<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشت‌های مهدى وفائى‌فرد</title>
<link>https://gerash.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 07 Jan 2018 08:31:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>وبلاگستان</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/201</link>
<description>اعتراف می‌کنم دلم برای وبلاگ و وبلاگستان فارسی تنگ شده. هرچقدر الان تکنولوژی پیشرفت کرده، اما هیچ چیز جای آن‌را نگرفته. مثلا همین کانال تلگرام؛ تنها می‌توانی بفهمی حداکثر چندنفر آن‌را دیده‌اند؛ بقیه‌اش چه؟ بخش نظرات کجاست؟ بازی وبلاگی چه شد؟ آن حس و حال نوشتن کجا رفت؟ حالا که تلگرام فیلتر شده فهمیده‌ایم چقدر به او وابسته بودیم، ولی این کانال‌های جز یک محیط خشک و بی‌روح بیشتر نیستند؛ شبیه تلویزیون! یک محیط یک‌طرفه‌ی بدون بازخورد.</description>
<pubDate>Sun, 07 Jan 2018 08:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/201</guid>
</item>
<item>
<title>نقل مکان به تلگرام</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/200</link>
<description>این‌جا را هنوز فراموش نکرده‌ام، ولی این روزها بیشتر در کانال &quot;میم واو&quot; تلگرام می‌نویسم؛ تشریف بیاورید: https://telegram.me/vafaeifard</description>
<pubDate>Sun, 25 Dec 2016 09:39:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/200</guid>
</item>
<item>
<title>یک تجربه موفق: اعتکاف دانش‌آموزی</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/199</link>
<description>اعتکاف امسال را به لطف خدا در جمع جذاب و باصفای دانش‌آموزان بودم. این اعتکاف توسط آموزش و پرورش و در مسجد حضرت ولی‌عصر(عج) گراش برگزار شد و من به نوعی سرپرست بچه‌ها در طول این سه روز بودم. البته برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌های فرهنگی با من نبود و دخالتی در آن نداشتم؛ اما سه روز زندگی با بچه‌های تجربه‌ای نو برای من و موفق برای آموزش و پرورش بود. چند نکته از این اعتکاف را این‌جا می‌نویسم تا هم خودم بعدها به آن رجوع کنم و هم شاید کسی گذرش به این‌جا افتاد و به</description>
<pubDate>Sun, 24 Apr 2016 15:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/199</guid>
</item>
<item>
<title>کز دست بخواهد شد، پایاب شکیبایی...</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/198</link>
<description>از ماشین پیاده می شویم. سر می چرخانم. همه آمده اند؛ فرمانده سپاه، فرماندار، رئیس بنیاد شهید، چند نفر از هیئت رزمندگان. چندنفر از خانم ها هم که کنار دیوار ایستاده اند و منتظرند برویم داخل. دو نفر هم دوربین به دست با موتور از راه می رسند. فکر به‌جایی است؛ عجب فیلمی خواهد شد! امام جمعه هم از راه می رسد و همه خودشان را برای فشردن زنگ خانه‌ی پدر شهید حمیدرضا خواجه‌زاده آماده می‌کنند. دقیقه‌ای نمی‌گذرد که در باز می‌شود و حاج زینل با همان کلاه همیشگی ظاهر می‌شود.</description>
<pubDate>Tue, 11 Aug 2015 18:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/198</guid>
</item>
<item>
<title>مثل آمپولی که دکتر تجویز می‌کند</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/197</link>
<description>همین‌که احساس کنی دچارش شده‌ای، سروکله‌اش پیدا می‌شود؛ یک‌بار سبک و پرجنب‌وجوش و گاهی سنگین و خسته. روزمرگی و دوراهی همیشه باهم‌اند . شاید برای شما این‌طور نبوده، ولی برای من همیشه همین است. کافی است مدتی گوشه‌ای پرت از ذهنم ـ احتمالاً بخش دوره‌افتاده‌ی مبارزه با روزمرگی ـ آلارم بدهد. آن‌هم نه آلارم‌های آن‌چنانی مثل ماشین‌های گنده‌ی آتش‌نشانی؛ نه ! چیزی شبیه روشن‌شدن نور قرمز بالای صفحه‌ی موبایل وقتی باتری‌اش دارد به انتهای توان خود نزدیک می‌شود.</description>
