<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/rss2full.xsl" type="text/xsl" media="screen"?><?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css" type="text/css" media="screen"?><rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:creativeCommons="http://backend.userland.com/creativeCommonsRssModule" version="2.0"> 
<channel>
<title>ghafoori [ PARSIBOX.COM ]</title>
<language>fa</language>
<generator>ghafoori [ PARSIBOX.COM ]</generator>
<description>ghafoori [ شبکه ی خدمات مجازی پارسی باکس ]</description>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<creativeCommons:license>http://creativecommons.org/licenses/by/2.0/</creativeCommons:license><xhtml:meta xmlns:xhtml="http://www.w3.org/1999/xhtml" name="robots" content="noindex" /><meta xmlns="http://pipes.yahoo.com" name="pipes" content="noprocess" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/ghafouri/rss" type="application/rss+xml" /><feedburner:emailServiceId xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">1224087</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">http://www.feedburner.com</feedburner:feedburnerHostname><item>
<title>امام  صدر و برداشت متفاوت از حضرت علی (علیه السلام)</title>
<description>&lt;p align="justify"&gt;&lt;img src="http://www.revayatesadr.ir/Gallery/pic/Album_0011/2007.02.10_205197.jpg" alt="" width="285" height="451" align="left" /&gt;مدت زمان زیادی است که در وبلاگ ننوشتم به همین علت فکرم بسیار مشغول بود که چه بنویسم. تا این که دیشب در یکی از سایت ها لینکی از سخنرانی امام موسی صدر در باب مسئله عاشورا را دیدم. با خودم گفتم خدا کند صدا و صوتی از ایشان باشد تا&amp;nbsp; حداقل صدایی از ایشان را شنیده باشم. اما متاسفانه تنها متن این سخنرانی وجود داشت. گفتم احتمالا در &lt;a href="http://www.imamsadr.ir"&gt;سایت خود ایشان &lt;/a&gt;صدا و صوتی وجود دارد. با مراجعه به این سایت در انتهای سایت صوتی از ایشان&amp;nbsp; وجود داشت که مربوط به سخنرانی ایشان با عنوان&amp;nbsp;(&lt;a href="http://imamsadr.ir/audio/Elam%20a%20movahhed.mp3"&gt;علی موحد بود و بس! &lt;/a&gt; ) که&amp;nbsp; در روز ولادت حضرت علی (علیه السلام) در سال 1341 در یکی از مساجد کاشان ایراد شده است. به چند دلیل با اشتیاق فراوان این فایل حجیم را دانلود کردم. اول آنکه در کاشان ایراد شده است! دوم آنکه می خواستم صدای ایشان را بشنوم و سوم آنکه چه عنوان جالبی دارد و می تواند سوژه جالب و مناسبی برای آفتابگردان باشد!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;صفاتی که انسان به آن صفات متصل می شود، گاهی به صورت عادت در می آید و به اصطلاح برای انسان ملکه می شود به عنوان مثال یک انسان بخیل یا خسیسی&amp;nbsp; پول مهمی برای ساخت یک مدرسه، بیمارستان و یا به خانواده فقیری می دهد. و فقط یک بار آن را انجام می دهد. از ابتدای زندگی بخیل بوده و از فردا نیز بخیل خواهد بود و تنها یک بار و به دلیلی آن را انجام می دهد. ولی گاهی از اوقات انسان به حسب طبعش کریم است یعنی عادت دارد به کرم و هرچه به او برسد می دهد. فرقی نمی کند که کرم او&amp;nbsp; بی مورد باشد یا با مورد! داشته باشد می دهد نداشته باشد می دهد، فقیر باشد کمک می کند غنی باشد کمک می کند وکرم برای او یک صفت است. ملکه یعنی صفاتی که در انسان وجود دارد و بدون صعوبت و مشقت آن صفت را بروز می دهد. مثلا حاتم طاعی کریم بوده است. یعنی اینکه که یک روز پول داده است، خیر! هرکسی که به او مراجعه کرده کمک کرده است. هرکس وارد خانه شده به او خوش آمد گفته است و کرم برای او ملکه شده است. یا مثلا برای هر کشوری قهرمانی وجود دارد مثل رستم و این قهرمان شجاع است. و این شجاع بودن او همه جا وجود دارد و شجاعت مانند نور خورشید بدون اختیار و توجه از او می تراود.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;درباره علی (علیه السلام) می خوانیم: علی شجاع است، علی کریم است، علی رحیم است، علی رئوف است، و یا می خوانیم علی (علیه اسلام) نسبت به غیرت دین چگونه است، نسبت به یتیم چگونه است و... . در حقیقت ما فکر میکنیم علی (علیه السلام) عبارت است از امثال حاتم طاعی و رستم و قهرمانان تاریخ که همه ذوب شده اند و وجود تازه ای مانند علی (علیه السلام) بوجود آمده است. در این صورت وقتی علی شجاع است یعنی سرنترس&amp;nbsp; دارد، وقتی کریم است یعنی دست و دلباز است یعنی نمی تواند چیزی داشته باشد و به کسی ندهد. در حالی که به هیچ وجه این گونه نیست! علی شجاع هست اما نه مثل رستم، علی کریم هست نه مثل حاتم طاعی! علی (علیه السلام) گاهی خیلی شجاع است و گاهی خیلی ترسو! علی علیه اسلام گاهی خیلی کریم است و گاهی خیلی بخیل! گاهی خیلی متواضع است و گاهی خیلی متکبر! علی صفاتش منشاء دیگری دارد. اما برای اینکه مطلب روشن شود نگاهی به زندگانی علی (علیه السلام) می تواند راهگشا باشد:&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مثلا می گوییم علی (علیه السلام) خیلی شجاع است. خود علی (علیه اسلام) می گوید: اگر تمام عرب پشت به پشت هم و به جنگ من بیاید من فرار نمی کنم و یا می گوید: من در کام مرگ فرو روم یا مرگ به من حمله کند برای من فرقی نمی کند، مرگ برای من وحشتی ندارد! آیا اسم این شجاعت نیست؟ حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) در باره امیرالمومنین می فرماید: علی یک لشگر در راه خداست! این شجاعت علی(علیه السلام) است. در مقابل این مطلب به سراغ شبهای علی (علیه السلام) می رویم: ضرار از یاران امیرالمومنین به معاویه می گوید: آن علی شجاعی که آتشی در کام دشمنان بود را در شب می دیدی، مشاهده می کردی که ایستاده است&amp;nbsp; ریشش را در دستش گرفته و روی زمین از وحشت می غلتد و ناله می کند و می گوید خدایا آه از راه دور و کمی بضاعت و وحشت آینده! کجا رفت آن شجاعت؟! علی شجاع چگونه اینجا شجاع نیستی؟ چگونه اینجا مانند مارگزیده به خودت می پیچی؟ کجاست شجاعتت؟ با این حال می توانیم بگوییم علی شجاع است؟!&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;یا مثلا می گوییم علی (علیه السلام) کریم است. دشمنش معاویه درباره او میگوید: اگر علی دو انبار بزرگ داشته باشد که یکی پر از انبار طلا و یکی از پر کاه، اول آن انبار طلا تمام می شود و بعد انبار کاه، علی (علیه السلام) تا طلا دارد نمی تواند کاه بخشش کند! این کرم علی است. از طرف دیگر علی (علیه السلام) که دنیا در مقابلش مانند استخوان مرده در نظرش ارزش ندارد! همین علی که پول برایش مانند خاک می ماند و یا از خاک ارزانتر در جای دیگر برادر گرسنه و کورش مثل عقیل در مقابلش ایستاده و می خواهد مقداری بیشتر از او پول بگیرد، با او چه می کند. خود آن حضرت در این باره می گوید: &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&lt;em&gt;عقیل آمد و پیش من زیاد تملق می گفت و میگفت از بیت المال و از خزانه شما مردم به او چیزی بدهم، نگاه کردم بچه های او موهایشان از فقر خاکی شده و رنگ پوستشان از کمی مواد غذایی سیاه شده است! بیچاره است و فقرش از ظاهر خود و بچه هایش مشخص است، گوش به حرفش دادم، گفت: دل برادرم رحم آمده است و الان است که از خزانه مسلمین و از بیت المال به من چیزی بدهد، الان است که راه خود را رها کند و عاطفه برادری در قلب سنگین علی اثر کند. اما من با او چه کردم: آهنی را داغ کردم و سپس به دست او نزدیک کردم، هرم آتش باعث شد که عقیل که دست خود را برای دریافت طلا دراز کرده یک دفعه دست خود را می کشد و ناله می کند و فریاد میکشد برادر می خواهی من را بسوزانی؟! پول که نداده ای می خواهی من را آتش بزنی؟! گفتم : ای عقیل بیچاره تو که از یک آتشی که برای شوخی در آتش گذاشتم و به دست تو نزدیک کردم می نالی و می خواهی من در آتشی بروم که جبار آسمان ها و زمین ها آن را شعله ور کرده بروم؟ تو از این آتش می نالی می خواهی من از زبانه آتش جهنم ننالم؟!&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;این عمل علی در مقابل عقیل است. کجاست کَرَم علی؟! علی که دریای طلا را قبل از کاه می بخشد چگونه در مقابل عقیل این کار را نمی کند؟!&amp;nbsp; حال می توانیم بگوییم علی کریم بود؟ حاتم طاعی این کار را نمی کرد ولی چگونه&amp;nbsp; علی (علیه السلام) این کار را کرد؟&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مثلا می گوییم علی (علیه السلام) رئوف بود.علی (علیه السلام)&amp;nbsp; یتیم را که می دید می لرزید. گریه می کرد. از جنگ صفین که باز می گشت زنی را دید که مشکی بر دوشش است و می گوید خدایا تلافی کن و حکم کن بین من و بین ابالحسن! علی (علیه السلام) مشک را از او می گیرد و به خانه می برد. بچه اش را به دامان می گیرد. به زن می گوید تو غذای بچه ها را درست می کنی یا من؟ که زن می گوید من خمیر را درست می کنم تو با بچه ها بازی کن. حضرت با بچه ها بازی می کند بعد زن به حضرت می گوید ای عبدالله تنور را آتش کن. وقتی حضرت که تنور را آتش می کند صورت مبارک را به آتش نزدیک می کند و می فرماید: بچش آتش را! مبادا یتیم ها را فراموش کنی! مبادا همسایه از یادت برود! اگر چنین کاری کردی این جزایت است! &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;این علی رئوف که در مقابل یتیمان گریه می کند و در مقابل آلام و درد های جامعه خود می نالد و در مقابل مصیبت ها بیچاره است در جنگ بنی قریضه به امر پیامبر 900 نفر را دریک روز گردن می زند و مثل آتش در خرمن خشک می تازد! دلسنگ تر از این سراغ داریم؟! حال می توانیم بگوییم علی دل نازک است؟ کجاست این رافت؟ عجب! کجاست این رقت روحی؟ کجاست این دل نازکی؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;مثالی دیگر: مثلا می گوییم علی فصیح است. هیچ شکی وجود ندارد که علی (علیه السلام) بعد از پیامبر افصح عرب است. یکی از دانشمندان بزرگ لبنانی که اتفاقا مسیحی هم هست&amp;nbsp; از فصاحت علی (علیه السلام) اینگونه تعبیر میکند: وقتی خطبه های علی (علیه السلام) را میشنویم مثل غرش شیر در شب های تاریک شکننده است و هر نیروی منحرفی را در مقابل خود خرد می کند! این صدا ومنطق علی (علیه السلام) است! اما در مقابل زمانی که در پیشگاه خدا می ایستند ویا دعا می خواند و یا در شب ناله می کند&amp;nbsp; آن چنان ساکت می شود که گویا اصلا بلد نیست حرف بزند! کجاست فصاحت علی (علیه السلام)؟!&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;علی متواضع علی که در مقابل کوچکترین خلق خدا تکبر نشان نمی دهد، علی که پیامبر به او&amp;nbsp; اباتراب (پدرخاک) می گوید گاهی آنقدر متکبر می شود. که یکی از کفاربه او می گوید: این غرور وکبریایی که در سر توست برای چیست؟! عجب! علی که متواضع بود چطور اینجا متکبر شد؟!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;و از این موارد بسیار است. آیا حالا می توانیم بگوییم علی عبارت است از یک حاتم و رستم و ... که روی هم ریخته شده و علی بوجود آمده است؟! خیر علی شجاعتش کرمش غیرتش ملکات نفسانی نیست! پس چیست؟ چرا علی (علیه السلام) اینگونه است؟ جواب این است: علی مومن است و لا غیر! علی شجاع است چون مومن است! ایمان به خدا مصدر تمام صفات علی (علیه السلام) شده است و بس! اگر کسی مومن بود شجاع هم هست، کریم هم هست، رئوف هم هست، فصیح هم هست و ... . اما در کجا؟ درجایی که رضای خدا باشد! اما در جایی که رضای خدا نباشد، ترسو ست، بخیل است، متکبر است و ... . این ایمان علی است که سِر تنقاض صفاتش است!&amp;nbsp; &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;در ابتدا باید ببینیم که ایمان چگونه می تواند منشا صفات عالیه بشود؟ آیا ایمان منشا این همه معجزات است؟ آری! به قرآن رجوع می کنیم:&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿یونس: ٦٢﴾ &lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;ولی خدا نه از چیزی می ترسد نه بر چیزی حزن دارد&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;به تعبیر قرآن ایمان سبب نترسیدن می شود! آیاتی که درباره صفات متقین وجود دارد نیز بر همین مبناست! و ... . حال از قرآن استفاده می کنیم که ایمان به خدا منشا تمام صفات کمال انسانی است! این سخن کوچکی نیست! ما اگر مومن به حق شدیم همه چیز داریم!&amp;nbsp; &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;ایمان به خدا یعنی چه؟ ایمان به خدا یعنی من معتقد باشم که خالق جهان خداست! این اعتقاد هم از زبان تجاوز کند و قلبم هم ایمان داشته باشد. زبانم، خونم، پوستم، احساسم هم ایمان داشته باشد. در حال غضب و عصبانیت هم ایمان داشته باشم! در حال ترس و وحشت هم ایمان داشته باشم! حال اگر ایمان به خدا تمام وجود من را گرفت و معتقد باشیم که خدا دارای این صفات است: عالم است، رئوف است، عادل است، جبار است، متکبر است، خالق است و .. .و این را باور داشته باشیم و از زبانمان هم تجاوز کرده باشد و قلبمان هم فریاد ایمان زند، آن وقت ما هم باور میکنیم: که خدای مقتدری بر این جهان حکومت می کند، ظلم بر کسی نمی کند و جهان قائم است بر عدل و حق و این دنیا پر است از خیر و برکت و زیبابی و پراست از خیر و حق! مثالی را میزنم، اگر رفتیم در مدرسه ای دیدیم مدرسه منظم است می گوییم مدیر مدرسه منظم است و نظم او در مدرسه رسوخ کرده، اگر آدم غیر منظمی مدیر مدرسه شد، بی نظمی مدیر در مدرسه او اثر می کند، بی نظمی خانمی در خانه اش اثر میکند همانگونه که کدبانویی او در خانه او اثر می کند، خوبی و رشوه نگرفتن رییس موسسه ای در حسن اداره آن موسسه، او&amp;nbsp; میکند، انتقاد پذیری حاکم در جامعه او اثر میکند همان گونه که ظلم او هم در جامعه اثر می گذارد! صفات عالیه حاکم هرگونه که باشد در جامعه او منعکس می شود! ما که این مسئله را قبول داریم که خدای عادل وعالم و حی ومدرک و حاذق و رحیم جهان را اداره می کند، پس این جهان پر است از حق و خیر و عدالت و علم و جمال و... آن وقت منی که فردی از این دنیا هستم جزئی از این جهان هستم، این صفات به طور طبیعی در من جلوه می کند! من هم دیگر از کسی نمی ترسم! چرا؟ چرا که من معتقدم که مرگ من به دست خداست! پس از چه می ترسم؟ آدمی که مومن به خداست از خوف فقر بخیل نمی شود! اصلا چرا انسان بخیل می شود؟ از ترس فقر! اگر ایمان داشته باشم که خدا رزاق است از فقر نمی ترسم! اگر دقت کنیم همه صفات خبیثه مانند حرص و دروغ و نفاق و ...&amp;nbsp; منشاء همه آنها ضعف و حقارت روحی است ولاغیر! مثلا انسان چرا دروغ می گوید؟ انسان دروغ می گوید چرا که یا می خواهد منفعتی به او برسد حتی منفعت موهوم مانند کسب شخصت! و یا دروغ می گوید چرا که از متضرتی می ترسد! مثلا اگر پدری به فرزندش بگوید که تو این آب را ریخته ای، فرزند می گوید: نه! چرا که فرزند می ترسد که پدر او را بزند! پس دروغ گفتن یا از ترس است و یا از طمع! حال ترس و طمع منشائش چیست؟ منشاش ضعف و حقارت روحی است! انسان ضعیف میترسد! انسانی که احساس اتکای روحی کرد که نمی ترسد! پس اگر توانستیم ضعف و حقارت روحی او را بر طرف کنیم دیگر دروغ نمی گوید! دروغ می گوییم چون کوچکیم! چرا طمع داریم چون احساس فقر میکنیم حتی میلیون ها ثروت داشته باشیم! &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;در نتیجه انسانی که خود را متکی به خدای بزرگ و توانا و عالم و عزیز می داند دیگر از چیزی نمی ترسد! دیگر رافت دارد و بر مردم رحم میکند! بر اساس عدالت رفتار میکند! و علی (علیه السلام) از این نوع بود! به همین دلیل در روایات ما تاکید شده است: صفات خدا را داشته باشید. صفات خدا چیست؟ صفات خدا علم است، عدالت است، قدرت است، رحمت است، رافت است. پس اگر کسی ایمان به خدا داشت منشاء رافت و شجاعتش است! به همین دلیل است که به ما گفته می شود نماز بخوانیم و گفته می شود: الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر! چرا؟ نماز مگر چیست؟ نماز مصاحبت با خداست! نماز مجالست با خداست! نماز نشستن پیش خداست! این مصاحبت سبب می شود انسان صفات خدایی را کسب کند! انسان از مصاحبش صفات را کسب می کند! &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;بنابر این علی(علیه السلام) شجاع نیست، ترسو هم نیست! کریم نیست، بخیل هم نیست! علی تنها و تنها مومن است! منتها ایمانش زیاد است، آنجایی که خدا می گوید اقبل فاقبل! آنجایی که خدا می گویدبایست می ایستد! آنجایی که میگوید برو می رود! آنجایی که می گوید بده می دهد! و تسلیم مطلق در برابر ذات الهی! رضای خدا منشا تمام صفات علی است! این علی که ایمان کلی دارد خودش نه افتخار به شجاعتش می کند و نه افتخار به کرمش می کند نه افتخار به فصاحتش می کند و تنها افتخار به مطابعت از حضرت محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می کند، افتخار به پیروی از دین خدا می کند، می گوید: &lt;em&gt;شما می دانید من چه ارتباطی با پیامبر داشتم؟ من شش ساله بودم که در خانه پیامبر بودم و از بچگی به دنبال پیامبر بودم، من را بغل میکرد و می بویید! همراه او بودم. در جنگ و صلحش و خانه و بیرون کنار او بودم، و مثل بچه شتر به دنبال شتر همراه پیامبر می رفتم! هر روز برای من عَلمی از هدایت بر می افراشت و مرا به پیروی از آن وا می داشت و از آن جهت مقام من این است! &lt;/em&gt;علی به این افتخار میکند: به ایمان به خدا! به مطابعت از پیامبر! و همه این ها برای علی این همه فضیلت همراه آورده و کار به جایی رسید که تسلیمش برای خدا سبب شد که سجده برای بت نکند! تسلیم مطلق در برابر خدا او را به مقامی رساند که پیامبر در مورد او می فرماید: &lt;em&gt;ایمان همه در وجود علی مجسم است!&lt;/em&gt; این علی است! ایمان کلی! ایمان مطلق! ایمان مجسم! اگر ایمان جسمی داشت به صورت علی در می آمد. و به همین دلیل محبت علی جزء دین شد، چرا گفته اند: چ&lt;em&gt;را محبت علی جزء اسلام است و هرکس محبتش را نداشته باشد کافر است! &lt;/em&gt;چرا؟ مگر اسلام دین شخص است؟ مگر اسلام دین فرد است؟ نه خیر اسلام دین خداست! ولی علی ایمان کلی خداست! اگر کسی او را دوست نداشته باشد خدا را دوست ندارد! حضرت می فرماید : &lt;em&gt;اگر پیر مومن را در آوری و دماغش را با تیغ بزنی که دشمن من باشد ممکن نیست! اگر همه دنیا را بریزی روی سر منافق که من را دوست داشته باشد ممکن نیست! قسیم الجنه و النار است&lt;/em&gt;! چرا که هر کس او ار دوست دارد خوب است و هرکه او را دوست نداشته باشد بد است!&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;اما چه دوستی؟ &lt;em&gt;فردی از&amp;nbsp; امام صادق (علیه السلام) پرسید: ما نام شما را بر اولاد خود می گذاریم آیا این به درد ما میخورد؟ که حضرت می فرماید: آری! آیا دین جز دوستی چیزی هست؟ و سپس برای آن که خطایی نشود می فرماید: کسی که خدا را دوست دارد پیرو پیامبر هم هست! &lt;/em&gt;پس ایمان علی موجب می شود که جزء دین شود. علی(علیه السلام) به همین دلیل که ایمان کلی است، پس شجاعتش برای خداست و به امر خداست و به امر او و ترسش در برابر خداست! کرمش چون از فقر نمی ترسد! اعتماد به خدا دارد! و امساکش به دلیل آن است که نمی خواهد مال مسلمانان را به برادرش بدهد! طلب دنیا او برای اقامه عدل است و وقتی که اینگونه نبود دنیا به دردش نمی خورد. به همین دلیل در زندگانی علی (علیه السلام) هماهنگی کامل دیده می شود! علی با ایمانش بازی نمی کرد! در بازار همانگونه بود که در خانه بود! در خانه همانگونه بود که در جنگ است و در جنگش همانگونه بود که در مسجد بود! یک راه بود و اینجا و آنجا نمی شناخت! در تمام دنیا علی ولی خدا بود! در همه جا در مقابل خویش و بیگانه یکنواخت بود! برای او فرقی نمی کند که برادر و خویش و بیگانه! آنجا که رضای خدا باشد همه چیز هست و آنجا که رضای خدا نباشد نیست! در روز مرگش و روز خلافتش حرفهایش یکی است! خطبه علی در روز خلافتش و آن روزی که دنیا با تمام زیبایی هایش به علی رو می کند همان حرفی را میزند که روز مرگش می زند! برای آنکه دنیا برای او رسالت است و امانت! دنیا برای علی وسیله کار است! در حال غضب و آرامش یکنواخت است! چرا علی (علیه السلام) یدالله می شود؟ برای آنکه اگر خدا دستی داشت همانجا میزد که علی میزد! اگر خدا دستی داشت همان شمشیری را میزد که علی میزد! اگر خدا دستی داشت همان پولی می داد که علی می داد! دست علی جز با اراده خدا حرکت نمی کرد! قلبش جز با محبت خدا نمی تپید! &amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;حال ما هم شیعه علی هستیم! ما می گوییم علی (علیه السلام) امام ماست! امام یعنی چه؟ مثلا وقتی نماز جماعت می خوانیم امام می گوید الله اکبر ماموم هم میگوید الله اکبر، امام رکوع می کند مامومین هم رکوع می کنند، امامت یعنی پیروی ما از او! علی امام ماست، علی چگونه بود؟ همانگونه که در بالا آمد! حال آیا اگر امامی را دیدیم که ایستاده است و نماز می خواند و ماموینش در حال سجود هستند آیا می توانیم بگوییم که این آقا امام این هاست؟! ما چطور ماموین این امامیم که علی(علیه السلام) شجاع است و ما ترسو! علی کریم و ما بخیل! علی توانا ما طماع! علی(علیه السلام) صادق و ما درغگو! علی عادل و ما ظالم! علی که ما گفتیم سِر کمالش ایمانش است! راهی که برای ما هم باز است! ما هم باید برویم! علی 100 درجه از آن را رفت ماهم 1 درجه از آن را برویم و بشویم 0.01 علی! راه برای همه باز است! ما کمال را در ایمانش می دانیم و با ازدیاد ایمان میتوانیم راه علی را برویم! اما ما چه کردیم؟ اگر دنیای امروز بخواهد علی را بشناسد چگونه می تواند؟ دو راه دارد: یک راه از راه تاریخ است و راه دیگر از طریق پیروانش است! فرض امروز کسی می آید و میخواهد علی (علیه السلام) را بشناسد و سراغ پیروان علی و شیعیان او&amp;nbsp; بیاید چه می بیند؟ آیا تقوا می بیند؟ آیا علاقه به یتیم می بیند؟ آیا علاقه به خدمت به مردم میبیند که در علی می دید؟ آیا شجاعت وصراحت علی را می بیند؟ علی (علیه السلام) سه مصیبت داشت:اول مصیبت شخص خود او بود، کسانی حقش را غصب کردند و اذیتش کردند و او را کشتند! این مصیبت چند سال طول کشید؟ 30-40 سال نه بشتر، دوم مصیبت در اولادش: اولادش را کشتند واسیر کردند و این مصیبت چند سال طول کشید؟ اما مصیبت سوم او عدم پیروی شیعیان او از ایشان است! که مصیبتی به مراتب بدتر و جانگذاز تر است که تا امروز باقی است! درست است که ما ننگ پیروان علی باشیم! درست است که ما امروز امر به معروف و نهی از منکر را که جزء لاینفک فروعات دین است و اتفاقا از وصایای حضرت به امام حسن(علیه السلام) است را فراموش کرده ایم! ایشان می فرماید: &lt;em&gt;امر به معروف ونهى از منکر را ترک نکنید، نتیجه ترک آن این است که بدان وناپاکان بر شما مسلط خواهند شد وبه شما ستم خواهند کرد، آن گاه هر چه نیکان شما دعا کنند دعاى آنها مستجاب نخواهد شد.&lt;/em&gt; مطلب زمانی جالب می شود که حضرت نشانه ای هم برای ترک امر به معروف و نهی از منکر و تسلط بدان و ناپاکان ذکر می کنند و آن عدم استجابت دعا است! مگرهمین امسال که خشکسالی شده است چقدر دعا و نماز باران خوانده شد! کو باران و کجاست استجابت دعا؟! حال آیا نمی توان ادعا کرد که ناپاکان برما مسلط شده اند که همان نتیجه ترک امر به معروف و نهی از منکر است؟ و اجازه انتقاد نمی دهند که میگویند اینها به دنبال تضعیف دولتند! مملکت امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) اینگونه است؟! آیا راه انتقاد بسته است؟ و سوالاتی دیگر&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;خداوند همه مارا از رهروان آن حضرت قرار دهد انشاالله...&amp;nbsp; &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=TpTzL7"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=TpTzL7" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Sep 2008 07:16:54 +0330</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/65.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/65.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>انتظار</title>
<description>&lt;div align="right"&gt;و عمری است که در بیابان دنیا، همچون آفتابگردانی که رو به سوی خورشید خورشید است، در انتظار بارانی هستیم که از ابرهای حقیقت حق بر چشمان خسته ومنتظرمان ببارد. ولی چه سود که چشمانمان به در ماند و هنوز...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;img style="width: 400px; height: 292px" src="http://i11.tinypic.com/6fjuc82.jpg" alt="" width="400" height="292" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انتظار را عبادت می دانند. اما چرا انتظار؟ انتظار چه کسی؟ و&amp;nbsp; کدام انتظار؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;چرا&amp;nbsp; انتظار؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انسانی را نمی توان یافت که برای خود ایده آلی نداشته باشد چرا که همه انسانها کمال و سعادت را می خواهند و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. در همین حال&amp;nbsp; انسانها در نوع کمال و سعادت خود تفاوتهای بنیادین با یکدیگر دارند چرا که خداوند قدرت تفکر و تعقل را به انسانها عطا نمود تا بتواند ایده آل های خود را ترسیم کنند.&amp;nbsp; هرکس به میزانی که این قدرت تفکر وتعقل را در وجودش پرورانده می تواند ایده آل ها را ترسیم کند. اما چون انسان ها در ظرف زمان و مکان هستند برای رسیدن به ایده آل هایی که برای خود، با استفاده از قدرت تفکر و تعقل ترسیم نموده اند، می بایست طعم &lt;strong&gt;انتظار&lt;/strong&gt; را بچشند.&amp;nbsp; زمانی&amp;nbsp; که انسانی بخواهد به نقطه ای برسد که تا کنون در آن نبوده است می بایست ظرفیت آن نقطه و مکان را در خود ایجاد نماید و انتظار در واقع همان ایجاد ظرفیت برای رسیدن به کمال است. &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;انتظار چه کسی؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;مطمئنا انسانها به تنهایی نمی توانند به کمال برسند. چرا که خداوندی که به آنها قدرت تفکر و تعقل عطا نموده است، آن قدرت تفکر و تعقل به شدت محدود&amp;nbsp; نموده است. مطمئنا به جهت جبران اینچنین محدودیت هایی می بایست به انسانی نزدیک گردد که&amp;nbsp; اولا مانند تمام انسانهای دیگر باشد ثانیا از هرگونه اشتباهی مصون باشد، ثالثا برگزیده خداوند متعال باشد و رابعا انسانها را به سمت کمال واقعی رهنمون سازد.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;کدام انتظار؟ &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انتظار چیزی جز ایجاد ظرفیت برای دریافت حقیقت نیست. مطمئنا زمانی که می خواهیم خود را آماده دریافت حقیقت کنیم می بایست حقیقت را بشناسیم و زمانی که حقیقت را شناختیم هیچ گاه از آن روی برنگردانیم.&amp;nbsp; زمانی که گروهی از انسانها به سمت حقیقت حرکت کنند مطمئنا با گروه دیگری از انسانها مواجه می شوند که رو به سوی حقیقت ندارند. در نتیجه با یکدیگر برخورد می کنند و این قصه خیر و شر ازابتدای تاریخ بوده است و تا انتهای آن خواهد ماند. حال در این جند دهه اخیر عده ای با در نظر گرفتن این برخورد خیر و شر، سعی در تسریع این برخورد، آن هم از طریق ترویج شرارت دارند. این عده در حقیقت دلیل واقعی انتظار که همان رو به سوی حقیقت بودن است، را فراموش کرده اند و می خواهند به هرچه زودتر به حقیقت برسند بی آنکه ظرفیت لازم را در خود ایجاد نمایند.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مطمئنا در طول تاریخ معنای واقعی انتظار و مرجع واقعی انتظار و راه واقعی انتظار با انحرافات گوناگونی مواجه شده و در آینده نیز با احتمالا با انحرافات بیشتری رو به رو خواهد شد ولی اگر انسانی تمامی این سوالات را به آنچه که پیامبر گرامی اسلام به یادگار گذاشته اند، که همان قرآن و عترت است، عرضه نماید هیچ گاه از رسیدن به حقیقت دور نخواهد شد.&amp;nbsp; &lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=lHwKpo"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=lHwKpo" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 14:49:03 +0430</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/64.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/64.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>فولادوند و ثثر قرآنی او و یادی که از او نشد</title>
<description>&lt;p&gt;هرچند عادت ندارم هرروز بنویسم اما برخلاف عادت دیرین مسئله بزرگی رخ داد تا مجبور شدم امروز هم بنویسم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;نمی دانم ما انسانها چرا زمانی که شخصیت وارسته ای به دیار باقی میروند شروع میکنیم و در مورد او مینویسیم. اول هم از خودم شروع میکنم امروز دکتر محمد مهدی فولادوند مترجم بزرگ قرآن در عصر ما درگذشت، اما الان آمده ام و در موردش می نویسم. واقعیت من از چند ماه پیش می خواستم پیرامون شخصیت و زندگی این مرد بزرگ بنویسم اما آنقدر درگیر کارهای روزمره شدم که فراموش کردم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img src="http://tinypic.info/files/q0rg7x9g4pbt1hjw8c7t.jpg" alt="" width="442" height="294" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;قرآن واژه ای است که شاید برای برخی از ما&amp;nbsp; به واژه ای مهجور تبدیل شده است. قرآن آن حبل متین که که یادگار گرانقدر پیامبر در میان ماست و عصری که بیش از گذشته به آن نیاز مندیم، مهجوریت بیشتری را احساس میکند. ما نتها متن این کتاب آسمانی را فراموش کرده ایم بلکه خادمان این کتاب آسمانی را هم به دست فراموشی سپرده ایم.