<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" version="2.0">

<channel>
	<title>Face Off</title>
	
	<link>http://faceoff.blognevesht.com</link>
	<description>رو در رو با وبلاگ نویسان</description>
	<lastBuildDate>Sat, 24 Dec 2011 13:54:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/pbfaceoff" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="pbfaceoff" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><feedburner:emailServiceId xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">pbfaceoff</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname><item>
		<title>فیس آف : فرانک مجیدی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Dec 2011 20:19:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی فرانک مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه فرانک مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فرانک مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس آف فرانک مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه با فرانک مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[یک پزشک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=221</guid>
		<description><![CDATA[شناسنامه‌ی فرانک مجیدی در دنیای وب، صادره از وبلاگ یک پزشک است. او و برادرش بلاگرهای پرکار و حرفه‌ای بلاگستان فارسی به شمار می‌روند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #808000;">شناسنامه‌ی «فرانک مجیدی» در دنیای وب، صادره از وبلاگ <a title="یک پزشک" href="http://1pezeshk.com/" target="_blank"><span style="color: #808000;">یک پزشک</span></a> است. او و برادرش بلاگرهای پرکار و حرفه‌ای بلاگستان فارسی به شمار می‌روند.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/faceoff-faranakmajidi.jpg" alt="" width="480" height="480" /></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">فرانک بانو از خودت شروع کن. تحصیلاتت، شغلت، علایقت، کارهایی که می‌کنی و هر چیزی که دوست داری تا درباره‌ش بهمون بگی.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><img class="alignleft" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/faranak-majidi.jpg" alt="" width="173" height="288" />اول، سلام می‌کنم به خواننده‌های خوب این فیس‌آف و شما آقای جم عزیز. خب، فرانک مجیدی هستم. فارغ‌التحصیل رشته‌ی شیمی محض دانشگاه تبریز در مقطع کارشناسی و دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی آلی، همچنان در دانشگاه تبریز هستم. ترجیح دادم که در دوره‌ی تحصیل، برای تمرکز بیشتر روی درس و دانشگاه، دنبال کار نباشم. خواننده‌های ثابت «یک پزشک»، به‌خوبی علایق من رو می‌شناسن. من از ۱۶ سالگی عاشق دنیای فیلم و سینما شدم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به‌واسطه‌ی علاقمندی شدید برادرم به کتاب‌خوانی، عاشق دنیای کتاب هم شدم. در خانه، چند کتابخانه‌ی بزرگ مملو از کتاب‌های همیشه تازه داریم. شوق برگشتن از محل تحصیل و روبرو شدن با ده‌ها کتابی که به‌سختی می‌شه یکی‌ش رو برای مطالعه انتخاب کرد، همیشه با من بوده و هست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">همون‌طوری هم که همیشه می‌گم، علاقه به فرهنگ و هنر رو بهانه‌ی مناسبی برای نپرداختن به ورزش نمی‌دونم. من از وقتی یک کودک خردسال بودم، با خاطرات فوتبال‌های جام‌جهانی ۹۴ و بازی‌های پرسپولیس بزرگ شدم. فوتبال، بخش بزرگی از هیجانات زندگی من شد، هرچند که اون سال‌ها تلویزیون به‌سختی یک مسابقه رو نشون می‌داد. من از وقتی بچه بودم، عاشق تیم ملی آرژانتین بودم و وقتی فهمیدم که فوتبال رو دوست دارم که به‌شدت عاشق بارسلونا بودم! خیلی از دوستان‌م من رو به‌عنوان یه هوادار شدیداً متعصب بارسا می‌شناسن و من در موقعیت‌های مناسب تلاش کردم میزان عشق‌م رو به بارسا در برخی از پست‌های وبلاگ نشون بدم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از همون کودکی، مادر ما رو با دنیای شعرخوانی آشنا کرد. حافظ و سعدی. کودکی من، پر بود از صدای نوارهای استاد شجریان. هنوز هم با عشق و افتخار، عاشق موسیقی اصیل ایرانی و آثار استادان بزرگ موسیقی کشورم هستم. البته این دلیلی بر این نیست که موسیقی غرب رو دنبال نمی‌کنم. یکی از شانس‌هایی که دوست داشتن سینما به من داد، آشنایی با آهنگسازان بزرگ دنیای سینما بود. شدیداً شیفته‌ی کارهای آهنگسازان بزرگی مثل انیو موریکونه، میکیس تئودوراکیس، فیلیپ گلاس، جان پاول و البته و صد البته، هانس زیمر هستم. به گوش دادن کارهای اپرای پاواروتی فقید، یا شنیدن آلبوم‌های سلین دیون، لارا فابین، جاش گروبان و چندتای دیگه علاقمند هستم. البته هیچ گروهی هم برای من، پینک‌فلوید نمی‌شه!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خوشحالم که بطور کامل علایقت رو به ما معرفی کردی. این نشون می‌ده که می‌تونیم راحت‌تر با هم گپ بزنیم.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بله، من به گپ زدن راحت در مصاحبه اعتقاد دارم. قرار نیست خواننده‌ها همون ادبیات پست‌های وبلاگی رو در فیس‌آف تجربه کنند :)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خب پس برای خودمونی‌تر شدن، بد نیست کمی بیشتر اطلاعات بدی! متولد چه روزی از چه ماهی در چه سالی هستی؟! از خانواده‌ت برامون بگو.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من روز ۲۷ تیر سال ۱۳۶۵ در یک هوای بسیار بارانی در بیمارستان «آریا» در رشت به‌دنیا اومدم. می‌شه روز ۱۸ جولای، روز تولد قهرمان بزرگ زندگی‌م، «نلسون ماندلا».</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پدر من کارمند اداره‌ی مخابرات بود و مادرم معلم. مادرم از خردسالی ما رو با کتاب و شعر آشنا کرد و علاقه‌ام به ادبیات رو خیلی به ایشون مدیون‌م. من آدم خیلی خوش‌شانسی‌ام آقای جم. توی زندگی‌م هرچی که خواستم، داشتم. آدم‌هایی که دوست‌م داشتند، دوستای خیلی خوب و رفاه کامل فرهنگی و اجتماعی. به پدر و مادرم خیلی مدیون‌م، همه‌ی زحمات اون‌هاست که باعث شده به این‌جا برسم. دست‌شون رو می‌بوسم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>چند تا برادر و خواهرین؟ فقط شما و علیرضا هستین؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بله، فقط من و علی‌رضا. این خیلی توی صمیمیت من و برادرم نقش داشت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اگه ازت بخوام یه سری عکس از سنین مختلف از خودت و علیرضا برای انتشار بهمون بدی، چی می‌گی؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این رو باید از علی‌رضا بخواید. آلبوم خونوادگی تو خونه‌ی پدری هست و من الان دسترسی ندارم. وگرنه من که مشکلی ندارم اصلاً! اتفاقاً عکس‌های بانمکی دارم از دوران بچگی :)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خب شما از ایشون بخواید و برام بفرستید تا توی فیس‌آف ازشون استفاده کنم.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">باورم نمی‌شه یعنی روتون نمی‌شه شما به علی بگید؟! باشه، می‌گم اسکن کنه و بفرسته برام :)))</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حسب‌الأمر، دو تا از عکس‌های دوران کودکی رو براتون می‌فرستم. توی اولی‌ش، من نه ماه دارم و علی‌رضا ۸، ۹ سال. دقیقاً یک سال و سه ماه قبل از پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق. عکاسی هم امکانات زمان جنگی داره. خب، چه می‌شه کرد. ما مثل بچه‌های حالا نبودیم. حقیقت اینه که همیشه علی‌رضا همین‌جور که توی این عکس معلوم ه، مراقب‌م بوده .</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 394px"><a href="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/majidi2.jpg"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/majidi2.jpg" alt="" width="384" height="272" /></a><p class="wp-caption-text">حقیقت اینه که همیشه علی‌رضا همین‌جور که توی این عکس معلوم ه، مراقب‌م بوده .</p></div>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/faranak-majidi2.jpg"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/faranak-majidi2.jpg" alt="" width="332" height="480" /></a></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>راستش من ایمیل بی جواب زیادی به علیرضا دارم :دی خب جای گله نیست. ایشون سرشون شلوغه و مسلماً تعداد ایمیل‌ها هم زیادند.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آهان، این یکی از مسائل هست که برخی از خواننده‌ها و مخاطبا بخاطرش بهمون انتقاد می‌کنن و حق دارن کاملاً. من می‌دونم البته، دغدغه‌های کاری و تحصیلی بهانه‌ی مناسبی برای کمرنگ بودن پاسخگویی ما نیست. در «<a href="http://www.gooyait.com/1390/05/16/gooya-magnifying-glass-1pezeshk-dot-com.html">ذره‌بین سوم</a>» هم اگر کامنت‌ها رو تعقیب کرده‌باشید در پستی که به وبلاگ ما اختصاص داشت، ملاحظه کردید که بیشتر انتقادات روی عدم پاسخگویی بود. خب، ما بعد از اون سعی کردیم این نقیصه رو تا حد امکان جبران کنیم. نه کاملاً، اما تا حد امکان. با این‌حال، اگر کار فوری‌ای با برادرم بود و احتمالاً اون ایمیل بی جواب مونده، در بخش «درباره‌ی ما» در وبلاگ آدرس ایمیل من هم هست و خواننده‌ها می‌تونن سئوال‌شون رو برای من بفرستن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong style="color: #0000ff; text-align: -webkit-auto;">علیرضا چه نقشی در زندگیت داره؟ از رابطه‌ی شخصی‌تون برامون بگو.</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علی‌رضا، بزرگ‌ترین نقش رو در زندگی من ایفا می‌کنه. رابطه‌ی ما فقط خواهر و برادری نیست. خیلی عادی هست که برادرها گاهی تلفنی به خواهرشون بکنن، تو مناسبت‌ها و مهمونی‌ها همدیگر رو ببینن و همدیگر رو دوست داشته‌باشن. اما این‌ها خیلی متفاوت هست از «دوست» بودن و «یک روح در دو بدن» موندن. شاید فکر می‌کنید اغراق باشه، اما من در این مصاحبه به همه‌ی سئوالات صادقانه جواب می‌دم. زمان‌هایی هست که درباره‌ی یک مبحث فکر می‌کنیم، حالا فیلم، کتاب یا مسائل روز، و همون‌لحظه اون‌یکی دقیقاً شروع می‌کنه درباره‌ی همون موضوع حرف زدن. علی‌رضا توی رشد و جهت‌دهی فکر من اثر خیلی زیادی گذاشته. مطالعاتم، فیلم دیدنم، یادگیری نوع نگاهم به مسائل، همه تحت تربیت اون بوده. سلایق کاملاً یکسانی داریم. از سلایق هنری بگیرید، تا ورزشی، تا حتی خرید لباس. از شما چه پنهان، این هم‌سلیقگی کامل، باعث می‌شه گاهی لج من رو در بیاره! مثلاً جلوی من اصلاً اعتراف نمی‌کنه عاشق بارسا هست، حتی شب‌های ال‌کلاسیکو برام کری هم می‌خونه! :)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تنها تفاوت ما شاید در برخوردهای اجتماعی ما باشه. برادر من فوق‌العاده ساکت و آروم هست، و من فوق‌العاده پر سر و صدا و شوخ در جمع. اما اگر بخوام خیلی کوتاه و جمع و جور جواب‌تون رو بدم، باید بگم اگر علی‌رضا برادرم نبود، هرگز این آدم کنونی نبودم . این‌قدر از چیزی که هستم، احساس رضایت نسبی نداشتم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خدای نکرده عروس‌تون که روی این رابطه تاثیری نداشتن؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کدوم عروس‌مون؟! برادر من مجرده! :))</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خب بالاخره پرده از این راز هم برداشته شد! چند جا شنیده بودم که ایشون ازدواج کردن. اما خبرش رسماً تائید نشده بود :دی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>حالا به این زودی‌ها خبری که نیست، هست؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شایعه؟ جدی؟ خبر نداشتم اصلاً! :)) نه، خبری نیست، خیال همه راحت!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>از زندگی عشقیت تعریف کن! کسی هست که توی زندگیت نقش معشوقه رو بازی کنه؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من تلاش کردم از دوست داشتن و تعالی عرفانی و روحانی‌ای که عشق، در ضمیر و نهاد انسانی ایجاد می‌کنه بنویسم. همیشه سعی کردم در نهایت ردی از این ایده در پست‌هام باشه که کژی، از عدم علاقه‌ی آدم‌ها به هم شروع می‌شه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما درباره‌ی خودم&#8230; نه، اصلاً! حتی یک بار! من درباره‌ی خودم آدم بسیار سرد و منطقی‌ای هستم، بسیار سخت‌گیر و حساب‌گر. دوستام می‌دونن در این موارد چی می‌گم: «من که اعصاب این مسائل رو ندارم اصلاً!» وقتی نگاه می‌کنم به وقتی که برخی از دوستان‌م گذاشتن، و در نهایت تلخی‌ها و ضربه‌هایی که متحمل شدند، تعجب می‌کنم. این شاید به این برمی‌گرده که من در این موارد، کمی سنتی موندم. ترجیح می‌دم همه‌چیز خانوادگی و با رضایت کامل طرفین پیش بره، و البته با ملاک‌های ذهنی خودم که مد نظر دارم. شاید اشتباه می‌کنم، اما از همین زندگی آروم خودم راضی‌م. البته این به این معنی نیست که آدم‌ها رو دوست ندارم، برعکس، آدم‌های خیلی عزیزی رو تو زندگی‌م می‌شناسم که به دوست‌داشتن و دوست بودن و مصاحبت با اون‌ها افتخار می‌کنم، اما عشق به معنایی که مدّ نظر شماست، نه. تجربه‌اش نکردم، لااقل نه تا امروز!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خب خیلی دوست دارم بدونم یک روز کاری و یک روز تعطیل فرانک مجیدی چطور می‌گذره؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یک روز کاری برای من یعنی یک روز دانشگاهی. من در روزهای دانشگاه، ساعت ۵ صبح بیدار می‌شم. ۴۵ دقیقه ورزش می‌کنم، با موسیقی یا تماشای قسمتی از یک فیلم. صبحانه‌ی خیلی مختصری می‌خورم، کمی درس می‌خونم و بعد می‌رم دانشگاه. برای ناهار برمی‌گردم خونه و بعدظهر کمی می‌خوابم. بیدار که شدم، باز ورزش می‌کنم، سه تا ماگ بزرگ چای می‌خورم، گودر و وبلاگ‌ها رو مرور می‌کنم، کمی توییت می‌کنم و بعد می‌رم سراغ درس تا ۱۲ شب که دیگه این‌قدر خسته‌ام که خودبخود خوابم می گیره، البته اگر بارسلونا بازی نداشته‌باشه!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">روز تعطیل‌م هم تقریباً همین‌ه، غیر از این‌که ساعت ۷ بیدار می‌شم و بعدظهرها، اگر نیازی باشه برای چند روزم آشپزی می‌کنم و برخلاف این‌روزها، پست‌های وبلاگ رو می‌نویسم. بینهایت عاشق آشپزی هستم. هیچوقت به خودم اجازه ندادم به‌خاطر تنها زندگی کردن‌م در دوره‌ی تحصیل، با چیپس و سوسیس و کالباس سر کنم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تنها بدی‌ش این هست که فکرش رو نمی‌کردم رفتن به مقطع بالاتر، من رو این همه از نوشتن جدا کنه. این تنها ناراحتی بزرگ این روزهای من هست. بده که واقعاً عاشق کاری باشی و نتونی انجام‌ش بدی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>یعنی جداً فقط روزی ۵ ساعت می‌خوابی؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خب، خواب دو ساعته‌ی بعدظهر رو هم حساب کنید. هرچند، از بهمن که کار آزمایشگاهم شروع بشه، دیگه آره، همون ۵ ساعت می‌شه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>چه ورزشی می‌کنی که باهاش فیلم هم میشه دید؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بهترینش دوچرخه ثابت‌ه، با فراغ‌بال هم رکاب می‌زنم و هم فیلم می‌بینم. تمام ۱۰۰ فیلم‌ی که تو طول تابستون دیدم رو این‌جور تماشا کردم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><a style="text-align: -webkit-auto;" href="https://plus.google.com/116301687484540196697"><span style="color: #0000ff;">سعید رمضانی</span></a> از شما پرسیده که چرا شیمی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خب، من رشته‌ام تجربی بود. مثل خیلی از کسانی که می‌یان تجربی، می‌خواستم پزشک بشم. اما رتبه‌ام به پزشکی نرسید. از طرفی علاقه‌ای به مامایی و پرستاری نداشتم، به‌قول دبیر شیمی‌م، کاراکترم به این‌که کسی بتونه بالادست‌م باشه و من بهش «چشم» بگم، نمی‌خورد. انتخاب بعدی شیمی بود. دو تا از خاله‌های من هم دبیر شیمی هستن. بنابراین هرچند انتخاب سریعی بود، اما یه دید نسبی نسبت به این رشته داشتم. خیلی از استادای من توی این سال‌ها بودن که از من پرسیدن چرا اومدم شیمی. اما با توجه به جوانب موجود، از انتخابم پشیمان نشدم. می‌دونم رشته‌هایی بود که می‌شد بهتر باشم در اون‌ها. اما خیلی آدم اهل ریسکی نیستم. اگر برگردم به روزهای کنکور کارشناسی، باز با خوشحالی دانشکده‌ای رو انتخاب می‌کنم که خیلی از آدم‌هاش روی من تأثیر خوبی داشتن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>میشه مشخصات کامپیوتری که باهاش کار می‌کنی رو بهمون بگی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من لپ‌تاپ سونی سری E دارم. برای کارهای من کاملاً مناسب‌ه و جواب می‌ده.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>از چه دیوایس‌های دیگری استفاده می‌کنی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خب، تازگی‌ها گلکسی اس II گرفتم . شخصاً با دنیای بی‌نظیر اندروید هم درگیر شدم. دنیای بسیار زیبایی‌ه! البته آی‌پد و گلکسی‌تب‌های برادر هم مورد استفاده‌ام هستن :) زندگی توأمان با اپل و سامسونگ!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>یه اسکرین‌شات صادقانه و فوری از دسکتاپت بهمون بده!</strong></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/faranak-majidi-desktop.jpg"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faranak-majidi/faranak-majidi-desktop.jpg" alt="" width="480" height="270" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خیلی شلوغ نیست؟! به نظر می‌رسه خیلی از فایل‌های قدیمی هنوز روی دسکتاپ موندن!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اگر بدونید من چقدر تنبلم، ببینید خدا تا عکس اون‌حا هست که آپلود کردم و پاک نکردم. رسماً در این موارد روی گارفیلد رو سفید کردم :)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>معمولاً بک‌گراند دسکتاپت چه جور تصاویری قرار می‌دی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">انگری‌بردز!!! :))))</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اون طور که به نظر میاد اهل بازی هم هستی! غیر از انگری‌بردز، فیفا هم روی دسکتاپت دیده میشه!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اون رو علی‌رضا که اومده‌بود دیدن‌م نصب کرده، من خیلی وقت‌ه که فیفا بازی نکردم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>یعنی فقط انگری بردز بازی می‌کنی؟ تا چه مرحله‌ای پیش رفتی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اصلاً رد نمی‌کنم که عاشق انگری‌بردز هستم. البته بازی توی آی‌پد یه حال دیگه‌ای داره. تو ایام که خونه‌ی پدری هستم و تعطیلات دانشگاه، مدام آی‌پد دستم‌ه و دارم انگری‌بردز بازی می‌کنم. رو گوشی‌م هم انگری‌بردز سیزن نصب کردم، منتها در ایام دانشگاه ابداً وقت نمی‌کنم بازی کنم  و مرحله‌ی دومش هستم و همون مرحله موندم، اما باید یه اعترافی بکنم: Cut The Rope و اُم‌نُم دوست‌داشتنی رو حتی از انگری‌بردز هم بیشتر دوست دارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اون اینترنت سکیوریتی نورتون جز نرم‌افزارهای پیش‌فرض نصب شده روی لپ‌تاپ‌تون بوده یا خودتون این نرم افزار رو ترجیح میدین؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">والله حدود یه سال قبل لپ‌تاپ دل من خراب شد. زمان کنکور بود و تقریباً بلافاصله برادرم این لپ‌تاپ رو خرید برام. اما من ترجیح دادم برای تمرکز روی درس، لپ‌تاپ جدید رو تا بعد از کنکور تحویل نگیرم. دقیقا نمی‌دونم این رو برادرم نصب کرد، یا بای‌دیفالت نصب بود روی لپ‌تاپ.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>چقدر به کپی‌رایت نرم‌افزارها پای‌بندی؟ الان چند تا نرم‌افزار کرک شده روی لپ‌تاپت نصبه؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این هم مسئله‌ی چالشی‌ای هست. همین چند روز پیش با استادم در یک موضوع مشابه درباره‌ی نرم‌افزارها و اپ‌های پولی صحبت می‌کردیم. اما عقیده‌ی من: من به این اعتقاد دارم که وقتی امکانش هست، اصلاً بهانه‌ای برای ما نیست که خرید نکنیم. وقتی آلبوم‌ها و فیلم‌های رو می‌شه خرید، چرا که نه؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما خودم رو در نظر می‌گیرم، من هیچ دوستی در خارج از کشور ندارم که این‌قدر باهاش صمیمی باشم که خرید فیلم و نرم‌افزار رو گردن‌ش بندازم. درباره‌ی فیلم هم می‌نویسم، چه کار باید بکنم؟ کلاً منتقدهای فیلم در ایران چه می‌کنن؟ کارت آیتونز، راه‌حلی هست که برخی از دوستان اصرار شدید روش دارن. راه خوبی‌ه، برای کسی که با اینترنت بیمار و قطره‌چکانی زندگی نکنه و مجبور نباشه میل‌ش رو با نسخه‌ی بیسیک اچ‌تی‌ام‌ال چک کنه. برای کسی که گیک هست، چقدر امکان دسترسی به برنامه‌های اوریجینال وجود داره؟ باور کنید یا نه، دلم می خواست شرایط برای ما متفاوت بود و ما هم در بازارهای جهانی جا داشتیم، اون جا، پرسیدن این سئوال منصفانه بود. اما صادقانه بگم، برنامه‌های من، همون‌هایی هستن که به‌صورت کرک‌شده توسط شرکت‌های نرم‌افزاری عرضه می‌شه. متاسفم از این بابت، اما انتخابی برای من وجود نداره. خوش بحال کسانی که می تونن برنامه‌های اوریجینال رو استفاده کنن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>به نظر می‌رسه که حضورت در وب رو با نوشتن در وبلاگ یک پزشک شروع کردی. آیا همین‌طوره؟ داستان شروع همکاریت با وبلاگ برادرت چیه؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بله. من از ۱۵سالگی برای خودم می‌نوشتم. در اون مقطع زمانی، برادرم هنوز کار روی «یک پزشک» رو آغاز نکرده‌بود و من هم نوشته‌هام رو به‌صورت عمومی منتشر نمی‌کردم. تا این‌که برادرم تصمیم به وبلاگ‌نویسی گرفت و شهرت نسبی خوبی در دنیای وبلاگ‌های فارسی پیدا کرد. من اواسط تحصیل‌م در دوره‌ی کارشناسی بودم و همچنان، عاشق سینما. یک شب از خودم پرسیدم ممکن هست برادرم موافقت کنه تا در کنارش کار کنم؟ طبعاً باید یک نمونه‌ی کار ارائه می‌دادم. برای همین از یکی از محبوب‌ترین فیلم‌هایی که دیده بودم نوشتم. «ساعت‌ها». مطلب‌م رو برای برادرم فرستادم و در کمال تعجب، برادرم بسیار پسندید و از من قول گرفت باز براش بنویسم. بنابراین همکاری من با برادرم از ۱۶آبان سال ۱۳۸۷آغاز شد، تا امروز که بالای ۱۲۵پست در وبلاگ دارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>آیا مشکلات راه‌اندازی یک وبلاگ جدید و نوپا، از جمله جذب بازدید، باعث شد که در کنار برادرت وبلاگ بنویسی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بخشی از انگیزه‌ی کار مشترک من با برادرم، شاید همین باشه که می‌فرمایید. راه‌اندازی و معرفی یک وبلاگ تازه، همواره مشکلات زیادی داره و پروسه‌ی زمانی طولانی‌ای رو می‌طلبه. وقتی که می‌بینیم مطالب وبلاگ‌های معروف هم از کپی‌پیست شدن در امان نیستند، شروع به کار در یک خانه‌ی تازه با استرس بیشتری هم همراه می‌شه. بعلاوه، حجم مطالب تولیدی من در طول زمان کم بود (هفته‌ای یک پست)و این با تعریف پویایی لازم برای نوشتن یک وبلاگ جور در نمی‌اومد. کار در یک پزشک، یک ریسک و چالش بزرگ برای من بود. در سال ۸۷، «یک پزشک» برابر با نام «علی‌رضا مجیدی» بود. خوانندگان با ادبیات و علایق خاص برادرم می‌شناختندش و اضافه شدن یک نویسنده‌ی تازه، مخصوصاً خواهر نویسنده‌ی اصلی، ممکن بود پس زده بشه. اما نظرات‌ی که در پست‌های اولیه گرفتم و دل‌گرمی خوانندگان به من شجاعت ادامه‌ی کار رو داد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">با توجه به شرایط کنونی تابحال به فکر راه انداختن یک وبلاگ جدا افتادی؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نه، دیگه به وبلاگ جدید فکر نمی‌کنم. دلیل‌م هم این هست که با توجه به رویکرد «یک پزشک» در جذب نویسنده‌ی مهمان و پرداختن به زمینه‌های تازه و کار تیمی، اصلاً فکر کردن به جدایی معنا نداره. بعد از سه سال، گمان می‌کنم خواننده‌ها حضور من رو در وبلاگ پذیرفتن. -حداقل بیشترشون- پس می‌مونم و با برادرم ادامه می‌دم :)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>با توجه به پست‌هایی که در یک پزشک می‌نویسی، و مطالبی که تا اینجا مطرح کردی به نظر می‌رسه که علاقه‌ی عمده‌ت به سینماست. آیا میشه گفت که شما یک گیک سینما هستید؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بله. دنیای سینما برای من بسیار مجذوب‌کننده است. ۱۶ساله بودم که خوندن مجله‌ی «دنیای تصویر» رو شروع کردم. در علاقمندی من به سینما، خواندن مقالات آقای «بیژن اشتری» در این مجله بسیار مؤثر بود. تأثیری که مطالب ایشون درباره‌ی ارتباط سیاستمداران یا دیکتاتورها با دنیای سینما داشتند، من رو واله و شیفته‌ی پی‌گیری نوشتن برای سینما کرد. بنابراین از همون زمان تلاش کردم تا جایی که می‌تونم زیاد فیلم ببینم و درباره‌اش بنویسم و یاد بگیرم از چه زوایایی باید به فیلم نگاه کرد . کتاب‌هایی درباره‌ی سینما هم خوندم تا دانش‌م رو کمی بیشتر کنم. اما اعتراف می‌کنم هیچ چیزی به‌اندازه‌ی خود نوشتن به من آموزش نداد. امروز که مطالب اولیه‌ام رو می‌خونم، می‌بینم بسیار ناقص‌تر از اون چیزی هست که امروز می‌تونم از همون آثار بنویسم. اما این من رو نه ناراحت، که خیلی خوشحال می‌کنه که در طول این سال‌ها چیزهای تازه‌ای درباره‌ی نوشتن و پرداختن به اون زمینه‌ها یاد گرفتم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما گیک سینما، این لقب خیلی بزرگی‌ه برای من! نه، راستش چنین جرأتی رو ندارم که به خودم بگم یک گیک سینما. هنوز دوست دارم صرفاً یک علاقمند به دنیای بی‌نظیر سینما باشم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><a style="text-align: -webkit-auto;" href="https://plus.google.com/116301687484540196697"><span style="color: #0000ff;">سعید رمضانی</span></a> خواست تا از شما بپرسم که آیا دوستان و آشنایان دنیای حقیقی‌تون، مثل دوستان دانشگاه، می‌دونند که شما در دنیای مجازی فرد تقریباً معروفی هستی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فقط یکی، دو تا از استادهام و سه، چهارتایی از دوستان‌م. اون‌ها هم اتفاقی متوجه شدند. ابداً و اصلاً تمایلی ندارم که آدم‌های اطراف‌م در دنیای حقیقی چیزی در این مورد بدونن. به خط‌کشی بین دنیای حقیقی و مجازی برای خودم باور دارم. من اغلب مجبورم تمایلات و سلایق و جنس حرف‌هایی رو که دوست دارم بزنم، در دنیای حقیقی مسکوت بگذارم. شاید براتون جالب باشه اگر بگم غیر از زمان مکالمه با همین دو استاد عزیزم، که غیر از حق استادی، دوستان دانایی برام محسوب می‌شن، هیچوقت جنس حرف‌های مجازی و حقیقی‌م یکی نمی‌شه. البته این تا حدودی برام تلخ هست که دغدغه‌های واقعی‌م رو فقط از پشت کیبورد می‌تونم انتشار بدم، اما این‌طور بهتر هست. اصلاً دوست ندارم طرف مقابل‌م احساس کنه من می‌خوام دانسته‌هام رو بهش دیکته کنم یا می‌خوام بهش احساس برتری داشته‌باشم، به اصطلاح نمی‌خوام احساس کنه من براش کلاس می‌گذارم. برای همین، از این‌که همین تعداد اندک از افراد حقیقی زندگی‌م از هویت مجازی‌م مطّلع هستن، احساس آرامش می‌کنم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خب با این اوصاف شاید بشه گفت که پشت چهره‌ی فرانک مجیدی، دو شخصیت نهفته است. یکی از این شخصیت‌ها در دنیای حقیقی نمود پیدا می‌کنه و دیگری در دنیای مجازی. اصلاً آیا این دو رویی لزومی داره؟ میشه بیشتر از تفاوت‌های این‌ها بگی؟ و اینکه خودت کدوم رو بیشتر دوست داری و فکر می‌کنی که فرانک واقعی به کدوم یکی از این‌ها شبیه‌تره؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آقای جم، کدوم یک از ما هستیم که با «وانمود کردن» در خیلی از مسائل سر نکنیم؟! وانمود کردن به این‌که از کار و جایگاه‌مون راضی هستیم، وانمود کردن به رضایت داشتن، وانمود کردن به بی‌خیال بودن&#8230; در کشورهایی مثل ما که مردم عموماً علاقمند هستند مسائل رو در دل‌شون نگفته نگه دارند، وانمود کردن، البته چیز متداولی هست، حالا شاید شما و دوستان دیگری علاقمند باشند که این رو به دورویی تعبیر کنند. مسلماً این راضی‌کننده و خوب نیست، اما این از اصول نانوشته‌ای هست که به ما کمک می کنه برای «ادامه دادن»، حداقل ما علاقمندیم اون رو با «کمک کردن» توجیه کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مسلماً من وجهه‌ی آنلاین‌م رو بیشتر دوست دارم، چون از دغدغه‌های واقعی‌م می‌گم، این دنیایی هست که دوست دارم در اون بنویسم و از علایق‌م بگم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>نظرت درباره‌ی شبکه‌های اجتماعی وب چیه؟ به نظرم فقط در توئیتر عضو هستی. چرا؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شبکه‌های اجتماعی، راه مناسبی برای تعامل صمیمانه‌تر ساکنین دنیای مجازی، یا وبلاگ‌نویس‌ها و خوانندگان‌شون با هم هست. در شبکه‌های اجتماعی ما از علایق و جزئیات و دغدغه‌هایی می‌گیم که هرچند گذرا، اما با ما و در ما هستند. شاید اهمیت اندکی داشته‌باشه، اما ظرایفی از شخصیت و سلایق اعضای شبکه رو نشون می‌ده که ممکن هست در وبلاگ فرد نمود نداشته باشه. من از اوایل سال ۲۰۰۹ عضو شبکه‌ی اجتماعی <a style="text-align: -webkit-auto;" href="https://twitter.com/Faraanak">توییتر</a> شدم. در این مدت، دوستان و خاطرات بسیار زیادی پیدا کردم. خاطراتی که بدون عضویت در توییتر و تجربه‌ی محیط مینیمال توییتر ممکن نبود. ادبیات خاص توییتر، قرارهای بچه‌ها، عکس‌هایی که شر می شد و دور هم فوتبال دیدن‌ها&#8230; همه جزو تجربیات بی‌نظیر ما هستند. گمان می‌کنم شبکه های اجتماعی بیش از وبلاگ ها می‌تونه به وجهه‌ی حقیقی فرد معنا بده و همبستگی دنبال‌کنندگانش رو با او افزایش بده.</p>
<p dir="rtl">خیلی دوست داشتم عضو فرندفید هم باشم، کمی تنبلی و کمی هم درس خوندن برای کنکور، من رو از این هدف دور نگه داشت. برای من صرفاً داشتن اکانت در شبکه ی اجتماعی مهم نبود. دوست داشتم واقعاً فعال باشم و نوشته‌های دوستان‌م رو در این شبکه‌ها دقیقاً دنبال کنم. بنابراین عضویت در شبکه‌های کمتر و فعالیت موثر برای من اهمیت بیشتری داشت. تا زمانی‌که پلاس هم اضافه شد، هرچند که به قیمت از دست رفتن گودر، اما از همون ساعات ابتدایی شروع به‌کار پلاس در اون‌جا هم <a href="https://plus.google.com/u/0/108085520759893966145/posts">عضو شدم</a> و سعی کردم فعال باشم. شکر خدا، با اقبال مناسبی هم روبرو شدم و دوستان بسیار بیشتری نسبت به توییتر، در اون‌جا نوشته ها و آیتم‌های شر شده‌ی من رو تعقیب می‌کنند.</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>بعضی‌ها میگن سرویس‌هایی مثل فیس‌بوک و توئیتر با مقاصد سیاسی و توسط نهادهای اطلاعاتی دولت‌های استکباری راه‌اندازی شده‌اند. شما چی می‌گید؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شبکه‌های احتماعی، صدای مردم هست. سلایق و ادبیات خاص مردم. به «بهار عربی» و همه‌ی اتفاقات بزرگی که توییتر و فیس‌بوک در قرن ما بهش کمک کردند نگاه کنید. اگر شبکه‌های اجتماعی نبود، این حرکت‌ها در خاورمیانه چطور این‌قدر فراگیر می‌شد؟ سوای اون‌ها، قدرت خبررسانی شبکه‌های اجتماعی و نگاه مستقیم مردم به موضوعات، و نه کمپانی‌های خبری، به شبکه‌های اجتماعی اعتبار فوق‌العاده‌ای می‌ده! در میدان تحریر، یا در میانه‌ی مصیبت ژاپن، چقدر توییت‌ها و فیدهای مردم دنیا و شاهدان عینی برای ما سند و مرجع شد؟ نه، من اعتقادی به توطئه ندارم. من به صدای مردم و اراده‌ی اون‌ها باور دارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>حالا که حرف از <a style="text-align: -webkit-auto;" href="http://www.google.com/reader/"><span style="color: #0000ff;">گوگل ریدر</span></a> و <a style="text-align: -webkit-auto;" href="https://plus.google.com/"><span style="color: #0000ff;">گوگل پلاس</span></a> هست، می‌خوام نظرت رو درباره‌ی تغییرات اخیر گوگل ریدر بدونم.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خب، من هم جزو کسانی هستم که این تغییرات در گوگل‌ریدر رو بسیار نامیمون و بد می‌دونم. قبلاً هم گفته‌بودم که گودر، «جای» خبرخوانی و به‌اشتراک گذاشتن و بحث هست. متن فیدها کامل می‌اومد و ما می‌تونستیم مطالب وبلاگ یا فوتوبلاگ رو به‌خوبی منتشر کنیم. ذائقه‌ی کاربر ایرانی به گودر عادت کرده‌بود و خیلی از محدودیت‌هایی رو که در بازدید مستقیم وبلاگ‌ها یا منابع خبری داشتیم، با گودر از سر راه برداشته می‌شد. با توجه به طول مدت استفاده از گودر هم، خاطرات زیادی داشتیم، مخصوصاً که ملت خاطره‌بازی هم هستیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پلاس، در هیچ نوعی، جوابگو و «جای» مناسب نیست. چند خط از یک فید، به اشتراک‌گذاری دشوارتر و دلسردی خواننده‌های ایرانی که به‌سختی از گودر می‌تونند دل بکنند و با سوء ظن به این سرمایه‌گذاری تازه‌ی گوگل نگاه می‌کنند. انتقال فعالیت اشتراک‌گذاری به گوگل، برای وبلاگ‌ها و آمار دنبال‌کنندگان فیدهاشون یک ضرر بزرگ محسوب می‌شه و هنوز نمی‌دونیم گوگل چه تغییر دیگه‌ای در آینده می‌خواد بده و آیا این تغییر، اوضاع رو بهتر می‌کنه یا نه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>آیا فکر نمی‌کنی که کاربری ایرانیان در گوگل‌ریدر متفاوت از کاربری اکثریت جهانی بود. شاید اگه اکثر کاربران جهانی هم مثل ما از گوگل ریدر استفاده می‌کردند، تصمیمات گوگل به نحو دیگه‌ای گرفته می‌شد.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کاملاً با این نظر موافق‌م. معنای گوگل‌ریدر، برای کاربر ایرانی، با ادبیات و فرهنگ و نگاه خودش ترجمه شده و بومی شده‌بود. کاربران جهانی هیچ‌وقت محدودیت‌های ما برای دسترسی به اطلاعات رو تجربه نمی‌کنند و شاید هرگز درک نکنند تعقیب مطالب و اخبار در گودر، برای ما چه مفهومی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اون طور که بعضی‌ها می‌گن بانوان وب ایران در زمینه‌ی بلاگ‌نویسی به نسبت آقایون کمرنگ‌تر ظاهر شده‌اند. نگاه شما در این باره چیه؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در مورد لفظ «کم‌رنگ»، خیلی موافق نیستم. دوست دارم این‌طور به موضوع نگاه کنم که در سال‌های ابتدایی فعالیت وبلاگ‌نویسی بانوان، با توجه به دید حساس‌تر خانم ها به مسائل اجتماعی و تاثیری که جنسیت بر انتخاب و نوع نگاه می‌گذاره، اتفاقاً خانم‌ها چالش‌برانگیزتر از آقایون هم بودند. خواننده‌ها با توجه به بافت سنتی جامعه‌ی ایران و صدای بانوان که کمتر شنیده می‌شد، اقبال مناسبی به کارهای خانم‌ها نشان می‌دادند. اما ذائقه‌ها کم‌کم تغییر کرد. علاقمندی خوانندگان به سمت دنبال کردن مسائل سیاسی و تازه‌های دنیای آی‌تی رفت و خانم‌ها کم‌کم به روزانه‌نویسی گرایش پیدا کردند. در زمینه‌های گفته‌شده، وبلاگ‌های آقایان مطالب جذابی ارائه دادند و اقبال خوانندگان به‌سوی اون‌ها بیشتر شد. هرچند که حالا هم، وبلاگ‌های زیادی هستند که توسط بانوان نوشته می‌شه و با توجه به میزان خواننده و حجم نظرات می‌شه گفت بسیار محبوب هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با این‌همه، اگر اقبال از وبلاگ‌های بانوان از لحاظ آماری کم‌تر هست، شاید با توسعه‌ی نگاه ما و نشون دادن توانایی کار ما در زمینه‌های تازه‌تر و کمتر کار شده، باز آمار تغییرات محسوسی بکنه. ما می‌تونیم ژانرها و زمینه‌های تازه‌ای مثل همین آی‌تی، سیاست و احتماع و حقوق و فلسفه و خیلی از زمینه های دیگه رو امتحان کنیم و من امید دارم که موفقیت خوبی هم در این زمینه ها کسب می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خب البته راه همیشه برای خانوم‌ها برای پرداختن به ژانرهای دیگه وجود داشته اما من تعداد زیادی از خانوم‌ها رو سراغ ندارم که به جز روزانه‌نویسی به مسائل دیگه پرداخته باشند. حتی عده‌ای معتقدند که در اکثر موارد، بالا بودن تعداد بازدیدها یا نظرات وبلاگ‌ها و صفحات اجتماعی بانوان، بخاطر مسائل جنسیتی است. نگاه اجتماعی شما به این موضوعات چیه؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به‌هر حال، وبلاگ‌نویس‌ها مطالبی رو ارائه می‌دن که حداکثر ذائقه‌ی عمومی رو ارضا کنه. اگه تعداد زیادی از بانوان به روزانه‌نویسی گرایش پیدا کردند، این نشان‌دهنده‌ی حجم بالایی از خوانندگان هست که کنجکاوند بدونند زندگی روزانه با نگاه زنانه چطور هست. هرچند که نمی‌شه منکر بود که نگاه به جنسیت، در بعضی از کاربران باعث تعقیب مطالب و تلاش برای شناخت نویسنده می‌شه، اما این رو نگاه حداکثری نمی‌دونم. من اعتقاد دارم در کارهای خانم‌های وبلاگ‌نویس، «نمک»ی وجود داره که خیلی از خواننده‌ها رو واقعاً با خودش همراه می‌کنه. مع‌الوصف، با توجه به این‌که در دوره‌های گوناگون عمر وبلاگ‌نویسی فارسی؛ ژانرهای مورد اقبال تغییر کردند، خانم‌ها مجبورند ریسک کنند و برای ماندن در این دنیای مجازی زمینه‌های نو و تازه‌تر رو برای نوشتن انتخاب کنند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>از فیلترینگ بگو. لازم است، نباید که باشد یا چه؟! شاید شنیده باشی که اخیراً در کنگره‌ی آمریکا هم حتی بحث‌هایی برای فیلتر کردن، البته برای حفظ حقوق ناشرین در جریانه. با توجه به تجربه‌ای که در سال‌های استفاده از اینترنت بدست آوردی، اصولاً فکر می‌کنی که آزادی بی حد و حصر اینترنت خوبه یا نه؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اشتباه نکنم، چند وقت قبل وبلاگ شما یک نظرسنجی با همین موضوع گذاشته‌بود [<a href="http://blognevesht.com/1390/05/%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C%E2%80%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA/">+</a>]. من نه با محدودیت شدید موافق‌م و نه با آزادی بی‌مرز و نامحدود. درباره‌ی فیلترینگ، اعتقاد دارم سایت‌هایی با محتویات جنسی و پورن، بهتر هست که محدود باشن. شما هیچ‌وقت نمی‌دونید که فرزند نوجوان یا خردسال شما ممکن هست در حین وبگردی به این سایت‌ها برسه یا نه. اگر من خودم فرزندی داشتم، از این موضوع احساس خوبی نداشتم. اما این رو ابداً به این معنا نمی‌دونم که بخاطر تعبیر به خطر احتمالی هرروز محدودیت‌ها رو بیش‌تر ببینیم. من نظر منفی و بدبینانه‌ای که خیلی راحت محتویات رو «غیراخلاقی» تشخیص می‌ده رو درک نمی‌کنم. فکر می‌کنم به‌جای فیلترینگ، در معنایی که مد نظر شما هست، «رقابت» سالم رو ترجیح می‌دم. خواننده می‌تونه تشخیص بده که کدوم مطلب رو انتخاب کنه و به حق انتخاب‌ش، احترام گذاشته می‌شه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>با این اوصاف فکر کنم که شما با کنترل اینترنت در هنگام جنبش‌های اجتماعی توسط دولت‌ها موافق نباشید. مثل کاری که دولت بریتانیا در برخورد با جنبش اخیر انجام داد و شبکه‌های اجتماعی رو محدود کرد.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ماجرای بریتانیا، با توجه به اون دید صرفاً «دنیای آزاد» که در برخوردهای اون‌ها تصور می‌شد، از اون ماجراهای عجیب و هضم‌نشدنی بود. اون تهدیدها و ردگیری‌ها&#8230; برای من یک‌جورهایی عحیب و قابل‌تأمل بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اگه اشتباه نکنم شما باید شمالی باشی. درسته؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته، من با افتخار و به‌صورت اجدادی از طرف پدر و مادر، شمالی هستم. با ریشه‌هایی که تماماً به بندر انزلی و دریا می‌رسند :)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>بسیار عالی. نظرت درباره‌ی ظاهر شدن در اجتماعات مجازی که در دنیای واقعی برگزار می‌شن چیه؟ تابحال یک قرار با دوستان اینترنتی‌ت داشتی؟ یا احتمالش هست که در چنین قرارهایی شرکت کنی؟ اصلاً نظرت درباره‌ی اینگونه هم‌نشینی‌ها چیه؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هم‌نشینی واقعی ساکنین دنیای مجازی، از اون اتفاقات فرخنده و عالی هست که متاسفانه تا بحال افتخار شرکت در اون رو نداشتیم. نه من و نه برادرم. بُعد مسافت، دغدغه‌های تحصیلی من و شغل برادرم و خدمت کردن در جامه‌ی یک پزشک اورژانس، از ما این فرصت رو گرفته. با این‌که شبکه‌های اجتماعی فرصت خوبی برای تحکیم رفاقت‌هاست، اما دیدار چهره به چهره، فرصتی هست که تمام صمیمیت آشنایی در شبکه‌های اجتماعی هم نمی‌تونه حتی کمی از حالت مشابه‌ش رو ایجاد کنه. یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای من، دیدن بچه‌هایی هست که در این ماه‌ها، دوست و همراه فوق‌العاده‌ی من در توییتر و وبلاگ و پلاس بودند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خب یکی از ویژگی‌های شبکه‌های وب اینه که از گستردگی برخوردارند و شما می‌تونید در اطرافیان خودتون کسانی رو پیدا کنید که با شرایط شما و نزدیک به شما باشند و بشه باهاشون میتینگ گذاشت.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من ترجیح می‌دم دوستان و آشنایان مجازی رو در یک دیدار رسمی برای اولین‌بار ببینم. نشست‌های سالانه و غیره. بعلاوه، در این مدت راستش غیر از نشست‌های پایتخت‌ی، پیشنهاد دیگه‌ای برای دور هم بودن نداشتیم که همون‌طور که گفتم، میسر نشده. چه‌خوب می‌شد اگر این نشست‌ها به مراکز استان‌ها هم می‌کشید. شاید تقصیر وبلاگ‌نویس‌های ساکن در همین نواحی باشه که در این‌باره تنبلی کردند. خود من که بله، باید اعتراف کنم در این‌کارها خیلی تنبل‌م :))</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>بد نیست در جریان باشید که ما در گیلان، یه جمع فعالان وب داریم که هر از چند گاهی بصورت محدود دور هم جمع می‌شیم و دوستانه گپ می‌زنیم. اگه احیاناً مسیرتون افتاد، خوشحال می‌شیم از نزدیک شما رو زیارت کنیم. :)</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">باعث افتخار ماست مسلماً آقای جم. البته اگر ارشد خوندن و کار آزمایشگاه اجازه بده ما تعطیلاتی داشته‌باشیم. بچه‌های شیمی این جا به نداشتن تعطیلات و کار ۲۴ ساعت‌ه معروف‌ند :)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>از علاقه‌مندی بزرگ‌ت هم ما رو بی‌نصیب نگذار. فکر می‌کنی چه فیلم‌هایی رو همه باید دیده‌ باشند.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فیلم دیدن، البته به سلیقه‌ی مخاطب بستگی داره. اما من می‌تونم به‌صورت دوستانه توصیه‌هایی بکنم. حدود یکی، دو سال پیش، از <a style="text-align: -webkit-auto;" href="http://1pezeshk.com/archives/2010/02/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%87%d9%87%e2%80%8c%e2%80%8c%db%8c-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7.html">فیلم‌هایی</a> نوشته‌بودم که در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ نمی‌شد از دست داد. بعد هم بر حسب یک اتفاق فوق‌العاده، با سینمای اروپا، به‌ویژه <a style="text-align: -webkit-auto;" href="http://1pezeshk.com/archives/2011/04/%da%af%d9%86%d8%ac%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86.html">آلمان</a> و انگلستان ارتباط برقرار کردم. توصیه‌ی دوستانه‌ی من این هست که البته جایگاه فیلم‌ها و انیمیشن‌های دنیای امروز، در شکل‌گیری فرهنگ و نحوه‌ی تعریف داستان بالاست، اما احترام به سینمای کلاسیک نباید فراموش بشه. فیلم‌های دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ میلادی، دوران طلایی هالیوود و سینمای اروپا و شکل‌گیری غولی مثل آکیرو کوروساوا در آسیا رو باید دید و شناخت. من هنوز به‌شدت مبهوت نمادسازی و روایت داستان و قاب‌های «راشومون» کوروساوا هستم، «ریش‌قرمز» من رو تکون می‌ده و عاشقانه دوست‌ش دارم. هیجوقت عشق رو به اون صمیمیت‌ی که در «تعطیلات رمی» دیدم، در سینمای امروز نتونستم تجربه کنم، یا دفاعیه‌ی بی‌نظیر «<a style="text-align: -webkit-auto;" href="http://1pezeshk.com/archives/2011/04/%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d9%85%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d9%85%d8%8c-%d9%85%d8%ab%d9%84-%da%af%d8%b1%db%8c%da%af%d9%88%d8%b1%db%8c.html">گریگوری پک</a>» در «کشتن مرغ مقلد» و اشک‌هایی که سر اون فیلم ریختم. وطن‌پرستی فوق‌العاده‌ای که در اون صحنه‌ی خوندن سرود ملی در «کازابلانکا» بود&#8230; به‌واسطه‌ی ستاره‌های عزیز اون‌روزها، سینما امروز این ستاره‌های ناب رو داره. باید عاشق‌شون بود و تا این عشق رو حس نکنید، نمی‌دونید جرا ما در سکانس آخر «سینما پارادیزو» به این شدت گریه می‌کنیم.این روزها، منتظر دیدن «بانوی آهنین» با بازی بزرگ‌بانوی عالم سینما، «<a style="text-align: -webkit-auto;" href="http://1pezeshk.com/archives/2011/06/%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88.html">مریل استریپ</a>»، هستم. همین‌طور فیلم ژانر جاسوسی تازه‌ی «کالین فرث»، «تعمیرکار، خیاط، سرباز، جاسوس» و البته و صد البته، «جِی. ادگار» به کارگردانی «کلینت ایستوود» و بازی «لئوناردو دی‌کاپریو». پنهان هم نمی‌کنم که آرزو دارم اسکار رو در دست استریپ و دی‌کاپریو ببینم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>از سریال‌ها‌ی محبوبی که در حال حاضر دنبال می‌کنی برامون بگید.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از سریال‌ها، فرصت سریال دیدن‌م کم شده، اما تابستان امسال تونستم دیدن مینی‌سریال «<a style="text-align: -webkit-auto;" href="http://1pezeshk.com/archives/2011/04/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%af%d8%b1%d8%af-%d9%be%db%8c%d8%b1%d8%b3.html">میلدرد پیرس</a>» رو تموم کنم، « <a style="text-align: -webkit-auto;" href="http://1pezeshk.com/archives/2011/08/game-of-thrones.html">بازی تاج و تخت</a>» رو ببینم که چقدر مشتاق فصل تازه‌اش هستم، سه فصل Mad Men ببینم و برای ورزش صبح‌های قبل از رفتن به دانشگاه هم، دارم «سیمپسون‌ها» رو تماشا می کنم که فصل چهارم‌ش هستم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>در انتها اگه حرفی هست که دوست داشتی بزنی و احیاناً بحثش پیش نیومد رو با ما در میون بزار.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یک نکته هست که لازم می دونم بگم.  خواننده‌ها و وبگردهایی هستند که از وبلاگ‌نویس‌ها و مشخصاً، دست‌اندرکاران «یک پزشک»، تصور آدم‌هایی بسیار مغرور و مرموز و نامأنوس رو دارند که به‌اصطلاح سرد هستند و خودشون رو می‌گیرند.  چیزی که من همواره به اون باور داشتم، و سعی کردم اون روش رو زندگی کنم این حقیقت ساده است: کاراکتر مجازی ما فقط دقایق معدودی هست که پشت رایانه‌هامون می‌شینیم و روی مطلبی کار می‌کنیم. در این دقایق تلاش می‌کنیم تا اون‌جا که ممکن هست سوژه رو پرورش بدیم و مطلب خوبی به خواننده ارائه کنیم. وقتی از پشت صندلی بلند شدیم، آدم‌هایی هستیم که باید در دنیای واقعی زندگی کنیم و با دغدغه‌های واقعی مواجه باشیم. آدم‌هایی که دغدغه‌شون این هست به حدنصابی که باید، در اون روز به درس برسن. آدم‌هایی که دغدغه‌ی پخت غذا و نبود مواد و لوازم زندگی‌شون رو دارند، آدم‌هایی که برای بازی فوتبال شادی کردند یا با مشت روی میز کوبیدن، آدم‌هایی که دقیقاً هر روز از کنار شما عبور می‌کنند، با سر و وضع و تیپ‌هایی کاملاً متعارف و عادی، ما ممکن هست بارها از کنار هم گذشته‌باشیم بی این‌که بدونیم دنیای آنلاین ما رو به هم مرتبط کرده. نه! وبلاگ‌نویسی هدفی برای شهرت و ابزاری برای افتخار به خود نیست، وبلاگ نوشتن، راهی برای نظم دادن به فکر و به‌اشتراک‌گذاری علایق و دانسته‌ها هست، راهی برای تجربه‌ی هیجان بی‌نظیر نوشتن! تنها همین. ما، آدم‌های معمولی‌ای هستیم که هر روز همدیگر رو می بینیم و در ساعات فراغت، یک کار اضافه انجام می دیم: می‌نویسیم! همین و بس!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در نهایت، دل‌م می‌خواد از خواننده‌های «یک پزشک»، برای سال‌ها حمایت‌شون تشکر کنم. خواننده‌هایی که با کامنت‌ها، ایمیل‌ها و پست‌های مهمان‌شون به ما کمک کردند، بی هیچ چشم‌داشتی! یک وبلاگ، به‌واسطه‌ی اقبال‌عمومی‌ش مورد قضاوت قرار می‌گیره و ما همواره خودمون رو در معرض قضاوت می دونیم. باور ندارم به‌جای خوب و مطلوب رسیدیم، چون «بهتر شدن» همیشه وسوسه‌ای هست که با ماست، ما را برای  رسیدن به یک قدم جلوتر، حریص‌تر می‌کنه. من همین حالا و برای همیشه از خواننده‌های یک پزشک می خوام به ما با ایده‌ها و نظرات‌‌شون کمک کنند که امروزِ «یک پزشک»، از روز گذشته‌اش «بهتر» باشه. از شما آقای جم عزیز که من رو برای این مصاحبه قابل دونستید، و خواننده‌هایی که با سعه‌ی صدر این مطلب رو مطالعه کردند، ممنونم. :)</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a title="به فرانک مجیدی چه نمره‌ای می‌دهید؟" href="https://apps.facebook.com/opinionpolls/poll?pid=AB7NyVzuPpo" target="_blank"><strong>به «فرانک مجیدی» چه نمره‌ای می‌دهید؟</strong></a></p>
</div>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2F%25d9%2581%25db%258c%25d8%25b3-%25d8%25a2%25d9%2581-%25d9%2581%25d8%25b1%25d8%25a7%25d9%2586%25da%25a9-%25d9%2585%25d8%25ac%25db%258c%25d8%25af%25db%258c%2F&amp;title=%D9%81%DB%8C%D8%B3%20%D8%A2%D9%81%20%3A%20%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%20%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF%DB%8C" id="wpa2a_2"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>37 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/dffd0490e16420cf8a2d3a8cab54b33b?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>میلاد صبح خیز:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/#comment-1430">۰۱ دی ۱۳۹۰</a></small>
							@Sadeghjam دستت درد نکنه، این یک نیاز برای هر محفلی که یاران اصلیش بیشتر شناخته بشن! و شما این نیاز وبلاگستان فارسی رو بر طرف میکنید!

@فرانک مجیدی: از اینکه اطلاعاتت رو بی کم و کاست در اختیار فیس‌آف و مخاطبین گذاشتی ممنون!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/242b70aaa9a2ddd17ed70c2e806d6e96?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>فرانک مجیدی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/#comment-1431">۰۱ دی ۱۳۹۰</a></small>
							<a href="#comment-1430" rel="nofollow">@میلاد صبح خیز</a>,  خواهش می کنم دوست عزیز. خوشحالم که براتون جالب  بود. :)
						  </li>
						  <li><i>گپ‌زنی با فرانک مجیدی &laquo; بلاگ‌نوشت:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/#comment-1432">۰۱ دی ۱۳۹۰</a></small>
							[...] فرانک مجیدی، اولین شخصی بود که برای شروع سری جدید فیس‌آف‌ها به ذهنم رسید. دلایل زیادی برای این کار داشتم. مهمترینش این‌که وقتی کاری را شروع می‌کند، تا آخرش همراهت می‌شود. زود جوابت را می‌دهد، آدم پایه‌ای است و جنب و جوش خاص خودش را دارد. [...]
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/0de544380471cd84a8dc73fca7c14228?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>یک فتحی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/#comment-1434">۰۱ دی ۱۳۹۰</a></small>
							احتمالا بنده را می‌شناسید خانم مجیدی.
 می‌توانید خدا را شکر کنید که متوجه نشدم که صادق جم عزیز کار بر روی فیس‌آف شما را شروع کرده است چون سوالات وحشتناکی برای شما تهیه کرده بودم. شاید می‌خواستم تلافی سوالات سختی که صادق در فیس‌آف قبل از بنده کرده بود را سر شما در بیاورم.

 در هر حال اگر کسی از من سوال کند، نه تنها شما را یک سوژه خوب از لحاظ پاسخگویی برای مصاحبه، بلکه یک خوش‌شانس واقعی می‌نامم :)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b642a3542272f47ee056e8d5a2224b2a?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>Reza:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/#comment-1435">۰۱ دی ۱۳۹۰</a></small>
							مصاحبه جالبی بود و لذت بردم.
ممنون از دو عزیز ^_^
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=221"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=221">32 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9-%d9%85%d8%ac%db%8c%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>37</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیس آف : یک فتحی !</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Dec 2011 13:40:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[1Fathi]]></category>
		<category><![CDATA[FaceOff : 1fathi]]></category>
		<category><![CDATA[شروین فتحی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس‌آف]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه با یک فتحی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ یک فتحی]]></category>
		<category><![CDATA[گپ‌زنی با یک فتحی]]></category>
		<category><![CDATA[یک فتحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=205</guid>
		<description><![CDATA[فتحی از وبلاگ‌نویسان خوب، شهیر و پرمخاطب ایرانی است. وبلاگ وی را روی دامنه‌ی 1fathi.com می‌توانید ببینید.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;">فتحی از وبلاگ‌نویسان خوب، شهیر و پرمخاطب ایرانی است. وبلاگ وی را روی دامنه‌ی <a title="وبلاگ یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank"><span style="color: #800000;">۱fathi.com</span></a> می‌توانید ببینید.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;">وی در انظار عمومی مجازی، تقریباً با هویت ناشناس فعالیت می‌کند. در اینترنت تصویری از وی وجود ندارد و حتی پروفایل‌های او هم میزبان عکس‌های تزئینی هستند! شخصاً یکبار ایشان را در نخستین همایش وبلاگ‌نویسان بانوان که  توسط پرشین بلاگ برگزار شده بود ملاقات کردم و بعد از آن هم چند بار بصورت تلفنی با هم گپ زدیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;">حدود یکسال پیش وی بصورت ناگهانی فعالیت‌هایش را در دنیای وب متوقف کرد و حتی وبلاگ پربارش هم برای یک مدت طولانی از دسترس خارج شد. اما از چند ماه پیش بار دیگر به شبکه‌های اجتماعی وب برگشت و حدود چند هفته است که فعالیت در وبلاگش را نیز از سر گرفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;">همین بازگشت موجب شد که ترغیب شوم تا بار دیگر از وی درخواست کنم که برای یک گپ‌زنی، مهمان فیس‌آف باشد:</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="فیس آف : یک فتحی" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faceoff1ad.jpg" alt="" width="480" height="480" /></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">جناب فتحی از خودت برامون بگو. کی و کجا متولد شدی؟ کجا زندگی می‌کنی؟ کارهایی که انجام میدی، علایقت و هر چیز دیگه‌ای که فکر می‌کنی شخصیتت رو بیشتر معرفی میکنه.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">چون فکر می‌کنم جالب حرف نمی‌زنم بگذارید یک چیزی بگویم شاید برای شما جالب باشد. الان من واقعا نمی‌دانم کجا به دنیا آمده‌ام :) یک مدت نمی‌دانم چرا فکر می‌کنم در یک خانه در یک ده به دنیا آمده‌ام. بعدها متوجه شدم که در یک شهر کوچک متولد شده‌ام. بعد اتفاقی مادرم گفت در فلان بیمارستان در فلان شهر به دنیا آمده‌ای { نمی‌دانم چرا تا به حال از مادرم نپرسیده بودم! } و حالا که می‌روم آن بیمارستان می‌بینم این بیمارستان حدود سال ۷۰ تاسیس شده است و به من نمی‌خورد. بررسی ادامه دارد هنوز :)</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>فقط مطمئنم ظهر یک تیر بوده است که خواهرانم را از پای کارتون رامکال بلند کردند گفتند برویم بیمارستان. مردم با ببر خیزان و اژدهای غیران تولدشان پیوند می‌خورد ما با راکون!</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">علائقم رو می‌شود به دسته‌بندی‌های کلی خانواده، نوشتن، ماشین و تفریحات فکری اشاره کرد. به صورت حرفه‌ای شطرنج کار می‌کنم و در تفریحات دیگر مثل سودوکو و کاکورو و جدول متقاطع و روبیک و  &#8230; و دوز و مارپله و منچ و یه قل دوقل حرفه‌ای هستم!</p>
<p style="text-align: justify;">درآمدم هم از تولید صنعتی است و در مورد یک فلز خاص به صورت خانوادگی با پدرم کار می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">با توجه به داستان بیمارستانی که تعریف کردی، باید حدس بزنیم که متولد دهه‌ی شصت هستی. همین‌طوره؟!</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">می‌شود البته حدس زد متولد دهه پنجاه هم هستم. به موهای سفیدم که توی ذوق می‌زند جدیدا هم می‌خورد. اما بگذارید مثل یک بچه خوب بگویم بله. همینطور است :)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">خب معمولاً در مصاحبه با فعالان دنیای وب، از همین معرفی اولیه میشه خیلی چیزها رو فهمید! مثل این که: شما نمی‌خواید زیاد شخصیت حقیقی‌تون را رو کنید! :) یا مثلاً فکر این‌که از شما درخواست کنم یک عکس از خودتون برای تزئین مصاحبه بهمون بدید رو باید از سرم بیرون کنم!</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">در سال‌های اولِ اجتماعی شدن وب، شاید دلهره‌ی قاطی کردن دنیای حقیقی با مجازی کمی قابل درک بود. اما این روزها با وجود نفوذ شبکه‌های اجتماعی تحت وب در ساختار عمیق جامعه‌ی بشری به نظر می‌رسه که این دلهره تا حد زیادی بر طرف شده. حتی در جامعه‌ی ایران هم این تاثیر مشهوده. اما با این حال هنوز خیلی‌ها (و از جمله خود شما) از این موضوع دوری می‌کنین.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">البته با توجه به وضعیت سیاسی ایران، شاید بشه موضوع رو برای افرادی که مشاغل یا وابستگی‌های دولتی دارند توجیه کرد، آیا این مورد درباره‌ی شما هم صدق می‌کنه؟ اگر نه پس چرا تصویر دنیای حقیقی‌ت رو از ساکنین وب پنهان می‌کنی؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">عکس؟ می‌خواهید در بلاگنوشت تخته بشود؟ می‌خواهید یک شبه هزاران خواننده را فراری بدهید؟ :) من کارم کاملا آزاد است و به هیچ عنوان به هیچ ارگانی نه وابستگی دارم و نه می‌خواهم که داشته باشم. این جای خاصی که من هستم ( به قول شما فتحی پنهان از دیدگان ) کاملا من را راضی می‌کند. اگر روزی به این نتیجه برسم که درست است مثلا خودم را جلوی شما دار بزنم این کار را هم می‌کنم. اما الان که احتیاج به تمرکز روی شغل و نوشتن در یک فتحی.کام دارم ترجیح می‌دهم همچنان وضع به همین صورت باشد و نخواهم درگیر این مسائل حاشیه‌ای بشوم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">خب بیا این مسئله رو از یه جهت دیگه نگاه کنیم. بنا به محیط حاکم بر دنیای وب، افراد می‌تونن در دنیای مجازی شخصیت متفاوتی از خودشون خلق کنند. شخصیتی که شاید خود واقعی‌شون باشه یا شاید هم کاملاً از اون متفاوت باشه و در حقیقت یه شخصیت خیالی یا دروغین باشه. با این اوصاف منطقی به نظر می‌رسه که دسته‌ی دوم از برملا شدن شخصیت‌شون بیم داشته باشند. البته قصد تعمیم این موضوع به همه‌ی افرادی که با اسامی مستعار در وب فعالیت می‌کنند رو ندارم. اما می‌خوام بدونم که آیا شخصیت مجازی &#8220;شروین فتحی&#8221; با شخصیت حقیقیش یکسانه؟ یا ممکنه تفاوت‌هایی وجود داشته باشه که از برملا شدنش بیم داشته باشی؟!</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">من در محیطی کار می‌کنم که همکاران و حتی کارگران عمدتا از من سن بیشتری دارند و اکثرا می‌شود گفت هیچ اطلاعاتی از وب ندارند.</p>
<p style="text-align: justify;">انقدر زندگی برای بعضی از اقشاری که من با ایشان تعامل دارم و با آنها زندگی می‌کنم سخت می‌گذرد که روحیه آنها و چه بسا ما را خشن کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">وب کمک می‌کند من یک جنبه‌هایی از زندگی را بگذارم کنار { قسمت آقا فتحی بدون اعصاب و اخمو :) } و یک جنبه خاصی از زندگی { شروین آرام و احساساتی و خوش خنده } را در خودم تقویت کنم. اعتراف می‌کنم شخصیت مجازیم را بیشتر دوست دارم. ولی شخصیت واقعیم جذاب‌تر است برای دیگران و در دنیای واقعی محبوب محسوب می‌شوم برخلاف اینجا :)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong><a title="مهدی نعیمی" href="http://www.naimi.ir/" target="_blank">مهدی نعیمی</a> خواست تا ازت بپرسم که:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>دلیل اینکه در دنیای مجازی روابط گسترده‌ای داری و با همه گرم می‌گیری و خوب می‌جوشی ولی در دنیای واقعی از همون افراد زیادی که وجود دارن بعضی‌ها رو انتخاب می‌کنی و باهاشون رابطه برقرار می‌کنی چی هست؟ این تضاد از چی ناشی می‌شه؟ آیا رفتار مجازیت فقط یک ژست هست؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"> ابدا نه. ژست نیست. دوست دارم بروم ببینم‌شان. اما وقتم خیلی محدود است. من مرتبا توی قرارهای دوستان آفلاینم هم بدقول می‌شوم. یک بار که می‌خواهم یکی را ببینم حتما برنامه ریزی می‌کنم آن روز ۴ یا ۵ نفر دیگر را هم ببینم. ترجیح می‌دهم با افراد خاص‌تری این وقت محدود را تقسیم کنم. شما وقت محدودتان را با هر کسی که از راه برسد تقسیم می‌کنید؟</p>
<p style="text-align: justify;">بعضی‌ها را هم که آدم نبیند نعمتی است. من پارسال یک خانواده را دیدم هنوز که هنوز است پشت سرم حرفهای رنگ و وارنگ ساخته می‌شود :)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>تعریف کن بدونیم فتحی در عرصه‌ی وب چطور متولد شد؟ چه عواملی باعث رشد سریعش در بلاگستان بود؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">من اولین بار در نمایشگاه کتاب ( دقیقا نمی‌دانم چند سال پیش ) با CMS آشنا شدم. سی‌ام‌اس برنامه‌هایی هستند که کمک می‌کنند شما بتوانید محتوا و مطلبی که می‌خواهید را به راحتی و بدون دردسر کدنویسی در اینترنت منتشر کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">بعد از کلی هزینه‌ی‌ سنگین و امتحان این برنامه‌ها در سال ۲۰۰۶ با وردپرس.کام آشنا شدم و اولین وبلاگم را در این سرویس ایجاد کردم. سال ۲۰۰۷ خسته شدم از پراکنده نویسی و ترجیح دادم با اسم یک فتحی و متمرکز بنویسم که نتیجه‌اش شد <a href="http://1fathi.wordpress.com/">http://1fathi.wordpress.com</a></p>
<p style="text-align: justify;">اگر فرض کنیم من رشد سریعی داشتم: دلیل اولش این بود که من خیلی روی برنامه‌ریزی تکیه دارم. اگر راه را بشناسید و روش فکر کنید موفقیت در وبلاگنویسی خیلی ساده می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">نکته دوم دقت است. من خیلی دقت می‌کنم و همیشه در سکوت به دنبال پیدا کردن نکات جدیدم. خیلی از این نکات را البته به مرور توی وبلاگم می‌گویم چون به اصل بخشندگی اعتقاد دارم. بخشندگی یعنی اگر می‌خواهی به دست بیاری ببخش.</p>
<p style="text-align: justify;">خیلی از وبلاگنویسانِ هم دوره من، از من دریغ می‌کردند و فکر می‌کردند به من ضربه می‌زنند!!</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>اما می‌دانید من کلاس کاریم را به چه افرادی نتوانستم برسانم؟ به افرادی مثل دکتر مجیدی یا جادی. چرا؟ برای این که برای «یک پزشک» شدن باید بتوانید اندازه یک پزشک ببخشید. من در این حد بخشنده نیستم.</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">پاسخ‌هایم دارد طولانی و کمی سخت می‌شود. ببخشید :)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>بابت طولانی شدن نگران نیستم! چون این سری از فیس‌آف‌ها رو برای کسایی منتشر می‌کنیم که می‌خوان شخصیت‌های مجازی اطراف‌شون رو خوب بشناسند. و مسلماً برای این‌که شخصیت‌ها شناخته بشن، باید حرف بزنند!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">اما گفتی که «در سکوت دنبال پیدا کردن نکات جدید هستی». منظورت دقیقاً چیه؟ برداشت من اینه که برای نمونه وقتی با یه سرویس جدید آشنا می‌شی درباره‌ش مثلاً توئیت نمی‌کنی تا اینکه سر فرصت یه پست در وبلاگت منتشر کنی! همین‌طوره؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">نه. اصلا. منظورم این است که تا یک نکته جدید دیدم پدر همه را در نمی‌آورم که ببینید آسمان سوراخ شده است و دانشمند دوران ظهور کرده است. به خودم می‌گویم این چیزی که فهمیدی برای بقیه بدیهی محسوب می‌شود پس به خودت مغرور نشو و بیشتر فکر کن. فراموش نکنیم راهی که امثال من می‌روند را بقیه آسفالت کرده‌اند :)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>از «کلاس کاری» گفتی. به نظرت کلاس کاری یک وبلاگ‌نویس رو با چه معیارهایی می‌سنجند؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">ارزشمندی مطالب و حجم انتقال دانش، رفتار و منش حرفه‌ای وبلاگنویس، و احترامی که به وقت و شعور خواننده می‌گذارد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>خب بیا رو راست باشیم. خیلی‌ها منتظرند تا بدونن علت غیبت طولانی مدتت چی بود؟ چرا یهو قید دنیای مجازی رو زدی؟ چرا ردگیری‌هات رو بی پاسخ گذاشتی؟ چرا حتی حواست به تمدید دامنه‌ی وبلاگت هم نبود؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">مرسی از همه که توی این مدت به فکرم بودند و حتی یک حرکت وبلاگی راه انداختند من را پیدا کنند. هنوز نتوانستم راهی برای تشکر و جبران پیدا کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">صادقانه بگویم من آن زمان به شدت غمگین بودم. یک دوستم در تصادف مرحوم شد. یک دوستم را برق گرفت و &#8230; سالگرد دوست دیگرم بود که بدتر از اینها به طرز فجیعی فوت شده بود.  بعد هم که مادربزرگم فوت کرد. بعد &#8230; خلاصه اگر می‌خواستم بنویسم آن زمان باید روضه‌خانه راه می‌انداختم! دلایل دیگر هم ناشی از این ناراحتی‌های روحی بود. راستش دوست دارم خوانندگان وبلاگم لذت ببرند نه اینکه شریک غم‌های من بشوند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>یک رازی هم بگویم. من شبی که می‌دانستم امشب دامینم اکسپایر می‌شود تا صبح بیدار بودم و فکر می‌کردم. عین مادر مریضی که توی یک اتاق دیگر نشسته و می‌داند تا دقایقی دیگر پسرش می‌میرد اما دلش را ندارد برود بالای سر پسرش. خودتان تصور کنید من آن زمان چه وضعی از نظر روحی داشتم.</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>برای پیش‌آمد‌های ناگواری که داشتی متاسفم. البته زندگی همینه. همیشه بر وفق مراد ما نیست و چه بسا که بیشتر اوقات برعلیه ما باشه. اما اونچه که شما در دنیای مجازی با شخصیتی بنام &#8220;فتحی&#8221; کردی، همون‌طور که در همان زمان در <a title="خودکشی مجازی یک فتحی ! " href="http://blognevesht.com/1389/11/1fathi-cyber-suicide/" target="_blank"><span style="color: #008000;">بلاگ‌نوشت</span></a> هم گفتم، به نظر من &#8220;خودکشی مجازی&#8221; بود. آیا به نظرت این کار درسته؟! امکانش هست که در ناگواری‌های بعدی هم این کار ازت سر بزنه؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">نه. کار درستی نبود. اگر بخواهیم همیشه غمگین زندگی نکنیم باید بپذیریم که خورشید از پس هر غروبی است که طلوع می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">من نمی‌نوشتم تا فکر کنم. واقعا هم فکر کردم و حالا انسانی واقعا شاد هستم چون فهمیدم اینها غروب نیست. غروب زمانی است که امیدت را از دست بدهی. حتی امید به طلوع دوباره را.</p>
<p style="text-align: justify;">ننوشتن تجربه خیلی بدی بود. یهو دیدم از وسط کلی دوست و آشنا پرت شدم تو تنهایی. اگر خدا بخواهد دیگر هیچ وقت تکرار نمی‌شود. شاید کم بشود میزان نوشتنم اما بسیار احتمالش هست که بیشتر بشود :)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>آیا در دنیای مجازی کسی هست که ازش بترسی؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">برای این که از کسی نترسیم باید به او صد در صد اعتماد داشته باشیم. به نظر من این بلاهت است. چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی از همه می‌ترسم. البته این ترس معمولا انقدر ناچیز است که نمود بیرونی پیدا نمی‌کند. حداکثر بشود گفت به صورت احتیاط نشان داده می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>به نظر می‌رسه شبکه‌ی اجتماعی مورد علاقه‌ت فرندفید باشه. چرا بیشترین فعالیت اجتماعی تحت وبت رو اونجا انجام میدی؟ در فرندفید چه ویژگی برتری نظرت رو جلب کرده؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">ممکن است به اشتباه فکر کنیم که من فرندفید را دوست دارم. ابدا! فرندفید هم مثل هر جای دیگر آدمهای خوب و بد دارد. اما آدمهای خوبی که می‌گویم در فرندفید هستند، خیلی خیلی زیاد خوبند! من در واقع فرندفید زیاد فعالیت نمی‌کنم. کنار این آدمهاست که زیاد فعالیت می‌کنم. فرندفید که سهل است. جهنم هم باشند من را می‌روم فعالیت می‌کنم آن‌جا. متاسفانه هنوز موفق به کشف آدمهای خوب سرویسهای دیگر نشدم. هر چند می‌دانم آنجا هم هستند چنین کسانی.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>فیدهایی که در فرندفید منتشر می‌کنی اکثراً شرحی بر یک تصویر هستند. خب این جور فیدها معمولاً بیشتر دیده میشن. آیا دلیل انتخاب این سبک همینه؟ </strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">دو حالت دارد. من روزانه بی‌شمار عکس می‌بینم. خوره عکسم در واقع! گاهی یک چیزی می‌خواهم بگویم یک عکس از عکسهایی که قبلا آرشیو کردم کنارش می‌گذارم.گاهی هم یک عکس می‌بینم و می‌خواهم بقیه هم ببینند. یک چیزی به معشوقه‌ای خیالی می‌گویم معمولا و می‌گذارم عنوان عکس. چه متن خالی و چه عکس خالی به نظرم یک چیزی کم دارند. معمولا تاثیری که می‌خواهم را نمی‌گذارند. لینک هم اگر می‌شد اضافه می‌کردم اما فکر کنم بعدش کتک بخورم :)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">خب حالا فرندفید به کنار! شبکه‌ی اجتماعی مورد علاقه‌ت کدوم‌ها هستند؟ اصلاً با شبکه‌های اجتماعی حال می‌کنی؟ تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر توسعه‌ی وب رو چطور ارزیابی می‌کنی؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">تصحیح کنم که من نگفتم فرندفید را مثلا دوست ندارم پس چیزهای دیگر را دوست دارم. بهتر است بگویم فرندفید را به خاطر آدمهایش دوست دارم. مثلا از فروم‌های تخصصی مثل تی‌تی ( انجمنی پیرامون مسائل خودرو ) هم خوشم می‌آید. اما نوشتن خیلی اجازه نمی‌دهد توی شبکه‌های اجتماعی باشم.کلا مفهوم شبکه اجتماعی را دوست دارم چرا که این شبکه‌ها سرعت و نحوه گسترش دانش را عوض می‌کنند. مثلا همین توییتر چقدر وضع مردم را می‌تواند بهبود بدهد و جریان خبررسانی را سرعت بدهد؟ اصلا قابل محاسبه نیست. صد حیف که ما هنوز این‌ ابزارها را درست نشناخته‌ایم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">نظرت درباره‌ی کاربری عمومی ایرانی‌ها از شبکه‌های اجتماعی چیه؟ بعضی‌ها معتقدند که کاربری ما با سایر مردم دنیا متفاوته! برای مثال میشه به استفاده از گوگل ریدر اشاره کرد. شاید اگه همه‌ی دنیا مثل ایرانی‌ها از گودر استفاده می‌کردند، گوگل چنین تغییراتی رو در اون اعمال نمی‌کرد! شاید به همین خاطر هم ایرانی‌ها بیشتر از سایرین از تغییرات جدید گوگل ریدر رنجیدند! نظرت تو چیه؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong></strong>به نظر من اصلا این قضیه اشکالی ندارد و طبیعی هم هست. قرار نیست ما شخصیت و فرهنگی شخصی‌مان را بگذاریم کنار و همان جوری رفتار کنیم که بقیه رفتار می‌کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">هر چند اگر از تجربیات موفق دیگران ایده بگیریم برای بهتر رفتار کردن موفق‌تر خواهیم بود طبیعتا.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">حتماً یادت هست که خرداد ماه سال ۱۳۸۷ در <a title="Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff4-imilad-1fathi/" target="_blank">فیس آفی</a> رو در روی میلاد احرام‌پوش قرار گرفتی! اونجا اعتقاد داشتی که وجود کلونی‌های مشابه سرویس‌های خارجی و بومی شده می‌تونه برای پیشرفت شبکه‌های اجتماعی در ایران مفید واقع بشه. اما می‌بینیم که چنین نمونه‌هایی با استقبال روبرو نمی‌شن. اما با این وجود هنوز هم خیلی‌ها به کپی‌سازی سرویس‌های معروف دنیا مشغولند. اصلاً با وجود فیس‌بوک.کام، به نظرت چه نیازی به فیس‌بوک وطنی هست؟!</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong></strong>چرا نمی‌گویید گودر وطنی؟ اگر سرویسی در حد گودر برای ایرانی‌ها بود عالی می‌شود. سرویسهای وطنی خوب هستند چون با ذائقه ما سازگاری پیدا کردند ( وگرنه همان اول شکست می‌خورند ) ولی متاسفانه به خاطر دخالت دولتی و به اعمال سلیقه شخصی مدیران به صورت افراطی، عموما سرویسهای وطنی چیز به درد بخوری نمی‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>بعضی‌ها معتقدند که سرویس‌هایی مثل توئیتر و فیس‌بوک، سلاح‌های مدرن کشورهای استعمارگر در جنگی سرد هستند. در این باره چه فکر می‌کنی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">فکر نمی‌کنم. چون رسانه‌های بهینه‌ای‌تر و بهتری برای این مسائل وجود دارد. این سرویسها خیلی بیشتر از نظر استعمارگران، به نظر کاربران وابسته هستند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">ایده‌ی پست‌های وبلاگت از کجا میان؟ آیا مهمترین منبعت وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های کشورهای پیشرفته هستند؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">من اخیر پستی نوشتم با عنوان « <a title="چرا کسی جز همسرتان وبلاگ شما را نمی خواند؟ " href="http://1fathi.com/1390/08/25/blogging-tips-8/" target="_blank">چرا کسی جز همسرتان وبلاگ شما را نمی‌خواند؟</a> ». تویش توضیح دادم که خواننده نیاز دارد حس کند شما می‌فهمید چه نیازی دارد. شما باید هم‌تیمی خوبی باشید که هر چه نیاز دارد را برایش فراهم می‌کنید تا به هدفش برسد. ایده پستهای من از نیازها و واکنشهای خوانندگان می‌آید. این نیازها را حالا هر جوری باشد و از هر منبعی باشد سعی می‌کنم برطرف کنم. هر چی خوانندگان بیشتر نظر بدهند و حرف بزنند از نیازهایشان، بیشتر می‌فهمم که مطالب بعدیم باید در چه مورد باشد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">معمولاً چقدر برای خوندن وبلاگ‌های دیگه وقت می‌زاری؟ و چطور به سراغ‌شون می‌ری؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">خیلی زیاد. یک سری وبلاگ هستند که مشترکشان هستم و به شدت تمام مطالبشان را می‌خوانم. بقیه وبلاگها را هم از طریق لینکهای این ور و آن ور می‌بینم. فقط از وبلاگهایی که می‌خواهند شبیه خبرگزاری رفتار کنند فراری هستم و نمی‌خوانمشان. وبلاگهای معروف خارجی را در این زمینه‌ها ترجیح می‌دهم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">آیا به نظرت وبلاگستان فارسی کمرنگ شده؟ آیا روزی می‌رسه که دیگه نتونیم از وجود بلاگستان صحبت کنیم؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">بله. یا حداقل من کمتر می‌بینم وبلاگستان را. مخصوصا که آی‌تی‌نویسها اکثرا دارند یا می‌گذارند کنار نوشتن را یا میروند به سبک نوشتن مطالب دم دستی در مثلا خبرگزاری‌هایشان !!</p>
<p style="text-align: justify;">ولی بعید می‌دانم کلا وبلاگستان به این زودی‌ها ماهیت خودش را از دست بدهد.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>در انتها به چند ویژگی شخصی اشاره می‌کنم. لطفاً با نمره‌های ۱ تا ۱۰ بهمون بگو که اندازه‌ی این ویژگی‌ها در وجود تو چقدرند؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">عشق :</span></strong> ۱۰ / به نسبت معدود کسانی که عاشقشان محسوب می‌شوم!</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="text-align: -webkit-auto; color: #008000;"><strong>نفرت :</strong></span> ۵ / خیلی وسط هستم توی این جریان</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>صداقت :</strong></span> ۸ / هر چی کسی را بیشتر دوست داشته باشم بیشتر می‌رود طرف ۱۰</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">شهوت :</span></strong> ۰ یا ۱۰ / هیچ وقت فکر نمی‌کردم چنین چیزی از کسی مثل من در یک مصاحبه پرسیده بشود :) بگذارید به احترام نمره ۸ی که به خودم در صداقت دادم راستش را بگویم. در حالت کلی صفر هستم تقریبا. اگر کسی بتواند من را به این سمت بکشد ( که طبیعتا باید عاشقش باشم ) آن وقت می‌تواند نمره ۱۰ من را تائید کند :)</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">نوع‌دوستی :</span></strong> ۸ / سوال سختی بود واقعا!</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>ریا :</strong></span> ۱۰ / خیلی در این مورد نسبت به خودم سختگیرم چون از ریا متنفرم. آدمی که تو سوال قبلی به خودش هشت بدهد حقش است ریاکار خطابش کنیم :)</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>از اینکه لطف کردی و وقت زیادی رو صرف پاسخ دادن به این سوالات گذاشتی متشکرم :)به نظرت سوالات چطور بودند؟ چه نمره‌ای به من و این فیس‌آف میدی؟!</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;">از آنجایی که من کلا ناجوانمردی را خیلی دوست دارم به سوالات ناجوانمردانه‌ات ۹ می‌دهم. و به خودت ۱۰٫ امیدوارم ۶ تا سکه‌ای که قول داده بودی برای مصاحبه را بکنی ۷ تا به خاطر این نمره ۱۰ی که دادم!</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>نظرسنجی:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">از این پس در هر فیس‌آفی که برگزار می‌گردد یک نظرسنجی وجود دارد و خوانندگان محترم می‌توانند به شرکت‌کننده‌ی هر فیس‌آف بین اعداد ۱تا ۱۰ امتیاز بدهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">برای شرکت در نظرسنجی‌ها باید عضو فیس‌بوک باشید. نظرسنجی‌ها تا زمان نامعلومی باز خواهند بود و از مجموع امتیازات برای رده‌بندی کردن فعالان وب از نگاه خوانندگان استفاده می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: center;"><strong><a title="به نویسنده وبلاگ &quot;یک فتحی&quot; چه نمره‌ای می‌دهید ؟ " href="https://apps.facebook.com/opinionpolls/poll?pid=AB6ZigX4d6A" target="_blank">به نویسنده‌ی وبلاگ &#8220;یک فتحی&#8221; چه نمره‌ای می‌دهید؟</a></strong></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2F%25d9%2581%25db%258c%25d8%25b3-%25d8%25a2%25d9%2581-%25db%258c%25da%25a9-%25d9%2581%25d8%25aa%25d8%25ad%25db%258c%2F&amp;title=%D9%81%DB%8C%D8%B3%20%D8%A2%D9%81%20%3A%20%DB%8C%DA%A9%20%D9%81%D8%AA%D8%AD%DB%8C%20%21" id="wpa2a_4"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>70 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>Linkpad:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/#comment-1329">۱۰ آذر ۱۳۹۰</a></small>
							<strong>فیس آف : یک فتحی ! | Face Off...</strong>

فتحی از وبلاگ‌نویسان خوب، شهیر و پرمخاطب ایرانی است. وبلاگ وی را روی دامنه‌ی ۱fathi.com می‌توانید ببینید. وی در ......
