<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#">

<channel>
<title>سردبیر:خودم - حسین درخشان</title>
<link>http://i.hoder.com</link>
<description>This is a Persian (Farsi) weblog, written by Hossein Derakhshan (aka, Hoder), an Iranian Multimedia designer and a journalist who lives in Toronto since Dec 2000. He also keeps an English weblog with the same name.</description>
<dc:language>en-us</dc:language>
<dc:creator>hoder@hoder.com</dc:creator>
<dc:date>2008-10-30T14:53:08+01:00</dc:date>
<admin:generatorAgent rdf:resource="http://www.movabletype.org/?v=3.35" />
<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>


<item>
<title>لينکدونی‌ | وب‌سایت جدید روزنامه‌ی «اعتماد ملی»</title>
<link>http://www.roozna.com</link>
<description>چه عحب از آن وب‌سایت بدترکیب و بی‌خاصیت درست برداشتند</description>
<guid isPermaLink="false">17872@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>media</dc:subject>
<dc:date>2008-10-30T14:53:08+01:00</dc:date>
</item>

<item>
<title>لينکدونی‌ | مهدی جامی از رادیو زمانه  اخراج شد</title>
<link>http://zamaaneh.com/blog/2008/10/post_123.html</link>
<description>تا او باشد و رسانه‌ای که پولش از وزارت خارجه‌ی یک کشور می‌آید را مستقل و آزاد نخواند</description>
<guid isPermaLink="false">17870@http://i.hoder.com/</guid>
<dc:subject>iran</dc:subject>
<dc:date>2008-10-30T12:33:47+01:00</dc:date>
</item>



<item>
<title>==صبحانه را هر روز بخوانید==</title>
<link>http://sobhaneh.org</link>
<description></description>
<guid isPermaLink="false">15170@http://vagrantly.com</guid>
<dc:subject>ads03</dc:subject>
<dc:date>2006-04-12T19:43:26+01:00</dc:date>
</item>






