه اصلا از انقلاب امروزی دلزده شده اند یا که نه شاید همچنان دشمن اصلی را آمریکا می دانند اما هرچه که بود آن روزها احساس می کنم صادقانه ترین انسانها همان انقلابیون جوان سینه زن بودند ! &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-6733080955290745281?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/05/blog-post_05.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-2749690843212682287</guid><pubDate>Thu, 05 Nov 2009 13:56:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-11-05T15:35:44.858+01:00</atom:updated><title>شناسایی یکی از ضاربان چماق بدست سیزده آبان</title><description>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;

&lt;/span&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دیروز در تجمع و راهپیمایی بمناسبت روز سبز سیزده آبان چند نکته حائز اهمیت بود ، حضور نیروهای لباس شخصی و بسیجی ها و چماقدارها نسبت به دیگر راهپیمایی های گذشته کمتر محسوس بود و البته شاهد بودیم که نیروهای سپاهی و پلیس امنیت با حضور همه جانبه و مسلحانه شان شاید دیگر مجالی برای حضور لباس شخصی ها نگذاشتند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="right"&gt;

&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="right"&gt;

&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در فیلمها و عکسهایی که از راهپیمایی دیروز منتشر شد دو فیلم از همه برجسته تر بود ، اولی مربوط به ضرب و شتم طاهره خرم عضو ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بود که پس از آنکه مورد حمله چماقداران نیروی انتظامی قرار میگیرد در میدان هفت تیر تهران بازداشت می شود ، طاهره خرم البته به تازگی از زندان آزاد شده بوده و از جمله شاهدان مهدی کروبی می باشد که شجاعانه از آنچه که در زندانهای بی نام و نشان بر او گذشته است پرده برداشته است که در زیر مشاهده می نمائید &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;

&lt;/span&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;object height="344" width="425"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/dfJyPOCiLy8&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/dfJyPOCiLy8&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="425" height="344"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فیلم دیگر مربوط به ضرب و شتم دختر جوان دیگری است که در زیر ضربات باطوم یک درجه دار نیروی انتظامی بیهوش می شود ،&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;که فیلم آن را نیز در زیر مشاهده می نمائید &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;

&lt;/span&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;object height="344" width="425"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/j6MKzkAqPTk&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/j6MKzkAqPTk&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="425" height="344"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با تلاش دوستان عزیزم در داخل کشور که همین جا از آنها تشکر می نمایم ضارب آن دختر شناسایی شد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5400622149429709634" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 261px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvLdOy7dS0I/AAAAAAAABa4/0tIVd1DvX88/s400/Goftaniha+(2).jpg" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5400622145989183090" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 301px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvLdOmHLBnI/AAAAAAAABaw/f269v3Nn7VM/s400/Goftaniha.jpg" border="0" /&gt;

&lt;/span&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ستوان یکم محمد جواد ابراهیمی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محل خدمت : یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی ناحیه انتظامی تهران بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محل سکونت : شهر ری -حسن آباد فشاپویه - بلوار امام خمینی نبش بانک ملت &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تلفن منزل : 56228414&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بار دیگر در همین مجال اعلام می کنم که هدف ما از شناسایی این ضاربان مجازات و تشویق به خشونت نمی باشد ، هدف ما این است که این مزدوران بدانند دیگر حاشیه امنی ندارند و رسوا خواهند شد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-2749690843212682287?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/11/blog-post_05.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvLdOy7dS0I/AAAAAAAABa4/0tIVd1DvX88/s72-c/Goftaniha+(2).jpg" height="72" width="72" /><enclosure url="http://www.youtube.com/v/dfJyPOCiLy8&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;" length="1056" type="application/x-shockwave-flash" /><media:content url="http://www.youtube.com/v/dfJyPOCiLy8&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;" fileSize="1056" type="application/x-shockwave-flash" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle> دیروز در تجمع و راهپیمایی بمناسبت روز سبز سیزده آبان چند نکته حائز اهمیت بود ، حضور نیروهای لباس شخصی و بسیجی ها و چماقدارها نسبت به دیگر راهپیمایی های گذشته کمتر محسوس بود و البته شاهد بودیم که نیروهای سپاهی و پلیس امنیت با حضور همه جانبه و مسلحانه شان </itunes:subtitle><itunes:author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</itunes:author><itunes:summary> دیروز در تجمع و راهپیمایی بمناسبت روز سبز سیزده آبان چند نکته حائز اهمیت بود ، حضور نیروهای لباس شخصی و بسیجی ها و چماقدارها نسبت به دیگر راهپیمایی های گذشته کمتر محسوس بود و البته شاهد بودیم که نیروهای سپاهی و پلیس امنیت با حضور همه جانبه و مسلحانه شان شاید دیگر مجالی برای حضور لباس شخصی ها نگذاشتند در فیلمها و عکسهایی که از راهپیمایی دیروز منتشر شد دو فیلم از همه برجسته تر بود ، اولی مربوط به ضرب و شتم طاهره خرم عضو ستاد انتخاباتی مهندس موسوی بود که پس از آنکه مورد حمله چماقداران نیروی انتظامی قرار میگیرد در میدان هفت تیر تهران بازداشت می شود ، طاهره خرم البته به تازگی از زندان آزاد شده بوده و از جمله شاهدان مهدی کروبی می باشد که شجاعانه از آنچه که در زندانهای بی نام و نشان بر او گذشته است پرده برداشته است که در زیر مشاهده می نمائید فیلم دیگر مربوط به ضرب و شتم دختر جوان دیگری است که در زیر ضربات باطوم یک درجه دار نیروی انتظامی بیهوش می شود ،که فیلم آن را نیز در زیر مشاهده می نمائید با تلاش دوستان عزیزم در داخل کشور که همین جا از آنها تشکر می نمایم ضارب آن دختر شناسایی شد ستوان یکم محمد جواد ابراهیمیمحل خدمت : یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی ناحیه انتظامی تهران بزرگمحل سکونت : شهر ری -حسن آباد فشاپویه - بلوار امام خمینی نبش بانک ملت تلفن منزل : 56228414 بار دیگر در همین مجال اعلام می کنم که هدف ما از شناسایی این ضاربان مجازات و تشویق به خشونت نمی باشد ، هدف ما این است که این مزدوران بدانند دیگر حاشیه امنی ندارند و رسوا خواهند شد .! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است</itunes:summary></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-3670369863288575601</guid><pubDate>Thu, 05 Nov 2009 12:39:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-11-05T14:20:09.976+01:00</atom:updated><title>طرح یک سئوال؟</title><description>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دیروز سیزده آبان بود و باردیگر دلاوران جنبش سبز ثابت کردند که خس و خاشاکهایی که احمدی نژاد آنرا هیچ می انگارد می توانند لرزه بر اندام خامنه ای قاتل بیاندازند .
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;دیروز مهدی کروبی در میان مردم بود و باردیگر مورد ضرب و شتم عمال خامنه ای قرار گرفت و آنطور که حسین فرزندش گفته مورد اصابت مستقیم گلوله گاز اشک آور گرفته &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.khabaronline.ir/news-22993.aspx"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;(+)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; بطوریکه خود و دو همراهش بشدت مجروج شدند و یک همراه وی نیز راهی بیمارستان شد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;دیروز بیش از دهها فعال سیاسی بازداشت شدند ، همه می دانستند که حکومتی ها قرار است چماقدرانشان را تا بن دندان مسلح کنند و برای سلاخی مردم به خیابانها بفرستند و آنطور که از شواهد و گفته های فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی مشهود بود بیش از پنجاه هزار نیروی امنیتی اعم از پاسدار و بسیجی و پلیس در تهران آماده باش بودند .
من قبول دارم که جنبش سبز رهبر ندارد و خود مردم رهبری میکنند این جنبش را و آقایان کروبی و موسوی هم مثل بقیه مردم هستند و البته بارها اینرا هم خود آقای کروبی و هم آقای موسوی بیان کرده اند . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;

&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;در این نوشتار هم اصلا بنا ندارم از آقایان کروبی و یا موسوی تعریف و تمجید نمایم و یا خدای ناکرده احدی از آنها را زیر سئوال ببرم اما نکته ای عجیب است و برایم سئوال شده ، همه می دانیم که آقایان کروبی و موسوی سالها در نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده اند اما وقتی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 وقتی که آقای کروبی اعلام کرد در انتخابات تقلب شده و مجتبی خامنه ای با تقلب و دوز و کلک تلاش نموده تا احمدی نژاد را از انتخابات نمایشی پیروز نشان دهد در اعتراض به آن انتخابات تقلبی از تمام سمتهایش و حتی دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز استعفا داد و تا کنون نیز هیچ سمتی برعهده نگرفته و امروز هم علیرغم تمام تهدیدات و هشدارها که اعلام می کنند جانش در خطر است از همراهی با مردم غافل نشده است ،در مراسم سالگرد هفت تیر به میان مردم در مسجد قبا آمد و کتک هم خورد ،در روز قدس نیز باز بمیان مردم آمد و کتک خورد و باسرو روی خونین به خانه رفت ، به نمایشگاه مطبوعات نیز آمد و باردیگر نیز از چماقداران کتک خورد ، دیروز نیز باز به میان مردم آمد و کتک خورد و مورد اصابت گلوله گاز اشک آور قرار گرفت .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5400599764061475618" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvLI3y7xUyI/AAAAAAAABao/i6pkY-qRGLs/s400/B3DA20D1-9149-48A0-A31F-591521F07C1D_mw800_mh600.jpg" border="0" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;درشجاعت و ایستادگی مهندس موسوی نیز البته شکی نیست و واقعا باید رشادت و ایستادگی وی را ستود اما خبر عدم حضور ایشان در راهپیمایی روز سیزده آبان کمی سئوال برانگیز بود ، آنطور که در &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/F7_Mousavi_not_Allowed_to_Leave_House_in_13Aban/1869263.html"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;خبرها آمده است&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt; و عکسهایش نیز منتشر شد دیروز مهندس موسوی در محل کارشان در فرهنگستان هنر در محاصره نیروهای امنیتی قرار گرفته بوده و مانع از حضور ایشان در راهپیمایی شده اند &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اما محل کارایشان ؟! می دانیم که از سال 1378 مهندس موسوی رئیس و عضو پیوسته فرهنگستان هنر می باشند ، همه می دانیم که فرهنگستان هنر از زیر مجموعه های نهاد ریاست جمهوری است و رئیس آن منصوب رئیس جمهور می باشد &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.honar.ac.ir/Farhangestan/about.htm"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;(+) &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;و این یعنی مهندس میرحسین موسوی، در حالیکه این انتخابات و ریاست جمهوری متقلبش را قانونی نمی داند اما هنوز مدیر زیر نظر رئیس جمهور دولت کودتایی می باشد و هنوز هم برسر کار خود حاضر می شود ؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;من واقعا هیچ اظهار نظری نمی کنم و فقط این سئوال برایم پیش آمده که مهندس موسوی آنجا چه می کند ؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-3670369863288575601?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/11/blog-post.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SvLI3y7xUyI/AAAAAAAABao/i6pkY-qRGLs/s72-c/B3DA20D1-9149-48A0-A31F-591521F07C1D_mw800_mh600.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-1014875299539454914</guid><pubDate>Fri, 30 Oct 2009 13:47:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-11-07T16:14:50.718+01:00</atom:updated><title>! اینجا پاکستان است</title><description>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SurvG68m8WI/AAAAAAAABaY/AJJZyjJnaVA/s1600-h/pak+(2).jpg"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5398390005538681186" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 232px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SurvG68m8WI/AAAAAAAABaY/AJJZyjJnaVA/s400/pak+(2).jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;
برای تهیه گزارش و عکس به پاکستان آمده ام و حالا خود را در میانه دود و راههای نیمه ساخته و آدمها و دوچرخه و باز آدمهایی که در هم وول میخورند می یابم ! اینجا اگر گم بشوی انگار برای همه عمر گم شده ای و معلوم نیست دیگر سر از کجا در می آوری ، اینجا پر است از بوی ادویه و کارگرها و پیاده روهایی بزرگ و خیابانهایی کوچک ! همه جور آدمی را میتوان اینجا پیدا کرد ، هندی ، عرب ، چینی و آسیایی و البته ایرانی ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اما شب ، شبها خیابانها در دست گداها و فاحشه های فقیری هستند که تو می مانی در کشوری که خود را تنها قدرتمند اتمی مسلمان دنیا می داند اینها چکاره اند ؟ راستی پاکستان اولین کشوری است که طعم جمهوری اسلامی را چشیده است ! و اینطور که می گویند یکی از پرجمعیت ترین کشورهای مسلمان دنیاست ، کشوری است کهن با تاریخی به درازای چسبندگی به تمدن ایندوس &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;

&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;پاکستان البته به چیزهای دیگری نیز مشهور است اینجا سرزمین نظامی ها و کودتاهاست ! معمولا هر دهسال یکبار یک کودتا صورت گرفته و آخرینش کودتای پرویز مشرف بود که در سال 1999قدرت را طی دوشبانه روز کودتایی نسبتا آرام بدست گرفت و شد دوازدهمین رئیس جمهور پاکستان و تا سال 2008 هم بر سرقدرت بود تا که دست آخر شبی به تلویزیون آمد و طی نطقی گفت امشب می خواهد قدرت را واگذار نماید و فردا صبحش هم پاکستان را ترک گفت و الان در ویلای شخصی خودش در محله فینچلی لندن روزگار می گذراند !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;در پاکستان و دست کم در ایالت بلوچستان و شهر کویته که ما در آنجائیم از پارک و مرکز تفریحی و سینما خبری نیست ، اینجا ظاهرا اصلا فراغتی نیست که بخواهند برایش برنامه ای بریزند ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;

&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;نکته دیگر این که در همه جای پاکستان بروی تابلوها بروی اسکناسها و در و دیوار می بینی که نوشته اند : پاکستان ؛ ایمان - نظم - اتحاد اما مثل همه شعارهای حکومتی در سرتاسر دنیا هیچ کدامش را نمی توانی در اینجا پیدا کنی دست کم نظم و اتحادش را که مطمئنم در کل پاکستان خبری از آن نیست . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اما پاکستان برای من یعنی بوی وطن ! اینجا نزدیکترین جایی است که در این سالها به کشورم ایران توانسته ام نزدیک بشوم ، پاکستان با همه بدی ها و خوبیهایش شرق است و شرق برای همه ما ایرانی ها تمثیل آن گوهری است که دوستش داریم و خانه مان می دانیمش ، شرق در دهکده جهانی مارشال مک لوهان گرچه شاید کاریکاتور و عکس برگردان غرب باشد اما مشرق زمین هنوز در جستجوی آن مفهوم قدیمی انسانیت است و من اینرا در جای جای این گوشه سیاره زمین دیده ام . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Times New Roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;این روزها باردیگر پاکستان آبستن حوادث خونباری است که مدتها در این سرزمین تکرار می گردد در غربی ترین نقطه این کشور عبدالمالک ریگی لانه کرده است و هر از گاهی به مدد حمایتهایی که متاسفانه بعضی از اپوزیسیون ماهم برایش هورا می کشند با اسلحه ها و مهمات اهدایی از نمی دانم کجا ! دست به اقدامات تروریستی می زند و با بمبگذاری و آدم ربایی میخواهد چنگ و دندان نشان دهد ، ریگی این روزها به نظر من صحنه آزمایش حق گرایی و انصاف سنجی ماست ، ما اعتقاد داریم خشونت محکوم است و ترور پدیده ای است بنیادگرایانه و همانطور که عملیات تروریستی عوامل جمهوری اسلامی مثلا در برلین و میکونوس را محکوم می نمائیم و آنرا پدیده ای زشت و غیر انسانی می دانیم باید هم ترور لاجوردی بدست مجاهدین خلق و همین عملیات انتحاری اخیر ریگی را هم محکوم نمائیم ، ترور ، تروراست و هیچ فرقی ندارد تروریست سعید امامی باشد یا ریگی یا مسعود رجوی !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;از غرب پاکستان که بگذریم در شمال آن نیز این روزها طالبان فراری از افغانستان و همچنین طالبان خود پاکستان لانه کرده اند البته فرق بسیاری بین طالب های افغانی و پاکی نمی باشد چرا که طالبان پاکستان همانند طالبان افغانستان، پشتون هایی هستند که در مناطق شمال غربی پاکستان، در مرز با افغانستان، سالهای سال است زندگی می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5398390002230771314" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SurvGun8PnI/AAAAAAAABaQ/YJ7XHg9WtcU/s400/pak.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;

آنطور که دیروز در جلسه ای که یک مامور امنیتی پاکستان درباره طالبان می گفت اینطور فهمیدم که امروز از ائتلاف بیش از بیست گروه مختلف بنیادگرای پاکستانی که در مناطق مختلف پاکستان بوده اند و امروز همه در شمال غربی پاکستان بهم پیوسته اند و سازمانی را تشکیل داده اند بنام «طریق طالبان پاکستان» یا «جنبش طالبان پاکستان» این گروه در ابتدا تحت فرماندهی «بیت الله مسعود»- که در وزیرستان جنوبی، در مرز افغانستان، اقامت داشت و آمریکا برای دریافت هرگونه اطلاعاتی درباره آن پنج میلیون دلار پاداش تعیین کرده بود و البته شش ماه پیش در یک حمله هوایی هلی کوپترهای نیروهای متحدین به روستای نردوسی در وزیرستان جنوبی کشته شد و از آنزمان تا کنون فرماندهی این سازمان نامعلوم می باشد .
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;این روزها ارتش پاکستان با کمک نیروهای متحدین آمریکا - که ظاهرا البته پاکستان از حضور آنها هم راضی نیست - در «دره سوات» با طالبان درگیر است، و درگیریهای نظامی به اوج خود رسیده است . گروه جنگجوی دره سوات تحت فرمان «مولانا فضل الله» عمل می کند که پدر همسرش، «صوفی محمد»، در کنار طالبان افغانستان علیه نیروهای آمریکایی جنگیده بود. فرماندهان «طریق طالبان پاکستان» آموزش دیده های جنگ افغانستان هستند و البته گفته می شود بعضی از آنها همانهایی هستند که در جنگهای افغانستان و روسیه آموزش دیده آمریکا هستند ! حساسیت دره سوات از آنجاست که اخبار و اطلاعات تائید نشده ای البته وجود دارد که گفته می شود ایمن الظواهری در آنجا مخفی شده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;بله اینجا  پاکستان  است سرزمین دود و ادویه و خون و خمپاره و تروریست اما زیباست و عجیب و البته این روزها خطر ناک اما بازهم می گویم دوست داشتنی است ، اگر فرصتی شد بازهم برایتان از پاکستان و سفر این روزها خواهم گفت . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-1014875299539454914?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/10/blog-post_30.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SurvG68m8WI/AAAAAAAABaY/AJJZyjJnaVA/s72-c/pak+(2).jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-5397323382134687302</guid><pubDate>Mon, 26 Oct 2009 16:01:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-10-28T22:06:47.259+01:00</atom:updated><title>سعید امامی زنده است !</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جمهوری اسلامی نظامی است قبل از چیز امنیتی با هزاران شیوه و ترفندهای کثیف و غیر انسانی ، جمهوری اسلامی که این روزها موقعیت و حیات خود را در خطر می بیند ضمن گسترانیدن چتر امنیتی و خفقان خود در داخل هیچ فعال و یا حتا ایرانی غیرسیاسی ای را که فقط در پی اولیه ترین حقوق خود است را نیز از دایره دید خود خارج نمی گذارد . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با آوردن چند مثال ساده برایتان شیوه های این سیستم را درمی یابید .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مهر انگیز کار را همه می شناسند ، مهر انگیز یکی از حقوقدانان  بنام کشورمان هست ، وی فقط به جرم اینکه جمهوری اسلامی را نظامی غیر دموکراتیک می داند  و با خشونت علیه زنان مخالف هست و این را نه بازور اسلحه و نه با دلایل غیر منطقی عنوان می کند پس از ماهها زندان و تحقیر و فشار صرفا بخاطر اینکه در کنفرانس برلین " حجاب اسلامی " را رعایت نکرده بود ! (آخرین جرمی که برای وی در پرونده اش توانستند "فراهم کنند " ) مجبور به ترک کشور شد و الان سالهاست که وی را در تبعیدی ناخواسته در فشار گذاشته اند ، و البته این همه داستان نیست با رفتن وی از کشور تازه فشارها آغاز شد  همسر وی سیامک پورزند ا این پیر مرد آزادیخواه را هم گرفتند و با هزار فشار و شکنجه روحی و روانی و جسمانی مجبور به اعترافاتی نمودند که به واقع مرغ پخته را هم به خنده وامیداشت بد از آن هم همچنان گریبان این خانواده را رها ننمودند،  سیامک ماهها در زندان بسر برد و دست آخر تن بیمار و رنجور وی راهم رها نکرده وتا همین امروز هم وی ممنوع الخروج می باشد و من نمی دانم این پیرمرد هشتاد ساله چه خطری می تواند برای نظامی باشد که آقایان ادعا می کنند قدرت اول سیاسی و نظامی و اقتصادی منطقه و جهان اسلام است ، که نمی گذارند وی در کنار خانه و خانواده تبعیدی خودش برود ؟ آنچه که این روزها بر این خانواده میگذرد کثیف ترین شیوه امنیتی برای فشار و باج گیری سیاسی و امنیتی می باشد .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محمد رضا ک ، بیست و دو ساله و دانشجوی سال دوم بانکداری دانشگاه مترو پولیتن  در لندن می باشد ، محمد رضا عضو و هوادار هیچ حزب  سیاسی ای در داخل کشور و خارج از کشور نمی باشد ، وی که پدرش  عضو  یکی از نهادهای انقلابی می باشد و مادرش نیز متاسفانه این روزها در بستر بیماری در بیمارستان می باشد ،و  باز هم تاکید می کنم بدون هیچ گرایش سیاسی و فعالیت آشکار و پنهان و تنها بر اساس عرق ملی و علاقه اش به کشورش در آخرین انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کند و به آقای موسوی رای می دهد ، در فردای روز انتخابات که کودتای احمدی نژادی بر علیه آرای میلیونها ایرانی در داخل و خارج از کشور بوقع پیوسته بود او نیز در پی این سئوال بی جواب " رای من کجاست ؟" می رود و در تجمعی آرام و غیر سیاسی و کاملا مدنی مقابل سفارت ایران در لندن می رود و جالب است که با پرچم جمهوری اسلامی به دوش در چند روز اولیه این تجمع به مقابل سفارت می رود که بعد از آن خبر سکته قلبی مادرش را می شنود و برای ملاقات مادرش به ایران می آید ، در فرودگاه امام خمینی البته بدون هیچ مشکلی وارد خاک میهن می شود و به دیدار خانواده می رود ، بعد از چند روز از سوی وزارت علوم با وی تماس میگیرند و میگویند برای پیگیری مسائل بورسیه اش باید به اداره بورس وزارت علوم در ساختمان میدان تختی  بیاید ، محمد رضا طبق قرار قبلی به وزارت علوم می رود و پس از ساعتی به او میگویند که کارش در اداره دیگری باید پیگیری شود و فردی در آنجا که خود را آشنای پدرش که از مدیران میانی یک نهاد انقلابی می باشد می باشد معرفی می کندو  اظهار میدارد که بیا و با ماشین من و باهم به آنجا برویم ، محمد رضا  بی خبر از همه چیز بهمراه آن فرد می رود اما بجای وزارت علوم سر از زندان اوین درمی آورد ! در زندان اوین بازجو عکسهایی از حضور سه روزه وی در مقابل سفارت ایران به وی نشان می دهد و اظهار می نماید تنها راه نجاتش این است که  باید بیاید در مقابل دوربین اعتراف نماید که وی از سازمان دهندگان تجمع مقابل سفارت بوده است و مبالغی هم از سازمانهای امنیتی انگلیس برای این منظور گرفته است اما پس از چند روز پشیمان شده است و به ایران می آید تا اعتراف کند !  ضمنا اطلاعاتی هم به وی می دهند که ما اطلاع داریم تو با دختری در لندن دوست هستی و رابطه نامشروع با وی داری و این هم بر جرمت می افزاید و هم بخاطر محاربه و هم بخاطر رابطه نامشروع حکمش اعدام است ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همزمان به پدر محمدرضا هم اطلاع می دهند فرزندت به مبارزه مسلحانه برعلیه جمهوری اسلامی در انجمن پادشاهی در لندن  اعتراف نموده و بازداشت است و ضمنا پسرش بیمار هم هست و بخاطر بی بندو باری جنسی ای که درخارج از کشور داشته است ایدز هم دارد !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محمدرضا نهایتا البته با پیگیریهای پدرش و بخاطر داشتن این شانس که در نهادهای امنیتی آشنایانی داشته است پس از گذشت صد و ده روز به تازگی آزاد می شود اما فشارهای و شکنجه های روحی و روانی بر وی آنقدر زیاد بوده است که وی از زمان آزادی تا کنون در بیمارستان بستری می باشد .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حشمت الله طبرزدی را هم بسیاری می شناسند وی زندگی و خانه و خانواده خود را بیش از سی سال است وقف سیاست و فعالیتهای سیاسی نموده است در این سالها همسر و فرزندانش تنها فعالیت سیاسی شان پیگیری وضعیت وی در مواقعی است که او در زندان است و خوب وقتی از مجاری قانونی در داخل کشور به نتیجه ای نمی رسند گاها با رسانه های خارج از کشور هم مصاحبه میکنند و از بی اطلاعی از وضعیت حشمت می نالند ، وزارت اطلاعات در بازی ای کثیفی مخفیانه با همسر وی از طریق تلفن و احضاریه به مکانهای نامعلوم ارتباط میگیرد و ضمن بیان این تهدید که اگر به حشمت چیزی از این ماجرا بگوید جان خانواده اش در خطر می افتد سعی در تحریک وی بر علیه همسرش می نمایند .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از این دست موارد و اعمال کثیف غیر انسانی که این روزها دستگاههای امنیتی برای بقول خودشان برقراری امنیت انجام می دهند بی شمار و بی شمار است من در این جستار البته قصد ندارم موضوع را شخصی کنم و از خودم نمونه بیاورم اما جالب است که هرگاه فعالیت من زیاد می شود و مثلا مصاحبه و مقاله و ... بیشتری انجام می دهم اتفاقات جالبی می افتد خانواده ام در تهران زیر فشار قرار میگیرند ، حقوق بازنشستگی پدرم که بیش از سی و پنج سال در نیروی هوایی ارتش خدمت نموده قطع می شود و دست آخر وی که برای پیگیری این ماجرا به کانون بازنشستگان می رود به او می گویند فعلا حقوقت را می دهیم اما اگر نتوانی خفه اش بکنی خودمان خفه اش می کنیم !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;برادرم را که وی خود نیز فرد مستقلی است و بر اساس درک و شعورش رفته است رای داده و مثل میلیونها ایرانی دیگر در بعد از انتخابات به رای و شعورش توهین شده بود در راهپیمایی و تجمع میدان توپخانه بازداشت می کنند و به کهریزک می برند و به وی میگویند بیا و به ارتباط با برادرت اعتراف کن !! و پس از سه هفته شکنجه نهایتا با اخذ اعترافات مورد خواستشان وی را در بیابانهای لواسان رها می کنند و می روند (که البته باز خدا رو شکر که به همین بسنده کردند )
دهها تهمت و حرفهای عجیب و غریب می سازند و با ایمیل و یا تلفن به گوش همسر من می رسانند که یا وی را تهدید می کنند و یا از وی میخواهند که من را ساکت نماید که وی در سیب البته به گوشه هایی از آنها اشاره نموده است . همین جا فرصت را غنیمت می دانم و از همه تلاشها و صبوری های ایشان که در همه این سالها در کنار من بوده و برایم عزیز تر از جانم هست سپاسگزاری می نمایم .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;همه این اینها را که برایتان گفتم نکته ای دیگر را که مربوط به سالها پیش می باشد را نیز بگویم تا به اصل مطلب بپردازم ، در سال 1374 وزارت اطلاعات زیر نگین سعید امامی و فلاحیان تصمیم میگیرد یک کارخانه نساجی دولتی را که بخرد ، وزارت صنایع با این مسئله مخالفت می نماید و نهایتا در یک پروژه کثیف همسر یکی از مدیران ارشد وزارت صنایع که اتفاقا از فعالان حزب کارگزاران سازندگی نیز بوده است توسط گروههای بی نام نشان ! ربوده می شود و به همسر وی تجاوز می کنند و از این ماجرا فیلمبرداری می شود و چند روز بعد سعید امامی با این فیلم به دفتر آن فرد می رود و می گوید یا با واگذاری کارخانه به بخش خصوصی زیر نظر وزارت اطلاعات موافقت می کنی یا این فیلم همین فردا در میدانهای تهران به عنوان فیلم سکسی فروخته می شود !
بله همه اینها را گفتم تا به مطلع این مطلب دوباره برگردم بله ، سعید امامی گرچه این روزها پیکرش در بهشت زهرا زیر خروارها خاک پوسیده است اما روحش و شیوه های کثیف و وقیحانه امنیتی اش هنوز زنده است ! آن چیزی که سعید امامی را تبدیل کرده بود به سعید اسلامی و این روزها همه او را به عنوان یکی از کثیفترین و مزدوران جمهوری اسلامی می باشند که مرده است و خوشحالند که نیست مختص به آن چهره مظلوم و بدن ضعیف الجسه نبوده است ، سعید امامی تکه ای از کوه یخ وقیحانه ای بود که با فتوای  " حفظ نظام از واجبات است " دست به هر غلطی می زدند و در دل از خدا هم می خواستند که این عملشان قبول درگاه باریتعالی قرار گیرد ، روزه می گرفتند و به مال و ناموس مردم تعدی میکردند ، نماز حاجت می خواندند تا در تکه تکه کردن فروها موفق شوند ، شلاق و کابل بر بدن ملت می زدند و یاحسین و یازهرا می گفتند و همه اینها به حیات و زنده بودن یک فرد مختص نبوده و سعید امامی گرچه شاید مبدع و بنیانگذار این راه بوده اما هنوز و هنوز ادامه دارد و هر روز یکی از این شیوه های کثیف برملا می شود ... &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-5397323382134687302?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/10/blog-post_26.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-3646982082058962685</guid><pubDate>Wed, 21 Oct 2009 16:44:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-10-21T18:58:20.196+02:00</atom:updated><title>بازداشتگاه مرصاد در میدان هفت تیر تهران</title><description>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St89HHhk5LI/AAAAAAAABaI/VIUfpmwK5fU/s1600-h/1.png"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395098071101400242" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 211px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St89HHhk5LI/AAAAAAAABaI/VIUfpmwK5fU/s400/1.png" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St89G6gfK-I/AAAAAAAABaA/m-z-JngC--c/s1600-h/2.bmp"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395098067607170018" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 242px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St89G6gfK-I/AAAAAAAABaA/m-z-JngC--c/s400/2.bmp" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;

