<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" version="2.0">

<channel>
	<title>Face Off</title>
	
	<link>http://faceoff.blognevesht.com</link>
	<description>رو در رو با وبلاگ نویسان</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 Dec 2009 13:17:23 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
<image>
<link>http://faceoff.blognevesht.com</link>
<url>http://blognevesht.ir/faceoff/wp-content/uploads/logos/favicon.png</url>
<title>Face Off</title>
</image>
		<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/pbfaceoff" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="pbfaceoff" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><feedburner:emailServiceId xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">pbfaceoff</feedburner:emailServiceId><feedburner:feedburnerHostname xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0">http://feedburner.google.com</feedburner:feedburnerHostname><item>
		<title>Face Off 15 : اسپایدرمرد vs افیون</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Nov 2009 08:17:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off 15]]></category>
		<category><![CDATA[Opium]]></category>
		<category><![CDATA[Spidermard]]></category>
		<category><![CDATA[اسپایدرمرد]]></category>
		<category><![CDATA[افیون]]></category>
		<category><![CDATA[اوپیوم]]></category>
		<category><![CDATA[حورا]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی]]></category>
		<category><![CDATA[مینیمال نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگهای مینیمال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=177</guid>
		<description><![CDATA[طراح لوگو: میثم۳۱ مصطفی (نویسنده وبلاگ اسپایدرمرد) خب خیلی‌ها می‌دونن که اسمم مصطفی است، ۲۶ ساله و تقریبا به بیشترین چیزی که نگاه می‌کنم همین چارچوب مانیتورمه! آشنایی من با وبلاگ و وبلاگ‌نویسی سال ۸۱ بود، سال ۸۲ بود که دیدم یکی از دوست‌هام وبلاگ زده و اونجا می‌نویسه و خب من هم خیلی علاقه‌مند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/Faceoff15.jpg" alt="" width="400" height="200" /></p>
<p style="text-align: center;">طراح لوگو: <a title="ایروآی‌تی" href="http://www.iroit.ir/" target="_blank">میثم۳۱</a></p>
<blockquote><p><strong><span style="color: #0000ff;">مصطفی</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="اسپایدرمرد" href="http://spidermard.com/" target="_blank">اسپایدرمرد</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds2.feedburner.com/spidermard"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/spidermard"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/spidermard"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">خب خیلی‌ها می‌دونن که اسمم مصطفی است، ۲۶ ساله و تقریبا به بیشترین چیزی که نگاه می‌کنم همین چارچوب مانیتورمه! آشنایی من با وبلاگ و وبلاگ‌نویسی سال ۸۱ بود، سال ۸۲ بود که دیدم یکی از دوست‌هام وبلاگ زده و اونجا می‌نویسه و خب من هم خیلی علاقه‌مند شدم ولی ترس از نوشتن مانع این شد که من هم شروع کنم ولی اواخر سال ۸۲ با همون دوستم یه وبلاگ مشترک راه انداختیم و تا سال ۸۴ ادامه داشت که بخاطر ننوشتن دوستم اونجا رو ترک کردم و وبلاگ اسپایدرمرد رو تو پرشین‌بلاگ راه انداختم. (البته یه وبلاگ دیگه هم قبل از این داشتم که کاملا خصوصی می‌نوشتم و هیچ کس از اون خبر نداشت) تا اینکه سال ۸۶ به وردپرس دات کام کوچ کردم و دو سال بعد از اون به یک هاست شخصی اومدم و در زمان نگارش این مطلب وبلاگ بنده داون می‌باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">Opium:</span><span style="color: #ff0000;"> </span></strong><strong><span style="color: #ff0000;"> </span></strong></span><span style="color: #ff0000;">یعنی می خواستی بگی بلاگر قدیمی بودی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نه! :- ) ) قدیمی بودن به نظر من هیچ ارزشی نداره. فقط خواستم بگم که تو بلاگفا نبودم هیچ وقت :دی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium:</span> </span></strong><span style="color: #ff0000;">البته بلاگر های خوبی مثل من هم وجود داشتند که تو بلاگفا بلاگ داشتند :دی</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #ff0000;">حورا </span></strong></span>(نویسنده وبلاگ <a title="Opium" href="http://opium.ir" target="_blank">opium</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/opiums"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/opiums"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/opiums"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">Opium ،افیون یا همون تریاک یکی از معروف ترین مواد مخدر تو کل دنیا هست .  از ۱۲ بهمن ۸۵ افیون رو توی بلاگفا شروع کردم . برای شروع خوب بود ولی برای موندن نه. بعد از یک سال از بلاگفا به وردپرس کوچ کردم و از اونجا هم به همت نوید کاشانی عزیز صاحب دامین شخصی شدم. حالا دیگه وبلاگ من قلمرو شخصی من حساب می شه که توش احساس پیامبری می کنم برای کسایی که میان و می خونن. وبلاگمو دوست دارم ولی هیچوقت نتونستم برای نوشته هام قالب خاصی پیدا کنم، با اینکه بقیه اعتقاد دارن مینیمال می نویسم. یه چند جای دیگه هم توی وبلاگ های گروهی می نویسم مثل <a href="http://chchgom.blogspot.com/" target="_blank">این</a> و <a href="http://mamlekate.blogspot.com/" target="_blank">این</a> ولی خوب بلاگ خودم و مخصوصا <a href="http://opium.ir/music/" target="_blank">قسمت موسیقیش</a> راحت ترین جای دنیا برای نوشتنه.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حورا گفت که توی وبلاگش احساس پیامبری می‌کنه! فکر می‌کنید محدوده‌ی آزادی وبلاگ‌نویس توی وبلاگش تا کجاست؟ <a title="میلاد احرامپوش" href="http://www.imilad.com/" target="_blank">میلاد</a> در همین رابطه می‌پرسه که چقدر توی وبلاگتون خودسانسوری می‌کنید؟<br />
</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">حالا حورا یه چی گفت شما چرا جدی گرفتید : )) ولی جدا از شوخی، من علاوه بر محدودیت‌های تحمیلی از بیرون، یه سری محدودیت هم برای خودم دارم که مقداریش احترام به خواننده و مقداریش هم دلایل شخصیه به عنوان مثال مدتی پست‌هایی می نوشتم که براشون پسورد می‌ذاشتم چون دوست نداشتم همه بخونن و بعدا همه رو پاک کردم چون اکثرا تقاضای پسورد رو می‌کردن و من مجبور بودم بین خواننده‌ها فرق بذارم و این رو دوست نداشتم. البته این بحث به اون سوال من که علاقه بلاگرهای ایرانی نسبت به با اسم مستعار نوشتن هست هم مربوط میشه، در کل برای من لو رفتن هویت واقعیم باعث میشه که بعضی وقت‌ها خود سانسوری کنم تا از عواقب نوشتن بعضی چیزها در امان باشم.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">من واقعا بلاگم رو قلمرو خودم می دونم و احساس می کنم اگر کسی نیاد بلاگم حق داره ولی اگه میاد باید به من و عقایدم احترام بذاره&#8230;آزادی هر بلاگ نویس رو خودش تعیین می کنه البته این در مورد بلاگر هایی که روی سرویس های ایرانی هستند زیاد صدق نمی کنه&#8230;چون ممکنه یهو مثلا آقای شیرازی هوس کنه بلاگشون رو پاک کنه. من هم تا حدودی خود سانسوری می کنم&#8230;قبل تر ها از گفتن فحش ها هیچ ابایی نداشتم ولی حالا سعی می کنم کمتر از این کلمه ها استفاده کنم و یکم به محتوای بلاگم توجه کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد فکر می‌کنه که قدیمی بودن وبلاگ جز ارزش‌ها نیست. فکر نمی‌کنید کسی که در کار وبلاگ‌نویسی مداومت به خرج میده، کارش ارزشمنده؟ چه ویژگی‌هایی توی وبلاگ‌نویسی ارزشمندند؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">الان هم میگم قدیمی بودن ارزش نیست، یک آدم مسن هیچ وقت نمیاد بگه من نود و پنج سالمه و به این افتخار می‌کنم! بلکه به اینکه چند سال تجربه داره افتخار می‌کنه چه بسا یه جوون سی ساله اندازه یک پیرمرد هفتاد ساله تجربه داشته باشه! البته مداومت به نوشتن هم باعث تجربه و پختگی بلاگر میشه و اینکه این تجربه چقدر توی نوشته‌ها اثر بذاره ارزشمنده وگرنه داشتن یک لیست آرشیو ده ساله به نظر من افتخار محسوب نمیشه. به اعتقاد من ارزش یک وبلاگ به نوع نگارش، موضوعات انتخابی و دیدگاه بلاگر به موضوعاته.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">آره کسی که قدیمی بوده و از قدیم می نوشته و خونده می شده قابل احترامه ولی لزوما کسی که از قدیم می نوشته دلیل بر خوب بودن بلاگش نیست&#8230;مثلا بلاگستان پره از کسایی که روزانه می نویسن و از ۵ ۶ سال پیش هم اینکاروی می کنن ۱۰۰ تا کامنت هم ی خوره هر پستشون ولی واقعا نمی شه بهشون گفت بلاگر خوب&#8230; کسایی رو هم می شناسم که ۲ ۳ ماهه که اومدن تو بلاگستان و هر پستشون رو که می خونی از وقتی که گذاشتی برای خوندنشون ناراحت نمی شی.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اسپایدرمرد: <span style="color: #0000ff;"><strong>خب حورا وبلاگ تو چه بخواهی چه نخواهی جزو وبلاگ‌های مینیمال به حساب میاد، میشه بگی مینیمال یعنی چی؟ و یه وبلاگ مینیمال چه ویژگی‌هایی باید داشته باشه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">من اگه اعتراف کنم که خودمم هنوز دقیقا نمی دونم مینیمال یعنی چی خیلی بده؟ من تا حالا نتونستم به یه تعریف ثابت و مشخص برای مینیمال برسم و هیچوقتم ادعایی در مورد مینیمال نویسی نکردم&#8230;ولی در مورد چیزی که من می نویسم تو بلاگم بیشتر سعی می کنم تو جملات کوتاه منظورمو برسونم ولی توضیح کامل ندم، فهمیدن یه چیزایی رو هم بذارم به عهده ذهن خواننده&#8230; یه چیزی تو مایه های همون لقمه جویده و اینا&#8230; به نظر من بزرگترین ویژگی مینیمال نویس ها اینه که ذهنشون باید خلاق باشه و فرصت طلب باشن، از موقعیت هایی که بقیه می بینن و نمی تونن استفاده کنن بهترین استفاده رو بکنن.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>چرا مینیمال اصلا؟ مصطفی الآن فکر کنم یه ۲ سالی هست که فقط من خبر دارم که مینیمال می نویسی، خسته نشدی از نوشتن مطلب کوتاه؟ به تغییر سبک نگارش فکر کردی؟ مثلا روزانه بنویسی از کلاس یوگا و دخترای دانشگاهتون (اون موقع ها که می رفتی)&#8230; یا جدی بنویسی ، سیاسی بنویسی یا یه موضوع خاص رو دنبال کنی و اینا&#8230;</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">خب بطور کلی من آدم کم حرفی هستم، و زیاد حرف زدن رو دوست ندارم اما این دلیل مینیمال نوشتنم نیست. کلا کوتاه و مختصر نوشتن رو دوست دارم و معتقدم موضوعی که توسط یک جمله کوتاه بیان میشه خیلی راحت‌تر ذهن خواننده رو درگیر می‌کنه تا موضوعی که توسط یه متن بلند نوشته بشه، البته بعضی از موضوعات رو حتما باید بسط داد تا هدف‌شون رو نشون بدن. در مورد تغییر سبک نوشتن هم فکر کردم اما به این نتیجه رسیدم که خیلی‌ها هستن که بهتر از من می‌تونن بنویسن برای همین ترجیح میدم که وقت خواننده‌ها رو زیاد نگیرم! مخصوصا الان که استفاده از گوگل‌رید مد شده و شاید در عرض یک روز مجبور باشی صدها پست رو بخونی، بلند نوشتن یه جور ظلم به خواننده‌هاست!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>خیلی از وبلاگ‌هایی که جدید احداث می‌شن سبک مینیمال رو انتخاب می‌کنن برای نوشتن، این رو خوب می‌دونی یا بد؟ و دلیل این پدیده چی می‌تونه باشه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">من یه اعتراف دیگه هم می کنم و اون اینه که شدیدا حرصم میگیره از اینکه خیلی سعی می کنن مینیمال بنویسن&#8230; یه جورایی فکر می کنم اگر استعداد صرف نخواد تمرین می خواد&#8230;خیلی ها فکر می کنن نوشتن مینیمال سادست&#8230;حتی بین خود مینیمال نویس ها هم هستن کسایی که اینجوری فکر می کنن خوب خیلی از همین مسائل باعث شده که بقیه فکر کنن چون نمی تونیم بلند بنویسیم داریم کوتاه می نویسیم (سوال قبلی)&#8230; ولی خوب بین موج جدید مینیمال نویس ها بلاگر های خوبی هم داریم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>به بستن بلاگت فکر کردی؟خودکشی مجازی یا به اینکه بری با یه اسم دیگه بی نام و نشون بنویسی؟ اصلا بخوای بلاگ ننویسی  چیکار می کنی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد:</strong> <span style="color: #0000ff;">اصلا بهش فکر نکردم! شاید روزی بیاد که ننویسم ولی هیچ وقت تو وبلاگم نخواهم گفت که این پست آخر این وبلاگه! چون تا کلمات هستند و زمین به دور خورشید می‌چرخه سوژه هست برای نوشتن. هیچ وقت هم نمیرم جایی که بی نام و نشون بنویسم چون از صفر شروع کردن واقعا سخته. کی حاضره بعد از لیسانس گرفتن بره دوباره از دبستان شروع کنه به تحصیل؟ برای وبلاگ ننوشتن هم باید یک تونل زمان باز بشه و برگردم به زمانی که هنوز اینترنت و کامپیوترهای شخصی اختراع نشده بودند.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>جدیدا نوشتن مینیمال مخالفان زیادی پیدا کرده. و بیشتر هم اعتقاد دارن نمی‌تونیم یه پاراگراف درست حسابی بنویسیم! تو می‌تونی یه متن بلند و خوب بنویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">خیلی بی انصافیه این طرز تفکر.. من به خاطر احترامی که برای خواننده‌ام قائلم هیچوقت دلم نمی خواد مسئله ای که می شه تو یه خط توضیح داد رو بهش یه صفحه مطلب بدم تا بخونه&#8230;من روزنامه نگار بودم و تو اون مدت حداقل روزی یه مطلب ۳ پاراگرافه می نوشتم که هنوزم تو نت باید باشن. قطار کردن جمله ها پشت سر هم کاری نداره همه بلاگر ها تو مدرسه خوب انشا می نوشتن &#8230;مهم اینه که خوب بنویسی چه کوتاه چه بلند&#8230;اصلا هرکی می گه من و تو نمی تونیم بلند بنویسیم از حسودیش می گه!</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">به نظر من این نیست که جملات رو پشت هم بنویسیم و بشه یه پست بلند خوب! بعضی وقت‌ها اگر چند جمله خوب کوتاه رو پشت هم بنویسی پست قشنگی نمیشه چون ارتباط بین‌شون به خوبی برقرار نشده. ولی مثل تو این طرز فکر رو کاملا بی‌انصافانه می‌دونم، چرا که هیچ کس نمیاد از مولانا و حافظ انتقاد کنه که چرا همش شعر گفتن و داستان ننوشتن!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium:<span style="color: #ff0000;"> </span></span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>فرض و بر این بذاریم که یه رسانه دولتی یا یه رسانه خارجی بیان بهت یه پولی بدن و بهت بگن که هر روز مثلا ۳ تا پست مینیمال با موضوعی که ما بهت میگیم بنویس با جهتگیری که ما می خوایم&#8230;پولشم خوب باشه ها&#8230;قبول می کنی؟ اصلا به نظرت ممکن هست چنین چیزی؟ </strong>(اسمایلی تقلب از رو دست مهران تو <a title="Face Off 14 : مهران بوالحسنی vs علیرضا سرابچی  " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/" target="_blank">فیس آف قبلی</a>)</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">کی از پول بدش میاد؟ بله همچین چیزی واقعا هست ولی تو ایران هنوز جا نیفتاده به نظرم اما تو خارج طبق شنیده‌هام هستن وبلاگ‌هایی که پول می‌گیرن تا در مورد موضوعی بنویسن. من قطعا از این کار استقبال می‌کنم البته به شرطی که اون موضوع طبق دیدگاه خودم باشه و خلاف عقیده‌ام نباشه. چون یه معلم داشتیم که می‌گفت قلم مقدسه، برای همین هیچ وقت ته مدادهام رو نمی‌جویدم!</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:</strong> <span style="color: #ff0000;">منظور من این بود که اگر طرز فکر اونا با طرز فکر تو یکی نبود&#8230;مثلا یه روز کیهان چنین پیشنهادی بهت بده قبول می کنی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">هیهات من الذله و اینا</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>ما جفت‌مون از توییتر استفاده می‌کنیم و اکثر پست‌هامون هم توی توییتر جا میشه! به نظرت توییتر آفت روزانه نویسی و مخصوصا مینیمال نیست؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:</strong> <span style="color: #ff0000;">اون موقع ها که توئیتر نبود من روزی ۴-۵ تا پست هم می نوشتم&#8230; مثلا اینکه فلان آهنگ مثل زندگی کردن می مونه ولی حالا اینا رو توئیت میکنم و بیشتر تمرکزم رو گذاشتم رو اتفاقات مهم&#8230; واسه پستام فکر می کنم و وقت می ذارم ولی خوب یه موقع هایی هم داشبوردت بالا نمیاد یا جو گرفتت و اینا پستاتو توئیت می کنی بعد یه هفته هیچی نداری تو بلاگت بنویسی&#8230; ولی اعتراف می کنم خیلی از پست های خوبم زاییده ی جو حاکم توی توئیتر بوده</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">خب من چند موردی تو وبلاگت دیدم که کاملا پستت خصوصی بوده و کسی که تو رو از نزدیک نشناسه اون پست رو نمی فهمه، چی میشه که این حسب حال‌ها رو تو توییتر نمی‌نویسی و تو وبلاگت می‌نویسی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">خوب توی توئیتر اولا من حورا ام..دوما اینکه چیزایی که می خوام بهشون خیلی اهمیت بدم توی بلاگم می نویسم&#8230;چیزایی که دلم می خواد خونده بشن، دلم نمی خواد که هرز برن بین ۱۰۰ تا توئیت روزانه&#8230;به هر حال من تو بلاگم یه سری خواننده ثابت دارم که پست هامو حالا از گودر یا از خود بلاگ پیگیری می کنن و خوب می تونم مطمئن باشم که ۱۰ نفر حداقل میان پستمو می خونن و این پست یه اهمیتی بهش داده می شه&#8230; ولی خیلی اوقات توئیت ها مهم نمی شن&#8230;توجه لازم بهشون نمی شه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>فکر کن یه دوست داری که اومده ازت پرسیده افیون کیه؟&#8230;بخوای منو توصیف کنی براش چی میگی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">حورا رو اولین بار پارسال تو نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال دیدم، البته قبلش وبلاگش رو می‌خوندم ولی بخاطر توییتر و فرندفید باهاش بیشتر آشنا شدم. خیلی سعی داره اون عرفی که برای زن‌ها تو جامعه شکل گرفته رو تغییر بده و به نظر من اسم وبلاگش هم به همین خاطر گذاشته اپیوم. و آخرین توصیفی که می‌تونم ازش بکنم اینه که اگه تو مسابقه بیست سوالی بعد از سوال‌های: جانداره – تو جیب جا میشه – وبلاگ‌نویسه؟ می‌تونی قاطعانه جواب بدی: اپیوم<br />
( البته هیچ وقت بهش نمی‌گم که در حد اسلحه ژ-۳ لگد می‌زنی :دی)</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:</strong> <span style="color: #ff0000;">کوچولو خودتی :دی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">خب همون چیزهایی که گفته بودی رو گفتم حالا اون پنج تومنی که گفته بودی رو کی میدی بهم؟ :دی</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>اکثر بلاگرهای ایرانی با اسم مستعار می‌نویسن، و حتی خانواده‌شون هم نمی‌دونن که صاحب وبلاگ هستن! در مورد تو چطور؟ تو فامیل، محل کار، بین دوست‌ها می‌دونن که نویسنده وبلاگ افیون هستی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">منم تا قبل از اینکه بیام فرندفید و رابطه مجازیم رو واقعی کنم افیون بودم&#8230; بعد چند تا سوتی باعث شد که اسم و فامیلم لو بره و &#8230; بماند! معمولا حالا بچه ها منو به اسم خودم صدا می زنن ولی خوب توی دنیای واقعی کمتر کسی می دونه که من بلاگ دارم و ترجیح هم می دم که ندونن هم برای خودشون بهتره هم من راحت ترم!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>یکم تخصصی تر بحث کنیم؟ از بلاگستان فارسی و فضای مجازی فارسی (فرندفید ، توئیتر، گودر و &#8230;) راضی هستی؟ خوبی هاش، بدی هاش، کمبود هاش&#8230;</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">این بحث خیلی مفصله و میشه خیلی چیزها بهش گفت. محتوای فارسی با محتوای زبانی مثل انگلیسی قطعا فرق داره به عنوان مثال همین فرندفید که خیلی‌ها اعتقاد دارن جای چت روم‌های یاهو رو گرفته باشه اما باید دید چرا؟ به نظر من این بر می‌گرده به فرهنگ ما ایرانی‌ها که محدودیت‌ها زیادی رو داریم به عنوان مثال تو به عنوان یه دختر هیچ وقت شاید نتونی تو یه مکان عمومی از ته دل بخندی ولی تو همین فضای مجازی تو می‌تونی تعداد پرانتزهای اسمایلی : )) رو تا عرش خدا ادامه بدی و هیچ کس بهت نگه دختره‌ی جلف! و بذار یک مثال دیگه بزنم الان اکثرا قبول داریم که تو زندگی تحت فشاریم و خیلی دغدغه‌های زیادی داریم که فکرمون رو مشغول کرده برای همین وقتی وارد این دنیای مجازی می‌شیم سعی می‌کنیم این غم و دغدغه‌ها رو هر چند برای مدت کوتاهی کنار بذاریم و یه مقدار انرژی کسب کنیم برای تحمل همون دغدغه‌ها. ولی یه خارجی که دغدغه کمتری نسبت به ما داره هزاران راه براش آزاده که خودش رو از دست این دغدغه‌ها آزاد کنه و وقتی این کار رو کرد برای تولید محتوای نسبتا مفید وارد اینترنت میشه. پس نمی‌تونم ناراضی باشم چون به کلیه کاربرهای فضای مجازی فارسی حق میدم برای چنین رفتاری&#8230; خب می‌تونیم برگردیم تقریبا به پنج ماه پیش&#8230; یادته چه نوع استفاده‌هایی از توییتر و فرندفید و گودر می‌کردیم؟ این یعنی می‌دونیم و می‌تونیم هر چیزی رو به نحو احسن استفاده کنیم ولی بخاطر خیلی چیزها «مجبوریم» که این طوری که هست باشیم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد: </span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>اگه بلاگی نداشتی و یا اینترنتی وجود نداشت، چکار می‌کردی؟ یعنی این دنیای مجازی جایگزین چی شد تو زندگیت؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium: </strong><span style="color: #ff0000;">دنیای مجازی جایگزین دنیای واقعی شده دیگه الآن برای من دوستام اکثرا اهل اینترنت هستن و بلاگ نویسن&#8230; تفریحم هم خوندن بلاگشون یا نهایتا بیرون رفتن و حرف زدن با همین آدم های مجازی هست &#8230;راستش اگر اینترنت نبود نمی دونم شاید یه آدم منزوی می شدم و با کسی حرف نمی زدم .. مطمئننا اگر بلاگ نبود افیونی که الآن با این روحیات می شناسی نبودم</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>معیار هات برای یک وبلاگ خوب یا یک بلاگر خوب بودن چیه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد: </strong><span style="color: #0000ff;">دیگه قرار نشد سوال سخت بپرسی دیگه! به نظرم وبلاگ خوب کاملا نسبیه، و بستگی داره به اینکه مثلا موضوعاتش مورد علاقه من باشه یا نه! مثلا اگه یه وبلاگی بیاد درباره فیزیک هسته‌ای یک پست خیلی علمی و در حد مقاله بنویسه چون من نمی‌فهم نمی‌تونم بگم خوب بود یا نه! ولی معیارهای خودم اینه موضوعات رو جوری بیان کنه که تو ذهنم بمونه و جای برای فکر کردن من بذاره و بطوری که بعد از خوندن اون وبلاگ یه آفرین ته ذهنم نقش ببنده.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">اسپایدرمرد:<span style="color: #0000ff;"><strong> </strong></span></span></span><span style="color: #0000ff;"><strong>اگر بخواهی من رو به یه نفر معرفی کنی چی میگی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>Opium:<span style="color: #ff0000;"> </span></strong><span style="color: #ff0000;">اسپایدر&#8221;مرد&#8221; تاکید می کنم مرد! مجرد&#8230;خوشتیپ&#8230;مهندس&#8230;بداخلاق&#8230;گاهی انقدر حرص می خوری از دستش که مجبور می شی جلوی همه با لگد بکوبی تو رباط صلیبی پاش&#8230; گاهی هم انقدر مهربون که باورت نمی شه. یکی از ۵ مینیمال نویس برتری که می شناسم و همینطور یکی از ۵ آدم دوست داشتنی که دوست داشتم باهاش دوست بودم&#8230;اگر وبلاگ و اینترنت وجود نداشت&#8230;نویسنده می شد&#8230;و اگر ۵۰۰ سال پیش به دنیا می اومد حتما شاعر می شد.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">Opium: </span></span><span style="color: #ff0000;"><strong>چرا انقدر آنتی زن آنتی دختر می نویسی؟ مثلا  همین کلمه اسپایدرمرد خودش نشون دهنده یه حس ضد دختر توی توئه!</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اسپایدرمرد:<span style="color: #0000ff;"> </span></strong><span style="color: #0000ff;">الان اگه اسمم رو می‌ذاشتم اسپایدرزن می‌شدم یک مدافع حقوق و فعال زنان؟ این فقط یه اسمه همینطور که تو اسم وبلاگت رو گذاشتی افیون، ولی چند تا پست تا حالا درباره مخدر و این جور چیزها نوشتی؟ آیا تو یه کراکی هستی که اسم وبلاگت رو گذاشتی افیون؟ درکل ضدزن هیچ وقت نخواهم نوشت، اگر می‌بینی چیزی نوشتم که علیه‌ زن‌هاست بخاطر چیزیه که دارم تو اجتماع می‌بینم و نه خصومت با زن‌ها. در ثانی این همه وبلاگ که نویسنده دختر دارند چندتاشون به نفع مردان نوشتند که من به نفع زنان بنویسم؟ وقتی حادثه‌ای برای یک بلاگر زن اتفاق می‌افته، فورا توسط همین وبلاگ‌های فمنیستی تبدیل میشه به یه بمب! ولی اگه همین اتفاق برای یه بلاگر که از بد روزگار بصورت مرد آفریده شده بی‌افته همون وبلاگ‌ها سکوت خواهند کرد و چیزی نخواهند نوشت. البته این رو پنهان نمی‌کنم که با اکثر فمنیست‌های ایرانی مشکل دارم. خلاصه من این سوال رو که با زیرکی به عنوان آخرین سوال مطرح شده تا من کمی علیه فمنیسم غر بزنم و باعث ریزش آرای من بشه رو محکوم می‌کنم و تو فکر می‌کنی با طرح این سوالات روحیه من چیز میشه؟ <img src='http://faceoff.blognevesht.com/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' />  برای تکمیل جواب لازم می‌دونم این رو هم اضافه کنم که من به هیچ‌وجه ضد زن نمی‌نویسم. شاید بشه گفت که علیه مرد نمی‌نویسم! ( هر چند خیلی از پست‌هام علیه مردها بوده)</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نظرسنجی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف پانزدهم را بیشتر می پسندید؟ و…</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 15 را انتخاب کنید و به ما بگوئید که با کدام وبلاگ نویس بیشتر حال کرده اید!؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/2352191.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/2352191/" >View Poll</a></noscript></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی:</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff15result1.jpg" alt="" width="226" height="196" /></strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff15result2.jpg" alt="" width="550" height="97" /><br />
</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p><span> </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="text-decoration: underline;">تشکریجات</span>:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong> </strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">از<strong> <a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a></strong></span></span><span><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">،</span></span></span><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong> </strong><a title="زنگوله" href="http://zangoole.com/" target="_blank"><strong>بابک محمودی</strong></a>، <a title="کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/" target="_blank"><strong>آرش کمانگیر</strong></a>، <a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank"><strong>فواد</strong></a> و <a title="از زندگی" href="http://blog.ahmadnia.net/" target="_blank"><strong>شیرین احمدنیا</strong></a>، <strong><a title="برساحل سلامت" href="http://smto.ir" target="_blank">سمیه توحیدلو</a></strong>، <a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com/" target="_blank"><strong>کاپیتان</strong></a>، <a title="آق فری و شرکا" href="http://shakh.wordpress.com/" target="_blank"><strong>فرشاد یوسفی</strong></a>، <a title="روزنوشت میلاد" href="http://imilad.com/" target="_blank"><strong>میلاد احرامپوش</strong></a>، <a title="JOZEPH" href="http://www.jozeph.blogfa.com/" target="_blank"><strong>جوزف</strong></a>،<a title="زهرا" href="http://www.zahra-hb.com/" target="_blank"><strong> زهرا اچ‌بی</strong></a>، <a title="بامدادی" href="http://www.bamdadi.com/" target="_blank"><strong>بامدادی</strong></a> و <a href="http://m.bolhasani.com/" target="_blank"><strong>مهران بوالحسنی</strong></a> بخاطر کمک‌هایی که برای برگزاری به فیس‌آف پانزدهم کردند صمیمانه سپاسگزارم.<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/faceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://apps.facebook.com/blognetworks/blog/face_off/"><img title="فیس آف در شبکه وبلاگهای فیس بوک" src="../wp-content/uploads/logos/facebook-networkbloged.png" alt="" width="147" height="21" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=16611873147"><img title="گروه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="../wp-content/uploads/logos/faceoff-group.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/pages/Persian-Bloggers-FACE-OFF/47748617274"><img title="صفحه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="../wp-content/uploads/logos/faceoff-page.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/#comments">57 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2009 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff15-spidermard-opium/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>57</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 14 : مهران بوالحسنی vs علیرضا سرابچی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 07:21:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off 14]]></category>
		<category><![CDATA[رادیکال دو]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا رادیکال 2]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا سرابچی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس آف 14]]></category>
		<category><![CDATA[مهران بوالحسنی]]></category>
		<category><![CDATA[مهران نسخه 17]]></category>
		<category><![CDATA[مهران ورژن 17]]></category>
		<category><![CDATA[نسخه هفدهم]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[ورژن 17]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=161</guid>
