<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>راه من</title>
	
	<link>http://rah-e-man.net</link>
	<description>زندگیِ من همینه، عاشقی با واژه‌ی خیس</description>
	<lastBuildDate>Sat, 26 May 2012 12:46:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<copyright>2006-2007 </copyright>
	<managingEditor>foadsa@gmail.com (راه من)</managingEditor>
	<webMaster>foadsa@gmail.com (راه من)</webMaster>
	<ttl>1440</ttl>
	<image><link>http://www.rah-e-man.com/</link><url>http://feeds.feedburner.com/~fc/myway?bg=939393&amp;amp;fg=FFFFFF&amp;amp;anim=0</url><title>My Way</title></image>
	<itunes:subtitle>تو فکر یک ترانه‌ام، از آرزوهای محال</itunes:subtitle>
	<itunes:summary>تو فکر یک ترانه‌ام، از آرزوهای محال</itunes:summary>
	<itunes:keywords />
	<itunes:category text="Society &amp; Culture" />
	<itunes:author>راه من</itunes:author>
	<itunes:owner>
		<itunes:name>راه من</itunes:name>
		<itunes:email>foadsa@gmail.com</itunes:email>
	</itunes:owner>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
	<itunes:image href="http://www.rah-e-man.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" />
		<feedburner:info uri="myway" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><media:copyright>2006-2007</media:copyright><media:thumbnail url="http://www.rah-e-man.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" /><media:keywords></media:keywords><media:category scheme="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd">Society &amp; Culture</media:category><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/myway" /><feedburner:emailServiceId>myway</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname>http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname><item>
		<title>در ستایش بارسا</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/C_omdWgSMvo/</link>
		<comments>http://rah-e-man.net/2012/05/26/11-12-copa-del-rey/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 May 2012 12:46:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foadsa</dc:creator>
				<category><![CDATA[فوتبال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://rah-e-man.net/?p=1841</guid>
		<description><![CDATA[آخرین جام قهرمانی بارسای پپ گواردیولا نیز مانند اولین جام قهرمانی‌شان، در فینال کوپا دل‌ری (جام حذفی اسپانیا) و در مقابل اتلتیک بیلبائو به‌دست آمد. مردان آبی‌واناری‌پوش توانستند در یک بازی تماشایی سه بر صفر پیروز و قهرمان از زمین خارج شوند. جا دارد یادی بکنیم از فلسفه‌ی فوتبال زیبا که همیشه با تیم‌های مارچلو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آخرین جام قهرمانی بارسای پپ گواردیولا نیز مانند اولین جام قهرمانی‌شان، در فینال کوپا دل‌ری (جام حذفی اسپانیا) و در مقابل اتلتیک بیلبائو به‌دست آمد. مردان آبی‌واناری‌پوش توانستند در یک بازی تماشایی سه بر صفر پیروز و قهرمان از زمین خارج شوند. جا دارد یادی بکنیم از فلسفه‌ی فوتبال زیبا که همیشه با تیم‌های مارچلو بیلسا همراه بوده است. نکته‌ی مهم اما در جشن قهرمانی بارسا دیدنی است، در روزی که آن‌ها پپ گواردیولا را برای آخرین بار روی نیمکت می‌دیدند پیروز شدند تا نشان دهند مثل همیشه به یاد هم‌تیمی‌شان اریک آبیدال هستند که با بیماری سرطان مبارزه کرد و در مسیر بهبودی است اما شاید دیگر نتواند به زمین سبز فوتبال باز گردد. در این دو عکس می‌بینید که چه‌طور بازیکنان بارسا آبیدال را هم در جشن قهرمانی خودشان همراه داشتند. بقیه‌ی عکس‌های قهرمانی را می‌توانید <a href="http://www.marca.com/albumes/2012/05/26/barca_campeon/index.html" target="_blank">اینجا</a> ببینید.</p>
