<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">

<channel>
	<title>ماتینه</title>
	
	<link>http://maatine.com</link>
	<description>محمدعلی مومنی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 23 May 2012 11:04:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/maatine" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="maatine" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><itunes:explicit>yes</itunes:explicit><itunes:subtitle>محمدعلی مومنی</itunes:subtitle><image><link>http://maatine.com/wp-content/themes/blocks/favicon.ico</link><url>http://maatine.com/wp-content/themes/blocks/favicon.ico</url></image><feedburner:emailServiceId xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">maatine</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname><item>
		<title>زنان خیامی</title>
		<link>http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/</link>
		<comments>http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 May 2012 13:16:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[خیام]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[رباعی]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[فرهاد مهراد]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=3638</guid>
		<description><![CDATA[سه سال است که در «ماتینه»، «موسیقی‌های خیامی» را گرد می‌‌آورم. امسال دستم پرتر از سال‌های پیش است: ۲۲ موسیقی خیامی، برای روز بزرگداشت خیام، در سال ۹۱ این تعداد از خیام‌خوانی و البته یادداشت‌ها، خبرها و مقاله‌های خیامی در روزنامه‌های ۲۸ اردی‌بهشت، برای من پیامی مشخص دارد و آن گرایش و توجه بیش از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="alignleft  wp-image-3640" style="margin-right: 20px; margin-bottom: 15px;" title="شبی با خیام |پری ملکی" src="http://maatine.com/wp-content/uploads/2012/05/shabi-ba-khayam.png" alt="" width="250" height="306" />سه سال است که در «ماتینه»، «<a title="خیام و موسیقی ایرانی (2287 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/89-02-28-khayam-moosighi/" target="_blank">موسیقی‌های خیامی</a>» را گرد می‌‌آورم. امسال دستم پرتر از سال‌های پیش است: ۲۲ موسیقی خیامی، برای روز بزرگداشت خیام، در سال ۹۱<br />
این تعداد از خیام‌خوانی و البته یادداشت‌ها، خبرها و مقاله‌های خیامی در روزنامه‌های ۲۸ اردی‌بهشت، برای من پیامی مشخص دارد و آن گرایش و توجه بیش از پیش به این فیلسوف، ریاضی‌دان، منجم و شاعر ایرانی است.<br />
این حجم از نوشتار و گفتار، حتی بیش از آنچه بود که در روز «بزرگداشت فردوسی»، در مطبوعات، منتشر شد.<br />
به هر روی روزهای بزرگداشت شاعران پارسی‌سرا، کمتر از سوی روزنامه‌ها مورد استقبال قرار می‌گیرد. شاید دلیلش گرایش خبری روزنامه‌ها باشد که البته چندان دلیل محکمی نیست.<br />
روزنامه‌ها در حد دو خبر کوچک به استقبال این روزها می‌روند و اگر یادداشت و مقاله‌ای هم در کار باشد، چند روز بعد از آن منتشر می‌شود.<br />
اما توجه مطبوعات ۲۸ اردی‌بهشت به خیام برای من خوشحال‌کننده بود. مطبوعات بیش از حافظ، سعدی، مولوی، عطار و حتی فردوسی به خیام توجه کردند.<br />
جامعه‌ی ایرانی به اندیشه و پیام خیام نیاز دارد. به شادی، خوشی و غنیمت شمردن لحظه‌های گذران.<br />
برویم سراغ موسیقی‌ها که اینجا به معرفی برخی از آنها می‌پردازم، اما دسترسی به همه‌ی آنها همچنان در صفحه‌ی «<strong><a title="خیام و موسیقی ایرانی (2287 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/89-02-28-khayam-moosighi/" target="_blank">خیام و موسیقی ایرانی</a></strong>»</p>
<p style="text-align: justify;">۱-با «<a title="شجریان و ناخودآگاه ایرانی (355 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/88-04-08_shajarian/" target="_blank">محمدرضا شجریان</a>» آغاز کنیم که صدایش، همیشه هیجان‌برانگیز است. باز هم چند خیام‌خوانی شجریانی برایتان بارگذاری می‌کنم که هیچکدام جدید نیست. اما خودم بعضی از آنها را، در فاصله‌ی روز خیام سال پیش تا امسال، برای یکمین بار شنیدم! از جمله «ساز و آوازی در مایه‌ی شور» که با سه‌تار نوازی «پرویز مشکاتیان» همراه شده است.<br />
قطعه‌ی دیگر برنامه‌ی ۱۸۲ «گلهای تازه» است که با عنوان «شب‌ نیشابور» منتشر شد. با آهنگی از فرامرز پایور و دکلمه‌ی «آذر پژوهش»<br />
اما غیر از آلبوم «رباعیات خیام» که پیش از این در «ماتینه» بازنشر شد، در مجموعه‌ی آثار شجریان آلبوم دیگری با عنوان «رباعی‌های خیام» به چشم می‌خورد که حاصل کنسرت «محمدرضا شجریان و گروه آوا» در بزرگداشتی است که یونسکو در سال ۱۹۹۹ برای خیام برگزار کرد.<br />
