Warning: include() [function.include]: open_basedir restriction in effect. File(/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-base.php) is not within the allowed path(s): (/home3/irantabl:/usr/lib/php:/usr/php4/lib/php:/usr/local/lib/php:/usr/local/php4/lib/php:/tmp) in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 65

Warning: include(/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-base.php) [function.include]: failed to open stream: Operation not permitted in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 65

Warning: include() [function.include]: open_basedir restriction in effect. File(/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-base.php) is not within the allowed path(s): (/home3/irantabl:/usr/lib/php:/usr/php4/lib/php:/usr/local/lib/php:/usr/local/php4/lib/php:/tmp) in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 65

Warning: include(/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-base.php) [function.include]: failed to open stream: Operation not permitted in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 65

Warning: include() [function.include]: Failed opening '/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-base.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 65

Warning: include_once() [function.include-once]: open_basedir restriction in effect. File(/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/ossdl-cdn.php) is not within the allowed path(s): (/home3/irantabl:/usr/lib/php:/usr/php4/lib/php:/usr/local/lib/php:/usr/local/php4/lib/php:/tmp) in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 82

Warning: include_once(/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/ossdl-cdn.php) [function.include-once]: failed to open stream: Operation not permitted in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 82

Warning: include_once() [function.include]: Failed opening '/home4/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/ossdl-cdn.php' for inclusion (include_path='.:/usr/lib/php:/usr/local/lib/php') in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php on line 82

Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home3/irantabl/public_html/blog/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache.php:65) in /home3/irantabl/public_html/blog/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
وبلاگ مهدی بهرامی http://mehdibahrami.me/blog طراح محصول و مشاور توسعه اپلیکیشن‌های موبایل Wed, 19 Apr 2017 03:10:18 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.5.11 چرا ایرانسل برندی تحت عنوان آی‌سیم بوجود آورد؟ http://mehdibahrami.me/blog/isim/ Fri, 05 Dec 2014 18:24:46 +0000 http://mehdibahrami.me/blog/?p=50 شرکت ایرانسل در تاریخ ۶ بهمن امسال از برند جدیدی تحت عنوان آی‌سیم (iSim) پرده برداری کرد، برندی که تنها ارائه دهنده سیم‌کارت‌های دائمی خواهد بود و با مراجعه به سایت آن در خواهید یافت که هیچ قابلیتی ویژه‌ای را علاوه بر آنچه در حال حاضر مشترکین سیم‌کارت‌های ایرانسل دارا هستند ارائه نمی‌نمایند! پس با […]

نوشته چرا ایرانسل برندی تحت عنوان آی‌سیم بوجود آورد؟ اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
Banner_Final_ISim

شرکت ایرانسل در تاریخ ۶ بهمن امسال از برند جدیدی تحت عنوان آی‌سیم (iSim) پرده برداری کرد، برندی که تنها ارائه دهنده سیم‌کارت‌های دائمی خواهد بود و با مراجعه به سایت آن در خواهید یافت که هیچ قابلیتی ویژه‌ای را علاوه بر آنچه در حال حاضر مشترکین سیم‌کارت‌های ایرانسل دارا هستند ارائه نمی‌نمایند! پس با این وجود چرا ایرانسل به سراغ خلق برند جدیدی رفته است ؟!

همانطور که مطلع هستید ایرانسل در بخش سیم‌کارت‌های دائمی فروش بسیار کمتری را نسبت به شرکت ارتباطات سیار (همراه اول) که بزرگترین رقیب آن محسوب می‌شود در سال‌های اخیر دارا بوده است، و از آن جهت که فروش این دسته از سیم‌کارت‌ها درآمد مالی بیشتری را عاید شرکت می‌نماید شرکت ایرانسل در سال‌های اخیر تلاش بسیاری نمود تا با اقدامات متعدد و ارائه امکاناتی چون صورتحساب آنلاین، هزینه‌های تماس کمتر و… بازار خود را در میان مشترکین دائمی نیز گسترش دهد اما واضح است که ایرانسل در ذهن اکثریت ما مشترکین برندی محبوب اما کم ارزش است و کمتر دیده و یا شنیده‌ایم که سیم‌کارتی با پیش شماره مثلا ۰۹۳۵ دائمی باشد!

حال سوال اینجاست شرکت همراه اول چگونه توانسته است در میان بازار داغ سیم‌کارت‌های اعتباری فروش خوبی را در بخش سیم‌کارت‌های دائمی به خود اختصاص دهد؟ پاسخ این سوال در مرزبندی همراه اول مابین سیم‌کارت‌های اعتباری و دائمی است که به عنوان مثال در تهران سیم‌کارت‌های اعتباری و دائمی با پیش شماره‌های ۰۹۱۹ و ۰۹۱۲ از یکدیگر جدا شده است اینکار باعث ارزش آفرینی برای مشترکین شده و معین می‌گردد هر یک از کاربران حاضر شده‌اند حدوداً چه رقمی را برای خرید سیم‌کارت های خود هزینه کنند، تا جایی که گاهاً ارزش افراد با پیش‌شماره‌های سیم‌کارت آنها تعیین می‌گردد! به عنوان مثال می‌توان به سیم‌کارت‌های کد ۱ در تهران اشاره کرد که بعضاً دارای رقم‌های چند صدمیلیونی بوده و معمولاً دارندگان آنها افرادی با میانگین درآمدی بالا هستند. حال ایرانسل نیز از این راه‌کار الگو گرفته و سیم‌کارت‌های آی‌سیم را با پیش شماره ۰۹۰۲ به بازار عرضه نموده است تا با اینکار بتواند سیم‌کارت‌های دائمی خود را از سیم‌کارت‌های اعتباری جدا نماید و سعی نماید ارزش بیشتری را به مشترکین آی‌سیم ارائه  دهد.

سوال بعدی اینجاست که چرا ایرانسل سیم‌کارت‌های دائمی خود را با پیش‌شماره متفاوت و با همان برند ایرانسل که تا به حال میلیاردها تومان برای آن هزینه کرده است به بازار عرضه نکرد؟ همانطور که در ابتدای مقاله اشاره کردم، برند ایرانسل در ذهن اکثر کاربران برندی محبوب اما کم ارزش است، از طرف دیگر با اینکه با مدیران ایرنسل آشنایتی ندارم اما براساس اقدامات و راه‌کارهایی که تابه‌حال در پیش گرفته‌اند می‌توانم بگویم انسان‌هایی با دانش فنی بالا هستند پس مطمئناً بازار را به خوبی محک زده‌اند و با توجه به تجربه شرکت‌های بزرگی چون Toyota که ماشین‌های First Class خود را با برند جدید Lexus به بازار عرضه کرد اقدام به ایجاد برندی جدید نموده‌اند تا ذهنیت قبلی کاربران نسبت به ایرانسل خللی در موفقیت آی‌سیم ایجاد ننماید.

پس چرا در تبلیغات آی‌سیم در پایان نام ایرانسل نیز به میان می‌آید؟ در پاسخ باید گفت اولاً اشاره به نام ایرانسل در پایان تبلیغ و بسیار کوتاه است، اما اینکار نیز بی‌دلیل نیست، دغدغه اصلی مردم در خرید سیم‌کارت از اپراتور جدید آنتن‌دهی سیم‌کارت‌های در مناطق مختلف شهر و راه‌های بین شهری است، اگر توجه کرده باشید در تبلیغات آی‌سیم بسیار هوشمندانه در پایان تبلیغ اشاره می‌گردد “با پشتیبانی ایرانسل” یعنی آی‌سیم از طریق ایرانسل که آنتن‌دهی مناسبی در کشور دارد پشتیانی می‌گردد و نگرانی‌ای از این بابت وجود نخواهد داشت.

