<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>Business Of Software | کسب‌وکار نرم‌افزار</title>
	
	<link>http://bos.opatan.com</link>
	<description>کسب و کار نرم افزار</description>
	<lastBuildDate>Sat, 18 Jul 2009 16:19:06 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<image>
<link>http://bos.opatan.com</link>
<url>http://opatan.com/web/favicon.png </url>
<title>Business Of Software | کسب‌وکار نرم‌افزار</title>
</image>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/opatan" type="application/rss+xml" /><item>
		<title>هیات مدیره شرکت نوپا، بخش دوم: ساختار</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/SDcOL5TtETg/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/256/startup-board-of-directors-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 16:19:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[Business]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت و کارآفرینی]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[نوپا]]></category>
		<category><![CDATA[کسب‌وکار نرم‌افزار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=256</guid>
		<description><![CDATA[در نوشته پیشین درباره‌ی نقش هیات مدیره نوشتم، در این نوشته درباره ساختار و چگونگی آن می‌نویسم.
گوشزد: پیش از ادامه سخن نکته‌ای را یادآور می‌شوم و آن اینکه در دیگر جاها درباره گزینش مدیرعامل دو گونه رفتار می‌شود، در گونه نخست موسس یا یکی از موسسان مدیرعامل می‌شود، در گونه دوم هیات مدیره مدیرعاملی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در <a title="هیات مدیره شرکت نوپا، بخش نخست: نقش" href="http://bos.opatan.com/253/startup-board-of-directors-1/" target="_blank">نوشته پیشین</a> درباره‌ی نقش هیات مدیره نوشتم، در این نوشته درباره ساختار و چگونگی آن می‌نویسم.<br />
<strong>گوشزد:</strong> پیش از ادامه سخن نکته‌ای را یادآور می‌شوم و آن اینکه در دیگر جاها درباره گزینش مدیرعامل دو گونه رفتار می‌شود، در گونه نخست موسس یا یکی از موسسان مدیرعامل می‌شود، در گونه دوم هیات مدیره مدیرعاملی از بیرون شرکت می‌آورد. گونه دوم در اینجا جا افتاده نیست، چون هم چنین افرادی را کم داریم (درست‌تر: نداریم) که بیایند و مدیرعامل شرکت بشوند و نیز خود ما نمی‌توانیم بپذیریم کسی از بیرون شرکت بیاید و مدیریت شرکت «ما» را بر عهده بگیرد. شاید خود من هم هنوز آمادگی چنین کاری را نداشته باشم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شمار:</strong><br />
شمار اعضای هیات‌مدیره می‌تواند ۳، ۵ یا ۷ نفر باشد. هیات مدیره بیش از ۷ نفر معمولا کارایی خود را از دست می‌دهد. از دید خود من ۵ مناسب‌تر است، حتا در تیم‌های برنامه‌نویسی هم معمولا ۵ عدد بهینه است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هیات مدیره باید آمیزه‌ای از این افراد باشد:</strong><br />
<strong>سرمایه‌گذار:</strong> می‌دانم که ما اینجا سرمایه‌گذار نداریم (<a title="چرا بانک بد است و سرمایه‌گذار خوب" href="http://bos.opatan.com/212/bad-bank-good-venture/" target="_blank">اینجا</a> را ببینید) به هر حال امیدوارم که وضعیت بهتر شود و سرمایه‌گذاران بیشتر. ولی اگر آنقدر خوش‌شانس هستید که همین حالا هم سرمایه‌گذار دارید حتما باید در هیات مدیره باشد. اگر بیش از یک سرمایه‌گذار دارید یکی از آن‌ها به نمایندگی در هیات مدیره باشد.<br />
<strong>مشتری:</strong> لازم نیست که به راستی مشتری شما باشد ولی شما به کسی نیاز دارید که مسایل را از چشم و زاویه دید مشتری ببیند و از دیدمشتری به روند و راهبردهای شرکت نگاه کند.<br />
<strong>مدیرعامل کهنه‌کار:</strong> کسی است که پیشتر مدیرعامل موفق یک شرکت مشابه بوده باشد. او از دید مدیرعامل جدید مهم‌ترین عضو هیات‌مدیره است و کسی است که باید رییس هیات مدیره باشد. اوست که به هیات مدیره می‌گوید که مدیرعامل چه مهارت‌هایی را باید فرابگیرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>چند نکته:</strong></p>
<ul>
<li style="text-align: justify;">عضو پروازی به دردتان نمی‌خورد، کسانی را برگزینید که به راستی بتوانند به جلسه بیایند و وقت بگذارند.</li>
<li style="text-align: justify;">جلسه‌های هیات مدیره را صبح اول وقت، هنگامی‌که همه سرحال هستند، بگذارید. بدون لپ‌تاپ و تلفن همراه به جز یکی برای نشان دادن اسلاید،  آن هم اگر نیاز  است.</li>
<li style="text-align: justify;">همیشه دست‌کم یک روز زودتر از جلسه.، هدف‌ها، مفاد و موارد جلسه را برای اعضا بفرستید و از آن‌ها بخواهید که پیش از جلسه آن‌ها را بخوانند.</li>
<li style="text-align: justify;">تلاش کنید از کارکنان و مدیران اجرایی (داخلی) دیگر شرکت کسی عضو هیات مدیره نباشد. البته این دلیل نمی‌شود که به هنگام نیاز در جلسه شرکت نکنند.</li>
<li style="text-align: justify;">بسیار خوب است اگر یکی دو نفر هم از دست‌اندکاران صنعت  خود (کسانی که در این صنعت فعالیت می‌کنند) در هیات مدیره باشند.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><strong>یک جلسه نمونه:</strong><br />
جلسه‌های هیات مدیره هدف‌های کاملا مشخصی دارند. یکی از مهمترین عناصر یک چنین نشستی این است که بخش‌هایی بسته در آغاز و پایان دارد که در آن اعضا با هم رک‌وراست ،و بی‌پروا سخن می‌گویند.</p>
<ul>
<li style="text-align: justify;">پیش‌درآمد(جلسه بسته، هیچ مدیر اجرایی جز مدیرعامل نباشد): مدیر عامل ارزیابی راست  و  دقیق از وضعیت شرکت و اینکه اکنون کجاست ارایه می‌دهد. آنگاه از اعضا می‌پرسد که آیا می‌خواهند در مورد چیزی بیشتر بدانند و مطمئن شوند. ۱۵ دقیقه.</li>
<li style="text-align: justify;"> بازبینی راهبرد: مدیر عامل یا یک مدیر اجرایی درباره یکی از راهبردهای اصلی شرکت مطلب ارایه می‌کند. ۶۰ دقیقه.</li>
<li style="text-align: justify;"> بازبینی عملکرد (کارکرد): مدیران اجرایی در  ارایه‌هایی کوتاه درباره هدف‌هایشان از جلسه پیشین تاکنون سخن می‌گویند، پیشرفت در رسیدن به آن هدف‌ها و هدف‌هایشان تا جلسه‌ی آینده. چهار جلسه ۱۵ دقیقه‌ای.</li>
<li style="text-align: justify;"> کسب‌وکار: اینجا جایی است که کارهای رسمی پایان یافته و معمولا به سهام، حساب‌ها، اسناد حقوقی و برنامه سود رسیدگی می‌شود. ۳۰دقیقه‌.</li>
<li style="text-align: justify;"> پایان جلسه (جلسه بسته، تنها اعضای خارجی حاضرند یعنی مدیر عامل هم نیست): رییس هیات مدیره جلسه را بدون مدیر عامل پیش می‌برد تا ببیند که اعضا جلسه را چگونه دیده‌اند و چه دغدغه‌هایی دارند که باید تا پیش از جلسه آینده به آن‌ها رسیدگی شود. خیلی مهم است که مدیر عامل در این جلسه حضور نداشته باشد، تا دیگر اعضا بتوانند به‌راحتی درباره دغدغه‌هایشان صحبت کنند. همینطور همین‌اندازه مهم است که پس از آن رییس با مدیرعامل این دغدغه‌ها را در میان بگذارد و با او درباره رسیدگی به آن‌ها بحث کند. ۱۵ دقیقه.</li>
<li style="text-align: justify;"> جمع ۳ ساعت.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">باز هم می‌گویم شاید هنوز پذیرفتن چنین جلسه‌هایی برای ما کمی سخت باشد ولی باید کم‌کم به سوی هیات‌مدیره‌هایی هدفمند و با کارایی بالا برویم. هیات مدیره‌‌ها باید نقش راستین خود را در شرکت‌ها پیدا کنند.<strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید(<a title="فید چیست و نحوه استفاده از فید" href="http://pariyana.com/whats-feed-and-how-use/" target="_blank">فید چیست و نحوه استفاده از فید</a>.) همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="../253/247/243/list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="../253/247/243/list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><br />
</strong></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=SDcOL5TtETg:UC0_m5S3uww:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=SDcOL5TtETg:UC0_m5S3uww:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/SDcOL5TtETg" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/256/startup-board-of-directors-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/256/startup-board-of-directors-2/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>هیات مدیره شرکت نوپا، بخش نخست: نقش</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/_IX01w60noE/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/253/startup-board-of-directors-1/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Jul 2009 21:25:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[Business]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت و کارآفرینی]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[نوپا]]></category>
		<category><![CDATA[کسب‌وکار نرم‌افزار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=253</guid>
		<description><![CDATA[این نوشته  دو بخش دارد، در بخش نخست پس از درآمد به نقش هیات مدیره می‌پردازم و در بخش دوم، در پستی دیگر، درباره چگونگی ساختار هیات مدیره خواهم نوشت. برای این نوشته از چند منبع بهره گرفته‌ام به ویژه این دو نوشته که گاهی کار به ترجمه بخشی از آنها کشیده است.
