<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/atomfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><feed xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" version="0.3" xml:lang="en">
<title>Natoor</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/" />
<modified>2009-09-16T13:31:51Z</modified>
<tagline />
<id>tag:www.natoor.com,2009://1</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.33">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2009, pedram</copyright>
<link rel="start" href="http://feeds.feedburner.com/natoor" type="application/atom+xml" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><entry>
<title>برای ورشکسته‌های روزآنلاین</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1704.php" />
<modified>2009-09-16T13:31:51Z</modified>
<issued>2009-09-16T21:11:49Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1704</id>
<created>2009-09-16T21:11:49Z</created>
<summary type="text/plain">مدتی پیش از روزآنلاین ای-میل زدند که اگر اجازه می‌دهید قراری بگذاریم و درباره‌ی«مرگ‌بازی» حرف بزنیم، آقایی هم یکی دو روز بعدش زنگ زد که بله، از کتاب خوشم آمده و اگر امکان دارد یک قرار گفت‌و‌گو بگذاریم. من اجازه...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>مدتی پیش از روزآنلاین ای-میل زدند که اگر اجازه می‌دهید قراری بگذاریم و درباره‌ی«مرگ‌بازی» حرف بزنیم، آقایی هم یکی دو روز بعدش زنگ زد که بله، از کتاب خوشم آمده و اگر امکان دارد یک قرار گفت‌و‌گو بگذاریم. من اجازه خواستم که در این‌باره فکر کنم و یکی دو روز بعد، برای آن آقا ای-میل زدم که به دلایلی تمایل ندارم با روزآنلاین مصاحبه کنم.  <br />
حالا هم برایم مهم نیست که آقایان - ظاهرا - برای تلافی کردن «نه»‌ای که شنیده‌اند، تغییر موضع داده‌اند و چیزی در رد «مرگ‌بازی» نوشته‌اند و از بیخ و بن کتاب را زده‌اند؛ اما نمی‌فهمم چه کسی و با چه هدفی اسم من را  پای آن یادداشت کذایی نوشته و در روزآنلاین برای من به عنوان همکار روزآنلاین پروفایل درست کرده است.<br />
<strong>من با سیاست، مشی و باورهای سیاسی آدم‌های ورشکسته‌ای که روزآنلاین را اداره می‌کنند یا از همکاران این سایت هستند، مخالفم و هرگز با این سایت همکاری نکرده‌ام. </strong>این‌ها را هم اینجا می‌نویسم چون دلم نمی‌خواهد به خاطر شیطنت یک مثلا روزنامه‌نگار، بازخواست شوم. </p>

<p>پی‌نوشت: نمی‌دانم چرا هروقت می‌خواهم از این فضای مجازی و حاشیه‌هایش فاصله بگیرم، یکی می‌آید و سنگی می‌اندازد...تصمیم من اما تغییری نکرده و نمی‌کند. <br />
از حسین عزیز هم ممنونم که یادداشت کذایی روزآنلاین را در گورد شِر کرد و اصل ماجرا را برایم گفت.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردیبهشت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1703.php" />
<modified>2009-09-11T11:26:39Z</modified>
<issued>2009-09-11T19:30:19Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1703</id>
<created>2009-09-11T19:30:19Z</created>
<summary type="text/plain">حوصله‌ی اینجا را ندارم دیگر، حوصله‌ی سیاست و تنش و هزار و یک چیز دیگر را هم. اسمش را هرچه می‌خواهید بگذارید اما دوست دارم چندماهی حواسم فقط به خودم باشد و زندگی‌ام - و چندماه یعنی دست‌کم تا اردیبهشت...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>حوصله‌ی اینجا را ندارم دیگر، حوصله‌ی سیاست و تنش و هزار و یک چیز دیگر را هم. اسمش را هرچه می‌خواهید بگذارید اما دوست دارم چندماهی حواسم فقط به خودم باشد و زندگی‌ام - و چندماه یعنی دست‌کم تا اردیبهشت 89. </p>

<p><br />
- نام نمایشنامه‌ای است از محمد چرم‌شیر.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1697.php" />
<modified>2009-09-09T12:26:53Z</modified>
<issued>2009-09-09T20:50:31Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1697</id>
<created>2009-09-09T20:50:31Z</created>
<summary type="text/plain">من زخمی داشته‌ام که حالا می‌فهمم چقدر عمیق بوده است. عمل نوشتن به جای این‌که آن‌طورکه فکر می‌کردم التیامش دهد، زخم را باز کرده است... «پل استر- اختراع انزوا- بابک تبرایی- نشر افق»...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Solitude</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>من زخمی داشته‌ام که حالا می‌فهمم چقدر عمیق بوده است. عمل نوشتن به جای این‌که آن‌طورکه فکر می‌کردم التیامش دهد، زخم را باز کرده است...</p>