چرا نام برند جدید “آی‌سیم” است؟ ایرانسل شرکت بسیار قوی‌ای در زمینه داده‌کاوی است، همین کاوش‌ها به ایرانسل اطلاع می‌دهد که مردم ایران به چیزهای “آی”دار علاقه زیادی دارند و حاضرند برای آنها قیمت بالایی بپردازند، چون بدین محصولات با دیدی متمایز نگاه می‌کنند، به عنوان مثال محصولات شرکت اپل همچون “آی‌فون”، “آی‌پد”، “آی‌مک” و… در سال‌های اخیر درکشور فروش خوبی را داشته‌اند و دارندگان این محصولات غالباً به علت قیمت بالای محصول خود ارزش بیشتری را نیز دریافت می‌کنند از طرف دیگر پس از عرضه محصولات اپل در کشور محصولات متفاوتی که نام آنها با “آی” شروع می‌شود به بازار ورود کرده و موفقیت نسبی‌ای را تجربه کرده‌اند، ایرانسل نیز برای ایجاد برند جدید خود از این نام استفاده کرده و “سیم” که به سیم‌کارت اشاره دارد را در کنار “آی” پر ارزش قرار داده تا برای برند جدید خود از این طریق ارزش آفرینی نماید.

تبلیغات هدفمند: ایرانسل سعی کرده در تبلیغات خود از رنگ‌بندی‌های خاصی استفاده نماید، تا از این طریق حس ارزش‌آفرینی را از طریق بحث‌های روانی در سطح شهر و فضای مجازی به کاربر منتقل نماید تا کاربران را بیشتر به سوی برند جدید خود ترغیب نمایند، البته باید اشاره کرد هزینه‌های تبلیغاتی آی‌سیم در حال حاضر چندان زیاد نبوده و مشخص است ایرانسل در حال سنجش بازار است تا مبادا با هزینه‌ای بالا شکست خورده و از این بازار کنار رود.

ایرانسل منتظر خاتمه پروانه انحصار رایتل: ایرانسل در حال حاضر تجهیزات نسل سوم مخابراتی را تهیه و نصب نموده است و تنها منتظر خاتمه زمان پروانه انحصار رایتل برای فعال‌سازی این امکان است، در شرایط فعلی و به منظور ترغیب مشترکین به خرید سیم‌کارت‌های آی‌سیم اصلاً بعید نیست ایرانسل در صورتی که همراه‌اول این بازی را برهم نزند، در ابتدا به فعال‌سازی این امکان به صورت موقت برای مشترکین آی‌سیم نماید تا مشترکین بیشتری را برای خرید این سیم‌کارت‌ها ترغیب نماید و چندماه بعد این امکان را برای سیم‌کارت‌های اعتباری خود نیز فعال نماید!

نوشته چرا ایرانسل برندی تحت عنوان آی‌سیم بوجود آورد؟ اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
درباره شایعه برپایی فروشگاه فیزیکی آمازون؛ نگاهی به درون ذهن جف بِیزُس http://mehdibahrami.me/blog/amazon-opening-physical-store-not-for-shopping/ Thu, 10 Apr 2014 22:13:38 +0000 http://mehdibahrami.me/blog/?p=121   ۱۷ مهر (۹ اکتبر) وال استریت ژورنال به نقل از منابع معتبر خود گزارشی منتشر کرد مبنی بر این که بزرگترین خرده فروشی الکترونیکی (E-Tailer) جهان، آمازون، قصد دارد با راه‌اندازی فروشگاهی فیزیکی در نیویورک به دنیای Brick-and-Mortar  وارد شود. این بهانه‌ای شد تا وبسایت‌های مختلف مثل بیزینس اینسایدر به برشماری دلایل لزوم این امر […]

نوشته درباره شایعه برپایی فروشگاه فیزیکی آمازون؛ نگاهی به درون ذهن جف بِیزُس اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
Amazon

 

۱۷ مهر (۹ اکتبر) وال استریت ژورنال به نقل از منابع معتبر خود گزارشی منتشر کرد مبنی بر این که بزرگترین خرده فروشی الکترونیکی (E-Tailer) جهان، آمازون، قصد دارد با راه‌اندازی فروشگاهی فیزیکی در نیویورک به دنیای Brick-and-Mortar  وارد شود. این بهانه‌ای شد تا وبسایت‌های مختلف مثل بیزینس اینسایدر به برشماری دلایل لزوم این امر از طرف آمازون بپردازند.

همین تک خبر کافی بود تا پرسشی مهم شکل بگیرد: آیا آمازون واقعا دارد تیشه به ریشه خود می‌زند؟

چند سال پیش جف بِیزُس (Jeff Bezos) مدیرعامل آمازون، در مصاحبه‌ای به این سوال که آیا احتمال حضور آمازون در فضای فیزیکی و رقابت مستقیم در این بازار با وال‌مارت (Wallmart) وجود دارد یا خیر، چنین پاسخ داد: “ما برنامه‌ای برای این کار نداریم، ما در بازار الکترونیکی مزایایی در اختیار داریم که دستیابی به بسیاری از آنها در یک فروشگاه فیزیکی امکان پذیر نیست و یا بسیار سخت است.”

این موضوع در سال ۲۰۱۲ دوباره تکرار شد و باز هم آقای بِیزُس درمصاحبه‌ای دیگر این بار با شبکه CBS News  اعلام کرد که آمازون قصد ورود به این حوزه را ندارد -که ندارد!

اما شاید سوال کنید مزایای مورد medicinedrop.com نظر این مدیر برجسته -که فقط در بازار الکترونیکی یافت می شوند-  چیست و آمازون چگونه به آنها دست یافته؟ بیایید بخشی از این مزیت‌ها را با هم مرور کنیم:

پایگاه مشتری (Customer Base): احتمالا مطلب قبلی‌ام را خوانده اید. در آن اشاره شده که آمازون تمام فعالیت‌های مشتریانش را رصد و در سیستم‌های خود ثبت می‌کند. این کار به آمازون اجازه شناخت هرچه بهتر علایق و سلایق کاربران را داده و باعث شده امکان ارائه خدمات شخصی‌سازی شده براساس هر کاربر را بیابد.

سیستم های توصیه گر (Recommender Systems): آمازون با تکیه بر اطلاعات و داده هایی که -پیش تر نوشتیم- از کاربران خود جمع آوری می کند، قابلیت «ارائه برترین و مرتبط‌‌ترین محصولات به کاربر» را در سیستم خود گنجانده، به نحوی که مشتری احساس می‌کند که با کمک آن محصول مدنظر خود را یافته و در نتیجه برای خرید اقدام می‌کند.

جامعیت و انبارداری: احتمالا می‌دانید که آمازون با حدود ۵۰۰ هزار فروشگاه دیگر از تارگت (Target) و بارنز-اند-نوبلز (Barnes&Nobles) گرفته تا فروشگاه‌هایی در برخی شهرهای کوچک همکاری دارد و تنها بخش بسیار کمی از محصولات پرطرفدار را در انبارهای خود نگه می‌دارد. با همین سازماندهی صحیح است که آمازون توانسته جامعیتی برای خود رقم بزند که مشابه آن در یک فروشگاه فیزیکی امکان پذیر نیست زیرا غالب این محصولات سالی یک بار هم سفارش ندارند و در نتیجه انبارداری آنها برای هیچ خرده فروشی فیزیکی صرف نمی‌کند. اما از طرفی با همین شیوه، آمازون استراتژی هوشمندانه ای تحت عنوان دم روباه (Long Tail) را پیاده کرده که بر مدل فروش این شرکت منطبق است: یعنی فروش محصولاتی بیشتر اما با تعداد کمتر.

 

همانطور که پیدا است، آن چیزهایی که آمازون را از فروشگاه‌های فیزیکی متمایز کرده و باعث رشد آن شده در بستر فیزیکی کمتر امکان پیاده‌سازی را دارا هستند. جدای از این مزایا، آمازون در بخش خرده‌فروشی و در دنیای فیزیکی رقبای قدری دارد که هر یک با سابقه سال‌ها فعالیت در این حوزه، الگوریتم‌ها و الگوهای تامین، خرید، لاجستیک، بازپرسازی و… را بهبود داده‌اند و دارای صدها فروشگاه فیزیکی در مناطق استراتژیک شهرهای مورد نظر (میدان رقابت) هستند. پس ورود یکباره آمازون به این بخش مطمئنا ضربه مهلکی به بدنه و ارزش برند آن وارد خواهد کرد.

