<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0" xml:base="http://www.islamtxt.net/last/questions">
  <channel>
    <title>جدیدترین سوال های اسلام تکس</title>
    <link>http://www.islamtxt.net/last/questions</link>
    <description />
    <language>fa</language>
          <atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/islamtxt/last-questions" /><feedburner:info uri="islamtxt/last-questions" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
    <title>وسوسه های شیطانی را چگونه از خود  دور کنم؟</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/jcbWBibhXnQ/449</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    449        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/n.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;متن سوال&lt;/span&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;1 - من یه مشکل خیلی خیلی بزرگ دارم.نمازهای فرضم رو کامل می خونم(هر 5وقت) روزه می گیرم.قرآن می خونم ولی متاسفانه بعضی اوقات وسوسه های من رو راحت نمی ذارن.به مطالب و عکس و فیلم های غیر اخلاقی نگاه می کنم.ازبچگی با مسایل غیر اخلاقی آشنا شدم متاسفانه.نمی دونم چه حکمتی وجود داشت.پسر خاله ام تو 4سالگی منو به این کار ترغیب کرد در حالی که من اونموقع نماز و آیه الکرسی حفظ بودم... بیش از 100 بار توبه کردم.برای چند ماه خوبم ولی دوباره....به خدا بیرون از منزل به دختر مردم نگاه نمی کنم به مراسم غیر شرعی نمیرم.خونه مون از مسجد دوره.بعضی نمازارو میرم مسجد.دلم به حال خودم میسوزه.(شرایط ازدواج ندارم چون کار ندارم و مکانی که همسرم و من داشته باشیم.یه اتاق خصوصی) از شما راهنمایی می خواهم. آیا قضیه سحر و جادو در میانه(هرشب سوره های آخر رو می خونم)؟ راهنماییم کنید که چیکار کنم.می ترسم در این حالت بمیرم و تمام عمرم مورد غضب پروردگار باشم.خواهش می کنم مفصل راهنماییم کنید اگه کتاب لازمه بخونم برام بفرستید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ ما:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حضرت پیامبر فرمود:[ والذی نفسی بیده لو لم تذنبوا لذهب الله بكم ولجاء بقوم یذنبون فیستغفرون الله فیغفر لهم ] (صحیح )قسم به ذاتی که نفس من بدست اوست اگر گناه نمیکردید الله شما را میبرد و قومی را میاورد که گناه کنند و بعدش از &amp;nbsp;الله آمرزش بطلبند و الله انها را بیامرزد&amp;nbsp;و فرمود:[ لولا أنكم تذنبون لخلق الله خلقا یذنبون فیغفر لهم ] . ( صحیح ) وأخرجه مسلم&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگر شما گناه نمیکردید، الله مردمی را خلق میکرد که گناه کنند و پس آنها را میبخشد,&amp;nbsp;البته منظور از این حدیث ها این نیست که ما را تشویق به گناه کنند، بلکه مقصود این است که یک حقیقت را بما گوشزد نمایند و آن اینکه ناممکن است انسان گناه نکند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و پیامبر ما را راهنمایی میکند که بعد از گناه توبه &amp;nbsp;کنیم و استغفار بطلبیم&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آری هرگناهی با استغفار پاک میشود و در این جنگ بین گناه و استغفار بلاخره استغفار پیروز میشود و انسان یا گناه را ترک میکند یا حداقل گناه کم و کم تر میشود&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;در حدیث زیر هم &amp;nbsp;نکته عجیبی است، ببینید:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قال النبی &amp;nbsp;صلى الله علیه وسلم: یجیء یوم القیامة ناس من المسلمین بذنوب أمثال الجبال فیغفرها الله لهم ویضعها على ‏ ‏الیهود ‏ ‏والنصارى-&amp;nbsp;در روز قیامت انسانهای مسلمانی به پیشگاه عدل الهی پیش میشوند که گناهان آنها به اندازه کوههاست ، و پس الله آنها را میبخشد و &amp;nbsp;گناهان آنها را بر سر افرادی از یهود و نصارا میگذارد!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این حدیث صحیح ظاهرا بشدت با آیه: ( أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى) النجم/38- که هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌گیرد، مخالف است&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بلکه با همه اصول شناخته شده بشری مخالف است و با صفت عدل الهی در تضاد است، اما حدیث صحیح است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;پس راز کار در &amp;nbsp;چیست؟!! ، من &amp;nbsp;فلسفه این حدیث را ندانستم تا آنوقت که این خبر را شنیدم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در خبر آمده بود که اسراییل برای کشورهای عربی کانال های &amp;nbsp;مفت تلویزیونی &amp;nbsp;با تصویرهاو فیلم های &amp;nbsp;کاملا عریان درست میکند !&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چرا ؟ چرایش را ننوشته، اما ما میدانیم چرا ! برای این کانالهای تلویزیونی میسازد که جوانان مسلمان را فاسد کند! پس در روز قیامت هم گناه &amp;nbsp;بعضی از مسلمانان متوجه اوست و کاری خلاف عدل الهی انجام نمیشود&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قصدم این است که بگوییم &amp;nbsp;ریشه بسیاری از مشکلات جوانانی مثل شما (که سعی وتلاش میکنید تا گناه نکنید و موفق نمیشوند) &amp;nbsp;برمیگردد به محیط &amp;nbsp;زندگی شما&amp;nbsp;چرا باید در اینترنت هر کثافت کاریی آزاد و رایگان باشد؟!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;مثال: &lt;/span&gt;وقتی که مهریه سنگین است، وقتیکه بزرگترها با رواج های بیهوده ازدواج را مشکل و ناممکن کرده اند، اگر انسانی با وجود کوشش به گناه بیافتد فقط همو مقصر نیست، بزرگترها هم خواه نخواه در گناه او شریکند!&amp;nbsp;همانطور که بدن به غذا نیاز دارد، این بدن نیازهای دیگری نیز دارد البته دستور دین &amp;nbsp;برای جوانی &amp;nbsp;که قدرت &amp;nbsp;ازدواج ندارد، این است که صبر کند، ولی دستور برای جامعه این نیست که راه بندان درست کند و دستور برای بزرگترها &amp;nbsp;و حکومت ها این نیست که علاوه بر راهبندان، آتش اشتهای گرسنه را بدون آنکه غذایی در اختیارش دهند تیزتر نمایند!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس این فقط گناه جوان نیست بلکه گاهی اصلا گناهی متوجه &amp;nbsp;جوان نیست، البته گاهی&amp;nbsp;البته مقصودم این نیست که باید &amp;nbsp;برای حفظ خود از گناه، سعی و &amp;nbsp;تلاش نکنید ، و چون پر کاهی بر امواج فساد باشید! نه هرگز! اما میخواستم صورت مساله برایتان &amp;nbsp;واضح تر باشد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;اما در سخت ترین شرایط نیز راهی هست برای مثال:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;- شما میتوانید بطریق مستقیم یا غیر مستقیم مشکل را با پدر یا بزرگتر &amp;nbsp;خود در میان بگذارید تا برای ازدواج به شما کمک کند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;- میتوانید به دنبال کار بگردید تا شاید آلله گشایشی باز کند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;- میتوانید انتظارات خود را کم کنید و از خانواده ای که به مادیات اهمیت نمیدهند دختر بگیرید و عروسی را خیلی ساده برگزار کنید و به یک اتاق در خانه پدر قانع باشید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;- و از همه بالاتر دست بلند کنید و دعا کنید و مطمئن باشید که الله دعا را قبول میکند در آخر این دو حدیث را بشما هدیه میکنم:&amp;nbsp;قال رسول الله صلى الله علیه وسلم : " إن ربكم حیی كریم یستحیی من عبده إذا رفع یدیه إلیه أن یردهما صفرا "&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پیامبر فرمود: {پروردگار شما کریم و بخشنده ای خجالتی است ، از بنده خود خجالت میکشد وقتی که دست نیاز بسوی او بلند میکند ، رب حیا میکند که دستهایش را خالی برگرداند و چیزی در آن ننهد}&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس از الله بخواهید بشما همسر بدهد.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;و حدیث دوم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;رَسُولَ اللهِ صلى الله علیه وسلم قَالَ:ثَلاَثَةٌ حَقٌّ عَلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ عَوْنُهُمُ الْمُكَاتَبُ الَّذِى يُرِیدُ الأَدَاءَ وَالنَّاكِحُ الَّذِى يُرِیدُ الْعَفَافَ وَالْمُجَاهِدُ فِى سَبِیلِ اللهِ.سه گروه هستند که الله بر خود واجب کرده که به آنها کمک کند &amp;nbsp;1 برده ای که میخواهد با کار کردن آزادی خود را بخرد &amp;nbsp;2 و مردی که برای عفت و پاکدامنی اراده ازدواج داشته باشد &amp;nbsp;الله او را مدد میکند 3 &amp;nbsp;و مجاهد را هم الله کمک میکند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;سوال دوم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;- ایا ارتباط اس ام اسی با کسی که می خواهی ازدواج کنی به شرط رعایت بعضی مسایل(به کار&amp;nbsp;نبردن هر کلمه ای) جایز هست یا نه؟من دختری را پسندیده ام و با هم چند ماه صحبت کردم به صورت اس ام اسی و لی به خاطر رضای خداوندالان صحبت نمی کنیم.من فعلا شرایط ازدواج&amp;nbsp;ندارم(پول ....)و نمی خوام از دستش بدم چون با ایمان و حجاب کاملی داره واز یک طرف هم می خام بیشتر بشناسمش ....نظر شما را می خواستم&amp;nbsp;آیا رابطه قطع بمونه ؟ در ضمن ایشون چند سال ازمن بزرگتراست آیا از نظر شما اشکالی داره ازدواج ما؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ ما:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بله تماس اس ام اسی اشکال داره و اصلا جایز نیست!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;البته این را بدانید که الله هرگز چیزهای خوب را حرام نکرده، و هرچند &amp;nbsp;این تماس های دخترها و پسرها &amp;nbsp;بظاهر خوب است اما لطمه های بزرگی به هر دو طرف میزند ( یا به یکی از دو طرف)&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;صحبت را بدرازا نمیکشانم و فقط یک ضرر را مینویسم:&amp;nbsp;معمولا در روابط دختر و پسر در خارج از چهارچوب ازدواج، ولو که منحصر به نامه نگاری ساده باشد باز دو طرف ؛یا حداقل یک طرف؛ برایش حساب بزرگی را باز میکند و دارد و ندار و کار و &amp;nbsp;مدار زندگیش میشود دوست دخترش یا دوست پسرش!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما خوب توجه کنید که &amp;nbsp;این نوع علایق روابطی &amp;nbsp;از &amp;nbsp;نوع تارعنکبوتی است یعنی &amp;nbsp;یک طرف براحتی آب خوردن میتواند آن را از بین ببرد و در آن صورت &amp;nbsp;بطرف دیگر لطمه بزرگی وارد میشود،&amp;nbsp;یا نه! هر دو طرف خواهان ازدواج هستنند اما بزرگترها مخالفت میکنند باز این ناکامی بسیار آزار دهنده است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و گذشته از این، با حلوا حلوا دهان &amp;nbsp;و کام آدم شیرین نمیشود، پس &amp;nbsp;اگر طلبکار هستید بروید خواستگاری!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و اما ازدواج با کسی که با شما اختلاف سنی دارد، اشکال شرعی ندارد، اما در زمانه ما که ازدواج دوم و تعدد رواج ندارد ، اینکار عاقبت خوبی ندارد وارد تفاصیل نمیشوم زیرا که سخن را بدرازا میکشاند!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/akhlaq">اخلاق و تربیت</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/feqh">فقه و احکام</category>
 <pubDate>Thu, 02 Feb 2012 18:58:57 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1511 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/449</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا مقصود  قرآن از خَيْرُ الْبَرِيَّةِ، حضرت علی است؟ </title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/xQCpEgkJqcw/448</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    448        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/bayena.JPG" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;متن سوال:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #993300;"&gt;سلام مجدد .درآیه ی 7 سوره بينّه: اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوالْصّالِحاتِ اُولئِكَ هُمْ خَيْرُالْبَرِيَه) کسانیکه ایمان آوردند و عمل صالح انجام داده اند آنها بهترین مخلوقات هستند .مفسرین اهل سنت میگویند که وقتی این آیه نازل شد ازپیامبر پرسیدند مراد آیه چه کسانی هستند؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300; text-align: justify;"&gt;پیامبرفرمود: شیعیان علی بن ابیطالب&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;و وقتیکه حضرت علی وارد مجلس میشد اصحاب پیامبر میگفتند خیر البریه آمد!! منبع الدرالمنثورسیوطی ج4ص379&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;متن عربیش هم چون لزوم داره برات میزارمش «وَالَّذي نَفْسي بِيَدِهِ اِنَّ هذا وَشيعَتَهُ لَهُمْ الْفائِزُونَ يَوْمَ الْقِيامَهِ، وَنَزَلَتْ ، اِنَّ الذَّينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوالصّالِحاتِ اُولئِكَ هُمْ خَيْرُالبَرِيَّهِ فَكانَ اَصْحابُ النَّبِيِ (ص) اِذا اَقْبَلَ عَلِيٌ (ع)قالُوا جاءَ خَيْرُالّبَرِيَّهِ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;این سوال و اشکال را پاسخ بگویید!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc00;"&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc00;"&gt;پاسخ اهل سنت :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;جواب این است که این روایت موضوع است یعنی کاملا دروغ است بدون شک دروغ است رجوع کنید به کتاب (السلسله الضعیفة) شیخ آلبانی .&amp;nbsp;در شرح این حدیث شیخ آلبانی میفرماید:&amp;nbsp;قلت : وهذا مرسل ؛ محمد بن علي : هو أبو جعفر الباقر ؛ الثقة الفاضل ، المحتج به عند الشيخين وسائر الأئمة .&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;لكن السند إليه هالك ؛ فإن أبا الجارود - واسمه زياد بن المنذر - ؛ قال ابن معين ، وأبو داود :&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;"كذاب" . وقال ابن حبان :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;"كان رافضياً يضع الحديث"&lt;/span&gt; .&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;شیخ آلبانی میگوید: این حدیث مرسل است و.منسوب به &amp;nbsp;شیخ فاضل و ثقه جعفر صادق است! اما سند متصل به جعفر صادق ( راویان بعدی ) خیلی خراب است مثلا &amp;nbsp;در سند حدیث ابوجارود &amp;nbsp;است که اسمش ( زیاد منذر ) میباشد،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;و درباره اش ائمه حدیث ، اینطور اظهار نظر کرده اند :&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;ابن معین میگوید اوبسیار دروغگو است&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;ابی داوود هم همین را میگوید&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;ابن حبان میگوید&lt;/span&gt; &lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;اباجارود رافضی بود و حدیث جعل میکرد&lt;/span&gt;( پایان گفته آلبانی )&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;این حدیث به الفاظ دیگه هم روایت شده و همه جعلی هستند و هیچ راهی نیست که حدیث را درست بدانم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;علاوه بر این از راه عقل هم میتوان بطلان این روایت را &amp;nbsp;دریافت&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;دلیل عقلی این است که شیعه &amp;nbsp;از یک طرف میگوید الله از ترس انکار اصحاب آیه ای آشکار و صریح و با ذکر نام &amp;nbsp;در حق علی نازل نکرد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;و از طرف دیگر میگوید رسول الله &amp;nbsp;صراحتا فرمودند، منظور و مقصود این آیه علی است!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;و از طرف سوم شیعه &amp;nbsp;میگوید حضرت علی که میامد اصحاب پیامبر میگفتند خیر البریه آمد یعنی معترف بودند که علی خیر البریه است و این لقب را الله به او داده است!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;و از طرف چهارم شیعه میگوید که بلافاصله بعد از وفات پیامبر، شر البریه آمد موی خیر البریه را کشید و زنش را کشت و &amp;nbsp;همان اصحاب از خیر البریه طرفداری نکردند بلکه پشتیبان شر البریه شدند و گفتند خوب کردی !!!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;دلیل نقلی هم بر رد این حدیث داریم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;عن أنس بن مالك قال &amp;nbsp;: جاء رجل إلى رسول الله صلى الله عليه و سلم فقال يا خير البرية فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم ذاك إبراهيم عليه السلام رواه مسلم&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;حضرت انس میگوید مردی بنزد رسول الله آمد و گفت: یا خیر البریه!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;و حضرت محمد فرمودند: خیر البریه ابراهیم است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;این حدیث را علاوه بر مسلم ، ابی داوود و &amp;nbsp;ترمذی &amp;nbsp;و دیگران نیز &amp;nbsp;با سند صحیح آنرا روایت کرده اند&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;پس این هم دلیل محکم دیگری بر جعلی بودن حدیث اباجارود کذاب &amp;nbsp;است&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/category/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%AB%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86">رد شبهات اثبات امامت علی در قرآن</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/quran">قرآن کریم</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Mon, 30 Jan 2012 10:36:10 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1508 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/448</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>چند سوال از علمای  شیعه درباره آیه تطهیر( 2)</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/kkkdbjGIgz8/447</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    447        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/family.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;سوال 5;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;الله در آيه 32 احزاب یعنی آیه ما قبل آیه تطهیر میگوید: &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;(یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ)&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید. اگر تقوا پیشه میکنید؛ پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;ببینید آیه میگوید: ای زنان پیامبر شما مثل هیچ زن دیگری نیستید مثل فاطمه هم نیستید یعنی اهمیتی غیر معمولی دارید دلیل دیگری که ثابت میکند همسران پیامبر &amp;nbsp;با اهمیت تر هستند همین سوره احزاب &amp;nbsp;است:یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا«59»&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: حجاب های بلند خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ خداوند همواره آمرزنده رحیم است.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;چنانچه ملاحظه میکنید در این آیه نیز, اول زنان پیامبر مورد خطاب گرفته &amp;nbsp;و بعد دخترانش و بعد بقیه زنان مومنه&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;سلسله مراتب را ببینید!&amp;nbsp;پس چگونه ممکن است که خطاب آیه فقط متوجه زنانی با مقامی والاتر از مقام همه زنان دیگر(یعنی همسران پیامبر که حتی از دختران پیامبر با اهمیت ترند ) باشد و بعد ما &amp;nbsp;حضرت فاطمه را معصوم بدانیم ؟!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;سوال 6&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;در این آیه پیامبر به دخترانش از جمله به فاطمه میگوید که حجابت را رعایت کن!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;اگر حضرت فاطمه معصوم باشد &amp;nbsp;و &amp;nbsp;بگفته شیعه از شکم مادر معصوم باشد باید آیه به دختران دیگر پیامبر ( غیر از فاطمه ) &amp;nbsp;میگفت که حجاب های خود را رعایت کنید&amp;nbsp;چرا چنین نگفته است؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;سوال 7&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;در آیه صراحتا میبینم که سخن از زنان پیامبر و سخن از دختران پیامبر است حالا اگر کسی بگوید پیامبر یک دختر یا فقط یک زن داشته پس اصلا عربی نمیداند یا شیرین عقل است!! &amp;nbsp;پس با توجه به این آیه, ما میپرسیم که اگر آیه تطهیر درباره فاطمه باشد, پس چرا درباره &amp;nbsp;دختران دیگر پیامبر یعنی رقیه و زینب و ام کلثوم نباشد؟ آیا اونها هم از اهل بیت نبوده اند؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;سوال 8&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;شیعه میگوید شما سنی ها خودتان دهها حدیث دارید که ثابت میکند اهل البیت فقط حسن و حسین و فاطمه علی هستند .اینجا ما میپرسیم که شما نمیتوانید از این آیه کوچکترین نشانه ای &amp;nbsp;پیدا کنید که مربوط به فاطمه &amp;nbsp;یا علی است مگر با &amp;nbsp;کمک &amp;nbsp;کتب اهل سنت,&amp;nbsp;یعنی آیه صفر درصد بشما کمک نمیکند &amp;nbsp;و اما حدیث اهل سنت صد درصد بشما کمک میکند! آری &amp;nbsp;این حدیث اهل سنت است که بشما میگوید زنان پیامبر اهل بیتش نیستند!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;نه قرآن!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;این حدیث اهل سنت است که میگوید حسین &amp;nbsp;از اهل بیت است نه قرآن! نه رسوم جامعه!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;این کتب &amp;nbsp;اهل سنت است که میگوید حسن اهل بیت است, قرآن وعرف &amp;nbsp;جامعه &amp;nbsp;عکس این را میگویند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;این کتب اهل سنت است که بشما میگوید علی( پسر عمو و داماد پیامبر ) &amp;nbsp;و از اهل بیت است و قرآن و &amp;nbsp;قرادادهای اجتماعی &amp;nbsp;خلاف این گفته را میگویند یا در این باره ساکتند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;این کتب اهل سنت است که میگوید فاطمه از اهل بیت است نه سیاق آیه, چون سیاق آیه خطاب به زنان پیامبر است و هیچ اشاره ای به &amp;nbsp;دخترش ندارد !&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;حالا سوال ما این است پس ما باید دیگر چیکار میکردیم تا صداقت ما ثابت شود؟؟؟؟؟؟؟؟&amp;nbsp;و سوال ما این است آیا &amp;nbsp;این نوشته ها در کتاب ما ثابت نمیکند که نویسندگان کتب &amp;nbsp;عدو &amp;nbsp;و دشمن علی نبودند بلکه دوستدارش بودند بلکه صادق بودند؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;سوال 9&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;اگر ما را با وجود نوشتن این فضیلت های پوشیده و &amp;nbsp;پنهان, باز هم &amp;nbsp;دشمن علی میدانید, پس چرا قرآن را که &amp;nbsp;فضایل &amp;nbsp;اهل بیت را اصلا ذکر نمیکند را دشمن نمیدانید؟! قرآنیکه فضایل اهل بیت را خطاب به زنان پیامبر میگوید وآیه مورد ادعای شما را &amp;nbsp;با دو سه تا واو متصل میکند بزنان پیامبر!!! &amp;nbsp; چرا دشمن علی نمی باشد؟&lt;br&gt;چرا قرآن را دشمن اهل بیت نمیدانید, قرآنی که فضایل اهل بیت را برعکس مینویسد! قرآنی &amp;nbsp;که اگر علمای اهل سنت بکمکتان نیامده بودند تا قیامت هم نمیتوانستید ثابت کنید این آیه درباره علی و فاطمه و حسن و حسین است؟؟ &amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;سوال 10&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;حالا &amp;nbsp;به هر دلیلی آیه 33 احزاب ( آیه تطهیر) وصل شد &amp;nbsp;با واو وصل شد به آیه 32 تا ثابت شود درباره زنان پیامبر است!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;اما باز چون که جمله تطهیر در آخر آیه قرار داشت &amp;nbsp;نور امیدی بود که بگوییم این جمله مستقل است و ربطی به زنان پیامبر ندارد اما قرآن راضی نشد که مدافعان تفسیرمعصومیت حتی با &amp;nbsp;این دلیل بند تنبانی دلخوش باشند و آمد بر سر آیه 34 و یک واو گنده گذاشت تا همه بدانند آیه 33 دنباله آیه 32 است و آیه 34 دنباله آیه 33 و عالم شیعه را مات و مبهوت کرد!