<p>«پل استر- اختراع انزوا- بابک تبرایی- نشر افق»<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>لیلة القدر</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1693.php" />
<modified>2009-09-08T10:44:04Z</modified>
<issued>2009-09-08T18:58:19Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1693</id>
<created>2009-09-08T18:58:19Z</created>
<summary type="text/plain"> خدایا، فقط یک معجزه‌ی کوچيک... «ایرج کریمی - باغ‌های کندلوس»...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Solitude</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p><br />
<p align=center><img alt="tumblr_kphf4b2STh1qzx0zxo1_500.jpg" src="http://www.natoor.com/photo/tumblr_kphf4b2STh1qzx0zxo1_500.jpg" width="410" height="417" /> </p></p>

<p><br />
خدایا، فقط یک معجزه‌ی کوچيک...</p>

<p>«ایرج کریمی - باغ‌های کندلوس»</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1690.php" />
<modified>2009-09-07T08:59:58Z</modified>
<issued>2009-09-07T17:21:08Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1690</id>
<created>2009-09-07T17:21:08Z</created>
<summary type="text/plain"> سگ زینتی پارس کن! آماده‌ی ترسیدنیم... «شمس لنگرودی- ملاح خیابان‌ها»...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Poem</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p><br />
سگ زینتی<br />
پارس کن!<br />
آماده‌ی ترسیدنیم...</p>

<p>«شمس لنگرودی- ملاح خیابان‌ها»</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>بلند بلند فکر کردن</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1688.php" />
<modified>2009-09-05T10:47:55Z</modified>
<issued>2009-09-05T19:02:05Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1688</id>
<created>2009-09-05T19:02:05Z</created>
<summary type="text/plain">رسم است که ناشر، کتاب‌هایش را برای دبیرخانه‌ی جوایز ادبی بفرستد؛ حالا اگر ناشری - به هر دلیل - نخواهد به این سنت عمل کند، مثلا از جایزه‌ای خاص و آدم‌های پشت‌اش خوش‌اش نیاید، نباید به مولف بی‌نوا خبر بدهد؟...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>رسم است که ناشر، کتاب‌هایش را برای دبیرخانه‌ی جوایز ادبی بفرستد؛ حالا اگر ناشری - به هر دلیل - نخواهد به این سنت عمل کند، مثلا از جایزه‌ای خاص و آدم‌های پشت‌اش خوش‌اش نیاید، نباید به مولف بی‌نوا خبر بدهد؟</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>Wicker Park</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1687.php" />
<modified>2009-09-05T07:15:37Z</modified>
<issued>2009-09-05T15:33:17Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1687</id>
<created>2009-09-05T15:33:17Z</created>
<summary type="text/plain">به بهانه‌ی این یادداشت کیوان ِ از پشت یک‌سوم: When you see something from afar, you develop a fantasy. But when you see it up close, 9 times out of 10, you wish you hadn't. - Wicker Park -...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Film</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>به بهانه‌ی <a href="http://www.k1-online.com/archives/002650.php">این یادداشت </a>کیوان ِ از پشت یک‌سوم:</p>