این آلبوم در ایران به شکل رسمی منتشر نشده و شرکت «دل‌آواز» آن را خارج از مرزهای کشور منتشر کرده است. در چهار قطعه از این آلبوم از رباعی‌های خیام استفاده شده است.<strong style="text-align: justify;"></strong></p>
<p style="text-align: justify;">۲- برویم سراغ «زنان خیام‌خوان» که سهم‌شان اندک بود، و امسال صدای «پری ملکی»، «پری زنگنه»، «مریم آخوندی» و «حنا جهان‌فروز» کمی به رنگ حضور آنها قوام بخشیده.<br />
آلبومی با آواز «پری ملکی» منتشر شده که یک‌پارچه نام «شبی با خیام» بر آن گذارده‌اند. حق نیز همین بود. ۵ قطعه از ۷ قطعه‌ی باکلام این آلبوم با رباعی خیامی اجرا شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">«مریم آخوندی» نیز در آلبومی با عنوان «سرمست» دو تصنیف با عنوان «جهان خواهد بود» و «عمر جاودانی» اجرا کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">«زمین، باد، آب، آتش» هم آهنگی است با اجرای حنا جهان‌فروز</p>
<p style="text-align: justify;">۳-سمفونی خیام را هم به فهرست موسیقی‌های خیامی افزودم. این نخستین اجرای جهانی تالار رودکی در سال ۱۳۵۵ است که با صدای «پری زنگنه» و «حسین سرشار» می‌شنوید.</p>
<p style="text-align: justify;">۴-خیام‌خوانی شهرام ناظری در آلبوم «آتش در نیستان» اجرای دیگری هم دارد که برایتان آورده‌ام.</p>
<p style="text-align: justify;">۵-سال گذشته وقتی شنیدم «فرهاد مهراد» هم «خیام خوانی» کرده است، تعجب کردم. به سختی توانستم این آهنگ را پیدا کنم. آهنگی که کمتر شنیده شده و فرهاد مثل دیگر آثارش به خوبی اجرا کرده است. دنبال دلیلش نباشید که چرا کمتر شنیده شده؟ نام فرهاد یا خیام هر یک برای کنار رفتن از نگاه رسمی رسانه‌ای کفایت می‌کند. در این آهنگ که با هم جفت هم شده‌اند!</p>
<p style="text-align: justify;">آهنگ‌های دیگر را هم بدون هیچ توضیحی در مخزن اصلی یعنی «<a title="خیام و موسیقی ایرانی (2287 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/89-02-28-khayam-moosighi/" target="_blank">خیام و موسیقی ایرانی</a>» بارگذاری می‌کنم.<br />
امیدوارم به راحتی دانلود کنید و این روزهای پایان اردی‌بهشت را خیامی و خوش سپری کنید.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>پی‌نوشت:</strong><br />
۱-به رسم ادب از  «<strong><a href="http://maatine.com/go.php?http://yasinpix.com/" target="_blank" title="(11 hits)">یاسین</a></strong>» سپاسگزاری می‌کنم که تعدادی از موسیقی‌های خیامی امسال و سال‌های پیش را به من معرفی کرد.<br />
همچنان دعوت سال ۸۹ را تکرار می‌کنم که اگر آهنگی را با رباعی‌های خیام شنیده‌اید و در این فهرست نمی‌یابید، به من معرفی کنید.</p>
<p>۳-«<a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/mp3/0EyCy59a/mahrad-Farhad-robaeiat.html" target="_blank" title="(31 hits)">رباعی‌خوانی فرهاد مهراد</a>» را، با <a title="entropy (2287 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/89-02-28-khayam-moosighi/#comment-3080" target="_blank">یادآوری درست یکی از مخاطبان «ماتینه»</a>، از فهرست «خیام‌خوانی»ها خارج کردم. چرا که اثر فرهاد، رباعی‌خوانی‌بود؛ اما «خیام‌خوانی» نبود و هر رباعی «خیامی» نمی‌شود! آنچه «فرهاد» می خواند سروده‌ی «ابوسعید ابوالخیر» است که پیش از «خیام» زیست!</p>
<p style="text-align: justify;">۳-موسیقی‌های جدید فهرست «<a title="خیام و موسیقی ایرانی (2287 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/89-02-28-khayam-moosighi/" target="_blank">خیام و موسیقی ایرانی</a>» با عدد «<span style="color: #ff0000;"><strong>۱۳۹۱</strong></span>» مشخص شده‌اند که دچار «تکرار دانلود» نشوید، که می‌دانم با این سرعت اینترنت «بازدانلود» چقدر مصیبت‌بار است!</p>
</blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;"><strong>فهرست کامل موسیقی‌های خیامی در «<a title="خیام و موسیقی ایرانی (2287 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/89-02-28-khayam-moosighi/" target="_blank">خیام و موسیقی ایرانی</a>»</strong></p>

				<div>
					<h4>6 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/c7601e5b3387e397b149efaaef1588b1?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>آسمان:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/comment-page-1/#comment-3077">۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							آلبوم گشایش مامک خادمی رو هم گوش کنید. قطعاتی داره با شعر خیام که برای من حداقل دلپذیر بود. 
مرسی از مطلب خوبتون :)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/81a7dde62ea97d35bd6bc011f1605a7f?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>حبیبه:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/comment-page-1/#comment-3079">۰۲ خرداد ۱۳۹۱</a></small>
							دیر میای ولی خوب میای...
