<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">

<channel>
	<title>ممنوع الفوت</title>
	
	<link>http://jaber.ir</link>
	<description>وبلاگ شخصی جابر</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Jul 2010 19:15:21 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.3</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/irjaber" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="irjaber" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><itunes:owner><itunes:email>webmaster@jaber.ir</itunes:email></itunes:owner><itunes:explicit>no</itunes:explicit><itunes:subtitle>??????</itunes:subtitle><itunes:summary>??????</itunes:summary><item>
		<title>خسته ام</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/357</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/357#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 19:15:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=357</guid>
		<description><![CDATA[خسته ام از این همه پوچی .
خسته ام از خودم
خسته ام از این همه در به دری
خسته ام از آوارگی
خسته ام می فهمی ؟
همش همین ، خسته ام.
می خوام زود تر برم .
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خسته ام از این همه پوچی .</p>
<p>خسته ام از خودم</p>
<p>خسته ام از این همه در به دری</p>
<p>خسته ام از آوارگی</p>
<p>خسته ام می فهمی ؟</p>
<p>همش همین ، خسته ام.</p>
<p>می خوام زود تر برم .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/357/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جوادیه!!</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/352</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/352#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 21:55:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=352</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;یک روز اگر به محله ما آمدی
همراه خود بیاور چترت را
اینجا هوا همیشه گرفته است
اینجا همیشه ابر است
اینجا همیشه باران است
باران اشک
باران غم
باران فقر
باران کوفت
باران زهرمار
اینجا همیشه هوا بارانی ا‌ست
وقتی که باران می ‌بارد
یعنی همیشه
باید دعا کنیم
و از خدا بخواهیم
نیرو دهد به بام کاهگلی ‌مان&#8221;
بچه جوادیه-عمران صلاحی
امروز سرتاسر ایران جوادیه است
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;یک روز اگر به محله ما آمدی<br />
همراه خود بیاور چترت را<br />
اینجا هوا همیشه گرفته است<br />
اینجا همیشه ابر است<br />
اینجا همیشه باران است<br />
باران اشک<br />
باران غم<br />
باران فقر<br />
باران کوفت<br />
باران زهرمار<br />
اینجا همیشه هوا بارانی ا‌ست<br />
وقتی که باران می ‌بارد<br />
یعنی همیشه<br />
باید دعا کنیم<br />
و از خدا بخواهیم<br />
نیرو دهد به بام کاهگلی ‌مان&#8221;</p>
<p><a href="http://www.alfabetmaxima.com/sher/news.php?news_id=161">بچه جوادیه-عمران صلاحی</a></p>
<p><strong>امروز سرتاسر ایران جوادیه است</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/352/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کاوه آهنگر</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/349</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/349#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Jun 2010 12:49:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=349</guid>
		<description><![CDATA[&#8221; ضحاک در چنگال اهریمن شهوت قدرت و نخوت گرفتار است و در این راه از خوردن مغزها و تباهی اندیشه های ایرانی واهمه ای ندارد، او حتی از کاوه که 18پسر دارد، یعنی 18 اندیشه و نیروی کارآمد جوان هراسی ندارد چرا که 17 تا از پسرها را نابود ساخته است، تنها هراس او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center">&#8221; ضحاک در چنگال اهریمن شهوت قدرت و نخوت گرفتار است و در این راه از خوردن مغزها و <strong>تباهی اندیشه های ایرانی</strong> واهمه ای ندارد، او حتی از <strong>کاوه</strong> که 18پسر دارد، یعنی <strong>18 اندیشه</strong> و نیروی کارآمد جوان هراسی ندارد چرا که 17 تا از پسرها را نابود ساخته است، تنها هراس او از <strong>خواب های پریشان </strong>است، همان خواب هایی که در درازای تاریخ خواب های آسوده بسیاری از دشمنان ایران را به هم ریخته است، او می داند تختی که بر آن تکیه زده است، غصب شده است و همچنین می داند که هیچگونه شایستگی از برای تکیه زدن به این تخت در نظر ایرانیان ندارد.&#8221;<br />
<img class="aligncenter" src="http://sites.google.com/site/atryna88khordad/Home/MirHosein_Kaveh.jpg" alt="موسی کاوه آهنگر" width="296" height="467" /></p>
<p>و امروز کاوه <strong>صد ها هزار </strong>فرزند دارد <strong>صدها هزار اندیشه</strong><br />
و چه کوته اندیش است ضحاک ما که فکر میکند با ریختن خون فرزندان کاوه ،<br />
می تواند مانع حرکت کاوه فرزندانش شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/349/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>باز هم خرداد</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/346</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/346#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Jun 2010 16:19:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=346</guid>
		<description><![CDATA[یادش به خیر پارسال این موقع ها از شیراز اومده بودم شاهین شه
ر و چندین روز لذت بخش رو گذروندم
روزهایی که حاضرم همیشه تویه اون روزا حبس بشم واسه همیشه
یادت میاد جابر با حامد و داوود و بهنام
چه کارایی که نمی کردیم.
