<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><rss xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/" xmlns:blogger="http://schemas.google.com/blogger/2008" xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:gd="http://schemas.google.com/g/2005" xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0" version="2.0"><channel><atom:id>tag:blogger.com,1999:blog-5025571</atom:id><lastBuildDate>Sun, 01 Sep 2024 13:12:27 +0000</lastBuildDate><category>عمومی</category><category>دهج</category><category>عکس</category><title>غباردل</title><description>دل مشغولی های روزمره یک معلم درباره محیط ، جامعه خودوآنچه درآن می گذرد</description><link>http://moalem.blogspot.com/</link><managingEditor>noreply@blogger.com (Unknown)</managingEditor><generator>Blogger</generator><openSearch:totalResults>187</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-5312995882664108467</guid><pubDate>Sat, 15 Aug 2015 17:43:00 +0000</pubDate><atom:updated>2015-08-15T22:14:31.500+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>من به سرچشمه خورشید نه خود برده ام ره</title><description>&lt;p&gt;من به سرچشمه خورشید نه خود برده ام ره&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ذره ای بودم و عشق تو مرا بالا برد&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;خم ابروی تو و کف مینوی تو بود&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;که در این بزم بگردید و دل شیدا برد&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2015/08/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-9186805544383321622</guid><pubDate>Wed, 25 Dec 2013 09:24:00 +0000</pubDate><atom:updated>2013-12-25T12:54:50.365+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>مستی من ، بی خیالی تو</title><description>&lt;p&gt;من مست و خمار وجود توام ،   &lt;br /&gt;تو اما مست و خمار جایی دگر،    &lt;br /&gt; سراپا وجودم&amp;#160; شعله ور است از آتش&amp;#160; ،    &lt;br /&gt;آتشی که وجودت هست نقطه آغازش&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2013/12/blog-post_25.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-8211158503903890067</guid><pubDate>Tue, 03 Dec 2013 15:49:00 +0000</pubDate><atom:updated>2013-12-03T19:21:05.734+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">دهج</category><title>لزوم تجدید نظر در زراعت و باغداری دهج</title><description>&lt;div dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; trbidi=&quot;on&quot;&gt;
&lt;br /&gt;
فرصتی پیش آمد تا تابستان سال جاری چند روزی را به شهر زادگاهم مسافرت کنم تا هم هوایی تازه و هم دیداری با اقوام و دوستان داشته و هم چند صباحی از دیار غربت و تنهایی ومشکلات آن رهایی یابم و در طبیعت پاک و زیبای موطن خود فارغ از همه مشکلات تهران آرامش روح وروان باز یابم و تجدید قوا کنم. آنچه باعث آزارم شددرختان خشک شده و پلاسیده ی بود که براثر خشکسالی و کم آبی به این درد گرفتارشده بودند، در هر مزرعه و باغی که قدم می گذاشتم جز رنجش خاطر چیزی نصیبم نمی شد وهمین &amp;nbsp;دیگ احساس درونم را به غلیان وا می داشت و به واکنش در مقابل طبیعت وادار می کرد تا آن را سرزنش و به بی رحمی متهم کنم که چرا اینگونه حاصل دسترنج کشاورزان و زارعان دست از همه جا کوتاه را به کام خشکسالی ریخته است .در دریای احساس غوطه می خوردم و نفرین می کردم ، آنچه بد وبیراه می دانستم نصیب طبیعت کردم و در این طریق کوتاهی نکردم &amp;nbsp;، در درونم آن را محاکمه ومحکوم می کردم . موج این دریا ی سهمگین ویرانگرمرا به هر سویی که می خواست می کشاند و برده ای شده بودم &amp;nbsp;در دستان این ویرانگر روح و روان &amp;nbsp;و مرا به ناکجا آباد می برد، راه را بر جریان عقل و منطق بسته بود. چند صباحی وقت لازم بود تا به خودآمده &amp;nbsp;و اندیشه کنم . اکنون این عقل و منطق بود که حکم می راند و قضاوت های احساسی مرا یکی به یکی به آتش می کشید . منطق را که بکار گرفتم به مقایسه اکنون و دوران خردسالی و نوجوانی خود پرداختم. رشته افکار را به دست عقل سپردم وبر آن سوار شدم.&lt;br /&gt;
مقایسه ای کردم بین تعداد درختان دهج در دوران نوجوانی ام وشنیده هایم از پیران سرد و گرم چشیده روزگار با انچه اکنون شاهدش هستیم. یادم می آید تعداد درختان گردویی که در دهج بود به زحمت به اندازه تعداد انگشتان دستان و پاها می رسید،در زاردوئیه که بزرگترین مزرعه دهج هست هم به همین گونه بود. انواع درختان میوه نظیر زردآلو، آلوچه ، هلو وغیره هم به همین قرار بود ، تا جایی که کسانی که این میوه ها را داشتند به دیگرانی که نداشتند سوغات می دادند. مزارع به کشت گندم ، جو، سیب زمینی و غیره اختصاص داده می شد. تابستان که می شد خرمن های طلایی گندم در گوشه و کنار دهج و مزارع اطراف زیردرخشش نور خورشید جلوه و زیبایی خاصی به محیط می داد و شاهد ناظر را در عصرهای خنک تابستانی به وجد می آورد. شهریور که می شد خرمن های جو کارشان جلوه دادن به طبیعت و نوازش کردن چشم بود. در پائیزمزرعه های سیب زمینی بود که جنب و جوشی در میان مالکان ایجاد می کرد و البته در بین ما بچه ها و نوجوانان که بعد از برداشت محصول با کولیدن خاک مزرعه دانه های سیب زمینی به جا مانده را پیدا می کردیم و بعد کوره ی ا ز کلوخ درست می کردیم سپس آتشی در آن می افروختیم همین که کلوخ ها سفید می شد سیب ها را در آن می انداختیم و کوره را بر روی آن ها خراب می کردیم تا سیب پخته شود، بعد از دقایقی سیب های پخته شده و گاهی سوخته را نوش جان می کردیم به این می گفتیم کر( با کسره ک)، فکر نمی کنم نوجوانان امروزی دهج &amp;nbsp;چنین چیزی را متوجه شوندو بفهمند که من چه می گویم. مزرعه های نخود را فراموش نمی کنم که غربیه و آشنا را به خود جذب می کرد و البته آن نخودهای سبزریخته شده در آتش که خله خرمن( با کسره خ خله) نامیده می شد. مزیت خودکفایی و تولید از ویژگی های آن زمان بود.این ویژگی در زراعت قدیم دهج به آن ها تطابق با خشکسالی و کم آبی را آموخته بود.&lt;br /&gt;
به یاد می آورم در سال های نه چندان دور که کم آبی گریبان کشاورزان را گرفته بود بحث مشاوره ای &amp;nbsp;میان مرحوم پدر بزرگم و دیگر شرکای ملکی اش ،در مزرعه ترکان بر سرانتخاب اینکه آیا باغات را آبیاری کنند یا محصول گندم را، در گرفته بود هر کدام از مالکان نظری داشت ، مرحوم پدر بزرگم گفته بود در زمستان فرزندان و نوه هایم نان می خواهند نه زردآلو و گردو و من مزرعه گندم خود را آبیاری می کنم . این همان حس آینده نگری و خودکفایی بود که در پیران گذشته بود . آه از این حس نوستالژیک که اگر بخواهم ادامه دهم ورق ها می شود نوشت.&lt;br /&gt;
از زمانی که درختان گردومیوه های دیگر رقیبی شدند برای گندم و محصولات دیگرو ریشه به جای ریشه گندم و جو گذاشتند زمانه ی دیگر آغاز شد. نهال های گردو بود که در زمین های زراعی جا خوش می کرد والبته آب هم فراوان بود و زارعان روزگاران و خشکسالی های گذشته را فراموش کرده بودند. فراموش کرده و یا آموزش ندیده بودند ( قطعا همین گونه است) که گردو و درختان میوه آب فراوان نیاز دارند یا آن که سال های پر آبی باعث غفلت آن ها شده بود. رقیب بود که پیروز میدان شد زیرا زحمتی که برای گندم و محصولات زراعی لازم بود برای این رقیبان تازه &amp;nbsp;لازم نبود ،نهال را کاشتند و فقط آبیاری کردند و بعد تعداد دانه های گردو را به جای پیمانه های &amp;nbsp;گندم شمارش کردند.&lt;br /&gt;
اکنون عقل به یاری ام آمد و دریافتم که منطق خشکسالی و کم آبی خشکاندن و سوزاندن است ، در ذات آب و هوای مرکزی ایران نهفته است و از آن تفکیک شدنی نیست و به صورت دوره ای با شدت وضعف &amp;nbsp;در تاریخ کشاورزی این منطقه رخ داده است ، به عبارتی از آن گریزی نیست، حادثه ای که جزو رفتار طبیعی شرایط آب و هوایی هر منطقه &amp;nbsp;است . حوادث طبیعی فاقد قوه عقل و احساس هستند لذا نمی توان آن ها را به بی رحمی و دیو صفت بودن متهم کرد ، بلکه ریشه این بلای خشکسالی و اثرات آن را تا حدودی باید در رفتار خود ما انسان ها جستجو کرد نه در بطن حادثه ، زیرا اگر زارعان و باغداران روشی منطقی در انتخاب نوع محصول و کشت آن بکار می بردند خسارت ها بسیار کمتر بود از آنچه امروز شاهد هستیم . زمان زیادی لازم است تا محصولی مثل گردو بتواند جایگزین شود و البته بازهم خشکسالی دیگری از راه می رسد و هر آنچه کاشته شده از بین می برد.&lt;br /&gt;
برای خلاصی از این دور ویرانگر لازم است در انتخاب محصولات زراعی و باغی تجدید نظر اساسی شود ، محصولاتی انتخاب و کشت شوند که در گام اول با شرایط زیست محیطی سازگار باشند ،دوم &amp;nbsp;اینکه در افزایش در آمد مردم نقش موثری داشته باشند وسوم این که در صورت وقوع خطرات و حوادث طبیعی خسارت زیادی متحمل نشوند.مطالعه و ارزیابی محصولات مختلف و معرفی به زارعان بر عهده &amp;nbsp;ادارات و نهادهای مسئول است که به نظر دچار قحطی فکر شده اند.&lt;br /&gt;
در مطالعه ای که داشته ام و مقاله ای در همین زمینه در بابک زمین منتشر شده به نظرمی رسد دو محصول گل محمدی و زعفران شرایط ذکر شده در بالا را دارند.&lt;br /&gt;
زعفران گياهي است نيمه گرمسيري و در نقاطي که داراي زمستانهاي ملايم و تابستان گرم و خشک باشد بخوبي مي رويد. دوران رشد آن پائیز ، زمستان و بهار است که در این ایام به هوای مناسب نیاز دارد.معممولا آبیاری در زمان رشد محصول لازم است ، زمانی که کشت و برداشت محصولات دیگر ا نجام نمی شود.&lt;br /&gt;
گل محمدی ( رز)گیاهی که نسبت به شرایط خشکی سازگار است و در زمان رشد هر 15 الی 20روز و وبعد از برداشت هر 30 روز یکبارنیاز به آبیاری دارد.&lt;br /&gt;
زمان و شرایط آبیاری این دومحصول به گونه ای است که &amp;nbsp;می توان در زمانی که این دو محصول نیاز به آب ندارند محصولات دیگری که زمان &amp;nbsp;رشدشان در تابستان &amp;nbsp;را کشت کرد.&lt;br /&gt;
اگر مطالعات تخصصی انجام بگیرد ومشخص شود که شرایط به عمل آوری این دو گیاه در دهج مناسب است باعث تحول در اقتصاد کشاورزی نه تنها دهج که سایر روستاهاو مزارع شهربابک خواهد شد. اگرچه این مطالعه بر عهده نهادها و سازمانهایی است &amp;nbsp;که در این رابطه مسئول هستند &amp;nbsp;،ولی خود مردم دهج باید گام بردارند و از تجارب و مطالعات مناطقی که این گونه های گیاهی درآن ها کشت و برداشت می شود استفاده کنند و به سازمان های دولتی و بوروکراسی کرخت و مفلوج آن ها دل نبندند. لاله زار کرمان، که بی اغراق اسانس گل بی نظیری را تولید می کند، می تواند سرمشق مردم دهج و سایر شهرها و روستاهای شهربابک باشد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
</description><link>http://moalem.blogspot.com/2013/12/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-5063002034866208405</guid><pubDate>Fri, 29 Nov 2013 16:39:00 +0000</pubDate><atom:updated>2013-11-29T20:09:44.889+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>تمام من</title><description>&lt;p&gt;تمام من    &lt;br /&gt;جوانی،     &lt;br /&gt;سال های خروش،خشم،عصیان،     &lt;br /&gt;سال های بعد ،     &lt;br /&gt;نالش و نالیدن،     &lt;br /&gt;سال های بعد،     &lt;br /&gt;سکوت محض،تسلیم ،پذیرش،     &lt;br /&gt;سالی بعد،     &lt;br /&gt;مرگ،     &lt;br /&gt;شاید آغازی دیگر.&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2013/11/blog-post_29.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-2680210726229310838</guid><pubDate>Thu, 28 Nov 2013 15:02:00 +0000</pubDate><atom:updated>2013-11-28T18:38:42.770+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>هیس!</title><description>&lt;div dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: right;&quot; trbidi=&quot;on&quot;&gt;
حاکم است هیولای تاریکی بر اطاقم،     &lt;br /&gt;اطاق خوابم،     &lt;br /&gt;سیاهی آمیخته است باغم،     &lt;br /&gt;سایه اش سنگینی می کند بر بالینم،     &lt;br /&gt;بالینم،     &lt;br /&gt;همسفر رویاهایم ،     &lt;br /&gt;مونس بی همتایم،     &lt;br /&gt;ناظر شب های خوش و ناخوشم،     &lt;br /&gt;پذیرای شوری اشک هایم،     &lt;br /&gt;ضجه ها می زند در گریان بودنم،     &lt;br /&gt;قهقهه ها می زند هنگام شادان بودنم،     &lt;br /&gt;***     &lt;br /&gt;موج سکوت حاکم است بر رختخواب،     &lt;br /&gt;تنش را با تنم آلوده کرده است،     &lt;br /&gt;وبوی ناخوشش دم کرده در اطاقم،     &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ***     &lt;br /&gt;صدایی می شنوم در این سکوت بی پایان شب وحشت آور،     &lt;br /&gt;صدای پایی آرام،     &lt;br /&gt;صدای تیک تاک قلبی از جاکنده شده،     &lt;br /&gt;نزدیک شدن جریان گرمی بر گونه ها،     &lt;br /&gt;سنگینی جسمی بر قلب،     &lt;br /&gt;ریزش درازای مو بر پیشانی ،     &lt;br /&gt;پیچش عطر یاس در دهلیز بینی،     &lt;br /&gt;گرمای لذت بخشی بر لب،     &lt;br /&gt;ترس راه برنفس بندد،     &lt;br /&gt;گویی تهی می شود قالب تن،     &lt;br /&gt;سخت می شوم همانند سنگ ،     &lt;br /&gt;چشمانی در نگاهم فرود می آید،     &lt;br /&gt;ندایی خفیف&amp;nbsp; ز درونم پر می کشد،     &lt;br /&gt;آه، تویی ، سال هاست     &lt;br /&gt;که،     &lt;br /&gt;منتظرم.     &lt;br /&gt;انگشت اشاره بر بینی لنگر می اندازد،     &lt;br /&gt;هیس!&lt;/div&gt;