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/0de544380471cd84a8dc73fca7c14228?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>یک فتحی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/#comment-1330">۱۰ آذر ۱۳۹۰</a></small>
							مرسی از همه کسانی که این مصاحبه بسیار طولانی را خواندند
واقعا از همه شما و همین طور از صادق عزیز ممنونم. به امید روزی که وبلاگنویس پرارزش و دوست داشتنی و جذابی بر روی این صندلی آتشین بنشیند :)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/3271018bb378c075f0f17502fc569cf2?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محمد نصیری:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/#comment-1331">۱۰ آذر ۱۳۹۰</a></small>
							بسیار بسیار عالی.اول از همه از صادق جم عزیز تشکر میکنم که یک تنه فیس اف رو دوباره برپا کرده.
اصلا صادق جم واسه این ساخته شده که وبلاگستان رو با این حرکاتش پر ثمر تر کنه.
یک تشکری هم بکنم از یک فتحی به خاطر صداقت رفتار و گفتارش.لذت بردم
فقط خیلی زود تموم شد خیلی زود.انتظار داشتم خیلی بیشتر 1 فتحی رو بشناسم.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/882f7af472c52c3f26ad13660d7b714e?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>زیرپوش:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/#comment-1332">۱۰ آذر ۱۳۹۰</a></small>
							سلام
مصاحبه خوبی بود... تشکر می کنم از جناب جم و یک فتحی عزیز.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/258d267fe2714ab10f8f244dc07f6f19?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/#comment-1333">۱۰ آذر ۱۳۹۰</a></small>
							<a href="#comment-1330" rel="nofollow">@یک فتحی</a>, از لطف همیشگیت نسبت به خودم صمیمانه متشکرم. اینکه قبول کردی تا در فیس‌آفی که مدتها خاک می‌خورد شرکت کنی، از خوبی‌ت بود. 
از اینکه در بعضی از سوالات پام رو از گلیم درازتر کردم عذر می‌خوام. و همچنین بخاطر ضعیف بودن مدیریت این مصاحبه.
:)
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=205"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=205">65 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3-%d8%a2%d9%81-%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%aa%d8%ad%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>70</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فیس‌آف – سری جدید</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%a2%d9%81-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%a2%d9%81-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Nov 2011 19:55:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Faceoff]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگ‌نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[فیس‌آف]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[یک فتحی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=196</guid>
		<description><![CDATA[ بعد از یک وقفه‌ی طولانی تصمیم دارم تا همزمان با آغاز هشتمین سالروز آغاز به کار بلاگ‌نوشت، از دهم آذر ماه فیس‌آف را غبار بزدایم!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.ir/"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/faceoff.jpg" alt="طراح: آرش اصغری" width="373" height="168" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فیس‌آف <a title="FaceOff" href="http://faceoff.ir" target="_blank">(FaceOff</a>) پروژه‌ای بود که برای نخستین بار با الهام از <a title="Bloggers Face-Off" href="http://www.dailyblogtips.com/index.php?s=Face-Off" target="_blank">Bloggers Face off</a> در ۸ خرداد ۱۳۸۷ در <a title="Face Off 1: دکتر مجیدی vs دکتر مزیدی " href="http://blognevesht.com/1387/03/faceoff1-majidi-mazidi/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> کلید خورد. در هر یک از فیس‌آف‌های گذشته، دو وبلاگ‌نویس فارسی رو در روی همدیگر قرار می‌گرفتند و به پرسش و پاسخ می‌پرداختند. پس از انتشار نیز خوانندگان با توجه به سوالات مطرح شده و پاسخ‌های داده شده و البته شناختی که از بلاگرها داشتند به آن‌ها رای می‌دادند تا برنده‌ی فیس‌آف تعیین گردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در سال‌های گذشته ۱۵ فیس‌آف با روال بیان شده برگزار گردید که طی آن‌ها ۳۰ وبلاگ‌نویس فارسی، رو در روی هم قرار گرفتند. علاوه بر آن ۲ فیس‌آف ویژه بمناسبت <a title="Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی " href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/" target="_blank">هفتمین</a> و <a title="Face Off ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/" target="_blank">هشتمین</a> سالروز بلاگستان فارسی منتشر شد و یک <a title="FaceOff ویژه انتخابات " href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/" target="_blank">فیس‌آف ویژه‌ی دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران</a> هم انتشار یافت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حالا بعد از یک وقفه‌ی طولانی تصمیم دارم تا همزمان با آغاز هشتمین سالروز آغاز به کار بلاگ‌نوشت، از دهم آذر ماه <a title="FaceOff" href="http://faceoff.ir" target="_blank">فیس‌آف</a> را غبار بزدایم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در سری جدید فیس‌آف‌ها، دیگر بنا نیست که دو بلاگر رو در روی هم قرار گیرند. بلکه تنها یک شرکت‌کننده خواهیم داشت که به سوالاتی که من یا دوستان دیگر، طرح کرده‌ایم پاسخ می‌دهند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">گرچه مصاحبه‌ی تک نفره بعنوان فیس‌آف می‌تواند ریسک کاهش هیجان را همراه داشته باشد و از محبوبیتی که فیس‌آف‌های قبلی کسب کرده بودند، بکاهد، اما در عوض کمک می‌کند تا شخصیت شرکت‌کنندگان بصورت کامل‌تر مورد بازشناسی قرار گیرد و این فرصت را به شرکت‌کنندگان می‌دهد تا نظرات‌شان را درباب مسائل مختلف مطرح در دنیای وب جامع‌تر بیان کنند. از طرف دیگر سعی من بر آن است که با طرح سوالات چالش‌برانگیز بتوانم تا حدودی، هیجان مصاحبه را بالا ببرم که البته کار آسانی نخواهد بود!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از طرف دیگر، عدم همکاری با اساتیدی که در برگزاری فیس‌آف‌های قبلی شرکت داشتند، گرچه کار حقیر را بیش از پیش سخت می‌کند، اما باید اعتراف کنم که انجام چند کار گروهی تحت وب، به من نشان داد که کار تک‌نفره را راحت‌تر و البته منظم‌تر می‌توان مدیریت کرد! از طرف دیگر تصمیم بر این است که در فیس‌آف‌ها از اطرافیان هر شرکت‌کننده برای طرح سوالات و جمع‌آوری اطلاعات کمک بگیرم تا شاید بدین ترتیب نواقص کار خودم را تا اندازه‌ای بتوانم بپوشانم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به هر حال، بزودی (دهم آذر ماه) نخستین فیس‌آف از سری جدید با حضور نویسنده‌ی وبلاگ «<a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a>» منتشر خواهد شد! امیدوارم آن‌گونه که در خور وب فارسی باشد بتوانم از پس این حضور برآیم.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.ir/"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/images/faceoff1ad.jpg" alt="طراح پوستر: آرش اصغری" width="360" height="360" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #800000;">چنان‌چه دوست دارید سوال خاصی از جناب فتحی پرسیده شود، یا اگر از نزدیکان و دوستان وی هستید و فکر می‌کنید اطلاعاتی دارید که می‌تواند در گپ‌زنی با ایشان به کارم آید، لطف می‌کنید اگر با بنده از طریق ایمیل sadeghjam در gmail تماس بگیرد.</span></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2F%25d9%2581%25db%258c%25d8%25b3%25e2%2580%258c%25d8%25a2%25d9%2581-%25d8%25b3%25d8%25b1%25db%258c-%25d8%25ac%25d8%25af%25db%258c%25d8%25af%2F&amp;title=%D9%81%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%A2%D9%81%20%26%238211%3B%20%D8%B3%D8%B1%DB%8C%20%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" id="wpa2a_6"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>3 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/b35e764cb5cf60f2b7be34cba59791c4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>soheil:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%a2%d9%81-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/#comment-1327">۰۷ آذر ۱۳۹۰</a></small>
							سلام.من سهیل هستم نویسنده پریانا و گویا آیتی و الان نزدیک 3 سال هست که دارم برای خودم توو سایت خودم (مجله اینترنتی لاگزو) مینوسم.خوشحال میشم توو فیس آف شرکت کنم
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/258d267fe2714ab10f8f244dc07f6f19?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%a2%d9%81-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/#comment-1328">۰۸ آذر ۱۳۹۰</a></small>
							<a href="#comment-1327" rel="nofollow">@soheil</a>, حتماً اگر توفیق داشتم با شما هم گپ خواهم زد :)
						  </li>
						  <li><i>فیس‌آف در بلاگ‌نوشت:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%a2%d9%81-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/#comment-1464">۰۵ دی ۱۳۹۰</a></small>
							[...] همین مصاحبه‌ی آخر) و دلیل اینکار رو هم، آقای جم در  این  پست توضیح دادند. می‌تونیم اسمش رو &#8220;مصاحبه&#8221;، [...]
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=196"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/%d9%81%db%8c%d8%b3%e2%80%8c%d8%a2%d9%81-%d8%b3%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 15 : اسپایدرمرد vs افیون</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Nov 2009 08:17:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off 15]]></category>
		<category><![CDATA[Opium]]></category>
		<category><![CDATA[Spidermard]]></category>
		<category><![CDATA[اسپایدرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[افیون]]></category>
		<category><![CDATA[اوپیوم]]></category>
		<category><![CDATA[حورا]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی]]></category>
		<category><![CDATA[مینیمال نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگهای مینیمال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=177</guid>
		<description><![CDATA[طراح لوگو: میثم۳۱ مصطفی (نویسنده وبلاگ اسپایدرمرد) خب خیلی‌ها می‌دونن که اسمم مصطفی است، ۲۶ ساله و تقریبا به بیشترین چیزی که نگاه می‌کنم همین چارچوب مانیتورمه! آشنایی من با وبلاگ و وبلاگ‌نویسی سال ۸۱ بود، سال ۸۲ بود که دیدم یکی از دوست‌هام وبلاگ زده و اونجا می‌نویسه و خب من هم خیلی علاقه‌مند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/Faceoff15.jpg" alt="" width="400" height="200" /></p>
<p style="text-align: center;">طراح لوگو: <a title="ایروآی‌تی" href="http://www.iroit.ir/" target="_blank">میثم۳۱</a></p>
<blockquote><p><strong><span style="color: #0000ff;">مصطفی</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="اسپایدرمرد" href="http://spidermard.com/" target="_blank">اسپایدرمرد</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds2.feedburner.com/spidermard"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/spidermard"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/spidermard"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">خب خیلی‌ها می‌دونن که اسمم مصطفی است، ۲۶ ساله و تقریبا به بیشترین چیزی که نگاه می‌کنم همین چارچوب مانیتورمه! آشنایی من با وبلاگ و وبلاگ‌نویسی سال ۸۱ بود، سال ۸۲ بود که دیدم یکی از دوست‌هام وبلاگ زده و اونجا می‌نویسه و خب من هم خیلی علاقه‌مند شدم ولی ترس از نوشتن مانع این شد که من هم شروع کنم ولی اواخر سال ۸۲ با همون دوستم یه وبلاگ مشترک راه انداختیم و تا سال ۸۴ ادامه داشت که بخاطر ننوشتن دوستم اونجا رو ترک کردم و وبلاگ اسپایدرمرد رو تو پرشین‌بلاگ راه انداختم. (البته یه وبلاگ دیگه هم قبل از این داشتم که کاملا خصوصی می‌نوشتم و هیچ کس از اون خبر نداشت) تا اینکه سال ۸۶ به وردپرس دات کام کوچ کردم و دو سال بعد از اون به یک هاست شخصی اومدم و در زمان نگارش این مطلب وبلاگ بنده داون می‌باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">Opium:</span><span style="color: #ff0000;"> </span></strong><strong><span style="color: #ff0000;"> </span></strong></span><span style="color: #ff0000;">یعنی می خواستی بگی بلاگر قدیمی بودی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نه! :- ) ) قدیمی بودن به نظر من هیچ ارزشی نداره. فقط خواستم بگم که تو بلاگفا نبودم هیچ وقت :دی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium:</span> </span></strong><span style="color: #ff0000;">البته بلاگر های خوبی مثل من هم وجود داشتند که تو بلاگفا بلاگ داشتند :دی</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">حورا </span></strong></span>(نویسنده وبلاگ <a title="Opium" href="http://opium.ir" target="_blank">opium</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/opiums"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/opiums"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/opiums"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">Opium ،افیون یا همون تریاک یکی از معروف ترین مواد مخدر تو کل دنیا هست .  از ۱۲ بهمن ۸۵ افیون رو توی بلاگفا شروع کردم . برای شروع خوب بود ولی برای موندن نه. بعد از یک سال از بلاگفا به وردپرس کوچ کردم و از اونجا هم به همت نوید کاشانی عزیز صاحب دامین شخصی شدم. حالا دیگه وبلاگ من قلمرو شخصی من حساب می شه که توش احساس پیامبری می کنم برای کسایی که میان و می خونن. وبلاگمو دوست دارم ولی هیچوقت نتونستم برای نوشته هام قالب خاصی پیدا کنم، با اینکه بقیه اعتقاد دارن مینیمال می نویسم. یه چند جای دیگه هم توی وبلاگ های گروهی می نویسم مثل <a href="http://chchgom.blogspot.com/" target="_blank">این</a> و <a href="http://mamlekate.blogspot.com/" target="_blank">این</a> ولی خوب بلاگ خودم و مخصوصا <a href="http://opium.ir/music/" target="_blank">قسمت موسیقیش</a> راحت ترین جای دنیا برای نوشتنه.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حورا گفت که توی وبلاگش احساس پیامبری می‌کنه! فکر می‌کنید محدوده‌ی آزادی وبلاگ‌نویس توی وبلاگش تا کجاست؟ <a title="میلاد احرامپوش" href="http://www.imilad.com/" target="_blank">میلاد</a> در همین رابطه می‌پرسه که چقدر توی وبلاگتون خودسانسوری می‌کنید؟<br />
</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">حالا حورا یه چی گفت شما چرا جدی گرفتید : )) ولی جدا از شوخی، من علاوه بر محدودیت‌های تحمیلی از بیرون، یه سری محدودیت هم برای خودم دارم که مقداریش احترام به خواننده و مقداریش هم دلایل شخصیه به عنوان مثال مدتی پست‌هایی می نوشتم که براشون پسورد می‌ذاشتم چون دوست نداشتم همه بخونن و بعدا همه رو پاک کردم چون اکثرا تقاضای پسورد رو می‌کردن و من مجبور بودم بین خواننده‌ها فرق بذارم و این رو دوست نداشتم. البته این بحث به اون سوال من که علاقه بلاگرهای ایرانی نسبت به با اسم مستعار نوشتن هست هم مربوط میشه، در کل برای من لو رفتن هویت واقعیم باعث میشه که بعضی وقت‌ها خود سانسوری کنم تا از عواقب نوشتن بعضی چیزها در امان باشم.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">من واقعا بلاگم رو قلمرو خودم می دونم و احساس می کنم اگر کسی نیاد بلاگم حق داره ولی اگه میاد باید به من و عقایدم احترام بذاره&#8230;آزادی هر بلاگ نویس رو خودش تعیین می کنه البته این در مورد بلاگر هایی که روی سرویس های ایرانی هستند زیاد صدق نمی کنه&#8230;چون ممکنه یهو مثلا آقای شیرازی هوس کنه بلاگشون رو پاک کنه. من هم تا حدودی خود سانسوری می کنم&#8230;قبل تر ها از گفتن فحش ها هیچ ابایی نداشتم ولی حالا سعی می کنم کمتر از این کلمه ها استفاده کنم و یکم به محتوای بلاگم توجه کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد فکر می‌کنه که قدیمی بودن وبلاگ جز ارزش‌ها نیست. فکر نمی‌کنید کسی که در کار وبلاگ‌نویسی مداومت به خرج میده، کارش ارزشمنده؟ چه ویژگی‌هایی توی وبلاگ‌نویسی ارزشمندند؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">الان هم میگم قدیمی بودن ارزش نیست، یک آدم مسن هیچ وقت نمیاد بگه من نود و پنج سالمه و به این افتخار می‌کنم! بلکه به اینکه چند سال تجربه داره افتخار می‌کنه چه بسا یه جوون سی ساله اندازه یک پیرمرد هفتاد ساله تجربه داشته باشه! البته مداومت به نوشتن هم باعث تجربه و پختگی بلاگر میشه و اینکه این تجربه چقدر توی نوشته‌ها اثر بذاره ارزشمنده وگرنه داشتن یک لیست آرشیو ده ساله به نظر من افتخار محسوب نمیشه. به اعتقاد من ارزش یک وبلاگ به نوع نگارش، موضوعات انتخابی و دیدگاه بلاگر به موضوعاته.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">آره کسی که قدیمی بوده و از قدیم می نوشته و خونده می شده قابل احترامه ولی لزوما کسی که از قدیم می نوشته دلیل بر خوب بودن بلاگش نیست&#8230;مثلا بلاگستان پره از کسایی که روزانه می نویسن و از ۵ ۶ سال پیش هم اینکاروی می کنن ۱۰۰ تا کامنت هم ی خوره هر پستشون ولی واقعا نمی شه بهشون گفت بلاگر خوب&#8230; کسایی رو هم می شناسم که ۲ ۳ ماهه که اومدن تو بلاگستان و هر پستشون رو که می خونی از وقتی که گذاشتی برای خوندنشون ناراحت نمی شی.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اسپایدرمرد: <span style="color: #0000ff;"><strong>خب حورا وبلاگ تو چه بخواهی چه نخواهی جزو وبلاگ‌های مینیمال به حساب میاد، میشه بگی مینیمال یعنی چی؟ و یه وبلاگ مینیمال چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">من اگه اعتراف کنم که خودمم هنوز دقیقا نمی دونم مینیمال یعنی چی خیلی بده؟ من تا حالا نتونستم به یه تعریف ثابت و مشخص برای مینیمال برسم و هیچوقتم ادعایی در مورد مینیمال نویسی نکردم&#8230;ولی در مورد چیزی که من می نویسم تو بلاگم بیشتر سعی می کنم تو جملات کوتاه منظورمو برسونم ولی توضیح کامل ندم، فهمیدن یه چیزایی رو هم بذارم به عهده ذهن خواننده&#8230; یه چیزی تو مایه های همون لقمه جویده و اینا&#8230; به نظر من بزرگترین ویژگی مینیمال نویس ها اینه که ذهنشون باید خلاق باشه و فرصت طلب باشن، از موقعیت هایی که بقیه می بینن و نمی تونن استفاده کنن بهترین استفاده رو بکنن.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>چرا مینیمال اصلا؟ مصطفی الآن فکر کنم یه ۲ سالی هست که فقط من خبر دارم که مینیمال می نویسی، خسته نشدی از نوشتن مطلب کوتاه؟ به تغییر سبک نگارش فکر کردی؟ مثلا روزانه بنویسی از کلاس یوگا و دخترای دانشگاهتون (اون موقع ها که می رفتی)&#8230; یا جدی بنویسی ، سیاسی بنویسی یا یه موضوع خاص رو دنبال کنی و اینا&#8230;</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">خب بطور کلی من آدم کم حرفی هستم، و زیاد حرف زدن رو دوست ندارم اما این دلیل مینیمال نوشتنم نیست. کلا کوتاه و مختصر نوشتن رو دوست دارم و معتقدم موضوعی که توسط یک جمله کوتاه بیان میشه خیلی راحت‌تر ذهن خواننده رو درگیر می‌کنه تا موضوعی که توسط یه متن بلند نوشته بشه، البته بعضی از موضوعات رو حتما باید بسط داد تا هدف‌شون رو نشون بدن. در مورد تغییر سبک نوشتن هم فکر کردم اما به این نتیجه رسیدم که خیلی‌ها هستن که بهتر از من می‌تونن بنویسن برای همین ترجیح میدم که وقت خواننده‌ها رو زیاد نگیرم! مخصوصا الان که استفاده از گوگل‌رید مد شده و شاید در عرض یک روز مجبور باشی صدها پست رو بخونی، بلند نوشتن یه جور ظلم به خواننده‌هاست!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>خیلی از وبلاگ‌هایی که جدید احداث می‌شن سبک مینیمال رو انتخاب می‌کنن برای نوشتن، این رو خوب می‌دونی یا بد؟ و دلیل این پدیده چی می‌تونه باشه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">من یه اعتراف دیگه هم می کنم و اون اینه که شدیدا حرصم میگیره از اینکه خیلی سعی می کنن مینیمال بنویسن&#8230; یه جورایی فکر می کنم اگر استعداد صرف نخواد تمرین می خواد&#8230;خیلی ها فکر می کنن نوشتن مینیمال سادست&#8230;حتی بین خود مینیمال نویس ها هم هستن کسایی که اینجوری فکر می کنن خوب خیلی از همین مسائل باعث شده که بقیه فکر کنن چون نمی تونیم بلند بنویسیم داریم کوتاه می نویسیم (سوال قبلی)&#8230; ولی خوب بین موج جدید مینیمال نویس ها بلاگر های خوبی هم داریم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>به بستن بلاگت فکر کردی؟خودکشی مجازی یا به اینکه بری با یه اسم دیگه بی نام و نشون بنویسی؟ اصلا بخوای بلاگ ننویسی  چیکار می کنی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد:</strong> <span style="color: #0000ff;">اصلا بهش فکر نکردم! شاید روزی بیاد که ننویسم ولی هیچ وقت تو وبلاگم نخواهم گفت که این پست آخر این وبلاگه! چون تا کلمات هستند و زمین به دور خورشید می‌چرخه سوژه هست برای نوشتن. هیچ وقت هم نمیرم جایی که بی نام و نشون بنویسم چون از صفر شروع کردن واقعا سخته. کی حاضره بعد از لیسانس گرفتن بره دوباره از دبستان شروع کنه به تحصیل؟ برای وبلاگ ننوشتن هم باید یک تونل زمان باز بشه و برگردم به زمانی که هنوز اینترنت و کامپیوترهای شخصی اختراع نشده بودند.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>جدیدا نوشتن مینیمال مخالفان زیادی پیدا کرده. و بیشتر هم اعتقاد دارن نمی‌تونیم یه پاراگراف درست حسابی بنویسیم! تو می‌تونی یه متن بلند و خوب بنویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">خیلی بی انصافیه این طرز تفکر.. من به خاطر احترامی که برای خواننده‌ام قائلم هیچوقت دلم نمی خواد مسئله ای که می شه تو یه خط توضیح داد رو بهش یه صفحه مطلب بدم تا بخونه&#8230;من روزنامه نگار بودم و تو اون مدت حداقل روزی یه مطلب ۳ پاراگرافه می نوشتم که هنوزم تو نت باید باشن. قطار کردن جمله ها پشت سر هم کاری نداره همه بلاگر ها تو مدرسه خوب انشا می نوشتن &#8230;مهم اینه که خوب بنویسی چه کوتاه چه بلند&#8230;اصلا هرکی می گه من و تو نمی تونیم بلند بنویسیم از حسودیش می گه!</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">به نظر من این نیست که جملات رو پشت هم بنویسیم و بشه یه پست بلند خوب! بعضی وقت‌ها اگر چند جمله خوب کوتاه رو پشت هم بنویسی پست قشنگی نمیشه چون ارتباط بین‌شون به خوبی برقرار نشده. ولی مثل تو این طرز فکر رو کاملا بی‌انصافانه می‌دونم، چرا که هیچ کس نمیاد از مولانا و حافظ انتقاد کنه که چرا همش شعر گفتن و داستان ننوشتن!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium:<span style="color: #ff0000;"> </span></span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>فرض و بر این بذاریم که یه رسانه دولتی یا یه رسانه خارجی بیان بهت یه پولی بدن و بهت بگن که هر روز مثلا ۳ تا پست مینیمال با موضوعی که ما بهت میگیم بنویس با جهتگیری که ما می خوایم&#8230;پولشم خوب باشه ها&#8230;قبول می کنی؟ اصلا به نظرت ممکن هست چنین چیزی؟ </strong>(اسمایلی تقلب از رو دست مهران تو <a title="Face Off 14 : مهران بوالحسنی vs علیرضا سرابچی  " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/" target="_blank">فیس آف قبلی</a>)</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">کی از پول بدش میاد؟ بله همچین چیزی واقعا هست ولی تو ایران هنوز جا نیفتاده به نظرم اما تو خارج طبق شنیده‌هام هستن وبلاگ‌هایی که پول می‌گیرن تا در مورد موضوعی بنویسن. من قطعا از این کار استقبال می‌کنم البته به شرطی که اون موضوع طبق دیدگاه خودم باشه و خلاف عقیده‌ام نباشه. چون یه معلم داشتیم که می‌گفت قلم مقدسه، برای همین هیچ وقت ته مدادهام رو نمی‌جویدم!</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:</strong> <span style="color: #ff0000;">منظور من این بود که اگر طرز فکر اونا با طرز فکر تو یکی نبود&#8230;مثلا یه روز کیهان چنین پیشنهادی بهت بده قبول می کنی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">هیهات من الذله و اینا</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>ما جفت‌مون از توییتر استفاده می‌کنیم و اکثر پست‌هامون هم توی توییتر جا میشه! به نظرت توییتر آفت روزانه نویسی و مخصوصا مینیمال نیست؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:</strong> <span style="color: #ff0000;">اون موقع ها که توئیتر نبود من روزی ۴-۵ تا پست هم می نوشتم&#8230; مثلا اینکه فلان آهنگ مثل زندگی کردن می مونه ولی حالا اینا رو توئیت میکنم و بیشتر تمرکزم رو گذاشتم رو اتفاقات مهم&#8230; واسه پستام فکر می کنم و وقت می ذارم ولی خوب یه موقع هایی هم داشبوردت بالا نمیاد یا جو گرفتت و اینا پستاتو توئیت می کنی بعد یه هفته هیچی نداری تو بلاگت بنویسی&#8230; ولی اعتراف می کنم خیلی از پست های خوبم زاییده ی جو حاکم توی توئیتر بوده</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">خب من چند موردی تو وبلاگت دیدم که کاملا پستت خصوصی بوده و کسی که تو رو از نزدیک نشناسه اون پست رو نمی فهمه، چی میشه که این حسب حال‌ها رو تو توییتر نمی‌نویسی و تو وبلاگت می‌نویسی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">خوب توی توئیتر اولا من حورا ام..دوما اینکه چیزایی که می خوام بهشون خیلی اهمیت بدم توی بلاگم می نویسم&#8230;چیزایی که دلم می خواد خونده بشن، دلم نمی خواد که هرز برن بین ۱۰۰ تا توئیت روزانه&#8230;به هر حال من تو بلاگم یه سری خواننده ثابت دارم که پست هامو حالا از گودر یا از خود بلاگ پیگیری می کنن و خوب می تونم مطمئن باشم که ۱۰ نفر حداقل میان پستمو می خونن و این پست یه اهمیتی بهش داده می شه&#8230; ولی خیلی اوقات توئیت ها مهم نمی شن&#8230;توجه لازم بهشون نمی شه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>فکر کن یه دوست داری که اومده ازت پرسیده افیون کیه؟&#8230;بخوای منو توصیف کنی براش چی میگی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">حورا رو اولین بار پارسال تو نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال دیدم، البته قبلش وبلاگش رو می‌خوندم ولی بخاطر توییتر و فرندفید باهاش بیشتر آشنا شدم. خیلی سعی داره اون عرفی که برای زن‌ها تو جامعه شکل گرفته رو تغییر بده و به نظر من اسم وبلاگش هم به همین خاطر گذاشته اپیوم. و آخرین توصیفی که می‌تونم ازش بکنم اینه که اگه تو مسابقه بیست سوالی بعد از سوال‌های: جانداره – تو جیب جا میشه – وبلاگ‌نویسه؟ می‌تونی قاطعانه جواب بدی: اپیوم<br />
( البته هیچ وقت بهش نمی‌گم که در حد اسلحه ژ-۳ لگد می‌زنی :دی)</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:</strong> <span style="color: #ff0000;">کوچولو خودتی :دی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">خب همون چیزهایی که گفته بودی رو گفتم حالا اون پنج تومنی که گفته بودی رو کی میدی بهم؟ :دی</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>اکثر بلاگرهای ایرانی با اسم مستعار می‌نویسن، و حتی خانواده‌شون هم نمی‌دونن که صاحب وبلاگ هستن! در مورد تو چطور؟ تو فامیل، محل کار، بین دوست‌ها می‌دونن که نویسنده وبلاگ افیون هستی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">منم تا قبل از اینکه بیام فرندفید و رابطه مجازیم رو واقعی کنم افیون بودم&#8230; بعد چند تا سوتی باعث شد که اسم و فامیلم لو بره و &#8230; بماند! معمولا حالا بچه ها منو به اسم خودم صدا می زنن ولی خوب توی دنیای واقعی کمتر کسی می دونه که من بلاگ دارم و ترجیح هم می دم که ندونن هم برای خودشون بهتره هم من راحت ترم!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>یکم تخصصی تر بحث کنیم؟ از بلاگستان فارسی و فضای مجازی فارسی (فرندفید ، توئیتر، گودر و &#8230;) راضی هستی؟ خوبی هاش، بدی هاش، کمبود هاش&#8230;</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">این بحث خیلی مفصله و میشه خیلی چیزها بهش گفت. محتوای فارسی با محتوای زبانی مثل انگلیسی قطعا فرق داره به عنوان مثال همین فرندفید که خیلی‌ها اعتقاد دارن جای چت روم‌های یاهو رو گرفته باشه اما باید دید چرا؟ به نظر من این بر می‌گرده به فرهنگ ما ایرانی‌ها که محدودیت‌ها زیادی رو داریم به عنوان مثال تو به عنوان یه دختر هیچ وقت شاید نتونی تو یه مکان عمومی از ته دل بخندی ولی تو همین فضای مجازی تو می‌تونی تعداد پرانتزهای اسمایلی : )) رو تا عرش خدا ادامه بدی و هیچ کس بهت نگه دختره‌ی جلف! و بذار یک مثال دیگه بزنم الان اکثرا قبول داریم که تو زندگی تحت فشاریم و خیلی دغدغه‌های زیادی داریم که فکرمون رو مشغول کرده برای همین وقتی وارد این دنیای مجازی می‌شیم سعی می‌کنیم این غم و دغدغه‌ها رو هر چند برای مدت کوتاهی کنار بذاریم و یه مقدار انرژی کسب کنیم برای تحمل همون دغدغه‌ها. ولی یه خارجی که دغدغه کمتری نسبت به ما داره هزاران راه براش آزاده که خودش رو از دست این دغدغه‌ها آزاد کنه و وقتی این کار رو کرد برای تولید محتوای نسبتا مفید وارد اینترنت میشه. پس نمی‌تونم ناراضی باشم چون به کلیه کاربرهای فضای مجازی فارسی حق میدم برای چنین رفتاری&#8230; خب می‌تونیم برگردیم تقریبا به پنج ماه پیش&#8230; یادته چه نوع استفاده‌هایی از توییتر و فرندفید و گودر می‌کردیم؟ این یعنی می‌دونیم و می‌تونیم هر چیزی رو به نحو احسن استفاده کنیم ولی بخاطر خیلی چیزها «مجبوریم» که این طوری که هست باشیم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>اگه بلاگی نداشتی و یا اینترنتی وجود نداشت، چکار می‌کردی؟ یعنی این دنیای مجازی جایگزین چی شد تو زندگیت؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">دنیای مجازی جایگزین دنیای واقعی شده دیگه الآن برای من دوستام اکثرا اهل اینترنت هستن و بلاگ نویسن&#8230; تفریحم هم خوندن بلاگشون یا نهایتا بیرون رفتن و حرف زدن با همین آدم های مجازی هست &#8230;راستش اگر اینترنت نبود نمی دونم شاید یه آدم منزوی می شدم و با کسی حرف نمی زدم .. مطمئننا اگر بلاگ نبود افیونی که الآن با این روحیات می شناسی نبودم</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>معیار هات برای یک وبلاگ خوب یا یک بلاگر خوب بودن چیه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">دیگه قرار نشد سوال سخت بپرسی دیگه! به نظرم وبلاگ خوب کاملا نسبیه، و بستگی داره به اینکه مثلا موضوعاتش مورد علاقه من باشه یا نه! مثلا اگه یه وبلاگی بیاد درباره فیزیک هسته‌ای یک پست خیلی علمی و در حد مقاله بنویسه چون من نمی‌فهم نمی‌تونم بگم خوب بود یا نه! ولی معیارهای خودم اینه موضوعات رو جوری بیان کنه که تو ذهنم بمونه و جای برای فکر کردن من بذاره و بطوری که بعد از خوندن اون وبلاگ یه آفرین ته ذهنم نقش ببنده.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد:<span style="color: #0000ff;"><strong> </strong></span></span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>اگر بخواهی من رو به یه نفر معرفی کنی چی میگی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:<span style="color: #ff0000;"> </span></strong><span style="color: #ff0000;">اسپایدر&#8221;مرد&#8221; تاکید می کنم مرد! مجرد&#8230;خوشتیپ&#8230;مهندس&#8230;بداخلاق&#8230;گاهی انقدر حرص می خوری از دستش که مجبور می شی جلوی همه با لگد بکوبی تو رباط صلیبی پاش&#8230; گاهی هم انقدر مهربون که باورت نمی شه. یکی از ۵ مینیمال نویس برتری که می شناسم و همینطور یکی از ۵ آدم دوست داشتنی که دوست داشتم باهاش دوست بودم&#8230;اگر وبلاگ و اینترنت وجود نداشت&#8230;نویسنده می شد&#8230;و اگر ۵۰۰ سال پیش به دنیا می اومد حتما شاعر می شد.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>چرا انقدر آنتی زن آنتی دختر می نویسی؟ مثلا  همین کلمه اسپایدرمرد خودش نشون دهنده یه حس ضد دختر توی توئه!</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد:<span style="color: #0000ff;"> </span></strong><span style="color: #0000ff;">الان اگه اسمم رو می‌ذاشتم اسپایدرزن می‌شدم یک مدافع حقوق و فعال زنان؟ این فقط یه اسمه همینطور که تو اسم وبلاگت رو گذاشتی افیون، ولی چند تا پست تا حالا درباره مخدر و این جور چیزها نوشتی؟ آیا تو یه کراکی هستی که اسم وبلاگت رو گذاشتی افیون؟ درکل ضدزن هیچ وقت نخواهم نوشت، اگر می‌بینی چیزی نوشتم که علیه‌ زن‌هاست بخاطر چیزیه که دارم تو اجتماع می‌بینم و نه خصومت با زن‌ها. در ثانی این همه وبلاگ که نویسنده دختر دارند چندتاشون به نفع مردان نوشتند که من به نفع زنان بنویسم؟ وقتی حادثه‌ای برای یک بلاگر زن اتفاق می‌افته، فورا توسط همین وبلاگ‌های فمنیستی تبدیل میشه به یه بمب! ولی اگه همین اتفاق برای یه بلاگر که از بد روزگار بصورت مرد آفریده شده بی‌افته همون وبلاگ‌ها سکوت خواهند کرد و چیزی نخواهند نوشت. البته این رو پنهان نمی‌کنم که با اکثر فمنیست‌های ایرانی مشکل دارم. خلاصه من این سوال رو که با زیرکی به عنوان آخرین سوال مطرح شده تا من کمی علیه فمنیسم غر بزنم و باعث ریزش آرای من بشه رو محکوم می‌کنم و تو فکر می‌کنی با طرح این سوالات روحیه من چیز میشه؟ ;) برای تکمیل جواب لازم می‌دونم این رو هم اضافه کنم که من به هیچ‌وجه ضد زن نمی‌نویسم. شاید بشه گفت که علیه مرد نمی‌نویسم! ( هر چند خیلی از پست‌هام علیه مردها بوده)</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نظرسنجی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف پانزدهم را بیشتر می پسندید؟ و…</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 15 را انتخاب کنید و به ما بگوئید که با کدام وبلاگ نویس بیشتر حال کرده اید!؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a name="pd_a_2352191"></a><div class="PDS_Poll" id="PDI_container2352191" style="display:inline-block;"></div><script type="text/javascript" language="javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/2352191.js"></script>
