<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" version="2.0">

<channel>
	<title>روزگار جوانی</title>
	
	<link>http://javani.blogno.ir</link>
	<description>نوشته های مجید در روزگار جوانی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 18 May 2012 12:45:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/majidnazari65" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="majidnazari65" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
		<title>این روزها که می‎گذرند…</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/02/29/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8e%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%86%d8%af/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/02/29/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8e%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%86%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 May 2012 12:41:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار سربازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=410</guid>
		<description><![CDATA[چوب خط به خط سوم رسیده. همه روزها شبیه هم شده: کلاس و مرخصی یا کلاس و نگهبانی. به همه چیز فکر می کنم جز کلاس و درس و امتحان. به اینکه من و هزاران نفر دیگه اینجا چه می کنیم؟ این که وضعیت می تونست از این هم بدتر باشه و یا شاید هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چوب خط به خط سوم رسیده. همه روزها شبیه هم شده: کلاس و مرخصی یا کلاس و نگهبانی. به همه چیز فکر می کنم جز کلاس و درس و امتحان. به اینکه من و هزاران نفر دیگه اینجا چه می کنیم؟ این که وضعیت می تونست از این هم بدتر باشه و یا شاید هم بهتر. به این که قدر زمان رو بدونم (احساس می کنم نشسته ام و گذر زمان را می نگرم). به روزهای گذشته و روزهایی که هنوز نرسیده فکر می کنم. زندگی در حال من سخته. این فکرها  هیچ وقت تموم نمیشه.</p>
<p>دیروز رفتیم مسجد، حمام و بازار وکیل. مسجد جامع عتیق رو هم رفتیم ببینیم که راه رو گم کردیم و نشد! ارگ کریمخانی رو هم که قبلا رفته بودیم همون نزدیکیهاست و بنای زیبا و جالبیه.</p>
<p>درخت توت در سطح شهر و پادگان زیاده و ما هم از فرصت استفاده کردیم و تا حالا تا می تونستیم خوردیم. درخت نارنج هم زیاده که البته به کار ما نمیاد. تا ده روز دیگه هم بهمون مرخصی میاندوره میدن که از الان لحظه شماری می کنم برای اون چند روز.</p>
<p>دیگه اینکه شاید پست بعدی رو از خونه بفرستم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/02/29/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%87%d8%a7-%da%a9%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8e%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پارک آزادی</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/02/13/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/02/13/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 12:46:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار سربازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=401</guid>
		<description><![CDATA[امروز عصر مرخصی گرفتم اومدم شهر ببینیم چه خبره. می خواستم برم پارک آزادی که نزدیک پادگان هم هست. جلوی پارک یه کافی نت دیدم، اومدم یه چیزی بنویسم و برم. پادگان در شمال شهر قرار گرفته و نزدیک حافظیه هست. این خیلی خوبه چون از در پادگان که میایم بیرون تو شهریم و مکان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز عصر مرخصی گرفتم اومدم شهر ببینیم چه خبره. می خواستم برم پارک آزادی که نزدیک پادگان هم هست. جلوی پارک یه کافی نت دیدم، اومدم یه چیزی بنویسم و برم.<br />
پادگان در شمال شهر قرار گرفته و نزدیک حافظیه هست. این خیلی خوبه چون از در پادگان که میایم بیرون تو شهریم و مکان دیدنی هم تو شیراز زیاده خدا رو شکر.<br />