		<description><![CDATA[این نخستین فیس آفی است که بین وبلاگ نویسان فارسی زبان در نهمین سال فعالیت بلاگستان فارسی برگزار می شود. از علیرضا سرابچی و مهران بوالحسنی خواستیم تا از همدیگر سوال بپرسند و به سوالات همدیگر پاسخ دهند. اما قبل از آن بیشتر با این دو بلاگر آشنا شویم: مهران بوالحسنی (نویسنده وبلاگ نسخه هفدهم) [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نخستین فیس آفی است که بین وبلاگ نویسان فارسی زبان در نهمین سال فعالیت بلاگستان فارسی برگزار می شود. از علیرضا سرابچی و مهران بوالحسنی خواستیم تا از همدیگر سوال بپرسند و به سوالات همدیگر پاسخ دهند. اما قبل از آن بیشتر با این دو بلاگر آشنا شویم:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">مهران بوالحسنی</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">نسخه هفدهم</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/Version17"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/version17"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/mehran751"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پونزده مهر دوسال پیش شروع کردم وبلاگ‌نوشتن. از لحاظ فنی که اول رو <a title="WordPress" href="http://wordpress.com" target="_blank">وردپرس.کام</a> بودم. بعد از سه‌ماه، جو دامین شخصی من رو هم گرفت و منتقل شدم رو دامین و هاست شخصی (<a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">+</a>). از اون به بعد هم همین‌جا موندم تا ببینیم بعد خدا چی می‌خواد و کجا باس بریم. از لحاظ غیرفنی هم که اون اوایل تقریبا نوع و جهت اصلی نوشتن معلوم نبود. تقریبا یه چیزی تو مایه‌هایِ وبلاگ‌های «عکس، دانلود موسیقی، والپیپر، رمز بازی‌ها» و اینا بودم؛ البته بیشتر مطالب آی‌تی می‌چربید به کل مطالب. بعد از یه مدت به کل آی‌تی‌نویسی رو تو <a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">نسخه هفدهم</a> قط کردم و توی <a title="پارسیش" href="http://parsish.com/" target="_blank">پارسیش</a> شروع کردم نوشتن. که مدت زیادی هم هست که اونجا هم ننوشتم. الان هم <a title="نسخه هفدهم" href="http://version17.com/" target="_blank">نسخه هفدهم</a> روزانه‌نویسی‌ه بیشتر و جدیداً هم مطالبی در مورد طراحی وب.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">علیرضا سرابچی</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="رادیکال دو" href="http://www.radikal2.com/" target="_blank">رادیکال دو</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/radikal2"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/alirezadot"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/alirezadot"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا هستم متولد ۱۳۶۸ ساکن تهران به اجبار و از روی علاقه مشغول تحصیل در رشته مهندسی نرم‌افزار، کمی از طراحی وب و برنامه نویسی و این چیزا سر در میارم و علاقه زیادی به اینترنت و زبان‌های برنامه نویسی تحت وب دارم، فکر کنم حدوده ۴-۵ سالی میشه که وبلاگ <a title="رادیکال دو" href="http://www.radikal2.com/" target="_blank">رادیکال دو</a> رو مینویسم، علاقه شدیدی به کامپیوتر دارم چون با روحیه من خیلی سازگاره و بدون تکون خوردن از جام میتونم خیلی سریع کارهای زیادی رو انجام بدم، توی زندگیم هیچ چیزی به غیر از کامپیوتر و اینترنت وجود نداره&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="Face Off 14 :مهران بوالحسنی vs علیرضا سرابچی" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff14.jpg" alt="" width="417" height="228" /></p>
<p style="text-align: center;">طراح لوگو: <strong><a title="Sober" href="http://sober.ir" target="_blank">حدیث</a></strong></p>
<p style="text-align: center;">
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>کاری به این ندارم که چطور شد که وبلاگ‌نویس شدی یا اصن برای چی تصمیم گرفتی که وبلاگ بنویسی؛ سوالم اینه که چرا وبلاگ نمی‌نویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا:</strong> <span style="color: #ff0000;">من اونو &#8220;مینویسی&#8221; خوندم دو ساعت به اون جواب دادم، کاش مثل این سوال‌های دوم دبیرستان زیر نمی‌نویسی خط میکشیدی که بهش توجه بیشتری بشه، به هرحال بازم فک کنم باید جواب همون چرا وبلاگ مینویسی رو بدم تا جواب این هم باشه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">نمیدونم چرا وبلاگ مینویسم، یعنی اولش که شروع کردم با یک هدفی شروع کردم ولی الان دیگه هدفی ندارم، شاید مینویسم که بگم منم بلدم، شاید دوست دارم چیزهایی که بلدم رو به بقیه یاد بدم، شاید از نوشتن خوشم میاد، شاید از داشتن وبلاگ خوشم میاد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">اگر همه اینها و یک سری چیز‌های دیگه نبود وبلاگ نمی‌نوشتم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <strong><span style="color: #ff0000;">اولین روزی که تصمیم گرفتی وبلاگ بنویسی با خودت چی فکر کردی؟ اصلا چی شد که وارد این کار شدی؟ وبلاگ‌های بقیه رو خوندی و گفتی من هم وبلاگ بنویسم یا یهو زد به سرت که یه وبلاگ بسازی و بعد کار به جاهای باریک کشید؟ اصلا میدونستی وبلاگ چیه؟</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران:</strong> <span style="color: #0000ff;">خب از حدود سه‌سال قبل من به طور جدی وبلاگ می‌خوندم. این به‌طور جدی هم یعنی اینکه وقتی به ایتترنت کانکت می‌شدم، اولین کاری که می‌کردم شروع می‌کردم وبلاگ‌خونی. خب اون موقع هنوز گوگل‌ریدری وجود نداشت و استفاده از آراس‌اس فید، اینطوری که الان هست رایج نشده بود. به همین خاطر وقتِ بیشتر صرف خوندن وبلاگ‌ها صرف میشد. خب به هر حال وبلاگ خوندن بی‌تاثیر نبود تو نوشتن وبلاگ. همون اوایل چون علاقه‌ی خیلی شدیدتری به آی‌تی داشتم، احساس می‌کردم می‌تونم مقداری مفید باشم؛ اینطوری بود که اولین و تا این لحظه تنها وبلاگم رو برپایه‌ی آی‌تی‌نویسی ساختم. که خب بعداً کلا ماهیت و شیوه‌ی نوشتنم خیلی تغییر کرد.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"> </span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <strong><span style="color: #0000ff;">خب تو قبلا مدت زیادی بلاگر بودی و چند وقتیه که اومدی رو دامین شخصی و وردپرس. خب کار خوبی کردی ولی به نظرت چرا یه مدتی‌ه که تعداد آدمایی که دوس دارن بیان رو دامین شخصی زیاد شده؟ می‌تونی جواب ندی!</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">خب معمولا ما دوست داریم همه چیز شخصی برای خودمون باشه، معمولا هم بقیه به آدرس‌هایی که روی دامین‌های سرویس‌های وبلاگ‌دهی هستش یجور دیگه و با پیش‌داوری نگاه میکنن، انگار یه چیزی کمتر دارن یا نمیتونن مثل یک وبلاگی که دامین شخصی داره بنویسن، جدا از اینها دامین شخصی یه کلاسه دیگه‌ای داره&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <strong><span style="color: #ff0000;">هرچی باشه بالاخره وبلاگ‌نویس شناخته شده و با سابقه‌ای هستی و تو جامعه‌های مجازی هم طرفدارایی برای خودت دست و پا کردی و حسابی اهم و اوهومی داری برای خودت، وقتی از خونه میری بیرون هم به این فکر میکنی که من مهران۷۵۱ هستم و فلان و بیسار و انتظار داری که یروز یکی بشناستت و بیاد جلو بگه آقا مهران شمایی؟ من هر روز وبلاگ شمارو میخونم، خیلی باحال مینویسی!</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;"> <img src='http://faceoff.blognevesht.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ) عجب سوالی. راست‌ش نه. چون معمولا دوست دارم و سعی می‌کنم زندگی آنلاین‌م ربطی به بخش آفلاین زندگی‌م پیدا نکنه. یعنی مثلاً اگه روزی بر فرض محال همچین اتفاقی که گفتی بی‌افته، شاید فقط به یه «مچکرم» ختم‌ش کنم داستان رو و چندان خوشحال هم نشم. البته آدم تا تو موقعیتش قرار نگیره نمی‌تونه نظر بذه ولی خب احساس می‌کنم چندان خوشحال نشم. بعد اون قسمتِ «تو جامعه‌های مجازی هم طرفدارایی برای خودت دست و پا کردی» رو درک نمی‌کنم :دی</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>تا حالا تو دعوای وبلاگی‌یی نقش داشتی؟ مثلا یکی از طرفین دعوا باشی؟ اصلا از دعوا خوشت میاد یا چی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">کلا زیاد ارتباط وبلاگی ندارم که شانس شرکت کردن تو یک دعوای وبلاگی رو هم داشته باشم یا بخوام دعوا راه بندازم، خودم هم حوصله بحث کردن با بقیه رو ندارم و معمولا تو کاره کسی دخالت نمیکنم، نمیدونم هم در مورد چیه پی‌اچ‌پی یا سی اس‌اس میشه با بقیه دعوا کرد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>از اولین روزی که وبلاگ مینویسی چیا برات تغییر کرده؟ سبک نوشتنت؟ طرز تفکرت؟ بیشتر ملاحضه خواننده رو میکنی یا هرچی دوست داری مینویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">خب خیلی چیزا تغییر کرده. مسلما نوع(و نگارش) نوشتنم خیلی تغییر کرده. یعنی الان اگه بعضی موقع‌ها که آرشیو مثلا یک‌سال پیشم رو می‌خونم، از مدل نوشتن اون موقع‌م خندم می‌گیره. ولی طرز تفکرم فکر نمی‌کنم چندان تغییری کرده باشه، شاید نوع بیان این طرز تفکر کمی تغییر کرده باشه، ولی تفکرم همونی‌ه که دوسال پیش بود، هست و احتمالا خواهد بود. من به یه سری چیزا پایبندم، یعنی یه سری حد و مرز واسه خودم تو نوشتن تعیین کردم و سعی می‌کنم که توی اون محدوده بنویسم و توی اون چارچوب هرچی دوست دارم می‌نویسم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>تا چه حد حاضری برای آنلاین بودن(وبلاگ و فرندفید و گودر و اینا) جلو خانواده وایستی؟ مثلا یه مهمونی رو نری، یا مهمون داشته باشین و نری پیش مهمونا</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">معمولا خانواده برای خلاص شدن از دست من خودشون شرایط آنلاین بودن من رو فراهم میکنن، ذاتا هم آدم اجتماعی نیستم و همیشه تمام سعیم رو میکنم که توی جمع‌های خانوادگی ظاهر نشم، ولی تا حالا نشده بخاطر آنلاین بودن جلوی خانواده ایستادگی کنم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا:<span style="color: #ff0000;"><strong> بیشتر عاشق وبلاگت هستی یا عاشق کامپیوتر؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">چه سخته جواب دادن به این. خب وبلاگم رو دوس دارم، ولی بالطبع اگه کامپیوتر نبود وبلاگی هم نبود، بعد نکته‌ی دیگه هم اینکه حالا برفرض اگه یه روزی وبلاگ هم نبود میشه یه‌جوری با توییتر و فرندفید و گودر و اینا جای خالی‌ش رو پر کرد ولی مطمئنا جای کامپیوتر رو هیچ‌چیزی نمی‌تونه بگیره. زندگی بدون کامپیوتر دیوانه‌کننده‌ست.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>کلا به ترک دنیای مجازی فکر کردی تا حالا؟ اصن به‌نظرت این کار لوس‌بازی هست یا نه؟ خواهشاً یه‌مقدار طولانی جواب بده، که کلاس فیس‌اف بره بالا</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">هر روز، لوس بازیه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>چه سبک وبلاگی رو دوست داری؟ شخصی؟ آی‌تی؟ قاطی پاتی؟ گروهی؟ ادبی-هنری؟ یا چی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">راستش نمی‌تونم فقط سبک خاصی از وبلاگ‌ها رو دوست داشته باشم. هم بعضی از وبلاگ‌های هنری خوبن هم شخصی و هم به قول تو قاطی‌پاطی. در مورد وبلاگ‌های آی‌تی هم رک بگم که درحال حاضر وبلاگِ آی‌تی‌یی که بشه گفت دوست‌ش دارم شاید خیلی کم باشه. الان جز یکی دوتا وبلاگ، به جرات می‌تونم بگم بقیه‌ی وبلاگ‌های آی‌تی فارسی مطالب خیلی خیلی سطحی و بی‌ارزش می‌نویسن. اما خب «بودن» وبلاگ‌های آی‌تی که واقعا دوست‌شون داشتم. مثلا آپدیت‌بلاگِ رضا مقدری رو واقعا دوست داشتم، چون هم نگارش عالی و روونی داشت و هم مطالب خیلی خوب و دسته اولی می‌نوشت؛ اون هم که متاسفانه مثل اینکه نمی‌خواد بنویسه. وبلاگ گروهی هم به نظر من تو ایران معنای خاصی نداره.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>فک کن مثلا من بهت بگم که n تومن بهت میدم، وبلاگ‌ت رو می‌خرم؛ بعد در ماه هم یه میزان حقوقی بهت میدم که هفته‌ی چندتا مطلب بنویسی و تو نوشتن مطالب هم اجبار وجود داشته باشه. راضی به این معامله خواهی بود؟ یعنی مثلا این‌جوری هم می‌تونم بپرسم سوالم رو که، اگه پول بگیری و زیردست کس دیگه‌ای باشی انگیزه‌ت بیشتر خواهد بود یا همینجوری که الان هست؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">فکر نکنم پول  و زور انگیزم رو بیشتر بکنه ولی بخاطر مسئولیتی که روی دوشم میذاره صد در صد فعالیتم بیشتر میشه، ولی حاضر نیستم هیچ وقت وبلاگ خودم رو بفروشم و به دستور کسه دیگه ای و به سلیقه اون طرف توش بنویسم، ولی اگه در مقابل وبلاگ نویسی توی وبلاگ دیگه‌ای بهم پول بدن قبول میکنم، البته اگر نخوان که نوشته‌های تبلیغاتی بنویسم و چیز‌هارو اونطوری که نیست طبق نظر اونها تغییر بدم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>آرزو خاصی داری که یه روز تو وبلاگت راجب یه واقعه خاصی بنویسی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">دارم و داشتم. آرزو داشتم یه زمان، در مورد رئیس‌جمهور شدن مهندس موسوی بنویسم؛ شاید می‌شد سلسله مطالب؛ که نشد متاسفانه! و اینکه روزی در مورد شرکت کردنم تو کنسرت لینکین‌پارک بنویسم. واقعا یکی از آرزوهام‌ه این.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>خب مسلماً وبلاگ تو یه وبلاگ تخصصی‌ه؛ خود من هم تا حالا زیاد پیش اومده که از مطالب‌ت استفاده کردم،‌دستت هم درد نکنه. ولی تا حالا شده به این فکر کنی که مثلا دیگه از امروز تخصصی ننویسم و شروع کنم روزانه‌نویسی و عمومی‌نویسی؟ اصلاً لازم می‌بینی همچین کاریو؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">مسلما هر انسانی از تکرار خسته میشه و بعضی اوقات به سرش میزنه که کاره دیگه‌ای بکنه، من هم چند بار همچین کاری رو کردم بیشتر زمانی که توی بلاگر مینوشتم، ولی حالا دیگه به همچین چیزی فکر نمیکنم و ترجیح میدم که کاری که بهتر بلدم را انجام بدم، بعضی وقت‌ها هم توی وبلاگ‌های دیگه افکرام رو بیان میکنم و معمولا وقتی بعد از چند وقت میخونمشون حالم از خودم بهم میخوره و همشون رو پاک میکنم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>به نظرت اگه تقلب نشه آخر این نظرسنجی کی برنده میشه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">هیشکی. من و تو واسه برنده شدن ساخته نشدیم <img src='http://faceoff.blognevesht.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>اگه بخوای پنج‌تا چیز رو از زندگی‌ت حذف کنی، اون پنج‌تا چیز چیائن؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">زیاد چیزی ندارم که بخوام ۵تاش رو هم حذف کنم، بیشتر اخلاق‌ها و رفتار‌هایی دارم که دوست دارم تغییر کنن، ولی از چیز‌هایی که توی زندگیم هستن دوست دارم یک دانشگاه رو حذف کنم، دوم یه سری از آدمها، سوم ۵-۶ کیلو اضافه وزن دارم که اگر نباشن خیلی خوب میشه دیگه چیزی به ذهنم نمیاد&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا:<span style="color: #ff0000;"><strong> به نظرت یه وبلاگ نویس برای چی و به چه امیدی باید وبلاگ بنویسه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">این یه چیز شخصی‌ه کاملا. اصولا وبلاگ‌نویسا چند مدلن. مثلا یه عده هستن که وبلاگ‌شون کلا پرایوت‌ه حالا یا خود وبلاگ یا مثلا پست‌هاشون رمز داره؛ یعنی اینکه یا نمی‌خوان کسی وبلاگ‌شون رو بخونه یا عده‌ای خاص. خب اینجور آدما معمولا برای خودشون وبلاگ می‌نویسن و چندان مخاطب براشون مهم نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یه عده هم (که اکثر وبلاگ‌نویسا این مدلی‌ن) خیلی معمولی‌ن یعنی صرفا برای مخاطب مطلب نمی‌نویسن ولی داشتن مخاطب هم براشون مهم‌ه. </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> اما یه مدل هم هستن که صرفا و صرفا برای مخاطب می‌نویسن؛ هرچی مخاطب خوشش بیاد اونا هم همون رو می‌نویسن و تمام‌ن سعی در جذب مخاطب دارن. که خب من شیوه دوم رو بیشتر می‌پسندم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران: <span style="color: #0000ff;"><strong>کدوم وبلاگ‌نویسایی که تا حالا ندیدی رو دوست داری ببینی؟ ایرانی و غیرایرانی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">زیاد علاقه‌ای ندارم کسی رو ببینم، بیشتر دوست دارم این وبلاگ نویسم‌های معروف خارجی رو یروز از دور نگاه کنم ببینم چه جوری زندگی میکنن، یکی هم میخوام اینی که وبلاگ رسمی گوگل رو مینوسه و اسمش A Googler هست رو بدونم کیه&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا:<span style="color: #ff0000;"><strong> به نظرت فضای وب در ایران آینده‌ی خوب یا بدی رو در پیش داره؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">از موقعیتی که الان درش هستیم و ظاهر امر، به نظر من خیلی بد. چون از یه طرف داره روز به روز محدودیت‌های دسترسی از طرف دولت و مخبرات بیشتر میشه. از طرف دیگه هم آدم‌های جدیدالورود از نظر من درکِ درستی از رابطه‌ها و عرف‌های حاکم بر فضای وبِ ایرانی رو درک نکردن. ولی خب اگه بخوایم از لحاظ امکاناتی که وب در اختیار کاربرا قرار میده بگیم، که مسلما آینده‌ی خیلی خیلی بهتری رو در پیش داره.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهران:<span style="color: #0000ff;"><strong> چند ساعت در روز آنلاینی؟ چند ساعت خوابی؟ و چند ساعت احیاناً درس می‌خونی؟ همین</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا: </strong><span style="color: #ff0000;">معمولا ۱۵-۱۶ ساعت آنلاینم، ۶-۸ ساعت میخوابم، درس هم معمولا شب امتحان یکی دو ساعت نگاهی میکنم&#8230;</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>به نظرت توی فضای وب فارسی رابطه حاکمه یا ضابطه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران:<span style="color: #0000ff;"> </span></strong><span style="color: #0000ff;">البته دوست ندارم این مدلی نگاه کنم کلاً، ولی خب به‌نطرم «رابطه‌ها» قدرت بیشتری دارن تا «ضابطه». خیلی راجع به این موضوع توی وبلاگستان و جاهای دیگه وب بحث شده، یه عده میگن که نه، رابطه‌ای وجود نداره ولی یه سری دیگه هم مصر هستن که بگن که قدرت تو وبِ فارسی دست کسایی‌ه که رابطه‌های بهتری دارن.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">علیرضا: <span style="color: #ff0000;"><strong>دوست داشتی جای کدوم وبلاگ نویس باشی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مهران: </strong><span style="color: #0000ff;">هیشکی؛ فکر می‌کنم خودِ مهران بوالحسنی باشم خیلی بهتر باشه <img src='http://faceoff.blognevesht.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;"><strong>نظرسنجی</strong></span>:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و…</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 14 را انتخاب کنید و به ما بگوئید که با کدام وبلاگ نویس بیشتر حال کرده اید!؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/2078744.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/2078744/" >View Poll</a></noscript></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://answers.polldaddy.com/poll/2078744/"><img class="alignnone" title="نتیجه نظرسنجی فیس آف چهاردهم" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff14result1.jpg" alt="" width="187" height="217" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://answers.polldaddy.com/poll/2078744/"><img class="aligncenter" title="نتیجه نظرسنجی فیس آف چهاردهم" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff14result2.jpg" alt="" width="547" height="92" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="text-decoration: underline;">تشکریجات</span>:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong>کامیار ندیمی </strong>بخاطر معرفی مهران و علیرضا</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a> </strong>بخاطر اصرارش برای رو در رو قرار دادن مهران و علیرضا</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><a title="زنگوله" href="http://zangoole.com/" target="_blank"><strong>بابک محمودی</strong></a>، <a title="کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/" target="_blank"><strong>آرش کمانگیر</strong></a>، <a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank"><strong>فواد</strong></a> و <a title="از زندگی" href="http://blog.ahmadnia.net/" target="_blank"><strong>شیرین احمدنیا</strong></a> برای شرکتشان در بحثها و حمایتهایشان از فیس آف<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/faceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pbfaceoff"><img src="../wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://apps.facebook.com/blognetworks/blog/face_off/"><img class="aligncenter" title="فیس آف در شبکه وبلاگهای فیس بوک" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/facebook-networkbloged.png" alt="" width="147" height="21" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=16611873147"><img class="aligncenter" title="گروه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/faceoff-group.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://www.facebook.com/pages/Persian-Bloggers-FACE-OFF/47748617274"><img class="alignnone" title="صفحه هواداران فیس آف در فیس بوک" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/faceoff-page.png" alt="" width="84" height="20" /></a></p>
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/#comments">24 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2009 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff14-mehranbolhasani-alirezasarabchi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>24</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Sep 2009 06:14:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه نامه]]></category>
		<category><![CDATA[16 شهریور]]></category>
		<category><![CDATA[آیدا رنگی]]></category>
		<category><![CDATA[افیون]]></category>
		<category><![CDATA[امین ثابتی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ریاست جمهوری دهم]]></category>
		<category><![CDATA[اوپیوم]]></category>
		<category><![CDATA[بابک محمودی]]></category>
		<category><![CDATA[بامدادی]]></category>
		<category><![CDATA[بر ساحل سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگ نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[بلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[بلوط]]></category>
		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>
		<category><![CDATA[تولد بلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[حورا]]></category>
		<category><![CDATA[خبرگزاری]]></category>
		<category><![CDATA[دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه]]></category>
		<category><![CDATA[رسانه دیجیتال]]></category>
		<category><![CDATA[رضا سیدی پور]]></category>
		<category><![CDATA[زنگوله]]></category>
		<category><![CDATA[سلمان جریری]]></category>
		<category><![CDATA[سمیه توحیدلو]]></category>
		<category><![CDATA[شایان شلیله]]></category>
		<category><![CDATA[صادق جم]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا نون وا]]></category>
		<category><![CDATA[علیها]]></category>
		<category><![CDATA[فرندفید]]></category>
		<category><![CDATA[فیدوس]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[لوا زند]]></category>
		<category><![CDATA[محمد علی ابطحی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم سین سین]]></category>
		<category><![CDATA[ندای امروز]]></category>
		<category><![CDATA[نقش بلاگستان در حوادث پس از 22 خرداد 1388]]></category>
		<category><![CDATA[هشتمین سال تولد بلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[وب نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[وب2]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[گیلاس خانوم]]></category>
		<category><![CDATA[گیله مرد]]></category>
		<category><![CDATA[یوتیوب]]></category>
		<category><![CDATA[یک طراح وب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=158</guid>
		<description><![CDATA[هشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست، که بلاگها در آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هشت سال از ۱۶ شهریور ۱۳۸۰ -روزی که نخستین بلاگ فارسی نگاشته شد- می گذرد. در این مدت روز به روز هویت بلاگستان فارسی شکیلتر و تاثیرگذاری آن قدرتمندتر شده است. انتخابات ۲۲ خرداد امسال و وقایع پس از آن را می توان نخستین نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست، که بلاگها در آن حضوری پررنگ و تعیین کننده داشته اند. لذا لازم است درنگی کنیم و ببینیم که بلاگستان در نخستین حضور جدی خود در جامعه حقیقی چگونه ظاهر شده است. به همین دلیل چند تن از وبلاگ نویسان لطف کرده اند و به <strong>بررسی نقش بلاگستان فارسی در حوادث پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸</strong> پرداخته اند و <strong>به میزان مفید بودن و اثرگذاری بلاگستان در این برهه زمانی، از ۰ تا ۲۰ نمره داده اند</strong>.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اجازه دهید هشتمین سالروز بلاگستان فارسی را با یاد بلاگ نویس دربند جناب آقای <strong>محمدعلی ابطحی</strong> نویسنده وبلاگ <strong><a title="وب نوشت" href="http://webneveshteha.com/" target="_blank">وب نوشت</a></strong> آغاز کنیم، که <a title="Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی  " href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/" target="_blank">سال پیش</a> برایمان اینگونه نوشته بودند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی نقاب از درون صاحبش تراوش کند،خواندنی است. وقتی جای رسانه را می گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" title="فیس آف ویژه : هشتمین سالروز تولد بلاگستان فارسی" src="http://blognevesht.com/faceoff/wp-content/uploads/logos/faceoff-8th-blogestan-birthday.gif" alt="" width="290" height="407" /></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو : <a title="Sober" href="http://sober.ir" target="_blank">حدیث</a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و مزیّن می کنیم این ویژه نامه را به قلم سرکار خانوم <strong>سمیه توحیدلو</strong> نویسنده وبلاگ <strong><a title="برساحل سلامت - سمیه توحیدلو" href="http://smto.ir" target="_blank">بر ساحل سلامت</a></strong>، که چند صباحی را به جرم نقش وبلاگشان در تحلیل انتخابات اخیر دربند بوده اند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای همه کسانی که یک رسانه بزرگ را آفریدند</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به مناسبت هشت سالگی وبلاگ نویسی فارسی قرار بود درباره تاثیرات وبلاگ ها بر پدیده ها و اتفاقات بعد از انتخابات بنویسم. شاید شرایط خاصی که من در بعد از انتخابات درگیرش بودم مانع از این می شد که در همان زمان وبلاگ ها را دنبال کنم و از احوالات و شرایط به وقوع پیوسته باخبر شوم. اما در همان احوال علیرغم اینکه به سبب فعالیت های انتخاباتی دستگیر شده بودم، اما باید پاسخگوی نوشته هایم در پستهای وبلاگ می شدم. از نظر من نوشتن و خصوصا روزانه نویسی در وبلاگ مسئله جدی ای بود البته نه به اندازه ای که بازجوها آن را مهم می پنداشتند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما بعد از گذشت ۷۰ روز اولین و طبیعی ترین کار، گرفتن خبر از ایامی بود که به زعم بسیاری از ناظرین سرعت تحولاتش آنقدر بالا بود که نتوان آن را با روزها و ماه های مشابه مقایسه نمود. خواندن اخبار و حتی دیدن فیلم ها و صحنه های تظاهرات و اعتراض مردم و یا صحنه های خشونت ها نمی توانست به تنهایی منتقل کننده حس و حال آن روزها باشد. آنها به مانند اسنادی کاملا بی روح بودند که تنها و تنها خشونت آن روزها را برایم منتقل می کردند. تنها دو منبع می توانست بازگوکننده وضعیت آن روزگار باشد. دو منبعی که بسیار از آن بهره جستم و صادقانه باعث حیرتم گردید. اولین منبع گفتگوهای شفاهی و توضیحاتی بود که افراد از حضورشان و از حضور مردم ارائه می دادند و دومین وسیله خواندن وبلاگ کسانی بود که شاهدان عینی ِ وقایع بودند و یا به نحوی گزارشی از آنچه دیده اند و شنیده اند ثبت کرده اند. به واقع وبلاگستان در این مدت مکتوب کننده و ثبت کننده خاطرات شفاهی مردمی شده بود که علاقمند به تغییر بودند و برای خواستشان برخاسته بودند. دیگر نیاز نبود برای شناخت بهتر به خاطرات سینه به سینه و یا در گوشه دفتر یادداشتی ثبت شده مراجعه نمود که این خاطرات و شرح وضعیت ها به شکل علنی و در دسترس بود. کافی بود وارد گوگل ریدر شوی و تمام آیتم های نخوانده ای که دوستانت نوشته اند تک به تک بخوانی یا اینکه تمامی به اشتراک گذارده شده هایی که آن روزها بوی خشم و بوی اعتراضش بیش از هر شخصی نویسی ای شده بود ببینی. نکته جالب این بود که کوتاه نوشته ها و یا شخصی نوشته های دوستان وبلاگ نویس ِ غیر سیاسی نیز به بهترین نحوی منتقل کننده آن حس و حال بود. به جرات باید بگویم یکی از بهترین منابع مرور حوادث همانهایی بود که در وبلاگ ها خواندم. البته ناگفته پیداست در وبلاگ خوانی باید حواسم می بود که این اسناد خالی از دخالت شخصی ِ نویسنده نیست و همان می تواند نوشته را با اغراق و یا با کم و ناچیز انگاری همراه کند. آنچه مهم بود برآیندی بود که از این خواندن ها می شد گرفت. بی جهت نیست که وقتی در جستجوگرها برای گرفتن اطلاعات می گردی بیشترین حجم اطلاعات را باید در این دفترچه یادداشت های شخصی ای پیدا کنی که روزی روزگاری بعد از نوشته شدن در گوشه صندوق ها و یا پشت کتابخانه ها خاک می خورد و امروز به بهترین شکلی آنها منتشر شده است. به واقع در این حوادث هر شهروند یک رسانه بوده است. یک رسانه نوشتاری، یک رسانه تصویری. ثبت وقایع از طریق نوشته، عکس و فیلم اتفاقی بود که در این اعتراضات توسط شهروند خبرنگارانی انجام شد که اینبار فعال شده بودند و گوی رقابت را از روزنامه نگاران و خبرنگاران حرفه ای ربودند. با امید روزی که دسترسی شهروندان به رسانه ها نامحدود باشد و هر شهروند صاحب یک رسانه باشد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و اما سایر بلاگ نویسانی که نظراتشان را به اشتراک گذارده اند (به ترتیب زمان دریافت مطالب):</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیها </strong>نویسنده <strong><a title="یک طراح وب - علیها" href="http://aliha.ir" target="_blank">یک طراح وب</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در این دوره، یک ۲۲خردادِ متفاوت را تجربه کردیم. اگر شما هم جزئی از وبلاگستانِ فارسی بودید – چه خواننده و چه نویسنده – حتما متوجه ی این شدید که خبرهای آن روزها را سریع تر از هرکسی به دست می آوردید.<br />