&lt;/span&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St89GxufT8I/AAAAAAAABZ4/Xa3LeA8L0zQ/s1600-h/3.bmp"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395098065249980354" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 270px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St89GxufT8I/AAAAAAAABZ4/Xa3LeA8L0zQ/s400/3.bmp" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;


&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St88Za0cLiI/AAAAAAAABZw/I2ZoKfmK0FQ/s1600-h/4.png"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395097286006812194" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 217px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St88Za0cLiI/AAAAAAAABZw/I2ZoKfmK0FQ/s400/4.png" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;



&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St88Y45o2hI/AAAAAAAABZo/55RQ2R6qGP0/s1600-h/5.png"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395097276901808658" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 266px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St88Y45o2hI/AAAAAAAABZo/55RQ2R6qGP0/s400/5.png" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;




&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St88YfDhABI/AAAAAAAABZg/bpB4vFLZvN0/s1600-h/6.png"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5395097269963915282" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 232px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St88YfDhABI/AAAAAAAABZg/bpB4vFLZvN0/s400/6.png" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;





&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;شاید اکثر شهروندان تهرانی با عبور از میدان هفت تیر ساختمان بزرگ و نسبتا زیبایی در ضلع شمالی این میدان مشاهده کرده باشند ، این ساختمان که سالها ساختن و اتمام آن بطول انجامیده در ابتدا توسط یکی از برجسازان معروف تهران بنام حدادی سنگ بنایش گذاشته شد تا که در سال 1379 در پرونده ای که برای وی مفتوح شد از سوی قوه قضائیه توقیف گردیده و در سال 1380 نیز به وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح برای احداث فروشگاه اتکا واگذار شد . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;





&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;





&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;





&lt;div&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;در سال 1386 نیز درحالیکه ساخت آن به اتمام رسیده بودوزارت دفاع مالکیت آنرا به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واگذار می نماید . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;





&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;





&lt;div&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اما این بنای نسبتا وسیع که ظاهر زیبایش باطن پلیدش را پنهان نموده مدت یکسال است که بازداشتگاهی است بنام مرصاد و بر اساس اطلاعات رسیده ظرفیت پذیرش 300 زندانی انفرادی و یکهزار نفر متهم در بندهای عمومیش را دارد . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;





&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;





&lt;div&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;در بالای این بازداشتگاه سه دیش مخابراتی وجود دارد که از آنها برای ارتباطات استفاده می شود، البته اینکه آیا از این ساختمان هم برای پرتاب پارازیت استفاده می شود یا خیر هنوز اطلاعی نیست ، در گرداگرد این ساختمان دوربین های کنترل مدار بسته ایکس سی و شش وجود دارد که بالاترین زاویه دید و کیفیت را دارد .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;





&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;





&lt;div&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;این بازداشتگاه سه طبقه می باشد و چهار طبقه نیز در زیر زمین دارد . مجاری ورود و خروج متهمان و پرسنل آن در دو کوچه بالا و پائین ساختمان و سه پلاک آنورتر بنا می باشد که در عکسهای ماهواره ای بوضوح قابل دید است .
این بازداشتگاه هم اکنون در اختیار سپاه محمد رسول الله تهران است که زیر نظر سردار عراقی می باشد ، پیش از این خبرهایی از حضور و دخالت نقدی در بازداشت و بازجویی از متهمان بسیج می آمد تا که خبر انتصاب نقدی به فرماندهی سازمان بسیج آن اخبار تائید نشده را تائید نموده . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;


&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;


&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;


&lt;div&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;نقدی با سوابق بی شماری ازاحداث بازداشتگاههای بی نام نشان و بازجویی و شکنجه از متهمان مواجه هست و اکنون هم بازداشتگاهی با این وسعت و حتما مجهز در اختیارش هست . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;


&lt;div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;