			<noscript>
			<a href="http://answers.polldaddy.com/poll/2352191/">View This Poll</a><br/><span style="font-size:10px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">online surveys</a></span>
			</noscript></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی:</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff15result1.jpg" alt="" width="226" height="196" /></strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff15result2.jpg" alt="" width="550" height="97" /><br />
</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p><span> </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="text-decoration: underline;">تشکریجات</span>:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong> </strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">از<strong> <a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a></strong></span></span><span><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">،</span></span></span><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong> </strong><a title="زنگوله" href="http://zangoole.com/" target="_blank"><strong>بابک محمودی</strong></a>، <a title="کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/" target="_blank"><strong>آرش کمانگیر</strong></a>، <a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank"><strong>فواد</strong></a> و <a title="از زندگی" href="http://blog.ahmadnia.net/" target="_blank"><strong>شیرین احمدنیا</strong></a>، <strong><a title="برساحل سلامت" href="http://smto.ir" target="_blank">سمیه توحیدلو</a></strong>، <a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com/" target="_blank"><strong>کاپیتان</strong></a>، <a title="آق فری و شرکا" href="http://shakh.wordpress.com/" target="_blank"><strong>فرشاد یوسفی</strong></a>، <a title="روزنوشت میلاد" href="http://imilad.com/" target="_blank"><strong>میلاد احرامپوش</strong></a>، <a title="JOZEPH" href="http://www.jozeph.blogfa.com/" target="_blank"><strong>جوزف</strong></a>،<a title="زهرا" href="http://www.zahra-hb.com/" target="_blank"><strong> زهرا اچ‌بی</strong></a>، <a title="بامدادی" href="http://www.bamdadi.com/" target="_blank"><strong>بامدادی</strong></a> و <a href="http://m.bolhasani.com/" target="_blank"><strong>مهران بوالحسنی</strong></a> بخاطر کمک‌هایی که برای برگزاری به فیس‌آف پانزدهم کردند صمیمانه سپاسگزارم.<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/faceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://apps.facebook.com/blognetworks/blog/face_off/"><img title="فیس آف در شبکه وبلاگهای فیس بوک" src="../wp-content/uploads/logos/facebook-networkbloged.png" alt="" width="147" height="21" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=16611873147"><img title="گروه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="../wp-content/uploads/logos/faceoff-group.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/pages/Persian-Bloggers-FACE-OFF/47748617274"><img title="صفحه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="../wp-content/uploads/logos/faceoff-page.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2Ffaceoff15-spidermard-opium%2F&amp;title=Face%20Off%2015%20%3A%20%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF%20vs%20%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%88%D9%86" id="wpa2a_10"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>58 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>Tweets that mention Face Off » Face Off 15 : اسپایدرمرد vs افیون -- Topsy.com:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comment-717">۱۶ آذر ۱۳۸۸</a></small>
							[...] This post was mentioned on Twitter by Face Off, Sadegh Jam. Sadegh Jam said: RT @pbfaceoff: Face Off 15 : اسپایدرمرد vs افیون http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/ [...]
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a37ece216e17632665062b5686ffa909?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>m£iSAM:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comment-718">۱۶ آذر ۱۳۸۸</a></small>
							صادق خان،‌ کارت واقعا درسته. همچنین اون بچه‌های پشت‌صحنه البته
:)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/1c0370d5bf243420fbecbf114a64ec64?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>امین بی‌زی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comment-719">۱۶ آذر ۱۳۸۸</a></small>
							هر دو بلاگر عالی بودن 
فیس آف خوبی بود : )
خسته نباشید
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5364a1315edf763b183c3be03febba48?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>Jozeph:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comment-720">۱۶ آذر ۱۳۸۸</a></small>
							فیس آف خیلی خوبیه شده صادق خان...
من یکی که واقعا جام توی اون تشکریجات نبایست میبود چون هیچ گونه تلاشی نتونستم انجام بدم. بازم دستتون درست!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ac7b713dec985f63cf345e5376df2043?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>پاشا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comment-721">۱۶ آذر ۱۳۸۸</a></small>
							یکیشون میچربه ...سیبیل ما رو کی؟
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=177"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=177">53 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>58</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 14 : مهران بوالحسنی vs علیرضا سرابچی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 07:21:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off 14]]></category>
		<category><![CDATA[رادیکال دو]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا رادیکال 2]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا سرابچی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس آف 14]]></category>
		<category><![CDATA[مهران بوالحسنی]]></category>
		<category><![CDATA[مهران نسخه 17]]></category>
		<category><![CDATA[مهران ورژن 17]]></category>
		<category><![CDATA[نسخه هفدهم]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[ورژن 17]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=161</guid>
		<description><![CDATA[این نخستین فیس آفی است که بین وبلاگ نویسان فارسی زبان در نهمین سال فعالیت بلاگستان فارسی برگزار می شود. از علیرضا سرابچی و مهران بوالحسنی خواستیم تا از همدیگر سوال بپرسند و به سوالات همدیگر پاسخ دهند. اما قبل از آن بیشتر با این دو بلاگر آشنا شویم: مهران بوالحسنی (نویسنده وبلاگ نسخه هفدهم) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نخستین فیس آفی است که بین وبلاگ نویسان فارسی زبان در نهمین سال فعالیت بلاگستان فارسی برگزار می شود. از علیرضا سرابچی و مهران بوالحسنی خواستیم تا از همدیگر سوال بپرسند و به سوالات همدیگر پاسخ دهند. اما قبل از آن بیشتر با این دو بلاگر آشنا شویم:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">مهران بوالحسنی</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">نسخه هفدهم</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/Version17"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/version17"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/mehran751"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پونزده مهر دوسال پیش شروع کردم وبلاگ‌نوشتن. از لحاظ فنی که اول رو <a title="WordPress" href="http://wordpress.com" target="_blank">وردپرس.کام</a> بودم. بعد از سه‌ماه، جو دامین شخصی من رو هم گرفت و منتقل شدم رو دامین و هاست شخصی (<a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">+</a>). از اون به بعد هم همین‌جا موندم تا ببینیم بعد خدا چی می‌خواد و کجا باس بریم. از لحاظ غیرفنی هم که اون اوایل تقریبا نوع و جهت اصلی نوشتن معلوم نبود. تقریبا یه چیزی تو مایه‌هایِ وبلاگ‌های «عکس، دانلود موسیقی، والپیپر، رمز بازی‌ها» و اینا بودم؛ البته بیشتر مطالب آی‌تی می‌چربید به کل مطالب. بعد از یه مدت به کل آی‌تی‌نویسی رو تو <a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">نسخه هفدهم</a> قط کردم و توی <a title="پارسیش" href="http://parsish.com/" target="_blank">پارسیش</a> شروع کردم نوشتن. که مدت زیادی هم هست که اونجا هم ننوشتم. الان هم <a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">نسخه هفدهم</a> روزانه‌نویسی‌ه بیشتر و جدیداً هم مطالبی در مورد طراحی وب.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">علیرضا سرابچی</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="رادیکال دو" href="http://www.radikal2.com/" target="_blank">رادیکال دو</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/radikal2"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/alirezadot"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/alirezadot"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا هستم متولد ۱۳۶۸ ساکن تهران به اجبار و از روی علاقه مشغول تحصیل در رشته مهندسی نرم‌افزار، کمی از طراحی وب و برنامه نویسی و این چیزا سر در میارم و علاقه زیادی به اینترنت و زبان‌های برنامه نویسی تحت وب دارم، فکر کنم حدوده ۴-۵ سالی میشه که وبلاگ <a title="رادیکال دو" href="http://www.radikal2.com/" target="_blank">رادیکال دو</a> رو مینویسم، علاقه شدیدی به کامپیوتر دارم چون با روحیه من خیلی سازگاره و بدون تکون خوردن از جام میتونم خیلی سریع کارهای زیادی رو انجام بدم، توی زندگیم هیچ چیزی به غیر از کامپیوتر و اینترنت وجود نداره&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="Face Off 14 :مهران بوالحسنی vs علیرضا سرابچی" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff14.jpg" alt="" width="417" height="228" /></p>
<p style="text-align: center;">طراح لوگو: <strong><a title="Sober" href="http://sober.ir" target="_blank">حدیث</a></strong></p>
<p style="text-align: center;">
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>کاری به این ندارم که چطور شد که وبلاگ‌نویس شدی یا اصن برای چی تصمیم گرفتی که وبلاگ بنویسی؛ سوالم اینه که چرا وبلاگ نمی‌نویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا:</strong> <span style="color: #ff0000;">من اونو &#8220;مینویسی&#8221; خوندم دو ساعت به اون جواب دادم، کاش مثل این سوال‌های دوم دبیرستان زیر نمی‌نویسی خط میکشیدی که بهش توجه بیشتری بشه، به هرحال بازم فک کنم باید جواب همون چرا وبلاگ مینویسی رو بدم تا جواب این هم باشه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">نمیدونم چرا وبلاگ مینویسم، یعنی اولش که شروع کردم با یک هدفی شروع کردم ولی الان دیگه هدفی ندارم، شاید مینویسم که بگم منم بلدم، شاید دوست دارم چیزهایی که بلدم رو به بقیه یاد بدم، شاید از نوشتن خوشم میاد، شاید از داشتن وبلاگ خوشم میاد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">اگر همه اینها و یک سری چیز‌های دیگه نبود وبلاگ نمی‌نوشتم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <strong><span style="color: #ff0000;">اولین روزی که تصمیم گرفتی وبلاگ بنویسی با خودت چی فکر کردی؟ اصلا چی شد که وارد این کار شدی؟ وبلاگ‌های بقیه رو خوندی و گفتی من هم وبلاگ بنویسم یا یهو زد به سرت که یه وبلاگ بسازی و بعد کار به جاهای باریک کشید؟ اصلا میدونستی وبلاگ چیه؟</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران:</strong> <span style="color: #0000ff;">خب از حدود سه‌سال قبل من به طور جدی وبلاگ می‌خوندم. این به‌طور جدی هم یعنی اینکه وقتی به ایتترنت کانکت می‌شدم، اولین کاری که می‌کردم شروع می‌کردم وبلاگ‌خونی. خب اون موقع هنوز گوگل‌ریدری وجود نداشت و استفاده از آراس‌اس فید، اینطوری که الان هست رایج نشده بود. به همین خاطر وقتِ بیشتر صرف خوندن وبلاگ‌ها صرف میشد. خب به هر حال وبلاگ خوندن بی‌تاثیر نبود تو نوشتن وبلاگ. همون اوایل چون علاقه‌ی خیلی شدیدتری به آی‌تی داشتم، احساس می‌کردم می‌تونم مقداری مفید باشم؛ اینطوری بود که اولین و تا این لحظه تنها وبلاگم رو برپایه‌ی آی‌تی‌نویسی ساختم. که خب بعداً کلا ماهیت و شیوه‌ی نوشتنم خیلی تغییر کرد.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"> </span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <strong><span style="color: #0000ff;">خب تو قبلا مدت زیادی بلاگر بودی و چند وقتیه که اومدی رو دامین شخصی و وردپرس. خب کار خوبی کردی ولی به نظرت چرا یه مدتی‌ه که تعداد آدمایی که دوس دارن بیان رو دامین شخصی زیاد شده؟ می‌تونی جواب ندی!</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">خب معمولا ما دوست داریم همه چیز شخصی برای خودمون باشه، معمولا هم بقیه به آدرس‌هایی که روی دامین‌های سرویس‌های وبلاگ‌دهی هستش یجور دیگه و با پیش‌داوری نگاه میکنن، انگار یه چیزی کمتر دارن یا نمیتونن مثل یک وبلاگی که دامین شخصی داره بنویسن، جدا از اینها دامین شخصی یه کلاسه دیگه‌ای داره&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <strong><span style="color: #ff0000;">هرچی باشه بالاخره وبلاگ‌نویس شناخته شده و با سابقه‌ای هستی و تو جامعه‌های مجازی هم طرفدارایی برای خودت دست و پا کردی و حسابی اهم و اوهومی داری برای خودت، وقتی از خونه میری بیرون هم به این فکر میکنی که من مهران۷۵۱ هستم و فلان و بیسار و انتظار داری که یروز یکی بشناستت و بیاد جلو بگه آقا مهران شمایی؟ من هر روز وبلاگ شمارو میخونم، خیلی باحال مینویسی!</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">:)) عجب سوالی. راست‌ش نه. چون معمولا دوست دارم و سعی می‌کنم زندگی آنلاین‌م ربطی به بخش آفلاین زندگی‌م پیدا نکنه. یعنی مثلاً اگه روزی بر فرض محال همچین اتفاقی که گفتی بی‌افته، شاید فقط به یه «مچکرم» ختم‌ش کنم داستان رو و چندان خوشحال هم نشم. البته آدم تا تو موقعیتش قرار نگیره نمی‌تونه نظر بذه ولی خب احساس می‌کنم چندان خوشحال نشم. بعد اون قسمتِ «تو جامعه‌های مجازی هم طرفدارایی برای خودت دست و پا کردی» رو درک نمی‌کنم :دی</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>تا حالا تو دعوای وبلاگی‌یی نقش داشتی؟ مثلا یکی از طرفین دعوا باشی؟ اصلا از دعوا خوشت میاد یا چی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">کلا زیاد ارتباط وبلاگی ندارم که شانس شرکت کردن تو یک دعوای وبلاگی رو هم داشته باشم یا بخوام دعوا راه بندازم، خودم هم حوصله بحث کردن با بقیه رو ندارم و معمولا تو کاره کسی دخالت نمیکنم، نمیدونم هم در مورد چیه پی‌اچ‌پی یا سی اس‌اس میشه با بقیه دعوا کرد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>از اولین روزی که وبلاگ مینویسی چیا برات تغییر کرده؟ سبک نوشتنت؟ طرز تفکرت؟ بیشتر ملاحضه خواننده رو میکنی یا هرچی دوست داری مینویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">خب خیلی چیزا تغییر کرده. مسلما نوع(و نگارش) نوشتنم خیلی تغییر کرده. یعنی الان اگه بعضی موقع‌ها که آرشیو مثلا یک‌سال پیشم رو می‌خونم، از مدل نوشتن اون موقع‌م خندم می‌گیره. ولی طرز تفکرم فکر نمی‌کنم چندان تغییری کرده باشه، شاید نوع بیان این طرز تفکر کمی تغییر کرده باشه، ولی تفکرم همونی‌ه که دوسال پیش بود، هست و احتمالا خواهد بود. من به یه سری چیزا پایبندم، یعنی یه سری حد و مرز واسه خودم تو نوشتن تعیین کردم و سعی می‌کنم که توی اون محدوده بنویسم و توی اون چارچوب هرچی دوست دارم می‌نویسم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>تا چه حد حاضری برای آنلاین بودن(وبلاگ و فرندفید و گودر و اینا) جلو خانواده وایستی؟ مثلا یه مهمونی رو نری، یا مهمون داشته باشین و نری پیش مهمونا</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">معمولا خانواده برای خلاص شدن از دست من خودشون شرایط آنلاین بودن من رو فراهم میکنن، ذاتا هم آدم اجتماعی نیستم و همیشه تمام سعیم رو میکنم که توی جمع‌های خانوادگی ظاهر نشم، ولی تا حالا نشده بخاطر آنلاین بودن جلوی خانواده ایستادگی کنم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا:<span style="color: #ff0000;"><strong> بیشتر عاشق وبلاگت هستی یا عاشق کامپیوتر؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">چه سخته جواب دادن به این. خب وبلاگم رو دوس دارم، ولی بالطبع اگه کامپیوتر نبود وبلاگی هم نبود، بعد نکته‌ی دیگه هم اینکه حالا برفرض اگه یه روزی وبلاگ هم نبود میشه یه‌جوری با توییتر و فرندفید و گودر و اینا جای خالی‌ش رو پر کرد ولی مطمئنا جای کامپیوتر رو هیچ‌چیزی نمی‌تونه بگیره. زندگی بدون کامپیوتر دیوانه‌کننده‌ست.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>کلا به ترک دنیای مجازی فکر کردی تا حالا؟ اصن به‌نظرت این کار لوس‌بازی هست یا نه؟ خواهشاً یه‌مقدار طولانی جواب بده، که کلاس فیس‌اف بره بالا</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">هر روز، لوس بازیه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>چه سبک وبلاگی رو دوست داری؟ شخصی؟ آی‌تی؟ قاطی پاتی؟ گروهی؟ ادبی-هنری؟ یا چی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">راستش نمی‌تونم فقط سبک خاصی از وبلاگ‌ها رو دوست داشته باشم. هم بعضی از وبلاگ‌های هنری خوبن هم شخصی و هم به قول تو قاطی‌پاطی. در مورد وبلاگ‌های آی‌تی هم رک بگم که درحال حاضر وبلاگِ آی‌تی‌یی که بشه گفت دوست‌ش دارم شاید خیلی کم باشه. الان جز یکی دوتا وبلاگ، به جرات می‌تونم بگم بقیه‌ی وبلاگ‌های آی‌تی فارسی مطالب خیلی خیلی سطحی و بی‌ارزش می‌نویسن. اما خب «بودن» وبلاگ‌های آی‌تی که واقعا دوست‌شون داشتم. مثلا آپدیت‌بلاگِ رضا مقدری رو واقعا دوست داشتم، چون هم نگارش عالی و روونی داشت و هم مطالب خیلی خوب و دسته اولی می‌نوشت؛ اون هم که متاسفانه مثل اینکه نمی‌خواد بنویسه. وبلاگ گروهی هم به نظر من تو ایران معنای خاصی نداره.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>فک کن مثلا من بهت بگم که n تومن بهت میدم، وبلاگ‌ت رو می‌خرم؛ بعد در ماه هم یه میزان حقوقی بهت میدم که هفته‌ی چندتا مطلب بنویسی و تو نوشتن مطالب هم اجبار وجود داشته باشه. راضی به این معامله خواهی بود؟ یعنی مثلا این‌جوری هم می‌تونم بپرسم سوالم رو که، اگه پول بگیری و زیردست کس دیگه‌ای باشی انگیزه‌ت بیشتر خواهد بود یا همینجوری که الان هست؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">فکر نکنم پول  و زور انگیزم رو بیشتر بکنه ولی بخاطر مسئولیتی که روی دوشم میذاره صد در صد فعالیتم بیشتر میشه، ولی حاضر نیستم هیچ وقت وبلاگ خودم رو بفروشم و به دستور کسه دیگه ای و به سلیقه اون طرف توش بنویسم، ولی اگه در مقابل وبلاگ نویسی توی وبلاگ دیگه‌ای بهم پول بدن قبول میکنم، البته اگر نخوان که نوشته‌های تبلیغاتی بنویسم و چیز‌هارو اونطوری که نیست طبق نظر اونها تغییر بدم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>آرزو خاصی داری که یه روز تو وبلاگت راجب یه واقعه خاصی بنویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">دارم و داشتم. آرزو داشتم یه زمان، در مورد رئیس‌جمهور شدن مهندس موسوی بنویسم؛ شاید می‌شد سلسله مطالب؛ که نشد متاسفانه! و اینکه روزی در مورد شرکت کردنم تو کنسرت لینکین‌پارک بنویسم. واقعا یکی از آرزوهام‌ه این.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>خب مسلماً وبلاگ تو یه وبلاگ تخصصی‌ه؛ خود من هم تا حالا زیاد پیش اومده که از مطالب‌ت استفاده کردم،‌دستت هم درد نکنه. ولی تا حالا شده به این فکر کنی که مثلا دیگه از امروز تخصصی ننویسم و شروع کنم روزانه‌نویسی و عمومی‌نویسی؟ اصلاً لازم می‌بینی همچین کاریو؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">مسلما هر انسانی از تکرار خسته میشه و بعضی اوقات به سرش میزنه که کاره دیگه‌ای بکنه، من هم چند بار همچین کاری رو کردم بیشتر زمانی که توی بلاگر مینوشتم، ولی حالا دیگه به همچین چیزی فکر نمیکنم و ترجیح میدم که کاری که بهتر بلدم را انجام بدم، بعضی وقت‌ها هم توی وبلاگ‌های دیگه افکرام رو بیان میکنم و معمولا وقتی بعد از چند وقت میخونمشون حالم از خودم بهم میخوره و همشون رو پاک میکنم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>به نظرت اگه تقلب نشه آخر این نظرسنجی کی برنده میشه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">هیشکی. من و تو واسه برنده شدن ساخته نشدیم :))</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>اگه بخوای پنج‌تا چیز رو از زندگی‌ت حذف کنی، اون پنج‌تا چیز چیائن؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">زیاد چیزی ندارم که بخوام ۵تاش رو هم حذف کنم، بیشتر اخلاق‌ها و رفتار‌هایی دارم که دوست دارم تغییر کنن، ولی از چیز‌هایی که توی زندگیم هستن دوست دارم یک دانشگاه رو حذف کنم، دوم یه سری از آدمها، سوم ۵-۶ کیلو اضافه وزن دارم که اگر نباشن خیلی خوب میشه دیگه چیزی به ذهنم نمیاد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا:<span style="color: #ff0000;"><strong> به نظرت یه وبلاگ نویس برای چی و به چه امیدی باید وبلاگ بنویسه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">این یه چیز شخصی‌ه کاملا. اصولا وبلاگ‌نویسا چند مدلن. مثلا یه عده هستن که وبلاگ‌شون کلا پرایوت‌ه حالا یا خود وبلاگ یا مثلا پست‌هاشون رمز داره؛ یعنی اینکه یا نمی‌خوان کسی وبلاگ‌شون رو بخونه یا عده‌ای خاص. خب اینجور آدما معمولا برای خودشون وبلاگ می‌نویسن و چندان مخاطب براشون مهم نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یه عده هم (که اکثر وبلاگ‌نویسا این مدلی‌ن) خیلی معمولی‌ن یعنی صرفا برای مخاطب مطلب نمی‌نویسن ولی داشتن مخاطب هم براشون مهم‌ه. </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> اما یه مدل هم هستن که صرفا و صرفا برای مخاطب می‌نویسن؛ هرچی مخاطب خوشش بیاد اونا هم همون رو می‌نویسن و تمام‌ن سعی در جذب مخاطب دارن. که خب من شیوه دوم رو بیشتر می‌پسندم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>کدوم وبلاگ‌نویسایی که تا حالا ندیدی رو دوست داری ببینی؟ ایرانی و غیرایرانی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">زیاد علاقه‌ای ندارم کسی رو ببینم، بیشتر دوست دارم این وبلاگ نویسم‌های معروف خارجی رو یروز از دور نگاه کنم ببینم چه جوری زندگی میکنن، یکی هم میخوام اینی که وبلاگ رسمی گوگل رو مینوسه و اسمش A Googler هست رو بدونم کیه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا:<span style="color: #ff0000;"><strong> به نظرت فضای وب در ایران آینده‌ی خوب یا بدی رو در پیش داره؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">از موقعیتی که الان درش هستیم و ظاهر امر، به نظر من خیلی بد. چون از یه طرف داره روز به روز محدودیت‌های دسترسی از طرف دولت و مخبرات بیشتر میشه. از طرف دیگه هم آدم‌های جدیدالورود از نظر من درکِ درستی از رابطه‌ها و عرف‌های حاکم بر فضای وبِ ایرانی رو درک نکردن. ولی خب اگه بخوایم از لحاظ امکاناتی که وب در اختیار کاربرا قرار میده بگیم، که مسلما آینده‌ی خیلی خیلی بهتری رو در پیش داره.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران:<span style="color: #0000ff;"><strong> چند ساعت در روز آنلاینی؟ چند ساعت خوابی؟ و چند ساعت احیاناً درس می‌خونی؟ همین</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">معمولا ۱۵-۱۶ ساعت آنلاینم، ۶-۸ ساعت میخوابم، درس هم معمولا شب امتحان یکی دو ساعت نگاهی میکنم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>به نظرت توی فضای وب فارسی رابطه حاکمه یا ضابطه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران:<span style="color: #0000ff;"> </span></strong><span style="color: #0000ff;">البته دوست ندارم این مدلی نگاه کنم کلاً، ولی خب به‌نطرم «رابطه‌ها» قدرت بیشتری دارن تا «ضابطه». خیلی راجع به این موضوع توی وبلاگستان و جاهای دیگه وب بحث شده، یه عده میگن که نه، رابطه‌ای وجود نداره ولی یه سری دیگه هم مصر هستن که بگن که قدرت تو وبِ فارسی دست کسایی‌ه که رابطه‌های بهتری دارن.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>دوست داشتی جای کدوم وبلاگ نویس باشی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">هیشکی؛ فکر می‌کنم خودِ مهران بوالحسنی باشم خیلی بهتر باشه :)</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;"><strong>نظرسنجی</strong></span>:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و…</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 14 را انتخاب کنید و به ما بگوئید که با کدام وبلاگ نویس بیشتر حال کرده اید!؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a name="pd_a_2078744"></a><div class="PDS_Poll" id="PDI_container2078744" style="display:inline-block;"></div><script type="text/javascript" language="javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/2078744.js"></script>
			<noscript>
			<a href="http://answers.polldaddy.com/poll/2078744/">View This Poll</a><br/><span style="font-size:10px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">Market Research</a></span>
			</noscript></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://answers.polldaddy.com/poll/2078744/"><img class="alignnone" title="نتیجه نظرسنجی فیس آف چهاردهم" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff14result1.jpg" alt="" width="187" height="217" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://answers.polldaddy.com/poll/2078744/"><img class="aligncenter" title="نتیجه نظرسنجی فیس آف چهاردهم" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff14result2.jpg" alt="" width="547" height="92" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="text-decoration: underline;">تشکریجات</span>:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong>کامیار ندیمی </strong>بخاطر معرفی مهران و علیرضا</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a> </strong>بخاطر اصرارش برای رو در رو قرار دادن مهران و علیرضا</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><a title="زنگوله" href="http://zangoole.com/" target="_blank"><strong>بابک محمودی</strong></a>، <a title="کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/" target="_blank"><strong>آرش کمانگیر</strong></a>، <a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank"><strong>فواد</strong></a> و <a title="از زندگی" href="http://blog.ahmadnia.net/" target="_blank"><strong>شیرین احمدنیا</strong></a> برای شرکتشان در بحثها و حمایتهایشان از فیس آف<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/faceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://apps.facebook.com/blognetworks/blog/face_off/"><img class="aligncenter" title="فیس آف در شبکه وبلاگهای فیس بوک" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/facebook-networkbloged.png" alt="" width="147" height="21" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=16611873147"><img class="aligncenter" title="گروه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/faceoff-group.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/pages/Persian-Bloggers-FACE-OFF/47748617274"><img class="alignnone" title="صفحه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/faceoff-page.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2Ffaceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi%2F&amp;title=Face%20Off%2014%20%3A%20%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%D9%86%DB%8C%20vs%20%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7%20%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DA%86%DB%8C" id="wpa2a_14"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>25 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/372ac8b6db76bdade3fc9150c09e8f64?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>سعید:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comment-670">۱۳ مهر ۱۳۸۸</a></small>
							بحث جالبی بود . نمی شه تفاوتی بینشون قائل شد :)
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5aed3ccc713b4dfd21dfa2fb5beeb8f0?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>ITLine:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comment-671">۱۳ مهر ۱۳۸۸</a></small>
							بنده به تصویر انتخابی برای مهران اعتراض دارم و معتقدم تصویر درستی از ایشون انتخاب نشده و اونو بر خلاف چیزی که هست نشون میده
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/258d267fe2714ab10f8f244dc07f6f19?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comment-672">۱۳ مهر ۱۳۸۸</a></small>
							<a href="#comment-671" rel="nofollow">@ITLine</a>, در این مورد ما بی تقصیریم! مهران خان انتخاب عکس را به خودمون واگذار کردن و ما هم به زحمت تونستیم یه تصویر از صورتشون پیدا کنیم. ضمناً عکس قبل از طراحی لوگو به تائید خودشون رسید.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/9a880df23d808c645ea0966a81b6baed?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>آرش زاد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comment-673">۱۳ مهر ۱۳۸۸</a></small>
							ایضا منم نظر حسن خان رو دارم...!
عکس های بهتری هم با جست و جوی بیشتر پیدا میشد...