وبلاگستان و وبلاگستانی ها انصافا گل کاشتند. همین که تعدادی از وبلاگ نویس های عزیزمان دستگیر و یا تهدید به این امر شدند، خود گویای تاثیرگذاری بسیار زیادِ آن است.<br />
سالگردِ وبلاگستانِ فارسی هست، تبریکاتِ بنده را هم پذیرا باشید :- ) هرچند که نمره ی وبلاگستان ۲۰ است اما من به آن نمره ی ۱۹ می دهم و ۲۰ را نگه می دارم برای دوره ی بعد :- )</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شایان شلیله</strong> نویسنده <strong><a title="دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران - شایان شلیله" href="http://www.lavashak.com/blog/" target="_blank">دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در مورد نقش وبلاگ نویسان در رویداد های اخیر شاید حرف های زیادی بشود زد. البته بررسی نقش وبلاگ نویسان که چه نتیجه ای داشته است را پس از مدت کوتاه ۲ ماهه نمی شود بررسی کرد که این حرف ها و نوشته ها چه تاثیر فرهنگی در جامعه داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما نقش وبلاگ نویسان رو در مورد پوشش خبری و استفاده از تکنولوژی می شود خیلی دقیق بررسی کرد. پوشش خبری و اطلاع رسانی بعد از انتخابات به دلیل مشکلات زیادی که خبرنگاران داشتند در پوشش خبری، به دوش وبلاگ نویسان بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">استفاده از سایت ها و افرادی که آن ها را تهیه می کردند و در اینترنت قرار می دادند را شاید بشود گفت یک حرکت بسیار بزرگ و قوی بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در شرایطی که این سایت ها فیلتر شده بودند، دسترسی به اینترنت با اختلال مواجه شده بود و تهیه مطلب هم کم خطر نبود، وبلاگ نویسی و در کل وبلاگ نویسان شناخته شده ویا ناشناخته به درستی وارد میدان شدند و این فاصله اطلاع رسانی و پوشش خبری رو کامل کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای خود من خیلی جالب بود که یک بار در دفتر نشسته بودن داشتم فیس بوک بازی می کردم دیدم یک فیلم ویدئویی به اشتراک گذاشته شد که دقیقا در سرکوچه ما گرفته شده بود. یعنی سرعت انتقال اطلاعات مثل تهیه فیلم، ارسال اون به اینترنت و به اشتراک گذاشتنش تا اونجا که به من برسه کمتر از یک ساعت طول کشیده بود. یعنی من فیلمی رو از محله زندگی خودم میدیدم که دور دنیا رو گشته و سریع تر از اینکه خبرش به صورت چهره به چهره به من برسه با استفاده از تکنولوژی به دست من رسید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شاید برای کسی که در خارج زندگی می کنه و از ایران دور هستش و مدت زیادی هم هست که به ایران نیومده این موضوع خیلی اهمیت نداشته باشه ولی برای من که در ۱۰ دقیقه بیشتر با خونه فاصله ندارم و رویداد های به این نزدیکی که در اطراف من روی میده رو هم با استفاده از تکنولوژی سریع تر مطلع میشم دقیقا میتونه توضیح این باشه که نقش وبلاگستان و استفاده از تمام ابزار ها برای اطلاع رسانی تا چه اندازه ای اهمیت داره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان هم من واقعا به وبلاگ نویسی از نظر استفاده از وبلاگ و تکنولوژی های وب نمره ۲۰ رو میدم. البته نه تنها من بلکه همه ما شاهد بودیم که تمام دنیا هم از این موضوع شوکه شدن، و کم نبودند افرادی که از این رویداد به عنوان انقلاب وب ۲ یا شکوه روزنامه نگاری شهروندی نام بردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چون در تمام کشور ها خیلی سال است که روزنامه نگرای شهرورندی مطرح شده ولی در واقع نقش و تاثیر گزاری روزنامه نگاری شهروندی در دنیا تا قبل از انتخابات ایران در چنین حجمی اصلا روی نداده بود.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین ثابتی</strong> نویسنده <strong><a title="ندای امروز - امین ثابتی" href="http://aminsabeti.net" target="_blank">ندای امروز</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بلاگستان فارسی در وقایع پس از ۲۲ خرداد ماه تا حدودی جای یک رسانه‌ی ملی را پر کردند و به خوبی وقایع را پوشش دادند. مزیت مهم پوشش اخبار توسط بلاگستان فارسی در آن بود که تمامی دیدگاه‌ها و نظرها بیان می‌شد و هیچ صدایی سانسور نمی‌شد، به همین دلیل می‌توان وبلاگستان فارسی را بی‌طرف‌ترین رسانه‌ی ایرانی د وقایع پس از ۲۲ خرداد دانست. نمره: ۱۶</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بابک محمودی</strong> نویسنده <strong><a title="زنگوله - بابک محمودی" href="http://zangoole.com" target="_blank">زنگوله</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نقش فناوری هایی نظیر اینترنت در جامعه را به خوبی و روشنی نشان داد. من تمام دوره های مختلف، از آن زمان که واژه «وبلاگ» در فارسی معنا نداشت تا آن موقع که وبلاگ داشتن کلاس داشت و تا الان را «از نزدیک» دیده ام. اخیرآ به وضوح احساس می کنم که کلمه «وبلاگ» خیلی خیلی بیش از پیش جا افتاده. همه ما دیدیم و داریم می بینیم که به لطف اینترنت و سرویس دهنده های رایگان هر فرد به یک رسانه تبدیل شده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فضاهایی مثل توییتر و فرندفید هم جزئی از وبلاگستان فارسی هستند و مطمئنم همه شما از نقش مثبت آنها به خوبی آگاه هستید. توییتر به ما ثابت کرد که میکروبلاگینگ و پاسخ به سوال «What are you doing?» گاهی چقدر می تواند مهم باشد و فرندفید هم به عنوان یک سکوی خبرگزاری جمعی و به اشتراک گذاری اهمیت و قدرت خودش را بیش از پیش به ما ثابت کرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من به نقش وبلاگستان فارسی در وقایع اخیر نمره ۱۴ می دهم، نمره ای که صد در صد قبول است اما هنوز خیلی جای پیشرفت دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ما بیشماریم!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <strong><a title="گیله مرد" href="http://meiabd.wordpress.com" target="_blank">گیله مرد</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان در دوران پس از انتخابات ضعف های رسانه دولتی را پر کرد و نقش بسیار مهمی در انعکاس وقایع داشت تا جایی که بسیاری از شفاف سازی ها در همین وبلاگستان صورت گرفت و وبلاگ نویس تبدیل شد به کابوسی در بیداری برای آنها که حق را نادیده گرفتند. هر چند در پاره ای از موارد یک جانبه گرایی هم صورت می گرفت ولی از حق نباید گذشت که وبلاگ های فارسی در مجموع نقش یک رسانه ملی را بازی کردند که مدت ها در حسرتش بودیم. به امید روزی که بتوانیم در شاهد به بلوغ رسیدن این کودک هشت ساله باشیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نمره من به بلاگستان فارسی ۱۸ هست! اون دو نمره هم به خاطر امثال آهستان کم کردیم</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="گیلاس خانومی" href="http://gilaasi.com" target="_blank"><strong>گیلاس خانومی</strong></a> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دلم میخواست بنویسم که راضی ام از نقش بلاگستان , اما نیستم . خیلی از ما وبلاگ نویسان در این دوران &#8211; از قبل از ۲۲ خرداد میگویم تا بعدش &#8211; کارهایمان را زمین گذاشتیم و امدیم سراغ انتخابات و هیاهو کردیم و داد زدیم و ناله کردیم و بعد دوباره برگشتیم سر کارهایمان ! شما فرض کن گردگیری میز تلوزیون  یا وصل کردن یک لامپ کم مصرف &#8230; اما بودند کسانی که زندان رفتند , بیشتر از من کتک خوردند , خاطراتشان خیلی بدتر و واضح تر از خاطرات ما بود و شکنجه شدند , کشته شدند و الان در قبرهای بی هویت در گورستان در خوابیده اند . و وبلاگستان کاری نمی تواند برایشان بکند . شاید التیامی با سخنی یا همدردی یا اصلا یاد بودی ولی شده است انچه که نباید میشد و گذشته است انچه که سخت بود و بر خاطره ها ماند &#8230; حالا که قرار است نمره بدهم &#8230; نمره قبولی نمیدهم .. چون راضی نیستم . دوست ندارم بایستم و برای هیچی دست بزنم . نمی گویم هیچی بود ! اخرش هیچی شد . می بینید که اعترافات مخملی این کودتای مخملی را ؟ دوست نداشتم جای سمیه خانوم باشم . حتی یک لحظه و نمیدانم چه بگویم که درمانی باشد برای زخم های روحی اش .. فقط شرمنده ام خواهر</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>رضا سیدی پور </strong>نویسنده <strong><a title="فیدوس - رضا سیدی پور" href="http://www.rezasayyedi.blogspot.com/" target="_blank">فیدوس</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چند سال پیش وقتی اولین گروه از وبلاگ نویسان  به جرم تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده و پرونده ای موسوم به پرونده وبلاگ نویسان به جریان افتاد &#8211; پرونده ای که هنوز مفتوح است &#8211; وبلاگ نویسی جایگاه خود را به عنوان یک رسانه در ایران نشان داد ، و از آن روز به بعد پای وبلاگ نویسان نیز مانند دیگر صاحبان رسانه همزمان هم به فضای سیاسی ایران و هم به دادگاه های این کشور باز شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">استقلال فردی و آزادی عمل در وبلاگ نویسی باعث شده تا در جریانات مختلف بتواند به عنوان یک رسانه قوی و بروز عمل کرده و کمک کار اصلی دیگر رسانه های رسمی و نیمه رسمی باشد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در کوران حوادث پس از انتخابات ۲۲ خرداد و در حالی که فضای ملتهب داخل کشور خالی از رسانه های خارجی و رسانه های داخلی مستقل بوده و عملا خبر رسانی به داخل و خارج از کشور صورت نمی گرفت ، وبلاگ ها توانستند تا حدود زیادی این نقیصه را جبران کنند .استفاده وبلاگ نویسان از عکس و فیلم هایی که بیشتر توسط خود وبلاگ نویسان و بی واسطه تهیه می شد باعث افزایش اعتبار خبری آنها شد ، تا جاییکه در موارد بسیاری همین وبلاگ های غیر رسمی در بیشتر موارد به عنوان منابع اصلی خبری غول های رسانه ای جهان مورد استفاده قرار می گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسی در ایران را دیگر نمی توان نهال نو رسته ای دانست چرا که هشت سال سابقه وبلاگ نویسی فارسی در عصر پر شتاب رسانه سابقه کمی نیست و من فکر می کنم جریان وبلاگ نویسی ایران در اولین آزمون خطیر خود موفق بوده و به خوبی توانسته است که وظیفه اطلاع رسانی خود را انجام بدهد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شانزده سال سابقه معلمی و امتحان و ورقه و نمره این حسن را داشته که الان من به راحتی بتوانم نمره بدهم . نمره من به وبلاگ نویسی فارسی در جریانات پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۸ می باشد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا </strong>نویسنده <strong><a title="علیرضا - نون وا" href="http://noonva.ir" target="_blank">نون وا</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وقایع اخیر هرچند دردناک بود ،اما برای وبلاگستانی که همیشه در کارهای گروهی ضعیف بود ، تمرینی شد برای با هم بودن ، برای کار دسته جمعی ،حتی برای اثبات جایگاه خود اینترنت. وبلاگستان چه قبل و بعد از ۲۲ خرداد ماه ثابت کرد رسانه ای‏ست آزاد که هر فردی در آن اجازه اظهار نظر خواهد داشت. این روز رو به همه مردمان وبلاگستان تبریک عرض میکنم و به وبلاگستان نمره ۱۵٫۲۵ خواهم داد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="مریم سین سین" href="http://maryamss.wordpress.com" target="_blank"><strong>مریم </strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به نظر من وبلاگستان درجریان انتخابات بیشتر نقش رسانه ای و اطلاع رسانی داشت. البته این خیلی طبیعیه اما انتظار خود من از وبلاگ نویس ها خیلی بیشتر از این حرف ها بود. با توجه به اینکه  وبلاگ نویس های تاثیر گذار اغلب آدم های تحصیل کرده و روشنفکری هستن نقششون خیلی باید فراتر از صرفا یک خبر رسانی یا تکرار داستان های انتخبات بود. متاسفانه هیچ نقد درست و حسابی و هیچ تحلیل منطقی در بلاگستان در رابطه با اتفاقات اخیر من ندیدم. به نظرم نمره وبلاگستان ۱۵ هست.شایدم ۱۰٫</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>آیدا رنگی </strong>نویسنده <strong><a title="بلاگ نویس - آیدا رنگی" href="http://blogneviss.com" target="_blank">بلاگ نویس</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رسانه شمایید !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲۲ خرداد ۱۳۸۸٫ کمی بعد از شادی های کوچک برای امید به ایرانی آباد ، ایرانی شاد ، ایرانی آزاد ، ایرانی بدون تحریم ، ایرانی بدون بازداشت وبلاگ نویس.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">زمان، ساعت صفر مطلق ۲۳ خرداد .کمی بعد از اعلام نتایج. کمی بعد از دلسرد شدن از آزادی ، کمی بعد از تقلب &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و آغاز جنبشی در وبلاگستان فارسی که شاید بتوان نقطه عطفی در فعالیت سیاسی وبلاگ نویسان فارسی زبان دانست. بازداشت وبلاگ نویسان که کام نوشتن را برای دوستان ندیده مجازی یاران در بند تلخ کرده بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سانسور شدید خبری رسانه ملی  بار اطلاع رسانی را به دوش وبلاگ نویسان گمنامی گذاشته بود ،  که حالا ترس از بازداشت داشتند. اما با شعار &#8221; رسانه شمایید &#8221; همچنان وبلاگ نویسان اعتراض خود را با کلمات به گوش یاران و مخالفان می رساندند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">درخواست ازادی برای وبلاگ نویسان بازداشت شده ، روشن کردن شمع برای کشته شده ها و دیگر فعالیت های مجازی که هرکدام صدایی بود از بین هزاران نویسنده این دنیای مجازی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در مقابل نویسنده های موافق دولت نیز بیکار ننشستند و با نطق های طولانی و تند به تخریب اتفاقها پرداختند و جنگی سایبری بین موافقان و مخالفان در گرفت.جنگی از نوع هک بین فارس و بالاترین ! و یا کلمات بین وبلاگ نویسان !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شاید اگر نویسندگان وبلاگ ها نبودند ، فریاد های پشت دیوار اوین خاموش می شد ،نگاه &#8221; ندا &#8221; سمبل آزادی نمی شد ، دروغ پراکنی رسانه ملی افشا نمی شد !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما  ما ، وبلاگ نویسان فارسی بودیم که توانستیم در این مسیر پرخطر ادامه دهیم و رسالت ، &#8221; رسانه شمایید &#8221; را انجام دهیم.رسالتی که هنوز ادامه دارد و تا روزی که وبلاگ فارسی زنده است ، پاینده خواهد ماند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من ، به عنوان نویسنده ای از بین هزاران وبلاگ نویسی که در این مدت سعی به تصویر کشیدن دغدغه ها و اتفاقات پیرامون خود را داشت ، به تمام اعضای این جامعه وبلاگ فارسی  موفقیت در این رسالت را تبریک می گویم و امیدوارم تا روز ازادی تمام وبلاگ نویسان در بند ، این حرکت ادامه داشته باشد .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با وجود تمام تحریم های موجود برای به روز نگه داشتن وبلاگ ها از جمله کم بودن سرعت اینترنت ، فیلتر ، تصویب قانون جدید جرایم اینترنتی در تیر ماه و غیره و غیره ، به وبلاگستان فارسی نمره ۲۰ را می دهم که با وجود تمام این سختی ها به راه خود ادامه داد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>لوا زند </strong>نویسنده <strong><a title="لوا زند - بلوط" href="http://www.balootak.com" target="_blank">بلوط </a></strong>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">متاسفانه من تابستان امسال وضع ثابتی نداشتم و وبلاگ خونی هم آداب مخصوص داره. مثل فیس بوک و تویتر نیست. حداقل برای من فرق داره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من حوادث امسال رو به طور عمده از فیس بوک، تویتر و خبرگزاری ها دنبال کردم نه وبلاگستان. یه شرایط خاصی هم داشت مخصوصا اون دو سه هفته اول که حجم خبرها اینقدر زیاد بود که عملا وبلاگی که روزی یکی یا دوبار آپدیت میشه کارایی خبررسانی در این مورد رو نداشت یا حداقل مثل فیس بوک و تویتر نبود . عکس و ویدئو (‌که امکان به اشتراک گذاشتنشون مثلا تو فیس بوک خیلی بیشتره، هر کدوم اندازه هزار کلمه حرف میزدند). البته فکر کنم بین همه وبلاگ‌ها سه تا از وبلاگ‌هایی که دنبال می کردم از دیده های خودشون تو تظاهرات و خیابون ها می نوشتند که خب اینها هم منابع دست اولی بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اجازه بدید من مسله رو تحلیل نکنم و نمره ندم چون اولا همونطور که گفتم واقعا وبلاگها منبع اخبار برای من نبودند و دوما اینکه به عنوان کسی که به ماجرا نزدیک نبود و خودش تجربه دست اول نداشت نمیتونم بگم واقعیت چطور بود و وبلاگ‌ها چطور پوشش دادند اخبار رو. چیزی که هست حوادث بعد از خرداد امسال یه دریچه تازه ای رو نه تنها به روی خبرنگاری شهروندی که به روی اعتراضات مردمی باز کرد و واسه اولین بار در این حجم گسترده از تکنولوژی های اینترنتی برای جلب توجه بقیه دنیا و رسوندن صدای اعتراض استفاده شد. وبلاگ ها هم حتما از این قضیه مستثنا نیستند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حورا</strong> نویسنده <strong><a title="افیون - اوپیوم - حورا" href="http://opium.ir" target="_blank">افیون</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مطمئننا اگر  وبلاگستان فارسی نبود این جنبش در نطفه خفه می شد و هیچ اثر از آن باقی نمی ماند&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یک ۲۰ به وبلاگستان بدهکاریم</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="بامدادی" href="http://bamdadi.com/" target="_blank"><strong>بامدادی</strong></a> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از یک دیدگاه شاید با توجه به ضریب نفوذ پایین اینترنت در ایران نقش وبلاگستان فارسی در هر گونه تحول اجتماعی در ایران ناچیز به نظر برسد. اما اگر شرایط حساس تاریخی‌ای مانند آن‌چه در چند ماه اخیر بر ایران گذشته است را در نظر بگیریم احتمالا به نتیجه‌ی دیگری می‌رسیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در روزهایی که جریان آزاد اطلاعات و اخبار به شدت از سوی مراکز تمرکز قدرت و ثروت مورد تهاجم قرار گرفته است، نقش رسانه‌های غیررسمی مانند وبلاگ‌‌ها و یا به صورت عام‌تر فعالیت مجازی همه‌ی کاربرانی که به شیوه‌های مختلف به تولید و انتشار اخبار (و حتی شایعات) می‌پردازند کلیدی و اساسی بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از سوی دیگر وبلاگ‌نویسان ایرانی مانند سایر شهروندان ایرانی بوده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آن‌ها همراه با مردم رای دادند، امیدوار شدند، خود را باور کردند، باتوم خوردند، تحقیر شدند، شکنجه شدند، سکوت کردند، ترسیدند، حرف زدند، اعتراف کردند، زندانی شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند، نوشتند، نقد کردند، تحلیل کردند، اطلاع‌رسانی کردند، توی خیابان آمدند، الله و اکبر گفتند و این جا و آن‌ جا حضور خود را حفظ کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نمره‌ی وبلاگستان فارسی همان نمره‌ی مردم ایران است: بیست</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و چند کلامی هم از حقیر:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صادق جم</strong> نویسنده <strong><a title="بلاگ نوشت - صادق جم" href="http://blognevesht.com" target="_blank">بلاگ نوشت</a></strong> :</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اگر به هشت سال گذشته بنگریم در میابیم که بلاگهای ایرانی نه تنها چیزی از بلاگهای سایر بلاد کم ندارند، که در بسیاری از موارد هم پیشرو هستند. اما این در نظر قدرت مداران، موقعیتی گرامی نیست! بلاگها، اگر به عنوان یک رسانه، جای خود را در قشرهای مختلف جامعه باز کنند، دکان رسانه های نمایشی را برای همیشه تعطیل می کنند، و بدین ترتیب معادله قدرت را به هم می ریزند. از همین رو قدرت طلبان با تمام توان شان نخواهند گذاشت که چنین رسانه ای به شکوفایی برسد. اما این تلاشی بس بیهوده است و آزادی، محکوم به پیروزی است!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در حوادث پس از ۲۲ خرداد سال جاری، وجدان عمومی جامعه احساس می کرد که در پس نمایش های رسانه های دولتی، چیزی است که سعی می شود، پنهان نگاه داشته شود. لذا کنجکاو شد تا بداند که حقیقت چیست. این موقعیت، فرصتی را برای بلاگستان به وجود آورد تا جای خود را بعنوان یک رسانه، محکم تر کند. اما متاسفانه اضطراب حاکم بر جامعه، بر بلاگ نویسان نیز بی تاثیر نبود. به گونه ای که هراس ناشی از اقدامات قدرت طلبان موجب شد تا بسیاری از بلاگ نویسان (از جمله خود من)، به جای اینکه از فرصت بدست آمده برای ایفای رسالت خود بهره ببرند، لب ببندند و سکوت پیشه کنند!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نباید از حق گذشت که بودند بلاگ نویسانی که هویت حقیقی شان پنهان بود یا در خارج از ایران زندگی می کردند و در این راه به بهترین نحو عمل کردند. اما تعدادشان آن قدر نبود که بتوان آن را به اکثریت بلاگستان تعمیم داد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته همانگونه که اشاره شد عامل اصلی این فرصت سوزی را باید در فضای بسته حاکم بر جامعه حقیقی ایران جست و جو کرد که اثرات آن رفته رفته بر جامعه مجازی نیز پدیدار می شود و مقابله با آن قدری مشکل می نماید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما اگر سرویس های وب۲ و شبکه های اجتماعی، را در کنار بلاگها قرار دهیم، نتیجه به عمل آمده، دگرگون می شود! با توجه به ویژگی آنی بودن و حضور هویت های پنهان، فعالیت در این وب سرویس ها تا حدود زیادی کم دغدغه تر بود. همین امر موجب فعالتر بودن این سرویسها شد. تا جائی که حتی در برخی از موارد خبرگزاری ها هم از این طریق تغذیه خبری می شدند، که بدون شک این موقعیتی فوق انتظار و استثنائی بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">لذا اگر از نمره پائین بلاگستان در وقایع اخیر بگذریم، نمره ۲۰ ایرانیان در وب سرویسهایی چون توئیتر، فرندفید، فیس بوک، یوتیوب و&#8230; می تواند نویددهنده آینده ای روشن برای دنیای مجازی ایرانیان باشد!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته بودند بلاگ نویسان بسیاری که اوضاع پیش آمده در حوادث اخیر، موجب شد که در نوشتن بی میل شوند. به نمایندگی از دوستان دعوت شده ای که حس نوشتن در این ویژه نامه را نداشتند، یادداشت <strong>سلمان جریری</strong> نویسنده <a title="وبلاگ سلمان" href="http://www.globalpersian.com/" target="_blank">وبلاگ سلمان</a> را بخوانید که خواندن ویژه نامه تولد بلاگستان، بدون یادداشت نخستین بلاگ نویس فارسی زبان بی صفا می ماند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حال و روز من هم، مثل حال و روز دوستان دیگه، خستگی و کسلی ناشی از اوضاع ایران عزیزمونه. نمی شه نوشت &#8230; نمی دونم کی دوباره می شه نوشت &#8230; &#8230; شاید همین ویژه نامه فیس آف شما و نوشته های خوب دوستان بهانه ای باشه برای شروعی مجدد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به این امید که امید بار دیگر به بلاگستان فارسی بازگردد و به زودی شاهد بلاگ نوشتهای طوفانی پس از سکوتی معنادار باشیم&#8230;</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>آغاز سال نهم بلاگستان فارسی گرامی باد</strong></span></p>
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/#comments">37 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2009 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff-8th-persian-blogestan-birthday/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>37</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>FaceOff ویژه انتخابات</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Jun 2009 08:48:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه نامه]]></category>
		<category><![CDATA[آهستان]]></category>
		<category><![CDATA[احمدرضا دلیران فیروز]]></category>
		<category><![CDATA[امید حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[جمهور]]></category>
		<category><![CDATA[دولت ائتلافی]]></category>
		<category><![CDATA[ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[محسن رضایی]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی محسنی]]></category>
		<category><![CDATA[مهدی کروبی]]></category>
		<category><![CDATA[میرحسین موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[گوشزد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=139</guid>
		<description><![CDATA[تنها ۴ روز تا انتخابات ریاست جمهوری دور دهم جمهوری اسلامی ایران وقت باقیست. بعنوان یک ویژه نامه در فیس آف، از ۴ وبلاگ نویس حامی ۴ کاندیدای ریاست جمهوری خواسته ایم تا ضمن اعلام دلائل شان برای حمایت از کاندیدای مشخص، سه سوال از سایر نمایندگان بپرسند و به سوالات پرسیده شده دیگران پاسخ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تنها ۴ روز تا انتخابات ریاست جمهوری دور دهم جمهوری اسلامی ایران وقت باقیست. بعنوان یک ویژه نامه در فیس آف، از ۴ وبلاگ نویس حامی ۴ کاندیدای ریاست جمهوری خواسته ایم تا ضمن اعلام دلائل شان برای حمایت از کاندیدای مشخص، سه سوال از سایر نمایندگان بپرسند و به سوالات پرسیده شده دیگران پاسخ دهند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از پیش قرار بر این بود که بعد از دریافت پاسخها، برای سوال کننده این حق را قائل شویم تا بتواند به پاسخها ایراد بگیرد. اما به دلیل کمبود وقتی که پیش آمده، مجبوریم که به همین مرحله اکتفا کنیم. اما به هر حال این حق را برای شرکت کنندگان در این فیس آف محفوظ میدانیم که همچنان پس از انتشار، در متن خویش دخل و تصرف کنند یا به پاسخهای داده شده به سوالاتی که پرسیده اند، ایراد بگیرند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در فیس آف پیش رو (به ترتیب نام خانوادگی کاندیداها):</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>آقای امید حسینی</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="آهستان" href="http://ahestan.wordpress.com" target="_blank">آهستان</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محمود احمدی نژاد</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><strong>آقای احمد رضا دلیران فیروز</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="دولت ائتلافی" href="http://2lateetelafi.blogfa.com" target="_blank">دولت ائتلافی</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محسن رضایی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;">نویسنده وبلاگ <a title="گوشزد" href="http://gooshzad.blogspot.com" target="_blank">گوشزد</a> بعنوان نماینده<strong> آقای مهدی کروبی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><strong>آقای مهدی محسنی </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="جمهور" href="http://jomhour.info" target="_blank">جمهور</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای میرحسین موسوی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شرکت می کنند.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/electionfaceoff.jpg" alt="" width="420" height="308" /></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو: <a title="Sober" href="http://sober.ir" target="_blank">حدیث</a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="text-decoration: underline;"><span style="color: #ff0000;"><strong>آقای امید حسینی</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="آهستان" href="http://ahestan.wordpress.com" target="_blank">آهستان</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محمود احمدی نژاد</strong></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>چرا احمدی نژاد؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برای اینکه بدانیم چرا باید به احمدی نژاد رای بدهیم، باید ببینیم چرا ۴ سال پیش به او رای دادیم؟ مرور خاطرات آن سالها شاید ما را در پاسخ به این سوال کمک کند. در آن سالها بخشهای عظیمی از مردم اعتقاد داشتند که مسئولان کشور تا حدود زیادی از مردم فاصله گرفته‌اند و نمی‌خواهند و نمی‌توانند مانند مردم عادی جامعه زندگی کنند. حضور دائمی آنها در صحنه قدرت و چیره شدن بر معادن و منابع و صنایع کشور، بسیاری از مسئولان کشور را به قدرتهای بزرگ اقتصادی تبدیل کرده بود. (احزاب دولتی چون کارگزاران از این جمله‌اند) همچنین در طول ۲۵ سال گذشته هرگز تغییر و تحولی در سیستم مدیریتی کشور ایجاد نشد. گاهی صندلی‌ها عوض می‌شدند اما از تغییر مدیران هیچ خبری نبود. حتی دولت خاتمی هم که با شعار تغییر آمده بود، عملا بیشتر نیروها و وزرایش همانهایی بودند که در دولت سازندگی حضور داشتند. مردم حقیقتا خواستار تغییر شرایط بودند. در سوم تیر ۸۴ برای اولین بار این حلقه بسته مدیران پاره شد و فضا برای حضور افرادی فراهم شد که اعتقاد داشتند می‌شود با سیاست‌های و نیروهای جدیدی کشور را اداره کرد. البته این پیروزی مشکلات فراوانی را هم در پی داشت. از جمله اینکه طبعا آدمهایی که سالها بر کشور حکومت می‌کردند و حتی بعضی‌هایشان دیگر باور کرده بودند که این صندلی ها ارث پدریشان است، نمی‌توانستند ساکت بنشینند. ضمنا اصلاح شیوه مدیریتی که حدودا دو دهه در کشور حاکم بود، کار آسانی نبود. به هر حال من فکر می‌کنم یکی از بزرگترین خدمات احمدی‌نژاد در کشور، برهم زدن شرایط روحی و روانی آدمهایی است که خودشان را صاحب کشور، انقلاب و مردم می‌دانستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات احمدرضا دلیران فیروز (نماینده رضایی) از حامی احمدی نژاد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #3366ff;">چرا با آنکه دولت آقای احمدی نژاد در طول  ۴ سال گذشته فقط در حوزه فروش نفت بیش از ۳۰۰  میلیارد دلار در آمد طلایی و بی سابقه داشته و با آنکه هنوز بحران اقتصادی غرب به مرزهای ایران نرسیده کشور در حوزه اقتصادی پسرفت داشته و  با رکود بی سابقه ای روبروست . اکثر کارخانجات با بحران روبرو شده اند و تعطیل شده اند و تولید به حداقل رسیده و تورم از ۷/۱۱ در سال ۱۳۸۴ به بیش از ۲۷ درصد ( طبق آمار بانک مرکزی ) رسیده است و دولت نهم به درستی جوابگوی دیوان محاسبات کشور در مورد چگونگی هزینه کردن این پولها نیست ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اولا عدد و رقم شما اشتباه است و  درآمد فروش نفت حدودا ۲۳۰ میلیارد دلار بوده نه ۳۰۰ میلیارد دلار. ثانیا شما باید ادعای خودتان را درباره پسرفت و بحران و رکود با توجه به منابع معتبر اثبات کنید. دلیل شما برای اثبات این ادعاها چیست و از زبان کدام کارشناس این حرف را می زنید؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #3366ff;">چرا  دولت نهم شورای پول و اعتبار و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و &#8230; را منحل کرد ؟ و به صورت انفرادی تصمیمات مهم اقتصادی را بدون نظر کارشناسی میگیرد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">احمدی نژاد و دولت، در این زمینه توضیح داده‌اند. درباره سازمان مدیریت و برنامه ریزی می‌شود با نگاهی به عملکرد گذشته این سازمان، همچنین با در نظر گرفتن سوابق و وضعیت گذشته و حال مسئولان آن به نتایج جالبی رسید. خوشبختانه چند نفر از مسئولان و اعضای دائمی این سازمان الان کانادا تشریف دارند و فراری هستند!! ضمن اینکه شما باید ببینید در طول چند سال حضور دائمی یک تیم اقتصادی در دولتهای سازندگی و اصلاحات، چه چیزی نصیب کشور شده بود؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #3366ff;">نظرتان در مورد فاطمه رجبی  علی کردان مهرداد بذرپاش مهندس علی آبادی اسفندیار رحیم مشایی و غلامحسن الهام و همچنین در مورد بعضی از انتصابات فامیلی در دولت ایشان چیست ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دفاع از دولت احمدی نژاد هرگز به معنی دفاع از همه وزرا و اطرافیان رییس جمهور نیست. من اینقدر تعصب ندارم که اشتباهات و اشکالات احمدی نژاد و اطرافیانش را نبینم. قبلا هم درباره عملکرد مشایی و کردان  در وبلاگم مطلب نوشتم و اتفاقا جزو اولین نفراتی بودم  که درباره مشایی و کردان مطلب نوشتم. اما این قبیل مسائل در همه دولتها وجود داشتند و کسی نمی تواند ادعا کند که در دولتهای گذشته همه وزرا و اطرافیان رییس جمهور، به طور مطلق قابل دفاع بودند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات نویسنده گوشزد (نماینده کروبی) از حامی احمدی نژاد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما عاقبت توزیع پول به جای تولید پول سبب گسترش عدالت می شود؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اولا در سوال شما قطعیت وجود دارد در صورتیکه حقیقتا در عالم واقع چنین قطعیتی نیست. به عبارت دیگر قرار نیست دولت تنها با توزیع پول به عدالت برسد و فکر نکنم سیاست دولت هم برای گسترش عدالت فقط توزیع پول باشد.  ثانیا در دولت های سابق بجای پرداخت پول به مردم عادی، این پول ها در اختیار افراد خاصی چون خبرنگاران ، هنرمندان و .. قرار می‌گرفت، به نظر من اگر قرار باشد پولی تقسیم شود، مردم عادی استحقاق بیشتری دارند!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #ff0087;">آیا احمدی نژاد با بیان جملاتی نظیر هاله نور یا اختراع انرژی هسته ای توسط دختر ۱۶ ساله چه منظوری را دنبال می کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من دنبال جملات و عبارات رییس جمهور نیستم  چون ملاک و معیار شما برای سنجش عملکرد رییس جمهور معیار خوبی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما مفقود شدن یک ملیارد دلار از بودجه سال گذشته آنطورکه در گزارش دیوان محاسبات  آمده است در آستانه انتخابات با پخش چک پول های بی حساب و کتاب بین اقشار مختلف مردم ارتباط دارد یا نه؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مساله یک میلیارد دلار بیشتر به مساله ای سیاسی برای فشار بر دولت تبدیل شده در صورتیکه  یک مساله حسابداری و مالی و اشتباه محاسباتی بوده . دیوان محاسبات هم برخلاف همه شایعات و دروغهایی که در روزهای تبلیغات وقبل از آن زده شده به صراحت اعلام کرده « رسانه ها و نامزدهای انتخابات، نتایج حاصل از رسیدگی و گزارش‌های حرفه‌ای دیوان محاسبات کشور را له یا علیه نامزدهای انتخاباتی مورد استفاده قرار ندهند تا دیوان محاسبات در فضای کارشناسی و قانونی و فارغ از التهابات سیاسی موضوعات را پیگیری نموده و نتایج حاصل از رسیدگی نهایی را به اطلاع عموم برساند.»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات مهدی محسنی (نماینده موسوی) از حامی احمدی نژاد:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #339966;">آقای احمدی نزاد فردی دروغگو است یا کم اطلاع؟ به طور مشخص در مورد سفر آقای خاتمی به فرانسه و نحوه استقبال از ایشان. موافقتنامه ننگین خواندن بیانیه سعد آباد و تکرار این اشتباه و یا دروغ. در مورد هاله نور و جعلی و مونتاژ خواندن فیلم آن از سوی الهام. در مورد اینکه در ایران همجنسگرا نداریم. ادعای شروع به کار و افتتاح ۱۰۰٫۰۰۰ پروژه در دولت نهم (یعنی در هر ساعت ۲٫۸۵ پروژه مطالعه، شروع و به بهره برداری رسیده در کشوری که اجرای هر پروژه دوبرابر تا سه برابر استاندارد جهانی زمان می برد). بحث مافیای نفت که تاکنون حتی یک نفر هم معرفی نکرده اند و قس الی هذه.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">سوالات سه گانه آقای محسنی تفاوتی با هم ندارند. در حقیقت ایشان بجای نقد عملکرد دولت به جملات و عبارات و خاطرات احمدی نژاد ایراد می گیرند نه چیز دیگر! درست مثل خیلی از سایتها و وبلاگ ها و روزنامه ها که دائما لابلای صحبتها و سخنرانی های احمدی‌نژاد جستجو می‌کنند تا شاید جمله ای پیدا کنند و آنرا به صورت کلیپ و اس ام اس برای دیگران بفرستند! ولی من فکر میکنم مشکل ما خیلی خیلی مهمتر از این حرفها باشد. خوشبختانه و یا متاسفانه در زمان قبلی‌ها موبایل و یوتیوب و اینترنت  مثل الان نبود وگرنه همین رفتار را میشد با دیگران هم انجام داد، هرچند خودم شخصا با این مسائل مخالفم. مثلا آقای خاتمی که برای دوستان اصلاح طلب ما، به عنوان یک چهره اخلاقی و محبوب شناخته می‌شود، تاکنون چند فیلم و تصویر خود را به صراحت مونتاژ اعلام کرده!</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #339966;">آقا احمدی نژاد گفتند مگر مشکل ما موی جوانان و طرز پوشش آنهاست؟ مشاور ایشان با موهای دم اسبی از بازگشت خوانندگان لس انجلسی صحبت کرد. آقای احمدی نژاد در شعارهایشان گفتند که مسئله معیشت مردم را حل می کنند. آقا احمدی نژاد در شعارهایشان حرفی از انرژی هسته ای ،  نابودی اسرائیل ، نفی هالوکاست و طرح امنیت اجتماعی و افزایش تورم و بیکاری نزدند؟ چرا شعارها و اولویت های احمدی نژاد تغییر کرد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #339966;">احمدی نژاد ۴ سال پیش گفت فامیل بازی را در انتخاب مدیران پایان خواهم داد زریبافان دبیر هیات دولت و عضو هیات مدیره باشگاه دولتی استقلال باجناق احمدی نژاد، برادرشان بازرس ریاست جمهوری، خواهرشان معاون مرکز امور زنان ریاست جمهوری ، علیرضا مددی مدیر عامل تامین اجتماعی و مدیرکل تربیت بدنی تهران برادر زاده باجناق زریبافان، داوود مددی رئیس سازمان تربیت بدنی باجناق زریبافان، اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی باجناق احمدی نژاد، علی اکبر محرابیان وزیر صنایع و معادن خواهر زاده احمدی نزاد ، مهدی هاشمی ثمره مدیر کل وزرات نیرو  و عبدالحمید هاشمی ثمره معاون وزیر صنایع برادران مجتبی هاشمی ثمره، خانم قند فروش مشاور خانواده وزیر کشور زن برادر مجتبی هاشمی ثمره، حسین صمصامی ، سید محسن نبوی ، ناظمی اردکانی ، دانش جعفری نیز با زریبافان و پرویز داوودی معاون احمدی نزاد  نسبت فامیلی دارند.  و حالا می گوید اگر برای ۴ سال دیگر انتخاب شدم با مدیران نالایق ۲۴ سال گذشته برخورد می کنم. اول مگر در چار سال قبل فرصت برای برخورد نبود؟ آیا جنس این برخورد همانند پایان دادن به فامیل بازی در انتصابات است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">به نظر من مشکل آقای خاتمی نه تنها سفر به فرانسه، که در سیاست خارجی ایشان بود و البته به شما حق می‌دهم که با من هم نظر نباشید. اما به هر حال ما منتقد سیاست خارجی آقای خاتمی بودیم و هستیم. درباره همجنس گراها فکر نمی‌کردم این مساله اینقدر مهم و مبهم باشد! نیازی به توضیح نیست در بسیاری از کشورهای غربی همجنس گراها، بطور سازمان یافته و قانونی حضور دارند، اما چنین چیزی حقیقتا در ایران نیست، به نظر شما آیا در ایران هم وضع به همان ترتیب است؟ درباره معاهده سعدآباد، اصلاح طلبان وضعیت کشور را به جایی رساندند که چاره ای جز پذیرفتن شرایط آنها نبود! و حالا ادعا می کنند که رهبری نظام آن را پذیرفته است. بله به این کار اصلاح طلبان می‌گویند «تصمیم سازی برای رهبری»  نه «تصمیم رهبری»! </span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">درباره پروژه‌های سفرهای استانی هم که قبلا خود رییس جمهور توضیح دادند این تصمیمات در تهران  با حضور کارشناسان و مسئولان استانی، به صورت کارشناسی مطرح و بحث می‌شود و در سفرهای استانی فقط تصویب می‌شوند.  درباره موی جوانان از شما می‌خواهم که به نامه های احمدی نژاد به وزیر کشور و نیروی انتظامی و نیز مخالفت وی با طرح مذکور مراجعه کنید.  دوست عزیز بهتر است درباره فامیل بازی حرفی نزنیم. اگر قرار باشد فامیل بازی دولت اصلاحات و سازندگی مورد بررسی قرار گیرد قطعا باید به این دولت مدال افتخار داد!</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><strong>آقای احمد رضا دلیران فیروز</strong> (نویسنده وبلاگ <a title="دولت ائتلافی" href="http://2lateetelafi.blogfa.com" target="_blank">دولت ائتلافی</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای محسن رضایی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><strong><span style="color: #000000;">چرا رضایی؟</span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">من دکتر محسن رضایی را فردی اصولگرا اما در عین حال مستقل میدانم زیرا مشاورین وی از هر دو جناح و از نخبگان جامعه هستند . دکتر محسن رضایی فردی تحصیل کرده است که برای تمام مسائل کشور برنامه دارد . رشته تحصیلی وی دکترای اقتصاد است که اقتصاد مهمترین مسئله و دغدغه کشور است . وی در زمان دفاع از میهن بهترین مدیریت را از خود نشان داد و با درایت مدیریتی خود نگذاشت که حتی یک سانتی متر از خاک میهن به دست بیگانه بیفتد و در زمانی که جنگ تمام شد از سپاه بیرون آمد و به تحقیق در مورد تمام سائل مورد نیاز کشور پرداخت . وی دارای کارشناسانه ترین برنامه بر طبق نیاز ها و واقعیتهای کشور است . وی برنامه ارائه میدهد و برای انجام آن راه حل دارد و بر خلاف نامزدهای دیگر از احساسات مردم و بالاخص جوانان سوء استفاده نمیکند . وی اعتقاد عملی و واقعی به جوانان دارد الآن بسیاری از روسای ستاد انتخاباتی وی در کشور از جوانان زیر ۳۰ سال هستند و در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم از جوانان تحصیلکرده نخبه و بی پشتوانه فامیلی استفاده میکند . او به جوانان اعتماد میکند نه که از آنها سوء استفاده . کشور ما نیاز به بهبود وضع اقتصادی و تولید دارد که محسن رضایی و مشاورانش متخصص ترین افراد در این زمینه هستند . وی کمترین هزینه را در انتخابات انجام داده که در بسیاری از شهرستانها حتی یک ستاد یا یک پوستر هم ندارد . اعتقاد وی ارائه برنامه به جای پوستر است . وی اعتقاد به برقراری ارتباط با آمریکا با حفظ کرامت ایران دارد و در اولین فرصت رابطه اقتصادی قوی با آمریکا برقرار خواهد کرد . شعار وی دولت ائتلافی با استفاده از آقایان قالیباف ولایتی روحانی میرحسین موسوی کروبی خاتمی و رفسنجانی و &#8230; است .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">سوالات امید حسینی (نماینده احمدی نژاد) از حامی رضائی:</span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۱- <span style="color: #ff0000;">بزگترین موفقیت احمدی نژاد و بزرگترین شکست و عدم موفقیت او را در ۴ سال گذشته چه می‌دانید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">آقای امید حسینی شما بسیار شعاری و احساسی از نامزد خود دفاع کردید و هیچ برنامه ای از وی ارائه نداید .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">بزرگترین موفقیت وی در طول این ۴ سال را پیروزی در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری در سال ۸۴ میدانم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">یکی از شکستهای مهم وی شکست در عرصه اقتصاد رکود بی سابقه و تورم سنگین و تعطیلی کارخانجات و کاهش تولید و واردات بی رویه و تعطیلی و انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی و شوراهای پول و اعتبار و &#8230; میدانم.<br />
</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲ – <span style="color: #ff0000;">چرا احزاب ، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مشخص از همان ابتدای انتخاب احمدی‌نژاد  و حتی پیش از آن بنای ناسازگاری و مخالفت با احمدی نژاد را گذاشته بودند و در طول ۴ سال گذشته هم همیشه با او مخالفت کردند؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">چون خود ایشان هم با هیچ حزبی سر سازگاری نداشت حتی اصولگرا . وی هیچ اعتقادی به کار حزبی ندارد و دیدید که در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی جناب آقای ناطق نوری شیخ اصولگرایان و رئیس دفتر بازرسی نهاد مقام معظم رهبری را چگونه مورد لطف قرار داد .</span><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳ – <span style="color: #ff0000;">اصلاح طلبان و مخالفان احمدی نژاد در طول ۴ سال گذشته اتهاماتی را به احمدی نژاد و دولت او نسبت دادند که زمانی جزو اتهامات و اشکالات خودشان بود، نظر شما چیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">دولتهای قبل دارای اشکلاتی بسیاری بودند که دولت نهم هم از این قائده مبرا نبود . البته در بسیاری از موارد از این مشکلات فاصله گرفت و در بسیاری از موارد هم نه و در مواردی هم مشکلات مخصوص به دولت خود را ایجاد کرد .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">در آخر جمله ای برادرانه به شما بگویم  :</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">ایران عزیز و اسلامی در زیر سایه پر برکت مقام عظمای ولایت متعلق به تمامی ایرانی هاست .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">متعلق به تمام کسانیست که در این مرز پر گوهر دیده بر جهان گشوده اند .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">به امید روزی که اخلاق حرف اول را برای ما بزند نه کسب قدرت .</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات نویسنده گوشزد (نماینده کروبی) از حامی رضائی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #ff0087;">آیا رضایی در پاسخ به رفسنجانی که او را مسئول ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر می داند چه گفته است؟&#8230;آن را قبول دارد و به آن افتخار می کند یا منکر آن است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من ترسیم بندی شما در دلائل تان برای رای دادن به کروبی را قبول ندارم . شما به دنبال براندازی نظام اسلامی هستید ؟ خواهشا این گونه از آقای کروبی حمایت نکنید !!!  اگر خود ایشان این ترسیم بندی را ببینند قطعا موضع خواهد گرفت !!!  آقای کروبی از ریشه دارترین افراد انقلاب اسلامی هستند حتی بسیار بیشتر از آقایان رضایی و میرحسین موسوی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آقای کروبی فردی مومن و انقلابی با افکار مدرن است نه برانداز.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ایشان از معتمدین مقام معظم رهبری محسوب میشوند و قابل احترام هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رضایی جوان فرمانده دفاع از میهن بود . اما ادامه ویا توقف جنگ چیزی نبود که تنها با اراده وی صورت بگیرد . آنها دستورات را اجرا میکرده اند و به آن هم افتخار میکنند .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در آن زمان امام  رئیس جمهور  نخست وزیر رئیس مجلس شورای اسلامی  شورای انقلاب و دفاع  ارتش و &#8230; هم تصمیم گیر بودند و محسن رضایی اجرا کننده . پس هر تصمیمی بوده تصمیم کل نظام بوده و رضایی افتخار آن را داشته که آن ها را درست و صحیح انجام داده .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #ff0087;">آیا رضایی با گشت های ارشاد چه خواهد کرد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آقای رضایی خود جواب این سوال را داده . ایشان گفته با این کلمات با احساسات جوانان در زمان انتخابات بازی نکنید . در مملکت ما آنقدر باید کار و تولید ایجاد شود که دیگر نیازی به گشت ارشاد نباشد . ایشان قطعا گشتهای ارشاد به این شکل را جمع خواهند کرد . ایشان اجازه نمیدهند بی جهت به جوانان گیر داده شود . اما با اراذل و اوباش و مزاحمان به نوامیس مردم به شدت برخورد خواهند کرد اما گشتهای ارشاد را جمع و کار فرهنگی خواهند کرد . آقای محسن رضایی بسیار به جوانان اعتقاد دارند . و اگر تا به حال قولی را داده به آن عمل کرده .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #ff0087;">حامیان پنهان رضایی چه کسانی هستند؟ آیا در روزهای آینده کسانی مثل لاریجانی به او می پیوندند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رضایی آرای خاموش بسیاری دارد . البته من نظر آقای دکتر لاریجانی را نمیدانم و درست هم نیست که بخواهم چیزی را که نمیدانم به زبان بیاورم .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما خبرگزاری آسویشیتد پرس تحلیلی در ۲ روز پیش داده که گفته اصولگرایانی که از احمدی نژاد گله دارند و در عین حال نمیخواهد به اصولگرایی خیانت کنند به محسن رضایی رای خواهند داد .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در این مناظره ها که به پیشنهاد خود دکتر محسن رضایی بود همه اذعان داشتند که ایشان فردی تحصیلکرده و برنامه دار ترین کاندیداست .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات مهدی محسنی (نماینده موسوی) از حامی رضایی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱-    <span style="color: #339966;">محسن رضایی در دوره قبل گفت از انتخابات کناره نمی رود مگر با گلوله. چه شد که انصراف داد؟ آیا با گلوله ایشان مجبور به انصراف شد؟ آیا این رفتار نشان از غیر قابل اعتماد بودن محسن رضایی نیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">آن کنار کشیدن یک تاکتیک برای خود ایشان بود . ایشان برای آنکه آراء خرد نشود به نفع ملت ایران کنار کشید و از آبروی خود مایه گذاشت .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">دوست عزیزم امام در آن زمان که جنگ مهمترین مسئله تاریخ ایران بود و دشمن خاک ایران را اشغال کرده بود به محسن رضایی ۲۶ ساله اعتماد کرد و نتیجه گرفت و با مدیریت وی حتی یک سانتی متر از خاک ایران از دست نرفت و حتی بصره هم به دست ایرانی ها افتاد و همه این ها از درایت محسن رضایی بود پس بدان وی قابل اعتماد بوده که در آن مقطع سرنوشت کشور را به دست وی سپرده اند و جواب مثبت هم گرفتند .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">هر چند در این رابطه من هم نقدهایی از مهندس موسوی دارم اما به دلیل آنکه ایشان را دوست دارم فعلا آنها را بیان نمیکنم.</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲-    <span style="color: #339966;">محسن رضایی از کار تیمی و سالها مطالعه صحبت می کند. ایشان دارای کدام تشکیلات حزبی و سیاسی و یا حتی مطالعاتی هستند؟ آیا مطالعات و بررسی های ایشان فردی بوده است؟ به جز چهره هایی از اصولگرایان که در چند ماه اخیر گرد ایشان حلقه زده اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;"> احزاب بسیاری از ایشان حمایت میکنند که حزب نیک اندیشان ایران اسلامی و توسعه و عدالت از مهمترین آنها هستند . وی دارای دکترای اقتصاد است که تا به حال چندین کتاب در این زمینه نوشته اند ایشان ۱۲ سال در کمیسیونهای مختلف مجمع تشخیص مصلحت نظام که خود وی دبیر آن هم هست با حضور بهترین نخبگان و متخصصان مطالعات بسیاری من جمله در زمینه اقتصاد دارد .</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳-    <span style="color: #339966;">ایشان از انقلاب اقتصادی ، تغییرات در قوه قضائیه و شرایط خدمت وظیفه سخن می گویند. آیا اقتصادی مقوله ای آن چنان حساس نیست که کوچکترین تغییری بر آن اثرات غیر قابل باوری می گدارد در این شرایط آیا انقلابی گری اقتصادی بیشتر یک ژست سیاسی نیست؟ آیا محسن رضایی به تفکیک قوا اعتقادی ندارند که در پی ایجاد تحول در قوه قضائیه هستند؟ همچنین با توجه به اینکه مسوولیت کل قوا با رهبری است چگونه در مورد خدمت وظیفه چنین وعده ای را می دهند. اگر در این مورد نفوذ و توان مجاب نمودن ایشان و دیگر مسوولین نظامی را دارند چرا در مجمع تشخیص در در این ۱۲ سال اخیر تثبیت در پی این اقدام نبوده اند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"> بنا به اذعان بسیاری دکتر محسن رضایی تا به اینجا برنامه دارترین و تحصیل کننده ترین نامزد در بین این چهار نامزد محترم بوده . وی در تمام زمینه برنامه خود را نوشته و با فرمولهای خاص و درک درست از موقعیت های فعلی جامعه و امکانات کشور آنها را طراحی و ارائه کرده . مجمع تشخیص مصلحت نظام هم وظیفه اش مشورت دادن به مقام معظم رهبری و ترسیم سیاستهای کلی نظام است نه کار اجرایی که اصل ۴۴  قانون اساسی و سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور توسط ایشان طراحی شده . وی  تفکیک قوا را اعتقاد دارد و در جهت اصلاح مناسب ساختار اداری قوا برنامه ارائه خواهد داد .</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان هموطنان عزیزم</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دکتر محسن رضایی در آن زمان با اعتماد شما توانست دشمن را از خاک میهن بیرون کند</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و این بار با اعتماد شما میتواند فقر بیکاری و تورم را از کشور برای همیشه بیرون کند</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فارغ از هر زنده باد و مرده باد</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و فارغ از هر گونه احساساتی شدن</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به کاندیدای با برنامه و آرامش دهنده و بی تنش دکتر محسن رضایی اعتماد کنید</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">زنده باشید</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;">نویسنده وبلاگ <a title="گوشزد" href="http://gooshzad.blogspot.com" target="_blank">گوشزد</a> بعنوان نماینده<strong> آقای مهدی کروبی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><strong><span style="color: #000000;">چرا کروبی؟</span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">نیروهای برانداز مسلح&#8212;-سلطنت طلبان&#8212;&#8211;مشروطه خواهان&#8212;&#8211;جمهوری خواهان و نیروهای ملی&#8212;&#8212;نهضت آزادی و ملی مذهبی ها&#8212;&#8211;<span style="color: #ff0087;">افراد کروبی</span>&#8212;&#8211;افراد خاتمی و مشارکت&#8212;مجمع روحانیون&#8212;<span style="color: #ff0087;">موسوی</span>&#8212;-رفسنجانی و کارگزاران&#8212;-جامعه روحانیت و راست میانه رو&#8212;<span style="color: #ff0087;">رضایی</span>&#8212;-رهبر&#8212;راست رادیکال و <span style="color: #ff0087;">احمدی نژاد</span> و سپاه و موئتلفه</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۱- من طیف سیاسی امروز ایران را به شرح فوق می بینم و از آنجا که خود را متعلق به جمهوری خواهان و نیروهای ملی می بینم طبیعتا نزدیک ترین فرد به خود را در این طیف کروبی می دانم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۲-صفت ممیزه  و ممتاز برای هر شغل متفاوت است، به عنوان مثال رئوفت اگرچه برای همه خوب است اما پرستاران و مربیان مهد کودک به این صفت شدیدا نیازمندند. صفات ممیزه و ممتاز برای رییس جمهور مشورت پذیری، شجاعت و صراحت، دید باز و نگرش عام، مدرنیسم، سماجت و پایداری و بسیاری صفات دیگر است که بیشتر آنها در کروبی به مقادیری هست و در دیگران کمیاب تر و نادرتر است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۳-برای نخستین با بعد از انقلاب کروبی نخستین  کسی است که با برنامه مدون و تیم ورزیده و حزب و روزنامه وارد عرصه انتخابات شده است&#8230;برای من که دلبسته مدرنیسم هستم اینها نکات قوت کمی نیست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۴-اگر کروبی رییس جمهور شود ختم قاعده مرید و مرادی در سیاست این ملک اثبات می شود که دستاورد شگرفی خواهد بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۵- کروبی خوب یا بدش و زیر و رویش و عملکرد قابل انتقادش بیش از سایر کاندیداها شفاف است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff0087;"><span style="color: #000000;">۶- کروبی علیرغم عبا و عمامه اش نظرات پیشرو و مدرن تری ارائه می دهد&#8230;این نظرات صرف نظر از اینکه قابل اجرا باشند یا نباشند، قابل تبدیل به یک نوع همه پرسی هستند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">سوالات امید حسینی (نماینده احمدی نژاد) از حامی کروبی:</span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۱-<span style="color: #ff0000;"> بزرگترین موفقیت احمدی نژاد و بزرگترین شکست و عدم موفقیت او را در ۴ سال گذشته چه می‌دانید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">مهمترین کار احمدی نژاد به نظر من پرده برداری از تندیس &#8220;اوج اصولگرایی&#8221; بود که سبب شد امثال من که فکر می کردیم بالاتر ایز سیاهی رنگی نیست به بطلان نظر خود پی ببریم.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">بزرگترین شکست او هم شکست در تصویب حذف یارانه ها بود که می توانست اقشار فرودست را هم به نتیجه فوق الذکر برساند.</span><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲ – <span style="color: #ff0000;">چرا احزاب ، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مشخص از همان ابتدای انتخاب احمدی‌نژاد  و حتی پیش از آن بنای ناسازگاری و مخالفت با احمدی نژاد را گذاشته بودند و در طول ۴ سال گذشته هم همیشه با او مخالفت کردند؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">در جواب سوال دوم باید بگویم که مگر احمدی نژاد به موافقت احزاب نیازی دارد.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">کسی که ب حمایت رهبر و مجلس و قوه قضاییه و صدا و سیما و نهادهای روحانی و &#8230; را به دنبال دارد و احزاب را هم به همین واسطه خفه کرده است چه نیازی به حمایت آنها دارد&#8230;حمایت احزاب در جوامعی معنا دارد که دمکراسی منشا مشروعیت نظام حقوقی کشور است&#8230;اینجا که الحمئداالله دموکراسی کفر است و زندقه!</span><br />
</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳ – <span style="color: #ff0000;">اصلاح طلبان و مخالفان احمدی نژاد در طول ۴ سال گذشته اتهاماتی را به احمدی نژاد و دولت او نسبت دادند که زمانی جزو اتهامات و اشکالات خودشان بود، نظر شما چیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">سوال سوم را متوجه نشدم.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات احمدرضا دلیران فیروز (نماینده رضایی) از حامی کروبی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #3366ff;">اگر ایشان بخواهد در آمد نفت را به صورت ماهانه ۷۰ هزار تومان به مردم بدهد پس بودجه کشور از کجا تامین بشود ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هر دولتی که سر کار بیاید ناچار است که یارانه ها را حذف کند کما اینکه محمود احمدی نژاد نیز قبل از عید همین قصد را داشت که مجلس با او همراهی نکرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">طرح سهام شرکت پخش فرآورده های نفتی و گازی (و نه شرکت ملی نفت ایران) که تامین کننده گاز و نفت و بنزین داخل کشور است به طور خلاصه این است که سهام این شرکت به همه افراد بالای هجده سال واگذار می شود و یارانه بنزین و گازوییل و گاز و سایر اقلام حذف می شود .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بنابراین همه مردم ماهیانه به جای سوبسید درافتی بر روی موادی که بعضا دریافت نمی کرده اند وجه آن را دریافت می کنند و از آنجا که این وجه بلافاصله توسط قیمت واقعی خدمات از جامعه جذب می شود سبب تورم نمی شود<strong>.</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #3366ff;">چرا با آنکه ایشان به شیخ اصلاحات معروف است غالب اصلاح طلبان حاضر به حمایت از شیخ و نماد خود نیستند ؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اینکه غالب اصلاح طلبان حاضر به حمایت از شیخ نیستد بیشتر از اینکه مربوط به سشیخ باشد مربوط به نداشتن احزاب اصیل و ریشه دار در ایران است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">احزاب اصلاح طلب یدک کش نام اصلاح طلبی هستند و پایبند به اصول خود نوشته نیز نیستد وگرنه معوم است که شیخ از مهندس اصلاح طلب تر است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #3366ff;">ایشان چه برنامه ای جامع و دقیق و کارشناسی برای جوانان اقتصاد تولید صنعت و سیاست خارجی دارند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">راجع به سوال سوم به بیانیه ها مراجعه شود&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات مهدی محسنی (نماینده موسوی) از حامی کروبی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱-    <span style="color: #339966;">چرا آقا کروبی که مدعی رفتار حزبی و تقویت عناصر جامعه مدنی است –که یکی از مهمترین المان های آن احزاب هستند- ، از مشاورانی استفاده می کند که همگی نشان داده اند اعتقادی به کار حزبی ندارند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">در پاسخ به سوال اول باید عرض کنم که هر کدام از این افراد به جای اینکه به حزب وفادار باشند به اصول آن حزب وفادار بوده اند&#8230;حزب مشارکت که ایران را برای همه ایرانیان می خواست به طمع کسب کرسی های وزارت صحنه انتخابات را چون مسابقه اسبدوانی دید و به زعم خود و به پیروی از قاعده مراد و مرید پروری به تبعیت از خاتمی پشت سر مهندس موسوی جمع شد که در بهترین حالت یک &#8220;اصولگرای خوب&#8221; است و نه حتی یک ا&#8221;اصلاح طلب بد&#8221; یا حزب کارگزارن که مشخصه اصلی آن حمایت از اقتصاد آزاد است به همان دلایل فوق الذکر موسوی را ترجیح دا که عقاید مبتنی بر اقتصاد سوسیالیستی اش زبانزد است.</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲-   <span style="color: #339966;"> آیا به نظر شما مشاوران و یا حتی جناب آقای کروبی برای جلب آرا مسائلی را مطرح نمی کنند که نسبت به آنها بی اعتقاد و یا کم اعتقاد هستند؟  همچنین در برخی موارد از دایره اختیارات رئیس جمهرو خارج است؟ مثلن طرح موضوع حجاب اختیاری، ممنوعیت چند همسری یا تغییر قانون اساسی.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">به نظرم مهم تر از اینکه نیت خوانی کنیم آن است که ببینیم رییس جمهور طرف کدام طیف قرار دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">به باور من رییس جمهوری که با مطالبه محوری حاضر است به جریان های مختلف میدان دهد دورنمای بهتری ارائه می دهد تا رییس جمهوری که حتی حاضر نیست به این موضوعات نزدیک شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">اگر کروبی ده درصد گفته هایش را در باب صیانت از حقوق شهروندی اجرا کند کار برجسته ای کرده است و اگر میرحسین موسوی ۱۰% خواسته اش مبنی بر احیای اسلام ناب محمدی را اجرا کند خدا به داد همه مان برسد!</span><br />