&lt;div&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;گفته می شود بازداشتگاه کهریزک بخاطر آنکه هواکش نداشته و استاندارد نبوده تعطیل شده ! اما این بازداشتگاه با توجه به عکسهایش ظاهرا هم سیستم تهویه مطبوع دارد و هم ظرفیت مناسب پس آقایان با خیال راحت به کارشان ادامه می دهند .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-3646982082058962685?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/10/blog-post_21.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/St89HHhk5LI/AAAAAAAABaI/VIUfpmwK5fU/s72-c/1.png" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-3264064213638823142</guid><pubDate>Mon, 19 Oct 2009 14:10:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-10-19T17:44:45.854+02:00</atom:updated><title>! من از انقلاب می ترسم</title><description>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/StxznO-gwUI/AAAAAAAABXg/6Irn8lYsOBU/s1600-h/20070210211525400rev.jpg"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5394313571555393858" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 469px; CURSOR: hand; HEIGHT: 180px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/StxznO-gwUI/AAAAAAAABXg/6Irn8lYsOBU/s400/20070210211525400rev.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;انقلاب! نمي دانم چرا آن چنان که بايد‏‏، اين واژه را دوست ندارم و از آن می ترسم ، انگار كه از مدتها پيش، ترسي نهفته از آن، در دلم رخنه كرده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ايران ما در سال پنجاه و هفت ، آبستن يك انقلاب بود. انقلابي كه بساط سلطنت دو هزار و چند صد ساله را برچيد و نظامي را بر سر کار آورد که مي خواست به تمام دنيا صادر شود، و در همان روزهاي آغازين پيروزي‏، هر گروه مبارزي براي حكومت آينده مدلي پيشنهاد و از آن دفاع کرد: جمهوري ناب، جمهوري مشروطه، جمهوري دمکراتيک، حکومت اسلامي و....نهايتا اقليتي موج سوار، که سهم چندان زيادي هم در پيروزي انقلاب نداشتند، با برگزاري رفراندومي که بيشتر احساسي بود تا عقلاني، «جمهوري اسلامي» را بر ايران حاكم كردند: «نه يک کلمه بيشتر و نه يک کلمه کمتر». &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اين، اولين کلام مطلق و زورمدارانه اي بود که بر زبان رانده شد. هر چند كه در حال و هواي انقلابي آن روزها، روح انحصار طلب حاكم بر آن، مورد بي توجهي قرار گرفت. پس از آن و در کوران حادثه هاي اوايل انقلاب، تمام جريان هاي مخالف آن اقليت، هرکدام به نحوي برچيده شدند و شعار «حزب فقط حزب الله رهبر فقط روح الله»، به مانيفست انقلاب اسلامي تبديل شد ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;انقلاب اسلامي ايران با خود ارمغان هاي ديگري را هم به همراه آورد: دادگاه هاي انقلاب اسلامي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، کميته انقلاب اسلامي و هزار و يک بنياد و ارگان ديگر، كه همه و همه، ثمره هاي انقلاب اسلامي بودند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;با انقلاب بهار آزاديي آمد که تا امروز، بغل بغل از خون جوانانش «لاله ميدمد» سه دهه از حيات انقلاب گذشته، اما نه از «استقلال» خبري هست و نه از «آزادي»! امروز، مرگ و زندگی انقلابي که قرار بود براي ايران استقلال بياورد، در گرو بازارهاي نفتي اروپاييان است و بس! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;انقلابي که قرار بود براي ايران آزادي بياورد، امروز حتي تحمل برگزاري يک جمع منتقد دانشجويي چند نفره را هم ندارد! انقلابي که قرار بود «اسلامي» باشد و «عدل و انصاف» برايمان بياورد، از پشت بام مدرسه‌ علوي در آغازين روزهاي حياتش گرفته تا به امروز، مدام و پي در پي در دادگاه هايش سرگرم اعدام و زندان و شکنجه و توقيف ملت است ! و حتا پیشتر از آن انقلابی صورت گرفت که از همان فردایش انقلابیون را به مسلخ برد از قطب زاده گرفته تا آیه الله شریعتمداری و منتظری و .... حذفهایی که تا به همین امروز هم ادامه دارد و می بینیم که موسوی و کروبی و بهزاد نبوی و ... این انقلابیون روزهای اول شده اند دشمنان انقلاب ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اين چنين است که امروز، حاكمان «انقلاب اسلامي ايران»، در چرخه اي از فشار و اختناق، هر روز بيشتر از گذشته ثابت مي كنند بزک كردن نام ايران با عبارت هايي مثل «جمهوري» و «اسلامي»، تنها وسيله اي بوده براي پايه ريزي نظامي كه «خلافت» و يا «سلطنت ديني»، شايد بهترين نام براي آن باشد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اينها، همه، ثمره هاي يك انقلاب هستند. بي ترديد و بدون اغراق مي گويم كه اين سرنوشت تمامي انقلاب هاست. حتي انقلاب فرانسه که در ادبيات سياسي از آن با عنوان انقلاب کبير ياد مي شود نيز چنين چرخه اي را طي كرده است. اين حکم، در مورد تمام برپاكنندگان و البته تماشاگران انقلاب‌ها، به تساوي صادق است.مردان انقلاب فرانسه مرعوب منظره‌ي انبوه خلق انقلابي شدند و هم آوا با روبسپير فرياد برآوردند که «جمهوري؟ پادشاهي؟ ما چيزي جز مساله عدالت اجتماعي نمي شناسيم» و بدين سان نه تنها نهادها و قانون اساسي- که به قول سن ژوست روح جمهوري است- بلکه خود انقلاب را بر باد دادند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;آري مسئله‌ اساسي اين است که همواره در تفکر بعد از انقلاب روح انقلابي فراموش مي شود و تلاش و مجاهدتي هم براي فهم آن در چارچوب قواعد انقلابي صورت نمي گيرد و خود انقلاب هم نهادي براي حفظ آن روح به وجود نمي آورد. انقلابي که همواره با وحشت و فاجعه صورت مي گيرد با جمهوري پايان مي پذيرد. چرا که هميشه عقيده‌ي انقلابيون زخم ديده از استبداد اين است که جمهوري تنها شکل حکومتي است که تا ابد آشکارا و پنهان با حقوق بشر سر جنگ و عناد ندارد. اما متاسفانه بعد ها معلوم مي شود که هيچگاه صفات اصيل جمهوري در نظام هاي انقلابي جاي نمي گيرد. چرا که انقلابيون، در جامعه‌ي استبداد زده‌ي قبل از انقلاب، هيچ گاه فرصتي براي آموختن مباني آن نداشته اند. و اينچنين مي شود که جمهوري داران امروز و انقلابيون ديروز خود مستبدترين استبداديون مي شوند و به قول هانا آرنت « فرزندان انقلاب توسط انقلاب حذف مي شوند». &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اين سرنوشت غم انگيز ما نيز هست. خيل عظيمي از دموکراسي خواهان و اپوزيسيون ايران امروز به تحول در ايران مي انديشند و تنها راه نجات ايران را براندازی و انقلاب مي داند و بس! انگار که ايران ما فقط محتاج انقلاب است! ما امروز گرفتار وضعيتي شده ايم كه انقلابيون ايراني در سالهاي دهه پنجاه گرفتار آن بودند. فقط به حذف نظام حاکم مي انديشيم، بي آنکه در مورد ايران فرداي پس از انقلاب انديشه اي كرده باشيم و به اتفاق نظر رسيده باشيم. علم مخالفت با ديکتاتور هاي امروزين ايران را بر دوش گرفته ايم، بي آنکه بدانيم بعد از آن چه مي خواهيم: سلطنت؟ جمهوري؟ فدرال ؟ و ... امروز نه جمهوري خواهان ما و نه سلطنت طلبان ما ، هيچکدام مدل و مانيفست جامعي براي بعد از انقلاب ارائه نكرده اند! ما فقط به امروز داریم فکر می کنیم و البته همین امروز هم دعوا و مکافات خودمان را داریم !
همین روزها که ایرانمان ملتهب کودتای  احمدی نژادی است و ایرانیان خارج از کشور نیز در پشتیبانی از ایران به راهپیمایی و اعتراضات بی شماری دست آزیدند کدام تجمع و راهپیمایی و ... را سراغ دارید که در آن یا بر سر شعار و یا بر سر پرچم و تقدم و تاخر فلان شعار ویا رنگ سبز و قرمز و زرد و آبی و  ... دعوا نشده باشد ؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;همین دیروز من در تجمعی مقابل سفارت جمهوری اسلامی شرکت کردم که تعداد کل جمعیت حاضر کمتر از سی نفر بود و این سی نفر بیست نفر در آنور برای خود شعار می دادند و ده نفر هم در اینور شعار می دادند ! این یعنی ما هنوز نمی دانیم چه می خواهیم و حالا که هنوز بر سر اولی ترین چیزها اختلاف داریم چه معنی دارد که به انقلاب بیاندیشیم ؟ مگر نه این است که همه اعتقاد داریم استبداد و دیکتاتوری بهتر است از هرج و مرج ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;براستی اگر همین امروز بساط جمهوری اسلامی برچیده شود ما چه بدیلی برای آن داریم ؟ غیر از این هست که به جان هم می افتیم و همین دعواهای مقابل سفارت و راهپیمایی هایمان را با خود به ایران می بریم و هرج و مرج و متلاشی شدن ایران اولین دستاورد آن است ، اینها را  نمی گویم که در دفاع از جمهوری اسلامی باشد و یا بگویم من مخالف رفتن اینها هستم نه این رژیم دیکتاتوری امروز ضد بشری ترین نظام است و با رفتنش شک ندارم که تمام دنیا از شرآن راحت می شود ، حرف من به معناي آن است كه ايراني هرگز آنچنانکه بايد و شايد، معناي دموکراسي و انقلاب را نياموخته است. به راستي چه تضميني وجود دارد که مخالفان امروز جمهوري اسلامي فردا که به قدرت رسيدند از ملايان امروز بهتر باشند؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;مگر نه اينکه پايه گذاران دادگاه هاي انقلاب و دادستاني اوين خود از زخم خوردگان و شکنجه ديدگان ساواک بودند؟ مگر غیر این است که لاجوردی خود شکنجه شده ساواک بود ؟ مگر همین حسین شریعتمداری در زندانهای ساواک طعم شکنجه را نچیده بوده ؟ و اصلا بالاتر همین آقای خامنه ای مگر خود طعم زندان و تبعید و شکنجه را در زندانهای قبل از انقلاب تجربه نکرده بوده ؟ پس چه شد؟ مگر اعدامهاي دسته جمعي و کشتارهاي سالهاي 66-67 کار آنها نبود؟!اينجاست که من از انقلاب مي ترسم و احساس مي کنم كه ما قبل از انقلاب، به آموختن و تمرين دموکراسي نياز داريم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;اگر بدانيم دموکراسي چيست، اگر بدانيم قواعد رفتار دموکراتيک چيست، نه اينچنين اپوزيسيون هاي مخالف جمهوري اسلامي به جان هم مي افتند و نه مبارزه با جمهوري اسلامي و سرنگوني ديکتاتوري ديني‌اش اينچنين سخت مي شود. شناخت دموكراسي و باور آن، خود انقلابي است که از انقلاب بر عليه ملايان بهتر و والاتر است ، و انقلابي است عظیم در درون. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;ما اگر اول خواسته های خودمان را بدانیم و هدفمان را بشناسیم نه بر سر رنگ سیز یا قرمز دعوا می کنیم و نه بر سر پرچم و رنگ و آرم آن برسرو کله همدیگر می زنیم و نه آنوقت یک جماعت سی نفری آنچنان که برایتان گفتم هر کدام یک شعاری سر می دهند آن وقت است که نه براي حذف يكديگر اقدام مي کنيم و نه با برچسب ها، شرافت ديگري را فقط به خاطر آنکه با ما نيست، لکه دار. آن وقت است که با آن اتحاد آرماني، شايد ديگر براي سرنگوني دیکتاتورهای امروزین ايران احتياج به انقلاب هم نباشد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-3264064213638823142?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/10/blog-post_19.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/StxznO-gwUI/AAAAAAAABXg/6Irn8lYsOBU/s72-c/20070210211525400rev.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-115221852152332412</guid><pubDate>Tue, 06 Oct 2009 20:40:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-10-06T04:32:36.504+02:00</atom:updated><title>نام اين سر سپرده را بخاطر بسپاريد</title><description>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SsqpbuyykSI/AAAAAAAABXQ/_44vR4h4jXY/s1600-h/000252-photo.gif"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 250px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SsqpbuyykSI/AAAAAAAABXQ/_44vR4h4jXY/s400/000252-photo.gif" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5389306197984842018" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;محمد رضا نقدی در سال 1332 در شهر نجف به دنیا آمد. پدرش شیخ علی اکبر ثمانی از طلاب شیعه مجاور شهر نجف بود. محمد رضا فرزند دوم از چهار فرزند خانواده شیخ علی اکبر بود. درسال 1358 در حالیکه یک سال از پیروزی انقلاب گذشته بود، دولت عراق این خانواده را نیز به همراه دیگر شیعیان معاند و ایرانیان مقیم عراق از کشور عراق اخراج نمود و خانواده شیخ علی اکبر به شهر « نقده » نقل مکان کردند و شهرت نقده ای را برای خود برگزیدند که بعد ها نیز به نقدی مشهور شدند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;blockquote&gt;عضویت در مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق&lt;/blockquote&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt; باشروع جنگ تحمیلی ایران و عراق و باز شدن پای این تشکل سیاسی به ایران محمد رضا نقدی در حالیکه 27 سال بیشتر نداشت عضو این گروه شد. محمد رضا نقدی کارش را در دفتر نمایندگی مجلس اعلا در شهر ارومیه آغاز کرد، وظیفه وی شناسایی کردها و اعراب معاند و معاود عراقی برای جذب و سازماندهی در این تشکل بود. در اسفند ماه سال 1359 محمد رضا برای آموزش نظامی و گذراندن دوره های چریکی به کشور لبنان عزیمت نمود و در پادگان های « جنبش امل » آموزش دید و مجددا به ایران بازگشت و در رده های نظامی مجلس اعلا سازماندهی گردید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;blockquote&gt;ورود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی&lt;/blockquote&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt; در سال 1361 شهید دقایقی از فرماندهان سپاه، ماموریت می یابد تا از بین عراقیان مجاهد و معاند تیپی را تشکیل داده و سازماندهی کند. این تیپ بعد ها اساس شکل گیری سپاه بدر شد. محمد رضا نیز در زمره دیگر معاندین عراقی بود که به عضویت این تیپ در آمد و در معاونت اطلاعات وعملیات این لشگرمشغول خدمت شد. تاسال 1364 محمد رضا در لشکر 9 بدر مشغول خدمت بود و بعد از آن به سپاه لبنان منتقل شد. سپاه لبنان نیرویی بود که به فرمان آیت الله خمینی و به منظور عملی کردن استراتژی « آزاد سازی قدس » و یاری رساندنی به مبارزان لبنانی در نبرد با اسرائیل ایجاد شد. هرچند که بعد ها این تفکر با استراتژی « راه قدس از کربلا می گذرد » متوقف شد و اولویت جنگ ایران و عراق محسوب گردید، اما فعالیت سپاه در سوریه و لبنان هرگز متوقف نشد و حتی بعد ها این یگان گسترش یافته و در فرمان 6 ماده ای فرماندهی کل قوا به فرمانده کل سپاه محسن رضایی، مبنی بر تجهیز و سازماندهی سپاه پاسداران به نیرو های مجزا، متشکل تر گردید و به عنوان یکی از نیروهای پنجگانه سپاه پاسداران شناخته شد و به « نیروی قدس » موسوم گشت. محمد رضا نقدی همچنان در نیروی قدس مشغول خدمت بود و به دلیل فعالیت های اطلاعاتی و عملیاتی اش در عراق و سودان در بین پاسداران ارشد سپاه به نام مستعار « شمس » مشهورشد. با شروع جنگ در یوگوسلاوی سابق وی در رأس گردانی از پاسداران سپاه قدس به « بوسنی و هرزگوین » اعزام شد و تاپایان بحران در آن منطقه یکی از سه فرمانده ارشد نظامی سپاه پاسداران در بوسنی بود. محمد رضا نقدی - ملقب به شمس - در سال 1372 به عنوان معاون اطلاعات نیروی قدس به پیشنهاد فرمانده کل سپاه از سوی علی خامنه ای انتخاب می گردد اما دیر سالی از این انتصاب نمی گذرد که مجددا از سوی علی خامنه ای به عنوان فرمانده حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی منصوب می شود و با درجه سرتیپی از نیروی قدس سپاه به نیروی انتظامی منتقل میشود. نقدی در آخرین روزی که در پادگان امام علی در بین پاسداران سپاه به سر می برد در مراسم تودیع اش اهداف خود را از پذیرش این پست گسترش عدالت اجتماعی، شایسته سالاری، مبارزه با فقر، اعتیاد و فساد اداری عنوان نمود. در حالی که به جز مبارزه با فساد اداری دیگر اهداف وی به هیچ وجه در چارچوب مسئولیتی که برای وی در نظر گرفته شده بود نبود، و در آن آشفته بازار هم کسی از وی سؤال نکرد که حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی باید بر نحوه کارکرد و فعالیت های پرسنل نیروی انتظامی نظارت کند نه آنکه محفلی برای تحقق علایق و اهداف فرمانده اش باشد ! به هر روی محمد رضا نقدی به حفاظت اطلاعات ناجا ( نیروی انتظامی جمهوری اسلامی) رفت و به واقع آنجا را تبدیل به حیات خلوتی برای خواستها و امیال شخصی خویش کرد که صد البته این علایق دور از نظر خشک مغزانی که در ایران از آنها به نام محافضه کاران یاد می شود نبود. نقدی با استفاده از رانت فرماندهی حفاظت اطلاعات و حمایت های جنبی علی خامه ای از وی ، اکثر دوستان و همفکران خود را از سپاه به نیروی انتظامی منتقل نمود و در کادرهای سازمانی ستاد این رده، نفوذ داد « شایسته سالاری ! » تا آنجا بود که به خواست وی « سرهنگ پاسدار سید رضا جلیلی » را که به حکم دادسرای نظامی قم از به اتهام فساد اخلاقی و ارتباطات نامشروع و شرب خمر، از لشکر علی ابن ابی طالب سپاه پاسداران اخراج شده بود را مجددا دعوت به خدمت نمود و وی را به سمت مسئول دفتر بازرسی خویش برگزید. (البته در ادامه مطالب علت این انتصاب آشکار خواهد شد.) رفته رفته کادر حفاظت اطلاعات ناجا شایسته و مطلوب محمد رضا نقدی و اربابانش در دفتر رهبری شد و اینجاست که ماموریت های خاص به وی محول می شود. طلوع شمس اطلاعاتی با انتخاب سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری و به قدرت رسیدن اصلاح طلبان دو لتی، محافظه کاران درصدد قطع شریان های حیاتی این جماعت بر آمدند. یکی از این شریان های مهم مافیاي شهرداری ها بودند ( این مافیا را به تفصیل در مقاله یقه سفید ها گل می کارند افشا کرده ام) محافظه کاران به نیکی می دانستند که در شهرداری ها چه می گذرد، چرا که خود با به روی کار آوردن « غلامحسین کرباسچی » از سوی هاشمی رفسنجانی بر آن اشراف داشتند و این لقمه چرب و نرم اکنون به دست رقیب افتاده بود. از همین رو پرونده ای را که از مدتها قبل برای روز مبادا در بایگانی اتاق سکوت خود داشتند رو کردند و محمد یزدی رئیس وقت قوه قضائیه و از مهره های اصلی محافظه کاران حکومتی فرمان آتش را صادر کرد و به اتهام اختلاس و حیف و میل بیت المال! غلامحسین کرباسچی و بیش از 164 نفر از شهرداران و مدیران شهرداری تهران ظرف کمتر از سه ماه بازداشت یا احضار شدند. این پرونده سیاسی - قضایی در نوع خود تا به امروز نیز در سیستم قضایی کشور بی نظیر بوده است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;blockquote&gt; اما چگونه پای نقدی به پرونده شهرداری تهران باز شد؟&lt;/blockquote&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt; محمد رضا نقدی که از سوی جمعی از نمایندگان مجلس پنجم و با فشار فراکسیون کارگزاران سازندگی به مجلس دعوت شده بود در جالسه ای با نمایندگان ، اینچنین دخالت خود را تعریف می کند: روزی آقای رازینی ریاست محترم دادگستری تهران مرا به دفترش دعوت کرد وقتی که رفتم ایشان توضیح دادند که پرونده ای هست که مربوط می شود به فساد مالی در شهرداری تهران و ابعاد مالی آن بسیار گسترده است ما هم به دلایلی صلاح نمی دانیم که پرونده را به دست دیگر ضابطین ، همچون وزارت اطلاعات و اداره آگاهی بدهیم و می خواهیم این را به شما بسپاریم چرا که هم « بازداشتگاهی مطمئن» دارید و هم پرسنلتان «امین» هستند.آن روز من به آقا ی رازینی گفتم: ما آماده هستیم! ولی اگر به میدان بیاییم تا آخر هستیم مبادا شما در وسط کار بر اثر فشارهای سیاسی کنار بکشید.که آقای رازینی هم گفتند : نه اراده ما هم بر این است که این قضیه جدی بگیریم و حتی مقام معظم رهبری هم فرموده اند که با این مفسده جدی برخورد شود.(پیاده شده از نوار جلسه پرسش و پاسخ محمد رضا نقدی و نمایندگان مجلس) بعد از این توافق بود که فرمان آتش صادرشد و محمد رضا نقدی با یاری سرتیپ پاسدار  مسعود صدرالاسلام  فرمانده وقت اطلاعات ناجا کار بازداشت، احضار و بازرداشت بیش از 164 شهردار ، مدیر ، کارمند ارشد و میانی شهرداری تهران را طی 95 روز به انجام رساندند. کار بازرسی از ساختمان های شهرداری و منازل بازداشت شدگان توسط اطلاعات نیروی انتظامی و کار بازجویی و بازداشت متهمان توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی صورت گرفت . بازجویی ها عمدتا در بازداشتگاه های وصال و خاتم و یا مجتمع قضایی امام خمینی انجام می گرفت. واما در بازداشتگاه هایی که علی رازینی آنها را مطمئن خوانده بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;blockquote&gt;ماموران امین برسر متهمان چه می آوردند؟&lt;/blockquote&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt; « ميم – ت» یکی از شهرداران بازداشت شده، پس از آزادی در لایحه شکوائیه خویش برعلیه محمد رضا نقدی و مسعود صدرالاسلام شرایط رفتار این ماموران امین را در بازداشتگاهی مطمئن اینچنین شرح می دهد: بازداشتگاه ما وصال نام داشت و من در سلول 130 انفرادی بودم. محل سلول من چهار طبقه زیر زمین بود از بلندگوی بازداشتگاه که در تمام سلولها صدای آن پخش می شد مدام یا صدای ضجه و گریه و روضه خوانی پخش می شد یا قرآن. وضع غذای بازداشتگاه هم بسیار نامطلوب بود و در مدت 65 روزی که من در انفرادی بودم همواره غذا یا تکه نانی خشک و چند خرما بود یا سوپی که بیشتر به آب گرم و گوجه و چند لوبیا شباهت داشت. وشکنجه اصل ثابت تمامی بازجویی هایم بود، بازجوی من که خود را ایمان معرفی می کرد با کابل بر پشتم میزد و با هر ضربه یا زهرا و یا حسین میگفت. آقای نقدی در تمام جلسات شکنجه خود شخصا حضورداشت و همواره زیر ضربات کابل از من می خواست تا اعتراف کنم و کتبا بنویسم که با خانم « ز- م » منشی محل کارم روابط نامشروع داشته ام ...( قسمتی از لایحه شکوائیه « م-ت » که رونوشتی از آن به مطبوعات نیز ارسال شده بود) از دیگر شاهکار های محمد رضا نقدی که به دستور شورای عالی امنیت ملی همچنان محتوم مانده آن است که وی مظنون به مشارکت در قتل قاضی ( بازپرس ) اولیه پرونده کرباسچی است، که به طور مشکوکی ناگهان سکته کرد. شایع است که محمد رضا نقدی بر سر صدور احکام سفید بازداشت و بازرسی از منازل و محل کار افراد و همچنین چگونگی حسابرسی با وی اختلاف داشته است که به همین منظور و برای حل اختلافات جلسه ای در منزل محسن اژه ای ریاست وقت مجتمع قضایی کارکنان دولت با حضور وی و محمد رضا نقدی و مسعود صدرالاسلام برگزار می شود و با صرف شام خاتمه می یابد، فردای آن روز وی دچار مسمومیت شدید می شود و به علت کاملا آشکاری ( آمپول هوا ) دچار ایست قلبی می شده، فوت می کند. به دنبال فوت ایشان کمیسیون امنیتی عالی شورای امنیت ملی ضمن اذعان به مشکوک بودن فوت قاضی، اما به خاطر دخیل بودن افرادی چون علی رازینی ( ریاست دادگستری استان تهران )، محسنی اژه ای ( ریاست مجمع قضایی کاکنان دولت و از قضات دادگاه ویژه روحانیت )، محمد رضا نقدی و مسعود صدر الاسلام دستور بایکوت شدن پرونده را می دهد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;نهایت دادگاه ها و بازداشت ها پایان می گیرند و متهمان با فشار مطبوعات و فراکسیون کارگزاران سازندگی در مجلس و پیگیری اذهان عمومی ضمن اقامه دعوی در دادسرای نظامی تهران بالاخره می توانند محمد رضا نقدی را باتوجه به فاحش بودن تخلفاتش در صدور احکام بی مورد بازداشت های موقت ، شکنجه و نوع بازجویی ها، ایشان را به هشت ماه حبس محکوم نمایند. که البته این حکم علی رغم قطعی شدنش هرگز به اجرا در نیامد و در کمال نا باوری چندی بعد محمد رضا نقدی با حکم علی خامنه ای به عنوان « مشاور ارشد نظامی رهبر و فرمانده پشتیبانی ستاد فرماندهی کل قوا» منصوب شد. و رهبر، اینچنین از وی دلجویی کرد، که مبادا خاطر ایشان حتی از رویت حکمی که هرگز اجرا نمی گردد مکدر شود و همچنین به همه بفهماند که اطرافیانش از حاشيه امن و مصونیت آهنین برخوردار می باشند. محمد رضا نقدی و ارتباط با هسته های حزب ﷲ محمد رضا نقدی از جمله محفل نشینان محرمی است که در حلقه مافیایی دفتر رهبری حشر و نشر بسیاری داشت. در درون دفتر رهبری از اردیبهشت سال 1374 ستادی به نام « ستاد واکنش سریع » تشکیل شده است که اعضای این ستاد عبارتند از: جمعی از سرداران سپاه شاغل در خود سپاه و همچنین پاسداران ارشدی که مامور به خدمت در دیگر نهادها و ارکان نظام می باشند، مانند سردار محسن رفیقدوست -که خارج از سپاه می باشد اما سردار سپاه است- و یا محسن رضایی که همچنان سر لشگر سپاه است و یا حسین شریعتمداری. ازجمله اهداف اصلی این ستاد نظامی کردن جامعه و به دست گرفتن تمامی مناصب نظام است. محمد رضا نقدی نیز از جمله اعضای این ستاد بود و به نوعی در کنار سردار حسین الله کرم و سردار ذولقدر و جانشین فرماندهی کل سپاه پاسداران، از رهبران هسته های شبه نظامی انصار حزب الله در این ستاد بودند . از جمله ماموریت های محول شده به محمدرضا نقدی و حسین الله کرم از سوی این ستاد طرح ترور « عبدالله نوری » و همچنین طرح تهاجم به کوی دانشگاه تهران بود. محمدرضا نقدی در طرح ترور عبدالله نوری در نماز جمعه تهران خود شخصا حضور داشت و از جمله افراد تیم ترور بود که وظیفه داشت با تعدادی از افراد خویش پس از انجام ترور،به همراه سرتیپ پاسدار فرج مرادیان ( از سرداران نیروی زمینی سپاه و فعالان انصار حزب الله ) اقدام به تیراندازی هوایی کنند تا با انحراف افکار افراد حاضر در صحنه، فرصت کافی برای فرار ضاربان را از صحنه ایجاد نمایند و بعد از فرار ضاربان اینچنین وانمود کنندد که برای دستگیری ضاربان وارد صحنه شده اند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;blockquote&gt;غروب موقت  شمس اطلاعاتی ! &lt;/blockquote&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;قدرت فساد آور است ! این یک اصل است و هرچه قدرت و اختیار عمل فرد بیشتر شود، این اصل انکار ناپذیر تر می گردد و در این میان اگر فرد مصونیتی آهنین داشته باشد فسادش گسترده تر شده، تبدیل به اهريمني خطرناک می شود. و محمد رضا نقدی نیزمصداق همین اصل است، او دید که هرچه می کند هیچ کسی وهیچ محکمه ای در مقام استیضاح وی بر نمی آید که هیچ، از سوی اربابانش هم تشویق می شود. وی در سال 1379 با هدف مبارزه با مفاسد اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر تصمیم می گیرد گروهی را بطور خودسرانه تشکیل دهد و اقدام به برخورد با جوانان و تجمعات آنان مثل پارتی های شبانه بزند. این باند خود خوانده که به قول خودشان غیرت دینی شان به جوش آمده بود برای خود خانه و بازداشتگاهی نیز فراهم می کنند. خانه ای در حوالی تهرانپارس که از آن هم به عنوان محفلشان استفاده می کردند و هم بازداشتگاه شخصی شان بود.در نهایت کار از بر هم زدن و برخورد با پارتی های شبانه، تذکر به زنان و دختران بد حجاب و جمع آوری نوار های ترانه از خودرو های مردم به سرقت های مسلحانه و تجاوز به نوامیس مردم کشیده شد . کارنامه درخشان این باند « غیور دینی ! » که بعد ها برای خویش نام « کبیر» را نیز برگزید، اینچنین است : ده ها فقره تجاوز به عنف12 فقره تجاوز به عنف و قتل جنسی36 فقره سرقت مسلحانه در تهران و شهرهای چالوس ، رامسر ، کلاردشت و اصفهان ده ها فقره باج گیری4 فقره سرقت خودرو  و ...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;blockquote&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt; باند کبیر  شمس اطلاعاتی چگونه افشا شد؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/blockquote&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;باند کبیر به سرکردگی سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی در ادامه سرقت های زنجیره ای خود، منزل یکی از تجار بین المللی طلا در غرب تهران را - که از مدتها قبل زیر نظر داشت - در فرصتی مناسب مورد سرقت قرار داد و در آخرین لحظات که سارقان قصد خروج از منزل را داشتند، صاحبخانه آقای « ر- ک » سر می رسد که پس از درگیری با ایشان با توجه به مسلح بودن شان، اقدام به تیراندازی کرده و موفق به فرار می شوند. اما آقای « ر- ک » چهره دو نفر از سارقان را به خوبی شناسایی می کنند و پیگیری و شکایت به نیروی انتظامی محل و اداره آگاهی هم کاری از پیش نمی برد تا آنکه در اوایل سال 1381 در کمال تعجب یکی از همان سارقان را که چهره اش را در ذهن ثبت کرده بود، در میدان امام خمینی ( توپخانه) در حالی می بیند که با لباس فرم نیروی انتظامی سوار بر خودروی پلیس است. فرد مذكور خودرو را تا خیابان سرهنگ سخایی - محل توقف خودرو- تعقیقب میکند اما به گمان تصور اشتباه کاری انجام نمی دهد و مجددا فردای آن روز به همان محل می آید و به انتظار دیدن مجدد همان فرد می نشیند و این بار مطمئن می شود سارق همین مامور نیروی انتظامی است . تاجر مذکور با استفاده از رابطه آشنایی که با آقای « سواد کوهی » مسئول دفتر نظارت و پیگیری قوه قضائیه داشته است، موضوع را با ایشان در میان گذارده و بالاخره پس از پیگیری های مستمر خود و وکیلش موفق به بازداشت « سرگرد پاسدار عباس آشتیانی » یا همان سارق مورد نظر - که در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی مشغول به کار بوده - می شود. به محض بازداشت فرد مذکور موضوع به اطلاع مهدی کروبی و دفتر ریاست جمهوری نیز می رسد و با توجه به حساسیت موضوع و اطلاع ریاست جمهوری و مجلس و متنفذ بودن مال باخته ( ر- ک ) ماست مالی و فیصله دادن به ماجرا غیر ممکن می شود. پرونده به وزارت اطلاعات ارجاع می شود و به دنبال آن تعدادی از افراد باند « کبیر» شناسایی میشوند: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;سرهنگ پاسدار سید رضا جلیلی - سرگرد پاسدار عباس آشتیانی -  سروان حمید دستبو - ستوان دوم امیر علی کهندل - حسین لاریجانی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;سید عطا فراتی - فواد کلهر - عضو وزارت اطلاعات &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;با پیگیری های بعدی معلوم می شود که « حجت الاسلام رضا بروجردی» نیز که از روحانیون سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی می باشد عضو باند فوق بوده و احکام شرعی (؟!) سرقت ها و قتل ها را صادر می نموده است. با مسلم شدن نقش ایشان و حضور محمد رضا نقدی به عنوان رهبر باند فوق پرونده ابعاد حیاتی پیدا می کند . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;وزارت اطلاعات پس از آن دادگستری استان تهران و دفتر رهبری را در جریان می گذارد و در باره بازداشت نقدی کسب تکلیف می کند که بالاخره موفق به بازداشت محمد رضا نقدی در 15 اسفند ماه 1381 شده، و متعاقبا وی به بازداشتگاه رمضان ( واقع در بزرگراه حقانی تهران ) منتقل می شود . وزارت اطلاعات ( معاونت ویژه  و امور سرویس ) با نظارت دفتر رهبری کار تحقیق و بازجویی از وی را رسما آغاز می کند و پس از گذشت یک ماه در 20 فروردین 1382 شفیعی - معاون وزارت اطلاعات- ضمن ارسال گوشه هایی از اوراق بازجویی و اقرارهای محمد رضا نقدی و نظریه مقدماتی تیم بازجویی. اعترافات نقدی را تا آن زمان بدین شرح اعلام میکند: خرید و فروش سلاح و مهمات از مرزهای شرقی کشور.فروش سلاح های مکشوفه از قاچاقچیان بجای تحویل به مراجع قانونی مربوطه. قاچاق و ترانزیت مواد مخدر از مرزهای شرقی کشور به عراق تشکیل باند خودسر « کبیر » ده ها فقره قتل جنسی و تجاوز به عنف، سرقت مسلحانه و باجگیری و اخاذی. شفیعی ضمن درخواست اختیارات بیشتر برای برسی و بازداشت مابقی افراد دخیل در اتهامات فوق، برای در اختیار داشتن محمد رضا نقدی و مابقی متهمان از دفتر رهبری ( معاونت امنیتی دفتر، حجت الاسلام صادق  حجازی) طلب تمدید مهلت می کند. با گذشت پنج روز از ارسال نامه فوق در 26 فروردین 1382 ، دفتر رهبری با ارسال نامه ای به وزارت اطلاعات و بیان شائبه اخذ اعتراف و اقرار های فوق با ضرب و شتم و شکنجه از متهمان دستور تحویل متهمان به دادگاه ویژه روحانیت را صادر می کند. از فردای آن روز ضمن انتقال متهمان به بازداشتگاه خاتم الانبیا( بازداشتگاه انضباطی پادگان شهید جولائی وزارت دفاع )، کار رسیدگی به پرونده با استناد به آنکه یکی از متهمان روحانی می باشد، پرونده در شعبه دوم دادسرای ویژه روحانیت مورد رسیدگی قرار می گیرد و تیمی مرکب از سه نماینده از ستاد فرماندهی کل قوا ( سرتیپ پاسدار علیرضا امینی )، دفتر بازرسی رهبري (حجت الاسلام زائري ) و قوه قضائیه ( رضا جلالی با نام مستعار کمیل ) بازجویی مجدد را بر عهده می گیرند. اخبار مربوط به بازداشت نقدی و محاکمه باند کبیر به بیرون درز می کند و سر از مطبوعات در داخل کشور و رسانه های شنیداری و نوشتاری خارج از کشور در می آورد. افراد بسیاری که از باند فوق و افراد یادشده متضرر شده بودند به دادسرای استان تهران مراجعه و اقامه دعوی می کنند، با توجه به فشار افکار عمومی ، مطبوعات ، مجلس و نهاد ریاست جمهوری بالاخره جلسه تفهیم اتهام باند کبیر تشکیل می شود ، آنهم به صورت غیر علنی و کاملا مضحک، بیش از شانزده شاکی به عنوان نماینده شاکیان در دادگاه حضور پیدا می کنند و همین ! برگزاری جلسات بعدی دادگاه به بهانه ناکافی بودن تحقیقات به تعویق می افتد و ظاهرا اراده ای هم برای برگزاری آن وجود ندارد به ناگاه و در کمال تعجب در اردیبهشت سال 1382 به هنگام برگزاری جشنواره مطبوعات محمد رضا نقدی در یکی از جلسات غرفه روزنامه کیهان حضور پیدا می کند و به سؤالات حاضران پاسخ داده و سخنرانی می کند . وی در جواب سؤال یکی از حضار در جلسه که از وی راجع به شایعه بازداشت ایشان و باند کبیر سؤال می کند ، پاسخ میدهد : اینها ساخته رسانه های دشمن است و فعلا که بنده را ایجا میبینید !؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:large;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;div align="right"&gt;کاملا آشکار و واضح بود که سفارش و هواداری بیت رهبری از محمد رضا نقدی سپر دفاعی و حاشیه امنی برای وی فراهم آورد بود ، با ریاست جمهوری احمدی نژاد وی مجددا از سوی دفتر رهبری به دولت پیشنهاد شده تا در راستای مبارزه با فساد از حضورش استفاده گردد ( مصاحبه الهام با روزنامه کیهان آذر 1385) از همین روی وی در دولت محمود احمدی نژاد مدتی رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز بود این سمت عمر زیادی نداشت و مشخص نشد آیا آنچه که اطرافیان نقدی می گویند درست بوده که وی در اعتراض به پای فشاری بعضی از دولتیان در حمایت از مهره درشتهای عامل فقر و فساد استعفا داده و یا آنچه که دولتیان می گفتند که وی لیاقت نداشته و برکنار شده .  محمد رضا نقدی مجددا به اتاق سکوت رفت تا آنکه شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه مارس ۲۰۰۸ میلادی نام وی را در فهرست تحریم قطعنامه ۱۸۰۳ این شورا قرار داد و او را متهم کرد که برای شکست تحریم های بین المللی علیه ایران تلاش می کند. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هرچه که بود در بعد از آن خبری از نقدی نبود تا اتفاقات خونین بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر که ضمن اخبار و گزارشهای تائید نشده ای از حضور نقدی در سرکوب و  دست داشتن وی در تیمهای سرپرستی بازجویان بسیاری از بازداشتیان و آزاد شدگان از حضور فردی خبر می دادند که نامش " شمس " بوده است ، این اخبار هیچگاه تائید نشد تا اینکه این روزها خبر انتصاب محمد رضا نقدی به فرماندهی سازمان بسیج از سوی خامنه ای اعلام شده ، همین انتصاب میتواند مهر تائیدی باشد که وی مجددا از حاشیه به متن وارد شده و دور از ذهن نمی باشد که در سرکوب و بازجویی از زندانیان اخیر نیز دست داشته است .&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-115221852152332412?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2005/03/blog-post.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SsqpbuyykSI/AAAAAAAABXQ/_44vR4h4jXY/s72-c/000252-photo.gif" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-7742592137338783363</guid><pubDate>Fri, 02 Oct 2009 16:34:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-10-03T20:33:33.841+02:00</atom:updated><title>دهه شصت دهه خاکی عمر ما</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مطلبی امروز از این لیستهای گروهی بدستم رسید که واقعا برایم جالب بود (که بعدا فهمیدم کار &lt;a href="http://www.gerdbad.com/post-537.aspx"&gt;حمیدرضا علاقمند &lt;/a&gt;است ) و حرف دل همه ماست همه ماهایی که نسل دهه پنجاه و شصت هستیم ، ما روحمان را در دهه شصت جا گذاشتیم و هیچ کس از آدم‌های امروزی نفهمید ما چرا اینقدر ما امروز حیران هستیم ، ما نسل خاکی هستیم ، ما نسل آتشیم و سوختیم ، نسل سوخته و اینرا حتما باید در اون سن و سال بود و تجربه کرد اینها تعریف شدنی نیست ، یادمه نه یا دهسالم بود کوران جنگ بود و شبهای خاموشی بود و چراغ قوه اصلی ترین وسیله زندگی بود و باطری جیره بندی ! تعاونی محل باطری آوره بود و پدر بزرگم ده تومن بهم داد که برم چهار تا باطری بگیرم ساید یک ساعت تو صف بودم تا نوبتم شد و فروشنده چهار تا باطری گذاشت با یه بسته کش و گفت پونزده تومن ، باید یه بسته کش هم ببری باطری خالی نمیدیم ! و من فقط ده تومن داشتم تا برگشتم خونه و پنج تومن گرفتم و برگشتم باطری تموم شده بود ! ، خوب این چه جوری میشه حس کرد اون روزها رو ؟ آره این نوشته درد حال همه ماست ما نسل سوخته&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;.......&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چسب ضربدری رو شیشه‌ها، آژیر قرمز، ضد هوایی، پناهگاه، صدای آمبولانس،دفترچه بسیج، گرویی شیشه‌های نوشابه، هاچ زنبورعسل، آدامس خروس نشان، مداد شیر نشان، پاک‌کن‌های بد پاک‌کن، پلنگ صورتی، کیف‌های چمدانی با کلید کوچک فلزی، سنگرهایی که توی خیابان چیده شده بود، والور، گردسوز، بوی نفت، کاغذ کاهی، رفیق دهه شصت خاطرت هست؟آلوچه. لواشک سیری پنج زار ، پیراشکی سر کوچه مدرسه ، کرایه تاکسی بیست تومن ، تاکسی‌های آبی پیچ شمیران تا خود شمیران ، اتوبوس دو طبقه خط خراسون توپخونه ، تعاونی شهر و روستا ، سیگار جیره‌ای ، هفته‌ای دو پاکت ، تیر و آزادی ، اشنوویژه و هما بیضی بدون فیلتر برای مستضعفین سیگاری کمیته ، حاجی خدابخشی ، تویوتا لندکروز ، پاترول چهار وی دی کمیته ، صيح جمعه با شما راديو ، نوذری ، آذری ، ملون ، كفش ملی و بلا. وین ، پفک نمکی مینو ، توپ دولایه کیکرز با دفترچه بسیج ، صف‌های طولانی سینما ، چراغ علاالدین ، برنچ اروگوئه‌ای وارداتی ، به مقدار لازم ، پاستیل ماری ، تافی با مزه‌ی کاغذ ، بوفه‌ مدرسه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;عدسی بعد از زیارت عاشورا تو نمازخونه مدرسه ، صف بربری ، ترس از دست خونی تو توالت مدرسه ، فیلم سینمایی عصر جمعه شبکه یک ، برنامه تحليل اقتصادی ، یکشنبه ساعت نه شب دیدنیها ، نوشابه فقط با ساندویچ بستنی آلاسکا ، کانادادرای ، برنامه گمشدگان هر روز ساعت 4 تا 5 عصر، ترکش‌های ضدهوایی روی پشت بوم شب قبل هواپیماهای عراقی ، شلیک تماشای بمباران‌های هوایی از رو پشت بوم آپارتمان 5 طبقه، ویدیوهای پیچیده شده لای پتو، کارملا ، اسمارتیز، توک، ویفر، تی‌تاپ، برنامه کودک ساعت پنج. سنگرسازی تو مدرسه.رادیو، قصه‌های شب، ساعت ده و نیم، موسیقی تیتراژ ابتدایی‌اش یکی از مرموزترین صداهای یادآور آن دوران است. دفتر صد برگ، دو تومان ، تعلیم و تعلم عبادت است. صف صبحگاهی و شعار هفته ، مرگ بر امریکا ، مرگ بر شوروی ، دير کرده‏ها در مدرسه خانم معلم آقای ناظم ، کابل. شلنگ. دعای فرج. سریال آقای دلار. آقای فرجامی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نارنجک‌های پلاستیکی قلک کمک به جبهه ها ، دارت تفنگ ساچمه‌ای سر کوچه مدرسه روزنامه کیهان اطلاعات 2 تومن ، مجله دانشمند ، کوپن ، صف بانک ، بساطی‌های میدان انقلاب و خیابان ولیعصر ، دوزاری ده تا ده تومن ، دکه روزنامه فروشی ، کیهان ورزشی ، دنیای ورزش ، سینما آزادی ، سینما ریولی ، بایکوت ، تخمه فروش‌های کنار سینماها مخصوصن تو میدان انقلاب یکی بود میگفت ننه‌ام بو داده٬ یعنی اینکه خونگیه تخمه‌هاش ، کیهان فرهنگی چیپس استقلال آدامس آجیل بستنی وسط فیلم تو سینماها . تلفن سکه‌ای ، واتو واتو صبح جمعه ، آینه عبرت ، علی ، آ تقی ، جمعه شب ساعت 9 ، کیسه‌های کمک به رزمندگان تو مدارس ، شلوار لی لوله تفنگی اونا که پاچه اش زیپ داشت ، پانکی ، گشت ثارالله ، مایکل جکسون ، مدونا ، کمیته ، گشت جندالله ، بامزی ، موش کوهستان ، پناهگاه‌های داخل مدرسه ، قلکهایی به شکل قدس ، پرچم اسراییل و امریکا کف زمین مدرسه ادامه برنامه تا چند لحظه دیگر ، شهربازی ، مینی سیتی ، فانفار ، مانتو مقنعه‌ خاكستری، چادر مشکی جوراب سفید قدغن ، کیهان بچه‌ها ، زرمیخ ، جوهر لیمو ، کاربیت ، پرمنگنات ، گوگرد ، منیزیم ، جاده ابریشم ، پنج‌شنبه‌ها سخنرانی امام خمینی از جماران ، رادیو: شنوندگان عزیز توجه فرمایید، شنوندگان عزیز توجه فرمایید... رزمندگان سپاه اسلام... صدایی که هم اکنون می‌شنوید... &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تنسه پلاست ، دوا گلی ، دتول ، وایتکس ، آب ژاور لاستیک دور سفید ، قالپاق مگسی ، بوق ده یازده ، سونی شصت و چهار ، باند خربزه ‌ای ، پیکان کارلوکس دهه چهل ، توی دهه شصت یک کوله خاکی داشتم که باهاش مدرسه می‌رفتم صبح‌ها وقتی باید از ایست و بازرسی دم در مدرسه می‌گذشیم مامورها از آن خرج خمپاره، سرنیزه، ترکش‌های ضد هوایی شب قبل که قرار بود هواپیماهای عراقی را بزنند پیدا می‌کردند.آتاری ، کوله خاکی، شلوار خاکی، پوتین خاکی، یادش بخیر دهه شصت دهه خاکی عمر ما بود. ما روحمان را در دهه شصت جا گذاشتیم و هیچ کس از آدم‌های امروزی نفهمید ما چرا اینقدر ما امروز حیران هستیم ، ما نسل خاکی هستیم ، ما نسل آتشیم و سوختیم ، نسل سوخته
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-7742592137338783363?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/10/blog-post.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-8163926836239576459</guid><pubDate>Sat, 26 Sep 2009 12:19:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-26T14:22:20.270+02:00</atom:updated><title>مستند ایاک والدما - از خونریزی بپرهیز</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;embed height="344" type="application/x-shockwave-flash" width="425" src="http://www.mardomak.ws/uploads/video/player/player.swf" flashvars="volume=56&amp;amp;skin=http://www.mardomak.ws/uploads/video/player/skins/modieus/modieus.swf&amp;amp;file=http://www.mardomak.ws/uploads/video/mostanad iran hatami.flv" allowfullscreen="true" allowscriptaccess="always"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این مستند تکان‌دهنده چند روزی است از طریق سایت یوتیوب منتشر شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این مستند در نوع خود یکی از خوش‌ساخت‌ترین آثاری است که بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری درباره خشونت‌های پس از انتخابات تهیه شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دوستانی که در ایران هستند چنانچه مشکل پائین بودن سرعت دارند در بخش نظرات و یا با ایمیل بگویند برایشان فرستاده خواهد شد &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-8163926836239576459?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_26.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><enclosure url="http://www.mardomak.ws/uploads/video/player/player.swf" length="51669" type="application/x-shockwave-flash" /><media:content url="http://www.mardomak.ws/uploads/video/player/player.swf" fileSize="51669" type="application/x-shockwave-flash" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle> این مستند تکان‌دهنده چند روزی است از طریق سایت یوتیوب منتشر شده است. این مستند در نوع خود یکی از خوش‌ساخت‌ترین آثاری است که بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری درباره خشونت‌های پس از انتخابات تهیه شده است.دوستانی که در ایران هستند چنانچه مشکل پائین بودن سرعت دا</itunes:subtitle><itunes:author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</itunes:author><itunes:summary> این مستند تکان‌دهنده چند روزی است از طریق سایت یوتیوب منتشر شده است. این مستند در نوع خود یکی از خوش‌ساخت‌ترین آثاری است که بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری درباره خشونت‌های پس از انتخابات تهیه شده است.دوستانی که در ایران هستند چنانچه مشکل پائین بودن سرعت دارند در بخش نظرات و یا با ایمیل بگویند برایشان فرستاده خواهد شد ! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است</itunes:summary></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-5362428868088270886</guid><pubDate>Thu, 24 Sep 2009 07:23:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-24T10:07:32.271+02:00</atom:updated><title>وقاحت که ته ندارد ؟</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;object width="425" height="344"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/OiY5zG8zqyE&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;color1=0x2b405b&amp;amp;color2=0x6b8ab6"&gt;&lt;param name="allowFullScreen" value="true"&gt;&lt;param name="allowscriptaccess" value="always"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/v/OiY5zG8zqyE&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;color1=0x2b405b&amp;amp;color2=0x6b8ab6" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="425" height="344"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سعید حجاریان را همه می شناسیم چه آنها که در پیش از انقلاب دستی بر آتش مبارزه داشتند و چه آنها که در کوران انقلاب بودند و چه آنها که مثل او بازنشستگان این انقلابند . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سعید حجاریان هر چند که سالها در مشاغل امنیتی و استراتژیک نهادهای جمهوری اسلامی فعالیت نموده اما بیشتر نمونه و مدل نسل مدیران و تئوریسنهای مطالعات سیاسی جوان بعد از انقلاب هست و دست آخر در بهار مطبوعات گرچه پیشتر نیز کمابیش با مطبوعات ارتباط داشت اما با "صبح امروز" که بی شک یکی از عالیترین روزنامه های دوران اصلاحات بود خود به صحنه مستقیم مطبوعات آمد تا که "آقا سعید زحمتش را کشید "* و در مقابل شورای شهر ترور گردید .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خشم و انزجار خشک مغزان جمهوری اسلامی نسبت به سعید حجاریان نکته تازه ای نیست این خشم نه به این روزها مربوط است و نه به راهبری و تئوریزه کردن دوم خرداد است و نه حتا به فعالیت او در وزارت اطلاعات و نهاد اطلاعات نخست وزیری و دشمنی دیرینه او با امثال سعید امامی ها .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این کینه و دشمنی نه با او که با همه نسل انقلابی نازی آبادی ها از همان زمانی شکل گرفت که در کوران مبارزات قبل از انقلاب اینان ابتدا شریعتی را محور مبارزه قرار دادند و بعدتر نسلی شدند که خط امامی نام گرفتند و همینها که بقول آیه الله خمینی عرضه اداره کردن یک نانوایی را هم نداشتند در حاشیه بودند ، اما در بعد از فوت آیه الله خمینی همان حاشیه نشینان و خشک مغزان که اسلامشان بقول آیه آلله خمینی اسلام خشکه مقدسی بود به صحنه آمدند و از دل همان کینه نبرد حاشيه عليه متن را به وجود آوردند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مغز تئوریسین اصلاحات سعید حجاریان ، نازی آبادی توسط سعید دیگری از همان حوالی نشانه گرفته شد و اینگونه خشک مغزان نشان دادند که در نبر نابرابرشان حتا از جنگ و حذف خیابانی هم ابایی ندارند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حجاریان در بعد از آن ویلچر نشین شد و حتا برای تکلمش هم مشکل پیدا کرد و این داستان نخ نما شده و تلخ جمهوری اسلامی است ، کسانی که اسلحه و موتور به سعید عسگر دادند تا او حجاریان را بکشد همانهایی هستند که طپانچه به محمد عبد خدایی دادند ، حجاریان ویلچر نشین شد و دکتر فاطمی شهید اما عبد خدایی و عسگر هر دو همچنان در خدمت تحجر هستند برای عبد خدایی حجره دیگری در بازار گرفتند و برای عسگر حتما موتوری جدیدتر .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حالا حجاریان و خیلی های دیگر از هم حزبان و هم اندیشان او در زندان هستند ، جالب آنکه آنها درست در روز های بعد از انتخابات دستگیر شدند و محبوس شدند اما جرمشان هدایت آشوبهای بعد از انتخابات هست !&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حجاریان از جمله کسانی بود که نشان دادن چهره و صدایش در صدا و سیما ممنوع بود و حتا زمانی که وی مشاور رئیس جمهور و یا نائب رئیس شورای شهر تهران بود هیچگاه تصویرش از تلویزیون پخش نمی شد تنها در روزهایی که همه گمان بر آن داشتند که بزودی حجاریان در بیمارستان بر اثر آن گلوله ها کشته می شود ، همان زمانی که ناگهان در کیهان شریعتمداری، سعید حجاریان مرتد، شد برادر سعید عزیز ! تصاویری از او را در اخبار نشان می دادند که مقامات جمهوری اسلامی به عیادت وی رفتند او هم بر تخت آرمیده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حالا از آنجا که بقول مسیح ، راه حضور اصلاح طلبان در تلوزیون فقط از زندان می گذرد &lt;/span&gt;&lt;a href="http://masihalinejad.com/?p=779"&gt;&lt;span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;(+)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; حجاریان را که پس از هفته ها زندان و رنج ها و تهدیدها و شکنجه هایی که تحمل کرده، آراسته اند و بزکش کرده اند و آورده اندش تا به عنوان میهمان در برنامه ای به اصطلاح کنفرانس به آسیب شناسی اتفاقات در بعد از انتخابات بپردازد .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صرفنظر از این نمایش و شو تلویزیونی وقیحانه ای که مدتهاست در تلویزیون حکومت جمهوری اسلامی باب شده است نمایش ناراحت کننده سعید حجاریانی است که بروی ویلچر نشسته و با آن تکلم آنچنانی اش خشک مغزان سیگنال می دهند که می کشیم و در زیر تابوت کشته شده هم می آئیم ودر مجلس ختمش هم شرکت می کنیم ، ترور می کنیم و به نمایش همه هم می گذاریم وقاحت که ته ندارد !؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;


