<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/rss2full.xsl" type="text/xsl" media="screen"?><?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css" type="text/css" media="screen"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" version="2.0">

<channel>
	<title>Face Off</title>
	
	<link>http://faceoff.blognevesht.com</link>
	<description>رو در رو با وبلاگ نویسان</description>
	<pubDate>Wed, 05 Nov 2008 17:23:25 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.7-beta1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/pbfaceoff" type="application/rss+xml" /><feedburner:emailServiceId xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">2059412</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">http://www.feedburner.com</feedburner:feedburnerHostname><item>
		<title>Face Off 10 : جوزف  vs  کاپیتان بدون هواپیما</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 08:20:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فیس آف]]></category>

		<category><![CDATA[Face Off]]></category>

		<category><![CDATA[Jozeph]]></category>

		<category><![CDATA[آزادی وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[جایگاه وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[جوزف]]></category>

		<category><![CDATA[خوراک خوان]]></category>

		<category><![CDATA[مستعار نویسی]]></category>

		<category><![CDATA[نظرسنجی]]></category>

		<category><![CDATA[وب2]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>

		<category><![CDATA[کاپیتان بدون هواپیما]]></category>

		<category><![CDATA[گوگل ریدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=105</guid>
		<description><![CDATA[کی گفته ما فقط سراغ  وب۲یی ها یا پربازدیدها میریم؟! مگه وبلاگ نویسی به وب۲یی بودنه؟! مگه کسایی که برای دل خودشون می نویسن، تازه شروع کردن، رفت و آمد ندارن، وبلاگشون، وبلاگ نیست؟! اصلاً کی گفته وبلاگ رو باید با این ترازوها، وزنید؟! حداقل ما توی Face Off به این چیزا اهمیت نمیدیم!
اینا رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کی گفته ما فقط سراغ  وب۲یی ها یا پربازدیدها میریم؟! مگه وبلاگ نویسی به وب۲یی بودنه؟! مگه کسایی که برای دل خودشون می نویسن، تازه شروع کردن، رفت و آمد ندارن، وبلاگشون، وبلاگ نیست؟! اصلاً کی گفته وبلاگ رو باید با این ترازوها، وزنید؟! حداقل ما توی Face Off به این چیزا اهمیت نمیدیم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اینا رو گفتم که منتشر نشدن فیس آف ۱۵ مهر رو لاپوشونی کنم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهمانان فیس آف دهم، یه روزایی خیلی پرکار بودن اما الان مدتیه که وبلاگاشون رو دیر به دیر آپ میکنند. البته دنیای مجازی رو ترک نکردن، وبلاگها رو هم، همچنان دنبال می کنند، فقط خودشون کمتر می نویسند.  شخصاً دلایلی که در اینجور مواقع بیان میشن رو، فقط بهونه میدونم، شما رو نمیدونم! امیدوارم این فیس آف بهوونه ای بشه برای اینکه دوباره شاهد حضور فعال جوزف و کاپیتان عزیز در وبلاگستان باشیم!</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 435px"><a href="http://faceoff.blognevesht.com"><img src="http://faceoff.persiangig.ir/faceoff/faceoff10.jpg" alt="طراح لوگو: چشم غمگین" width="425" height="349" /></a><p class="wp-caption-text">طراح لوگو: چشم غمگین</p></div>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a title="جوزف" href="http://www.jozeph.blogfa.com/" target="_blank"><strong>J.O.Z.E.P.H</strong></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جوزف صداش می کنند! من که نتونستم اسمش رو از زیر زبونش بکشم. همه دور و بری هایی هم که ازش می شناسم اسم مستعار دارند! چهاردهم آذر دهه شصت متولد شده (متوجه شدید که چطور ما رو پیچوند؟!). دانشجوی ترم آخر کامپیوتره، مجرده و تهران زندگی می کنه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">متال بازان بدانند که جوزف همه نوع موسیقی دوست داره، به جز متال! <a href="http://www.imdb.com/title/tt0110413/" target="_blank">The Professional</a> یا همون لئون فیلم مورد علاقشه. پیتزا هم دوست داره (خوش بحال همسرش که دیگه نیاز نیست غذا بپزه!). استقلالی هست یا نه با خودش، اما آبی و نارنجی از رنگهای مورد علاقه جوزف محسوب میشن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;مهم نیست که کی هستم و کجای این روزگار دارم دنبال آرزوهام میگردم. مهم اینه که وبلاگی دارم و تونستم خوانندگانی رو با نوشته های خودم سر گرم کنم که دوستان خوبی برای من شدند. همین که به خودم ثابت کردم و تونستم به نوعی شخصیت سازی کنم و جوزف رو توی دنیای مجازی بین گروهی از شماها جا بدم، برام ارزشمنده. تو وبلاگم از همه چی مینویسم و در کنارش عکاسی هم هست&#8230; بیشتر دوست دارم روی خوش زندگیم رو با دوستانم قسمت کنم و از غم و غصه هایی که کم هم نیستن، ننویسم. عکسهایم را هم دوست میدارم. عکاس حرفه ای نیستم ولی به قول دوستان چشم های خوبی دارم که صحنه ها رو خوب میبینند. البته با عینک&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آدرس وبلاگ: <a href="http://jozeph.blogfa.com" target="_blank">www.jozeph.blogfa.com</a> - (<a href="http://jozeph.blogfa.com/rss.aspx" target="_blank">خوراک وبلاگ</a>)</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com/" target="_blank"><strong>کاپیتان بدون هواپیما</strong></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از زیر زبون کاپیتان هم نتونستم اسم واقعیش رو در بیارم. حتی یه آواتر هم بهمون نداد و همچنان در اون قسمت هم اصرار داشت که &#8220;کاپیتان بدون هواپیما&#8221; باقی بمونه. کاپیتان جوان، دهم مهر ماه ۶۳ متولد شد، دانشجوی ترم آخر مکانیکه، مجرده و در شیراز سکونت داره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کاپیتان از اونجایی که وقت خوندن درسای خودش رو هم نداره، زیاد اهل مطالعه نیست اما اگه وقت کنه دوست داره رمان بخونه. از موسیقی های آروم خوشش میاد اما معتقده که هر لحظه موسیقی خاص خودش رو می طلبه. همانطور که هر رنگی یه جایی قشنگه! (روانشناسی رنگ من میگه که کاپیتان از اوناییه که طرفدار تیم برنده است!)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غذای مورد علاقه، شکرپولوی شیرازی هاست، و به دلیل تنبلی، حیوون موردعلاقه تنبل! (که البته ایشون اشتباهاً تنبل رو با کوآلا مترادف دونستند!)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;من عاشق پروازم، عاشق سفر به جاهای دور دست، البته دارم تلاش میکنم به آرزوم برسم. وبلاگم هم خیلی دوسش دارم، وقایع مهم زندگیمو مینویسم، یه جور سنگ صبورمه که شاید نتونم همتایی واسش توی زندگیم پیدا کنم گاهی اوقات هم از وقایع روزگار مینویسم، گاهی هم راجع به پرواز&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آدرس وبلاگ: <a href="http://captainos.blogspot.com" target="_blank">www.captainos.blogspot.com</a> - (<a href="http://captainos.blogspot.com/feeds/posts/default" target="_blank">خوراک وبلاگ</a>)</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱- وبلاگ کجای زندگی شما جای دارد؟ حاشیه است یا اصل؟!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>گاهی اصل و گاهی حاشیه&#8230; همه چیز از یک تجربه شروع شده است. در زندگیم زمانی وجود دارد که به &#8220;تنهایی&#8221; معروف است. من شاید به نوعی تنهاییم را با وبلاگ پر کرده ام! اوایل خیلی برایم مهم بود اما مدتیست دارد به حاشیه میرود و این خیلی خوب است. چون مجال زندگی در دنیای واقعی را به من خواهد داد.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>هیچ کدوم، وبلاگ در جای خودشه، یه قسمتی از زندگیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۲- به نظر می رسد وبلاگتان را بارها تا آستانه متروک شدن پیش برده اید. چرا دیر به دیر وبلاگتان بروز می شود؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H:</strong> وبلاگ من آینه ی احوالات من است. اینکه مسافرتی میروم. چیزی میخوانم. فکری میکنم و..و..و&#8230; خودشان را در وبلاگ نشان میدهند. شاید تکراری شدن بزرگترین دلیل متروک ماندن و ترک وبلاگ نویسیم باشد. برای من به شخصه وجود خوانندگان و حمایت هایشان بزرگترین مشوق و عامل ایجاد انگیزه برای ادامه ی کار وبلاگ بوده است. البته درگیری های روزمره و بخصوص این روزهای اخیر فرصتی برای به روز بودن باقی نمیگذارد.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>اولاً بیشتر ترجیح میدم خواننده باشم تا بنویسم اما خوب این سوال جواب طولانی داره، اما اینطور میتونم بگم مشغله نتونسته جلوی وبلاگ نوشتم رو بگیره، هرچند کم بنویسم، یه دلیلم میتونه فیل.تر.ینگ و همینطور سرعت پایین اینترنت باشه، اما اکثر اوقات برای تنبیه کردن خودم ننوشتم، میتونم بگم از دست خودم ناراحت بودم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۳- چرا مستعار می نویسید؟ هیچ وقت شده آرزو کنید که کاش با نام واقعی وبلاگ نویسی می کردید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H</strong><strong>:</strong> به ندرت. زمانی تصمیم گرفتم با هویت واقعی بنویسم که با عکس العمل هایی از خوانندگان مواجه شدم که من رو از این تصمیم منصرف کردند. مستعار بودن هم ماجرای ساده ای دارد و بر میگردد به قول و قرار های دوران دبیرستان و انتخاب نام هایی جایگزین که &#8220;یوسف&#8221; نصیب من شد. به هر حال لذتی در مستعار بودن هست که در واقعی بودن نیست و برعکس!</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>خوشبختانه از همون اول تصمیم به نوشتن با نام مستعار کردم اما همونطور که میگن ماه پشت ابر پنهان نمیمونه، لو رفتن هویتم مجبورم کرد که دوبار آدرسمو عوض کنم، اما این پایانی نداشت و دوباره با وجود اینکه دلم میخواست از دیدٍ آشنایان مخفی بمونم، پیدا شدم، اما دیگه واسم عادی شده، البته این باعث خود سانسوری میشه که من کاملاً احساسش میکنم اما راجبه نوشتن با نام واقعی خودم، راستش آره دلم میخواد و این تصمیم و دارم اما زمانی که از ایران برم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۴- به نظر شما وبلاگ نویس چقدر آزاد است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H:</strong> راستش رو بخواید تا بحال زیاد بهش فکر نکردم. اما همیشه سعی کردم از همه چیز بنویسم و مطالبی رو که مینویسم از فیلتر وجدان خودم عبور بدم. به زبان ساده تر اینکه، طبق یک چهار چوب خاص نمینویسم. اما خیلی چیزها رو هم که بد میدونم بیان نمیکنم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>از چند جنبه میشه برسی کرد، سیاسی که کاری ندارم، اما از جنبه ی اجتماعی میتونه کاملاً آزاد باشه، اما نمی تونه آزاد بنویسه، به هر حال مشکلاتی هم وجود داره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۵- چه وبلاگهایی را دنبال می کنید، به سراغ کدامها نمی روید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>معمولا طبق عادت و سلیقه اولین چیزی که توی وبلاگ چشمم رو میگیره رنگ بندی قالب و ترکیب قرار گرفتن مطالب هستش که شاید خیلی کم اهمیت به نظر بیاد ولی به نظر من اون چیزی که به یه مطلب خوب و پر محتوا، بیننده میده، همین نکته های ظریف و دقیق طراحی وبلاگ هستش. معمولا عکس بلاگها ، آی تی نویس ها و همچنین اونهایی که از تجربیات زندگی روزمره شون مینویسند رو بیشتر از بقیه میپسندم. مینیمالیست ها رو هم دوست میدارم. به سراغ بقیه هم اگر بروم، زود بر میگردم&#8230;</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>در کل میونه خوبی با وبلاگ های شعر و شاعری و عاشقانه ندارم، از وبلاگ هایی که هم که با قلم ساده تجربیاتشون رو مینویسن خوشم میاد. در ضمن اینو هم اضافه میکنم از وبلاگ هایی هم که دنبال مطرح شدن و بالا بردن آمار وبلاگشون به هر نحوی هستن هم کاملاً متنفرم یا اینکه وبلاگو جایی برای پول ساختن میدونن.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۶- خوراک خوان هستید یا دم در وبلاگها می روید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>مسلما دم در میروم. ترجیح میدهم محتویات وبلاگ را با شکل و شمایلی که نویسنده میخواهد، ببینم.(همون قضیه ی قالب و رنگ و لعاب)</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>راستش چند بار سعی کردم از خوراک استفاده کنم. بنظرم هم خیلی خوب اومد. اما ترجیح میدم به وبلاگا سر بزنم، این مثل این میمونه که به خونه ی دوستت بری. یه جورایی با قالب وبلاگا میتونم شخصیت نویسنده رو لمس کنم، قالب وبلاگ بوی نویسندش رو میده.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۷- جایگاه وبلاگ را در جامعه ایرانی چگونه ارزیابی می کنید؟ آینده را چطور می بینید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>جوابی ندارم که بدهم. فقط اینکه دوست دارم کمتر و کمتر خداحافظی وبلاگ نویس ها رو نظاره گر باشم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>یادمه ترم اول دانشگام یعنی پنج سال پیش بود که اولین وبلاگ رو خودنم. اون موقع اصلاً نمیدونستم وبلاگ چیه. اما از این سبک وب خیلی خوشم اومد. دو سال به خوندن ادامه دادم و بعد خودم هم شروع به نوشتن کردم. متاسفانه تا زمانی که وضعیت اینترنت در ایران مشخص نشه وبلاگ جایی در عموم نخواهد داشت، اگه بخوام جواب این سوال رو بدم یه قالب کلیشه ای پیدا میکنه که هممون میدونیم، از این جور جوابها خوشم نمیاد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۸- رابطه تان با سرویسهای وب۲ مثل <a href="http://facebook.com" target="_blank">فیس بوک</a>، <a href="http://twitter.com" target="_blank">توئیتر</a>، <a href="http://friendfeed.com" target="_blank">فرندفید</a> و&#8230; چطور است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>با ظهور وب۲ و امکانات و ابزارها و الگوهای جدید طراحی صفحات وب، جذابیت سایتهای اینترنتی بالا رفته است. همچنین سهولت در کار کاربر ها و اینکه محیط های متنوع به همراه فعالیت های گروهی، وسوسه انگیز است. اما به شخصه بعد از آغاز هجوم فیلترینگ به برخی از این سایت ها با خودم لج کردم و دیگه به سمتشون نرفتم. شاید یکجور ترس از تکنولوژی های جدید و اندکی هم دلایل شخصی&#8230;</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>در کل علاقه ی چندانی ندارم، اما فیس بوک رو به دلیل اصرار دوستان قدیمیم که خیلی هاشون دیگه در دسترس نیستن و همینطور با خبر بودن ازشون مرتب چک میکنم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۹- کدامیک از این سوژه ها را برای وبلاگ نویسی بیشتر می پسندید؟ امکانات جدید Google Reader – شامی که دیشب درست کردید – عدم موافقت با عضویت ایران در شورای امنیت</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>شاید هیچ کدام&#8230; اما شام دیشب را بیشتر میپسندم. چون هم مزه اش را حس کرده ام و هم رنگ و قیافه اش را دیده ام و شاید هم عکسی از غذا که بیان کننده ی همه ی حس و حال من، دیشب سر میز شام است.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>شامی که دیشب درست کردم</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱۰- آنچه که مجال گفتنش را نیافتید&#8230;!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>راستش فکر میکنم دعوت من به فیس آف خیلی زود انجام شد و من تجربه ی زیادی در زمینه ی وبلاگ نویسی ندارم که بتونم درست و حسابی جواب و سوال ها رو بدم. همچنین ممنونم از همه ی اونایی که واسه این پروژه تلاش میکنند و زحمت میکشند.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>راستش تا حالا به این سوالا فکر نکرده بودم، جالب بود واسم، خوشحالم که تونستم توی این پروژه که از روز اول دنبالش کردم و به مطالب جالبی هم رسیدم شرکت کردم. در آخر از خلاقیت و نبوغ دوست عزیزم صادق خان جم تشکر میکنم که این فرصت رو به بچه های وبلاگستان داده تا با نظرات همدیگه آشنا بشن.<br />
آرزوی موفقیت برای تک تک ِ وبلاگ نویسا علی الخصوص دوست گلم صادق خان جم و همینطور خانم محترمشون دارم.<br />
اما خوبه که سوالی هم با این موضوع اضافه بشه که وبلاگ نویسی چه تغییر و تاثیری در زندگیتون داشته ؟ که برای من یه سری تجاربی که با هیچ چیر نمیشه بدست آورد.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>و اما سوال آخر</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حدس بزنید! چه کسی رقیب فیس آفی شماست؟!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>با توجه به سوالها و حدسهایی هم که نمیشه زد، بعید میدونم &#8220;صفا در ال ای&#8221; رو در روی من باشد!؟</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>حس میکنJozeph، درسته؟ شایدم یکی دیگه از دوستان!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/1028753.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/1028753/" >View Poll</a></noscript></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی Face Off 10:</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کاپیتان بدون هواپیما با کسب ۵۳% آرا از نظر خوانندگان بعنوان برنده فیس آف انتخاب شد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/#comments">30 نظر</a> </p>