</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳-    <span style="color: #339966;">هواداران کروبی از او چهره ای پیشرو که ثابت قدم ارائه در تغییر شرایط می دهند ، اما چه شد که در مورد تغییر قانون مطبوعات ان رفتار غیر قانونی را نشان دادند؟ همچنین در مورد تقلب در انتخابات به تذکر رهبری ساکت شدند؟ و چهار سال بجای نقد دولت نهم اصلاح طلبان را به خاطر به باور ایشان تندروی ها سرزنش کردند؟ آیا سخنان و خواسته های ایشان بسیار تند تر و فراتر از خواست اصلاح طلبان نیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">در مورد سوال سوم نقص ها و نارسایی های شیخ از آنجا که متعلق به زمان حال هستند برجسته می نمایند با این حای در مورد قانون مطبوعات کل هیات رییسه که همگی از طرفداران موسوی در این انتخاباتند موضع گرفتند و حمایت کردند و در مورد رد صلاحیت کاندیداها تا جایی که خودش ابراز کرده و تکذیبیه ای از سایرین ندیده ام با مشورت ایشان و آقایان خاتمی و جنتی بنا شده بود که صلاحیت همه به جز دو نفر (میردامادی و احتمالا بهزاد نبوی) تایید شود که به علت مخالفت نمایندگان و سرسختی آنان طرح شکست می خورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">لازم است یاد آوری کنم که مهدی کروبی کاندیدای ایده آل من نیست و صرفا به دلیل آنکه &#8220;عیب های کمتری&#8221; از سایر نامزد ها دارد از ایشان دفاع می کنم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><strong>آقای مهدی محسنی </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="جمهور" href="http://jomhour.info" target="_blank">جمهور</a>) بعنوان نماینده <strong>آقای میرحسین موسوی</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><strong>چرا موسوی؟</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۱-    موسوی انسان معتدلی است. عملکردش در دهه اول انقلاب که زمان تندروی بسیاری بود تایید کننده است. ۲۰ سال فاصله از صندلی قدرت و همدمی با هنر و بودن در میان مدرم او را معتدل تر و میانه رو تر نیز نموده است. موسوی تا کنون شعاری نداده که به نظر بیاید به آن معتقد نیست. یعنی به همین میزان که ادعا می کند می توان از او انتظار داشت نه بیشتر.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۲-    موسوی همسری دارد که به واقع از او پیشرو تر است پس می توان به تغییر شرایط زنان امید داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۳-    موسوی نشان داده می تواند ۲۰ سال در عرصه سیاست به عوان صاحب مقام حضور نداشته باشد. برای صندلی قدرت حرص نمی زند و برای بقای به هر عملی دست نخواهد زد. همچنین موسوی زندگی متوسط دارد، اما زاهد مسلک نیست. مشکلات و سختی های زندگی مردم را بخوبی لمس کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۴-    موسوی به آزادی های اجتماعی و مذهبی و فرهنگی عمیقن معتقد است و تنوع اقوام را فرصت می بیند. </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">۵-    موسوی به علت معمار و  نقاش بودنش روحی لطیف و از حس قوی زیبا شناسی برخوردار است.فرهنگ و هنر را خوب می فهمد و می توان امیدوار بود که عرصه فرهنگ فراخ تر از این انسداد و فشار خارج گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #339966;"><span style="color: #000000;">۶-    موسوی به راستی از نظر جایگاه سیاسی می تواند با آقایان هاشمی و خامنه ای مقایسه گردد. ضمن اینکه از حمایت افرادی همچون خاتمی، هاشمی و ناطق نوری و روحانی بهره می برد و احزابی چون مشارکت و کارگزاران و سازمان مجاهدین و حزب اعتدال و توسعه و حتی نهضت آزادی و نیروهای ملی و مذهبی  بهره می برد و این ها همه سرمایه او برای ایجاد تغییراتند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">سوالات امید حسینی (نماینده احمدی نژاد) از حامی موسوی:</span></span></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۱-<span style="color: #ff0000;"> بزرگترین موفقیت احمدی نژاد و بزرگترین شکست و عدم موفقیت او را در ۴ سال گذشته چه می‌دانید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شاید بزرگترین موفقیت احمدی نژاد این بود که توانست چهار سال ریاست جمهوری خود را به پایان ببرد. که البته این موضوع به کمک مجلسی اتفاق افتاد که بیشتر از وکیل الدوله ها تشکیل شده است تا وکلای مردم. لیست شکست ها و عدم موفقیت های احمدی نزاد نیز بسیار طولانی است.  اما بیشترین ضربه به منافع کشور در زمینه اقتصادی وارد شده است. احمدی نزاد دولتی تا تورم ۱۳ درصد ، بیکاری ده درصد و حساب ذخیره ارزی سی میلیارد دلاری در اختیار گرفت و با نفت ۱۴۰ دلاری تورم را به تنزدیک به ۳۰ درصد و بیکاری را به ۱۳ درصد رساند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲ – <span style="color: #ff0000;">چرا احزاب ، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی مشخص از همان ابتدای انتخاب احمدی‌نژاد  و حتی پیش از آن بنای ناسازگاری و مخالفت با احمدی نژاد را گذاشته بودند و در طول ۴ سال گذشته هم همیشه با او مخالفت کردند؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اینکه پیش از انتخاب احمدی نژاد احزاب اصلاح طلب چرا با احمدی نژاد مخالفت می کردند اصلن عجیب نیست. انتخابات عرصه رقابت و انتقاد و مخالفت است. اما پس از ان شروع انتقادات از چند ماه پس از آغاز کار دولت نهم بود. حتی اصلاح طلبان در جریان معرفی کابینه دولت نه و شیوه رای آورن بعضی وزرا و بطور مشخص مدرک جعلی مرد علمی ریاضی جناب وزیر علوم نیز سکوت کردند. حجم اشتباهات و لطماتی که احمدی نژاد به کشور و حقوق شهروندان و منافع ملی وارد نمود انچنان است که این دوره ۴ ساله برای بیان انتقادات و سیاهکاریها کافی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳ – <span style="color: #ff0000;">اصلاح طلبان و مخالفان احمدی نژاد در طول ۴ سال گذشته اتهاماتی را به احمدی نژاد و دولت او نسبت دادند که زمانی جزو اتهامات و اشکالات خودشان بود، نظر شما چیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #000000;">متاسفانه در این مورد سوالتان بسیار کلی است و مشخص نیست کدام اتهامات را می گویید؟ مثلن اصلاح طلبان ادعای هاله نور کردند؟ یا در هر سفر استانی ۲۰۰ مصوبه تصویب نمودند؟ یا ادا کردند به اندازه ۴۰ سال در یک سال کشور را به سمت جلو برده اند؟ آیا اصلاح طلبان طرح برخورد با حوانان و دختران را پیگیری نمودند؟ آیا اصلاح طلبان از وزیری که فوق دیپلم داشت و مدرک دکترای جعل کره بود حمایت کردند؟ آیا اصلاح طلبان داشنجویان را ستاره دار و از تحصیل محروم کردند؟ آیا در زمان اصلاح طلبان یک میلیارد دلار ول گم شد و حاضر نبودند به هیچ کجا پاسخگو باشند؟ آیا اصلاح طلبان مخالفان خود را بزغاله خوانند؟ و در هیات دولت برای امام زمان یک صندلی خالی گذاشتند؟</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات احمدرضا دلیران فیروز (نماینده رضایی) از حامی موسوی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #3366ff;">اولویتهای اقتصادی ایشان کدام است ؟ (لطفا با برنامه توضیح داده شود)</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">موسوی در مطلبی خلاصه سه اصل کلی را برای برنامه اقصادی خود توضیح می دهد که در لینک پیوست می توانید مشاهده کنید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">اصل اول و کلید حل مشکلات اقتصادی ایران اصلاح قوه مجریه و باز تعریف دولت است. اصل دوم در برنامه دولت امید، تحول در جایگاه بخش خصوصی و ارتقای آن در نظام تصمیم‌گیری کشور است. اصل سوم تقویت بنیادهای اخلاقی و حفظ تعادل‌های اجتماعی است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">علاوه بر آن سه اصل هفت برنامه مستقل برای خروج از رکود و بهبود توزیع درآمد و افزایش اشتغال ارائه شده است. این برنامه‌ها عبارتند از:<br />
۱- برنامه از میان برداشتن فقر مسکن و اجرای اصل سی و یکم قانون اساسی<br />
۲- طرح تبدیل صنعت‌ نفت به موتور محرکه اقتصاد کشور<br />
۳- برنامه بهبود فضای کسب‌وکار<br />
۴- برنامه دولت الکترونیک به منزله ابزاری برای تحقق عدالت، آزادی و افزایش کارایی<br />
۵- برنامه جلوگیری از اتلاف منابع عمومی با اصلاح نظام بودجه ریزی<br />
۶- برنامه اصلاح الگوی مصرف انرژی<br />
۷- برنامه مقابله با تورم<br />
خلاصه این برنامه اقتصادی دولت در <a href="http://kalemeh.ir/vdcg.z97rak97ypr4a.html" target="_blank">این لینک</a> بخوانید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۲- <span style="color: #3366ff;">حمایت احزابی همچون نهضت آزادی، کارگزاران و مجاهدین انقلاب و مشارکت را از ایشان چگونه ارزیابی میکنید؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">نهضت البته از هر دو کاندیدای اصلاح طلب حمایت کرده است. این حمایت ها را بسیار  مثبت ارزیابی می کنم و معتقدم با توجه به حماین نیورهای میانه دو و بخشی از اصولگرایان از مهندس موسوی اجماع ملی در مورد ایشان حاصل شده است. طیف گسترده حامیان مهندس موسوی از نقاط قوت ایشان است که دیگر کانیدداها از ان بی بهره اند.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">۳-  <span style="color: #3366ff;">ایشان چه برنامه ای جامع و دقیق و کارشناسی برای جوانان، تولید، صنعت و سیاست خارجی دارند؟</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;">مورادی که شما ذکر فرمودید تقریبن همه زمینه های اداره مملکت را شامل می شود و برای هر مورد چندین صفحه البته به عنوان خلاصه برنامه می شود ارائه کرد. به شما پیشنهاد می کنم مشروح تعدادی از برنامه های مهندس موسوی را در لینک های زیر بخوانید: <a href="http://havadaran.net/page/tavarom.php  " target="_blank">مهار تورم</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/zanan.php" target="_blank">زنان </a>- <a href="http://havadaran.net/page/egov.php" target="_blank">دولت الکترونیک</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/amoozesh.php" target="_blank">آموزش و پرورش</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/tarabari.php" target="_blank">حمل و نقل</a> &#8211; <a href="http://havadaran.net/page/energy.php" target="_blank">الگوی مصرف انرژی</a> -  <a href="http://havadaran.net/page/budget.php" target="_blank">نظام بودجه ریزی </a>- <a href="http://yaarinews.com/default.aspx/n/1706/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF" target="_blank">برنامه های کلی</a> -<a href="http://www.entekhab10.net/1388/03/post-130.php" target="_blank"> برنامه‌های ورزشی</a> -<a href="http://kalemeh.ir/vdcg.z97rak97ypr4a.html" target="_blank"> برنامه اقتصادی </a></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #3366ff;"><span style="color: #000000;"><a href="http://barnameh.mirhussein.com/" target="_blank">سایت مشروح برنامه های اقتصادی میر حسین موسوی</a></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوالات نویسنده گوشزد (نماینده کروبی) از حامی موسوی:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما موسوی به نظرات ولی فقیه نزدیک تر است یا کروبی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به واقع این موضوع فاقد ارزش اکتسابی برای هر کاندیدا می باشد و اهمیت این نسبت بیشتر به نحوه ی تعامل و تقابلی است که میان رئیس جمهور و رهبری ایجاد خواهد شد. بر طبق قانون اساسی رهبر نفر اول کشور و رئیس جمهور نفر اول اجرایی است که تحت فرمان رهبری فعالیت خواهد کرد. مثلن در ماجرای حکم حکومتی کروبی بر خلاف نص صریح قانون مجلس از طرح اصلاح قانون مطبوعات جلوگیری نمود. در حالی که شاید نظراتش چندان با رهبری هماهنگ نباشد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">موضوع مهم در مورد موسوی جایگاه ویژه او و سابقه تقابل و تعاملی است که با آیت الله خامنه ای داشته است. موسوی به اموری که معتقد است و در چهارچوب اختیاراتش باشد، پایبند است در حالی که کروبی نشان داده در این مورد ضعف زیادی دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- <span style="color: #ff0087;">به نظر شما حمایت کردن مشارکت و کارگزارن از موسوی به دلیل &#8220;قابلیت رای آوری&#8221; به جای حمایت از کروبی که شعارهایش مدرن تر و منطبق تر بر اساسنامه این احزاب بوده است، قابل قبول و اخلاقی است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">قابلیت رای آورن یکی از علل حمایت از موسوی است. امری که از اهمیت حداقلی نزد اصلاح طلبان برخوردار است. من تفاوت فاحش میان شعارها و وعده های موسوی و کروبی نمی بینم. تنها اختلاف در این است که موسوی شعارها و وعده هایی می دهد که عملیاتی تر و در چهارچوب شرایط کنونی قابل اجراست. نه وعده هایی که بخش عمده ان به موافق مجلس، رهبری و قوه قضائیه مربوط می گردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در ضمن کروبی عملکردی چهارساله در قبال اصلاح طلبان داشته است. نمی توان بر اساس شعارهای چند ماهه همه ان رفتار ها را ندیده گرفت. رفتارهایی که بخشی از ان حتی به مجلس ششم و منزوی کردن اصلاح طلبان پیشرو بر می گردد. کروبی شعارهای اصلاح طلبانی را می دهد که چند سال پیش در گفتگو با کیهان و فارس انها را تندرو و افراطی می خواند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من همچنین اعتقاد دارم دفاع کارگزاران و مشارکت و سازمان مجاهدین بر اساس عقل جمعی و رضایت بدنه این احزاب اتفاق افتاده است. امری که مطلوب و در پذیرش بهتر موسوی موثر تر است. ضمن اینکه اصلن این سوال ربطی به جناب آقای موسوی نداشت و در نقد عملکرد مشارکت و کارگزاران بود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- <span style="color: #ff0087;">اگر موسوی رییس جمهور شد، به نظر شما وقتی تضادی بین خواسته های طرفداران پر شور امروز (مثل آزادی های اجتماعی برای جوانان) و حامیان قدرتمندش از راست سنتی (مثلا مخالفت با آزادی های فوق الذکر) رخ دهد، آقای موسوی به کدام سمت میل می کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">مهم در این مورد دیدگاه میر حسین موسوی و حلقه اول تیم کاری اوست. شخص مهندس و  افراد نزدیکش به کرامت انسانی باور دارند. آزادی های اجتماعی را جز لاینفک حقوق شهروندان می دانند و قعطن بر اساس دیدگاه خود عمل خواهند نمود &#8211; با در نظر گرفتن همه محدودیت ها و اختیارات نهادهای انتصابی که برای همه کاندیداها یکسان است-. موسوی آنچه را رسما اعلام کرده پایبند است و همین حرف هاست که جوانان پر شور امروزی را به خود جذب نموده. کاری که شعارهای پر زرق و برق دیگر از انجام آن ناتوان است.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/1688754.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/1688754/" >View Poll</a></noscript><br />
</strong></p>
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/#comments">23 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2009 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/election-faceoff/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>23</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 12+1 : ناصر خالدیان vs جلال سمیعی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 May 2009 08:52:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=132</guid>
		<description><![CDATA[در فیس آف سیزدهم، میزبان دو طنزپرداز ارزنده بلاگستان هستیم تا با کلام شیوا و شیرین شون نحسی ۱۳ فیس آف رو بدر کنند! طراح لوگو: علیها ناصر خالدیان (نویسنده وبلاگ نقطه ته خط) ناصر خان خود را اینگونه معرفی می کند: &#8220;ناصر خالدیان، طنزنویس، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس گم و گور شده سابق. من هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در فیس آف سیزدهم، میزبان دو طنزپرداز ارزنده بلاگستان هستیم تا با کلام شیوا و شیرین شون نحسی ۱۳ فیس آف رو بدر کنند!</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13.jpg"><img class="aligncenter" title="Face Off 13 : جلال سمیعی  vs  ناصر خالدیان" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13.jpg" alt="" width="350" height="350" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو: <a title="علیها" href="http://aliha.ir" target="_blank">علیها</a></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff6600;">ناصر خالدیان<span style="color: #ff6600;"> </span></span></strong>(نویسنده وبلاگ <a title="نقطه ته خط" href="http://noqte.com/" target="_blank">نقطه ته خط</a>)</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ناصر خان خود را اینگونه معرفی می کند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;ناصر خالدیان، طنزنویس، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس گم و گور شده سابق. من هم اکنون در قید حیات به سر می‌برم.&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ناصر خالدیان هفت سالی با عنوان «<a title="نقطه ته خط" href="http://noqte.com/" target="_blank">نقطه ته خط</a>» وبلاگ نوشت. تقدیرها و جوایز متعدد در زمینه وبلاگ‌نویسی دارد (از وبلاگ‌های برتر ایرانی به انتخاب هفت سنگ، جزو بهترین وبلاگ‌های ایران به انتخاب کاربران از سوی پرشین بلاگ، برگزیده جشنواره ملی طنز اینترنتی). یک سال بیشتر می‌شود که <a title="نقطه ته خط" href="http://noqte.com/" target="_blank">نقطه ته خط</a> را آپدیت نکرده است که موجب شایعات فراوانی شده بود. وی گفته که به زودی دوباره به وبلاگستان بازمی‌گردد. ناصر خالدیان در وبلاگش در مورد موضوعات مختلف به صورت مقالات جدی و اغلب طنز می‌نوشت. خودش عقیده دارد موضوعات جدی که نوشته همه‌اش طنز و کمیک بوده و موضوعات طنزش کاملاً جدی است.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">جلال سمیعی </span></strong><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">(نویسنده وبلاگ <a title="... و غیره!" href="http://www.joonomi.ir/" target="_blank">&#8230;و غیره!</a>)</span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال جان بیوگرافی خود را اینگونه می نویسد:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">&#8221; من جلال سمیعی، متولد ۱۳۶۱  در شهرری هستم؛ روزگاری فکر می‌کردم اگر دستم مثل دایی‌م به چارچوب بالایی در بخورد، یعنی آدم بزرگ و مهمی شده‌ام؛ حالا چند سال است که دستم به آنجا می‌رسد ولی آدم مهمی نشده‌ام، فقط بزرگ شده‌ام. ترم هشتم مهندسی بودم که یکهو به سرم زد بروم ارتباطات بخوانم، چون مدتی بود که روزنامه‌نگار بودم ولی از من مهندس درنمی‌آمد؛ حالا دانشجوی ارشد ارتباطات هستم و بعد از سه سال سردبیری در رادیو جوان، حالا در رادیو تهران مشغولم. یک کتاب هم چاپ کرده‌ام از طنزهام با نام «و غیره!». شش ماهی هم نویسندگی و اجرای یک آیتم طنز زنده را در «صبح بخیر ایران» داشتم با اسم «حرف اضافه»، که وقتی دیدم مرا نمی‌گیرند، خودم تمامش کردم! از مرداد ۱۳۸۱ «<a title="در محضر ملکوت" href="http://joonomi.persianblog.ir/" target="_blank">در محضر ملک‌الموت</a>» را می‌نوشتم و بعد آمدم «<a title="و غیره!" href="http://www.joonomi.ir/" target="_blank">و غیره!</a>» تا امروز. «<a title="رساله صد فرمان" href="http://100farman.blogfa.com/" target="_blank">رساله‌ی صد فرمان</a>» و «<a title="ژانرشناسی" href="http://genre.blogfa.com/" target="_blank">ژانرشناسی</a>» را هم اضافه کنید به دل‌مشغولی‌های پراکنده‌ام. با این همه معلوم نیست از من چه چیزی درمی‌آید آخرسر.&#8221;</span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"> <strong>خب بازیگر فیس‌آف شدیم. یعنی حالا من «نیکلاس خالدیان» و تو «جان سمیعی» هستیم. به نظرت اگر داستانی مثل فیس آف (جان وو) بین ما پیش می‌آمد و من جای تو بودم و تو جای من، یک روز معمولی از زندگی‌ام از وبلاگ‌نویسی تا رادیو و غیره به عنوان «جان سمیعی» چه طور می‌گذشت؟ </strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">فرض کن من همان آقا پلیسه بودم که قرار بود خودم را با عمل شبیه تو کنم، اول از همه با بدبختی اضافه‌وزنم باید چه کنم؟ تو هم که داری برای خودت خلاف‌کاری‌هات را می‌کنی و تا من بیایم شبیه تو بشوم، برای خودت نامزد شده‌ای و رای هم آورده‌ای و سازمان ما را منحل کرده‌ای. احتمالا بقیه‌ی روزها به این می‌گذرد که من هی می‌آیم در اتاق تو که وقت ملاقات مردمی بگیرم برای وام، تو هم که هر روز یک قبرستانی می‌روی برای سرکشی. سیاسی شد ناصر؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>چرا وبلاگ‌نویسی را جدی گرفتی و نرفتی دنبال یک کار آبرومندتر؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: </span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">اول از همه، سلام جلال جان</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">حالت چطوره بزرگِ میدان؟</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">عرضم به حضور، وبلاگ جدی نیست</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">فقط ابزاره، هدفمندی نیست</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">وبلاگ خوشدسته برا نوشتن</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">توی اینترنت واژه‌ها کِشتن</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">میشه خودت بود، رهاتر نوشت</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">یا برعکس اون: خالی‌بند و زشت</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">بستگی داره پشت هر وبلاگ</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">یه آدم باشه یا یه دونه «باگ»!</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>آقا می‌گویند می‌خواهیم در این فیس آف زوایای پنهان شخصیت همدیگر را بکاویم. جلال جان چه خبر از زاویه‌هات!؟  اصلاً به نظر خودت چند ضلعی هستی؟ آن گوشه موشه‌ها چه خبر که ما نمی‌دانیم؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">راستش من خیلی وقت‌ها حس می‌کنم که بسیاری از زوایای پنهان خودم را کشف نکرده‌ام؛ یعنی آن‌قدر توی کار زوایای مردم و زندگی‌شان می‌چرخم برای سوژه درآوردن که فرصت به گوشه‌های خودم نمی‌رسد؛ بعدش هم آدم بهتر است زوایای خودش را از دیگران قایم کند تا فردا از همان زاویه‌ها دید نزنندش و خدای نکرده پرزنت‌ش نکنند؛ ناصر، بعضی صبح‌ها که بیدار می‌شوم یکهو می‌بینم پرزنت شده‌ام. به من بگو چه کنم.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>چرا بعدش تلاش کردی که خودت را به‌جای طنزنویس، یک آدم محترم جا بزنی؟ چرا یکهو رفتی از فضای مجازی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>ناصر خالدیان: </strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">راستیاتش من، کمی درگیرم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">کرده روزگار بدجوری پیرم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">وبلاگم هستش، ولی می‌نویسم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خودت می‌دونی من طنزنویسم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">محترم چیه؟ کلاس کیلو چند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">همون دیوونه‌م، فارغ ز هر بند</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">مدتی دیگه بعد از فراغت</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دوباره میام «نقطه ته خط»</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ناصر خالدیان: <strong><span style="color: #ff6600;">اولین بار غیر از رفیق بد و ذغال خوب، چه چیزی باعث شد وبلاگ بنویسی؟ و غیر از این که با دانشمندان و اشخاص زبانم لال برجسته‌ای مثل من آشنا شده‌ای چه فایده‌ای برایت داشته تا حالا؟</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">اتفاقا رفیق بد باعث شد که تا حالا نزدیک به هشت سال پای این منقل بلاگ‌نویسی چرت بزنم؛ فکر می‌کنم یکی از بخش‌های مهم زندگی و کاراکتر من شده است همین اعتیاد؛ احتمالا از آن‌هایی باشم که شفاهی و کتبی‌م شبیه هم است، برای همین ادبیات وبلاگی توی زندگی‌م هم اثر گذاشته&#8230; حالا حساب کن که وبلاگ نوشتن برای آدم‌هایی مثل من و تو که بیشتر با خودمان حرف می‌زنیم، چه مریضی خوبی‌ شده و لااقل برای خودمان که می‌نویسیم و کامنت‌ها را هم که می‌بندیم، حس می‌کنیم چقدر مخاطب داریم که زور می‌زنند کامنت بگذارند و نمی‌توانند! از آشنایی با تو هم احساس خاصی جز خوشحالی ندارم.</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>ناصر خالدیان اینترنتی چقدر شبیه ناصر خالدیان است؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: </span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خیلی شبیهیم من و این ناصر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">اون مجازی و من حی و حاضر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">هر دو به ظاهر آرام و شادیم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">هر دو از درون، غوغاآبادیم </span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:  <span style="color: #ff6600;"><strong>آن اول‌ها برخی را شور حسینی گرفته بود و  فکر می‌کردند می‌توانند با وبلاگ انقلاب کنند. ما هم هر چه داد و بیداد کردیم که نمی‌شود، به گوش کسی نرفت و می‌گفتند: می‌شود و می‌توانیم. به نظرت اگر می‌شد با وبلاگ انقلاب کرد چه اتفاقات بامزه‌ای پیش می‌آمد؟ بعد هم این انقلاب چه رنگی بود؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;">اگر می‌شد با وبلاگ‌ها انقلاب کرد، لابد ابطحی می‌شد رییس‌جمهور و داریوش ملکوتی هم می‌شد سخنگوی دولت و مهمتر از همه خوابگرد را می‌کردند وزیر ارشاد؛ مردم به‌جای سود سهام عدالت، اینترنت پرسرعت می‌آمد توی سفره‌هاشان. ولی من و تو را حتما دستگیر می‌کردند ناصر، چون انقلاب وبلاگی فرزندانش را می‌خورد.</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>کلاٌ با شفاهی‌ات بیشتر حال می‌کنی یا کتبی‌ت؟ بقیه چطور؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: </span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بیشتر می‌نویسم رو کاغذ کاهی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">نه سخنرانی، حرف شفاهی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">نه اهل وعظ و نه قیل و قالم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff6600;">نه کارشناسِ بکس و فوتبالم</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:<span style="color: #ff6600;"><strong> اگر سایر حیوانات غیر از انسان، می‌توانستند وبلاگ و خاطرات شخصی بنویسند، ترجیح می‌دادی کدام حیوان وبلاگ بنویسد؟ و به نظرت چه چیزی می‌نوشت؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong>جلال سمیعی: </strong><span style="color: #0000ff;">فکر می‌کنم هیچ حیوانی بهتر از لاک‌پشت نمی‌تواند وبلاگ‌نویسی کند؛ لاک‌پشت‌ها می‌توانند دنیا را همیشه با سرعتی کمتر از آنچه ما و تکنولوژی داریم، ببینند و هروقت هم احساس خطر کنند، می‌روند توی لاک خودشان. مشکل جدی من این است که مدتهاست لاکی اندازه‌ی خودم پیدا نکرده‌ام که بروم توش و احساس امنیت کنم. طرف‌های شما نیست؟</span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی:<span style="color: #0000ff;"><strong> ناصرخان، واقعا توی این زمانه بزرگی به چه چیزی‌ست؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">فرزانه‌ای گفت یه روز به ما که:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بزرگ کسیه دلش کودکه</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:<strong> <span style="color: #ff6600;">فرض کن در طول این سال‌ها که من را به عنوان وبلاگ‌نویس می‌شناختی یک روبات هوشمند بوده‌ام. چه احساسی بهت دست خواهد داد وقتی بدانی کسی به نام ناصر خالدیان هرگز وجود نداشته و اینها فقط کار یک روبات بوده است؟</span></strong></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="color: #ff6600;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></span></strong><span style="color: #0000ff;">من بعد از دیدن وال ـ ای به همه‌ی روبات‌ها ارادت دارم؛ بنابراین اتفاق خاصی در دوستی ما نمی‌افتاد.</span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>به نظرت با وبلاگ‌ها چقدر می‌شود دنیا را تکان داد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;"><strong>ناصر خالدیان:</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">زیاد! به حد عطسه‌ی ماهی!</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">به اندازه‌ی سیری سه شاهی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">باور نداری تو این هیر و ویر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">«کولیس» رو وردار اندازه‌ش بگیر!