&lt;span style="font-size:130%;"&gt;* در دادگاه ضاربان حجاریان وقتی قاضی از متهم ردیف دوم سئوال کرد کدامتان ضارب بودید گفت خدا قسمت نکرد کار من باشد و آقا سعید زحمتش را کشید ! همانروزها همه دادگاه محاکمه ضاربان را مجلس مجددی برای ضربه و حمله به پیکر نیمه جان سعید حجاریان می دانستند . &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-5362428868088270886?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_24.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><enclosure url="http://www.youtube.com/v/OiY5zG8zqyE&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;color1=0x2b405b&amp;amp;color2=0x6b8ab6" length="1066" type="application/x-shockwave-flash" /><media:content url="http://www.youtube.com/v/OiY5zG8zqyE&amp;amp;hl=en&amp;amp;fs=1&amp;amp;color1=0x2b405b&amp;amp;color2=0x6b8ab6" fileSize="1066" type="application/x-shockwave-flash" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>سعید حجاریان را همه می شناسیم چه آنها که در پیش از انقلاب دستی بر آتش مبارزه داشتند و چه آنها که در کوران انقلاب بودند و چه آنها که مثل او بازنشستگان این انقلابند . سعید حجاریان هر چند که سالها در مشاغل امنیتی و استراتژیک نهادهای جمهوری اسلامی فعالیت نمود</itunes:subtitle><itunes:author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</itunes:author><itunes:summary>سعید حجاریان را همه می شناسیم چه آنها که در پیش از انقلاب دستی بر آتش مبارزه داشتند و چه آنها که در کوران انقلاب بودند و چه آنها که مثل او بازنشستگان این انقلابند . سعید حجاریان هر چند که سالها در مشاغل امنیتی و استراتژیک نهادهای جمهوری اسلامی فعالیت نموده اما بیشتر نمونه و مدل نسل مدیران و تئوریسنهای مطالعات سیاسی جوان بعد از انقلاب هست و دست آخر در بهار مطبوعات گرچه پیشتر نیز کمابیش با مطبوعات ارتباط داشت اما با "صبح امروز" که بی شک یکی از عالیترین روزنامه های دوران اصلاحات بود خود به صحنه مستقیم مطبوعات آمد تا که "آقا سعید زحمتش را کشید "* و در مقابل شورای شهر ترور گردید . خشم و انزجار خشک مغزان جمهوری اسلامی نسبت به سعید حجاریان نکته تازه ای نیست این خشم نه به این روزها مربوط است و نه به راهبری و تئوریزه کردن دوم خرداد است و نه حتا به فعالیت او در وزارت اطلاعات و نهاد اطلاعات نخست وزیری و دشمنی دیرینه او با امثال سعید امامی ها . این کینه و دشمنی نه با او که با همه نسل انقلابی نازی آبادی ها از همان زمانی شکل گرفت که در کوران مبارزات قبل از انقلاب اینان ابتدا شریعتی را محور مبارزه قرار دادند و بعدتر نسلی شدند که خط امامی نام گرفتند و همینها که بقول آیه الله خمینی عرضه اداره کردن یک نانوایی را هم نداشتند در حاشیه بودند ، اما در بعد از فوت آیه الله خمینی همان حاشیه نشینان و خشک مغزان که اسلامشان بقول آیه آلله خمینی اسلام خشکه مقدسی بود به صحنه آمدند و از دل همان کینه نبرد حاشيه عليه متن را به وجود آوردند . مغز تئوریسین اصلاحات سعید حجاریان ، نازی آبادی توسط سعید دیگری از همان حوالی نشانه گرفته شد و اینگونه خشک مغزان نشان دادند که در نبر نابرابرشان حتا از جنگ و حذف خیابانی هم ابایی ندارند . حجاریان در بعد از آن ویلچر نشین شد و حتا برای تکلمش هم مشکل پیدا کرد و این داستان نخ نما شده و تلخ جمهوری اسلامی است ، کسانی که اسلحه و موتور به سعید عسگر دادند تا او حجاریان را بکشد همانهایی هستند که طپانچه به محمد عبد خدایی دادند ، حجاریان ویلچر نشین شد و دکتر فاطمی شهید اما عبد خدایی و عسگر هر دو همچنان در خدمت تحجر هستند برای عبد خدایی حجره دیگری در بازار گرفتند و برای عسگر حتما موتوری جدیدتر . حالا حجاریان و خیلی های دیگر از هم حزبان و هم اندیشان او در زندان هستند ، جالب آنکه آنها درست در روز های بعد از انتخابات دستگیر شدند و محبوس شدند اما جرمشان هدایت آشوبهای بعد از انتخابات هست ! حجاریان از جمله کسانی بود که نشان دادن چهره و صدایش در صدا و سیما ممنوع بود و حتا زمانی که وی مشاور رئیس جمهور و یا نائب رئیس شورای شهر تهران بود هیچگاه تصویرش از تلویزیون پخش نمی شد تنها در روزهایی که همه گمان بر آن داشتند که بزودی حجاریان در بیمارستان بر اثر آن گلوله ها کشته می شود ، همان زمانی که ناگهان در کیهان شریعتمداری، سعید حجاریان مرتد، شد برادر سعید عزیز ! تصاویری از او را در اخبار نشان می دادند که مقامات جمهوری اسلامی به عیادت وی رفتند او هم بر تخت آرمیده است . حالا از آنجا که بقول مسیح ، راه حضور اصلاح طلبان در تلوزیون فقط از زندان می گذرد (+) حجاریان را که پس از هفته ها زندان و رنج ها و تهدیدها و شکنجه هایی که تحمل کرده، آراسته اند و بزکش کرده اند و آورده اندش تا به عنوان میهمان در برنامه ای به اصطلاح کنفرانس به آسیب شناسی اتفاقات در بعد از انتخابات بپردازد . صرفنظر از این نمایش و شو تلویزیونی وقیحانه ای که مدتهاست در تلویزیون حکومت جمهوری اسلامی باب شده است نمایش ناراحت کننده سعید حجاریانی است که بروی ویلچر نشسته و با آن تکلم آنچنانی اش خشک مغزان سیگنال می دهند که می کشیم و در زیر تابوت کشته شده هم می آئیم ودر مجلس ختمش هم شرکت می کنیم ، ترور می کنیم و به نمایش همه هم می گذاریم وقاحت که ته ندارد !؟ * در دادگاه ضاربان حجاریان وقتی قاضی از متهم ردیف دوم سئوال کرد کدامتان ضارب بودید گفت خدا قسمت نکرد کار من باشد و آقا سعید زحمتش را کشید ! همانروزها همه دادگاه محاکمه ضاربان را مجلس مجددی برای ضربه و حمله به پیکر نیمه جان سعید حجاریان می دانستند . ! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است</itunes:summary></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-7949573643015484757</guid><pubDate>Sat, 19 Sep 2009 17:08:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-26T10:52:08.848+02:00</atom:updated><title>! علی مونده و حوضش</title><description>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrUTEWOwv5I/AAAAAAAABXI/aKjPoORW3sI/s1600-h/pxxd50+(145)_new(2).jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 272px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5383229894999195538" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrUTEWOwv5I/AAAAAAAABXI/aKjPoORW3sI/s400/pxxd50+(145)_new(2).jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
همانگونه که شاهد بودیم، علیرغم تهدیدات و هشدارهای مسئولین رده بالای سپاه پاسداران و علیرغم تمام تمهیداتی که برای ایجاد رعب و هراس در دل مخالفین نظام، چیده شده بود، و بویژه علیرغم سیاستهای شیطانی رژیم جهل گستر جنایت پیشه در جهت جدا ساختن مامورین نظامی و انتظامی از مردم ، و ایجاد دشمنی و نفاق و بدبینی در بین این دو، روز جمعه 27 شهریور ماه دیدیم که مخالفین نظام ، با صدا و فریادی رسا طوفان خشم خود را متوجه رژیم جهل گستر جنایت پیشه نموده و به فرعون زمان و یارانش پیام دادند که مصرا" آمادهء قیام هستند .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جمعیت میلیونی مردم که با دل و جان اعلام آمادگی برای یک خیزش ملی نمودند، بجز چند مورد پراکنده، تقریبا با هیچ عکس العمل خشنی مواجه نشدند ، اگرچه همانند همیشه، فضای پایتخت بلکه همهء کشور بشدت پلیسی و امنیتی بود اما عدم برخورد خشونت بار و خصومت آمیز مامورین با مردم، نشان از همدلی و همراهی آنها با ملت دارد . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مامورین انتظامی و سپاهی و بسیجی متوجه این نکته شده اند که : پر قدرت ترین نیرو مردمند و بخوبی درک نموده اند که خودشان نیز جزوی از پیکرهء جامعه هستند و نه قسمتی از پیکرهء پوسیدهء رژیم رو بسقوط متوجه شده اند که بخش مهمی از ملت هستند و جزوی از مردمند با تمام غمها و شادیهای کوچک و بزرگی که دل را می لرزاند و اشک را به دیده می آورد و لبخند را بر لب نیروهای پلیس در هر شاخه ای که هستند بتدریج به عمق حقیقت پی برده اند که نهایتا تا یکسال دیگر بلکه تا 6 ماه دیگر، جمهوری خون و جنون اسلامی سرنگون و محو خواهد شد و آنگاه سردمداران و مقصرین به چنگ ملت خواهند افتاد .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مامورین نظامی و انتظامی و اطلاعاتی که اغلب دارای زندگی همانند سایر اقشار جامعه هستند، از اجاره خانه گرفته تا هزینه های درمان، تا مسائل تحصیلی فرزندانشان، و از ابعاد فرهنگی و اجتماعی و خانوادگی نیز دارای زندگی مشابهی با دیگران میباشند، خود خسته تر از ملت، خسته از اینهمه بیعدالتی و ظلم و جنایت و دروغ،اینک منصفانه قضاوت میکنند که حق با مردم است
و آنگاه با در نظر گرفتن وجدان پاک انسانی و اخلاق و شرافت، به مظلومیت ملت اذعان داشته، با مردم همراه و همدل شده اند
بجز عده ای مزدور بی عقل و وجدان که همچنان کورکورانه تابع دستورات و اوامر فرماندهان و سردمداران جنایتکار هستند، قشر عظیمی از نیروهای نظامی و انتظامی و حتی امنیتی به مردم پیوسته اند ، اگرچه هنوز همان لباسها را بر تن، و همان درجه ها را بر دوش و سینه دارند و همان سمت و پست اداری را در اسناد و دفاتر حکومتی دارا هستند، اما دلشان با ملت محروم و زجرکشیده است و آمادهء پیوستن نهایی و علنی میباشند .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این پیوند از همین قدم اول فرخنده و خجسته باد و مامورین بدانند که همدلیشان قابل تقدیر و پذیرش است. بدانند که هر لحظه در دل ملت جای دارند و مردم آنها را از خود جدا نمیدانند ، حال اگر که که بنا به اقتضای شغلشان و علیرغم میلشان گاه به فرامین جلادان گوش سپردند و با مردم تندی کردند قابل درک است. اگرچه بسیاریشان از صمیم دل، غمخوار ملتند و دلشان برای مردم می تپد
آنها هم در سوگ ندا و سهراب و اشکان و بقیهء کشته شدگان ما، افسوس خوردند و آه کشیدند و خود را بجای پدر و مادر و برادر و خواهر این نازنینان گذاشتند و زجر کشیدند ، و اینک ای نیروهای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی، مقدمتان به آغوش ملت گرامی باد
شما فرزندان این ملتید، مادران و پدران ما شما را همچون فرزند نور چشم خود میدانند و ما شما را تکیه گاه و پشتیبان و مامن خویش میشماریم. پس تکیه گاه محکم ملت باشید که ما نیز تکیه گاه شماییم .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;با هم باشیم و باشیم و به سردمداران نفاق افکن مردمکش دزد متجاوز بگوییم که ما با هم هستیم و ما پیروزیم چون ما هستیم
!!!رژیم جهل و جنون....سرنگون سرنگون سرنگون !جمهوری اسلامی نه بزودی طلیعهء دل انگیز رهایی و صبح پیروزی را جشن خواهیم گرفت که اینک علی مانده وحوضش &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
 &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-7949573643015484757?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_19.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrUTEWOwv5I/AAAAAAAABXI/aKjPoORW3sI/s72-c/pxxd50+(145)_new(2).jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-6751123457018870686</guid><pubDate>Fri, 18 Sep 2009 16:37:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-18T18:46:11.329+02:00</atom:updated><title>! خجسته باد این پیروزی</title><description>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrO3nitWGHI/AAAAAAAABW4/jPbsf-uzqn0/s1600-h/oxonz4q2ofufrrie2r0.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382847869597653106" border="0" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrO3nitWGHI/AAAAAAAABW4/jPbsf-uzqn0/s400/oxonz4q2ofufrrie2r0.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrO3nG4b83I/AAAAAAAABWw/2r2tjpPWBrM/s1600-h/zg1mdp1tzf7w4qvrusrk.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382847862127981426" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrO3nG4b83I/AAAAAAAABWw/2r2tjpPWBrM/s400/zg1mdp1tzf7w4qvrusrk.jpg" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; امروز کودتا سیلی خورد ! ، امروز حضور انبوه و میلیونی مردم بار دیگر نشان داد استبداد علیرغم همه توش و توان و زور و بیانیه های شلاد و غلاد خود ، امروز بعد از سی سال انقلاب اسلامی بجای شعارهای نخ نما شده شده و کلیشه ای همه ساله ملت به صحنه آمدند و اصلی ترین نیت نامگذاری روز قدس را جلوه گر شدند و آن "سیلی خوردن مستکبرین و مستبدین از مستضعفین و توده ها " بود .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز ملت سبز ایران ثابت کردند خون بر شمشیر پیروز است ، امروز بار دیگر حقانیت ملت ایران و رذالت کودتا چیان تیتر تمام روزنامه ها و خبرگزاریهای دنیا شد . امروز اولین روز قدس در ایران بود که رئیس جمهورش از ترس جرات شرکت در راهپیمایی را پیدا نکرد و فقط چند گامی تا درب دانشگاه تهران برداشت که آنهم با شعارهای مردمی بدرقه شد : دروغگو دروغگو شصت و دو درصدت کو ؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز اولین روز قدسی بود که وقتی قطعنامه روز جهانی قدس خوانده شد ملت پاسخ می دادند بسیجی و تجاوز اعتراف و کهریزک دیگر اثر ندارد !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز اولین روزی بود که رهبر انقلاب از حضور میلیونی ملت ایران در روز قدس نه تنها خوشحال نیست که عزادار است .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز نه تنها ملت در برابر دولت کودتا ایستادند بلکه می شود گفت که پایه های این نظام ترک برداشت هاشمی رفسنجانی و خاتمی روسای سابق جمهوری ، ناطق نوری و کروبی ، روسای سابق مجلس ایران و میرحسین موسوی ، نخست وزیر سابق ایران و سید حسن خمینی از خانواده بنیانگذار انقلاب اسلامی و بسیاری دیگر از چهره های شاخص این نظام بر علیه مستبدین و کودتاگران ایستادند و با مردم برعلیه دیکتاتوری قد علم کردند . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;امروز اولین روزی بود در تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی که حکومت از ترس از شب گذشته مصلای نماز جمعه اش را پر کرده بود و حالا می فهمیم چرا دورتا دور دانشگاه تهران را برزنت کشیده بودند ! .امروز کودتا و کودتاچیان از ملت ایران سیلی خوردند ! این پیروزی خجسته باد این پیروزی