<p><img class="aligncenter  wp-image-1842" title="22" src="http://rah-e-man.net/wp-content/uploads/2012/05/1337987110_extras_albumes_0.jpg" alt="" width="455" height="276" /></p>
<p><img class="aligncenter  wp-image-1843" title="22" src="http://rah-e-man.net/wp-content/uploads/2012/05/1337987213_extras_albumes_0.jpg" alt="" width="330" height="448" /></p>
 <img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/C_omdWgSMvo" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rah-e-man.net/2012/05/26/11-12-copa-del-rey/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://rah-e-man.net/2012/05/26/11-12-copa-del-rey/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>که این کار دله</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/uuJCkJGSY7A/</link>
		<comments>http://rah-e-man.net/2012/05/16/ke-in-kare-deleh/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 May 2012 13:17:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foadsa</dc:creator>
				<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://rah-e-man.net/?p=1836</guid>
		<description><![CDATA[همیشه دوست داشتم ورزشی‌نویس یه روزنامه‌ای، مجله‌ای چیزی باشم. همیشه دوست داشتم خیلی چیزا بشم. ولی مگه به دوست داشتنه؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همیشه دوست داشتم ورزشی‌نویس یه روزنامه‌ای، مجله‌ای چیزی باشم. همیشه دوست داشتم خیلی چیزا بشم. ولی مگه به دوست داشتنه؟</p>
 <img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/uuJCkJGSY7A" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rah-e-man.net/2012/05/16/ke-in-kare-deleh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://rah-e-man.net/2012/05/16/ke-in-kare-deleh/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>زندگی جدید من و شما</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/hDuboJf2-ro/</link>
		<comments>http://rah-e-man.net/2012/05/11/daani/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 May 2012 12:37:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foadsa</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://rah-e-man.net/?p=1827</guid>
		<description><![CDATA[نزدیکِ فصلِ زمستان جناب دایناسور برای رئیس موزه نامه نوشت و از او خواست بازنشسته‌اش کند. سال‌های سال بود که همه‌ی دوستانِ دایناسور مُرده بودند و فقط او زنده مانده بود. دایناسور می‌ترسید اگر زندگی‌اش را همین‌طوری ادامه بدهد تا چند سالِ دیگر به موجودی خنگ و خونسرد تبدیل شود. و البته، ترس دیگری هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignleft" title="زندگی جدید جناب دایناسور" src="http://rah-e-man.net/wp-content/uploads/2012/05/daani.jpg" alt="" width="160" height="216" /></p>
<p><a title="جناب دایناسور، خانوم یونا و دیگران" href="http://fourstar.ws/1391/02/11/room-experience-7/" target="_blank"><strong>نزدیکِ فصلِ زمستان جناب دایناسور برای رئیس موزه نامه نوشت و از او خواست بازنشسته‌اش کند. سال‌های سال بود که همه‌ی دوستانِ دایناسور مُرده بودند و فقط او زنده مانده بود. دایناسور می‌ترسید اگر زندگی‌اش را همین‌طوری ادامه بدهد تا چند سالِ دیگر به موجودی خنگ و خونسرد تبدیل شود. و البته، ترس دیگری هم در میان بود جناب دایناسور با نود و پنج سال عمر، پنج ‌متر قد و چهل تُن وزن می‌ترسید که بمیرد و نسلِ دایناسورهای روی زمین منقرض شود. برای همین بود که او هر روز تازه‌ترین مقاله‌های پزشکی و روان‌پزشکی را می‌خواند و به دنبال راه‌هایی بود که بتواند بیش‌تر زندگی کند.</strong><strong>نزدیکِ فصلِ زمستان جناب دایناسور برای رئیس موزه نامه نوشت و از او خواست بازنشسته‌اش کند. سال‌های سال بود که همه‌ی دوستانِ دایناسور مُرده بودند و فقط او زنده مانده بود. دایناسور می‌ترسید اگر زندگی‌اش را همین‌طوری ادامه بدهد تا چند سالِ دیگر به موجودی خنگ و خونسرد تبدیل شود. و البته، ترس دیگری هم در میان بود جناب دایناسور با نود و پنج سال عمر، پنج ‌متر قد و چهل تُن وزن می‌ترسید که بمیرد و نسلِ دایناسورهای روی زمین منقرض شود. برای همین بود که او هر روز تازه‌ترین مقاله‌های پزشکی و روان‌پزشکی را می‌خواند و به دنبال راه‌هایی بود که بتواند بیش‌تر زندگی کند.</strong></a></p>