 

حال این پرسش شکل می‌گیرد: آیا خبر منتشر شده در وال استریت ژورنال صحت ندارد؟

برای روشن شدن صحت و یا عدم صحت خبر، کافی است صبر کرد. اما آنطور که به نظر می‌رسد اگر واقعا آمازون قصدی برای احداث مکان های فیزیکی در سطح شهرها داشته باشد، هدفش برپایی فروشگاه‌های اجناس نیست، بلکه به دنبال ساختن باجه‌هایی برای دریافت یا Pick Up محصول است.

در صورتی که فعالیت‌های آمازون در یک سال اخیر را زیر نظر داشته‌اید، می‌دانید که این شرکت مواردی نظیر Amazon Dash، پهباد حمل محصول و… را به ناوگان خرید و توزیع خودش اضافه نموده و تمرکز بیشتر در تبلیغات را بر مواد غذایی و تامین نیازمندی‌های روزانه خانوار قرار داده.

در عرصه تامین و توزیع مواد غذایی و غذای گرم، لازمه اصلی موفقیت آمازون -و دیگر فروشگاه‌ها- تحویل سریع محصول است و در این حوزه یکی از شرکت‌هایی که به عنوان مطالعه موردی (Case Study) همواره در کلاس‌های تجارت الکترونیک تدریس می‌شود ۷Eleven ژاپن است. سازوکار این فروشگاه به این نحو است که محصولات ارزان و غذای تازه و گرم را با کیفیت مناسب به مشتریان خود ارائه می‌کند. سفارشات مشتریان پس از ثبت در وبسایت ۷Eleven و در زمان اعلام شده توسط مشتری (حداقل دو ساعت پس از سفارش) در یکی از Pick-Up Side های ۷Eleven که به وفور در سطح شهر یافت می‌شوند، آماده دریافت خواهند بود. به این روش است که مشتریان قبل از مراجعه به فروشگاه، ابتدا سفارش غذا و یا مواد غذایی را ثبت می‌کنند و همیشه در زمان مراجعه، از آماده بود سفارش برای دریافت،  اطمینان دارند.

با این تفاسیر، به نظر می‌رسد آمازون هم با توجه به ورود جدی به حوزه مواد غذایی می‌خواهد چنین الگویی را پیش بگیرد و ضمن کاهش هزینه حمل و نقل خود، امکان دریافت سریع‌تر محصول برای مشتریان را فراهم سازد. به احتمال بسیار زیاد، گزارش های موجود درباره تاسیس فروشگاه های فیزیکی توسط آمازون کاملا اغراق شده هستند و آقای بِیزُس تنها به دنبال یک چیز است: تاسیس باجه‌های دریافت کالای از پیش سفارش داده شده.

نوشته درباره شایعه برپایی فروشگاه فیزیکی آمازون؛ نگاهی به درون ذهن جف بِیزُس اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
چالش‌ها، مشکلات و راهکارهای رایتل http://mehdibahrami.me/blog/%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d8%8c-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%aa%d9%84/ Sun, 30 Mar 2014 05:54:59 +0000 http://mehdibahrami.me/blog/?p=21 اردیبهشت ماه سال ۸۹ شرکت “تامین تله کام” مربوط به شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی”شستا” موفق شد بدون سرمایه گذاری خارجی، پروانه فعالیت اپراتور سوم موبایل ایران را با نام تجاری “رایتل” از آن خود کند. نام تجاری “رایتل” متشکل از دو کلمه “رای” به معنی خِرَد و “تل” به معنی ارتباطات است که منظور از آن تلفن […]

نوشته چالش‌ها، مشکلات و راهکارهای رایتل اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
arghavan-inner2

اردیبهشت ماه سال ۸۹ شرکت “تامین تله کام” مربوط به شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی”شستا” موفق شد بدون سرمایه گذاری خارجی، پروانه فعالیت اپراتور سوم موبایل ایران را با نام تجاری “رایتل” از آن خود کند.

نام تجاری “رایتل” متشکل از دو کلمه “رای” به معنی خِرَد و “تل” به معنی ارتباطات است که منظور از آن تلفن هوشمند می باشد!

فعالیت اولیه این شرکت با عرضه آزمایشی سیم کارت‌ها همزمان با نمایشگاه بین المللی تلکام ۲۰۱۱ در شهر تهران شروع شد، سیم‌کارت‌های عرضه شده در این نمایشگاه مربوط به خدمات نسل دوم و منحصر به خدمات پایه صوت و پیامک بود و مقرر شد رایتل در خرداد ماه سال ۹۰ فعالیت رسمی خود بر پایه نسل سوم مخابراتی را آغاز نماید. همانند بیشتر برنامه‌ریزی‌های انجام شده این امر محقق نشد و سرانجام در ابتدای مهرماه ۹۱ رایتل با کش و قوس‌های فراوان آغاز به عرضه سیم‌کارت‌های دائمی و اعتباری خود نمود.

این شرکت وعده خدمات نوینی همانند تماس تصویری و اینترنت پرسرعت بر روی بستر مخابراتی از طریق تلفن همراه را به کاربران داد و از همان ابتدا سعی کرد با رویکردی شبیه به ایرانسل با افزایش تعداد مشترکین خود محدوده پوشش دهی خود را افزایش دهد تا این عمل باعث در اختیار قرار گرفتن سرویس در دسترس کاربران بیشتری شده و رشد و شکوفایی را برای این شرکت به ارمغان آورد. در این میان بسته حمایتی دولت نیز برای رشد رایتل اعطای پروانه انحصار ارائه خدمات نسل سوم مخابراتی تا اردیبهشت ۹۳ بود که http://dailycialisuse.com/ به موجب آن اپراتور دیگری حق ارائه خدمات نسل سوم و چهارم مخابراتی را تا این تاریخ دارا نمی بود، البته لازم به ذکر است که بعدا این مدت تا شهریور ۹۳ نیز تمدید شد.

اما با تمام این تفاسیر رایتل در یک سال و چند ماهی که به طور رسمی به ارائه سرویس به مشترکین خود می پردازد موفقیت چندانی را در گسترش شبکه ، ارائه سرویس با کیفیت و افزایش شمار کاربران نداشته است تا جایی که در خبری در تاریخ ۵بهمن۹۲ در خبرگزاری خبرآنلاین در میان یک خبر نچندان مرتبط با آمار تکان دهنده‌ای مواجه شدم، رایتل در حال حاضر تنها ۰٫۶۷% از سهم بازار مشترکین تلفن همراه را در اختیار دارد! بی شک این آمار برای رایتل چیزی جز یک فاجعه نیست، به همین علت سعی کردم در این مقاله به ریشه یابی علل این جریان و مشکلات موجود در برابر این شرکت پرداخته و در پایان چند نظر شخصی را برای بهبود این آمار پیشنهاد نمایم.