اما از نظر خود بحث، کاملا عالی بود، تقریبا براری میکردن...!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/258d267fe2714ab10f8f244dc07f6f19?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comment-674">۱۳ مهر ۱۳۸۸</a></small>
							<a href="#comment-673" rel="nofollow">@آرش زاد</a>, مسلماً ارسال عکس جهت طراحی لوگو بر عهده شرکت کنندگان در فیس آف است و برگزارکنندگان در قبال آن مسئولیتی ندارند.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=161"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=161">20 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>25</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Sep 2009 06:14:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه نامه]]></category>
		<category><![CDATA[16 شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[آیدا رنگی]]></category>
		<category><![CDATA[افیون]]></category>
		<category><![CDATA[امین ثابتی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ریاست جمهوری دهم]]></category>
		<category><![CDATA[اوپیوم]]></category>
		<category><![CDATA[بابک محمودی]]></category>
		<category><![CDATA[بامدادی]]></category>
		<category><![CDATA[بر ساحل سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگ نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[بلوط]]></category>
		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>
		<category><![CDATA[تولد بلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[حورا]]></category>
		<category><![CDATA[خبرگزاری]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه دیجیتال]]></category>
		<category><![CDATA[رضا سیدی پور]]></category>
		<category><![CDATA[زنگوله]]></category>
		<category><![CDATA[سلمان جریری]]></category>
		<category><![CDATA[سمیه توحیدلو]]></category>
		<category><![CDATA[شایان شلیله]]></category>
		<category><![CDATA[صادق جم]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا نون وا]]></category>
		<category><![CDATA[علیها]]></category>
		<category><![CDATA[فرندفید]]></category>
		<category><![CDATA[فیدوس]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[لوا زند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد علی ابطحی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم سین سین]]></category>
		<category><![CDATA[ندای امروز]]></category>
		<category><![CDATA[نقش بلاگستان در حوادث پس از 22 خرداد 1388]]></category>
		<category><![CDATA[هشتمین سال تولد بلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[وب نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[وب2]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[گیلاس خانوم]]></category>
		<category><![CDATA[گیله مرد]]></category>
		<category><![CDATA[یوتیوب]]></category>
		<category><![CDATA[یک طراح وب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=158</guid>
		<description><![CDATA[هشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست، که بلاگها در آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست، که بلاگها در آن حضوری پررنگ و تعیین کننده داشته اند. لذا لازم است درنگی کنیم و ببینیم که بلاگستان در نخستین حضور جدی خود در جامعه حقیقی چگونه ظاهر شده است. به همین دلیل چند تن از وبلاگ نویسان لطف کرده اند و به <strong>بررسی نقش بلاگستان فارسی در حوادث پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸</strong> پرداخته اند و <strong>به میزان مفید بودن و اثرگذاری بلاگستان در این برهه زمانی، از ۰ تا ۲۰ نمره داده اند</strong>.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اجازه دهید هشتمین سالروز بلاگستان فارسی را با یاد بلاگ نویس دربند جناب آقای <strong>محمدعلی ابطحی</strong> نویسنده وبلاگ <strong><a title="وب نوشت" href="http://webneveshteha.com/" target="_blank">وب نوشت</a></strong> آغاز کنیم، که <a title="Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی  " href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/" target="_blank">سال پیش</a> برایمان اینگونه نوشته بودند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی نقاب از درون صاحبش تراوش کند،خواندنی است. وقتی جای رسانه را می گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="فیس آف ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی" src="http://blognevesht.com/faceoff/wp-content/uploads/logos/faceoff-8th-blogestan-birthday.gif" alt="" width="290" height="407" /></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو : <a title="Sober" href="http://sober.ir" target="_blank">حدیث</a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و مزیّن می کنیم این ویژه نامه را به قلم سرکار خانوم <strong>سمیه توحیدلو</strong> نویسنده وبلاگ <strong><a title="برساحل سلامت - سمیه توحیدلو" href="http://smto.ir" target="_blank">بر ساحل سلامت</a></strong>، که چند صباحی را به جرم نقش وبلاگشان در تحلیل انتخابات اخیر دربند بوده اند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای همه کسانی که یک رسانه بزرگ را آفریدند</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به مناسبت هشت سالگی وبلاگ نویسی فارسی قرار بود درباره تاثیرات وبلاگ ها بر پدیده ها و اتفاقات بعد از انتخابات بنویسم. شاید شرایط خاصی که من در بعد از انتخابات درگیرش بودم مانع از این می شد که در همان زمان وبلاگ ها را دنبال کنم و از احوالات و شرایط به وقوع پیوسته باخبر شوم. اما در همان احوال علیرغم اینکه به سبب فعالیت های انتخاباتی دستگیر شده بودم، اما باید پاسخگوی نوشته هایم در پستهای وبلاگ می شدم. از نظر من نوشتن و خصوصا روزانه نویسی در وبلاگ مسئله جدی ای بود البته نه به اندازه ای که بازجوها آن را مهم می پنداشتند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما بعد از گذشت ۷۰ روز اولین و طبیعی ترین کار، گرفتن خبر از ایامی بود که به زعم بسیاری از ناظرین سرعت تحولاتش آنقدر بالا بود که نتوان آن را با روزها و ماه های مشابه مقایسه نمود. خواندن اخبار و حتی دیدن فیلم ها و صحنه های تظاهرات و اعتراض مردم و یا صحنه های خشونت ها نمی توانست به تنهایی منتقل کننده حس و حال آن روزها باشد. آنها به مانند اسنادی کاملا بی روح بودند که تنها و تنها خشونت آن روزها را برایم منتقل می کردند. تنها دو منبع می توانست بازگوکننده وضعیت آن روزگار باشد. دو منبعی که بسیار از آن بهره جستم و صادقانه باعث حیرتم گردید. اولین منبع گفتگوهای شفاهی و توضیحاتی بود که افراد از حضورشان و از حضور مردم ارائه می دادند و دومین وسیله خواندن وبلاگ کسانی بود که شاهدان عینی ِ وقایع بودند و یا به نحوی گزارشی از آنچه دیده اند و شنیده اند ثبت کرده اند. به واقع وبلاگستان در این مدت مکتوب کننده و ثبت کننده خاطرات شفاهی مردمی شده بود که علاقمند به تغییر بودند و برای خواستشان برخاسته بودند. دیگر نیاز نبود برای شناخت بهتر به خاطرات سینه به سینه و یا در گوشه دفتر یادداشتی ثبت شده مراجعه نمود که این خاطرات و شرح وضعیت ها به شکل علنی و در دسترس بود. کافی بود وارد گوگل ریدر شوی و تمام آیتم های نخوانده ای که دوستانت نوشته اند تک به تک بخوانی یا اینکه تمامی به اشتراک گذارده شده هایی که آن روزها بوی خشم و بوی اعتراضش بیش از هر شخصی نویسی ای شده بود ببینی. نکته جالب این بود که کوتاه نوشته ها و یا شخصی نوشته های دوستان وبلاگ نویس ِ غیر سیاسی نیز به بهترین نحوی منتقل کننده آن حس و حال بود. به جرات باید بگویم یکی از بهترین منابع مرور حوادث همانهایی بود که در وبلاگ ها خواندم. البته ناگفته پیداست در وبلاگ خوانی باید حواسم می بود که این اسناد خالی از دخالت شخصی ِ نویسنده نیست و همان می تواند نوشته را با اغراق و یا با کم و ناچیز انگاری همراه کند. آنچه مهم بود برآیندی بود که از این خواندن ها می شد گرفت. بی جهت نیست که وقتی در جستجوگرها برای گرفتن اطلاعات می گردی بیشترین حجم اطلاعات را باید در این دفترچه یادداشت های شخصی ای پیدا کنی که روزی روزگاری بعد از نوشته شدن در گوشه صندوق ها و یا پشت کتابخانه ها خاک می خورد و امروز به بهترین شکلی آنها منتشر شده است. به واقع در این حوادث هر شهروند یک رسانه بوده است. یک رسانه نوشتاری، یک رسانه تصویری. ثبت وقایع از طریق نوشته، عکس و فیلم اتفاقی بود که در این اعتراضات توسط شهروند خبرنگارانی انجام شد که اینبار فعال شده بودند و گوی رقابت را از روزنامه نگاران و خبرنگاران حرفه ای ربودند. با امید روزی که دسترسی شهروندان به رسانه ها نامحدود باشد و هر شهروند صاحب یک رسانه باشد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و اما سایر بلاگ نویسانی که نظراتشان را به اشتراک گذارده اند (به ترتیب زمان دریافت مطالب):</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیها </strong>نویسنده <strong><a title="یک طراح وب - علیها" href="http://aliha.ir" target="_blank">یک طراح وب</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در این دوره، یک ۲۲خردادِ متفاوت را تجربه کردیم. اگر شما هم جزئی از وبلاگستانِ فارسی بودید – چه خواننده و چه نویسنده – حتما متوجه ی این شدید که خبرهای آن روزها را سریع تر از هرکسی به دست می آوردید.<br />
وبلاگستان و وبلاگستانی ها انصافا گل کاشتند. همین که تعدادی از وبلاگ نویس های عزیزمان دستگیر و یا تهدید به این امر شدند، خود گویای تاثیرگذاری بسیار زیادِ آن است.<br />
سالگردِ وبلاگستانِ فارسی هست، تبریکاتِ بنده را هم پذیرا باشید :- ) هرچند که نمره ی وبلاگستان ۲۰ است اما من به آن نمره ی ۱۹ می دهم و ۲۰ را نگه می دارم برای دوره ی بعد :- )</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شایان شلیله</strong> نویسنده <strong><a title="دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران - شایان شلیله" href="http://www.lavashak.com/blog/" target="_blank">دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در مورد نقش وبلاگ نویسان در رویداد های اخیر شاید حرف های زیادی بشود زد. البته بررسی نقش وبلاگ نویسان که چه نتیجه ای داشته است را پس از مدت کوتاه ۲ ماهه نمی شود بررسی کرد که این حرف ها و نوشته ها چه تاثیر فرهنگی در جامعه داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما نقش وبلاگ نویسان رو در مورد پوشش خبری و استفاده از تکنولوژی می شود خیلی دقیق بررسی کرد. پوشش خبری و اطلاع رسانی بعد از انتخابات به دلیل مشکلات زیادی که خبرنگاران داشتند در پوشش خبری، به دوش وبلاگ نویسان بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">استفاده از سایت ها و افرادی که آن ها را تهیه می کردند و در اینترنت قرار می دادند را شاید بشود گفت یک حرکت بسیار بزرگ و قوی بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در شرایطی که این سایت ها فیلتر شده بودند، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه شده بود و تهیه مطلب هم کم خطر نبود، وبلاگ نویسی و در کل وبلاگ نویسان شناخته شده ویا ناشناخته به درستی وارد میدان شدند و این فاصله اطلاع رسانی و پوشش خبری رو کامل کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای خود من خیلی جالب بود که یک بار در دفتر نشسته بودن داشتم فیس بوک بازی می کردم دیدم یک فیلم ویدئویی به اشتراک گذاشته شد که دقیقا در سرکوچه ما گرفته شده بود. یعنی سرعت انتقال اطلاعات مثل تهیه فیلم، ارسال اون به اینترنت و به اشتراک گذاشتنش تا اونجا که به من برسه کمتر از یک ساعت طول کشیده بود. یعنی من فیلمی رو از محله زندگی خودم میدیدم که دور دنیا رو گشته و سریع تر از اینکه خبرش به صورت چهره به چهره به من برسه با استفاده از تکنولوژی به دست من رسید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شاید برای کسی که در خارج زندگی می کنه و از ایران دور هستش و مدت زیادی هم هست که به ایران نیومده این موضوع خیلی اهمیت نداشته باشه ولی برای من که در ۱۰ دقیقه بیشتر با خونه فاصله ندارم و رویداد های به این نزدیکی که در اطراف من روی میده رو هم با استفاده از تکنولوژی سریع تر مطلع میشم دقیقا میتونه توضیح این باشه که نقش وبلاگستان و استفاده از تمام ابزار ها برای اطلاع رسانی تا چه اندازه ای اهمیت داره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان هم من واقعا به وبلاگ نویسی از نظر استفاده از وبلاگ و تکنولوژی های وب نمره ۲۰ رو میدم. البته نه تنها من بلکه همه ما شاهد بودیم که تمام دنیا هم از این موضوع شوکه شدن، و کم نبودند افرادی که از این رویداد به عنوان انقلاب وب ۲ یا شکوه روزنامه نگاری شهروندی نام بردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چون در تمام کشور ها خیلی سال است که روزنامه نگرای شهرورندی مطرح شده ولی در واقع نقش و تاثیر گزاری روزنامه نگاری شهروندی در دنیا تا قبل از انتخابات ایران در چنین حجمی اصلا روی نداده بود.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین ثابتی</strong> نویسنده <strong><a title="ندای امروز - امین ثابتی" href="http://aminsabeti.net" target="_blank">ندای امروز</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بلاگستان فارسی در وقایع پس از ۲۲ خرداد ماه تا حدودی جای یک رسانه‌ی ملی را پر کردند و به خوبی وقایع را پوشش دادند. مزیت مهم پوشش اخبار توسط بلاگستان فارسی در آن بود که تمامی دیدگاه‌ها و نظرها بیان می‌شد و هیچ صدایی سانسور نمی‌شد، به همین دلیل می‌توان وبلاگستان فارسی را بی‌طرف‌ترین رسانه‌ی ایرانی د وقایع پس از ۲۲ خرداد دانست. نمره: ۱۶</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بابک محمودی</strong> نویسنده <strong><a title="زنگوله - بابک محمودی" href="http://zangoole.com" target="_blank">زنگوله</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نقش فناوری هایی نظیر اینترنت در جامعه را به خوبی و روشنی نشان داد. من تمام دوره های مختلف، از آن زمان که واژه «وبلاگ» در فارسی معنا نداشت تا آن موقع که وبلاگ داشتن کلاس داشت و تا الان را «از نزدیک» دیده ام. اخیرآ به وضوح احساس می کنم که کلمه «وبلاگ» خیلی خیلی بیش از پیش جا افتاده. همه ما دیدیم و داریم می بینیم که به لطف اینترنت و سرویس دهنده های رایگان هر فرد به یک رسانه تبدیل شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فضاهایی مثل توییتر و فرندفید هم جزئی از وبلاگستان فارسی هستند و مطمئنم همه شما از نقش مثبت آنها به خوبی آگاه هستید. توییتر به ما ثابت کرد که میکروبلاگینگ و پاسخ به سوال «What are you doing?» گاهی چقدر می تواند مهم باشد و فرندفید هم به عنوان یک سکوی خبرگزاری جمعی و به اشتراک گذاری اهمیت و قدرت خودش را بیش از پیش به ما ثابت کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من به نقش وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نمره ۱۴ می دهم، نمره ای که صد در صد قبول است اما هنوز خیلی جای پیشرفت دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ما بیشماریم!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <strong><a title="گیله مرد" href="http://meiabd.wordpress.com" target="_blank">گیله مرد</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان در دوران پس از انتخابات ضعف های رسانه دولتی را پر کرد و نقش بسیار مهمی در انعکاس وقایع داشت تا جایی که بسیاری از شفاف سازی ها در همین وبلاگستان صورت گرفت و وبلاگ نویس تبدیل شد به کابوسی در بیداری برای آنها که حق را نادیده گرفتند. هر چند در پاره ای از موارد یک جانبه گرایی هم صورت می گرفت ولی از حق نباید گذشت که وبلاگ های فارسی در مجموع نقش یک رسانه ملی را بازی کردند که مدت ها در حسرتش بودیم. به امید روزی که بتوانیم در شاهد به بلوغ رسیدن این کودک هشت ساله باشیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نمره من به بلاگستان فارسی ۱۸ هست! اون دو نمره هم به خاطر امثال آهستان کم کردیم</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="گیلاس خانومی" href="http://gilaasi.com" target="_blank"><strong>گیلاس خانومی</strong></a> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دلم میخواست بنویسم که راضی ام از نقش بلاگستان , اما نیستم . خیلی از ما وبلاگ نویسان در این دوران &#8211; از قبل از ۲۲ خرداد میگویم تا بعدش &#8211; کارهایمان را زمین گذاشتیم و امدیم سراغ انتخابات و هیاهو کردیم و داد زدیم و ناله کردیم و بعد دوباره برگشتیم سر کارهایمان ! شما فرض کن گردگیری میز تلوزیون  یا وصل کردن یک لامپ کم مصرف &#8230; اما بودند کسانی که زندان رفتند , بیشتر از من کتک خوردند , خاطراتشان خیلی بدتر و واضح تر از خاطرات ما بود و شکنجه شدند , کشته شدند و الان در قبرهای بی هویت در گورستان در خوابیده اند . و وبلاگستان کاری نمی تواند برایشان بکند . شاید التیامی با سخنی یا همدردی یا اصلا یاد بودی ولی شده است انچه که نباید میشد و گذشته است انچه که سخت بود و بر خاطره ها ماند &#8230; حالا که قرار است نمره بدهم &#8230; نمره قبولی نمیدهم .. چون راضی نیستم . دوست ندارم بایستم و برای هیچی دست بزنم . نمی گویم هیچی بود ! اخرش هیچی شد . می بینید که اعترافات مخملی این کودتای مخملی را ؟ دوست نداشتم جای سمیه خانوم باشم . حتی یک لحظه و نمیدانم چه بگویم که درمانی باشد برای زخم های روحی اش .. فقط شرمنده ام خواهر</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>رضا سیدی پور </strong>نویسنده <strong><a title="فیدوس - رضا سیدی پور" href="http://www.rezasayyedi.blogspot.com/" target="_blank">فیدوس</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چند سال پیش وقتی اولین گروه از وبلاگ نویسان  به جرم تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده و پرونده ای موسوم به پرونده وبلاگ نویسان به جریان افتاد &#8211; پرونده ای که هنوز مفتوح است &#8211; وبلاگ نویسی جایگاه خود را به عنوان یک رسانه در ایران نشان داد ، و از آن روز به بعد پای وبلاگ نویسان نیز مانند دیگر صاحبان رسانه همزمان هم به فضای سیاسی ایران و هم به دادگاه های این کشور باز شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">استقلال فردی و آزادی عمل در وبلاگ نویسی باعث شده تا در جریانات مختلف بتواند به عنوان یک رسانه قوی و بروز عمل کرده و کمک کار اصلی دیگر رسانه های رسمی و نیمه رسمی باشد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در کوران حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد و در حالی که فضای ملتهب داخل کشور خالی از رسانه های خارجی و رسانه های داخلی مستقل بوده و عملا خبر رسانی به داخل و خارج از کشور صورت نمی گرفت ، وبلاگ ها توانستند تا حدود زیادی این نقیصه را جبران کنند .استفاده وبلاگ نویسان از عکس و فیلم هایی که بیشتر توسط خود وبلاگ نویسان و بی واسطه تهیه می شد باعث افزایش اعتبار خبری آنها شد ، تا جاییکه در موارد بسیاری همین وبلاگ های غیر رسمی در بیشتر موارد به عنوان منابع اصلی خبری غول های رسانه ای جهان مورد استفاده قرار می گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسی در ایران را دیگر نمی توان نهال نو رسته ای دانست چرا که هشت سال سابقه وبلاگ نویسی فارسی در عصر پر شتاب رسانه سابقه کمی نیست و من فکر می کنم جریان وبلاگ نویسی ایران در اولین آزمون خطیر خود موفق بوده و به خوبی توانسته است که وظیفه اطلاع رسانی خود را انجام بدهد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شانزده سال سابقه معلمی و امتحان و ورقه و نمره این حسن را داشته که الان من به راحتی بتوانم نمره بدهم . نمره من به وبلاگ نویسی فارسی در جریانات پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۸ می باشد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا </strong>نویسنده <strong><a title="علیرضا - نون وا" href="http://noonva.ir" target="_blank">نون وا</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وقایع اخیر هرچند دردناک بود ،اما برای وبلاگستانی که همیشه در کارهای گروهی ضعیف بود ، تمرینی شد برای با هم بودن ، برای کار دسته جمعی ،حتی برای اثبات جایگاه خود اینترنت. وبلاگستان چه قبل و بعد از ۲۲ خرداد ماه ثابت کرد رسانه ای‏ست آزاد که هر فردی در آن اجازه اظهار نظر خواهد داشت. این روز رو به همه مردمان وبلاگستان تبریک عرض میکنم و به وبلاگستان نمره ۱۵٫۲۵ خواهم داد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="مریم سین سین" href="http://maryamss.wordpress.com" target="_blank"><strong>مریم </strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به نظر من وبلاگستان درجریان انتخابات بیشتر نقش رسانه ای و اطلاع رسانی داشت. البته این خیلی طبیعیه اما انتظار خود من از وبلاگ نویس ها خیلی بیشتر از این حرف ها بود. با توجه به اینکه  وبلاگ نویس های تاثیر گذار اغلب آدم های تحصیل کرده و روشنفکری هستن نقششون خیلی باید فراتر از صرفا یک خبر رسانی یا تکرار داستان های انتخبات بود. متاسفانه هیچ نقد درست و حسابی و هیچ تحلیل منطقی در بلاگستان در رابطه با اتفاقات اخیر من ندیدم. به نظرم نمره وبلاگستان ۱۵ هست.شایدم ۱۰٫</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>آیدا رنگی </strong>نویسنده <strong><a title="بلاگ نویس - آیدا رنگی" href="http://blogneviss.com" target="_blank">بلاگ نویس</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رسانه شمایید !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲۲ خرداد ۱۳۸۸٫ کمی بعد از شادی های کوچک برای امید به ایرانی آباد ، ایرانی شاد ، ایرانی آزاد ، ایرانی بدون تحریم ، ایرانی بدون بازداشت وبلاگ نویس.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">زمان، ساعت صفر مطلق ۲۳ خرداد .کمی بعد از اعلام نتایج. کمی بعد از دلسرد شدن از آزادی ، کمی بعد از تقلب &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و آغاز جنبشی در وبلاگستان فارسی که شاید بتوان نقطه عطفی در فعالیت سیاسی وبلاگ نویسان فارسی زبان دانست. بازداشت وبلاگ نویسان که کام نوشتن را برای دوستان ندیده مجازی یاران در بند تلخ کرده بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سانسور شدید خبری رسانه ملی  بار اطلاع رسانی را به دوش وبلاگ نویسان گمنامی گذاشته بود ،  که حالا ترس از بازداشت داشتند. اما با شعار &#8221; رسانه شمایید &#8221; همچنان وبلاگ نویسان اعتراض خود را با کلمات به گوش یاران و مخالفان می رساندند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">درخواست ازادی برای وبلاگ نویسان بازداشت شده ، روشن کردن شمع برای کشته شده ها و دیگر فعالیت های مجازی که هرکدام صدایی بود از بین هزاران نویسنده این دنیای مجازی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در مقابل نویسنده های موافق دولت نیز بیکار ننشستند و با نطق های طولانی و تند به تخریب اتفاقها پرداختند و جنگی سایبری بین موافقان و مخالفان در گرفت.جنگی از نوع هک بین فارس و بالاترین ! و یا کلمات بین وبلاگ نویسان !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شاید اگر نویسندگان وبلاگ ها نبودند ، فریاد های پشت دیوار اوین خاموش می شد ،نگاه &#8221; ندا &#8221; سمبل آزادی نمی شد ، دروغ پراکنی رسانه ملی افشا نمی شد !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما  ما ، وبلاگ نویسان فارسی بودیم که توانستیم در این مسیر پرخطر ادامه دهیم و رسالت ، &#8221; رسانه شمایید &#8221; را انجام دهیم.رسالتی که هنوز ادامه دارد و تا روزی که وبلاگ فارسی زنده است ، پاینده خواهد ماند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من ، به عنوان نویسنده ای از بین هزاران وبلاگ نویسی که در این مدت سعی به تصویر کشیدن دغدغه ها و اتفاقات پیرامون خود را داشت ، به تمام اعضای این جامعه وبلاگ فارسی  موفقیت در این رسالت را تبریک می گویم و امیدوارم تا روز ازادی تمام وبلاگ نویسان در بند ، این حرکت ادامه داشته باشد .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با وجود تمام تحریم های موجود برای به روز نگه داشتن وبلاگ ها از جمله کم بودن سرعت اینترنت ، فیلتر ، تصویب قانون جدید جرایم اینترنتی در تیر ماه و غیره و غیره ، به وبلاگستان فارسی نمره ۲۰ را می دهم که با وجود تمام این سختی ها به راه خود ادامه داد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>لوا زند </strong>نویسنده <strong><a title="لوا زند - بلوط" href="http://www.balootak.com" target="_blank">بلوط </a></strong>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">متاسفانه من تابستان امسال وضع ثابتی نداشتم و وبلاگ خونی هم آداب مخصوص داره. مثل فیس بوک و تویتر نیست. حداقل برای من فرق داره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من حوادث امسال رو به طور عمده از فیس بوک، تویتر و خبرگزاری ها دنبال کردم نه وبلاگستان. یه شرایط خاصی هم داشت مخصوصا اون دو سه هفته اول که حجم خبرها اینقدر زیاد بود که عملا وبلاگی که روزی یکی یا دوبار آپدیت میشه کارایی خبررسانی در این مورد رو نداشت یا حداقل مثل فیس بوک و تویتر نبود . عکس و ویدئو (‌که امکان به اشتراک گذاشتنشون مثلا تو فیس بوک خیلی بیشتره، هر کدوم اندازه هزار کلمه حرف میزدند). البته فکر کنم بین همه وبلاگ‌ها سه تا از وبلاگ‌هایی که دنبال می کردم از دیده های خودشون تو تظاهرات و خیابون ها می نوشتند که خب اینها هم منابع دست اولی بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اجازه بدید من مسله رو تحلیل نکنم و نمره ندم چون اولا همونطور که گفتم واقعا وبلاگها منبع اخبار برای من نبودند و دوما اینکه به عنوان کسی که به ماجرا نزدیک نبود و خودش تجربه دست اول نداشت نمیتونم بگم واقعیت چطور بود و وبلاگ‌ها چطور پوشش دادند اخبار رو. چیزی که هست حوادث بعد از خرداد امسال یه دریچه تازه ای رو نه تنها به روی خبرنگاری شهروندی که به روی اعتراضات مردمی باز کرد و واسه اولین بار در این حجم گسترده از تکنولوژی های اینترنتی برای جلب توجه بقیه دنیا و رسوندن صدای اعتراض استفاده شد. وبلاگ ها هم حتما از این قضیه مستثنا نیستند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حورا</strong> نویسنده <strong><a title="افیون - اوپیوم - حورا" href="http://opium.ir" target="_blank">افیون</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مطمئننا اگر  وبلاگستان فارسی نبود این جنبش در نطفه خفه می شد و هیچ اثر از آن باقی نمی ماند&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یک ۲۰ به وبلاگستان بدهکاریم</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="بامدادی" href="http://bamdadi.com/" target="_blank"><strong>بامدادی</strong></a> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از یک دیدگاه شاید با توجه به ضریب نفوذ پایین اینترنت در ایران نقش وبلاگستان فارسی در هر گونه تحول اجتماعی در ایران ناچیز به نظر برسد. اما اگر شرایط حساس تاریخی‌ای مانند آن‌چه در چند ماه اخیر بر ایران گذشته است را در نظر بگیریم احتمالا به نتیجه‌ی دیگری می‌رسیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در روزهایی که جریان آزاد اطلاعات و اخبار به شدت از سوی مراکز تمرکز قدرت و ثروت مورد تهاجم قرار گرفته است، نقش رسانه‌های غیررسمی مانند وبلاگ‌‌ها و یا به صورت عام‌تر فعالیت مجازی همه‌ی کاربرانی که به شیوه‌های مختلف به تولید و انتشار اخبار (و حتی شایعات) می‌پردازند کلیدی و اساسی بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از سوی دیگر وبلاگ‌نویسان ایرانی مانند سایر شهروندان ایرانی بوده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آن‌ها همراه با مردم رای دادند، امیدوار شدند، خود را باور کردند، باتوم خوردند، تحقیر شدند، شکنجه شدند، سکوت کردند، ترسیدند، حرف زدند، اعتراف کردند، زندانی شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند، نوشتند، نقد کردند، تحلیل کردند، اطلاع‌رسانی کردند، توی خیابان آمدند، الله و اکبر گفتند و این جا و آن‌ جا حضور خود را حفظ کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نمره‌ی وبلاگستان فارسی همان نمره‌ی مردم ایران است: بیست</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و چند کلامی هم از حقیر:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صادق جم</strong> نویسنده <strong><a title="بلاگ نوشت - صادق جم" href="http://blognevesht.com" target="_blank">بلاگ نوشت</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اگر به هشت سال گذشته بنگریم در میابیم که بلاگهای ایرانی نه تنها چیزی از بلاگهای سایر بلاد کم ندارند، که در بسیاری از موارد هم پیشرو هستند. اما این در نظر قدرت مداران، موقعیتی گرامی نیست! بلاگها، اگر به عنوان یک رسانه، جای خود را در قشرهای مختلف جامعه باز کنند، دکان رسانه های نمایشی را برای همیشه تعطیل می کنند، و بدین ترتیب معادله قدرت را به هم می ریزند. از همین رو قدرت طلبان با تمام توان شان نخواهند گذاشت که چنین رسانه ای به شکوفایی برسد. اما این تلاشی بس بیهوده است و آزادی، محکوم به پیروزی است!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در حوادث پس از ۲۲ خرداد سال جاری، وجدان عمومی جامعه احساس می کرد که در پس نمایش های رسانه های دولتی، چیزی است که سعی می شود، پنهان نگاه داشته شود. لذا کنجکاو شد تا بداند که حقیقت چیست. این موقعیت، فرصتی را برای بلاگستان به وجود آورد تا جای خود را بعنوان یک رسانه، محکم تر کند. اما متاسفانه اضطراب حاکم بر جامعه، بر بلاگ نویسان نیز بی تاثیر نبود. به گونه ای که هراس ناشی از اقدامات قدرت طلبان موجب شد تا بسیاری از بلاگ نویسان (از جمله خود من)، به جای اینکه از فرصت بدست آمده برای ایفای رسالت خود بهره ببرند، لب ببندند و سکوت پیشه کنند!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نباید از حق گذشت که بودند بلاگ نویسانی که هویت حقیقی شان پنهان بود یا در خارج از ایران زندگی می کردند و در این راه به بهترین نحو عمل کردند. اما تعدادشان آن قدر نبود که بتوان آن را به اکثریت بلاگستان تعمیم داد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته همانگونه که اشاره شد عامل اصلی این فرصت سوزی را باید در فضای بسته حاکم بر جامعه حقیقی ایران جست و جو کرد که اثرات آن رفته رفته بر جامعه مجازی نیز پدیدار می شود و مقابله با آن قدری مشکل می نماید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما اگر سرویس های وب۲ و شبکه های اجتماعی، را در کنار بلاگها قرار دهیم، نتیجه به عمل آمده، دگرگون می شود! با توجه به ویژگی آنی بودن و حضور هویت های پنهان، فعالیت در این وب سرویس ها تا حدود زیادی کم دغدغه تر بود. همین امر موجب فعالتر بودن این سرویسها شد. تا جائی که حتی در برخی از موارد خبرگزاری ها هم از این طریق تغذیه خبری می شدند، که بدون شک این موقعیتی فوق انتظار و استثنائی بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">لذا اگر از نمره پائین بلاگستان در وقایع اخیر بگذریم، نمره ۲۰ ایرانیان در وب سرویسهایی چون توئیتر، فرندفید، فیس بوک، یوتیوب و&#8230; می تواند نویددهنده آینده ای روشن برای دنیای مجازی ایرانیان باشد!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته بودند بلاگ نویسان بسیاری که اوضاع پیش آمده در حوادث اخیر، موجب شد که در نوشتن بی میل شوند. به نمایندگی از دوستان دعوت شده ای که حس نوشتن در این ویژه نامه را نداشتند، یادداشت <strong>سلمان جریری</strong> نویسنده <a title="وبلاگ سلمان" href="http://www.globalpersian.com/" target="_blank">وبلاگ سلمان</a> را بخوانید که خواندن ویژه نامه تولد بلاگستان، بدون یادداشت نخستین بلاگ نویس فارسی زبان بی صفا می ماند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حال و روز من هم، مثل حال و روز دوستان دیگه، خستگی و کسلی ناشی از اوضاع ایران عزیزمونه. نمی شه نوشت &#8230; نمی دونم کی دوباره می شه نوشت &#8230; &#8230; شاید همین ویژه نامه فیس آف شما و نوشته های خوب دوستان بهانه ای باشه برای شروعی مجدد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به این امید که امید بار دیگر به بلاگستان فارسی بازگردد و به زودی شاهد بلاگ نوشتهای طوفانی پس از سکوتی معنادار باشیم&#8230;</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>آغاز سال نهم بلاگستان فارسی گرامی باد</strong></span></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2Ffaceoff-8th-persian-blogestan-birthday%2F&amp;title=Face%20Off%20%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87%20%3A%20%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86%20%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2%20%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%20%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C" id="wpa2a_18"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>40 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><i>آرزوی سفر &laquo; روز نوشت های یک گیله مرد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comment-599">۱۶ شهریور ۱۳۸۸</a></small>
							[...] فیس آف ویژه سالگرد تولد وبلاگستان فارسی را هم از دست [...]
						  </li>
						  <li><i>بلاگ نوشت &raquo; هشت سال بلاگ نویسی فارسی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comment-600">۱۶ شهریور ۱۳۸۸</a></small>
							[...]  [...]