Keene, Christopher. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: Tahoma;">این نوشته  دو بخش دارد، در بخش نخست پس از درآمد به نقش هیات مدیره می‌پردازم و در <a title="هیات مدیره شرکت نوپا، بخش دوم: ساختار" href="http://bos.opatan.com/256/startup-board-of-directors-2/" target="_blank">بخش دوم، در پستی دیگر،</a> درباره چگونگی ساختار هیات مدیره خواهم نوشت</span>. <span style="font-family: Tahoma;">برای این نوشته از چند منبع بهره گرفته‌ام به ویژه این دو نوشته که گاهی کار به ترجمه بخشی از آنها کشیده است</span>.</p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: left;">Keene, Christopher. How to build a board<br />
Wilson, Fred. How To Build A Good Board</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="font-family: Tahoma;">درآمد</span></strong></p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;">یکی از مهمترین هزینه‌های هر شرکت نوپا هزینه  نداشتن راهبرد یا آزمون و خطا در برگزیدن راهبردهای مناسب است</span>. <span style="font-family: Tahoma;">بیشتر شرکت‌ها این هزینه‌ها را نمی‌بینند و نقطه ضعف شرکت‌ها هم همین است</span>. <span style="font-family: Tahoma;">در دیگر جاها شرکت‌های نوپا برای پرهیز از افتادن در چنین دامی هیات مدیره‌ای قوی می‌سازند تا در انتخاب و پی‌گیری راهبرد مناسب آن‌ها را یاری کند</span>. <span style="font-family: Tahoma;">ولی</span>:</p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;">بیشتر ما همین کار را کرده و می‌کنیم</span>. <span style="font-family: Tahoma;">هنگام ثبت شرکت سهام‌داران را، صوری، از میان خانواده، دوستان و آشنایان بر می‌گزینیم و پس ازآن نیز همان‌ها، فرمالیته، هیات مدیره ما را شکل می‌دهند و تصمیم گیرنده اصلی و نهایی خودمان هستیم</span>. <span style="font-family: Tahoma;">البته گاهی این خودمان به دو نفر هم می‌رسد</span>.</p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;">در اندک موردهایی هم که هیات مدیره تشکیل داده می‌شود این کار به درستی صورت نمی‌‌گیرد</span>. <span style="font-family: Tahoma;">برای نمونه گاهی  افرادی را تنها به خاطر نام، سمت یا جایگاه‌شان به هیات مدیره می‌آوریم یا گاهی هیات مدیره  به جای انجام کار خود در کار مدیر عامل دخالت می‌کند</span>. <span style="font-family: Tahoma;">البته در اینجا گونه‌های نادرست دیگری هم از هیات مدیره داریم که نمی‌خواهم در این نوشته درباره آن‌ها بگویم</span>. <span style="font-family: Tahoma;">دلیلش هم روشن است نقش درست و راستین هیات مدیره هنوز برای بسیاری از ما و شرکت‌ها روشن نیست</span>.</p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;">هیات‌مدیره </span>(Board of Directors) <span style="font-family: Tahoma;">یکی </span><span style="font-family: Tahoma;">از مهمترین ستون‌های هر شرکتی است، به ویژه شرکت‌های نوپا و می‌تواند نقش بسیار مهمی در اداره بهتر شرکت داشته باشد</span>. <span style="font-family: Tahoma;">اما نقش آن چیست و چگونه هیات مدیره‌ای کارا و اثربخش داشته باشیم</span>:</p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="font-family: Tahoma;">نقش هیات مدیره</span></strong></p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;">کار مدیرعامل خلق یک راهبرد </span>(<span style="font-family: Tahoma;">استراتژی</span>) <span style="font-family: Tahoma;">برای بیشینه کردن ارزش شرکت و مدیریت اجرای این راهبرد است</span>.</p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma;">کار هیات‌مدیره کمک به موفقیت  مدیرعامل در خلق و اجرای راهبرد است</span>.</p>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl">هیات‌مدیره به سه روش این کار را انجام می‌دهد:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="text-align: justify;">راهبرد کنونی را به چالش بکشد: ارزشمندترین نقش هیات مدیره این است که این راهبرد را بررسی کند. از دید چیستی، واقعی بودن و ریسک‌های احتمالی آن</li>
<li style="text-align: justify;">بحث درباره چیزهای سختی که مدیر عامل روی آن‌ها تمرکز نکرده: دومین نقش هیات مدیره بررسی این است که راهبرد چقدر خوب از کار در آمده (تحقق پیدا کرده). آیا شاخص(سنجه‌)ها درست هستند، آیا شرکت به آن‌ها رسیده است و اینکه چه چیزهایی از قلم افتاده</li>
<li style="text-align: justify;">یافتن راه‌هایی برای توانمندسازی مدیرعامل: کار مدیرعامل کاری ناممکن است، هیچ‌کس تمام مهارت‌هایی را که نیاز است تا از پس تمام جنبه‌های این کار بربیاید را ندارد. هیات مدیره باید آینده را ببیند و پیوسته مدیرعامل را یاری کند تا مهارت‌هایی را فرابگیرد که در یک تا یک‌ونیم سال آینده به آن‌ها نیاز خواهد داشت.</li>
</ul>
<p style="margin-bottom: 0cm; text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید(<a title="فید چیست و نحوه استفاده از فید" href="http://pariyana.com/whats-feed-and-how-use/" target="_blank">فید چیست و نحوه استفاده از فید</a>.) همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="../247/243/list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="../247/243/list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=_IX01w60noE:gwwRgUzOzcQ:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=_IX01w60noE:gwwRgUzOzcQ:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/_IX01w60noE" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/253/startup-board-of-directors-1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/253/startup-board-of-directors-1/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>مثلث کسب‌وکار نرم‌افزار</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/NfkkL49EKB4/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/247/bos-triangle/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2009 14:09:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[Business]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت و کارآفرینی]]></category>
		<category><![CDATA[نوپا]]></category>
		<category><![CDATA[کسب‌وکار نرم‌افزار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=247</guid>
		<description><![CDATA[چندی است به این فکر می‌کنم که چرا شرکت‌های نرم‌افزاری ایران بزرگ‌شدنی نیستند. یعنی از یک حدی بزرگ‌تر نمی‌شوند. منظور من از بزرگ شدن تنها از دید مساحت دفتر یا تعداد نیروی انسانی نیست. هم اکنون بزرگ‌ترین شرکت خصوصی نرم‌افزاری ایران در بهترین حالت ارزشی بیش از ۲۰ میلیارد تومان ندارد. مقایسه کنید با شرکت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">چندی است به این فکر می‌کنم که چرا شرکت‌های نرم‌افزاری ایران بزرگ‌شدنی نیستند. یعنی از یک حدی بزرگ‌تر نمی‌شوند. منظور من از بزرگ شدن تنها از دید مساحت دفتر یا تعداد نیروی انسانی نیست. هم اکنون بزرگ‌ترین شرکت خصوصی نرم‌افزاری ایران در بهترین حالت ارزشی بیش از ۲۰ میلیارد تومان ندارد. مقایسه کنید با شرکت کوچکی چون <a title="JBoss company" href="http://en.wikipedia.org/wiki/JBoss_(company)" target="_blank">JBoss</a> که سال ۲۰۰۶ با تنها ۱۵ کارمند به مبلغ ۴۲۰ میلیون دلار به ردهت فروخته شد. البته یادآور شوم که مساله تنها ریال و دلار ،و اینجا و آنجا بودن نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">شاید بتوان فاکتورهای بسیاری را برای اینکه چرا اینگونه نیست برشمرد. من سه فاکتور اصلی را در این باره مهم می‌دانم و آن‌را مثلث کسب‌وکار نرم‌افزار نامیده‌ام، گرچه شاید این سه فاکتور در دیگر زمینه‌های فناوری اطلاعت نیز همین اندازه مهم باشند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/06/bos-triangle.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-248" title="bos-triangle" src="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/06/bos-triangle.jpg" alt="" width="324" height="255" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">هرکدام از سه ضلع این مثلث در برگیرنده این‌ها هستند:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فضای کسب‌وکار:</strong> زیرساخت‌های سخت‌افزاری، قانونی،سرمایه‌گذاری و اقتصادی</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>مدیریت بنگاه (شرکت):</strong> مدیر عامل شرکت و هیات مدیره</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نیروی انسانی:</strong> برنامه‌نویسان و برنامه‌سازان</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نیروی انسانی: </strong>درباره نیروی انسانی و کمبود آن بارها در اینجا سخن گفته‌ام، چه بخواهیم چه نخواهیم نیروی‌های انسانی از مهم‌ترین بخش‌های هر شرکت دانش‌بنیان هستند و بازهم چه بپذیریم و چه نپذیریم نیروهای انسانی ما به ویژه آن‌ها که تازه از دانشگاه دانش‌آموخته می‌شوند، آماده وارد شدن به بازار کار نیستند. ( <a title="کمبود نیروی انسانی! چرا؟" href="http://bos.opatan.com/127/lack-of-hr/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> را ببینید. اگر دانشجو هستید <a title="پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید" href="http://bos.opatan.com/160/advice-for-computer-students/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> را به دقت بخوانید.)