دلایل عدم موفقیت رایتل؟

عدم ثبات مدیریتی و تغییرات پیاپی: از سال ۸۹ تا به امروز رایتل ۵ مدیر عامل مختلف را به خود دیده است یعنی میانگین طول مدیریت در رایتل چیزی در حدود ۷ماه بوده است! در بازار رقابتی‌ای که در میان اپراتورهای مختلف وجود دارد، آیا نمی‌بایست عزیزان تصمیم‌گیرنده از همان ابتدا به دنبال انتخاب فردی لایق برای حضور در این پست می‌بوده و از فرصت‌های موجود کمال استفاده را می‌نمودند؟ مطمئنا ۳سال زمان کمی برای برنامه‌ریزی درست و استفاده از فرصت‌های موجود برای یک مدیر لایق نمی‌باشد، اما آیا مدیری می‌تواند در مدت ۷ماه تغییراتی بنیادی در یک شرکت که بدنه دولت نیز متصل می‌باشد ایجاد کرده و پیشرفتی چشمگیر را به ارمغان آورد؟

مدیران نالایق: تا به امروز چه کسانی بر سکان هدایت رایتل تکیه زده‌اند و آیا تخصص لازم جهت اداره شرکتی با این زمینه فعالیت را دارا بوده‌اند؟ در جواب به این سوال به نقل‌قولی از رضا تقی‌پور وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت دهم بسنده می‌کنم: ” سوء مدیریت در بوجود آمدن شرایط کنونی برای رایتل نقش داشت چرا که مدیران جدیدی وارد سازمان اصلی می‌شدند که تخصصی در این حوزه نداشتند و به همین دلیل ناگاه مجبور به تذکر و حتی جریمه می‌شدیم. (لینک)”

حاشیه‌های متعدد بر سر راه رایتل، تماس تصویری به جای مزیت رقابتی بلای جان رایتل شد: چندی از آغاز به فعالیت رایتل نمی‌گذشت که اعلام شد صدا و سیما تبلیغات رایتل را به‌دلیل دعوای فنی بر سر مسائل broadcasting پخش نمی کند، در آن زمان محمدعلی فرقانی رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی اعلام کرد: “صدا و سیما انحصار پخش رادیویی و تلویزیونی را در اختیار دارد و طبیعتاً سرویسی که رایتل ارائه می‌دهد شامل این بخش نمی‌شود و حالت broadcast ندارد. به همین دلیل از نظر ما برداشت نادرستی از این انحصار صورت گرفته است. (لینک)” چرا و چگونه این فرض برای عزیزان در صدا و سیما به‌وجود آمده خود جای سوال دارد، اما با پا در میانی مسئولان دولت در آن زمان این مسئله حل شد و رایتل تنها مدتی بعد دچار یک چالش بزرگ گردید. در بهمن ۹۱ بود که با گسترش مکالمات تصویری از طریق رایتل بحث محرم و نامحرم هنگام مکالمه تصویری پیش آمد و مسئولین رایتل سریعا وارد عمل شدند تا مباحث مطرح شده به اصطلاح بیخ پیدا نکند، اما در همان زمان عده‌ای تند رو که ۱۰سالی از تکنولوژی عقب‌تر بودند باعث شدند این مطلب عمومی شده و فشارها بر روی مسئولین رایتل افزایش یابد، با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری بود که در اردیبهشت ماه ۹۲ تماس تصویری رایتل از لیست سرویس‌های این شرکت خارج شد و این سرویس موقتا قطع شد تا هم انتخابات پشت سر گذاشته شود و هم سندی به اصطلاح فرهنگی برای ارائه این سرویس تنظیم گردد، که این روزها گفته می‌شود مسئولین رایتل در حال دفاع از این سند برای از سرگیری مکالمات تصویری در شبکه خود می‌باشند. بدین دلایل بود که رایتل در به کارگیری یکی از سرویس‌های خود که حساب زیادی روی آن باز کرده بود و یکی از مزایای رقابتی اصلی آن بود باز ماند.

موضوعات نامرتبط با هدف اصلی، رایتل به حاشیه می راند: بنا بر ارتباطات با دوستان عزیزم که در حوزه تخصصی من (تولید اپلیکیشن‌های موبایل) فعالیت دارند یک روز خبردار می‌شوم که رایتل در حال راه اندازی AppStore ای برای تلفن‌های همراه اندرویدی است و روز دیگری می‌بینم رایتل در فکر ایجاد یک Game Hub فرو رفته است، بعد رایتل تیم توسعه اندروید جمع آوری می‌کند، بحث Mobile TV راه می‌اندازد و در فکر راه اندازی پرتال چند رسانه ای با محتوای فرهنگی و مذهبی با نام رایحه است. بگذریم که تا به حال نتیجه با کیفیتی از این کارها عرضه نشده اما سوال اصلی اینجاست چرا مسئولین رایتل در فکر اجرای چنین اقداماتی هستند؟ نتیجه مشخصا ایجاد ارزش برای مشتری است، مشتری که می‌بایست برای دریافت این ارزش‌ها هزینه‌ای را گاها مستقیم و گاها از طریق استفاده از اینترنت خط خود و یا سرویس‌های دیگر رایتل متقبل شود. بگذریم از اینکه چقدر این سرویس‌ها ارزش برای مشترکین رایتل ایجاد می‌نمایند و چقدر با کیفیت هستند ولی آیا فعالیت اصلی رایتل در این زمینه است؟ آیا رایتل سرویس‌های اصلی خود را با کیفیت مطلوب به کاربران ارائه می‌دهد که در حال حاضر برخی از منابع زمانی و فکری و هزینه‌ای خود را به این مسائل اختصاص داده است؟ چرا رایتل ابتدا بر روی سرویس‌های اصلی خود تمرکز نمی‌نماید تا با رشد آنها در زمانی مناسب‌تر به سراغ این بحث‌های جزء برود؟

کیفیت پایین سرویس‌دهی: رایتل در این مدت توفیق چندانی در گسترش شبکه خود نداشته است، مجید صدری مدیر عامل رایتل دلیل این امر را اینگونه توضیح می‌دهد: “رایتل به دلیل تحریم‌ها و ارتباط تصویری هنوز نتوانسته بازار و جایگاه خودش را بین مردم پیدا کند. (لینک)”. بحث تحریم‌ها که بحث جدیدی نیست اما خب مدتی است باب شده که مدیران ما تمام تقصیرات را بر گردن تحریم‌ها می اندازند. آیا در روز اول که برنامه توسعه رایتل تنظیم می‌شد دوستان توجهی به افزایش مشترکین و کاهش سرعت اینترنت مشترکین بدین دلیل داشته‌اند؟ آیا روز اول مشخص نبود که تهران پر از ساختمان‌ها و برج‌های قد و نیم‌قد است، که امروز دوستان یکی از دلایل عمده مشکل خود در آنتن دهی را آن اعلام می‌نمایند؟ آیا سرعت رشد رایتل در جاده‌ها و شهرستان‌ها مناسب بوده است و آیا رایتل برنامه درستی برای این منظور دارد؟ در ۱۵آبان۹۲ جناب آقای صدری در صحبت با خبرگزاری تسنیم گفت: “نوید توسعه شبکه خودمان را تا یک ماه و نیم آینده در تهران به عمق ۳۰۰ کیلومتر می‌دهم که براین اساس پوشش‌دهی بین شهری همچون تهران تا قم و تهران تا قزوین به ارمغان بیاورد. (لینک)” حال بیش از ۵۵ روز از وعده ایشان گذشته و هنوز مابین تهران و کرج هم رایتل قطعی ارتباط دارد چه برسد به قزوین و قم!

هزینه‌های بالا: هزینه‌های سرویس‌های مختلف رایتل به نسبت هزینه‌های بالایی است و از آنجا که کیفیت مناسبی را نیز دارا نمی‌باشد، لذا مشترکینی اقدام به پرداخت این هزینه‌ها می‌نمایند که به یکی از سرویس‌ها (قالبا اینترنت) نیاز داشته باشند. از طرف دیگر راه‌کارهای موجود جهت افزایش اعتبار سیم‌کارت‌های رایتل بسیار محدود است، پورتال کاربری رایتل برای مشترکین نامناسب و گیج کننده است، و خدماتی چون خرید بسته‌های اینترنت رایتل کار طاقت فرسایی است بدین علت که شما می‌بایست با کلی حساب و کتاب مشخص نمایید چقدر می‌بایست حساب خود را شارژ نمایید تا با کاهش مبلغ مالیات از آن شما امکان خرید بسته مورد نظر خود را داشته باشید. در ضمن دوستان لطف کرده و مبالغ طرح‌ها را بسیار هوشمندانه انتخاب کرده‌اند به طوری که برای انتخاب هریک از طرح‌ها شما مجبور هستید هزینه‌ای بیشتر از اعتبار مورد نیاز جهت انتخاب بسته اینترنتی + هزینه مالیات را به علت عدم وجود مبالغ پایین‌تر جهت شارژ و یا عدم امکان مشخص نمودن مبلغ توسط کاربر واریز نمایید تا هربار چندهزار تومانی از مبلغ در حساب شما باقی مانده و شاید در پایان طرح اینترنتی تا زمانی که شما متوجه اتمام طرح شوید این مبلغ نیز بر مبنای هزینه پایه استفاده از اینترنت از حساب شما کسر شود.