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/412275d9fe9ddf0b3a3d5013a91994f3?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>سیاورشن:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/comment-page-1/#comment-3081">۰۲ خرداد ۱۳۹۱</a></small>
							شاید به نام ترین موزیسنیی که کارهایی از خیام اجرا کرده و در فهرست ایرانی شما نیست؛ ام کلثوم خواننده مصری است.
http://www.youtube.com/watch?v=E70WMdJdKYI
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/477122e0f624ee5faa081d239ad4e3e4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/comment-page-1/#comment-3082">۰۳ خرداد ۱۳۹۱</a></small>
							متاسفانه همین طوره. دیر میام!
نمی‌دونم، امیدوارم که آمدنم خوب باشه.
سپاس :)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/477122e0f624ee5faa081d239ad4e3e4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/comment-page-1/#comment-3084">۰۳ خرداد ۱۳۹۱</a></small>
							چه خوب و خوشحال کننده.
نمی دانستم که «ام‌کلثوم» هم خیام‌خوانی داشته. وگرنه بی‌درنگ به فهرست «خیام و موسیقی ایرانی» آن را اضافه می‌کردم.
سپاس از این یادآوری خوشحال کننده.
هر چند که با وضعیت فعلی اینترنت چندی است قید دانلود کردن را زده‌ام. اما به هر دشواری باید این را بشنوم! :D
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=3638">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_list=3638">1 نظر دیگر</a></p><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/maatine/~4/nwZEyCGgyvg" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/91-02-30-zanan-e-khayyami/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شاد کردن هنر است!</title>
		<link>http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/</link>
		<comments>http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Apr 2012 09:34:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[جشن]]></category>
		<category><![CDATA[شادی]]></category>
		<category><![CDATA[غمگین]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=3630</guid>
		<description><![CDATA[وقتی یک آدم خوب از دنیا می‌رود همه را ناراحت می‌کند خجالت هم نمی‌کشد! ولی من تصمیم دیگری دارم می‌خواهم مردم را خوشحال کنم! جوری که وقتی مُردم همه حال کنند جشن بگیرند و یک نفس راحت بکشند! 15 دیدگاه برای این نوشته: ساغر: ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ زنده باشی حبیبه زمانی: ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱ ایشالا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی یک آدم خوب از دنیا می‌رود<br />
همه را ناراحت می‌کند<br />
خجالت هم نمی‌کشد!</p>
<p>ولی من<br />
تصمیم دیگری دارم<br />
می‌خواهم مردم را خوشحال کنم!</p>
<p>جوری که وقتی مُردم<br />
همه حال کنند<br />
جشن بگیرند<br />
و یک نفس راحت بکشند!</p>

				<div>
					<h4>15 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/d2412b6e475f57be558f01ec4dbba695?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>ساغر:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/comment-page-1/#comment-3052">۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							زنده باشی
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/81a7dde62ea97d35bd6bc011f1605a7f?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>حبیبه زمانی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/comment-page-1/#comment-3053">۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							ایشالا که زنده باشی
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/7c3200ad8195b6a781eb33828ce540ff?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>سیدرضا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/comment-page-1/#comment-3054">۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							بعضی‌ها بمیرند، خوشحال شدن و نشدن مردم با من!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/477122e0f624ee5faa081d239ad4e3e4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/comment-page-1/#comment-3055">۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							سپاس :)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/477122e0f624ee5faa081d239ad4e3e4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/comment-page-1/#comment-3056">۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۱</a></small>
							شما بیشتر :)
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=3630">ارسال نظر سریع</a></b> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_list=3630">10 نظر دیگر</a></p><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/maatine/~4/xAbvTMuDiiA" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/91-02-04-shad-kardan/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>«هیچکدام» به سود «همه‌ی موارد»</title>
		<link>http://maatine.com/90-01-11-bozorgan-iran-zamin/</link>
		<comments>http://maatine.com/90-01-11-bozorgan-iran-zamin/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 21:21:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رستم]]></category>
		<category><![CDATA[نظرسنجی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=3607</guid>
		<description><![CDATA[در پاسخ به پرسش‌های کاربران خداجوی سایت انحرافی فیس‌بوک درباره‌ی رای‌گیری سایت ضاله‌ی BBC برای «انتخاب بزرگترین شخصیت ایران زمین» به اطلاع می‌رساند: بنده هیچگونه اطلاعی از «ابعاد» این آقایان ندارم. بدیهی است اگر «رستم» در این فهرست جای داشت، او «بزرگترین&#8230;» بود. نتیجه اینکه انتخاب یک نفر از میان فردوسی، بوعلی سینا، حافظ، محمد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="wp-image-3617 alignleft" style="margin: 0px 17px 14px 0px;" title="بزرگان ایران زمین" src="http://maatine.com/wp-content/uploads/2012/03/bozorgan-iran-zamin.jpg" alt="" width="228" height="128" /></p>
<p style="text-align: justify;">در پاسخ به پرسش‌های کاربران خداجوی سایت انحرافی فیس‌بوک درباره‌ی رای‌گیری سایت ضاله‌ی BBC برای «<a href="http://maatine.com/go.php?http://goo.gl/0btTQ" target="_blank" title="(88 hits)">انتخاب بزرگترین شخصیت ایران زمین</a>» به اطلاع می‌رساند:</p>
<p style="text-align: justify;">بنده هیچگونه اطلاعی از «ابعاد» این آقایان ندارم. بدیهی است اگر «رستم» در این فهرست جای داشت، او «بزرگترین&#8230;» بود.<br />
نتیجه اینکه انتخاب یک نفر از میان فردوسی، بوعلی سینا، حافظ، محمد مصدق، زرتشت و کوروش نامردی است!<br />
اینجانب به دلیل عدم وجود گزینه‌ی «<strong>همه‌ی موارد</strong>» به «<strong>هیچکدام</strong>» از این بزرگترها رای نمی‌دهم. حالا چه در تهران باشم، چه در دماوند، یا هر کجای دیگر!</p>

				<div>
					<h4>2 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/dfd6318e5586a39c06539933caeb9297?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>آرش فرهنگ پژوه:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/90-01-11-bozorgan-iran-zamin/comment-page-1/#comment-3048">۲۳ فروردین ۱۳۹۱</a></small>
							اولا که عیدت مبارک مومن!