<p align= left> When you see something from afar, you develop a fantasy. But when you see it up close, 9 times out of 10, you wish you hadn't. </p>
<p align= left>- <a href="http://www.imdb.com/title/tt0324554/">Wicker Park</a> -</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>به تماشای آب‌های سپید</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1685.php" />
<modified>2009-09-04T07:50:43Z</modified>
<issued>2009-09-04T15:47:23Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1685</id>
<created>2009-09-04T15:47:23Z</created>
<summary type="text/plain">جمعه‌ی گندی است، از همان جمعه‌های پیش از تحویل پروژه‌ی دوران دانشجویی؛ آن‌وقت‌ها اشکال از ما بود و نخوردن سنجد و همه چیز را به دقیقه‌ی نود سپردن، حالا تقصیر روزگار است و بعضی آدم‌هایش. با نقشه و فایل‌های DWG...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Solitude</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>جمعه‌ی گندی است، از همان جمعه‌های پیش از تحویل پروژه‌ی دوران دانشجویی؛ آن‌وقت‌ها اشکال از ما بود و نخوردن سنجد و همه چیز را به دقیقه‌ی نود سپردن، حالا تقصیر روزگار است و بعضی آدم‌هایش. با نقشه و فایل‌های DWG و کاغذهای درهم‌ریخته‌ی روی میز و تکسا شروع می‌شود و موسیقی متن‌اش می‌شود «به تماشای آب‌های سپید»؛ نه دلتنگی برایت می‌گذارد و نه فکر و خیال. مهربان اگر باشی با خودت، چند دقیقه‌ای میان نقشه‌های سازه و معماری و متره‌های تاسیسات، خودت را مهمان می‌کنی به یک‌دست Beach Head 2002؛ بی‌وقفه شلیک می‌کنی و سربازها یکی یکی می‌افتند روی زمین و تانک‌ها و نفربرها منفجر می‌شوند و تو کم‌کم وجشت می‌کنی از آدم‌هایی که در ذهن تو به جای سربازهای بازی گلوله می‌خورند و تمام می‌شوند.<br />
این تمام آن چیزی است که قرار است رنگ جمعه‌ی تو را عوض کند، وقتی منتظر کسی نیستی و موسیقی متن روزت، «به تماشای آب‌های سپید» است...</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>که از سوال ملولیم و از جواب خجل  (2)</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1680.php" />
<modified>2009-09-03T08:13:13Z</modified>
<issued>2009-09-03T16:31:05Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1680</id>
<created>2009-09-03T16:31:05Z</created>
<summary type="text/plain">نمی‌فهمم این روزها چرا به هر جمعی وارد می‌شوم یا تازه عروس و داماد می‌بینم، یا زن باردار؛ کسی می‌داند این چند ماه دقیقا چه اتفاقی افتاده است؟ - عنوان همچنان از حافظ است....</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>نمی‌فهمم این روزها چرا به هر جمعی وارد می‌شوم یا تازه عروس و داماد می‌بینم، یا زن باردار؛ کسی می‌داند این چند ماه دقیقا چه اتفاقی افتاده است؟</p>

<p><br />
- عنوان همچنان از حافظ است.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>نمایندگان شریف ملت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/09/1679.php" />
<modified>2009-09-02T10:07:20Z</modified>
<issued>2009-09-02T16:31:55Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1679</id>
<created>2009-09-02T16:31:55Z</created>
<summary type="text/plain">نماینده‌ی مردم اراک امروز در مخالفت با وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی صحبت کرد. عباس رجایی پس از اشاره به بخش‌هايي از سخنان مقام رهبری درباره‌ی اهميت فرهنگ گفت: «واقعا برای ما سوال است كه آيا در دولت دهم...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>نماینده‌ی مردم اراک امروز در مخالفت با وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی صحبت کرد. عباس رجایی پس از اشاره به بخش‌هايي از سخنان مقام رهبری درباره‌ی اهميت فرهنگ گفت: «واقعا برای ما سوال است كه آيا در دولت دهم با معرفی دكتر حسينی از فرهنگ رفع مظلوميت صورت گرفته است و آيا ايشان با توجه به مجموعه قابليت‌ها و توانمندی‌های خود می‌تواند اين حوزه را كه اين همه مساله دارد اداره كند؟ آيا آقای دكتر حسينی قادر است كه 4 درصد بودجه‌ی فرهنگ را كه برای همه حوزه‌های فرهنگی مطرح شده ارتقا دهد؟»...<br />
در این هنگام تعدادی از نمایندگان با لحن متداول در بازی «عمو زنجیرباف» جواب دادند: «بععععلهههه».</p>

<p>آقای رجایی بعد از این اتفاق به سخنان خود ادامه دادند.</p>

<p><br />
<strong>ماده‌ی 78 آیین‌نامه‌ی داخلی مجلس شورای اسلامی</strong>: نمايندگان براساس مسئوليت نمايندگى، متعهد و ملتزم به حفظ حيثيات مجلس و نمايندگان و رعايت نظم و نوبت و اجراء آئين‏نامه‌ی داخلى مى‏باشند. در مواردى‏ كه نماينده‏اى رعايت تعهدات فوق را ننمايد اقدامات ذيل به‏ترتيب از طرف رئيس به‏عمل خواهد آمد:<br />
1. تذكر شفاهى در جلسه علنى.<br />
2. اخطار در جلسه علنى.<br />
3. احضار و توبيخ متخلف در جلسه هيأت رئيسه.</p>