امروز صبح فرمانده هنگ اومد برامون صحبت کرد، قبلا شنیده بودیم که ایشون دانشجوها رو خیلی دوست دارن (البته همه سربازا رو هم همینطور) ولی امروز بهمون ثابت شد.<br />
اگر فردا نگهبان باشم خوبه، چون احتمالا جمعه بخوایم با دوستان بریم تخت جمشید رو ببینیم.<br />
خب دیگه برم تو پارک از فضا و هوای عالی شیراز استفاده کنم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/02/13/%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چی شد که اومدم اینجا؟</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/02/09/%da%86%db%8c-%d8%b4%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%af%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%9f/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/02/09/%da%86%db%8c-%d8%b4%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%af%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Apr 2012 14:30:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[پیشنهاد سایت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=396</guid>
		<description><![CDATA[الان حدود یک ساله که در بلاگنو وبلاگ‎نویسی می کنم. زمانی بود که تصمیم گرفتم وبلاگی که در بلاگفا برای معرفی تقویم ساخته بودم توسعه بدم و اون رو تبدیل کنم به سایت. سرویس‎های مختلفی رو بررسی کردم، مواردی که برای انتخاب یه سرویس وبلاگ‎نویسی مد نظرم بود اول اجازه حذف تبلیغات و اتصال دامنه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الان حدود یک ساله که در <a href="http://blogno.ir/" target="_blank">بلاگنو</a> وبلاگ‎نویسی می کنم. زمانی بود که تصمیم گرفتم وبلاگی که در بلاگفا برای معرفی تقویم ساخته بودم توسعه بدم و اون رو تبدیل کنم به سایت. سرویس‎های مختلفی رو بررسی کردم، مواردی که برای انتخاب یه سرویس وبلاگ‎نویسی مد نظرم بود اول اجازه حذف تبلیغات و اتصال دامنه به وبلاگ و بعد سرعت و پایداری وبلاگ بود. اون موقع تازه با بلاگها و وردپرس آشنا شده بودم، و می‎خواستم از بلاگها استفاده کنم. تازه وبلاگ روزگار جوانی رو هم از میهن بلاگ به بلاگها انتقال داده بودم که بلاگها با مشکل عدم پایداری روبرو شد و مدتی در نمایش و مدیریت وبلاگها مشکل به وجود اومد. اینجا بود که تصمیم گرفتم سرویس دیگه ای بر پایه ی وردپرس پیدا کنم. اول وبلاگ روزگار جوانی رو به بلاگ اسکای منتقل کردم (که نیازمند امکانات زیادی نبود) بعد دست به دامن گوگل شدم تا یه سرویس وطنی با امکانات خوب پیدا کنم. پیشنهاد گوگل هم بلاگنو بود. بعد از چند ماه فعالیت در بلاگنو وبلاگ روزگار جوانی رو هم به اینجا منتقل کردم تا از امکانات وردپرس استفاده کنم.</p>
<p>تا حالا <a href="http://blogno.ir/" target="_blank">بلاگنو</a> از نظر سرعت و پایداری خوب بوده و آروز می کنم که بدون مشکل به کارش ادامه بده. طبق گفته مدیران سایت، هدف از ایجاد بلاگنو وبلاگ نویسی با کمترین هزینه و بیشترین امکانات، و همچنین کمک به پیشبرد فرهنگ وبلاگ نویسی است. که به نظرم در عمل هم به اون رسیده‎اند. هزینه ایجاد وبلاگ در بلاگنو ناچیز است و با هزینه ای کم امکان اتصال دامنه و حذف تبلیغات وجود داره. همه اینها یعنی لذت نوشتن در وبلاگ خود.</p>
<p>برای مدیران بلاگنو آرزوی موفقیت می‎کنم و ازشون ممنونم که محیط آرام و مناسبی برای وبلاگ‎نویسی مهیا کرده‎اند.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/02/09/%da%86%db%8c-%d8%b4%d8%af-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%85%d8%af%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دارم میرم به شیراز</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/02/09/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/02/09/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 28 Apr 2012 11:58:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار خودم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=390</guid>
