<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="no"?><rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
<channel>
<title>تبآه ها</title>
<link>https://360s.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 22 Oct 2016 23:10:00 +0330</lastBuildDate>
<itunes:explicit>yes</itunes:explicit><copyright>ALL RIGHT RESERVED - ALL IMAGE &amp; SCRIPT IN THIS SITE MAY USED WITH MENTIONING ORIGINAL WRITER</copyright><itunes:subtitle/><item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/19</link>
<description>مرا ببخش من تكه تكه هاي زندگی ام را جا گذاشته ام زير ناخن هاي بلند زمان من سالهاست غرق شده ام زير نگاه اندوه بار جنازه اي كه مرگ و زندگي اش و حتي آرامش سنگ قبر ها را به خاك و خون كشيده بود حالا تو اين ماهي هاي مرده را كه جمع مي كني از وسط شعر به دهان باز و بسته من نگاه كن به باريكه هاي روح من كه سر مي خورند روي آب دنبال قلاب ماهي گير با چشم هاي آبيت اگر نگاه كني شاید قطره قطره هاي ما را ببيني و قطره قطره هاي دريا را كه از همه ي آدم ها ی جهان مهربان تر است</description>
<pubDate>Sat, 22 Oct 2016 23:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/19</guid>
</item>
<item>
<title>26</title>
<link>https://360s.blogfa.com/post/18</link>
<description>من داشتم عقربه هاي ساعت را از جنازه ي بيست و شش سالگيم بيرون مي كشيدم تو داد مي زدي: "خون! خون! " انگار اصلا قرار نگذاشته بوديم زندگي خصوصي هر كس فقط توي كشوي ميز بماند يا اینباکس خصوصی اش ! حالا اما براي اين حرف ها دير شده اين من كه مثلا داشت التماس مي كرد براي يك بار هم كه شده آخر داستان سرش را با خيال راحت بگزارد روي دامنت قانون جاذبه را بسته به جليقه انتحاريش دارد هي بر مي گردد هي بر مي گردد شش هزار و هفصد و چهل و يك كيلومتر فرشته اي را كه لاي مو هايت</description>
<pubDate>Sat, 03 Sep 2016 10:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/18</guid>
</item>
<item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/15</link>
<description>باید بغل کنم خوشبختیم را که با خاطرات صد ساله پدر بزرگ جا مانده پشت یکی‌ از این درهای چوبی زیر آور باید ... آشتی‌ کنم با دیوار چین که جنازه اش از روی ماه هم بین دوستت دارم‌های ما پیداست و با... چشمهای بادامي تو که سالهاست غذاي چله نشیم شده اند كه نه !!! من اصلا مرتاض خوبی‌ نیستم و این شعر که بيرون زده از بین زخم های صورتم تنها زندگی‌ خصوصی ام بوده بار شتر برای پارچه و ابریشم</description>
<pubDate>Sun, 05 Oct 2014 10:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/14</link>
<description>این قدر دراز شده ، دل و روده این قصه که دیگر به درد مفت هم نمیخورد... مثل دمپایی اسفنجی اي که سالهاست لنگه ی دیگرش گم شده یا خودکار بیکی که، معلوم نیست درش را - دربدري اش را - کدام حرم زاده اي ، غیر از خودت گاز گرفته و در خودکار همیشه باید يك طوری به چشم بیاید که چشم هایت را ببندی و ببینی‌ بیست و سه سال گذشته و‌ هیچ کس دیگری در خودکار به چشمش نیامده! و اصلا ... سگ بزند به این شعر!!! که هیچ چیزش به شعر نمي خورد و به من ! که میخواستم دو کلمه بگویم مادر یکی‌</description>
<pubDate>Wed, 10 Sep 2014 21:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/13</link>
<description>دیوانه زنجیری باشی که زنجیرها "جِر" بخورد ولت کنند به حال خودت با سنگ قبرهایی که سالهاست ریتم گرفته اند "قهر، قهر؛ تا روز قیامت" و تو حرص بخوری؛ داد بزنی اصلا به درک. من هم با همه شما قهرم ، جز استامینوفن ! که یک بسته اش نه، اما دو بسته اش به حرف های من خوب گوش می کند. و آنها مکث کنند... مکث کنند... پوزخند بزنند : "مرده را ول نمی کنند!" "مرده را می شورند، تا می کنند، می گذارند در یخچال برای روز مبدا."</description>
<pubDate>Fri, 20 Dec 2013 23:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/12</link>
<description>مردی تنها با س ی گ ا ر ی در دست شاید این اولین نشانه باشد ... هیچ قاتلی با بمب اتم شروع نخواهد کرد !!!</description>
<pubDate>Sat, 30 Jun 2012 17:51:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/11</link>
<description>تمام هجمه ی این حادثه به عادتی که به تنهایی! ... کنار آن همه که عاشقت شده اند</description>
<pubDate>Fri, 15 Jun 2012 14:35:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>دیگر</title>
<link>https://360s.blogfa.com/post/10</link>
<description>من بریده ام ار تو.... دل!</description>
<pubDate>Tue, 29 May 2012 17:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/9</link>
<description>اصلا هیچ خاطره ای شده پا دربیاورد ول کند برود پی زندگی خودش ؟ نه ! سر راه خودت باشی یا پیرزنی یائسه! سرِراهی یعنی این "گریه ها" به عشق مادری قد نمی دهند !!!</description>
<pubDate>Sat, 31 Mar 2012 19:28:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title/>
<link>https://360s.blogfa.com/post/8</link>
<description>دیگر؛ فرقی نمی کند!!! پیامبری ظهور کند... یا حتی پیرمرد مسخره ای برای مرگ شکلک در بیاورد... زمین عادت کرده فقط همین وری چرخ بزند...</description>
<pubDate>Sun, 29 Jan 2012 11:32:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>360s</dc:creator>
<guid>360s.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
</channel>
</rss>