شب تا صبح تویه خیابانو کار تبلیغاتی از درخت بالا رفتن و اینا&#8230;.
صبح حدود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یادش به خیر پارسال این موقع ها از شیراز اومده بودم شاهین شه</p>
<p>ر و چندین روز لذت بخش رو گذروندم</p>
<p>روزهایی که حاضرم همیشه تویه اون روزا حبس بشم واسه همیشه</p>
<p>یادت میاد جابر با حامد و داوود و بهنام</p>
<p>چه کارایی که نمی کردیم.</p>
<p>شب تا صبح تویه خیابانو کار تبلیغاتی از درخت بالا رفتن و اینا&#8230;.</p>
<p>صبح حدود 4 5 می رسیدیم خوابگاه با لباس های رنگی شده</p>
<p>تقریبا بیهوش می شدیم تا فردا ظهر</p>
<p>روزهایی که به اشک تبدیل شد شب 22 خرداد</p>
<p>و امروز بعد از 1 سال پایدارتر از گذشته به سبز بودنم افتخار میکنم.</p>
<p>اینم یه نوشته بود که فقط حزف دلم بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/346/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دلم برای کسی تنگ است !</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/342</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/342#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 May 2010 07:38:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=342</guid>
		<description><![CDATA[دلم برای کسی تنگ است
كه چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دريای واژگون می دوخت
وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
كه همچو کودک معصومی
دلش براي دلم می سوخت
و مهربانی را نثار من می کرد
 حمید مصدق
پ.ن : کاش بودی ! دلم تنگ است !

]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: Tahoma">دلم برای کسی تنگ است<br />
كه چشمهای قشنگش را<br />
به عمق آبی دريای واژگون می دوخت<br />
وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند<br />
دلم برای کسی تنگ است<br />
كه همچو کودک معصومی<br />
دلش براي دلم می سوخت<br />
و مهربانی را نثار من می کرد</span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma"> حمید مصدق</span></p>
<p><span style="font-family: Tahoma">پ.ن : کاش بودی ! دلم تنگ است !<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/342/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سال نو مبارک</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/334</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/334#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Mar 2010 12:04:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=334</guid>
		<description><![CDATA[امیدوارم سال خوبی داشته باشید
سال 88 هم مثل 87 اواخر سال دوباره یه گردش کامل توی شیراز داشتیم
این بار هم کلی عکس گرفتیم ولی فرقش با پارسال این بود که عکس ها خیلی بهتر شدند.
چند تایی عکس تویه ادامه واستون گذاشتم
یک شب که شاهچراغ رفتیم حدود ساعت 12 بود یه دختر بچه بود که داشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امیدوارم سال خوبی داشته باشید<br />
سال 88 هم مثل 87 اواخر سال دوباره یه گردش کامل توی شیراز داشتیم<br />
این بار هم کلی عکس گرفتیم ولی فرقش با پارسال این بود که عکس ها خیلی بهتر شدند.<br />
چند تایی عکس تویه ادامه واستون گذاشتم<br />
یک شب که شاهچراغ رفتیم حدود ساعت 12 بود یه دختر بچه بود که داشت کار می کرد<br />
آلبته همزمان مشق هم می نوشت عکس هاش رو گذاشتم.<br />
خیلی اسف باره&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..</p>
<p><a href="http://jaber.ir/files/2010/03/IMG_5597.JPG"><img class="aligncenter size-medium wp-image-335" src="http://jaber.ir/files/2010/03/IMG_5597-300x200.jpg" alt="IMG_5597" width="300" height="200" /></a><br />
سر وقت همه عکس ها رو آپلود میکنم چون این دفعه دیگه وحید پدرام منو خفه میکنه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/334/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادگاری سبز 2</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/327</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/327#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Mar 2010 16:27:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=327</guid>
		<description><![CDATA[

تولدت مبارک
پ.ن: در راستا پست یادگاری سبز
پ.ن2: عکس رو 1 ماه پیش گرفتم و نوشته رویه دیوار رو روز اول تبلیغات
پ.ن3: مهندس می بینی از دیکتاتوراز  نامت هم می ترسند (امیدوارم منو به عنوان یکی از پسرات قبول کنی)
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jaber.ir/files/2010/03/Musavi.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-326" src="http://jaber.ir/files/2010/03/Musavi.jpg" alt="Musavi" width="600" height="409" /><br />
</a></p>
<p style="text-align: center">تولدت مبارک</p>
<p>پ.ن: در راستا <a href="http://jaber.ir/archives/294">پست یادگاری سبز</a><br />
پ.ن2: عکس رو 1 ماه پیش گرفتم و نوشته رویه دیوار رو روز اول تبلیغات<br />
پ.ن3: مهندس می بینی از دیکتاتوراز  نامت هم می ترسند (امیدوارم منو به عنوان یکی از پسرات قبول کنی)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/327/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زندان</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/323</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/323#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Feb 2010 17:30:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=323</guid>
		<description><![CDATA[نمیدونم چطور حس وجودیم رو ابراز کنم.