ثانیا  واقعا همه این شخصیت ها در جای خودشان به یک اندازه به مملکت ما خدمت کردند  من به همه انها به یک اندازه رای می دهم
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ee71863ca1c9d04b29e80d79ffd6c9cc?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>دمادم:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/90-01-11-bozorgan-iran-zamin/comment-page-1/#comment-3049">۲۳ فروردین ۱۳۹۱</a></small>
							جانا سخن از زبان ما گفتی. وقتی که نوشته های دیگران را درباره شخصیت انتخابی شان می خواندم سر در نمی آوردم که دلایلی که آورده اند چه تفاوتی با دیگر دلایل دارد؟
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=3607">ارسال نظر سریع</a></b></p><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/maatine/~4/yTpQCsAI-Lc" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/90-01-11-bozorgan-iran-zamin/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من و سفره‌ی هفت‌سین و بچه‌نهنگ!</title>
		<link>http://maatine.com/91-01-08-haftsin-bache-nahang/</link>
		<comments>http://maatine.com/91-01-08-haftsin-bache-nahang/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Mar 2012 12:07:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آثار]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[مطبوعاتی]]></category>
		<category><![CDATA[بچه‌ها...گل‌آقا]]></category>
		<category><![CDATA[خانه]]></category>
		<category><![CDATA[دروغ]]></category>
		<category><![CDATA[سفره]]></category>
		<category><![CDATA[طنز کودک]]></category>
		<category><![CDATA[نهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[هفت‌سین]]></category>
		<category><![CDATA[گل‌آقا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=3583</guid>
		<description><![CDATA[سال نهنگ پیشین، درست ۱۲ سال پیش، سال دوم انتشار مجله‌ی «بچه‌ها&#8230;گل‌آقا» بود. این روزها یادی از آن مجله می‌کردم که برای نوروز ویژه‌نامه‌ی مفصلی هم تدارک می‌دید. من برای آن نهنگ و سالش قصه‌ای نوشته بودم. با عنوان «من و سفره‌ی هفت‌سین و بچه‌نهنگ!» آن موقع ۱۹ ساله بودم. داستان من نه در ویژه‌نامه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.com/wp-content/uploads/2012/03/Bache-nahang.jpg" target="_blank" title="(72 hits)"><img class="alignleft" style="margin: 22px 17px 15px 0px;" title="من و سفره‌ی هفت‌سین و بچه‌نهنگ | برای دیدن تصویر در اندازه‌ای بزرگتر، روی آن کلیک کنید." src="http://maatine.com/wp-content/uploads/2012/03/Bache-nahang-small.jpg" alt="" width="200" height="145" /></a> سال نهنگ پیشین، درست ۱۲ سال پیش، سال دوم انتشار <a href="http://maatine.com/go.php?http://www.golagha.ir/mags/" target="_blank" title="(108 hits)">مجله‌ی «بچه‌ها&#8230;گل‌آقا»</a> بود.<br />
این روزها یادی از آن مجله می‌کردم که برای نوروز ویژه‌نامه‌ی مفصلی هم تدارک می‌دید.<br />
من برای آن نهنگ و سالش قصه‌ای نوشته بودم. با عنوان «من و سفره‌ی هفت‌سین و بچه‌نهنگ!» آن موقع ۱۹ ساله بودم.<br />
داستان من نه در ویژه‌نامه «بچه‌ها&#8230;گل‌آقا»، بلکه پس از عید منتشر شد؛ با مقدمه‌ای که در آخر داستان آمده بود.<br />
حالا آن داستان را با مقدمه‌ی موخر <a href="http://maatine.com/go.php?http://www.golagha.ir/mags/" target="_blank" title="(108 hits)">«بچه‌ها&#8230; گل‌آقا»</a> در ماتینه بازنشر می‌کنم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">این داستان کاملا واقعی است. اگر شما قبول ندارید، من چه کار کنم؟<br />
باید سفره‌ی هفت‌سین را آماده می‌کردم. همه‌ی «سین»‌های سفره آماده بود، به غیر از یک «سین» که آن هم ماهی گلی بود! خواستم برای خریدن ماهی به مغازه‌ی حسن‌آقا –بقال محله – بروم که یاد خبرنامه‌ی «بچه‌ها&#8230;گل‌آقا» افتادم و این که سال ۷۹ سال نهنگ است. با خودم گفتم: چه بهتر که به جای ماهی، یک نهنگ سر سفره‌ی هفت‌سین بگذاریم. بالاخره هر دو آبزی هستند دیگر! تازه اگر لازم باشد، یک رنگ سرخ به آن می‌زنم!</p>