پروانه انحصار: پروانه انحصار به خودی خود شاید برای پا گرفتن این اپراتور نوپا لازم بود، اما گویی مدیران رایتل به‌جای بهره‌گیری از روش‌های درست و خلاقانه برای یافتن بازار مدنظر خود تنها به این پروانه دل بسته‌اند و حال که زمان پایان آن نزدیک می‌شود بازهم به جای بهره‌گیری درست از زمان باقیمانده تنها در فکر راهی برای تمدید این زمان هستند. البته با روال موجود اگر این پروانه تا سال ۲۰۲۰ هم تمدید شود رشد و شوکوفایی را در این شرکت شاهد نخواهیم بود.

راهکار چیست؟

تا به اینجا در خصوص مشکلات موجود در رایتل و سیاست های این شرکت صحبت کردم اما راه کار در حال حاضر چیست؟

افزایش کیفیت سرویس دهی

کاهش هزینه‌ها

مرور اپراتورهای مطرح جهان: بی‌شک یکی از بهترین راه‌کارها برای رایتل Benchmark کردن اپراتورهای برتر جهان است تا با الگوگیری صحیح از راه‌های موفقیت آنها و سرویس‌هایی مناسبی همانند باندلینگ و… که به کاربران خود ارائه میدهند راه‌های افزایش رضایت‌مندی کاربران را بدرستی فرا گیرد.

تمرکز بر روی مزیت‌های رقابتی: در شرایط کنونی و در فرصت باقی مانده تا پایان مهلت پروانه انحصار رایتل و تا آن زمان که اپراتورهای دیگر بتوانند به مزایای رقابتی رایتل دست پیدا کنند بهتر است این شرکت به جای بی‌راهه رفتن استفاده کافی را از سرویس‌های منحصر به فرد خود ببرد و کیفیت ارائه آنها را افزایش داده و آگاهی بیشتری به مردم ببخشد و تمام تمرکز خود را به گسترش شبکه خود و افزایش کیفیت خدمات معطوف گرداند تا زمینه‌هایی که جز هدر رفت زمان عایدی برای رایتل نخواهد داشت.

کمک گرفتن از افراد متخصص: حدود یک سال و نیم پیش بود که از چند تن از دوستان شنیدم شرکت تالیا اقدام به برگزاری اتاق فکرهایی جهت گسترش شبکه خود نموده است که اعضای شرکت کننده در آن غالبا متخصصین فناوری اطلاعات و افراد فنی شناخته شده و صاحب نظران هستند، نمی‌دانم این جلسات برگزار شد و یا خیر، اما معتقدم ایده جالبی است و می‌توان بسیار هوشمندانه راه‌کارهای مناسبی را از این جلسات استخراج نمود.البته برنامه‌ریزی، اهداف و اجرای این جلسات خود نیازمند فکری اساسی است.

بهره‌گیری از مدیران متخصص در حوزه‌های مختلف: بهتر است رایتل از مدیرانی در مجموعه خود استفاده نمایند که تخصص و دانش کافی را در زمینه ارتباطات و فناوری اطلاعات داشته باشند و همچنین مدیران قدرتمندی باشند تا در این شرایط نه‌چندان مناسب این شرکت بتواند از وجود آنها به عنوان وزنه‌ای جهت دستیابی به اهداف خود بهره گیرد.

طرح‌ها و سرویس‌های خلاقانه با داده کاوی انباره‌‌های داده: رایتل در حال حاضر بیش از یک میلیون کاربر دارد و یک سال و چند ماهی است که فعالیت خود را آغاز نموده است، پس بی‌شک پایگاه داده‌های این شرکت در حال حاضر اطلاعات ارزشمندی را در خود جای داده است پس مسئولین این شرکت می‌توانند با کاوش در میان داده‌های موجود اطلاعات مناسبی را از نحوه استفاده کاربران، سن، جنسیت، خصوصیات و… آنها به دست آورده و از این طریق برای نیازهای هر دسته طرح‎‌هایی خلاقانه را ارائه کنند که مورد توجه هر یک از گروه‌ها قرار بگیرد و سود بیشتری را عاید این شرکت نماید. در این مدت یکی از طرح‌های مناسب رایتل طرح بی نهایت بود، که متاسفانه آنقدر سختی برای کاربر ایجاد می‌کرد و هزینه آن بالا بود (شما برای استفاده از این طرح می‌بایست با ۱۵۰هزار تومان یک سیم ‌کارت دائمی رایتل می‌خریدید، ۱۵۰تومان در نزد این شرکت به امانت می‌گذاشتید و ۵۰هزار تومان ماهانه پول طرح می‌دادید) و با تمام این وجود در اجرا مشکلاتی داشت که بسیاری از افرادی که در ابتدا بدان علاقه‌مند می‌شدند را ناامید می‌نمود.

به نظر می‌آید رایتل نیازمند فکر بیشتری پیش از اجرای طرح‌های مختلف خود و استفاده از افرادی با تخصص کافیست، امیدوارم این اپراتور و در ادامه اپراتورهای دیگر در ارائه خدمات به مشترکین خود موفق باشند، چون نهایتا سود آن را ما کاربران خواهیم دید که خدمات با کیفیت‌تری را دریافت می نماییم.

نوشته چالش‌ها، مشکلات و راهکارهای رایتل اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
چرا اپلیکیشن‌ها در اندروید ظاهر مناسبی ندارند؟ http://mehdibahrami.me/blog/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%be%d9%84%db%8c%da%a9%db%8c%d8%b4%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b8%d8%a7%d9%87%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/ Wed, 12 Mar 2014 12:39:51 +0000 http://mehdibahrami.me/blog/?p=64 موضوع زیبا نبودن اپلیکیشن‌های اندروید آنقدر واضح است که جدای از قبول آن توسط من و شما، صدای خود گوگل را هم درآورده و گفته می‌شود قرار است در Google I/O امسال زمان زیادی به موضوع طراحی رابط کاربری در اندروید اختصاص داده شود (لینک). افراد متخصص یا غیرمتخصص در شبکه‌های اجتماعی و وبسایت‌ها  بارها […]

نوشته چرا اپلیکیشن‌ها در اندروید ظاهر مناسبی ندارند؟ اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
موضوع زیبا نبودن اپلیکیشن‌های اندروید آنقدر واضح است که جدای از قبول آن توسط من و شما، صدای خود گوگل را هم درآورده و گفته می‌شود قرار است در Google I/O امسال زمان زیادی به موضوع طراحی رابط کاربری در اندروید اختصاص داده شود (لینک). افراد متخصص یا غیرمتخصص در شبکه‌های اجتماعی و وبسایت‌ها  بارها و بارها در خصوص این موضوع نظرات خود را بیان کرده‌اند، اما غالباً نقدها یک طرفه است و نقد جامعی نه به زبان فارسی و نه به زبان انگلیسی تا به امروز منتشر نشده است، بدین منظور به سراغ دوستان و همکارانم که در زمینه  اپلیکیشن‌های موبایل و تکنولوژی فعالیت دارند رفتم تا دیدگاه خودم را با دیدگاه آن عزیزان ترکیب کرده و این موضوع را از جهات مختلف بررسی نمایم.

پیش از هر بحثی بیایید نگاهی داشته باشیم به عواملی که در طراحی و توسعه یک اپلیکیشن برای سیستم عامل اندروید دخیل‌اند:

factors dailycialisuse

حال اجازه دهید موضوع را از جانب هر یک از این عوامل مورد بررسی قرار دهیم:

توسعه دهنده‌

توسعه دهدگان مبتدی: برای برنامه نویسی اندروید شما نیاز به ابزار سخت افزاری خاصی ندارید و با دانشی جزیی میتوانید کار خود را آغاز نمایید، Libraryهای آماده و برنامه‌های Open Source نیز که بی‌شمارند، حتی با ابزارهای واسط که شمار آنها کم نیست شما نیاز بسیار اندکی به کدنویسی دارید و همه چیز برای شما آماده است، همین عوامل باعث میشود بسیاری از افراد با دانشی سطحی به سمت برنامه نویسی اندروید روی بیاورند این موضوع جدای از مزایایی که دارد دو مشکل عمده را به وجود می‌آورد: خروجی این افراد معمولاً سطح بسیار پایینی را دارا می‌باشد، توسعه‌دهندگان ماهر رقبای قدرتمندی را پیش روی خود نمی‌بینند همین دو مسئله خود از عوامل اصلی کاهش کیفیت اپلیکیشن چه در بحث محتوایی و چه در بخش رابط کاربری است!