<a href="http://feeds.feedburner.com/blogneveshte" target="_blank"><img title="اشتراک در خوراک" alt="Subscribe to Feed"  src="http://www.blognevesht.com/wp-content/uploads/baners/feed.gif" width="16" height="16" style='border: none; padding: 0px' /></a>
<a href="http://balatarin.com/links/submit?phase=2&
	url=http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/&title=Face Off 10 : جوزف  vs  کاپیتان بدون هواپیما" target="_blank"><img title="ارسال به بالاترین" alt="Balatarin" src="http://www.blognevesht.com/wp-content/uploads/baners/balatarin.png" width="16" height="16" style='border: none; padding: 0px' /></a> 

<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.com">بلاگ نوشت</a> 2008 </p> ]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 9 :  سلمان جریری  vs  صنم دولتشاهی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Sep 2008 09:38:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فیس آف]]></category>

		<category><![CDATA[Face Off]]></category>

		<category><![CDATA[ارزشهای وبلاگ نویسی]]></category>

		<category><![CDATA[اولین وبلاگ نویس]]></category>

		<category><![CDATA[حلقه های وبلاگی]]></category>

		<category><![CDATA[خورشید خانوم]]></category>

		<category><![CDATA[دغدغه وبلاگ نویسی]]></category>

		<category><![CDATA[سبک نوشتاری]]></category>

		<category><![CDATA[سلمان جریری]]></category>

		<category><![CDATA[صنم دولتشاهی]]></category>

		<category><![CDATA[فن آوری های شبکه]]></category>

		<category><![CDATA[مافیای وبلاگستان]]></category>

		<category><![CDATA[نظرات]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ سلمان]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ نویس کهنه کار]]></category>

		<category><![CDATA[ویدئوبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[پادکست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=97</guid>
		<description><![CDATA[بعنوان نخستین فیس آف، هشتمین سال فعالیت وبلاگستان فارسی، شما را رو در روی دو وبلاگ نویس کهنه کار نشوندیم!


سلمان جریری (نویسنده وبلاگ سلمان)