<p>روی جلد این کتاب نوشته است، رمان کودک. اما خانم مسنی در نمایشگاه می‌گفت، این کتاب واسه دبیرستانی‌ها هم خوبه، چرا نوشته روش رمان کودک؟ من اما با این سن و سال که بهش می‌گویند سن و سال جوانی، این داستان کودکانه را دوست داشتم. حالا یا من با کودک درونم هم‌پیمانم یا اینکه این رمان می‌تواند برای همه‌ی سن‌ها دوست‌داشتنی باشد. در هر صورت به شما پیشنهاد می‌کنم آن‌را بخوانید، وقت زیادی هم از شما نخواهد گرفت و مطمئنن دوستش خواهید داشت. پس در لیست خریدتان یادداشت کنید:</p>
<p><strong>زندگی جدید جناب دایناسور</strong><br />
نویسنده: ربابه میرغیاثی<br />
انتشارات: چکه و شهر قلم</p>
 <img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/hDuboJf2-ro" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rah-e-man.net/2012/05/11/daani/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://rah-e-man.net/2012/05/11/daani/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>به احترام فوتبال، که با تو زنده است</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/hNN4CUHO0eo/</link>
		<comments>http://rah-e-man.net/2012/04/30/gracies-pep/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 16:29:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foadsa</dc:creator>
				<category><![CDATA[فوتبال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://rah-e-man.net/?p=1815</guid>
		<description><![CDATA[قرار است چه بنویسم، مرد؟ تو پیش از این همه‌ی نوشتنی‌ها را خلق کرده‌ای. تو با هنرت، با تفکر خلاقانه‌ات و با تیم رؤیایی‌ات، مخلوقی را به وجود آوردی که در چمن سبز معجزه می‌کند و ما را به وجد می‌آورد. از کجا شروع کنم. از آنجا که با آن هیکل ترکه‌ای‌ات بازوبند کاپیتانی زرد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><center><img class="size-full wp-image-1817 aligncenter" title="پپ گواردیولا" src="http://rah-e-man.net/wp-content/uploads/2012/04/pep2.jpg" alt="" width="300" height="443" /></center></p>
<p>قرار است چه بنویسم، مرد؟ تو پیش از این همه‌ی نوشتنی‌ها را خلق کرده‌ای. تو با هنرت، با تفکر خلاقانه‌ات و با تیم رؤیایی‌ات، مخلوقی را به وجود آوردی که در چمن سبز معجزه می‌کند و ما را به وجد می‌آورد. از کجا شروع کنم. از آنجا که با آن هیکل ترکه‌ای‌ات بازوبند کاپیتانی زرد و قرمز تیم محبوب مرا به دست داشتی و یکی از بازیکنان مورد علاقه‌ی من بودی؟ یادم نمی‌آید چه وقت از فوتبال باشگاهی اروپا سر در آوردم، بازی‌های غم‌انگیز آرژانیتین ۹۴ همه را به خاطر دارم، اما اینکه چه وقت باخبر شدم از فوتبال باشگاهی و بارسلونا، دقیقن خاطرم نیست.<br />
باسلونایی که کم‌کم چون آرژانتین برای من شد یک‌سره خود زندگی و با او بزرگ شدم. بارسایی که از یوهان کرایف و تیم رؤیایی‌اش گذشته بود و به سر بابی رابسون رسیده بود. مربیان بزرگ و کوچکی آمدند و بازیکنان کوچکی بزرگ شدند. بازیکنان بزرگی بزرگ ماندند. تو بازیکن بزرگی بودی. در تو روح فوتبال دمیده شده بود. با آن تعصب همیشگی‌ات.  کارلس پویول این خصیصه را از تو به ارث برده است.<br />