<p style="text-align: justify;">حسن‌آقا – بقال محله &#8211; علاوه بر لواشک، آبنبات و&#8230; شب‌های عید، ماهی گلی هم می‌فروخت! به او گفتم که یک نهنگ می‌خواهم! اما او دائم تعارف و احوالپرسی می‌کرد. من هم گفتم: «حسن‌آقا، این تعارف‌ها را بگذار کنار، برویم سر اصل مطلب. بگو نهنگ داری یا نه؟!»<br />
- چند بسته؟<br />
- نخیر، انگار شما فروشنده نیستی!<br />
آقای بقال از حرف‌های من خنده‌اش گرفت. حالا نخند، کی بخند!<br />
-ببین حسن‌آقا، حرف‌های من طنز نیست. اگر طنز بود، آنها را برای بچه‌ها&#8230; گل آقا می‌فرستادم!<br />
- آخر نهنگ که در سفره‌ی هفت‌سین جا نمی‌گیرد!<br />
- خوب، بچه نهنگ بده!<br />
- تنگش را از کجا می‌آوری؟!</p>
<p style="text-align: justify;">حسن‌آٔقا راست می‌گفت. چو.ن هیچ جا تنگ نهنگ نداشتند. اما خود حسن‌آقا گفت: می‌توانی به شیشه‌برها بگویی برایت یک تنگ بسازند!<br />
پیشنهاد خوبی بود. به همین خاطر او را به عنوان مشاور خودم پذیرفتم. بعد هم به یک شیشه‌بری رفتم و از او خواستم یک تنگ نهنگ برایم بسازد. شیشه‌بر هم فکر کرد من طنزپرداز «بچه‌ها&#8230;گل‌آقا» هستم. برای همین زد زیر خنده! حالا نخند، کی بخند.<br />
بالاخره شیشه‌بر حرف مرا قبول کرد و مشغول کار شد. به پیشنهاد مشاورم – حسن‌آقا بقال – برای تهیه‌ی نهنگ مجبور بودم خودم یکی از دریا شکار کنم. بنابراین به کنار دریا رفتم، اما از نهنگ‌ها هیچ خبری نبود. بالاخره فهمیدم برای روزهای عید رفته‌اند مسافرت!</p>
<p style="text-align: justify;">از ناراحتی زدم زیر گریه. البته فقط گریه نبود. بلکه کمی جیغ هم با آن مخلوط بود!<br />
از صدای جیغ من یک عروس دریایی عصبانی شد، پیش ما آمد و گفت: می‌شود کمتر جیغ بزنی؟! بچه‌هایم را تازه خوابانده‌ام.<br />
من هم جریان نهنگ سفره‌ی هفت‌سین را برای عروس دریایی تعریف کردم. عروس دریایی از این که هنوز سفره‌ی ما تکمیل نشده بود، خیلی ناراحت شد و یک عالمه آبغوره گرفت و گفت: اگر نهنگ پیدا نکردی، من حاضرم به سفره‌ی شما بیایم.<br />
اما من قبول نکردم. چون عروس آخرین حرفش «سین» بود!</p>
<p style="text-align: justify;">او بعد از گشتی که در دریا زد، پیش ما آمد و گفت: یک خبر خوب! یک بچه نهنگ لوس، وقتی که پدر و مادرش به مسافرت می‌رفتند، لج کرده و همین جا مانده است.<br />
من هم از بچه نهنگ خواهش کردم به زبان خوش با ما بیاید و سفره‌ی هفت‌سین ما را تکمیل کند! اول خودش را لوس کرد. اما بعد که من چند تکه لواشک به او دادم، راضی شد. من هم به او اطمینان دادم که لواشک‌ها بهداشتی هستند!</p>
<p style="text-align: justify;">قبل از آمدن بچه‌نهنگ، تنگ را که حاضر شده بود گرفتم و به خانه بردم. بعد هم بچه نهنگ را بردم. حالا دیگر سفره‌ی هفت‌سین ما تکمیل شده بود. هر چند که بابا و مامان دائم غر می‌زدند و مثل بچه‌ها بهانه می‌گرفتند. ولی دیگر کار از کار گذشته بود!</p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignleft size-full wp-image-3594" style="border: 0pt none; margin-right: 25px;" title="تصویرگری: پیمان عدالتی" src="http://maatine.com/wp-content/uploads/2012/03/bache-nahang.png" alt="" width="250" height="244" />با آغاز عید نوروز و شروع دید و بازدید‌ها، مشکل ما هم آغاز شد. هر مهمانی که به خانه‌ی ما می‌آمد، خیس آب برمی‌گشت. برای همین بچه‌نهنگ بیچاره نه جرات داشت تکان بخورد، نه فواره‌اش را روشن کند!<br />
چند روز که گذشت، بچه‌نهنگ خیلی بهانه گرفت و از جای تنگش می‌نالید. این بار خودش را لوس نمی‌کرد. راست می‌گفت طفلکی!<br />
یک روز تصمیم گرفتم بچه‌نهنگ را به دریا برگردانم. برای همین به پشتش سوار شدم و با او به دریا رفتم. بچه‌نهنگ هم به خانه‌ی خودش یعنی دریا برگشت و من از این موضوع خیلی خوشحال بودم. به هر حال هر کسی باید در خانه‌ی خودش زندگی کند. به قول بابا: «هیچ جایی، خانه‌ی خود آدم نمی‌شود!»<br />
این بود دروغ سیزده من!</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>*توضیح ضروری بعد از خواندن داستان:</strong><br />
این که مقدمه‌ی یک داستان را بعد از خواندن آن، مطالعه کنیم، اتفاق غیرمنتظره‌ای نیست. سابقه‌اش هم برمی‌گردد به تاسیس اولین پستخانه‌ی مبارکه در هر کشور. یعنی وقتی آدم سفارش یک داستان مربوط به عید را به نویسندگانش می‌دهد و چند روز بعد از عید به دستش می‌رسد، و اتفاقا خیلی بانمک است، چاره‌ای ندارد جز اینکه آن را در شماره‌های بعد از عید چاپ کند. چنین مقدمه‌ای بنویسد و بهانه هم بیاورد که «خواستیم حال و هوای عید از سرتان نیفتد!»<br />