نخستین وبلاگ نویس فارسی زبان حتماً معرف حضورتون هستند! در ویژه نامه Face Off بمناسبت سالروز تولد وبلاگستان، هم لطف کرده بودند و مطالبی رو برای اینجا نگاشته بودند.
سلمان متولد ۲۰ مرداد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بعنوان نخستین فیس آف، هشتمین سال فعالیت وبلاگستان فارسی، شما را رو در روی دو وبلاگ نویس کهنه کار نشوندیم!</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.ir/faceoff/faceoff9.jpg" alt="" width="300" height="400" /></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری</strong> (نویسنده وبلاگ <strong><a title="وبلاگ سلمان" href="http://www.globalpersian.com/" target="_blank">سلمان</a></strong>)</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نخستین وبلاگ نویس فارسی زبان حتماً معرف حضورتون هستند! در <a title="Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی" href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/" target="_blank">ویژه نامه Face Off بمناسبت سالروز تولد وبلاگستان</a>، هم لطف کرده بودند و مطالبی رو برای اینجا نگاشته بودند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سلمان متولد ۲۰ مرداد ۵۸ هست، از دانشگاه شریف لیسانس کامپیوتر داره و در حال حاضر در کشور امارات و شهر دبی سکونت داره و بعنوان مدیر پروژه مشغول بکار هست. وی وضعیت تأهل خودش رو اینطور توضیح می ده: «در رابطه ای قشنگ»!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از سلمان جریری خواستیم که در یک پاراگراف به معرفی خودش و وبلاگش بپردازه:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">«سلمان. نویسنده وبلاگ سلمان. (یک پاراگراف بود و دو جمله!)»</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی</strong> (نویسنده وبلاگ <strong><a title="خورشید خانوم" href="http://www.khorshidkhanoom.com/" target="_blank">خورشید خانوم</a></strong>)</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از نخستین بانوان فارسی زبانی که به وبلاگستان وارد شدند. متولد ۱۳۵۶ با مدارک تحصیلی جورواجور: فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و دانشجوی فوق لیسانس مطالعات زنان و همچنین فوق لیسانس روزنامه نگاری آن لاین.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">صنم اکنون در شهر آستین در ایالت تگزاس آمریکا زندگی می کنه و علاوه بر دانشجو بودن، دستیار تحقیق و همچنین سردبیر نیمه وقت <a title="رادیو زمانه" href="www.radiozamaneh.org" target="_blank">رادیو زمانه</a> هم محسوب میشه. خانوم دولتشاهی وضعیت تأهلش را «شلم شوربا» می دونه و برخی از علاقمندی هاش رو چنین معرفی می کنه:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غذاهای مورد علاقه: کباب کوبیده، آبگوشت، ماهی، به علاوه نود و نه درصد بقیه غذاهای دنیا</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رنگ مورد علاقه: فیروزه ای و قهوه ای و زرشکی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حیوان مورد علاقه: انسان و میمون</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">صنم دولتشاهی خود و وبلاگش را اینطور معرفی می کنه:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">«هفت ساله وبلاگ می‌نویسم. تو وبلاگم درباره همه چی می‌نویسم، اما بیشتر از همه حقوق زنان و فمینیسم و رفیق‌بازی برام مهمه تو وبلاگم. یه زمانی سردبیر اولین مجله الکترونیکی فارسی زبان ایران (کاپوچینو) بودم. فعال جنبش زنان ایران هستم. آخرای درسم هستم در آمریکا. دو تا فوق لیسانس دارم می‌خونم. یکی‌اش مطالعات زنانه و یکی‌اش خبرنگاری. درباره نقش فناوری‌های ارتباطی در جنبش‌های اجتماعی (خصوصا جنبش زنان ایران) تحقیق می‌کنم و مشغول یادگیری استفاده از ابزارهای چندرسانه‌ای برای تولید کارهای ژورنالیستی روی وب هستم. (<a href="http://sanamd.com/" target="_blank">این پورتفولیوی منه</a>). دو روز در هفته سردبیر سایت رادیو زمانه هستم. آشپزی‌ام هم حرف نداره.»</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>همکاران Face Off نهم:</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>میلاد احرامپوش:</strong> نویسنده وبلاگ <a title="روزنوشت میلاد" href="http://imilad.com/" target="_blank">روزنوشت میلاد</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff4-imilad-1fathi/" target="_blank">Face Off 4</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بامدادی: </strong>نویسنده وبلاگ <a title="بامدادی" href="http://bamdadi.com/" target="_blank">بامدادی</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff6-bamdadi-thousanddots/" target="_blank">Face Off 6</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شروین فتحی: </strong>نویسنده وبلاگ <a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff4-imilad-1fathi/" target="_blank">Face Off 4</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هزاران نقطه:</strong> نویسنده وبلاگ <a title="هزاران نقطه" href="http://thousanddots.wordpress.com/" target="_blank">هزاران نقطه</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff6-bamdadi-thousanddots/" target="_blank">Face Off 6</a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>1- </strong>هزاران نقطه:<strong> چقدر از دغدغه های روزهای اول وبلاگ نویسی هنوز در شما وجود دارد؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>تقریبا هیچ. دغدغه های روزهای اول وبلاگ نویسی، دغدغه های جوان ۲۲ ساله ای در ایران بود که با خواندن کتابی در مورد &#8220;جهانی شدن&#8221; به تئوریهای اون فکر می کرد. دغدغه های امروز، دغدغه های جوان (؟) ۲۹ ساله ای در خارج از ایران است که داره اون خوانده ها را در عمل تجربه می کنه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی:</strong> روزهای اول هیچ دغدغه‌ای نداشتم. امروز هم هیچ دغدغه‌ای ندارم. اما اون وسط‌مسط‌ها خیلی دغدغده‌ها داشتم. مثلا اینکه زن‌ها باید از درون خودشون حرف بزنن و صداشون تو فضای عمومی شنیده شه و مرز بین درونی و اندرونی برداشته شه. یا اینکه مثلا یه زمانی فکر می‌کردم با وبلاگ می‌شه بشریت رو نجات داد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۲- </strong>بامدادی: <strong>به عنوان یک وبلاگ‌نویس کهنه‌کار، رشد یا تغییرات فضای وبلاگستان فارسی را در هفت سال اخیر چگونه می‌بینید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>کلمات کلیدی این سالها را اگه بخواهی بعضی از اونها: جو گیری – سیستمهای وبلاگ نویسی – ورود زنان – ورود ممنوعه ها – ورود فعالیت جمعی (مثلا کاپوجینو) – شکست فعالیت جمعی (مثلا کاپوجینو) – بالاگرفتن گفتگو و کامنت – افول گفتگو و کامنت – ورود سیاسی ها - ورود نویسنده ها – ورود ژورنالیستها – ورود همه نوع وبلاگ – بازی ها - موج فید و آی تی نویسی و ترجمه مستقیم. موجهای خیلی زیادی پیش رو هست. اما همون طور که اون موجها نشون داده فقط ۲ چیز مهمه: &#8220;مطلب&#8221; و &#8220;پشتکار&#8221;. هیچ چیز دیگه ای باقی نمی مونه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>تعداد وبلاگ‌های بی‌معنی که قلب و گل و شعر کپی‌پیست‌ شده بذارن و پونصدتا کامنت بی‌معنی و بی‌ربط و تو مایه‌های «وب باحالی داری، من هم آپ شدم، به من هم سر بزن» دریافت کنن خیلی زیاد شده، که من رو نگران می‌کنه که نکنه واقعا اینقدر &#8230; تو جامعه‌امون داریم؟ گاهی هم فکر می‌کنم شاید اینها کار یک سری ربات هستن فقط چند نفر شوخی‌شون گرفته می‌خوان خرج و مخارج بلاگفا یا پرشین بلاگ رو بالا ببرن اینها رو راه انداختن. (باور کنین شده برای بعضی از این وبلاگا کامنت گذاشتم یا بهشون ایمیل زدم که مطمئن شم اینا آدم هستن و ربات نیستن اما جوابی نگرفتم!!) از نظر کیفیت ولی به نظرم اوضاع خیلی وبلاگ‌ها خوبه و به نظرم همیشه چارتا چیز خوب به درد بخور که آدم باهاش حال کنه، سرگرم شه یا چیزی یاد بگیره پیدا می‌شه. در مورد تغییرات فضای وبلاگ‌ها، می‌تونم بگم که هنوز هم یک سری دسته‌بندی‌ها وجود داره. هنوز هم یک سری موضوع یکهویی مد می‌شه همه در موردش می‌نویسن و بعد تبش می‌خوابه، یک عده هم خلاف جریان آب حرکت می‌کنن در موردش. هنوز هم یه عده حرف از مافیای وبلاگی می‌زنن. تعداد وبلاگ‌های تخصصی به درد بخور خیلی زیاد شده که عالی است. از نظر سیاسی هنوز هیچ تغییری نکردیم و هنوز حجم مزخرفی که تولید می‌شه بیشتر از حجم بحث مفید سیاسی است. راحت‌تر می‌شه در مورد مسائل جنسی و حریم «خصوصی» حرف زد و به اندازه سابق به زن‌ها ‌توهین و حمله نمی‌شه بابت اینطور نوشتن. زن‌های بیشتری راحت از این حریم خصوصی و مسائل جنسی می‌نویسن. (اما البته هنوز هم راه زیادی داریم تا سکسیسم رو از فضای وب فارسی زبان حذف کنیم. نمونه‌اش هم بالاترین!) هنوزم ملت از طریق وبلاگ با هم‌دیگه دوست می‌شن و سرمایه اجتماعی‌اشون رو افزایش می‌دن. وبلاگ‌های افراد مذهبی و یا همفکر با حکومت و جناح‌های راست سیاسی زیاد و زیادتر می‌شن که به نظر من این مساله فوق‌العاده عالی است و به تنوع نوشته‌های وبلاگ‌ها ‌اضافه می‌کنه و کمک می‌کنه صداهای جدید و نگاه‌های تازه مطرح شن. بازی‌های وبلاگی روز به روز لوس‌تر می‌شن و &#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۳- </strong>بامدادی:<strong> چقدر اعتقاد دارید به این که یک وبلاگ باید دارای خط مشی فکری مشخص، سبک نوشتاری مخصوص به خود و در کل دارای یک روند شناخته شده باشد و نویسنده‌ی آن سعی کند فضای نوشته‌ها تابع حالت‌های آنی و لحظه‌ایش نباشند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری:</strong> راستش را بخواهی خود اون آنی نوشتن گاه گداری هم می تونه یک نوع سبک باشه. در کل داشتن سبک و خط مشی و روند و اینها مفید و لازمه، اما تا جایی که وبلاگ را از یک مجله و از وبلاگهای دیگه متمایز کنه. مثلا من تعجب می کنم که چرا دوستانی مثل دکتر مجیدی و کمانگیر نوشته های روزانه خودشان را جداگانه و نه در قالب وبلاگ اصلی منتشر می کنند. همون نوشته های روزانه و شخصی است که در درازمدت نوشته های اونها را از نوشته های دهها نفر که به سبک اونها و در مورد همون مطالب (گاهی دقیقا همون مطلب) می نویسند متمایز می کند.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>به نظرم روند شناخته شده داشتن با اینکه نوشته‌هات تابع حالت‌های آنی و لحظه‌ایت باشه در تضاد نیست. به نظر من خیلی خوب و مفیده که بعضی وبلاگ‌ها ‌تخصصی باشن. اما در عین حال تو همین وبلاگ‌های تخصصی اون‌هایی به نظرم جالب‌تر و مهم هستن که یک نگاه شخصی به موضوعات مورد بحث دارن. اتفاقا نوشته‌هایی که تابع حالت‌های آنی و لحظه‌ای نویسنده هستند یک صداقتی دارن که تو بقیه نوشته‌ها ‌کمتره و خب این صداقت هم ارزشمنده، هم جذابه برای من.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۴- </strong>فتحی:<strong> برخی معتقدند که خط فکری وبلاگ نویسان جدید تغییر کرده است و ارزشهای آنها در دنیای وبلاگ نویسی شکل جدیدی به خود گرفته است. نظر شما در این باره چیست؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>در بین دهها هزار وبلاگ نمی شه به این آسانی از یک &#8220;خط فکری&#8221; صحبت کرد. اما در مورد موجهای مسلط (مثلا موج فعلی بچه های فید و اشتراک و آی تی) می شه گفت بر خلاف موجهای قبلی (۱) موضوعات کمتر به عمق می ره (۲) نوع موضوعات با دغدغه های منابع اصلی و ترجمه ای هم خوانی بیشتری داره تا دغدغه های خواننده. مثلا در بچه های آی تی شما چهار نوشته خوب نمی تونید پیدا کنید که در ایران چه جوری می شه آنلاین به دنبال کار گشت یا چه راههایی برای رزرو آنلاین هتل در ایران وجود داره. اما آخرین مطلب وبلاگ تک کرانچ را فردا در تمام وبلاگهای آی تی فارسی می تونید پیدا کنید.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>خب خط فکری وبلاگ نویسان جدید یعنی چی؟ مگه همه وبلاگ نویس‌های جدید خط فکری مشابهی دارن که بشه در موردشون به شکل کلی حرف زد؟ بعدش اینکه تغییر کرده، به نسبت چی تغییر کرده؟ اینکه «ارزش»‌هاشون در دنیای وبلاگ نویسی شکل جدیدی به خود گرفته، منظور چه ارزش‌هایی هست و چه طور تغییری پیدا کرده؟ همونطور که به قول رضا مارمولک راه‌های رسیدن به خدا خیلی زیاده، ارزش‌های انسانی هم خیلی زیادن و به تعداد هر انسانی می‌تونه یک سری ارزش‌ها ‌وجود داشته باشه. وبلاگ نویس جدید و قدیم هم نداره. آره ممکنه (تاکید می‌کنم ممکنه و قطعی نیست) یک نفری که تا به حال فقط با یک جمع محدود انسانی دور و برش تعامل داشته (یا اصلا هر کسی)، وقتی میاد وبلاگ می‌نویسه عملا وارد یک اجتماع بزرگتری بشه نسبت به اون چیزی که قبلا تجربه کرده، ارزش هاش محک جدیدی بخوره، تفکراتش به چالش کشیده شه، و در نتیجه‌ی روبرو شدن با دیدگاه‌های جدید و متفاوت، ارزش‌های جدیدی هم پیدا کنه تو زندگی‌اش. اما این در مورد هر آدمی که به یک فضای فکری جدید وارد بشه می‌تونه اتفاق بیفته و فکر نمی‌کنم مخصوص وبلاگ‌نویسان جدید باشه.