فلسفه‌ی بارسا فوتبال بود، نمی‌گویم فوتبال زیبا که زیبایی فوتبال در همین است که فلسفه‌ی بازی بارساست. مربیان اندکی هستند که می‌توانند علاوه بر اینکه تیمشان فوتبال بازی می‌کند و زیبا هم بازی می‌کند در برابر تیم‌هایی که نتیجه را می‌خواهند، تیمشان را پیروز کنند. دوره‌ی اول لوییز ون گال در بارسا و اسپانیا بد نبود، بارسا زیبا بازی می‌کرد و در اسپانیا به نتایج دلخواه می‌رسید اما در مهم‌ترین فصل اروپایی‌اش که قرار به فینال نیوکمپ بود در گروه مرگ از پس بایرن مونیخ و منچستر بر نیامد و این دو غول اروپا در آن سال به فینال تکرارنشدنی نیوکمپ رسیدند که جادوی آن‌را هیچ‌کس فراموش نکرده است.<br />
درست پس از صد سالگی باشگاه یک دوره‌ی کابوس‌وار سه ساله شروع شد. با میانگین هر سال دو مربی! ون گال رفت،‌ سرا فرر آمد. سرا فرر رفت، رکساچ آمد. رکساچ رفت، ون گال آمد. ون گال رفت، دلا کروز آمد. دلا کروز رفت، آنتیچ آمد. آنتیچ رفت، فرانک رایکارد آمد. همه‌ی پیشینیان رایکارد بازیکنان بزرگی در اختیار داشتند و تیمی بزرگ. اما بی‌نتیجه ماندند حتی اگر تیمشان زیبا بازی می‌کرد. برای آن‌ها که دائمن می‌پرسند یک سرمربی چه کاره است وقتی کلی بازیکن بزرگ در اختیار دارد، همین دوره‌ی کابوس‌وار سه ساله‌ی بارسا مثال واضحی است که پاسخ سؤالشان را دریابند.<br />
فرانک رایکارد آمد و تیم بحران‌زده‌ی بارسا را که حالا مدیر کاردانی چون خوان لاپورتا را در راس امور داشت، دوباره در مسیر فلسفه‌ی خودش قرار داد. بارسا تصمیم گرفت که دوباره زنده شود. حالا بارسا فوتبال بازی می‌کرد و نتیجه می‌گرفت و رئال مادرید و والنسیا را از صدر جدول دور کرد و خود بر مسند قهرمانی نشست. کم‌کم نوبت اروپا بود که بارسای دوباره متولد شده را به عنوان قدرت برتر خودش بپذیرد و رایکارد در سال سوم حضورش، این هدف را نشانه رفت و به دست آورد. بعد از چند فصل رؤیایی رایکارد هم به پایان راه نزدیک می‌شد و مطمئنن یکی از دلایل مهمش خستگی و انرژی بیش از اندازه‌ای بود که صرف هدایت بارسا کرده بود.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-1816" title="پپ گواردیولا" src="http://rah-e-man.net/wp-content/uploads/2012/04/pep1.jpg" alt="" width="500" height="533" /><br />
و تو برگشتی، پسر متفکر کاتالان. پیش از اینکه بارسا دوباره وارد بحرانی سخت و طاقت‌فرسا شود با حمایت لاپورتا وارد گود شدی تا ثابت کنی که فوتبال هنوز زنده است. آمدنت با شک و تردید بود از سوی هوادارن. گمان می‌کردند اتفاقی که بعد از رفتن کرایف افتاد، با رفتن رایکارد هم می‌افتد. اما خبر نداشتند که دست‌پرورده‌ی لاماسیا و کرایف بزرگ، برای ما معجزه‌ای فراتر از امروز فوتبال دارد. گویا اصلن رایکارد تیم را فقط برای اینکه آماده‌ی حضور تو شود ساخته بود. پپ گواردیولا، تو آمدی و در همان سال اول هر چه در فوتبال ناممکن بود را یک‌تنه فتح کردی و به ما فهماندی از رؤیا تا واقعیت فقط یک پپ فاصله است. حالا تک‌تک لحظه‌های ما پر است از اتفاقاتی که از شروع حضور تو روی نیمکت شاعرانه‌ترین تیم دنیا پدید آمد تا همین جمعه‌ی پیش. جمعه‌ای که با حرف‌هایت قصد رفتن کردی و ما اشک ریختیم. چه کسی باور می‌کرد کاپیتان محبوب روزهای نه‌چندان دور، یک روز بیاید و یک‌تنه به قلب حریفان سرسخت و مغرورش بزند و در ۴ سال برای ما ۱۳ جام ارزشمند و از همه مهم‌تر درهم شکستن‌های پیاپی رئال مادرید در ال‌کلاسیکو را به ارمغان بیاورد؟<br />
سه قهرمانی پیاپی لالیگا که اگر امسال هم به دست می‌آمد می‌توانست با رکورد ۴تایی کرایف برابری کند را هیچ‌کس پیش از آمدن تو باور نمی‌کرد. اما حضور تو روی نیمکت باعث جابه‌جا شدن همه‌ی رکوردها شد. ۵ حضور پیاپی در نیمه‌نهایی جام باشگاه‌های اروپا که ۴ تای آن مدیون توست. و ۲ قهرمانی اروپا که حالا باعث می‌شود بارسا هم در آمار سرش را بالا نگاه دارد هر چند فلسفه‌ی تو و بارسا ارائه‌ی فوتبال است نه شکستن رکورد و قهرمانی‌های متعدد.<br />