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a70f4f3153fc0e98dd035c242e0eaf6a?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>محسن الف. جیم.:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comment-601">۱۶ شهریور ۱۳۸۸</a></small>
							سر همه وبلاگ نویس ها سلامت.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/e4ddb6e77608438eaa6fd4ac5a3027e7?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>فیدوس:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comment-602">۱۶ شهریور ۱۳۸۸</a></small>
							تشکر ویژه از بلاگ نوشت بخاطر زحمت اجرای فیس اف و لینک معرفی فیس اف و فیس اف ویژه هشتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی در فیدوس 
 رضا سیدی 
http://rezasayyedi.blogspot.com/2009/09/face-off-22.html
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a108b2a807ebae3f914630417635fbc0?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>aMiN:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comment-603">۱۶ شهریور ۱۳۸۸</a></small>
							بلاگستان كارش و تاثيرش عالي بود
من نمره 16 رو ميدم
تا بيست هنوز مونده و مي شه بهتر از اينها يود
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=158"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=158">35 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>40</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>FaceOff ویژه انتخابات</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Jun 2009 08:48:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه نامه]]></category>
		<category><![CDATA[آهستان]]></category>
		<category><![CDATA[احمدرضا دلیران فیروز]]></category>
		<category><![CDATA[امید حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[جمهور]]></category>
		<category><![CDATA[دولت ائتلافی]]></category>
		<category><![CDATA[ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[محسن رضایی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی محسنی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[گوشزد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=139</guid>
		<description><![CDATA[تنها ۴ روز تا انتخابات ریاست جمهوری دور دهم جمهوری اسلامی ایران وقت باقیست. بعنوان یک ویژه نامه در فیس آف، از ۴ وبلاگ نویس حامی ۴ کاندیدای ریاست جمهوری خواسته ایم تا ضمن اعلام دلائل شان برای حمایت از کاندیدای مشخص، سه سوال از سایر نمایندگان بپرسند و به سوالات پرسیده شده دیگران پاسخ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تنها ۴ روز تا انتخابات ریاست جمهوری دور دهم جمهوری اسلامی ایران وقت باقیست. بعنوان یک ویژه نامه در فیس آف، از ۴ وبلاگ نویس حامی ۴ کاندیدای ریاست جمهوری خواسته ایم تا ضمن اعلام دلائل شان برای حمایت از کاندیدای مشخص، سه سوال از سایر نمایندگان بپرسند و به سوالات پرسیده شده دیگران پاسخ دهند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از پیش قرار بر این بود که بعد از دریافت پاسخها، برای سوال کننده این حق را قائل شویم تا بتواند به پاسخها ایراد بگیرد. اما به دلیل کمبود وقتی که پیش آمده، مجبوریم که به همین مرحله اکتفا کنیم. اما به هر حال این حق را برای شرکت کنندگان در این فیس آف محفوظ میدانیم که همچنان پس از انتشار، در متن خویش دخل و تصرف کنند یا به پاسخهای داده شده به سوالاتی که پرسیده اند، ایراد بگیرند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در فیس آف پیش رو (به ترتیب نام خانوادگی کاندیداها):</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>آقای امید حسینی</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="آهستان" href="http://ahestan.wordpress.com" target="_blank">آهستان</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محمود احمدی نژاد</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><strong>آقای احمد رضا دلیران فیروز</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="دولت ائتلافی" href="http://2lateetelafi.blogfa.com" target="_blank">دولت ائتلافی</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محسن رضایی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;">نویسنده وبلاگ <a title="گوشزد" href="http://gooshzad.blogspot.com" target="_blank">گوشزد</a> بعنوان نماینده<strong> آقای مهدی کروبی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><strong>آقای مهدی محسنی </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="جمهور" href="http://jomhour.info" target="_blank">جمهور</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای میرحسین موسوی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شرکت می کنند.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/electionfaceoff.jpg" alt="" width="420" height="308" /></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو: <a title="Sober" href="http://sober.ir" target="_blank">حدیث</a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="text-decoration: underline;"><span style="color: #ff0000;"><strong>آقای امید حسینی</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="آهستان" href="http://ahestan.wordpress.com" target="_blank">آهستان</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محمود احمدی نژاد</strong></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>چرا احمدی نژاد؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای اینکه بدانیم چرا باید به احمدی نژاد رای بدهیم، باید ببینیم چرا ۴ سال پیش به او رای دادیم؟ مرور خاطرات آن سالها شاید ما را در پاسخ به این سوال کمک کند. در آن سالها بخشهای عظیمی از مردم اعتقاد داشتند که مسئولان کشور تا حدود زیادی از مردم فاصله گرفته‌اند و نمی‌خواهند و نمی‌توانند مانند مردم عادی جامعه زندگی کنند. حضور دائمی آنها در صحنه قدرت و چیره شدن بر معادن و منابع و صنایع کشور، بسیاری از مسئولان کشور را به قدرتهای بزرگ اقتصادی تبدیل کرده بود. (احزاب دولتی چون کارگزاران از این جمله‌اند) همچنین در طول ۲۵ سال گذشته هرگز تغییر و تحولی در سیستم مدیریتی کشور ایجاد نشد. گاهی صندلی‌ها عوض می‌شدند اما از تغییر مدیران هیچ خبری نبود. حتی دولت خاتمی هم که با شعار تغییر آمده بود، عملا بیشتر نیروها و وزرایش همانهایی بودند که در دولت سازندگی حضور داشتند. مردم حقیقتا خواستار تغییر شرایط بودند. در سوم تیر ۸۴ برای اولین بار این حلقه بسته مدیران پاره شد و فضا برای حضور افرادی فراهم شد که اعتقاد داشتند می‌شود با سیاست‌های و نیروهای جدیدی کشور را اداره کرد. البته این پیروزی مشکلات فراوانی را هم در پی داشت. از جمله اینکه طبعا آدمهایی که سالها بر کشور حکومت می‌کردند و حتی بعضی‌هایشان دیگر باور کرده بودند که این صندلی ها ارث پدریشان است، نمی‌توانستند ساکت بنشینند. ضمنا اصلاح شیوه مدیریتی که حدودا دو دهه در کشور حاکم بود، کار آسانی نبود. به هر حال من فکر می‌کنم یکی از بزرگترین خدمات احمدی‌نژاد در کشور، برهم زدن شرایط روحی و روانی آدمهایی است که خودشان را صاحب کشور، انقلاب و مردم می‌دانستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات احمدرضا دلیران فیروز (نماینده رضایی) از حامی احمدی نژاد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #3366ff;">چرا با آنکه دولت آقای احمدی نژاد در طول  ۴ سال گذشته فقط در حوزه فروش نفت بیش از ۳۰۰  میلیارد دلار در آمد طلایی و بی سابقه داشته و با آنکه هنوز بحران اقتصادی غرب به مرزهای ایران نرسیده کشور در حوزه اقتصادی پسرفت داشته و  با رکود بی سابقه ای روبروست . اکثر کارخانجات با بحران روبرو شده اند و تعطیل شده اند و تولید به حداقل رسیده و تورم از ۷/۱۱ در سال ۱۳۸۴ به بیش از ۲۷ درصد ( طبق آمار بانک مرکزی ) رسیده است و دولت نهم به درستی جوابگوی دیوان محاسبات کشور در مورد چگونگی هزینه کردن این پولها نیست ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اولا عدد و رقم شما اشتباه است و  درآمد فروش نفت حدودا ۲۳۰ میلیارد دلار بوده نه ۳۰۰ میلیارد دلار. ثانیا شما باید ادعای خودتان را درباره پسرفت و بحران و رکود با توجه به منابع معتبر اثبات کنید. دلیل شما برای اثبات این ادعاها چیست و از زبان کدام کارشناس این حرف را می زنید؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #3366ff;">چرا  دولت نهم شورای پول و اعتبار و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و &#8230; را منحل کرد ؟ و به صورت انفرادی تصمیمات مهم اقتصادی را بدون نظر کارشناسی میگیرد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">احمدی نژاد و دولت، در این زمینه توضیح داده‌اند. درباره سازمان مدیریت و برنامه ریزی می‌شود با نگاهی به عملکرد گذشته این سازمان، همچنین با در نظر گرفتن سوابق و وضعیت گذشته و حال مسئولان آن به نتایج جالبی رسید. خوشبختانه چند نفر از مسئولان و اعضای دائمی این سازمان الان کانادا تشریف دارند و فراری هستند!! ضمن اینکه شما باید ببینید در طول چند سال حضور دائمی یک تیم اقتصادی در دولتهای سازندگی و اصلاحات، چه چیزی نصیب کشور شده بود؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #3366ff;">نظرتان در مورد فاطمه رجبی  علی کردان مهرداد بذرپاش مهندس علی آبادی اسفندیار رحیم مشایی و غلامحسن الهام و همچنین در مورد بعضی از انتصابات فامیلی در دولت ایشان چیست ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دفاع از دولت احمدی نژاد هرگز به معنی دفاع از همه وزرا و اطرافیان رییس جمهور نیست. من اینقدر تعصب ندارم که اشتباهات و اشکالات احمدی نژاد و اطرافیانش را نبینم. قبلا هم درباره عملکرد مشایی و کردان  در وبلاگم مطلب نوشتم و اتفاقا جزو اولین نفراتی بودم  که درباره مشایی و کردان مطلب نوشتم. اما این قبیل مسائل در همه دولتها وجود داشتند و کسی نمی تواند ادعا کند که در دولتهای گذشته همه وزرا و اطرافیان رییس جمهور، به طور مطلق قابل دفاع بودند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات نویسنده گوشزد (نماینده کروبی) از حامی احمدی نژاد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما عاقبت توزیع پول به جای تولید پول سبب گسترش عدالت می شود؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اولا در سوال شما قطعیت وجود دارد در صورتیکه حقیقتا در عالم واقع چنین قطعیتی نیست. به عبارت دیگر قرار نیست دولت تنها با توزیع پول به عدالت برسد و فکر نکنم سیاست دولت هم برای گسترش عدالت فقط توزیع پول باشد.  ثانیا در دولت های سابق بجای پرداخت پول به مردم عادی، این پول ها در اختیار افراد خاصی چون خبرنگاران ، هنرمندان و .. قرار می‌گرفت، به نظر من اگر قرار باشد پولی تقسیم شود، مردم عادی استحقاق بیشتری دارند!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #ff0087;">آیا احمدی نژاد با بیان جملاتی نظیر هاله نور یا اختراع انرژی هسته ای توسط دختر ۱۶ ساله چه منظوری را دنبال می کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من دنبال جملات و عبارات رییس جمهور نیستم  چون ملاک و معیار شما برای سنجش عملکرد رییس جمهور معیار خوبی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما مفقود شدن یک ملیارد دلار از بودجه سال گذشته آنطورکه در گزارش دیوان محاسبات  آمده است در آستانه انتخابات با پخش چک پول های بی حساب و کتاب بین اقشار مختلف مردم ارتباط دارد یا نه؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مساله یک میلیارد دلار بیشتر به مساله ای سیاسی برای فشار بر دولت تبدیل شده در صورتیکه  یک مساله حسابداری و مالی و اشتباه محاسباتی بوده . دیوان محاسبات هم برخلاف همه شایعات و دروغهایی که در روزهای تبلیغات وقبل از آن زده شده به صراحت اعلام کرده « رسانه ها و نامزدهای انتخابات، نتایج حاصل از رسیدگی و گزارش‌های حرفه‌ای دیوان محاسبات کشور را له یا علیه نامزدهای انتخاباتی مورد استفاده قرار ندهند تا دیوان محاسبات در فضای کارشناسی و قانونی و فارغ از التهابات سیاسی موضوعات را پیگیری نموده و نتایج حاصل از رسیدگی نهایی را به اطلاع عموم برساند.»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات مهدی محسنی (نماینده موسوی) از حامی احمدی نژاد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #339966;">آقای احمدی نزاد فردی دروغگو است یا کم اطلاع؟ به طور مشخص در مورد سفر آقای خاتمی به فرانسه و نحوه استقبال از ایشان. موافقتنامه ننگین خواندن بیانیه سعد آباد و تکرار این اشتباه و یا دروغ. در مورد هاله نور و جعلی و مونتاژ خواندن فیلم آن از سوی الهام. در مورد اینکه در ایران همجنسگرا نداریم. ادعای شروع به کار و افتتاح ۱۰۰٫۰۰۰ پروژه در دولت نهم (یعنی در هر ساعت ۲٫۸۵ پروژه مطالعه، شروع و به بهره برداری رسیده در کشوری که اجرای هر پروژه دوبرابر تا سه برابر استاندارد جهانی زمان می برد). بحث مافیای نفت که تاکنون حتی یک نفر هم معرفی نکرده اند و قس الی هذه.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">سوالات سه گانه آقای محسنی تفاوتی با هم ندارند. در حقیقت ایشان بجای نقد عملکرد دولت به جملات و عبارات و خاطرات احمدی نژاد ایراد می گیرند نه چیز دیگر! درست مثل خیلی از سایتها و وبلاگ ها و روزنامه ها که دائما لابلای صحبتها و سخنرانی های احمدی‌نژاد جستجو می‌کنند تا شاید جمله ای پیدا کنند و آنرا به صورت کلیپ و اس ام اس برای دیگران بفرستند! ولی من فکر میکنم مشکل ما خیلی خیلی مهمتر از این حرفها باشد. خوشبختانه و یا متاسفانه در زمان قبلی‌ها موبایل و یوتیوب و اینترنت  مثل الان نبود وگرنه همین رفتار را میشد با دیگران هم انجام داد، هرچند خودم شخصا با این مسائل مخالفم. مثلا آقای خاتمی که برای دوستان اصلاح طلب ما، به عنوان یک چهره اخلاقی و محبوب شناخته می‌شود، تاکنون چند فیلم و تصویر خود را به صراحت مونتاژ اعلام کرده!</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #339966;">آقا احمدی نژاد گفتند مگر مشکل ما موی جوانان و طرز پوشش آنهاست؟ مشاور ایشان با موهای دم اسبی از بازگشت خوانندگان لس انجلسی صحبت کرد. آقای احمدی نژاد در شعارهایشان گفتند که مسئله معیشت مردم را حل می کنند. آقا احمدی نژاد در شعارهایشان حرفی از انرژی هسته ای ،  نابودی اسرائیل ، نفی هالوکاست و طرح امنیت اجتماعی و افزایش تورم و بیکاری نزدند؟ چرا شعارها و اولویت های احمدی نژاد تغییر کرد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #339966;">احمدی نژاد ۴ سال پیش گفت فامیل بازی را در انتخاب مدیران پایان خواهم داد زریبافان دبیر هیات دولت و عضو هیات مدیره باشگاه دولتی استقلال باجناق احمدی نژاد، برادرشان بازرس ریاست جمهوری، خواهرشان معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری ، علیرضا مددی مدیر عامل تامین اجتماعی و مدیرکل تربیت بدنی تهران برادر زاده باجناق زریبافان، داوود مددی رئیس سازمان تربیت بدنی باجناق زریبافان، اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی باجناق احمدی نژاد، علی اکبر محرابیان وزیر صنایع و معادن خواهر زاده احمدی نزاد ، مهدی هاشمی ثمره مدیر کل وزرات نیرو  و عبدالحمید هاشمی ثمره معاون وزیر صنایع برادران مجتبی هاشمی ثمره، خانم قند فروش مشاور خانواده وزیر کشور زن برادر مجتبی هاشمی ثمره، حسین صمصامی ، سید محسن نبوی ، ناظمی اردکانی ، دانش جعفری نیز با زریبافان و پرویز داوودی معاون احمدی نزاد  نسبت فامیلی دارند.  و حالا می گوید اگر برای ۴ سال دیگر انتخاب شدم با مدیران نالایق ۲۴ سال گذشته برخورد می کنم. اول مگر در چار سال قبل فرصت برای برخورد نبود؟ آیا جنس این برخورد همانند پایان دادن به فامیل بازی در انتصابات است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">به نظر من مشکل آقای خاتمی نه تنها سفر به فرانسه، که در سیاست خارجی ایشان بود و البته به شما حق می‌دهم که با من هم نظر نباشید. اما به هر حال ما منتقد سیاست خارجی آقای خاتمی بودیم و هستیم. درباره همجنس گراها فکر نمی‌کردم این مساله اینقدر مهم و مبهم باشد! نیازی به توضیح نیست در بسیاری از کشورهای غربی همجنس گراها، بطور سازمان یافته و قانونی حضور دارند، اما چنین چیزی حقیقتا در ایران نیست، به نظر شما آیا در ایران هم وضع به همان ترتیب است؟ درباره معاهده سعدآباد، اصلاح طلبان وضعیت کشور را به جایی رساندند که چاره ای جز پذیرفتن شرایط آنها نبود! و حالا ادعا می کنند که رهبری نظام آن را پذیرفته است. بله به این کار اصلاح طلبان می‌گویند «تصمیم سازی برای رهبری»  نه «تصمیم رهبری»! </span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">درباره پروژه‌های سفرهای استانی هم که قبلا خود رییس جمهور توضیح دادند این تصمیمات در تهران  با حضور کارشناسان و مسئولان استانی، به صورت کارشناسی مطرح و بحث می‌شود و در سفرهای استانی فقط تصویب می‌شوند.  درباره موی جوانان از شما می‌خواهم که به نامه های احمدی نژاد به وزیر کشور و نیروی انتظامی و نیز مخالفت وی با طرح مذکور مراجعه کنید.  دوست عزیز بهتر است درباره فامیل بازی حرفی نزنیم. اگر قرار باشد فامیل بازی دولت اصلاحات و سازندگی مورد بررسی قرار گیرد قطعا باید به این دولت مدال افتخار داد!</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><strong>آقای احمد رضا دلیران فیروز</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="دولت ائتلافی" href="http://2lateetelafi.blogfa.com" target="_blank">دولت ائتلافی</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محسن رضایی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><strong><span style="color: #000000;">چرا رضایی؟</span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">من دکتر محسن رضایی را فردی اصولگرا اما در عین حال مستقل میدانم زیرا مشاورین وی از هر دو جناح و از نخبگان جامعه هستند . دکتر محسن رضایی فردی تحصیل کرده است که برای تمام مسائل کشور برنامه دارد . رشته تحصیلی وی دکترای اقتصاد است که اقتصاد مهمترین مسئله و دغدغه کشور است . وی در زمان دفاع از میهن بهترین مدیریت را از خود نشان داد و با درایت مدیریتی خود نگذاشت که حتی یک سانتی متر از خاک میهن به دست بیگانه بیفتد و در زمانی که جنگ تمام شد از سپاه بیرون آمد و به تحقیق در مورد تمام سائل مورد نیاز کشور پرداخت . وی دارای کارشناسانه ترین برنامه بر طبق نیاز ها و واقعیتهای کشور است . وی برنامه ارائه میدهد و برای انجام آن راه حل دارد و بر خلاف نامزدهای دیگر از احساسات مردم و بالاخص جوانان سوء استفاده نمیکند . وی اعتقاد عملی و واقعی به جوانان دارد الآن بسیاری از روسای ستاد انتخاباتی وی در کشور از جوانان زیر ۳۰ سال هستند و در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم از جوانان تحصیلکرده نخبه و بی پشتوانه فامیلی استفاده میکند . او به جوانان اعتماد میکند نه که از آنها سوء استفاده . کشور ما نیاز به بهبود وضع اقتصادی و تولید دارد که محسن رضایی و مشاورانش متخصص ترین افراد در این زمینه هستند . وی کمترین هزینه را در انتخابات انجام داده که در بسیاری از شهرستانها حتی یک ستاد یا یک پوستر هم ندارد . اعتقاد وی ارائه برنامه به جای پوستر است . وی اعتقاد به برقراری ارتباط با آمریکا با حفظ کرامت ایران دارد و در اولین فرصت رابطه اقتصادی قوی با آمریکا برقرار خواهد کرد . شعار وی دولت ائتلافی با استفاده از آقایان قالیباف ولایتی روحانی میرحسین موسوی کروبی خاتمی و رفسنجانی و &#8230; است .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">سوالات امید حسینی (نماینده احمدی نژاد) از حامی رضائی:</span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۱- <span style="color: #ff0000;">بزگترین موفقیت احمدی نژاد و بزرگترین شکست و عدم موفقیت او را در ۴ سال گذشته چه می‌دانید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">آقای امید حسینی شما بسیار شعاری و احساسی از نامزد خود دفاع کردید و هیچ برنامه ای از وی ارائه نداید .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">بزرگترین موفقیت وی در طول این ۴ سال را پیروزی در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری در سال ۸۴ میدانم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">یکی از شکستهای مهم وی شکست در عرصه اقتصاد رکود بی سابقه و تورم سنگین و تعطیلی کارخانجات و کاهش تولید و واردات بی رویه و تعطیلی و انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و شوراهای پول و اعتبار و &#8230; میدانم.<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲ – <span style="color: #ff0000;">چرا احزاب ، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مشخص از همان ابتدای انتخاب احمدی‌نژاد  و حتی پیش از آن بنای ناسازگاری و مخالفت با احمدی نژاد را گذاشته بودند و در طول ۴ سال گذشته هم همیشه با او مخالفت کردند؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">چون خود ایشان هم با هیچ حزبی سر سازگاری نداشت حتی اصولگرا . وی هیچ اعتقادی به کار حزبی ندارد و دیدید که در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی جناب آقای ناطق نوری شیخ اصولگرایان و رئیس دفتر بازرسی نهاد مقام معظم رهبری را چگونه مورد لطف قرار داد .</span><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳ – <span style="color: #ff0000;">اصلاح طلبان و مخالفان احمدی نژاد در طول ۴ سال گذشته اتهاماتی را به احمدی نژاد و دولت او نسبت دادند که زمانی جزو اتهامات و اشکالات خودشان بود، نظر شما چیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">دولتهای قبل دارای اشکلاتی بسیاری بودند که دولت نهم هم از این قائده مبرا نبود . البته در بسیاری از موارد از این مشکلات فاصله گرفت و در بسیاری از موارد هم نه و در مواردی هم مشکلات مخصوص به دولت خود را ایجاد کرد .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">در آخر جمله ای برادرانه به شما بگویم  :</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">ایران عزیز و اسلامی در زیر سایه پر برکت مقام عظمای ولایت متعلق به تمامی ایرانی هاست .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">متعلق به تمام کسانیست که در این مرز پر گوهر دیده بر جهان گشوده اند .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">به امید روزی که اخلاق حرف اول را برای ما بزند نه کسب قدرت .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات نویسنده گوشزد (نماینده کروبی) از حامی رضائی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #ff0087;">آیا رضایی در پاسخ به رفسنجانی که او را مسئول ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر می داند چه گفته است؟&#8230;آن را قبول دارد و به آن افتخار می کند یا منکر آن است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من ترسیم بندی شما در دلائل تان برای رای دادن به کروبی را قبول ندارم . شما به دنبال براندازی نظام اسلامی هستید ؟ خواهشا این گونه از آقای کروبی حمایت نکنید !!!  اگر خود ایشان این ترسیم بندی را ببینند قطعا موضع خواهد گرفت !!!  آقای کروبی از ریشه دارترین افراد انقلاب اسلامی هستند حتی بسیار بیشتر از آقایان رضایی و میرحسین موسوی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آقای کروبی فردی مومن و انقلابی با افکار مدرن است نه برانداز.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ایشان از معتمدین مقام معظم رهبری محسوب میشوند و قابل احترام هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رضایی جوان فرمانده دفاع از میهن بود . اما ادامه ویا توقف جنگ چیزی نبود که تنها با اراده وی صورت بگیرد . آنها دستورات را اجرا میکرده اند و به آن هم افتخار میکنند .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در آن زمان امام  رئیس جمهور  نخست وزیر رئیس مجلس شورای اسلامی  شورای انقلاب و دفاع  ارتش و &#8230; هم تصمیم گیر بودند و محسن رضایی اجرا کننده . پس هر تصمیمی بوده تصمیم کل نظام بوده و رضایی افتخار آن را داشته که آن ها را درست و صحیح انجام داده .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #ff0087;">آیا رضایی با گشت های ارشاد چه خواهد کرد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آقای رضایی خود جواب این سوال را داده . ایشان گفته با این کلمات با احساسات جوانان در زمان انتخابات بازی نکنید . در مملکت ما آنقدر باید کار و تولید ایجاد شود که دیگر نیازی به گشت ارشاد نباشد . ایشان قطعا گشتهای ارشاد به این شکل را جمع خواهند کرد . ایشان اجازه نمیدهند بی جهت به جوانان گیر داده شود . اما با اراذل و اوباش و مزاحمان به نوامیس مردم به شدت برخورد خواهند کرد اما گشتهای ارشاد را جمع و کار فرهنگی خواهند کرد . آقای محسن رضایی بسیار به جوانان اعتقاد دارند . و اگر تا به حال قولی را داده به آن عمل کرده .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #ff0087;">حامیان پنهان رضایی چه کسانی هستند؟ آیا در روزهای آینده کسانی مثل لاریجانی به او می پیوندند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رضایی آرای خاموش بسیاری دارد . البته من نظر آقای دکتر لاریجانی را نمیدانم و درست هم نیست که بخواهم چیزی را که نمیدانم به زبان بیاورم .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما خبرگزاری آسویشیتد پرس تحلیلی در ۲ روز پیش داده که گفته اصولگرایانی که از احمدی نژاد گله دارند و در عین حال نمیخواهد به اصولگرایی خیانت کنند به محسن رضایی رای خواهند داد .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در این مناظره ها که به پیشنهاد خود دکتر محسن رضایی بود همه اذعان داشتند که ایشان فردی تحصیلکرده و برنامه دار ترین کاندیداست .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات مهدی محسنی (نماینده موسوی) از حامی رضایی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱-    <span style="color: #339966;">محسن رضایی در دوره قبل گفت از انتخابات کناره نمی رود مگر با گلوله. چه شد که انصراف داد؟ آیا با گلوله ایشان مجبور به انصراف شد؟ آیا این رفتار نشان از غیر قابل اعتماد بودن محسن رضایی نیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">آن کنار کشیدن یک تاکتیک برای خود ایشان بود . ایشان برای آنکه آراء خرد نشود به نفع ملت ایران کنار کشید و از آبروی خود مایه گذاشت .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">دوست عزیزم امام در آن زمان که جنگ مهمترین مسئله تاریخ ایران بود و دشمن خاک ایران را اشغال کرده بود به محسن رضایی ۲۶ ساله اعتماد کرد و نتیجه گرفت و با مدیریت وی حتی یک سانتی متر از خاک ایران از دست نرفت و حتی بصره هم به دست ایرانی ها افتاد و همه این ها از درایت محسن رضایی بود پس بدان وی قابل اعتماد بوده که در آن مقطع سرنوشت کشور را به دست وی سپرده اند و جواب مثبت هم گرفتند .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">هر چند در این رابطه من هم نقدهایی از مهندس موسوی دارم اما به دلیل آنکه ایشان را دوست دارم فعلا آنها را بیان نمیکنم.</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲-    <span style="color: #339966;">محسن رضایی از کار تیمی و سالها مطالعه صحبت می کند. ایشان دارای کدام تشکیلات حزبی و سیاسی و یا حتی مطالعاتی هستند؟ آیا مطالعات و بررسی های ایشان فردی بوده است؟ به جز چهره هایی از اصولگرایان که در چند ماه اخیر گرد ایشان حلقه زده اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;"> احزاب بسیاری از ایشان حمایت میکنند که حزب نیک اندیشان ایران اسلامی و توسعه و عدالت از مهمترین آنها هستند . وی دارای دکترای اقتصاد است که تا به حال چندین کتاب در این زمینه نوشته اند ایشان ۱۲ سال در کمیسیونهای مختلف مجمع تشخیص مصلحت نظام که خود وی دبیر آن هم هست با حضور بهترین نخبگان و متخصصان مطالعات بسیاری من جمله در زمینه اقتصاد دارد .</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳-    <span style="color: #339966;">ایشان از انقلاب اقتصادی ، تغییرات در قوه قضائیه و شرایط خدمت وظیفه سخن می گویند. آیا اقتصادی مقوله ای آن چنان حساس نیست که کوچکترین تغییری بر آن اثرات غیر قابل باوری می گدارد در این شرایط آیا انقلابی گری اقتصادی بیشتر یک ژست سیاسی نیست؟ آیا محسن رضایی به تفکیک قوا اعتقادی ندارند که در پی ایجاد تحول در قوه قضائیه هستند؟ همچنین با توجه به اینکه مسوولیت کل قوا با رهبری است چگونه در مورد خدمت وظیفه چنین وعده ای را می دهند. اگر در این مورد نفوذ و توان مجاب نمودن ایشان و دیگر مسوولین نظامی را دارند چرا در مجمع تشخیص در در این ۱۲ سال اخیر تثبیت در پی این اقدام نبوده اند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"> بنا به اذعان بسیاری دکتر محسن رضایی تا به اینجا برنامه دارترین و تحصیل کننده ترین نامزد در بین این چهار نامزد محترم بوده . وی در تمام زمینه برنامه خود را نوشته و با فرمولهای خاص و درک درست از موقعیت های فعلی جامعه و امکانات کشور آنها را طراحی و ارائه کرده . مجمع تشخیص مصلحت نظام هم وظیفه اش مشورت دادن به مقام معظم رهبری و ترسیم سیاستهای کلی نظام است نه کار اجرایی که اصل ۴۴  قانون اساسی و سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور توسط ایشان طراحی شده . وی  تفکیک قوا را اعتقاد دارد و در جهت اصلاح مناسب ساختار اداری قوا برنامه ارائه خواهد داد .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان هموطنان عزیزم</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دکتر محسن رضایی در آن زمان با اعتماد شما توانست دشمن را از خاک میهن بیرون کند</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و این بار با اعتماد شما میتواند فقر بیکاری و تورم را از کشور برای همیشه بیرون کند</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فارغ از هر زنده باد و مرده باد</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و فارغ از هر گونه احساساتی شدن</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به کاندیدای با برنامه و آرامش دهنده و بی تنش دکتر محسن رضایی اعتماد کنید</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">زنده باشید</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;">نویسنده وبلاگ <a title="گوشزد" href="http://gooshzad.blogspot.com" target="_blank">گوشزد</a> بعنوان نماینده<strong> آقای مهدی کروبی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><strong><span style="color: #000000;">چرا کروبی؟</span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">نیروهای برانداز مسلح&#8212;-سلطنت طلبان&#8212;&#8211;مشروطه خواهان&#8212;&#8211;جمهوری خواهان و نیروهای ملی&#8212;&#8212;نهضت آزادی و ملی مذهبی ها&#8212;&#8211;<span style="color: #ff0087;">افراد کروبی</span>&#8212;&#8211;افراد خاتمی و مشارکت&#8212;مجمع روحانیون&#8212;<span style="color: #ff0087;">موسوی</span>&#8212;-رفسنجانی و کارگزاران&#8212;-جامعه روحانیت و راست میانه رو&#8212;<span style="color: #ff0087;">رضایی</span>&#8212;-رهبر&#8212;راست رادیکال و <span style="color: #ff0087;">احمدی نژاد</span> و سپاه و موئتلفه</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۱- من طیف سیاسی امروز ایران را به شرح فوق می بینم و از آنجا که خود را متعلق به جمهوری خواهان و نیروهای ملی می بینم طبیعتا نزدیک ترین فرد به خود را در این طیف کروبی می دانم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۲-صفت ممیزه  و ممتاز برای هر شغل متفاوت است، به عنوان مثال رئوفت اگرچه برای همه خوب است اما پرستاران و مربیان مهد کودک به این صفت شدیدا نیازمندند. صفات ممیزه و ممتاز برای رییس جمهور مشورت پذیری، شجاعت و صراحت، دید باز و نگرش عام، مدرنیسم، سماجت و پایداری و بسیاری صفات دیگر است که بیشتر آنها در کروبی به مقادیری هست و در دیگران کمیاب تر و نادرتر است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۳-برای نخستین با بعد از انقلاب کروبی نخستین  کسی است که با برنامه مدون و تیم ورزیده و حزب و روزنامه وارد عرصه انتخابات شده است&#8230;برای من که دلبسته مدرنیسم هستم اینها نکات قوت کمی نیست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۴-اگر کروبی رییس جمهور شود ختم قاعده مرید و مرادی در سیاست این ملک اثبات می شود که دستاورد شگرفی خواهد بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۵- کروبی خوب یا بدش و زیر و رویش و عملکرد قابل انتقادش بیش از سایر کاندیداها شفاف است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۶- کروبی علیرغم عبا و عمامه اش نظرات پیشرو و مدرن تری ارائه می دهد&#8230;این نظرات صرف نظر از اینکه قابل اجرا باشند یا نباشند، قابل تبدیل به یک نوع همه پرسی هستند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">سوالات امید حسینی (نماینده احمدی نژاد) از حامی کروبی:</span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۱-<span style="color: #ff0000;"> بزرگترین موفقیت احمدی نژاد و بزرگترین شکست و عدم موفقیت او را در ۴ سال گذشته چه می‌دانید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">مهمترین کار احمدی نژاد به نظر من پرده برداری از تندیس &#8220;اوج اصولگرایی&#8221; بود که سبب شد امثال من که فکر می کردیم بالاتر ایز سیاهی رنگی نیست به بطلان نظر خود پی ببریم.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">بزرگترین شکست او هم شکست در تصویب حذف یارانه ها بود که می توانست اقشار فرودست را هم به نتیجه فوق الذکر برساند.</span><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲ – <span style="color: #ff0000;">چرا احزاب ، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مشخص از همان ابتدای انتخاب احمدی‌نژاد  و حتی پیش از آن بنای ناسازگاری و مخالفت با احمدی نژاد را گذاشته بودند و در طول ۴ سال گذشته هم همیشه با او مخالفت کردند؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">در جواب سوال دوم باید بگویم که مگر احمدی نژاد به موافقت احزاب نیازی دارد.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">کسی که ب حمایت رهبر و مجلس و قوه قضاییه و صدا و سیما و نهادهای روحانی و &#8230; را به دنبال دارد و احزاب را هم به همین واسطه خفه کرده است چه نیازی به حمایت آنها دارد&#8230;حمایت احزاب در جوامعی معنا دارد که دمکراسی منشا مشروعیت نظام حقوقی کشور است&#8230;اینجا که الحمئداالله دموکراسی کفر است و زندقه!</span><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳ – <span style="color: #ff0000;">اصلاح طلبان و مخالفان احمدی نژاد در طول ۴ سال گذشته اتهاماتی را به احمدی نژاد و دولت او نسبت دادند که زمانی جزو اتهامات و اشکالات خودشان بود، نظر شما چیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">سوال سوم را متوجه نشدم.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات احمدرضا دلیران فیروز (نماینده رضایی) از حامی کروبی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #3366ff;">اگر ایشان بخواهد در آمد نفت را به صورت ماهانه ۷۰ هزار تومان به مردم بدهد پس بودجه کشور از کجا تامین بشود ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هر دولتی که سر کار بیاید ناچار است که یارانه ها را حذف کند کما اینکه محمود احمدی نژاد نیز قبل از عید همین قصد را داشت که مجلس با او همراهی نکرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طرح سهام شرکت پخش فرآورده های نفتی و گازی (و نه شرکت ملی نفت ایران) که تامین کننده گاز و نفت و بنزین داخل کشور است به طور خلاصه این است که سهام این شرکت به همه افراد بالای هجده سال واگذار می شود و یارانه بنزین و گازوییل و گاز و سایر اقلام حذف می شود .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بنابراین همه مردم ماهیانه به جای سوبسید درافتی بر روی موادی که بعضا دریافت نمی کرده اند وجه آن را دریافت می کنند و از آنجا که این وجه بلافاصله توسط قیمت واقعی خدمات از جامعه جذب می شود سبب تورم نمی شود<strong>.</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #3366ff;">چرا با آنکه ایشان به شیخ اصلاحات معروف است غالب اصلاح طلبان حاضر به حمایت از شیخ و نماد خود نیستند ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اینکه غالب اصلاح طلبان حاضر به حمایت از شیخ نیستد بیشتر از اینکه مربوط به سشیخ باشد مربوط به نداشتن احزاب اصیل و ریشه دار در ایران است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">احزاب اصلاح طلب یدک کش نام اصلاح طلبی هستند و پایبند به اصول خود نوشته نیز نیستد وگرنه معوم است که شیخ از مهندس اصلاح طلب تر است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #3366ff;">ایشان چه برنامه ای جامع و دقیق و کارشناسی برای جوانان اقتصاد تولید صنعت و سیاست خارجی دارند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">راجع به سوال سوم به بیانیه ها مراجعه شود&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات مهدی محسنی (نماینده موسوی) از حامی کروبی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱-    <span style="color: #339966;">چرا آقا کروبی که مدعی رفتار حزبی و تقویت عناصر جامعه مدنی است –که یکی از مهمترین المان های آن احزاب هستند- ، از مشاورانی استفاده می کند که همگی نشان داده اند اعتقادی به کار حزبی ندارند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">در پاسخ به سوال اول باید عرض کنم که هر کدام از این افراد به جای اینکه به حزب وفادار باشند به اصول آن حزب وفادار بوده اند&#8230;حزب مشارکت که ایران را برای همه ایرانیان می خواست به طمع کسب کرسی های وزارت صحنه انتخابات را چون مسابقه اسبدوانی دید و به زعم خود و به پیروی از قاعده مراد و مرید پروری به تبعیت از خاتمی پشت سر مهندس موسوی جمع شد که در بهترین حالت یک &#8220;اصولگرای خوب&#8221; است و نه حتی یک ا&#8221;اصلاح طلب بد&#8221; یا حزب کارگزارن که مشخصه اصلی آن حمایت از اقتصاد آزاد است به همان دلایل فوق الذکر موسوی را ترجیح دا که عقاید مبتنی بر اقتصاد سوسیالیستی اش زبانزد است.</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲-   <span style="color: #339966;"> آیا به نظر شما مشاوران و یا حتی جناب آقای کروبی برای جلب آرا مسائلی را مطرح نمی کنند که نسبت به آنها بی اعتقاد و یا کم اعتقاد هستند؟  همچنین در برخی موارد از دایره اختیارات رئیس جمهرو خارج است؟ مثلن طرح موضوع حجاب اختیاری، ممنوعیت چند همسری یا تغییر قانون اساسی.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">به نظرم مهم تر از اینکه نیت خوانی کنیم آن است که ببینیم رییس جمهور طرف کدام طیف قرار دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">به باور من رییس جمهوری که با مطالبه محوری حاضر است به جریان های مختلف میدان دهد دورنمای بهتری ارائه می دهد تا رییس جمهوری که حتی حاضر نیست به این موضوعات نزدیک شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">اگر کروبی ده درصد گفته هایش را در باب صیانت از حقوق شهروندی اجرا کند کار برجسته ای کرده است و اگر میرحسین موسوی ۱۰% خواسته اش مبنی بر احیای اسلام ناب محمدی را اجرا کند خدا به داد همه مان برسد!</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳-    <span style="color: #339966;">هواداران کروبی از او چهره ای پیشرو که ثابت قدم ارائه در تغییر شرایط می دهند ، اما چه شد که در مورد تغییر قانون مطبوعات ان رفتار غیر قانونی را نشان دادند؟ همچنین در مورد تقلب در انتخابات به تذکر رهبری ساکت شدند؟ و چهار سال بجای نقد دولت نهم اصلاح طلبان را به خاطر به باور ایشان تندروی ها سرزنش کردند؟ آیا سخنان و خواسته های ایشان بسیار تند تر و فراتر از خواست اصلاح طلبان نیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">در مورد سوال سوم نقص ها و نارسایی های شیخ از آنجا که متعلق به زمان حال هستند برجسته می نمایند با این حای در مورد قانون مطبوعات کل هیات رییسه که همگی از طرفداران موسوی در این انتخاباتند موضع گرفتند و حمایت کردند و در مورد رد صلاحیت کاندیداها تا جایی که خودش ابراز کرده و تکذیبیه ای از سایرین ندیده ام با مشورت ایشان و آقایان خاتمی و جنتی بنا شده بود که صلاحیت همه به جز دو نفر (میردامادی و احتمالا بهزاد نبوی) تایید شود که به علت مخالفت نمایندگان و سرسختی آنان طرح شکست می خورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">لازم است یاد آوری کنم که مهدی کروبی کاندیدای ایده آل من نیست و صرفا به دلیل آنکه &#8220;عیب های کمتری&#8221; از سایر نامزد ها دارد از ایشان دفاع می کنم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><strong>آقای مهدی محسنی </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="جمهور" href="http://jomhour.info" target="_blank">جمهور</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای میرحسین موسوی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><strong>چرا موسوی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۱-    موسوی انسان معتدلی است. عملکردش در دهه اول انقلاب که زمان تندروی بسیاری بود تایید کننده است. ۲۰ سال فاصله از صندلی قدرت و همدمی با هنر و بودن در میان مدرم او را معتدل تر و میانه رو تر نیز نموده است. موسوی تا کنون شعاری نداده که به نظر بیاید به آن معتقد نیست. یعنی به همین میزان که ادعا می کند می توان از او انتظار داشت نه بیشتر.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۲-    موسوی همسری دارد که به واقع از او پیشرو تر است پس می توان به تغییر شرایط زنان امید داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۳-    موسوی نشان داده می تواند ۲۰ سال در عرصه سیاست به عوان صاحب مقام حضور نداشته باشد. برای صندلی قدرت حرص نمی زند و برای بقای به هر عملی دست نخواهد زد. همچنین موسوی زندگی متوسط دارد، اما زاهد مسلک نیست. مشکلات و سختی های زندگی مردم را بخوبی لمس کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۴-    موسوی به آزادی های اجتماعی و مذهبی و فرهنگی عمیقن معتقد است و تنوع اقوام را فرصت می بیند. </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۵-    موسوی به علت معمار و  نقاش بودنش روحی لطیف و از حس قوی زیبا شناسی برخوردار است.فرهنگ و هنر را خوب می فهمد و می توان امیدوار بود که عرصه فرهنگ فراخ تر از این انسداد و فشار خارج گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">۶-    موسوی به راستی از نظر جایگاه سیاسی می تواند با آقایان هاشمی و خامنه ای مقایسه گردد. ضمن اینکه از حمایت افرادی همچون خاتمی، هاشمی و ناطق نوری و روحانی بهره می برد و احزابی چون مشارکت و کارگزاران و سازمان مجاهدین و حزب اعتدال و توسعه و حتی نهضت آزادی و نیروهای ملی و مذهبی  بهره می برد و این ها همه سرمایه او برای ایجاد تغییراتند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">سوالات امید حسینی (نماینده احمدی نژاد) از حامی موسوی:</span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۱-<span style="color: #ff0000;"> بزرگترین موفقیت احمدی نژاد و بزرگترین شکست و عدم موفقیت او را در ۴ سال گذشته چه می‌دانید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شاید بزرگترین موفقیت احمدی نژاد این بود که توانست چهار سال ریاست جمهوری خود را به پایان ببرد. که البته این موضوع به کمک مجلسی اتفاق افتاد که بیشتر از وکیل الدوله ها تشکیل شده است تا وکلای مردم. لیست شکست ها و عدم موفقیت های احمدی نزاد نیز بسیار طولانی است.  اما بیشترین ضربه به منافع کشور در زمینه اقتصادی وارد شده است. احمدی نزاد دولتی تا تورم ۱۳ درصد ، بیکاری ده درصد و حساب ذخیره ارزی سی میلیارد دلاری در اختیار گرفت و با نفت ۱۴۰ دلاری تورم را به تنزدیک به ۳۰ درصد و بیکاری را به ۱۳ درصد رساند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲ – <span style="color: #ff0000;">چرا احزاب ، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مشخص از همان ابتدای انتخاب احمدی‌نژاد  و حتی پیش از آن بنای ناسازگاری و مخالفت با احمدی نژاد را گذاشته بودند و در طول ۴ سال گذشته هم همیشه با او مخالفت کردند؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اینکه پیش از انتخاب احمدی نژاد احزاب اصلاح طلب چرا با احمدی نژاد مخالفت می کردند اصلن عجیب نیست. انتخابات عرصه رقابت و انتقاد و مخالفت است. اما پس از ان شروع انتقادات از چند ماه پس از آغاز کار دولت نهم بود. حتی اصلاح طلبان در جریان معرفی کابینه دولت نه و شیوه رای آورن بعضی وزرا و بطور مشخص مدرک جعلی مرد علمی ریاضی جناب وزیر علوم نیز سکوت کردند. حجم اشتباهات و لطماتی که احمدی نژاد به کشور و حقوق شهروندان و منافع ملی وارد نمود انچنان است که این دوره ۴ ساله برای بیان انتقادات و سیاهکاریها کافی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳ – <span style="color: #ff0000;">اصلاح طلبان و مخالفان احمدی نژاد در طول ۴ سال گذشته اتهاماتی را به احمدی نژاد و دولت او نسبت دادند که زمانی جزو اتهامات و اشکالات خودشان بود، نظر شما چیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">متاسفانه در این مورد سوالتان بسیار کلی است و مشخص نیست کدام اتهامات را می گویید؟ مثلن اصلاح طلبان ادعای هاله نور کردند؟ یا در هر سفر استانی ۲۰۰ مصوبه تصویب نمودند؟ یا ادا کردند به اندازه ۴۰ سال در یک سال کشور را به سمت جلو برده اند؟ آیا اصلاح طلبان طرح برخورد با حوانان و دختران را پیگیری نمودند؟ آیا اصلاح طلبان از وزیری که فوق دیپلم داشت و مدرک دکترای جعل کره بود حمایت کردند؟ آیا اصلاح طلبان داشنجویان را ستاره دار و از تحصیل محروم کردند؟ آیا در زمان اصلاح طلبان یک میلیارد دلار ول گم شد و حاضر نبودند به هیچ کجا پاسخگو باشند؟ آیا اصلاح طلبان مخالفان خود را بزغاله خوانند؟ و در هیات دولت برای امام زمان یک صندلی خالی گذاشتند؟</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات احمدرضا دلیران فیروز (نماینده رضایی) از حامی موسوی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #3366ff;">اولویتهای اقتصادی ایشان کدام است ؟ (لطفا با برنامه توضیح داده شود)</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">موسوی در مطلبی خلاصه سه اصل کلی را برای برنامه اقصادی خود توضیح می دهد که در لینک پیوست می توانید مشاهده کنید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">اصل اول و کلید حل مشکلات اقتصادی ایران اصلاح قوه مجریه و باز تعریف دولت است. اصل دوم در برنامه دولت امید، تحول در جایگاه بخش خصوصی و ارتقای آن در نظام تصمیم‌گیری کشور است. اصل سوم تقویت بنیادهای اخلاقی و حفظ تعادل‌های اجتماعی است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">علاوه بر آن سه اصل هفت برنامه مستقل برای خروج از رکود و بهبود توزیع درآمد و افزایش اشتغال ارائه شده است. این برنامه‌ها عبارتند از:<br />