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>مدیریت بنگاه: </strong>در مدیریت شرکت نیز مشکل‌های فراوانی وجود دارد به طور کلی دانش مدیریتی ماها کم است. دوره‌های کارآفرینی مناسبی نمی‌رویم و فکر می‌کنیم که چون رایانه خوانده‌ایم پس می‌توانیم شرکتی رایانه‌ای را به خوبی اداره کنیم. در دانشگاه هم که همان دانش رایانه را به خوبی یاد نمی‌گیریم چه رسد به فراگیری مهارت‌های مدیریتی. در این‌باره بیش از این نمی‌گویم چرا که پیش‌تر سخن گفته‌ام. می‌توانید نوشته «<a title="چگونه از خود مدیر بسازیم" href="http://bos.opatan.com/124/making-manager/" target="_blank">چگونه از خود مدیر بسازیم</a>» را ببنید، همچنین «<a title="فهرست بهترین کتاب های مدیریتی فارسی" href="http://bos.opatan.com/232/best-business-management-books/" target="_blank">فهرست بهترین کتاب‌های مدیریتی فارسی</a>» را ببنید. هیات مدیره‌ها هم چنگی به دل نمی‌زنند و در بیشتر موارد ترکیبی هستند فرمالیته  از نزدیکان، دوستان و آشنایان (گرچه استثتاهایی هم دیده می‌شود.) تلاش می‌کنم در نوشته‌ای، جداگانه درباره هیات مدیره و چگونگی آن بنویسم.  در این باره نیز نوشته پسین «<a title="هیات مدیره شرکت نوپا، بخش نخست: نقش" href="http://bos.opatan.com/253/startup-board-of-directors-1/" target="_blank">هیات مدیره شرکت نوپا، بخش نخست: نقش</a>» را بخوانید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فضای کسب‌وکار:</strong> خبر خوش اینکه هر روز در روزنامه‌ها و تلویزیون درباره اقدام‌هایی برای بهبود فضای کسب و کار می‌خوانیم و می‌شنویم. خبر بد اینکه هر روز فضا از گذشته بدتر می‌شود. بگذارید یک نمونه از ثبت شرکت بیاورم، کاری به روال عادی ثبت شرکت ندارم که در جای خود زمان‌بر است. اما شما اگر در موضوع شرکت بخواهید «نرم افزار» را بیاورید برای همین یک کلمه باید بروید و از ارشاد مجوز بگیرید که دست کم یک هفته تا ده روز کارتان عقب می‌افتد. یا اگر بخواهید نام تجاری انگلیسی‌تان را ثبت کنید، جدا از مراحلی که برای ثبت نشان تجاری نیاز است، باید «کارت بازرگانی» داشته باشید! که خود گرفتن کارت بازگانی هم برای خود فرآیندی است. یا تازگی قرار شده است برای ثبت نرم‌افزار  به دو ارگان مراجعه نمایید، یعنی همزمان باید دو جا ثبت شود. قانون ‌های حمایتی چون کپی رایت هم که تقریبا به شکلی پیگیر و محکم وجود ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">ضعف و گرانی زیرساخت‌هایی چون پهنای باند، به ویژه برای کسب‌وکارهای اینترنت محور، نیز سخنی دیگر است.</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر سو ما هنوز به شکلی سازماندهی شده و اصولی چیزی به نام سرمایه‌گذار به ویژه برای شرکت‌های نوپا نداریم.  («<a title="چرا بانک بد است و سرمایه گذار خوب" href="http://bos.opatan.com/212/bad-bank-good-venture/" target="_blank">چرا بانک بد است و سرمایه‌گذار خوب</a>» را بخوانید) پس فراهم کردن سرمایه آغازین کاری دشوار است. همین‌طور هزینه اجاره و رهن دفتر، به نسبت، در ایران گران است.</p>
<p style="text-align: justify;">همه‌ی این‌ها و بسیاری دیگر که نشمردم، نشانگر نبود فضای مناسب کسب و کار برای شرکت‌های نرم‌افزاری است.</p>
<p style="text-align: justify;">ضعف در این سه فاکتور بسیاری از افراد، حتا آن‌هایی را که سال‌هاست دستی در فناوری اطلاعات دارند،  را به این نتیجه رسانده که  فعالیت در این حوزه کاری نادرست است. اگر قرار است کشورمان در فناوری اطلاعات سخنی برای گفتن داشته باشد باید برای این سه فکر و کاری اساسی بشود. امیدورام که اینگونه گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">یادآور می‌شوم که قصد من سیاه‌نمایی یا نا امید کردن نیست، چرا که در همین وضعیت هم بسیاری هستند  که  خوب کار می‌کنند. ولی اگر درباره این سه فاکتور کاری صورت بگیرید فعالیت در این حوزه آسان‌تر، جدی‌تر و فراگیرتر خواهد شد و آن هنگام است که می‌توانیم به شرکت‌هایی در مقیاس جهانی فکر کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید(<a title="فید چیست و نحوه استفاده از فید" href="http://pariyana.com/whats-feed-and-how-use/" target="_blank">فید چیست و نحوه استفاده از فید</a>.) همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=NfkkL49EKB4:sDSvjEyUEfs:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=NfkkL49EKB4:sDSvjEyUEfs:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/NfkkL49EKB4" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/247/bos-triangle/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/247/bos-triangle/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>فناوری اطلاعات و بازار خراب‌کن‌ها</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/9vHaQRGBlsY/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/243/it-loss-leader/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 May 2009 17:32:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[Business]]></category>
		<category><![CDATA[marketing]]></category>
		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت و کارآفرینی]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[نوپا]]></category>
		<category><![CDATA[کسب‌وکار نرم‌افزار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=243</guid>
		<description><![CDATA[یادآوری: در اینجا منظور من از فناوری اطلاعات همان معنی رایج جهانی آن است ( و نه ایرانی آن) یعنی هنگامی که می‌گویم آی‌تی کار منظورم کسی است که در زمینه رایانه (نرم‌افزار، سخت‌افزار، اینترنت و شبکه) یا جنبه‌های مدیرتی آن کار می‌کند نه لزوما کسی که رشته فناوری اطلاعات خوانده، گرچه آن را هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>یادآوری:</strong> در اینجا منظور من از فناوری اطلاعات همان معنی رایج جهانی آن است ( و نه ایرانی آن) یعنی هنگامی که می‌گویم آی‌تی کار منظورم کسی است که در زمینه رایانه (نرم‌افزار، سخت‌افزار، اینترنت و شبکه) یا جنبه‌های مدیرتی آن کار می‌کند نه لزوما کسی که رشته فناوری اطلاعات خوانده، گرچه آن را هم در بر می‌گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">تعریف <strong>بازار خراب کن:</strong> در بازار به کسی که محصول/خدماتی را به قیمت (خیلی) پایین تر از روال بازار بفروشد بازار خراب کن می‌گویند. در فناوری اطلاعات افزون بر تعریف یاد شده گونه  دیگری از بازار خراب کن <strong>هم</strong> داریم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>گونه دوم</strong>، که خطرناک‌تر نیز هستند، کسانی هستند که بدون داشتن دانش علمی/فنی و تجربه کافی پروژه‌ای را می‌گیرند و پس از مدتی از عهده کار بر نمی‌آیند یا خراب‌کاری می‌کنند و این سبب می‌شود کارفرما/سفارش دهنده نه تنها پروژه را از آن‌ها بگیرد بلکه دیدش نسبت به صنف و آی‌تی کاران بد می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">خوشبختانه در فناوری اطلاعات از هر دو دسته فراوان داریم. گاهی نیز آمیخته‌ای از هر دو.</p>
<p style="text-align: justify;">از گونه نخست فراوان می‌توان دید و چیزی روزمره شده است. من نمی‌دانم این دوستان روی چه حسابی قیمت می‌دهند البته روشن است که اصلا روی حساب نیست. برای نمونه چندی پیش جایی پروژه‌ای به ما پیشنهاد کرد. پایه قیمت‌گذاری ما بر اساس نفر/ماهی است که برای انجام پروژه نیاز است. من نیز پروژه را به برنامه‌ساز ارشدمان دادم و وی پس از چند روز به من گفت که اجرای این پروژه فلان نفر/ماه زمان می‌خواهد. من بر اساس آن و اینکه چندی پیش پروژه‌ای مشابه انجام داده بودیم قیمت هشت میلیون تومان را به‌دست آوردم. دوباره پیشنهاد دهنده را دیدم پیش از آنکه چیزی بگویم گفت فلانی رقم یک‌ونیم میلیون تومان را پیشنهاد کرده! من نیز البته بدون اینکه مبلغ مورد نظر خودمان را بگویم با آرامش گفتم که به همان بدهید. که البته با توجه به تجربه می‌دانم او نمی‌تواند در این مدت، با این ویژگی‌ها و کارآمدی پروژه را  در زمان یاد شده دربیاورد. از سوی دیگر قیمت پایین دادن ذهنیت مشتری را هم خراب می‌کند وی گیج می‌شود و دیگر نمی‌تواند قیمت بالاتر را بپذیرد چون از نظر دهنی پذیرفته که این پروژه ارزش کمتری دارد. در این موارد راضی کردن مشتری کار حضرت فیل است و استدلال و منطق و صحبت درباره کیفیت و کارایی راه به جایی نمی‌برد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما گونه دوم،  تا کنون خدمات ارزنده‌ای انجام داده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان بی‌اعتمادی فزاینده صنعت به آی‌تی کاران را برشمرد. به گونه‌ای که به آی‌تی کاران جور دیگری نگاه می‌کنند. چندی پیش شنیدم که یکی از بزرگترین شرکت‌های تولید لوازم خانگی ایران آنچنان به آی‌تی کاران اعتماد دارد که ورود آن‌ها را به بخش تولید ممنوع کرده (آی‌تی کاران همان شرکت خودش را). بسیاری از صنعت‌کاران هنگامی که از آی‌تی صحبت می‌شود فکر می‌کنند که برای کلاه‌برداری یا حیف‌ومیل پول آن‌ها به آنجا رفته‌اید.</p>