ابتدا اندکی پیارامون ترجمه قرآن کریم و انواع آن مینویسم و سپس خاطره ای را که چند ماه پیش رخ داد را نقل می کنم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;یکی از راه های ابتدایی&amp;nbsp; ارتباط با قرآن به خصوص برای آن دسته از افراد که تسلط کافی&amp;nbsp; برروی زبان قرآن ندارند، تامل در ترجمه آن کتاب آسمانی به زبان فرد خواننده(مثلا برای ما ایرانیان فارسی) است. ترجمه نیز بردو نوع است.1- ترجمه تحت الفظی که بیشتر بر جنبه های زبان مبداء(مثلا در مورد ترجمه قرآن روی زبان عربی) تکیه دارد. 2- ترجمه ای است که بیشتر بر جنبه های زبان مقصد تکیه دارد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ترجمه قرآن کریم از روزگاران گذشته به زبان فارسی&amp;nbsp; انجام شده است و تقریبا اکثرا بر جنبه های زبان عربی تیکه زیادی داشته اند چرا که غالبا اصل زبان فارسی متاثر از زبان عربی بوده است. اما در این میان دکتر محمد مهدی فولادوند با تکیه بر زبان فارسی ترجمه ای از قرآن کریم ارائه نمود که در آن اصول زبان معیار فارسی را بیش از پیش مبنای عمل قرار داده است و خود نوعی نقطه عطف در ترجمه قرآن کریم محسوب می شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما چند ماه قبل بود که در پای صحبت فرزند یکی از فقهای بزرگ قم نشسته بودیم که فردی خوابی را نقل کرد. آن فرد گفت که خواب دیده است که فرزندان آن فقیه در مراسم تشییع دکتر جعفر شهیدی که اتفاقا در همان ایام فوت کرده بود، شرکت کرده اند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;em&gt;فرزند آن فقیه اندکی تامل نمود و گفت بگذارید مطلبی را بگویم. چند روز پیش بود خانم من مجله ای را می خواند که اتفاقا در آن مصاحبه ای از دکتر فولادوند و گزارشی از احوال او به چاب رسانده بود. آن مجله نقل کرده بود که دکتر در شرایط خوبی زندگی نمی کند و شاید بصورت فراموش شده ای در گوشه ای افتاده اند. تحقیقات کردیم و مکان زندگی او را پیدا کردیم. رفتیم و دیدیم که دکتر فولادوند در بدترین شرایط زندگی میکنند و تنها در گوشه ای از یک آپارتمان محقر افتاده اند و هیچ کس به محل زندگی او رفت و آمد نمی کند. از او احوال او را پرس و جو کردیم و متوجه شدیم تنها با حقوق ماهیانه 80 هزار تومان&amp;nbsp; که ازاداره ارشاد تهران به او می رسد، احوال و زندگانی میگذراند.&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر ما انسانهای زنده خادمان قرآن را فراموش کرده ایم، گویی مردگان و ارواح آنها بیشتر به یاد آنها هستند. ای کاش توجه بیشتری نسبت به آنچه در اطراف ما میگذرد داشته باشیم. &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=a4Is8A"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=a4Is8A" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 02:27:45 +0430</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/63.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/63.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>رییس جمهور آینده کیست؟!</title>
<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;با پایان انتخابات مجلس و به قول آقای کروبی مشخص شدن وزن هر گروه و حزب بحث انتخابت ریاست جمهوری بیشتر در محافل و گعده های سیاسی دیده می شود. در اردوگاه اصولگرایان و اصلاح طلبان امروز بیشتر از گذشته صداهای مختلف شنیده می شود. اصولگرایان و اصلاحطبان معمولا به دسته های تندرو و معتدل تقسیم بندی می شوند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;تندروان اصولگرایان را فرقه مصباحیه تشکیل میدهند که از همین الان روی ریاست چمهوری محمود احمدی نژاد حساب ویژه ای باز کرده اند. این گروه بسیار بسیار زود تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده اند و گویی از همان فردای 3 تیر 1384 خود را برای خرداد 88 آماده می کردند. سفرهای استانی هیئت دولت، صندوق مهر امام رضا و... و اینک طرح تحول اقتصادی همه و همه در راستای تبلیغات دور بعدی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد محسوب می شود. به عقیده من فعالیتی در دولت نهم انجام نشده است که در آن تبلیغات برای خرداد 88 در نظر گرفته نشده باشد. اما با این همه این گروه بیشترین ترس را از نتیجه انتخابات بعدی دارند. برای اثبات این مدعی می توان به سرمقاله حسین شریعتمداری&amp;nbsp; که در آن رسما رد صلاحیت سید محمد خاتمی را اعلام کرده بود و یا تهدید جدی شیخ قاسم روان بخش، نماینده ویژه رییس جمهور در استان قم، مبنی بر احضار سید محمد خاتمی به دادگاه ویژه روحانیت در صورت کاندیدا توری در انتخابات ریاست جمهوری اشاره کرد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img style="width: 387px; height: 595px" src="http://hajiwashington.com/blog/wp-content/uploads/2007/06/267467_orig.jpg" alt="" width="387" height="595" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt; اما معتدلین اصولگرایان مانند روحانیت مبارز و جبهه پیروان امام ور رهبری همراه با معتدلین اصلاح طلبان مانند روحانیون مبارز و کارگزاران در زیر چتر ناطق نوری جمع شده اند تا با وحدت بایکدیگر جبهه نجات ملی تشکیل دهند. در میان کاندیداهای مورد حمایت این&amp;nbsp; جبهه می توان از عزت الله ضرغامی و حداد عادل در جبهه اصولگرایی و سید محمد خاتمی از جبهه اصلاحطلبی را نام برد که در صورت کاندیداتوری خاتمی احتمالا کاندیدای مورد حمایت این جبهه خواهد بود و در غیر این صورت احتمال گزینه ای مانند علی لاریجانی نیز وجود دارد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img style="width: 300px; height: 392px" src="http://www.aftab.ir/news/2008/jan/29/images/81db7826a9fd0bb93868036b59aa8f54.jpg" alt="" width="300" height="392" /&gt;&lt;/div&gt; &lt;br /&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt; این درحالی است که در میان تندروان و معتدلین&amp;nbsp; اصلاحطلبان کاندیدای مشخصی وجود ندارد و بیشتر تمرکز اصلاح طلبان بر روی تدوین استراتژی مشخص معطوف شده است تا علاوه بر انکه گزینه وحدت اصلاح طلبی را تامین کند به اصلاح اصلاح طلبی روی آورد تا برگ برنده بزرگی در مقابل اصولگرایان از جمله محمود احمدی نژاد از آن خود داشته باشد. هرچند در این میان گزینه هایی مانند عبدالله نوری، سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی مطرح می شود. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img style="width: 316px; height: 485px" src="http://www.tinypic.info/files/kk2kwaiefpm6syf96g82.jpg" alt="" width="316" height="485" /&gt;&lt;/div&gt; &lt;br /&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما آنچه نقطه مشترک تمامی گروههااز اصولگرا و اصلاح طلب چه تندرو و چه معتدل &amp;nbsp; محسوب میشود توجه ویژه ای است که این گروه ها به شرایط حساس کشور دارند و همه این شرایط حساس را ناشی از اشتباهات مکرر دولت نهم و بویژه شخص محمود احمدی نژاد می دانند. این مسئله زمانی جالب تر می شود که حتی خود محمود احمدی نژاد نیز منتقد فعالیت خود می شود و طرح تحول اقتصادی در حقیقت نوعی فرافکنی و به قول معروف ماست مالی برروی فعالیت های خود می باشد.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;در این میان سوالی که مطرح می شود آیا این گروهها موفق می شوند آرای قسمت خاموش جامعه یعنی کسانی 40 درصد واجدین شرایط انتخابات که در انتخابات های اخیر شرکت نکرده اند را به سوی خود جذب خواهند کرد. کاری که سید محمد خاتمی در 2 خرداد 1376 و محمود احمدی نژاد در 3 تیر 1384 موفق به انجام آن شد. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img style="width: 389px; height: 278px" src="http://nasle3.com/photo/1384_6/ahmadinejad-rahbar.jpg" alt="" /&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp; آنچه که مشخص است می بایست به انتظار نشست که آیا طرح های پوپولیستی محمود احمدی نژاد پیروژ می شود یا موش هایی که در دیگ اطلاح طلبان وجود دارد مانند مهدی کروبی و ابراهیم اصغر زاده او را بار دیگر راهی خیابان پاستور می کند و یا اتفاقی تازه رخ می دهد و کشور از وضعیت حاضر با قدرت عبور میکند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img style="width: 364px; height: 450px" src="http://www.lokopok.com/images/images_site/21483411_4da9fcc145.jpg" alt="" width="364" height="450" /&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=5j4sV5"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=5j4sV5" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 05 Aug 2008 04:16:02 +0430</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/62.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/62.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>دانشگاه و دولت نهم</title>
<description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Arial"&gt;امروز با دو موضوع کاملا مربوط به دانشگاه برخورد کردم که هردو هم اتفاقا مربوط به معاونین و مدیر کل امور دانشجویی دانشگاههای کشوری بود که رییس جمهور آن ادعا می کند امام زمان آن را اداره میکند!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center"&gt;&lt;span style="font-family: Arial"&gt;&lt;input type="image" height="314" width="450" src="http://media.farsnews.com/Media/8703/ImageReports/8703240699/17_8703240699_L600.jpg" longdesc="undefined" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Arial"&gt;اولی مربوط به حضور مدیرکل سابق امور دانشجویی دانشگاه قم در جمع فرقه مصباحیه و دومی مربوط به تعرض معاونت امور دانشجویی دانشگاه زنجان به یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Arial"&gt;از همین جا محضر حضرت ولی عصر (اروحنا فداه) نسبت به بی شرمی های رییس جمهور و هیئت حاکمه و نسبت دادن موارد خلاف واقع به امام عصر(عج)، تسلیت عرض میکنم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Arial"&gt;چه بگویم که خود تصاویر گویا ترند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family: Arial"&gt;فیلم تعرض معاونت امور دانشجویی دانشگاه زنجان به یکی از دانشجویان دختر این دانشگاه: &lt;a href="http://jp.youtube.com/watch?v=CEfYcZcJccM"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=E5cR3d"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=E5cR3d" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 17:55:14 +0430</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/61.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/61.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>حجت الاسلام و المسلمین سید محمد طاهری خرم آبادی درگذشت</title>
<description>&lt;p align="justify"&gt;چه دنیای کوچکی شده است. همین صبح بود که داشتم پیگیری صحت و سقم خبر استعفای آیت الله قاضی را می کردم که ناگهان خبر رسید. حاج سید محمد طاهری سکته کرده اند. خبر عجیبی بود. چرا که آیت الله قاضی عموی خانم ایشان بود و خبر از آن میداد که امروز را می بایست روز خرم آباد و لرستان دانست چرا که ظاهرا همه خبر ها از آنجاست و همه خبرها از رفتن است. و امروز عصر هم خبر درگذشت این سید والامقام را دادند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;حجت الاسلام سید محمد طاهری خرم آبادی فرزند مرحوم آیت الله سید احمد طاهری،&amp;nbsp; از فضلای مشهور خرم آباد و حوزه علمیه قم امروز دار فانی را وداع گفت. هیچ گاه محبت های این سید جلیل القدر در شهر خرم آباد و پذیرایی مفصلی که همین امسال در بیتش از ما انجام داد را فراموش نمی کنم. سیدی که تمام زندگی خود را وقف آبادی روستاهای خرم آّباد کرده بود.و همین امسال زمانی که شبی توانسته بود چراغ برق خانه های یکی از روستاهای اطراف خرم آباد را که برای نخستین بار برق به آن روستا رسیده بود، را روشن کند، از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجید.&lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;نمی دانم الان در خرم آّباد چه خبر است و&amp;nbsp; مردم این شهر از اینکه این سید والامقام را از دست داده اند، خیلی ناراحت هستند. خداوند روح این سید والامقام را با اولیاء الله و جد بزرگوارش قرین رحمت کند. انشاالله... &lt;/p&gt;&lt;p align="justify"&gt;.&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img style="width: 414px; height: 266px" src="http://media.farsnews.com/Media/8702/ImageReports/8702241199/3_8702241199_L600.jpg" alt="" width="414" height="266" /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=0FFGFE"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=0FFGFE" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 May 2008 19:43:24 +0430</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/60.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/60.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>چند نکته در باب خانوم</title>
<description>&lt;p&gt;&lt;img style="width: 200px; height: 285px" src="http://efeh.com/images/products/big/616.jpg" alt="" width="200" height="285" align="left" /&gt;تعطیلات عید فرصتی شد تا داستان &amp;quot;خانوم&amp;quot; را که دو سه ماه پیش شروع کرده بودم و به دلیل مشغله کاری معطل مانده بود، تمام کنم. الحق داستان بسیار زیبایی بود که به گفته نویسنده اش یعنی آقای بهنود داستانی است که می بایست آن را باور کرد. داستانی که واقعیت تاریخ معاصر ایران و جهان را آن هم از دیدگاه یک شاهزاده قجر به روشنی ترسیم میکند. در این کتاب چهار انقلاب معاصر به همراه سه جنگ&amp;nbsp; به شیوه ای داستان گونه روایت میشود.&amp;nbsp; در حقیقت &amp;quot;خانوم&amp;quot; نمادی است از واقعیت، که زنان امروزی جامعه از آن پیروی کنند. یعنی دختران امروز می بایست همان خانوم هایی باشند که در داستان اشاره شده است و مریم این داستان هم مادران ما هستند که تنها نقش واسطه ای را ایفا کرده اند و انقلابی را از هم ا نسلی های خانوم را به خانومی دیگر منتقل کنند. یکی از محاسن داستان آن است که خواننده زمانی که به گذشته خانم ارجاع می شود بغضی همچون بختک بر گلوی او می نشیند و این حقیقتی است از جامعه ما. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما آنچه ذهن خواننده را مکدر می کند، احساس فمینیستی بیش از اندازه آقای بهنود است که اگر در داستان نامی از میشل (یا میثم) و علاقه او به خانوم ذکر نشده بود این داستان یک داستان فمینیستی به معنای واقعی لقب میگرفت.&amp;nbsp; اینجا زمانی است که آقای بهنود&amp;nbsp; بعد از داستان هایی نظیر &amp;quot;امینه&amp;quot; &amp;quot;این سه زن&amp;quot; می بایست داستانی با محوریت یک مرد را بنویسند تا نوعی تعادل را در حرفه دوم ایشان یعنی داستان نویسی را شاهد باشید. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;خواندن این داستان را به همه توصیه میکنم چرا که حقایقی از گذشته و حال جامعه در این داستان نهفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=ifGnhd"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=ifGnhd" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Mar 2008 22:28:57 +0430</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/59.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/59.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>یا ابا صالح المهدی ادرکنی</title>