هر چه بنویسم درباره‌ی بزرگی‌ات، هیچ‌گاه کلمات نمی‌تواند آن‌چه بودی و برایمان خلق کردی را وصف کند. بزرگ‌منشی‌ات در گفتگوها و مصاحبه‌ها، بیشتر از همه صبر و بردباری و رفتار عاقلانه‌ات در برابر رفتارهای نامعمول مورینیو که می‌خواهد خودش را قهرمان فوتبال جا بزند اما چیزی بیشتر از یک مربی نیست. همه و همه برای ما حکم درس را داشته و دارد. تو به ما یاد دادی که با تمام توانمان در واقعی ساختن رؤیاهایمان بکوشیم. حالا ما باز هم مثل همیشه اقتخار می‌کنیم طرفدار بارسایی هستیم که بنایش بر بازی فوتبال است و همیشه دوران طلایی حضور تو را بر روی نیمکت تعریف خواهیم کرد. ۴ سال تابستانی و رؤیایی. ۴ سال از آینده که برای ما به گذشته پیوست.<br />
نمی‌دانم در پس پرده چه می‌گذرد، حتمن که ساندرو راسل و نابلدی گاه و بی‌گاهش در مدیریت در تصمیمت برای خداحافظی از نیوکمپ و بارسا تاثیر داشته است. اما تصمیم تو احترام‌برانگیز است. به هر حال این دوران رؤیایی بیشترین فشار و خستگی را برای تو به ارمغان آورده است. کمی استراحت ایده‌ای عالی است. یادآوری ضعف بارسای رایکارد در سال پنجم حضورش، مرا وادار می‌کند که برای تصمیم تو بیش از پیش احترام قائل شوم. شاید با خودت می‌گویی بروم کتاب‌هایم را بردارم و در کنار ساحل آرامشم کمی شعر بخوانم. شاید هم همین روزها تو را بر نیمکت تیم دیگری ببینم. به هر حال هر چه برای تو پیش بیاید نیکوست. برای تو و فوتبالی که با تو زنده است می‌ایستیم و کلاه از سر برمی‌داریم. متشکریم، پپ.</p>
<p>+ <a href="http://1pezeshk.com/archives/2012/04/gracies-pep.html" target="_blank">متشکریم پپ!</a> / فرانک مجیدی<br />
+ <a href="http://gozareha.com/1391/02/10/pep/" target="_blank">گراسیس ای مسیح فوتبال &#8230;</a> / علی نعمتی شهاب</p>
 <img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/hNN4CUHO0eo" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rah-e-man.net/2012/04/30/gracies-pep/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://rah-e-man.net/2012/04/30/gracies-pep/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>تو این سکوت منتشر</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/k5VKh6QYxTM/</link>
		<comments>http://rah-e-man.net/2012/04/23/too-in-sokoote-montasher/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Apr 2012 11:47:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>foadsa</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://rah-e-man.net/?p=1810</guid>
		<description><![CDATA[گلاب می‌گه «همیشه همون‌جوری بنویس که تو وبلاگ می‌نویسی. تو وبلاگ خیلی راحت می‌نویسی.» من فکر می‌کنم که چه‌جوری وبلاگ می‌نویسم؟ چه‌جوری می‌شه که انقدر راحت به نظر می‌آد؟ من که خیلی دهنم سرویس می‌شه تا یه مطلب واسه وبلاگ بنویسم. قبل‌ترها که وبلاگم هنوز برو بیایی داشت، مگر وبلاگ هم برو بیا دارد؟، یا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گلاب می‌گه «همیشه همون‌جوری بنویس که تو وبلاگ می‌نویسی. تو وبلاگ خیلی راحت می‌نویسی.» من فکر می‌کنم که چه‌جوری وبلاگ می‌نویسم؟ چه‌جوری می‌شه که انقدر راحت به نظر می‌آد؟ من که خیلی دهنم سرویس می‌شه تا یه مطلب واسه وبلاگ بنویسم.<br />
قبل‌ترها که وبلاگم هنوز برو بیایی داشت، مگر وبلاگ هم برو بیا دارد؟، یا شاید منظورم این است: همان موقع که مردم هنوز وبلاگ می‌خواندند و کودتا نشده بود. روزای خوبی بود. روزای خوب از نظر هر کسی تعریفی دارد. هایده وقتی می‌خواند روزای روشن خداحافظ منظورش روزای خوب نیست، او منظورش روزای روشن است. من وقتی می‌گم روزای خوب منظورم اصلن روشن نیست. خودم هم نمی‌دانم روزای خوب یعنی چه.<br />
از کودتا می‌گفتم، سنه‌ی چند بود؟ فراموش‌کار شده‌ام؟ نه! من از همان اول اولش هم حافظه‌ی خوبی نداشتم. خیلی غم‌انگیزه توی این سن آدم کودتاهای زیادی دیده باشه. خیلیا رو دیده باشی که اومدن و رفتن و تو مونده باشی. تو مونده باشی و نشکسته باشی. توی این کوچه هنوز همه صبح زود بیدار می‌شن. صبح زود خیلی غم‌انگیزه. اینو به سلامتی اون سربازایی می‌نویسم که صبح زود براشون غم‌انگیز نیست،‌ کابوسه.<br />