<p style="text-align: justify;">صحبت از این دست زیاد است و حوصله کم. به همین بسنده می‌کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">خدا آخر و عاقبت همه را به خیر کند با این رشته و این دوستان.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پ.ن:</strong> من البته روی گونه دوم پافشاری بیشتری می‌کنم، چرا که ذهنیت‌ها را خراب می‌کند. بگذارید از <a href="http://www.technotux.org/html/PNphpBB2-viewtopic-p-125011.html" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> آغاز کنیم. طرف تا به حال با CMS کار نکرده، می‌خواهد «برای یک اداره دولتی» سایت طراحی کند. خوب نتیجه مشخص است و پس از مدتی  آنها می‌گویند اصلا سایت نمی‌خواهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">یا در فروم‌های لینوکسی می‌بینیم که طرف دو روز است عضو شده، هنوز لینوکس نصب نکرده حالا تصمیم گرفته برود دانشگاه سمینار معرفی لینوکس بگذارد(من به این می‌گویم جو گرفتگی.) خدا رحم کند. می‌رود چرت و پرت می‌گوید دو تا سوال ازش می‌پرسند نمی‌تواند پاسخ دهد. دانشگاهیان هم می‌گویند این هم از لینوکس کارهای ما. یا دیدشان به لینوکس و بازمتن منفی می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پ.ن ۲:</strong> بسیاری زمان‌ها «مشکل اصلی از مشتریان» نیست. بسیار پیش می‌آید که ما (صنف ما) مشتری را بد عادت می‌کنیم. بسیاری از مشتریان، به ویژه برای بار نخست، هیچ درکی از ارزش یک پروژه ندارند. مشکل دیگری که در فناوری اطلاعات وجود دارد ناملموس بودن کیفیت آن است. مشتری، اگر خود فناوری اطلاعات‌کار نباشد، نمی‌تواند درک درستی از کیفیت یک محصول در این زمینه بدست بیاورد و مجبور است به گفته‌های ماها اکتفا کند.</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر سو بسیار پیش می‌آید که ما مشتری را گیج می‌کنیم. فرض مشتری برای کاری مشخص دو پیشنهاد دریافت می‌کند، یکی ۲۰۰ میلیون تومان و دیگری ۳۰ میلیون (اعداد از دو پیشنهاد واقعی برای یک پروژه برداشته شده) مشتری باید چه کار کند ؟ جالب اینکه اگر دولتی باشد مجبور است قانونا ۳۰ میلیونی را انتخاب کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید. همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="../list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="../list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=9vHaQRGBlsY:psHntfb9qF4:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=9vHaQRGBlsY:psHntfb9qF4:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/9vHaQRGBlsY" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/243/it-loss-leader/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/243/it-loss-leader/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>پرسش‌های نابخردانه نپرسیم</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/YVHnaevrQ88/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/241/how-not-to-ask-silly-questions/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Apr 2009 18:07:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازمتن]]></category>
		<category><![CDATA[خودنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[وب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=241</guid>
		<description><![CDATA[تازگی‌ها خیلی غر می‌زنم که نشانه پیری است. ولی باور کنید آدم چیزهایی می‌بیند که گزیری جز گفتن نمی‌بیند.
۰- شما نام این نوشته را بخوانید «پرسش‌های احمقانه نپرسیم»
۱- پیشگفتار
اریک ریموند مقاله‌ای پرآوازه دارد به نام «چگونه هوشمندانه بپرسیم» (How To Ask Questions The Smart Way) بدبختانه این مقاله بسیار سودمند هنوز به فارسی برگردانده نشده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">تازگی‌ها خیلی غر می‌زنم که نشانه پیری است. ولی باور کنید آدم چیزهایی می‌بیند که گزیری جز گفتن نمی‌بیند.</p>
<p style="text-align: justify;">۰- شما نام این نوشته را بخوانید «پرسش‌های احمقانه نپرسیم»</p>
<p style="text-align: justify;">۱- پیشگفتار</p>
<p style="text-align: justify;">اریک ریموند مقاله‌ای پرآوازه دارد به نام «چگونه هوشمندانه بپرسیم» (<a title=" How To Ask Questions The Smart Way" href="http://www.catb.org/~esr/faqs/smart-questions.html" target="_blank">How To Ask Questions The Smart Way</a>) بدبختانه این مقاله بسیار سودمند هنوز به فارسی برگردانده نشده است (به جز <a title="سوال هوشمندانه" href="http://forum.ubuntu.ir/index.php/topic,8731.msg68034.html#msg68034" target="_blank">خلاصه‌ای</a> بسیار کوتاه). چندی است که در دیدگاه‌های بلاگ‌ها (کامنت) و انجمن‌های اینترنتی (فروم‌ها) پرسش‌هایی می‌بینیم که نه تنها هوشمندانه نیستند، بلکه بسیار هم احمقانه هستند. نمونه این‌ها بسیار است و نمی‌دانم برای آن‌ها چه باید کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">بدبختی بزرگ‌تر اینکه &#8211; تا آنجا که به ما مربوط است و در فروم‌های کامپیوتری می‌بینیم- بسیاری از این پرسش‌ها را کامپیوتری‌ها (IT را هم بیفزایید) می‌پرسند که زمانی نشانه و نماد بودند برای به‌روز بودن، منطقی بودن و آگاه بودن. (گرچه این بلا گریبانگیر دیگر رشته‌ها نیز هست ولی ما به رشته‌های مرتبط خودمان کار داریم)</p>
<p style="text-align: justify;">جدا از اینکه بسیاری از پرسش‌هایی که پرسیده می‌شود را می‌توان با اندک جستجویی در همان انجمن یا اینترنت بدست آورد، چندی از این پرسش‌ها بسیار نابخردانه هستند. در بخش پسین اندکی از این پرسش‌ها که نمونه خروار آن‌هاست را می‌آورم.</p>
<p style="text-align: justify;">۲- درآمد: این چند سناریو را ببینید، این چند سناریوها از انجمن (فروم) های فارسی بدست آمده‌اند. فقط هرچه فکر می‌کنم یادم نمی‌آید یکمی را در کدام فروم دیده‌ام.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="text-decoration: underline;">سناریو ۰ <strong>(الگو)</strong>:</span></p>
<p style="text-align: justify;">چگونه می‌توانم در مسابقه‌های اتومبیل‌رانی رالی شرکت کنم. البته من هنوز رانندگی بلد نیستم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="text-decoration: underline;">سناریو ۱:</span></p>
<p style="text-align: justify;">فرد <strong>الف</strong>: میخواهم <strong>لینوکس سرور</strong> نصب کنم که کارهای y،x و z  را انجام دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">فرد <strong>ب</strong> در پاسخ: کارهای ۱و ۲ و ۳ را انجام می‌دهی سپس در ترمینال فلان چیز را می‌نویسی.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: ترمینال! ترمینال در لینوکس چیست و چگونه می‌توان به آن دسترسی پیدا کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="text-decoration: underline;"><a href="http://www.technotux.org/html/PNphpBB2-viewtopic-t-17196.html" target="_blank">سناریو ۲</a>:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: می‌خواهم در  <span dir="ltr">C++</span> فلان کار را بکنم. «من خیلی <span dir="ltr">C++</span> بلد نیستم.»</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ب</strong>: «برای اعداد خیلی بزرگ باید از آرایه استفاده کنی و یه کلاس جدید برای کار با اون بنویسی &#8230;. »</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: «میشه بیشتر توضیح بدید. <strong>من چیزی از کلاس نمی دونم</strong> . همین طور میشه بگید.»</p>
<p style="text-align: justify;">&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="text-decoration: underline;"><a href="http://www.technotux.org/html/PNphpBB2-viewtopic-p-125011.html" target="_blank">سناریو ۳</a>:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: «من میخوام برای یک <strong>اداره دولتی</strong> سایت طراحی کنم. اما <strong>تقریبا اولین کارم</strong> در این زمینه هست.<br />
میخواستم بدونم سایتهای ادارات دولتی مثل شهرداریها و وزارت و غیره که میبینیم <strong>چطور طراحی میشه</strong> و چه امکاناتی داره<br />
آیا بیشترش با CMS های اپن سورس انجام میشه و لطفا بهم معرفی کنید<br />
آیا کسی این سایت ها رو بطور سفارشی و با کدنویسی طراحی میکنه و یا با <strong>دریم ویور</strong> &#8230;»</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ب</strong>: «دوست عزیز در حال حاضر تقریبا هیج سایتی &#8230; نیست که بدون استفاده از <span style="font-weight: bold;">سامانه‌های مدیریت محتوی</span> (cms) پیاده‌سازی شده باشد. &#8230;»</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: «&#8230; متاسفانه من با این سامانه ها <strong>تاحالا کار نکردم</strong> و نمیدونم یادگیری اونها چقدر زمان میبره.<br />
هنوز اطلاعات کامل دقیق و رسمی از خصوصیات و محتوای سایت پیدا نکردم و احتمالا در جریان کار متوجه میشم. فعلا خواستم پیشاپیش آماده بشم و اطلاعاتی هم داشته باشم و بدونم اینکار رو قبول بکنم یا نه و بهتره چطور و با چه سیستمی شروع بکنم. &#8230; »</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="text-decoration: underline;">سناریو ۴:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: خوشحالم که با شما آشنا شدم. من <strong>همه‌ی</strong> نوشته‌های بلاگ شما را <strong>بادقت</strong> خوانده‌ام. اما سوالی دارم. چگونه می‌توانم کار X را انجام دهم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ب</strong>: نوشته‌ی Y من را با دقت بخوان.</p>
<p style="text-align: justify;">الف: خوانده‌ام. اما جواب پرسش من در آن نیست.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ب</strong>: پاراگراف دوم خط سوم &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: آها. راست میگید. حالا چطور می‌تونم کار Z را انجام بدم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ب</strong>: همان نوشته پاراگراف سوم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>الف</strong>: آها. یه سوال دیگه&#8230;.</p>