		<description><![CDATA[بار و بندیل رو بستم و کوله رو گذاشتم گوشه اتاق. همه چی آماده است برای حرکت به سمت شیراز. این سربازی هم بهانه ای شده برای رفتن به شیراز، وگرنه خودم حالا حالاها اون طرفا نمی‎رفتم. کلا اهل سفر نیستم. اگه اونجا حالی مونده بود و گذرم به کافی نت خورد، یه پست از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بار و بندیل رو بستم و کوله رو گذاشتم گوشه اتاق. همه چی آماده است برای حرکت به سمت شیراز. این سربازی هم بهانه ای شده برای رفتن به شیراز، وگرنه خودم حالا حالاها اون طرفا نمی‎رفتم. کلا اهل سفر نیستم.<br />
اگه اونجا حالی مونده بود و گذرم به کافی نت خورد، یه پست از نوع شیرازی هم میذارم تو وبلاگ <img src='http://javani.blogno.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/02/09/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b1%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اکشال نداره</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/02/05/%d8%a7%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/02/05/%d8%a7%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 14:47:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار خودم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=392</guid>
		<description><![CDATA[به لطف گوگل مپز مرکز آموزشی که تو شیراز باید برم شناسایی شد. آدرسشم اینه: شیراز &#8211; سمت راست. داشتم بررسی میکردم که تو کدوم سرویسای وبلاگدهی عضو بودم و وبلاگ درست کردم، متوجه شدم که کلا آدم ناراحتی بودم. ایران بلاگ، لوکس بلاگ، وست بلاگ، پرشین بلاگ ، بلاگها، بلاگ اسکای، بلاگفا، میهن بلاگ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به لطف گوگل مپز مرکز آموزشی که تو شیراز باید برم شناسایی شد. آدرسشم اینه: شیراز &#8211; سمت راست. <img src='http://javani.blogno.ir/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> </p>
<p>داشتم بررسی میکردم که تو کدوم سرویسای وبلاگدهی عضو بودم و وبلاگ درست کردم، متوجه شدم که کلا آدم ناراحتی بودم. ایران بلاگ، لوکس بلاگ، وست بلاگ، پرشین بلاگ ، بلاگها، بلاگ اسکای، بلاگفا، میهن بلاگ که تو این چهارتای آخری حداقل یک ماه مطلب می نوشتم. اینا وبلاگایی بود که یادم بود و تونستم واردشون بشم.</p>
<p>تو این چند روزه یه چیزی تو وجودم می لولید و می گفت تو ۰۱ یه چیزی جا گذاشتی. ما هم گشتیم و دیدم بله، کلاه و جعبه واکس و متعلاقتش جا مونده، هر کی برداشته &#8230; به قول کلاه قرمزی اکشال نداره. رفتم یدونه بهترشو خریدم.</p>
<p>در راستای مبحث <a title="ایدئولوژی آهنگین" href="http://porpot.blogsky.com/1390/02/23/post-347/" target="_blank">ایدئولوژی آهنگین</a> که دکتر راه انداخته آهنگی که این روزهای من رو درک میکنه «<a title="شد خزان" href="http://s3.picofile.com/file/7363900107/TRACK_1.mp3.html" target="_blank">شد خزان</a> &#8211; جواد بدیع زاده» است. (البته درست شدن هدفون که تو پست قبلی گفتم در این انتخاب بی تاثیر نبوده)</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/02/05/%d8%a7%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پست دو هفته ای</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/02/01/%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/02/01/%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 16:33:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار سربازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=387</guid>
		<description><![CDATA[خب آموزشی تموم شد. دیروز بعد از حدود دو ساعت خبردار ایستادن، رژه رفتیم و با ۰۱ خداحافظی کردیم. برگه‎های تقسیم به یگانهای جدید رو بهمون دادن و انداختنمون بیرون! دوره‎ی خوبی بود (از اون خوبهایی که دیگه دوست نداری تکرار بشه). محل جدید خدمت همونیه که حدس می‎زدم. دوره کد دو ماهه‎ی شیراز. ناراحت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خب آموزشی تموم شد. دیروز بعد از حدود دو ساعت خبردار ایستادن، رژه رفتیم و با ۰۱ خداحافظی کردیم. برگه‎های تقسیم به یگانهای جدید رو بهمون دادن و انداختنمون بیرون! دوره‎ی خوبی بود (از اون خوبهایی که دیگه دوست نداری تکرار بشه). محل جدید خدمت همونیه که حدس می‎زدم. دوره کد دو ماهه‎ی شیراز. ناراحت نیستم، چون از اول می‎دونستم این دوره دو ماهه باید طی بشه و ممکنه شیراز باشه.</p>