گلاب می‌گه «همیشه همون‌جوری بنویس که تو وبلاگ می‌نویسی.» توی این وبلاگ یه آدم خسته نشسته که توی مغزش کلمه‌های غم‌انگیز رژه می‌رن. یه مدت دنبال این بودم که بفهمم «اولین خسته که بود؟» دوست داشتم یکی از سؤالای کنکور بود. مطمئنم طراح سؤالای کنکور آدم خسته‌ایه ولی اولین خسته نیست. اگه آدم رو اولین انسان بدونیم، می‌تونیم حدس بزنیم که اولین خسته هم خودش بوده. خسته بود از بهشت زد بیرون، بعد خدا حوا رو فرستاد پی‌اش، خودش هم نشست به داستان نوشتن برای تکذیب خسته‌گی آدم.<br />
این که خسته نباشی، خیلی غم‌انگیزه.</p>
 <img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/k5VKh6QYxTM" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rah-e-man.net/2012/04/23/too-in-sokoote-montasher/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://rah-e-man.net/2012/04/23/too-in-sokoote-montasher/</feedburner:origLink></item>
	<media:credit role="author">راه من</media:credit><media:rating>nonadult</media:rating><media:description type="plain">تو فکر یک ترانه‌ام، از آرزوهای محال</media:description><item><title>Links for 2012-03-05 [del.icio.us]</title><link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/SldRT-3uvk4/my.way</link><pubDate>Tue, 06 Mar 2012 00:00:00 PST</pubDate><guid isPermaLink="false">http://del.icio.us/my.way#2012-03-05</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://fourstar.ws/1390/12/15/13901215/"&gt;&amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1740;&amp;#1606; &amp;#1705;&amp;#1578;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1606;&amp;#1608;&amp;#1580;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1578;&amp;#1582;&amp;#1575;&amp;#1576; &amp;#1583;&amp;#1582;&amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
قرار است در اسفندماه شش کتاب برتر به انتخابِ دخترهای مهرطاها معرّفی شوند؛ سه کتاب در حوزه‌ی تألیف و سه کتاب در حوزه‌ی ترجمه&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/SldRT-3uvk4" height="1" width="1"/&gt;</description><feedburner:origLink>http://del.icio.us/my.way#2012-03-05</feedburner:origLink></item><item><title>Links for 2012-02-11 [del.icio.us]</title><link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/6CK9y67Prc4/my.way</link><pubDate>Sun, 12 Feb 2012 00:00:00 PST</pubDate><guid isPermaLink="false">http://del.icio.us/my.way#2012-02-11</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/f3_usa_visa_for_iranians/24480593.html"&gt;&amp;#1570;&amp;#1606;&amp;#1670;&amp;#1607; &amp;#1605;&amp;#1740; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1575;&amp;#1607;&amp;#1740;&amp;#1583; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1585;&amp;#1583; &amp;#1608;&amp;#1740;&amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1740; &amp;#1570;&amp;#1605;&amp;#1585;&amp;#1740;&amp;#1705;&amp;#1575; &amp;#1576;&amp;#1583;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1740;&amp;#1583;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
با قطع روابط ديپلماتيک بين تهران واشينگتن مساله گرفتن ويزای آمريکا برای ايرانيان گاهی با مشکلات و پرسش‌هايی همراه بوده است. عده زيادی از شنوندگان راديو فردا و خوانندگان وبسايت ما مدت‌هاست که درباره شرايط اخذ ويزا، مشکلات سفر به کشورهای همسايه برای گرفتن ويزا و جزييات مربوط به پرکردن فرم‌های درخواست ويزا با ما تماس گرفته‌اند و از ما خواسته‌اند که در اين مورد برنامه‌ای تهيه کنيم. اکنون اين فرصت پيش آمده که با سارا گرو، يکی از مسئولان امور کنسولی وزارت خارجه آمريکا که به زبان فارسی هم صحبت می‌کند گفت‌وگو کنيم و تعدادی از پرسش‌ها و احتمالا ناروشنی‌های روند اخذ ويزا را با او در ميان بگذاريم.