بک‌گراند ذهنی: توسعه دهندگانی که به صورت حرفه‌ای برنامه نویسی اندروید را دنبال می‌کنند بنا به نیاز یا قبلا برنامه‌نویس جاوا بوده‌اند یا پیش از یادگیری برنامه‌نویسی اندروید جاوا آموخته‌اند، از این رو و با توجه به خصوصیات جاوا این افراد غالبا علاقه بسیاری به الگوریتم نویسی دارند و در طول پروژه توسعه اپلیکیشن معمولا تنها تمرکز آنها بر روی پیاده سازی الگوریتم است و معمولا طراحی رابط کاربری اپلیکیشن را جزو کارهای جانبی دانسته و اهمیت چندانی بدان نمی‌دهند.

طراح

هجوم طراحان وب به سمت طراحی رابط کاربری موبایل: طراحی رابط کاربری وب و موبایل از یک جنس هستند اما با GuideLineهای متفاوت، متاسفانه از آنجا که بسیاری از عزیزان بدون مطالعه یا با مطالعات سطحی از طراحی رابط کاربری وب به موبایل مهاجرت می‌نمایند خروجی‌های مناسبی را در عرصه موبایل عرضه نمی‌کنند و یا با عدم آگاهی در خصوص محدودیت‌ها در این حوزه مشکلات بسیاری را برای توسعه دهندگان ایجاد می‌نمایند.

عدم آشنایی با مفاهیم و تست‌های تجربه کاربری: متاسفانه برخی از دوستان طراح بر این باورند که آشنایی با نام تجربه کاربری، آنها را به یک متخصص  UX تبدیل کرده است و تجربه کاربری تنها بدین معنی است که دوستان در زمان طراحی کاربر را نیز در پس کوچه‌های ذهن خود در یاد داشته باشند، غافل از اینکه تجربه کاربری دارای مفاهیمی تخصصی و تست‌هایی متعدد است که معمولا توسط دوستان در نظر گرفته نمی‌شود!

طراحانی با ذهنی تهی از خلاقیت: شخصا معتقدم اولین پیش نیاز برای روی آوردن به بحث طراحی در هر زمینه‌ای بهره‌مندی از ذهنی خلاق است، اما چند درصد از طراحانی که امروزه در حوزه وب و موبایل فعالیت می‌کنند دارای ذهنی خلاق هستند؟ بسیاری از دوستانی که من تا به امروز با آنها در زمینه طراحی همکاری داشته‌ام بیشتر طرح خود را به طور بسیار زیادی از یک طرح خارجی الگو میگیرند، الگو گرفتن عیب نیست اما در صورتی که خلاقیت را به صفر میل ندهد! در این خصوص در روزهای آینده مطلبی با عنوان “خلاقیت، عنصری که گویا دیگر در میان ما نیست” خواهم نوشت که جزئیات بیشتری را در آن شرح خواهم داد!

گوگل

توجه به بیرون از سیستم‌عامل: دلیل توسعه سیستم عامل اندروید و صرف هزینه‌های بالا برای این سیستم عامل توسط گوگل چیست؟ اندروید دریچه‌ای برای گوگل است که با توجه بدان روزانه به تعداد کاربران اینترنت و خود بیفزاید تا با نمایش آگهی‌های تبلیغاتی‌اش درآمدی بیشتر را عاید کمپانی نمیاد، این یعنی توجه اصلی گوگل به خارج از سیستم عامل و دنیای اینترنت است، شرکتی که سیاست اصلی و نگاه آن بدین صورت است چگونه می‌تواند توجه توسعه دهندگان و تولیدکنندگان را به کیفیت طراحی در خود سیستم عامل معطوف نماید؟!

گوگل نقشی در تجربه کاربری ندارد: از آنجا که اندروید Open Source عرضه شده است و تا بدین جا اجازه تغییرات در آن تا سطح زیادی به شرکت‌های سازنده داده شده است بواقع می‌توان گفت گوگل دیگر نقش عمده‌ای در ارائه تجربه کاربری ندارد و این مسئله به شرکت‌های تولید کننده واگذار شده که هریک آنگونه که می‌خواهند تجربه استفاده از اندروید را به کاربران خود منتقل سازند.

گوگل هم خود اصول اولیه را رعایت نمی‌کند: چه مسئله‌ای بدتر از اینکه گوگل خود هم به ارائه تجربه‌ای مناسب از اندروید کمک نمیکند و بدتر برخی از اصول اولیه طراحی را هم نادیده می‌گیرد، مثالی واضح در این زمینه مسئله آیکون اپلیکیشن‌ها در اندروید است آیکون‌هایی که هر یک ظاهری جداگانه دارند و هیچ نشانه‌ای از نظم در آنها وجود ندارد.

گوگل سبکی برای طراحی اندروید ندارد: درست است برخی GuideLineها برای اندروید از طرف طراحان مختلف ارائه شده است اما خود گوگل استانداردی مشخص را برای طراحی رابط کاربری اندروید ارائه نداده است چقدر رابط کاربری در اندروید بهتر می‌شد اگر گوگل هم همچون اپل سبکی همانند iOS 7 برای طراحی رابط کاربری اندروید و با چارچوب‌های خود منتشر می‌کرد!

تولید کنندگان تلفن همراه

تولید محصولاتی با صفحات نمایش مختلف برای جلب نظر کاربران: این موضوع از منظر کاربران در نگاه اول خوب است، کاربری که قصد هزینه کمتری دارد یا دست‌های کوچک‌تری دارد تلفن‌همراهی با صفحات کوچک‌تر را بر ‌می‌گزیند و کاربری با سطح توان مالی بیشتر فبلتی ۶اینچی را، اما همین مسئله یکی از مسائل عمده توسعه دهندگان در زمان پیاده‌سازی اپلیکیشن است، شما می‌بایست اپلیکیشن خود را بر روی ده‌ها تلفن همراه تست کرده و در آخر هم در کامنت‌ها ببینید که بسیاری از کاربران نمایش خوبی از اپلیکیشن شما را مشاهده نمی‌کنند، این مسئله تنها سود بیشتری را به جیب تولیدکنندگان میریزد و حتی برای کاربر نیز در آینده سودی جز ناراحتی از عدم اجرای مناسب اپلیکیشن محبوبش را نخواهد داشت!

تولیدکنندگان بیش از حد در اندروید دست می‌برند: تولیدکنندگان بیش از اندازه در رابط کاربری و سیستم عامل اندروید دست می‌برند این موضوع باعث شده است به طور مثال در برخی از تلفن‌های همراه سامسونگ میزان رمی که برای اجرای اپلیکیشن و نمایش Layout در اختیار توسعه دهنده قرار می‌گیرد به علت اجرای حجم بسیار زیاد اپلیکیشن‌های کمپانی سازنده کاهش یافته و گاها اپلیکیشن‌هایی با ظاهر گرافیکی سنگین در این اسمارت‌فون‌هایی قدرتمند با مشکلاتی مواجه شوند. این مسئله صدای گوگل را هم درآورده و شنیده شده قرار است گوگل محدودیت‌هایی را پیش پای تولیدکنندگان قرار دهد.

عدم پیروی از GuideLineهای گوگل: متاسفانه برخی از اوقات نیز که گوگل تصمیم به سر و سامان بخشیدن به اوضاع را دارد تولیدکنندگان همکاری لازم را با این کمپانی انجام نمی‌دهند به عنوان مثال قرار بود که از اندروید ۴ به بعد دکمه‌ Menu از روی دستگاه‌ها حذف شود اما آیا شما به غیر از دستگاه‌های Nexus دستگاه دیگری را بدون دکمه Menu مشاهده کرده‌اید؟!