این بود مقدمه‌ی بی‌ربط ما درباره‌ی این داستان!</p>
</blockquote>
<blockquote><p><strong>منتشر شده در</strong><br />
<img class="alignnone" src="http://maatine.com/wp-content/plugins/mylinksdump/images/icon_arrow_sm.gif" alt="" width="9" height="9" /> هفته‌نامه‌ی «بچه‌ها&#8230;گل‌آقا» | ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۹ | شماره‌ی ۵۰</p></blockquote>

				<div>
					<h4>2 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/65d3e1f5c5ba002fc43aadc2413b612c?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>فرشته جنیدی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-01-08-haftsin-bache-nahang/comment-page-1/#comment-3043">۱۱ فروردین ۱۳۹۱</a></small>
							چقدر زیبا و جالب خاطره ی خود را شاخ برگ داده اید    .زیبا بودن مطلب یک طرف و جالب بودن ان  در طرف دیگر. خوشحالم که یک همشهری ( من نیز در پیشوا زندگی می کنم) مانند من به کار های ادبی و  فرهنگی علاقه دارد  و انها را در دید مردم قرار میدهد.

با ارزوی  موفقیت برای شما 


جنیدی

11 / 1  /  90
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/477122e0f624ee5faa081d239ad4e3e4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمدعلی مومنی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://maatine.com/91-01-08-haftsin-bache-nahang/comment-page-1/#comment-3044">۱۲ فروردین ۱۳۹۱</a></small>
							سلام.
ممنونم ازت
هستند کسانی که مثل من و شما به ادبیات و کارهای فرهنگی علاقه دارند و هستند کسانی که به علم، موسیقی، تاتر، هنرهای تجسمی و ... علاقه دارند.
من هم خوشحالم که شما (گویا با 9 سال سن) به نوشتن علاقه داری.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=3583">ارسال نظر سریع</a></b></p><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/maatine/~4/1l3DQVJw_bk" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/91-01-08-haftsin-bache-nahang/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پا به پای بهار</title>
		<link>http://maatine.com/91-01-07-pa-be-paye-bahar/</link>
		<comments>http://maatine.com/91-01-07-pa-be-paye-bahar/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 15:50:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محمدعلی مومنی</dc:creator>
				<category><![CDATA[در وب]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[آیین]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماع]]></category>
		<category><![CDATA[باحال]]></category>
		<category><![CDATA[بهار]]></category>
		<category><![CDATA[جشن]]></category>
		<category><![CDATA[شادباش]]></category>
		<category><![CDATA[فضاسازی]]></category>
		<category><![CDATA[نشانه]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[همگرایی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://maatine.com/?p=3549</guid>
		<description><![CDATA[سلام، رسیدن نوروز و بهار را شادباش می‌گویم. امیدوارم «صد سال به (از) این سالها» داشته باشید! نمی‌دانم شما هم از کسانی هستید که فکر می‌کنید «عید دیگه صفای اون وقتا رو نداره»؟ کسانی که میگن: «عید اون موقعا یه جور دیگه بود؛ باصفاتر و باحال‌تر بود! آدم کلی شور و شوق داشت.» زمانی فکر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/all-images/NBOfxmnd/Nowrooz-dushanbe_25Tth_of_Marc.html" target="_blank" title="(232 hits)"><img class="aligncenter size-full wp-image-3557" title="جشن جهانی نوروز | 6 فروردین 1391 | نوروزگاه . دوشنبه . تاجیکستان | برای دیدن تصاویر بیشتر از این جشن، روی عکس، کلیک کنید." src="http://maatine.com/wp-content/uploads/2012/03/Nowrooz-dushanbe-25Tth-of-March.jpg" alt="" width="450" height="298" /></a><br />
<object width="455" height="19" classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"><param name="src" value="http://maatine.4shared.com/embed/1303647438/92ee69ca" /><param name="allowfullscreen" value="false" /><param name="allowscriptaccess" value="always" /><embed width="455" height="19" type="application/x-shockwave-flash" src="http://maatine.4shared.com/embed/1303647438/92ee69ca" allowfullscreen="false" allowscriptaccess="always" /></object></p>