&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/6CK9y67Prc4" height="1" width="1"/&gt;</description><feedburner:origLink>http://del.icio.us/my.way#2012-02-11</feedburner:origLink></item><item><title>Links for 2012-01-20 [del.icio.us]</title><link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/IBmPNoM4P0U/my.way</link><pubDate>Sat, 21 Jan 2012 00:00:00 PST</pubDate><guid isPermaLink="false">http://del.icio.us/my.way#2012-01-20</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/f3_marofi_letter_to_golshifteh_farahani_madam_figaro_clip_nude/24457929.html"&gt;&amp;#1570;&amp;#1601;&amp;#1585;&amp;#1610;&amp;#1606;&amp;#1588; &amp;#1607;&amp;#1606;&amp;#1585;&amp;#1740; &amp;#1575;&amp;#1604;&amp;#1586;&amp;#1575;&amp;#1605; &amp;#1605;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1586;&amp;#1607; &amp;#1585;&amp;#1575; &amp;#1705;&amp;#1605; &amp;#1606;&amp;#1605;&amp;#1740;&amp;zwnj;&amp;#1705;&amp;#1606;&amp;#1583;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
عباس معروفی، از چهره‌های سرشناس ادبیات امروز ایران، در واکنش به جنجال رسانه‌ای اخیر بر سر انتشار عکس و ویدئوکلیپی از گلشیفته فراهانی نامه‌ای خطاب به او نوشته و آن را برای انتشار در اختیار رادیوفردا گذاشته است. خانم فراهانی هفته گذشته با انتشار این عکس در ضمیمه هفتگی مجله فرانسوی فیگارو برای جامعه ایرانی جنجال‌آفرین شد.&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/IBmPNoM4P0U" height="1" width="1"/&gt;</description><feedburner:origLink>http://del.icio.us/my.way#2012-01-20</feedburner:origLink></item><item><title>Links for 2012-01-16 [del.icio.us]</title><link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/Sql7YN2wF_w/my.way</link><pubDate>Tue, 17 Jan 2012 00:00:00 PST</pubDate><guid isPermaLink="false">http://del.icio.us/my.way#2012-01-16</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://osyan.net/1390/10/persian-twitter/"&gt;&amp;#1662;&amp;#1740;&amp;#1588;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;#1575;&amp;#1583; &amp;#1601;&amp;#1575;&amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1740;&amp;zwnj;&amp;#1587;&amp;#1575;&amp;#1586;&amp;#1740; &amp;#1578;&amp;#1608;&amp;#1740;&amp;#1740;&amp;#1578;&amp;#1585;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
احتمال این که زبان فارسی پس از زبان عربی به توییتر اضافه شود، زیاد است. برای عربی کردن توییتر، نیاز است تا تغییراتی در این سایت به وجود بیاید، یا ماژول‌هایی به سایت اضافه شود تا مشکل راست به چپ به طور کامل حل شود. مطئناً این تغییر می‌تواند برای ما مفید باشد. چون تنها با ترجمه منوها و پپام‌های موجود به زبان فارسی، می‌توانیم این زبان را هم داشته باشیم.&lt;/li&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://www.yaghma-golrouee.com/news.php?id=6"&gt;&amp;#1605;&amp;#1580;&amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1593;&amp;#1607;&amp;zwnj; &amp;#1578;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607;&amp;zwnj;&amp;#1740; &amp;laquo;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1606;&amp;#1583;&amp;#1711;&amp;#1740; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1587;&amp;#1578;&amp;#1740;&amp;raquo; &amp;#1583;&amp;#1585; &amp;#1570;&amp;#1604;&amp;#1605;&amp;#1575;&amp;#1606; &amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1578;&amp;#1588;&amp;#1585; &amp;#1605;&amp;#1740;&amp;zwnj;&amp;#1588;&amp;#1608;&amp;#1583;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