<p> پی‌نوشت: حالا از این بامزه‌تر، <a href="http://www.khabaronline.ir/news-16182.aspx">این خبر</a> است. خب از اول لیست را بدهند برای تایید و این همه وقت و پول ملت را هدر ندهند.  </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>The Persian Connection</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/08/1676.php" />
<modified>2009-08-31T08:05:20Z</modified>
<issued>2009-08-31T16:31:39Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1676</id>
<created>2009-08-31T16:31:39Z</created>
<summary type="text/plain"> امروز مي‌بينيد يكي از چيزهايی كه در بحث تهاجم فرهنگی مورد توجه نهادهای اطلاعاتی و امنيتی دشمن قرار گرفته توجه به هنر و استفاده از مسائل هنری در مباحث امنيتی و اطلاعاتی است و اين يكی از ضرورت‌هاست كه...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p> امروز مي‌بينيد يكي از چيزهايی كه در بحث تهاجم فرهنگی مورد توجه نهادهای اطلاعاتی و امنيتی دشمن قرار گرفته توجه به هنر و استفاده از مسائل هنری در مباحث امنيتی و اطلاعاتی است و اين يكی از ضرورت‌هاست كه ما برای مقابله‌ی با آن نياز به ارتباط با مجموعه‌ی هنری و فرهنگی كشور داريم.</p>

<p>«حجت‌الاسلام والمسلمين حيدر مصلحی- وزیر پیشنهادی اطلاعات» </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>بستر خوب مرگ...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/08/1673.php" />
<modified>2009-08-29T12:15:50Z</modified>
<issued>2009-08-29T20:31:13Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1673</id>
<created>2009-08-29T20:31:13Z</created>
<summary type="text/plain"> مازندران، ارتفاعات چلندر، مرداد 88- در میان انبوهی از اغتشاش‌گران...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Solitude</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p><br />
<p align=center><img alt="IMG_0739.JPG" src="http://www.natoor.com/photo/IMG_0739.JPG" width="410" height="623" /></p><br />
<p align=center>مازندران، ارتفاعات چلندر، مرداد 88- در میان انبوهی از اغتشاش‌گران</p><br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>جمعه بازار</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/08/1665.php" />
<modified>2009-08-29T08:31:39Z</modified>
<issued>2009-08-27T21:35:24Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1665</id>
<created>2009-08-27T21:35:24Z</created>
<summary type="text/plain">برای شما هم شاید پیش آمده که وقتی دستی به سر و گوش اتاق‌تان می‌کشید، چیزهایی روی دستتان بماند- چیزهایی که نه دیگر به کارتان می‌آیند و نه دلتان می‌آید بگذاریدشان سرکوچه؛ پس گوشه‌ای از اتاق یا کتاب‌خانه‌تان را برایشان...</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>برای شما هم شاید پیش آمده که وقتی دستی به سر و گوش اتاق‌تان می‌کشید، چیزهایی روی دستتان بماند- چیزهایی که نه دیگر به کارتان می‌آیند و نه دلتان می‌آید بگذاریدشان سرکوچه؛ پس گوشه‌ای از اتاق یا کتاب‌خانه‌تان را برایشان کنار می‌گذارید، به این امید که شاید کسی را پیدا کنید که دنبال همین چیزها باشد. فکر کردم حالا که <a href="http://nasiriphotos.com/blog/">منصور نصیری</a> همه‌مان را سرکار گذاشت و در مسابقه‌ی <a href="http://nasiriphotos.com/2nd/">عکس دست دوم</a>‌اش سراغ ایده‌ی دیگری رفت، لیست چیزهایی که روی دستم مانده را اینجا بگذارم، شاید به کار کسی بیاید.</p>

<p><s><strong>1.</strong> حدود پنجاه شماره از هفته‌نامه‌ی فقید شهروند امروز.</s></p>

<p><strong>2.</strong> بازی‌ Quanum Of Solace و همین طور Pes 2009 -PRO EVOLUTION SOCCER که تنها یک بار نصب شده‌اند.<br />
<s><strong>3.</strong> تعدادی دی.وی.دی کپی با جلد سخت و کاور:<br />
( The Departed- Revolutionary Road- Duplicity- The Perfect Score- Lovers on the Bridge ).</s> <br />
<s><strong>4.</strong> یک عدد کیف دوربین عکاسی، که برای <a href="http://www.natoor.com/2007/07/841.php">این دوربین</a> خریده شده بود و حالا مدت‌هاست خالی مانده، اما تمیز است و سالم.</s></p>