<p>بعد از تعطیلات عید یه پنجشنبه نگهبان بودم و نشد بیام خونه (البته به جاش رفتیم دربند)، پنجشنبه‎ی بعدش هم رفتیم اردوگاه و باز هم نشد بیام مرخصی.</p>
<p>از اردوگاه (تِلو) بگم، رفته بودیم مثلا زندگی در شرایط سخت رو یاد بگیریم. هوا که دو نفره بود! شام و ناهار و صبحونه هم که همیشه حاضر بود (یعنی مجبور نبودیم برای ناهار بریم شکار!). WC هم که دغدغه‎ی خیلی از بچه‎ها بود مشکلی نداشت! چادرها و پلاستیکهای روشون هم که آماده بودن و ما عملیات چند ساعته‎ی چادر زنی رو نداشتیم. موقع برگشتن هم چادرها رو جمع نکردیم. تو هر چادر قرار بود ۱۱ نفر باشن که چون تعداد چادرهای آماده زیاد بود، به هر ۷ نفر یه چادر رسید. با این وجود به خاطر کمی جا خوابیدن یکی از معضلات اون سه شب بود. میدان تیر و تیراندازی با ژ-۳ خیلی عالی بود و اگر بعضی اتفاقات نمی افتاد عالی‎تر هم می‎شد. شب آخر هم نگهبان بودم و از شانس ما بارون تندی اومد.تو چادر هم بارون زده بود و نصف پتوها و ملحفه‎ها خیس شده بودن. صبح همه نم کشیده بودیم و لباس و پوتین‎هامون خیس شده بود. کلا تلو خوش گذشت!</p>
<p>سه روز برای اجرای مراسم سردوشی تمرین کردیم و دیروز ساعت ۸:۳۰ اصل مراسم اجرا شد و بعدش هم که بند و بساطمون رو جمع کردیم و برگشتیم خونه.</p>
<p>خبرهای بدی که تو این مدت شنیدم: یکی این بود که خدمت برای اعزامی‎های سال ۹۱ به بعد ۲۱ ماه شد که البته خدمت ما همون ۱۸ ماه هست با یک ماه کسری. یه خبر بد دیگه این بود که احتمالا از دور بعدی درجه‎ای که به لیسانس وظیفه داده میشه استواری هست (فعلا ستوان سومی است) و ممکنه شامل حال ما که دوره کدی هستیم و دو ماه دیگه سردوشی می‎گیریم بشه (که امیدوارم اینطوری نشه).</p>
<p>خبر خوب اینکه داداشم اومد هدفونم رو درست کرد و الان هر دوتا گوشی هدفون کار میکنه! (دغدغه دارم در سطح تیم ملی!) و اینکه چقدر خوب شد خدمتم رو دو ماه عقب ننداختم، و گرنه به قول بچه ها سه ماه میرفت تو پاچّه‎ام! از این توفیق اجباری هم که نصیبم شده برم شیراز کمی تا قسمتی خوشحالم.</p>
<p>و در آخر امیدوارم دوره خدمت همه سربازا به خوبی و خوشی بگذره مخصوصا هم‎دوره‎ایهام که چندتاشون جاهای بدی افتادن.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #616161">پی‎نوشت: </span></p>
<p><span style="color: #808080">چه خلاقیتی! حتی اگه مزه‎ی خوبی نداشته باشه باید یه بار امتحان کنم.</span> <a href="http://www.asriran.com/fa/news/210394/امتحان-کنید-خیلی-جالبه-عکس" target="_blank">+</a></p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/02/01/%d9%be%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شایعه</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/01/12/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/01/12/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Mar 2012 15:10:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار سربازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=382</guid>
		<description><![CDATA[یکی هست تو یگانمون غول مرحله آخر شایعه است. نصف شایعه هایی که تو مرکز میپیچه زیر سر این آدمه (اینم از اون آمارا بود!). یه روز یه نفر بهش گفت برو جلسه حضور غیاب نگهباناست، الانه که نهست نگهبانی بخوری. اینم برگشته گفته من خودم آخر شایعه پراکنیم، این چیزا رو جلوی من نگو. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی هست تو یگانمون غول مرحله آخر شایعه است. نصف شایعه هایی که تو مرکز میپیچه زیر سر این آدمه (اینم از اون آمارا بود!). یه روز یه نفر بهش گفت برو جلسه حضور غیاب نگهباناست، الانه که نهست نگهبانی بخوری. اینم برگشته گفته من خودم آخر شایعه پراکنیم، این چیزا رو جلوی من نگو. که بعد طرف کلی قسم میخوره که بیا برو همه رفتن فقط تو موندی و &#8230; بالاخره به حضور غیاب میرسه.</p>