</description><link>http://moalem.blogspot.com/2013/11/blog-post_28.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-1791014723449792570</guid><pubDate>Wed, 27 Nov 2013 14:53:00 +0000</pubDate><atom:updated>2013-11-27T18:23:48.401+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>شاید</title><description>&lt;p&gt;پس آن کوه بلند،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;زیر آن ابر تیره رنگ،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;شاید،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;رنگ آسمان آبی باشد،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;آبادی باشد خفته بر تن خاک،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;آدم هاش از جنس بلور،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;سایه ای نباشد ز پی ،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;شاد و خرم بی نیاز،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;غوطه ور در دریای عشق،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;آب شان از چشمه ی حیات کوهسار،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;خانه ها یک شکل ، یک رنگ، &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;کوچه ها سرشار از بوی رز،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;گاوها سر به چرا به چمنزار،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;گوسفندها در بیشه زار ،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نیست گرگی یا که روباهی دغل ،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;شب نه شب که روز، &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;همه در آرام و قرار، &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;سفره ها رنگا رنگ، &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;دل ها یکرنگ،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;همه خوش بخت،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;آری،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;شاید.&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2013/11/blog-post_27.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-380182224226947119</guid><pubDate>Tue, 26 Nov 2013 05:58:00 +0000</pubDate><atom:updated>2013-11-26T09:29:32.358+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>اوج</title><description>&lt;p&gt;&amp;#160;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;موهایت افشان&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;لب هایت لرزان&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;چشمانت خمار&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;سینه ات عریان&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;،&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;من سراسر اشتیاق&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ناگاه یک تن می شویم&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2013/11/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-8609071356380540831</guid><pubDate>Sun, 21 Jul 2013 13:28:00 +0000</pubDate><atom:updated>2013-07-21T18:27:31.592+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>معلمی شغل است؟</title><description>&lt;p&gt;مهدی بهلولی را به واسطه نوشته هایش در باره آموزش و پرورش و مسائل آن می شناسم و البته پیگیر نوشت هایش . ظاهرا و بنا به شواهد ایشان از اعضای کانون صنفی معلمان ( ممئن نیستم)هست که اتفاقا دست به قلم خوبی دارند ،اخیرا روزنامه آرمان مطلبی از ایشان منتشر کرد که حاوی نکاتی قابل توجه و نقد بود. همان مطالب را در صفحه فیس بوک خود نیز گذاشتند. لب کلام ایشان این است که نظام رتبه نبدی برای معلمان صلاح نیست اجرا شود ، این طرح هیچ انگیزه ای رادرمعلمان&amp;#160; ایجا نمی کند ، این طرح باعث مدرک گرایی در آموزش و پرورش می شود ، معلمی علاقه است و چیزهای دیگر. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;در اینجا می خواهم با اجازه ایشان نقدی بر این سخنان بنویسم باشد که ایشان نرنجند:&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;1- یادم می آید کانون صنفی معلمان در یکی از بیانیه های خود در سال&amp;#160; های قبل یکی از خواسته های صنفی خود را برقراری نظام همترازی معلمان با همترازهای خود ر دانشگاهها اعلام کرده بود: اولین سوال این است که جناب آقای بهلولی امروز با دیروز چه فرقی کرده است که آن سال ها و دیروز شما همراه با دوستان خود در کانون صنفی معلمان خواهان اجرای همترازی بودید اما امروز که چنین لایحه ای توسط دولت ( به انگیزه ای دولت کاری ندارم)تهیه شده و ظاهرا قرار است به مجلس ارائه شود ( اگر شده من اطلاعی ندارم) یکی از اعضای کانون طبل مخالفت می زند؟ ظاهرا خیلی از دوستان از آنجایی در صورت تصویب این طرح برای دولت بعدی هزینه بر است با تصویب چنین طرحی بنا به خواسته و عوامل سیاسی مخالف اند. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;باید همین جا بنویسم من مانند خیلی از این دوستان علاقمند به اصلاحات و دولت بعدی هستم و از طرح هایی که دولت فعلی در اواخر عمرش می خواهد به اجرا&amp;#160; گذاردیا به اجرا گذاشته همانقدر نگرانم که دوستان ، اما این دلیلی نمی شود تا کسی که عضو یک نهاد صنفی است رفتار دوگانه داشته باشد( و البته خودم) چرا که اعضای آن صنف و سایر علاقمندان به آن همه رفتارها و کنش ها و واکنش ها رامی بینند و سپس قضاوت می کنند مگر می شود گروهی در یک برهه از زمان یک خواست را مد نظر قرار دهد وبرمبنای آن اعلامیه و بیانیه&amp;#160; دهد و در برهه از زمان دیگر بنا به دلایل سیاسی آن خواست را نادیده بگیرد. این گونه رفتارها است که باعث می شود تا اعضا و علاقمندان و حامیان صنف نسبت به آن گرو ها و اهدافشان دچار تردید بشوند ، لذا اصناف نتوانند جایگاه ، نفوذ و تاثیر گذاری خود را در جامعه و دولت حفظ کنند و از موضع قدرت با نهادهای سیاسی ، اجرایی ، قانونی به تعامل بپردازند و اهداف صنفی خود را پیش ببرند. نگاهی به کارنامه انجمن اسلامی معلمان این واقعیت تلخ را به خوبی نشان می دهد. میزان تاثیر کانون صنفی معلمان در ابتدای تشکیل و اکنون را مقایسه کنید تا عمق درد را دریابید. همین رفتارهای متناقص هست که یک گروه را به محاق می برد و نهایتا باعث اضمحلال یا حداکثر دچار روزمرگی می کند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;2- ما عادت کرده ایم شعارهای دیگران را دنبال کنیم و خود نیز گرفتار همان شعارها بشویم&amp;#160; . یکی از شعارهای که در جوامع دانشگاهی ، اموزشی ، فرهنگی و سیاسی مطرح است مذمت مدرک گرایی است ، آری مدرک گرایی بد است اما اگر کسی به دنبال ارتقای سطح علمی خود باشد&amp;#160; و درس خواند لابد به آن مدرکی می دهند ، زمانی مدرک گرایی بد است که طرف با حیله های مختلف بدنبال اخذ مدرک باشد بدون این که مطالعه ای عمیق انجام دهد. در نظام آموزشی عالی و آموزش و پرورش هر دو گروه وجود دارند ولی آیا این مجوزی می شود که تحصیل و ارتقای سطح علمی توسط معلمین را مذموم بدانیم ؟ باید ریشه این نابسامانی را یافت سپس آن را از بین برد نه کسی را که به دنبال تحصیل است&amp;#160; . مشکل آنجاست که وقتی کسی دنبال علم می رود و وارد نظام آموزش عالی کشور می شود می داند که مدرک را گرفته به عبارتی مهم این است که از قیف کنکور رد شود ، نظام آموزشی در سطح عالی باید اصلاح شود که اگر کسی وارد آن شد( به خصوص که الان در خیلی دانشگاهها می توان بدون کنکور وارد شد) نتواند به راحتی مدرک کسب کند مگر اینکه سواد و اطلاعات لازم آن علم و تخصص را در حد استانداردهای لازم وعلمی روز راداشته باشد ، در این صورت ماهی سفید بکار نمی آید؟ کسی هم به راحتی دنبال تحصیل و به درد سر انداختن خود برای مدرک نمی رود چرا که می داند باید راه سختی را طی کند تا علم لازم در یک تخصص را کسب کند. آن وقت کسی که مدرک بالاتر دارد مطمئنا دانش بیشتری دارد و انگیزه ،اثر گذاری و کارایی آموزشی اش هم بیشتر است.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;3- این اندیشه که فرقی بین لیسانس و فوق لیسانس در آموزش و پرورش از نظر آموزش وجود ندارد گزاره ای است که براحتی نمی توان آن را تصدیق کرد.چه کسی می تواند چنین مدعایی را ثابت کند.&amp;#160; وقتی که میزان سواد دو شخص با دو مدرک ذکر شده مقایسه شود آن وقت می توان پی برد که این گزاره چندان صادق نیست ( البته کسی که بر اساس استاندارد علمی دنیا تحصیل کرده باشد). لذا بر اساس همین گزاره نتیجه می گیردکه نظام رتبه بندی منجر به تفاوت گذاری بین معلمان می شود که انگیزه خیلی ها را از بین می برد فلسفه ای که می گوید دیگران پیشرفت نکنند و همه در یک سطح باقی بمانند تا انگیزه ها از بین نرود .آیا این همان فلسفه ای نیست که ظلم بالسویه راعدل می داند؟ در این صورت معلمان چنین نظامی نباید در س بخوانند نباید سطح علمی خود&amp;#160; را ارتقاء دهند که انگیزه دیگران از بین نرود . حال اگر کسی خواست پیشرفت کند چه ؟ باید آموزش و پرورش را رها کند؟ آیا واقعا کسب مدارج عالی و تلاش برای کسب امتیازات بیشتر منجر به مرگ انگیزه ها می شود یا که خود باعث ایجاد انگیزه و تلاش بیشتر می شود؟ نگاهی به کارنامه بعضی از اساتید برجسته ایران این نکته را ثابت می کند که برترین استید این مرزو وبوم از همین معلمی شروع کرده اند. با این دیدگاه هرکس به آموزش و پرورش وارد شد باید در همان سطح علمی خود درجا بزند و بدنبال کسب مدارج عالی نرود، آیا به این نمی گویند ظلم؟ &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;4- یکی از مشکلاتی که گریبانگیر معلمین است کمی حقوق ومزایای مادی&amp;#160; است . از مزایای مدارک بالا حقوق بیشتر نسبت به مدارک پائین تر است . چرا معلمان نباید به دنبال راهی مشروع ، مفید باشند تا اندکی حقوق خود را افزایش دهند؟ کجای این کار&amp;#160; ایراد دارد؟ از یک طرف مخالف طرح رتبه بندی معلمان هستیم چون ممکن است به دولت بعدی فشار مالی بیاورد و از طرف دیگر مخالف اخذ مدرک بالاتر توسط هرکسی که خود را لایق و شایسته می داند؟ کجای این کار منطقی و عادلانه است؟ ادعای عجیب دیگری که مطرح می شود این است که افزایش حقوق ایجاد انگیزه نمی کند، کیست که نداند یکی از راه های ایجاد انگیزه&amp;#160; امکانات مادی و افزایش حقوق است ؟ وقتی معلمی بداند از حقوق مکفی برخوردار است یا امکانات مادی مناسبی برخوردار است که می تواند با آن حداقل های مورد نیاز برای تامین زندگی شرافتمندانه را داشته باشد دغدغه ی کمتری دارد و با آسایش خاطر بهتر وبیشتری خود را برای کلاس رفتن آماده و مهیا می کند و در هنگام تدریس ناگهان به فکر تامین اجاره خانه اش نمی افتد. آیا چنین معلمی می تواند فاقد انگیزه باشد؟ یا این ادعا که افزایش حقوق ایجادانگیزه نمی کند یا خود را فریب می دهیم&amp;#160; و یا قصد تخطئه دیگران&amp;#160; برای رسیدن به مقاصد دیگر.همانطور که گفته شد یکی از راه های ایجاد انگیزه افزایش حقوق است، البته حقوقی متناسب با دیگر دستگاههای دولتی. نباید افزایش سالیانه حقوق را که ناشی از افزایش نرخ تورم است معادل افزایش حقوق متناسب با دیگر دستگاههای دولتی همتراز در نظر گرفت ، زیرا این افزایش سالیانه ناشی از نرخ تورم شامل همه دستگاهها می شود و وضعیت نا عادلانه بین آموزش و پرورش را با دیگران از بین نمی برد و تغییری در وضعیت معیشتی معلمان ایجاد نمی کند.در واقع افزایش حقوق نیست بلکه هماهنگی حقوق با میزان تورم سالیانه است.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;5- معلمی شغل است و بس. شعاری که در این سال ها از دهان خیلی از مدیران میانی و عالی نظام آموزشی و حتی نظام سیاسی شنیده شده و می شود و شنیده خواهد شد&amp;quot; معلمی شغل نیست عشق است ،علاقه است&amp;quot;. آقای بهلولی و نظردهندگان صفحه فیس بوک او هم در چنبره شعار زدگی افتاده اند و این شعار را تکرار کرده اند. فراموش نباید کرد که معلمی شغلی است مانند همه مشاغل دیگر که نیاز به ویژگی ها خاص خود دارد. امروزه یک فرد برای بدست آوردن شغل معلمی علاوه بر داشتن مدرک لازم&amp;#160; وشرایط علمی مناسب آن باید یک سری آموزش ها&amp;#160; و مهارت های لازم را قبل از ورود به کلاس درس کسب کند و البته در کنار این عوامل علاقه و عشق&amp;#160; یکی از شرایط لازم برای کسب این شغل مثل مشاغل دیگر است. پژشک یا کارگری که بدون عشق و علاقه شغل خود را انتخاب کنند یاس و دلزدگی و ناامیدی و شکست سرنوشت اورا رقم می زند. برای معلمی هم همین است.اگر بپذیریم معلمی شغل است لذا باید امتیازانی را که یک شغل برای صاحب آن به ارمغان می آورد شغل معلمی هم برای فردی که در این جایگاه قرار می گیرد باید به همراه داشته باشد امتیازتی نظیر حقوق ، منزلت ، احترام و غیره. با داشتن صرف عشق و علاقه نمی توان در یک شغل موفق بود و نمی توان امتیازات خاص آن ر ابدست آورد. عشق تنها برای فرزند معلم نان و کیف و کفش نمی شود و برای بیمار او دارو.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;کسانی این شعارها را بکار می برند که تا کنون در مناصب مدیریتی خود نتوانسته اند به خواست های معلمان پاسخ دهند و شکست خورده اند و می خواهند با این حربه ضعف های نظام آموزشی و دولت را در تامین خواست های معلمین بپوشانند و با این شعارها معلمان را دچار غرور کاذب کنند تا خود را فراموش کنند و یا کسانی هستند بنا به مصالح سیاسی خود این گونه خود را به فراموشی می زنند.&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2013/07/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-6670740683544495148</guid><pubDate>Fri, 14 Dec 2012 14:49:00 +0000</pubDate><atom:updated>2012-12-14T18:25:01.758+03:30</atom:updated><title>ابیاتی از رضی الدین آرتیمانی</title><description>&lt;p&gt;ابیات زیر از ساقی نامه رضی الدین آرتیمانی شاعر و عارف دوره صفوی است که به مذاقم خوش آمد و انتخاب مردم و اینجا گذاشتم ، شاید کس دیگری هم به آن ذوق کرد.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;.............