<p style="text-align: justify;">سلام، رسیدن نوروز و بهار را شادباش می‌گویم. امیدوارم «صد سال به (از) این سالها» داشته باشید!<br />
نمی‌دانم شما هم از کسانی هستید که فکر می‌کنید «عید دیگه صفای اون وقتا رو نداره»؟ کسانی که میگن: «عید اون موقعا یه جور دیگه بود؛ باصفاتر و باحال‌تر بود! آدم کلی شور و شوق داشت.»<br />
زمانی فکر می‌کردم این حسرت محصول «نوستالژی‌بازی»های ماست. اما وقتی «امیرحسین» خواهرزاده‌ی ۱۵ ساله‌ام این حرف را تکرار کرد، فکر کردم همه‌ی دلیل این نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">نمی‌دانم دیگران دنبال چه حس و حالی هستند و باید چه بشود؟ اما من حالا چند سالی است که با بهار رابطه‌ای دو طرفه دارم. منتظر نیستم فقط بهار حرف بزند و برایم حس و حالی بیاورد. من هم برای بهار حرف‌ها دارم و می‌خواهم چیزی به بهار و نوروز بدهم.<br />
این رابطه‌ی دوطرفه همیشه بوده و هست. این آدم‌های پیش از ما بودند که به نوروز و بهار معنا دادند و از بهار هم حس و حالی می‌گرفتند. با توجه به اتفاق‌ها و رویدادها معنایی به آن اضافه می‌کردند. بخشی را پر رنگ می‌کردند و بخشی را کمرنگ.</p>
<p style="text-align: justify;">طبیعی است که باید بنا به نیاز زمانه و آنچه که می‌خواهیم، هر بار بهار و نوروز را روزآمد کرد و چیزی به آن افزود. غیر از این باشد، بهار و نوروز چیزی جز یک رسم تکراریِ بیهوده نخواهد بود.<br />
از طرفی مفهوم «نوروز» برای سنین مختلف، متفاوت است. این مفهوم با افزایش سن باید تغییر و رشد کند. اگر برای کودکان «بوی عیدی، بوی توپ و بوی کاغذ رنگی» می‌هد، حتما برای جوان، میانسال و انسان پا به سن گذاشته، مفهوم دیگری در میان است. اینکه در یک دوره‌ی سنی دنبال حس و حال دوره‌ی دیگر سنی باشیم، نتیجه‌اش ناامیدی است. مثلا اینکه در میانسالی دنبال حال و هوای کودکی هستیم!</p>
<p style="text-align: justify;">اما به گمانم دلیل بخشی از این حس و حال از دست رفته، فرو کاستن نوروز از «آیین» به «رسم» باشد.<br />
نوروز فروکاسته شده به شلوغی‌های شب عید و خرید چهار تکه لباس(که خیلی‌ها توان همین کار را هم ندارند) و بعد هم خزیدن به کنج خانه‌ها.<br />
خانه‌های کوچکی که روز به روز هم کوچکتر می‌شوند و دیگر اجازه‌ی دید و بازدیدهای گروهی و خانوادگی را هم نمی‌دهد. اتفاقی که به عید نوروز بیشتر رونق می‌داد و حالا در خانه‌های کوچک چیزی جز یک مهمانی کوچک معمول و مرسوم نیست. اتفاقی که در روزهای دیگر سال هم می‌افتد.<br />
در این کوچک شدن خانه و جشن، نهادهای اجتماعی باید در تدارک جشنی می‌بودند که بشود نام آیین بر آن گذاشت. تدارک جشن‌هایی که طیف‌های مختلف اجتماعی را گرد یک مفهوم و فرهنگ جمع کند و لذت شادی جمعی را نصیب آنها کند.</p>
<p style="text-align: justify;">شهرهای کشور ما «ایران» چقدر حال و هوای نوروزی دارند و چقدر با نشانه‌پردازی و فضاسازی تمایز این عید با روزهای دیگر را برجسته می‌کنند؟ اتفاقی که حس همگرایی اجتماعی را تقویت خواهد کرد.<br />
نمونه‌های انگشت‌شمار این فضاسازی و میل به برگزاری «آیین نوروز» را در شهرهایی مثل <strong><a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/all-images/1pux41rB/esteghbal-az-bahar91-mashhad.html" target="_blank" title="(140 hits)">مشهد (استقبال از بهار)</a></strong> یا بصورت محدودتر در تهران ببینید. فضاسازی شهری شوری برانگیخته می‌کند و شهروندان را گرد یک مفهوم، به شادی، جمع می‌کند. وحدت و همگرایی اجتماعی و پس از آن همگرایی ملی، موضوعی نیست که با شعار به دست آید. آیین‌ها و نمادها کارکردهای روشن و مهمی دارند که از آن غفلت می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">نگاه کنید به <strong><a href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/all-images/NBOfxmnd/Nowrooz-dushanbe_25Tth_of_Marc.html" target="_blank" title="(232 hits)">جشن جهانی نوروز که دیروز در «نوروزگاه» دوشنبه‌ی خودمان، در تاجیکستان، برگزار شد</a></strong>. آیین پرشوری که برای یک سال شوق دست و پا می‌کند و مردم را به هم نزدیک می‌کند. و نگاه کنید به جشن جهانی نوروز که سال پیشین در کشور ما برگزار شد و محدود شد به مراسمی که در یک سالن بصورت محدود برگزار شد.</p>