&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-6751123457018870686?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_8334.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrO3nitWGHI/AAAAAAAABW4/jPbsf-uzqn0/s72-c/oxonz4q2ofufrrie2r0.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-5682303509535050893</guid><pubDate>Fri, 18 Sep 2009 03:54:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-18T06:12:07.919+02:00</atom:updated><title>!امروز روز قدس است</title><description>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;! امروز روز جهانی قدس است و این عکسها هم برای ایران است نه فلسطین&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;
&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF4RsQ3iI/AAAAAAAABWo/aNK3TCo1obI/s1600-h/11s2koy.jpg"&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 174px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382652444017745442" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF4RsQ3iI/AAAAAAAABWo/aNK3TCo1obI/s400/11s2koy.jpg" /&gt;
&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF4EYpWkI/AAAAAAAABWg/nyEY3gvh6oU/s1600-h/2j5hxz.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 307px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382652440445803074" border="0" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF4EYpWkI/AAAAAAAABWg/nyEY3gvh6oU/s400/2j5hxz.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;

&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF34IgV7I/AAAAAAAABWY/vjcxez1J3P0/s1600-h/2cdvq1g.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 251px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382652437156878258" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF34IgV7I/AAAAAAAABWY/vjcxez1J3P0/s400/2cdvq1g.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;


&lt;div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF3YL6BuI/AAAAAAAABWQ/_-aOTn7pr2g/s1600-h/hx23xi.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 300px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382652428581209826" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF3YL6BuI/AAAAAAAABWQ/_-aOTn7pr2g/s400/hx23xi.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;


&lt;div&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF2-4cesI/AAAAAAAABWI/R7bpzmXq8vw/s1600-h/2pob41j.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; DISPLAY: block; HEIGHT: 400px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5382652421788695234" border="0" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF2-4cesI/AAAAAAAABWI/R7bpzmXq8vw/s400/2pob41j.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;
&lt;span style="font-size:180%;"&gt;حالا برای کدامیک باید تظاهرات کنیم ایران یا فلسطین ؟ کجا هستند فلسطینی‌‌ها که ببینند سربازان اسرائیلی چقدر با شرفند؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-5682303509535050893?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_18.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SrMF4RsQ3iI/AAAAAAAABWo/aNK3TCo1obI/s72-c/11s2koy.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-3235957104337063736</guid><pubDate>Tue, 15 Sep 2009 03:01:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-15T15:53:04.929+02:00</atom:updated><title>سردار تو مرد هستی؟</title><description>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;object height="414" width="480" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000"&gt;&lt;param name="_cx" value="12700"&gt;&lt;param name="_cy" value="10954"&gt;&lt;param name="FlashVars" value=""&gt;&lt;param name="Movie" value="http://www.dailymotion.com/swf/xahqcy_iran-a-revolutionary-guard-slaps-fa_news"&gt;&lt;param name="Src" value="http://www.dailymotion.com/swf/xahqcy_iran-a-revolutionary-guard-slaps-fa_news"&gt;&lt;param name="WMode" value="Window"&gt;&lt;param name="Play" value="-1"&gt;&lt;param name="Loop" value="-1"&gt;&lt;param name="Quality" value="High"&gt;&lt;param name="SAlign" value=""&gt;&lt;param name="Menu" value="-1"&gt;&lt;param name="Base" value=""&gt;&lt;param name="AllowScriptAccess" value="always"&gt;&lt;param name="Scale" value="ShowAll"&gt;&lt;param name="DeviceFont" value="0"&gt;&lt;param name="EmbedMovie" value="0"&gt;&lt;param name="BGColor" value=""&gt;&lt;param name="SWRemote" value=""&gt;&lt;param name="MovieData" value=""&gt;&lt;param name="SeamlessTabbing" value="1"&gt;&lt;param name="Profile" value="0"&gt;&lt;param name="ProfileAddress" value=""&gt;&lt;param name="ProfilePort" value="0"&gt;&lt;param name="AllowNetworking" value="all"&gt;&lt;param name="AllowFullScreen" value="true"&gt;&lt;embed src="http://www.dailymotion.com/swf/xahqcy_iran-a-revolutionary-guard-slaps-fa_news" type="application/x-shockwave-flash" width="480" height="414" allowfullscreen="true" allowscriptaccess="always"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/object&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;طی روزهای گذشته در اینترنت فیلمی منتشر شده است که مربوط به جلسه ای است در مسجد الزهرا شهرک شهید محلاتی که شهرکی است که اعضای سپاه پاسداران در آن سکونت دارند . درفیلم پدری که فرزندش را از دست داده است   در حضورجمعی از بسیجیان و پاسداران و روحانی ای که گمان دارم آیه الله موحدی کرمانی باشد به تظلم خواهی می پردازد و  سردار عراقی که فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران را قاتل فرزندش می نامد . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فیلم برای حدود یکسال پیش است و البته به ماجراهای این روزها مربوط نیست اما به خوبی می شود طینت و خوی وحشگیری عبدالله عراقی را در آن دید ، عراقی همانی است که پایگاههاو شکنجه گاهها و بازداشتگاههای بی نام و نشان سپاه تهران زیر نظر اوست ، هم او که در بعد از کشتار مردم در خیابان آزادی فرماندهان پایگاه ویژه قدس را که همه عکسهای شلیک گلوله از بامش را به سوی مردم همه دیدیم به &lt;a href="http://www.mbtb.ir/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=655&amp;amp;Itemid=1"&gt;&lt;span style="color:#ff6666;"&gt;تقدیر و تشکر قاتلان پرداخت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در مسجد حضور دارد .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381524290072199778" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 279px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sq8D1EvjwmI/AAAAAAAABWA/wuitXJNQbvg/s400/1_8702150610_L600.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سردار عبدالله عراقی همانی است که جعفری فرمانده سپاه به فرماندهی سپاه تهران منصوبش کرد و قلاده اش را باز کرده تا به جان و مال و ناموس مردم تعرض کند .پاسدار و جانبازی که فرزندش را  از دست داده است به تظلم خواهی آمده است اما جوابش سیلی ای بیش نیست !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;فیلم خود گویاست و فقط باید در آخر کلام پدر آن شهید را تکرار کرد که سردار تو مردی ؟ تو اگر مرد بودی در هشت سال جنگ زیر ترکش کولرهای گازی پادگان قصر فیروزه نمی ماندی و مثل باکری ها ، مثل همت ها و متوسلیان ها مردانگیت را در جنگ ثابت میکردی نه اینکه تا نوبت غنایم شد درجه هایت را ستاندی !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-3235957104337063736?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_15.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sq8D1EvjwmI/AAAAAAAABWA/wuitXJNQbvg/s72-c/1_8702150610_L600.jpg" height="72" width="72" /><enclosure url="http://www.dailymotion.com/swf/xahqcy_iran-a-revolutionary-guard-slaps-fa_news" length="-1" type="application/x-shockwave-flash" /><media:content url="http://www.dailymotion.com/swf/xahqcy_iran-a-revolutionary-guard-slaps-fa_news" type="application/x-shockwave-flash" /><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle> طی روزهای گذشته در اینترنت فیلمی منتشر شده است که مربوط به جلسه ای است در مسجد الزهرا شهرک شهید محلاتی که شهرکی است که اعضای سپاه پاسداران در آن سکونت دارند . درفیلم پدری که فرزندش را از دست داده است در حضورجمعی از بسیجیان و پاسداران و روحانی ای که گمان </itunes:subtitle><itunes:author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</itunes:author><itunes:summary> طی روزهای گذشته در اینترنت فیلمی منتشر شده است که مربوط به جلسه ای است در مسجد الزهرا شهرک شهید محلاتی که شهرکی است که اعضای سپاه پاسداران در آن سکونت دارند . درفیلم پدری که فرزندش را از دست داده است در حضورجمعی از بسیجیان و پاسداران و روحانی ای که گمان دارم آیه الله موحدی کرمانی باشد به تظلم خواهی می پردازد و سردار عراقی که فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران را قاتل فرزندش می نامد . فیلم برای حدود یکسال پیش است و البته به ماجراهای این روزها مربوط نیست اما به خوبی می شود طینت و خوی وحشگیری عبدالله عراقی را در آن دید ، عراقی همانی است که پایگاههاو شکنجه گاهها و بازداشتگاههای بی نام و نشان سپاه تهران زیر نظر اوست ، هم او که در بعد از کشتار مردم در خیابان آزادی فرماندهان پایگاه ویژه قدس را که همه عکسهای شلیک گلوله از بامش را به سوی مردم همه دیدیم به تقدیر و تشکر قاتلان پرداخت در مسجد حضور دارد .سردار عبدالله عراقی همانی است که جعفری فرمانده سپاه به فرماندهی سپاه تهران منصوبش کرد و قلاده اش را باز کرده تا به جان و مال و ناموس مردم تعرض کند .پاسدار و جانبازی که فرزندش را از دست داده است به تظلم خواهی آمده است اما جوابش سیلی ای بیش نیست ! فیلم خود گویاست و فقط باید در آخر کلام پدر آن شهید را تکرار کرد که سردار تو مردی ؟ تو اگر مرد بودی در هشت سال جنگ زیر ترکش کولرهای گازی پادگان قصر فیروزه نمی ماندی و مثل باکری ها ، مثل همت ها و متوسلیان ها مردانگیت را در جنگ ثابت میکردی نه اینکه تا نوبت غنایم شد درجه هایت را ستاندی !! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است</itunes:summary></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-6863347291547193803</guid><pubDate>Mon, 14 Sep 2009 00:36:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-14T02:42:03.836+02:00</atom:updated><title>! پلمب خبرگزاری امید توسط وزارت اطلاعات</title><description>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sq2QfJjH9sI/AAAAAAAABVw/zNQOBm9rGH4/s1600-h/untitled.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381115994591196866" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 85px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sq2QfJjH9sI/AAAAAAAABVw/zNQOBm9rGH4/s400/untitled.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;

&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صبح روز گذشته یکشنبه بیست و دوم شهریورماه ماموران وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات قوه قضائیه با حمله به دفتر &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.omidnews.ir/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;خبرگزاری امید&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ضمن بازرسی از همه دفاتر و اسناد آن خبرگزاری از تمامی کارکنان خبرگزاری خواسته اند ظرف یکساعت محل کار خود را ترک گفته وتا اطلاع ثانوی نیز به محل کار خود نیامده ، ضمنا از تمامی آنها تعهد گرفته که موضوع بازرسی و همچنین تعطیلی خبرگزاری را به هیچ عنوان به اطلاع رسانه ها و دیگران نرسانندو پس از خارج شدن پرسنل خبرگزاری اقدام به پلمب خبرگزاری نموده .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5381116117603548258" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 140px; CURSOR: hand; HEIGHT: 200px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sq2QmTzjfGI/AAAAAAAABV4/4MAyCIedvVs/s200/a1_580x435.jpg" border="0" /&gt;

&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گفتنی است خبرگزاری امید زیر مجموعه وزارت رفاه و تأمین اجتماعی است و مدیریت آنرا فرید الدین حداد عادل پسر غلامعلی حداد عادل بر عهده دارد .هنوز هیچ اطلاع رسانی ای درباره اتهام و یا علت توقیف و پلمب خبرگزاری امید از سوی وزارت اطلاعات ، قوه قضائیه و یا خود مدیران خبرگزاری امید صورت نگرفته است ، اما یکی از پرسنل این خبرگزاری به اطلاعم رساندکه ازحدود دو هفته پیش تا کنون ماموران امنیتی به کرات به این خبرگزاری مراجعه و از مدیران و سردبیران این مجموعه تحقیق و بازجویی به عمل می آوردند که سئوالات و تحقیقات ماموران عمدتا به حوادث پس از انتخابات مربوط می شده است .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خبرگزاری امید در توضیح خود گفته است : "جامعه خبری متأسفانه بنا به دلایل گوناگون دچار بداخلاقی‌های سیاسی و خبری شده و همه روزه هزاران خبر منفی، ناامید کننده و هنجارشکن گوش و چشم مخاطبان این رسانه‌ها را آزار می‌دهد و جامعه را به سمت بداخلاقی، ناامیدی و یأس و نا بهنجاری سوق می‌دهد. این مرکز خبری بنای خود را توجه صرف به اخبار و رویدادهای مثبت و اقدامات "امید آفرین" نموده است لذا انتخاب "امید" می‌تواند گویای ارائه خط مشی حاکم بر این پایگاه خبری باشد. " این خبرگزاری معمولا در حوزه های سیاست وارد نمی شد و مشی خود را غیر سیاسی اعلام نموده بود .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تا این لحظه سایت خبرگزاری امید گرچه پابرجاست اما هیچ خبر جدیدی را بروی خروجی خود قرار نداده است . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;گفتنی است فرید الدین حداد عادل که در کارنامه مطبوعاتی خود فعالیت در روزنامه همشهری و سردبیری همشهری جوان را دارد . البته همشهری جوان به اتهام درج مطالب سخيف و دامن زدن به روابط بين دختر و پسر، &lt;/span&gt;&lt;a href="http://zamaaneh.com/news/2008/08/post_5963.html"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;توقيف موقت و به دادگاه معرفی شد&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-6863347291547193803?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_6888.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sq2QfJjH9sI/AAAAAAAABVw/zNQOBm9rGH4/s72-c/untitled.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-931984974988709082</guid><pubDate>Sat, 12 Sep 2009 04:02:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-12T06:04:11.833+02:00</atom:updated><title>نقش سپاه پاسداران در حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هشت سال پیش در چنین روزی با حمله القاعده به برجهای دوقلو مرکز تجارت جهانی در آمریکا پرونده سیاسی جدیدی در دنیا رقم خورد و همین امر سرآغاز نبرد با تروریسم جهانی شد و طومار طالبان و پس از آن صدام برای همیشه بسته شد ، گرچه هنوز اسامه بن لادن رهبر سازمان القاعده متواری است  اما زندگی سیاسی و عقیدتی وی برای همیشه تمام شد اسامه بن لادنی که دست کم هر سه ماه مصاحبه ویدئویی از خود منتشر می نمود اکنون بیش از یکسال است اثری از آثارش نیست و رفته رفته شایعه فوت وی در حمله نیروهای متحدین به  کوههای تورابورا  می رود که جدی شود . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اما اکنون و با گذشت هشت سال از آن روزها و بسته شدن پرونده  دیکتاتور صدام و پایان ظاهری داستان بن لادن  ، با همت بیش از هفتاد وکیل مدافع برجسته آمریکایی ، ایرانی  و بریتانیایی با توجه به گواهی و شهادت و ارائه دلیل و تحقیات از بیش از یکصدو بیست فعال سیاسی ، روزنامه نگار ، محقق و تحلیلگر تروریسم ، اعضای سابق القاعده و همچنین وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران و چندین چهره برجسته و طراز اول سابق جمهوری اسلامی که بنا به اظهار یکی از وکلای این تیم با صرف سی و شش هزار نفر ساعت تحقیقات و در پانزده کلاسور  انجام شده است بروی میز قاضی  دادگاه عالی فدرال آمریکا است .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من بواسطه فعالیتم با این تیم تحقیقاتی و قضایی از چهار سال پیش ضمن اینکه امیدوارم این فعالیتهای تا به امروز خاموش به نتیجه برسد و زوایای تاریک حادثه مرگبار یازده سپتامبر که گاها حتی تعمدا و بدلایل نامعلوم از سوی سرویسهای امنیتی آمریکا نیز فاش نشده است ، روشن شود و اذهان عمومی دنیا از همه زیر و بم آن مطلع شوند ، اما از سوی دیگر بواسطه اطلاعم دست کم از بخشی از این پرونده و مشخص شدن مستند و با ادله و دلایل کاملا محکمه پسند مبنی بر نقش ایران و بطور مشخص نیروی قدس و وزارت اطلاعات ایران در حمایت از القاعده قبل و بعد از حادثه سپتامبر  تصور ارجاع این پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل متحد دور از ذهن نمی دانم . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دکتر محسن سازگارا و همچنین دکتر علیرضا نوری زاده نیز که می دانم از نظرات و تحلیلهای هر دوی ایشان در این پرونده تیم تحقیقاتی استفاده نمودند نیز چندی پیش در برنامه  تلویزیونی صدای آمریکا به این پرونده البته اشاره ای داشتند .گمان می رود تا اواخر سپتامبر و چه بسا همزمان با ورود محمود احمدی نژاد به آمریکا دادرسی این پرونده آغاز شود .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-931984974988709082?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_12.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-3318509518362430364</guid><pubDate>Fri, 11 Sep 2009 17:13:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-11T19:33:22.330+02:00</atom:updated><title>! مسعود صدر السلام این نام فراموش نشود</title><description>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SqqJ1hzV7pI/AAAAAAAABUo/ToMK7rQQWxo/s1600-h/175604595.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5380264257547267730" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 192px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SqqJ1hzV7pI/AAAAAAAABUo/ToMK7rQQWxo/s400/175604595.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نام سردار رادان و حسین فدایی به عنوان عوامل مؤثر دخیل در جنایت‌های کهریزک مطرح بوده است، اما آنچه در ادامه می‌خوانید، یکی از مستندترین گزارش‌های موجود درباره هویت اصلی‌ترین چهره پنهان مرتبط با جنایت‌های کهریزک است که نقشی بی‌بدیل در تبدیل بازداشتگاه کهریزک به یک شکنجه‌گاه داشته است. او کسی نیست جز: مسعود صدر الاسلام.


&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;درباره کمپ کهریزک&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;


&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صدها شهروند بازداشت شده در جریان اعتراضات اخیر مردم تهران به کودتای انتخاباتی 22 خرداد، در کمپ کهریزک به صورت روزمره تحت بدرفتاری و شکنجه قرار داشتند. لااقل سه از آنها کشته شده‌اند و دهها نفر نیز مصدوم و مجروح از این بازداشتگاه خارج شده‌اند.


کمپ غیرقانونی کهریزک، واقع در شهرسنگ از توابع شهرری استان تهران، که حدود هشت سال قبل در عملیات موسوم به "جزیره" مربوط به پاکسازی منطقه خاک سفید تهران برای اولین بار مورد بهره‌برداری قرار گرفت، با توسعه و ساخت و ساز به محلی برای نگهداری بازداشت‌شدگان طرح موسوم به امنیت اجتماعی تبدیل شد.


این کمپ غیرقانونی که روند ساخت و سازها در آن به خصوص از دو سال پیش شدت گرفته است، با شروع اعتراضات اجتماعی گسترده در تهران پس از اعلام نتایج تقلبی انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، به محلی برای نگهداری و شکنجه بازداشت‌شدگان عمدتا جوان و ناشناس تبدیل شد.


هزاران نفری که در درگیری‌های خیابانی تابستان 1388 در تهران بازداشت شدند، بسته به ارگان بازداشت کننده، در اماکن مختلفی اعم از بندهای مختلف زندان اوین تا بازداشتگاه‌های بسیج محلات و اماکن دیگر توزیع شدند. یکی از مهمترین اماکن که تعداد قابل توجهی از بازداشت‌شدگان را در خود جای داد، کمپ غیرقانونی کهریزک بود که به دلیل عدم شناخت رسانه‌ها و افکار عمومی، از دیده بانی جامعه پنهان مانده بود و به همین سبب بهترین فضا را برای شکنجه‌گران فراهم کرد تا از این فرصت و فضا برای یکه‌تازی و انتقام‌گیری از جوانان سبزپوش بهره‌گیری کنند.


بنابر گزارشات دریافتی از تنی چند از زندانیان این کمپ که اخیراً به زندان قزل حصار منتقل شده اند. در محدوده یک سالن، 8 اتاق، 2 سالن قرنطینه، 4 سوله فلزی، جمعیتی در حدود 920 نفر که دو سوله فلزی آن به خانمهای بازداشت شده تعلق گرفته است، (گنجایش این دوسوله در حدود 200 نفر است) نگهداری می شدند.


آن‌طور که شاهدان عینی عنوان می‌کنند، همچون زمان طرح موسوم به ارتقای امنیت اجتماعی، بازداشت شدگان در این مکان در بدو ورود مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند. آنها گفته‌اند: فضای اختصاصی به هر فرد کمتر از یک متر مربع است، تغذیه در هر روز شامل دو وعده جیره می‌شود و سیب زمینی به عنوان غذای اصلی در این مکان توزیع می‌شده است.


بر اساس گزارش‌های به دست آمده از تحقیقات میدانی و اظهارات شاهدان، نیروهای پلیس امنیت به صورت منظم و هر روزه تحت عنوان "جیره کتک" با یورش به اتاق‌ها و یا به صف کردن بازداشت شدگان در محوطه محصور به سیم خاردار این مکان، اقدام به ضرب و شتم شهروندان زندانی می‌کنند. در این مکان طی دو سال اخیر دست کم 14 زندانی بر اثر خشونت بی‌حد و حصر نیروهای نظامی یا عدم رسیدگی پزشکی، جان خود را از دست داده‌اند. همچنین گزارش شده است که نیروهای امنیتی مستقر در این مکان، به صورت گروهی به بازجویی و فیلمبرداری از شهروندان محبوس در این مکان می‌پردازند.


خبر کشته شدن محسن روح الامینی، فرزند دکتر روح الامینی ریاست انستیتو پاستور ایران و از اعضای شاخص ستاد محسن رضایی در انتخابات دهم، پرده از جنایات انجام گرفته در کمپ کهریزک برداشت تا اینکه به دستور رهبری، این بازداشتگاه به دلیل عدم رعایت اصول اولیه بسته شد؛ هرچند پس از اعلام خبر تعطیلی آن نیز همچنان شایعاتی مبنی بر دایر بودن این بازداشتگاه در افکار عمومی وجود داشت.