&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نماز ار نه از روی مستی کنی&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به مسجد درون بت&amp;#8204;پرستی کنی&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به مسجد رو و قتل و غارت ببین&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به میخانه آی و فراغت ببین&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به میخانه آی و حضوری بکن&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;سیه کاسه&amp;#8204;ای کسب نوری بکن&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;چو من گر ازین می تو بی من شوی&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;بگلخن درون رشک گلشن شوی&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;چه میخواهد از مسجد و خانقاه&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;هر آنکو به میخانه برده است راه&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نه سودای کفر و نه پروای دین&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نه ذوقی به آن و نه شوقی به این&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;برونها سفید و درونها سیاه&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;فغان از چنین زندگی آه، آه&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;همه سر برون کرده از جیب هم&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;هنرمند گردیده در عیب هم&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;خروشیم بر هم چو شیر و پلنگ&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;همه آشتیهای بدتر ز جنگ&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;فرو رفته اشک و فرا رفته آه&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;که باشند بر دعوی ما گواه&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;بفرمای گور و بیاور کفن&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;که افتاده&amp;#8204;ام از دل مرد و زن&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;........&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2012/12/blog-post_14.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-5279288838762433423</guid><pubDate>Tue, 11 Dec 2012 13:06:00 +0000</pubDate><atom:updated>2012-12-11T16:36:07.387+03:30</atom:updated><title>کیست مقصر حادثه دبستان شین؟</title><description>&lt;p&gt;باز حادثه یی تاثر برانگیز اتفاق افتاد و آتش دانش آموزان یک کلاس مدرسه ابتدایی دخترانه شین در چنگال شعله های خود گرفتار کرد و برای همیشه داغ آتش را بر گونه های زیبای کودکان معصوم و دل های والدین آنها بر جای گذاشت تا هر زمان نگاهی به خود در آینه یا آب می افکنند نفرینی از سر خشم وعصبانیت نصیب مقصران ناشناخته آن بنمایند شاید اندکی آرامش پیدا کنند. تاکنون بنا بر اخبار دونفر از این غنچه های زیبا سر بر بالین سرد لحد گذاشتند و از درد و رنجی که با همکلاسی های زنده اشان تا پایان عمر همراه خواهد بود ، خلاص شدند اما داغ مرگ جانفزای خود را بر دل پدران ومادران خود ،که برای آنها امیدها داشتند ، گذاشتند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;در این میان مقصر کیست؟ سوالی است که مکرر پرسیده می شود و هرکس بنا بر تفسیر و برداشت های خود پاسخی می دهد و اما عده ای از مسئولین برای فرار از مسئولیت طبق روال سیستم اداری ایران معلم رامقصر دانستند ، یعنی همان کسی که در سیستم اداری ایران ضعیف ترین ، بی پناه ترین است و همیشه محکوم ، والبته سپر بلای مسئولین نالایق در هر رده از مقام اداری. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;مثل هر حادثه ی دیگری که در گذشته اتفاق افتاده است این هم بعد از مدتی به فراموشی سپرده می شود ، و آنچه باقی می ماند صورتها و دستهای&amp;#160; سوخته و گوشت آلود و بد فرم بی پناهانی باقی می ماند که تا گور همراه و مایه آزارشان است. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اما آنچه در بین شمار مقصران نامبرده نیست و کمتر کسی به آن اشاره می کند یکی نقش مجلسیان و سیاسی کاری آنها در همه مجالس&amp;#160; دوران اخیر ایران است و دیگری نقش کمرنگ آموزش ضمن خدمت مهارتهای کنترل ومقابله با خطرات .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اولی بر می گردد به اصلی از اصول قانون اساسی مبنی بر آموزش رایگان برای همه ، که دستاویزی می شود بر ای دراز کردن رقیب در قدرت برای مجلسی ها . اینان از یک طرف موقع تصویب بودجه آموزش و پرورش برای درگیر کردن وزیران این وزارتخانه عریض و طویل مفلوج و دراز نمودن آن خست به خرج می دهند ، چنان که اکنون بسیاری از مدارس در تامین هزینه های جاری سالیانه خود نظیر آب و برق و کاغذ&amp;#160; با مشکل روبرو هستند، اینان فکر می کنند همه بودجه به جیب کوچک معلمان خواهد رفت ، که باعث رضایت آن ها از وزیر و دولت می شود و سر مجلسی ها و گروه های حامی آنها از رای عظیم معلمان بی کلاه می ماند و از طرف دیگر اگر مدیران مدارس برای تامین&amp;#160; هزینه های جاری خود دست خود را با شرمندگی پیش اولیا دراز کند، صدای&amp;#160; مجلسی ها به هوا می رود که ای داد ای بیدادآموزش و پرورش قانون اساسی را زیر پا گذاشته است و قانون را هیچ گرفته است ، وزیر را&amp;#160; به مجلس می کشند تا حساب کشند . اینان از یک طرف این وزارتخانه فشل را از نظر بودجه در مضیقه می گذارند ، البته که در این بین دولت هم بی نقش نیست ، از طرف دیگر مانع دریافت کمک از والدین برای تامین امکانات مالی و پولی مورد نیاز مدارس می شوند . صدا و سیما هم روی این اصل در هنگام ثبت نام مدارس چنان&amp;#160; تاکید&amp;#160; و مانور می دهد که هرکس نداند فکر می کند قانون اساسی تنها یک اصل دارد و بس و یا تنهاهمین اصل است که زیر پا گذاشته می شود. با این وجود چگونه انتظار تهیه تجهیزات گرمایشی و سرمایشی لازم برای مدارس می رود در حالی در تامین هزینه معمولی درمانده و نگران هستند؟ نتیجه آن می شود که مدارس و مدیران آنها تنها می مانند ، هم از طرف دولت رها شده اند و هم از طرف&amp;#160; والدین .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;کیست که نداند اینان که چنین گرفتار نادانی مدیران و مسئولین نابلد شده اند در فقر هستند اما شاید اگر دست مدیر مدرسه باز بود بخاری بهتری می خرید یا کلاسی بهتر را تجهیز می کرد؟ &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;دومی آموزش معلمان و دبیران است که در&amp;#160; زمینه کنترل و مقابله با چنین حوادثی بسیار کمرنگ یا هیچ است. هر سال عناوین آموزشی زیادی برای معلمها در مرکز ضمن خدمت طراحی و انتخاب می شود که جای این نوع آموزش ها خالی است . آموزش هایی که داده می شوند معمولا ارتباط کمی با مسائل مورد نیاز معلمان دارد ولذا معلمان فقط برای کسب امتیاز آن در برنامه های ضمن خدمت شرکت می کنند ؟ کمتر معلمی بلد است که یک کپسول آتش نشانی را مورد استفاده قرار دهد . چون معلمان برای مقابله با حوادثی از این قبیل آموزش ندیده اند در پاره ای مواقع خود هم قربانی می شوند چون که نمی توانند تصمیم درست و به موقعی را اتخاذ کنند لذا سردر گم می شوند و دچار فشارهای محیطی و روحی ، کسی هم که سردرگم و دچار استرس است نمی تواند خوب تصمیم بگیرد . بسیاری از حوادثی که در گذشته و اکنون اتفاق افتاده است می توانست با یک تصمیم ساده و در عین حال درست تلفاتی چنین سنگین نداشته باشد. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ناگفته پیداست که عوامل زیادی وجود دارد که می تواند مقصر فلمداد شود و من هم سعی در انکار آنها ندارم .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;وزیر فقط خوب بلد است در رسانه ها تبلیغ کند و دم از هوشمند شدن مدارس و برنامه های خود بزند بی آنکه به چنین مسائلی بپردازد ، هوشمند شدن مدارس یکی از همین تبلیغات دهان پرکن اما فاقد جنبه عملی که با با تجهیز یک کلاس در یک مدرسه در حقیقت هوشمند شدنی در کار نیست ، در حالی که مدارس زیادی در جبران هزینه های معمولی خود در گل مانده اند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ناگفته نماند من برای وزیر در مورد برخی مسائل ساختمانی نامه نوشته و فرستاده ام ، اما هراندزه من شمای خوانند احتمالی را دیده ام جواب نامه ام را دریافت کرده ام .&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2012/12/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-4358658448609220856</guid><pubDate>Mon, 19 Nov 2012 14:21:00 +0000</pubDate><atom:updated>2012-11-19T18:04:44.570+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>شجونی باز هم همه را خائن خواند!</title><description>&lt;p&gt;شیخ &lt;a href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%B4%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C&quot;&gt;حعفر شجونی&lt;/a&gt; را آشنایان به جریانهای سیاسی ایران دست کم از اول ریاست جمهوری احمدی نژاد بدلیل مواضع تند و بی منطقش می شناسند ، گر چه در افواه عمومی کسی او را نمی شناسد و شناخته شده نیست . وی در دوره ریاست جمهوری احمدی نزاد به شدت از مواضع او دفاع کرده و می کند ، این در حالی است که رئیس جمهور در حال خواندن غزل خداحافظی است و اصول گرایان به شدت او و مواضعش را به چالش می کشانندوکمتر اصولگرایی حاضر به دفاع از او است . در اخرین مواضعش در مصاحبه با اعتماد( &lt;a href=&quot;http://fararu.com/fa/news/132598/%D8%B4%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF&quot;&gt;اینجا بخوانید&lt;/a&gt;) هاشمی رفسنجانی و خاتمی را خائن نامیده است . اگر چه هیچ دلیل منطقی را برای ادعای خود ارائه نمی دهد. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;او از همدرسان هاشمی رفسنجانی بوده است . ریشه یابی حمله های گاه و بیگاه و بی پرده و خارج از استدلال و منطق او خیلی پیچیده نیست . وی نه به دلایل سیاسی و نه به دلایل اعتقادی هاشمی را نقد می کند بلکه ریشه این حمله هابه ماجرای تقسیم زمین های مرحوم &lt;a href=&quot;http://bidarshahr.blogfa.com/post/577/%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D9%8A%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%8A%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&quot;&gt;سید ابوالفضل تولیت&lt;/a&gt; قبل از انقلاب بر می گردد، ظاهرا اموال تقسیم شده&amp;#160; توسط هاشمی رفسنجانی به عنوان منبع مالی برای مبارزه علیه رژیم شاه بوده مورد استفاده قرار گرفته است. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;جعفر شجونی خود در مصاحبه اش به تقسیم اموال اشاره می کند و ناخواسته علت تنفر از هاشمی را بیان می کند. از تحلیل سخنان این آقا می توان فهمید که ایشان انتظار داشتند املاک را تصاحب کنند به این معنا که اگر این املاک به شیخ رسیده بود اکنون آن تنفر وجود نداشت . پر واضح است که چگونه روحانیونی نظیر ایشان می تواند الگوی جوانان قرار گیرد&amp;#160; ؟ بدتر اینکه عضو شورای مرکزی حزب پولدار موتلفه هست ،گویا اعضای این حزب هریک به طریقی وابستگی خاصی به پول و ثروت دارند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;این دنیا و دنیا پرستی است که ریشه انتقادهای بدون پشتوانه نقد منصفانه وی از هاشمی است حال اگر همه نقدهای ایشان را بر همین قیاس مورد بررسی قرار دهیم نتیج می گیریم که سخنان ایشان نه از روی دلسوزی برای نظام است و نه برای ایران بلکه اغراض و کینه های شخصی ایشان است که باعث می شود تا بزرگانی مثل هاشمی ، خاتمی و دیگران را مورد حمله های تیز قرار می دهد. خدا کند حزب ایشان مثل ایشان نباشد. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نکته دیگر در این مصاحبه لحن صحبت و تیکه هایی است که در پاسخ به خبرنگار بکار می گیرد که نه تنها در شان یک روحانی نیست بلکه در اخلاق اسلامی ،که ایشان منادی آن هستند و در کتب اسلامی و سفارش های بزرگان دین آمده است ، هم مذمت شده است . لحنی که حاکی از عدم رعایت ادب است و از یک روحانی انتظار می رود گرچه در این سال ها روحانیون سیاسی کاری ادبیاتی مشابه ایشان را بکار برده اند ، چیزی که باعث روحانیون آن احترام سابق را نداشته باشند بلکه گاهی مواقع روحانیون غیر سیاسی هم با بی حرمتی روبرو شوند. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;رعایت ادب بر هر مسلمانی واجب است در حالی از یک روحانی انتظار بیشتری می رود اما عملا در این مصاحبه چیزی از آن نمی بینیم . &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;به این لینک ها توجه کنید&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://bidarshahr.blogfa.com/post/577/%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D9%8A%D8%AF-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%AA%D9%88%D9%84%D9%8A%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&quot;&gt;تولیت&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://saghebefadak.blogfa.com/post-930.aspx&quot;&gt;جناب شجونی عصابنیت چرا؟&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2012/11/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-8932277475890649293</guid><pubDate>Sun, 13 Nov 2011 05:59:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-11-13T09:50:45.536+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">دهج</category><title>مدیریت بحران آب دردهج</title><description>&lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;این روزها وقتی رهگذری از سرازیری جاده ی دهج در گدار کوجو به سمت این شهر می&amp;#8204;نگرد آنچه در وهله اول چشم او را می نوازدو حیرتش را بر می&amp;#8204;انگیزد وجود منبع&amp;#8204;های فلزی فراوانی است که تقرببا درپشت بام هرمنزل مسکونی در زیر تلالونور خورشید می&amp;#8204;درخشد، حیرتی که در ذهن سیال و جستجوگرش این سوال راایجاد می&amp;#8204;کند که دلیل نصب این همه منبع برفراز بام&amp;#8204;های منازل دهج چیست؟ مگردراین شهر آب لوله کشی وجودندارد؟ &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;با همین سوال است که وارد دهج می&amp;#8204;شود و پرسشگری را آغازمی کند تا دلیل را بیابد؟ پاسخش ناامید کننده است، پاسخی که در پس آن وحشت از خشکسالی و اثرات مخربش موج می&amp;#8204;زند، پاسخی ازترس ونفرین بر دیو خشکسالی. می&amp;#8204;شنود که خشکسالی باعث شده تا مسئولین اداره آب برای تامین آب شهر با مشکل روبروشده ولذا سیاست جیره بندی را اعمال کنند، بدین قرار که در هروز فقط 30 الی 60 دقیقه آنهم در ساعات اولیه روز شبکه آب وصل است وبقیه روز قطع، به عبارتی مردم شهر در 24 ساعت شبانه وروز فقط 30 تا 60 دقیقه آب شهری دارند، لذا برای تامین آب مورد نیاز بقیه روزبه نصب منبع&amp;#8204;های ذخیره&amp;#8204;ی آب روی آورده&amp;#8204;اند. منابعی که ظرفیت آن&amp;#8204;ها از حداقل 500 لیتر تا 2000 لیتر بسته به موقعیت اقتصادی هرخانواده متفاوت هست. &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;گویا هدف از این سیاست صرفه جویی وکنترل مصرف آب هست، اما اینکه آیا این گونه تصمیم هامی تواند نقشی درکنترل مصرف داشته باشد جای تردید است؟ &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;دراین مقوله سعی براین است که از دوبعد به مسئله بحران خشکسالی و آب دردهج پرداخته شود یکی بررسی روند مصرف وسیاست جیره بندی اتخاذشده توسط مدیران آب و دیگری سیاست حفر چاه&amp;#8204;های جدید وکمکی برای تامین آب دهج. &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;اگر چه آب یکی از منابع تجدید شونده است ولی امروزه به عنوان کالایی اقتصادی _ اجتماعی محسوب می&amp;#8204;شود که با توجه به رشد جمعیت و افزایش فعالیت&amp;#8204;های انسانی، که نیاز به آب دارد، روند مصرف سرانه آن در جهان درحال کاهش است. کشور ایران هم با توجه به موقعیت طبیعی خود ومیزان متوسط بارندگی سالیانه 260 میلی متریکی از کشورهای خشک محسوب می&amp;#8204;شود، این عامل همراه با افزایش جمعیت و فعالیت&amp;#8204;های صنعتی باعث شده مثل همه کشورهای دنیا با کاهش روند مصرف سرانه آب ریروباشد به گونه ای که سرانه منابع آب تجدید شونده سالانه که در سال 1335، 7000 مترمکعب بوده، در سال 1375 به 2000 مترمکعب کاهش یافته و پیش بینی می&amp;#8204;شود که تا سال 1400 به حدود 800 مترمکعب کاهش یابد که پایین&amp;#8204;تر از مرز کم آبی (1000 مترمکعب) است. &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;مصرف غلط یکی از علل هدر رفتن آب می&amp;#8204;شود. برطبق برنامه سوم توسعه، الگوی مصرف آب هر خانوار 5/22 مترمکعب در ماه تعیین شده که در نتیجه هر نفر به طور متوسط در شبانه روز می&amp;#8204;تواند 150 لیتر آب مصرف نماید (به جدول شماره 1 بنگرید) این درحالی است که مصرف سرانه به طور متوسط 250 تا 300 لیتر در شبانه روز می&amp;#8204;دهد. &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;جدول 1- الگوی توصیه شده مصارف سرانه خانگی برحسب لیتر در روز (تا سال 1390). &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;   &lt;table style=&quot;border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-collapse: collapse; margin-left: 37.85pt; border-top: medium none; border-right: medium none; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-yfti-tbllook: 480; mso-padding-alt: 0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-table-dir: bidi; mso-border-insideh: .5pt solid windowtext; mso-border-insidev: .5pt solid windowtext&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormalTable&quot; border=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;0&quot;&gt;&lt;tbody&gt;       &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 0; mso-yfti-firstrow: yes&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: windowtext 1pt solid; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;نوع مصرف &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: windowtext 1pt solid; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;حداقل (لیتر) &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: windowtext 1pt solid; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;حداکثر (لیتر) &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 1&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;آشامیدن &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;3 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;5 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 2&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;پخت و پز &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;5 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;10 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.95pt; mso-yfti-irow: 3&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;حمام &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;25 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;50 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 4&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;لباسشویی &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;10 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;20 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 5&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;ظرفشویی &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;5 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;15 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.95pt; mso-yfti-irow: 6&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;دستشویی و توالت &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;20 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;30 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 7&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;شتشوی خانه &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;3 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;10 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 8&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;کولر و تهویه مطبوع &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;2 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;5 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.5pt; mso-yfti-irow: 9&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;متفرقه &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;2 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.5pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;5 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;height: 15.95pt; mso-yfti-irow: 10; mso-yfti-lastrow: yes&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 105.05pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;140&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;جمع &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 4cm; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;151&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;75 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 88.65pt; padding-right: 5.4pt; height: 15.95pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; valign=&quot;top&quot; width=&quot;118&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;150 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;     &lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt; &lt;/div&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&amp;#160;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;اگر بعد خانوار در دهج را 5 نفر درنظر بگیریم طبق جدول باید حداقل مصرف 375 لیتر و حداکثر 750 لیتر درشبانه روز باشداما اگر برمبنای روش غلط مصرف در نظر بگیریم 1250 تا 1500 لیتر می&amp;#8204;باشد. &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;منبع&amp;#8204;هایی که برای ذخیره آب در منازل دهج استفاده می&amp;#8204;شود از حداقل 500 لیتر تا 2000 لیتر درنوسان اند. معمولاخانواده های کوچک (دونفره) منبع&amp;#8204;های با ظرفیت کمتر وبرعکس خانواده&amp;#8204;های بزرگ منبع&amp;#8204;هایی با ظرفیت بیشتردارند. هرخانواده اول صبح که آب در لوله&amp;#8204;ها جریان دارد منبع آب را پر وتا روز بعد از آن استفاده می&amp;#8204;کند. آب موجودی در مخازن بنا به دلایل متعددی از جمله ماندن، بوگرفتن ناشی از اکسید آهن ودرنتیجه بد مزه شدن، عدم کنترل شیرهای آب واحساس اطمینان مبنی بر وجود آب ودرمضیقه نبودن، استفاده&amp;#8204;های غیر آشامیدنی دریک روز مصرف می&amp;#8204;شود وکمتراتفاق می&amp;#8204;افتد که آب ذخیره شده برای روز بعدباقی مانده و مصرف شود،حتی ممکن است بی جهت خالی شود. اگر آب ذخیره و مصرف شده یک خانوار دهجی را بامصرف استاندارد جدول 1 مقایسه کنیم تقریبا دوبرابر مصرف استاندارد مصرف می&amp;#8204;کند واگربا مصرف غیر استاندارد وغلط رایج مقایسه کنیم باز مقدار آبی که در یک خانواردهجی مصرف می&amp;#8204;شود بیشتر از آن هست، حتی اگر بیشترنباشد حداقل کمتر نیست. (به جدول 2 بنگرید). &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;جدول 2- مصرف آب خانوار دهجی با خانواری 5 نفره درکشوربراساس آمارهای استانداردوغیر استاندارد &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div dir=&quot;rtl&quot; align=&quot;right&quot;&gt;   &lt;table style=&quot;border-bottom: medium none; border-left: medium none; border-collapse: collapse; border-top: medium none; border-right: medium none; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-yfti-tbllook: 1184; mso-padding-alt: 0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-table-dir: bidi; mso-border-insideh: .5pt solid windowtext; mso-border-insidev: .5pt solid windowtext&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormalTable&quot; border=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;0&quot;&gt;&lt;tbody&gt;       &lt;tr style=&quot;mso-yfti-irow: 0; mso-yfti-firstrow: yes&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 154pt; padding-right: 5.4pt; border-top: windowtext 1pt solid; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt&quot; width=&quot;205&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-align: center&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: &amp;#39;Times New Roman&amp;#39;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;مصرف خانواردهجی براساس یک تانکر 2000 لیتری &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 154.05pt; padding-right: 5.4pt; border-top: windowtext 1pt solid; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt&quot; width=&quot;205&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-align: center&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: &amp;#39;Times New Roman&amp;#39;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;مصرف استانداردبراساس جدول 1 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 154.05pt; padding-right: 5.4pt; border-top: windowtext 1pt solid; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt&quot; width=&quot;205&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-align: center&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: &amp;#39;Times New Roman&amp;#39;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;مصرف غیراستانداردجاری درکشور &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;        &lt;tr style=&quot;mso-yfti-irow: 1; mso-yfti-lastrow: yes&quot;&gt;         &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 154pt; padding-right: 5.4pt; border-top: medium none; border-right: windowtext 1pt solid; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; width=&quot;205&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-align: center&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: &amp;#39;Times New Roman&amp;#39;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;2000 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 154.05pt; padding-right: 5.4pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; width=&quot;205&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-align: center&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: &amp;#39;Times New Roman&amp;#39;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;750&lt;span style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;#160; &lt;/span&gt;- 375 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;          &lt;td style=&quot;border-bottom: windowtext 1pt solid; border-left: windowtext 1pt solid; padding-bottom: 0cm; padding-left: 5.4pt; width: 154.05pt; padding-right: 5.4pt; border-top: medium none; border-right: medium none; padding-top: 0cm; mso-border-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-right-alt: solid windowtext .5pt; mso-border-top-alt: solid windowtext .5pt&quot; width=&quot;205&quot;&gt;           &lt;p style=&quot;text-align: center&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot; align=&quot;center&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt; mso-fareast-font-family: &amp;#39;Times New Roman&amp;#39;&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;1500 -- 1250 &lt;/span&gt;              &lt;p&gt;&lt;/p&gt;           &lt;/p&gt;            &lt;p&gt;&lt;/p&gt;         &lt;/td&gt;       &lt;/tr&gt;     &lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt; &lt;/div&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&amp;#160;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;اکنون این سوال مطرح می&amp;#8204;شود آیا روش بکار گرفته شده در دهج راه حلی مناسب برای کنترل مصرف ومقابله با کم آبی هست یا نه؟ آمار وارقام بیانگر این واقعیت است که چنین روشی نمی&amp;#8204;تواند نقش موثری دراستفاده بهینه از آب موثر باشد. پاسخ اکثر مردم عادی که دردهج زندگی می&amp;#8204;کنند نیز موید همین نکته است آن&amp;#8204;ها اقرارمی کنند مصرفشان فرقی نکرده بل درگاهی موارد بیشتر هم شده است. (ناگفته نماند یکی از راه&amp;#8204;های مقایسه استفاده از قبض&amp;#8204;های آب صادر شده برای مشتریان درقبل وبعداز اجرای این سیاست است وچون چنین چیزی دراختیار ندارم نمی&amp;#8204;توانم یر این مبناقیاسی داشته باشم). &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;نکته دیگری که به نظر می رسدهزینه های گزافی را براداره آب و فاضلاب تحمیل کرده حفر چاه&amp;#8204;های کمکی وجدیدبدون کارشناسی لازم برای تامین آب دهج است. &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;از آنجا که چاه اصلی تامین آب دهج به دلیل خشکسالی&amp;#8204;های پی در پی با کم آبی شدید مواجه شده وجوابگوی آب موردنیازشهر نیست اقدام به حفر چاه&amp;#8204;های جدید وجایگزین نمودن آن&amp;#8204;ها با چاه اصلی یکی از سیاست&amp;#8204;های مدیران آب بوده است، لذا برای این کار درچند نقطه&amp;#8204;ی دهج چاه&amp;#8204;های را حفر نموده که هزینه&amp;#8204;های زیادی را به همراه داشته است اما بنا به دلایلی که بر کسی آشکار نشده بعد از حفرچاه غیر قابل استفاده وبا بازدهی کم اعلام شده ولذاپر شده&amp;#8204;اند، این عمل شایعات زیادی را در بین مردم رواج داده که ناشی از شفاف نبودن سیاست&amp;#8204;های بکار رفته شده می&amp;#8204;باشد، درنتیجه سوالات وسوء تفاهم هایی را در اذهان مردم به وجود آورده، نظیر اینکه اگر آب در منطقه مورد نظر نبوده چرا کارشناسان آنجا را برای حفر چاه جدید انتخاب وبعد از اتمام حفرواعلام عدم بازدهی مناسب پرومجددا درهمان منطقه در فاصله&amp;#8204;ی دورتر اقدام به حفر چاه و بازهم پرکردن آن نموده&amp;#8204;اند؟ &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; font-family: &amp;#39;Tahoma&amp;#39;,&amp;#39;sans-serif&amp;#39;; font-size: 12pt&quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;علاوه بر حفراین چاه هاکه در شمال دهج بوده و هزینه&amp;#8204;های زیادی صرف آن&amp;#8204;ها شد ه وظاهرا به دلیل عدم آبدهی مناسب پرشده&amp;#8204;اند، در سه نقطه&amp;#8204;ی کوجوئیه، لب گرد، زاردوئیه نیز اقدام به حفر چاه شده که نتیجه&amp;#8204;ی چندان رضایت بخشی را دربرنداشته است. در کوجوئیه بعد از حفر و استفاده، ظاهرا به دلیل عدم رعایت فاصله عرفی وقانونی با قنات این مزرعه ودرنتیجه ترس از متروکه شدن قنات مذکور اعتراض مالکان این مزرعه را برانگیخت ودرنتیجه چاه را پرنمودند. همین عامل در زاردوئیه اعتراض مالکان قنات رکن آباد را، که درپائین چاه مذکورقراردارد، درپی داشت واین یکی هم همان سرنوشت را درپی داشت، ظاهرا تنها چاه لب گرد مورد استفاده قرارگرفته ا ست. اکنون این سوال مطرح می&amp;#8204;شود که مسئول هزینه&amp;#8204;های گزافی که دراین راستا شده کدام ارگان هست؟ چه کسی پاسخگو هست؟ هدف از حفر این چاههادر کنار قنات هاای که از گذشته&amp;#8204;های دور منبع تامین آب مردم ایران بوده&amp;#8204;اند چه بوده است؟ &lt;/span&gt;    &lt;p&gt;&lt;/p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p style=&quot;text-justify: kashida; text-align: justify; text-kashida: 0%&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;این مقاله در هفته نامه بابک زمین چاپ شده است.&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/11/blog-post_13.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-8989928716310428234</guid><pubDate>Wed, 14 Sep 2011 16:28:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-11-13T09:49:10.715+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>هدف از افشای اختلاس از بانک صادرات</title><description>&lt;p&gt;اختلاس از بانک صادرات موضوعی است که در این روزها در هرجایی مورد بحث قرار می گیرد، اختلاسی که مورد تائید مقامهای مسئول قرار گرفته و در عین در تاریخ اقتصاد ایران و شاید حتی در دنیا بی سابقه وبی نظیر باشد، والبته هرکس از ظن خود دلیلی برای آن مطرح می کند .فارغ ازاینکه اختلاس یکی از ویژگی های دولتهای غیر دموکراتیک هست که رسانه های آزاد و مسقل در ان منکوب شده تا این نگهبانان دموکراسی نتوانند چراغ در زوایای پنهان وغیرشفاف مسائل سیاسی واقتصادی بتاباند و پرده از حقایق پنهان بردارد ، بارها دیده ایم که اگر روزنامه ای اندک جراتی به خود داده تا زوایای پنهان اقتصاد وسیاست این گونه دولت ها را بر ملا کند به انحاءمختلف از گردونه انتشار خارج، محدود وبسته می شوند ،لذا همه چیز در این دولت و نظام ها غیرشفاف هست ، از طرف دیگر چون نظارتی از طرف سازمانهای ناظر انجام نمی گیرد یا اگر بگیرد ضعیف ونارسا هست ومحرمانه تلقی می شودویا رابطه با اشخاص مسئول هرکس خود را مبری از نظارت عمومی می داند پس اختلاس هم براحتی انجام می گیرد . کاری به این ندارم که علل چنین اختلاس هایی در نظام اقتصادی چه هست و چه نیست ، ولی هر از چندگاهی دراین مملکت پرونده های این چنینی راست یا غلط مطرح می شود اما سرانجام و پایانی بر آن نیست ، از آنجایی که اکثریت مردم ایران دروضعیت بد اقتصادی هستند دنبال چنین مسائلی هستند تا بدبختی خود را گردن یکی بیندازند و از آن انتقام بگیرندلذا کاری به درست یاغلط بودن چنین کاری ندارند.بنابراین بهترین سوژه برای سیاستمداران استفاده از موقعیت هایی چنییی هستند تا با استفاده از این روش ها رقیب خود را از میدان خارج کنند چنان که محمود احمدی نژاد از این حربه در دوانتخابات گذشته استفاده کرد. &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;انتخابات آتی مجلس در راه هست و گروه های مختلف داخل نظام در پی دست یافتن به کرسی ها مجلس هستند، از آنجایی بر اساس شواهد اصلاح طلبان در حال حاضر قصد شرکت در این انتخابات را ندارند نتیجه این که احتمالا در انتخابات آتی دو گروه اصلی یعنی اصولگرایان داخل دولت که به جریان انحرافی معروف شده اند و اصولگرایان سنتی با رهبری و هدایت جامعتین با هم رقابت می کنند . اصولگرایان مخالف دولت تا کنون به انحاء مختلف گروه اصولگرای دولتی را مورد حمله قرار داده و سعی درجذب هواداران دولت را دارند .پرونده اختلاس از بانک صادرات یکی از راههای تخریب و از میدان بدرکردن گروه اصولگرای درون دولت توسط اصولگرایان هست که در این مقطع رومی شود ، قطعا اگر اصلاح طلبان قصد شرکت در انتخابات را داشتند از ترس پیروزی اصلاح طلبان هرگز چنین پرونده ای را رو نمی کردند. &lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;البته باید منتظر افشاء گری های دیگری از دوطرف بود چنانکه امروزاحمدی نژاد تهدید کرد که سکوت نخواهد کرد .&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;امروز اما نوبت احمدی نزاد و یارانش هست تابا همان حربه که خود علیه رقبا بکار بردند ازمیدان خارج شوند والبته که رقبای او از درون اصولگراها به خوبی از این موقعیت دارند استفاده می کنند و توانسته اند تردیددهای جدی در بین رای دهندگان به احمدی نژاد ایجاد بکنند.&lt;/p&gt;</description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/09/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-5775520346091723747</guid><pubDate>Sat, 27 Aug 2011 14:05:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-08-27T18:39:19.338+04:30</atom:updated><title>انقلاب لیبی وخشونت</title><description>&lt;p&gt;این روزها که مردم لیبی می روند تا بر سرنوشت خود حاکم شوند وحکومتی برخاسته از مردم را جایگزین دیکتاتوری روان پریش همچون قذافی بکنند (والبته که هنوز بقایای به جا مانده از این رژیم در گوشه وکنار مقاومت می کنند )بحثی در بین وبلاگ نویس ها و کاربران شبکه های اجتماعی در گرفته است که این انقلاب منجر به نابودی اقتصاد و زیربنای این کشور شده است وبهتر بود با روش های مسالمت جویانه واز طریق مصالحه واصلاحات زمینه حضور خود در حیات سیاسی ر ا پی می گرفتند و این گونه خرابی وویرانی برای کشورشان بوجود نیاورند واز طرف دیگر به کمک خارجی دل نمی بستند؟ &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اگر چه این حرف قابل قبول است که انقلاب ها همانند نام خود منجر به دگرگونی های زیادی در ابعاد اقتصادی و سیاسی واجتماعی خواهد شود وطبعا ویرانی های در بخش های مختلف جامعه به خصوص در بخش اقتصادی به وجود می آورند که بعداز پیروزی وقت زیادی می طلبد تا ویرانی ها آباد گردد و خود شاید در دنیای امروزکه سرعت تحولات بسیار سریع است باعث عقب ماندگی شود ،اما این سوال مطرح می شود در رژیم هایی از این نوع آیا امیدی به اصلاح نظام می رود یا نه؟ سوابق سرهنگ قذافی بیانگر همین است که هیچ امیدی به اصلاح حکومتش نبود چنانکه از همان اول همه مخالفین خود را وابسته به کشورهای دیگر نامید که تنها کشن آنها جایز است؟ تا آنجا که معلوم است پیشنهادهای زیادی برای مذاکره ومصالحه برای آینده لیبی و نظام آن از طرف گروهها و کشورهای مختلف مطرح شد که در ابتدا این قذافی بود که همه را رد می کرد. حا ل چنین رژیمی که&amp;#160; از کشتار مردم خود هیچ ابایی نداشت آیا اصلاح پذیر بود؟ چگونه مخالفین می توانستند امید داشته باشند به اصلاحات؟ اگر می خواستند با روش های مسالمت آمیز با قذافی برخورد کنند آیا مطمئن بودند که می توانند به اصلاح جکومت بپردازند؟ درواقع خشونت رژیم بود که منجر به روی آوری مخالفین به انقلاب و خشونت شد؟ درهرحال در بعضی از مواقع بکار گیری چنین روش های لازم است مثل همین کشور لیبی. در این گونه مواقع باید گفت تا جایی ویران نشود جای دیگری آباد نخواهد شد که نظام لیبی مصداقی از این گفته است اکنون مردم این کشور می توانند با تفاهم ووحدت لیبی دیگری بر ویرانه های کنونی ورژیم ساقط شده بسازند. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اما کمک خارجی هم لازم بود در کمتر جایی ازدنیای امروز مردم یک کشور بدون کمک های خارجی می توانند نظام های سیاسی دیکتاتور را نابود کنند. هرچند در یک کشور مردم علیه نظام سیاسی خود باشند اما تا کمک کشورهاو گروههای دیگر را نداشته باشند به پیروزی نخواهند رسید. کمک لزوما به معنای کمک نظامی وحمله نظامی به آن کشور نیست کمک ها معنوی وتبلیغی گاهی وقتها موثر تر از کمک های نظامی است . والبته این به معنای این نیست که نظامهای که توسط مردم ایجاد می شوندکاملا تحت سیطره وتسلط کشورها کمک کننده هستند .بنابراین از این جهت خرده گرفتن به مردم لیبی نمی تواند پذیرفته شود اگر کمک های اروپایی ها وناتونبود کدام یک از مخالفان می توانستند دربرابر حمله های نظامی قذافی به مردم خود زنده بمانند تا حکومت را بدست بگیرند. بنابراین باید دید آنیده لیبی به کدام سوخواهد رفت ؟باید نگران وحدت این کشور و گروههای تمامیت خواه بودنه آنچه گذشته است؟&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/08/blog-post_27.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-3641677516917307978</guid><pubDate>Sat, 20 Aug 2011 07:23:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-08-20T11:56:05.747+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>آیا80 درصد دختران دبیرستانی دوست پسر دارند؟</title><description>&lt;p&gt;اخیرا شخصی به نام آقای گلزاری استاد دانشگاه علامه طباطبایی&amp;#160; &lt;a href=&quot;http://www.jahannews.com/vdcbagb8grhbf0p.uiur.html&quot;&gt;آماری&lt;/a&gt; ارئه داده اند از وضعیت دختران دانش آموزایرانی و اعلام کرده اند که 80 درصد دختران دبیرستانی ایران دوست پسر دارند والبته به دنبال آن به نتیجه گیری پرداخته اند . در این مورد باید چند نکته قابل ذکر است .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;یکم دریانکه بعضی دختران دوست پسر دارند یا پسران دوست دختر دارند کسی را شکی نیست .اما اینکه 80 درصد دختران دچار این وضعیت هستند به نظر آماری مبالغه آمیز است که ظاهرا برای تحریک خانواده جهت فراهم کردن زودتر ازوداج فرزندان دخترشان گفته شده باشد .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;دوم 80 درصد رقم بالایی می شود یعنی تقریبا همه دختران ایران و آن 20 درصد باقی مانده هم ظاهرا فرزندان دختر مسئولین و روحانیون هستند که احتمالا از این پدیده بدور هستند چرا که این قشر مسئول و روحانی تقریبا همین مقدار جمعیت می شودوالبته مبری از خطا وبچه هاشون درست تربیت می شوند. با این حساب همه دختران ایران دوست پسر دارند البته به غیر از دختران خود ایشان ( اگر داشته باشند ) . پس پدیده ای که عام است یعنی اینکه جامعه آن را پذیرفته ولی این آقا خبر ندارد . البته گفته اند که پدر ومادرها اطلاع ندارند که بعید است با این حجم آمار چیزی پنهان باقی بماند. این آمار مرا یاد خاطره ای انداخت چند سال پیش یک همکار که مثل همین اقا خیلی مدعی بود ادعا کرد بیش از هفتاد درصد از زنان ایران جنده هستند همکار رندی در جمع گفت با این حساب در جمع ما زنانشان 70 در صد جنده هستند و البته شما هم نمی توانید از این قاعده مستثنی باشید . گویا معنی 80 را نمی دانیم که چنین سخن می رانیم .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;سوم در مقاله ای بعدا در جواب وزیر آموزش و پرورش از آما ر و ارقام پژوهشکده ها گفتندراستش تقریبا هرسال تحصیلی محققی برگ ها و فرم هایی را برای تحقیق به همکاران فرهنگی می فرستند تا اطلاعات خواسته شده را پر کنند و محقق بتواند نتیجه بگیرد . همکاران هم به جز یکی یا دونفر خودکاری برداشته بدون خواندن سوال در عرض سه یا چهار دقیقه 50 سوال یا 100 سوال را پاسخ می دهد یا گاهی هم می دهدبه همکار دیگرش پر کند . خود حدیث مفصل بخوان از نتیجه این تحقیق . جالب این که پاسخ دهندگان بالغ ، عاقل و آگاه به تحقیق هستند . حال اگر برای دختر بچه های دبیرستانی یا راهنمایی سوالاتی از این قبیل داده شود بیشتر آنها برای خودنمایی&amp;#160; سوالات را غیر منطقی پاسخ می دهند . خلاصه بگویم من نه به این تحقیقات اعتماد دارم نه به محققین و نه به نتیجه آنها.من به آنچه در اطرافم می گذرد و می بینم و دختران ایران زمین بیش از این محققین اعتبار قائلم .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;چهارم یکی از موسسات آموزش و پرورش که کارهای تحقیقی و پژوهشی انجام می دهد پژوهشکده آموزش و پرورش هست . آنچه این پژوهشکده آنجام داده کمتر مورد قبول معلمان آموزش و پرورش بوده وعملا بسیاری از کارهای پژوهشی بی خود و بی جهت است . کسی از نتیجه پژوهش های آن اطلاعی ندارد . خوب با این حساب مراکزی که این آقا نام برده اند همه از این دست هستند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;پنجم درایران محقق وارسته و خالی از حب وبغض کمتر دیده می شود. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ششم به راستی اگر این رقم درست باشد با توجه به ادعای آقای گلزاری که دانش آموزان آموزش های لازم ارتباط با جنس مخالف را ندیده اند باید سالانه تعداد زیادی بچه ی نامشروع متولد شود آنهم دربین دختران زیر 18 سال . درحالی که چنین آماری ارائه نشده است . حتی باید در هرمحل همسایه ها وفامیل بفهمند که فلان دختر حامله است . نمی شود که همه چیز را پنهان کرد آنهم اگر رقم 80 درصد را بپذیریم . پس نتیجه می گیریم که یا دختران آموزش خوب دیده اند لذا نمی گذارند کار به جای باریک بکشد یا آمار آقای دکتر غلط است که درهردوصورت نقص غرض آقای دکتر است&amp;#160; . نکته دیگر در همین مورد حرمت پرده بکارت دختر است که در شب عروسی برای جامعه ایرانی سالم بودن آن شرط بقای ازدواج است . شاید ادعا شود با چند صدهزارتومان می شود آن ار درمان کرد ،اما نکته این است مگر همه می توانند آن را پنهان کنند آنهم درخانواده های سنتی ایران والبته باید مراجعه دختران جوان به مراکزی که درمانگر این درد(که چنین مراکزی درظاهروجودندارد وعمدتا مخفی هستند) هستند زیاد باشد&amp;#160; . اگر چنین آماری صحت داشته باشد در این صورت بسیاری از ازدواج ها همان شب اول به طلاق منجر می شد چه بسا طلب هزینه های زیادی از طرف داماد.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;با این حساب بنده نه به این آمار نه به محققانی از این دست اعتماد دارم .اعتماد من جامعه مورد ادعای ایشان است .&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/08/80.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-5691140036742471968</guid><pubDate>Sun, 10 Jul 2011 14:02:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-07-10T18:32:32.880+04:30</atom:updated><title>ماجرای خرید عکس هوایی از نقشه برداری</title><description>&lt;p&gt;امرروزبرای تهیه یک قطعه عکس هوایی از منطقه ی مورد مطالعه ام مربوط به سال 1345 به سازمان نقشه برداری رفتم . بعد از ورود وصحبت با کارمند مربوط به فروش عکس هوایی به من گفته شد باید نامه از ادراه خود داشته باشی وچون ندارم بنابراین به من عکس داده نمی شود .تعجب کردم ، آخه عکسی که مربوط به سال 45 13هست به چه کار می آید تا جنبه امنیتی داشته باشه . آنهم در زمانه ای که هرکاربر کامپیوتر به تصاویر ماهواره ای به روز دنیا درگوگل ارث سروکار دارد وبه راحتی می تواند عکس یا تصویر موردنظر خودرا درهرمقیاسی تهیه وچاپ کندوبه اطلاعات هرمنطقه ای امنیتی ومخفی دست بیابد . کشورهایی هم که با ایران خصومت دارند خود سازنده ودارنده تکنولوژی ماهواره ای پیشرفته ناظمی وجاسوسی هستند ونیازی به عکس های 50 سال پیش ندارند .جالب اینکه درسایت این سازمان اشاره ای به داشتن نامه اداری جهت دریافت عکس وتصویر نشده است . خلاصه نتوانستم عکس تهیه کنیم یعنی به من ندادند لابد دمغ برگشتیم &lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/07/blog-post_10.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-7147405125704886893</guid><pubDate>Sat, 09 Jul 2011 13:02:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-07-09T17:32:39.457+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>بازهم شعار</title><description>&lt;p&gt;اخیرا آقای احمدی نژاد صحبت از طرحی جدید درزمینه مسکن نموده اند که جالب ودرعین حال بیشتر به شعار می ماند تا عمل . ایشان گفته اند که برای هر خانوار ایرانی 1000 متر زمین واگذار بشود تا مردم در این هزار متر خانه های با وسعت 100 متر بسازند وبقیه اش هم را باغ کنند. امروز هم اعلام کرده اند که ساخت هر خانه در این طرح 60 میلیون تومان هزینه دارد . اولین ایراد این است که زمین های اطراف شهرها تا کیلومترها صاحب دارد و یادر شهرها کوچک مزروعی اند پس می ماند بیابانها ، حال مسائل زیست محیطی وغیره هم را باید به آن افزود که تخریب شدید محیط زیست را به همراه دارد . دومین ایراد آب است که&amp;#160; ایران با کمی آب مواجهه است حال آب این شهرها چگون تامین می شود بماند برای زمان اجرا سوم هزینه های ساخت راه ، برق رسانی وآب رسانی است که سرسام آور می شود چیزی که همین الان با آن مواجه ایم وبسیاری از شهرها با کمی آب روبروهستند اینکه گفته اند همین مقدارآب فعلی جوابگو است وقرار نیست جمعیت زیاد شود دچار اشکال است چرا که جمعیت فعلی متمرکز است و همین سیستم آبرسانی فعلی تقریبا جوابگو است . درحال حاضر بسیاری از شهرک های جدید وقدیم اطراف تهران هنوز به سیستم آبرسانی تهران متصل نشده اند و با کمبود آب سالم و بهداشتی مواجه اند . خود این بیانگر این است که این طرح نه اجرایی هست و نه اجرا خواهد شد.ضمن اینکه ایشان در ماههای قبل صحبت از افزایش جمعیت می کرد که این طرح وسحن ایشان در باره عدم افزایش جمعیت باهم همخوانی ندارد. چهارمین نکته هزینه های ساخت مسکن را 60 میلیون تومان ذکر کرده اند.بسیاری از خانواد هایی که مسکن ندارند عمدتا دراقشار متوسط وفقیر جامعه هستند که توانیی تامین چنین پولی را ندارند . به واقع اگر این مبلغ پول را داشتند که بی خانه نبودند .هنوز با این پول در بسیاری از شهرهای کوچک می توان صاحب خانه ای کوچک شد . مگر اینکه دولت برای آن اعتبار درنظر بگیرد ، که در این صورت همین اعتبار را به خانواده بی خانه&amp;#160; بدهید شابدبتوانند صاحبخانه شوند درنتیجه نه به محیط زیست ضربه ای واردخواهدشدو نه هزینه های گزاف آبرسانی وجاده سازی و اتومبیل سازی و آلودگی محیط زیست برجامعه تحمیل خواهدشد.به هرحال شایداین هم یک بحث انحرافی دیگر باشد برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی ها دولت ومشکلات آن وبعدکه چنین طرحی اجرا نشد گفته خواهدشددولت می خواست کار کند ولی دیگران مانع شدند .&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/07/blog-post_09.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-6254025587339547193</guid><pubDate>Fri, 08 Jul 2011 06:39:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-07-08T11:23:13.990+04:30</atom:updated><title>چه کسی باور می کند؟</title><description>&lt;p&gt;هرچند سعی می کنم چیزی ننویسم ونگویم اما نمی شود . درهفته گذشته آقای احمدی نژاد طی نامه ای به وزارت علوم خواسته است تا تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها و بازنشسته کردن اساتید در این وزارت را متوقف کند . در این نامه از عبارت شنیده شده است برای این دوموضوع استفاده کرده است مبنی براین که شنیده شده طرح تفکیک حنسیتی و بازنشسته کردن اساتید دراین وزارت اجرا می شود ،&amp;#160; به عبارتی ایشان از اصل موضوع هیچ اطلاعی ندشتند ووزارت علوم بدون اطلاع ایشان این کارها را اجرا می کند .این درحالی است که این دومسئله از سال های قبل زمانی که تصمیم به اجرای آن گرفته شد به شدت رسانه ای شده اند بنابراین هرکسی که کمترین فعالیت سیاسی ، علمی داشته از این موضوع با خبر بوده و در حد خود واکنش به خرج داده است سوال این است چگونه کسی که در راس قوه اجرایی این مملکت قراردارد از این دوموضوع حساس خبری ندارد؟ بر فرض اینکه ایشان اینقدر مشغول کار هستند که فرصت مطالعه روزنامه ها را ندارند حتما دفتری دارد که وی را درجریان اخبار واطلاعات می گذارد ؟ مگر می شود از اخبار روزبی خبر باشند دراین صورت پس هرچه تا حالا گفته و موضع گیری کرده اند در هرمسئله ای بدون اطلاع بوده است .این همه مشاور ی که دارند چکار می کنند چگونه از عهده رساندن اخبار به رئیس خود بر نمی آیند؟مگر این تصمیات در شورای عالی انقلاب فرهنگی که وی ریاست آن را برعهده دارد اخذ نشده است؟&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;گرچه نفس کار ایشان درتوقف این دوطرح ارزشمند است اما باید در این دستور بدنبال اهداف دیگری گشت که در حال حاضر پنهان مانده است . گویا انتخابات نزدیک است و یاران آقای احمدی نژاد بدنبال رای هستند تا رقیب درونی خود را از صحنه بدر کنند شاید بشود از این منظر به این دستور نگاه کرد یاشاید هم تضعیف روحانیونی که از دستورتفیکیک جنسیتی واجرای آن در دانشگاهها استقبال کرده اند .یاران احمدی نژاد وخودوی به خوبی به این نکته پی برده اندکه هرجای میدان رقابت پای یک روحانی درکار باشد عده ای به صرف داشتن لباس روحانی موضع اشا ن برخلاف آن هست ،پس بهتر است خودرا از این مهلکه کنار کشند وعوارض ناشی از اجرای این طرح ها را بر دوش دیگران اندازند واز این راه برای خود کلاهی بدوزند چه کسی&amp;#160; بهتراز این قشر می تواندبه تیم احمدی نژاد کمک کند .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;این سوال هنوز در ذهن است که چه کسی می تواندتغییر در احمدی نژادرا باورکند؟&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/07/blog-post_08.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-1348019669758841151</guid><pubDate>Thu, 21 Apr 2011 13:58:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-04-21T18:28:44.652+04:30</atom:updated><title>گفتـــــــــگو بــــــا خـــــــداINTERVIEW WITH GOD</title><description>&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;I dreamed I had an interview with god    &lt;br /&gt;خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم     &lt;br /&gt;God asked     &lt;br /&gt;خدا گفت     &lt;br /&gt;So you would like to interview me     &lt;br /&gt;پس می خواهی با من گفتگو کنی؟     &lt;br /&gt;I said ,If you have the time     &lt;br /&gt;گفتم اگر وقت داشته باشید     &lt;br /&gt;God smiled     &lt;br /&gt;خدا لبخند زد !     &lt;br /&gt;My time is eternity     &lt;br /&gt;وقت من ابدی است     &lt;br /&gt;What questions do you have in mind for me     &lt;br /&gt;چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی ؟     &lt;br /&gt;What surprises you most about human kind     &lt;br /&gt;چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟     &lt;br /&gt;God answered     &lt;br /&gt;خدا پاسخ داد :     &lt;br /&gt;That they get bored with child hood     &lt;br /&gt;این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند     &lt;br /&gt;They rush to grow up and then     &lt;br /&gt;عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد     &lt;br /&gt;long to be children again     &lt;br /&gt;حسرت دوران کودکی را می خورند     &lt;br /&gt;That they lose their health to make money     &lt;br /&gt;اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می کنند     &lt;br /&gt;and then     &lt;br /&gt;و بعد     &lt;br /&gt;lose their money to restore their health     &lt;br /&gt;پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند     &lt;br /&gt;That by thinking anxiously about the future     &lt;br /&gt;اینکه با نگرانی نسبت به آینده     &lt;br /&gt;They forget the present     &lt;br /&gt;زمان حال را فراموش می کنند     &lt;br /&gt;such that they live in nether the present     &lt;br /&gt;آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند     &lt;br /&gt;And not the future     &lt;br /&gt;نه در آینده     &lt;br /&gt;That they live as if they will never die     &lt;br /&gt;این که چنان زندگی می کنند که گویی ، نخواهند مرد     &lt;br /&gt;and die as if they had never lived     &lt;br /&gt;و آنچنان می میرند که گویی هرگز نبوده اند     &lt;br /&gt;Gods hand took mine and     &lt;br /&gt;خداوند دستهای مرا در دست گرفت     &lt;br /&gt;we were silent for a while     &lt;br /&gt;و مدتی هر دو ساکت ماندیم     &lt;br /&gt;And then I asked     &lt;br /&gt;بعد پرسیدم     &lt;br /&gt;As the creator of people     &lt;br /&gt;به عنوان خالق انسانها     &lt;br /&gt;What are some of life lessons you want them to learn     &lt;br /&gt;می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند ؟     &lt;br /&gt;God replied with a smile     &lt;br /&gt;خداوند با لبخند پاسخ داد :     &lt;br /&gt;To learn they can not make any one love them     &lt;br /&gt;یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد     &lt;br /&gt;but they can do is let themselves be loved     &lt;br /&gt;اما می توان محبوب دیگران شد     &lt;br /&gt;To learn that it is not good to compare themselves to others     &lt;br /&gt;یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند     &lt;br /&gt;To learn that a rich person is not one who has the most     &lt;br /&gt;یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد     &lt;br /&gt;but is one who needs the least     &lt;br /&gt;بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد     &lt;br /&gt;To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love     &lt;br /&gt;یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم     &lt;br /&gt;and it takes many years to heal them     &lt;br /&gt;ولی سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد     &lt;br /&gt;To learn to forgive by practicing for giveness     &lt;br /&gt;با بخشیدن بخشش یاد بگیرند     &lt;br /&gt;T o learn that there are persons who love them dearly     &lt;br /&gt;یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند     &lt;br /&gt;But simly do not know how to express or show their feelings     &lt;br /&gt;اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند     &lt;br /&gt;To learn that two people can look at the same thing     &lt;br /&gt;یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند     &lt;br /&gt;and see it differently     &lt;br /&gt;اما آن را متفاوت ببینند     &lt;br /&gt;To learn that it is not always enough that they be forgiven by others     &lt;br /&gt;یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند     &lt;br /&gt;The must forgive themselves     &lt;br /&gt;بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند     &lt;br /&gt;And to learn that I am here     &lt;br /&gt;و یاد بگیرند که من اینجا هستم     &lt;br /&gt;ALWAYS     &lt;br /&gt;همیشه&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;منبع &lt;a href=&quot;http://www.hejabfatemi.com/akhbar-news/%D9%82%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D9%85%D9%84/%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-1/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%80%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7/236-1-1/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%80%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7.html&quot;&gt;این سایت&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/04/interview-with-god.