<pubDate>Mon, 20 Jul 2015 14:16:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/197</guid>
</item>
<item>
<title>عنوان‌اش با خودتان!</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/196</link>
<description>وقتی آخر سال می‌شود و به روز بزرگداشت شهدا (22 اسفند روز تاسیس بنیاد شهید) نزدیک می‌شویم، مسئولین هم یاد شهدا می‌افتند و دست به‌کار می‌شوند برای برگزاری یک یادواره شهدا. توی خبرها خواندم یادواره شهدای خنج برگزار شده و یادواره شهدای لار هم امشب برگزار می‌شود. هنوز خبری از برگزاری یادواره شهدای گراش ندیده‌ام. اما مهم نیست، چون امروز و فردا خبر برگزاری یادواره شهدای گراش هم می‌رسد. خواستم مطلبی بنویم درباره این‌که دلم برای یک یادواره‌ی به‌درد بخور برای شهدا</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2015 11:31:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/196</guid>
</item>
<item>
<title>من، شارلی، اصلاح‌طلب‌ها و نظم جهانی</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/195</link>
<description>بازخورد‌های داخلی توهین روزنامه شارلی ابدو به پیامبر خوبی‌ها - درود و سلام خدا بر او و خاندانش - برایم جالب بود. برای من که در دوران دوم خرداد هنوز به آن سطح از درک سیاسی نرسیده بودم، این تصور وجود داشت که طرح مسائل توهین‌آمیز و خلاف قانون اساسی و حتی اصول اسلام به آن دوره مربوط بوده و حالا که امثال سروش و مهاجرانی از ایران رفته‌اند و در سال ۸۸ هم عدهٔ بیشتری از آن‌ها متواری شده‌اند، دیگر خبری از این‌دست موضع‌گیری‌ها نخواهد بود.</description>
<pubDate>Mon, 19 Jan 2015 20:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/195</guid>
</item>
<item>
<title>دردِ ننوشتن از درد</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/194</link>
<description>این نوشته رمزدار است. دوستان و آشنایان آن دو عدد بعد از اسم کاربریم را می‌دانند. همان دو عدد کفایت می‌کند.</description>
<pubDate>Sun, 16 Nov 2014 08:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/194</guid>
</item>
<item>
<title>پیشنهادهایی برای تجلیل از کنکوری‌های شهر</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/193</link>
<description>عصر دیروز همایش تجلیل از برگزیدگان کنکور سراسر به عنوان «حوالی دانایی» برگزار شد. درباره تقدیر از برترین‌های کنکور نکاتی به ذهنم رسید که این‌جا می‌نویسم: 1. تقدیر از نخبگان امری مبارک است و برگزاری همایش‌هایی مانند تقدیر از برترین‌های کنکوری، شور و نشاطی را هرچند کوتاه مدت در بین دانش‌آموزان و دانشجویان به‌وجود می‌آورد. به نظر می‌رسد کسی در لزوم برگزاری این‌چنین برنامه‌هایی تردید داشته باشد. 2. همایش روشنای علم که 2 سال پیش (1391) برگزار شد را باید نقطه‌ی</description>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2014 08:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/193</guid>
</item>
<item>
<title>این لبخند ارتشی</title>
<link>https://gerash.blogfa.com/post/192</link>
<description>«ارتش چرا ندارد!» همین یک جمله کافی است تا تصویری خشک، خشن و بدون انعطاف از ارتش در ذهن ما شکل بگیرد، اما من در ۶ ماه گذشته تصویری خلاف این موضوع را دیدم. نمی‌دانم این تصور خشک و خشن چگونه در ذهنم شکل گرفته؛ شاید از خاطراتی باشد که سرباز‌ها با پیاز داغ اضافه از خدمتشان تعریف می‌کنند، یا آن تصویر ارتش خشن زمان شاه که ذهنم به ارتش بعد از انقلاب هم گره خورده. ۶ماه است که به عنوان خبرنگار سرویس دفاعی مشغول هستم و هرچند حوزه ارتش مربوط به من نبوده، ولی‌‌ همان</description>
<pubDate>Sun, 20 Apr 2014 14:15:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>gerash</dc:creator>
<guid>gerash.blogfa.com/post/192</guid>
</item>
</channel>
</rss>