۱- برنامه از میان برداشتن فقر مسکن و اجرای اصل سی و یکم قانون اساسی<br />
۲- طرح تبدیل صنعت‌ نفت به موتور محرکه اقتصاد کشور<br />
۳- برنامه بهبود فضای کسب‌وکار<br />
۴- برنامه دولت الکترونیک به منزله ابزاری برای تحقق عدالت، آزادی و افزایش کارایی<br />
۵- برنامه جلوگیری از اتلاف منابع عمومی با اصلاح نظام بودجه ریزی<br />
۶- برنامه اصلاح الگوی مصرف انرژی<br />
۷- برنامه مقابله با تورم<br />
خلاصه این برنامه اقتصادی دولت در <a href="http://kalemeh.ir/vdcg.z97rak97ypr4a.html" target="_blank">این لینک</a> بخوانید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲- <span style="color: #3366ff;">حمایت احزابی همچون نهضت آزادی، کارگزاران و مجاهدین انقلاب و مشارکت را از ایشان چگونه ارزیابی میکنید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">نهضت البته از هر دو کاندیدای اصلاح طلب حمایت کرده است. این حمایت ها را بسیار  مثبت ارزیابی می کنم و معتقدم با توجه به حماین نیورهای میانه دو و بخشی از اصولگرایان از مهندس موسوی اجماع ملی در مورد ایشان حاصل شده است. طیف گسترده حامیان مهندس موسوی از نقاط قوت ایشان است که دیگر کانیدداها از ان بی بهره اند.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳-  <span style="color: #3366ff;">ایشان چه برنامه ای جامع و دقیق و کارشناسی برای جوانان، تولید، صنعت و سیاست خارجی دارند؟</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">مورادی که شما ذکر فرمودید تقریبن همه زمینه های اداره مملکت را شامل می شود و برای هر مورد چندین صفحه البته به عنوان خلاصه برنامه می شود ارائه کرد. به شما پیشنهاد می کنم مشروح تعدادی از برنامه های مهندس موسوی را در لینک های زیر بخوانید: <a href="http://havadaran.net/page/tavarom.php  " target="_blank">مهار تورم</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/zanan.php" target="_blank">زنان </a>- <a href="http://havadaran.net/page/egov.php" target="_blank">دولت الکترونیک</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/amoozesh.php" target="_blank">آموزش و پرورش</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/tarabari.php" target="_blank">حمل و نقل</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/energy.php" target="_blank">الگوی مصرف انرژی</a> -  <a href="http://havadaran.net/page/budget.php" target="_blank">نظام بودجه ریزی </a>- <a href="http://yaarinews.com/default.aspx/n/1706/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF" target="_blank">برنامه های کلی</a> -<a href="http://www.entekhab10.net/1388/03/post-130.php" target="_blank"> برنامه‌های ورزشی</a> -<a href="http://kalemeh.ir/vdcg.z97rak97ypr4a.html" target="_blank"> برنامه اقتصادی </a></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><a href="http://barnameh.mirhussein.com/" target="_blank">سایت مشروح برنامه های اقتصادی میر حسین موسوی</a></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات نویسنده گوشزد (نماینده کروبی) از حامی موسوی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما موسوی به نظرات ولی فقیه نزدیک تر است یا کروبی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به واقع این موضوع فاقد ارزش اکتسابی برای هر کاندیدا می باشد و اهمیت این نسبت بیشتر به نحوه ی تعامل و تقابلی است که میان رئیس جمهور و رهبری ایجاد خواهد شد. بر طبق قانون اساسی رهبر نفر اول کشور و رئیس جمهور نفر اول اجرایی است که تحت فرمان رهبری فعالیت خواهد کرد. مثلن در ماجرای حکم حکومتی کروبی بر خلاف نص صریح قانون مجلس از طرح اصلاح قانون مطبوعات جلوگیری نمود. در حالی که شاید نظراتش چندان با رهبری هماهنگ نباشد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">موضوع مهم در مورد موسوی جایگاه ویژه او و سابقه تقابل و تعاملی است که با آیت الله خامنه ای داشته است. موسوی به اموری که معتقد است و در چهارچوب اختیاراتش باشد، پایبند است در حالی که کروبی نشان داده در این مورد ضعف زیادی دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما حمایت کردن مشارکت و کارگزارن از موسوی به دلیل &#8220;قابلیت رای آوری&#8221; به جای حمایت از کروبی که شعارهایش مدرن تر و منطبق تر بر اساسنامه این احزاب بوده است، قابل قبول و اخلاقی است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">قابلیت رای آورن یکی از علل حمایت از موسوی است. امری که از اهمیت حداقلی نزد اصلاح طلبان برخوردار است. من تفاوت فاحش میان شعارها و وعده های موسوی و کروبی نمی بینم. تنها اختلاف در این است که موسوی شعارها و وعده هایی می دهد که عملیاتی تر و در چهارچوب شرایط کنونی قابل اجراست. نه وعده هایی که بخش عمده ان به موافق مجلس، رهبری و قوه قضائیه مربوط می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در ضمن کروبی عملکردی چهارساله در قبال اصلاح طلبان داشته است. نمی توان بر اساس شعارهای چند ماهه همه ان رفتار ها را ندیده گرفت. رفتارهایی که بخشی از ان حتی به مجلس ششم و منزوی کردن اصلاح طلبان پیشرو بر می گردد. کروبی شعارهای اصلاح طلبانی را می دهد که چند سال پیش در گفتگو با کیهان و فارس انها را تندرو و افراطی می خواند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من همچنین اعتقاد دارم دفاع کارگزاران و مشارکت و سازمان مجاهدین بر اساس عقل جمعی و رضایت بدنه این احزاب اتفاق افتاده است. امری که مطلوب و در پذیرش بهتر موسوی موثر تر است. ضمن اینکه اصلن این سوال ربطی به جناب آقای موسوی نداشت و در نقد عملکرد مشارکت و کارگزاران بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #ff0087;">اگر موسوی رییس جمهور شد، به نظر شما وقتی تضادی بین خواسته های طرفداران پر شور امروز (مثل آزادی های اجتماعی برای جوانان) و حامیان قدرتمندش از راست سنتی (مثلا مخالفت با آزادی های فوق الذکر) رخ دهد، آقای موسوی به کدام سمت میل می کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">مهم در این مورد دیدگاه میر حسین موسوی و حلقه اول تیم کاری اوست. شخص مهندس و  افراد نزدیکش به کرامت انسانی باور دارند. آزادی های اجتماعی را جز لاینفک حقوق شهروندان می دانند و قعطن بر اساس دیدگاه خود عمل خواهند نمود &#8211; با در نظر گرفتن همه محدودیت ها و اختیارات نهادهای انتصابی که برای همه کاندیداها یکسان است-. موسوی آنچه را رسما اعلام کرده پایبند است و همین حرف هاست که جوانان پر شور امروزی را به خود جذب نموده. کاری که شعارهای پر زرق و برق دیگر از انجام آن ناتوان است.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><a name="pd_a_1688754"></a><div class="PDS_Poll" id="PDI_container1688754" style="display:inline-block;"></div><script type="text/javascript" language="javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/1688754.js"></script>
			<noscript>
			<a href="http://answers.polldaddy.com/poll/1688754/">View This Poll</a><br/><span style="font-size:10px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">Market Research</a></span>
			</noscript><br />
</strong></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2Felection-faceoff%2F&amp;title=FaceOff%20%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87%20%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA" id="wpa2a_22"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>27 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/e7a804f1c3ad7e669b99de7a02fbe324?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>کاوه گیــــلانی (لابدان):</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comment-541">۱۸ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							به امید پیروزی ...
عالی بود صادق جان ، خسته نباشی
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a108b2a807ebae3f914630417635fbc0?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>aMiN:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comment-543">۱۸ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							خسته نباشيد
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/a68fdf5dda84719bacb3ff1b150ab13c?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>هاتف:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comment-544">۱۸ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							جالب بود .. زنده باد اصلاحات
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/055144a16e695d475ac7cd23447c2e28?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>behnam:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comment-545">۱۸ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							باز هم نماینده احمدی نژاد مثل خود او سوالها رو میپیچونه خوب چرا درست جواب نمیدی مگه گی ها میتونن سازماندهی بشن یا طبق په مدرکی میگی باند بازی خانوادگی در دولت نهم کمتره و باید به اون مدال داد و غیره واقعا جای تاسف داره یا مدل موی جوانان این یه شعار انتخاباتی بود ایا واسه همچین شعاری چنتا نامه نوشتن کفایت میکرد ............
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/0efc7335b400c4ce7d08e4d6b25b71cc?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>مصطفی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comment-546">۱۸ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							کار بسیار خوبی بود. دست همگی درد نکنه. هم شرکت کننده ها و هم بچه های Faceoff. اما جواب های آقای امید حسنی برایم قانع کننده نبود. درست است که مشکل مملکت دیدن هاله نور و پلک نزدن نیست اما دئست داشتم بدانم که آیا واقعا فیلمی که بنده دیدم جعلی است . من که متوجه جعلی بودن آن نشدم اگر کسی قادر به اثباتش باشد مرا هم خبر کند.آیا همه مسولین در مورد آمار ارائه شده از طرف آقای احمدی نژاد اشتباه می کنند و فقط آقای احمدی نژاد از آمار و اطلاعات سر در می آورند.
چرا وقتی مقام معظم رهبری فرمودند نامزدها تنها به خودشان بپردازند باز هم آقای احمدی نژاد به زیر سوال بردن بقیه پرداختند؟
آقای هاشمی امام جماعت موقت تهران و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام هستند و حکم ایشان از سوی شخص رهبری صادر می شود. آیا زیر سوال بردن ایشان، زیر سوال بردن رهبری نیست؟
اینها واقعا سوالاتی است که در این چند روز برای من پیش آمده و قصد دیگری از پرسیدن آنها ندارم جز شنیدن پاسخ منطقی.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=139"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=139">22 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>27</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 12+1 : ناصر خالدیان vs جلال سمیعی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 May 2009 08:52:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=132</guid>
		<description><![CDATA[در فیس آف سیزدهم، میزبان دو طنزپرداز ارزنده بلاگستان هستیم تا با کلام شیوا و شیرین شون نحسی ۱۳ فیس آف رو بدر کنند! طراح لوگو: علیها ناصر خالدیان (نویسنده وبلاگ نقطه ته خط) ناصر خان خود را اینگونه معرفی می کند: &#8220;ناصر خالدیان، طنزنویس، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس گم و گور شده سابق. من هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در فیس آف سیزدهم، میزبان دو طنزپرداز ارزنده بلاگستان هستیم تا با کلام شیوا و شیرین شون نحسی ۱۳ فیس آف رو بدر کنند!</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13.jpg"><img class="aligncenter" title="Face Off 13 : جلال سمیعی  vs  ناصر خالدیان" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13.jpg" alt="" width="350" height="350" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو: <a title="علیها" href="http://aliha.ir" target="_blank">علیها</a></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff6600;">ناصر خالدیان<span style="color: #ff6600;"> </span></span></strong>(نویسنده وبلاگ <a title="نقطه ته خط" href="http://noqte.com/" target="_blank">نقطه ته خط</a>)</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ناصر خان خود را اینگونه معرفی می کند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;ناصر خالدیان، طنزنویس، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس گم و گور شده سابق. من هم اکنون در قید حیات به سر می‌برم.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ناصر خالدیان هفت سالی با عنوان «<a title="نقطه ته خط" href="http://noqte.com/" target="_blank">نقطه ته خط</a>» وبلاگ نوشت. تقدیرها و جوایز متعدد در زمینه وبلاگ‌نویسی دارد (از وبلاگ‌های برتر ایرانی به انتخاب هفت سنگ، جزو بهترین وبلاگ‌های ایران به انتخاب کاربران از سوی پرشین بلاگ، برگزیده جشنواره ملی طنز اینترنتی). یک سال بیشتر می‌شود که <a title="نقطه ته خط" href="http://noqte.com/" target="_blank">نقطه ته خط</a> را آپدیت نکرده است که موجب شایعات فراوانی شده بود. وی گفته که به زودی دوباره به وبلاگستان بازمی‌گردد. ناصر خالدیان در وبلاگش در مورد موضوعات مختلف به صورت مقالات جدی و اغلب طنز می‌نوشت. خودش عقیده دارد موضوعات جدی که نوشته همه‌اش طنز و کمیک بوده و موضوعات طنزش کاملاً جدی است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">جلال سمیعی </span></strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">(نویسنده وبلاگ <a title="... و غیره!" href="http://www.joonomi.ir/" target="_blank">&#8230;و غیره!</a>)</span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال جان بیوگرافی خود را اینگونه می نویسد:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">&#8221; من جلال سمیعی، متولد ۱۳۶۱  در شهرری هستم؛ روزگاری فکر می‌کردم اگر دستم مثل دایی‌م به چارچوب بالایی در بخورد، یعنی آدم بزرگ و مهمی شده‌ام؛ حالا چند سال است که دستم به آنجا می‌رسد ولی آدم مهمی نشده‌ام، فقط بزرگ شده‌ام. ترم هشتم مهندسی بودم که یکهو به سرم زد بروم ارتباطات بخوانم، چون مدتی بود که روزنامه‌نگار بودم ولی از من مهندس درنمی‌آمد؛ حالا دانشجوی ارشد ارتباطات هستم و بعد از سه سال سردبیری در رادیو جوان، حالا در رادیو تهران مشغولم. یک کتاب هم چاپ کرده‌ام از طنزهام با نام «و غیره!». شش ماهی هم نویسندگی و اجرای یک آیتم طنز زنده را در «صبح بخیر ایران» داشتم با اسم «حرف اضافه»، که وقتی دیدم مرا نمی‌گیرند، خودم تمامش کردم! از مرداد ۱۳۸۱ «<a title="در محضر ملکوت" href="http://joonomi.persianblog.ir/" target="_blank">در محضر ملک‌الموت</a>» را می‌نوشتم و بعد آمدم «<a title="و غیره!" href="http://www.joonomi.ir/" target="_blank">و غیره!</a>» تا امروز. «<a title="رساله صد فرمان" href="http://100farman.blogfa.com/" target="_blank">رساله‌ی صد فرمان</a>» و «<a title="ژانرشناسی" href="http://genre.blogfa.com/" target="_blank">ژانرشناسی</a>» را هم اضافه کنید به دل‌مشغولی‌های پراکنده‌ام. با این همه معلوم نیست از من چه چیزی درمی‌آید آخرسر.&#8221;</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"> <strong>خب بازیگر فیس‌آف شدیم. یعنی حالا من «نیکلاس خالدیان» و تو «جان سمیعی» هستیم. به نظرت اگر داستانی مثل فیس آف (جان وو) بین ما پیش می‌آمد و من جای تو بودم و تو جای من، یک روز معمولی از زندگی‌ام از وبلاگ‌نویسی تا رادیو و غیره به عنوان «جان سمیعی» چه طور می‌گذشت؟ </strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">فرض کن من همان آقا پلیسه بودم که قرار بود خودم را با عمل شبیه تو کنم، اول از همه با بدبختی اضافه‌وزنم باید چه کنم؟ تو هم که داری برای خودت خلاف‌کاری‌هات را می‌کنی و تا من بیایم شبیه تو بشوم، برای خودت نامزد شده‌ای و رای هم آورده‌ای و سازمان ما را منحل کرده‌ای. احتمالا بقیه‌ی روزها به این می‌گذرد که من هی می‌آیم در اتاق تو که وقت ملاقات مردمی بگیرم برای وام، تو هم که هر روز یک قبرستانی می‌روی برای سرکشی. سیاسی شد ناصر؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>چرا وبلاگ‌نویسی را جدی گرفتی و نرفتی دنبال یک کار آبرومندتر؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: </span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">اول از همه، سلام جلال جان</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">حالت چطوره بزرگِ میدان؟</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">عرضم به حضور، وبلاگ جدی نیست</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">فقط ابزاره، هدفمندی نیست</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">وبلاگ خوشدسته برا نوشتن</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">توی اینترنت واژه‌ها کِشتن</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">میشه خودت بود، رهاتر نوشت</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">یا برعکس اون: خالی‌بند و زشت</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">بستگی داره پشت هر وبلاگ</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">یه آدم باشه یا یه دونه «باگ»!</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>آقا می‌گویند می‌خواهیم در این فیس آف زوایای پنهان شخصیت همدیگر را بکاویم. جلال جان چه خبر از زاویه‌هات!؟  اصلاً به نظر خودت چند ضلعی هستی؟ آن گوشه موشه‌ها چه خبر که ما نمی‌دانیم؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">راستش من خیلی وقت‌ها حس می‌کنم که بسیاری از زوایای پنهان خودم را کشف نکرده‌ام؛ یعنی آن‌قدر توی کار زوایای مردم و زندگی‌شان می‌چرخم برای سوژه درآوردن که فرصت به گوشه‌های خودم نمی‌رسد؛ بعدش هم آدم بهتر است زوایای خودش را از دیگران قایم کند تا فردا از همان زاویه‌ها دید نزنندش و خدای نکرده پرزنت‌ش نکنند؛ ناصر، بعضی صبح‌ها که بیدار می‌شوم یکهو می‌بینم پرزنت شده‌ام. به من بگو چه کنم.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>چرا بعدش تلاش کردی که خودت را به‌جای طنزنویس، یک آدم محترم جا بزنی؟ چرا یکهو رفتی از فضای مجازی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>ناصر خالدیان: </strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">راستیاتش من، کمی درگیرم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">کرده روزگار بدجوری پیرم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">وبلاگم هستش، ولی می‌نویسم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خودت می‌دونی من طنزنویسم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">محترم چیه؟ کلاس کیلو چند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">همون دیوونه‌م، فارغ ز هر بند</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">مدتی دیگه بعد از فراغت</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دوباره میام «نقطه ته خط»</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ناصر خالدیان: <strong><span style="color: #ff6600;">اولین بار غیر از رفیق بد و ذغال خوب، چه چیزی باعث شد وبلاگ بنویسی؟ و غیر از این که با دانشمندان و اشخاص زبانم لال برجسته‌ای مثل من آشنا شده‌ای چه فایده‌ای برایت داشته تا حالا؟</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">اتفاقا رفیق بد باعث شد که تا حالا نزدیک به هشت سال پای این منقل بلاگ‌نویسی چرت بزنم؛ فکر می‌کنم یکی از بخش‌های مهم زندگی و کاراکتر من شده است همین اعتیاد؛ احتمالا از آن‌هایی باشم که شفاهی و کتبی‌م شبیه هم است، برای همین ادبیات وبلاگی توی زندگی‌م هم اثر گذاشته&#8230; حالا حساب کن که وبلاگ نوشتن برای آدم‌هایی مثل من و تو که بیشتر با خودمان حرف می‌زنیم، چه مریضی خوبی‌ شده و لااقل برای خودمان که می‌نویسیم و کامنت‌ها را هم که می‌بندیم، حس می‌کنیم چقدر مخاطب داریم که زور می‌زنند کامنت بگذارند و نمی‌توانند! از آشنایی با تو هم احساس خاصی جز خوشحالی ندارم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>ناصر خالدیان اینترنتی چقدر شبیه ناصر خالدیان است؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: </span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خیلی شبیهیم من و این ناصر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">اون مجازی و من حی و حاضر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">هر دو به ظاهر آرام و شادیم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">هر دو از درون، غوغاآبادیم </span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:  <span style="color: #ff6600;"><strong>آن اول‌ها برخی را شور حسینی گرفته بود و  فکر می‌کردند می‌توانند با وبلاگ انقلاب کنند. ما هم هر چه داد و بیداد کردیم که نمی‌شود، به گوش کسی نرفت و می‌گفتند: می‌شود و می‌توانیم. به نظرت اگر می‌شد با وبلاگ انقلاب کرد چه اتفاقات بامزه‌ای پیش می‌آمد؟ بعد هم این انقلاب چه رنگی بود؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;">اگر می‌شد با وبلاگ‌ها انقلاب کرد، لابد ابطحی می‌شد رییس‌جمهور و داریوش ملکوتی هم می‌شد سخنگوی دولت و مهمتر از همه خوابگرد را می‌کردند وزیر ارشاد؛ مردم به‌جای سود سهام عدالت، اینترنت پرسرعت می‌آمد توی سفره‌هاشان. ولی من و تو را حتما دستگیر می‌کردند ناصر، چون انقلاب وبلاگی فرزندانش را می‌خورد.</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>کلاٌ با شفاهی‌ات بیشتر حال می‌کنی یا کتبی‌ت؟ بقیه چطور؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: </span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بیشتر می‌نویسم رو کاغذ کاهی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">نه سخنرانی، حرف شفاهی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">نه اهل وعظ و نه قیل و قالم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff6600;">نه کارشناسِ بکس و فوتبالم</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:<span style="color: #ff6600;"><strong> اگر سایر حیوانات غیر از انسان، می‌توانستند وبلاگ و خاطرات شخصی بنویسند، ترجیح می‌دادی کدام حیوان وبلاگ بنویسد؟ و به نظرت چه چیزی می‌نوشت؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">فکر می‌کنم هیچ حیوانی بهتر از لاک‌پشت نمی‌تواند وبلاگ‌نویسی کند؛ لاک‌پشت‌ها می‌توانند دنیا را همیشه با سرعتی کمتر از آنچه ما و تکنولوژی داریم، ببینند و هروقت هم احساس خطر کنند، می‌روند توی لاک خودشان. مشکل جدی من این است که مدتهاست لاکی اندازه‌ی خودم پیدا نکرده‌ام که بروم توش و احساس امنیت کنم. طرف‌های شما نیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی:<span style="color: #0000ff;"><strong> ناصرخان، واقعا توی این زمانه بزرگی به چه چیزی‌ست؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">فرزانه‌ای گفت یه روز به ما که:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بزرگ کسیه دلش کودکه</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:<strong> <span style="color: #ff6600;">فرض کن در طول این سال‌ها که من را به عنوان وبلاگ‌نویس می‌شناختی یک روبات هوشمند بوده‌ام. چه احساسی بهت دست خواهد داد وقتی بدانی کسی به نام ناصر خالدیان هرگز وجود نداشته و اینها فقط کار یک روبات بوده است؟</span></strong></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="color: #ff6600;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></span></strong><span style="color: #0000ff;">من بعد از دیدن وال ـ ای به همه‌ی روبات‌ها ارادت دارم؛ بنابراین اتفاق خاصی در دوستی ما نمی‌افتاد.</span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>به نظرت با وبلاگ‌ها چقدر می‌شود دنیا را تکان داد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><strong>ناصر خالدیان:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">زیاد! به حد عطسه‌ی ماهی!</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">به اندازه‌ی سیری سه شاهی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">باور نداری تو این هیر و ویر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">«کولیس» رو وردار اندازه‌ش بگیر!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>خب محض تنوع باز هم برویم توی زوایای شخصی یا همان فضولی در زندگی دیگران. ترجیح می‌دهی با یک خانم وبلاگ‌نویس با قریحه‌ی ادبی ازدواج کنی یا یکی که آشپزیش خوب باشد؟ (ببین! نگی دوتاش که قبول نیست).</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">طبیعی‌ست که با خانمی ازدواج می‌کنم که نه از وبلاگ‌نویسی سر دربیاورد و نه به من گیر بدهد که برو رژیم بگیر؛ بنابراین خانم آشپز را یکی از نعمت‌های الهی می‌دانم؛ ناصر، از این که یکی هی بنشیند کنار من و ببیند برای کی دارم کامنت می‌گذارم، خیلی می‌ترسم؛ بدتر این که بنشیند کامنت‌های دوست‌هاش را هی برایم بخواند!</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>وبلاگی شدن چقدر تو را تغییر داد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بعد از این همه وبلاگ نوشتن</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دوست پیدا کردن، مغز رو برشتن(!)</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">توی این فکرم به راستی آیا:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">من تغییر کردم یا تغییر مرا&#8230;!؟</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>مطلبی با عنوان «رساله صد فرمان» داری. ببینم تا حالا با اینها در وبلاگستان ادعای نبوت کردی؟ یا باید منتظر شویم به فرمان صدم برسد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">فرمان هشتاد و نهم از رساله‌ی صد فرمان: پیامبری تمام شده است؛ اگر احساس وظیفه کردید، دور و برتان را خوب نگاه کنید.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>کدام نوشته‌ات تو را از نوشتن بیشتر پشیمان کرد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">یه بار نوشتم نادان و غافل</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">چکی مایه‌دار در وجه حامل</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">چکه برگشت خورد، اون بود نوشته‌م</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پشیمون شدم از سرنوشتم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دیگه ننویسم چک برا نامرد</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff6600;">بگذریم حالا، زیاد داریم درد</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>اسم وبلاگت: «وغیره&#8230;» است. اول این که چرا؟ بعد این که فرق «و غیره&#8230;» و «و لا غیر» چیست؟</strong></span></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">من از بچگی مشکل عجیبی داشته‌ام؛ هر وقت می‌رفتم جایی می‌دیدم بچه‌های هم‌سن من از چیزهایی حرف می‌زنند که من دو ـ سه سال پیش دغدغه‌ام بود؛ مقصر این بیماری هم مادرم بود که دوسال زودتر از مدرسه رفتن من را باسواد کرد و گرفتار خودبزرگ‌بینی شدم؛ مشکل وقتی جدی‌تر شد که تغییر رشته‌ام در سال چهارم دانشگاه باعث شد وقت انتخاب رشته در دانشگاه جدید، همیشه جزو «و ماقبل»‌ها بودم در اولویت‌بندی‌ها؛ مهمترین این که حرف‌هایی که ما از غصه‌هایمان می‌نویسیم و نمی‌دانیم چرا همه به حرفهای ما می‌خندند، لابد جزو همان «و غیره»های روزگارند؛ عین خودمان. «و لا غیر» معناش چی بود؟!</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>پیام اصلی شما برای بشریت چیست؟</strong></span></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پیامم اینه به کل بشر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">آی ایهاالناس! خوب و بد و شر&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خواستم بگم که&#8230; پیامم چیزه</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">نوک زبونم&#8230; صبر کن یه ریزه</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خواستم چی بگم؟&#8230; بازم یادم رفت</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">ای داد بیداد حافظه‌مون رفت </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پَی پَی پیامم&#8230;  همین پیامه</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پیام چی چی هست؟ بشر کدامه؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">طنزِ زندگی اینه که آدم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بزرگ یا کوچیک، توی هر عالم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">هر کی، هر جوری، هر کجا هستی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">یه روز تمومه قصه‌ی هستی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">همه شاد و خوش، تو صلح و صفا</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">با هم  بسازیم دنیای فردا</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دیگه زیادی کردم جسارت</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">مخلص شما، نقطه ته خط</span></span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>در پایان، پانصدهزار وبلاگ‌نویس مورد علاقه‌ات را نام ببر که طنز بنویسند. تمام که شد به نتیجه‌ت بگو که به نتیجه‌ی صادق جم بگوید و در فیس‌آف آن موقع بنویسند. (من خودم نتیجه ندارم، چون یک روبات هستم).</strong></span></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">یک وبلاگ‌نویس هست که هرروز عکس‌های تتوی جدیدش را می‌گذارد روی وبلاگ؛ خیلی دلم می‌خواهد شرح عکس‌ها را هم دقیق و با آدرس جایی که برایش این امر خطیر را انجام می‌دهند، بنویسد.</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="text-decoration: underline;"><strong>نظرسنجی</strong></span><strong>:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">به نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و…</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 12+1 را انتخاب کنید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a name="pd_a_1663815"></a><div class="PDS_Poll" id="PDI_container1663815" style="display:inline-block;"></div><script type="text/javascript" language="javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/1663815.js"></script>
			<noscript>
			<a href="http://answers.polldaddy.com/poll/1663815/">View This Poll</a><br/><span style="font-size:10px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">online survey</a></span>
			</noscript></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://polldaddy.com/poll-rss.php?id=A0514134D9100C9E"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13result1.jpg" alt="" width="193" height="230" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://polldaddy.com/poll-rss.php?id=A0514134D9100C9E"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13result2.jpg" alt="" width="512" height="69" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="text-decoration: underline;">تشکریجات</span>:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank">فواد</a> </strong>برای پیشنهاد جلال سمیعی</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><a title="کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/" target="_blank">آرش کمانگیر</a></strong>، <strong><a title="یه وجب خاک اینترنت" href="http://cyberpejman.com/" target="_blank">پژمان دشتی نژاد</a></strong>،<strong> <a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">فتحی</a></strong>،<strong> <a title="آق فری و شرکا" href="http://aqfriends.com/" target="_blank">فرشاد یوسفی</a></strong>،<strong> <a title="عصیان" href="http://osyan.net/" target="_blank">نیما اکبرپور</a></strong>،<strong> <a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com/" target="_blank">کاپیتان بدون هواپیما</a> </strong>و<strong> <a title="زنگوله" href="http://zangoole.com/" target="_blank">بابک محمودی</a> </strong></span></span><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">برای شرکت شان در بحثها و حمایتهای بی دریغشان از پروژه<br />
</span></span></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2Ffaceoff13-naserkhaledian-jalalsamie%2F&amp;title=Face%20Off%2012%2B1%20%3A%20%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%20%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%20vs%20%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%20%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%B9%DB%8C" id="wpa2a_26"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>47 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5c9ed427acfa0736b1687615f0098f14?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>فؤاد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comment-497">۰۹ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							نحسی سیزدهی هم اگر بود به در شد، اما جلال همچنان مجرد ماند و اما ناصر خالدیان، چه‌جوری پیدا شد و باز ناپدید شد؟
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/2645bb575beea1cfb5ff075af94b57d7?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>شقایق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comment-498">۰۹ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							آرزوی موفقیت برای صادق خان و مهمانان فیس آف
چون نمیشناختموشن نتونستم رای بدم
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/0bea101459716df80aac9e4b3aa7b7e0?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>کمانگیر:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comment-499">۰۹ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							محشر بود. حرفه ای و محشر. ایول.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/03141a40beb94b8599ce361ce4e5fbf8?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>جلال سمیعی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comment-500">۰۹ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							سلام و ابراز ذوق‌زدگی از روبه‌روی ناصر خالدیان بودن! امیدوارم برقرار باشید همیشه.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/c9b219972868dcc5d228ba2dab98ba76?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>علیرضا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comment-501">۰۹ خرداد ۱۳۸۸</a></small>
							عالی بود، جدا لذت بردم ایول :)
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=132"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=132">42 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>47</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 12 : نیما اکبرپور  vs  پژمان دشتی نژاد</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 11:48:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[BBC]]></category>
		<category><![CDATA[Cyberpejman]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off]]></category>
		<category><![CDATA[Google]]></category>
		<category><![CDATA[Nima Akbarpour]]></category>
		<category><![CDATA[Pejman DashtiNezhad]]></category>
		<category><![CDATA[Sony Ericson]]></category>
		<category><![CDATA[بی بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[سایبر پژمان]]></category>
		<category><![CDATA[سونی اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[عصیان]]></category>
		<category><![CDATA[نیما اکبرپور]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[پژمان دشتی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>
		<category><![CDATA[یه وجب خاک اینترنت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=118</guid>
		<description><![CDATA[بیش از چهار ماه از آخرین فیس آف منتشر شده می گذرد. در این مدت با مشورت دوستانی که قبلاً در فیس آفها شرکت کرده بودند و پرس و جو از صاحب نظران بر آن بودیم تا شکل جدید و حرفه ای تری به فیس آف بدهیم. نتیجه بررسی های به عمل آمده این شد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بیش از چهار ماه از آخرین فیس آف منتشر شده می گذرد. در این مدت با مشورت دوستانی که قبلاً در فیس آفها شرکت کرده بودند و پرس و جو از صاحب نظران بر آن بودیم تا شکل جدید و حرفه ای تری به فیس آف بدهیم. نتیجه بررسی های به عمل آمده این شد که فیس آف از این پس با شرایطی جدید برگزار شود:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li dir="rtl">برخلاف نسخه قبلی، این بار Face Off به معنای واقعی کلمه برگزار می شود. بدین صورت که دو وبلاگ نویس به یکدیگر معرفی می شوند و برای همدیگر سوال طرح می کنند و حتی به پاسخهای یکدیگر گیر می دهند!</li>