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۵- </strong>بامدادی:<strong> نظرتان را درباره‌ی این گزاره بگویید: «وبلاگستان فارسی دست‌کم به دوبخش تقسیم شده است: ۱/ وبلاگ‌نویسانی که با فن‌آوری‌های شبکه‌ای آشنا هستند ولی به خاطر تعداد اندکشان زیاد تنوع دیدگاه ندارند ۲/ وبلاگ‌نویس‌هایی که چندان آشنا با فن‌آوری‌های شبکه‌ای نیستند ولی به خاطر تعداد زیادشان تنوع فکر و عقیدتی بالایی دارند.</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>مخالفم. در مورد گزاره ۱، وبلاگ نویسان آشنا با فن آوری های شبکه ای مثل فید و اشتراک و این مسائل به دلیل روند مشترک (ترجمه) و منابع مشترک (وبلاگهای آی تی غربی) تنوع دیدگاه کمی دارند نه به دلیل تعداد اندک نویسنده هاشون. اگر اون روند را از ترجمه به تحقیق و منابع را از وبلاگها آی تی غربی به سایتها و سرویسهایی که دغدغه خواننده ها هست تغییر دهند تنوع مفید تری خواهند داشت.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>ببین من درست نمی‌فهمم این سوال رو. یعنی من نمی‌تونم درک کنم ربط بین «تعداد» افرادی که آشنا هستن یا نیستن با یک فن‌آوری رو با تنوع دیدگاهشون، یعنی معنی هر قسمت این گزاره رو به طور مستقل نمی‌تونم بفهمم که بعد بتونم تقسیم بندی رو کلا بفهمم. آره قبول دارم یه عده با فن آوری‌های اینترنتی آشنا هستن، یه عده هم نیستن و می‌شه وبلاگستان رو تا همین‌جا تقسیم کرد. اما اینکه این قضیه به تنوع یا عدم تنوع دیدگاه‌های یه عده ربط پیدا کنه رو نمی‌فهمم. : - )</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۶- </strong>بامدادی:<strong> تا چه حد به استفاده‌ از امکانات چندرسانه‌ای در وبلاگ اعتقاد دارید‌ (پادکست، ویدئولاگ، تصویر و &#8230; در کنار متن)؟ آیا استفاده از این امکانات مخاطب را برای خواندن متن  و تعمق بیشتر تنبل نمی‌کند؟ یا برعکس، او را به درگیری بیشتر ذهنی و علاقه‌مند شدن به موضوع تشویق می‌کند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>تا اون حد که خواننده با چیز شلم شوربایی رو به رو نباشه. اگر پست امروز متنی، فردا صوتی و پس فردا تصویری باشه، می تونه شلم شوربا باشه. اگر شما ۳ تا وبلاگ یکی صوتی، یکی تصویری، یکی متنی داشته باشی هنوز می تونه شلم شوربا باشه. حتی اگر سمت چپ صفحه صوتی، سمت راست تصویری و وسط متنی باشه هم هنوز می تونه شلم شوربا باشه. یک قالب اصلی که خواننده به تدریج به اون عادت کرده (مثلا متن) با فقط یک فید و با ارجاعات مناسب صوتی و تصویری می تونه ترکیب مفیدی باشه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>ببین من موافق استفاده از همه این امکانات چند رسانه‌ای هستم، اما به شرط اینکه توجیهی برای استفاده ازشون باشه. یعنی این محتوی است که باید توجیه کننده استفاده از یک نوع فرم باشه نه اینکه از یه فرم استفاده بکنیم فقط چون یه فرم خاصی است، یا برعکس، استفاده نکنیم چون ممکنه مخاطب رو تنبل کنه. واقعیتش کلا اینه که تحقیق‌های فراوونی هست که نشون می‌ده آستانه توجه و حوصله خواننده پای مانیتور کمتره. صد البته این مساله می‌تونه به دلایل مختلفی باشه از قبیل خستگی چشم وقتی به مانیتور نگاه می‌کنیم، حجم زیاد و در حد انفجار اطلاعات، و وقت کمی که باقی می‌مونه برای دریافت همه این اطلاعات، (و نه لزوما تنبل شدن مخاطب). حالا خب برای اینکه پیامت رو بهتر منتقل کنی، باید سریع‌ترین و تاثیرگذارترین راه رو انتخاب کنی، وگرنه اصلا مخاطب صفحه تو رو می‌بنده می‌ره یک صفحه دیگه. اصلا نمی‌مونه که بخواد حالا درگیری ذهنی پیدا کنه یا علاقمند شه به موضوع، و خب گاهی ابزار چند رسانه‌ای بهتر و سریع‌تر این انتقال پیام رو انجام می‌دن.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۷- </strong>فتحی:<strong> بخش ارائه نظرات توسط کاربران در وبلاگ شما عموماً مسدود است. چه عاملی باعث این تصمیم شده است؟ آیا این تصمیم به فرهنگ گفتگوی کاربران و خوانندگان وبلاگستان مربوط می شود؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان حریری: </strong>چهار فعالیت اصلی را در نظر بگیر: (۱)  خواندن، (۲) نوشتن، (۳) فکر کردن و (۴) گفتگو کردن. اگر بین اینها تعادل کافی برقرار نباشه چه در دید میکرو (یک وبلاگ نویس) و چه در دید ماکرو (شبکه وبلاگهای فارسی)، خروجی درستی نخواهیم داشت. به نظر من قبل از وارد شدن به فضای گفتگو و کامنت، احتیاج به خواندن دقیق تر و فکر کردن بیشتر داریم. در غیر این صورت اون گفتگو و کامنت کمک زیادی نمی کنه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>خیلی موقع‌ها که بازه. اما ببین رک و راست، در مواقعی که بسته است، دلیلش اینه که من خیلی موقع‌ها ‌مزخرف می‌نویسم تو وبلاگم؛ نوشته‌های خیلی شخصی می‌نویسم که به نظرم ارزش اظهار نظر کسی رو ندارن؛ و راستش خجالت می‌کشم نظر خواهی رو در مورد اون جور مطالب باز بذارم. فکر می‌کنم اونوقت مردم فکر می‌کنن به نظرم این نوشته‌ها ‌ارزش نظر دادن داشته که نظرخواهی رو باز گذاشتم! (حالا اینکه چرا مزخرف می‌نویسم دلایل زیادی داره می‌تونین بعدا ازم بپرسین!) خلاصه فقط کامنتدونی نوشته‌هایی که به نظرم ارزش نظر دادن دارن رو باز می‌ذارم. البته موارد کمی هم هست که فکر می‌کنم نظر دادن برای یک مطلبی ضرر داره و  توجه‌ها رو از نکته مطرح شده توی اون پست منحرف می‌کنه، یا فضا رو برای توهین کردن به کسی باز می‌ذاره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۸- </strong>میلاد احرامپوش:<strong> هر از چندگاهی بحث حلقه های وبلاگستان یا مافیای وبلاگی مطرح می شود. به نظر شما آیا چنین حلقه هایی در وبلاگستان فارسی وجود دارند که مانع پیشرفت وبلاگ نویسان تازه کار  شوند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>چنین پدیده ای وجود داره اما با چند توضیح: یکی اینکه این پدیده از بیرون به شکل حلقه و مافیا دیده می شه اما در واقع از درون پدیده ای ناخودآگاه هست. یک جورایی مثل بازارچه ای است که ناخودآگاه نسبت به بازارچه دیگه رونق بیشتری می گیره. مافیا و حلقه ای در کار نیست. چون همدیگه را بیشتر می خوانند اشتراک و لینک بیشتری بین اونها برقراره و این موج شتاب می گیره. اگر خوش شانس بودی و این موج را شناسایی کرده بودی در بین اونها مغازه ای داشتی از این موج بهره مند می شدی. مثل موجهای بازار سهام. مثل موجهای تکنولوژی و خیلی از موجهای دیگه. اما نکته مهم این جاست که این موجها تغییر می کنه. اگر اهل موج باشی و باهوش باشی، از الان مغازه خودت را در جایی می زنی که موج بعدی قرار داره و با &#8220;مطلب&#8221; و &#8220;پشتکار&#8221; می نویسی.  (اگر نظر من را در مورد موج بعدی بخواهی، با بررسی محبوبیت مشابه در بین روزنامه های اقتصادی ایران که از صفر به دهها روزنامه رسیدند، موج بعدی را موج وبلاگ نویسی &#8220;اقتصادی عمومی&#8221; و نه تخصصی پیش بینی می کنم.)</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>ببین حلقه‌های وبلاگستان صد در صد وجود داره. یعنی اصلا شاید غلط باشه بگیم حلقه‌های «وبلاگستان» و بهتره بگیم حلقه‌های انسانی. تو همه جوامع انسانی دسته و گروه و حلقه وجود داره. آدم به هر دلیلی با یه عده احساس نزدیکی یا همفکری می‌کنه دیگه. اما با اینکه حلقه‌های مافیایی باشه و مانع پیشرفت وبلاگ نویسان تازه باشه صد در صد مخالفم و قبلا بارها بحثش رو کردیم می‌تونید <a href="http://www.khorshidkhanoom.com/archives/000575.php" target="_blank">به این نوشته قدیمی من</a> مراجعه کنید نظرم رو بخونید (هنوز نظرم عوض نشده بعد از ۶ سال.) و البته این به معنی این نیست که بحث قدرت در وبلاگستان وجود نداره. چرا وجود داره. درست مثل هر جامعه انسانی دیگه. هرکی سرمایه اجتماعی و روابط پرقدرت‌تری داره (و گاهی وقتا در مورد دنیای وب، با تکنولوژی آشنایی بیشتری داره یا به هر دلیلی جذابیت‌های فرامتنی بیشتری داره)، حرفش هم بیشتر شنیده می‌شه. اما به نظرم مافیا و حرکت سازماندهی شده و قصد و غرضی وجود نداره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۹- </strong>بامدادی: <strong>لطفا ۵ وبلاگ‌نویس مهم و تاثیر گذار که می‌شناسید را به خوانندگان معرفی کنید و اگر ممکن است توضیح دهید که چرا فکر می‌کنید وبلاگ‌های مهم و تاثیرگذاری هستند.</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>اگر از پاسخ این سوال، با توجه به ارتباط خوبی که با تمامی دوستان دارم، معافم کنید عالی است.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>وبلاگ <a href="http://farangeopolis.blogspot.com/" target="_blank">سیما شاخساری</a> که دیگه نمی‌نویسه به نظرم مهم بود خیلی، برای اینکه یک سری مباحث در مورد جنسگونگی و هوموفوبیای ایرانی‌ها و فمینیسم فراملیتی رو برای اولین بار مطرح کرد تو وبلاگ‌ها ‌و مخ خیلی‌ها ‌رو به فکر انداخت. یک جورهایی باب بحث در مورد این چیزها رو راه انداخت تو وبلاگ‌ها ‌و کلی می‌شد ازش چیز یاد گرفت چون یه بحث‌های پیچیده ای رو تا حدی به شکل قابل فهم و مرتبط با زندگی واقعی آدمها مطرح کرده بود.  وبلاگ خودم تاثیر گذار بود یه زمانی، برای اینکه یک عده آدم، خصوصا زن‌ها، مواقع مختلف به خودم یا دیگران (یا در وبلاگ هاشون) گفتن که وبلاگ خورشیدخانوم باعث شده وبلاگ بنویسن و امکان از خود نوشتن و شخصی نوشتن تو فضای عمومی رو عادی کردم برای خیلی‌ها. وبلاگ <a href="http://sibiltala.blogspot.com/" target="_blank">سیبیل طلا</a> به نظرم خیلی مهم و تاثیر گذار و منحصر به فرد هست، برای اینکه اون دورویی‌ای که تو زبان و فرهنگ ما وجود داره رو به چالش می‌کشونه، مردسالاری و جنسگونگی شدیدی که تو فرهنگ و جامعه‌امون هست رو به چالش می‌کشونه، و در ضمن وسط همه اینها خیلی ظریف بحث تئوریک و نقد فرهنگی هم می‌کنه و در واقع یه چیزی بهت یاد می‌ده. (گاهی هم خوب یادمون می‌ندازه چقدر مزخرف می‌گیم!) به نظرم <a href="http://ellize.blogspot.com/" target="_blank">وبلاگ الیزه</a> مهم هست، برای اینکه خیلی‌ها ‌کلی تلاش کردن درباره مسائلی که البته به شکل بی‌مسمایی به &#8220;تن‌نویسی&#8221;‌معروف شد بنویسن، اما اونطور که نوشته‌های الیزه این بحث‌ها ‌رو داغ کرد و همه رو به نوشتن وا داشت هیچ وبلاگی نتونست. وبلاگ آرش عاشوری‌نیا (<a href="http://www.kosoof.com/" target="_blank">کسوف</a>) به نظرم خیلی خیلی مهم بوده، برای اینکه یک سری عکس‌های تاریخی و منحصر به فرد گرفته از جنبش زنان و با شجاعت عکس‌ها رو توی وبلاگش گذاشته. درواقع کمک زیادی کرده این جنبش دیده شه. حالا خیلی‌های دیگه هم این کار رو می‌کنن، اما کار بخصوص آرش تو یه زمانی خیلی مهم و منحصر به فرد و تاثیر گذار بود (مخصوصا عکس‌هایی که از تجمع جلوی دانشگاه تهران و تجمع میدون هفت تیر گرفت). خب یک عالمه وبلاگ دیگه رو هم دلم می‌خواد بگم، تو زمینه‌های مختلف، ولی گفتین پنج تا دیگه. نود و پنج‌تای دیگه‌اش موند. من هم سعی کردم تو یه زمینه خاص یعنی زنان اون هم فقط یک بخش خاصش بسنده کنم و البته واضح و مبرهنه که اینا همه رفقای خودم هم هستن و من هم از اعضای «مافیا»ی خودم اسم بردم!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱۰- هر چه میخواهد دل تنگت&#8230;.!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>خلاصه: &#8220;مطلب خوب&#8221; و &#8220;پشتکار&#8221; و &#8220;آهسته&#8221; و &#8220;پیوسته&#8221;.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>اول از همه ببخشید که اینقدر وراجی کردم و طولانی نوشتم. خیلی سرم شولوغه این روزها و نرسیدم خلاصه بنویسم. در ضمن می‌خواستم از این تریبون(!) اعلام کنم من به «آی‌تی نویس‌ها» که این دور و برها هم می‌پلکن خیلی ارادت دارم،چون از خیلی‌هاشون چیز یاد می‌گیرم و کمک می‌کنن دانش فنی وبلاگستان بالا بره (نمونه‌اش همین رواج دادن استفاده از فید یا همون خوراک). فقط دو تا پیشنهاد دارم براشون، یکی اینکه در مورد هرچیزی که مد می‌شه تو دنیای تکنولوژی غرب فوری هیجان‌زده نشن و ردیفی پست‌های مشابه ننویسن که خواننده زده بشه (موقعی که یه چیز جدید خبرش می‌آد، به این فکر کنن که پتانسیل بومی‌سازی‌اش و ربطش به مخاطب فارسی زبان چی می‌تونه باشه)، و یکی هم اینکه یک زن برای مزیدی پیدا کنن.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>و اما سوال آخر:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>فکر می کنید چه کسی در فیس آف در کنار شما قرار گرفته است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>اجازه دهید من هم مثل خوانندگان شما سورپرایز شوم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>با توجه به سوال ۷، یکی از بچه‌های قدیمی‌تر باید باشه که وبلاگش کامنتدونی دائمی نداره. سلمان؟ پرستو؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/943308.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/943308/" >View Poll</a></noscript></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی Face Off 9:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان وبلاگ، سلمان جریری با کسب ۹۲ رای (۵۲% کل آرا) برنده نظرسنحی فیس آف نهم شد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/#comments">50 نظر</a> </p>