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;بمن بگویید دلیل این کینه قرآن با اهل بیت در چیست که هیچ راهی باقی نمیگذارد تا شما از قرآن معصومین اهل بیت را ثابت کنید و بما بگویید قرآن با اهل بیت دشمنی دارد یا تفسیر شما &amp;nbsp;ربط بند تنبانی است ؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;داستان ربط بند تنبانی&lt;/span&gt;&amp;nbsp;:&amp;nbsp;میگویند در اوایل سلطنت رضا شاه به اصناف دستور داده شد که حق ندارند چیزهای بی ربط را &amp;nbsp;بفروشند, یعنی &amp;nbsp;فقط باید یک جور اشیاء بهم مرتبط &amp;nbsp;را بفروشند! مثلا ماست فروش حق دارد شیر یا کره بفروشد اما حق ندارد میخ بفروشد &amp;nbsp;و &amp;nbsp;میخ فروش حق دارد که چکش بفروشد اما حق ندارد پارچه بفروشد الی آخر&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;روزی فرماندار مشهد &amp;nbsp;دید که تنباکو فروشی بند تنبان &amp;nbsp;هم میفروشد!! با خشم به او &amp;nbsp;گفت: چرا قانون شکنی کردی ؟ و اشیاء بیربط &amp;nbsp;را میفروشی ؟&lt;br&gt;دکاندار گفت: &amp;nbsp;قربان بیربط نیست !&lt;br&gt;فرماندارگفت: چه ربطی دارد تنباکو به بند تنبان؟!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;فروشنده با خونسردی جواب داد: قربان تنباکوهای ما آنقدر قوی و خالص &amp;nbsp;است که &amp;nbsp;استفاده کننده بعد از زدن چند پُک چنان سرفه میافتد که بند تنبانش پاره میشود &amp;nbsp;پس همراه تنباکو بند تنبان هم میخرد!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;سوال 11&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;در همین &amp;nbsp;آیه ای که جمله إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (33) در آن قرار دارد یک بار دیگر کلمه بیت آمده است ببینید:وَقَرْنَ فِي&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt; بُيُوتِكُنَّ&lt;/span&gt; آیه 33 احزاب&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;و در آیه بعدی هم باز این کلمه بیت آمده ببینید :&amp;nbsp;وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt; بُيُوتِكُنَّ&lt;/span&gt; مِنْ آَيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا (34)&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;در هر دو آیه الله جل جلاله از &amp;nbsp;(بیوتکن) صحبت میکند یعنی از خانه های زنان پیامبر صحبت میکند, حالا سوال ما این است خانه &amp;nbsp;زن پیامبر, خانه خود پیامبر هم هست یا نیست ؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;معلوم است که &amp;nbsp;جواب مثبت است. پس &amp;nbsp;وقتی خانه پیامبر همان خانه پیغمبر است پس هم زن پیامبر ساکن بیت است و هم خود پیامبر, ساکن خانه است پس هر دو اهل خانه هستند پس اهل البیت یعنی پیامبر و زن پیامبر ,این را خود آیه میگوید ولی شیعه تسلیم آیه نیست ,&amp;nbsp;و مذبوحانه &amp;nbsp;تلاش میکند! مثلا میگوید: الله نفرموده يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْوتِ!!!! پس معلوم است که قصدش بیوت زنان نیست و بیت خاصی است!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;جواب این است که اهل بیت بمعنی خانواده و خانواده خودش &amp;nbsp;اسم جمع &amp;nbsp;است.من که &amp;nbsp;یک زن و دو بچه داشته باشم هم میگویم خانواده من. &amp;nbsp;و دو زن و ده بچه هم داشته باشم میگویم خانواده من.&amp;nbsp;نمیگویم خانواده های من و عربی هم همینطور است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;کسی تا حالا نگفته اهل بیوت حسین!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;در حالیکه حسین یک زن نداشته وغیر از &amp;nbsp;خودش, برادران و برادر زاده ها و پسران و پسر عموهایش هم مستقل و صاحب اهل بیت &amp;nbsp;بودند ولی میگوییم اهل بیت حسین نمیگوییم اهل بیوت حسین ,&amp;nbsp;و اهل بیت حسین مفهوم است و شامل همه خاندان اوست&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;و هکذا اهل بیت در آیه مفهوم است و معنی خانواده پیامبر یا اهل بیت پیامبر کاملا مشخص است.و مناقشه شيعه پایه علمی ندارد&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/quran">قرآن کریم</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/feqh">فقه و احکام</category>
 <pubDate>Tue, 24 Jan 2012 17:39:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1505 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/447</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا مسموم کردن امام حسن علیه السلام به دستور معاویه بود؟!</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/3bZJ6U9ebdI/93</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    93        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/01253725200.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;span style="color: #008080"&gt;&lt;strong&gt;سه امام زنده؛ حتی با یاری یکدیگر؛ نتوانستند جلوی یک توطئه ساده را بگیرند و هر سه فریب خوردند!!!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #ff0000"&gt;ادعای شیعه :&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #800000"&gt;طبق روايات بسياري كه در كتاب‌هاي شيعه و سني وجود دارد، معاوية بن أبي سفيان سمّي را براي جعده دختر اشعث بن قيس، همان كسي كه در تمام حوادث زمان امام علي عليه السلام نقش اساسي داشت، فرستاد و به او وعده داد كه اگر امام حسن عليه السلام را به شهادت برساني، تو را به ازدواج پسرم يزيد درمي آورم . جعده نيز دستور معاويه را اجرا كرد و آن حضرت را در حالي كه روزه داشت و براي افطار به خانه آمده بود، با زهري كه معاويه فرستاده بود به شهادت رساند . ابوالفرج اصفهاني، عالم بزرگ اهل سنت در كتاب معتبر مقاتل الطالبين مي‌نويسد : &lt;br&gt;.&lt;br&gt;از مغيره روايت شده است كه معاويه به جعده دختر اشعث پيام داد كه اگر حسن را مسموم كنى تو را به همسرى پسرم يزيد در مى‏آورم . جعده، همسر امام حسن بود . معاويه صد هزار درهم براى او فرستاد و او امام حسن (عليه السلام) را مسموم كرد، معاويه صد هزار درهم را به جعده تسليم كرد ؛ ولى او را به همسرى يزيد در نياورد . مردى از خاندان طلحه بعدها جعده را به همسرى گرفت و از او داراى فرزند شد و هر گاه ميان آنان و ديگر خانواده‏هاى قريش بگو مگو در مى‏گرفت، فرزندان جعده را ملامت و سرزنش مى‏كردند و به آنان مى‏گفتند : شما پسران زنى هستيد كه شوهرانشان را مسموم مي كرده اند .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;span style="color: #800000"&gt;مقاتل الطالبين، ج1،‌ ص20، باب رجع الحديث الي خبر الحسن، طبق برنامه المكتبة الشاملة .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;span style="color: #800000"&gt;زمخشري نحوي و مفسر نام آور اهل سنت، و ابن ابی الحدید شافعی و مسعودی،تاریخ نویس مشهور اهل السنه و ابن قتیبه در کتاب سیاسه و امامه در اين باره مي‌گويند:........................&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;&lt;span style="color: #008080"&gt;&lt;strong&gt;پاسخ اهل سنت: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;اولا زمخشري و ابن ابی الحدید و مسعودی، و کتاب سیاسه و امامه، مال شیعه هاست نه از سنی ها . و اگر من بگویم که ابن ابی الحدید آدم اشغالی بود یک سنی هم بمن اعتراض نمیکند اما شیعه ها بانگ فریاد شان کوش فلک را کر میکند، و این خود دلیلی دیگر است براین که نامبردگان شیعه بودند نه سنی! و کتاب سیاسه و امامه هم از تالیفات ابن قتیبه نیست از مکر های شماست !&lt;br&gt;حالا برویم سرموضوع: &lt;br&gt;بله در بعضی از کتب تاریخی ما روایاتی آمده که حکایت از مسموم شدن حسن رضی الله عنه دارد &lt;br&gt;اما این خبر نمیتواند درست باشد .ولی شیعه، چون کارش،شعله ور کردن فتنه است با دستکاری در متون، سعی میکند به نیت فاسد خود لباس جنگ بپوشاند!&lt;br&gt;از همین کتابی که نقل کرده فقط در چند سطر پایین تر، این جمله هم هست&lt;br&gt;«عن عمير بن إسحاق - واللفظ له - قال: كنت مع الحسن والحسين في الدار فدخل الحسن المخرج ثم خرج فقال: لقد سقيت السم مراراً ما سقيته مثل هذه المرة، ولقد لفظت قطعة من كبدي فجعلت أقلبها بعود معي، فقال له الحسين: من سقاكه؟ فقال: وما تريد منه؟ أتريد أن تقتله، إن يكن هو هو فالله أشد نقمة منك، وإن لم يكن هو فما أحب أن يؤخذ بي بريء. »&lt;br&gt;عمير بن عباس میگوید در خانه،پیش حسن و حسین بودم که حسن به دستشویی رفت و بعد بیرون آمد و گفت بارها بمن سم خورانده بودند،اما هرگز مثل این دفعه نبود.&lt;br&gt;اینبار پاره ای از کبدم را استفراغ کردم ..... و حسین پرسید چه کسی آنرا بتو نوشاند ؟ حسن گفت :&lt;br&gt;از او چه میخواهی ؟ آیا میکشیش؟، اگر کسیکه به او شک دارم، همو باشد، الله بهتر از تو انتقام میگیرد و اگر بیگناه باشد، دوست ندارم بیگناهی آزار ببیند&lt;br&gt;مقاتل الطالبين، ج1،‌ ص20، باب رجع الحديث الي خبر الحسن، طبق برنامه المكتبة الشاملة .&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify"&gt;پس میبیند صاحب کتاب مقاتل الطالبین،روایات مختلفی که پیرامون مرگ حسن بر سر زبانها بود را در کتاب خود جمع کرده و اینکه همسر حضرت حسن به او زهر خورانده نظر و رای نویسنده نیست و رای اهل سنت نیز این نیست. &lt;br&gt;نظر اهل سنت این است که حضرت حسن به مرگ خود وفات یافته اند. بهترین دلیل ما بر این مدعا این است که هیچکس بخاطر قتل حسن کشته و یا محاکمه نشد . حتی انگشت اتهام هم بسوی هیچکس نشانه نرفت. &lt;br&gt;و با توجه به روحیه مبارز طلبی و تسلیم ناپذیری حسین و با توجه به اینکه بعد از مرگ برادر، او رییس خاندان بود، محال ممکن بود که از قاتل قصاص نگیرد، اگر حسین صبر و تحمل میکرد، فرزندان سلحشور حسن کی صبر میکردند؟ &lt;br&gt;اگر شیعه باز داستان بسازد که قاتل تحت حمایت حاکم بود، میگویم که شما میگویید قاتل در مدینه بود در مدینه حسین قوی تر و محبوب تر از حاکم بود و در قدیم اولیای دم رواسا قاتل را میکشتند، &lt;br&gt;و علاوه بر این، اصلا دعوایی پیش حاکم مطرح نشد، اگر مساله ای بود، دستکم باید جارجنجالهایش در دادگاه های مدینه انعکاس میافت.&lt;br&gt;تاریخ در این باره هیچ چیزی را ثبت نکرده. &lt;br&gt;پس افسانه شهادت حسن باطل و دروغ است و نکته دیگری که ادعای ما را تقویت میکند همانا عدم ذکر شهادت حسن بوسیله رسول الله صلی الله علیه وسلم است &lt;br&gt;پیامبر شهادت حسین را پیشاپیش خبر داده بودند و از صلح حسن نیز پیشاپیش ما را باخبر نموده بودند، اما ذکری از شهادت حسن در احادیث رسول الله نیامده، در حالیکه اهمیت حسن از حسین رضی الله عنهما کمتر نیست و در حدیث هردوی آنها سردار جوانان بهشتند &lt;br&gt;در آخر ما به شیعه میگوییم هرکس که ادعای شهادت حسن را مطرح کند باز حق دارد، اما تو با این اعتقادات عجیبت اصلا حق حرف زدن نداری &lt;br&gt;تویی که میگویی امام، حساب برگ هایی که از درختان میافتد را نیز دارد ! تو نمتوانی بگویی که حسن شیر زهر آلود را نوشید.&lt;br&gt;شما ها که امامتان عالم الغیب و الشهاده است،حق ندارید این اتهام را مطرح کنید&lt;br&gt;در زمانی که امام حسن لیوان شیر حاوی سم را سرکشید دو امام دیگر نیز زده بودند &lt;br&gt;یعنی همزمان در روی کره زمین سه امام حی و زنده داشتیم،حسن و حسین و امام سجاد &lt;br&gt;سه امام حتی با کمک هم، از تشخیص محتوایات یک لیوان شیر در زمان حیاتشان عاجز بودند، اینها آخر چگونه میتوانند بعد از مرگ بشما کمک کنند که سر قبرشان میروید و حاجت خود را به آنها عرضه میکنید؟!!&lt;br&gt;یک متخصص آزمایشگاه در ده دقیقه میتواند تشخیص دهد در لیوان شیر بود یا زهر شیر، و سه امام شما به اندازه یک متخصص آزمایشگاه قدرت نداشتند پس چرا صفت غیب دانی و امامان را لازم و ملزوم یکدیگر میدانید؟!&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/mashahir">مشاهیر اسلام</category>
 <pubDate>Mon, 23 Jan 2012 07:10:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">262 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/93</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>چند سوال از علمای  شیعه درباره آیه تطهیر</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/VeynjjPEP78/446</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    446        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/questions.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="background-color: #ccffff;"&gt;شيعه ميگوید&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;:آیه( إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا) درباره &amp;nbsp;علی و فاطمه و حسن و حسین است: در این رابطه ما چند سوال را &amp;nbsp;از علمای شیعه می پرسیم &amp;nbsp;که امیدواریم پاسخ گویند:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc00;"&gt;سوال اول:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جمله مورد ادعای شما &amp;nbsp;یک آیه کامل نیست بلکه تقریبا یک سوم از آیه است و خود آیه این است:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وَقَرْنَ فِی بُیوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ &lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا« احزاب 33»&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;و &amp;nbsp;در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ بدرستیکه خداوند می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وشما ای علمای شیعه! بر اساس این جمله &amp;nbsp;آیه! معصومیت امامان خود را ثابت میکنید و امامت آنها را ثابت میکنید و لزوم اطاعت از آنها را ثابت میکنید خلاصه یک اصل دین را ثابت میکنید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا &amp;nbsp;اگر تفسیر شما درست باشد سوال این است که چرا الله اینهمه اصول مهم را لایق یک آیه مستقل ندید بلکه آنرا &amp;nbsp;با چهار دستور تقریبا ساده &amp;nbsp;دیگر همسایه کرد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ببینید همسایه های &amp;nbsp;این اصول مهم در خود &amp;nbsp;آیه &amp;nbsp;کیا هستند:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;وَقَرْنَ فِی بُیوتِكُنَّ &amp;nbsp;و..... و ....و .... و &amp;nbsp;...إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همسایه اول: ای زنهای پیامبر در خانه های خود بنشینید و بیحجاب بیرون نرید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همسایه دوم ای زنهای پیامبر نماز بخوانید و زکات بدهید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همسایه سوم ای زنهای پیامبر خدا و رسولش را اطاعت کنید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همسایه مهم ! چهارم :ای 5 تن شما معصوم هستید ( و پس امام هستید و پس اطاعت از شما بر همه واجب است)&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا این عجیب نیست؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc00;"&gt;سوال دوم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;گفتیم جمله مربوط به امامت, خودش آیه &amp;nbsp;مستقلی نیست, اما بدبختی اینجاست که آیه ای که این جمله در آن قرار دارد نیز مستقل نیست!! زیرا با یک ( واو ) به آیه قبلی متصل است:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا آیه قبلی چیست ؟ خودتان ببینید :&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا«32&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس آیه قبلی که آیه تطهیر بهش وصل است خودش &amp;nbsp;خطاب به زنان پیامبر است و با این جمله شروع میشود: یا نِسَاءَ النَّبِی&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یعنی ای زنان پیامبر&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا سوال این است که وقتی الله در سر آیه ای &amp;nbsp;میفرماید یا (ایها الذین آمنوا) میتوانیم بگوییم &amp;nbsp;که جمله &amp;nbsp;بعد از این خطاب مربوط به کافران است با اگر میفرماید:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;(يَا&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt; أَيُّهَا النَّاسُ&lt;/span&gt; اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ) میتوانیم بگوییم الله &amp;nbsp;در این دارد به جن ها میگوید که رب تان بپرستید؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یا وقتی سر آغاز آیه این &amp;nbsp;است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;- (&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt; &lt;span style="background-color: #ffffff;"&gt;يَا&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;أَيُّهَا النَّبِيُّ&lt;/span&gt; جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ) میتوانیم ترجمه کنیم یا ایها زنان! با کفار جهاد کنید &amp;nbsp;یا وقتی که میگوید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;-(قُلْ يَا&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt; أَيُّهَا الْكَافِرُونَ&lt;/span&gt; لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ) میتوانیم معنی کنیم یا ایها المسلمون ؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;- وقتی الله میگوید : يَا&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt; مَعْشَرَ الْجِنِّ&lt;/span&gt; قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ- میتوانیم معنی کنیم یا معشر &amp;nbsp;الانس؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس چرا وقتی الله میفرماید یا ایها النساء:&amp;nbsp;شما معنی میکنید یا ایها الرجال؟؟ یا ایها الحسین و حسن و علی؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc00;"&gt;&amp;nbsp;سوال 3&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا ممکن است الله به من بگوید درس بخوان تا پسر عمه ات دکتر شود؟خب شما همین معنی را از آیه بیرون میکشید!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خوب بیینید : ای همسران پیامبر&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;1هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع کند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و2 عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزی پرارزشی برای او آماده کرده‌ایم.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;3 پس به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند،&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;4 &amp;nbsp;و سخن شایسته بگویید!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;5 و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین ظاهر نشوید،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;6و نماز را برپا دارید،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;7 و زکات را بپردازید،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;8 و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;(شما ای زنان اینکارها را بکنید چون) خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از علی و فاطمه و حسن و حسین &amp;nbsp;دور کند و کاملا آنها را پاک سازد.!!!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ای همسران پیامبر&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;9 و آنچه را در خانه‌های شما از آیات خداوند و حکمت و دانش خوانده می‌شود یاد کنید؛&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;خداوند لطیف و خبیر است!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خلاصه &amp;nbsp;تفسیر شیعه این است که الله به زنان پیامبر دستور داده نه کتاب درسی را خوب بخوانند و یاد بگیرند تا چه بشود ؟, تا حسین و حسن و علی و فاطمه &amp;nbsp;در کارنامه خود نمره بیست بگیرند!!!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا این معقول است این؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ابدا معقول نیست ولی علاوه بر علمای شیعه ملت شیعه نیز مقصرند که اینطور با آیات قرآن بازی میشود &amp;nbsp;و باز میروند پیش این علما برای عقد و ازدواج و دفن کردن مرده هایشان !!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99cc00;"&gt;سوال 4&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در جمله مورد بحث ضمیر (عنکم) آمده است:&amp;nbsp;إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;شیعه میگوید اگر مخاطب این جمله زنان پیامبر باشند باید منوشت عنکن اهل البیت &amp;nbsp;زیرا عنکن مونث است و عنکم ضمیر مذکر&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ما میپرسیم که اگر (عنکم) مذکر است پس چرا فاطمه را شامل آیه میدانید آیا او مذکر است یا مونث ؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;میگویند وقتی مخاطبان جمعی از مذکران و مونثان باشند در زبان عربی ضمیر مذکر غالب میشود و برای همین چون از 5 تن , 4 تایشان مذکر و یک نفرشان مونث است &amp;nbsp;لذا عنکم آمده اما زنان پیامبرجملگی مونث بودند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;جواب اول این است که آیه میگوید: (لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ) بیایید کلمه به کلمه معنی کنیم :&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تا پاک کند &amp;nbsp;از شما پلیدی را ای اهل خانه &amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیه نمیگوید تا پاک کند &amp;nbsp;از شما پلیدی را ای اهل البیت پیامبر&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بلکه میفرماید:تا پاک کند &amp;nbsp;از شما پلیدی را ای اهل خانه&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و اهل آن خانه چه کسانی بودند؟ معلوم است : 9 زن و خود پیامبر!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و هرگز در &amp;nbsp;زبان عربی, کلمه اهل البیت بصورت مونث نیامده زیرا کلمه مذکر است زیرا اهل بیتی متصور نیست که فقط شامل زنها باشد حتما شامل شوهر یا پدر, نیز هست اهل بیت که از زیر بته بعمل نمیامدند و اعراب همجنس بازی زنانه را نمیشناخنتند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس چون کلمه اهل بیت مذکر است &amp;nbsp;و رسول الله خودشان نیز از اهل بیت بودند لذا ضمیر &amp;nbsp;مذکر آمده و اگر &amp;nbsp;مونث میامد غلط میبود و عجیب اینکه شما خود پیامبر را هم شامل آیه میدانید پس چرا این ایراد عجیب را مطرح میکنید؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ادامه دارد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/quran">قرآن کریم</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/mashahir">مشاهیر اسلام</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/feqh">فقه و احکام</category>