<description>&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img src="http://tinypic.info/files/blzgnuaka98odi0f6c61.jpg" alt="" width="406" height="302" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;خبـــــــــرت خراب تر کرد جــــراحت جدایی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;   چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تو چه ارمغانی آری که بدوستان فرستی &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; شب&amp;nbsp; روز در خیالـــــــی و ندانمت کجایی&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&amp;nbsp;تو جفای خود بکردی و نــــــه من نمیتوانم &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;    که جفا کنم ولیکن تو نه لایـــــــــق جفایی&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; چه کننداگر تحمل نکنندزیر دســــــــتان&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;   تو هرآن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=OozES5"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=OozES5" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Mar 2008 01:03:41 +0330</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/58.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/58.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>چرا \"همراه شو عزیز\" ؟!</title>
<description>&lt;p style="text-align: center"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;&lt;img src="http://moobarez.persiangig.ir/image/razme%20moshtarak.jpg" alt="" width="405" height="184" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center"&gt;&lt;font size="2"&gt;&amp;nbsp;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;انسانها در زندگیشان بر اساس یکسری عقاید زندگی میکنند. آنچه که امروز عقیده بسیاری از مردم این دیار است، عقیده به ولایت فقیه است. عقیده ای که برآمده از نظرات فقهی عالمان و مراجع معاصر و بنیانگذاران انقلاب شکوهمند ایران است. عقیده ای که امروز و در عهد غیبت حضرت ولی عصر (عج) راهگشای انسانهاست. و اعتقاد به همین عقیده سنگهای بسیاری را از پیش پای این انسانهای این سرزمین برداشته است. سنگهایی مانند رژیم شاهنشاهی، هشت سال جنگ و&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt; ... . &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;ط&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;بق فرموده حضرت امام مطمئنا کسانی در این دیار هستند که نتنها به ولایت فقیه عقیده ندارند بلکه آن را سنگ بزرگی در پیش برد اهداف خود میدانند.&amp;nbsp; اما نگاهی واقع بینانه همه را به این نکته میرساند که مطمئنا ولایت فقیه با آن پشتوانه فقهی به انحراف کشییده نمی شود مگر آنکه یا بنیانگذاران حذف شوند یا پشتیبانان آن که همان مردم هستند. نگاهی به تاریخ پس از انقلاب این نکته روشن می کند که هرکدام از استوانه های بنیادین و پشتوانه های علمی و فقهی ولایت فقیه به ترتیب از صحنه حیات سیاسی جامعه حذف شده اند. در این مدت یا کسانی نظیر شهید والامقام بهشتی و استاد بزرگوار شهید مطهری مستقیما از صحنه حذف شدند و یا کسانی نظیر فقیه والامقام و صاحب کتاب مبانی فقهی حکومت اسلامی با اتهامات بی اساس از صحنه حیات سیاسی حذف شده اند و طبق فرموده شهید بهشتی آسیاب به نوبت است. اگر تا چند روز پیش فرضیه مطرح شده در سطور فوق درصدی هم شک وجود داشت، اما با توهین هایی که به خانواده حضرت امام (ره) شده است (نظیر آنچه پیرامون سید حسن خمینی و آیت الله اشراقی پیش آمد) نشان داد می بایست شک و تردید را کنار گذاشت و با آزادگی از کیان ولایت فقیه دفاع کرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;گذشته از پشتوانه های&amp;nbsp; فقهی ولایت فقیه، آنچه که به ولایت فقیه مشروعیت می بخشد،&amp;nbsp; مشروعیت مردمی آن است. اگر امروز با چشمانی باز به آنچه که بر سر ولایت فقیه می آید، بنگریم در میابیم مشروعیت مردمی ولایت فقیه در تیررس مستقیم معاندان ولایت فقیه قرار گرفته است. رد صلاحیت چهره های سرشناس و طرفداران واقعی انقلاب اسلامی با اتهام بی اساس عدم اعتقاد به اسلام و انقلاب اسلامی خود دلیل روشنی برای این فرض است.&amp;nbsp; نقشه ای که برای به انحراف کشیدن انقلاب اسلامی توسط رد صلاحیت کنندگان کشیده شده است، خنثی نمی شود مگر آنکه رای دهیم هرچند اندک امیدی به پیروزی داشته باشیم.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;&lt;font size="2"&gt;امروز من رای میدهم تا انقلاب اسلامی&amp;nbsp; زنده بماند. امروز رای میدهم تا چهره واقعی معاندان انقلاب اسلامی که اکنون در قامت مصلح ظاهر شده اند آشکار شود.&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: x-large"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;پس &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: xx-large"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;&amp;nbsp;همراه شو عزیز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right"&gt;&lt;font size="2"&gt;&lt;span style="font-family: Tahoma"&gt;کین درد مشترک هرگز جداجدا درمان نمیشود.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=bkDg4L"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=bkDg4L" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 02:46:46 +0330</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/57.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/57.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<link>http://ghafoori.parsibox.com</link>
<item>
<title>نقش فدائیان اسلام در شکل گیری انقلاب اسلامی در کاشان</title>
<description>&lt;div style="text-align: center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&lt;img style="width: 400px; height: 264px" src="http://www.tinypic.info/files/g1g3a8pln3uvqsa8r5c5.jpg" alt="" width="400" height="264" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: center"&gt;&amp;nbsp; &lt;p style="text-align: justify" dir="rtl"&gt;&lt;em&gt;آن شب وقتی من آمدم، آقای رضا صدر، آقای سید احمد زنجانی وعده ای دیگر بودند خوب یادم هست منبر رفتم. بدون آنکه خطبه بخوانم گفتم: &amp;quot;این دغل دوستان که می بینید مگسانند گرد شرینی!&amp;quot; بعد گفتم شما نشستید تا نواب را بکشند؛ آن وقت بیایید بشینید پلو بخورید و اینجا سور مرگ نواب را بخورید؟!