در فضای محدود خبری، نام‌هایی در خصوص فرماندهان و مسئولان کمپ مذکور مطرح شد. ابتدا از محمدباقر ذوالقدر، جانشین فرمانده کل سپاه و اولین معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور در دوران احمدی‌نژاد، به عنوان یکی از افراد مؤثر در جنایات کهریزک نام برده شد. چندی بعد و بر اساس گفته‌های بازداشت‌شدگانی که در کهریزک بودند و آزاد شدند، اسامی شماری از شکنجه‌گران از جمله احمدرضا رادان (جانشین فرمانده نیروی انتظامی)، عامریان (عامری) معاون رادان، کشمیری (از دستیاران رادان)، حقی فرمانده گارد، کمیجانی رئیس بازداشتگاه کهریزک، سروان زندی معاون اردوگاه کهریزک، سید موسوی که نام او به عنوان قاتل محسن روح الامینی مطرح شده است و سید حسینی، افسر نگهبان زندان کهریزک، مطرح شد. همچنین چندی قبل یک نماینده اصولگرای مجلس در گفت‌وگو با «موج سبز آزادی» از نقشی که بعد از انتخابات به «حسین فدایی» محول شد و او نیز در جایگاه یکی از مسئولان کهریزک نشاند، سخن گفت.اما جدیدترین بررسی‌ها، نشان می دهد که اصلی‌ترین مسئول پشت پرده این بازداشتگاه و بخشی از سرکوب‌های خیابانی، «مسعود صدر الاسلام» معاون اسبق اطلاعات نیروی انتظامی است که از طریق منصوری، مسئول دفترش در اطلاعات ناجا که معاونت بازداشتگاه را بر عهده داشته است، کهریزک را به یک شکنجه‌گاه رسمی تبدیل کرده است.


&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مسعود صدر الاسلام کیست؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;


&lt;span style="font-size:130%;"&gt;سردار مهندس "طه طاهری" با نام‌های مستعار "مسعود صدرالاسلام" و یا "مسعود صالح " که عده ای از نزدیکانش او را "صدر" صدا می‌زنند، یکی از چهره‌های اصلی تشکیلات اطلاعات موازی در ایران است. وی برادر شهید طالب طاهری است که پس از ورود مجاهدین خلقه به فاز "عملیات مهندسی" در ابتدای دهه 60 توسط اعضای این فرقه ربوده شد وپس از تحمل وحشیانه‌ترین انواع شکنجه‌ها در یکی از خانه‌های تیمی به شهادت رسید. میزان سبعیت و وحشیگری شکنجه‌های اعمال شده بر روی این جوان 18 ساله به حدی بود که انتشار خبر شکنجه و تصویر جنازه او، تاثیر زیادی بر روی افکار عمومی ایران و جهان داشت و باعث منفور شدن منافقین در اذهان مردم شد.


برخی از افراد مطلع معتقدند مسعود صدرالاسلام در فعالیت‌های امنیتی و بازجویی‌های خود بیش از هر چیز به گرفتن انتقام برادرش فکر می‌کند. حال مهم نیست که او انتقام جنایت‌های فرقه رجوی را از شهرداران بی‌گناه بگیرد یا جوانان سبزپوشی که تنها جرمشان حمایت از میرحسین موسوی است.


طه طاهری از جمله اعضای سپاه پاسداران در ابتدای انقلاب بود که بعدها به نیروی انتظامی پیوست و در آنجا در پست مسئول اطلاعات نیروی انتظامی در زمان ریاست لطفیان و در فاجعه کوی دانشگاه خبرساز شد. چندی بعد، در دولت محمود احمدی‌نژاد، او با حکم محرابیان وزیر صنایع به عنوان مدیر عامل و ریاست هیات مدیره شرکت دخانیات ایران معرفی شد. بعد از مدتی، با بالاگرفتن بحث قاچاق سیگار، صدرالاسلام از این سمت برکنار شد و جالب است که این بار با حکم اسماعیل احمدی مقدم به جانشینی ستاد مبارزه با مواد مخدر منصوب شد. وی در حال حاضر ظاهرا در این پست حضور دارد، و البته هنوز شایعاتی مبنی بر دست داشتن وی در قاچاق سیگار خارجی و روابط او با شرکت فیلیپ موریس، نماینده سیگار مارلبرو، بر سر زبان‌ها هست.


صدرالاسلام در اوایل دهه 60 از بازجویان بند 209 زندان اوین - که در آن روزها در اختیار اطلاعات سپاه پاسداران بود - بوده است. شاید بسیاری از زندانیان آن روزگار، جوان لاغر اندامی را که با نامهای مستعار مسعود، صالح و یا مسعود صالح معرفی می‌شد، به یاد داشته باشند که در بازجویی‌ها خشونت بسیاری به کار می‌برد. دریا هنرمند از زندانیانی است که آن روزها را به خاطر می‌آورد و در خاطرات خود از وی نام برده است. پیوست یک .


نام مسعود صدر الاسلام بار دیگر در پرونده شهرداران بر سر زبان‌ها افتاد. در روزهای پس از دوم خرداد، محمد رضا نقدی با همکاری وی،که یکی از نیروهای امنیتی مورد اعتماد مقامات عالی‌رتبه کشور محسوب می‌شد، برخورد با غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران و شهرداران مناطق را به عنوان حامیان انتخاباتی خاتمی در دستور کار خود قرار دادند. کلیه معاونان شهرداری تهران و شهرداران مناطق با حکم محسنی اژه‌ای، رئیس وقت مجتمع قضایی کارکنان دولت، توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در محل کار خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند که بعدها مشخص شد بازداشتگاه غیرقانونی وصال نام دارد. چند روز بعد هم غلامحسین کرباسچی، شهردار وقت تهران، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. پیوست دو .


پس از آن اما پرونده‌ای در قوه قضاییه طرح شد که حاکی از شکنجه و فشار بیش از حد بر شهرداران بازداشتی بود و مسعود صدرالاسلام و محمدرضا نقدی از سرشناس‌ترین متهمان این پرونده بودند. بالاخره دادگاه‌ها و بازداشت‌ها پایان گرفت و متهمان با فشار مطبوعات و فراکسیون کارگزاران در مجلس و پیگیری افکار عمومی، ضمن اقامه دعوا در دادسرای نظامی تهران، بالاخره توانستند محمدرضا نقدی را با توجه به فاحش بودن تخلفاتش در صدور احکام بی‌مورد بازداشت‌های موقت ، شکنجه و بازجویی‌های خلاف قانون، به سه ماه حبس محکوم کنند؛ که البته این حکم، به‌رغم قطعی شدنش، هرگز به اجرا در نیامد و در کمال ناباوری، چندی بعد محمدرضا نقدی با حکم آیت‌الله خامنه ای به عنوان «مشاور ارشد نظامی رهبر و فرمانده پشتیبانی ستاد فرماندهی کل قوا» منصوب شد.در این میان گویا پرونده دیگری هم برای این دو دوست و همکار همیشگی تشکیل می‌شود که موضوع آن مظنونیت به مشارکت در قتل قاضی ( بازپرس ) اولیه پرونده کرباسچی است، که به طور مشکوکی ناگهان سکته کرده بود. گفته می‌شود که محمدرضا نقدی بر سر صدور احکام سفید امضای بازداشت و بازرسی از منازل و محل کار افراد و همچنین چگونگی حسابرسی با وی اختلاف داشته است که به همین منظور و برای حل اختلافات جلسه‌ای در منزل «محسنی اژه‌ای» با حضور او و محمدرضا نقدی و مسعود صدرالاسلام برگزار می‌شود و با صرف شام خاتمه می‌یابد، فردای آن روز وی دچار مسمومیت شدید می‌شود و به علت کاملا آشکاری ( آمپول هوا ) دچار ایست قلبی می‌شود و فوت می‌کند.


به دنبال فوت ایشان، کمیسیون امنیتی شورای عالی امنیت ملی با وجود اذعان به مشکوک بودن فوت قاضی، به دلیل دخیل بودن افرادی چون علی رازینی (ریاست وقت دادگستری استان تهران)، محسنی اژه‌ای (ریاست وقت مجتمع قضایی کارکنان دولت و از قضات دادگاه ویژه روحانیت)، محمد رضا نقدی و مسعود صدر الاسلام دستور بایکوت شدن پرونده را می‌دهد.



&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ارتباط با لباس شخصی‌ها&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نام سردار مسعود صدرالاسلام بارها در گفتگوها و اعترافات اعضای بارز و شناسنامه‌دار لباس شخصی به چشم می‌خورد و حتی او را تشکیل دهنده تشکیلاتی جدید با نام نوپو می‌دانند. امیر فرشاد ابراهیمی، از اعضای سابق انصار حزب الله، در این باره می‌گوید:
"با آمدن محمد خاتمی تنش‌ها و درگیری‌ها بیشتر شد. نیروهای انتظامی هم در یک وضعیت منفعل قرار گرفته‌ بود و نمی دانست با این نیروها چه‌ بکند. از همین جا بود که‌ پایه‌ و اساس تشکیل نیروهای جدیدی به‌ نام "نوپو" بنابر دستور رهبری به‌ مسئول اطلاعات نیروی انتظامی که‌ در آن زمان سرتیپ مسعود صدر الاسلام بود، شکل گرفت. در نوپو که‌ اسم اختصاری آن - نیروهای ویژه‌ پاسدار ولایت - بود، بخشی از انصار حزب الله‌ به‌ شکل کاملا سازمانی و ارگانیک در اختیار نیروهای انتظامی قرار گرفته‌ و زیر نظر اطلاعات نیروی انتظامی کار می‌کردند. همین افراد هم بودند که‌ در حادثه‌ 18 تیر کوی دانشگاه حضور داشتند."


پس از واقعه کوی دانشگاه تهران و در پاییز 78 مسعود صدرالاسلام که در نقش افراد کلیدی کنترل اغتشاشات تهران حاضر شده بود، در جلسه‌ای محرمانه با عنوان همایش کوثر به عنوان میزبان حاضر شد که نوار این جلسه چندی بعد در فضای مجازی دست به دست شد. صدرالاسلام در این جلسه با لحن مغرورانه همیشگی خود، از روزنامه‌ها با عنوان دشمن یاد می‌کند، به سرکوب مردم در این دوران افتخار می‌کند و سعی در ارائه روش‌های علمی سرکوب برای همکارانش دارد.


حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در دوران ریاست مسعود صدرالاسلام به پایگاهی برای فعالیت‌های خلاف قانون و به واقع شرارت‌های عده‌ای از لباس شخصی‌ها تبدیل شده بود و مهمترین پناهگاه این گروه به شمار می‌رفت. پیوست سه .


امیر فرشاد ابراهیمی درباره ماجرای حمله به آقایان عبدالله نوری و مهاجرانی می‌گوید بعد از آنکه به او خبر می‌دهند که از جانب مهاجرانی شناسایی شده و وزارت اطلاعات به دنبال اوست، به صدرالاسلام پناه برده و وی از آنها پذیرایی می‌کند. پیوست چهار .


یا در مورد باند فاسدی که در پوشش حزب الله دست به دزدی می‌زده است، بعد از اینکه این گروه به صورت اتفاقی توسط مامورین نیروی انتظامی دستگیر می‌شوند، با وجود تیراندازی که بین پلیس و این افراد صورت می‌گیرد، با دستور مستقیم صدرالاسلام "دزدهای حزب‌اللهی" آزاد می‌شوند. پیوست پنج .


امیر فرشاد ابراهیمی پس از آنکه نسبت به تخلفات رایج در فعالیت‌های انصار حزب الله معترض می‌شود، علیه این مجموعه به افشاگری می‌پردازد که بعد از آن از سوی عوامل صدرالاسلام دزدیده می‌شود و در منزلی تحت شکنجه و فشار قرار می‌گیرد تا به جاسوسی برای کشورهای غربی اعتراف کند. اما نهایتا در 29 اسفند 78 با پیگیری‌های سید محمد خاتمی آزاد می‌شود. او پس از آزادی هم از نقش سردار صدرالاسلام به عنوان یکی از افرادی که در بعضی بازجویی‌های وی حضور داشته و خواهان اقرار او به جاسوسی برای کشورهای خارجی و یا خط گیری از جبهه دوم خرداد بوده است، نام می‌برد. پیوست شش .


&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نقش پنهانی صدرالاسلام در قتل‌های زنجیره‌ای&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;


&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پس از افشای جزئیات پرونده قتل‌های زنجیره‌ای سال 77 به دست ماموران خودسر وزارت اطلاعات، نام صدرالاسلام در اعترافات دو تن از عوامل قتل‌ها مشاهده می‌شود نفر اول پرونده - سعید امامی - در زمان بازداشت با خوردن داروی نظافت خودکشی می‌کند و نفر دوم پرونده، سید مصطفی موسوی معروف به مصطفی کاظمی است که ظاهرا در آن زمان قائم مقام معاونت امنیت وزارت اطلاعات بوده است.


موسوی دراعترافات خود، زمانی که از نقشه ترور هوشنگ گلشیری یاد می‌کند، از مسعود صدرالاسلام نام می‌برد داستان از این قرار است که صدر رابط لطفیان فرمانده ناجا با دری نجف‌آبادی، وزیر وقت اطلاعات، بوده و بعد از اطلاع از برنامه قتل‌ها، قول هرگونه همکاری را به موسوی می‌دهد، هم در جریان ترساندن گلشیری و هم در پیگیری ادامه حذف فیزیکی مخالفان در شهرستان‌ها، از جمله شیراز و گیلان. اما در نهایت به دلیل حساسیت‌هایی که در مطبوعات و وزارت اطلاعات ایجاد شد و با نگرانی وزیر از بالا گرفتن مساله، این قضیه از سوی موسوی پیگیری نمی‌شود تا اینکه ماجرای قتل‌ها به بازداشت موسوی و سپس سعید امامی ختم می‌شود. همین گفته‌ها در پرونده قتل‌ها در اعترافات مهرداد عالیخانی، صادق مهدوی نفر سوم پرونده و رییس اداره چپ نو وزارت اطلاعات با نام بردن از مسعود صالح تکرار می‌شود. پیوست هفت .