<p style="text-align: justify;">تاجیک‌ها هم‌آیین‌های پارسی‌زبان ما هستند که نوروز چه به نام آنها، چه به نام ما و چه به نام افغان‌ها در دنیا شناخته شود، تفاوتی نمی‌کند و راه دوری نمی‌رود. ولی برای پیشگیری از شکایت‌های پسین می‌گویم که ما همیشه عادت داشته‌ایم که چیزی را از دست بدهیم و بعد ناله و فغان کنیم.<br />
شاید چند سال دیگر بخواهیم طومارهای اینترنتی امضا کنیم که ما هم در آیین نوروز سهیم بوده‌ایم!</p>
<p style="text-align: justify;">آیین‌ها و از جمله «نوروز» کارکردشان همین بوده و هست که تعداد پرشماری را در یک زمان و در یک حس دلخواه، از جمله شادی آغاز بهار، شریک کند.</p>
<p style="text-align: justify;">وجودتان سرشار از حس تازگی بهار. دوستتان دارم.<br />
محمدعلی</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>پی‌آمد</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignnone" src="http://maatine.com/wp-content/plugins/mylinksdump/images/icon_arrow_sm.gif" alt="" width="9" height="9" /> آهنگ زیبای ابتدای این نوشته، «نوروزخوانی» است با اجرای <strong><a href="http://maatine.com/go.php?http://ajammusic.com/index.html" target="_blank" title="(114 hits)">گروه «عجم»</a></strong><br />
<img src="http://maatine.com/wp-content/plugins/mylinksdump/images/icon_arrow_sm.gif" alt="" width="9" height="9" /> با کلیک روی عکس نخست، یا <strong><a title="جشن جهانی نوروز | 6 فروردین 1391 | نوروزگاه . دوشنبه . تاجیکستان (232 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/all-images/NBOfxmnd/Nowrooz-dushanbe_25Tth_of_Marc.html" target="_blank">همین‌جا</a></strong> تصاویر جشن نوروز در دوشنبه را ببینید.<br />
<img src="http://maatine.com/wp-content/plugins/mylinksdump/images/icon_arrow_sm.gif" alt="" width="9" height="9" /> در متن، لینک تصاویر <strong><a title="مشهد (140 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://maatine.4shared.com/all-images/1pux41rB/esteghbal-az-bahar91-mashhad.html" target="_blank">طرح «استقبال از بهار»</a></strong> را هم گذاشته‌ام.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>بازنشر</strong><br />
<a title="تیتر از سی‌میل (113 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://www.30mail.net/weblog/2012/mar/26/mon/16402" target="_blank">فروکاستن نوروز از «آیین» به «رسم»</a> <strong>|</strong> <a title="تیتر از سی‌میل (113 hits)" href="http://maatine.com/go.php?http://www.30mail.net/weblog/2012/mar/26/mon/16402" target="_blank">سی‌میل</a></p>

			  <p><b><a target="_blank" href="http://maatine.com/?cof_write=3549">ارسال نظر سریع</a></b></p><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/maatine/~4/Y7_aUBrjyX8" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://maatine.com/91-01-07-pa-be-paye-bahar/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<enclosure url="http://maatine.4shared.com/embed/1303647438/92ee69ca" length="105453" type="application/x-shockwave-flash" /><media:content url="http://maatine.4shared.com/embed/1303647438/92ee69ca" fileSize="105453" type="application/x-shockwave-flash" /><itunes:explicit>yes</itunes:explicit><itunes:subtitle>سلام، رسیدن نوروز و بهار را شادباش می‌گویم. امیدوارم «صد سال به (از) این سالها» داشته باشید! نمی‌دانم شما هم از کسانی هستید که فکر می‌کنید «عید دیگه صفای اون وقتا رو نداره»؟ کسانی که میگن: «عید اون موقعا یه جور دیگه بود؛ باصفاتر و باحال‌تر بود! آدم کلی شو</itunes:subtitle><itunes:summary>سلام، رسیدن نوروز و بهار را شادباش می‌گویم. امیدوارم «صد سال به (از) این سالها» داشته باشید! نمی‌دانم شما هم از کسانی هستید که فکر می‌کنید «عید دیگه صفای اون وقتا رو نداره»؟ کسانی که میگن: «عید اون موقعا یه جور دیگه بود؛ باصفاتر و باحال‌تر بود! آدم کلی شور و شوق داشت.» زمانی فکر [...]</itunes:summary><itunes:keywords>در وب, یادداشت, آیین, اجتماع, باحال, بهار, جشن, شادباش, فضاسازی, نشانه, نوروز, همگرایی</itunes:keywords></item>
	<media:rating>adult</media:rating></channel>
</rss>