مجموعه ترانه‌ی «رانندگی در مستی» که ششمین مجموعه ترانه‌ی یغما گلرویی محسوب می‌شود به زودی در آلمان منتشر خواهد شد.&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/Sql7YN2wF_w" height="1" width="1"/&gt;</description><feedburner:origLink>http://del.icio.us/my.way#2012-01-16</feedburner:origLink></item><item><title>Links for 2011-12-23 [del.icio.us]</title><link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/OUHVIPrPx90/my.way</link><pubDate>Sat, 24 Dec 2011 00:00:00 PST</pubDate><guid isPermaLink="false">http://del.icio.us/my.way#2011-12-23</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://bahmanagha.blogspot.com/2011/12/blog-post_23.html"&gt;&amp;#1587;&amp;#1582;&amp;#1606;&amp;#1585;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1740; &amp;#1777;&amp;#1779; &amp;#1585;&amp;#1580;&amp;#1576; &amp;#1783;&amp;#1782; &amp;#1570;&amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1740; &amp;#1605;&amp;#1606;&amp;#1578;&amp;#1592;&amp;#1585;&amp;#1740;&lt;/a&gt;&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/OUHVIPrPx90" height="1" width="1"/&gt;</description><feedburner:origLink>http://del.icio.us/my.way#2011-12-23</feedburner:origLink></item><item><title>Links for 2011-12-21 [del.icio.us]</title><link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/P-IWzzt1tVM/my.way</link><pubDate>Thu, 22 Dec 2011 00:00:00 PST</pubDate><guid isPermaLink="false">http://del.icio.us/my.way#2011-12-21</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://fa.behpoor.com/?p=422"&gt;&amp;#1576;&amp;#1575;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#1583; &amp;#1576;&amp;#1607;&amp;#1662;&amp;#1608;&amp;#1585; &amp;raquo; &amp;#1575;&amp;#1588;&amp;#1578;&amp;#1740;&amp;#1575;&amp;#1602; &amp;#1589;&amp;#1575;&amp;#1583;&amp;#1602;&amp;#1575;&amp;#1606;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1607; &amp;#1576;&amp;#1608;&amp;#1583;&amp;#1606;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
مجیزی برای سلطان پاپ ایران&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/P-IWzzt1tVM" height="1" width="1"/&gt;</description><feedburner:origLink>http://del.icio.us/my.way#2011-12-21</feedburner:origLink></item><item><title>Links for 2011-11-24 [del.icio.us]</title><link>http://feedproxy.google.com/~r/myway/~3/nyYCwmTQzp8/my.way</link><pubDate>Fri, 25 Nov 2011 00:00:00 PST</pubDate><guid isPermaLink="false">http://del.icio.us/my.way#2011-11-24</guid><description>&lt;ul&gt;
&lt;li&gt;&lt;a href="http://weblog.yaghma-golrouee.com/?id=56"&gt;&amp;#1608;&amp;#1576;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1711; &amp;#1585;&amp;#1587;&amp;#1605;&amp;#1740; &amp;#1740;&amp;#1594;&amp;#1605;&amp;#1575; &amp;#1711;&amp;#1604;&amp;#1585;&amp;#1608;&amp;#1740;&amp;#1740; - &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1740;&amp;#1602;&amp;#1740; &amp;#1582;&amp;#1608;&amp;#1576;&amp;#1548; &amp;#1605;&amp;#1608;&amp;#1587;&amp;#1740;&amp;#1602;&amp;#1740; &amp;#1605;&amp;#1615;&amp;#1585;&amp;#1583;&amp;#1607; &amp;#1575;&amp;#1587;&amp;#1578;&lt;/a&gt;&lt;br/&gt;
موسیقی مردمی (به خصوص در بخش غیرمصرفی و اجتماعی) مُرده و تمام تقصیرها متوجه متولیان فرهنگی‌ست، چرا که از نگاه آنان موسیقی خوب، موسیقی مُرده است&lt;/li&gt;
&lt;/ul&gt;&lt;img src="http://feeds.feedburner.com/~r/myway/~4/nyYCwmTQzp8" height="1" width="1"/&gt;</description><feedburner:origLink>http://del.icio.us/my.way#2011-11-24</feedburner:origLink></item></channel>
</rss>