<li dir="rtl">پرسش و پاسخها منتشر می شوند و مخاطبین با توجه به سوالات طراحی شده و پاسخهای ارائه شده، از طریق نظرسنجی برنده فیس آف را تعیین می کنند.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">امیدوارم این تغییرات به بهتر شدن فیس آفها کمک کند و رضایت مخاطبین عزیز را نیز فراهم آورد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بعنوان نخستین مهمانان نسخه جدید فیس آف، میزبان نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ <a title="عصیان" href="http://osyan.net/" target="_blank">عصیان</a>) و پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ <a title="یه وجب خاک اینترنت" href="http://cyberpejman.com" target="_blank">یه وجب خاک اینترنت</a>) هستیم.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12.jpg"><img class="aligncenter" title="Face Off 12 : نیما اکبرپور  vs  پژمان دشتی نژاد" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12.jpg" alt="" width="350" height="350" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو: <a title="چشم غمگین" href="http://sad-eye-never-lie.com" target="_blank">حدیث</a></p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور</strong></span> (نویسنده وبلاگ <a title="عصیان" href="http://osyan.net/" target="_blank">عصیان</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/osyandotnet"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/nima"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/nima"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خودش را اینگونه معرفی می کند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;نیما اکبرپور، بلاگر، خبرنگار، برنامه‌ساز تلویزیونی و مجری شغل‌هاییه که این روزها بهش مشغولم. قبلش هم شغل‌های متعددی داشتم. از کافی‌نت تا مدیر فروش و طراح وب و این جور چیزها. مهندسی کامپیوتر و نرم‌افزار خوندم توی دانشگاه آزاد لاهیجان. با دیپلم تجربی رفتم یه رشته فنی مهندسی. این خودش به اندازه کافی مخ درب و داغون می‌خواد. رفتم دانشگاه در حالی که تا اون موقع دست به یه کامپیوتر هم نزده بودم. اون موقع‌ها مثل الان کامپیوتر توی هر خونه نبود. عرض کنم که مجردم و ۳۴ سالم تازه تموم شده و فعلا هم قصد ادامه تحصیل دارم (از این کلاس‌ها که می‌ذارن دخترهای دم بخت. این از اونا بود). توی وبلاگم هم توی این  هفت هشت سال همه چیز نوشتم. از غرغر و روزنوشت و شعر و داستان کوتاه و خاطره بگیر تا آی تی و موسیقی و کتاب و فیلم. هر تجربه قابل گفتنی رو که توی زندگیم داشتم ریختمش اون تو. &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">پژمان دشتی نژاد</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="یه وجب خاک اینترنت" href="http://cyberpejman.com" target="_blank">یه وجب خاک اینترنت</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/cyberpejman"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pejman"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سایبرپژمان برای معرفی خودش، ما را به صفحه &#8220;<a title="درباره پژمان" href="http://cyberpejman.com/2001/11/about-me.html" target="_blank">درباره من</a>&#8221; وبلاگش ارجاع داد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;من پژمان هستم. از نخستین وبلاگ نویس های زبان فارسی. همان زمانی که تعداد وبلاگهای فارسی به تعداد انگشتهای دو دست می رسید! وبلاگ من همیشه تحت نام یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سه سال و نیم در کشور امارات زندگی کرده ام و مدرک لیسانس فن آوری اطلاعات را با درجه بسیار ممتاز دریافت کرده ام&#8230; قبل از اتمام تحصیلات لیسانس در دوره فوق لیسانس دانشگاه سلطنتی استکهلم قبول شدم و چندی نگذشت که برای همیشه کوله بارم را از ایران بستم. رشته فوق لیسانس من شبکه های کامپیوتری است و در زمینه امنیت اطلاعات کار کرده ام. من دارای تحصیلات بازرگانی هم هستم و در واقع بیش از آنکه به مهندسی علاقه مند باشم به دنیای بازرگانی و تجارت آنلاین و وب ۲.۰ علاقه مندم از این رو اخبار مربوطه را کاملا پیگیری می کنم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من از تاریخ ماه مه ۲۰۰۷ در شرکت آرزوهایم (گوگل) مشغول به کار شدم و مهمان مردم دوبلین. شغل من در گوگل نگاهداری و مراقبت از سیستم های کنفرانس از راه دور بوده است.  پس از حدود یک سال کار در گوگل و تاثیر عمیق آن بر بینش کاری من، به دلایل بسیار به استکهلم باز گشتم. از جمله اصلی ترین این دلیل ها، رغبت بسیار زیاد من برای تاسیس شرکت و استارتاپ خودم بوده است. این در حالیست که در همین بین بعد از دوماه چانه زنی با شرکت اریکسون موفق شدم که پروژه ای که در سر داشتم را با آنها به مذاکره بگذارم و در حال حاضر هم چند ماهیست که در شرکت اریکسون به عنوان پژوهشگر در مقر اصلی آن در استکهلم مشغول به کار هستم. زمینه تحقیق من امنیت تلفن های هوشیار یا همان &#8220;اسمارت فونها&#8221; و چگونگی هک کردن آنهاست!&#8221;</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *   *</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">همانگونه که در ابتدا اشاره شد، ما از نیما و پژمان خواستیم تا از همدیگر سوالاتی بپرسند و به سوالات یکدیگر پاسخ بدهند:</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور: </span><span style="color: #ff6600;"> </span></span><span style="color: #ff6600;"><strong>پژمان از موقعی که وبلاگ‌نویسی رو شروع کردی، کلی تغییر کردی. قبلا بیشتر از خودت می‌نوشتی و الان بیشتر از کارت. قبلا یه پسر شیطون پشت اون وبلاگ نشسته بود و الان یه جنتلمن! اسمش خودسانسوریه؟ یه کم توضیح بده درباره‌ش.</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>دغدغه هایم تغییر کرده اند. سنم بالاتر رفته است و پر تجربه تر شده ام. شاید کمی محتاط تر در نوشته هایم شده ام و بعله راجع به بسیاری از احساسات درونیم نمی نویسم. همچنین دیدم نسبت به وبلاگ نویسی عوض شده است.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پژمان دشتی نژاد: </span><span style="color: #0000ff;"><strong>آیا تحصیلات دانشگاهی به درد زندگی کاری تو خورده است؟ </strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور:</strong> </span>تحصیلاتم تو رشته کامپیوتر تأثیر مستقیم نذاشته توی کاری که دارم انجام می‌دم. درس خوندن اما می‌تونه جهت کلی مسیر زندگی رو تعیین کنه. این که توی این رشته درس خوندم به هر حال باعث شد تا بیشتر وقتم با کامپیوتر پر بشه و در نهایت هم بتونم خبرنگاری رو باهاش تلفیق کنم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور: </span><span style="color: #ff6600;"><strong>مدت‌هاست که می‌گن توی گوگل بودی. چند ماه اونجا بودی؟ چرا رفتی گوگل و اصلاً چرا اومدی بیرون؟ آیا دوره آموزشی، کارآموزی یا چیزی شبیه این بود یا رسماً کارمند گوگل بودی؟ اونجا چی‌کار کردی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>به اندازه کافی راجع به گوگل و احوالاتم در وبلاگم نوشته ام. یه مدت من گوگل رو ول نمی کردم حالا مثل اینکه گوگل نمی خواد من رو ول کنه. فعلا دغدغه من استارتاپم هست تا پیشینه گوگل و یا تجربه کاری در اریکسون و تحصیلاتم در دانشگاه!</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پژمان دشتی نژاد: </span><span style="color: #0000ff;"><strong>سخت ترین شکست کاریت تا کنون چه بوده است؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff6600;">نیما اکبرپور:</span> </strong>توی کارهایی که قبلاً انجام دادم اتفاقات بدی برام افتاد. اما اسمشون رو شکست نمی‌ذارم. من یک سال و نیم کافی‌نت داشتم که به خاطر سرقت همه چیزم از دست رفت. بعدش هم با یکی از دوستام شرکت طراحی سایت رو هاستینگ راه انداختیم که به خاطر اتفاقاتی مجبور شدم بعد از یک سال و نیم از اونجا بیام بیرون بدون این که سرمایه‌ای باهام همراه شده باشه. اما همه‌شون تجربه‌های تلخ اما مفیدی بودن. خیلی چیزها یاد گرفتم. اصلاً می‌تونم بگم که اگه اون اتفاقات برام نمی‌افتادن، به مسیری که دوست داشتم و دارم کشیده نمی‌شدم و الان اینجا نبودم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور:</span> <span style="color: #ff6600;"><strong>یه چند تا نوشته داشتی که از خواننده‌هات خواسته بودی تا مشکلاتی رو که درباره گوگل فارسی به نظرشون می‌رسه، بهت بگن تا انتقالشون بدی به مسؤولان. چی شد نتیجه‌ش؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>من تا آنجا که تونستم کار رو پیگیری کرده ام. در شرکتهای بزرگ پروسه یک کار یا بازخورد به آن سرعتی نیست که فکر می کنید. از سویی احتمالا قضیه پیگیری مصادف با بیرون آمدن من از گوگل بوده که دیگه امکان دسترسی من رو به مورد مربوطه نمی داده.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پژمان دشتی نژاد: </span><span style="color: #0000ff;"><strong>سخت ترین پروژه ای که تاکنون به تو پیشنهاد شده و با موفقیت انجام داده ای چه بوده؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور: </strong></span>بین کارهایی که انجام دادم، سخت‌ترین‌هاش اونهایی هستن که الان دارم انجام می‌دم. توی کار جدیدم مدیوم، تصویره و من چندان تجربه‌ای درباره اون نداشتم تا پیش از این. اما الان که چند ماه گذشته فکر می‌کنم دیگه انجام این کارها به سختی قبل نیست. معمولاً همه کارها این‌طورن. اولش سختن و به تدریج راحت‌تر می‌شن. تا زمانی که کلاً جهت رو عوض می‌کنی.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور: <span style="color: #ff6600;"><strong>تو حوزه کامپیوتر بیشتر دوست داری یه نویسنده &#8211; معلم باشی؟ خبرنگار باشی؟ یا تاجر؟</strong></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>هیچکدام. من دوست دارم کارآفرین باشم. هدف اصلی من هم پول نیست بلکه ارزش آفریدن است.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد: <span style="color: #0000ff;"><strong>اگر قرار باشد یک نامزد مجازی درست کنی، آواتارش چگونه شکلی خواهد داشت؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور:</strong></span> عجب سؤال پیچیده‌ای! من ترجیح می‌دم نامزد قابل لمس درست کنم تا مجازی. اما از نظر شکل و قیافه به نظرم یه جوری طراحی می‌کنم که عاشقش نشم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نیما اکبرپور:<strong> <span style="color: #ff6600;">کدوم یکی از این جملات رو برای نوشتن تو وبلاگت انتخاب می‌کنی؟<br />
الف- یه سر رفتیم کرمان. کلی با بلاگرهاش حال کردیم.<br />
ب- برای برگزاری یک نشست در زمینه کارآفرینی به کرمان رفتیم و از مصاحبت با دوستان کرمانی کلی لذت بردیم.<br />
ج- کرمان خوش گذشت در حد تیم ملی. برو بکسش اند باحالن.</span></strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">پژمان دشتی نژاد: </span> </strong>بسته به حال و هوام داره اما اصولا جمله الف رو می پسندم. کلا با جملات عصا قورت داده سنخیتی ندارم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد:<span style="color: #0000ff;"><strong> آیا وبلاگ مخفی داری که با اسم مستعار در آن بنویسی؟ </strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور:</strong> </span>نه هیچ وقت وبلاگ مخفی‌ای نداشتم. چند باری وبلاگ‌های دیگه ساختم که توشون به انگلیسی یا فرانسه نوشتم اما بعد از چند پست تعطیلش کردم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان، دو سوال بیشتر از نیما اکبرپور پرسید!</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد: <span style="color: #0000ff;"><strong>چرا به فارسی می نویسی؟ چرا به انگلیسی نه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور: </strong></span>اتفاقاً چند وقتی هست که در انتهای نوشته‌های وبلاگم یک خلاصه به انگلیسی هم می‌نویسم. اما هنوز راه زیادی دارم تا روان نوشتن به انگلیسی. اما دارم سعی خودم رو می‌کنم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد: <span style="color: #0000ff;"><strong>۵ وبلاگ مورد علاقه ات رو بگو و دلیل هر کدام رو هم ذکر کن.</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff6600;">نیما اکبرپور:</span> </strong>وبلاگ‌های مورد علاقه من در طول زمان تغییر می‌کنن. در حال حاضر یکی از وبلاگ‌های مورد علاقه من وبلاگ <a title="آقا اجازه؟" href="http://aghaejaze.wordpress.com/" target="_blank">آقا اجازه</a> هست به خاطر نگاه سفرنامه‌ای یک آدم دنیادیده. یکی دیگر وبلاگ <a title="یک پزشک" href="http://1pezeshk.com" target="_blank">یک پزشک</a> به خاطر این که برای من مثل یک مجله پر از اطلاعات مختلفه. <a title="کیبرد آزاد" href="http://freekeyboard.net" target="_blank">کیبرد آزاد</a> چون جادی بدون این که خودش رو مخفی کنه درباره آزادی بیان می‌نویسه و البته روزنوشت‌هاش رو هم دوست دارم. <a title="کمیکهای گارفیلد" href="http://www.garfield.ir" target="_blank">گارفیلد دات آی آر</a> که البته وبلاگ محسوب نمی‌شه اما رفتار این گربه و صاحبش برای من بسیار جذابه مخصوصاً وقتی که داره توسط یه آدم خوش‌ذوقی به فارسی ترجمه می‌شه. و وبلاگ <a title="خواب بزرگ" href="http://bigsleep.wordpress.com/" target="_blank">خواب بزرگ</a> سروش روحبخش که هم همکارم بوده و هم این که توش می‌شه از افکار پراکنده اما خوش یه آدم کنجکاو چیزهای زیادی خوند که دوست داره اونها رو با بقیه به اشتراک بذاره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">نظرسنجی</span>:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 12 را انتخاب کنید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a name="pd_a_1526234"></a><div class="PDS_Poll" id="PDI_container1526234" style="display:inline-block;"></div><script type="text/javascript" language="javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/1526234.js"></script>
			<noscript>
			<a href="http://answers.polldaddy.com/poll/1526234/">View This Poll</a><br/><span style="font-size:10px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">Market Research</a></span>
			</noscript></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong>نتایج نظرسنجی FaceOff 12</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12result1.jpg" alt="" width="229" height="215" /></strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><a href="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12result2.jpg"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12result2.jpg" alt="" width="456" height="81" /></a><br />
</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><a title="Face Off : رو در رو با وبلاگ نویسان" href="http://faceoff.blognevesht.com" target="_blank">Face Off</a></strong><strong> را دنبال کنید</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://feeds2.feedburner.com/pbfaceoff"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/rooms/faceoff"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pbfaceoff"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=16611873147"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/facebook.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2Ffaceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad%2F&amp;title=Face%20Off%2012%20%3A%20%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%20%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1%20%20vs%20%20%D9%BE%DA%98%D9%85%D8%A7%D9%86%20%D8%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C%20%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF" id="wpa2a_30"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>82 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5048ccd7a213d26203d8b426dd920006?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>علیرضا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comment-409">۲۰ فروردین ۱۳۸۸</a></small>
							خیلی جذاب بود ، فقط حیف سوالایی که از هم پرسیدن کم بود. ای کاش سوالای بیشتری از هم میپرسیدن.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/ed9d2887782843dd74ac671337e57c93?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>يك عليرضا:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comment-410">۲۰ فروردین ۱۳۸۸</a></small>
							خيلي جالب بود. اين طرح جديد خيلي جذاب تره نسبت به طرح قديمي ! يه خسته نباشيد به صادق عزيز مي گم و همين طور نيما و پژمان. به شخصه با نيما خيي حال مي كنم. تو روزاي اولي كه وب نامرئي رو راه انداخته بودم جزء اولين كساني بود كه به من لينك داد. از شيطنتش خوشم مياد. واسه هر دو عزيز آرزوي موفقيت مي كنم .
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/42db141d30d0ca71524f71a86ec1d8b8?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>ناصر:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comment-411">۲۰ فروردین ۱۳۸۸</a></small>
							جالب بود، هم شکل کار فیس آف جدید و هم سوال و جواب های رد و بدل شده.
خیلی بیشتر از اون که فکر میکردم این دو نفر با هم تفاوت دارن!!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/258d267fe2714ab10f8f244dc07f6f19?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comment-412">۲۰ فروردین ۱۳۸۸</a></small>
							ممنون از پیشنهادت. سعی می کنم از این به بعد شرکت کننده ها رو وادار کنم که سوالات بیشتری بپرسند و البته کوتاه به سوالات جواب بدن.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/258d267fe2714ab10f8f244dc07f6f19?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>صادق:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comment-413">۲۰ فروردین ۱۳۸۸</a></small>
							خوشحالم که طرح جدید فیس آف مورد توجه شما قرار گرفت.
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=118"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=118">77 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>82</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 11 : سنجاقک  vs  سینادیلی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 Nov 2008 11:40:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[facebook]]></category>
		<category><![CDATA[Faceoff]]></category>
		<category><![CDATA[google reader]]></category>
		<category><![CDATA[twitter]]></category>
		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[سنجاقک]]></category>
		<category><![CDATA[سینا دیلی]]></category>
		<category><![CDATA[سینا راحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه قدیانی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[مالزی]]></category>
		<category><![CDATA[مالزی نویس]]></category>
		<category><![CDATA[وب2]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل ریدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=109</guid>
		<description><![CDATA[جمع و جور شدن فیس آف یازدهم خیلی طول کشید اما بالاخره طلسمش شکست و موفق شدیم بین دو مالزی نویس برگزارش کنیم. در این فیس آف، علاوه بر سوالات متداول وبلاگی، از دو شرکت کننده محترم خواستیم تا درباره شرایط زندگی در مالزی هم کمی بنویسند تا علاقمندان به مهاجرت هم بی نصیب نمونند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جمع و جور شدن فیس آف یازدهم خیلی طول کشید اما بالاخره طلسمش شکست و موفق شدیم بین دو مالزی نویس برگزارش کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در این فیس آف، علاوه بر سوالات متداول وبلاگی، از دو شرکت کننده محترم خواستیم تا درباره شرایط زندگی در مالزی هم کمی بنویسند تا علاقمندان به مهاجرت هم بی نصیب نمونند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 453px"><img src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff11.jpg" alt="طراح لوگو: چشم غمگین" width="443" height="443" /><p class="wp-caption-text">طراح لوگو: چشم غمگین</p></div>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><a title="سنجاقک" href="http://www.sanjaaghak.blogfa.com/" target="_blank">سنجاقک</a> (فاطمه قدیانی)</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فاطمه قدیانی نویسنده وبلاگ &#8220;سنجاقک&#8221; به آدرس <a title="سنجاقک" href="http://www.sanjaaghak.blogfa.com/" target="_blank">www.sanjaaghak.blogfa.com</a> (<a title="خوراک وبلاگ سنجاقک" href="http://www.sanjaaghak.blogfa.com/rss.aspx" target="_blank">خمیرمایه</a>)، متولد اول فروردین یکی از سالهای دهه شصت (البته قطعاً هجری شمسی!)، متأهل و دانشجوی کارشناسی رشته ارتباطات می باشد. ایشان در حال حاضر  ساکن سایبرجایای مالزی می باشند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کتابهای مورد علاقه شان را می توانید در <a title="کتابهای مورد علاقه فاطمه قدیانی" href="http://www.goodreads.com/review/list/6549" target="_blank">Good Reader</a> ببینید، موزیکهای مورد علاقه شان هم به دلیل بی شمار بودن در این مجال نمی گنجید که بازگو شوند! اما باغ های کندلوس، شب های روشن، گوزن ها، لیلا، خیلی دور- خیلی نزدیک، ۲۱ Grams, Amelie, Juno و&#8230; از فیلمهای مورد علاقه شان هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خانوم قدیانی از سبز، لیمویی، سرمه ای و فیروزه ای خوششان می آید و بین حیوانات نیز فقط و فقط دلفین را دوست می دارند! اگر خواستید ایشان را به ضیافتی دعوت کنید لطفاً یکی از این غذاها را سرو نمائید: ماکارونی، حلیم بادمجان، شیشلیک و انواع سوپ ها و سالادهای با حال!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سنجاقک از خود چنین می گوید:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;“دلم که تنگ می شود، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم، گاهی که می خندم، اشکی می ریزم، شوقی دارم، بی حوصله می شوم، می دانم که اینجا هست! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم. دلم که تنگ می شود، سنجاقکم هست، لبخند می زنم.”<br />
بیشتر از سه ساله که فقط برای ثبت حرف هام وبلاگ می نویسم. خودم هم ارتباطات با گرایش روزنامه نگاری می خونم. هیچ چیز مثل کتاب و موسیقی و رنگ برای من در زندگی لذت بخش نیست. خیلی آدم به جوشی نیستم، در دنیای واقعی شاید یک جورهایی خجالتی و کم حرف هم هستم. آشپزیم خوبه (البته به اعتراف سجاد). علاوه بر بحث های ارتباطی، جامعه شناسی و سینمایی به خریدکردن هم علاقه ی زیادی دارم! به صورت &#8220;نان استاپ&#8221; موسیقی در زندگی من جریان داره.&#8221;</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><a title="سینا دیلی" href="http://www.sinadaily.com/" target="_blank">سینا دیلی</a> (سینا راحتی)</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سینا راحتی نویسنده وبلاگ سینا دیلی از مالزی به آدرس <a title="سینا دیلی" href="http://www.sinadaily.com/" target="_blank">www.sinadaily.com</a> (<a title="خوراک وبلاگ سینا دیلی" href="http://www.sinadaily.com/?feed=rss2" target="_blank">خمیرمایه</a>)، در ساعت چهار و نیم صبح روز دوم اسفند سال شصت به دنیا آمدند. ایشان لیسانس کامپیوتر ( گرایش مالتی مدیا) دارند و در حال حاضر دانشجوی فوق  لیسانس IT-Computing می باشند. کمی مجرد هستند و در مالزی ساکن اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جناب آقای راحتی، بوی بهشت با صدای حسام الدین سراج را دوست دارند و آبی آسمانی از رنگهای مورد علاقه شان می باشد. ژانر فیلمهای مورد علاقه شان هم پلیس آهنین ۲ و راه سبز است. فیل و پنگوئن را می پسندند و خورشت بامیه، بادمجان و قرمه سبزی از غذاهایی است که دوست می دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سینا راحتی چنین از خودش می گوید:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;من سینا راحتی بیست و شش یا هفت ساله هستم . از سه سال و خورده ایی پیش هم در مالزی زندگی میکنم و درس میخوانم و کار میکنم .  وبلاگم را تاسیس کردم چون از تنهایی و غربت در حال مردن بودم و وبلاگ و ارتباط با مخاطب بسیار به من کمک کرد تا بتونم از اون شرایط سخت بیرون بیام . اون زمانی هم که در ایران بودم سه چهار سالی مسول شرکت iranitc بودم و چند تا پروژه وب مثل سایت اصناف و چند فروشگاه الکترونیکی راه اندازی کردم .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>خارج از وبلاگ</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">همانطور که عرض کردم، در این فیس آف یک سوال ویژه از دو شرکت کننده عزیز داشتیم. و آن اینکه کمی از <strong>شرایط زندگی در مالزی</strong> برای مان بگویند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک:</strong> یک شرکت هایی هستند که خدمات مشاوره مهاجرت می دهند، اگر خواستید آدرسشون رو دارم! (این سوال از اون سوال هاست که برای من جواب دادنش سخته و به سبک زندگی هر کسی بستگی داره و فقط می تونم بگم زندگی در مالزی بد نیست.)</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>والا حدود سه سال و خورده ایی پیش که من مالزی اومدم تعداد ایرانیها خیلی زیاد نبود اما از حدود دو سال پیش یک جوی راه افتاد و بسیاری ایرانی اینجا اومد که به نظر من هم مثبت هست و هم میتونه منفی باشه .<br />
جنبه منفی از آن جهت که یک عده که در ایران سطح علمی و یا رفتاری پایینی داشتند و از جامعه و اطرافیان طرد شدند به مالزی اومدند و رفتارهاشون داره کم کم باعث این میشه که دید مثبت مردم مالزی به ایرانیها عوض بشه .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کارپیدا کردن برای یک ایرانی در مالزی کار آسانی نیست دلیل اصلی اش هم این است که اولا ویزای کار برای کارفرما دردسر  و هزینه دارد و دومش هم این است که غالب ایرانی های اینجا زبان های انگلیسی ضعیفی دارند البته این را هم بگویم که ایرانی های اینجا اعتماد به نفس زیادی ندارند و فکر میکنند توان رقابت با چینی مالزیایی ها را ندارند در صورتی که به نظر من ایرانی ها بسیار توانمندند و خیلی هاشون اگر در سایت های شغل یابی ثبت نام کنند میتونند کار پیدا کنند  .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما درامد در مالزی طوری تنظیم است که بتونید به راحتی زندگی کنید اما پولدار نشوید . میتونم اینجوری بگم که درامد نرمال قشر تحصیل کرده بین سه تا هفت هزار رینگیت متفاوت هست( هر رینگیت :۲۹۰ تومان) . البته من خودم کسی را میشناسم که بیش از پنجاه هزار رینگیت حقوق میگیرد اما او یک مدیر ارشد از انگلستان است که توانایی مدیریت دوازده کمپانی را دارد<br />
در مورد خرج زندگی هم باید بگم که تقریبا تو مایه های همین تهران خودمان است . بعضی چیز هایش خیلی ارزان تر است مثل اجاره خونه و یا گوشت قرمز و بعضی چیزهایش گران تر مثل لباس و لبنیات اما در کل ۲ نفر با اجاره خونه معمولی و خرج معمولی  میتونند با ۲ تا دو هزار و پانصد رینگیت به خوبی زندگی کنند  .</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a title="دکتر شیرین احمد نیا - از زندگی" href="http://blog.ahmadnia.net/" target="_blank">خانوم دکتر احمدنیا</a>، خواستند در همین رابطه پرسیده شود که <strong>مهاجرت به مالزی بصورت مجردی بهتر بود یا متأهلی؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>در هر دو حالت می تونه خوب باشه و هر کدوم تجربه ای متفاوت برای خودشون هستند. البته در حالت مجردی شاید خیلی دلتنگی و احساس تنهایی به وجود بیاد.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>به طور قطع یقین مجردی بهتر بود چون سختی هایی که اول مهاجرت کشیدم پدری از من دراورد که یاداوری اش چهار ستون بدنم را میلرزاند .<br />
البته شاید اگر متهل بودم دیگر مشکل دپرس شدن و افسردگی به سراغم نمیامد و سعی میکردن زندگی بهتری داشته باشم .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته پول حلال مشکلات است و اگر کسی پول کافی دارد فرقی واقعا نمیکند چون اینجا همه جور چیز بنا به هر سلیقه ایی وجود دارد .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و اما برگردیم به روال عادی فیس آف و <strong>پرسش و پاسخهای وبلاگی</strong>:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱- </strong><a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank">فواد</a>:<strong> چه حسی باعث می‌شه که آدم با شرایطی که خارج از ایران داره باز هم بخواد با زبان فارسی وبلاگ بنویسه و با مخاطبان فارسی زبانش ارتباط برقرار کنه؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>در واقع من هیچ وقت از ایران جدا نشده و نمی شم که بخواهم به زبان فارسی وبلاگ ننویسم. البته من نمی دونم که شرایط مورد نظر شما که اشاره کردی چی هست اما فکر می کنم که وبلاگ نویسی به فارسی خیلی به موقعیت مکانی وابسته نیست.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>ما ایرانی ها به قطب جنوب هم سفر کنیم باز همزبان و همدل خودمون و پیدا میکنیم . اگر به اغلب ایرانیهای سراسر جهان نگاه کنید همه سعی میکنند با ایرانیها رفت و آمد کنند و کمتر میشود که ایرانی باشد و از دیگر ایرانیها ببرد و ارتباط نداشته باشد . من به شخصه هر جای دنیا که باشم خودم را متعلق به ایران میدانم و هر روز صبح تا همه خبر های ایران را نخوانم و دو کلام فارسی حرف نزنم آرامش نمیگیرم .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۲- فکر می کنید حضور شما در کشوری خارج از ایران باعث شده که حال و هوای پست هاتون با حال و هوای وبلاگ هایی که از داخل ایران نوشته میشه متفاوت باشه؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>فکر می کنم که روزمرگی ها و جنس واگویه هام با زمانی که در ایران بودم فرق کرده باشه. به هر حال زندگی در خارج از ایران حس های جدیدی در آدم به وجود میاره که در قطعا در نوشته های آدم بی تاثیر نیست. البته بعید می دونم که خیلی حال و هوای نوشته های وبلاگ من عوض شده باشه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>فکر میکنم کمی دید من نسبت به ایران و شرایط ایران فرق کرده چون از بیرون به ایران نگاه میکنم . در کل جواب سوالتون بله است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۳- آیا وبلاگ های غیر ایرانی رو هم دنبال می کنید؟ اگر پاسخ تون مثبت هست، به نظر شما چه تفاوت عمده ای بین وبلاگستان فارسی و وبلاگستانهای کشورهای دیگه وجود داره؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>نه، وبلاگ های غیر ایرانی رو دنبال نمی کنم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>راستش را بخواهیدنه . اما شده بشینم و وبلاگ چند نفر خارجی را بخوانم اما اینکه دنبال کنم نه اصلا .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۴- </strong>فواد:<strong> آیا شده با جامعه‌ی وبلاگ نویسان ایرانی در کشور محل سکونت تون در تماس باشید؟ یا حتی جمع کوچکی از وبلاگ‌نویسان ایرانی در اونجا رو دور هم جمع کنید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>خیر. خیلی علاقه ای هم به این کار ندارم. جز وبلاگ عکاسی نفیسه مطلق هیچ وبلاگ فارسی در مالزی رو دوست ندارم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>بله . چند تا از وبلاگ نویس ها را حضوری دیدم و با چند تای دیگه در تماسم . تصمیم هم داریم یک جلسه وبلاگی راه بندازیم تا همه رو دور هم جمع کنیم .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۵- </strong>فواد:<strong> محدودیت‌های جامعه‌ی مالزی که مثل ایران یک کشور اسلامی به حساب میاد در مقایسه با ایران چقدر متفاوت است و اگر کمتر است، چه تاثیری بر روابط اجتماعی، انسانی و حتی وبلاگ‌نوسی شما گذاشته است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>نسبت به ایران که شاید اصلا محدودیتی نداشته باشه اما هیچ تاثیری روی روابط انسانی، اجتماعی و نحوه وبلاگ نویسی من نذاشته. البته آزادی دسترسی به اطلاعاتی که در مالزی وجود داره قطعا لذت بخشه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>راستش را بخواهید مالزی به صورت اسمی کشور اسلامی است اما در عمل هر کسی به کیش خود عمل میکند . اینجا درصد بالایی از جمعیت را بودایی ها ، مسیحیها و ادیان و نژاد های دیگر تشکیل میدهد و هر کسی میتونه طبق آداب و رسومش رفتار کند و کسی هم به کسی کار ندارد .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این پدیده اینقدر جالب است که در طبقه پایین قمار خانه ( کازینو ) نمازخانه هم وجود دارد .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۶- آیا اونجا هم پدیده ای مثل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ وجود داره؟ نظرتون درباره اینجور برخوردها چیه؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی وجود نداره اما نرم افزارهایی در بازار هست که امکان اعمال کنترل رو به خانواده ها می دهد. من به شدت با ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی مخالفم و به نظرم یک نوع توهین به مردم هم هست.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>والا من که تا الان به سایت ف.ی.ل.ت.ر شده برخورد نکردم اما شنیدم سه یا چهار تا از سایت های سیاسی را ف.ی.ل.ت.ر کردند . به نظر من ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ تنها راه را برای رسیدن به هدف سخت میکند وگرنه من که ایران بودم دوستان هر سایتی را که میخواستند باز میکردند . در کل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ اخلاقی را میپسندم آن هم در محیط های آموزشی ولاغیر .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۷- تا چه حد ابزارهای وب۲ (خوراک خوانها مثل <a title="گوگل ریدر" href="http://reader.google.com/" target="_blank">گوگل ریدر</a>، سرویسهای مینی بلاگینگ مثل <a title="Twitter" href="http://twitter.com/" target="_blank">توئیتر</a>، شبکه های اجتماعی مثل <a title="FaceBook" href="http://facebook.com/" target="_blank">فیس بوک</a> و&#8230;) در دنیای مجازی شما رخنه کرده اند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>خیلی زیاد. شاید بیشتر وقت من در دنیای مجازی با همین ها می گذرد. شخصا وابستگی زیادی به گوگل ریدر، توییتر و فرندفید دارم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>راستش را بخواهید زیاد رخنه نکرده است . عضو فیس بوک نشده ام چون خاطره خوبی از اورکات نداشتم و زیاد هم از گوگل ریدر استفاده نمیکنم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۸- فکر می کنید که ظهور ابزارها و سرویس های جدید وب چه تاثیری در نقش وبلاگها دارند؟ آیا موجب تقویت جایگاه اونها میشن یا اینکه جایگاهشون رو متزلزل می کنند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>فکر می کنم در صورتی که وبلاگ نویس ها به استفاده از این ابزار ها روی بیارن باعث معرفی و تاثیر گذاری بیشتر وبلاگ ها می شه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>-</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۹- زندگی مجازی براتون شیرینتره یا زندگی حقیقی؟ اگه قرار باشه یکی رو انتخاب کنید کدومش رو ترجیح میدید؟<br />
</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>هر دو شیرینی و تلخی های خودشون رو دارن. بدون هیچ کدوم کامل نیستم. از ترجیح هم خبری نیست چون هر کدوم اون یکی رو کامل می کنن و به قول معروف هر گلی بوی خودش رو می ده!</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>قطعا زندگی واقعی برایم شرین تر است و وبلاگ برای من جایی است که حرفهایم را بزنم و احساس آرامش کنم .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱۰- هر چه که مجال گفتنش رو نیافتید&#8230;!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>گفتم که من کم حرفم، تا همین جا هم خیلی حرف زدم که حالا بخوام چیز اضافه تری هم بگم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>تورو به خدا بگویید همین جوری پا نشند و زندگی را بفروشند و بیایند مالزی . اینجا حلوا پخش نمیکنند . اگر واقعا پشتوانه مالی خوبی دارند حرفی نیست که بیایند و درس بخونند اما خیلی میبینم که میایند و بعد چند ماه دست از پا دراز تر بر میگردند ایران .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>و اما سوال آخر:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نظرتون درباره پروژه ای مثل <a title="فیس آف : رو در رو با وبلاگ نویسان" href="http://faceoff.blognevesht.com" target="_blank">Face Off</a> یا پروژه های مشابه چیه؟ آیا تاثیری هم می تونند داشته باشند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>برای سرگرمی جالب و خوبه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا:</strong> کار بسیار خوب و طاقت فرسایی برای مدیرانش است که امیدوارم از آنجا که پشتوانه مالی ندارند بتوانند دوام بیاورند و زنده بمانند .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a name="pd_a_1125653"></a><div class="PDS_Poll" id="PDI_container1125653" style="display:inline-block;"></div><script type="text/javascript" language="javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/1125653.js"></script>
			<noscript>
			<a href="http://answers.polldaddy.com/poll/1125653/">View This Poll</a><br/><span style="font-size:10px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">survey software</a></span>
			</noscript></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی FaceOff 11:</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان یک هفته نظرسنجی، آقای سینا راحتی با کسب ۶۰% آرا بعنوان برنده فیس آف انتخاب شدند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><br />
</strong></p>
<p><a class="a2a_dd a2a_target addtoany_share_save" href="http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Ffaceoff.blognevesht.com%2Ffaceoff11-sanjaghak-sinadaily%2F&amp;title=Face%20Off%2011%20%3A%20%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%82%DA%A9%20%20vs%20%20%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%84%DB%8C" id="wpa2a_34"><img src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/add-to-any/favicon.png" width="16" height="16" alt="Share"/></a></p>
				<div>
					<h4>30 دیدگاه برای این نوشته:</h4><ol>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/4200e32c79f4955431fc26935a5fe4b4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>بابک:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comment-350">۰۱ آذر ۱۳۸۷</a></small>
							«اگر به اغلب ایرانی های سراسر جهان توجه کنید همه سعی می‌کنند با ایرانیها رفت و آمد کنند»
راجع به جمله‌ی بالا فکر کنم سینا باید تجدید نظر کنه :))

سینا سوال آخرو انصافآ درست می‌گه ، به همین دلیل یک خسته نباشید ویژه به صادق عزیز می‌گم که خستگیش در بره.
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://0.gravatar.com/avatar/4200e32c79f4955431fc26935a5fe4b4?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>بابک:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comment-351">۰۱ آذر ۱۳۸۷</a></small>
							راستی شام چی شد؟ اصلآ من فیس آف میس آف سرم نمیشه :دی
من اومدم شام بخورم ، شکم خالی از اینجا برم می‌رم اول وبلاگ صادق بعد وبلاگ حدیثه خانم بعد هم زنگوله رو آتیش می‌زنم!!
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/98b08bd594c6da26ecea6b55abbbc870?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>سینا دیلی:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comment-352">۰۱ آذر ۱۳۸۷</a></small>
							سلام باباک جان . 

در مورد اون جواب که باهاش مخالفی باید بگم که هر ایرانی که من دیدم شاید اولش که خارج از کشور اومده از ایرانی فراری باشه اما بعد از مدتی دوباره برمیگرده به جمع ایرانی . این تجربه چند ساله من در مالزی است .
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش   -   باز جوید روزگار وصل خویش
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5556342dde8338f0b2cb86dfe69014ea?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>سمیه:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comment-353">۰۱ آذر ۱۳۸۷</a></small>
							با تشکر از هر دو دوست عزیز بابت جوابهایشان. فاطمه را می شناختم و در واقع فرزند خوانده است. این فیس آف باعث شد با دوست دیگری هم آشنا شوم
						  </li>
						  <li><img alt='' src='http://1.gravatar.com/avatar/5c9ed427acfa0736b1687615f0098f14?s=16&amp;d=identicon&amp;r=G' class='avatar avatar-16 photo' height='16' width='16' /><i>فؤاد:</i>
							<br />
							<small><a rel="nofollow" href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comment-354">۰۱ آذر ۱۳۸۷</a></small>
							با بابک موافقم، نمونه‌ی ایرانی فراری از ایرانی رو توی خانواده دیدم :)
صادق و حدیثه، شام حاضره دیگه؟
در ضمن صادق جان گویا یه عکسی از پرشین‌گیگ اینجا هست که لود شدنش طول می‌کشه و بک‌گروند وبلاگ دیر میاد
						  </li>
					  </ol>
				  </div>
			  <p><a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_write=109"><img align="middle" border="0" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/plugins/comments-on-feed/buttons/blue-2.jpg" alt="ارسال نظر سریع" /></a> | مشاهده‌ <a target="_blank" href="http://faceoff.blognevesht.com/?cof_list=109">25 نظر دیگر</a></p><center>
 <a href="https://www.facebook.com/persian.faceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/facebook.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  <a href="http://twitter.com/pbfaceoff" target="_blank"><img class="alignnone" src="http://faceoff.ir/wp-content/uploads/images/twitter.png" alt="" width="48" height="48" /></a>  
</center>
<center>
<script src="http://connect.facebook.net/en_US/all.js#xfbml=1"></script><fb:like-box href="http://www.facebook.com/persian.faceoff" width="276" show_faces="false" stream="false" header="false"></fb:like-box>
</center>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"> <a title="بلاگ‌نوشت‌" href="http://blognevesht.com/" target="_blank">بلاگ‌نوشت</a> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>30</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