<p style="text-align: justify;">و این داستان ادامه دارد</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p style="text-align: justify;">چیزی که برای من جالب است این است که بسیاری افرادی که پرسش‌های هوشمندانه ندارند این سه صفت را دارند. (به ویژه دوستان جوان‌تر و دانشجو)</p>
<ul>
<li>کم صبر هستند</li>
<li>نوشته‌ها را بادقت، درست و کامل نمی‌خوانند</li>
<li>جستجو نمی‌کنند</li>
</ul>
<p>با کمی کار روی این‌ها می‌توان پرسش‌های هوشمندانه‌تری پرسید. چیزی که نمی‌دانم این است این است که با افرادی که پرسش‌های احمقانه می‌پرسند چه باید کرد. به ویژه برای سناریوهای ۲،۱ و ۳٫</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید. همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="http://bos.opatan.com/list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="http://bos.opatan.com/list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.<br />
</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=YVHnaevrQ88:GPQn9NglBHQ:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=YVHnaevrQ88:GPQn9NglBHQ:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/YVHnaevrQ88" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/241/how-not-to-ask-silly-questions/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/241/how-not-to-ask-silly-questions/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>کپی بکنیم یا نکنیم: چگونه نوشته‌های دیگران را نقل کنیم</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/Dcu0_w62Pi4/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/239/dont-copy-how-to-quote/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 13:10:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=239</guid>
		<description><![CDATA[راستش این نوشته را باید بسیار پیشتر می‌نوشتم.
بارها شده که دوستان محبت کرده! و نوشته‌های من را درسته در بلاگ، انجمن و &#8230; خود «کپی-پیست» کرده‌اند، دستشان درد نکند.
این البته مساله بلاگ من نیست. مساله‌ی به گفته دوستان «بلاگستان فارسی» است. چندی‌شان منبع را می‌نویسند، چندی‌شان به گونه‌ای می‌نویسند که ننویسند بهتر است و گروهی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">راستش این نوشته را باید بسیار پیشتر می‌نوشتم.</p>
<p style="text-align: justify;">بارها شده که دوستان<strong> محبت کرده!</strong> و نوشته‌های من را <strong>درسته</strong> در بلاگ، انجمن و &#8230; خود «کپی-پیست» کرده‌اند، دستشان درد نکند.</p>
<p style="text-align: justify;">این البته مساله بلاگ من نیست. مساله‌ی به گفته دوستان «بلاگستان فارسی» است. چندی‌شان منبع را می‌نویسند، چندی‌شان به گونه‌ای می‌نویسند که ننویسند بهتر است و گروهی نیز نمی‌نویسند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>جدا از این اینکه مجوز/لایسنس نوشته چه باشد، این کار نادرست است</strong> حتا اگر منبع را بنویسند و پیوند درست را نیز بگذارند.</p>
<p style="text-align: justify;">گفتم که بارها خواسته‌ام در این باره بنویسم. خوشبختانه چندی پیش دوست خوبم سجاد بارودکو (موسوی) نوشته‌ای خوب و مفید در این باره نوشت که- دست کم در این روزها که بیشتر بی‌حوصله هستم- بار نوشتن را از دوش من برداشت.</p>
<p style="text-align: justify;">البته فکر نمی‌کنم اگر من خودم می‌نوشتم، می‌توانستم به این خوبی بنویسم. پس بروید و نوشته‌اش را بخوانید:</p>
<h2 style="text-align: center;"><a title="چگونه نوشته‌های دیگران را نقل کرده و لینک دهیم" href="http://wiki.ubuntu.ir/HowtoQuote" target="_blank"><strong>چگونه نوشته‌های دیگران را نقل کرده و لینک دهیم</strong></a></h2>
<p style="text-align: justify;">البته من کار دیگری هم کرده‌ام. برای اینکه فرهنگ درست لینک دادن در بلاگستان و سایت‌های فارسی جا بیفتد در نوار کناری بنر آن نوشته را گذاشته‌ام و به نوشته اصلی پیوند داده‌ام. فکر می‌کنم شما نیز می‌توانید چنین کاری بکنید. بنر در سه اندازه موجود است. بنر زیرین اندازه متوسط و بنری که در نوار کناری وجود دارد اندازه کوچک است.</p>
<p style="text-align: center;"><a title="چگونه نوشته‌های دیگران را نقل کرده و لینک دهیم" href="http://wiki.ubuntu.ir/HowtoQuote" target="_blank"><img class="aligncenter" src="http://www.opatan.com/images/link-medium.png" alt="How to Quote" /></a></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید. همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=Dcu0_w62Pi4:_ZUzd1qvHsU:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=Dcu0_w62Pi4:_ZUzd1qvHsU:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/Dcu0_w62Pi4" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/239/dont-copy-how-to-quote/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/239/dont-copy-how-to-quote/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>سرگذشت یک واژه «فناوری»</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/5QcceBJkiJ4/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/237/about-word-fanavari/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 15 Apr 2009 18:29:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[خودنوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=237</guid>
		<description><![CDATA[راستش خسته شدم از بس که این واژه را در شکل نادرست خود دیدم:
فن‌آوری، فنآوری، فنّاوری، فنّآوری، فنّ‌آوری
همه شکل‌های نادرست فناوری هستند. ولی آنچنان بسیار بکار می‌روند که کمتر کسی می‌پذیرد و باور می‌کند که نادرستند.
بسیاری از جاهای «فرهنگی» نیز این واژه را نادرست بکار می‌برند.
دلیلش نیز روشن است: همانگونه که همه می‌دانیم فناوری برابرنهاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">راستش خسته شدم از بس که این واژه را در شکل نادرست خود دیدم:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فن‌آوری،</strong><strong> فنآوری، فنّاوری، فنّآوری، فنّ‌آوری</strong></p>
<p style="text-align: justify;">همه شکل‌های نادرست <strong>فناوری</strong> هستند. ولی آنچنان بسیار بکار می‌روند که کمتر کسی می‌پذیرد و باور می‌کند که نادرستند.</p>
<p style="text-align: justify;">بسیاری از جاهای «فرهنگی» نیز این واژه را نادرست بکار می‌برند.</p>
<p style="text-align: justify;">دلیلش نیز روشن است: همانگونه که همه می‌دانیم فناوری برابرنهاد واژه «تکنولوژی» است.</p>
<p style="text-align: justify;">چیزی که همه آن‌ها، به نادرست، باور دارند این است که این واژه ترکیبی است از «فن + آوری» بر این اساس چندی آن‌را «فنآوری» و آن‌هایی که به جدانویسی پایبند‌ هستند آن‌را «فن آوری» می‌نویسند. که این از پایه نادرست است. آن‌هایی هم که تشدید می‌گذارند اینگونه دلیل می‌آورند که «فن» در عربی تشدید دارد، اما برادر ما فارسی سخن می‌گوییم نه عربی.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فناوری</strong> ترکیبی است از «<strong>فن + وری</strong>». از آنجا که خوانش آن سخت است «ا»ی به میان می‌آید که «صورت‌ساز» (formative) گفته می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در فارسی از اینگونه ساخت کم نداریم، از آن گونه‌اند :  «جنگ + وری -&gt; جنگاوری»، «زن + شویی-&gt;زناشویی» و فکر می‌کنم «دل + وری-&gt; دلاوری».</p>
<p style="text-align: justify;">کاربرد نادرست این واژه آن‌چنان است که دور نمی‌بینم کسی که «فناوری» را بکار برد و دیگران به او خرده بگیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">فناوری هنوز هم واژه‌ای با خوانش سخت است. ولی اگر آن‌را بدین‌گونه خواند آن نیز حل می‌شود. <strong>فنا-وری</strong>. <strong>فنا</strong> را همان‌گونه بخوانید که فنا در معنی فناشدن/ نیست شدن را می‌خوانید.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید. همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=5QcceBJkiJ4:0X5DMA0DbIk:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=5QcceBJkiJ4:0X5DMA0DbIk:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/5QcceBJkiJ4" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/237/about-word-fanavari/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/237/about-word-fanavari/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>اهمیت روش‌مند بودن استخدام برنامه‌ نویس در شرکت‌ نوپا</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/Nv7QriQBAP8/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/235/hiring-developers-for-startups/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2009 09:12:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازمتن]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت و کارآفرینی]]></category>
		<category><![CDATA[نرم‌افزاری]]></category>
		<category><![CDATA[نوپا]]></category>
		<category><![CDATA[کسب‌وکار نرم‌افزار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=235</guid>
		<description><![CDATA[پیشگفتار: من برنامه‌نویس را به‌جای  Programmer و برنامه‌ساز را برابر Developer بکار می‌برم. برای بیشتر دانستن، نوشته «در شرکتتان برنامه‌ساز نیاز دارید، نه برنامه‌نویس» را بخوانید. اما این نوشته هر دو آن‌ها را در بر می‌گیرد.