 <pubDate>Mon, 23 Jan 2012 04:10:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1504 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/446</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>چند سوال درباره قدرت شنوایی امام ها و  امام زاده ها</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/trAG8esWu14/445</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    445        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/qu-mark.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;از علمای شیعه تقاضا داریم که این سوال ها را پاسخ گویند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;سوال 1&lt;span style="white-space: pre;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;آیا امام ها &amp;nbsp;و امام زاده ها &amp;nbsp;هر زبانی را میفهمند؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یعنی اگر کسی از آنها حاجت خود را بزبان روسی بخواهد درک میکنند و میشنوند؟ اگر جواب نه است پس &amp;nbsp;چرا بر سرقبرهای آنها تابلوی نصب نمیکنید تا مردمی که عربی نمیدانند تکلیف خود را بدانند؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;واگر جواب بله است، آنوقت بما بگویید که دلیلتان چیست؟ و ایضا بما بگویید که در این قدرت درک و دانستن زبانهای مختلف، آیا &amp;nbsp;فرقی بین امام ها و امام زاده ها هست یا نیست؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگر بگویید امام ها از امام زاده ها در دانستن &amp;nbsp;انواع زبانهای دنیا، &amp;nbsp;داناتر هستند ، پس چرا بر سر قبر امام زاده ها &amp;nbsp;نمینویسید که &lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;مثلا :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آگاه باشید این امام زاده، فقط روسی و عربی و انگلیسی میداند و &amp;nbsp;کسانیکه بزبان قرقیزی حاجت میخواهند یا با مترجم بیایند یا یا به امام رضا رجوع کنند !!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و اگر بگویید در دانستن زبانها و لهجه های گوناگون دنیا فرقی بین امام و امامزاده نیست ، پس دیگر چه فخری باقی مانده برای امامانتان ؟ در حالیکه هزاران نفر دیگر نیز مثل آنها هستند ؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و چه فخری مانده برای الله جل جلاله ،که خود را دانا به هر چیز میداند؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;سوال دوم :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;&amp;nbsp;آیا امام ها و امام زاده ها &amp;nbsp;از چه فاصله ای، صداها &amp;nbsp;را میشنوند؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا باید در گوششان بگوییم تا بشنوند؟ یا نه کافیست که در یک متری قبر بایستیم و با صدایی آهسته حاجت خود را &amp;nbsp;بگوییم و نگران نباشیم که نفهمید و نشنوند؟!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا سوال این است &amp;nbsp;اگر ا ز 5 متری قبر، مرده را صدا کنیم ، میشنود یا نه؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از ده متری؟ .....خلاصه به ما بگویید که &amp;nbsp;محدوده شنوایی این امام یا امام زاده مرده تا چند متر و یا &amp;nbsp;تا چند کیلومتر است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگر محدودیت دارد، این محدودیت تا کجاست؟ و چرا نمینویسید بر سرقبرهایشان که بُرد گوش این حضرت تا فلان جاست!! و اگر نامحدود است پس فرق او با الله چیست ؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;الله، چرا &amp;nbsp;در جای جای قرآن &amp;nbsp;خود را معرفی میکند که اینک &amp;nbsp;این منم شنوای دانا &amp;nbsp;&lt;span style="background-color: #ccffff;"&gt;(وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)&amp;nbsp;&lt;/span&gt;-﴿البقرة: ٢٥٦﴾- ﴿البقرة: ٢٢٤﴾-﴿آل عمران: ٣٤﴾-﴿آل عمران: ١٢١﴾&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خوب &amp;nbsp;اگر عام باشد که من نویسنده &amp;nbsp;هم شنوا هستم! و دانا هم هستم!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;پس عام نیست و حتما منظور الله، شنوایی غیر از یک شنوایی عادی است و &amp;nbsp;دانایی غیر از یک دانایی معمولی!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;اما در فرض شما، امام ها و امام زاده ها همسان &amp;nbsp;الله میشنوند!&amp;nbsp;&lt;/span&gt;پس وقتی در شهری، میلیونها دیپلمه وجود دارد عیب است که شخصی به دیپلمه بودن خودش بنازد و پی در پی بگوید &amp;nbsp;من دیپلمه هستم!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا در بین این همه امام و امام زاده &amp;nbsp;شنوا، چرا الله به تکرار میگوید: &amp;nbsp;&lt;span style="background-color: #ccffff;"&gt;(وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)&lt;/span&gt;&amp;nbsp;-﴿البقرة: ٢٥٦﴾- ﴿البقرة: ٢٢٤﴾-﴿آل عمران: ٣٤﴾-﴿آل عمران: ١٢١﴾&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;سوال 3&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;میدانیم که بر سر قبرها صدها نفر همزمان حرف میزنند،سوال این است که آیا امام قدرت دارد این همه سخن های &amp;nbsp;همزمان را تکیفک کند و جدا جدا بفهمد؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;و باز سوال این است که حالا امام قدرت دارد !!!! امام زاده دیگر چه صیغه ای است که زوار قبورش به صف نمیایستند و یکی یکی عریضه خود را برای مرده نمیخوانند؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;پس واضح است که شیعه عقیده دارد امام زاده هم از سروصداهای زیاد دچار دردسر نمیشود و حرف همه را میفهمد!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;پس ای شیعه ها بما بگویید که &amp;nbsp;بین توانایی شنیدن امام و امام زاده، چه تفاوت های است ؟ یا بیشتر از این دوست داریم بدانیم که قدرت الله در شنیدن چقدر بیشتر است از قدرت امام زاده ،&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بما بگویید آن چه توانایی خاصی &amp;nbsp;است که فقط &amp;nbsp;الله دارد در شنیدن، و امام زاده ندارد ؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/aqideh">عقیده و ایمان</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Thu, 12 Jan 2012 23:51:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1501 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/445</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>منظور از خلقت 7 آسمان چیست؟ (شبهه ملحدین)</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/ejoXixE3CgU/444</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    444        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/sk.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="text-align: justify;"&gt;ملحد میگوید:&amp;nbsp;مسلمانها یا بما بگویند که معنی 7 آسمان چیست؟ چرا بارها قرآن از آن یاد میکند؟و اگر مسلمانان &amp;nbsp;نمیتوانند 7 آسمان را نشان دهند پس حداقل بما بگویند که چرا باید قرآن چیزی بنویسد که معنی آن معلوم نباشد و کسی منظور آن را نداند؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پاسخ ما:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در حدیث آمده که آسمان اول نسبت به آسمان دوم، مثل این است که انگشتری را در صحرا رها کنند. یعنی حجم آسمان اول نسبت به آسمان دوم این چنین است!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و در ادامه رسول الله میفرماید: آسمان دوم (که آسمان اول در درونش مثل یک انگشتر در صحرا است) خودش نسبت به آسمان سوم، مثل انگشتری رها شده در صحرا است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و آسمان سوم نسبت به آسمان چهارم، مثل انگشتری رها شده در صحرا است و آسمان چهارم &amp;nbsp;نسبت به آسمان پنجم، مثل انگشتری رها شده در صحرا است. و آسمان پنجم &amp;nbsp;نسبت به آسمان شیشم، مثل انگشتری رها شده در صحرا است، و آسمان شیشم &amp;nbsp;نسبت به آسمان هفتم، &amp;nbsp; مثل انگشتری رها شده در صحرا است...........................................&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس دانسته های ما درباره آسمان خیلی محدود است&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما یک ترفند ملحد این است که برای اثبات حقانیت خود، به چیزهای ناممکن و مبهم چنگ میزند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;مثلا زمانی جوانی ما، از جبر تاریخ حرف میزدند و با دلایل علمی ثابت میکردند که این ناگریز تاریخ است که همه مردم جهان در آینده حتما &amp;nbsp;کمونیست میشوند!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یا میگفتند &amp;nbsp;که بشر ازنسل &amp;nbsp;میمون است الی اخر.....&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یعنی ملحد همیشه از مبهمات میپرسد و میگوید! و خودش را با مبهمات سرگرم میکند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و من نمیدانم ملحد &amp;nbsp;چرا به جای اثبات اینکه 7 آسمان وجود ندارد، نمیاید تا ثابت کند که 7 زمین وجود ندارد!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;زیرا &amp;nbsp;اثبات این دومی آسانتر است و این دومی زیر پایش است و قابل لمس!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چرا نمیرود تحقیق نمیکند ببیند زمین 7 طبقه دارد یا نه ؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جواب واضح است! بشر با اینهمه دبدبه و کبکبه هنوز نتوانسته بیش از دو هزار متر درون زمین نفوذ کند، حتی نمیتواند بقشر دوم برود، چه برسد به طبقه &amp;nbsp;هفتم!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;بلکه از این بیشتر:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;( درون زمین پیشکش )، بشر حتی روی زمین &amp;nbsp;نمیتواند بر روی پایین ترین گودال زیر اقیانوس، &amp;nbsp;پایش را بگذارد &amp;nbsp;و نمیداند آنجا چه خبر است!&amp;nbsp;پس اگر ما بگوییم که نمی توانیم &amp;nbsp;7 آسمان &amp;nbsp;را شرح دهیم یا نشان دهیم این دلیل بر باطل بودن دین ما یا کتاب ما نیست.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بله! اگر شما در حقایق &amp;nbsp;مسلم علمی، نکته ای مغایر با قرآن یافتید آنوقت حق دارید که داد و بیداد براه بیاندازید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و امروزه میبینیم پیشرفت حیرت آور بشر را &amp;nbsp;در قرن ما &amp;nbsp;..... آیا نکته ای خلاف قرآن در آن حقایق کشف شده، &amp;nbsp;دیده اید ؟؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بلکه برعکس، همیشه پیشرفت علمی صدق آیه های قرآن را نشان داده است، مثلا این مورد را ببینید: &amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;قرآن میفرمایید:&amp;nbsp;«وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ» سوره انبیا آیه ۳۲-&amp;nbsp;"و آسمان را سقفی محافظ قرار دادیم ولی آن ها از نشانه های او روی گردان هستند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;امروزه با پیشرفت علم این خاصیت آسمان &amp;nbsp;ثابت شد. یعنی جوی که اطراف زمین را فراگرفته است دارای عملکرد های حیاتی بسیار مهمی است، که بعضی را برمیشماریم:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;1 - &amp;nbsp;حفاظت کردن زمین در مقابل شهاب سنگ های کوچک و بزرگ ؛ تا به زمین برخورد نکنند. اگر به سطح ماه نگاه کنید می بینید که دارای فرورفتگی های عمیقی است که در اثر برخورد شهاب سنگ ها با آن می باشد. ولی خداوند خالق جو زمین را به گونه ای آفریده است تا این اجرام اجازه رسیدن به زمین نداشته باشند و قبل از رسیدن به سطح زمین در اثر حرارت زیاد به وجود آمده در اثر اصطکاک با جو ذوب می شوند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;2- جو زمین تشعشعات خورشیدی را صافی می کند و اجازه نمی دهد که همگی آن ها از جو عبور کنند زیرا بسیاری از آن ها برای حیات روی کره زمین بسیار خطرناک هستند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;جالب است که جو تنها تشعشات مفید و بی ضرر شامل نور قابل مشاهده ، فرکانس محدوده اشعه فرابنفش و امواج رادیویی را اجازه عبور می دهد. تمامی این تشعشعات برای حیات روی زمین ضروری هستند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;3 - جو همچنین زمین را در مقابل دمای بسیار کم فضای بیرونی که حدود ۲۷۰ درجه سانتی گراد زیر صفر است حفاظت می کند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;4 - انرژی ساطع شده از خورشید آن قدر زیاد است که حتی تصور آن برای ما مشکل می باشد. یک انفجار خورشیدی معادل ۱۰۰ میلیارد بمب اتمی است که آمریکا در جنگ جهانی درشهر هیروشیمای ژاپن انداخت. &amp;nbsp;و در هر لحظه ده ها انفجار از این نوع در خورشید رخ می دهد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مثلا بعد از یکی از این انفجارات مشاهده شد که دمای جو زمین در ارتفاع ۲۵۰ کیلومتری به بیش از ۲۵۰۰ درجه سانتی گراد رسید. پس &amp;nbsp;بدون وجود جو ، این تشعشعات زندگی را روی زمین به سرعت نابود می کرد.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;5- میدان مغناطیسی اطراف زمین که به خاطر میدان مغناطیسی خود زمین به وجود می آید، زمین را در مقابل اجرام آسمانی، تشعشعات خورشید و ذرات کیهانی حفاظت می کند. این میدان مغناطیسی به نام کمربند ون آلن نیز شناخته شده است و صدها کیلومتر بالاتر از جو زمین قرار دارد. و زمین را در مقابل بمباران تشعشعات خورشیدی حفاظت می کند. اگر این حفاظ وجود نداشت حیات روی زمین غیر ممکن بود. تنها سیاره دیگری که میدان مغناطیسی دارد مریخ می باشد اما قدرت آن ۱۰۰ برابر کم تر از قدرت جو زمین است. حتی سیاره زهره که خواهر سیاره زمین می باشد دارای میدان مغناطیسی نیست و این میدان فقط برای زمین خلق شده است.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس ملحد با چشم سر باید ببیند که آنچه امروز علم درباره جو میگوید را قرآن قبلا گفته بود:&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا» و آسمان را سقفی محافظ قرار دادیم.&amp;nbsp;ولی جالبتر اینکه قرآن گفته ها و حالت ملحدین را &amp;nbsp;نیز بلافاصله &amp;nbsp;دنباله همین آیه( وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا ) بیان میفرماید ! در دنباله آیه آمده است: «وَهُمْ عَنْ آیَاتِهَا مُعْرِضُونَ» ولی آن ها( ملحدان ) از نشانه های او روی گردان هستند."سوره انبیا آیه 32&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا ملحد نمیخواهد خود را عذاب دنیا و &amp;nbsp;آتش جهنم نشان دهد ؟ نمیخواهد این آیات واضح را ببینید؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/quran">قرآن کریم</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Wed, 04 Jan 2012 06:32:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1499 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/444</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا آیه محدود کردن مومنان به 4 زن گیری  بیهوده نازل شده است؟ </title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/CkNyYmfFB3k/443</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    443        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/ma.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا از دیوار ملانصرالدین چیزی شنیده اید؟ میگویند ملا باغی داشت که از چهارجهت آن، سه جهتش را با &amp;nbsp;دیوارهای بلند مسدود &amp;nbsp;بود &amp;nbsp;و یک دروازه ای هم برای محکم کاری &amp;nbsp;نصب کرده و بر دروازه قفل بزرگی &amp;nbsp;زده بود اما این باغ از یک طرف اصلا دیوارو مانعی نداشت یعنی مقصودی که از ساختن سه دیوارو دروازه و قفل بود، با نبود آن دیوار چهارم حاصل نمیشد &amp;nbsp;و این سه دیواره بیهوده بودند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا این مثال قانون متعه شیعه است، قرآن برای &amp;nbsp;بیش از 4 زنگیری ، قفل محکمی زده و گفته مرد حق ندارد بیش از 4 زن همزمان داشته باشد بعد از نزول این آیه مسلمانانی که بیش از 4 زن داشتند همسران زیادی را طلاق دادند !&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; آیه میگوید:&amp;nbsp;(وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ &amp;nbsp;ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا)&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما شیعه با قانون صیغه، یک طرف دیوار این باغ &amp;nbsp;را خراب کرده و به مردانی چون فتحعلی شاه اجازه داده 500 زن را همزمان به زنی بگیرند&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شیعه بهانه میاورد که این ازدواج موقت است نه دایم .....اما با یک تک ماده شیعه میتواند موقت را از دایم هم دایمی تر کند یعنی در ازدواج دایم، زن و شوهر حداکثر 60 سال زندگی مشترک دارند اما شیعه عقد موقت 99 ساله میکند !!!! یعنی از دایم هم دایم تر!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا سوال این است که آیا این قانون و این آیه محدود بودن مردان در زن گیری بیهوده نازل شده و هیچ کاربردی ندارد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یا شیعه با قانون من در آوردی آیه را عبث و بیهوده نموده است&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;چرا این آیه نتوانسته جلوی شهوت ناصرالدین شاه و شاه سلطان حسین را بگیرد و آنها صدها زن را تحت پوشش موقت بطور دایم در عقد خود داشتند؟ &amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا کسی جوابی دارد؟؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/akhlaq">اخلاق و تربیت</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/feqh">فقه و احکام</category>
 <pubDate>Fri, 30 Dec 2011 20:45:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1496 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/443</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>معنی اینکه  تمام احادیث بخاری و مسلم صحیح هستند چیست؟</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/BR_zi1kfBHI/442</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    442        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/bo.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="text-align: justify; "&gt;شیعه میداند که سنی ها تمام احادیث بخاری و مسلم را صد درصد صحیح دانسته و قبول دارند . برای همین بما طعنه میزنند و میگویند مگر قران است که همه اش درست باشد؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;&amp;nbsp;اما بعد از &amp;nbsp;شنیدن طعنه، از شیعه میپرسیم معنی این سخن &amp;nbsp;ما چیست ؟ آیا معنی &amp;nbsp;نه این است که که ما بقیه کتب خود را صد درصد صحیح نمیدانیم؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;حالا سوال ما این است شما چرا وقتی که میخواهید برای اثبات عقیده خودتان به کتب ما(غیر از بخاری و مسلم) استناد کنید به این نکته مهم توجه ندارید و هر حدیثی را که مطابق میل خود دیدید، بدون ذکر درجه &amp;nbsp;درستی یا نادرستی حدیث دلیل میاورید؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;آیا این کار شما نشانه غرض ورزی و مکر، و برای فریب شیعه هاست؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;یا نشانه بحث علمی یا نشانه بحث کشکی؟!!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/sunnat">سنت نبوی</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/hadith">حدیث</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Thu, 29 Dec 2011 22:54:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1495 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/442</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>دین شیعه کی کامل میشود ؟</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/y0RLzI0LkcA/441</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    441        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/b91.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آیا گریه برای حسین عبادت است؟ آیا سینه زنی عبادت است؟ وآیا الله برای سینه زنی بما پاداش میدهد ؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;شیعه میگوید بله!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ولی نکته این است که قبل از وفات حسین هم دین بود و بر اساس آیه الیوم اکملت لکم دینکم دین کامل شد&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما قبل از شهادت حسین که &amp;nbsp;اینکارها وجود نداشت یعنی این عبادت ها وجود نداشت! &amp;nbsp;پس بما بگویید این عبادت ها جز دین است یا نه اگر بله پس باید بگوییم دین بعد از شهادت حسین کامل شد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس بعد از شهادت حسین ،عبادات جدیدی به دین ما افزوده شده است ، اما آیا دین کامل وصله جدیدی را قبول میکند؟ اگر بله پس دین در زمان پیامبرکامل نبوده است.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شیعه تنها یک راه دارد و آن اینکه بگوید دین با انتخاب علی کامل شد ، اما مگر علی دستورات جدیدی ندارد ؟ پس دین بعد از اینکه دستورات علی را شنیدیم کامل میشود!! با این حساب &amp;nbsp;دستورات امامان بعدی نیز جز دین است یعنی وقتی &amp;nbsp;صادق دستور داده که گریه برای حسین عبادت است و سینه زنی ثواب دارد و قمه زنی ثواب دارد پس دین دارد کاملتر میشود !&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #333300;"&gt;بنابراین &amp;nbsp;قاعده، دین هرگز کامل نمیشود مگر آن روزی که مهدی آخرين &amp;nbsp;دستور خود را بگوید و بمیرد! &amp;nbsp;اما بدبختی اینجاست که شیعه بعد از مهدی دوباره علی و محمد و حسن و حسین را زنده میکند &amp;nbsp;و قانون رجعت را دارد!!! پس به این ترتیب دین شیعه تا قیامت هرگز &amp;nbsp;کامل نمیشود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;شیعه در جواب به این سوال چه دارد که بگوید؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/aqideh">عقیده و ایمان</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Wed, 28 Dec 2011 15:35:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1494 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/441</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا امام حسین فرزند 6 ماهه ای بنام علی اصغر داشته است؟!</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/uYRvjtV0dbo/440</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    440        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/kavir.JPG" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;ملایان دروغ های بیشماری &amp;nbsp;پیرامون شهادت حسین رضی الله عنه ساخته اند ساخته اند و هر روز نیز به حجم این اکاذیب افزوده میشود. نخست این را بگویم که شیعه ها کتب زیادی درباره چگونگی شهادت حسین دارند اما نکته مهم این است که روایات نقل شده تقریبا همگی &amp;nbsp;بی سند هستند!!&amp;nbsp;حیرت ما آنوقت بیشتر میشود که گه گاه از شیعه میشنویم که از ما میخواهند به احادیثی که سند ضعیف دارند استناد نکنیم ولی در همان حال خودشان بر روی منبر بر روایاتی تکیه میکنند که اصلا سند ندارد!! یعنی ضعیف هم نیست بلکه اصل و ریشه ندارد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;نکته دوم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;و باید هم روایات قتل حسین بی سند باشد زیرا همه اصحاب حسین در روزکربلا شهید شدند و مردی باقی &amp;nbsp;نمانده بود که شرح حادثه را به ما برساند! اما اگر به روضه خوانی ها نگاه کنیم اینطور احساس میشود که صد ها &amp;nbsp;خبرنگار دوربین بدست از صحنه فیلم برداری کردند و حالا روضه خوان دارد از روی این فیلم برداری ها &amp;nbsp;روضه میخواند ولی میدانیم که عملا هیچکس از کربلا زنده بیرون نیامد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;مثال :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ما روایات جنگ بدر را فقط از مسلمانان میشنویم، زیرا کافری باقی نمانده تا از دید آنها شرح حادثه را بشنویم!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;و حیرت آور این است که ملای شیعه ماورای &amp;nbsp;دید دوربین را هم میبیند!! یعنی &amp;nbsp;قلب را &amp;nbsp;و فکر و ذهن را هم میخواند!!!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;مثلا میگویند حضرت عباس وقتی مشک بدست و جنگ کنان، صفوف دشمن را شکافت و به آب رسید ، خودش آب نهر فرات را نخورد &amp;nbsp;زیرا که &lt;strong&gt;یادش آمد&lt;/strong&gt; برادرش تشنه است!! حالا سوال این است که این عباس در راه برگشت به اردوگاه حسین کشته شد روضه خوان شیعه از کجا میداند که او در &lt;strong&gt;خاطرش&lt;/strong&gt; چه گذشت ؟؟؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;یا میگویند وقتی که حسین بر سر نعش &amp;nbsp;پسرش ؛علی اکبر؛ رسید پریشان شد که حالا به مادرش چه بگوید!! در حالیکه حسین در همان ساعت شهید شد و ملای شیعه از کجا میداند که او در&lt;strong&gt; فکر&lt;/strong&gt; مادر علی اکبر بود یا در فکر کار دیگری؟!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;این روزها &amp;nbsp;چونکه رسانه های مستقل زیاد شده اند و صدای اعتراض بر این دروغ ها بلند شده، ملای شیعه مکر جدیدی اندیشیده است مکری که خیلی عجیب است! &amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;مثلا ما به شیعه اعتراض کردیم که مردیکه دروغگو! علی اضغر شیش ماهه را چرا میگویید تشنه بود در حالیکه اونوقت ها شیر خشک نبود.و این بچه حتما یا شیر مادر را میخورد یا شیر چارپایان را، آب هم که نباشد سینه فورا خشک نمیشود!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;یا میگفتیم بچه 6 ماهه معمولا &amp;nbsp;گردن ندارد تا تیر به گردنش بخورد &amp;nbsp;و مثل این ها&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;حالا ببینیم ملای شیعه چه میگوید:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;همه شنیده‌ایم &amp;nbsp;که «ابی عبدالله الحسین (ع) کودک شش ماهه‌ای به نام علی اصغر داشته است. زمانیکه امام تشنگی کودک خود را احساس کرد، او را جلوی لشکر دشمن آورد و گفت: اگر به من رحم نمی‌کنید، لااقل بر لب تشنه و جگر سوخته این کودک رحم کنید و جرعه‌ای آب به او بنوشانید. در این زمان حرمله با تیر سه شعبه گلوی علی اصغر را نشانه گرفت.»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;این داستان به این شکل هیچ مستند تاریخی درستی ندارد و به نظر می‌رسد که از جعلیات ملاحسین کاشفی سنی مذهب، در کتاب «روضة الشهداء» باشد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;اولا اینطور حرف میزند توگویی که بقیه روضه خوانیهایشان سند دارد؟!!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;دوما حالا ما بدهکار هم شدیم؟ خب این گناه شماست که از سنی مذهب &amp;nbsp;نقل قول میکنید! حالا تکلیف اون مردمی که در این قرنها برای علی اصغر شیشماهه ای که اصلا وجود خارجی نداشته! گریه کردند و مردند چه میشود؟ در روز قیامت حشرشان چگونه است ؟!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;شیعه در ادامه میگوید:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;ملاحسین کاشفی اسطوره پرداز متوفای ۹۱۰ هجری است. کاشفی این کتاب را به سفارش حاکم وقت و برای خوشایند او پردازش شده است. این کتاب اولین مقتل فارسی است که با قلم زیبا و نثر روان فارسی تنظیم شد و مبلغین مذهبی با خواندن این کتاب به «روضه خوان» معروف شدند و به این مجالس، مجالس «روضه خوانی» گفته شد. دلیل اینکه می‌گوییم این داستان ساخته اوست این است که وی تراژدی علی اصغر را برخلاف برخی از اخبار یا داستان‌های دیگر کتاب خود، که آن را از منبعی نقل می‌کند، بدون استناد به هیچ منبع، با آب و تاب بیشتر از آنچه نقل شد به همین صورت آن را پردازش کرده است. (روضة الشهداء،‌ ص۷۵۳)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;پاسخ اهل سنت :&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;شکی نیست که ملا حسین کاشفی، آدم درستی نبوده است او &amp;nbsp;این بدعتها را وارد دین کرد و &amp;nbsp;متاسفانه درست است که سنی مذهب بوده است!&amp;nbsp;اما سخن این است که از این گمراه &amp;nbsp;روایت جعل کن، چه کسی پیروی کرده؟ شما یا ما؟!&amp;nbsp;&lt;br&gt;خب ما سنی ها دیدم حرف بی سند میزند بهش اهمیت ندادیم، اما شما حرف های او را دین و آیین &amp;nbsp;خود نمودید و نسل اندر نسل روضه دروغ خواندید و متوسل به علی اصغر 6 ماهه (نیست در جهان) شدید &amp;nbsp;علی اصغری که وجود نداشت و &amp;nbsp;ملا کاشفی او را کشف کرده بود!! و گمراه شدید و بدا بحال شما!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffcc99;"&gt;شیعه میگوید:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;شیخ مفید متوفای ۴۱۳ هجری یعنی حدود پانصد سال قبل از کاشفی، در بخش مقتل کتاب «ارشاد» خود، که معتبر‌ترین کتاب شیعه در زمینه تاریخ ائمه اطهار (ع) است می‌نویسد: پسران امام حسین (ع) عبارت بودند از جعفر،‌ علی اصغر،‌ علی اکبر و عبدالله. جعفر در زمان حیات امام فوت کرد. (الارشاد، ص۱۲۶)&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;سه فرزند دیگر او که در کربلا حضور داشتند، یکی علی اصغر بود که مادرش لیلی دختر مسعود ثقفی بود و در کربلا جنگید و اولین شهید بنی‌هاشم شد. &amp;nbsp;(تاریخ طبری، ج۷، ص۳۰۵۲ ) &amp;nbsp;(همان که در بین ما امروز به علی اکبر معروف است)&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;نام فرزند دیگر او علی اکبر بود. (الارشاد، ص۱۲۷) علی اکبر به نظر شیخ مفید همان امام زین العابدین (ع) است. عبدالله که کوچکترین فرزند امام بود مثل برادرش در کربلا شهید شد.(همان، ص ۱۲۹) نحوۀ شهادت عبدالله بن حسین (ع) اینگونه بود که، امام حسین در حالی که جلو خیمه‌ها نشسته بود. فرزندش عبدالله که کودکی بود پیش پدر آمد. امام او را بر روی زانوهای خود نشاند. مردی از بنی اسد تیری به سوی او پرتاب کرد. آن تیر به گلوی کودک اصابت کرد و او شهید شد. سید الشهدا(ع) دست خود را از خون او پر کرد و به زمین ریخت. سپس گفت: پروردگارا اگر یاری خود از آسمان را بر ما دریغ می‌داری، پس پاداش ما را، در آنچه بهتر است قرار ده و انتقام ما را از این مردم ستمکار بگیر. ( تاریخ طبری هم، ج۷، ص۳۰۵۵ )&amp;nbsp;سپس امام آن کودک را برداشت و در کنار کشتگان خاندان خود نهاد. (الارشاد، ص۱۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;پاسخ اهل سنت&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;خلاصه سخن تو ای شیعه این است که شیخ مفید که از بزرگترین علمای شیعه بوده علی اصغر شیش ماهه را قبول نداشته است و لب تشنه را قبول نداشته است! &amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;بدنیست بدانیم که شیخ مفید، استاد شیخ &amp;nbsp;طوسی و استاد سید مرتضی علم الهدی بوده و &amp;nbsp;شیخ طوسی دو کتاب از 4 کتاب حدیث شیعه را نوشته است یعنی کتاب استبصار و کتاب تهذیب الاحکام را!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;و سید مرتضی هم همراه برادرش کتاب نهج البلاغه را نوشته اند!!!!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;حالا باید ملایان شیعه پاسخ دهند که چرا حرف چنین عالم بزرگ خود را به زمین زدند و حرف بی اساس و بی پایه یک سنی را قبول کرذدند و سر مردم بیچاره را &amp;nbsp;500 سال است که شیره مالیده اند!!!؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;ای علمای &amp;nbsp;شیعه &amp;nbsp;چرا عالم بزرگ خود را ول کردید و دنبال یک سنی گمراه افتادید؟؟؟؟ و سخنان او را دین خود کردید و تازه ول کن هم نیستید یعنی با وجود آشکار &amp;nbsp;حقیقت، هنوز هم به دنبال کاشفی میدوید چرا؟ !!&amp;nbsp;آیا دلیل این نیست که &amp;nbsp;هوای نفس خود را میپرستید و خدای شما &amp;nbsp;همان تمایلات &amp;nbsp;باطل شماست؟ !&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/category/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85">محرم و عاشورا</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/akhlaq">اخلاق و تربیت</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/tarikh">تاریخ</category>
 <pubDate>Tue, 06 Dec 2011 01:46:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1481 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/440</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا در روز عاشورا اهل بیت حسین رضی الله عنه لب تشنه بودند؟</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/QD9jPb1OTVs/346</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    346        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/YH2.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه میگوید:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #993300;"&gt;سـپـاه امـویـان آبـشـخـور فـرات را بـر اهـل بـیـت بـسـتـنـد تـا آنـان بـر اثـر تـشـنـگـى بـمـیـرنـد یـا تـسـلیـم گـردنـد. ابوالفضل كه لب هاى خشكیده و چهره هاى رنگ پریده فرزندان برادرش و دیگر كودكان را از شـدت تـشنگى دید، قلبش فشرده گشت و از عطوفت و مهربانى دلش آتش گرفت &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;سـپـس بـه مـهـاجـمـان حـمله كرد، راهى براى خود گشود و براى كودكان آب آورد و آنان را سـیـراب كـرد. در روز دهـم محرم نیز بانگ (العطش) كودكان را شنید، دلش به درد آمد و مـهـر به آنان، او را از جا كند. مشكى برداشت و در میان صفوف به هم فشرده دشمنان خدا رفـت، بـا آنـان درآویخت و از فرات دورشان ساخت، مشتى آب برداشت تا تشنگى خود را بـرطرف كند، لیكن مهربانى او اجازه نداد قبل از برادر و كودكانش سیراب شود، پس آب را فرو ریخت. &lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #000080;"&gt;این سوالها برای من مطرح است آیا شیعه ای جواب دارد:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;1 - چرا حضرت حسین آب کافی همراه نبرده بود، معمولا انسان باید وقتی سفر بیابان در پیش دارد&amp;nbsp; از چاه های وسط راه آب کافی بردارد&amp;nbsp; حضرت حسین که در محاصره دراز مدت قرار نگرفته بود که آب&amp;nbsp; کاراوان به یکباره تمام شود، چرا باید برای یک هفته آب ذخیره نمیداشت؟&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;2- می گویند حضرت عباس رفت برای گروه آب بیاورد&amp;nbsp; و توانست یک مشک را پر کند یعنی یک مشک آب برای این لشکری که 72 مرد و چند صد زن و کودک&amp;nbsp; تشنه همراهش بوىند&amp;nbsp; چه اهمیتی داشت؟&amp;nbsp; و بعد چرا می بایست حضرن عباس لب تشنه بمیرد مگر به منبع آب نرسیده بود حداقل باید خود را سیراب میکرد تا&amp;nbsp; با فرزی و چالاکی بیشتری حرکت و جنگ میکرد تا&amp;nbsp; تازه نفس میشد و سریعتر به گروه میرسید&amp;nbsp; و ایضا&amp;nbsp; از این مشک کوچک&amp;nbsp; دیگر&amp;nbsp; سهم خود را طلب نمیكرد و همه را به زنان و کودکان میداد آیا فكر نمیكنید لب تشنه حضرت عباس یك دروغ و برای تحریک احساسات باشد، خوردن آب&amp;nbsp; از نهر فرات که وقت نمیگرفت، شما میگوید به دهان نزدیک کرد باز پس ریخت!!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;3- باز یکی نیست از اینها بپرسد که کی دید عباس از آب فرات نخورد به همراه او کسی نبود تا این واقعه را برای گروه خبر دهد که عباس آب را به دهان نزدیک کرد و ریخت &lt;br&gt;&lt;br&gt;4- رود خانه فرات یک رودخانه دراز است حسینیان میتوانستند در شب عاشورا یا شبهای قبل از ان که آب کم شد تدبیر کنند و&amp;nbsp; با استفاده از تاریکی شب یواشکی کمی راه بروند و لشکر یزید را&amp;nbsp; دوربزنند و کمی دورتر از لشکر یزید خود را به نهر عظیم فرات برسانند، یزیدیان که آب فرات را در کوزه نکرده بودند و لشکر حسین از 4 طرف که محاصره نبود به ادعای اینها&amp;nbsp; فقط راه فرات را از جلو بسته بودند مگر در روزهای قبل&amp;nbsp; نمیدانستند که برای فردا آب خوردن ندارند!! &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه میگوید:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;مرحوم تنکابنی در کتاب اکلیل المصائب می نویسد:از سکینه خاتون (ع) روایت شده است:&lt;br&gt;روز نهم ماه محرم بود. آب در بین خیمه ها تمام شده بود وعطش وتشنگی بیداد می کرد. هوا بسیار گرم وسوزان بود. کودکان از عطش وتشنگی غش می کردند. من به خدمت عمه ام زینب (س) رفتم واز او طلب آب کردم برادر شیر خوارم علی اصغر(ع) به روی دامن عمه بزرگوارم بود وازعطش فریاد می زد ومانند ماهی که از آب بیرون افتاده باشد دست وپا میزد عمه ام زینب(س) به تمام خیمه ها سر زد تا شاید جرعه ای آب پیدا نماید و کمی از عطش ما را رفع نماید اما تمام مشکها خشک شده بود وآبی در بساط&amp;nbsp; نبود. ما همگی به همراه حضرت زینب(س) در داخل خیمه شیون می کردیم. در این هنگام یکی از اصحاب پدرم به نام بُریر که اورا سید قرائ می گفتن از کنار خیمه ما عبور کرد و از حال ما باخبر شد. بُریر کمی خاک را از زمین برداشت وبر سر خویش ریخت وبا گریه به اصحاب خود خطاب کرد: فرزندان فاطمه (س) از تشنگی در حال جان دادن هستند و ما هر طور که می شود باید آب برای این کودکان مهیا کنیم.اصحاب وی همگی گفتند ما حاضریم که جان خود را نثار کنیم.مشکی برداشتند و به سوی فرآت حرکت کردند.موکلین فرآت را احاطه کرده بودند و با مشقت فراوان و درگیری توانستند&amp;nbsp; مشک آبی برای ما بیاورند.مشک آب را آوردند وتمام کودکان به یک دفعه در کنار مشک جمع شدند&amp;nbsp;&amp;nbsp; کودکان بیش از بیست نفر بودند و شکم های خود وسینه ها&amp;nbsp; را به مشک چسبانیدند که کمی از عطش را رفع نمایند اما به ناگاه بند مشک باز شد و تمام آب از مشک به روی زمین ریخت. کودکان ناله کردند و بُریر بر صورت خود زد و گفت : والهفاه بر جگر دختران فاطمه (س)&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;strong&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;تو گویی خداوند عقل شیعیان را دزدیده همه داستانهایشان همینطور و از این بدتر است &lt;br&gt;الله شاهد است که نمیگردم تا داستان ضیفی را پیدا کنم هر ورق کتابهایشان را بنگرید از این دروغ ها دارد و در مجالس میخوانند و کسی جرات ندارد از انها بپرسد! اگر پرسید میگویند این برادر یزید است!! این دشمن اهل بیت است و با این تهمت راه منتقدین را بسته اند!&lt;br&gt;آقای شیعه&amp;nbsp; عزیز!!&amp;nbsp; اولا این آقای بریر مگر&amp;nbsp; خوىش از اجنه بود كه تا گریه کودکان&amp;nbsp; را نشینید یادش نیامد كه&amp;nbsp; خودش و قبیله اش تشنه هستند بعد دست جمعی راه افتاند و رفتند طرف نهر......&amp;nbsp; با اون همه زحمت وفقط یک مشک خالی بردند چرا یک مشک خالی بردند؟ یك مشک بردند چون برای مداح کذاب و آخوند دروغگو که میخواهد سر منبر فیلم هندی بسازد مشکل است که بگوید همه مشکها&amp;nbsp; درشان باز شد و ریختند به زمین !!! &lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;پس فقط میگوید همه گروه رفتند و یک مشک بردند،&amp;nbsp; بعد حالا گیرم داستان درست باشد وقتی من ببینم بچه ها بیهوشند و از تشنگی مدهوشند آب را&amp;nbsp; بیاورم که نمیدهم باهاش بازی کنند سرآب&amp;nbsp; را باز میکنم و کم کم به تک تک&amp;nbsp; آنها با دقت آب میدهم این گروه رفتند اب را آوردند و عوض اینکه بدهند به مادرهای&amp;nbsp; بچه ها دادند به بچه ها تا بندش باز شود و بر زمین بریزد، خلاصه به هر قیمت باشد میخواهند اهل بیت حسین را لب تشنه جلوه دهند و حاضر نیستند آنها یک قطره آب هم بخورند اصلا یزیدیان اصلی&amp;nbsp; همین مداحان دروغین هستند!!&lt;br&gt;ای دوستان شیعه فکر نکنید این سخنانی که نقل میکنم از&amp;nbsp; کتابهای مبتذل شیعه است ! اینجا را ببیند:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/135601" title="http://www.tabnak.ir/fa/news/135601"&gt;http://www.tabnak.ir/fa/news/135601&lt;/a&gt;&lt;br&gt;این از سایت معتبر تابناک است که مدیرش&amp;nbsp; محسن رضایی رییس سپاه پاسداران و از نزدیکان خامنه ای است و سروده شعر «عباس تشنه لب» هم&amp;nbsp; دكتر غلام علی رجایی است كه دكترای تاریخ و بیش از بیست و هفت سال سابقه مطبوعاتی و كار رسانه ای هم دارد و استاد&amp;nbsp; دانشگاه تهران هم است!!! پس دیدید این هر دو نفر با اینکه یکی دکتر و استاد و دیگری دکتر و&amp;nbsp; رییس سپاه پاسداران است اما باز&amp;nbsp; عقل ندارند&amp;nbsp; وقتی اینها اینطور باشند از عوام شیعه چه انتظاری میتوان داشت؟ &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;چرا شیعه ها فکر نمیکنند؟ هزار دلیل داریم بر دروغ بودن این داستانها، این داستانها برای به گریه آوردن مردم و&amp;nbsp; برای هدف شومی، جعل و&amp;nbsp; ساخته شده اند! آقا مگر میشود از اینهمه زن، یکی هم شیرده نباشد؟ و با شیرش عطش علی اصغر شش ماه&amp;nbsp; را خاموش نکند؟ &lt;span style="color: #800080;"&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800080;"&gt;ا&amp;nbsp; آیا یک شتر شیر ده هم همراه&amp;nbsp; نداشتند پس در طول سفر در راه چی میخوردند؟ از هر طرف که نگاه کنیم داستان لب تشنه حسین و یارانش دروغ است!&amp;nbsp; و زمین کربلا در جلگه&amp;nbsp; واقع است، پس&amp;nbsp; براحتی میتوانستند یک چاه بکنند و به آب برسند!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; این نوشته ادامه دارد &lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/category/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85">محرم و عاشورا</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/akhlaq">اخلاق و تربیت</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/tarikh">تاریخ</category>
 <pubDate>Sat, 03 Dec 2011 06:50:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1105 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/346</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title> شبهه شیعه: چرا عایشه دوست داشت بعضی از مردان نامحرم او را ببینند؟!!! </title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/cCffr0VBtx4/439</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    439        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/k.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;شیعه می گوید : شما سنی ها در &amp;nbsp;سنن ابی داود حدیث صحیحی دارید به این مضمون:فبذلك كانت عائشة رضی الله عنها تأمر بنات أخواتها وبنات إخوتها أن یرضعن من أحبت عائشة أن یراها و برای همین عایشه رضی الله عنها به خواهرزاده ها و برادر زاده های خود دستور میداد تا هر مردی &amp;nbsp;را که عایشه دوست میداشت تا او &amp;nbsp;(آن &amp;nbsp;مرد)عایشه را ببیند شیر بدهند .علمای شیعه میپرسند:&amp;nbsp;چرا علمای اهل سنت گفته اند عایشه دوست داشت بعضی از مردان نامحرم او را ببینند و به همین علت دستور میداد &amp;nbsp;خواهرش به مردان نامحرم شیر دهد تا بر او وارد شوند؟!!!یا بعبارت دیگر : چرا عایشه دوست داشت یه عده مرده نامحرم بیان خونه اش و اونو ببینند؟!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;جواب اهل سنت &lt;/strong&gt;:&amp;nbsp;باز اینجا چند تبلیس ابلیس گونه است که در پرتو این حقایق، آن تبلیس ها &amp;nbsp;را نشان میدهیم:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت اول:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شیعه وانمود میکند که خانه حضرت عایشه مثل خانه زلیخا زن عزیز مصر بوده و هفت در تو در تو داشته&amp;nbsp;نه بابا!! حضرت عایشه فقط در یک اتاق محقر &amp;nbsp;زندگی میکرده &amp;gt;&amp;nbsp;این اتاق هم نه در داشته نه دروازه.... بلکه &amp;nbsp;به جای در &amp;nbsp; پرده داشته باور نمیکنید ؟ این حدیث را در صحیح بخاری ببینید :&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;457حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عُثْمَانُ بْنُ عُمَرَ قَالَ أَخْبَرَنَا یونُسُ عَنِ الزُّهْرِىِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ كَعْبِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ كَعْبٍ أَنَّهُ تَقَاضَى ابْنَ أَبِى حَدْرَدٍ دَینًا كَانَ لَهُ عَلَیهِ فِى الْمَسْجِدِ ، فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهُمَا حَتَّى سَمِعَهَا رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَهْوَ فِى بَیتِهِ ، فَخَرَجَ إِلَیهِمَا حَتَّى كَشَفَ سِجْفَ حُجْرَتِهِ فَنَادَى « یا كَعْبُ » . قَالَ لَبَّیكَ یا رَسُولَ اللَّهِ . قَالَ « ضَعْ مِنْ دَینِكَ هَذَا » . وَأَوْمَأَ إِلَیهِ أَىِ الشَّطْرَ قَالَ لَقَدْ فَعَلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ . قَالَ « قُمْ فَاقْضِهِ » .&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ترجمه: كعب بن مالك &amp;nbsp;می‏گوید: طلب خود را از ابوحدرد در مسجد مطالبه ‏كردم. سر و صدای ما بلند شد. رسول ‏الله صلی الله علیه وسلم &amp;nbsp;كه داخل حجره بود سر و صدای ما را &amp;nbsp;‏شنید. پردة حجره را كنار زد و با صدای بلند ندا كرد: «ای كعب»! گفتم: گوش به فرمانم ای رسول خدا! آنحضرت صلی الله علیه وسلم &amp;nbsp;فرمود: «نصف قرض خود را معاف كن». گفتم: معاف كردم، ای رسول خدا.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آنگاه، رسول ‏الله صلی الله علیه وسلم &amp;nbsp;به ابوحدرد گفت: «بلند شو و نصف دیگر آنرا بپرداز».&amp;nbsp;پس برای دانستن پاسخ و دور شدن از القاات شیعه اول باید این را میدانستید که گفتم !&amp;nbsp;و بدانید! روزی که خلیفه اموی دستور داد تا حجرات ازواج مطهرات را خراب کنند ( بخاطر توسعه مسجد نبوی) مردم برای وداع با خاطرات خود از نبی &amp;nbsp;اکرم جمع شدند و از خراب شدن آن &amp;nbsp; خانه های محقر با پرده های پاره &amp;nbsp;،گریه کردند. پس از اجرای حکم خلیفه اموی، وقتی که پیک مدینه برای او در شام گزارش روز خراب کردن حجرات را داد، خلیفه متاثر شد و گفت ای کاش خراب نمیکردم تا آیندگان میدیدند که زندگی پیامبر ما چقدر ساده بود.\&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 2&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حضرت عایشه در این اتاق تنها نبوده همسران دیگر پیامبر هم اتاق های مشابه اتاق او داشتند و که چسبیده به حجره حضرت عایشه بودند &amp;nbsp;و آنها نیز چون عایشه دستور داشتند تا آخر عمر شوهر نکنند و در اتاق های &amp;nbsp;خود بنشینند &amp;nbsp;یعنی هرگز عایشه تنها نبود تا این افراد مریض القلب زمان ما &amp;nbsp;اینطور القاء کنند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 3&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;با توجه به رقابت ذاتی بین هوو ها و با توجه به دسته بندی بین همسران پیامبر گروه ام سلمه &amp;nbsp;یا حتی گروه خود عایشه اگر کوچکترین خطایی از عایشه میدیدند آیا جار نمیزدند؟ آیا با وصفی که از خانه &amp;nbsp;گفتیم کوچکترین حرکت مشکوک از آنها پنهان میماند ؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 4&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اتاق عایشه علاوه بر محل زندگی، قبرستان هم بود، &amp;nbsp;و در آنجا مقبره &amp;nbsp;رسول الله صلی الله علیه وسلم &amp;nbsp;قرار داشت علاوه بر این &amp;nbsp;ابوبکر و عمر نیز در همان جای کوچک &amp;nbsp;دفن شده بودند&amp;nbsp;در چنین مکانی آیا کسی فکر خطایی بسرش میزند.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 5&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا تصور کنید در چنین جایی را و &amp;nbsp;چنین زن مقدسی را &amp;nbsp;زنی که &amp;nbsp;همسر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم &amp;nbsp;بود و اتاقی کوچکی که در آن سه شخص یکی پیامبر و دو ولی ، مدفون بودند.&amp;nbsp;مقام عایشه پیش مردم خیلی بالاتر از این دهانهای است که امروز &amp;nbsp;در بدگویی از ایشان تکان میخورد &amp;nbsp;یادتان رفت در جنگ جمل تا &amp;nbsp;شتر عایشه پی نشد طرفدارانش &amp;nbsp;خود را فدا میکردند و پروای مرگ را نداشتند آیا برای زنی فدا میشدند که با مردان بیگانه میگفت و میخندید؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یادان رفت که علی پیروز هم ، جرات نکرد به عایشه بگوید بالای چشمت آبروست! و یادتان رفت که او را همراه برادرش &amp;nbsp; با 40 زن که لباس مردانه پوشیده بودند به مدینه باز گرداند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یادتان رفت که وقتی دست محمد بن ابوبکر وارد کجاوه عایشه شد و عایشه تصور کرد دست بیگانه ای است نه برادرش نفرین کرد که خدا دستت را قطع کند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 6&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;بد نیست بدانید این اتاق بی در و پیکر کنار مسجد بود که محل رفت آمد برای &amp;nbsp;نماز .....و &amp;nbsp;علاوه بر آن، مرکز سیاسی شهر نیز &amp;nbsp;بود و فراموش نکنید مسجد هم &amp;nbsp;همینطور بی در پیکر بود &amp;nbsp;یعنی محوطه باز بود, و مهم است که بدانید با توجه به ازدیاد جمعیت مدینه، مسجد همیشه شلوغ بود یعنی فکر کنید عایشه در اتاق فعلی خودش است همین اتاقی که الان پیامبر در آن بخاک سپرده شده؟&amp;nbsp;آیا &amp;nbsp;حجره تحت مراقبت دایم چشم ها نیست.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 7&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وقتی عایشه به برادر زاده های خود دستور میدهد که شیر بدهند &amp;nbsp;یعنی عایشه عمه شده &amp;nbsp;و وقتی این برادرزاده خودش صاحب بچه است یعنی عایشه عمه بزرگ شده یعنی عمه به توان دو شده ... پس &amp;nbsp;بس کنید ای جاهلان شک و تردید را&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 8&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پیامبر با دختری عروسی کرد که تازه بالغ شده بود یعنی در سن یاد گیری، و ده سال او را آموزش داد &amp;nbsp;خواهی نا خواهی عایشه کنار پیامبر شاهد وقایع بود و آموخت.&amp;nbsp;پس پیامبر رفتند و به عایشه دستور داده شد تا آخر عمر شوهرنکند دنبال زینت نرود و عایشه فرزندی هم نداشت .&amp;nbsp;نسل اول چندان به عایشه نیاز نداشت نسل دوم میخواست بیشتر درباره پیامبر بداند نسل سوم &amp;nbsp; هم همینطور&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;منبع یادگیری &amp;nbsp;اونها کی باید میبود ؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;کتاب نهج البلاغه؟؟!!!! که بی سند &amp;nbsp;در 4 قرن بعد نوشته شده؟ یا باید میرفتند از کسانی که پیامبر صلی الله علیه وسلم &amp;nbsp;را دیدیند میپرسیدند .چه کسی بیشتر پیامبر را دیده و همواره با او بوده است از مکان &amp;nbsp;قبر پیامبر &amp;nbsp;درمیابید که او اکثر اوقات در کجا بوده است؟؟ &amp;nbsp;زن پیامبر برای اینکه دین را برساند مجبور بود با مردانی متقی اما بیگانه هم صحبت شود . برای محکم کاری این روش را بکار برد تا شخصی که بدیدنش میاید برای کسب علم دیگر هیچ وسوسه ای در دلش نیاید .&amp;nbsp;و شما ای شیعه ها از زنان مقدسین خود چه دارید؟؟ هیچی !!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;زن امام حسن که شوهرش را کشت! زن امام حسین که شاهزاده ایرانی بود الف و به رانمیشناخت &amp;nbsp;چه برسد بزبان عربی !!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;زن امامان دیگرتان اصلا حدیثی نقل نکرند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;زن امام هشتم و امام نهم شما دختران مامون عباسی بودند که بخاطر پدرشان – مامون – آنها را در تاریخ مدفون کردید!! زن امام عسكری شما بلاخره نفهمیدیم کی بود؟؟!!! و امام دوازدهم شما این حالش است که هیچکس نمیداند زن دارد یا نه!!! چه برسد که روایت کند!!! که &amp;nbsp;شبها امام زمان نماز شب میخواند یا نه اگر میخوتند به چه نحو میخواند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شما فقط فاطمه را دارید &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;واز همون فاطمه زهرا چی روایت داريد؟! جز گریه بر فدک!!