&amp;quot; خلاصه صحبت کردم و خیلی تند شدم. هنگامی که از منبر پایین آمدم آقای رضا صدر گفت: فلانی به جدم، میخواهی باور کن، میخواهی باور نکن! من اقدام خودم را کرده ام. گفت وقتی پدرم فوت شد، شاه بوسیله علم، او هم به وسیله عباس مسعودی، قرآن و عصایی برای من فرستادند و از آنجا یک چنین آشنایی پیدا شد. عباس مسعودی، مکرر میخواست مرا به دربار بکشاند، اما من نرفته بودم. در قضیه فداییان اسلام و نوبا من به عباس مسعودی پیغام دادم، که میخواهم اعلی حضرت را ببینم. حالا تو به هرکس که میخواهی بگو! به جدم طفره رفتند و اجازه ملاقات ندادند تا صبح روزی که نواب اعدام شد؛ ماشین فرستادند که اعلی حضرت برای اسکی، به آبعلی رفتند تو برای ملاقات بیا آنجا! گفتم: اکنون دیگر موضوع منتفی شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify" dir="rtl"&gt;آنچه نقل شد خاطره ای از مرحوم حجة الاسلام و المسلمین گلسرخی کاشانی و نقل منبری است که ایشان در سالگرد ترحیم مرحوم نواب صفوی در منزل مرحوم واحدی، ایراد کرده اند. حرکت نواب صفوی و فدائیان اسلام به دلیل داشتن پشتوانه دینی و خلوص نیت شخص نواب صفوی، سبب شکل گیری و پدید آمدن حرکات و حمایت های مختلفی از سرتاسر کشور شد. این مطلب به خصوص در شهرهای با سابقه مذهبی، بیشتر به چشم میخورد. از آنجا که کاشان را دارالؤمنین می نامند و همچنین به سبب نزدیکی به حوزه علمیه قم، خیلی زود تحت تاثیر حرکت فدائیان اسلام قرار گرفته است. زمانی که مرحوم آیت الله خالصی زاده مدرسه سلطانی را که سالها در دست دولت بود پس گرفت به تربیت شاگردان فراوانی در کاشان پرداخت. شاگردان وی&amp;nbsp; در این میان علاوه بر فراگیری علوم حوزوی به علت شخصیت مبارز ایشان به شدت تحت تاثیر قرارگرفته و &amp;nbsp;پایه های نهضت انقلاب اسلامی در کاشان شکل می گیرد. آیت الله خالصی زاده&amp;nbsp; نتنها تعداد زیادی طلبه جوان مبارز و متعهد را به پیکار علیه شاه فرستاد بلکه تعداد زیادی از مردم و مبارزین غیر معمم را تربیت کرد که از آن جمله می توان از مرحوم حاج آقا محمد رسول زاده نام برد که مبارزی خستگی ناپذیر در عین حال ساده و بی آلایش بوده است.&amp;nbsp; وجود روحانیونی که با روحیات انقلابی درمدرسه خالصی زاده کاشان تربیت شده بودند و همجنین نفوذ فراوان بهاییت در کاشان سبب شکل&amp;nbsp; گیری فدائیان اسلام درکاشان می شود. شکل گیری فدائیان اسلام در کاشان به این صورت است که مرحوم گل سرخی کاشانی که یک جوانی هفده هجده ساله بیش نبوده است به قم آمده و در جرگه مریدان نواب صفوی قرار میگیرد. خود مرحوم گلسرخی در این باره میگوید:&amp;quot;قدری بزرگتر شدم، قم آمدم و درجرگه مریدان حضرات نواب صفوی در آمدم. به صف فدائیان اسلام پیوستم در آن زمان&amp;nbsp; هم چه کشیدم، خدا می داند. با اینکه با رتبه سوم قبول شده بودم و جزوه درس مرحوم آقای بروجردی را خودم نوشته بودم، ارائه داده بودم و شهریه میگرفتم. چند مرتبه به جرم فدایی اسلام بودن شهریه ام را قطع کردند .&amp;quot; آشنایی مرحوم گلسرخی با مرحوم نواب صفوی کافی است تا او که اکنون به عنوان طلبه کاشانی در قم به سر می برد سبب شکل گیری فدائیان اسلام در کاشان شود. نفوذ بهاییت به سرکردگی دکتر برجیس در کاشان که تنها طبیب کاشان محسوب می شده است وبنابر اسناد موجود خیلی جسورانه علیه اسلام و مقدسات آن فعالیت می کرده است، سبب شده است تا مرحوم رسول زاده و چند نفر از دوستان تصمیم تصمیم به قتل او بگیرند.&amp;nbsp; قتل دکتر برجیس همزمان با حضور مرحوم نواب به دعوت آیت الله خالصی زاده در کاشان می شود. سخنرانی مرحوم نواب صفوی درکاشان در روحیه مردم، خصوصا مبارزین اثر زیادی می گذارد تا بالاخره، مرحوم رسول زاده و دوستان وی که سلیمان برجیس را کشته اند خود را معرفی میکنند. محمود صلاحیان میگوید: &amp;quot; ده نفر طلبه بودیم، آقای راستی، آقای تسلطی، آقای علم الهدی، مرحوم گل سرخی، من و ... رفتیم خدمت آیت الله العظمی بروجردی و موضوع راگفتیم. ایشان دستور دادند که هر کدام به شهری بروید و از آن جا علما را وادارید تلگراف بزنند و از آقایان دفاع کنند. مرحوم آیت الله کاشانی هم کمک کردند&amp;quot;. آیت الله بروجردی در نامه ای به آیت الله فلسفی چنین مرقوم می فرماید: &amp;quot;مطلبی هم در کاشان واقع شده طغیان بهائیه در آنجا و توهیناتی که به شرع مقدس نموده اند بلکه میگویند قرآن را سوخته اند باعث شده که هشت نفر بالاجتماع یک نفر بهایی را کشته اند و البته صدمه خوردن این هشت موجب ازدیاد طغیان و علواتها می شود و این معانی علاوه بر اینکه موجب ضعف اسلام و دیانت است مخالف مصالح ممکلت می باشد نوشته جائیکه میگویند از جیب آن شخص بیرون آمده و دلالت دارد که طغیان آنها (بهائیان) بیشتر خواهد شداولیاء امور کانه غالفند از مقاسدیکه بر وجود این فرقه مترتب است. عجالتا حاج احمد را فرستادم که اوراق را برساند مبادا مفقود شود.&amp;quot;&amp;nbsp;&amp;nbsp;همچنین از طرف آیت الله العظمی بروجردی&amp;nbsp; و آیت الله کاشانی هشت نفر وکیل زبر دست جهت دفاع از مرحوم رسول زاده انتخاب می شود.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify" dir="rtl"&gt;هنگام تشکیل دادگاه مرحوم رسول زاده، مرحوم نواب صفوی که تا آن زمان خود مخفی بود و رژیم برای دستگیری او زحمت های فراوانی کشیده بود و حتی رزم آرا برای دستگیری وی جایزه تعیین کرده ولی موفق نشده بود، در جلسه دادگاه مرحوم رسول زاده و دوستان به سبب وفاداری به آنها، شرکت می کند و سپس به طور ماهرانه ای از دادگستری که جهت دستگیری وی محاصره شده، فرار میکند. هرچند پس از مدتی حکم دادگاه مبنی بر تبرئه مرحوم رسول زاده و دوستانش صادر می شود.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify" dir="rtl"&gt;دستگیری و اعدام نواب صفوی و همراهانش سبب شد طلاب جوان مدرسه خالصی زاده، که به شدت تحت تاثیر حرکت عمیق فدائیان اسلام قرارگرفتند، با اقدامات خود سبب زنده نگاه داشتن اندیشه نواب صفوی شده به گونه ای که اولین سالگرد شهادت نواب صفوی را برای نخستین بار در یکی از حجره های مدرسه فیضیه&amp;nbsp; برگزار کردند و این چنین نواب صفوی شعله مبارزه با ظلم در وجود این جوانان را روشن کرد و آن ها نیز این شعله را تا پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در وجود خود زنده نگاه داشتند.&lt;/p&gt;وچه تقارن زیبایی دارد امسال شهادت نواب صفوی و ایام محرم و شهادت سرور و سالار شهیدان! خداوند تمام شهدای انقلاب را با شهدای کربلا محشور گرداند انشاالله...&lt;br /&gt;&lt;hr style="width: 392px" /&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&amp;nbsp;-- مجله تاریخ و فرهنگ معاصر، (دونامه منتشره تاریخی منتشر نشده از...) صص 170-171&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&amp;nbsp;- مجله تاریخ و فرهنگ معاصر،&amp;nbsp; شماره 5، صص 165-178&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&amp;nbsp;- نوشته های علی شکر ریز&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" align="right"&gt;&amp;nbsp;- انقلاب اسلامی در کاشان، سید اصغر ابن الرسول، مرکز اسناد انقلاب اسلامی اسناد، سند شاره 15&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?a=i1KtGA"&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~a/ghafouri/rss?i=i1KtGA" border="0"&gt;&lt;/img&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Jan 2008 17:34:20 +0330</pubDate>
<link>http://ghafoori.parsibox.com/56.html</link>
<guid>http://ghafoori.parsibox.com/56.html</guid>
<dc:creator>ghafoori</dc:creator>
<category>3144</category>
</item>
<feedburner:awareness xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">http://api.feedburner.com/awareness/1.0/GetFeedData?uri=ghafouri/rss</feedburner:awareness></channel>
</rss>