اگر دانشجو هستید، بهتر است نوشته دیگر من «پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید» را بخوانید.
درآمد: بکارگیری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>پیشگفتار:</strong> من برنامه‌نویس را به‌جای  Programmer و برنامه‌ساز را برابر Developer بکار می‌برم. برای بیشتر دانستن، نوشته «<a title="در شرکتتان برنامه‌ساز نیاز دارید، نه برنامه‌نویس" href="http://bos.opatan.com/92/developers-not-programmers/" target="_blank"><strong>در شرکتتان برنامه‌ساز نیاز دارید، نه برنامه‌نویس</strong></a>» را بخوانید. اما این نوشته هر دو آن‌ها را در بر می‌گیرد.<br />
اگر دانشجو هستید، بهتر است نوشته دیگر من «<a title="پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید" href="http://bos.opatan.com/160/advice-for-computer-students/" target="_blank"><strong>پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید</strong></a>» را بخوانید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>درآمد:</strong> بکارگیری (استخدام) نیرو (برنامه‌ساز یا برنامه‌نویس) یکی از مهمترین و سخت‌ترین کارهای یک شرکت نرم‌افزاری است. از آنجا که از میان انبوه دانش‌آموختگان کامپیوتر و فناوری اطلاعات درصد بسیار کمی توانمند هستند، شرکت‌ها باید این کار را روشمند انجام دهند. تا آنجا که من می‌دانم این کار در اینجا روشمند انجام نمی‌شود. شرکت‌های نوپا که هیچ روشی برای بکارگیری ندارند. شرکت‌های بزرگ‌تر نیز روش‌هایی بدست‌ آمده از «آزمون و خطا» دارند که چندان کارآمد نیست. چندی از آن‌ها هم روش‌هایی بکار می‌گیرند که بیشتر مبنای «کلاس گذاشتن» دارد تا شناخت سره از ناسره.</p>
<p style="text-align: justify;">این روشمند نبودن باعث گردیده است که دانشجویان بی‌انگیزه‌تر شوند و کمتر روی یادگیری و توان‌افزایی خود کار کنند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>چرا فرآیند بگارگیری برای شرکت‌های نوپا مهم‌تر است:</strong><br />
<strong>یک</strong> اینکه شرکت های نوپا منابع محدودتری دارند، بنابراین باید چابک رفتار کنند و کاراتر باشند برای این کار نیز به نیروهای کارآمدتر نیاز دارند.<br />
<strong>دو</strong> اثر یک نیروی ناکارامد در شرکت‌های نوپا هویداتر است. اگر شرکت شما ۱۰۰ نیرو داشته باشد و یکی از آن‌ها توانمندی‌های لازم را نداشته باشد، یک درصد از نیروهای شما ناکارامد هستند (گرچه این هم درصد کمی نیست) ولی اگر شما پنج نیرو داشته باشید که یکی از آنها خوب نباشد بیست درصد نیروهای شما خوب نیستند. هرچه شرکتی کوچک‌تر باشد آسیب‌پذیرتر می‌شود.<br />
پس شرکت‌های نوپا باید در این کار سخت‌گیرانه‌ و <strong>هوشمندانه‌تر</strong> رفتار کنند.<a title="Google Mayer Quote" href="http://steveblank.files.wordpress.com/2009/04/google-mayer-quote.jpg?w=300&amp;h=216" target="_blank"> <img class="alignleft" src="http://steveblank.files.wordpress.com/2009/04/google-mayer-quote.jpg?w=210&amp;h=151" alt="" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">همانگونه که می‌بینید هرچه شرکت بزرگتر شود یک فرد درصد کمتری از نیروهای آن را شکل می‌دهد. برخی می‌گویند حالا که اینگونه است پس حتما شرکت‌های بزرگ به فرآیند استخدام اهمیت کمتری می‌دهند. اینگونه نیست درست برعکس، آن‌ها در این کار سخت‌گیری بیشتری می‌کنند. امروزه استخدام نیروهای تواناتر نقش حیاتی و رقابتی برای شرکت‌های بزرگ دارد. فرایند آن‌ها چندین مرحله دارد و زمان‌بر است. برای نمونه می‌توان به فرآیند پیچیده برای شرکت‌هایی چون گوگل و مایکروسافت اشاره کرد که می‌توان با جستجو در اینترنت در این‌باره بیشتر دانست.<a title="Google Mayer Quote" href="http://steveblank.files.wordpress.com/2009/04/google-mayer-quote.jpg?w=300&amp;h=216" target="_blank"> </a> <a title="Google Mayer Quote" href="http://steveblank.files.wordpress.com/2009/04/google-mayer-quote.jpg?w=300&amp;h=216" target="_blank"> </a></p>
<p style="text-align: justify;">برآن نیستم که این نوشته را به درازا بکشانم. در نوشته‌ای دیگر درباره چگونگی این فرآیند سخن خواهم گفت. اما برای آغاز دو کتاب بسیار خوب را معرفی می‌کنم:</p>
<div style="text-align: left;" dir="ltr"><strong>How Would You Move Mount Fuji?</strong></div>
<p style="text-align: justify;">این کتاب چگونگی بکارگیری نیروها در یک شرکت نرم افزاری را بیان می کند البته تمرکز آن روی مایکروسافت است.</p>
<div style="text-align: left;" dir="ltr"><strong>Smart and Gets Things Done</strong></div>
<p style="text-align: justify;">این کتاب نوشته <a title="Joel on Software" href="http://www.joelonsoftware.com/" target="_blank">جول اسپالسکی</a> است. <a title="کتابی برای مدیران شرکت های نرم افزاری" href="http://bos.opatan.com/51/book-for-software-executives/" target="_blank">پیشتر</a> هم درباره آن نوشته‌ام. کتاب کوچک و بسیار مفیدی است که حتما باید خوانده شود. سه-چهار روزه می‌توان خواندش. باردیگر برای خواندن این کتاب پافشاری می‌کنم. <a title="Smart and Gets Things Done" href="http://www.joelonsoftware.com/items/2007/06/05.html" target="_blank">اینجا</a> می‌توانید از محتوای کتاب آگاهی بیشتری بیابید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>چند نکته پایانی</strong></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="text-align: justify;"> در آگهی استخدام نکته کلیدی شناخت گروه هدف است که برنامه‌نویس هستند. باید تا آنجا که می‌توانید <strong>هدفمندانه</strong> آگهی بدهید. آن هم در جاهایی که برنامه‌نویسان ببینند نه مردم عادی. اگر می‌‌ خواهید یک نفر را بکار بگیرید باید دست‌کم ۳۰-۴۰ رزومه دریافت کنید.</li>
<li style="text-align: justify;"> رزومه‌ها را بخوانید. بدون توجه به اینکه کار شما چیست، برای کسانی که در پروژه‌های آزاد/بازمتن همکاری داشته‌اند امتیاز در نظر بگیرید. کُدهای آن‌ها را بخوانید.</li>
<li style="text-align: justify;"> در <a title="How a programmer reads your resume" href="http://gandolf.homelinux.org/~smhanov/blog/?id=56" target="_blank">اینجا</a> یک نمودار جالب برای اینکه به چه چیزهایی باید امتیاز داد وجود دارد. گرچه نمودار کمیک است ولی  آگاهی دهنده و سودمند است.</li>
<li style="text-align: justify;"> فرآیند می‌تواند با یکی-دو آزمون هوش «لو نرفته» آغاز شود.</li>
<li style="text-align: justify;"> بهتر است پیش از مصاحبه برنامه‌مصاحبه داشته باشید. حدود ۴۵ دقیقه تا یک ساعت را برای مصاحبه در نظر بگیرید.</li>
<li style="text-align: justify;"> در این مدت ۱۰-۱۲ پرسش از ۳-۴ زمینه بپرسید که حتما دو زمینه از آن «ساختمان داده‌ها» و «طراحی الگوریتم‌ها» باشد. اگر پرسش‌های استخدامی شرکت‌های بزرگ را ببینید در می‌یابید که بیشتر آن‌ را همین دو زمینه در بر گرفته است.</li>
<li style="text-align: justify;"> در اینترنت به دنبال فرآیندها و پرسش‌ها جستجو کنید (به انگلیسی.)</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید. همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=Nv7QriQBAP8:aIOfxFBxsLk:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=Nv7QriQBAP8:aIOfxFBxsLk:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/Nv7QriQBAP8" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/235/hiring-developers-for-startups/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/235/hiring-developers-for-startups/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>فهرست بهترین کتاب‌های مدیریتی فارسی</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/B9x_qMEeIDQ/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/232/best-business-management-books/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 06:39:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[Business]]></category>
		<category><![CDATA[marketing]]></category>
		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت و کارآفرینی]]></category>
		<category><![CDATA[نوپا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کسب‌وکار نرم‌افزار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=232</guid>
		<description><![CDATA[- نخست اینکه این فهرست هنوز بسیار خام است. پس ممنون می‌شوم تا کتاب‌های پیشنهادی خود را بگویید تا به این فهرست افزوده گردد و این فهرست کم‌کم بهتر و کامل‌تر شود.