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما دین ما &amp;nbsp;دینی واقعی است ما اخبار و احادیث &amp;nbsp;را از زن پیامبر گرفتیم&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حالا در دنیا کی بهتر از &amp;nbsp;همسرم مرا میشناسد؟؟ البته &amp;nbsp;در امور کاری من کسانی باشند که از زنم مرا بهتر میشناسند ولی اگر همسرم همکارم باشد باز گوی سبقت را او میبرد و عایشه در کنار محل کار پیامبر بود در سفر هم همراه ایشان &amp;nbsp;.پس &amp;nbsp;عایشه رضى الله عنها معلم بودند &amp;nbsp;بعضی از متقیان عالم بعنوان شاگرد داخل میشدند &amp;nbsp;این تقوای بیشتر عایشه را میرساند نه برعکس.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 9&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;شیعه شور و غوغا براه انداخته &amp;nbsp;و قضیه را اینطور القا میکنه که عایشه میخواست بعضی مردان او را ببینند یعنی اینکه بی حجاب جلوییشان بیاییه (مثل همون &amp;nbsp;که از حجره بی درو پیکر ، قصر &amp;nbsp;دلگشای زلیحا را &amp;nbsp;ساخته ) نه! در مقام معلم بودند &amp;nbsp;و &amp;nbsp;تماس در حد همون حرف زدنها بوده و اما &amp;nbsp;عایشه حتی اینجا &amp;nbsp;احتیاط بیشتری مينمودند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 10&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;درباره &amp;nbsp;ام مومنین صفیه؛ که از پدر مادری یهودی زاده شده بودند؛ به حضرت عمر گزارش اومد که ام مومنین &amp;nbsp;دو کار غلط انجام میدهد &amp;nbsp;اول اینکه روز شنبه را گرامی میداره دوم اینکه با خویشان یهودی خود خیلی علاقه دارد &amp;nbsp;و به اونها هدایا میدهد .حضرت عمر از ایشان بازخواست کردند، حضرت صفیه فرمود اما درباره شنبه ،خداوند بمن روز بهتری داده که همون جمعه است اما درباره گرامی داشتن یهودیان، بله این درست است خویشاوندان یهودی خود را عزیز میدارم تا شاید که مسلمان شوند .&amp;nbsp;و بعد حضرت صفیه خودشان &amp;nbsp;تحقیق کردند ، دیدند &amp;nbsp;این حرف را کنیزی بدروغ پخش کرده و او را بخشیدند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یعنی کنیزها هم &amp;nbsp;اینطرف و اونطرف بودند کوچکترین شبهه ای اگر پیدا میشد &amp;nbsp;آیا منافقان بیکار مینشستند؟؟ &amp;nbsp;آیا امیر وقت نمی پرسید؟؟وقتی عایشه گم شد چه الم شنگه ای براه انداختند منافقان ؟؟&amp;nbsp;پس بس کن ای شیعه چرند گویی را پرند گوی را؟؟ بس کن !! حیا کن !!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حقیقت 11&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مقدس بودن خانه عایشه رضى الله عنها را در داستان زیر ببینید:متن حدیث در بخاری شریف این است :موسی پسر اسماعیل از ابوعوانه و او از ابو بشیر و او از یوسف ماهک نقل میکند که یوسف ماهک گفت:&amp;nbsp;مروان بن حکم، از طرف معاویه حاکم حجاز بود ، پس در سر منبر و درخطبه، ذکر خیری از یزید بن معاویه کرد و از مردم خواست تا با او بعد از معاویه با یزید بیعت کنند عبدالرحمن بن ابوبکر ( پسر حضرت ابوبکر ) به او اعتراض کرد و سخنی به اعتراض گفت !فرماندار گفت :بگیریدش!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;او فرار کرد و رفت اتاق خواهرش ( ام المومنین عایشه) داخل شد، جرات نکردند حرمت خانه را بشکنند و بر او دست نیافتند ،پس مروان از بالای منبر پیامبر (بدروغ گفت ) :این عبدالرحمن ابن ابوبکر ،همان کسی است که در باره او ین آیه نازل شده : وَالَّذِی قَالَ لِوَالِدَیهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِی وَهُمَا یسْتَغِیثَانِ اللَّهَ وَیلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَیقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿17﴾ الاحقاف&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و آن كس كه به پدر و مادر خود گوید اف بر شما آیا به من وعده مى‏دهید كه زنده خواهم شد و حال آنكه پیش از من نسلها سپرى [و نابود] شدند و آن دو به [درگاه] خدا زارى مى‏كنند واى بر تو ایمان بیاور وعده [و تهدید] خدا حق است و[لى پسر] پاسخ مى‏دهد اینها جز افسانه‏هاى گذشتگان نیست (17(&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و عایشه از داخل خانه پیامبر صلی الله علیه وسلم و از پشت پرده گفت: هیچ آیه قرآن در حق خاندان ما نازل نشده، مگر آیاتی که در آنها گواهی بر برائت من است.&amp;nbsp;پس میبیند حرمت خانه عایشه را و تقدس ایشان را که حتی فرماندار &amp;nbsp;جرات نمیکرد وارد خانه اش بشود حتی برای گرفتن مجرم&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;نتیجه:&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حضرت عایشه بعنوان معلم و شاهد زنده علم پیامبر، &amp;nbsp;ناگریز بودند علم حدیث را به شاگردان مشتاق بیاموزانند &amp;nbsp;ولی برای احتیاط بیشتر &amp;nbsp;این حیله شرعی را بکار بردند تا نور علی نور باشد &amp;nbsp;و هرگز و هرگز هیج سنیی بخاطرش خطور نکرد چیز دیگری غیر از این. حتی هووهایش نیز شکی نکردند حتی منافقین غیر شیعه &amp;nbsp; هم چیزی نگفتند!&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;اما برای قلب مریض علمای شیعه علاجی نمی بینم &amp;nbsp;غیر از توبه ،یا آتش جهنم!&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/category/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%88%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%B6%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%87%D8%A7">عایشه رضی الله عنها</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/akhlaq">اخلاق و تربیت</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Sat, 26 Nov 2011 06:11:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1463 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/439</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>بیایید فرض کنیم حق با شیعه است! بعدش چه میشود؟! (2)</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/-nOrn3fhiSs/438</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    438        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/ghi-2.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;-پیوسته به گذشته- در بخش اول این مقاله نوشتم که شیعه ها مکارانه &amp;nbsp;موضوع دعوا را کشانده اند بر سر اشخاص!! دعوا را کشاندند به عمر و علی, در حالی که موضوع &amp;nbsp;اصلی باید مقایسه بین &amp;nbsp;احکام دین سنی و احکام دین شیعه باشد,&amp;nbsp;لذا آمدم بطور فرضی با شیعه همراه شدم و گفتم در جنگ بین عمر و علی ؟؟؟!!! &lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;حق با شیعه است &amp;nbsp;بعدش چی؟؟ بعدش شیعه از ما چی میخواهد؟؟ و سپس اعمالی که بعد از شیعه شدن باید انجام دهیم را نوشتم.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;اما در جواب دوستی با عصبانیت این متن را نوشت :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;جدیدا در این سایت مقاله تاسف برانگیزی با عنوان "فرض کنیم حق با شیعه است.بعدش چه می شود" توسط جناب سجودی نوشته شده, تاسف انگیز بدین سبب که نه تنها مطابق واقعیت نیست بلکه حامل هیچگونه بار علمی نیز نمی باشد.&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300; "&gt;نگارنده به موضوعات سخیف پرداخته است به طوری که از بوی پا شروع کرده است&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300; "&gt;واینجانب ترجیح میدهم روی اصول کار نمایم.لیکن آیاجنابعالی مایلید بنده یا یکی از دوستان"مقاله ای با عنوان فرض کنیم سنی حق است. بعدش چه می شود" برای شخص شما بنویسم.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;خدا به داد همه ما برسد.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;پاسخ اهل سنت : دوست عزیز&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;چرا میگویید واقعیت ندارد؟؟؟ خب شیعه پایش را نمیشورد یک قانون اسلام که کج اجرا شود بقیه هم اتصالی میکند &amp;nbsp;و همه چی &amp;nbsp;میسوزد و این سلسله خرابی های بهم پیوسته، خود یک شاخص، برای شناخت مذاهب باطل است و نگویید اهمیت ندارد همین شستن پا خیلی مهم است.به هر حال شما بشخص من تاختید در حالی که بهتر بود &amp;nbsp;موضوع مقاله را نقد کنید و منتظریم ببینیم که مقاله شما چگونه است و چه ایرادی به سنی ها دارید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffff;"&gt;اینک دنباله نوشته:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #333300;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;اگر ما میگفتیم حق با شیعه است به ما دستور میداد که منتظر ظهور مهدی &amp;nbsp;باشیم &amp;nbsp; منتظر ظهور کسی که 35 نسل گذشته منتظرش بودند و نیامد که نیامد!&lt;/span&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;!!&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;خب ما منتظر میمانیم بعد چی میشود؟ بعد میمیریم! بعد فرزند ما را میگوید منتظر باش! او هم منتظر میماند بعد چی میشود؟ بعد ممیرد! بعد به نوه من میگوید منتظر باش و ما را &amp;nbsp;نیز به &amp;nbsp;همین بلای که بر سر 35 نسل گذشته خودش آورد ، دچار میکند!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;اگر شیعه شویم روحانی شیعه از ما خواهد خواست به امامی نادیده &amp;nbsp;و نامرعی ایمان بیاوریم &amp;nbsp;به امامی که نه دستوری از او موجود است نه مکتوبی نه اثری &amp;nbsp; نه هیچی!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;اگر ما میگفتیم حق با شیعه است آنوقت مجبور میشدیم که دو عید عظیم خود را ( فطر و قربان ) کم رنگ کنیم و در عوض عید غدیر و عید نوروز را گرامی بداریم نگویید که عید نوروز عید ملی ایرانیان است عید نوزوز در همان حالی که عید ملی است یک عید مذهبی شیعیان در سراسر دنیا نیز هست.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;اگر ما شیعه میشدیم آنوقت &amp;nbsp;باید به قانونی ایمان میاوردیم که برای خوش آمد پادشاهانی چون سلطان حسین و فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه ساخته شده بود&lt;/span&gt;.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;آری این پادشاهان چون هم دین را میخواستند و هم کاباره را!! &amp;nbsp; &amp;nbsp;پس دست به دامان ملایان شیعه زدند و به انها گفتند ای متولیان دین!! آیا این انصاف است که ما با اینهمه پول و قصر فقط محدود شویم به 4 زن گرفتن؟؟؟ &amp;nbsp;آیا راهی ندارید که این قانون &amp;nbsp;محدودیت 4 زن گیری قرآن &amp;nbsp;را برایمان ملغی کنید؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;روحانیون گفتند آری &amp;nbsp;راهی است:زنان را به بهانه ازدواج موقت 99 ساله عقد کنید و ما میگوییم ازدواج دایم محدودیت دارد و &amp;nbsp;ازدواج موقت محدودیت ندارد و هرچه دل تنگت میخواهد زن بگیر!! &amp;nbsp;پس &amp;nbsp;در سایه این قانون، شاه سلطان حسین 500 و فتحعلی شاه 300 و ناصرالدین شاه 120 زن &amp;nbsp;تناول فرمودند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;حلال و بر اساس سنت اسلام!!!!!! و لعنت خدا بر ظالمان باد!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اگر من میگفتم مذهب شیعه حق است آنوقت هر وقت که کفار به بلاد اسلامی میامدند دست در دستشان میگذاشتم تا شاید که به مدد آنها انتقام خون حسین را از سنی ها بگیرم.&amp;nbsp;اگر من میگفتم مذهب شیعه حق است و صاحب اختیار &amp;nbsp;دولتی میشدم آنوقت بانکهای ربوی را اصلا تعطیل نمیکردم بلکه رونق میدادم ولی &amp;nbsp;همچنان مدعی میبودم من اسلامم و غیر ازهر کی ادعای اسلام دارد &amp;nbsp;و وهابی و ناصبی است!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;من اگر شیعه میشدم آنوقت در مکه در ایام حج برائت از مشرکین را اجرا میکردم &amp;nbsp;ولی در همان وقت (دقیقا در همان وقت) در تهران دست وزیر خارجه مشرک چین یا &amp;nbsp;روسیه را به گرمی میفشردم و &amp;nbsp;گلدسته بهش هدیه میدادم.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;من اگر شیعه شوم باید در سالروز وفات حسین و علی و فاطمه و غیره گریه کنم مویه نمایم سینه و زنجیر &amp;nbsp;بزنم و قمه بکشم !!!&lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;من اگر شیعه شوم باید بیست درصد سود سالانه &amp;nbsp;از کار خود را بدهم به روحانیون !!!&lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;من اگر شیعه شوم باید به ولایت فقیه اعتقاد پیدا کنم یعنی باید دیکتاتوری را از اصول مهم دین بشمار آورده و آنرا مقدس بدانم!&lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/aqideh">عقیده و ایمان</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/tarikh">تاریخ</category>
 <pubDate>Wed, 16 Nov 2011 16:22:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1452 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/438</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا در روز غدیر هوا گرم بود؟</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/pNRCzcB9mtg/406</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    406        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    ابوبكر بن حسين        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/01.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;شاید این لطیفه را شنیده باشید که ملا نصر الدین برای اینکه از دست کودکان بازیگوش که او را دوره کرده بودند خلاص شود به دروغ به آنان می گفت: بروید کوچۀ بغلی که حلوا می دهند ؛ چندین بار همین ترفند را به کار برد ؛ تا اینکه باری به خودش گفت: شاید راست گفته باشم و در کوچۀ بغلی واقعاً حلوا می دهند و خودش هم به دنبال کودکان به سمت کوچۀ بغلی دوید!!&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;ماجرای شیعیان هم به همین ترتیب است ؛ آنها یک دروغ را بارها بار تکرار می کنند تا جایی که حتی خودشان هم باورشان شده! آن دروغ این است که می گویند:&lt;span style="color: #ff0000;"&gt; «روز غدیر خم هوا خیلی گرم بود!»&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;strong&gt;اثبات دروغ بودن این ادعا بدین شکل است:&lt;/strong&gt; ماجرای غدیر در روز 18 ذی الحجۀ سال 10 هجری پیش آمد؛ اگر تقویم ها را ورق زده و به عقب برگردیم خواهیم دید که روز غدیر دقیقاً با 28 اسفند مصادف خواهد بود ، یعنی انتهای فصل زمستان!!&lt;br&gt;دوستان می توانند به لینک زیر رجوع کرده و تاریخ هجری قمری را وارد کنند تا مصادف هجری شمسی آن را دریافت کنند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="margin-bottom: 0.0001pt; line-height: normal;"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; color: blue;"&gt;&lt;a href="http://www.iranchamber.com/calendar/converter/iranian_calendar_converter.php"&gt;http://www.iranchamber.com/calendar/converter/iranian_calendar_converter.php&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;&lt;strong&gt;نکتۀ جالب توجه این است که طبق روایتی که در کتب شیعه آمده روز غدیر مصادف است با "اول فروردین" یعنی اولین روز بهار!!!!&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;مرجع تقلید شیعه "مکارم شیرازی" در کتاب "مفاتیح نوین" خودشان می نویسند:&lt;br&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;«عيد نوروز:مرحوم «علاّمه مجلسى» در كتاب «زادالمعادص528-530» مى گويد:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;به سندهاى معتبر از&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; «معلّى بن خنيس» نقل شده است كه در روز «نوروز» به محضر امام صادق(عليه السلام) شرفياب شدم. حضرت به من فرمود: آيا اين روز را مى شناسى؟ گفتم: فدايت شوم! اين روزى است كه ايرانيان آن را بزرگ مى شمارند، و در اين روز براى يكديگر هدايا مى فرستند. امام(عليه السلام) فرمود: .....در اين روز، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به اصحاب خود امر كرد كه با على(عليه السلام) به عنوان اميرمؤمنان بيعت كنند (اشاره به اين است كه روز عيد غدير مصادف با نوروز بوده است).» (مفاتیح نوین _ مکارم شیرازی&amp;nbsp; ص882 چاپ چهارم سال 1385)&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;و اینچنین نیز آمده است: «ابن فهد الحلي ، عن المولى السيد المرتضى العلامة بهاء الدين علي بن عبد الحميد النسابة بإسناده إلى المعلى بن خنيس ، عن الصادق ( عليه السلام ) : إن يوم النيروز هو اليوم الذي أخذ فيه النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) لأمير المؤمنين ( عليه السلام ) العهد بغدير خم فأقروا له بالولاية فطوبى لمن ثبت عليها والويل لمن نكثها ...»&amp;nbsp; =«نوروز روزی است که پیامبر(ص) از مردم برای امیرمومنان(ع) در غدیر خم پیمان ولایت گرفت ومردم آن را پذیرفتند، خوش به حال کسی که بر آن پیمان ثابت بماند، وای بر کسی که آن عهد را بشکند....»&lt;sub&gt;(موسوعة أحاديث أهل البيت (ع)ج11 ص439 ، شیخ هادی نجفی_بیروت؛&amp;nbsp; وسائل الشيعة (آل البيت) ج 8 ص173 ، حر عاملی _قم ؛ حدائق الناظره ج4 ص215 ،محقق بحرانی _قم و.....)&lt;/sub&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;حال کدام آدم عاقلی است که بگوید "28 اسفند" یا " اول فروردین" روز گرمی است&lt;/span&gt;؟ آن هم برای کسانی که در عربستان به دنیا آمده و با این آب و هوا بزرگ شده اند؛ برای چنین اشخاصی این وقت سال بهترین وقت سال است و این را هر کس که در منطقۀ گرمسیر زندگی کرده باشد می داند. بهترین روزهای سال در منطقۀ حجاز در ماه های بهمن و اسفند و فروردین است ؛ بله اگر روز غدیر در ماه مرداد بود ، می توانستیم به او حق دهیم که آن روز را با کلمۀ "داغ" و "گرم" توصیف کند ؛ اما داغ بودن "28 اسفند" از عجایب و بلکه شبیه به هذیان است.&lt;br&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;br&gt;اما اگر سخن نا پختۀ شیعیان را قبول کنیم و بپذیریم که هوا داغ بوده باز خیلی ساده و معمولی است که آنان در آن هوا به خطبۀ پیامبر گوش دهند به چند دلیل:&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;1. حرکت از مکه به مدینه آن هم با قافله، حدود 15 روز طول می کشد ؛ حال حساب کنید که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در این 15 روز چند بار مجبور بودند به منظور غذا خوردن، برای به جا آوردن نماز و... توقف کنند! ؛ فقط 75 بار مجبور بودند به منظور ادای نماز توقف کنند و اگر نماز صبح و مغرب و عشاء را حساب نکنیم، می شود 30 وقت در طول این 15 روز ، یعنی پیامبر اکرم در آن هوای داغ؟؟!! روزی دو بار (ظهر و عصر) جماعت را گرد هم می آورده و نماز می گذاردند؛ حال چه اشکال دارد که در این میان یک بار هم سخنی با اهل قافله داشته باشند؟ 30 بار توقف در زیر هوای گرم را تحمل کردند یک بار هم اضافه بر آن 30 بار ، آیا سخت است؟؟&lt;br&gt;ضمناً فراموش نکنیم که نماز نبی اکرم و کلاً نماز صدر اسلام طولانی بود و بر عکس آن ، خطبه ها کوتاه بود (برعکس زمان ما) به همین خاطر ، شاعر در مورد نبی اکرم صلی الله علیه وسلم می سراید:&lt;br&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;دائم به نماز طول دادی ... در عالم وحی دلگشادی&lt;br&gt;وی خطبه بسی قصیر خواندی ... بس گوهر معنوی فشاندی&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #993366;"&gt;2. شیعه گمان می کند که اهل قافله در طول مسیر با خود کولر حمل می کردند و زمانی که پیامبر خواست با آنان صحبت کند ، دستور داد که کولرها را خاموش کنند یا برقها رفت که یک دفعه هوا گرم شد؟؟؟!&lt;br&gt;بله ! اگر جماعتی را از زیر باد خنک کولر به زیر آفتاب سوزان بیاوریم که برایشان سخنرانی کنیم برایشان سخت خواهد بود ولی کسانی که در زیر آفتاب هستند ، ایستادن یا حرکت کردن برایشان فرقی نمی کند ، بلکه ایستادن به مراتب راحت تر از راه رفتن است!&lt;br&gt;اهل قافله در طول مسیر ، با همین هوای داغ سر می کردند ، زیر همین آفتاب سوزان!! راه می رفتند ، نماز می خواندند ، غذا می خوردند و ..... و هر عاقلی می داند که راه رفتن زیر هوای داغ سخت تر است از ایستادن زیر هوای داغ! و این جماعت ، چندین روز است که زیر همین آفتاب راه می روند ، حال یک بار به جای راه رفتن، ایستادند! این کجایش سخت و دشوار است؟&lt;br&gt;جالب اینجاست که شیعه وقتی داستان برگشت از حجة الوداع را تعریف می کند ، در کل این داستان یادش می رود که هوا داغ است و مردم زیر این آفتاب مسیر طی می کنند ولی وقتی که پیامبر خواست خطبه بخواند ، به یکباره یادشان می آید که هوا داغ بود و می گویند: خدا می داند اهمیت این سخن پیامبر چقدر بالا بود که مردم را زیر هوای داغ نگه داشتند و برایشان سخن گفتند و.....!! تو گویی قبل از خطبه هوا داغ نبوده و اهل قافله زیر باد کولر بوده اند!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;3. عرب حجاز با همین آب و هوا بزرگ شده ، برای او هوای داغ معنی ندارد ( آن هم هوای اسفند ماه!!) ، او با آن گرما خو کرده ، این گرما برای او بی معناست.يادم می آید اواخر نوروز سال 88 در قشم بودم ، هوای منطقه بسیار خنک و دلپذیر بود ، البته این نظر من بود و این من بودم که هوا را خنک و دلپذیر می دانستم وگرنه مسافران نوروزی که به قشم سفر کرده بودند ، دم به دقیقه به خورشید و هوا و زمین و زمان ناسزا می گفتند.&lt;br&gt;حال در نظر داشته باشید که من&amp;nbsp; با وسایل رفاهی مانند: پنکه و کولر و .... نیز خو کرده ام ولی با این حال در مقایسه با یک گیلانی نسبت به گرما خیلی مقاومتر هستم . (و گیلانی نیز نسبت به من در برابر سرما مقاومتر است)&lt;br&gt;حال مادربزرگم را در نظر بگیرید ، او در دوران جوانی خود از تمام وسایل رفاهی بی بهره بوده ، نه کولر و نه پنکه ؛ او نصف عمر خودش را بدون برق زندگی کرده و اکنون اگر برق برود همه صدایشان در می آید ولی او عین خیالش هم نیست ، اصلاً در هوای گرم مرداد ماه بدون کولر و پنکه با خیال راحت می خوابد.&lt;br&gt;وضع عرب 1400 سال پیش حجاز نیز به همینگونه است ، او به هوای گرم عادت کرده بود ، با همین هوا بزرگ شده بود ، زیر همین آفتاب کار می کرد ، زراعت می کرد ، دامداری می کرد؛ ایستادن زیر این آفتاب! برایش به مراتب راحت تر از راه رفتن و کار کردن است.&lt;br&gt;گمان کنم متوجه بی اساس بودن و نامعقول بودن روضه خوانی شیعیان در مورد گرمی هوا در روز غدیر شده باشید. والحمد لله رب العالمین&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;strong&gt;نتیجه :&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;1. اصولاً روز غدیر که مصادف باشد با 28 اسفند اصلاً روز گرم و سوزانی نیست بلکه آن روز یکی از بهترین روزهای سال به حساب می آید و این بی مناقشه مقبول است.&lt;br&gt;2. به فرض محال ، اگر هوا گرم بوده باشد ، برای آنان ماندن چند دقیقه زیر آن آفتاب خیلی عادی و ساده بوده است.&lt;br&gt;التماس دعا&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/tarikh">تاریخ</category>