<a href="http://feeds.feedburner.com/blogneveshte" target="_blank"><img title="اشتراک در خوراک" alt="Subscribe to Feed"  src="http://www.blognevesht.com/wp-content/uploads/baners/feed.gif" width="16" height="16" style='border: none; padding: 0px' /></a>
<a href="http://balatarin.com/links/submit?phase=2&
	url=http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/&title=Face Off 9 :  سلمان جریری  vs  صنم دولتشاهی" target="_blank"><img title="ارسال به بالاترین" alt="Balatarin" src="http://www.blognevesht.com/wp-content/uploads/baners/balatarin.png" width="16" height="16" style='border: none; padding: 0px' /></a> 

<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.com">بلاگ نوشت</a> 2008 </p> ]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Sep 2008 05:00:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[ویژه نامه]]></category>

		<category><![CDATA[تولد وبلاگستان]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=70</guid>
		<description><![CDATA[شانزدهم شهریور ماه هفت سال پیش، &#8220;سلمان جریری&#8221; در صفحه وبی که آنرا &#8220;وبلاگ سلمان&#8221; می نامد، چنین می نویسد:

weblog (وب نوشت) اصلا یعنی جی؟
وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepage ای میگن که شامل نوشته های شخصی یک نفر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شانزدهم شهریور ماه هفت سال پیش، &#8220;سلمان جریری&#8221; در صفحه وبی که آنرا &#8220;<a title="وبلاگ سلمان" href="http://www.globalpersian.com" target="_blank">وبلاگ سلمان</a>&#8221; می نامد، <a title="نخستین پست سلمان جریری" href="http://www.globalpersian.com/archive/010901.html" target="_blank">چنین می نویسد</a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>weblog (وب نوشت) اصلا یعنی جی؟</strong><br />
وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepage ای میگن که شامل نوشته های شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. weblog ها معمولا هر روز update می شوند. میتونید مجموعه ای از weblog کلی آدم رو در این قسمت از سایت google ببینید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>وب نوشت من شامل چه چیزهایی میشه؟</strong><br />
&#8230; از نکات جالبی که در طول روز از اینور و اونور می خونم و می شنوم &#8230; تا چیزهای جالبی که روی وب پیدا می کنم &#8230; تا فکرها و نکاتی که به ذهنم می آد &#8230; همه چی! &#8230;</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و این واقعه، مبدأ پیدایش وبلاگستان فارسی شد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://faceoff.blognevesht.com"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.ir/faceoff/7th-blogestan-birthday/faceoff-weblogestan-birthday1.png" alt="" width="430" height="323" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری</strong> نویسنده <a title="وبلاگ سلمان - سلمان جریری" href="http://www.globalpersian.com" target="_blank"><strong>وبلاگ سلمان</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خواسته شده به مناسبت سالگرد تولد وبلاگهای فارسی نوشته ای در مورد وبلاگها داشته باشم. راستش باز هم قالب نامه را برای این نوشته انتخاب کردم. انگار نامه صمیمیت بیشتری داره. چیزی که وبلاگها به دنبالش هستند و هرچه بیشتر تلاش می کنند کمتر می یابند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یکی از راههایی که برای مرور سالهای گذشته وبلاگ نویسی فارسی به ذهنم رسید، مرور نوشته هایی بود که در هر سالگرد می نوشتم:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد اول: </strong>نگرانی از اختلافات: &#8220;&#8230; از مدتی قبل و در پاسخ به دوستانی که مایل به برگزاری جشن و .. به مناسبت سالگرد تولد اولین وبلاگ فارسی بودند گفته بودم که ترجیح می دهم تولد این وبلاگ با سکوت برگزار بشه و به همراه بقیه دوستان ‚ ۱۴ آبان را ‚ یعنی سالروز نوشته شدن اولین راهنمای وبلاگ نویسی توسط درخشان عزیز (که به کمک اون صدها نفر وبلاگ نویس شدند و احساسات و آموخته های خود را به معرض دید همگان گذاشتند) جشن بگیریم &#8230; در این مدت هیچ وقت دوست نداشتم درگیر مسائل اولین بودن و غیره باشم &#8230; &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد دوم: </strong>مینیمال &#8220;&#8230; امروز این وبلاگ دو ساله شد &#8230; :-)&#8221;‌</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد سوم: </strong>تغییر دیزاین: &#8221; &#8230; تولد و شروع چهارمین سال این وبلاگ با دیزاین و سیستم جدید &#8230; بالاخره &#8230;. !&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد چهارم: </strong>بازهم نگرانی از اختلافات:  &#8221; &#8230;. متاسفانه در فضای فعلی ، کلمه &#8220;گفتگو&#8221; با کلماتی مانند &#8220;دو دستگی&#8221; ، &#8220;اتهام&#8221; ، &#8221; بد فهمی&#8221; ، &#8220;سو برداشت&#8221; و کلماتی مثل اینها شباهت بیشتری پیدا کرده است &#8230;&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد پنجم:</strong> نیاز به سرویسهای جدیدتر و اختراع جداگانه توییتر! &#8221; &#8230; اینجاست که &#8220;نوشته هایی برای چند ساعت&#8221; می تونند کمک کنند: می تونی به همون سادگی و خودمونی که برای دوستت در یک ایمیل می نویسی: &#8220;امروز عجب روز سختی بود&#8221; یا &#8220;این لینک را ببین چه جالبه&#8221; ، همونها را در وبلاگت، برای خوانندگان روزانه و همیشگی ات بنویسی &#8230; فقط برای چند ساعت &#8230; آرشیو هم نکنی &#8230;&#8221; ] توییتر گویا سرویسش را دو ماه قبل از این نوشته راه انداخته بوده اما مثل خود وبلاگم که سالهای اول دستی و بدون سیستم نوشته می شد، این نوشته های کوتاه هم قبل از انتقال به تویتر به صورت دستی و گازوئیلی نوشته می شد[</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد ششم:</strong> نگرانی از پرت و پلا (irrelevant) بودن: &#8221; &#8230; گاهی پرت و پلا بودن خودم را این طور خلاصه می کنم: &#8220;با کامپیوتر و صفحه کلیدی که فارسی نداره، به زبانی که در طول روز به ندرت باهاش سر و کار دارم، در مورد مسائلی که به طور دقیق در جریانشون نیستم، برای مخاطبی که دغدغه هایی دیگه داره مطلب می نویسم! این اواخر و بعد از گذراندن هزارمین روز مهاجرت، این احساس تشدید هم شده &#8230; &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در <strong>هفتمین سالگرد وبلاگ نویسی فارسی</strong> هنوز بسیاری از این دغدغه ها را با خود به همراه دارم: هنوز از اختلافات نگران هستم، نیاز به سرویسهای جدیدتر را احساس می کنم و از پرت و پلا بودن به شدت نگرانم! اما وقتی تلاشهای دوستان خوب از جمله همین ماجرای دوست داشتنی فیس آف را دنبال می کنم به آینده بسیار خوب وبلاگهای فارسی امیدوار و خوش بین هستم. (و به برنده شدن خودم هم در این فیس آف، اگر مسابقه ای باشه، امیدوار و خوش بین! &#8230;..  : - )</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به مناسبت هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی در ادامه پای صحبتهای عده ای از ساکنین دنیای مجازی وبلاگستان می نشینیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از همه دوستانی که لطف کردند و برای این ویژه نامه قلم زدند، سپاسگزارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمدعلی ابطحی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="وب نوشت - ابطحی" href="http://webneveshteha.com" target="_blank"><strong>وب نوشت</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی نقاب از درون صاحبش تراوش کند،خواندنی است. وقتی جای رسانه را می گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شیرین احمدنیا </strong>نویسنده وبلاگ <a title="از زندگی - شیرین احمدنیا" href="http://ahmadnia.net/blog/" target="_blank"><strong>از زندگی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یکی از دوستان به من گفت اگر بخواهی  وبلاگت رو یا آنچه پیام اصلیش می دونی در یک کلمه خلاصه کنی چی می گفتی. گفتم در یک کلمه می تونم بگم &#8220;عشق&#8221;.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نیما اکبرپور</strong> نویسنده وبلاگ <a title="عصیان - نیما اکبرپور" href=" http://www.osyan.net" target="_blank"><strong>عصیان</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بار دیگر، پیجی که دوست می‌داشتم<br />
سلام وبلاگ<br />
وبلاگ یکی از عاشقانه‌های من است. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم که وبلاگ چه چیزهایی به من داده یا شاید بهتر است بگویم من از وبلاگ چه چیزهایی را گرفته‌ام. واقعیتش این است که در حال حاضر هر چه که دارم از این دوست‌داشتنی مجازی به من رسیده. کارم، سرگرمیم و از همه مهم‌تر بخش مهمی از دوستانم را با وبلاگم صید کرده‌ام. در طول همه این سال‌ها که وبلاگ فارسی پا به عرصه گذاشت همراهش بودم. هیچگاه نخواستم که ترکش کنم یا مانند برخی از بلاگرها دچار یأس وبلاگی شوم و رها کنم نوشتن در آن را. وبلاگم مجموعه‌ای است از نوشته‌ها روزمره، جدی، شوخی و غرغرهایم که رهایش می‌کنم در کهکشان مجازی. وبلاگ من را به خیلی از آرزوهایم رسانده و هنوز هم شعبده‌هایی در آستینش دارد که همیشه می‌تواند من را متحیر کند.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین</strong> نویسنده وبلاگ <a title="P30Geek - امین" href="http://p30geek.wordpress.com" target="_blank"><strong>P30Geek</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسی تجربه ایی متفاوت رو برای من به همراه داشت، یافتن دوستان جدید و بالا رفتن اطلاعات اینترنتی از محدود فواید بلاگ نویسی من در این مدت کوتاه می باشد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علی ایرانی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="P30Design - علی ایرانی" href="http://p30design.net" target="_blank"><strong>P30Design</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یادش بخیر اولین باری که وبلاگ دار شدم بر می‌گردد به زمانی که در مقطع راهنمایی در حال تحصیل بودم٬ آن روزها بیشتر استفاده ام از کامپیوتر به بازی‌های رایانه ای محدود می‌شد. اولین وبلاگم هم با محوریت همین موضوع و رمز بازی‌های رایانه‌ای در سرویس پرشین بلاگ ایجاد شد. یادم می‌آید تا مدت‌ها وقتی در گوگل &#8220;بازی&#8221; یا &#8220;رمز بازی&#8221; را جستجو می‌کردی اولین گزینه‌ای که نشان میداد وبلاگ من بود و من هم کلی ذوق می‌کردم و خلاصه به این بهانه وارد وبلاگستان فارسی شدم و بعد از آن هم کلی وبلاگ جور و واجور را در موضوعات مختلف و در سرویس‌های مختلف تجربه کردم و تا امروز که وبلاگ پی‌سی دیزاین را با سرویس قدرتمند وردپرس دارم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بامدادی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="بامدادی" href="http://bamdadi.com" target="_blank"><strong>بامدادی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">روزگاری نه چندان دور، آدم‌هایی که حرفی داشتند و می‌خواستند صدایشان را به گوش دیگران برسانند، یا باید توی میدان شهر با صدای بلند فریاد می‌کردند که رهگذرها بشنوند، یا این‌که باید توی روزنامه یا کتاب حرف‌هایشان را چاپ می‌کردند که در اختیار همه نبود.<br />
ظهور اینترنت نوین و به نظر من مهمترین مصداقش که همین وبلاگ‌ باشد، پارادیم جدید ارتباطی با خود آورده است. آدم‌ها می‌توانند حرف‌هایشان را به سادگی «نجوای آهسته‌ی شبانه‌ای در خانه» منتشر کنند. این یعنی یک اتفاق بی‌نظیر و یک پتانسیل بزرگ برای آدم‌هایی که عادت داشتند صدایشان در تاریکی گم شود.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین پاکزاد </strong>نویسنده وبلاگ <a title="امین - امین پاکزاد" href="http://emin.ir" target="_blank"><strong>امین</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ تنها جایی ه که هر آدمی میتونه بدون اینکه به فکر قیمت و مشکلاتش باشه یکی برای خودش دست و پا کنه و توش داد بزنه!!! فکر میکنم کمی با وبلاگستان فارسی مشکل پیدا کردیم&#8230;. همش هم تقصیر فیدبرنر و گودر ه &#8230;. دیگه اون اشتیاقی که برای رفتن به خونه ی همدیگه رو داشتیم نداریم&#8230; هر روز میایم تو این دنیای مجازی و یه صفحه باز میکنیم و چند صد تا مطلب ازش میخونیم بدون اینکه فکر کنیم نویسنده کی بوده&#8230;. فقط این رو میدونیم که نویسنده رباتیه که مینویسه و ما هم برای اینکه از قافله عقب نمونیم ، میخونیم&#8230;. الان دقیقا زمانیه که معنی قالب وبلاگ از دست رفته&#8230; چون مشخص نیست چند وقت یک بار یکی میاد تو وبلاگمون و کامنت میزاره که قالبت چقدر قشنگه!!!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>پژین</strong> نویسنده وبلاگ <a title="پژ - پژین" href="http://pazh.blogspot.com" target="_blank"><strong>پژ</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برعکس خیلی از شماها که یه شخصیت حقیقی هستید و وبلاگ جزئی از حضور مجازیتون، من یا بهتر بگم &#8220;پژ&#8221; یک شخصیت مجازی است که حضور حقیقی‌ای ندارد. ساده‌تر بگویم: «&#8221;پژ&#8221; تنها یک وبلاگ نیست، &#8220;پژ&#8221; همه چیز &#8220;پژ&#8221; است!» اگر وبلاگ نبود، من هم نبودم. اگر وبلاگم نباشد، من هم نیستم. من در وبلاگم زندگی می‌کنم. خوبیها و بدیهایم همه آنجاست، شادیها و غمهایم همه آنجاست، دوستانم همه آنجایند. شاید مرتب ننویسم، شاید مفید ننویسم، شاید خواننده نداشته باشم، کامنت‌گذار نداشته باشم، شاید&#8230; شاید فقط می‌نویسم که خود بخوانم، که شرح حال خویش، خود بدانم که یادم بماند دغدغه‌هایم را، حرفهای گاه و بیگاهم را، نقدهای از این و آنم را&#8230; مگر همین بس نیست که مامنی باشدم از این دنیای دیوانه؟ وبلاگشهر را دوست دارم و در سالروز زادروزش جز سپاسگزاری از زاده‌شدنش، از این که آمد و هویتم داد، آمد و بخشی از تنهاییهایم را پر کرد، آمد و جزئی از وجودم شد، هیچ نمی‌گویمش! وبلاگشهر عزیز، زادروزت فرخنده باد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین ثابتی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="ندای امروز - امین ثابتی" href="http://www.aminsabeti.net" target="_blank"><strong>ندای امروز</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">می‌دانید، وبلاگ یک چوب دو سر طلا است! یعنی اینکه بعضی‌ها فکر می‌کنند وبلاگ تأثیر شگرفی بر روی جامعه و مردم عادی دارد و بعضی‌ها نیز فکر می‌کنند وبلاگ و وبلاگ‌نویسی تأثیر آنچنانی ندارد و تنها از آن به عنوان یک تفریح یاد می‌کنند! به همین دلیل می‌توان گفت که وبلاگ چوب دو سر طلایی است که از هر سر سود و ضرر دارد. اما از همه‌ی این‌ها بگذریم، وبلاگ‌نویسی در ایران خواسته و یا ناخواسته در جامعه‌ی روزنامه‌نگاری تأثیر شگرفی داشته است و همین وبلاگ‌نویسان با نوشته‌های خود باعث شده‌اند که بسیاری خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های ایران صفحات خود را با تکنیک Copy and Paste پر کنند!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>جادی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="کیبرد آزاد - جادی" href="http://freekeyboard.net/" target="_blank"><strong>کیبرد آزاد</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خواستند که برای هفتمین سالگرد وبلاگستان فارسی یا یه همچین چیزی یه پاراگراف برای فیس آف خوب بنویسیم. خوب! احتمالاً منم مثل بقیه آرزومند یک سال خوبم، شاد، قوی، فعال توی وبلاگستان فارسی. ولی یه دو سه تا نکته رو هم اضافه می کنم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- پارسال اولین سالی بود که مستقل از درست یا غلط یک وبلاگ نویس اعدام شد. در عین حال حواسمون باشه قانونی در حال تصویبه که میگه هر کسی مخالف دین، یا درباره ث.ک.ص مطلب بنویسه توی وبلاگش، یا وبلاگی در این مورد داشته باشه، جوابش اعدامه!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- به نظر می رسه حجم وبلاگ نویسی اومده پائین. خوشبختانه آدما دیگه احساس نمی کنن که اگه چند تا وبلاگ داشته باشن، خیلی باکلاسن. وبلاگ دیگه الزاماً کارت ویزیت باکلاسی آدما نیست. به نظرم خوبه! شاید داره فرصتی میشه برای عمیق تر شدن وبلاگهایی که هستند. و شروع وبلاگهای خوب.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- حواسمون باشه که وبلاگ، وبلاگ نویسی و اینجور چیزا، چیز خیلی خفنی نیستش. عملاً یه ابزار جدیده، مثل خودکار، تلفن یا هر چیز دیگه ای. جو نگیردمون! وبلاگستان بخش خیلی کوچیکتر از جامعه ایرانه. شاید وقتی فعالیت می کنه می تونه گاهی جهت بده. ولی چیز عجیبی نیست.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بریر حسینی سعادت </strong>نویسنده وبلاگ <a title="اوقات من - بریر حسینی سعادت" href="http://mytimes.blogfa.com" target="_blank"><strong>اوقات من</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اوقات من متشکل از دو تجربه است:  حس لامسه (زندگی واقعی) و حس ششم (زندگی مجازی).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حسام علوی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="امروز ما - حسام علوی" href="http://emrozema.wordpress.com" target="_blank"><strong>امروز ما</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">انگار ۱۶ شهریور رو مصادف کرده اند با تولد وبلاگستان فارسی! من از طرف خودم این رویداد نوپا را به تمامی اهالی وبلاگستان تبریک و تسلیت می گم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمود رمضانی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="گیک لایف - محمود رمضانی" href="http://geeklife.ir" target="_blank"><strong>Geek Life</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">امیدوارم جامعه وبلاگ نویسی ما به سمتی پیش بره که علم تولید کنه و مافقط مصرف کننده نباشیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>پیام رحمانی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="پیام اسپات - پیام رهامی" href="http://payamspot.blogspot.com" target="_blank"><strong>پیام اسپات</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در وبلاگم مطالب زیادی می نویسم، درست است که گاهی خیلی وقت صرف می کنم تا مطلبی را منتشر کنم ولی نه تا این حد. حال که قرار است در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسی بنویسم برایم سخت است، نمی دانم چرا &#8230; شاید &#8230; شاید &#8230; بماند برای بعد.  برویم سر اصل مطلب &#8230; وبلاگ و وبلاگ نویسی؛ خوب خدا را شکر سه خط از مطلب به پایان رسید و من نباید از یک پاراگراف بیشتر بنویسم ; )  پس فقط می گویم: هدفمان از وبلاگ نویسی هرچه که هست، بیاید به یکدیگر احترام بگذاریم، افکارمان را از نفرت پاک سازیم، بداینم که این نیز بگذرد&#8230; فقط مهم این است که از این ابزار برای خدمت به دیگران استفاده کنیم، اصل چیز دیگری است. به امید وبلاگستانی سرشار از عشق و محبت، مطالب مفید، و ایده های نو&#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مجتبی ستوده </strong>نویسنده وبلاگ <strong><a title="باغبان باشی - مجتبی ستوده" href="http://baghbanbashi.blogspot.com" target="_blank">باغبان باشی</a></strong>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان فارسی: دوستی و یکرنگ بودن ایرانیان در پشت پنجره دیجیتال برای توسعه آزادی بیان و پاس داشت زبان پارسی.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوشیانت </strong>نویسنده وبلاگ <a title="کوته نوشت - سوشیانت" href="http://mrbahrami.wordpress.com" target="_blank"><strong>کوته نوشت</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به عوض &#8220;انبوه&#8221; ناگفته‌هایمان، &#8220;اندکی&#8221; وبلاگ می‌نویسیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>عبدالمحمد شعرانی</strong> (سرباز معلم جنوبی) نویسنده وبلاگ <a title="دیرتش باد - عبدالمحمد شعرانی - سرباز معلم جنوبی" href="www.dayyertashbad.blogfa.com" target="_blank"><strong>دیرتش باد</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نمی دانم تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که چشم بسته چیزی را نوشته باشید!؟ من می خواهم چشمانم را ببندم و بگردم  به دوسال پیش مدرسه جمال آباد کالو،روز اول مدرسه را به یاد میاورم، عکس هایی که گرفته ام نگاه می کنم . با خودم می گویم چه اشکال دارد اتفاقات امروز مدرسه را در وبلاگم بنویسم.<br />
می نویسم و می خوابم،صبح که بلند می شوم کنتور وبلاگم مرا مجذوب صفحه ی مانیتور می کند .تعداد کامنت های را نمی توانم باور کنم !می گویم شاید آدرس وبلاگم را اشتباه نوشته ام !هنوز به اشتباهی بودن آدرس وبلاگم فکر می کنم که یک کامنت فکر و ذهنم را می دزد نوشته است من گزارشگر تلویزیون هستم می خواهم از مدرسه تان گزارش بگیرم لطفا تلفن و آدرس تان را برای من ارسال کنید. پخش گزارش استارتی می شود برای معرفی مدرسه کوچک ما .<br />
حالا هر روز آدم های زیادی به وبلاگم سر می زنند ،حالا از طریق همین وبلاگم از تهران گرفته تا کالیفرنیا برای بچه ها و مدرسه وسایل کمک آموزشی می فرستند. این پست وبلاگم &#8221; کاش تهران هم جاده نداشت!&#8221; باعث شد راه روستا آسفالت شود، همین نوشته های وبلاگیم باعث شد خیر مدرسه سازی پیدا شود و بچه های مدرسه جمال آباد مهرماه به مدرسه جدید کوچک می کنند، مستند مدرسه کوچک ما الهام از وبلاگم دارد ساخته می شود و بزودی &#8220;قصه کوچک ترین مدرسه دنیا &#8221; به قلم سرباز معلم به چاپ خواهد رسید، حالا مدرسه مان که زمانی انبار وسایل صیادی روستا بود تبدیل شده به انبار بمب خبری دنیا!<br />
حالا جهان در جستجوی جمال آباد کالوست! حالا من بعد از خدا مدیون وبلاگم هستم ،حاج عباس (پیر روستای کالو ) دستی به شانه ام زد و گفت : کاش چند سال پیش مدرسه کالو وبلاگ داشت&#8230;</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شقایق</strong> نویسنده وبلاگ <a title="شقایق" href="http://shaghayegh.blogsky.com" target="_blank"><strong>شقایق</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سلام وبلاگستان فارسی! مرا که به یاد داری؟ همان شقایق کوچکی که پنج سال پیش دلش را بردی و تا همین امروز دست از سرش بر نداشتی. اکنون که برایت مینویسم چند روزی تا تولدت باقیست. کاش با این همه حرف که برای گفتن داری زبانی هم برای پاسخ به سوالاتم داشتی کاش میدانستم که این همه دلبری را از کجا آموخته ای که مادری با خستگی از مسئولیت نگهداری سه فرزند و خانه داری ساعت ۱ بامداد با دستانی که بوی صابون بچه و مایع ظرفشویی میدهد باز تو را می جوید؟ با چه قدرتی معلم کوچکترین مدرسه دنیا را بر تخت ریاست جمهوری کالو نشاندی؟ چگونه با کاربرانی که با کمترین سرعت ممکن با تو همراهند سومین زبان وبلاگ نویسی دنیا شدی؟ چرا با این همه مهربانی ایرانی که در تو جاریست باز هم بر دهانت برچسب &#8220;مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد&#8221; زدند؟ همیشه فکر میکنم آن روز که پسر ۱۷ ساله به قصد خریدن لپ تاپ فکر فروش کلیه اش را از زبان تو بازگو کرد مهربانی هایت مرده بود!!؟ آیا وقتی مطلبی را که نوشتنش ۲ روز از وقت یکی از با استعداد ترین جوانان ایرانی را گرفته در عرض ۵ دقیقه می دزدند ناراحت می شوی؟ آیا اگر حرف زدن راحت تر از نوشتن بود بازهم وبلاگستان فارسی میشدی؟ اگر همه اینترنت پرسرعت داشتند زبان اول وبلاگ نویسی دنیا می شدی؟ یادم رفت بپرسم کی شروع شدی، کی تمام می شوی؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا</strong> نویسنده وبلاگ <a title="چشم انداز فناوری اطلاعات - علیرضا" href="http://itv.blogfa.com" target="_blank"><strong>چشم انداز فناوری اطلاعات</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نوشتن و انتشار هر مطلبی از جمله مفید و کاربردی تا شخصی و بی ضرر برای خواننده ای و جاودانه بر جای ماندن آن مطالب در دنیای مجازی به اسم یا عنوان یک نویسنده، وبلاگ نویسی است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا </strong>نویسنده وبلاگ <a title="خاطرات یک برنامه نویس - علیرضا" href="http://aliha.wordpress.com" target="_blank"><strong>خاطرات یک برنامه نویس</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">زمانی وبلاگنویسی، فقط به نوشتن اتفاقات روزمره ی یک وبلاگنویس و یا نوشتن مقالات آموزشی خلاصه میشد. یا خواننده داشت، یا نداشت. اما امروزه، تنها نوشتن این موارد را نمیتوان وبلاگنویسی نام برد. پیدایش و توسعه ی سیستم های میکروبلاگینگ و سرویس های نگارنده ی فعالیت ها، و افزایش روز افزون استفاده از اونها توسط کاربران، این تئوری را اثبات میکنند. عکسی را به اشتراک میگذارید، ویدئویی را تماشا میکنید، به موزیک به اشتراک گذاشته شده ای ابراز علاقه میکنید و برای یک پیغام پست شده اظهار نظر میکنید. همگی این فعالیت ها در پیرامون وبلاگنویسی انجام میگیرند و هر کاربری که بیشتر سمت این سرویس ها می رود، خود را به وبلاگنویسی نوین و امروزی نزدیک تر میکند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا</strong> نویسنده وبلاگ <a title="نون وا - علیرضا" href="http://noonva.wordpress.com" target="_blank"><strong>نون وا</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسان روبات های مجازی هستند که روح دارند ، عاطفه دارند و نفس می کشند و این خیلی زیباست!<br />
این روز رو به همه وبلاگ نویسان ایرانی در هر کجای دنیا که هستند تبریک میگم.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شروین فتحی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="یک فتحی - شروین فتحی" href="http://1fathi.com" target="_blank"><strong>یک فتحی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ما که سواد درست و حسابی نداریم، اما با همین بی سوادیمون بالاخره یک چیزهایی حالیمونه. حالیمونه که وبلاگستان شده یک زنجیر. زنجیری که ما رو می بنده به یک سری آدم که شاید اگر بیرون می دیدیمشون سلامشون هم نمی کردیم. اما اینجا، توی این وبلاگستان نمیشه هر روز بیشتر باهاشون انس نگرفت. آخه توی این دیار ما، وبلاگستان رو عرض می کنم، ما داریم توی عشق<br />
غرق می شویم. هیچ دقت کردید داریم عاشق می شویم؟ به سلامتی عشق، وبلاگستان و وبلاگ نویس صلوات!</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com" target="_blank"><strong>کاپیتان بدون هواپیما</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من فقط می تونم بگم دنیای وبلاگستان و البته دوستان وبلاگ نویس جزئی از وجودم هستند. که گاهی اوقات بیشتر از این دنیای حقیقی ازشون توقع دارم. با شادی شون شاد میشم و با غمشون غصه می خورم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمد کشوری </strong>نویسنده وبلاگ <a title="چکیده ای از تازه ترین ها - محمد کشوری" href="http://keshvary.wordpress.com" target="_blank"><strong>چکیده ای از تازه ترین ها</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان یعنى تجربه دنیاهاى جدید از یک دریچه.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>آرش کمانگیر</strong> نویسنده وبلاگ <a title="کمانگیر - آرش کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net" target="_blank"><strong>کمانگیر</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این مونیتور شده انگار پنجره ای به یک دنیای دیگر. از اولین باری که روبروی یک مونیتور نشستم سالها می گذرد اما هرگز این داخل آدمها برای تولد هم پادکست نمی ساختند. چند باری سر پر کردن یک فرم اداری، خواستم جلوی اسم بنویسم: کمانگیر هستم.<br />