<item>
<title>قطره‌ی نجسی در دیگ گفتمان عدالت</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/10/081030_017871.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;یکی از خوبی‌های احمدی‌نژاد این است که اگر پای چیزی یا کسی بایستد، هیچکس نمی‌تواند او را به زور و تهدید منصرف کند. این را در این چند سال تقریبا همه فهمیده‌اند -- از جمله دشمنان او.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به نظرم می‌آید با توجه به این خصوصیت، کسانی که می‌خواهند به اعتبار احمدی‌نژاد لطمه بزنند دارند سعی می‌کنند که او را در ماجرای کردان به لج و لج‌بازی بیندازند و کاری کنند که احمدی‌نژاد بیفتد روی آن دنده و با دفاعش از کردان او را بی‌اعتبار کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من البته دلیل حمایت احمدی‌نژاد را می‌فهمم. کردان به شرط حرف‌شنوی از احمدی‌نژاد به وزارت کشور آمده و قرار است کارهایی را که پورمحمدی، بخاطر سرسپردگی‌اش به رفسنجانی یا هر دلیل دیگر، از آنها تمرد می‌کرد، انجام دهد. بخصوص که وزارت کشور بزرگترین ابزار سیاست احمدی‌نژاد در تمرکززدایی یا دیستنرالایز کردن سیستم اداری، عمرانی، بودجه‌ریزی و کلا اداره‌ی ممکلت است و عملکرد آن در واقع یک عامل تعیین‌کننده‌‌ در موفقیت یا شکست کل دولت احمدی‌نژاد است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ولی اگر هزینه و فایده کنیم، هزینه‌ای که دولت احمدی‌نژاد و شخص خودش به عنوان محور یک گفتمان جوان برای ایستادن پای کردان می‌پردازد بسیار بیشتر از فایده‌ی آن است که پیشتر گفتم. شاید اهمیت دروغ‌گویی کردان در برابر کل مسایل کشور و دولت احمدی‌‌نژاد اندازه‌ی یک قطره‌ باشد، ولی یک قطره‌ی نجس می‌تواند کل این سیستم را نجس کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر احمدی‌نژاد کردان را کنار نگذارد، صداقتش در برخورد با دروغ و باندبازی و شارلاتانیزم که بزرگترین عامل رای آوردنش در بین اقشار کم‌درآمد و ضعیف‌تر و انقلابی بود، اساسا زیر سوال می‌رود. برای همین است که بزرگترین دشمنان احمدی‌نژاد در این مورد ساکت‌اند و برای هر صبح تازه‌ای که کردان در کابینه بماند جشن می‌گیرند. چرا که می‌دانند هیچ چیزی تا حالا بیشتر از کردان به آبرو و اعتبار و صداقت احمدی‌نژاد لطمه نزده و نخواهد زد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خیلی‌ها در ماجرای کردان با برخورد حزبی و سیاسی‌شان در واقع می‌خواهند حال احمدی‌نژاد را بگیرند یا اصطلاحا او را تضعیف کنند. ولی تعداد اینها در مقایسه با عدد بیشمار کسانی که از روی علاقه به گفتمان عدالت (و نه حتی شخص احمدی‌نژاد) می‌خواهند که کردان کنار برود ناچیزاند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اگر بزرگترین نگرانی احمدی‌نژاد این است که نتواند یک وزیر کشور تازه‌ی هماهنگ با خود دست و پا کند که از مجلس هم بتواند رای بگیرد، قابل فهم است. ولی هزینه‌ی لطمه‌ی سمبولیکی که کردان به احمدی‌نژاد می‌زند از هزینه‌ی دست و پا کردن یک وزیر تازه بسیار بسیار بیشتر است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من هنوز امیدوارم که قبل از استیضاح، احمدی‌نژاد خودش کردان را با این استدلال که به جایگاه وزارت کشور بخاطر جنجال‌های پیرامون کردان لطمه خورده است و در انجام وظیفه‌ی این وزارت‌خانه اختلال ایجاد کرده است، او را محترمانه کنار می‌گذاشتم. کردیت این کار نباید به احمدی‌نژاد برسد، نه مجلس و علی لاریجانی که این کردان را گذاشتند توی پاچه‌ی احمدی‌نژاد.&lt;/p&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17871@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>iran-soc&amp;pol</dc:subject>
<dc:date>2008-10-30T13:19:23+01:00</dc:date>
</item>
<item>
<title>کرم کوچک کننده‌ی کردان</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/10/081024_017869.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;em&gt;از وبلاگ &lt;a href=&quot;http://hoderiniran.com&quot;&gt;بچه ی قلهک&lt;/a&gt; این را می آوردم.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دیروز که دو ساعت برق رفت افسرده شدم. فکر کردم برگشتنم بی‌فایده بوده و من با این وضع اینترنت و این بی‌برقی و اینها هیچ فایده‌ای برای هیچکس حتی خودم نخواهم داشت. ولی برق که آمد و بیرون رفتم و چهار تا روزنامه خریدم و با چهار نفر حرف زدم حالم خوب شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;«کرم کوچک‌کننده‌ی بینی»:‌ این را در یکی از این شبکه‌های ماهواره‌ای که فیلمهای ایرانی را می‌دزد و نشان می‌دهد و پایینش آگهی‌های متنی رژه می‌دهد نوشته بود. ملت بدجوری توی عقده‌ی دماغ افتاده‌اند و ماجرا خیلی عمیق‌تر از چیزی است که فکرش را می‌‌کنید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این چند هر وقت رفته‌ام وسط شهر سردرد ناجوری گرفته‌ام که شاید فقط دوه، سه ماهی یکبار در لندن یا پاریس می‌گرفتم. باید مال این هوای کثافت باشد. ولی منطقه‌ی ۲۰، یعنی همان شهر ری محبوب خودم، هوایش از منطقه‌ی ۳ و ۱ هم پاک‌تر است. شنبه قرار است مامانم را وردارم و با هم با مترو برویم شهر ری و برویم چند تا بنگاهی ببینیم اوضاع خانه آنجا چطوری است. پدر و مادرم می‌‌گویند همین نزدیک‌ها خانه بگیرم. ولی اینجا هم ترافیکش وحشتناک است و هم هوایش کثیف است. در شهر ری من اگر به مترو نزدیک باشم یک ربعه می‌رسم وسط شهر و به زودی هم که ایستگاههای بین تجریش و میرداماد راه بیفتد نیم ساعته از شهر ری خواهم رسید بالای شهر. حالا ببینید. من به تنهایی قیمت ملک در شهر ری