 <pubDate>Wed, 02 Nov 2011 18:56:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1310 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/406</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title> بیایید فرض کنیم حق با شیعه است! بعدش چه میشود؟! ( 1)</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/xatcx4CPR_4/437</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    437        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/r_0.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;کمتر کسی به این موضوع فکر کرده که اگر ادعای شیعه را درباره اصحاب پیامبر و زنان پیامبر قبول کنیم ، با چه پیامدهای روبرو میشویم&amp;nbsp;پس بیایید بحث با شیعه را رها کنیم و بگوییم آقای آیت الله شیعه، حق با شماست! خوب شد؟!! حالا بمن بگو که حرف حساب تو چیست؟&amp;nbsp;یعنی قبول میکنیم که &amp;nbsp;حضرت ابوبکر، حق حضرت علی را خورده ، بعدش از ما چه میخواهی ؟ میخواهی او را لعنت کنیم و دخترش را و بقیه اصحاب را ؟؟ بفرض که چنین کردیم فرض کن که چنین کردیم بعدش چه میگویی ؟؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اصل سخنت را بگو!&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آیا &amp;nbsp;به &amp;nbsp;روش و فقه &amp;nbsp;اهل سنت هم اعتراضی داری؟ یا نه؟&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بی تردید آخوند شیعه میگوید بله! صد البته &amp;nbsp;که &amp;nbsp;روش سنی &amp;nbsp;درست نیست چون روش ابوبکر است پس به روش &amp;nbsp;و فقه شیعه زندگی کنید که روش علی است!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ما هم تسلیم میشویم و حرف آیت الله شیعه را قبول میکنیم .حالا بیایید ببینید اگر بخواهیم به روش آیت الله شیعه زندگی کنیم چه خواهد شد؟ &amp;nbsp;و مقایسه کنیم چه فرقی با روش قبلی ما دارد!&amp;nbsp;و بعد از این مقایسه، ای مسلمونها عقل خود را قاضی کنید که آیا روش قبلی ما &amp;nbsp;درست بود یا روش جدید!&amp;nbsp;اولین چیزی که عالم شیعه از ما میخواهد این است که پایمان را در وضو نشوییم.&amp;nbsp;خب نتیجه چه میشود ؟ نتیجه این است که بوی &amp;nbsp;صدها پاهای نشسته در مسجد ، با هم جمع میشوند و پدر آدم را در میاورند!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;یادم میاید که در آغاز انقلاب &amp;nbsp;یک &amp;nbsp;معلم در مدرسه ما عضو سازمان &amp;nbsp;فدایی های خلق بود وقتی خفقان شروع شد سعی کرد ظاهری اسلامی داشته باشد تا تصفیه نشود! لذا به نماز جماعت ظهر حاضر شد، اما همینکه وارد نماز خانه مدرسه &amp;nbsp;شد دوان دوان رفت پنجره های بسته را باز کرد زیرا به بوی پای دانش آموزان ؛مثل ما ؛ عادت نداشت&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و این در حالی بود که مدرسه ما در شمال تهران قرار داشت و بچه ها بالا شهری &amp;nbsp;و ثروتمند بودند و ظاهرا تمیزتر! &amp;nbsp;پس اگر تسلیم &amp;nbsp;شیعه شویم و بد بودن ابوبکر را بپذیریم به دنبالش &amp;nbsp;باید روزی سه بار گند ترین بوی دنیا را استشمام کنیم ,&amp;nbsp;در حالیکه در دین قبلی ما ، در گرمترین نقاط هم مساجد معطر بودند و از پای کسی بویی بد بمشام نمیرسید,&amp;nbsp;هر چند که این مسجد در بندر لنگه &amp;nbsp;میبود هم باز میدیدیم که مردم هنگام ورود بمسجد حتی جوراب خود را &amp;nbsp;بعد وضو نمی پوشیدند خوفا از عرق پا.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br&gt;حالا شما بگویید دین بدبو بهتر است یا دین خوشبو؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;دومین چیزی که روحانی شیعه از ما میخواهد &amp;nbsp;که &amp;nbsp;؛بعد از پذیرش اینکه ابوبکر و عمر ظالم بودند؛ انجام دهیم این است که ایمان بیاوریم پیغمبری که خدا برای ما فرستاده، با آن مقام عظیمش باز &amp;nbsp;به خواستگاری دختر &amp;nbsp;مردی همجنس باز &amp;nbsp;رفته! که &amp;nbsp;آن مرد علاوه بر همجنس باز بودن، خائن و ظالم &amp;nbsp;نیز بوده است &amp;nbsp;آیت الله شیعه از ما میخواهد که &amp;nbsp;ایمان بیاوریم پیامبر خدا به خواستگاری دختری رفت که علاوه بر پدر ، &amp;nbsp;خود آن دخترهم خائن و جاسوس و ظالم &amp;nbsp;بوده است &amp;nbsp; و عجیب تر اینکه خاندان آن مرد &amp;nbsp;و آن دختر هم، همگی خاندان عجیبی بودند و ازدواج با عمه و &amp;nbsp;خواهر و دختر &amp;nbsp;را حلال میدانستد باز با &amp;nbsp;این وجود، پیامبر رفت با آنها رشته خویشاوندی برقرار نمود.&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;و از همه عجیب تر اینکه آیت الله شیعه بما میگوید که ایمان بیاوریم به اینکه &amp;nbsp; پیامبر به این زن گفت بعد از وفات من هم در خانه من بنشین و عروسی نکن و با عروسی با &amp;nbsp;مرد دیگری پیوندت را با من ختم نکن&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;آیت الله شیعه از ما میخواهد که همین سناریو را با کمی تغییر &amp;nbsp;برای &amp;nbsp;چند زن دیگر پیغمبر نیز قبول داشته باشیم&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در حالیکه در دین قبلی خود ، ما تصور میکردیم رسول الله منزلت شان از این بالاتر است که با بد اخلاقان نشست برخاست کنند چه برسد به همجنس بازان!!!&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;حالا شما عقلتان را قاضی کنید &amp;nbsp;ایمان به چنین پیغمبری که فامیل همجنس باز (آنهم از نوع مفعولش) &amp;nbsp;و زن بدکار و خائن داشته بهتر است یا ایمان به پیغمبری که &amp;nbsp;اکثریت قریب به اتفاق &amp;nbsp;اطرافیانش پاک و پاکیزه بودند؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;البته شیعه میگوید پس چرا به پیغمبری نوح ایمان دارید که زنش کافر بوده است جواب این است ما به نوحی که تا دم مرگ با چنین زن کافری &amp;nbsp;زندگی کرده باشد (و &amp;nbsp;بلکه بیشتر حتی &amp;nbsp;به این زن کافر گفته باشد که &amp;nbsp;بعد از مرگ من &amp;nbsp;هم در خانه من &amp;nbsp;بنشین،) به چنین نوحی ایمان نداریم ، پس این نوح را برای ما مثال نزنید .&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سومین چیزی که علمای شیعه بعد از مشرف شدن ما &amp;nbsp;به دین شیعه بما امر میکنند که انجام دهیم &amp;nbsp;این است میگویند دختر شما &amp;nbsp;که 9 ساله شد باید روزه بگیرد ما قبلا در دین قبلی خود میگفتیم دختر که بالغ شد باید روزه بگیرد در دین قبلی ما دختر بالغ تقریبا 22 یا 23 &amp;nbsp;روز روزه میگرفت زیرا عادت ماهانه باعث میشد در وسط رمضان چند روز روزه را بخورد و استراحت کند مثل همه زنها .&amp;nbsp;اما در دین جدید که &amp;nbsp;آیت الله شیعه برای ما آورده دخترک زبان بسته چون که هنوز بالغ نشده باید مسلسل 29 یا سی روز را روزه بگیرد در حالیکه مادرش 22 روز روزه میگیرد آنهم نه پی در پی!&amp;nbsp;شما بگویید کدام دین مطابق فطرت و عقل است؟ دین قبلی ما یا دین جدید ما؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&lt;br&gt;در دین قدیم ما روز عاشورا که میامد ما روزه میگرفتیم البته اجباری در کار نبود اما در دین جدید به ما گفتند روزه در این روز حرام است و خوب است که در این روز جشن بگیرید ( بزبان نگفتند عملا گفتند ) و حلوا و شربت و شیرینی پلو و چلو و شربت های رنگارنگ &amp;nbsp;بخورید و بنوشید و &amp;nbsp;ما همچنین &amp;nbsp;تشویق شده ایم در این روز قمه بر سر بزنیم یا حداقل زنجیر بر پشت بزنیم یا حداقل بر سینه بکوبیم و گریه کنیم&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;بر گوشت &amp;nbsp;تن خود &amp;nbsp;کوبیدن و خراش دادن و بریدن &amp;nbsp; و غمگین شدن بهتر است یا روزه گرفتن؟&amp;nbsp;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ظاهرا روزه گرفتن در دین قدیم ما، شباهت به رکن روزه و عبادت رمضان &amp;nbsp;داشت ، اما قمه زدن یا گریه کردن یا سینه زدن در دین جدید ما ؛که آیت الله محترم ؛ ما را امر فرموده به آن !! شباهت به کدام رکن اسلام دارد؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;اینکه در حالت غم غداهای چرب و رنگین را زهر مار کنیم مطابق با کدام قواعد فطری است ؟؟&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;عقل خود را قاضی قرار دهید!&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; ادامه دارد&lt;/div&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/akhlaq">اخلاق و تربیت</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Wed, 02 Nov 2011 10:44:29 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1445 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/437</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>چرا مسلمانان، مسلمانی که مرتد شود را می کشند؟؟!!</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/27ZP1c0e_6w/435</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    435        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/wallpa.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;ملحد میگوید:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #800000;"&gt;در بدی دین اسلام همین بس که آزادی در آن نیست و هر مسلمانی که به باطل بودن اسلام پی ببرد و از اسلام روی برگرداند را میکشند زیرا پیامبرشان گفته است: من بدل دینه فقتلوه -الصحیح البخاری- &amp;nbsp;هرکس که دینش را عوض کرد بکشید. &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;پس مسلمانان از ترس یکدیگر و از سر اجبار، &amp;nbsp;مسلمان باقی مانده اند ,&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;و دین ما بهتر است &amp;nbsp;زیرا که دمکراسی است و شخص میتواند در صورتی که باطل بودن عقیده ای را دریافت آن را رها کند &amp;nbsp;و براحتی دینش را عوض کند یا حتی که مومن شود یا ملحد شود برای ما فرقی ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نه اینطور نیست که شما میگوید&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;اولا: &lt;/span&gt;قرآن میگوید: لا إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ ( بقره:256) در پذیرش دین اجباری نیست.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;دوما&lt;/span&gt;&amp;nbsp;: قرآن میگوید: فَبَشِّرْ عِبَاد الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (سوره الزمر آیه 17 و 18) &amp;nbsp;پس بندگان مرا بشارت ده همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.&amp;nbsp;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;سوما :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;قرآن میگوید: فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ (البقرة/23) »یک سوره همانند قران &amp;nbsp;بیاورید؛ و گواهان خود را - غیر خدا - برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‌گویید«&amp;nbsp;نمیگوید که بزور قبول کنید میگوید تحقیق کنید کفار را هم تشویق میکند که به میدان بیاییند و قانون اساسی بهتر از قرآن بیاورند!!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;حالا میایم بر سر مساله : من بدل دینه فقتلوه&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این هم عمومیت ندارد، مثلا هرکس که بر دین نصارا بود و یهودی شد که کشته نمی شود.&amp;nbsp;باید حدیث را عالمانه ببینید :&lt;br&gt;&amp;nbsp;باید مقصود گوینده را ببینید! منظورش این بود که هر مسلمانی که از اسلام برگشت را بکشید, باز تازه اینهم نه!! منظور این بود که هرکس که مرتد شد و &amp;nbsp;بعدش توبه نکرد کشته شود. &lt;span style="background-color: #ff99cc;"&gt;شاید بگویید قبول ! &lt;/span&gt;&lt;span style="background-color: #ff99cc;"&gt;&lt;span style="background-color: #ff99cc;"&gt;ا&lt;/span&gt;ما در بهترین تفسیر، باز بوی زورگویی از این حدیث میاید!! بابا دلش نمیخواهد مسلمان باقی بماند شما بزور میگویید مسلمان باش!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;جواب را با دو سه مثال برایتان روشن میکنم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یادم میاید سالی از سالها، بدست حکام ظلم و جوردر کشوری زندانی بودم، زندان خیلی بزرگ بود اما ما را &amp;nbsp;ازگشت گزار در &amp;nbsp;محوطه زندان نیز منع کرده بودند و در زندانی تنگ &amp;nbsp;درون زندان بزرگ محصور بودیم ،از آب لوله کشی گاها کرمهای سرخ رنگی میافتاد، یعنی آلوده بود ،پس &amp;nbsp;وقتی رییس زندان برای بازرسی هفتگی به سلول ما آمد به او شکایت کردیم از آلودگی آب..... و او؛که خدا از گناهانش بگذرد؛ فورا دستور داد تا یکی دیگر از زندانیان عادی، ولی محکوم &amp;nbsp;به انجام &amp;nbsp;اعمال شاقه، روزانه برای ما آب آشامیدنی بیاورد! وی نیز &amp;nbsp;روزی دوبار آب میاورد!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در زندان آدم خیلی پرهیزکار میشود! &amp;nbsp;لذا بذهنم آمد که در ظلم &amp;nbsp;به این آدم منهم شریک شدم پس تصمیم گرفتم هر وقت آب آورد بهش پول بدهم، اما او همان دفعه اول رد کرد، گفت این وظیفه من است! گناهی کردم دارم تاوانش میدهم!! تعجب کردم که قبول دارد ، مجرم است!! گفتم جرم تو چیست؟؟ گفت من &amp;nbsp;سرباز ارتش بودم با ارتش قرار داشتم که 20 سال خدمت کنم اما دری به تخته خورد و توسط ارتش بعنوان صلح بان &amp;nbsp;سازمان ملل متحد به صومالی اعزام شدم و حقوق ما به دولار شد، دیدم در عرض یک سالی پولی را که قرار بود بعد از بیست سال دولت بمن در بازنشتگی &amp;nbsp;بدهد را کسب نمودم پس تصمیم گرفتم استعفآء بدهم، دادگاه نظامی از من دلیل استفعاء را خواست، &amp;nbsp;دلیل قانع کننده نداشتم مرا به یک سال زندان با اعمال شاقه محکوم کردند و قاضی &amp;nbsp;گفت چشمت کور، دندت نرم میخواستی پای قرار داد بیست سال خدمت را امضاء نکنی!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دیدیم یکسال زندانی به 18 سال خدمت میارزد و قبول کردم&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;مثال دوم:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جوانی در آغاز جوانی از بانکی قرضی گرفت و قرار شد اقساطش را &amp;nbsp;همراه ربا یا بهره!! در طی 30 سال باز پرداخت کند ، سال دوم متوجه شد کلاه دوگوشی بر سرش رفته یعنی باید نیمی از حقوق خود را هرماه به بانک بدهد از کار خودش پشیمان شد پول را هم خرج کرده بود پس چه کرد ؟ از باز پس دادن قرض سر باز زد! و بانک بر اساس قانون هرکس که قرضش را نداد زندان جای اوست، فرستادش زندان و گفت: چشمت کور، دندت نرم میخواستی پای قرار داد را امضاء نکنی!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;مثال سوم:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مردی که &amp;nbsp;جیک جیک زمستونش بود مهریه نامزدش را گذاشت 1500 سکه طلا!! فردا ی زمستون، &amp;nbsp;زن &amp;nbsp;را &amp;nbsp;طلاق داد &amp;nbsp;زن میگوید مهریه!!میگوید ندارم یا نمیدهم!! دادگاه این حرف ها سرش نمیشود میبردش زندان ومیگوید: چشمت کور، دندت نرم میخواستی پای قرار داد را امضاء نکنی.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99ccff;"&gt;حالا در مساله تبدیل دین:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این برای کسی است که اسلام را قبول کرده و پای قرار داد &amp;nbsp;را امضاء &amp;nbsp;نموده، نه برای کسی که وارد اسلام نشده، خب وقتی امضاء کرد باید بداند که از مفاد این قراداد یک بندش &amp;nbsp;هم این است که قابل فسخ نیست!! اگر بعد فسخ کند به او میگوییم: چشمت کور، دندش نرم میخواستی پای قرار داد را امضاء نکنی!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ما میدانیم که عقاید تقلیدی نیست یعنی انسان باید بفهمد و قبول کند، یعنی انسان نمیتواند بگوید من مسلمانم زیرا پدرم مسلمان بود این در پیش الله قبول نمیشود باید عقاید اساسی را با اندیشه قبول کند حالا قبول کرد یعنی پای قرارداد را امضاء کرد.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;اشکال اول :&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #800000;"&gt;یک بچه که بسن تکلیف رسید، کی میتواند بگوید من قبول ندارم؟ بله میتواند &amp;nbsp;قبول نکند &amp;nbsp;اما مجبور است &amp;nbsp;بعنوان قانون قبولش میکند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;جواب:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;هان نمیتواند بگوید و کاریش هم نمیشود کرد!&amp;nbsp;یک بچه به دنیا میاد مادرش انگلیسی میگه یکی دنیا میاد مادرش یک زبان کم اهمیت مثلا کردی یا بلوچی میگه به هرحال با این بی عدالتی کاری نمیشه کرد &amp;nbsp;این مثل قد بلند و قد کوتاه است,در همه دنیا هست که هرکس به روش ودین &amp;nbsp;پدرش است میگویید در غرب نیست صبر کنید ثابت میکنم همه جا هست&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;اشکال دوم :&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;ممکن است انسان در آغاز جوانی قبول کند بعد تحقیق نموده و بطلانش بر او آشکار شود &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;جواب: &lt;span style="color: #000000;"&gt;وقتی در آغاز جوانی دین را قبول کرد حتما بهش گفته بودند که دیگه نمیتونی از این دین بیرون بری اما اینکه جاهل بوده این دلیل نمیشه , ببینید &amp;nbsp;بعضی چیزها، آغاز جوانی و انتهای پیری، ندارد برای مثال قاتل جوان باشد یا پیر، مجازاتش یکسان است &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;حالا چرا بعد امضاء قرارداد مسلمانی، بیرون رفتن از آن ممکن نیست، چه اجباری است که طرفا ظاهرا مسلمان باشد؟&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;جواب&amp;nbsp;چند دلیل دارد، &amp;nbsp;این مثال مقصودم را بهتر بیان میکند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مردی مسلمان با دختری مسلمان عروسی میکند و &amp;nbsp;فردا طلاقش میدهد، اما &amp;nbsp;این طلاق دادن باز برای زن، حقوقی را محفوظ میکند مثلا مرد نمیتواند بدن زن مطلقه اش &amp;nbsp;را پیش دیگران وصف کند!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما حالا این بابا کافر شود و برود پیرو مکتب لختی ها بگردد و لخت مادرزاد عکسها بگیرد و زن را وصف کند این جرم هست یا نیست!یا پسری داشته باشد آن پسر را باخود ببرد و یا اصلا نبرد &amp;nbsp;همینکه دوستان این پسر بدانند که او &amp;nbsp;فرزند مردی است مه لخت و مادرزاد میگردد &amp;nbsp;این مصیبت است برای اون بچه در جامعه اش , دیگر همان به که آن مرد اصلا زنده نماند یا این بچه را در این محیط &amp;nbsp;به دنیا نمیاورد . این یک مثال ساده بود، منظورم این است که بیرون رفتن از اسلام در نزد ما بیرون رفتن از میلونها قرارداد است.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #99ccff;"&gt;مثال دوم:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;مردی سردار میشود فراد دلش میخواهد که کافر شود، کافر که شاخ دم ندارد کفر یک روش است یک دین است، ممکن است او الان در دین جدیدش دلش بخواهد که معلوماتش را در قبال پول بفروشد ، اگر دمکراسی است باید اجازه داشته باشد پس چرا هیچ مرامی این اجازه را به او نمیدهد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;ملحدان مباحث را با هم مخلوط میکنند&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;نکته مهم دیگر:این را باید بدانیم که دستور کشتن مرتد یک حکم دولتی است نه یک حکم قطعی, این حکم دولتی است نه یک حکم قطعی &amp;nbsp;&lt;/span&gt;زیرا در سال فتح مکه، &amp;nbsp;دو واقعه &amp;nbsp;همزمان اتفاق افتاد یکی واقعه عبدالله بن أبي السرح که در مدینه &amp;nbsp;کاتب وحی بود اما باز مرتد شد و رفت به مردم مکه گفت که من قران را عوضی مینوشتم و محمد نمیفهمید!!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و مردم را &amp;nbsp;به شک عظیمی انداخت و &amp;nbsp;وقتی مکه فتح شد پیامبر دستور داده بود این مرتد را بکشند و او از ترس بعد از ورود مسلمانان به مکه ،پرده کعبه را گرفته بود!&amp;nbsp;یاران &amp;nbsp;پیامبر او را دستگیر کردند ولی با این وجود، رسول الله &amp;nbsp;این مرتد را با این گناه عظیم نکشت بلکه شفاعت حضرت &amp;nbsp;عثمان را درباره او پذیرفت&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما در همان سال ودر همان ماه، وقتی که اسامه بن زید ( که خیلی &amp;nbsp;پیش پیامبر عزیز بود) آمد و &amp;nbsp;درباره زنی &amp;nbsp;از قبیله &amp;nbsp;بنی مخزوم که دزدی کرده بود شفاعت نمود، تا شاید که پیامبر دستش را نبرد، در این وقت ، چهره پیامبر از غضب سرخ شد و فرمود: در قانونی از قوانین الله، شفاعت میکنی؟؟ به خدا که اگر فاطمه بنت محمد هم دزدی کرده بود دستش را میبردم.&amp;nbsp;&amp;nbsp;پس دستور دادند که &amp;nbsp;دست زن را قطع نمایند. و حکم اجرا شد.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس یعنی چی؟؟ چرا نفرمود که خیلی خوب مال دزدی را برگرداند شفاعت قبول است؟ برای اینکه قطع نمودن دست دزد، حکم &amp;nbsp;قطعی است و قابل تعویض نیست. اما حکم مرتد چنین نبود‘ پس معلوم میشود بین این دو حکم یک فرق اساسی وجود دارد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;این دومی یک حکم قطعی است شوخی بردار نیست حتی &amp;nbsp;فاطمه &amp;nbsp;بنت رسول الله هم مستثنی نیست ,&amp;nbsp;و اون اولی بستگی به شرایط زمان دارد ,&amp;nbsp;و در زمان ما باید مرتدین در ایران کشته نشوند زیرا &amp;nbsp;از دینی مرتد شدند که دین درستی نبوده است.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;br&gt;البته میتوان استدلال کرد که&lt;/span&gt;: &lt;span style="color: #800000;"&gt;پس &amp;nbsp;برشیعه ها &amp;nbsp;و نصارا و هندو ها هم ملامتی نیست اونها هم حق دارند کسی که قید امضاء خود را میزند اعدام کنند&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;جواب این است :&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بله بر اونها هم ملامتی نیست هرکس مجبور است به قرار داد خود &amp;nbsp;ولو که ظالمانه باشد عمل کند! این قانون پذیرفته شده در همه جای دنیاست، راه برون شد مبارزه و هجرت است,&amp;nbsp;هجرت کنید خود بخود کشته نمیشوید و اگر گیر افتادید مثل عبدالله بن ابی سرح توبه کنید تا باز در امان بمانید به هرحال دنیا اینجوری است و اسلام از همه رحیم تر است توبه ظاهری &amp;nbsp;را وقتی که گیر افتادید قبول میکند ، همه مذاهب بر این عقیده اند که مرتد فرصت توبه دارد ولو بعد دستگیری&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;میگویند:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;نه دنیا اینجوری نیست, اگر شما در آمریکا دینتان را عوض کنید کسی بشما چیزی نمیگه&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;جواب: &amp;nbsp;&lt;/span&gt;دروغ ضربدر دروغ&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اینجا یک سفسطه عظیم وجود دارد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همین آمریکایی ها یک آمریکایی را که به صف طالبان پیوسته بود وقتی که دستگیر کردند به جرم خیانت محاکمه کردند به جرم خیانت به چی ؟ به جرم خیانت به کتاب مقدس آنها یعنی کتاب قانون اساسی شان!!&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;میتوانید بگویید که این فرق دارد طرف در حال جنگ بود,&amp;nbsp;اما شیخ &amp;nbsp;عمر عبدالرحمن کور در نیویورک حبس ابد گرفته (کور که نمیتواند جنگ کند) به این تهمت که تشویق به خشونت کرده (نام جهاد را گذاشتند خشونت) و این تشویق کردن به جهاد &amp;nbsp;برخلاف دین اونهاست&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک سرباز استرالیایی در افغانستان کشته شد دولت استرالیا &amp;nbsp;از خانواده اش تقدیر کرد اما مردی برای خانواده این مقتول ،عکس کودکان افغانی را فرستاد که در بمب بارانها توسط همرزمان این مقتول &amp;nbsp;کشته شده بودند.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پلیس های استرالیایی آمدند &amp;nbsp;و مرد را به جرم ترور روحی دستگیر کردند اون بیچاره کرد بود گفت من نفرستادم و منکر شد, این در سیدنی بوده و سیدنی شهری است که مردم روزی از سال لخت مادرزاد در خیابانها فستیوال دارند آزادند چون دینشان است اما اگر صورت را بپوشانی جرم است چون دینشان نیست پس نگویید دین آزاد است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffffff;"&gt;پس خلاصه اینکه : گر حکم شود که مست گیرند------- در شهر هر آنچه هست گیرند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما &amp;nbsp;غرب با ترفندی ماهرانه میگوید مردم درکشور ما در انتخاب دین آزادند، اما نمیگویند که منظورشان از دین چیست!&amp;nbsp;منطورش در انتخاب دین آزادند یعنی در انتخاب دینی آزادند که ماشین مشت ممدعلی است &amp;nbsp;نه بو دارد نه خاصیت نه بوق دارد نه صندلی&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دوستی میگوید در فرانسه میخواستم که عید قربان، گوسفندی بکشم اما دولت اجازه نمیدهد و بدبختی من این بود که یک همسایه ای داشتم که شب و روز در بالکن نشسته بود و من همیشه به او سلام میکردم ودست تکان میدادم &amp;nbsp;تا از شر این پیر زن در امان باشم ,&amp;nbsp;گفت روز عید بزغاله ای را بسرعت به آپارتمانم بردم ولی زنک دید بسرعت سرش را بریدم و و پوست کندم و گوشتش را در یخچال گذاشتم که زنگ در بصدا در آمد &amp;nbsp;و پلیس آمده بود تا مرا دستگیر کند بجرم چی ؟ بجرم زیر پا گذاشتن قانون یعنی بجرم زیرپا گذاشتن دین آنها.... پس دیدید ؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;میلونها مسلمان در فرانسه زندگی میکنند ، میلونها ترک در آلمان هستند اما اجازه ندارند عید قربان را برگزار کنند باید تابع قانون آنها (دین آنها) باشند&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;پس به هرکجا روی آسمان به همین رنگ است و رنگ دیگری ندارد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آری &amp;nbsp;در غرب مردم در انتخاب پوسته دین آزادند نه در انتخاب &amp;nbsp;خود دین در غرب فرقی نیست بین اسلام و یهودیت &amp;nbsp;و بهاییت و بوداییت و نصرانیت ، هر کدام را انتخاب کنی باید دزد را مطابق قانون آنها ( دین آنها ) مجازات کنی ,&amp;nbsp;پس آنجا فقط یک دین اجرا میشود و لاغیر &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;دین آنها قانون اساسی آنهاست شما حق نداری از آن دین روی برگردانی&amp;nbsp;قانونش (دینش) الان مثلا دستور داده که زنان مسلمان نباید مطابق میل خود حجاب بپوشند!! باز میگویند در غرب مردم در انتخاب دین آزادند!!!