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-3997351863133585243</guid><pubDate>Wed, 06 Apr 2011 12:50:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-04-06T17:22:43.185+04:30</atom:updated><title>بهترین عکس های زمین شناسی</title><description>&lt;p&gt;برای دیدن بهترین عکس های منتخب و جالب زمین شناسی به آدرس زیر سری بزنید&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://1pezeshk.com/archives/2011/04/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%DA%A9%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-wir.html&quot;&gt;به این سایت که یک پژشک نام دارد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/04/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-483226858093760182</guid><pubDate>Wed, 09 Feb 2011 17:50:00 +0000</pubDate><atom:updated>2011-02-09T21:20:41.676+03:30</atom:updated><title>سریال قهوه تلخ و دروغی به نام جوایز</title><description>&lt;p&gt;مدتی است تب سریال قهوه تلخ بد جوری بعضی ها را گرفته است . یکی از این تب زده ها فرزند اینجانب است که هرهفته منتظر رسیدن قسمت جدید این مجموعه هست تا سراسیمه به بقال کوچه برود و آن را بخرد . باید بگم من حتی یک قسمت از این مجموعه را ندیدم و احیانا در آینده هم نخواهم دید ، چون اولا اینجور برنامه ها با سلیقه ام جور در نمی آد ثانیا وقت دیدن ندارم . اما فرزندم بنا به اقتضای سن اش و محیط مدرسه و دوستان اش این سریال را&amp;#160; می بیند . &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;در ظاهر امر هم جوایزی از طریق&amp;#160; قرعه کشی ،آنطور که در تبلیغات روی جلد و بروشورهای همراه آن و سایت این مجموعه ، به خریداران می دهند . فرزندم بعد از خریدمجموعه&amp;#160; همراه اینجانب را بر می دارد و شماره را به مرکز پیامگیر این مجموعه ارسال می کند . &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;شماره 14 این مجموعه را نیز طبق روال قسمت های قبلی خرید و شماره را بعد از باز کردن بسته و طبق توصیه گردانندگان با آرامی با ناخن پاک وسپس ارسال کرد . لحظاتی بعد پیامی مبنی بر اینکه پین وارد شده توسط شماره دیگری جهت شرکت در قرعه کشی ثبت شده&amp;#160; دریافت کردیم . مشکل کجاست .؟مشکل در چیست .؟ اگر کسی بگوید که بسته خریداری شده توسط شما باز بوده و مغازه دار بسته را باز و سریال را برداشته و بعد آن را به شما فروخته نمی شود آن را پذیرفت ، زیرا بسته کاملا سالم و سربسته بود و روی سریال آن هم&amp;#160; پوشیده و بدون هیچ خدشه ای بود ، پس اشکال از طرف فروشنده محل ما نیست .؟ می ماند یک فرض که آنهم بر می گردد به خود گردانندگان این مجموعه که برای خارج کردن افراد از مسابقه و شرکت ندادن افراد خریدار در قرعه کشی بهترین راه همین کلک است . حالا چرا باید کلک بزنند . قبول دادن این همه جایزه و با این مبلغ آنهم در ایران وبرای محموعه از این دست برای خیلی ها سخت است . طبق نوشته های بروشور فرد برای شرکت در مرحله اول منازل مسکونی باید10&amp;#160; شماره پی در پی این مجموعه یعنی از 10 تا 11 خریداری کند و در مرحله بعدی 20 شماره یعنی از 10 الی 30 را.&amp;#160; کسی که یکی از این شماره ها را نداشته باشد دیگر نمی تواند در قرعه کشی شرکت کند و عملا حذف شده است . گردانندگان این مجموعه هم تعهدی در قبال مشری ندارند و مشتری هم دیگر پیگیر نخواهد بود . نفع را چه کسی می برد آقای مدیری و مجموعه دست اندرکار برای اینکه هم سریال اش رافروخته و پول به جیب زده و هم کسی را در قرعه کشی شرکت نمی دهد با ز هم چیزی از پولشان را به کسی تحت عنوان قرعه کشی نمی دهند . احیانا در قرعه کشی دوستانی پیدا می شوند و به عنوان برنده اعلام می شوند . هم قرعه کشی انجام شده هم پول به جیب آقایان واریز شده است .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;آقای مدیری با مردم صادق باشید &lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2011/02/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-7760791805019787355</guid><pubDate>Wed, 15 Dec 2010 21:25:00 +0000</pubDate><atom:updated>2010-12-16T00:55:00.961+03:30</atom:updated><title>به کدامین گناه کشته شدند؟</title><description>&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1210942&quot;&gt;خبر&lt;/a&gt; را می بینم و می خوانم : انفجار بمب در چاه بهار بیش سی نفر کشته و چند ده نفر زخمی ؟&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;بی تردید ذهن ات به دنبال جانی می گردد ؟ انگشتت بی اختیار به سوی گروه ریگی می چرخد ؟&lt;/p&gt;  &lt;h6&gt;انسانهای را کشتند ؟ خانواده هایی را داغدار کردند ؟ پدرانی را دست از تن جدا کردند ، زنی را قطعه قطعه کردند ؟ نوجوانی را تنش را پاره پاره کردند ؟ &lt;/h6&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;همه به زیر خاک سرد سپرده می شوند و یا تعدادی زنده می مانندبا نقصی در بدن ؟ اما نمی دانند چرا ؟&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;نمی دانند گناه اشان چه بود؟ &lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;اشک از گونه های هر انسان آزاده ای جاری&amp;#160; و آه از نهاد بر آید که چرا خونین شدند ؟&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;آیا صرف داشتن اعتقادی خلاف شما باید انسانها را چنین به مسلخ برد ؟&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;دریغ، اما جهل و حماقت چنان در ذهن ها رسوخ کرده است که با افتخار هم &lt;a href=&quot;http://junbish.blogspot.com/&quot;&gt;اعلام می کنند&lt;/a&gt; که دنبال جانی نگردیدکه ما هستیم ؟&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;انگیزه را انتقام از حکومت به خاطر ریگی اعلام می کنند .؟&amp;#160; فرق بین مردم عادی و حکومت را نمی دانید .؟ زورتان به دولت وحکومت نمی رسد مردم عادی را که فارغ از هرگونه سیاستی در کنار همشهریان سنی اشان با هم زندگی می کنند نشانه می روید .؟&amp;#160; &lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;هر آدم معقولی می داند که در پس این قتل ها جهل و تعصب کور خفته است .؟&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;کشتن انسانها در هر جای دنیا باشد جنایت است و جانی محکوم . فرقی نمی کند جانی سنی باشد ، شیعه باشد&amp;#160; یا مسیحی و کشته شدگان از هرکیشی مظلوم&amp;#160;&amp;#160; . امروز در دنیا وجدان آزادگان به درد آمد و این حرکت وحشیانه را محکوم کردند .&lt;/p&gt;  &lt;p align=&quot;right&quot;&gt;کشتن انسانهایی که هیچ مسئولیتی ندارند آنهم در خیابان که محل رفت وامد یا تجمع مردم عادی است جز ایجاد نفرت و کین در بازماندگان نسبت به بانیان چیزی به ارمغان نمی آورد . این همان نکته ای است که می تواند ایجاد دوری باطل در دو طرف کند که ابتری و عقیمی نتیجه آن است . این همان نکته ای است که عاملان و جانیان از آن غافلند که از این راه هرگز به هدف نخواهند رسید مگر نابودی خود . &lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2010/12/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-7582678113257088482</guid><pubDate>Tue, 16 Nov 2010 13:26:00 +0000</pubDate><atom:updated>2010-11-16T16:57:01.776+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>دوست من وهدفمندی یارانه ها</title><description>&lt;p&gt;امروز در مسیر که به خانه می آمدیم صحبت از هدفمندی یارنه ها بین من و دوستان شد . هرکدام دلیلی داشتیم . سخن رسید به صحبت های جناب وزیر نیرو که گفته بودند با هدفمندی یارانه ها فاصله طبقاتی حذف خواهد شد . دوستم لبخندی از سر تمسخر زد و گفت : یادتان می آید زمانی که می گفتند اگرقیمت بنزین را آزاد کنیم می توانیم چندین پالایشگاه بسازیم ؟ &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;تا خواستیم جواب بدهیم باز پرسید راستی آن پالایشگاهها کجا ساخته شد ؟ جوابی از ما نبود . بعد از لحظه ای سکوت باز هم پرسید یادتان می آید زمان پرداخت سهام عدالت می گفتند با اجرای این طرح دیگر فقیری در جامعه نداریم ؟ با هم پاسخ دادیم خوب بله . پرسید با این وجود نباید فقیری باشد که فاصله طبقاتی وجود داشته باشد .؟ جوابی نداشتیم جز خنده ه هایی که مختصوص این گونه مواقع است .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ادامه داد حالا نوبت همان حرفها در زمان اجرای هدفمندی یارانه ها است که باز هم بلوف بزنند که چنین می شود و چنان .آخه کدام آدم عاقلی می تواند تصور کند که&amp;#160; با ماهی 40000 هزار تومان برای هرنفر که آنهم باید صرف پرداخت هزینه های شود که با این اجرای این طرح افزایش می یابد چگونه فاصله طبقاتی رفع خواهد شد .؟ &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;خندیدیم . دیگری گفت بگذار فکر کنند مردم نمی فهمند و به همین دلشان خوش باشد . &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;پ .ن : ناگفته نماند که مخالف هدفمند کردن یارانه ها نیستم اما به آنچه که گفته می شود خوش باور نیستم &lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2010/11/blog-post_16.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>1</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-1014310491179252736</guid><pubDate>Fri, 12 Nov 2010 06:12:00 +0000</pubDate><atom:updated>2010-11-12T09:49:06.408+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومی</category><title>جنوبی ترین و شمالی ترین سکونتگاههای بشر</title><description>&lt;p&gt;الف ) لیست زیر10 نقطه مسکونی بالای 500 نفر از شمالی ترین سکونتگاههای انسان در کره زمین است که براساس عرض جغرافیایی و جمعیت ردیف شده اند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;1) &lt;strong&gt;Longyearbyen, Svalbard&lt;/strong&gt;, &lt;a href=&quot;http://geography.about.com/od/norwaymaps/Norway_Maps_.htm&quot;&gt;Norway&lt;/a&gt;     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 78&amp;#176;13&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 2,075 (2007 estimate)     &lt;br /&gt;2) &lt;strong&gt;Qaanaaq&lt;/strong&gt;, &lt;a href=&quot;http://geography.about.com/od/greenland/a/greenlandgeography.htm&quot;&gt;Greenland&lt;/a&gt;     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 77&amp;#176;29&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 626 (2010 estimate)     &lt;br /&gt;3) &lt;strong&gt;Upernavik&lt;/strong&gt;, Greenland     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 72&amp;#176;47&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 1,129 (2010 estimate)     &lt;br /&gt;4) &lt;strong&gt;Khatanga&lt;/strong&gt;, &lt;a href=&quot;http://geography.about.com/od/russiamaps/a/russiageography.htm&quot;&gt;Russia&lt;/a&gt;     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 71&amp;#176;58&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 3,450 (2002 estimate)     &lt;br /&gt;5) &lt;strong&gt;Tiksi&lt;/strong&gt;, Russia     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 71&amp;#176;39&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 5,873 (2002 estimate)     &lt;br /&gt;6) &lt;strong&gt;Belushya Guba&lt;/strong&gt;, Russia     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 71&amp;#176;33&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 2,716 (2002 estimate)     &lt;br /&gt;7) &lt;strong&gt;Barrow&lt;/strong&gt;, &lt;a href=&quot;http://geography.about.com/od/unitedstatesofamerica/a/alaska-geography.htm&quot;&gt;Alaska&lt;/a&gt;, United States     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 71&amp;#176;18&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 4,581 (2008 estimate)     &lt;br /&gt;8) &lt;strong&gt;Honningsv&amp;#229;g&lt;/strong&gt;, Norway     &lt;br /&gt;&lt;em&gt;Note:&lt;/em&gt; The status of Honningsv&amp;#229;g as a city is in question because in as of 1997 a Norwegian city must have 5,000 residents to be a city. Honningsv&amp;#229;g was declared a city in 1996.     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 70&amp;#176;58&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 2,367 (2009 estimate)     &lt;br /&gt;9) &lt;strong&gt;Uummannaq&lt;/strong&gt;, Greenland     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 70&amp;#176;58&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 1,299 (2010 estimate)     &lt;br /&gt;10) &lt;strong&gt;Hammerfest,&lt;/strong&gt; Norway     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 70&amp;#176;39&#39;N     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 9,261 (2005 estimate)&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ب ) جنوبی ترین سکونتگاهها&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;لیست زیر10 نقطه مسکونی بالای 2000 نفر از جنوبی ترین سکونتگاههای انسان در کره زمین است که براساس عرض جغرافیایی و جمعیت ردیف شده اند.