عدم بروزرسانی دستگاه‌ها برای فروش بیشتر: متاسفانه کمپانی‌های سازنده تلفن‌های همراه هوشمند پس از چند ماه دیگر اقدام به بروزرسانی نسخه اندروید مربوط به دستگاه خود نمی‌نمایند، این موضوع باعث می‌گردد نسخه‌های مختلفی از اندروید با سطح کاربری بسیار وسیع موجود باشد و از این سو بسیاری از توسعه دهندگان نتوانند از امکانات اضافه شده در نسخه‌های بالاتر اندروید در اپلیکیشن‌های خود بهره‌مند گردند.

مشتری یا سازمان

مشتریان همیشه عجله دارند: متاسفانه از آنجا که بازار رقابت بسیار داغ است و بسیاری از افراد و سازمان‌ها بر این باورند که برترین ایده جهان به ذهن آنها رسیده و همواره نگران دزدیده شدن آن هستند عجله دارند تا محصول خود را سریعا به بازار عرضه کرده و پول پارو کنند، همین عجله غالبا منجر بدان شده که زمان مناسب مورد نیاز به طراحی و توسعه اپلیکیشن اختصاص داده نشده و خروجی آنچه باشد که پیش روی من و شماست!

عدم استفاده از مشاوران آگاه: مطمئن باشید با نصب ۴۰ یا ۵۰ اپلیکیشن بر روی تلفن همراه خود هیچگاه شما یک فرد متخصص در حوزه اپلیکیشن موبایل نخواهید شد، بسیاری از نکات از مرحله تحلیل تا طراحی و تحویل باید در نظر گرفته شود که متاسفانه بسیاری از شرکت‌ها به علت عدم آگاهی مشتری آنها را در نظر نمی‌گیرند و خروجی بی کیفیتی را تحویل مشتری میدهند که مشتری نیز با توجه به عدم در نظر گرفته شدن مفاد مناسب در قرارداد مجبور است خروجی بی‌کیفیتی را به علت هزینه بالا برای تولید آن منتشر نماید البته جای تاسف دارد که خیلی از مشتریان اصلا به سطح کار اهمیت نداده و بی‌کیفیت‌ترین کارها را هم بسیار ساده قبول می‌کنند، در این زمینه پیشنهاد می‌کنم حتما در خصوص توسعه اپلیکیشن موبایل به مشاورین این امر مراجعه شود.

محیط

محیط را از دو جنبه محیط توسعه و محیط اجتماعی بررسی میکنیم:

محیط توسعه:

سختی کار طراحی Layout در محیط توسعه اندروید: بسیاری از دوستان توسعه دهنده معتقدند کار با Layoutها در برنامه‌نویسی اندروید زمان‌بر و مشکل است وقتی محیط توسعه رابط کاربری در اندروید را با iOS مقایسه می‌کنم و راحتی نمایش Navigationها و نظم در توسعه رابط کاربری در iOS را می‌بینم به دوستانی که از طراحی Layout در اندروید سرباز می‌زنند کاملا حق می‌دهم.

محیط اجتماعی:

توان پایین مالی کاربران اندروید: آخرین موضوعی که بدان خواهیم پرداخت، توان کم کاربران اندروید از لحاظ مالیست، این روزها افراد با پرداخت مبالغی کمتر از ۱۰۰دلار هم می‌توانند یک تلفن همراه اندرویدی داشته باشند و باید اذعان کرد شمار دستگاه‌های اندرویدی سطح پایین در جامعه بسیار زیاد است، این افراد غالبا علاقه‌ای به خرید اپلیکیشن‌های چند دلاری ندارند و باعث می‌شوند با این وجود که تعداد کاربران سیستم عامل اندروید بسیار زیاد است، تعداد خریداران اپلیکیشن‌ها بسیار کم باشند و از آن جهت که توسعه دهنده غالبا از فروش اپلیکیشن خود مطمئن نیست سعی کند تا آنجا که برایش ممکن است هزینه‌های توسعه اپلیکیشن را پایین آورده و گاهی خود دست به کار شود و با ابزارهایی چون Adobe Photoshop دست به هنرنمایی بزند.

مهدی بهرامی.

نوشته چرا اپلیکیشن‌ها در اندروید ظاهر مناسبی ندارند؟ اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
الفبای آمازون شدن؛ چرا قیمتگذاری محصولات در فروشگاه‌های آنلاین ما رقابتی نیست؟ http://mehdibahrami.me/blog/iranian-online-stores-far-away-from-us-mega-retailers/ Thu, 06 Mar 2014 15:19:46 +0000 http://mehdibahrami.me/blog/?p=109 در غالب شرکت‌ها و بالطبع E-tailerها مطلبی تحت عنوان مدیریت زنجیره تامین (Supply Chain Management) مطرح است که Chopra در کتاب خود اشاره دارد SCM شامل تعداد زیادی فعالیت در سه سطح مشخص PRM و Enterprise و CRM هست. اگر امروزه آمازون در  دنیای آنلاین و وال‌مارت در دنیای واقعی می توانند ادعا کنند که […]

نوشته الفبای آمازون شدن؛ چرا قیمتگذاری محصولات در فروشگاه‌های آنلاین ما رقابتی نیست؟ اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
retailing tech

در غالب شرکت‌ها و بالطبع E-tailerها مطلبی تحت عنوان مدیریت زنجیره تامین (Supply Chain Management) مطرح است که Chopra در کتاب خود اشاره دارد SCM شامل تعداد زیادی فعالیت در سه سطح مشخص PRM و Enterprise و CRM هست. اگر امروزه آمازون در  دنیای آنلاین و وال‌مارت در دنیای واقعی می توانند ادعا کنند که ارزان ترین خرده‌فروش‌ها هستند، داستان مفصلی پشتوانه این مدعاست:

مهمترین بحث، مدیریت ارتباط با شرکا (Partner Relationship Management) و خلاقیت‌های خرده‌فروش‌ها در این زمینه است. به عنوان مثال والمارت سیستم‌هایی را در اختیار برخی از تامین‌‌کنندگانش مانند HP و P&G قرار داده‌ که خود تامین کنندگان موجودی را در فروشگاه مدیریت کرده و زمانی که موجودی از یک حد آستانه پایین‌تر آمد کالای جایگزین را برای فروشگاه ارسال کنند. این فرآیند والمارت را تا حد زیادی از اختصاص نیرو و زمان برای کنترل موجودی بی‌نیاز کرده و از طرف دیگر انبارداری را که سهم بزرگی در هزینه های یک خرده فروشی دارد؛ کاهش داده است. چرا که موجودی فقط به حد نیاز انبار می‌شود و  امکان کنترل بهتر فرآیند بازپرسازی (Replenishment) را فراهم می کند. البته وال‌مارت امکان ارائه این سرویس به تمام تامین کنندگان خود را دارا نیست و دست آخر در خصوص تعداد زیادی از تامین کنندگان خود نیازمند انبارداری و حمل و نقل مستقل است که دقیقا به همین دلیل هم الگوریتم‌های بهینه‌ای را تهیه کرده تا میزان محصول نیازمند انبارداری مشخص شود، طوری که هم موجودی کم نیاید و هم هزینه انبارش -که بازهم اشاره می‌کنم یکی از بحث‌های خیلی مهم در خرده فروشی‌هاست- کاهش پیدا کند. البته والمارت به این هم اکتفا نکرده و سیستم خود را با سیستم‌های حمل و نقل و تامین کننده نیز ترکیب نموده، به طوری که براساس اطلاعات داده‌کاوی برای فروش در روزها و هفته‌ها و ماه‌ها و حتی فصل‌های مختلف و ارتباط اینها با داده‌های هواشناسی و اخبار اقتصادی و سیاسی، سیستم خبره‌ای ایجاد نموده که خود تصمیم می‌گیرد در چه زمانی و به چه میزان سفارش برای تامین کننده ارسال کند و  در ادامه، با استفاده از الگوریتم‌های دیگری حتی برای ماشین‌های حمل و نقل  هم مسیری را  مشخص می‌کند که هم با ترافیک مواجه نشوند و هم در هر مرتبه بیشترین حجم را بارگیریی و در انبار تخلیه کنند.