</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>خب محض تنوع باز هم برویم توی زوایای شخصی یا همان فضولی در زندگی دیگران. ترجیح می‌دهی با یک خانم وبلاگ‌نویس با قریحه‌ی ادبی ازدواج کنی یا یکی که آشپزیش خوب باشد؟ (ببین! نگی دوتاش که قبول نیست).</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">طبیعی‌ست که با خانمی ازدواج می‌کنم که نه از وبلاگ‌نویسی سر دربیاورد و نه به من گیر بدهد که برو رژیم بگیر؛ بنابراین خانم آشپز را یکی از نعمت‌های الهی می‌دانم؛ ناصر، از این که یکی هی بنشیند کنار من و ببیند برای کی دارم کامنت می‌گذارم، خیلی می‌ترسم؛ بدتر این که بنشیند کامنت‌های دوست‌هاش را هی برایم بخواند!</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>وبلاگی شدن چقدر تو را تغییر داد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بعد از این همه وبلاگ نوشتن</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دوست پیدا کردن، مغز رو برشتن(!)</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">توی این فکرم به راستی آیا:</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">من تغییر کردم یا تغییر مرا&#8230;!؟</span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>مطلبی با عنوان «رساله صد فرمان» داری. ببینم تا حالا با اینها در وبلاگستان ادعای نبوت کردی؟ یا باید منتظر شویم به فرمان صدم برسد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">فرمان هشتاد و نهم از رساله‌ی صد فرمان: پیامبری تمام شده است؛ اگر احساس وظیفه کردید، دور و برتان را خوب نگاه کنید.</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>کدام نوشته‌ات تو را از نوشتن بیشتر پشیمان کرد؟</strong></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">یه بار نوشتم نادان و غافل</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">چکی مایه‌دار در وجه حامل</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">چکه برگشت خورد، اون بود نوشته‌م</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پشیمون شدم از سرنوشتم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دیگه ننویسم چک برا نامرد</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff6600;">بگذریم حالا، زیاد داریم درد</span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>اسم وبلاگت: «وغیره&#8230;» است. اول این که چرا؟ بعد این که فرق «و غیره&#8230;» و «و لا غیر» چیست؟</strong></span></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">من از بچگی مشکل عجیبی داشته‌ام؛ هر وقت می‌رفتم جایی می‌دیدم بچه‌های هم‌سن من از چیزهایی حرف می‌زنند که من دو ـ سه سال پیش دغدغه‌ام بود؛ مقصر این بیماری هم مادرم بود که دوسال زودتر از مدرسه رفتن من را باسواد کرد و گرفتار خودبزرگ‌بینی شدم؛ مشکل وقتی جدی‌تر شد که تغییر رشته‌ام در سال چهارم دانشگاه باعث شد وقت انتخاب رشته در دانشگاه جدید، همیشه جزو «و ماقبل»‌ها بودم در اولویت‌بندی‌ها؛ مهمترین این که حرف‌هایی که ما از غصه‌هایمان می‌نویسیم و نمی‌دانیم چرا همه به حرفهای ما می‌خندند، لابد جزو همان «و غیره»های روزگارند؛ عین خودمان. «و لا غیر» معناش چی بود؟!</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: <span style="color: #0000ff;"><strong>پیام اصلی شما برای بشریت چیست؟</strong></span></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><strong><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان:</span></strong></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پیامم اینه به کل بشر</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">آی ایهاالناس! خوب و بد و شر&#8230;</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خواستم بگم که&#8230; پیامم چیزه</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">نوک زبونم&#8230; صبر کن یه ریزه</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">خواستم چی بگم؟&#8230; بازم یادم رفت</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">ای داد بیداد حافظه‌مون رفت </span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پَی پَی پیامم&#8230;  همین پیامه</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">پیام چی چی هست؟ بشر کدامه؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">طنزِ زندگی اینه که آدم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">بزرگ یا کوچیک، توی هر عالم</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">هر کی، هر جوری، هر کجا هستی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">یه روز تمومه قصه‌ی هستی</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">همه شاد و خوش، تو صلح و صفا</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">با هم  بسازیم دنیای فردا</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;">دیگه زیادی کردم جسارت</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;">مخلص شما، نقطه ته خط</span></span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;">ناصر خالدیان: <span style="color: #ff6600;"><strong>در پایان، پانصدهزار وبلاگ‌نویس مورد علاقه‌ات را نام ببر که طنز بنویسند. تمام که شد به نتیجه‌ت بگو که به نتیجه‌ی صادق جم بگوید و در فیس‌آف آن موقع بنویسند. (من خودم نتیجه ندارم، چون یک روبات هستم).</strong></span></span></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #ff6600;"><strong><span style="color: #000000;">جلال سمیعی: </span></strong><span style="color: #0000ff;">یک وبلاگ‌نویس هست که هرروز عکس‌های تتوی جدیدش را می‌گذارد روی وبلاگ؛ خیلی دلم می‌خواهد شرح عکس‌ها را هم دقیق و با آدرس جایی که برایش این امر خطیر را انجام می‌دهند، بنویسد.</span></span></span></span></span></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="text-decoration: underline;"><strong>نظرسنجی</strong></span><strong>:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">به نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و…</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 12+1 را انتخاب کنید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/1663815.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/1663815/" >View Poll</a></noscript></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://polldaddy.com/poll-rss.php?id=A0514134D9100C9E"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13result1.jpg" alt="" width="193" height="230" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://polldaddy.com/poll-rss.php?id=A0514134D9100C9E"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff13result2.jpg" alt="" width="512" height="69" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">*   *   *   *   *   *   *   *   *</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><span style="text-decoration: underline;">تشکریجات</span>:</strong></span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank">فواد</a> </strong>برای پیشنهاد جلال سمیعی</span></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;"><strong><a title="کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net/" target="_blank">آرش کمانگیر</a></strong>، <strong><a title="یه وجب خاک اینترنت" href="http://cyberpejman.com/" target="_blank">پژمان دشتی نژاد</a></strong>،<strong> <a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">فتحی</a></strong>،<strong> <a title="آق فری و شرکا" href="http://aqfriends.com/" target="_blank">فرشاد یوسفی</a></strong>،<strong> <a title="عصیان" href="http://osyan.net/" target="_blank">نیما اکبرپور</a></strong>،<strong> <a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com/" target="_blank">کاپیتان بدون هواپیما</a> </strong>و<strong> <a title="زنگوله" href="http://zangoole.com/" target="_blank">بابک محمودی</a> </strong></span></span><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #000000;">برای شرکت شان در بحثها و حمایتهای بی دریغشان از پروژه<br />
</span></span></p>
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/#comments">45 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2009 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff13-naserkhaledian-jalalsamie/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>45</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 12 : نیما اکبرپور  vs  پژمان دشتی نژاد</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 11:48:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[BBC]]></category>
		<category><![CDATA[Cyberpejman]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off]]></category>
		<category><![CDATA[Google]]></category>
		<category><![CDATA[Nima Akbarpour]]></category>
		<category><![CDATA[Pejman DashtiNezhad]]></category>
		<category><![CDATA[Sony Ericson]]></category>
		<category><![CDATA[بی بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[سایبر پژمان]]></category>
		<category><![CDATA[سونی اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[عصیان]]></category>
		<category><![CDATA[نیما اکبرپور]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[پژمان دشتی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل]]></category>
		<category><![CDATA[یه وجب خاک اینترنت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=118</guid>
		<description><![CDATA[بیش از چهار ماه از آخرین فیس آف منتشر شده می گذرد. در این مدت با مشورت دوستانی که قبلاً در فیس آفها شرکت کرده بودند و پرس و جو از صاحب نظران بر آن بودیم تا شکل جدید و حرفه ای تری به فیس آف بدهیم. نتیجه بررسی های به عمل آمده این شد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بیش از چهار ماه از آخرین فیس آف منتشر شده می گذرد. در این مدت با مشورت دوستانی که قبلاً در فیس آفها شرکت کرده بودند و پرس و جو از صاحب نظران بر آن بودیم تا شکل جدید و حرفه ای تری به فیس آف بدهیم. نتیجه بررسی های به عمل آمده این شد که فیس آف از این پس با شرایطی جدید برگزار شود:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li dir="rtl">برخلاف نسخه قبلی، این بار Face Off به معنای واقعی کلمه برگزار می شود. بدین صورت که دو وبلاگ نویس به یکدیگر معرفی می شوند و برای همدیگر سوال طرح می کنند و حتی به پاسخهای یکدیگر گیر می دهند!</li>
<li dir="rtl">پرسش و پاسخها منتشر می شوند و مخاطبین با توجه به سوالات طراحی شده و پاسخهای ارائه شده، از طریق نظرسنجی برنده فیس آف را تعیین می کنند.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">امیدوارم این تغییرات به بهتر شدن فیس آفها کمک کند و رضایت مخاطبین عزیز را نیز فراهم آورد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بعنوان نخستین مهمانان نسخه جدید فیس آف، میزبان نیما اکبرپور (نویسنده وبلاگ <a title="عصیان" href="http://osyan.net/" target="_blank">عصیان</a>) و پژمان دشتی نژاد (نویسنده وبلاگ <a title="یه وجب خاک اینترنت" href="http://cyberpejman.com" target="_blank">یه وجب خاک اینترنت</a>) هستیم.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12.jpg"><img class="aligncenter" title="Face Off 12 : نیما اکبرپور  vs  پژمان دشتی نژاد" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12.jpg" alt="" width="350" height="350" /></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">طراح لوگو: <a title="چشم غمگین" href="http://sad-eye-never-lie.com" target="_blank">حدیث</a></p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور</strong></span> (نویسنده وبلاگ <a title="عصیان" href="http://osyan.net/" target="_blank">عصیان</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/osyandotnet"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/nima"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/nima"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خودش را اینگونه معرفی می کند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;نیما اکبرپور، بلاگر، خبرنگار، برنامه‌ساز تلویزیونی و مجری شغل‌هاییه که این روزها بهش مشغولم. قبلش هم شغل‌های متعددی داشتم. از کافی‌نت تا مدیر فروش و طراح وب و این جور چیزها. مهندسی کامپیوتر و نرم‌افزار خوندم توی دانشگاه آزاد لاهیجان. با دیپلم تجربی رفتم یه رشته فنی مهندسی. این خودش به اندازه کافی مخ درب و داغون می‌خواد. رفتم دانشگاه در حالی که تا اون موقع دست به یه کامپیوتر هم نزده بودم. اون موقع‌ها مثل الان کامپیوتر توی هر خونه نبود. عرض کنم که مجردم و ۳۴ سالم تازه تموم شده و فعلا هم قصد ادامه تحصیل دارم (از این کلاس‌ها که می‌ذارن دخترهای دم بخت. این از اونا بود). توی وبلاگم هم توی این  هفت هشت سال همه چیز نوشتم. از غرغر و روزنوشت و شعر و داستان کوتاه و خاطره بگیر تا آی تی و موسیقی و کتاب و فیلم. هر تجربه قابل گفتنی رو که توی زندگیم داشتم ریختمش اون تو. &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">پژمان دشتی نژاد</span> </strong>(نویسنده وبلاگ <a title="یه وجب خاک اینترنت" href="http://cyberpejman.com" target="_blank">یه وجب خاک اینترنت</a>)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://feeds.feedburner.com/cyberpejman"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/cyberpejman"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pejman"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سایبرپژمان برای معرفی خودش، ما را به صفحه &#8220;<a title="درباره پژمان" href="http://cyberpejman.com/2001/11/about-me.html" target="_blank">درباره من</a>&#8221; وبلاگش ارجاع داد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;من پژمان هستم. از نخستین وبلاگ نویس های زبان فارسی. همان زمانی که تعداد وبلاگهای فارسی به تعداد انگشتهای دو دست می رسید! وبلاگ من همیشه تحت نام یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سه سال و نیم در کشور امارات زندگی کرده ام و مدرک لیسانس فن آوری اطلاعات را با درجه بسیار ممتاز دریافت کرده ام&#8230; قبل از اتمام تحصیلات لیسانس در دوره فوق لیسانس دانشگاه سلطنتی استکهلم قبول شدم و چندی نگذشت که برای همیشه کوله بارم را از ایران بستم. رشته فوق لیسانس من شبکه های کامپیوتری است و در زمینه امنیت اطلاعات کار کرده ام. من دارای تحصیلات بازرگانی هم هستم و در واقع بیش از آنکه به مهندسی علاقه مند باشم به دنیای بازرگانی و تجارت آنلاین و وب ۲.۰ علاقه مندم از این رو اخبار مربوطه را کاملا پیگیری می کنم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من از تاریخ ماه مه ۲۰۰۷ در شرکت آرزوهایم (گوگل) مشغول به کار شدم و مهمان مردم دوبلین. شغل من در گوگل نگاهداری و مراقبت از سیستم های کنفرانس از راه دور بوده است.  پس از حدود یک سال کار در گوگل و تاثیر عمیق آن بر بینش کاری من، به دلایل بسیار به استکهلم باز گشتم. از جمله اصلی ترین این دلیل ها، رغبت بسیار زیاد من برای تاسیس شرکت و استارتاپ خودم بوده است. این در حالیست که در همین بین بعد از دوماه چانه زنی با شرکت اریکسون موفق شدم که پروژه ای که در سر داشتم را با آنها به مذاکره بگذارم و در حال حاضر هم چند ماهیست که در شرکت اریکسون به عنوان پژوهشگر در مقر اصلی آن در استکهلم مشغول به کار هستم. زمینه تحقیق من امنیت تلفن های هوشیار یا همان &#8220;اسمارت فونها&#8221; و چگونگی هک کردن آنهاست!&#8221;</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">*   *   *   *   *   *   *   *   *</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">همانگونه که در ابتدا اشاره شد، ما از نیما و پژمان خواستیم تا از همدیگر سوالاتی بپرسند و به سوالات یکدیگر پاسخ بدهند:</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور: </span><span style="color: #ff6600;"> </span></span><span style="color: #ff6600;"><strong>پژمان از موقعی که وبلاگ‌نویسی رو شروع کردی، کلی تغییر کردی. قبلا بیشتر از خودت می‌نوشتی و الان بیشتر از کارت. قبلا یه پسر شیطون پشت اون وبلاگ نشسته بود و الان یه جنتلمن! اسمش خودسانسوریه؟ یه کم توضیح بده درباره‌ش.</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>دغدغه هایم تغییر کرده اند. سنم بالاتر رفته است و پر تجربه تر شده ام. شاید کمی محتاط تر در نوشته هایم شده ام و بعله راجع به بسیاری از احساسات درونیم نمی نویسم. همچنین دیدم نسبت به وبلاگ نویسی عوض شده است.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پژمان دشتی نژاد: </span><span style="color: #0000ff;"><strong>آیا تحصیلات دانشگاهی به درد زندگی کاری تو خورده است؟ </strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور:</strong> </span>تحصیلاتم تو رشته کامپیوتر تأثیر مستقیم نذاشته توی کاری که دارم انجام می‌دم. درس خوندن اما می‌تونه جهت کلی مسیر زندگی رو تعیین کنه. این که توی این رشته درس خوندم به هر حال باعث شد تا بیشتر وقتم با کامپیوتر پر بشه و در نهایت هم بتونم خبرنگاری رو باهاش تلفیق کنم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور: </span><span style="color: #ff6600;"><strong>مدت‌هاست که می‌گن توی گوگل بودی. چند ماه اونجا بودی؟ چرا رفتی گوگل و اصلاً چرا اومدی بیرون؟ آیا دوره آموزشی، کارآموزی یا چیزی شبیه این بود یا رسماً کارمند گوگل بودی؟ اونجا چی‌کار کردی؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>به اندازه کافی راجع به گوگل و احوالاتم در وبلاگم نوشته ام. یه مدت من گوگل رو ول نمی کردم حالا مثل اینکه گوگل نمی خواد من رو ول کنه. فعلا دغدغه من استارتاپم هست تا پیشینه گوگل و یا تجربه کاری در اریکسون و تحصیلاتم در دانشگاه!</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پژمان دشتی نژاد: </span><span style="color: #0000ff;"><strong>سخت ترین شکست کاریت تا کنون چه بوده است؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff6600;">نیما اکبرپور:</span> </strong>توی کارهایی که قبلاً انجام دادم اتفاقات بدی برام افتاد. اما اسمشون رو شکست نمی‌ذارم. من یک سال و نیم کافی‌نت داشتم که به خاطر سرقت همه چیزم از دست رفت. بعدش هم با یکی از دوستام شرکت طراحی سایت رو هاستینگ راه انداختیم که به خاطر اتفاقاتی مجبور شدم بعد از یک سال و نیم از اونجا بیام بیرون بدون این که سرمایه‌ای باهام همراه شده باشه. اما همه‌شون تجربه‌های تلخ اما مفیدی بودن. خیلی چیزها یاد گرفتم. اصلاً می‌تونم بگم که اگه اون اتفاقات برام نمی‌افتادن، به مسیری که دوست داشتم و دارم کشیده نمی‌شدم و الان اینجا نبودم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور:</span> <span style="color: #ff6600;"><strong>یه چند تا نوشته داشتی که از خواننده‌هات خواسته بودی تا مشکلاتی رو که درباره گوگل فارسی به نظرشون می‌رسه، بهت بگن تا انتقالشون بدی به مسؤولان. چی شد نتیجه‌ش؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>من تا آنجا که تونستم کار رو پیگیری کرده ام. در شرکتهای بزرگ پروسه یک کار یا بازخورد به آن سرعتی نیست که فکر می کنید. از سویی احتمالا قضیه پیگیری مصادف با بیرون آمدن من از گوگل بوده که دیگه امکان دسترسی من رو به مورد مربوطه نمی داده.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">پژمان دشتی نژاد: </span><span style="color: #0000ff;"><strong>سخت ترین پروژه ای که تاکنون به تو پیشنهاد شده و با موفقیت انجام داده ای چه بوده؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور: </strong></span>بین کارهایی که انجام دادم، سخت‌ترین‌هاش اونهایی هستن که الان دارم انجام می‌دم. توی کار جدیدم مدیوم، تصویره و من چندان تجربه‌ای درباره اون نداشتم تا پیش از این. اما الان که چند ماه گذشته فکر می‌کنم دیگه انجام این کارها به سختی قبل نیست. معمولاً همه کارها این‌طورن. اولش سختن و به تدریج راحت‌تر می‌شن. تا زمانی که کلاً جهت رو عوض می‌کنی.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #000000;">نیما اکبرپور: <span style="color: #ff6600;"><strong>تو حوزه کامپیوتر بیشتر دوست داری یه نویسنده &#8211; معلم باشی؟ خبرنگار باشی؟ یا تاجر؟</strong></span></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>پژمان دشتی نژاد: </strong></span>هیچکدام. من دوست دارم کارآفرین باشم. هدف اصلی من هم پول نیست بلکه ارزش آفریدن است.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد: <span style="color: #0000ff;"><strong>اگر قرار باشد یک نامزد مجازی درست کنی، آواتارش چگونه شکلی خواهد داشت؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور:</strong></span> عجب سؤال پیچیده‌ای! من ترجیح می‌دم نامزد قابل لمس درست کنم تا مجازی. اما از نظر شکل و قیافه به نظرم یه جوری طراحی می‌کنم که عاشقش نشم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نیما اکبرپور:<strong> <span style="color: #ff6600;">کدوم یکی از این جملات رو برای نوشتن تو وبلاگت انتخاب می‌کنی؟<br />
الف- یه سر رفتیم کرمان. کلی با بلاگرهاش حال کردیم.<br />
ب- برای برگزاری یک نشست در زمینه کارآفرینی به کرمان رفتیم و از مصاحبت با دوستان کرمانی کلی لذت بردیم.<br />
ج- کرمان خوش گذشت در حد تیم ملی. برو بکسش اند باحالن.</span></strong></p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #0000ff;">پژمان دشتی نژاد: </span> </strong>بسته به حال و هوام داره اما اصولا جمله الف رو می پسندم. کلا با جملات عصا قورت داده سنخیتی ندارم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد:<span style="color: #0000ff;"><strong> آیا وبلاگ مخفی داری که با اسم مستعار در آن بنویسی؟ </strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور:</strong> </span>نه هیچ وقت وبلاگ مخفی‌ای نداشتم. چند باری وبلاگ‌های دیگه ساختم که توشون به انگلیسی یا فرانسه نوشتم اما بعد از چند پست تعطیلش کردم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان، دو سوال بیشتر از نیما اکبرپور پرسید!</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد: <span style="color: #0000ff;"><strong>چرا به فارسی می نویسی؟ چرا به انگلیسی نه؟</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ff6600;"><strong>نیما اکبرپور: </strong></span>اتفاقاً چند وقتی هست که در انتهای نوشته‌های وبلاگم یک خلاصه به انگلیسی هم می‌نویسم. اما هنوز راه زیادی دارم تا روان نوشتن به انگلیسی. اما دارم سعی خودم رو می‌کنم.</p>
<blockquote style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">پژمان دشتی نژاد: <span style="color: #0000ff;"><strong>۵ وبلاگ مورد علاقه ات رو بگو و دلیل هر کدام رو هم ذکر کن.</strong></span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="color: #ff6600;">نیما اکبرپور:</span> </strong>وبلاگ‌های مورد علاقه من در طول زمان تغییر می‌کنن. در حال حاضر یکی از وبلاگ‌های مورد علاقه من وبلاگ <a title="آقا اجازه؟" href="http://aghaejaze.wordpress.com/" target="_blank">آقا اجازه</a> هست به خاطر نگاه سفرنامه‌ای یک آدم دنیادیده. یکی دیگر وبلاگ <a title="یک پزشک" href="http://1pezeshk.com" target="_blank">یک پزشک</a> به خاطر این که برای من مثل یک مجله پر از اطلاعات مختلفه. <a title="کیبرد آزاد" href="http://freekeyboard.net" target="_blank">کیبرد آزاد</a> چون جادی بدون این که خودش رو مخفی کنه درباره آزادی بیان می‌نویسه و البته روزنوشت‌هاش رو هم دوست دارم. <a title="کمیکهای گارفیلد" href="http://www.garfield.ir" target="_blank">گارفیلد دات آی آر</a> که البته وبلاگ محسوب نمی‌شه اما رفتار این گربه و صاحبش برای من بسیار جذابه مخصوصاً وقتی که داره توسط یه آدم خوش‌ذوقی به فارسی ترجمه می‌شه. و وبلاگ <a title="خواب بزرگ" href="http://bigsleep.wordpress.com/" target="_blank">خواب بزرگ</a> سروش روحبخش که هم همکارم بوده و هم این که توش می‌شه از افکار پراکنده اما خوش یه آدم کنجکاو چیزهای زیادی خوند که دوست داره اونها رو با بقیه به اشتراک بذاره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: underline;">نظرسنجی</span>:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به نظر شما کدام وبلاگ نویس پرسشهای بهتری طرح کرده است و پاسخگوتر بوده است؟ شما وبلاگ کدامیک از شرکت کنندگان در فیس آف دوازدهم را بیشتر می پسندید؟ و&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با توجه به پرسشهای بالا و شرکت در نظرسنجی زیر، برنده Face Off 12 را انتخاب کنید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این نظرسنجی به مدت یک هفته از تاریخ انتشار فیس آف باز خواهد بود، و نتایج آن در پایان هفته قابل روئت خواهد شد.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/1526234.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/1526234/" >View Poll</a></noscript></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong>نتایج نظرسنجی FaceOff 12</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12result1.jpg" alt="" width="229" height="215" /></strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><a href="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12result2.jpg"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff12result2.jpg" alt="" width="456" height="81" /></a><br />
</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong><a title="Face Off : رو در رو با وبلاگ نویسان" href="http://faceoff.blognevesht.com" target="_blank">Face Off</a></strong><strong> را دنبال کنید</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://feeds2.feedburner.com/pbfaceoff"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/feed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://friendfeed.com/rooms/faceoff"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/friendfeed.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://twitter.com/pbfaceoff"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/twitter.png" alt="" width="24" height="24" /></a> <a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=16611873147"><img class="alignnone" src="http://faceoff.blognevesht.com/wp-content/uploads/logos/facebook.png" alt="" width="24" height="24" /></a></p>
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/#comments">82 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2009 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff12-nimaakbarpour-pejmandashtinezhad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>82</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 11 : سنجاقک  vs  سینادیلی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 Nov 2008 11:40:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[facebook]]></category>
		<category><![CDATA[Faceoff]]></category>
		<category><![CDATA[google reader]]></category>
		<category><![CDATA[twitter]]></category>
		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی مجازی]]></category>
		<category><![CDATA[سنجاقک]]></category>
		<category><![CDATA[سینا دیلی]]></category>
		<category><![CDATA[سینا راحتی]]></category>
		<category><![CDATA[ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ]]></category>
		<category><![CDATA[فاطمه قدیانی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[مالزی]]></category>
		<category><![CDATA[مالزی نویس]]></category>
		<category><![CDATA[وب2]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل ریدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=109</guid>
		<description><![CDATA[جمع و جور شدن فیس آف یازدهم خیلی طول کشید اما بالاخره طلسمش شکست و موفق شدیم بین دو مالزی نویس برگزارش کنیم. در این فیس آف، علاوه بر سوالات متداول وبلاگی، از دو شرکت کننده محترم خواستیم تا درباره شرایط زندگی در مالزی هم کمی بنویسند تا علاقمندان به مهاجرت هم بی نصیب نمونند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جمع و جور شدن فیس آف یازدهم خیلی طول کشید اما بالاخره طلسمش شکست و موفق شدیم بین دو مالزی نویس برگزارش کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در این فیس آف، علاوه بر سوالات متداول وبلاگی، از دو شرکت کننده محترم خواستیم تا درباره شرایط زندگی در مالزی هم کمی بنویسند تا علاقمندان به مهاجرت هم بی نصیب نمونند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 453px"><img src="http://faceoff.persiangig.com/faceoff/faceoff11.jpg" alt="طراح لوگو: چشم غمگین" width="443" height="443" /><p class="wp-caption-text">طراح لوگو: چشم غمگین</p></div>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><a title="سنجاقک" href="http://www.sanjaaghak.blogfa.com/" target="_blank">سنجاقک</a> (فاطمه قدیانی)</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">فاطمه قدیانی نویسنده وبلاگ &#8220;سنجاقک&#8221; به آدرس <a title="سنجاقک" href="http://www.sanjaaghak.blogfa.com/" target="_blank">www.sanjaaghak.blogfa.com</a> (<a title="خوراک وبلاگ سنجاقک" href="http://www.sanjaaghak.blogfa.com/rss.aspx" target="_blank">خمیرمایه</a>)، متولد اول فروردین یکی از سالهای دهه شصت (البته قطعاً هجری شمسی!)، متأهل و دانشجوی کارشناسی رشته ارتباطات می باشد. ایشان در حال حاضر  ساکن سایبرجایای مالزی می باشند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کتابهای مورد علاقه شان را می توانید در <a title="کتابهای مورد علاقه فاطمه قدیانی" href="http://www.goodreads.com/review/list/6549" target="_blank">Good Reader</a> ببینید، موزیکهای مورد علاقه شان هم به دلیل بی شمار بودن در این مجال نمی گنجید که بازگو شوند! اما باغ های کندلوس، شب های روشن، گوزن ها، لیلا، خیلی دور- خیلی نزدیک، ۲۱ Grams, Amelie, Juno و&#8230; از فیلمهای مورد علاقه شان هستند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خانوم قدیانی از سبز، لیمویی، سرمه ای و فیروزه ای خوششان می آید و بین حیوانات نیز فقط و فقط دلفین را دوست می دارند! اگر خواستید ایشان را به ضیافتی دعوت کنید لطفاً یکی از این غذاها را سرو نمائید: ماکارونی، حلیم بادمجان، شیشلیک و انواع سوپ ها و سالادهای با حال!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سنجاقک از خود چنین می گوید:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;“دلم که تنگ می شود، روی دکمه های حروف که انگشتانم را می کوبم، گاهی که می خندم، اشکی می ریزم، شوقی دارم، بی حوصله می شوم، می دانم که اینجا هست! با همه ی آنچه که نوشته ام و می نویسم تا وقتی که خسته نشوم. دلم که تنگ می شود، سنجاقکم هست، لبخند می زنم.”<br />