- دوم من این فهرست را بر اساس دو فهرست از اینجا و اینجا ساخته‌ام. ولی آن‌هایی را که می‌دانسته‌ام که به فارسی برگردانده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">- نخست اینکه این فهرست هنوز <strong>بسیار خام</strong> است. پس ممنون می‌شوم تا کتاب‌های پیشنهادی خود را بگویید تا به این فهرست افزوده گردد و این فهرست کم‌کم بهتر و کامل‌تر شود.</p>
<p style="text-align: justify;">- دوم من این فهرست را بر اساس دو فهرست از <strong><a title="Top 100 Best Books for Managers, Leaders &amp; Humans" href="http://www.noop.nl/2008/11/top-100-best-books-for-managers-leaders-humans.html" target="_blank">اینجا</a></strong> و <strong><a title="The Best Business Books" href="http://personalmba.com/best-business-books/" target="_blank">اینجا</a></strong> ساخته‌ام. ولی آن‌هایی را که می‌دانسته‌ام که به فارسی برگردانده شده یا خودم خوانده‌ام را فهرست کرده‌ام. روشن است که ممکن است کتاب‌هایی از این دو فهرست به فارسی برگردانده شده باشد ولی من از آن‌ها آگاهی نداشته‌باشم. پس فهرست‌ها را ببنید و اگر کتابی در ‌آن‌ها هست که به فارسی برگردانده شده ولی من ننوشته‌آم مرا یادآور شوید.</p>
<p style="text-align: justify;">- سوم همانگونه که می‌بینید این، فهرستِ کتاب‌های برگردانده شده به فارسی است به بیان دیگر هنوز هیچ کتابی که نویسنده، و نه مترجم، آن ایرانی باشد نیاورده‌ام. خودم چند کتابی را می‌شناسم ولی اگر کتاب‌هایی از این دست را می‌شناسید باز هم لطف کرده مرا یادآور شوید.</p>
<p style="text-align: justify;">خوب است یادآور شوم کتاب‌هایی در فهرست هست که نام مترجم و ناشر ندارد، چندتایی از آن‌ها چندین ترجمه دارند و من نمی‌دانم کدامین یک بهتر است، بنابراین تنها نام کتاب را آورده‌ام. ولی آن‌هایی را که بهتر ‌دانسته‌ام، فهرست کرده‌ام.</p>
<p style="text-align: justify;">یادآور می‌شوم این فهرست دربرگیرنده‌ی کتاب‌هایی درباره رهبری و توان‌افزایی نیز هست که از نیازهایی اساسی مدیر است.</p>
<p><strong>نام کتاب/نویسنده/مترجم/ناشر ایرانی</strong></p>
<ul>
<li><strong>چگونه می توان دوست یافت و در مردم نفوذ کرد</strong>/دیل کارنگی/*/*</li>
<li><strong>ساختن برای ماندن</strong>/جیم کالینز، جری پوراس/فضل اله امینی/فرا</li>
<li><strong>رهبری تحول</strong>/جان کاتر/مهدی ایران نژاد پاریزی، مینو سلسله /موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت</li>
<li><strong>هدف</strong>/الیاهو گلدرت، جف کاکس/داریوش نقشینه/پیک آوین</li>
<li><strong>بهتر از خوب</strong>/جیم کالینز/فضل اله امینی/فرا</li>
<li><strong>پنج دشمن کار تیمی</strong>/پاتریک لنچونی/فضل اله امینی/فرا</li>
<li><strong>هفت عادت مردمان موثر</strong>/استیون کاوی/*/*</li>
<li><strong>گام نخست، رهیدن از قانون های کهنه</strong>/مارکوس باکینگهام، کورت کافمن/عبدالرضا رضایی نژاد/فرا</li>
<li><strong>راه تویوتا</strong>/جفری کی لایکر/سعید خرقانی، مهدی ایران نژادپاریزی، مینو سلسله/موسسه تحقیقات و آموزش مدیریت</li>
<li><strong>پنجمین فرمان</strong>/پیتر سنگه/حافظ کمال هدایت، محمد روشن/سازمان مدیریت صنعتی</li>
<li><strong>برد</strong>/جک ولش، سوزی ولش/عبدالرضا رضایی نژاد/فرا</li>
<li><strong>اقتصاد ناهنجاری های پنهان اجتماعی</strong>/استیون لویت، استیون دابنر/سعید مشیری/نشر نی</li>
<li><strong>گاو بنفش</strong>/ست گادین/سید بهشاد یاسینی/فرا</li>
<li><strong>سیستم تولید تویوتا: گذار از تولید انبوه به تولید ناب</strong>/تائی چی اوهنو/کاظم موتابیان /آموزه</li>
<li><strong>جهان مسطح است</strong>/</li>
<li><strong>۲۱ قانون انکارناپذیر رهبری</strong>/جان ماکسول/مهدی قراچه داغی، ارمغان جزایری/پیکان</li>
<li><strong>قورباغه را قورت بده!:۲۱ روش عالی غلبه بر تنبلی و انجام بیشترین کار در کمترین زمان</strong>/برایان تریسی/اشرف رحمانی، کورش طارمی/راشین (ویرایش سوم)</li>
<li><strong>نیروی بیکران تفکر مثبت</strong>/نورمن وینسنت پیل/شهناز مجیدی/کتابدرمانی</li>
<li><strong>مدیر یک دقیقه ای</strong>/کن بلانچارد، اسپنسر جانسون/*/*</li>
<li><strong>گام دوم، کشف توانمندی ها</strong>/مارکوس باکینگهام، دونالد کلیفتون/عبدالرضا رضایی نژاد/فرا</li>
<li><strong>چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟</strong>/اسپنسر جانسون/شمسی بهبهانی/اختران</li>
<li><strong>کوه یخ ما دارد آب می شود: تغییر و موفقیت تحت هر شرایطی</strong>/جان کاتر،هولگر راتگبر/شایسته مهدی/آرامش</li>
<li><strong>ماهی!</strong>/استفان لاندین، هری پل، جان کریستنسن/سحر کیانی/فرا</li>
<li><strong>هوش هیجانی</strong>/دانیل گلمن/</li>
<li><strong>جایگاه‌ سازی: نبردی در ذهن</strong>/ آل ریس، جک تروت/ ترانه قطب/ سیته</li>
<li><strong>بازی‌های استراتژیک بازاریابی</strong>/ جان زاگولا، ریچارد تانگ/ علی عیاری/ فرا</li>
<li><strong>استراتژی اقیانوس آبی</strong>/ چان کیم، رنه مابورن/*/*</li>
<li><strong>انتخاب‌های هوشمندانه</strong>/رایفا، کینی، هاموند/<span style="font-family: Tahoma;">سیاوش  			ملکی‌فر/</span><span style="font-family: Tahoma;">موسسه فرهنگی  			انتشارات کرانه علم</span></li>
<li><span style="font-family: Tahoma;"><strong>استراتژی رقابتی</strong>/ مایکل پورتر/ جهانگیر مجیدی، عباس مهرپویا/ رسا</span></li>
<li><span style="font-family: Tahoma;"><strong>تفکر ناب</strong>/ جیم ووماک، دان جونز/آزاده رادنژاد/ آموزه<br />
</span></li>
</ul>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید. همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=B9x_qMEeIDQ:s65IhE_8eaw:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=B9x_qMEeIDQ:s65IhE_8eaw:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/B9x_qMEeIDQ" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/232/best-business-management-books/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/232/best-business-management-books/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>راهنمای کوچک برنامه‌نویسی با codeblocks</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/opatan/~3/lFTSrLv-_4E/</link>
		<comments>http://bos.opatan.com/226/coding-codeblocks/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Mar 2009 07:38:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ناصر غانم زاده</dc:creator>
				<category><![CDATA[بازمتن]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bos.opatan.com/?p=226</guid>
		<description><![CDATA[۰- درآمد:
اگر شتاب دارید، می‌توانید از این بخش گذر کنید.