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&amp;#160;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;1) &lt;strong&gt;Puerto Williams&lt;/strong&gt;, Chile     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 54&amp;#176;56&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 2,262 (2002 estimate)     &lt;br /&gt;2) &lt;strong&gt;Ushuaia&lt;/strong&gt;, Argentina     &lt;br /&gt;&lt;i&gt;Note:&lt;/i&gt; Ushuaia is often considered the world&#39;s southernmost city by most accounts due to its large population.     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 54&amp;#176;48&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 63,280 (2010 estimate)     &lt;br /&gt;3) &lt;strong&gt;R&amp;#237;o Grande&lt;/strong&gt;, Argentina     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 53&amp;#176;47&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 55,231 (estimate date unknown)     &lt;br /&gt;4) &lt;strong&gt;Porvenir&lt;/strong&gt;, Chile     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 53&amp;#176;17&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 4,807 (2002 estimate)     &lt;br /&gt;5) &lt;strong&gt;Punta Arenas&lt;/strong&gt;, Chile     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 53&amp;#176;10&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 154,000 (2002 estimate)     &lt;br /&gt;6) &lt;strong&gt;Puerto Natales&lt;/strong&gt;, Chile     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 51&amp;#176;44&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 19,116 (2002 estimate)     &lt;br /&gt;7) &lt;strong&gt;Stanley&lt;/strong&gt;, Falkland Islands     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 51&amp;#176;41&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 2,115 (2006 estimate)     &lt;br /&gt;8) &lt;strong&gt;Vientiocho de Noviembre&lt;/strong&gt;, Argentina     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 51&amp;#176;39&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 4,686 (estimate date unknown)     &lt;br /&gt;9) &lt;strong&gt;R&amp;#237;o Gallegos,&lt;/strong&gt; Argentina     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 51&amp;#176;38&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 79,000 (2001 estimate)     &lt;br /&gt;10) &lt;strong&gt;R&amp;#237;o Turbio&lt;/strong&gt;, Argentina     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Latitude: 51&amp;#176;31&#39;S     &lt;br /&gt;&amp;#8226; Population: 6,650 (estimate date unknown)&lt;/p&gt; منبع &lt;a href=&quot;http://geography.about.com/b/2010/11/11/northernmost-cities-and-southernmost-cities.htm&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;http://geography.about.com&lt;/a&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2010/11/blog-post_12.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5025571.post-7549125325235314496</guid><pubDate>Sun, 07 Nov 2010 14:35:00 +0000</pubDate><atom:updated>2010-11-07T18:05:08.146+03:30</atom:updated><title>نشانه هایی از دوران زرتشتی گری در دهج</title><description>&lt;p&gt;یادم می آید سالها پیش وقتی که دوره تحصیلی ابتدایی خود را پشت سر گذاشته و وارد دوره جدیدی از حیات تحصیلی خود شدم می بایست مسیری طولانی راهمراه دوستان و همکلاسی ها طی می کردیم تا به مدرسه راهنمایی برسیم . خانه پدری من تقریبا در پائین ترین نقطه ده نزدیک قنات ده امیر(دهوامیر)، همین جایی که الان هست ، بود و مدرسه در بالاترین نقطه ده یعنی کنار بهداری ،همان مکانی که امروز به کانون معروف است . مسیر طولانی بود و با کوچه های درهم، پر پیچ و خم که بعضی از آنها بسیار باریک بودند به گونه ای که عبور دو نفر به سختی انجام می گرفت. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;ما می توانستیم از دو کوچه آغاز کنیم ، بسته به شرایط یکی از دو مسیر را انتخاب می کردیم . مسیری که بیشتر از آن رفت و آمد می کردیم معمولا از جلوی مسجد جامع بود و بعد به طرف قنات ترش و ادامه آن به سمت جنوب تا مدرسه امتداد داشت . در بین این مسیر کوچه باریکی بود که پوشیده بود به اصطلاح ساباط بود. در داخل این کوچه اطاقک کوچکی بود که می گفتند سری چوبی در آن است همین کافی بود که ورود به آن برای ما همراه با ترس باشد . در یکی از همان روزهای اوایل سال تحصیلی بود که حس کنجکاوی و شیطنت ما گل کرد و تصمیم گرفتیم وارد کوچه بشویم و به داخل اتاقک سر بکشیم . درب کوچک را که باز کردیم سیاهی و تاریکی دیوار را دیدیم و ستون کوچکی وسط آن . ترس از آن محیط و دعوای بزرگترها باعث شد به سرعت درب را به هم زده و فرار کنیم . این اولین و آخرین باری بود که آن را دیدم . تصویر در ذهنم ماند برای سالها همراه با سوالهایی که آن چه بود.؟ تا اینکه به کنکاش در باره زادگاه خود پرداختم . &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;علت وجودی آن اطاقک مرموز مثل همه آنچه که گذشته ای پر از راز و رمز دارند غریب می نمود همیشه برایم سوال بود و من در پی پاسخ به دنبال سندی تاریخی . نیافتن پاسخ ذهن خواستار م را آزار می داد . تا اینکه چند سال پیش مسافرتی تفریحی - علمی به روستای تاریخی ابیانه ، که بنا به شواهد از دوره ساسانیان هست ، داشتم . گشت و گذار در این روستای تاریخی مرا از دو جهت به وجد آورد یکی زیبایی خاص این روستا و تاریخی بودن آن با پوشاک سنتی که زیبایی خاصی را به زنان این روستا داده بود و همین گونه سبک و بافت تاریخی روستا . از این بابت احساس شعف و غرور می کردم دوم اما شباهتی بود که من در پاره ای از اجزاء روستا ی زادگاه خودم و روستای تاریخی ابیانه دیدم . تشابه کوچه باریکی که در ابتدا توصیف اش کردم با یکی از چهار گذرگاه کوچه اصلی ابیانه یکی از این شباهت ها بود .در ابیانه به این گذرگاههای سرپوشیده ساباط می گویند .خانه ها عمدتا ً دو طبقه اند . طبقه زیرین معمولا برای نگهداری دام و انبار علوفه است در وسط گذر آتشکده زمانه زرتشتی گری وجود دارد .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;در کوچه باریک مد نظر ما در دهج همین کار کرد را می بینیم . کوچه در قدیمی ترین مکان دهج ، به احتمال قوی مرکز اولیه دهج یا همان قلعه بالا که در گویش محلی به آن قله ی( با کسر &amp;quot; ق &amp;quot; ) می گویند واقع و سر پوشیده (مسقف ) بود که در دهج به این نوع کوچه های سقف دار ساباط می گفتند و هنوز آثاری از آنها باقی است و گاهی در قدیمی ها آن کوچه را با نام آن ساباط یاد می کنند. بر بالای سقف ساختمانهای دیگری قرار داشت ، به عبارتی اینجا هم دو طبقه بود ، طبقه های پائین برای دام و بالا محل آذوقه دام و یا مسکن . بافت این قسمت بسیار قدیمی تر از سایر بخش های دیگر دهج است . کوچه های کم عرض و پوشیده (ساباط ) ،تجمع و تمرکز خانه ها در یک نقطه و ارتباط آنها با یکدیگر از ویژگی های این بافت قدیمی است.عبور قنات اصلی ( ترش )دهج از حاشیه بافت مذکور به علاوه عبور جوی آب قنات کن( به فتح &amp;quot; ک &amp;quot;) از درون آن ، بعد از استفاده در آسیاب آبی که در شمال همین بافت واقع بود وارد استخر قنات ترش که در پائین همین محله وجود دارد می شد ، از ویژگی های دیگر این بافت محسوب می شود . تعداد اندک خانه ها ی موجود در بافت مورد نظر از یک طرف بیانگر تعداد پائین ساکنین دهج در زمان های کهن بوده و از طرف دیگر بیانگر بافتی کهن است که محل اصلی ایجاد دهج بوده است . در این بافت هیچ نماد اسلامی از قبیل مسجد دیده نمی شود که بیانگر ایجاد آن قبل از ورود اسلام یعنی در دوران زرتشتی گری ایرانیان (حداقل در خود دهج ) در دهج می باشد . اما بلافاصله در قسمت بیرونی این بافت در کنار آسیاب آبی که در همین مکان بوده است مسجد کوچکی ( نماز خانه ) دیده می شود که به مسجد نصری معروف بوده است . به نظر می رسد توسعه فیزیکی دهج مربوط به دوران بعد از ورود اسلام به ایران است .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;در کوچه اصلی این بافت قدیمی همان اطاقک کوچک معروف به گنبد قرار داشت که بعضا مورد احترام واقع بود و حتی بعضی شبها در آن شمع های برای نذر روشن می شد .بنا به گفته ساکنین این کوچه و فرزندان متولی این عبادتگاه ستونی مثلثی در وسط این گنبد وجود داشت که در کنار آن سنگ مرمری سبز رنگی قرار داشت . وقتی که نور از سوراخ سقف به آن می تابید یا شمعی را روی آن روشن می کردند باعث بازتاب نور و روشن شدن فضای تاریک داخل گنبد می شد .مجسمه ای چوبی شبیه سر همیشه روی ستون بود . خیلی معتقد بودند این سر تشبیهی از سر بریده امام حسین(ع) است . مردم به گنبد و متعلقات داخل آن به دیده احترام می نگریستند به گونه ای که حدود چند دهه قبل فردی روحانی به نام شیخ حافظی با عده ای دیگر تصمیم به تخریب آن می گیرند که با مقاومت عده ای دیگر روبرو می شود لذا از تخریب آن خود داری می کنند .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;تصویر و پاسخ روشنی که این گنبد کی و با چه هدفی ساخته شده است وجود ندارد ؟ &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;آیا این همان آتشکده نبوده است که با ورود اسلام به ایران تغییر کاربری و ماهیت داده است و به شکل دیگری اهمیت مذهبی خود را حفظ نموده است .؟ &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اگر آنچه را که از نظر بافت کوچه و محل اولیه دهج با ابیانه مقایسه کنیم شکی نیست که این مکان مقدس برای مردم مسلمان روزی آتشکده ای بوده برای مردم زرتشتی قبل از اسلام که با ورود اسلام و تغییر دین مردم ساکن در دهج به اسلام این آتشکده هم تغییر ماهیت می دهد و تبدیل به عبادتگاه مردم مسلمان می شود و معروف به &amp;quot; گنبد &amp;quot; می گردد چنانکه برای بسیاری از آتشکده ها اتفاق افتاده است .لذا این عبادتگاه احترام خود را در قالب مذهبی نو حفظ می کند .&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;اما آنچه در بین مردم به عنوان علت تقدس گنبد یاد می شود این است که شخصی به نام غلامرضا که فرد معتقدی بوده (جد احمد متولی دهقان زاده .این فامیل همان خانواده دهگانان زمان ساسانی نیستند؟ ) می بیند .می گویند یک روز با حالی منقلب از خواب بیدار می شود و ادعا می کند شب پیش یکی از بزرگان دین(ائمه معصوم) نزد او آمده و برای اثبات حرف خود به رد پایی که در همین مکان گنبد بوده اشاره می کند در همان مکان اطاقی ساخته می شود و از آن روز مردم به آن معتقد می شوند و خود وی هم تولیت آنجا را به عهده می گیرد و به همین جهت نوه هایش به متولی معروف می شوند. شاید بخشی از این داستان صحیح باشد اما نافی آتشکده بودن این قسمت نیست . به احتمال قوی ستون وسط گنبد آتشدانی بوده که آتش مقدس در آن روشن نگه داشته می شد . که بعد از ورود اسلام به تدریج جایش را به ستونی می دهد که بعدها جایگاه نگهداری سر چوبی که ذکرش رفت می شود. &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نشانه دوم&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;در سمت شرق دهج تپه هایی وجود دارد که به گدار گبرها ( یا قبرها ) معروف است . هر شنونده ای مایل است بداند چرا این تپه ها را به این نام مسمی نموده اند . کافی است جوینده یک روز عصر که دمای هوا ملایم است اندکی همت به خرج دهد با نیم ساعت پیاده روی بالای آن آن تپه ها برود تا به راز این نام گذاری پی ببرد.همان کاری که سالها پیش دریک عصر خنک تابستانی من انجام دادم . همانطور که بتدریج در دامنه تپه بالا می رود به کپه های انباشته از سنگ بر می خورد که اوج فراوانی آنها در بالای تپه قرار دارد .در نگاه اول هر یک از این کپه ها تلی انباشته از سنگ به نظر می رسد که انسان های گذشته از فرط بیکاری و سرخوشی با جمع کردن و انباشتن سنگ های ریز و درشت تلی از سنگ درست کرده است اما وقتی خوب دقت کند در پای هر کپه ، که به یمن حفاران اشیاء باستانی حفر شده ،آثاری از سفال می بینی که وجود شان در آن محیط و ارتفاع و تقریبا در کنار هر کپه غیر عادی می نماید. کهنگی سفال ها و سوختگی سنگها حکایت از گذر زمان طولانی و داستانی قدیمی دارد . در ورای هریک از این تل های سنگ داستانی وجود دارد . اما داستان از این قرار است که در روزگاری که فرهنگ زرتشتی &amp;#8211; ایرانی در بین مردم رایج بود ،( در فرهنگ زرتشتی قدیم )آلوده کردن آب ، خاک ، آتش ممنوع بود از طرفی وقتی فردی می مردلاشه او ناپاک و نجس محسوب می شد .لذا کسی و چیزی نباید این سه عنصر را نجس کند . بنابراین دفن کردن ، سوزاندن ، یا به آب انداختن مرده ممنوع بود. بنابراین وقتی فردی می مرد آن را در بلندی در هوای آزاد کنار دیواری می گذاشتند تا طعمه مرغان هوا گردد و بعد از سه روز استخوانهای آن را جمع و ود محلی به نام استودان دفن می کردند . این تل های سنگ همان دیوارها هستند که مرده ها در کنار آن قرار می گرفتند .( اما استودان کجاست .؟). پس بی جهت نیست که این تپه به گدار قبرها و به قولی کلات گبرها معروف شده است تعداد این گورها بیش از سی عدد است .البته سال ها پیش که تراکتور وارد سیستم حمل بار شد و جای حیوانات را گرفت به انسان این توانایی را پیدا کرد تا بار بیشتری را از مسافت دور تری به راحتی حمل کند سنگ های تعدادی از این گورها که در دسترس بودند برای ساخت و ساز ساختمان ها و باغ ها حمل شدند . نکته دیگر اینکه کند و کاو و حفر در پای این گورها که جدید هست حاکی از این است این گورها بارها مورد تفحص جویندگان آثار باستانی قرارگرفته اند . آیا چیزی گیر شان آمده است .؟&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;منابع &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;1- روش تدفین در ایران باستان، فریدون شیر مرد فرهمند، موسسه انتشاراتی فروهر ،1377&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;2 &amp;#8211; تحقیقات محلی &lt;/p&gt;  </description><link>http://moalem.blogspot.com/2010/11/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (Unknown)</author><thr:total>0</thr:total></item></channel></rss>