بیشتر از سه ساله که فقط برای ثبت حرف هام وبلاگ می نویسم. خودم هم ارتباطات با گرایش روزنامه نگاری می خونم. هیچ چیز مثل کتاب و موسیقی و رنگ برای من در زندگی لذت بخش نیست. خیلی آدم به جوشی نیستم، در دنیای واقعی شاید یک جورهایی خجالتی و کم حرف هم هستم. آشپزیم خوبه (البته به اعتراف سجاد). علاوه بر بحث های ارتباطی، جامعه شناسی و سینمایی به خریدکردن هم علاقه ی زیادی دارم! به صورت &#8220;نان استاپ&#8221; موسیقی در زندگی من جریان داره.&#8221;</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><a title="سینا دیلی" href="http://www.sinadaily.com/" target="_blank">سینا دیلی</a> (سینا راحتی)</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سینا راحتی نویسنده وبلاگ سینا دیلی از مالزی به آدرس <a title="سینا دیلی" href="http://www.sinadaily.com/" target="_blank">www.sinadaily.com</a> (<a title="خوراک وبلاگ سینا دیلی" href="http://www.sinadaily.com/?feed=rss2" target="_blank">خمیرمایه</a>)، در ساعت چهار و نیم صبح روز دوم اسفند سال شصت به دنیا آمدند. ایشان لیسانس کامپیوتر ( گرایش مالتی مدیا) دارند و در حال حاضر دانشجوی فوق  لیسانس IT-Computing می باشند. کمی مجرد هستند و در مالزی ساکن اند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جناب آقای راحتی، بوی بهشت با صدای حسام الدین سراج را دوست دارند و آبی آسمانی از رنگهای مورد علاقه شان می باشد. ژانر فیلمهای مورد علاقه شان هم پلیس آهنین ۲ و راه سبز است. فیل و پنگوئن را می پسندند و خورشت بامیه، بادمجان و قرمه سبزی از غذاهایی است که دوست می دارد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سینا راحتی چنین از خودش می گوید:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;من سینا راحتی بیست و شش یا هفت ساله هستم . از سه سال و خورده ایی پیش هم در مالزی زندگی میکنم و درس میخوانم و کار میکنم .  وبلاگم را تاسیس کردم چون از تنهایی و غربت در حال مردن بودم و وبلاگ و ارتباط با مخاطب بسیار به من کمک کرد تا بتونم از اون شرایط سخت بیرون بیام . اون زمانی هم که در ایران بودم سه چهار سالی مسول شرکت iranitc بودم و چند تا پروژه وب مثل سایت اصناف و چند فروشگاه الکترونیکی راه اندازی کردم .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>خارج از وبلاگ</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">همانطور که عرض کردم، در این فیس آف یک سوال ویژه از دو شرکت کننده عزیز داشتیم. و آن اینکه کمی از <strong>شرایط زندگی در مالزی</strong> برای مان بگویند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک:</strong> یک شرکت هایی هستند که خدمات مشاوره مهاجرت می دهند، اگر خواستید آدرسشون رو دارم! (این سوال از اون سوال هاست که برای من جواب دادنش سخته و به سبک زندگی هر کسی بستگی داره و فقط می تونم بگم زندگی در مالزی بد نیست.)</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>والا حدود سه سال و خورده ایی پیش که من مالزی اومدم تعداد ایرانیها خیلی زیاد نبود اما از حدود دو سال پیش یک جوی راه افتاد و بسیاری ایرانی اینجا اومد که به نظر من هم مثبت هست و هم میتونه منفی باشه .<br />
جنبه منفی از آن جهت که یک عده که در ایران سطح علمی و یا رفتاری پایینی داشتند و از جامعه و اطرافیان طرد شدند به مالزی اومدند و رفتارهاشون داره کم کم باعث این میشه که دید مثبت مردم مالزی به ایرانیها عوض بشه .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کارپیدا کردن برای یک ایرانی در مالزی کار آسانی نیست دلیل اصلی اش هم این است که اولا ویزای کار برای کارفرما دردسر  و هزینه دارد و دومش هم این است که غالب ایرانی های اینجا زبان های انگلیسی ضعیفی دارند البته این را هم بگویم که ایرانی های اینجا اعتماد به نفس زیادی ندارند و فکر میکنند توان رقابت با چینی مالزیایی ها را ندارند در صورتی که به نظر من ایرانی ها بسیار توانمندند و خیلی هاشون اگر در سایت های شغل یابی ثبت نام کنند میتونند کار پیدا کنند  .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اما درامد در مالزی طوری تنظیم است که بتونید به راحتی زندگی کنید اما پولدار نشوید . میتونم اینجوری بگم که درامد نرمال قشر تحصیل کرده بین سه تا هفت هزار رینگیت متفاوت هست( هر رینگیت :۲۹۰ تومان) . البته من خودم کسی را میشناسم که بیش از پنجاه هزار رینگیت حقوق میگیرد اما او یک مدیر ارشد از انگلستان است که توانایی مدیریت دوازده کمپانی را دارد<br />
در مورد خرج زندگی هم باید بگم که تقریبا تو مایه های همین تهران خودمان است . بعضی چیز هایش خیلی ارزان تر است مثل اجاره خونه و یا گوشت قرمز و بعضی چیزهایش گران تر مثل لباس و لبنیات اما در کل ۲ نفر با اجاره خونه معمولی و خرج معمولی  میتونند با ۲ تا دو هزار و پانصد رینگیت به خوبی زندگی کنند  .</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a title="دکتر شیرین احمد نیا - از زندگی" href="http://blog.ahmadnia.net/" target="_blank">خانوم دکتر احمدنیا</a>، خواستند در همین رابطه پرسیده شود که <strong>مهاجرت به مالزی بصورت مجردی بهتر بود یا متأهلی؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>در هر دو حالت می تونه خوب باشه و هر کدوم تجربه ای متفاوت برای خودشون هستند. البته در حالت مجردی شاید خیلی دلتنگی و احساس تنهایی به وجود بیاد.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>به طور قطع یقین مجردی بهتر بود چون سختی هایی که اول مهاجرت کشیدم پدری از من دراورد که یاداوری اش چهار ستون بدنم را میلرزاند .<br />
البته شاید اگر متهل بودم دیگر مشکل دپرس شدن و افسردگی به سراغم نمیامد و سعی میکردن زندگی بهتری داشته باشم .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">البته پول حلال مشکلات است و اگر کسی پول کافی دارد فرقی واقعا نمیکند چون اینجا همه جور چیز بنا به هر سلیقه ایی وجود دارد .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و اما برگردیم به روال عادی فیس آف و <strong>پرسش و پاسخهای وبلاگی</strong>:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱- </strong><a title="راه من" href="http://www.rah-e-man.com/" target="_blank">فواد</a>:<strong> چه حسی باعث می‌شه که آدم با شرایطی که خارج از ایران داره باز هم بخواد با زبان فارسی وبلاگ بنویسه و با مخاطبان فارسی زبانش ارتباط برقرار کنه؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>در واقع من هیچ وقت از ایران جدا نشده و نمی شم که بخواهم به زبان فارسی وبلاگ ننویسم. البته من نمی دونم که شرایط مورد نظر شما که اشاره کردی چی هست اما فکر می کنم که وبلاگ نویسی به فارسی خیلی به موقعیت مکانی وابسته نیست.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>ما ایرانی ها به قطب جنوب هم سفر کنیم باز همزبان و همدل خودمون و پیدا میکنیم . اگر به اغلب ایرانیهای سراسر جهان نگاه کنید همه سعی میکنند با ایرانیها رفت و آمد کنند و کمتر میشود که ایرانی باشد و از دیگر ایرانیها ببرد و ارتباط نداشته باشد . من به شخصه هر جای دنیا که باشم خودم را متعلق به ایران میدانم و هر روز صبح تا همه خبر های ایران را نخوانم و دو کلام فارسی حرف نزنم آرامش نمیگیرم .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۲- فکر می کنید حضور شما در کشوری خارج از ایران باعث شده که حال و هوای پست هاتون با حال و هوای وبلاگ هایی که از داخل ایران نوشته میشه متفاوت باشه؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>فکر می کنم که روزمرگی ها و جنس واگویه هام با زمانی که در ایران بودم فرق کرده باشه. به هر حال زندگی در خارج از ایران حس های جدیدی در آدم به وجود میاره که در قطعا در نوشته های آدم بی تاثیر نیست. البته بعید می دونم که خیلی حال و هوای نوشته های وبلاگ من عوض شده باشه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>فکر میکنم کمی دید من نسبت به ایران و شرایط ایران فرق کرده چون از بیرون به ایران نگاه میکنم . در کل جواب سوالتون بله است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۳- آیا وبلاگ های غیر ایرانی رو هم دنبال می کنید؟ اگر پاسخ تون مثبت هست، به نظر شما چه تفاوت عمده ای بین وبلاگستان فارسی و وبلاگستانهای کشورهای دیگه وجود داره؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>نه، وبلاگ های غیر ایرانی رو دنبال نمی کنم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>راستش را بخواهیدنه . اما شده بشینم و وبلاگ چند نفر خارجی را بخوانم اما اینکه دنبال کنم نه اصلا .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۴- </strong>فواد:<strong> آیا شده با جامعه‌ی وبلاگ نویسان ایرانی در کشور محل سکونت تون در تماس باشید؟ یا حتی جمع کوچکی از وبلاگ‌نویسان ایرانی در اونجا رو دور هم جمع کنید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>خیر. خیلی علاقه ای هم به این کار ندارم. جز وبلاگ عکاسی نفیسه مطلق هیچ وبلاگ فارسی در مالزی رو دوست ندارم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>بله . چند تا از وبلاگ نویس ها را حضوری دیدم و با چند تای دیگه در تماسم . تصمیم هم داریم یک جلسه وبلاگی راه بندازیم تا همه رو دور هم جمع کنیم .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۵- </strong>فواد:<strong> محدودیت‌های جامعه‌ی مالزی که مثل ایران یک کشور اسلامی به حساب میاد در مقایسه با ایران چقدر متفاوت است و اگر کمتر است، چه تاثیری بر روابط اجتماعی، انسانی و حتی وبلاگ‌نوسی شما گذاشته است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>نسبت به ایران که شاید اصلا محدودیتی نداشته باشه اما هیچ تاثیری روی روابط انسانی، اجتماعی و نحوه وبلاگ نویسی من نذاشته. البته آزادی دسترسی به اطلاعاتی که در مالزی وجود داره قطعا لذت بخشه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>راستش را بخواهید مالزی به صورت اسمی کشور اسلامی است اما در عمل هر کسی به کیش خود عمل میکند . اینجا درصد بالایی از جمعیت را بودایی ها ، مسیحیها و ادیان و نژاد های دیگر تشکیل میدهد و هر کسی میتونه طبق آداب و رسومش رفتار کند و کسی هم به کسی کار ندارد .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این پدیده اینقدر جالب است که در طبقه پایین قمار خانه ( کازینو ) نمازخانه هم وجود دارد .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۶- آیا اونجا هم پدیده ای مثل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ وجود داره؟ نظرتون درباره اینجور برخوردها چیه؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی وجود نداره اما نرم افزارهایی در بازار هست که امکان اعمال کنترل رو به خانواده ها می دهد. من به شدت با ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ عمومی مخالفم و به نظرم یک نوع توهین به مردم هم هست.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>والا من که تا الان به سایت ف.ی.ل.ت.ر شده برخورد نکردم اما شنیدم سه یا چهار تا از سایت های سیاسی را ف.ی.ل.ت.ر کردند . به نظر من ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ تنها راه را برای رسیدن به هدف سخت میکند وگرنه من که ایران بودم دوستان هر سایتی را که میخواستند باز میکردند . در کل ف.ی.ل.ت.ر.ی.ن.گ اخلاقی را میپسندم آن هم در محیط های آموزشی ولاغیر .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۷- تا چه حد ابزارهای وب۲ (خوراک خوانها مثل <a title="گوگل ریدر" href="http://reader.google.com/" target="_blank">گوگل ریدر</a>، سرویسهای مینی بلاگینگ مثل <a title="Twitter" href="http://twitter.com/" target="_blank">توئیتر</a>، شبکه های اجتماعی مثل <a title="FaceBook" href="http://facebook.com/" target="_blank">فیس بوک</a> و&#8230;) در دنیای مجازی شما رخنه کرده اند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>خیلی زیاد. شاید بیشتر وقت من در دنیای مجازی با همین ها می گذرد. شخصا وابستگی زیادی به گوگل ریدر، توییتر و فرندفید دارم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>راستش را بخواهید زیاد رخنه نکرده است . عضو فیس بوک نشده ام چون خاطره خوبی از اورکات نداشتم و زیاد هم از گوگل ریدر استفاده نمیکنم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۸- فکر می کنید که ظهور ابزارها و سرویس های جدید وب چه تاثیری در نقش وبلاگها دارند؟ آیا موجب تقویت جایگاه اونها میشن یا اینکه جایگاهشون رو متزلزل می کنند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>فکر می کنم در صورتی که وبلاگ نویس ها به استفاده از این ابزار ها روی بیارن باعث معرفی و تاثیر گذاری بیشتر وبلاگ ها می شه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>-</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۹- زندگی مجازی براتون شیرینتره یا زندگی حقیقی؟ اگه قرار باشه یکی رو انتخاب کنید کدومش رو ترجیح میدید؟<br />
</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>هر دو شیرینی و تلخی های خودشون رو دارن. بدون هیچ کدوم کامل نیستم. از ترجیح هم خبری نیست چون هر کدوم اون یکی رو کامل می کنن و به قول معروف هر گلی بوی خودش رو می ده!</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>قطعا زندگی واقعی برایم شرین تر است و وبلاگ برای من جایی است که حرفهایم را بزنم و احساس آرامش کنم .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱۰- هر چه که مجال گفتنش رو نیافتید&#8230;!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>گفتم که من کم حرفم، تا همین جا هم خیلی حرف زدم که حالا بخوام چیز اضافه تری هم بگم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا: </strong>تورو به خدا بگویید همین جوری پا نشند و زندگی را بفروشند و بیایند مالزی . اینجا حلوا پخش نمیکنند . اگر واقعا پشتوانه مالی خوبی دارند حرفی نیست که بیایند و درس بخونند اما خیلی میبینم که میایند و بعد چند ماه دست از پا دراز تر بر میگردند ایران .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>و اما سوال آخر:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نظرتون درباره پروژه ای مثل <a title="فیس آف : رو در رو با وبلاگ نویسان" href="http://faceoff.blognevesht.com" target="_blank">Face Off</a> یا پروژه های مشابه چیه؟ آیا تاثیری هم می تونند داشته باشند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سنجاقک: </strong>برای سرگرمی جالب و خوبه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سینا:</strong> کار بسیار خوب و طاقت فرسایی برای مدیرانش است که امیدوارم از آنجا که پشتوانه مالی ندارند بتوانند دوام بیاورند و زنده بمانند .</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/1125653.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/1125653/" >View Poll</a></noscript></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی FaceOff 11:</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان یک هفته نظرسنجی، آقای سینا راحتی با کسب ۶۰% آرا بعنوان برنده فیس آف انتخاب شدند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><br />
</strong></p>
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/#comments">30 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2008 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff11-sanjaghak-sinadaily/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>30</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 10 : جوزف  vs  کاپیتان بدون هواپیما</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 08:20:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off]]></category>
		<category><![CDATA[Jozeph]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[جایگاه وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[جوزف]]></category>
		<category><![CDATA[خوراک خوان]]></category>
		<category><![CDATA[مستعار نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[نظرسنجی]]></category>
		<category><![CDATA[وب2]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[کاپیتان بدون هواپیما]]></category>
		<category><![CDATA[گوگل ریدر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=105</guid>
		<description><![CDATA[کی گفته ما فقط سراغ  وب۲یی ها یا پربازدیدها میریم؟! مگه وبلاگ نویسی به وب۲یی بودنه؟! مگه کسایی که برای دل خودشون می نویسن، تازه شروع کردن، رفت و آمد ندارن، وبلاگشون، وبلاگ نیست؟! اصلاً کی گفته وبلاگ رو باید با این ترازوها، وزنید؟! حداقل ما توی Face Off به این چیزا اهمیت نمیدیم! اینا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کی گفته ما فقط سراغ  وب۲یی ها یا پربازدیدها میریم؟! مگه وبلاگ نویسی به وب۲یی بودنه؟! مگه کسایی که برای دل خودشون می نویسن، تازه شروع کردن، رفت و آمد ندارن، وبلاگشون، وبلاگ نیست؟! اصلاً کی گفته وبلاگ رو باید با این ترازوها، وزنید؟! حداقل ما توی Face Off به این چیزا اهمیت نمیدیم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اینا رو گفتم که منتشر نشدن فیس آف ۱۵ مهر رو لاپوشونی کنم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">مهمانان فیس آف دهم، یه روزایی خیلی پرکار بودن اما الان مدتیه که وبلاگاشون رو دیر به دیر آپ میکنند. البته دنیای مجازی رو ترک نکردن، وبلاگها رو هم، همچنان دنبال می کنند، فقط خودشون کمتر می نویسند.  شخصاً دلایلی که در اینجور مواقع بیان میشن رو، فقط بهونه میدونم، شما رو نمیدونم! امیدوارم این فیس آف بهوونه ای بشه برای اینکه دوباره شاهد حضور فعال جوزف و کاپیتان عزیز در وبلاگستان باشیم!</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 435px"><a href="http://faceoff.blognevesht.com"><img src="http://faceoff.persiangig.ir/faceoff/faceoff10.jpg" alt="طراح لوگو: چشم غمگین" width="425" height="349" /></a><p class="wp-caption-text">طراح لوگو: چشم غمگین</p></div>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a title="جوزف" href="http://www.jozeph.blogfa.com/" target="_blank"><strong>J.O.Z.E.P.H</strong></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">جوزف صداش می کنند! من که نتونستم اسمش رو از زیر زبونش بکشم. همه دور و بری هایی هم که ازش می شناسم اسم مستعار دارند! چهاردهم آذر دهه شصت متولد شده (متوجه شدید که چطور ما رو پیچوند؟!). دانشجوی ترم آخر کامپیوتره، مجرده و تهران زندگی می کنه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">متال بازان بدانند که جوزف همه نوع موسیقی دوست داره، به جز متال! <a href="http://www.imdb.com/title/tt0110413/" target="_blank">The Professional</a> یا همون لئون فیلم مورد علاقشه. پیتزا هم دوست داره (خوش بحال همسرش که دیگه نیاز نیست غذا بپزه!). استقلالی هست یا نه با خودش، اما آبی و نارنجی از رنگهای مورد علاقه جوزف محسوب میشن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;مهم نیست که کی هستم و کجای این روزگار دارم دنبال آرزوهام میگردم. مهم اینه که وبلاگی دارم و تونستم خوانندگانی رو با نوشته های خودم سر گرم کنم که دوستان خوبی برای من شدند. همین که به خودم ثابت کردم و تونستم به نوعی شخصیت سازی کنم و جوزف رو توی دنیای مجازی بین گروهی از شماها جا بدم، برام ارزشمنده. تو وبلاگم از همه چی مینویسم و در کنارش عکاسی هم هست&#8230; بیشتر دوست دارم روی خوش زندگیم رو با دوستانم قسمت کنم و از غم و غصه هایی که کم هم نیستن، ننویسم. عکسهایم را هم دوست میدارم. عکاس حرفه ای نیستم ولی به قول دوستان چشم های خوبی دارم که صحنه ها رو خوب میبینند. البته با عینک&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آدرس وبلاگ: <a href="http://jozeph.blogfa.com" target="_blank">www.jozeph.blogfa.com</a> &#8211; (<a href="http://jozeph.blogfa.com/rss.aspx" target="_blank">خوراک وبلاگ</a>)</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com/" target="_blank"><strong>کاپیتان بدون هواپیما</strong></a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از زیر زبون کاپیتان هم نتونستم اسم واقعیش رو در بیارم. حتی یه آواتر هم بهمون نداد و همچنان در اون قسمت هم اصرار داشت که &#8220;کاپیتان بدون هواپیما&#8221; باقی بمونه. کاپیتان جوان، دهم مهر ماه ۶۳ متولد شد، دانشجوی ترم آخر مکانیکه، مجرده و در شیراز سکونت داره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کاپیتان از اونجایی که وقت خوندن درسای خودش رو هم نداره، زیاد اهل مطالعه نیست اما اگه وقت کنه دوست داره رمان بخونه. از موسیقی های آروم خوشش میاد اما معتقده که هر لحظه موسیقی خاص خودش رو می طلبه. همانطور که هر رنگی یه جایی قشنگه! (روانشناسی رنگ من میگه که کاپیتان از اوناییه که طرفدار تیم برنده است!)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غذای مورد علاقه، شکرپولوی شیرازی هاست، و به دلیل تنبلی، حیوون موردعلاقه تنبل! (که البته ایشون اشتباهاً تنبل رو با کوآلا مترادف دونستند!)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">&#8220;من عاشق پروازم، عاشق سفر به جاهای دور دست، البته دارم تلاش میکنم به آرزوم برسم. وبلاگم هم خیلی دوسش دارم، وقایع مهم زندگیمو مینویسم، یه جور سنگ صبورمه که شاید نتونم همتایی واسش توی زندگیم پیدا کنم گاهی اوقات هم از وقایع روزگار مینویسم، گاهی هم راجع به پرواز&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آدرس وبلاگ: <a href="http://captainos.blogspot.com" target="_blank">www.captainos.blogspot.com</a> &#8211; (<a href="http://captainos.blogspot.com/feeds/posts/default" target="_blank">خوراک وبلاگ</a>)</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱- وبلاگ کجای زندگی شما جای دارد؟ حاشیه است یا اصل؟!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>گاهی اصل و گاهی حاشیه&#8230; همه چیز از یک تجربه شروع شده است. در زندگیم زمانی وجود دارد که به &#8220;تنهایی&#8221; معروف است. من شاید به نوعی تنهاییم را با وبلاگ پر کرده ام! اوایل خیلی برایم مهم بود اما مدتیست دارد به حاشیه میرود و این خیلی خوب است. چون مجال زندگی در دنیای واقعی را به من خواهد داد.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>هیچ کدوم، وبلاگ در جای خودشه، یه قسمتی از زندگیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۲- به نظر می رسد وبلاگتان را بارها تا آستانه متروک شدن پیش برده اید. چرا دیر به دیر وبلاگتان بروز می شود؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H:</strong> وبلاگ من آینه ی احوالات من است. اینکه مسافرتی میروم. چیزی میخوانم. فکری میکنم و..و..و&#8230; خودشان را در وبلاگ نشان میدهند. شاید تکراری شدن بزرگترین دلیل متروک ماندن و ترک وبلاگ نویسیم باشد. برای من به شخصه وجود خوانندگان و حمایت هایشان بزرگترین مشوق و عامل ایجاد انگیزه برای ادامه ی کار وبلاگ بوده است. البته درگیری های روزمره و بخصوص این روزهای اخیر فرصتی برای به روز بودن باقی نمیگذارد.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>اولاً بیشتر ترجیح میدم خواننده باشم تا بنویسم اما خوب این سوال جواب طولانی داره، اما اینطور میتونم بگم مشغله نتونسته جلوی وبلاگ نوشتم رو بگیره، هرچند کم بنویسم، یه دلیلم میتونه فیل.تر.ینگ و همینطور سرعت پایین اینترنت باشه، اما اکثر اوقات برای تنبیه کردن خودم ننوشتم، میتونم بگم از دست خودم ناراحت بودم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۳- چرا مستعار می نویسید؟ هیچ وقت شده آرزو کنید که کاش با نام واقعی وبلاگ نویسی می کردید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H</strong><strong>:</strong> به ندرت. زمانی تصمیم گرفتم با هویت واقعی بنویسم که با عکس العمل هایی از خوانندگان مواجه شدم که من رو از این تصمیم منصرف کردند. مستعار بودن هم ماجرای ساده ای دارد و بر میگردد به قول و قرار های دوران دبیرستان و انتخاب نام هایی جایگزین که &#8220;یوسف&#8221; نصیب من شد. به هر حال لذتی در مستعار بودن هست که در واقعی بودن نیست و برعکس!</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>خوشبختانه از همون اول تصمیم به نوشتن با نام مستعار کردم اما همونطور که میگن ماه پشت ابر پنهان نمیمونه، لو رفتن هویتم مجبورم کرد که دوبار آدرسمو عوض کنم، اما این پایانی نداشت و دوباره با وجود اینکه دلم میخواست از دیدٍ آشنایان مخفی بمونم، پیدا شدم، اما دیگه واسم عادی شده، البته این باعث خود سانسوری میشه که من کاملاً احساسش میکنم اما راجبه نوشتن با نام واقعی خودم، راستش آره دلم میخواد و این تصمیم و دارم اما زمانی که از ایران برم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۴- به نظر شما وبلاگ نویس چقدر آزاد است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H:</strong> راستش رو بخواید تا بحال زیاد بهش فکر نکردم. اما همیشه سعی کردم از همه چیز بنویسم و مطالبی رو که مینویسم از فیلتر وجدان خودم عبور بدم. به زبان ساده تر اینکه، طبق یک چهار چوب خاص نمینویسم. اما خیلی چیزها رو هم که بد میدونم بیان نمیکنم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>از چند جنبه میشه برسی کرد، سیاسی که کاری ندارم، اما از جنبه ی اجتماعی میتونه کاملاً آزاد باشه، اما نمی تونه آزاد بنویسه، به هر حال مشکلاتی هم وجود داره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۵- چه وبلاگهایی را دنبال می کنید، به سراغ کدامها نمی روید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>معمولا طبق عادت و سلیقه اولین چیزی که توی وبلاگ چشمم رو میگیره رنگ بندی قالب و ترکیب قرار گرفتن مطالب هستش که شاید خیلی کم اهمیت به نظر بیاد ولی به نظر من اون چیزی که به یه مطلب خوب و پر محتوا، بیننده میده، همین نکته های ظریف و دقیق طراحی وبلاگ هستش. معمولا عکس بلاگها ، آی تی نویس ها و همچنین اونهایی که از تجربیات زندگی روزمره شون مینویسند رو بیشتر از بقیه میپسندم. مینیمالیست ها رو هم دوست میدارم. به سراغ بقیه هم اگر بروم، زود بر میگردم&#8230;</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>در کل میونه خوبی با وبلاگ های شعر و شاعری و عاشقانه ندارم، از وبلاگ هایی که هم که با قلم ساده تجربیاتشون رو مینویسن خوشم میاد. در ضمن اینو هم اضافه میکنم از وبلاگ هایی هم که دنبال مطرح شدن و بالا بردن آمار وبلاگشون به هر نحوی هستن هم کاملاً متنفرم یا اینکه وبلاگو جایی برای پول ساختن میدونن.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۶- خوراک خوان هستید یا دم در وبلاگها می روید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>مسلما دم در میروم. ترجیح میدهم محتویات وبلاگ را با شکل و شمایلی که نویسنده میخواهد، ببینم.(همون قضیه ی قالب و رنگ و لعاب)</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>راستش چند بار سعی کردم از خوراک استفاده کنم. بنظرم هم خیلی خوب اومد. اما ترجیح میدم به وبلاگا سر بزنم، این مثل این میمونه که به خونه ی دوستت بری. یه جورایی با قالب وبلاگا میتونم شخصیت نویسنده رو لمس کنم، قالب وبلاگ بوی نویسندش رو میده.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۷- جایگاه وبلاگ را در جامعه ایرانی چگونه ارزیابی می کنید؟ آینده را چطور می بینید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>جوابی ندارم که بدهم. فقط اینکه دوست دارم کمتر و کمتر خداحافظی وبلاگ نویس ها رو نظاره گر باشم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>یادمه ترم اول دانشگام یعنی پنج سال پیش بود که اولین وبلاگ رو خودنم. اون موقع اصلاً نمیدونستم وبلاگ چیه. اما از این سبک وب خیلی خوشم اومد. دو سال به خوندن ادامه دادم و بعد خودم هم شروع به نوشتن کردم. متاسفانه تا زمانی که وضعیت اینترنت در ایران مشخص نشه وبلاگ جایی در عموم نخواهد داشت، اگه بخوام جواب این سوال رو بدم یه قالب کلیشه ای پیدا میکنه که هممون میدونیم، از این جور جوابها خوشم نمیاد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۸- رابطه تان با سرویسهای وب۲ مثل <a href="http://facebook.com" target="_blank">فیس بوک</a>، <a href="http://twitter.com" target="_blank">توئیتر</a>، <a href="http://friendfeed.com" target="_blank">فرندفید</a> و&#8230; چطور است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>با ظهور وب۲ و امکانات و ابزارها و الگوهای جدید طراحی صفحات وب، جذابیت سایتهای اینترنتی بالا رفته است. همچنین سهولت در کار کاربر ها و اینکه محیط های متنوع به همراه فعالیت های گروهی، وسوسه انگیز است. اما به شخصه بعد از آغاز هجوم فیلترینگ به برخی از این سایت ها با خودم لج کردم و دیگه به سمتشون نرفتم. شاید یکجور ترس از تکنولوژی های جدید و اندکی هم دلایل شخصی&#8230;</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>در کل علاقه ی چندانی ندارم، اما فیس بوک رو به دلیل اصرار دوستان قدیمیم که خیلی هاشون دیگه در دسترس نیستن و همینطور با خبر بودن ازشون مرتب چک میکنم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۹- کدامیک از این سوژه ها را برای وبلاگ نویسی بیشتر می پسندید؟ امکانات جدید Google Reader – شامی که دیشب درست کردید – عدم موافقت با عضویت ایران در شورای امنیت</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>شاید هیچ کدام&#8230; اما شام دیشب را بیشتر میپسندم. چون هم مزه اش را حس کرده ام و هم رنگ و قیافه اش را دیده ام و شاید هم عکسی از غذا که بیان کننده ی همه ی حس و حال من، دیشب سر میز شام است.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>شامی که دیشب درست کردم</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱۰- آنچه که مجال گفتنش را نیافتید&#8230;!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>راستش فکر میکنم دعوت من به فیس آف خیلی زود انجام شد و من تجربه ی زیادی در زمینه ی وبلاگ نویسی ندارم که بتونم درست و حسابی جواب و سوال ها رو بدم. همچنین ممنونم از همه ی اونایی که واسه این پروژه تلاش میکنند و زحمت میکشند.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>راستش تا حالا به این سوالا فکر نکرده بودم، جالب بود واسم، خوشحالم که تونستم توی این پروژه که از روز اول دنبالش کردم و به مطالب جالبی هم رسیدم شرکت کردم. در آخر از خلاقیت و نبوغ دوست عزیزم صادق خان جم تشکر میکنم که این فرصت رو به بچه های وبلاگستان داده تا با نظرات همدیگه آشنا بشن.<br />