را بالا خواهم برد. خیلی‌هایتان در سه چهار سال آینده در شهر ری زندگی خواهید کرد. :)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;راستی، چرا کسی درباره‌ی تهران مثل پاریس حرف نمی‌زند. مثلا بگویید من در منطقه‌ی سه تهران زندگی می‌کنم. یا تهران هشتم یا تهران بیستم یا شانزدهم. البته فکر کنم فقط یکی از این منطقه‌‌های تهران اندازه‌ی کل پاریس باشد. تهران مثل لندن گنده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;باید مجله‌ها و روزنامه‌های را تشویق کرد تا درباره‌ی دوچرخه‌های کرایه‌ای به سبک ولیب پاریس بنویسند. قالی‌باف که خیلی می‌خواهد بگوید خارجی و باحال است را خیلی آسان می‌توان وسوسه کرد دنبال این طرح را برای مرکز تهران بگیرد. شدیدا عملی است، بخصوص با استفاده از کارت بانکی امثال شتاب. هیچ شهری در آمریکای شمالی و بسیاری از کشورهای اروپایی هنوز این طرح را ندارند و تهران با اجرای آن شدیدا توی دنیا گل خواهد کرد و حتی می‌تواند آن را به خیلی شهرهای دنیا هم بفروشد. به قالیباف این را برسانید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تعداد اتوبوس‌های مرکز تهران شدیدا کم است و سرعت‌شان هم بسیار پایین است. با این همه پول و نیروی انسانی‌ای که این ممکلت دارد واقعا زشت است این وضع بد حمل و نقل عمومی. کجاست روحیه‌ی سپاهی و کارتمام کن بسیجی سردار باقر قالیباف؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ماجرای کردان پیچیده شده. احمدی‌نژاد حق دارد پای این آدم بایستند، چون دهانش برای آوردن یکی دیگر و رای گرفتنش از مجلس سرویس خواهد شد. ولی من فکر می‌کنم اگر احمدی‌نژاد اثر منفی کردان را روی انتخابات آینده به یک شکلی خنثی یا مدیریت کند می‌تواند بدون نگرانی او را فعلا تا پایان این چهار سال در ابینه نگه دارد. پیشنهاد من این است که برای ساکت کردن کارگزاران و مشارکت، یکی مثل تاجزاده یا عطریان‌فر یا چند ماه مانده به انتخابات که همهی کارهای لجستیک انجام شده بگذارد به ریاست انتخابات. تنها راه نجات احمدی‌نژاد از ماجرای کردان از این زرنگی‌های این تیپی است.&lt;/p&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17869@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>iran-soc&amp;pol</dc:subject>
<dc:date>2008-10-24T00:35:49+01:00</dc:date>
</item>
<item>
<title>«ایران برای همه‌ی ایرانیان»</title>
<link>http://i.hoder.com/archives/2008/10/081023_017868.shtml</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;em&gt;از وبلاگ &lt;a href=&quot;http://hoderiniran.com&quot;&gt;بچه ی قلهک&lt;/a&gt; این را می آوردم.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;جمله‌ای که امشب پس از ماندن در یک ترافیک ترسناک بین میرداماد و قلهک در ذهنم نقش بست این است: ایران خیلی بزرگ‌تر از تهران است. بعد از لذتی که از مسافرت ۱۵ دقیقه‌ای از هفت تیر تا میرداماد با مترو بردم، ترافیک امشب میرداماد تا قلهک بزرگترین شوک امروز من بود و همه می‌گویند که به آن عادت خواهم کرد و زندگی‌ام را بر اساس آن تغییر خواهم داد. چون راه دیگری ندارد. ولی من فکر می‌کنم آخر چرا باید حتما این جور جاهای شلوغ مرکز و بالای شهر زندگی کرد؟ اصلا چرا حتما و حتما باید در تهران زندگی کرد؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خواهرم می‌گفت تلویزیون پروانه‌ی معصومی را نشان داده که با شوهرش رفته در گیلان و یک جای دنج دارد برای خودش زندگی می‌کند و فقط هر وقت لازم باشد تهران می‌آید. چند تا دوست هم دارم که در لواسان زندگی می‌کنند و خیلی هم راضی‌اند. ولی من هنوز هم پایه‌ی شهر ری هستم و همین روزها که سرم کمی خلوت شود می‌روم و آنجا می‌چرخم تا ببینم اوضاع آنجا چطور است. اگر آنجا هم همین بسار باشد، جدی شاید برم رشت یا لاهیجان که خیلی‌ها در کامنت‌هایم چند روز پیش تعریف و تمجید می‌کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;امروز جای شما خالی به یک سمینار کوچک رفتم در دانشگاه علامه پل مدیریت درباره‌ی احمد فردید که «کانون اندیشه‌ی جوان» راهش انداخته. جالب بود. سخنرانی‌های حسین کچوییان و احسان شریعتی را گوش دادم و بیرون آمدم. خیلی کار جالبی است که فردید را از این هیولایی که نوچه‌های سروش با لمپنی و لات‌بازی محض از این بابا ساخته‌اند درآورند. احسان شریعتی که رسما گفت با وجود اختلاف تئوریک و سیاسی‌ای که با تفکر فردید دارد او را حداقل از نظر زبانی که برای فکر کردن فلسفه‌ی جدید ابداع کرده بسیار موثر و قابل احترام در ایران می‌داند. حتی گفت که به نظر داریوش آشوری سبک معادل‌سازی‌اش را از فردید الهام بسیار گرفته است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیرون که رفتن دم در دو تا از جوان‌ها دانشجو شناختندم و گپی زدیم درباره‌ی اوضاع و احوال انتلکتوئلی این روزهای ایران که برایم من راستش را بخواهید شگفت‌آور بود. من ندیده‌ام در زندگی‌ام که جوان‌های با این سن کم این‌قدر باسواد و اهل فکر باشند. کمی احساس پیری و عقب‌افتادگی کردم. &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ایران آمدن این چیزهایش بی‌نظیر است. توی همین هوای کثافت تهران انگار که دارد فکر و کلمه مثل ابر حرکت می‌کند. من این را به لندنی که توی هوایش بوی گند الکل و آرزوی پول پرواز می کند ترجیح می‌دهم. بدون اینکه الزاما با الکل دشمن باشم.&lt;/p&gt;

</description>
<guid isPermaLink="false">17868@http://i.hoder.com</guid>
<dc:subject>iran-soc&amp;pol</dc:subject>
<dc:date>2008-10-23T23:56:35+01:00</dc:date>
</item>



</channel>
</rss>