<p><a title="ترول" href="http://narenji.ir/3098" target="_blank">ترولی</a> شده برای خودش. وقتی شروع میکنه به پخش شایعه یه چیزیه تو این مایه ها:</p>
<p style="text-align: center"><img class=" aligncenter" src="http://s2.picofile.com/file/7342453759/troll_face1.jpg" alt="ترول" width="250" height="228" /></p>
<p style="text-align: right">بعد هم هرهر به ریش بچه ها می خنده:</p>
<p style="text-align: center"><img class="aligncenter" src="http://s2.picofile.com/file/7342454080/troll_face2.jpg" alt="ترول" width="206" height="245" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/01/12/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b9%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جیگرشو نداشت!</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/01/12/%d8%ac%db%8c%da%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/01/12/%d8%ac%db%8c%da%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Mar 2012 06:12:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار سربازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=380</guid>
		<description><![CDATA[یه نامردی هم بود که سر صف یه حرفی زد، افسر آموزش گفت هرکی بود خودش بیاد بیرون، جرات نکرد بره بیرون، یه گروهان صد نفره به خاطر اون یه نفر تنبیه شدن. یه نفر دیگه هم بود که از صف رفت بیرون گفت من بودم جناب سروان، جناب سروان هم گفت تو اصن قیافت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یه نامردی هم بود که سر صف یه حرفی زد، افسر آموزش گفت هرکی بود خودش بیاد بیرون، جرات نکرد بره بیرون، یه گروهان صد نفره به خاطر اون یه نفر تنبیه شدن. یه نفر دیگه هم بود که از صف رفت بیرون گفت من بودم جناب سروان، جناب سروان هم گفت تو اصن قیافت به این حرفا نمیخوره، برو بشین. راست هم می گفت از اون بچه مثبتا بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/01/12/%d8%ac%db%8c%da%af%d8%b1%d8%b4%d9%88-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لذت</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1391/01/04/%d9%84%d8%b0%d8%aa/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1391/01/04/%d9%84%d8%b0%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Mar 2012 07:37:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزگار خودم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=369</guid>
		<description><![CDATA[می‎خوام سعی کنم تا این چوب خط لعنتی سیاه می‎شه از زندگی لذت ببرم. حالا هرجا که باشم فرقی نمی‎کنه. لذت اجباری برای یه زندگی اجباری&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>می‎خوام سعی کنم تا این چوب خط لعنتی سیاه می‎شه از زندگی لذت ببرم. حالا هرجا که باشم فرقی نمی‎کنه. لذت اجباری برای یه زندگی اجباری&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1391/01/04/%d9%84%d8%b0%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بوی عید میاد</title>
		<link>http://javani.blogno.ir/1390/12/29/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/</link>
		<comments>http://javani.blogno.ir/1390/12/29/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Mar 2012 12:02:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مجید نظری</dc:creator>
				<category><![CDATA[متفرقه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://javani.blogno.ir/?p=373</guid>
		<description />
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" src="http://s1.picofile.com/file/7332993866/booye_eid.jpg" alt="سال نو مبارک" width="400" height="276" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://javani.blogno.ir/1390/12/29/%d8%a8%d9%88%db%8c-%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