&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;* * *&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;طه طاهری که با نام‌های مستعار مسعود صدر الاسلام و مسعود صالح در سال‌های گذشته نقش ویژه‌ای در سازماندهی لباس شخصی‌ها و پیاده کردن نقشه حذف مخالفین بر عهده داشت، در فجایع صورت گرفته بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، به ویژه در رابطه با جنایات بازداشتگاه کهریزک، حضوری پر رنگ داشت. اکنون خبرگزاری‌ها در حالی از بازداشت و برخورد با برخی از مامورین خاطی کهریزک خبر می‌دهند که این برخوردها محدود عده‌ای عوامل زیردست می‌شود و ارشد آنها سرهنگ فلاح است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بدین ترتیب برخوردها مشمول عده‌ای از زیردستان می‌شود که اگر هم در شکنجه‌ها دست داشته‌اند، در اجرای دستورات فرماندهان رده بالا بوده است. اما با آنکه رهبر نظام مدعی است نظام از جنایت‌های صورت گرفته گذشت نخواهد کرد، مسعود صدرالاسلام، حسین فدایی، احمدرضا رادان و دیگر سرداران مؤثر در شکنجه‌گاه کهریزک همچنان آزادانه به قانون‌شکنی‌های خود ادامه می‌دهند و کسی هم جلودار آنان نیست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیوست‌ها:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;یک - گوشه‌ای از خاطرات دریا هنرمند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;"بند دویست و نه دارای ده راهرو بود. در هر یک از این راهروها هشت سلول انفرادی به طول حدود دو و نیم متر و عرض یک و نیم متر وجودداشت در هر سلول انفرادی یک روشویی( دستشویی) استیل کوچک و یک توالت فرنگی استیل وجود داشت. سیستم گرمایشی سلولها شوفاز بود که در محفظه ای مخصوص درون دیوارهای سیمانی سلولها جاسازی شده و روکشی از توری فلزی دسترسی مستقیم به آن را ناممکن میساخت. دریچه ای شیشه ای هم امکان ورود هوا ونور را از سقف سلول به داخل ممکن میساخت. در هر سلول بسته به نوع فعالیت و وضعیت پرونده افراد استقرار و اسکان آنان ترتیب داده میشد. در برخی بندها سلولها مطلقا انفرادی بود و در برخی دیگر از دو نفر تا گاهی موارد حتی هشت الا ده نفر هم اسکان داده میشدند بند ده دویست و نه اختصاص به توابین رده بالای گروه ها داشت که در سلولها باز بود و به شکل یک بند عمومی اداره میشد افرادی نظیر هادی جمالی- علی قناعت پیشه - بهروز اکبری ( احتمالا) - مینو توحید - محمد مقدم معروف به محمد پیشه) در این بند اسکان داشتند. سر بازجوی اصلی دویست و نه فردی لاغر اندام به نامهای مستعار صالح - مسعود- مسعود صالح و... بود شدت وحشیگری و خباثت وی نزد زندانیانی که کار بازجویی آنها توسط وی انجام شده بود زبانزد بود شیوه رفتار در دویست و نه برای زندانیان مقاوم چنان بود که تمام زندانیان وقتی با زندانی رسته از بند مزبور مواجه میشدند ناخودآگاه از اینکه گذارشان به دویست و نه نیفتاده است شادمانی میکردند.دیگر بازجویان بند دویست و نه که البته اسامی همه مستعار بود عبارت بود از امیر- میثم - یاسر-محمدرئوفی(رئوف- محمد) و چند تنی دیگر.شیوه رفتار در دویست و نه چنان بود که اگر فرد شناخته شده و با شناسایی بازداشت شده بود ابتدافرد معِرف با فرد بازداشت شده مواجهه داده میشد تا وی را ترغیب به ارائه وبیان اطلاعاتش کند ولی اگر فرد ناشناس بود یا تمایلی به معرفی خود و بیان اطلاعاتش نداشت شکنجه به سرعت در مورد وی اعمال میشد. شکنجه رایج و متداول نیز کابل در انواع سایزها بود. قپانی- آویزان کردن از سقف بادستها و پاهای بسته - توپ فوتبال و انفرادیهای طویل المدت از جمله شکنجه های رایج و متداول در دویست و نه بود تشنگی دادن ! ( شخصا نمونه اش را می شناسم) نیز (اگرچه معدود ) برای آزار زندانیان ویژه ،اعمال شده استِ البته شلا ق به دستان می گفتند آنچه شما کفار و منافقین شکنجه می نامید ، تعزیر شرعی ست و مااز حاکم شرع مجوز شرعی اخذ میکنیم گاهی هم با " تسویل " و توجیه و مینیاتوریزه کردن جنایات خویش ، به جلد " سلمان فارسی میرفتند و خود را هم بازی میدادند و ادا در می آوردند ! مثلا مینو توحید را خود مسعود صالح وقتی ازسقف با دستانی بسته به شکل پنکه سقفی آویزان کرده بوده و با ضربات کابل به وی میزده ناگهان لحظه ای دست از زدن میکشد و خطاب به مینو توحید فریاد میزند :تو حامله که نیستی؟ مینو توحید در همان حال درد و زجر میگوید نمیدانم ولی فکر کنم باشم . که بناگاه مسعود صالح بر سر خود میزند و میگوید من اجازه این کار را نداشتم و اگر جنین تو سقط شده باشد من قتل نفس مرتکب شده ام و مستوجب مجازات هستم و سپس با حالتی گریان مینو توحید را از سقف پایین آورده و از اتاق شکنجه خارج میشود مینو توحید که بعدا سراز بند ده درمی‌آورد ، گفته بود علت اصلی فروریختن و تواب شدنم همین حادثه در اتاق شکنجه بود که مرا تکان داد"&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیوست دو - محمدرضا نقدی که از سوی جمعی از نمایندگان مجلس پنجم به مجلس دعوت شده
بود، در جلسه‌ای با نمایندگان نقش خود را این‌گونه تعریف می‌کند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;روزی آقای رازینی ریاست محترم دادگستری تهران مرا به دفترش دعوت کرد وقتی که رفتم ایشان توضیح دادند که پرونده ای هست که مربوط می شود به فساد مالی در شهرداری تهران و ابعاد مالی آن بسیار گسترده است ما هم به دلایلی صلاح نمی دانیم که پرونده را به دست دیگر ضابطین ، همچون وزارت اطلاعات و اداره آگاهی بدهیم و می خواهیم این را به شما بسپاریم چرا که هم « بازداشتگاهی مطمئن» دارید و هم پرسنلتان «امین» هستند. آن روز من به آقای رازینی گفتم: ما آماده هستیم! ولی اگر به میدان بیاییم تا آخر هستیم مبادا شما در وسط کار بر اثر فشارهای سیاسی کنار بکشید، که آقای رازینی هم گفتند : نه اراده ما هم بر این است که این قضیه جدی بگیریم و حتی مقام معظم رهبری هم فرموده‌اند که با این مفسده جدی برخورد شود. (برگرفته از متن پیاده شده نوار جلسه پرسش و پاسخ محمدرضا نقدی و نمایندگان مجلس)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعد از این توافق بود که فرمان آتش صادر شد و محمدرضا نقدی با یاری سرتیپ پاسدار «مسعود صدرالاسلام» فرمانده وقت اطلاعات ناجا، کار بازداشت، احضار و بازجویی بیش از 164 شهردار، مدیر، کارمند ارشد و میانی شهرداری تهران را طی 95 روز به انجام رساندند. کار بازرسی از ساختمان‌های شهرداری و منازل بازداشت‌شدگان توسط معاونت اطلاعات نیروی انتظامی و کار بازجویی و بازداشت متهمان توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی صورت گرفت. بازجویی‌ها عمدتا در بازداشتگاه‌های وصال و خاتم و یا مجتمع قضایی امام خمینی انجام می‌گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیوست سه : اما در بازداشتگاه‌هایی که علی رازینی آنها را «مطمئن» خوانده
بود، ماموران «امین» بر سر متهمان چه می‌آوردند؟ « میم - ت» یکی از شهرداران
بازنشسته شده، پس از آزادی، در لایحه شکوائیه خویش علیه محمدرضا نقدی و مسعود
صدرالاسلام، شرایط رفتار این ماموران امین را در آن بازداشتگاه مطمئن این‌چنین شرح
می‌دهد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بازداشتگاه ما وصال نام داشت و من در سلول 130 انفرادی بودم. محل سلول من چهار طبقه زیر زمین بود از بلندگوی بازداشتگاه که در تمام سلولها صدای آن پخش می شد مدام یا صدای ضجه و گریه و روضه خوانی پخش می شد یا قرآن. وضع غذای بازداشتگاه هم بسیار نامطلوب بود و در مدت 65 روزی که من در انفرادی بودم همواره غذا یا تکه نانی خشک و چند خرما بود یا سوپی که بیشتر به آب گرم و گوجه و چند لوبیا شباهت داشت. و شکنجه اصل ثابت تمامی بازجویی هایم بود، بازجوی من که خود را ایمان معرفی می کرد با کابل بر پشتم میزد و با هر ضربه یا زهرا و یا حسین میگفت. آقای نقدی در تمام جلسات شکنجه خود شخصا حضورداشت و همواره زیر ضربات کابل از من می خواست تا اعتراف کنم و کتبا بنویسم که با خانم « ز- م » منشی محل کارم روابط نامشروع داشته ام ... (قسمتی از لایح شکوائیه « م-ت » که رونوشتی از آن برای مطبوعات نیز ارسال شده بود.)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیوست چهار: بازداشت مصلحتی، بخشی از افشاگری‌های امیر فرشاد ابراهیمی:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شب روز زدن آقای عبدالله نوری، الله كرم به من زنگ زد و گفت آقای مهاجرانی تو را شناسایی كرده و گفته اونی كه از عزت الله سحابی شكایت كرده بود هم در جمع محاصره كنندگان بود و آقای مهاجرانی وقتی دید عبدالله نوری را كتك می زنند از آن طرف خیابان فرار كرد. چون ما دو یا سه بار هم دفتر آقای مهاجرانی رفته بودیم و ایشان من را شناسایی كرده بودند كه یكی از افرادی كه عضو شوراست و از سحابی هم شكایت كرده بود. خلاصه به من گفتند كه تو شناسایی شده ای و با نیروی انتظامی هماهنگ شده و قرار است تو را بازداشت كنند. نگران نباش شنبه یا یكشنبه كه جمعه اش آن اتفاق افتاد (١٣ شهریور) بود كه من داخل دانشگاه تهران آمده بودم. انتخاب واحد یا كتاب بخرم (یادم نیست) كه یكی از بچه های اطلاعات نیروی انتظامی كه با خود ما هم كار می كرد بنام سرهنگ امیر سیف آمد و با خنده گفت: آمده ایم جلبت كنیم. سوار ماشین شدیم. به ناحیه انتظامی تهران بزرگ رفتیم. گفت: همه چیز تمام شده است. ما فهمیده ایم كه این قضیه مردمی بوده و به شما هیچ ربطی نداشته. ما را دو روز بردند در نیروی انتظامی خیابان میرعماد ( اداره اماكن) نگهداری كردند و شبش ما را به دادگاه شعبه ٦ مجتمع قضایی امام خمینی فرستادند. قاضی از ما پرسید كه شما بودید؟ گفتم: نه آقا، ما اصلا آن روز نماز جمعه نبودیم. ایشان هم بلاقید ما را آزاد كرد. وقتی آزاد شدم در همان شعبه روزنامه ای خریدم و فهمیدم كه رئیس جمهور یك كمیته ویژه برای پیگیری این قضیه تشكیل داده است. زنگ زدم به آقای الله كرم و گفتم كه دادگاه بهر جهت ما را بلاقید آزاد كرده و فهمیده اند كه ما جرمی نداریم، كه الله كرم گفت: اگر میشه برگردید همان نیروی انتظامی، چون وزارت اطلاعات هم دنبال توست. گفتم: چرا؟ گفت: چون خاتمی بهر حال به وزارت دستور داده. برگشتم دفتر آقای صدرالاسلام. گفتم: اگه میشه ما را بازداشت كنید چون امن ترین جا برای من فعلا اینجاست. ایشان گفت: شما بروید، هر چه آقای الله كرم بگوید من همان را گوش می كنم. ما را سوار یكی از همین پاترول ها كردند. من بودم، فرج و متهم دیگری به اسم سهیل كریمی. شبانه به خانه آقای الله كرم آمدیم. قضیه را برای ایشان گفتیم و پرسیدیم كه برویم یا بمانیم؟ گفت: خب، ریسك می كنیم. بیایید، ولش كنید دیگر نمی گیرندتان. برگشتیم دفتر آقای صدرالاسلام (رئیس حفاظت كل ناجا) و گفتیم كه آقای الله كرم اینجوری گفتند، اگر اجازه بدهید ما برویم. ایشان هم یك شامی به ما دادند و آمدیم و یكشنبه اش بنده توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیوست پنج : فساد، بخشی از افشاگری‌های ابراهیمی، عضو سابق انصار:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;"یك شب محمد بابائیان و مهدی صفری تبار با یك هوندا آكورد ساعت ١٢ شب آمدند دنبال من. اینها آمدند دنبال من و گفتند می خواهیم برویم بگردیم. گفتم: باشد. به خانه گفتم كه شب دیر می آیم و رفتیم. رفتیم دربند دیدم اسلحه ها و كلت هایشان هنوز دستشان است. گفتم مگر قرار نبود اینها را تحویل دهید؟ گفتند: حالا ندادیم دیگر. گفتم: ماشین مال كیه؟ گفت: مال خودم. توی راه برگشتن حول و حوش ساعت ١ یا ٣٠/١ یك موتور هوندا ١٢٥ از كنار ما رد شد. پیچیدند جلوی موتور و به من گفتند: برو ببین كارت موتور همراهش است یا نه؟ خوب ما هم كارت بسیج داشتیم و هم حكم ایست و بازرسی. گفتم: خوب، الكی بریم بگردیمش دیگه. گفت: كارت موتور ندارم. موتور را تازه خریده ام و بازاری هستم. زیپ پیراهنش را باز كرد دیدم دسته های هزارتومانی داخل پیراهنش است. گفت: قرارداد چك دارم و رفته بودم این پول ها را از یكی بگیرم. محمد بابائیان گفت: بچسب بهش. منهم ذهنم به همه چیز می رفت غیر از چیزی كه توی ذهن محمد بود. رفتم او را گشتم و دیدم كه فقط پول همراهش است. گفتم كه دفعه بعد كارت موتور همراهت باشد و رفتم سوار ماشین شدم. محمد بهم گفت: خاك تو سرت. می زدی پس كله اش. اسلحه و ماشین كه داشتیم. چراغ گردون هم داخل ماشین بود. پول هایش را می گرفتیم می انداختیمش توی جوی و خودمون هم درمی رفتیم. من كه دیدم خیلی راحت از دزدی حرف می زنند، گفتم: خوب، شما اگر از اول به من می گفتید دوزاری ام می افتاد و اینكار را انجام می دادم. گفت: كار اینجوری باشه. پاش هستی؟ گفتم: آره هستم. گفت: فردا می خواهیم برویم سرقت توی یك خونه ای، تو هم می آیی؟ گفتم كه آره خوب. و برای فردا قرار گذاشتیم. بعد فهمیدم كه آن ماشینی هم كه آورده بودند از یك آقایی گرفته بودند. به این ترتیب كه داشتند توی خیابان راه می رفتند، این آقا هم با هوندا آكورد داشته از خیابون رد می شده است كه پیچیدند جلویش و گفتند: بزن بغل. آن آقا را گرفتند و كرده اند توی دستشویی مسجد و ماشینش را برداشته اند توی خیابان راه افتاده اند. آخر شب هم مقداری حشیش توی داشپورت ماشین یارو می گذارند و صورت جلسه می كنند و تحویل نیروی انتظامی داده اند كه ما در حین گشت به این مورد مشكوك برخوردیم و ایشان مواد مخدر همراهش بوده و بازداشت است. یارو را هم تحویل نیروی انتظامی داده بودند ولی در اصل ماشین را گرفته بودند كه بروند بگردند. ما هم به خیال خام خودمان فردایش زنگ زدیم به آقای مستوفی كه بعضی از بچه های شورا كه در تیم بنده كار می كنند ظاهرا سارق مسلح هستند كه گفت: بیا دفتر من ببینم قضیه چیه؟ منهم رفتم اطلاعات نیروی انتظامی توی ونك و گفتم كه قضیه این است و اینها ظاهرا دارند دزدی می كنند. اسلحه هایی هم كه شما برای قضیه كوی به آنها داده بودید هنوز تحویل نداده اند و با آنها می روند سرقت مسلحانه. امشب هم قرار است خانه ما بیایند و با بنده وعده كرده اند. گفت: ساعت چند می آیند؟ گفتم: ساعت ٧. گفت: ما می گیریمشان و اینها دزد هستند و پدرشان را در می آوریم. در آن موقع در یك مجتمع سازمانی زندگی می كردیم كه نگهبان هم داشت. گفت: ما هم در دژبانی خونتون می ایستیم، شما كه آمدید بیرون تو می فهمی كه ما تعقیبتان می كنیم و اینها را می گیریم. خلاصه ساعت ٧ آمدند و سوار شدیم و به خیابان بنی هاشم به خانه ای كه قرار بود سرقت انجام شود رفتیم. محمد بابائیان زنگ را زد. خانمی گفت: بله؟ كه یكدفعه بابائیان به طرف من آمد و گفت: بد آوردیم. قرار بود خانه خالی باشد ولی صاحبخانه الان در خانه است. من باز با علم به اینكه می دانستم نیروی انتظامی دنبال ماست ترسیده بودم. گفتم: باشد. سوار شدیم كه برویم دخل تاكسی ها را بزنیم، یكی از ماشین های نیروی انتظامی كه دنبال ما بود، تاكسی هوندا بود. من گفتم كه همین را بزنیم؟ گفت: باشه. پردیدند جلوی تاكسی و اسلحه را جلوی شقیقه راننده گرفتند و گفتند كه ما از نیروی انتظامی هستیم و هر چی پول داری به ما بده. یكهو یارو ترسید كه بكشندش. ما اسلحه داشتیم. یارو هم گفت كه من هم نیروی انتظامی هستم. درگیری شروع شد. چیزی در حدود ٥ دقیقه یا كمتر و بیشتر اینها در خیابان بنی هاشم با هم درگیری مسلحانه داشتند. از آنطرف تیراندازی می كردند و اینطرف هم همینطور. محمد بابائیان در آن درگیری بازداشت شد. سه نفر دیگر در رفتند. یك نفرشان هم من بودم. خلاصه همه آنها را گرفتن و افسر نیروی انتظامی هم خیلی اظهار خوشحالی كرد كه من با آنها همكاری كرده ام. با یك پاترول من را به خانه رساند و گفت كه این قضیه بین تو و ما می ماند و به كسی نگو كه تو هم به ما گفته ای. دوست هایت فكر می كنند كه تو هم قاطی سارق مسلح ها بوده ای و فكر می كنند تو هم بازداشت شده ای. فعلا دو یا سه روزی هم از خانه بیرون نیا. نیروی انتظامی هم شب آنها را كتك می زند و می بیند كه اینها جزو انصار حزب الله هستند و اسلحه ها مال خودشان است و یكی از اعضای این باند سرقت مسلحانه كسی است به نام مهدی صفری تبار كه پدرش امام جمعه موقت اسلام شهر است، نماینده ولی فقیه در ستاد مشترك سپاه است و جزو حزب الله اسلام شهر هم هست. قبلا حول و حوش عاشورای سال گذشته هم اینها یك فقره سرقت مسلحانه می خواستند داشته باشند كه با یك تویوتای لنكروز كه البته این تویوتا در فیلم كارناوال شادی روز عاشورا كه ما راه انداخته بودیم بین تویوتاها بود. بهر حال به محض اینكه خط و ربط اینها مشخص می شود آزادشان می كنند چون اگر می خواستند آنها را بعنوان یك باند سرقت مسلحانه معرفی كنند، مهدی هم بینشان بود و همه هم عضو شورای مركزی انصار حزب الله بودند. بهر حال آقای مستوفی به من زنگ زد و گفت كه به مجتمع برویم. رفتم مجتمع پیش آقای كلانتر و آقای صدرالاسلام تلفنی به من گفت كه اسلحه هایشان كه اسباب بازی بود. فكر كردم شوخی می كند. گفتم تیراندازی كردند. حتی تیر اسلحه كلت محمد بابائیان به در یكی از ماشین های نیروی انتظامی خورد و سوراخ شد كه مستوفی دست من را كشید و برد بیرون و گفت: وقتی تیمسار می گوید اسباب بازی بوده قبول كن دیگه، به تو چه مربوطه؟ كه من فهمیدم قضیه از چه قرار است و گفتم كه خوب اسباب بازی بوده و ما آمدیم بیرون و جالب اینجاست كه آنها هم آزاد شدند و به همشون هم گفته بودند بروند ولی بفهمید كه با چه كسی دارید كار می كنید، ابراهیمی شما را لو داده، منهم كه فكر می كردم كار خوبی انجام داده ام خودم را آماده كرده بودم برای جلسه شورای هفتگی كه این قضیه را آنجا بگویم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیوست شش : روایت جلسه‌های بازجویی در شهادت‌نامه امیر فرشاد ابراهیمی:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;من را به همان اتاق بازجویی همیشگی بردند. به من دست بند زدند اما كیسه را از سرم باز كردند. از زیر نوار چش مبند توانستم چهره سردار مسعود صدرالاسلام را روی دیواره استیل پارچ ببینم كه پشت سرم نشسته بود. نجفی روبروی من بود و گفت كه مقاومت نكنم. سردار صدرالاسلام بدون اینكه هیچ حرفی بزند بعد از نیم ساعت بازجویی نجفی رفت. او كه رفت، نجفی هم به دنبالش رفت. بعد از دقایقی دوباره نجفی آمد و دستور داد تا چشمبند من را بردارند. با دیدن نجفی حالم دگرگون شد. نجفی حدیث می آورد، از امام جعفرصادق نقل قول كرد. تاب نیاوردم. آخر نجفی از آشناهای من بود، چگونه می توانست من را این چنین بیرحمانه به دست شكنجه گران بسپارد؟ سیستم عقیدتی من داغون شده بود، سر من درد می كرد، سیستم عصبی ام كار نمی كرد. گریه ام گرفت. با تضرع گفتم كه اجازه بدهند تا به همان سلول قبرگونه خودم بروم. اجازه دادند. رفتم در همان كمد تنگ و تاریك خودم با درد فیزیكی و ذهنی نالیدم. قبل از آن هر كسی میگفت در جمهوری اسلامی شكنجه هست، با سماجت رد میكردم. چون باور من بر آن بود كه بنیاد جمهوری اسلامی بر اسلام بنا شده است و اسلام شكنجه را ممنوع كرده است. چگونه گردانندگان جمهوری اسلامی زندانیان راشكنجه میدهند؟ در این زمان آنچه برایم رنج آور بود درد شكنجه جسمی نبود بلكه درهم ریختن تابوهای ذهن ی من بود كه برای آن تا كشورهای دور رفته و آماده جانفشانی شده بودم. تا 4 و 5 روز دیگر به سراغم نیامدند ... بعد از 4 و 5 روزی من را برای ادامه تحقیقات بردند. بازجوی یها كماكان در همان اتاقی كه در همان ساختمان بود و (یك طرفش شیشه آینه ای بود) انجام میشد. خواسته بازجوها این بار روشن بود. میخواستند جلوی دوربین تلویزون رفته و اعتراف كنم كه از تعدادی از سران جبهه دوم خرداد دستور میگرفتم و اقرار كنم حوادث كوی دانشگاه توطئه ای بوده ساخته دست افرادی همچون حجاریان. من در عمرم حجاریان را ندیده بودم. به بازجویم گفتم كه خود او میداند كه من با حجاریان هیچ آشنایی ندارم، اما او اصرار داشت كه به چنین اتهامی اعتراف كنم و میگفت كه حجاریان خودش به این جرم اعتراف كرده است. تهدید میكردند، میخواستند مرعوب بشوم. بحثهای ما طولانی شد و من به خواسته آنها تن ندادم. این حادثه در ماه دوم بود. صبح زود یكی از روزهای ماه دوم، در كمد دیواری باز شد و فردی من را صدا كرد كه بیرون آیم. من را در ماشین آمبولانس گذاشتند و منتقل كردند به ستاد اطلاعات كل نیروی انتظامی یعنی همان جایی كه در آن زمان صدرالاسلام رئیس آن بود. لباسهایم بو می داد و دستبند به دست داشتم. داخل ساختمان اطلاعات نیروی انتظامی شدم. دو روحانی و سردار صدرالاسلام فرمانده اطلاعات، سرتیپ نجفی و یك سری افراد دیگر كه عضو اطلاعات نیروی انتظامی و سپاه بودند آنجا حضور داشتند. شروع كردند به همان صحبتهای معمول مبنی بر اینكه من با سازمانهای اطلاعاتی بیگانه در ارتباط بودم. من گفتم كه من تماسی نداشتم. تهدید و ارعاب شروع شد. میگفتند كه باید در این مدت سر عقل آمده باشم و آنها را مجبور نكنم تا قصه دو ماه گذشته را باز هم تكرار كنند. وعده میدادند درصورت همكاری كمكم كنند. آن جلسه یك ساعت طول كشید. وقتی از جلسه خارج شدم، سرتیپی از سپاه با من داخل صحبت شد و اصرار میكرد كه به داشتن رابطه با سرویسهای خارجی اعتراف كنم. میگفتند برای چندین دانشجو حكم اعدام صادرشده است. میگفتند 4 نفر قبلاً اعدام شده اند، من نباید كاری كنم كه این شماره به پنج برسد. واقعا سر در نمی آوردم. بحث ما شاید دو ساعت طول كشید، وقتی دیدند این گفتگوها نتیجه نمی دهد من را سوار ماشین كردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پیوست هفت : نقش مسعود صدر الاسلام (مسعود صالح) در قتل‌های زنجیره‌ای:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پرونده مصطفی کاظمی (موسوی) در خصوص پروژه حذف گلشیری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;صادق گفت: در شهرستانها بیاییم عملیات کنیم و در شیراز و گیلان دو نفر از کانونی هایی که جزء پانزده نفر هستند وجود دارند که من گفتم شیراز که عملیات بشود روی من حساسیت پیدا می شود(مصطفی کاظمی مشهور به موسوی شیرازی قبلاً در پست"مسئول اداره ی کل اطلاعات فارس"بوده که پس از درگیری های زیاد و احتمالاًشرکت در قتل های فراوان بهائیان،اهل سنت و غیره ...و به قولی درگیری با امام جمعه شیراز،به تهران منتقل می شود) و پذیرفتم و بعد هم با مسعود صدر الاسلام صحبت کردم گفتم از این عملیات ها چه خبر که گفت خبر ندارم ولی من پیگیری هایی را که اداره آگاهی می کند و به آقای لطفیان (فرمانده نیروی انتظامی) می گویند و گزارش می کنند آقای لطفیان نیز به من می گوید و من می آیم و به آقای درّی سرنخ هایی را که وجود دارد و ردهایی که به دست آورده اند را گزارش می کنم و از دور هم با سعید اسلامی به طور ایما و اشاره می گویم و گفتم اگر شما در این عملیات ها نیستید من هم هستم، گفت الحمدالله خیالم راحت شد و بیا محمد عطریان فر (از مسئولین روزنامه همشهری) را بزنیم و این یک سری مقالات را به جامعه جهت درج می داده وما وقتی وسایل روزنامه جامعه را آوردیم دست خط عطریان فر بود که نوشته این مقاله را شما در روزنامه جامعه بزنید که من به آقای صدر الاسلام (سرپرست اداره اطلاعات نیروی انتظامی) گفتم آقای درّی حکم کانون نویسندگان را داده است و ایشان گفتند از منزل فروهر یک آمپول به دست آمده حواستان باشد یک خشاب نیز به جا مانده بود که گفتم مربوط به بچه های ما نیست و مسعود گفت بده من این بچه ها را از کشور خارج کنم گفتم آنها مشکلی ندارند و گفتم حاضری کارکنی گفت هر کاری باشد انجام می دهم گفتم میخواهم چند گل (دسته گل) بفرستیم و از جمله جهت گلشیری، گفت نیروی انتظامی (اداره آگاهی)(بیرون خانه گلشیری) مستقر است، گفتم مسئله ای نیست، این خانم با چادر و عینک برود و دسته گل را صبح سفارش بدهد و بگوید عصر مثلاً ساعت 5 به این آدرس بیاورید و گلفروشی وقتی گل را به درب منزل گلشیری ببرد او را دستگیر می کنند و بازجویی هم بکنند چیزی بدست نمی آورند و چند نفر دیگر که گلفروش هستند و گل به آدرسهای دیگر می برند آنها نیز اگر دستگیر شوند نتیجه ای نمی گیرند که آقای مسعود صدرالاسلام گفت هر کاری باشد انجام می دهیم عملیات و هرکاری و نیرو و امکانات من دارم و فقط شماره، آدرس ومشخصات بدهید گفتم در شهرستانها گفت مشکلی نداریم، بر اساس صحبت صادق که گفته بود در شیراز و گیلان گفتم شیراز و گیلان که آقای مسعود صدر الاسلام گفت مسئله ای نیست و فقط آدرس و.... بدهید که بعد هم آمدو با آقای صادق صحبت کردم گفت: این مسعود نرود به کسی بگوید مطمئن از او هستی (گفتم) مسعود انگیزه این کارها را دارد و مشکلی ندارد و آدرس شیراز و گیلان با مشخصات بده که آدرس را داد ولی من آن رابه مسعود ندادم که شامل آدرس و عکس نفرات بود و بعد شب مسعود تماس گرفت و چون من دنبال خرید منزل بودم گفت این طبقه ای که همسایه ما است می خواهد خانه اش را بفروشد و نقشه اش هم مثل نقشه منزل ما است و شما می خواهی بیا ببین که به منزلشان رفتم و بعد مشخصات گذرنامه ای گلشیری را داد که کپی از گذرنامه اش گرفته بودند که آنرا هم آوردم به محل کارم
پرونده صادق مهدوی در خصوص پروژه حذف گلشیری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آقای موسوی 25/9 مسعود صالح را در وزارت ملاقات می کند که می پرسد: مسعود این قتل ها کار توست ؟ او می گوید: نه. موسوی می گوید: من هستم. مسعود می گوید: من دنبال سر نخ بودم تا همکاری کنم. قول و قرار با موسوی می گذارد. و مسعود در این تاریخ نتایج اقدامات به عمل آمده توسط نهاد ریاست جمهوری و نیروی انتظامی پیرامون این قتل ها را به موسوی منعکس می کند. مسعود می پذیرد قتل نویسندگان را در استان ها را انجام دهد. نیروی لازم را خودش فراهم می کند. در ضمن می گوید اگر طی کار برای تیم ها گذرنامه لازم بود خودش می تواند به هر تعدادی لازم باشد صادر کند. (دایره صدور گذرنامه نیروی انتظامی زیر مجموعه معاونت اطلاعات است) موسوی باید بعد از این تاریخ هم دیداری با مسعود داشته زیرا آدرس گلشیری و تلفن اورا روی کاغذ نوشته و به موسوی داده بود. موسوی تا چند روز قبل از دستگیری آنرا نزد خود داشت. موسوی ساعت 21 روز 25/9 مرا در خیابان بهشتی جنب (مهناز) دید. جریان ملاقات با مسعود صالح را بیان کرد از من خواست اطلاعات درباره سوژه های شهرستان تهیه و به وی بدهم موسوی بعد از قتل مختاری باز و گسترده عمل می کرد و به تعدادی برای مشارکت پیشنهاد همکاری کرد از جمله مصطفی تهرانی (مسئول امنیت استان خراسان) احمد عبادی - مهدی ریاحی حمید جلالی - اخوان - محسنی - سید موسی ...بعد از اینکه موسوی مساله طرح موضوع با مسعود را بیان داشت گفتم، نمی شناسم محمد صداقت (مدیر کل چپ) نظرمثبتی روی او حسین مهدوی (هر دو از پرسنل اداره التقاط) نداشته. او گفت دست او در رابطه با طرح الغدیر زیر ساطور من است. موسوی گفت او ماموریت است و از روز شنبه 28/9 آماده اقدام پیرامون آدرس ها خواهد بود اظهار داشت مهدی ریاحی نیز آماده همکاری است. تخصص اش زدن کارد است. بعد از قتل پوینده در چند نوبت از من آدرس نویسندگان جمع مشورتی را می خواست . می گفت این آدرس ها را بده تا من خانم یکی از بچه ها را به چند گلفروشی بفرستم تعدادی گلدان تهیه و به آدرسها بفرستند. برای کار روانی روز پنج شنبه 26/9 قرار شد من و موسوی همدیگر را در اتوبان جهان کودک ملاقات کنیم تا عکس و آدرس سوژه های استان را به وی بدهم تا به مسعود صالح بدهد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;+ موج آزادی

&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-3318509518362430364?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post_11.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SqqJ1hzV7pI/AAAAAAAABUo/ToMK7rQQWxo/s72-c/175604595.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-1957879164038871130</guid><pubDate>Wed, 02 Sep 2009 23:36:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-09-03T01:42:27.261+02:00</atom:updated><title>نگران بابک داد هستم</title><description>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sp8BugeCtlI/AAAAAAAABUQ/_Lq8lzl1F-I/s1600-h/0.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5377018378605213266" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 130px; CURSOR: hand; HEIGHT: 170px" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sp8BugeCtlI/AAAAAAAABUQ/_Lq8lzl1F-I/s400/0.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; روز پیش به نظرم فرمان کلید خوردن پروژه بازداشت و چه بسا حذف &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.babakdad.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffcc99;"&gt;بابک داد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; در کیهان رقم خورد و من اکنون مثل خیلی های دیگر برای جان بابک داد نگرانم ، و شاید بیشتر از خیلی های دیگر چون می دانم چه سرنوشتی در انتظار بابک است ، او تشت رسوایی این حکومت و دولت کودتا را از بالای بام بر زمین انداخته است و با گفته و ها و نوشته هایش انگشت در سوراخ زنبور کرده است . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;وضعیت او بسیار خطر ناک است . وقتی روزنامه کیهان که همه می دانیم بیشتر از آنکه در هیات تحریریه اش روزنامه نگار باشد بازجو و مقام و کارشناس امنیتی است تیتر می زند که &lt;/span&gt;&lt;a href="http://ample.se/image-3801_4A9E1123.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ffcc99;"&gt;بابک داد خارج از کشور است!&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; فقط دو حال می شود برایش تصور کرد اول آنکه می خواهند جسارت و صداقت او را زیر سئوال ببرند و حرفهایش را دیکته شده استکبار جهانی و سازمانهای جاسوسی غرب بنامند ! - که همین را هم البته بصراحتا در نوشته شان آوردند - و او را فراری و آلت دست نام نهادند و فرض و تصور دوم این است که پروژه جستجو و بازداشت وی کلید خورده است و از همین الان برای سر به نیست کردن وی نقشه کشیده شده است و اینکه دستگاههای قضایی و امنیتی هم پاسخی ندهند و اعلام کنند ما چنین کسی را در دست نداریم . من بی گمان مطئنم که این خبر کیهان زمینه سازی برای ربودن بابک داد است و نگران وی هستم .
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پيشنهاد می کنم رهبران جنبش اعتراضی مثل مهندس موسوی و یا مهدی کروبی از همین حال اتفاقات پیرامون این روزنامه نگار شجاع را زیر نظر داشته باشند و برای حفاظت از جان وی تمهیداتی بیاندیشند . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در مورد خروج وی از کشور و اینکه ترتیبی داده شود که از دسترس نیروهای امنیتی و گروه های تندرو و خشونت طلب داده دور شود البته پیش از هرچیز بسته به انتخاب شخصی بابک داد و خانواده اش هست اما باید کمیته نجات و یا سازمانهای بین المللی و حقوق بشری گوش بزنگ باشند تا از جان وی و خانواده اش محافظت بعمل آورند . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;