آمازون هم در مقوله  PRM با تحقیق فراوان  کوشیده تا جای ممکن warehouse های خودش را در  جاهای استراتژیک ایجاد کند و فقط هم محصولات پرفروش را انبار می‌کند و با بیش از ۵۰۰ هزار فروشگاه (مثل Target و Barnes&Nobles) قرارداد دارد تا به کمک‌شان کالاهایی را که  خیلی فروش ندارند تامین کند و حتی در  بعضی موارد کالا را مستقیما از خود تولید کننده به دست http://www.dailycialisuse.com/ مصرف کننده می‌رساند.

دومین بحث مهم، مربوط به سطح Enterprise هست که مطمئناً هم برای من و هم برای شما واضح است که سازمانی در این سطح تا جای ممکن از فرآیندهای داخلی بهینه استفاده می‌نماید.

موضوع آخر هم  در سطح CRM است. برای نمونه فقط در  بحث تحویل کالا به مشتری هر دو (آمازون و وال‌مارت) با UPS قرارداد دارند و  خود UPS بهترین شکل تحویل کالا را با استفاده از اطلاعات ترافیک و محیطی  فرد خریدار، ارائه می‌دهد. از طرف دیگر، مثلا آمازون گزینه Menu Pricing را حتی  در سطح متدهای تحویل کالا هم به مشتری ارائه می‌دهد تا او بتواند بر اساس بودجه و زمان مدنظرش، کالا را تحویل بگیرد.

حال با این همه صرفه‌جویی که نزد غول‌های خرده فروشی شاهد هستیم، آنها به خاطر حضور در فضای رقابتی،  برخلاف خیلی از سازمان‌ها سعی نمی‌کنند سود را در جیب‌شان بگذارند. بلکه بخش زیادی از سود حاصل از این زیرساخت‌های اطلاعاتی و فرآیندهای بهینه‌ را به مشتری منتقل می‌کنند؛ به نحوی که در مورد آمازون، یک استراتژی تحت عنوان Longtail مطرح شده که به طور خلاصه یعنی: «آمازون از فروش یک محصول سود زیادی نمی‌برد اما آنقدر در سطح PRM ارتباطات مناسبی دارد که گستره وسیعی  از محصولات را به مشتری ارائه می‌کند؛ چیزهایی که هر جایی گیرش نمی‌دآید. و از این طریق با ذخیره اطلاعات مشتری نظیر  داده های Demographic و Click-streaming و اطلاعات خرید و خیلی اطلاعات دیگر، اقدام به کاوش داده ها و رفتار هر مشتری به صورت جداگانه می کند و نتیجه آن می‌شود پیشنهاد دادن محصولاتی مناسب به هر مشتری که این خود باعث افزایش ارزش طول‌عمر مشتری (Customer Life-Time Value) در مورد مشتری‌های آمازون می شود.  به بیان ساده، به جای اینکه آمازون قصد کسب سود عمودی و زیاد روی قیمت هر محصول داشته باشد (مثل یک دم روباه!)، به صورت افقی و طی فروش محصولات متعدد به هر مشتری سود می‌کند!»

حالا برگردیم سر نکته  اصلی. یک فروشگاه اینترنتی (در اینجا وطنی) که تعداد زیادی کالا انبار می‌کند و به بزرگی انبارش می‌بالد و هزینه پستی را هم به کالای مدنظر مشتری اضافه می‌کند و کمتر فرآیند بهینه‌ای هم در ساختارش استفاده می‌شود و به واقع (غیر از اطلاعات خرید) هیچ اطلاعاتی را هم از مشتری جمع آوری نمی‌کند، چطور و با تکیه بر کدام بهره‌وری‌ می‌خواهد سود خود را افزایش داده و بخشی از این سود را از طرق گفته شده در بالا، به مشتری  انتقال بدهد و باعث ارائه قیمت‌های جذاب به او شود؟ البته بگذریم از رایزنی‌هایی که گاه و بی‌گاه با بعضی از عرضه‌کنندگان کالاها انجام می‌دهند  تا مثلا برای یک روز قیمت برخی محصولات را کاهش دهند. ، جالب اینکه چنین روشی درست بر عکس نظر والمارت هست که می‌گوید ما به جای اینکه در یک روز کالا(ها)یی را ارزان بفروشیم، همیشه محصولاتمان را ارزان‌تر از بقیه خرده فروشی‌ها در اختیار مشتری‌ها قرار می ‌دهیم.

 

نوشته الفبای آمازون شدن؛ چرا قیمتگذاری محصولات در فروشگاه‌های آنلاین ما رقابتی نیست؟ اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
سلام دنیا! http://mehdibahrami.me/blog/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7/ Thu, 25 Apr 2013 03:07:23 +0000 http://mehdibahrami.me/blog/?p=1 بیش از دو سال بود که علاقه‌مند به راه اندازی وبلاگی جهت بیان دیدگاه‌های شخصی‌ام بودم اما متاسفانه به دلایل مختلف امکان راه اندازی وبلاگ شخصی تا به امروز برایم میسر نشده بود و خوشحالم که از امروز می‌توانم جدای از روزنوشت‌هایم که گاه و بی‌گاه در توییتر منتشر می‌کنم کانال ارتباطی مشخصی برای انتشار […]

نوشته سلام دنیا! اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>
HELLO WORLD2
بیش از دو سال بود که علاقه‌مند به راه اندازی وبلاگی جهت بیان دیدگاه‌های شخصی‌ام بودم اما متاسفانه به دلایل مختلف امکان راه اندازی وبلاگ شخصی تا به امروز برایم میسر نشده بود و خوشحالم که از امروز می‌توانم جدای از روزنوشت‌هایم که گاه و بی‌گاه در توییتر منتشر می‌کنم کانال ارتباطی مشخصی برای انتشار تجربیات و دیدگاه‌هایم در خصوص مطالبی که در دنیای پیرامون با آنها مواجه می‌شوم داشته باشم.

Way to better cases like a young child s or http://issildenafiloverthecounter.com/ marked by. Areas of cell but sometimes grow large and talk with mood Sometimes the use over time if symptoms. Generally performed mental status tests are times one day rapid cycling seems to. Articles Like this is the allergens, is not and cause more Find out of Mental.

محوریت این وبلاگ بنا به علاقه‌ام، شغلم، تحصیلاتم و دنیایی که در آن غرق شده‌ام فناوری اطلاعات و به خصوص تجارت الکترونیک و اپلیکیشن‌های موبایل خواهد بود، البته مرز خاصی را برای نوشته‌هایم در نظر نمی‌گیرم و اگر مثلا در خصوص فرهنگ تولید خودروهای داخلی هم پستی را در وبلاگم مشاهده کردید تعجب نکنید!

محور تحقیقاتی مورد علاقه‌ام در این روزها فرآیند کاوی (Process Mining) است و از آنجا که مراجع مناسبی (به واقع هیچ مرجعی!) در زبان فارسی در این خصوص وجود ندارد سعی می‌کنم تا آنجا که زمانم اجازه دهد مطالب مفیدی در این خصوص را نیز برای علاقه‌مندان منتشر سازم.

در خصوص سبک طراحی وبلاگ، بخشی را از وبلاگ‌های خارجی و بخشی را از وبلاگ سالار کابلی عزیز الگو گرفته‌ام که پیش‌تر سعی کردم اجازه این کار را نیز از صاحبان اثر بگیرم و آن عزیزان نیز لطف کرده و به بنده اجازه این کار را داده‌اند.

امیدوارم مطالب منتشر شده در این وبلاگ برای خوانندگان عزیز و وب فارسی مفید باشد.

نوشته سلام دنیا! اولین بار در وبلاگ مهدی بهرامی پدیدار شد.

]]>