در «پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید» و چندین جای دیگر بارها گفته‌ام که دانشجویان باید بسیار کُد/برنامه بنویسند. اگر پیگیر بلاگ من باشید می‌دانید که من برنامه‌نویس یا گیک نیستم و رویکردم بیشتر مدیریتی است. آنچه مرا بر آن داشته تا این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><strong>۰- درآمد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اگر شتاب دارید، می‌توانید از این بخش گذر کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">در «<a href="http://bos.opatan.com/160/advice-for-computer-students/" target="_blank"><strong>پندهایی به دانشجویان کامپیوتر: چشمان خود را باز کنید</strong></a>» و چندین جای دیگر بارها گفته‌ام که دانشجویان باید بسیار کُد/برنامه بنویسند. اگر پیگیر بلاگ من باشید می‌دانید که من برنامه‌نویس یا گیک نیستم و رویکردم بیشتر مدیریتی است. آنچه مرا بر آن داشته تا این نوشته را بنویسم مساله‌ای که تازگی بسیار می‌بینم؛ چندی پیش دانشجویی که در پایان ترم ۳ و درس برنامه‌سازی پیشرفته بود از من خواست تا به رسم همسایگی پروژه‌های پایان ترم این درس را برایش بنویسم، که البته ننوشتم. تلاش کردم تا این کار را با هم انجام دهیم. پس از آنکه- برای آموزش- برنامه‌ها را بر روی کاغذ نوشتیم، از او خواستم تا آنها را تایپ و اجرا کند. آنها را تایپ کرد ولی پس از آن چیزی گفت که برایم جالب بود: او تا آن روز حتا یک برنامه <span dir="ltr">C/C++</span> را کامپایل/اجرا نکرده بود. به زودی دانستم که این مشکل بسیاری از دانشجویان است. جالب‌تر آنکه دانستم هنوز بسیاری<span dir="ltr">Turbo C++ </span> را برای این کار بکار می‌گیرند که البته بهتر است بگویم بکار نمی‌گیرند. ایرادی به این برنامه وارد نیست ولی دیگر زمان این برنامه گذشته است و محیطی دلچسب ندارد. ما هم زمان دانشجویی این برنامه را بکار می‌گرفتیم(ده-یازده سال پیش.) امروزه «محیط های یکپارچه برنامه‌سازی» (IDE) بسیار کاربر پسندتر به بازار آمده است. یکی از این محیط‌ها Code::Blocks است که زیبا، ساده، بازمتن و رایگان است. بسیاری از دانشجویان به بهانه محیط بد سراغ برنامه‌نویسی نمی‌روند. دوستانی برآنند که باید برنامه‌نویسی و کامپایل را،دست کم برای مدتی، از خط فرمان انجام داد. من همین همین عقیده را دارم اما برای عاشقان برنامه‌نویسی. امروز می‌گویم مهم لذت از  برنامه‌‌نویسی و ادامه آن است. اگر کسی لذت برنامه‌‌نویسی را حس کند، آنرا پی گرفته و در آن ژرف‌تر می‌شود. دلیل دیگری هم دارد: یکی از دغدغه‌های من به‌عنوان مدیر/مشاور، بکارگیری (استخدام) نیرو است و فکر می‌کنم <strong><a href="http://bos.opatan.com/127/lack-of-hr/" target="_blank">بارها گفته‌ام</a></strong> که نیروی کاربلد بسیار کم است، این پست را نوشتم شاید تعداد بیشتری علاقه‌مند شده و سراغ برنامه‌نویسی روند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۱- آغاز: بارگیری و نصب</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>اگر کاربر ویندوز هستید</strong> به <a href="http://www.codeblocks.org/downloads/5" target="_blank">اینجا</a> بروید. برای ویندوز دو نسخه موجود است که بهتر است شما نسخه همراه با کامپایلر MinGW را بگیرید. حجم این نسخه حدود ۲۰ مگابایت است. پس از بارگیری بر روی آن کلیک کنید. اگر پیشتر کامپایلری روی سیستم شما نباشد، نیازی به هیچ تنظیمی نیست و برنامه به‌سادگی نصب می‌شود. پس از نصب می‌توانید برنامه را از منوی Start  اجرا کنید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>در لینوکس</strong> کار کمی آسان‌تر است. به طور کلی لینوکس بهشت برنامه‌نویسان است. بیشتر توزیع‌های لینوکس آن‌را در مخازن رسمی خود دارند. به‌راحتی می‌توانید برنامه را از مخازن نصب کنید. برای نمونه در اوبونتو کافی است در خط فرمان بنویسید:</p>
<div style="text-align: left;" dir="ltr"><code>sudo apt-get install build-essential codeblocks</code></div>
<p style="text-align: justify;">یادتان باشد که کامپایلر را هم نصب کنید، که من این کار را با نصب build-essential انجام داده‌ام. در اوبونتو برنامه از نشانی زیر اجرا می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۲- اجرا:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">به</p>
<div style="text-align: left;" dir="ltr">File -&gt; New -&gt; Projet&#8230;</div>
<p style="text-align: justify;">بروید و  Console application را بزنید. در گام دیگر زبانتان را (<span dir="ltr">C/C++</span>) بگزینید. در گام دیگر به ترتیب نام پروژه، پوشه‌ای که می‌خواهید پروژه در آن ذخیره شده و نام فایل را بنویسید.(البته هنگام نوشتن نام پروژه، خودش نام فایل را می‌گزیند).</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_002.png"><img class="alignnone size-full wp-image-227" title="نام پروژه را برگزینید" src="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_002.png" alt="" width="500" height="397" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">درگام دیگر نام کامپایلر را می‌خواهد که به‌صورت پیش فرض GNU GCC Compiler است، اگر نیست آن‌را انتخاب کنید. کار تمام است. پروژه ساخته می‌شود. زیر نام پروژه به زیر sources بروید و روی main.cpp کلیک نمایید. کد برنامه نمایش داده می‌شود. همانگونه که می بینید CodeBlocks خودش یک برنامه ساده برای شما نوشته است.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_003.png"><img class="size-full wp-image-228 aligncenter" title="the source" src="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_003.png" alt="" width="500" height="169" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">برای اجرای این برنامه کافی است دو کار انجام دهید. به منوی Build بروید و به ترتیب</p>
<p style="text-align: left;">Build -&gt;Build</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_004.png"><img class="aligncenter size-full wp-image-229" title="Building the code" src="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_004.png" alt="" width="484" height="111" /></a></p>
<p style="text-align: right;">و سپس</p>
<p style="text-align: left;">Build-&gt;Run</p>
<p style="text-align: justify;">را بزنید. یکمی برنامه را کامپایل می‌کند و دومی ،اگر در مرحله پیشین خطایی یافت نشود، برنامه را اجرا می‌کند. من متن را تغییر داده Build و Run را دوباره تکرار کردم. اینک می‌توانید  خروجی را ببینید.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_006.png"><img class="aligncenter size-full wp-image-230" title="the output" src="http://bos.opatan.com/wp-content/uploads/2009/03/screenshot_006.png" alt="" width="496" height="347" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">حالا می‌توانید برنامه‌هایی را پیشتر نوشته‌اید یا در کتاب‌ها دیده‌اید را <strong>تایپ</strong> و اجرا کنید.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۳- بیشتر:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تا همین حد برای یادگیری و اجرای برنامه‌ها کافی است. هرچه با این محیط بیشتر کار کنید، بیشتر با آن آشنا شده و ویژگی‌های آن دستتان می‌آید. codeblocks ویژگی‌های بسیار بیشتری دارد که با خواندن <a href="http://www.codeblocks.org/docs/manual_en.pdf" target="_blank"><strong>راهنمای آن</strong></a> با آن‌ها آشنا می‌شوید. از برنامه نویسی با codeblocks لذت ببرید و تا آنجا که می‌توانید برنامه بنویسید.</p>
<p style="text-align: justify;">تبریک می‌گویم اکنون دیگر برنامه‌نویس شدید، پس وقت آن است که <strong><a href="http://barnamenevis.org/forum/showthread.php?t=150950" target="_blank">این نوشته</a></strong> را بخوانید.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #0000ff;">اگر می خواهید بار دیگر که  مطلبی نوشته شد، آگاه گردید. عضو <strong><a href="http://feeds2.feedburner.com/opatan">خوراک (feed)</a></strong> این بلاگ شوید. همچنین می توانید مرا در <strong><a href="http://twitter.com/opatan" target="_blank">تویتر</a></strong> دنبال کنید. «<a title="فهرست همه نوشته‌ها" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank">فهرست همه نوشته‌ها</a>»ی من را <a title="فهرست همه نوشته‌های وبلاگ کسب و کار نرم افزار" href="../243/list-of-all-post/" target="_blank"><strong>اینجا</strong></a> ببینید.</span></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=lFTSrLv-_4E:__XAtEsBfjw:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?a=lFTSrLv-_4E:__XAtEsBfjw:-CC-01WgQk4"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/opatan?d=-CC-01WgQk4" border="0"></img></a>
</div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/opatan/~4/lFTSrLv-_4E" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://bos.opatan.com/226/coding-codeblocks/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		<feedburner:origLink>http://bos.opatan.com/226/coding-codeblocks/</feedburner:origLink></item>
	</channel>
</rss>