&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بابک داد امروز یک سند و شاهد زنده ای است که می تواند دلیل قانع کننده ای برای بسیاری از جنایات دولت کودتا و کودتاچیان باشد و از همین رو جانش سخت در خطر است دست کم هر کسی می تواند فقط برای سلامتی او و خانواده اش که این روزها آواره کوی و برزن هستند پیش از هر کار دیگری دعا کند که خدا بسلامت نگه داردشان . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-1957879164038871130?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/09/blog-post.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Sp8BugeCtlI/AAAAAAAABUQ/_Lq8lzl1F-I/s72-c/0.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-9174318622374767354</guid><pubDate>Mon, 31 Aug 2009 13:59:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-08-31T20:03:05.415+02:00</atom:updated><title>درباره شکایتم از روزنامه کیهان</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;طبق احضاریه ای که دو روز پیش شنبه هفتم شهریور از سوی شعبه 1803 دادگاه عمومی تهران برای من ارسال شده است باید برای شرکت در جلسه دادگاه خود یا وکیلم حضور داشته باشیم که البته وکلای من حتما در موعد مقرر شرکت خواهند کرد و گرچه امیدی به رسیدگی عادلانه وجود ندارد اما از همین کور سو امید هم استفده خواهیم کرد ، البته در خبر &lt;a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8806080453"&gt;خبرگزاری فارس +&lt;/a&gt; متوجه شدم که فعلا وکیل کیهان تقاضای استمهال نموده است .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;موضوع شکایت از روزنامه کیهان و یا بطور مشخصتر از حسین شریعتمداری در یک کلام دروغگویی و لج پراکنی های ایشان است ، شریعتمداری بارها و بارها در روز نامه کیهان در طول زمان دادگاه پرونده نوار اعترافات من و همچنین ایام زندان اتهامات بی اساس و دروغی را به من نسبت می داد که هیچ وقت البته دلیلی هم برای آنها نمی آورد ، شریعتمداری البته گستاخی و وقاحت را تا آنجایی پیش برد که خانواده من را نیز در زمان زندانم از اتهامات و دروغهایش بی بهره نگذاشته است ، در حالی پدر من را بخاطر مصاحبه هایش و یا حضورش در جلسات سیاسی آن زمان آلت دست دوم خردادی ها و ... لقب می داد که همانزمان پدر من از سوی مقامات عالی نظام بواسطه بیش از سی سال سال خدمتش در نیروی هوایی و داشتن بیش از چهارصد ساعت پرواز در زمان جنگ تحمیلی مورد تمجید و تشویش قرار گرفته بود . به عنوان مثال یک مورد فاحش دروغپردازی روزنامه کیهان آن بود که در بعد از بازداشت من اعلام نمود که من در بیش از 150 صفحه اعلام کرده ام که 95در صد اظهاراتم در آن نوار دروغ بوده است این در حالی است که همانزمان من در زندان توحید و طی دیداری که با هیات تحقیق و تفحص مجلس داشتم از تک تک موارد ابراز داشته ام در نوار دفاع نمودم و حتا آمادگی خود را برای اثبات آن بارها و بارها اعلام کردم و البته قوه قضائیه علاقه و تمایلی برای اثباط نقش رهبر و مافیایش در خشونتها در جامعه نداشت ، من هم اکنون نیز اعلام می کنم اگر همتی برای اثبات و رسیدگی عادلانه به آن حرفها باشد همین امروز هم آمادگی دارم به ایران برگردم و در دادگاهی علنی و بی طرف شرکت کنم . &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5376127823652139058" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 291px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SpvXxYvhMDI/AAAAAAAABTo/-LQYPkWkmHQ/s400/Image0001.JPG" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5376127850143159138" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 174px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SpvXy7beE2I/AAAAAAAABUA/nUXMvv9ABq0/s400/Image0004.JPG" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5376127856398294642" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 376px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SpvXzSuz3nI/AAAAAAAABUI/SDMuyAJX4Mw/s400/Image0005.JPG" border="0" /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5376127832696089682" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 142px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SpvXx6bw7FI/AAAAAAAABTw/Oz9S6ywCK0g/s400/Image0002.JPG" border="0" /&gt;در طول مدت زمانی هم که من در خارج از کشور بوده ام چندین و چند بار در مقالات و سر مقاله های کیهان که عمدتا یا با نام ایشان منتشر شده است و یا بدون نام بوده من را عامل سازمان موساد، سیا و جاده صاف کن سیاستهای آقای رضا پهلوی لقب داده است .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شریعتمداری سخنرانی من را در دانشگاه تاون در سال 2007 که در آنجا اتفاقا من از جنگ طلبی دولت بوش انتقاد نموده بودم و دقیقا اعلام کرده بودم یقینا بین استبداد داخلی و خارجی ایرانیان استبداد داخلی را بیشتر تحمل خواهند کرد را با وارونه جلوه دادن و دروغی آشکار سخنرانی در جهت استمداد از دولت بوش برای حمله به ایران نامبرده و در بعد از این دروغپراکنی آشکار بود که صدا و سیما نیز در برنامه بیست و سی با باز پخش آن دروغها منرا به حامی جنگ و حمله آمریکا به ایران متهم نمود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;در هر صورت گرچه کماکان اعتقادی به سیستم قضایی فعلی ایران نداشته و ندارم اما برای دست کم شنیدن دفاعیات ایشان برای چرایی انتشار این دروغها اقدام به شکایت نموده ام .&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-9174318622374767354?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/08/blog-post_31.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://4.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SpvXxYvhMDI/AAAAAAAABTo/-LQYPkWkmHQ/s72-c/Image0001.JPG" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-6485938486525979798</guid><pubDate>Fri, 28 Aug 2009 20:28:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-08-29T00:56:50.752+02:00</atom:updated><title>اعترافات متهمان توبه یا تقیه ؟</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;چهارمین جلسه متهمان انقلاب مخملین هم به پایان رسید ، و خوب طبق معمول هر سه جلسه قبلی این دادگاه نیز خبر ساز و پر حاشیه بود در بعد از برگزاری دادگاه نیز اتفاق عجیب و شاید منحصر بفردی افتاد که آن هم به روز شدن وبلاگ آقای ابطحی از درون اتاق بازجویی اش بود ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;خوب از آنجا که جمهوری اسلامی و قوه قضائیه از بس اعمال ننگینی انجام داده اند و دیگر آبرویی هم ندارند اگر در وسط روز هم بیایند اعلام کنند الان روز است طبیعی است همه شک خواهند کرد ، برای همین به نظر من ماجراهای اعترافات متهمان و اقدام اخیر آقای ابطحی را نباید نه صد درصد تائید کرد و نه صد درصد رد نمود .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کاملا واضح و مسلم است که زندان بد است و شرایط زندان برای همه غیر قابل تحمل است و البته دور از ذهن و تصور هم نیست که این متهمان همگی تحت فشار و چه بسا شکنجه های روحی و روانی هم باشند اما اگر از بحث رایج بین حضرات بنام " تقیه " که بگذریم دو بحث می ماند ، فرضیه اول : قرصهای روان گردان است و فرضیه دوم توبه و ندامت آقایان ، شاید بسیاری از دوستانی که فرضیه قرصهای روان گردان را در مورد اعترافات متهمان بیان می کنند ندانند که تا کنون در علم عملیات روانی و بازجویی شیمیایی اصولا قرصهای روان گردان فقط و فقط برای تخلیه اطلاعاتی بکار می رود و برای الغاء و یا تغییر در نگرشهای سیاسی و یا اعتقادی افراد هیچ تاثیری نداشته و اینطور نیست که مثلا فرد متهم با استفاده از قرصهای روان گردان دچار تحول فکری شده و بیاید در مقابل دوربین و یک نفس و بدون توقف موارد خواسته شده را بیان نماید .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به اعتقاد من اعترافات متهمان اخیر یا محصول تحول و توبه آنهاست و یا اینکه نه آقایان در حال تقیه می باشندکه هر چه بازجویان را دلخوش می آید بیان می کنند تا آزاد شوند ( همچنانکه مثلا در سالهای پیش از انقلاب نیز حبیب الله عسگراولادی ، اسدالله بادامچیان ، غلامحسین کرباسچی و ... در دادگاههای شاهنشاهی مراتب ندامت و پشیمانی خود را ابراز می داشتند و درخواست عفو ملوکانه از ساحت آریامهری داشتند ) اگر چنین بودو قرصهای اعجاب انگیز اعترافات اینچنینی وجود داشت که مثلا دیگر چه نیازی بود که اصلا در دنیا چیزی بنام شکنجه وجود داشته باشد و یا راه دور نرویم مثلا بیش از دو ماه مرحوم اکبر محمدی را شکنجه نموده تا حاضر شود به پای تلویزیون بیاید که در آخر هم موفق نشدند ؟ چه نیازی بود که سخت ترین شکنجه ها و فشارهای روحی و روانی را بر احمد باطبی بیاورند که حاضر شود بیاید پای تلویزیون تا از مقام رهبری درخواست عفو نماید ؟ که باز هم موفق نشدند یعنی آنروزها هنوز این قرصها کشف نشده بود ؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;داستان به آن روزها که رسید بیاد پرونده خودم افتادم که اتفاقا چند تن از متهمان آن پرونده این روزها نیز بازداشت شده اند ، در پرونده نوار افشاگریهای من تعدادی از اعضای جبهه مشارکت و از جمله آقای سعید (عبدالله) شریعتی هم بازداشت شدند ، قوه قضائیه و وزارت اطلاعات سخت ترین فشارها را بر من و خانواده ام می آورد و من در طول هیجده ماه انفرادی انواع و اقسام شکنجه های روحی و روانی و جسمی را متحمل شدم ، در طول آن هیجده ماه بارها بخاطر اعمال شکنجه روانه بیمارستانهای قمر بنی هاشم ، شهید بهشتی و (ولیعصر) شهدای ژاندارمری شدم و همه حرف و خواست آقایان این بود که بیایم بگویم که همه آن حرفها دروغ بوده و اینها را من فقط تحت القائات شیرین عبادی و سعید حجاریان زده ام و بازجو که علیرضا صداقت نامی هم بود اعلام می داشت بله بیا و اینها را بگو و خودت را نجات بده و به آتیش اینها نسوز تو با این اعتراف آزاد می شوی و اینها می مانند و جرمشان ! اما درست در همان زمان آقایانی که متاسفانه همگی نیز از جبهه مشارکت بودند در دادگاه که صد افسوس غیر علنی هم بود آمدند و درست همین اعترافات مشابه امروز را بیان کردند و من را فریب خورده استکبار جهانی و دروغگو و ... متهم کردند ، یادم می آید همین آقای سعید شریعتی در دادگاه بجای دفاعیات از اتهاماتش یا منرا می کوبید و یا مجیز حسین الله کرم و قوه قضائیه و سعید مرتضوی را می گفت ومدام هم تکرار میکرد که از دوران نوجوانی ارادات خاصی به آقای الله کرم که هم محلی هم بوده اند داشته و دارم ! و یا فرد دیگری بنام مهندس زحمتکش که وی نیز از اعضای مشارکت بود و او هم خود را اصلا یک عضو افتخاری انصار حزب الله نامید !و جالب اینکه در دادگاه هم اعلام کرد بله من وقتی نوار را دیدم رفتم از تعدادی از اعضای انصار مثل حاج سعید قاسمی و حاج حسن الله کرم هم تحقیق کردم و آنها هم گفتند بله این نوار دروغ است ! ( دقت کنید یک عضو ارشد جبهه مشارکت رفته از عضو ارشد انصار حزب الله که دوستش بوده است تحقیق کرده !) ، همه اینها را که می نویسم بار دیگر هم تاکید می کنم که قبول دارم که همگی این عزیزان در زندان و زیر فشار هستند اما دوستان بیرون در زندان بر اساس کدام علم لدنی و غیب میتوانند تشخیص بدهند که نه این اعترافات دروغین هست ؟ دست کم چند درصدی را هم بگذارند که نه اینها بریده اند و اصلا دیگر از مبارزه و کار سیاسی خسته شده اند ، آنهایی که این روزها مصممانه و با ایمان و اطمینان دارند تبلیغ می نمایند که این اعترافات دروغین است و جعلی در فردای آزادی این حضرات اگر باز هم شاهد تکرار این ادعاها توسط آنان بودند نیز چه جوابی برای دلسردی و هزاران چشم و گوش مردد مردم دارند که بدهند ؟ چرا اصلا همه جنبش دموکراسی خواهی را می آیند قائل به همین چند ده فرد مورد نظر در زندان می کنند ؟ بطور مشخص جبهه مشارکت چه پاسخ قانع کننده ای برای استفاده ابزاری و حزبی از زندانیان این اعتراض دارد ؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اگر فردای روز آزادی آقای سعید حجاریان از زندان ایشان همچنان اعتقاد به استعفاء از عضویت در این حزب داشتند چه جوابی دارند به ملت بدهند ؟ آیا همچنان می گویند که اثرات دراز مدت قرصهای روان گردان است ؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این جنبش ملی است و قائم به هیچ فرد و حزب و گروهی هم نیست و گاها و در بعضی مواقع من احساس می کنم که این جنبش از مهندس موسوی و مهدی کروبی هم عبور کرده است و هیچ حزب و گروهی هم حق ندارد آنرا به انحصار خود درآورد و طبیعی است ، کار سیاسی و مبارزه سیاسی در نظام بسته ای چون جمهوری اسلامی تبعات خاص خودش را دارد ، ترور ، بازداشتهای خودسرانه ، دادگاه و زندان محصول کار سیاسی در ایران امروز است و زندان هم برای بعضی ها قابل تحمل است و برای بسیاری غیر قابل تحمل است ، چه بسیار افرادی که سخنرانیهای تند و انقلابی می کردند و حرفهای شلات و غلات می زدند اما تا پایشان به زندان رسیده بریدند و تسلیم شدند .متاسفانه من احساس می کنم همه گول سناریوی نمایشی جمهوری اسلامی را خورده اند و همه چیز و همه جنبش را فراموش کرده اند و افتاده اند به تماشای سریال دادگاههای متهمان انقلاب مخملین که ظاهرا در بعد از سریال جومونگ فعلا پر طرفدارترین برنامه است ! این را که گفتم یاد محاکمه کرباسچی افتادم که آن روزها نیز نمایش تلویزیونی دادگاه وی هم از پر بیننده ترین برنامه ها بود و روز محسنی اژه ای به محاکمه اش می کشید و بر او می غرید و شب هنگامیکه همه مردمان پای تلویزیون سرگرم تماشای دادگاه بودند و کرباسچی را شجاع و حسنک وزیر و امیرکبیر می خواندند، محسنی اژه ای میهمان عروسی دختر کرباسچی بود دنیای عجیبی و خدا نیاورد اینرا که اینبار نیز دوباره تاریخ تکرار شود &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-6485938486525979798?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/08/blog-post_28.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-3778296611722703619</guid><pubDate>Wed, 19 Aug 2009 20:53:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-08-20T05:53:54.588+02:00</atom:updated><title>از صدام تا خامنه ای</title><description>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SoxmtKnqOrI/AAAAAAAABTg/rF6w_yvHuiM/s1600-h/5480_112119432270_108514667270_2673363_3496367_n.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5371781381677005490" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 260px; CURSOR: hand; HEIGHT: 309px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SoxmtKnqOrI/AAAAAAAABTg/rF6w_yvHuiM/s400/5480_112119432270_108514667270_2673363_3496367_n.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;
&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این روزها خیلی دارم فکر می کنم به عاقبت سید علی خامنه ای فکر می کنم که چه شد که یکی از معدود روحانیون قبل و بعد از انقلاب که خیلی از خط قرمزها را شکانده بود و همه او را مترقی می دانستند کارش به اینجا کشید ؟ خامنه ای همان روحانی ای بود که پیپ می کشید و سه تار می زد و ابایی نداشت تا بدون لباس روحانیت هم دیده شود ، از اولین روحانیونی بود که لباس نظامی بر تن میکرد و به جبهه می رفت در آن ایام دگمی که بسیاری شعر و شاعری را حرام مکروه می دانستند حافظ و سعدی و فردوسی می خواند و بقول آقای ری شهری در کتاب خاطراتش نیمچه صدایی هم برای آواز داشت ! حالا همان روحانی تبدیل شده به یکی از معدود دیکتاتورهای دنیا ، و دارد می رود تا بعد از صدام دیکتاتور دیگری شود که شمارش معکوس برایش بصدا درآمده و این صدا را همه می شنوند الا خود خامنه ای .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دیگر کیست که از آن شال عربی بر دوش او و آن شصت هزار بسیجی نوجوان که قرار بوده بیست میلیونی باشد احساس امنیت کند ؟گیرم که طائب ده بار دیگر هم باز مشتی جوان بسیجی را که بسیارشان به عشق دانشگاه بی کنکور و سهمیه و هزار رانت دیگر عضو بسیج شده اند را دور هم جمع کند و از خطر داخلی و خارجی برایشان کلام براند که ای کاش درد رئیس قوم و خشک مغزان دورش را این بازی ها دوا کند که اگر می کرد، امروز صدام همچنان در میان ما بود ! مگر صدام مثل طائب و جعفری و دهها سردار سپاه دیگر نداشت؟ مشتی جوان و نوجوان را اسلحه بر دستشان داده بود و ارتش جوانان و جیش الشعبی به راه انداخته بود و سعید الصحاف هم برایشان از مبارزه با آمریکای جهان خوار می گفت و آن ها هم لابد به تایید سردار هلهله سر می دادند و صدام هم از این مقاومت ملی سرمست می شد! اما چه شد؟ تا صدایی برخاست صدام به سوراخی جست و جوانان اسلحه ها بر زمین انداختند و لنگه کفش بر عکس صدام کوبیدند و سعید الصحاف هم کمدین عصر نام گرفت و رغبتی هم برای بازداشتش احساس نشد و حالا در خانه اش در بغداد تنها روزگار سر می کند.ای کاش خامنه ای می دانست که چاره تنهایی و انزوایش حتا در میان آیه الله ها و مراجع این نیست که به هیئت رئیس قوم و نشانه الله خطابه سر بدهد و جنتی و مصباح هم آب و تاب بر آن ببندند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ای کاش مجتبی فرزندش که سخت این روزها نگران ولایت پدرش هست و صادق میرحجازی منشی مخصوص رهبری نجات حکومت را در بستن سایت ها و روزنامه ها پخش پارازیت بر روی ماهواره ها و گرفتن همه مخالفین و شکستن و کشتن آنها در زندانهای بی نام و نشان نمی دانستند و رهبر هم چون کودکی دست آموز آنها را تایید نمی نمود که مگر در عراق این ها بود؟ در عراقی که تازه مردمانش پی به وجود موبایل در این دنیا برده بودند !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حالا بگذار وزیر دربار خامنه ای محمدی گلپایگانی چاره حکومت را بر آن بداند که با لباسی مبدل خامنه ای را بزک کند و چون ملیجکی به میان بسیجیان بفرستد تا سرکوبگران روحیه بگیرند و محکمتر بر سر مظلوم و بی دفاع بزنند ، مردمی که هیچ نمی خواهند جز رای و حقشان بگذار اروپا و اروپائیان هی چپ و راست به ایران بیایند و عرض و اندم کنند و نفت بستانند و ایران را آباد و آزاد بخوانند و حتی اجازه این را هم بخود ندهند تا از پنجره هتل آزادی نگاهی به زندان اوین خفته در دل کوه بیاندازند و رهبر و خشک مغزان بدورش به فردا و فرداهایشان دلخوش باشند که اگر چاره کار فردایشان در این بود، شاه سابق ایران نیز آن چنان نمی شد که حتی بیمارستانی در این دنیای بزرگ او را برای مداوایش نپذیرفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;دیگر چه برای گفتن و نوشتن مانده است جز این که به این کودتا چیان بگوئیم که آخر شما ملت را چه فرض کرده اید؟ دنیای عجیبی است نازنین! اسب تراوای آیت الله به آخر کار رسیده است به همان جایی که صدام رسیده بود و وانمود میکرد که نرسیده است !و این را همه استبدادیان وکودتاچیان دیار ما به خوبی دریافته اند اما من هنوز هم صدام را با همه نفرتی که از او دارم بزرگتر از خامنه ای و همه این آیت الله ها می دانم ! صدامی که از معدود آدمهایی بود که من همیشه آرزوی مرگش را داشتم اما نمی دانم که چرا وقتی چهره در هم شکسته صدام را دیدم ، نه تنها نخندیدم بلکه خیلی هم ناراحت شدم ، اونجایی که داشتند دستی به سر و مویش می کشیدند و وقتی میخواستند ازش آزمایش دی ان آ بگیرند مثل یه بچه آروم و ساکت ایستاده بود و به صورت پزشک ارتش آمریکا نگاه میکرد و جهانیان نیز داشتند آخرین دیکتاتور ساقط شده دنیا را چنین خوار و ذلیل از تلویزونهای خویش می دیدند ، آنروز که این صحنه ها را داشتم از تلویزیون می دیدم پیش از هر چیز آرزو کردم که خدا کند خامنه ای هم الان این صحنه ها را ببیند و عبرت بگیرد ، باز هم می گویم صدام دشمن بشریت بود و اصلا بشریت و همه این حرفها را هم که باور نداشته باشیم صدام مسئول خون به ناحق ریخته شده هزاران جوان ایرانی است و اصلا قابل بخشش هم نبوده و نیست اما آن چیزی را که صدام داشت و بعید می دانم این آیت الله های ما داشته باشند این بود که صدام میتوانست 8 ماه تو اون دخمه نماند ، همانزمان در عین منفوریتش برای بسیاری از کشورهای عربی منطقه سردار عرب  و مقبول آنها بود ولی نرفت و موند. و برای موندن تکریت را هم انتخاب کرد که زادگاهش بود. تو تکریتی موند که هر آدم احمقی میتوانست حدس بزنه که صدام اونجاست !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بله این فرق صدام بود با خامنه ای و آیت الله های ایرانی که هنوز که هیچ اتفاقی نیفتاده همه فرزندان و نوادگان خویش را به کشورهای خارجی فرستاده اند تا برای روز مبادا جاده صاف کن ورودشان بشوند و حسابهای خارجیشان را مملو کرده اند تا با پول برای خود آرامگاه داشته باشند !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5371781375835329170" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 240px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/Soxms025UpI/AAAAAAAABTY/TqSEgu_1eXA/s400/The+last+Dictator++!+(8).jpg" border="0" /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اما صدام وقتی دستگیر می شد نه آرام که فریاد می زند و می گوید من صدامم رئیس جمهور عراق ! این یعنی یه دنیا غرور و وطن پرستی و این غرور برای من قابل تحسینه . این شهامت برای من ارزشمنده. چیزی که در هیچ کدام این حضرات سراغ ندارم .
صدام گرچه تا آخرین روزها خود و سعید الصحافش در جلوی تلویزیون از شکست نیروهای آمریکایی می گفتند و می خواستند مثل همین شوهای امروزی تلویزونی ایران که مثلا می آیند و می گویند ترانه موسوی زنده است اما خود می دانند که پیکرش را سوزانده اند و تحویل خانواده اش داده اند ، مردم عراق را بفریبد اما خودش که می دید جمهوری اش ساقط شده و صدای چرخ تانکها را در حوالی کاخ سبزش در بغداد می شنید که ! &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اما ، اما نرفت و ماند تا کشته بشه ، اینی که مثل دهها دیکتاتور دیگر صورتش را اصلاح کند و لباس نظامی اش را بر تن کند و همه درجه ها و مدالهایش را هم به خودش آویزان کند و بعد مثلا شیر گاز را باز کند و یا با کلت بر مغزش شلیک کند را هم انتخاب نکرد ایستاد این یعنی تو اعتقاد داری و برای هدفت و حتا حاضری جانت را هم بدهی اینجاست که انسانها محترم می شوند من به عقیده و اعمالشون کاری ندارم ولی کسی که به عقیده اش ایمان داره ، خیلی بزرگه . میخواد صدام باشه ، هیتلر باشه یا مادر تروزا.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; بله اون آدم با ریش انبوه و موهای بلند و خاکی با چشمهای خون گرفته نیز میتوانست برود ولی موند، تو تکریت موند. تو عراق موند. درسته ، مظلوم شده بود و دفاعی هم نکرد اما فریاد زد فریاد زد که : من صدامم رئیس جمهور عراق !&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;
&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;
&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;حالا به اعتقاد شما فکر میکنید اگه اولین پادگان نظامی در تهران بدست مردم بیفته و یا صدای اولین غرش هواپیماهای نظامی یک کشور خارجی بپیچه تو تهران، تعداد هواپیماهایی که همون روز پایتخت رو به مقصد کانادا و سوئیس و انگلیس و .... ترک می کنند چند تا هست ؟&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;

&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;

&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-3778296611722703619?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/08/blog-post_3047.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://1.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SoxmtKnqOrI/AAAAAAAABTg/rF6w_yvHuiM/s72-c/5480_112119432270_108514667270_2673363_3496367_n.jpg" height="72" width="72" /></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-30525120.post-2091824975853019806</guid><pubDate>Tue, 18 Aug 2009 13:43:00 +0000</pubDate><atom:updated>2009-08-18T16:16:53.841+02:00</atom:updated><title>کفن پوشها کجایند؟</title><description>&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SoqwNWEdO2I/AAAAAAAABTA/VsImPOWCrZ8/s1600-h/5720_102031376475531_100000060078269_56720_521886_n.jpg"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5371299248901798754" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 267px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SoqwNWEdO2I/AAAAAAAABTA/VsImPOWCrZ8/s400/5720_102031376475531_100000060078269_56720_521886_n.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;ماجرای دست دادن خاتمی با اون خبرنگار ایتالیایی را که یادتان نرفته ؟ لابد بعدش را هم بیاد دارید که تهران و قم و دیگر شهر ها همه کفش پوش شدند و انالله و انالیه راجعون گفتند که ای وای گناه کبیره! حالا سئوالم اینجاست که کفن پوشان کجایند ؟ نکند محمود احمدی نژاد به همه محرم است؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;"&gt;&lt;div align="center"&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;a href="http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=11214"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;color:#33cc00;"&gt;دیدن این خبر هم خالی از لطف نیست که کشور دوست و برادر چین بسم الله را بروی جیبهای پشتی شلوار جین زنانه دوخته !&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;"&gt;با همه این اوصاف دیگر باید کفن پوشها ظاهرا چماقها را کنار بگذارند و بریزند بیرون که اسلام از دست رفت&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;! گفتنی ها را بخوانید و به دوستان خود معرفی کنید ، دانستن حق مردم است&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/30525120-2091824975853019806?l=www.goftaniha.org'/&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.goftaniha.org/2009/08/blog-post_18.html</link><author>goftaniha@gmail.com (Goftaniha)</author><media:thumbnail url="http://3.bp.blogspot.com/_jBsTR8By8Hc/SoqwNWEdO2I/AAAAAAAABTA/VsImPOWCrZ8/s72-c/5720_102031376475531_100000060078269_56720_521886_n.jpg" height="72" width="72" /></item><language>en-us</language><media:rating>nonadult</media:rating></channel></rss>
