<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشتهای یک پرستار بی ادعا</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com</link>
<description> ورود برای عموم آزاد است حتی شما دوست عزیز</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Dec 2022 11:45:21 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>نظافت منزل چیست ؟</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/35</link>
<description>نظافت منزل امروزه از جایگاه ویژه ای برخوردار است به طوری که پیدا کردن نظافتچی خانم و آقا کاربلد و حرفه ای دغدغه بسیاری از افراد شده است و به دنبال بهترین نظافتچی منزل هستند تا با خیالی راحت نظافت خانه خود را به آنها بسپارند. در این میان شرکت تمیزک از نیروهای خبره و کاربلد و همچنین آموزش دیده نظافت با جنسیت های خانم و آقا بهره مند است و با اعزام این نیروها تمامی دغدغه های مشتریان را رفع کرده است. تمیزک با گرداوری تیمی کاربلد و حرفه ای جهت نظافت منزل آماده</description>
<pubDate>Fri, 23 Dec 2022 11:45:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title>من آمده ام</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/34</link>
<description>وای وای من آمده ام</description>
<pubDate>Wed, 05 May 2021 01:37:10 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title>من از خدافظی کردن متنفرم !! و هرگز خداحافظی نمیکنم</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/33</link>
<description>سلام به همه آشمایان و غیر آشنایان ، به همه کسانی که به من سلامی دادن یا فحشی!!!! من خیلی وقته که ننوشتم انقدر که نمیدونم آخرین مطلبم رو تو چه تاریخی پست کردم !!! من انقدر توی ساعات کاری زیاد ،توی خستگی و نا امیدی پیش رفتم که وقتی برای اینجا دارم من رو ببخشید</description>
<pubDate>Mon, 11 Mar 2013 23:56:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title>بالاخره تونستم بنویسم !</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/32</link>
<description>از چی شروع کنم و از کجا از وقتی که زنگ زدن گفتن اگه نیای برای طرح دیگه میذاریمت آخر لیست فلانت میکنیم و بهمان که من رفتم و بالاخره رفتم تو بخش آی سی یو و شروع کردم به کار با ۲۵۰ ساعت شیفت کاری یعنی به عبارتی با ۷۰ ساعت اضافه کاری خیلی خیلی شروعش سخت بود و نفس گیر تا همین امروز هر روز پشت سر هم و چند روزی لانگ دی (شیفت صبح / عصر ) و تمام مدت یا خواب بودم یا سر کار صدای آلارم دستگاه های آی سی یو مرتب تو گوشمه و بیمارایی که کد سی پی آر ندارن و میرن به دیار</description>
<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 23:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>مادر حسن و حسین , زن علی , دختر محمد , مگه  خودش اسم نداشت !!</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/31</link>
<description>روز خودم و خودت و خودمان ! بازم به خودمون مبارک توضیح نوشت : بفرمایید نوشابه !!</description>
<pubDate>Wed, 02 Jun 2010 21:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>مشارکت در ازدواج !</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/30</link>
<description>شوهر به زن : عزیزم من بچه ها رو درست میکنم . تو بزرگشون کن ! پا وبلاگی : این طوری عدالت محمودی * هم رعایت میشه * : ا.ح.م.د.ی. نژادی</description>
<pubDate>Mon, 24 May 2010 21:56:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>کاملا  جدی !</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/29</link>
<description>خطابه وزیر بهداشت به پرستاران : ای پرستاران عزیز و زحمتکش ، ای که بیشتر به صنف کارگران میخورین تا پرستاران ، ای همیشه گوش به زنگ دکتر ها ، ای دنبال سر دکتر راهیان ، ای پرونده به دستان ، ای دارو دهندگان ، ای مطیعان ، ای عاشقان ، عاشق هم که میدونین از قدیم الایام کر بوده و کور و من در اینجا این مورد رو که بی شبیه به این دو هم نیست اضافه میکم براتون ( ای عاشقان کر و کور و لال ) ، اینا که ما تو تلوزیون گفتیم که ساعت کار پرستار رو کم میکنیم و ما بیشتر نیرو</description>
<pubDate>Tue, 18 May 2010 15:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>نمایشگاه و دیگر هیچ!</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/28</link>
<description>دیروز از نمایشگاه کتاب برگشتم خونه یعنی ما پریروز شب سوار اتوبوس شدیم صبحش رسیدیم تهران بعد با مترو رفتیم نمایشگاه کتاب حالا بماند که چقدر تو مترو وقتی رسید به ایستگاه جوانمرد قصاب با این مسئولمون و دوستم خندیدیم خدا بدونه که از خنده غش کرده بودیم با این اسمای درپیت و بعدشم یه سوژه خوشگل چرا خوشگل؟ آخه یه خانوم بودش از وقتی که ما سوار شدیم یه استگاه بعد سوار شد و جلوی ما وایساده بود و روی هر کدوم از ما 5 تا 10 دقیقه فوکوس میکرد و ما رو دقیق نگاه میکرد و هر</description>
<pubDate>Fri, 14 May 2010 23:15:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>پردیسیان  روزتان مبارک!!</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/27</link>
<description>و امروز روز پرستار* روز تمام فلورانس های چراغ به دست *است روز تمام فلورانس ها در تلاش برای نایتینگل شدن * توی ایران ما روز تولد حضرت زینب رو روز پرستار نامیدند و هیچ کس از فلورانس حرفی نمیزند فلورانس که بنیانگذار حرفه پرستاری نوین بود کسی که برای اولین بار مدرسه پرستاری ساخت کسی که از پرستاری انسانهایی که در جنگ مجروح شده بودند شروع کرد و بعدها هم ادامه داد و تجربیاتش را به صورت علمی در آورد و جزوه کرد با 15 نفر شروع کرد به صورت حرفه ای و علمی مدرسه ساخت و</description>
<pubDate>Mon, 19 Apr 2010 23:40:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>ورق های کتابی به نام من!</title>
<link>http://nahidnurse.blogfa.com/post/26</link>
<description>میخوام سعی کنم ورق به ورق بگم چون حرفای ناگفته خیلی رو هم تلنبار شده مثل یه سری داستان کوتاه توی یک جلد کتاب ( کتابی که برای هر کسی منحصر به فرد و هر کسی تو زندگیش یه جلد کتاب تا آخر عمش برای چاپ میده بیرون ) ورق اول : پریروز یه دختر کوچولوی 3 ساله که ابروش شکافته بود آوردن تا براش بخیه بزنیم ( با داداشش سرشونو زده تو هم ) این دختر کوچولو خیلی ناز و بی سر و صدا بود یعنی از اول تا آخر که داشتم شستشو میدادم و لیدوکایین ( بی حسی ) براش تزریق میکردم فقط خنده</description>
<pubDate>Tue, 13 Apr 2010 23:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nahidnurse</dc:creator>
<guid>http://nahidnurse.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
</channel>
</rss>