می شود تصور کرد که همه اش الکترون است و با کشیدن پریز باد هوا می شود. اینطرف هم همه اش خون و رگ و پی است. مهم &#8220;رفاقت&#8221; است و این مونیتور فعلا شده است بخش بزرگی از آن. دست مخترعش درست.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="گجمو" href="http://gajamoo2.wordpress.com" target="_blank"><strong>گجمو</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسی هنر شجاعانه بیان کردن اندیشه هاست،<br />
هنری که اول و آخر و ضعیفترین و قویترین ندارد،<br />
انسانها در بیان افکار یکسانند،<br />
گاه مخالف یکدیگرند و گاه همدل و یکرنگ،<br />
گاه  در مقابل بی عدالتی همه با هم فریاد می زنند و گاه در کنار هم آهسته می گریند،<br />
وبلاگ می نویسیم تا دل به همدیگر ببندیم تا به بیگانه بند نشود،<br />
مزدمان یک نگاه هموطن است و تشویقمان شنیدن یک ندای موافق،<br />
عشق به نوشتن برای هموطن عشق به زندگی است و عشق به زندگی تفریح ما نیست باور ماست و زندگی ماست.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمد</strong> نویسنده وبلاگ <a title="آجرپاره - محمد" href="http://ajorpare.wordpress.com" target="_blank"><strong>آجرپاره</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ بهم کمک کرد که یاد بگیرم بهتر روی مسایل تفکر کنم، چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنم، چگونه محبوب یا منفور بشم، تواناییم در نوشتن از منفی به حدودای صفر رسید و مهمتر از همه دوستان خوبی پیدا کردم و همانطوری که قبلا تو وبلاگم گفتم، وبلاگ باعث شد خیلی تغییر کنم که اونم امیدوارم در جهت مثبت بوده باشه.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمود</strong> نویسنده وبلاگ <a title="دستنوشته ها - محمود" href="http://dastneveshte-ha.blogspot.com" target="_blank"><strong>دستنوشته ها</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ‌نویسی را از زمانی شروع کردم که طعم زندگی در غربت را چشیدم. طعمی که ملغمه‌ای است از تجربه‌های جدید با کمبودهای جبران نشدنی. شاید خواستم این طعم را که مثل طعم قهوه تلخ ولی دلچسب است را با دیگران تقسیم کنم. ادعایی در وبلاگ‌نویسی ندارم و برای دل خودم می‌نویسم و دل خواننده‌هایی که دلنوشته‌هایم را دوست دارند. اگرچه از زمانی که کنتور بازدیدکننده‌ها و مشترکین خوراک از دورقمی رد شد، یک جورهایی حس کردم دیگر نمی‌شود هرچه دلم می‌خواهد بنویسم. برای همین ستون روزنوشت‌هایم را در دل دستنوشته‌ها جا دادم که آنجا قانونش همچنان دلبخواهی است. نمی‌دانم اگر تعداد رقم‌های آن هم از دو گذشت چه کنم! معمولاً هر وقت حالم خیلی بد است مثل تراکتور مطلب جدید می‌گذارم. از دنیای واقعی که گریزان می‌شوم پناه می‌آورم به دنیای مجازی وبلاگ. و این آرامم می‌کند. همین!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بابک محمودی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="زنگوله - باک محمودی" href="http://zangoole.com" target="_blank"><strong>زنگوله</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آوردن کیسه‌ی خرید پیرزن ، رد کردن کودک از خیابان ، کمک به فقیر یا حتی دادن غذا به گربه‌ی ولگرد محل ، وبلاگ نویسی! همگی لذت بخش هستند. لذت کمک به بقیه. هر چقدر کوچک یا بزرگ باشد!  لذت همیشه «مصرف کننده» نبودن. آن پیرزن ، آن کودک ، آن فقیر ، خواننده های مطالب وبلاگ شما و حتی آن گربه‌ی ولگرد از شما متشکر خواهند بود. این یک لذت است! لذت مفید بودن برای دیگران. اما فقط و فقط هم کمک به دیگران نیست بلکه فرصتی است برای آشنا شدن با افراد مختلف. موافق ، مخالف ، ایرانی ، خارجی و&#8230;..<br />
فرصتی است برای یاد گرفتن چیز های جدید ، برای به اشتراک گذاشتن افکار و دانسته ها. و در یک کلام «لذت بردن از انسان بودن!»</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مریم اس اس</strong> نویسنده وبلاگ <a title="مریم اس اس" href="http://maryamss.wordpress.com" target="_blank"><strong>مریم</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان( همنطورهم که از اسمشم پیداست) برای من مثل یه شهر بزرگ و بی در و پیکر می مونه با محله های مختلف که هر روز هم داره به محله ها و خونه هاش اضافه میشه. ۵ ۶ سال فقط خواننده بودم و مدام محله عوض می کردم.۲ ساله که خودمم شروع کردم.از محله ام خیلی راضیم.دوستان و همسایه های خیلی خوبی دارم و دارم ازشون یاد میگیرم.به امید رشد و بالندگی بیشتر این جامعه مجازی&#8230;وبلاگستان تولدت مبارک.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حنیف مزروعی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="دفتر بی مخاطب - حنیف مزروعی" href="http://hanif.ir" target="_blank"><strong>دفتر بی مخاطب</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هرچند که مدتهاست قلمم خشکیده است و وبلاگ را بیشتر برای گذاشتن و نوشتن شعرها و جملات مورد علاقه‌ام مورد استفاده قرار می‌دهم، اما وبلاگ را به این جهت دوست دارم که هر آنچه هستم را در آن می‌بینم و هر آنچه را که دوست دارم در آن می‌نویسم و بدون در نظر گرفتن معیارها و خط قرمزها و ممنوعیت‌ها و غیره هر آنچه را که به ذهنم می‌اید و فکر می‌کنم صحیح است در آن می‌نگارم، و از این نظر وبلاگ برایم تمام نشدنی است.<br />
وبلاگ و وبلاگستان را از این نظر بسیار دوست دارم که نمایانگر چهره واقعی افراد است، و از این بابت در طی سالهای گذشته سعی ام همیشه بر این بوده است که افراد مختلف را به راه اندازی و نوشتن در این محیط مجازی ترغیب کنم و علی الخصوص سعی ام ترغیب افراد آمیخته با عالم سیاست بوده است که آنها را به محیطی بیاورم که در آنجا رو در رو با مخاطب گفت و گو کنند و در این فضا متوجه تغییرات جامعه، نقاط ضعف و قدرت خود و انتقادات صریح مخاطبان بشوند.<br />
امیدوارم که وبلاگستان فارسی پویایی چند سال گذشته رو همچنان حفظ کند و به این راه ادامه دهد.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>منیره منتظری</strong> نویسنده وبلاگ <a title="یادداشتهای یک دیوانه - منیره منتظری" href="http://www.monire.ir"><strong>یادداشتهای یک دیوانه</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یه وبلاگ نویس واقعی کسیه که واقعا از وبلاگ نویسی لذت ببره. فقط برای خودش ننویسه، فقط برای خواننده هاش ننویسه. همه رو در نظر بگیره. آمار وبلاگ در فیدبرنر، الکسا، گودر و حتی دیدیش اصلا مهم نیست. مهم اینه که حداقل یک نفر از پست استفاده کنه و یا لذت ببره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نامی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="پسر فهمیده - نامی" href="http://blog.frozenpla.net" target="_blank"><strong>پسر فهمیده</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">راست‌اش دقیق نمی‌دانم که «وبلاگستان» اشاره به‌چه چیزی دارد. ولی حدس می‌زنم که منظور از «وبلاگستان» مجموعه‌ی وبلاگ‌هایی است که به‌زبان فارسی نوشته می‌شوند. با این وصف، وبلاگ «پسر فهمیده» هم بخشی از وبلاگستان است. اما این بحث «وبلاگستان» برای من اولیت خاصی ندارد. چیزی که برای من اهمیت زیادی دارد، تأثیر وبلاگ بر زندگی شخصی‌ام است. من وبلاگ‌ام را دوست دارم چون زندگی‌ام را ساده‌تر کرده است. دیگر زیاد مجبور نیستم که دنبال دوستانی بگردم که با من علایق مشترک دارند؛ دیگر مجبور نیستم برای تحت تأثیر قراردادن مخاطب مراقب لحن صدا و یا لباس پوشیدن خودم باشم. ممکن است بگویید که وبلاگ از سوی دیگر باعث افت یک سری از توانایی‌های ما می‌شود. این حرف شاید درست باشد ولی واقعیت این است که ما دیگر به‌اندازه‌ی پدران‌مان به آن توانایی‌ها احتیاج نداریم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>ویدا</strong> نویسنده وبلاگ <a title="بگو زنده باد زندگی - ویدا" href="http://vivavida.wordpress.com" target="_blank"><strong>بگو زنده باد زندگی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">روز اولی که وبلاگمو راه می نداختم کمترین اطلاعات رو راجع به وب و حتی نوشتن و ارتباط برقرار کردن با افراد مجازی داشتم. شاید اصلا نمی دونستم واسه چی دارم همچین کاری می کنم . اما الان بعد از گذشت ۵ سال می بینم وبلاگنویسی منو با دنیای جدیدی آشنا کرده. امروز نه تنها از نوشتن چیزایی که تو ذهنمه توی وبلاگم لذت می برم بلکه حتی از خوندن چیزایی که دیگران تو ذهنشونه هم لذت می برم. خوشحالم که منم جزئی از این جامعه ی مجازی-حقیقی هستم . امیدوارم که تا جایی که می تونم نوشتن توی وبلاگ رو ادامه بدم و تمامی دوستانم رو نیز در کنارم داشته باشم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="هزاران نقطه" href="thousanddots.wordpress.com" target="_blank"><strong>هزاران نقطه</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بلاگ نویسی و دنیای بلاگ، خوب است چون راهی است برای ارتباط و گفت وگو، تبدیل می شود به آشنایی و شناختن و ارتباط فکر و نظر، ضروری است چون بیش از هر چیز به گفت وگو محتاجیم که از آن مدارا و تحمل زاده شود، ضروری است چون دنیای وبلاگ، آیینه ای است تمام نما از دغدغه ها، خواست ها، اندیشه ها، نگرانی ها، خواست های ذاتی و اصلی بلاگ نویسی و بلاگ داری خوب است، چون برای موفقیت به برنامه ریزی نیاز دارد، ضروری است چون دغدغه ها را هدفمند می کند، ضروری است چون از امکان گفت وگوی راحت و صمیمی و یا بدون حذف، کمتر بهره مندیم<br />
بلاگ می نویسم تا گفت وگو کنم، تا شریک فکر بجویم تا یاد بگیرم و اگر بتوانم، یاد دهم و یا بگویم، بیایید با هم یاد بگیریم و به هم، یاد بدهیم.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>فرشاد یوسفی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="آق فری و شرکا - فرشاد یوسفی" href="http://shakh.wordpress.com/" target="_blank"><strong>آق فری و شرکا</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به من گفتن در مورد وبلاگ‌نوسی دو کلوم خدمت بییندگان عزیز صوبت کنم، قبل از هر چیز تبریک می‌گم و از طرف آق فری و شرکا، دوستان وبلاگ‌نویس رو رهنمون می‌کنم به استفاده از ابزارهای جدید تولید محتوا(و عقاید و افکار خودشون&#8230;) در وبلاگستان مثل پادکست&#8230; . الان اکثر وبلاگ‌نویسان از اینترنت پرسرعت بهر‌ه‌مند هستند و دوره‌ای که با چرتکه دودی وبلاگ‌شون رو آپدیت می‌کردن گذشته؛ پس به سیستم‌های جدید تولید محتوا(و دل‌مشغولی‌ها!) بهاء بدیم و خلاصه برای برحذر شدن از رخوت در وبلاگ‌نویسی در وبلاگ‌مون تنوع به وجود بیاریم و دنبال چیزهای جدید و تازه باشیم : )</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سیّده حدیثه حسینی پور</strong> نویسنده وبلاگ <a title="Sad Eye Never Lie - سیده حدیثه حسینی پور" href="http://sad-eye-never-lie.com" target="_blank"><strong>Sad Eye Never Lie</strong></a> !</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ بهانه ای است برای خود بودن و با هم بودن!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صادق جم </strong>نویسنده وبلاگ <a title="بلاگ نوشت - صادق جم" href="http://blognevesht.com" target="_blank"><strong>بلاگ نوشت</strong></a> !</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">(خوب دل خودمم میخواد یه چیزی بگم!)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، جایگاه خود بودن من است. تنها جایی است که احساس می کنم نقاب به روی ندارم و بی هیچ زرق و برقی کاملاً خودم هستم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، خانه مجازی من است. هرقدر سایتها و وب سرویس های دیگری که در آنها عضو می شوم، مال خودم باشند، باز به هیچکدام به اندازه وبلاگم احساس تعلق ندارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، صدای من است. صدایی است که نظراتم را و عقایدم را به جهان می رساند. در این دنیای پر از بوق و کرنا وبلاگ، رسانه من است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگم را دوست می دارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسان را دوست می دارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان را دوست می دارم&#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong>هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی گرامی باد</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بعدنوشت: </strong>برای این پست خیلی زحمت کشیده بودم. اما متاسفانه یک روز قبل از فرا رسیدن ۱۶ شهریور، مطلع شدم که شوهر خاله عزیزم به رحمت خدا پیوست و مجبور شدم به یک سفر ناگهانی بروم. ترتیبی داده بودم که پست سر ساعت ۹:۳۰ روز شنبه ۱۶ شهریور ماه بطور خودکار منتشر شود، اما اینطور نشد! این بزرگترین ضد حالی بود که تابحال خوردم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از همه دوستان بخاطر مشکل پیش آمده عذر میخوام.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/#comments">38 نظر</a> </p>