نمیدونم چه کلامی به کار ببرم .
همین قدر میدونم تنها جایی که واسم مونده همین جاست.
یه وبلاگ یه گوشه از این دنیای مجازی
و یه ذهنه خسته از دنیا که توش زندانی شدم .
کاش نبودم یا میشد که نباشم.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>نمیدونم چطور حس وجودیم رو ابراز کنم.</div>
<div>نمیدونم چه کلامی به کار ببرم .</div>
<div>همین قدر میدونم تنها جایی که واسم مونده همین جاست.</div>
<div>یه وبلاگ یه گوشه از این دنیای مجازی</div>
<div>و یه ذهنه خسته از دنیا که توش زندانی شدم .</div>
<div>کاش نبودم یا میشد که نباشم.</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/323/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تقارن</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/318</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/318#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Feb 2010 17:11:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=318</guid>
		<description><![CDATA[کل دنیا تقارن داره ، چون از هر طرف بریم به بی نهایت میرسیم فقط وقتی به سیاه چاله ها که رسیم این قانون احتمالا نقض میشه.
امروز بحث سر کلاس در مورد این بود.
تویه زندگی ما هم تقارن وجود داره ، ولی جزوء گم شده ای این تقارن باید پیدا بشه
باز هم تناقض که نه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center">کل دنیا تقارن داره ، چون از هر طرف بریم به بی نهایت میرسیم فقط وقتی به سیاه چاله ها که رسیم این قانون احتمالا نقض میشه.<br />
امروز بحث سر کلاس در مورد این بود.<br />
تویه زندگی ما هم تقارن وجود داره ، ولی جزوء گم شده ای این تقارن باید پیدا بشه<br />
باز هم تناقض که نه ،عدم تقارنی وجود داره که جزوء تقارن شما شاید دارای سیاه چاله هایی باشه<br />
که قوانین رو نقض میکنه.</p>
<p style="text-align: center"><img class="size-full wp-image-319 aligncenter" src="http://jaber.ir/files/2010/02/image506.gif" alt="image506" width="380" height="273" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/318/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رنج نامه</title>
		<link>http://jaber.ir/archives/315</link>
		<comments>http://jaber.ir/archives/315#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 21 Jan 2010 18:10:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>webmaster@jaber.ir</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jaber.ir/?p=315</guid>
		<description><![CDATA[خودمم می دونم نوشته هام جالب نیست ، خب نوشته ها هم مثل خودم هستند
و اینکه می نویسم که راحت باشم ، همین
همین وبلاگ هست که گوشه هایی از حرفام رو میزنم،
که بازم دچار خود سانسوری میشم ،
امروزم یه خورده بنویسم شاید که &#8230;..
سخت ترین مشغله این روزام همونی که ازش می ترسیدم
همونی که فقط [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خودمم می دونم نوشته هام جالب نیست ، خب نوشته ها هم مثل خودم هستند<br />
و اینکه می نویسم که راحت باشم ، همین<br />
همین وبلاگ هست که گوشه هایی از حرفام رو میزنم،<br />
که بازم دچار خود سانسوری میشم ،<br />
امروزم یه خورده بنویسم شاید که &#8230;..<br />
سخت ترین مشغله این روزام همونی که ازش می ترسیدم<br />
همونی که فقط تویه دلم میریزم.<br />
ولی امشب می نویسم:<br />
دوستام فکر می کنن من خیلی راحتم ، خوش می گذرونم.<br />
شاید ظاهرم یه مقدار اینو بگه ولی چیزایی ته دلم هست که همیشه آزارم می ده<br />
سخت ترینش همینه که پدری دارم که جانباز شیمیایی هست رفت جنگ تا از ناموس و خاک ایران دفاع کنه<br />
باورتون نمیشه اگه ببینید میگید 70  سالش هست ولی 48 سالشه ، اینا به کنار واسه اینکه بتونه ما رو جمع وجور کنه باید بره مسافر کشی و&#8230;&#8230;.<br />
آخه این حقشه؟<br />
این حقش نیست بیشتر کنارمون باشه؟<br />
حداقل تو اوج مریضیش اعصاب راحت داشته باشه؟<br />
بازم اینا به کنار حالا به این رسیده که انقلاب کرد چی شد؟<br />
مردم بدبخت تر شدن ، با خودش میگه تویه جنگ کسی رو کشتم حق بود؟<br />
بهم میگه کار سیاسی نکن ، آخرش میگرند و&#8230;&#8230;.<br />
ولی به حرفش گوش نمیدم،<br />
&#8220;&#8221;"&#8221;"&#8221; ازم ناراحته&#8221;"&#8221;"&#8221;"<br />
و این سخت ترین دردمه.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jaber.ir/archives/315/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
	<media:rating>nonadult</media:rating></channel>
</rss>