این یک سفسطه بزرگ &amp;nbsp;است این به این میماند&amp;nbsp;که من بگویم در کشور اسلامی فروش مشروبات آزاد است و مردم میتوانند هر مشروبی را بخورند! منتهی &amp;nbsp;در حدود قانون&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعد قانون وضع کنم که حمل شراب و باز کردن شراب خانه ممنوع است ,در بعضی از کشورهای آزاد، آتش زدن پرچم 7 سال زندانی دارد اما انجام مناسک مذهبی مثل قربانی کردن ممنوع است باز میگویند مردم در انتخاب دین آزادند!! بابا من پرچم کشورم را قبول ندارم چرا آزاد نیستم؟&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;غرب اینگونه بریش ما میخندد&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پس در همه جای دنیا، هرکس که دینش را عوض کند دچار زحمت میشود و باید بهایش را بپردازد و باید که هجرت کند و این مختص به اسلام نیست، &amp;nbsp;این یک لابد است یک ناگریز در زندگی بشر, دنیا با خیال ساخته نمیشود.&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/category/%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87/%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%84%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D9%86">رد شبهات ملحدین</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/aqideh">عقیده و ایمان</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <pubDate>Thu, 20 Oct 2011 20:53:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1433 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/435</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>اگر اجازه نبود که حضرت علی؛ در حیات فاطمه؛ با دختر دشمن خدا عروسی کند، پس چرا عثمان با دختر دشمن خدا عروسی کرد؟</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/kqs6ORRDbtI/434</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    434        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/2_0.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه میگوید:&lt;/span&gt; &amp;nbsp;&lt;span style="color: #993300;"&gt;علما و محدثین اهل سنت برای خرده گیری از امیر المؤمنین علیه السلام نقل كرده‌اند كه آن حضرت در زمانی كه فاطمه سلام الله علیها همسر او بود، دختر ابو جهل را نیز خواستگاری كرد. این امر باعث شد كه صدیقه طاهره ناراحت شده و شكایت خود را پیش پیامبر ببرد!! پیامبر اسلام وقتی از این قضیه با خبر شدند، با عصبانیت به مسجد آمد و فرمود: وَإِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی وَإِنِّی أَكْرَهُ أَنْ یسُوءَهَا وَاللَّهِ لَا تَجْتَمِعُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ وَبِنْتُ عَدُوِّ اللَّهِ عِنْدَ رَجُلٍ وَاحِدٍ. صحیح البخاری - ج 4 - ص 212 – 213- &lt;br&gt;«فاطمه پاره تن من است، من دوست ندارم كسی او را ناراحت كند، به خدا قسم نباید دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا در نزد یك نفر جمع ‌شود. »و در روایت دیگری نوشته‌اند كه آن حضرت فرمود: إِلَّا أَنْ یرِیدَ ابْنُ أَبِی طَالِبٍ أَنْ یطَلِّقَ ابْنَتِی وَینْكِحَ ابْنَتَهُمْ فَإِنَّمَا هِی بَضْعَةٌ مِنِّی یرِیبُنِی مَا أَرَابَهَا وَیؤْذِینِی مَا آذَاهَا. صحیح البخاری ج 6، ص 158،.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;علی (علیه السلام) اگر می‌خواهد دختر ابوجهل را بگیرد، باید دختر من را طلاق بدهد. فاطمه پارۀ تن من است، آن‌چه كه موجب رنجش فاطمه بشود، مرا می‌رنجاند....&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;از آن‌جایی كه بحث تنقیص مقام امیر المؤمنین علیه السلام در میان است، علمای اهل سنت این قضیه را با آب و تاب فراوانی نقل كرده‌اند؛ غافل از این كه عثمان بن عفان نیز عملاً بین دختران پیامبر و دختران دشمان خدا نه یكبار كه چندین بار جمع كرده است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;رملة بنت شیبة، یكی از همسران عثمان است كه در مكه با او ازدواج كرد و از كسانی بود كه همراه عثمان به مدینه مهاجرت كرد. ابن عبد البر در این زمینه می‌نویسد: رملة بنت شیبة بن ربیعة كانت من المهاجرات هاجرت مع زوجها عثمان بن عفان.-الاستیعاب، ج 4، ص 1846 رقم 3345.- رملة، دختر شیبه از كسانی بود كه همراه همسرش عثمان به مدینه مهاجرت كرد. و شیبة از دشمنان پیامبر اسلام است كه در جنگ بدر به هلاكت رسیده است ؛ چنانچه ابن حجر می‌نویسد: رملة بنت شیبة بن ربیعة بن عبد شمس العبشمیة قتل أبوها یوم بدر كافرا. الإصابة، ج 8، ص 142 - 143 رقم 11192.- رمله، دختر شیبه... پدرش در جنگ بدر كشته شد، در حالی كه كافر بود.&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;در حالی كه نوشته‌اند در همان زمان رقیه دختر رسول خدا ! نیز همسر عثمان بوده است. ابن اثیر در اسد الغابة می‌نویسد: ولما أسلم عثمان زوجّه رسول الله صلى الله علیه وسلم بابنته رقیة وهاجرا كلاهما إلى أرض الحبشة الهجرتین ثم عاد إلى مكة وهاجر إلى المدینة. أسد الغابة، ج 3، ص 376.- زمانی كه عثمان اسلام آورد‌، رسول خدا دخترش رقیه را به همسری او درآورد، هر دوی آن‌ها به سرزمین حبشه مهاجرت كردند، سپس وقتی از آن‌جا بازگشتند، به مدینه مهاجرت كردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;بیایید فرض کنیم این سند در کتاب الاستعیاب &amp;nbsp;درست &amp;nbsp;است پس &amp;nbsp;حالا بیایید عالمانه تحقیق کنیم: در این سندی که شیعه به آن استناد کرده است، آمده که رمله با شوهرش به مدینه مهاجرت کرد این یعنی چه؟ یعنی اینکه&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;اولا: رمله قبل از فتح مسلمان شد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;دوما: همراه عثمان مهاجر شد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;&amp;nbsp;و میدانیم عثمان از راه حبشه &amp;nbsp;مهاجر شد پس معلوم میشود که او زن اول عثمان بوده و بعدش عثمان با رقیه عروسی کرده و این خیلی فرق دارد با دختر ابوجهل که بعد از فتح مسلمان شد و هجرت در کارنامه اش ندارد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;اما این درست نیست زیرا دنباله همین سند در همان صفحه در همان خط !! &amp;nbsp;آمده که دختر عموی رمله به خاطر مسلمان شدنش، در شعری، رمله را هجو کرده که چرا با قاتل پدرش بیعت کرده &amp;nbsp;اینهم متن کامل که شیعه بریده نوشته است:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;رملة بنت شیبة بن ربیعة. كانت من المهاجرات هاجرت مع زوجها عثمان بن عفان وفی ذلك تقول لها هند بنت عتبة&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;&amp;nbsp;لحی الرحمن صائبة بوج... ومكة عند أطراف الحجون&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;&amp;nbsp;تدین لمعشر قتلوا أباها... أقتل أبیك جاءك بالیقین&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;الاستیعاب، ج 4، ص 1846 رقم 3345.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;و خواندیم که &amp;nbsp;پدر رمله در جنگ بدر کشته شد پس &amp;nbsp;قاعدتا رمله بعد از بدر مسلمان شده است والا هجو نمیشد&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;و بعد از بدر، عثمان که در مکه نبوده تا رمله همراه عثمان &amp;nbsp;مهاجرت کند &amp;nbsp;پس متن این سند مضطرب است و درست این &amp;nbsp;است که نتیجه بگیریم رمله بعد از جنگ بدر مسلمان شد و قبل از فتح مکه به &amp;nbsp;تنهایی به مدینه هجرت کرد و جمله ( همراه عثمان) &amp;nbsp;در این متن غلط است . پس از این متن ثابت نمیشود که عثمان وقتی که رقیه یا ام کلثوم رضی الله عنهما را داشته &amp;nbsp;خانم رمله هم &amp;nbsp;همسرش بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;اما بفرض محال اگر ثابت هم شود حالت رمله با حالت دختر ابوجهل فرق میکند &amp;nbsp;زیرا او قبل از فتح &amp;nbsp;بلکه قبل از بعثت، بلکه در ابتدای بعثت مسلمان شد و این دختر با پدرش دشمنی کرد &amp;nbsp;و با همسرش عثمان &amp;nbsp;به حبشه رفت، و در حالیکه وضع دختر ابوجهل کاملا &amp;nbsp;فرق میکرد. ولی نیازی به گشودن پرونده (فرض محال) نیست؛ خب فرض محال!! یعنی اینکه دختر رسول الله هووی رمله نبوده است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff6600;"&gt;شیعه میگوید&lt;/span&gt;: &lt;span style="color: #333300;"&gt;علاوه براین، عثمان با أم البنین بنت عیینة و فاطمة بنت الولید بن عبد شمس نیز ازدواج كرده است ؛ در حالی كه پدر هر دوی آن‌ها نیز در آن زمان از دشمنان خدا بوده‌اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;عیینة بن حصن الفزاری پدر ام البنین بعد از فتح مسلمان &amp;nbsp;شد حتی که &amp;nbsp;در روایت آمده قبل از فتح مسلمان شده بود اینهم سند از اسد الغابه: عیینة بن حصن الفزاری، أسلم بعد الفتح. وقیل: أسلم قبل الفتح، وشهد الفتح مسلماً، وشهد حنیناً أو الطائف أیضاً. وكان من المؤلفة قلوبهم، ومن الأعراب الجفاة، ( اسد الغابه )&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;پس ایراد تو بی مورد است، گذشته از این باز نمیتوانی ثابت کنی که عثمان رضی الله عنه همزمان هم شوهر رقیه بود و هم شوهر ام البنین. ممکن از بعد از وفات ام کلثوم با او عروسی کرده باشد و همینطور هم هست زیرا &amp;nbsp;ام البنین از صحابیات نبود, اما درمورد پدر فاطمه بن ولید باید بگوییم که ولید در جنگ یمامه در صف مسلمانان بود و شهید شد چگونه او را دشمن الله میدانی آیا از طرفداران مسیلمه کذاب هستی ؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;كان من أشراف قریش، وهو زوج أسماء بنت أبی جهل، وهو ابن عمه،، وقتل الولید بن عبد شمس یوم الیمامة شهیداً(اسد الغابه) «ولید بن عبد شمس، شوهر اسماء دختر ابوجهل و در عین حال پسر عموی ابوجهل بود &amp;nbsp;ودر جنگ یمامه شهید شد پس ایراد تو بی مورد است،»&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #000000;"&gt;گذشته از این باز نمیتوانی ثابت کنی که عثمان رضی الله عنه همزمان هم شوهر ام کلثوم بود و هم شوهر فاطمه بنت ولید، زیرا ممکن که &amp;nbsp;بعد از وفات ام کلثوم با او عروسی کرده باشد و میدانیم حضرت عثمان 8 زن گرفت و این ممکن نیست که مسلمان، همزمان با بیش از &amp;nbsp;4 عروسی کند ولی ممکن است که فقط یکی داشته باشد &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه میگوید:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #993300;"&gt;اگر واقعاً جمع بین دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا، حرام بوده است، چرا عثمان این عمل حرام را بارها و بارها مرتكب شده است ؟ و اگر حرام نبوده، چرا پیامبر اسلام به قول اهل سنت اجازه چنین كاری را به امیر المؤمنین نداد و نعوذ بالله می‌خواست حلال خدا را حرام كند ؟ پس معلوم می‌شود كه یا قضیه خواستگاری از دختر ابوجهل از اختراعات بنی امیه و برای تنقیص مقام امیر المؤمنین است، یا پیامبر اسلام دختری غیر از صدیقه طاهره نداشته است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;اما اینکه حضرت علی میخواست با دختر ابوجهل عروسی کند، هیچ شکی وجود ندارد زیرا این حدیث در بخاری است. ولی ثابت نیست که &amp;nbsp;حضرت عثمان بین دختر خدا و بین دختر دشمن خدا جمع کرده باشد و &amp;nbsp;این را شیعه عاجز بود که ثابت کند! حتی بریدن متن و معجزه قیچی کردن متون نیز کمکی به شیعه &amp;nbsp;نکرد&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;و الحمدلله رب العالمین&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/mashahir">مشاهیر اسلام</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/tarikh">تاریخ</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/feqh">فقه و احکام</category>
 <pubDate>Wed, 19 Oct 2011 21:50:06 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1428 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/434</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا ازدواج دو دختر پیامبر صلی الله علیه و سلم،با حضرت عثمان صحت دارد؟ (بخش آخر)</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/U0z-ph7fuE8/433</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    433        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/j.png" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;این حقیقت که حضرت رسول اکرم دو دختر خود را پی در پی &amp;nbsp;به عقد عثمان رضی الله عنه در آوردند کمر عقیده شیعه را میشکند، لذا شیعه برای فرار از ضربه این حقیقت، در طول تاریخ دروغ هایی ساخته اند، جدیدترین دروغشان این است که میگویند پژوهشگران ما بعد از 1400 سال از کتب اهل سنت این حقیقت را بیرون کشیدند که پیامبر اصلا فقط یک دختر داشته و دختران دیگری &amp;nbsp;نداشته تا دونفرشان نصیب عثمان شوند!!&amp;nbsp;&lt;/span&gt;ببینیم شیعه &amp;nbsp;دقیقا چه میگوید؟!!!&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه میگوید:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #993300;"&gt;از دلایلی كه دروغ بودن این قضیه را روشن می‌سازد، این است كه بسیاری از علمای اهل سنت و از جمله ضیاء المقدسی گفته‌اند: عن قتادة، قال: ولدت خدیجة لرسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ): عبد مناف فی الجاهلیة، وولدت له فی الاسلام غلامین، وأربع بنات: القاسم، وبه كان یكنى: أبا القاسم، فعاش حتى مشى، ثم مات، و عبد الله، مات صغیرا. وأم كلثوم. وزینب. ورقیة. وفاطمة....&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;قتاده گفته است: خدیجه برای نبی مكرم اسلام، در عهد جاهلیت، عبد مناف را به دنیا آورد و بعد از اسلام، دو پسر و چهار دختر به نام های: قاسم ـ به خاطر او كنیه پیامبر را «ابوالقاسم » گذاشتند، آن قدر زنده بود كه می‌توانست راه برود بعد از آن فوت كرد ـ و عبد الله كه خردسال فوت كرد، و ام كلثوم، زینب، رقیه و فاطمه را به دنیا آورد. البدء والتاریخ، ج 5، ص 16 و ج 4، ص 139.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #cc99ff;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;حرف شیعه این است که با استناد به بریده های از این کتاب به زعم خود ثابت کرده که چون هجرت اول به حبشه، در سال 5 هجری بوده و رقیه بعد از بعثت متولد شده؛ پس چگونه ممکن است که در سال 5 بعثت، رقیه &amp;nbsp;زن کاملی شده باشد و دوبار عروسی کرده باشد؟؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;ای خواننده عزیز شیعه خوب به حرفم توجه کن من رفتم بسراغ همون اولین کتابی که &amp;nbsp;عالم شیعی ما را به آن حواله کرده بود یعنی کتاب البدء والتاریخ، ج 5، ص 16 و ج 4، ص 139. از همون صفحه که پژوهشگران شیعه بهش استناد کردند &amp;nbsp;خطوط &amp;nbsp;ما قبل و ما بعد را هم مینویسیم &amp;nbsp;البته اولا بدانید که خطوط &amp;nbsp;استناد شده شیعه &amp;nbsp;با رنگ قرمز مشخص کردم و بعد هرجا که نام رقیه و هجرت و ام کلثوم و عثمان آمده را نیز با رنگ دیگر مشخص کردم خودتان ببینید:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #333333;"&gt;&lt;span style="background-color: #c0c0c0;"&gt;&lt;span style="color: #99cc00;"&gt;&lt;span style="background-color: #993366;"&gt;&lt;span style="color: #333333;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;باب ذكر أولاد رسول الله&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;كانوا سبعة و یقال ثمانیة و كلهم من خدیجة إلا إبراهیم فإنه من ماریة القبطیة و روى سعید بن أبی عروة &lt;span style="color: #ff0000;"&gt;عن قتادة قال ولدت خدیجة لرسول الله صلى الله علیه وسلم عبد مناف فی الجاهلیة و ولدت له فی الإسلام غلامین و أربع بنات القاسم و به كان یكنى أبا القاسم فعاش حتى مشى ثم مات و عبد الله مات صغیراً و أم كلثوم و زینب و رقیة و فاطمة &lt;/span&gt;و روى أبان عن مجاهد قال مكث القاسم سبع لیالٍ و مات و فی كتاب ابن إسحق أكبر بنیه القاسم ثم الطیب ثم الطاهر &lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;و أكبر بناته رقیة و زینب ثم أم كلثوم&lt;/span&gt; ثم فاطمة قال فأما أبناؤه فهلكوا فی الجاهلیة&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt; و أما بناته فأدركن الإسلام&amp;nbsp;&lt;/span&gt;و هاجرن قال الواقدی لم أر أصحابنا یثبتون الطیب و یزعمون أن الطیب هو الطاهر و مات القاسم و الطاهر قبل النبوة و قال قوم بل سمی الطیب الطاهر لأنه ولد فی الإسلام و الله أعلم و أما إبراهیم بن رسول الله فأمه ماریة القبطیة و كان المقوقس ملك الاسكندریة بعث بها مع أختها شیرین فوهبها رسول الله صلى الله علیه وسلم لحسان بن ثابت الشاعر عوضاً من الضربة التی ضربه صفوان بن المعطل فی شأن الإفك فولدت له عبد الرحمن بن حسان فهو ابن خالة إبراهیم و توفی و هو ابن سنة و عشرة أشهر فقال النبی صلى الله علیه وسلم أن له مرضعة تتم رضاعه فی الجنة و أنه من عصافیر الجنة و كسفت الشمس فی ذلك الیوم فقالت الناس إنما كسفت لموت إبراهیم فقال النبی صلى الله علیه وسلم أن الشمس و القمر آیتان من آیات الله لا ینكسفان لموت أحد و لا لحیاته فإذا رأیتم فافزعوا إلى الصلاة و دفنه عند عثمان بن مظعون و قال العین تدمع و القلب یحزن و لا نقول ما یسخط الله و ماتت ماریة فی خلافة عمر بن الخطاب رضی الله عنه،&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt; رقیة بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم كان زوجها عتبة بن أبی لهب و زوج أم كلثوم عتیبة ابن أبی لهب فمشى إلیهما قریش و قالوا طلقاها و نزوجكما من شئتما من أشراف قریش فطلقاها فزوج رسول الله رقیة عثمان بن عفان و هاجرت معه فی الهجرتین إلى الحبشة و أسقطت فی الهجرة الأولى علقة فی السفینة فهذا یدل أنها كانت ولدت فی الجاهلیة ثم ولدت لعثمان عبد الله بن عثمان و بلغ ست سنین فنقره دیك فی عینه فطمر وجهه فمات و ماتت رقیة بنت رسول الله سنة ثلاث من الهجرة بالمدینة فزوج النبی عثمان أم كلثوم فمكثت عنده خمس سنین و توفیت سنة ثمان من الهجرة فروى أن النبی صلى الله علیه وسلم قال لو كانت عندنا ثالثة لزوجناها أبا عمر وبهما یكنى ذا النورین&lt;/span&gt;، زینب بنت الرسول كان زوجها أبا العاص القاسم بن الربیع بن عبد العزى بن عبد شمس و أمه هالة بنت خویلد أخت خدیجة رضی الله عنها فكان أبو العاص ابن خالة زینب و هی ابنة خالته و لما طلق عتبة وعتیبة ابنا أبی لهب رقیة و أم كلثوم قالت قریش لأبی العاص طلق زینب بنت محمد و نزوجك ابنة سعید بن العاص فقال لا أفارق صاحبتی&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;strong&gt;ای خواننده دیدی ؟&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;&lt;span style="color: #333300;"&gt;ملای تو فقط یک قول را دیده خط بعدش را ندیده!! کتاب دارد داد میزند رقیه وام کلثوم قبل از بعثت متولد شدند و زنان پسران ابولهب بودند و با عثمان عروسی کردند و رقیه دوبار هجرت کرد بار اول با شوهرش عثمان به حبشه رفت در راه سقط جنین کرد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #333300;"&gt;شیعه &amp;nbsp;فقط یک قول متروک را دیده، از همون کتاب بقیه را ندیده، بعد این قول متروک را دوخته به قول بریده و متروک دیگر!! و آش شلم کاری درست کرده که نمکش بی حیایی و فلفلش بی شرمی است!! با این حساب اجازه بدهید بقیه حرف شیعه را بنویسیم اما من یقین دارم اگر به کتابی حواله داده مراجعه کنم &amp;nbsp;باز همین حقه بازی را بکار گرفته است و لا غیر پس حرفش را مینویسم و تقلبش را نشان میدهم&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;دنباله حرف شیعه این است: &lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;شهاب الدین قسطلانی بعد از نقل سخن مقدسی می‌نویسد: وقیل: ولد له ولد قبل المبعث، یقال له: عبد مناف، فیكونون على هذا اثنی عشر، وكلهم سوى هذا ولد فی الاسلام بعد المبعث. المواهب اللدنیة، ج 1، ص 196.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;گفته‌اند كه كه خدیجه قبل از مبعث یك پسر براى او به دنیا آورد كه به او عبد مناف مى‌گفتند، غیر از عبد مناف بقیه فرزندان پیامبر بعد از مبعث متولد شده است&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #333333;"&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;تقلب علمای شیعه در اینجا به اینصورت است که به یک آدم غیر معروف و یک کتاب نامعتبر و ناشناخته استناد کرده و من قسم میخورم که از دو طرف جملات را بریده &amp;nbsp;زیرا جمله میگوید &amp;nbsp;(قیل )(و گفته شده) یعنی غیر از این، گفته های دیگه ای هم هست که چون به مذاق علمای شیعه سازگار نیست با قیچی بریدندش!!!!!!!!.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه در آدامه میگوید&lt;/span&gt;:&lt;span style="color: #800000;"&gt; و ابن عبد البر در الإستیعاب می‌نویسد: وقال الزبیر ولد لرسول الله صلى الله علیه وسلم القاسم وهو أكبر ولده ثم زینب ثم عبد الله وكان یقال له الطیب ویقال له الطاهر ولد بعد النبوة ثم أم كلثوم ثم فاطمة ثم رقیة. الاستیعاب - ابن عبد البر - ج 4 - ص 1818.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;زبیر گفته: نخستین فرزند رسول خدا كه به دنیا آمد، قاسم بود و او از همه بزرگتر بود، پس او زینب، و پس از وی عبد الله كه به وی طیب و یا طاهر نیز می‌گفتند بعد از نبوت متولد شد، پس از آن ام كلثوم، سپس فاطمه و پس از وی رقیه به دنیا آمدند&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;با این تفصیل، چگونه می‌توان این سخن اهل سنت را تصدیق كرد كه رقیه با عثمان ازدواج كرده، بعد با او به حبشه مهاجرت نموده و حتی در داخل كشتی فرزندی از او سقط شده است !!!. با این كه می‌دانیم، هجرت اول به حبشه در سال پنجم بعد از بعثت بوده است.&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت&lt;/span&gt;: &lt;span style="color: #003300;"&gt;باز همان حقه بازی!! در همان کتاب و درهمان صفحه این جمله هم هست: ولدت له خدیجة زینب ورقیة وأم كلثوم وفاطمة وقاسماً وبه كان یكنى والطاهر والطیب فأما القاسم والطیب والطاهر فهلكوا بمكة فی الجاهلیة وأما بناته فكلهن أدركن الإسلام فأسلمن وهاجرن معه صلى الله علیه وسلم&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;خدیجه برای پیامبر زینب و رقیه و ام کلثوم و فاطمه و قاسم و طیب وطاهر و را به دنیا آورد و پسرانش در جاهلیت مردند، اما &amp;nbsp;دخترانش باقی ماندند وعصر اسلام را دیدیند و اسلام آوردند و با رسول الله هجرت کردند.شیعه قول مشهور را گذاشته و فقط یک جمله از کتاب را دیده است&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه در ادامه میگوید:&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt; و همچنین بسیاری از علمای اهل سنت نوشته‌اند كه ام كلثوم و رقیه قبل از این كه با عثمان ازدواج كنند در عقد پسران أبی لهب بوده‌اند و بعد از آن كه سوره تبّت در حق أبی لهب نازل شد، وی به فرزندانش دستور داد كه دختران رسول خدا را طلاق بدهند. ابن أثیر &amp;nbsp;در اسد الغابة می‌نویسد: قد زوج ابنته رقیة من عتبة بن أبی لهب وزوج أختها أم كلثوم عتیبة بن أبی لهب فلما نزلت سورة تبت قال لهما أبوهما أبو لهب وأمهما أم جمیل بنت حرب بن أمیة حمالة الحطب فارقا ابنتی محمد ففارقاهما... أسد الغابة - ابن الأثیر - ج 5 - ص 456.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;رسول خدا، دخترش رقیه را به عتبه پسر أبی لهب و ام كلثوم را به عتیبه پسر دیگر ابولهب داد، وقتی سوره تبت نازل شد، ابولهب و همسرش ام جمیل كه همان «حمالة الحطب » باشد، به پسرانش دستور دادند كه دختران محمد را طلاق دهند. پس آن‌ها را طلاق دادند...&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;در حالی كه می‌دانیم، سوره تبت در زمانی نازل شده است كه مسلمین در شعب أبی طالب در محاصره بودند و محاصره در شعب أبی طالب در سال ششم بعثت و بعد از هجرت به حبشه بوده است.با این حال چگونه می‌توان تصدیق كرد كه همسر عثمان دختر پیامبر بوده است ؟&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت&lt;/span&gt;: &lt;span style="color: #003300;"&gt;سوره مسد یا بقول شما تبت &amp;nbsp;برخلاف ادعای شما در همان ابتدائ بعثت نازل شده است: بخاری مینویسد که پیامبر &amp;nbsp;به منطقه بطحاء بالای کوه رفتند و داد زدند: کمک! کمک!! و قریش جمع شدند &amp;nbsp;و &amp;nbsp;حضرت فرمود آیا اگر &amp;nbsp;به شما بگم پشت این کوه دشمن است و قصد حمله بشما را دارد، باور میکنید ؟ گفتند بله! &amp;nbsp;فرمود:من بیم دهنده هستم و شما را از عذاب شدیدی که پیش رو دارید ابولهب گفت: خراب بشی روزت بریده بشه!! برای همین وقت ما را تلف کردی؟ واینجا بود که &amp;nbsp;سوره { تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ }. نازل شد&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff99;"&gt;اینهم متن حدیث: أن النبی صلى الله علیه وسلم خرج إلى البطحاء، فصعد الجبل فنادى: "یا صباحاه". فاجتمعت إلیه قریش، فقال: "أرأیتم إن حَدثتكم أن العدوّ مُصبحكم أو مُمْسیكم، أكنتم تصدقونی؟ ". قالوا: نعم. قال: "فإنی نذیرٌ لكم بین یدی عذاب شدید". فقال أبو لهب: ألهذا جمعتنا؟ تبا لك. فأنزل الله: { تَبَّتْ یدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ }.قسم به رب که قومی تا این حد دروغ گوندیدم میگوید در شعب ابی طالب این آیه نازل شد و بخاری را نمیبیند!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه در ادامه میگوید:&lt;/span&gt; &lt;span style="color: #800000;"&gt;محمد بن اسماعیل بخاری می‌نویسد، شخصی پیش عبد الله بن عمر آمد و از او سؤالاتی كرد؛ از جمله نظر او را در باره عثمان و امام علی علیه السلام پرسید، وی در مقایسه بین عثمان و حضرت علی علیه السلام می‌گوید: أَمَّا عُثْمَانُ فَكَأَنَّ اللَّهَ عَفَا عَنْهُ وَأَمَّا أَنْتُمْ فَكَرِهْتُمْ أَنْ تَعْفُوا عَنْهُ وَأَمَّا عَلِی فَابْنُ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ وَخَتَنُهُ.... صحیح البخاری - البخاری - ج 5 - ص 157.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;اما عثمان، خداوند از گناه او ( فرار عثمان در جنگ احد ) درگذشت؛ ولی شما دوست ندارید كه او را ببخشید، اما علی علیه السلام پس او پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و داماد او است.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;ملاحظه می‌فرمایید كه دفاع عبد الله بن عمر از عثمان فقط در این مطلب خلاصه می‌شود كه خداوند از گناه فرار وی در جنگ احد درگذشته است؛ ولی صحابه‌ای كه علیه او خروج كردند، او را نبخشیده و عثمان را كشتند؛ ولی این كه عثمان داماد پیامبر نیز باشد، متذكر نمی‌شود. اما نسبت به امیر المؤمنین علیه السلام استدلال می‌كند كه او پسر عموی پیامبر و داماد آن حضرت است.ا&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;گر عثمان داماد پیامبر بود، باید ابن عمر به آن استدلال می‌كرد؛ زیرا وی تمام تلاش خود را می‌كند كه در برابر هر نوع تهمتی را از عثمان دفع كند و معنا ندارد كه وقتی دلیل قویتری همانند دامادی پیامبر وجود دارد، وی به دلیل سخیف و ضعیف استدلال كند؛ زیرا عفو خداوند فقط شامل كسانی می‌شود كه بعد از فهمیدن زنده بودن پیامبر از فرار دست كشیده و برگشتند و شامل عثمان كه بعد از سه روز برگشت، نمی‌شود. حتی اگر فرض كنیم كه عفو خداوند شامل عثمان نیز می‌شود، سبب نخواهد شد كه خداوند تمامی گناهان او را كه حتی بعد از آن نیز انجام داده بخشیده باشد ؛ بلكه حد اكثر شامل فرار او در همان جنگ می‌شود. بنابراین شایسته بود كه اگر دامادی عثمان صحت داشت، به آن استناد می‌كرد&amp;nbsp;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت: &lt;/span&gt;ا&lt;span style="color: #003300;"&gt;ین استنباط، در صورتی محلی از اعراب میداشت که در خود همین بخاری در مناقب عثمان این حدیث را نمیداشتیم: 2962 - حدثنا موسى حدثنا أبو عوانة حدثنا عثمان بن موهب عن ابن عمر رضی الله عنهما قال: إنما تغیب عثمان عن بدر فإنه كانت تحته بنت رسول الله صلى الله &amp;nbsp;علیه وسلم وكانت مریضة فقال له النبی صلى الله علیه و سلم (إن لك أجر رجل ممن شهد بدرا وسهمه)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;یعنی عثمان در جنگ بدر حاضر نبود چونکه دختر رسول الله، زنش بود که در وقت جنگ بدر بشدت &amp;nbsp;مریض بود و پیامبر به عثمان گفت در مدینه بمان و مراقب رقیه باش و ایضا به عثمان &amp;nbsp;فرمود:برای تو مثل ثواب مجاهدان حاضر در بدر است و تو از غنیمت هم یک سهم میگیری یاللعجب حدیث واضح و صریح بخاری را نگاه نمیکند بعد از یک حدیث دیگر بخاری یک استباط مبهم در میاورد حالا من 10 داماد داشته باشم صدبار بگویم ده داماد دارم ولی &amp;nbsp;یکبار نگویم، آیا تو نباید آن ده بار را ببینی &amp;nbsp;و این یکبار را ببینی که یک صحابی یه دلیل اینکه موضوع و محور سخن چیز دیگری بوده یک نکته را از جا انداخته!!!!علمای شیعه، شرم و حیا را خرج کردند و در عوض متاع دنیا و آتش جهنم را خریدند&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه میگوید&lt;/span&gt;:&lt;span style="color: #800000;"&gt;حضرت زهرا سلام الله علیها بعد از غصب فدك توسط ابوبكر به مسجد آمد و خطبه غرائی خواند كه بسیاری از علمای اهل سنت آن را نقل كرده‌اند. آن حضرت در بخش‌های از این خطبه می‌فرماید: أنا فاطمة بنت محمد أقول عودا على بدء، وما أقول ذلك سرفا ولا شططا... فإن تعزوه تجدوه أبی دون نسائكم وآخا ابن عمی دون رجالكم، فبلغ الرسالة صادعا بالرسالة ناكبا عن سنن مدرجة المشركین، ضاربا لثجهم آخذا بأكظامهم، داعیا إلى سبیل ربه بالحكمة والموعظة الحسنة. مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع) - أبی بكر أحمد بن موسى ابن مردویه الأصفهانی - ص 202 و السقیفة وفدك - الجوهری - ص 142 .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;اى مردم آگاه باشید كه من فاطمه و پدرم محمّد است، گفتارم تماما یك نواخت از سر صدق بوده و از غلط و نادرستى به دور است... اگر تحقیق كنید (پیامبر اسلام ) پدر من بود نه پدر زنان شما، و در عقد اخوّت پسر عموى من بود نه شما.اگر زنان عثمان دختران پیامبر بودند، نباید فاطمه زهرا سلام الله علیها كه سرور زنان بهشت است، چنین سخنی بگوید و از طرف دیگر عثمان نیز می‌توانست به این سخن حضرت اعتراض كند كه زنان من نیز دختران پیامبر بودند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt; این حرف مفتی است, من از بخاری دلیل میاورم و شما از کتابی که اصلا مشهور نیست!! حرف شما حتی ارزش بررسی را ندارد.از کی اهل سنت موظف شدند صحیح بخاری و صحیح مسلم و همه احادیث صحیح خود را رها کنند و از این کتب های غیر مشهور پیروی کنند؟؟؟؟!!!&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;شیعه میگوید:&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;ابن الدمشقی و محب الدین طبری می‌نویسند:أن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال لعلی: أوتیت ثلاثا لم یؤتهن أحد ولا أنا، أوتیت صهرا مثلی ولم أوت أنا مثلی، وأوتیت زوجة صدیقة مثل بنتی ولم أوت مثلها زوجة، وأوتیت الحسن والحسین من صلبك &amp;nbsp;ولم أوت من صلبی مثلهما، ولكنكم منی وأنا منكم. جواهر المطالب فی مناقب الإمام علی (ع) - ابن الدمشقی - ج 1 - ص 209 و الریاض النضرة ج 2 ص 202. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به على علیه السّلام فرمود: یا على خداى تعالى سه گونه موهبت به تو عنایت فرموده است كه به من و هیچیك از مردم، عنایت نفرموده است: 1. پدر زنى مانند من به تو ارزانى داشته است كه به من عنایت نكرده است؛ 2. همسر پاكیزه گوهر راستگو و راست رو به تو مرحمت داشته كه به من عنایت نفرموده است؛ 3. حسن و حسینى از پشت تو به وجود آورده است كه چنان دو فرزندى از پشت من بوجود نیاورده است؛ آرى ! من از شمایم و شما از من مى‏باشد. در این روایت پیامبر اسلام به صراحت می‌گوید كه به احدی غیر از علی علیه السلام پدر زنی مثل من داده نشده است، معلوم می‌شود كه پیامبر دختر دیگری نداشته است و گرنه چنین سخنی نمی‌فرمود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify; "&gt;&lt;span style="background-color: #ccffcc;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt; ای شیعه عزیز! این علمای تو، حتی وقتی که به کتابی مراجعه میکنند گاهآ حتی جرات نمیکنند نام کتاب را کامل بنویسند مثلا &amp;nbsp;ما را حواله داده به کتاب (الریاض النضرة) در حالیکه اسم کامل کتاب این است (الریاض النضرة فی مناقب العشرة) یعنی چون درباره مناقب و فضایل عشره مبشره است حتی نام کتاب را قیچی کرده اند !!!!!!! و نصفش را نوشته اند پس از این قوم شما انتظار خیر و نیکی را نداشته باشید. به هرحال در همین کتاب این جمله هم هست و صد جمله مثل این هم هست: وقال یا معاشر المسلمین هذا عثمان بن عفان هذا شیخ المهاجرین والأنصار هذا الذی أمرنی الله أن أتخذه سنداً وختناً على ابنتی ولو كان عندی ثالثة لزوجتها إیاه هذا الذی استحیت منه ملائكة السماء فعلى مبغضه لعنة الله ولعنة اللاعنین. الریاض النضرة فی مناقب العشرة جلد یک و صفحه 18&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="background-color: #ffff00;"&gt;.پیامبر فرمود: این عثمان بن عفان شیخ و بزرگ &amp;nbsp;مهاجرین است و الله بمن امر کرد که دو دخترم را به تزویج او در آورم و اگر دختر &amp;nbsp;سومی میداشتم &amp;nbsp;هم بهش میدادم و این عثمان کسی است که فرشتگان از او خجالت میکشند و بر کسی که با او کینه داشته باشد، لعنت الله و لعنت لعنت کنند گان باد &amp;nbsp;ای عالم شیعه به این کتاب استناد کردی؟؟ پس بفرما!! صاحب کتاب دارد ترا لعنت میکند!! &amp;nbsp;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/fekr">فکر و اندیشه</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/tarikh">تاریخ</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/feqh">فقه و احکام</category>
 <pubDate>Mon, 17 Oct 2011 00:09:02 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1425 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/433</feedburner:origLink></item>
  <item>
    <title>آیا ازدواج دو دختر پیامبر صلی الله علیه و سلم،با حضرت عثمان صحت دارد؟ (3)</title>
    <link>http://feedproxy.google.com/~r/islamtxt/last-questions/~3/hER5swBi2bE/432</link>
    <description>&lt;div class="field field-type-serial field-field-question-number"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              شماره سؤال:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    432        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-text field-field-author"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                      &lt;div class="field-label-inline-first"&gt;
              نویسنده:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
                    محمد باقر سجودى        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class="field field-type-filefield field-field-question-image"&gt;
    &lt;div class="field-items"&gt;
            &lt;div class="field-item odd"&gt;
                    &lt;img src="http://www.islamtxt.net/sites/default/files/imagecache/200x150/r.jpg" alt="" title=""  class="imagecache imagecache-200x150 imagecache-default imagecache-200x150_default" width="204" height="154" /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 14px;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;در دو بخش پییشن دیدید شیعه سعی میکند &amp;nbsp;که ثابت نماید، پیامبر صلی الله علیه و سلم، اصلا غیر از فاطمه دختری نداشتند!!&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیعه در اصل میخواهد به این وسیله از پاسخ به این سوال که چرا پیامبر دو دخترش را به عثمان داد؟ نجات یابد.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;الان دلایل دیگرش را ببینید:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیعه&amp;nbsp; میگوید:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;در قضیه مباهله كه پیامبر تمام بستگان درجه یك خود را انتخاب كرد، چرا دیگر دختران خود را نبرد و از بین «نساء» خود فقط فاطمه را انتخاب كرد ؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مسلم در صحیح خود می‌نویسد :&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;عامر بن سعد بن ابىوقاص از پدرش (سعد بن ابوقاص) نقل كرده است كه معاویه سعد را امر كرد و گفت: تو را چه مانع است كه ابوتراب (على بن ابى&amp;nbsp;طالب&amp;nbsp;ـ&amp;nbsp;علیه&amp;nbsp;السلام&amp;nbsp;ـ) را دشنام دهى ؟ (سعد) گفت: من سه چیز (سه فضیلت) را از او در خاطر دارم ، كه رسول خدا ـ&amp;nbsp;صلى&amp;nbsp;الله&amp;nbsp;علیه&amp;nbsp;و&amp;nbsp;آله&amp;nbsp;و&amp;nbsp;سلم&amp;nbsp;ـ درباره وى فرموده است، هرگز وى را دشنام نخواهم داد. چنانچه من یكى از این سه فضیلت را مى&amp;nbsp;داشتم از شتران سرخ مو برایم محبوبتر بود ... وقتى این آیه نازل گردید : (&lt;/span&gt;&lt;span class="Char"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;... فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;) پیامبر ـ&amp;nbsp;صلى&amp;nbsp;الله&amp;nbsp;علیه&amp;nbsp;و&amp;nbsp;آله&amp;nbsp;و&amp;nbsp;سلم&amp;nbsp;ـ على و فاطمه و حسن و حسین ـ&amp;nbsp;علیهم&amp;nbsp;السلام&amp;nbsp;ـ را فراخواند و فرمود : «خدایا، اینان اهل من هستند ». صحیح مسلم&lt;em&gt; &lt;/em&gt;،.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;آیا «نساءنا » شامل دیگر دختران پیامبر نمی‌شد ، یا پیامبر دختر دیگری غیر از صدیقه طاهره نداشت ؟&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پاسخ اهل سنت &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;مباهله در سال دهم یا نهم &amp;nbsp;بود. در این سال غیر از فاطمه هیچ یک از دختران دیگر پیامبر در قید حیات نبودند، &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;تفصیل سال تولد و وفات و ازدواج دختران پیامبر این است:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;اول&lt;/strong&gt;:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;زینب، دختر بزرگ رسول خدا که در&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;سى‏سالگى رسول خدا تولد یافت، و پیش از اسلام به ازدواج پسرخاله خود«ابو العاص بن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;ربیع‏»درآمد و پس از جنگ بدر به مدینه هجرت کرد و در سال هشتم هجرت در مدینه وفات&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;یافت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;strong&gt;دوم &lt;/strong&gt;: رقیه که پیش از اسلام و بعد از زینب، در مکه تولد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;یافت‏ و پیش از اسلام به عقد«عتبة بن ابى لهب‏» درآمد و پس از نزول‏ سوره‏«تبت‏یدا ابى&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;لهب‏» و پیش از عروسى به دستور ابو لهب وهمسرش‏ «ام جمیل‏» از وى جدا گشت.و سپس به&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;عقد حضرت عثمان درآمد و در هجرت اول مسلمین به حبشه با وى هجرت‏ کرد و بعد به مدینه هجرت کرد و در سال ‏دوم هجرت سه روز بعد از بدر،همان روزى که&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;مژده فتح بدر به مدینه رسید،وفات یافت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;strong&gt;سوم: &lt;/strong&gt;ام کلثوم که نیز در مکه تولد یافت و پیش از اسلام&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;به عقد«عتیبة بن ابى لهب‏» درآمد و مانند خواهرش پیش از عروسى از«عتیبه‏»جدا شد، و در&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;سال سوم هجرت به ازدواج حضرت عثمان درآمد، و در سال نهم هجرت وفات کرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;strong&gt;چهارم،&lt;/strong&gt; فاطمه که پنج‏سال پیش&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;ازبعثت رسول خدا در مکه تولد یافت&lt;sup&gt; &lt;/sup&gt;و در مدینه به ازدواج حضرت على درآمد،و پس از وفات رسول‏ خدا به فاصله‏اى شش ماه&amp;nbsp; وفات یافت ونسل حضرت محمد تنها از وى باقى ماند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;و &amp;nbsp;موضوع مباهله مربوط به &amp;nbsp;سال دهم یا نهم &amp;nbsp;هجرت است &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;وانگهی ای شیعه! چرا بالا و پایین میروی ؟ این آیه قران را ببین:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;(یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ ) ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو. «الأحزاب/59»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;الله میگوید پیامبرش دختران داشته و تو میگویی یکی داشته مگر به قرآن ایمان نداری ؟&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیعه در ادامه میگوید:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;قضیه دیگری كه بطلان این قضیه را روشن می‌كند، این است كه در هیچ جایی از تاریخ ثبت نشده است كه در مدینه ، احدی از مهاجرین و یا انصار به خواستگاری ام كلثوم رفته باشد؛ با این كه برای خواستگاری از فاطمه زهرا و رسیدن به افتخار دامادی پیامبر، بر یكدیگر پیش دستی می‌كردند و هر كس دوست داشت این افتخار نصیب او شود . آیا ام كلثوم دختر پیامبر نبود یا اصلاً چنین دختری وجود خارجی نداشت ؟&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #003300;"&gt;ببین ای شیعه! پیامبر خدا در&amp;nbsp; ربیع‌الاول سال یک &amp;nbsp;هجری:&amp;nbsp; به مدینه هجرت کرد و ام کلثوم در سال دوم عروسی کرد یعنی بعد کمتر از&amp;nbsp; یک و نیم سال این که مدت زیادی نیست&amp;nbsp; و انگهی، آیا میخواستی که مردم در گرماگرم جنگ بدر یا سفر هجرت &amp;nbsp;از ام کلثوم خواستگاری کنند ؟؟ آخر ترا چه شده که&amp;nbsp; بویی از منطق نبرده ای ؟!&lt;/span&gt;&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;شیعه میگوید:&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="text-indent: 0cm; line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;علما و محدثین اهل سنت برای خرده گیری از امیر المؤمنین علیه السلام نقل كرده‌اند كه آن حضرت در زمانی كه فاطمه سلام الله علیها همسر او بود،&amp;nbsp; دختر ابو جهل را نیز خواستگاری كرد. این امر باعث شد كه صدیقه طاهره ناراحت شده و شكایت خود را پیش پیامبر ببرد!! پیامبر اسلام وقتی از این قضیه با خبر شدند ، با عصبانیت به مسجد آمد و فرمود: فاطمه پاره تن من است ، من دوست ندارم كسی او را ناراحت كند ، به خدا قسم نباید دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا در نزد یك نفر جمع ‌شود .صحیح البخاری.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #800000;"&gt;و در روایت دیگری نوشته‌اند كه آن حضرت فرمود :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;علی (علیه السلام) اگر می‌خواهد دختر ابوجهل را&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;بگیرد ، باید دختر من را طلاق بدهد . فاطمه پارۀ تن من است، آن‌چه كه&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;موجب رنجش فاطمه بشود، مرا می‌رنجاند &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;... .&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;صحیح البخاری.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;از آن‌جایی كه بحث تنقیص مقام امیر المؤمنین علیه السلام در میان است، علمای اهل سنت این قضیه را با آب و تاب فراوانی نقل كرده‌اند؛ غافل از این كه عثمان بن عفان نیز عملاً بین دختران پیامبر و دختران دشمان خدا نه یكبار كه چندین بار جمع كرده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoFootnoteText" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: #17375e;"&gt;رملة بنت شیبة، یكی از همسران عثمان است كه در مكه با او ازدواج كرد و از كسانی بود كه همراه عثمان به مدینه مهاجرت كرد. ابن عبد البر در این زمینه می‌نویسد:رملة ، دختر شیبه از كسانی بود كه همراه همسرش عثمان به مدینه مهاجرت كرد. الاستیعاب ، ج 4 ، ص 1846 رقم 3345 &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;و شیبة از دشمنان پیامبر اسلام است كه در جنگ بدر به هلاكت رسیده است ؛ چنانچه ابن حجر می‌نویسد:&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;رمله ، دختر شیبه ... پدرش در جنگ بدر كشته شد، در حالی كه كافر بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;الإصابة، ج 8، ص 142 - 143 رقم 11192.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;در حالی كه نوشته‌اند در همان زمان رقیه دختر رسول خدا ! نیز همسر عثمان بوده است . ابن اثیر در اسد الغابة می‌نویسد:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;زمانی كه عثمان اسلام آورد‌ ، رسول خدا دخترش رقیه را به همسری او درآورد ، هر دوی آن‌ها به سرزمین حبشه مهاجرت كردند ، سپس وقتی از آن‌جا بازگشتند ، به مدینه مهاجرت كردند &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: red;"&gt;.أسد الغابة، ج 3، ص 376 .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;علاوه براین ، عثمان با أم البنین بنت عیینة و فاطمة بنت الولید بن عبد شمس نیز ازدواج كرده است؛ در حالی كه پدر هر دوی آن‌ها نیز در آن زمان از دشمنان خدا بوده‌اند .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #993300;"&gt;اگر واقعاً جمع بین دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا، حرام بوده است، چرا عثمان این عمل حرام را بارها و بارها مرتكب شده است ؟ و اگر حرام نبوده، چرا پیامبر اسلام به قول اهل سنت اجازه چنین كاری را به امیر المؤمنین نداد و نعوذ بالله می‌خواست حلال خدا را حرام كند ؟ پس معلوم می‌شود كه یا قضیه خواستگاری از دختر ابوجهل از اختراعات بنی امیه و برای تنقیص مقام امیر المؤمنین است ، یا پیامبر اسلام دختری غیر از صدیقه طاهره نداشته است؟&lt;br&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%; color: red;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;پاسخ اهل سنت:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #333300;"&gt;اولا ای شیعه &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #333300;"&gt;&amp;nbsp;از موضوع بحث دور نشو! پیش تو این امری یقینی است که علی بر سر فاطمه هرگز نمی خواست هوو بیاورد ، پس محور بحث را عوض نکن ، البته اگر میخواهی تضاد اهل سنت را در نقل احادیث نشان دهی ، میتوانی&amp;nbsp; به این موضوع استناد کنی، اما برای اثبات عدم وجود دخترانی (غیر فاطمه) برای پیامبر حق نداری به این حدیث استناد کنی زیرا تو این حدیث را قبول نداری&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: #333300;"&gt;پس اینجا هم تیرت به سنگ خورد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;البته ما ایراد ترا درباره حدیث (هوو آوری بر سر فاطمه را) بعدا در مقاله ای مستقل پاسخ خواهیم داد. اما&amp;nbsp; استدلال به این حدیث برای انکار وجود ام کلثوم و رقیه به تو کمکی نمیکند ( زیرا از نظر تو &amp;nbsp;اصلا حدیث دروغ است )&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br&gt;مثلا ما نمیتوانیم برای اثبات اینکه علی پسر خداست به عقیده نصارا استناد کنیم که میگویند الله پسر دارد ! چرا؟ چون ما که عقیده نصارا را قبول نداریم &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p class="MsoNormal" style="line-height: 115%; text-align: justify;"&gt;&lt;span style="line-height: 115%;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اگر ما با استناد به عقیده نصارا ابن الله بودن علی را بخواهیم ثابت کنیم معنیش این میشود که عیسی را بعنوان پسر خدا قبول داریم.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #000000; line-height: 20px; font-size: small;"&gt;علمای شیعه آنقدر در دشمنی غرق هستند که متوجه نیستند که دارند چه میگویند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%; color: black;"&gt;......... &lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 150%; color: red;"&gt;ادامه دارد&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="line-height: 150%; color: red;"&gt;&lt;br&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/p&gt;</description>
     <category domain="http://www.islamtxt.net/sunnat">سنت نبوی</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/shobahat">رد شبهات</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/mashahir">مشاهیر اسلام</category>
 <category domain="http://www.islamtxt.net/tarikh">تاریخ</category>
 <pubDate>Thu, 13 Oct 2011 07:51:13 +0000</pubDate>
 <dc:creator>NOMAN101</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1423 at http://www.islamtxt.net</guid>
  <feedburner:origLink>http://www.islamtxt.net/question/432</feedburner:origLink></item>
  </channel>
</rss>