<p><strong><u>سوال‌های احتمالی</u></strong><br />
- برای هریک از این اقلام چه قدر باید پول داد؟<br />
اگر نخواهید پیک بفرستید، هیچ! تنها باید یکی دوساعت وقت بگذارید یا یک پیک بفرستید تا اقلام مورد نظر به دستتان برسد.</p>

<p>- آیا می‌توان از هر ردیف فقط چند آیتم خاص( مثلا فقط چند شماره‌ از شهروند یا چند فیلم) را انتخاب کرد؟<br />
خیر. شما می‌توانید یک ردیف را به صورت کلی انتخاب کنید (مثلا ردیف یک، یا ردیف سه).</p>

<p>- این آگهی تا چه تاریخی اعتبار دارد؟<br />
تا جمعه‌ی هفته‌ی آینده، بعد از آن باید با ماموران شهرداری وارد مذاکره شوید.</p>

<p>- اگر از ردیفی خوشمان آمد، چه طور باید خبرت کنیم؟<br />
ای-میل بزنید، باقی‌اش را هماهنگ می‌کنیم.</p>

<p><strong><u>Bonus Item(!!!)</u></strong><br />
از پانزده جلدی که نشر چشمه از چاپ سوم مجموعه داستان <a href="http://www.natoor.com/2008/10/1290.php">«مرگ‌بازی»</a> برای من فرستاده، شش جلد مانده است هنوز و من دیگر کسی را نمی‌شناسم که اهل کتاب باشد و در دسترس و من هم دوست داشته باشم کتابم را بخواند. اگر کسی هست که بدش نمی‌آید «مرگ‌بازی» را بخواند، یا می‌خواهد آن را داشته باشد، می‌تواند وقتی دارد هرکدام از ردیف‌های پنج‌گانه را سفارش می‌دهد، در ای-میل‌اش اشاره کند که  یک جلد «مرگ‌بازی» را هم برایش کنار بگذارم.<br />
 </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>تا همیشه...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/08/1664.php" />
<modified>2009-08-25T12:00:53Z</modified>
<issued>2009-08-25T20:34:57Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1664</id>
<created>2009-08-25T20:34:57Z</created>
<summary type="text/plain"> ما با هم بودیم شکست نخوردیم و تا همیشه داغ داریم. «سارا محمدی اردهالی» - محمد قوچانی در دادگاه رسیدگی به اتهام‌های وارد شده به اصلاح‌طلبان- سه‌شنبه سوم شهریور 1388. عکاس: هوشنگ هادی- ایلنا....</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Daily</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p><br />
<p align=center><img alt="Ghouchani.jpg" src="http://www.natoor.com/photo/Ghouchani.jpg" width="409" height="260" /></p></p>

<p align=center>ما با هم بودیم<br>
شکست نخوردیم<br>
و<br>
تا همیشه داغ داریم.<br>

<p align=center><a href="http://pagard.ayene.com/archives/000625.php">«سارا محمدی اردهالی»</a></p>

<p>- محمد قوچانی در دادگاه رسیدگی به اتهام‌های وارد شده به اصلاح‌طلبان- سه‌شنبه سوم شهریور 1388.<br />
عکاس: <a href="http://www.ilna.ir/AKS.aspx?id=73230">هوشنگ هادی- ایلنا</a>.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>در جستجوی روان از دست رفته...</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.natoor.com/2009/08/1660.php" />
<modified>2009-08-24T12:03:48Z</modified>
<issued>2009-08-24T20:30:45Z</issued>
<id>tag:www.natoor.com,2009://1.1660</id>
<created>2009-08-24T20:30:45Z</created>
<summary type="text/plain">شده‌ایم اسیر رابطه‌های نیم بند چندماهه؛ همه‌ی زندگی‌مان شده دست و پا زدن برای یک هیچ بزرگ، که اسمش را گذاشته‌ایم عشق، اما چیزی جز فرسودگی نیست....</summary>
<author>
<name>pedram</name>

<email>pedram.re@gmail.com</email>
</author>
<dc:subject>Solitude</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.natoor.com/">
<![CDATA[<p>شده‌ایم اسیر رابطه‌های نیم بند چندماهه؛ همه‌ی زندگی‌مان شده دست و پا زدن برای یک هیچ بزرگ، که اسمش را گذاشته‌ایم عشق، اما چیزی جز فرسودگی نیست.</p>]]>

</content>
</entry>

</feed>