<a href="http://feeds.feedburner.com/blogneveshte" target="_blank"><img title="اشتراک در خوراک" alt="Subscribe to Feed"  src="http://www.blognevesht.com/wp-content/uploads/baners/feed.gif" width="16" height="16" style='border: none; padding: 0px' /></a>
<a href="http://balatarin.com/links/submit?phase=2&
	url=http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/&title=Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی" target="_blank"><img title="ارسال به بالاترین" alt="Balatarin" src="http://www.blognevesht.com/wp-content/uploads/baners/balatarin.png" width="16" height="16" style='border: none; padding: 0px' /></a> 

<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.com">بلاگ نوشت</a> 2008 </p> ]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 8 : بابک محمودی  vs  کامیار ندیمی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff8-babakmahmoudi-kamiarnadimi/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff8-babakmahmoudi-kamiarnadimi/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 13:21:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فیس آف]]></category>

		<category><![CDATA[Face Off]]></category>

		<category><![CDATA[IT نویس]]></category>

		<category><![CDATA[آی تی نویسی]]></category>

		<category><![CDATA[الگوی وبلاگ نویسی]]></category>

		<category><![CDATA[بابک محمودی]]></category>

		<category><![CDATA[جایگاه وبلاگستان فارسی]]></category>

		<category><![CDATA[جنجال]]></category>

		<category><![CDATA[حرفه]]></category>

		<category><![CDATA[حریم خصوصی]]></category>

		<category><![CDATA[دسته بندی وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[رتبه بندی]]></category>

		<category><![CDATA[زنگوله]]></category>

		<category><![CDATA[سبک نوشتن]]></category>

		<category><![CDATA[نظرات]]></category>

		<category><![CDATA[نظرسنجی]]></category>

		<category><![CDATA[وب2]]></category>

		<category><![CDATA[وبرگر]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ نویسی]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<category><![CDATA[کامی در وب]]></category>

		<category><![CDATA[کامیار ندیمی]]></category>

		<category><![CDATA[کسب درآمد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=42</guid>
		<description><![CDATA[در آستانه اولین روز شهریور ماه، شماره دیگری از فیس آف وبلاگ نویسان ایرانی را با حضور دو ITنویس مطرح و دوست داشتنی ترتیب داده ایم.
قبل از هر چیز تشکر ویژه خود را نثار دوستانی می کنم که در تهیه این فیس آف با من همکاری داشته اند:

همکاران Face Off 8
میلاد احرامپوش: نویسنده وبلاگ روزنوشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در آستانه اولین روز شهریور ماه، شماره دیگری از فیس آف وبلاگ نویسان ایرانی را با حضور دو ITنویس مطرح و دوست داشتنی ترتیب داده ایم.</p>
<p style="text-align: justify;">قبل از هر چیز تشکر ویژه خود را نثار دوستانی می کنم که در تهیه این فیس آف با من همکاری داشته اند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>همکاران Face Off 8</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>میلاد احرامپوش:</strong> نویسنده وبلاگ <a title="روزنوشت میلاد" href="http://imilad.com/" target="_blank">روزنوشت میلاد</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff4-imilad-1fathi/" target="_blank">Face Off 4</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بامدادی: </strong>نویسنده وبلاگ <a title="بامدادی" href="http://bamdadi.com/" target="_blank">بامدادی</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff6-bamdadi-thousanddots/" target="_blank">Face Off 6</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شروین فتحی: </strong>نویسنده وبلاگ <a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff4-imilad-1fathi/" target="_blank">Face Off 4</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هزاران نقطه:</strong> نویسنده وبلاگ <a title="هزاران نقطه" href="http://thousanddots.wordpress.com/" target="_blank">هزاران نقطه</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff6-bamdadi-thousanddots/" target="_blank">Face Off 6</a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: center;"><a href="http://s3.amazonaws.com/scrnshots.com/screenshots/49288/FaceOff8.jpg"><img class="aligncenter" title="Face Off 8 : بابک محمودی  vs  کامیار ندیمی" src="http://s3.amazonaws.com/scrnshots.com/screenshots/49288/FaceOff8.jpg" alt="" width="400" height="300" /></a></p>
<p style="text-align: justify;">
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><strong>بابک محمودی</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">نویسنده وبلاگ <strong>زنگوله</strong> به آدرس <a title="زنگوله" href="http://zangoole.com/" target="_blank">www.zangoole.com</a> که خوراکش از <a title="خوراک وبلاگ زنگوله" href="http://feeds.feedburner.com/zangoole" target="_blank">این آدرس</a> قابل دسترسی است. اگر نمی دانید خوراک به چه دردی می خورد، <a title="فید (خوراک) آر اس اس چیست؟ - زنگوله" href="http://www.zangoole.com/1386/07/28/rssfeed/" target="_blank">اینجا</a> را ببینید!</p>
<p style="text-align: justify;">بابک خودش را اینطور برای خوانندگان فیس آف معرفی کرده است:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">آدمی هستم واقع گرا و منطقی ، از بچگی علاقه زیادی به کامپیوتر و گجت ها داشتم در شش سالگی اسباب بازی های محبوبم یک کومودور ۶۴ دوست داشتنی بود و یک کمد پر از سیم و لامپ و آرمیچر و از این جور چیزا&#8230;. قبلآ بیشتر در زمینه امنیت شبکه فعال بودم و در چند تا از گروه های زیرزمینی ایرانی فعالیت می‌کردم البته کلاهم از برف هم سفید‌تر بود! ولی این روز ها بیشتر وبلاگ ها و اخبار عادی را دنبال می‌کنم. احتمالآ الان تصویر ذهنی‌ای که از من ساخته‌اید یک گیک لاغر با عینک ته استکانی و پشت غوز کرده است اما بر عکس ، با اینکه خیلی از خصوصیات گیک ها را دارم خیلی از خصوصیات افراد دقیقآ نقطه‌ی مقابل گیک را هم دارم ، عاشق ورزش های Extreme  هستم و هر وقت فرصتی بیایم پارکور و ژیمناستیک تمرین می‌کنم به ورزش های رزمی هم علاقه زیادی دارم و در حال حاظر کونگ فو (Wing Chun) تمرین و تدریس می‌کنم و از زندگی لذت می‌برم.<br />
کوچیک همتون ، بابک</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;">بعضی از پستهای زنگوله عبارتند از: <a title="از ادیسون درس وبلاگ نویسی بگیرید! - زنگوله" href="http://zangoole.com/1387/05/11/learn-blogging-from-edison/" tar