آرزوی موفقیت برای تک تک ِ وبلاگ نویسا علی الخصوص دوست گلم صادق خان جم و همینطور خانم محترمشون دارم.<br />
اما خوبه که سوالی هم با این موضوع اضافه بشه که وبلاگ نویسی چه تغییر و تاثیری در زندگیتون داشته ؟ که برای من یه سری تجاربی که با هیچ چیر نمیشه بدست آورد.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>و اما سوال آخر</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حدس بزنید! چه کسی رقیب فیس آفی شماست؟!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>J.O.Z.E.P.H: </strong>با توجه به سوالها و حدسهایی هم که نمیشه زد، بعید میدونم &#8220;صفا در ال ای&#8221; رو در روی من باشد!؟</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>کاپیتان: </strong>حس میکنJozeph، درسته؟ شایدم یکی دیگه از دوستان!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/1028753.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/1028753/" >View Poll</a></noscript></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی Face Off 10:</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">کاپیتان بدون هواپیما با کسب ۵۳% آرا از نظر خوانندگان بعنوان برنده فیس آف انتخاب شد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/#comments">33 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2008 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff10-jozeph-capitan/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>33</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off 9 :  سلمان جریری  vs  صنم دولتشاهی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 22 Sep 2008 09:38:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[فیس آف]]></category>
		<category><![CDATA[Face Off]]></category>
		<category><![CDATA[ارزشهای وبلاگ نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[اولین وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[حلقه های وبلاگی]]></category>
		<category><![CDATA[خورشید خانوم]]></category>
		<category><![CDATA[دغدغه وبلاگ نویسی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک نوشتاری]]></category>
		<category><![CDATA[سلمان جریری]]></category>
		<category><![CDATA[صنم دولتشاهی]]></category>
		<category><![CDATA[فن آوری های شبکه]]></category>
		<category><![CDATA[مافیای وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[نظرات]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ سلمان]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس کهنه کار]]></category>
		<category><![CDATA[ویدئوبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[پادکست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=97</guid>
		<description><![CDATA[بعنوان نخستین فیس آف، هشتمین سال فعالیت وبلاگستان فارسی، شما را رو در روی دو وبلاگ نویس کهنه کار نشوندیم! سلمان جریری (نویسنده وبلاگ سلمان) نخستین وبلاگ نویس فارسی زبان حتماً معرف حضورتون هستند! در ویژه نامه Face Off بمناسبت سالروز تولد وبلاگستان، هم لطف کرده بودند و مطالبی رو برای اینجا نگاشته بودند. سلمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بعنوان نخستین فیس آف، هشتمین سال فعالیت وبلاگستان فارسی، شما را رو در روی دو وبلاگ نویس کهنه کار نشوندیم!</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.ir/faceoff/faceoff9.jpg" alt="" width="300" height="400" /></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری</strong> (نویسنده وبلاگ <strong><a title="وبلاگ سلمان" href="http://www.globalpersian.com/" target="_blank">سلمان</a></strong>)</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نخستین وبلاگ نویس فارسی زبان حتماً معرف حضورتون هستند! در <a title="Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی" href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/" target="_blank">ویژه نامه Face Off بمناسبت سالروز تولد وبلاگستان</a>، هم لطف کرده بودند و مطالبی رو برای اینجا نگاشته بودند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سلمان متولد ۲۰ مرداد ۵۸ هست، از دانشگاه شریف لیسانس کامپیوتر داره و در حال حاضر در کشور امارات و شهر دبی سکونت داره و بعنوان مدیر پروژه مشغول بکار هست. وی وضعیت تأهل خودش رو اینطور توضیح می ده: «در رابطه ای قشنگ»!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از سلمان جریری خواستیم که در یک پاراگراف به معرفی خودش و وبلاگش بپردازه:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">«سلمان. نویسنده وبلاگ سلمان. (یک پاراگراف بود و دو جمله!)»</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی</strong> (نویسنده وبلاگ <strong><a title="خورشید خانوم" href="http://www.khorshidkhanoom.com/" target="_blank">خورشید خانوم</a></strong>)</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از نخستین بانوان فارسی زبانی که به وبلاگستان وارد شدند. متولد ۱۳۵۶ با مدارک تحصیلی جورواجور: فوق لیسانس ادبیات انگلیسی و دانشجوی فوق لیسانس مطالعات زنان و همچنین فوق لیسانس روزنامه نگاری آن لاین.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">صنم اکنون در شهر آستین در ایالت تگزاس آمریکا زندگی می کنه و علاوه بر دانشجو بودن، دستیار تحقیق و همچنین سردبیر نیمه وقت <a title="رادیو زمانه" href="www.radiozamaneh.org" target="_blank">رادیو زمانه</a> هم محسوب میشه. خانوم دولتشاهی وضعیت تأهلش را «شلم شوربا» می دونه و برخی از علاقمندی هاش رو چنین معرفی می کنه:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">غذاهای مورد علاقه: کباب کوبیده، آبگوشت، ماهی، به علاوه نود و نه درصد بقیه غذاهای دنیا</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">رنگ مورد علاقه: فیروزه ای و قهوه ای و زرشکی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حیوان مورد علاقه: انسان و میمون</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">صنم دولتشاهی خود و وبلاگش را اینطور معرفی می کنه:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">«هفت ساله وبلاگ می‌نویسم. تو وبلاگم درباره همه چی می‌نویسم، اما بیشتر از همه حقوق زنان و فمینیسم و رفیق‌بازی برام مهمه تو وبلاگم. یه زمانی سردبیر اولین مجله الکترونیکی فارسی زبان ایران (کاپوچینو) بودم. فعال جنبش زنان ایران هستم. آخرای درسم هستم در آمریکا. دو تا فوق لیسانس دارم می‌خونم. یکی‌اش مطالعات زنانه و یکی‌اش خبرنگاری. درباره نقش فناوری‌های ارتباطی در جنبش‌های اجتماعی (خصوصا جنبش زنان ایران) تحقیق می‌کنم و مشغول یادگیری استفاده از ابزارهای چندرسانه‌ای برای تولید کارهای ژورنالیستی روی وب هستم. (<a href="http://sanamd.com/" target="_blank">این پورتفولیوی منه</a>). دو روز در هفته سردبیر سایت رادیو زمانه هستم. آشپزی‌ام هم حرف نداره.»</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>همکاران Face Off نهم:</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>میلاد احرامپوش:</strong> نویسنده وبلاگ <a title="روزنوشت میلاد" href="http://imilad.com/" target="_blank">روزنوشت میلاد</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff4-imilad-1fathi/" target="_blank">Face Off 4</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بامدادی: </strong>نویسنده وبلاگ <a title="بامدادی" href="http://bamdadi.com/" target="_blank">بامدادی</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff6-bamdadi-thousanddots/" target="_blank">Face Off 6</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شروین فتحی: </strong>نویسنده وبلاگ <a title="یک فتحی" href="http://1fathi.com/" target="_blank">یک فتحی</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 4 : میلاد احرامپوش vs شروین فتحی " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff4-imilad-1fathi/" target="_blank">Face Off 4</a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هزاران نقطه:</strong> نویسنده وبلاگ <a title="هزاران نقطه" href="http://thousanddots.wordpress.com/" target="_blank">هزاران نقطه</a> و شرکت کننده <a title="Face Off 6 : بامدادی vs هزاران نقطه " href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff6-bamdadi-thousanddots/" target="_blank">Face Off 6</a></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>1- </strong>هزاران نقطه:<strong> چقدر از دغدغه های روزهای اول وبلاگ نویسی هنوز در شما وجود دارد؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>تقریبا هیچ. دغدغه های روزهای اول وبلاگ نویسی، دغدغه های جوان ۲۲ ساله ای در ایران بود که با خواندن کتابی در مورد &#8220;جهانی شدن&#8221; به تئوریهای اون فکر می کرد. دغدغه های امروز، دغدغه های جوان (؟) ۲۹ ساله ای در خارج از ایران است که داره اون خوانده ها را در عمل تجربه می کنه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی:</strong> روزهای اول هیچ دغدغه‌ای نداشتم. امروز هم هیچ دغدغه‌ای ندارم. اما اون وسط‌مسط‌ها خیلی دغدغده‌ها داشتم. مثلا اینکه زن‌ها باید از درون خودشون حرف بزنن و صداشون تو فضای عمومی شنیده شه و مرز بین درونی و اندرونی برداشته شه. یا اینکه مثلا یه زمانی فکر می‌کردم با وبلاگ می‌شه بشریت رو نجات داد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۲- </strong>بامدادی: <strong>به عنوان یک وبلاگ‌نویس کهنه‌کار، رشد یا تغییرات فضای وبلاگستان فارسی را در هفت سال اخیر چگونه می‌بینید؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>کلمات کلیدی این سالها را اگه بخواهی بعضی از اونها: جو گیری – سیستمهای وبلاگ نویسی – ورود زنان – ورود ممنوعه ها – ورود فعالیت جمعی (مثلا کاپوجینو) – شکست فعالیت جمعی (مثلا کاپوجینو) – بالاگرفتن گفتگو و کامنت – افول گفتگو و کامنت – ورود سیاسی ها &#8211; ورود نویسنده ها – ورود ژورنالیستها – ورود همه نوع وبلاگ – بازی ها &#8211; موج فید و آی تی نویسی و ترجمه مستقیم. موجهای خیلی زیادی پیش رو هست. اما همون طور که اون موجها نشون داده فقط ۲ چیز مهمه: &#8220;مطلب&#8221; و &#8220;پشتکار&#8221;. هیچ چیز دیگه ای باقی نمی مونه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>تعداد وبلاگ‌های بی‌معنی که قلب و گل و شعر کپی‌پیست‌ شده بذارن و پونصدتا کامنت بی‌معنی و بی‌ربط و تو مایه‌های «وب باحالی داری، من هم آپ شدم، به من هم سر بزن» دریافت کنن خیلی زیاد شده، که من رو نگران می‌کنه که نکنه واقعا اینقدر &#8230; تو جامعه‌امون داریم؟ گاهی هم فکر می‌کنم شاید اینها کار یک سری ربات هستن فقط چند نفر شوخی‌شون گرفته می‌خوان خرج و مخارج بلاگفا یا پرشین بلاگ رو بالا ببرن اینها رو راه انداختن. (باور کنین شده برای بعضی از این وبلاگا کامنت گذاشتم یا بهشون ایمیل زدم که مطمئن شم اینا آدم هستن و ربات نیستن اما جوابی نگرفتم!!) از نظر کیفیت ولی به نظرم اوضاع خیلی وبلاگ‌ها خوبه و به نظرم همیشه چارتا چیز خوب به درد بخور که آدم باهاش حال کنه، سرگرم شه یا چیزی یاد بگیره پیدا می‌شه. در مورد تغییرات فضای وبلاگ‌ها، می‌تونم بگم که هنوز هم یک سری دسته‌بندی‌ها وجود داره. هنوز هم یک سری موضوع یکهویی مد می‌شه همه در موردش می‌نویسن و بعد تبش می‌خوابه، یک عده هم خلاف جریان آب حرکت می‌کنن در موردش. هنوز هم یه عده حرف از مافیای وبلاگی می‌زنن. تعداد وبلاگ‌های تخصصی به درد بخور خیلی زیاد شده که عالی است. از نظر سیاسی هنوز هیچ تغییری نکردیم و هنوز حجم مزخرفی که تولید می‌شه بیشتر از حجم بحث مفید سیاسی است. راحت‌تر می‌شه در مورد مسائل جنسی و حریم «خصوصی» حرف زد و به اندازه سابق به زن‌ها ‌توهین و حمله نمی‌شه بابت اینطور نوشتن. زن‌های بیشتری راحت از این حریم خصوصی و مسائل جنسی می‌نویسن. (اما البته هنوز هم راه زیادی داریم تا سکسیسم رو از فضای وب فارسی زبان حذف کنیم. نمونه‌اش هم بالاترین!) هنوزم ملت از طریق وبلاگ با هم‌دیگه دوست می‌شن و سرمایه اجتماعی‌اشون رو افزایش می‌دن. وبلاگ‌های افراد مذهبی و یا همفکر با حکومت و جناح‌های راست سیاسی زیاد و زیادتر می‌شن که به نظر من این مساله فوق‌العاده عالی است و به تنوع نوشته‌های وبلاگ‌ها ‌اضافه می‌کنه و کمک می‌کنه صداهای جدید و نگاه‌های تازه مطرح شن. بازی‌های وبلاگی روز به روز لوس‌تر می‌شن و &#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۳- </strong>بامدادی:<strong> چقدر اعتقاد دارید به این که یک وبلاگ باید دارای خط مشی فکری مشخص، سبک نوشتاری مخصوص به خود و در کل دارای یک روند شناخته شده باشد و نویسنده‌ی آن سعی کند فضای نوشته‌ها تابع حالت‌های آنی و لحظه‌ایش نباشند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری:</strong> راستش را بخواهی خود اون آنی نوشتن گاه گداری هم می تونه یک نوع سبک باشه. در کل داشتن سبک و خط مشی و روند و اینها مفید و لازمه، اما تا جایی که وبلاگ را از یک مجله و از وبلاگهای دیگه متمایز کنه. مثلا من تعجب می کنم که چرا دوستانی مثل دکتر مجیدی و کمانگیر نوشته های روزانه خودشان را جداگانه و نه در قالب وبلاگ اصلی منتشر می کنند. همون نوشته های روزانه و شخصی است که در درازمدت نوشته های اونها را از نوشته های دهها نفر که به سبک اونها و در مورد همون مطالب (گاهی دقیقا همون مطلب) می نویسند متمایز می کند.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>به نظرم روند شناخته شده داشتن با اینکه نوشته‌هات تابع حالت‌های آنی و لحظه‌ایت باشه در تضاد نیست. به نظر من خیلی خوب و مفیده که بعضی وبلاگ‌ها ‌تخصصی باشن. اما در عین حال تو همین وبلاگ‌های تخصصی اون‌هایی به نظرم جالب‌تر و مهم هستن که یک نگاه شخصی به موضوعات مورد بحث دارن. اتفاقا نوشته‌هایی که تابع حالت‌های آنی و لحظه‌ای نویسنده هستند یک صداقتی دارن که تو بقیه نوشته‌ها ‌کمتره و خب این صداقت هم ارزشمنده، هم جذابه برای من.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۴- </strong>فتحی:<strong> برخی معتقدند که خط فکری وبلاگ نویسان جدید تغییر کرده است و ارزشهای آنها در دنیای وبلاگ نویسی شکل جدیدی به خود گرفته است. نظر شما در این باره چیست؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>در بین دهها هزار وبلاگ نمی شه به این آسانی از یک &#8220;خط فکری&#8221; صحبت کرد. اما در مورد موجهای مسلط (مثلا موج فعلی بچه های فید و اشتراک و آی تی) می شه گفت بر خلاف موجهای قبلی (۱) موضوعات کمتر به عمق می ره (۲) نوع موضوعات با دغدغه های منابع اصلی و ترجمه ای هم خوانی بیشتری داره تا دغدغه های خواننده. مثلا در بچه های آی تی شما چهار نوشته خوب نمی تونید پیدا کنید که در ایران چه جوری می شه آنلاین به دنبال کار گشت یا چه راههایی برای رزرو آنلاین هتل در ایران وجود داره. اما آخرین مطلب وبلاگ تک کرانچ را فردا در تمام وبلاگهای آی تی فارسی می تونید پیدا کنید.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>خب خط فکری وبلاگ نویسان جدید یعنی چی؟ مگه همه وبلاگ نویس‌های جدید خط فکری مشابهی دارن که بشه در موردشون به شکل کلی حرف زد؟ بعدش اینکه تغییر کرده، به نسبت چی تغییر کرده؟ اینکه «ارزش»‌هاشون در دنیای وبلاگ نویسی شکل جدیدی به خود گرفته، منظور چه ارزش‌هایی هست و چه طور تغییری پیدا کرده؟ همونطور که به قول رضا مارمولک راه‌های رسیدن به خدا خیلی زیاده، ارزش‌های انسانی هم خیلی زیادن و به تعداد هر انسانی می‌تونه یک سری ارزش‌ها ‌وجود داشته باشه. وبلاگ نویس جدید و قدیم هم نداره. آره ممکنه (تاکید می‌کنم ممکنه و قطعی نیست) یک نفری که تا به حال فقط با یک جمع محدود انسانی دور و برش تعامل داشته (یا اصلا هر کسی)، وقتی میاد وبلاگ می‌نویسه عملا وارد یک اجتماع بزرگتری بشه نسبت به اون چیزی که قبلا تجربه کرده، ارزش هاش محک جدیدی بخوره، تفکراتش به چالش کشیده شه، و در نتیجه‌ی روبرو شدن با دیدگاه‌های جدید و متفاوت، ارزش‌های جدیدی هم پیدا کنه تو زندگی‌اش. اما این در مورد هر آدمی که به یک فضای فکری جدید وارد بشه می‌تونه اتفاق بیفته و فکر نمی‌کنم مخصوص وبلاگ‌نویسان جدید باشه.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۵- </strong>بامدادی:<strong> نظرتان را درباره‌ی این گزاره بگویید: «وبلاگستان فارسی دست‌کم به دوبخش تقسیم شده است: ۱٫ وبلاگ‌نویسانی که با فن‌آوری‌های شبکه‌ای آشنا هستند ولی به خاطر تعداد اندکشان زیاد تنوع دیدگاه ندارند ۲٫ وبلاگ‌نویس‌هایی که چندان آشنا با فن‌آوری‌های شبکه‌ای نیستند ولی به خاطر تعداد زیادشان تنوع فکر و عقیدتی بالایی دارند.</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>مخالفم. در مورد گزاره ۱، وبلاگ نویسان آشنا با فن آوری های شبکه ای مثل فید و اشتراک و این مسائل به دلیل روند مشترک (ترجمه) و منابع مشترک (وبلاگهای آی تی غربی) تنوع دیدگاه کمی دارند نه به دلیل تعداد اندک نویسنده هاشون. اگر اون روند را از ترجمه به تحقیق و منابع را از وبلاگها آی تی غربی به سایتها و سرویسهایی که دغدغه خواننده ها هست تغییر دهند تنوع مفید تری خواهند داشت.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>ببین من درست نمی‌فهمم این سوال رو. یعنی من نمی‌تونم درک کنم ربط بین «تعداد» افرادی که آشنا هستن یا نیستن با یک فن‌آوری رو با تنوع دیدگاهشون، یعنی معنی هر قسمت این گزاره رو به طور مستقل نمی‌تونم بفهمم که بعد بتونم تقسیم بندی رو کلا بفهمم. آره قبول دارم یه عده با فن آوری‌های اینترنتی آشنا هستن، یه عده هم نیستن و می‌شه وبلاگستان رو تا همین‌جا تقسیم کرد. اما اینکه این قضیه به تنوع یا عدم تنوع دیدگاه‌های یه عده ربط پیدا کنه رو نمی‌فهمم. : &#8211; )</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۶- </strong>بامدادی:<strong> تا چه حد به استفاده‌ از امکانات چندرسانه‌ای در وبلاگ اعتقاد دارید‌ (پادکست، ویدئولاگ، تصویر و &#8230; در کنار متن)؟ آیا استفاده از این امکانات مخاطب را برای خواندن متن  و تعمق بیشتر تنبل نمی‌کند؟ یا برعکس، او را به درگیری بیشتر ذهنی و علاقه‌مند شدن به موضوع تشویق می‌کند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>تا اون حد که خواننده با چیز شلم شوربایی رو به رو نباشه. اگر پست امروز متنی، فردا صوتی و پس فردا تصویری باشه، می تونه شلم شوربا باشه. اگر شما ۳ تا وبلاگ یکی صوتی، یکی تصویری، یکی متنی داشته باشی هنوز می تونه شلم شوربا باشه. حتی اگر سمت چپ صفحه صوتی، سمت راست تصویری و وسط متنی باشه هم هنوز می تونه شلم شوربا باشه. یک قالب اصلی که خواننده به تدریج به اون عادت کرده (مثلا متن) با فقط یک فید و با ارجاعات مناسب صوتی و تصویری می تونه ترکیب مفیدی باشه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>ببین من موافق استفاده از همه این امکانات چند رسانه‌ای هستم، اما به شرط اینکه توجیهی برای استفاده ازشون باشه. یعنی این محتوی است که باید توجیه کننده استفاده از یک نوع فرم باشه نه اینکه از یه فرم استفاده بکنیم فقط چون یه فرم خاصی است، یا برعکس، استفاده نکنیم چون ممکنه مخاطب رو تنبل کنه. واقعیتش کلا اینه که تحقیق‌های فراوونی هست که نشون می‌ده آستانه توجه و حوصله خواننده پای مانیتور کمتره. صد البته این مساله می‌تونه به دلایل مختلفی باشه از قبیل خستگی چشم وقتی به مانیتور نگاه می‌کنیم، حجم زیاد و در حد انفجار اطلاعات، و وقت کمی که باقی می‌مونه برای دریافت همه این اطلاعات، (و نه لزوما تنبل شدن مخاطب). حالا خب برای اینکه پیامت رو بهتر منتقل کنی، باید سریع‌ترین و تاثیرگذارترین راه رو انتخاب کنی، وگرنه اصلا مخاطب صفحه تو رو می‌بنده می‌ره یک صفحه دیگه. اصلا نمی‌مونه که بخواد حالا درگیری ذهنی پیدا کنه یا علاقمند شه به موضوع، و خب گاهی ابزار چند رسانه‌ای بهتر و سریع‌تر این انتقال پیام رو انجام می‌دن.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۷- </strong>فتحی:<strong> بخش ارائه نظرات توسط کاربران در وبلاگ شما عموماً مسدود است. چه عاملی باعث این تصمیم شده است؟ آیا این تصمیم به فرهنگ گفتگوی کاربران و خوانندگان وبلاگستان مربوط می شود؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان حریری: </strong>چهار فعالیت اصلی را در نظر بگیر: (۱)  خواندن، (۲) نوشتن، (۳) فکر کردن و (۴) گفتگو کردن. اگر بین اینها تعادل کافی برقرار نباشه چه در دید میکرو (یک وبلاگ نویس) و چه در دید ماکرو (شبکه وبلاگهای فارسی)، خروجی درستی نخواهیم داشت. به نظر من قبل از وارد شدن به فضای گفتگو و کامنت، احتیاج به خواندن دقیق تر و فکر کردن بیشتر داریم. در غیر این صورت اون گفتگو و کامنت کمک زیادی نمی کنه.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>خیلی موقع‌ها که بازه. اما ببین رک و راست، در مواقعی که بسته است، دلیلش اینه که من خیلی موقع‌ها ‌مزخرف می‌نویسم تو وبلاگم؛ نوشته‌های خیلی شخصی می‌نویسم که به نظرم ارزش اظهار نظر کسی رو ندارن؛ و راستش خجالت می‌کشم نظر خواهی رو در مورد اون جور مطالب باز بذارم. فکر می‌کنم اونوقت مردم فکر می‌کنن به نظرم این نوشته‌ها ‌ارزش نظر دادن داشته که نظرخواهی رو باز گذاشتم! (حالا اینکه چرا مزخرف می‌نویسم دلایل زیادی داره می‌تونین بعدا ازم بپرسین!) خلاصه فقط کامنتدونی نوشته‌هایی که به نظرم ارزش نظر دادن دارن رو باز می‌ذارم. البته موارد کمی هم هست که فکر می‌کنم نظر دادن برای یک مطلبی ضرر داره و  توجه‌ها رو از نکته مطرح شده توی اون پست منحرف می‌کنه، یا فضا رو برای توهین کردن به کسی باز می‌ذاره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۸- </strong>میلاد احرامپوش:<strong> هر از چندگاهی بحث حلقه های وبلاگستان یا مافیای وبلاگی مطرح می شود. به نظر شما آیا چنین حلقه هایی در وبلاگستان فارسی وجود دارند که مانع پیشرفت وبلاگ نویسان تازه کار  شوند؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>چنین پدیده ای وجود داره اما با چند توضیح: یکی اینکه این پدیده از بیرون به شکل حلقه و مافیا دیده می شه اما در واقع از درون پدیده ای ناخودآگاه هست. یک جورایی مثل بازارچه ای است که ناخودآگاه نسبت به بازارچه دیگه رونق بیشتری می گیره. مافیا و حلقه ای در کار نیست. چون همدیگه را بیشتر می خوانند اشتراک و لینک بیشتری بین اونها برقراره و این موج شتاب می گیره. اگر خوش شانس بودی و این موج را شناسایی کرده بودی در بین اونها مغازه ای داشتی از این موج بهره مند می شدی. مثل موجهای بازار سهام. مثل موجهای تکنولوژی و خیلی از موجهای دیگه. اما نکته مهم این جاست که این موجها تغییر می کنه. اگر اهل موج باشی و باهوش باشی، از الان مغازه خودت را در جایی می زنی که موج بعدی قرار داره و با &#8220;مطلب&#8221; و &#8220;پشتکار&#8221; می نویسی.  (اگر نظر من را در مورد موج بعدی بخواهی، با بررسی محبوبیت مشابه در بین روزنامه های اقتصادی ایران که از صفر به دهها روزنامه رسیدند، موج بعدی را موج وبلاگ نویسی &#8220;اقتصادی عمومی&#8221; و نه تخصصی پیش بینی می کنم.)</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>ببین حلقه‌های وبلاگستان صد در صد وجود داره. یعنی اصلا شاید غلط باشه بگیم حلقه‌های «وبلاگستان» و بهتره بگیم حلقه‌های انسانی. تو همه جوامع انسانی دسته و گروه و حلقه وجود داره. آدم به هر دلیلی با یه عده احساس نزدیکی یا همفکری می‌کنه دیگه. اما با اینکه حلقه‌های مافیایی باشه و مانع پیشرفت وبلاگ نویسان تازه باشه صد در صد مخالفم و قبلا بارها بحثش رو کردیم می‌تونید <a href="http://www.khorshidkhanoom.com/archives/000575.php" target="_blank">به این نوشته قدیمی من</a> مراجعه کنید نظرم رو بخونید (هنوز نظرم عوض نشده بعد از ۶ سال.) و البته این به معنی این نیست که بحث قدرت در وبلاگستان وجود نداره. چرا وجود داره. درست مثل هر جامعه انسانی دیگه. هرکی سرمایه اجتماعی و روابط پرقدرت‌تری داره (و گاهی وقتا در مورد دنیای وب، با تکنولوژی آشنایی بیشتری داره یا به هر دلیلی جذابیت‌های فرامتنی بیشتری داره)، حرفش هم بیشتر شنیده می‌شه. اما به نظرم مافیا و حرکت سازماندهی شده و قصد و غرضی وجود نداره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۹- </strong>بامدادی: <strong>لطفا ۵ وبلاگ‌نویس مهم و تاثیر گذار که می‌شناسید را به خوانندگان معرفی کنید و اگر ممکن است توضیح دهید که چرا فکر می‌کنید وبلاگ‌های مهم و تاثیرگذاری هستند.</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>اگر از پاسخ این سوال، با توجه به ارتباط خوبی که با تمامی دوستان دارم، معافم کنید عالی است.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>وبلاگ <a href="http://farangeopolis.blogspot.com/" target="_blank">سیما شاخساری</a> که دیگه نمی‌نویسه به نظرم مهم بود خیلی، برای اینکه یک سری مباحث در مورد جنسگونگی و هوموفوبیای ایرانی‌ها و فمینیسم فراملیتی رو برای اولین بار مطرح کرد تو وبلاگ‌ها ‌و مخ خیلی‌ها ‌رو به فکر انداخت. یک جورهایی باب بحث در مورد این چیزها رو راه انداخت تو وبلاگ‌ها ‌و کلی می‌شد ازش چیز یاد گرفت چون یه بحث‌های پیچیده ای رو تا حدی به شکل قابل فهم و مرتبط با زندگی واقعی آدمها مطرح کرده بود.  وبلاگ خودم تاثیر گذار بود یه زمانی، برای اینکه یک عده آدم، خصوصا زن‌ها، مواقع مختلف به خودم یا دیگران (یا در وبلاگ هاشون) گفتن که وبلاگ خورشیدخانوم باعث شده وبلاگ بنویسن و امکان از خود نوشتن و شخصی نوشتن تو فضای عمومی رو عادی کردم برای خیلی‌ها. وبلاگ <a href="http://sibiltala.blogspot.com/" target="_blank">سیبیل طلا</a> به نظرم خیلی مهم و تاثیر گذار و منحصر به فرد هست، برای اینکه اون دورویی‌ای که تو زبان و فرهنگ ما وجود داره رو به چالش می‌کشونه، مردسالاری و جنسگونگی شدیدی که تو فرهنگ و جامعه‌امون هست رو به چالش می‌کشونه، و در ضمن وسط همه اینها خیلی ظریف بحث تئوریک و نقد فرهنگی هم می‌کنه و در واقع یه چیزی بهت یاد می‌ده. (گاهی هم خوب یادمون می‌ندازه چقدر مزخرف می‌گیم!) به نظرم <a href="http://ellize.blogspot.com/" target="_blank">وبلاگ الیزه</a> مهم هست، برای اینکه خیلی‌ها ‌کلی تلاش کردن درباره مسائلی که البته به شکل بی‌مسمایی به &#8220;تن‌نویسی&#8221;‌معروف شد بنویسن، اما اونطور که نوشته‌های الیزه این بحث‌ها ‌رو داغ کرد و همه رو به نوشتن وا داشت هیچ وبلاگی نتونست. وبلاگ آرش عاشوری‌نیا (<a href="http://www.kosoof.com/" target="_blank">کسوف</a>) به نظرم خیلی خیلی مهم بوده، برای اینکه یک سری عکس‌های تاریخی و منحصر به فرد گرفته از جنبش زنان و با شجاعت عکس‌ها رو توی وبلاگش گذاشته. درواقع کمک زیادی کرده این جنبش دیده شه. حالا خیلی‌های دیگه هم این کار رو می‌کنن، اما کار بخصوص آرش تو یه زمانی خیلی مهم و منحصر به فرد و تاثیر گذار بود (مخصوصا عکس‌هایی که از تجمع جلوی دانشگاه تهران و تجمع میدون هفت تیر گرفت). خب یک عالمه وبلاگ دیگه رو هم دلم می‌خواد بگم، تو زمینه‌های مختلف، ولی گفتین پنج تا دیگه. نود و پنج‌تای دیگه‌اش موند. من هم سعی کردم تو یه زمینه خاص یعنی زنان اون هم فقط یک بخش خاصش بسنده کنم و البته واضح و مبرهنه که اینا همه رفقای خودم هم هستن و من هم از اعضای «مافیا»ی خودم اسم بردم!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>۱۰- هر چه میخواهد دل تنگت&#8230;.!</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>خلاصه: &#8220;مطلب خوب&#8221; و &#8220;پشتکار&#8221; و &#8220;آهسته&#8221; و &#8220;پیوسته&#8221;.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>اول از همه ببخشید که اینقدر وراجی کردم و طولانی نوشتم. خیلی سرم شولوغه این روزها و نرسیدم خلاصه بنویسم. در ضمن می‌خواستم از این تریبون(!) اعلام کنم من به «آی‌تی نویس‌ها» که این دور و برها هم می‌پلکن خیلی ارادت دارم،چون از خیلی‌هاشون چیز یاد می‌گیرم و کمک می‌کنن دانش فنی وبلاگستان بالا بره (نمونه‌اش همین رواج دادن استفاده از فید یا همون خوراک). فقط دو تا پیشنهاد دارم براشون، یکی اینکه در مورد هرچیزی که مد می‌شه تو دنیای تکنولوژی غرب فوری هیجان‌زده نشن و ردیفی پست‌های مشابه ننویسن که خواننده زده بشه (موقعی که یه چیز جدید خبرش می‌آد، به این فکر کنن که پتانسیل بومی‌سازی‌اش و ربطش به مخاطب فارسی زبان چی می‌تونه باشه)، و یکی هم اینکه یک زن برای مزیدی پیدا کنن.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>و اما سوال آخر:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>فکر می کنید چه کسی در فیس آف در کنار شما قرار گرفته است؟</strong></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری: </strong>اجازه دهید من هم مثل خوانندگان شما سورپرایز شوم.</p>
</blockquote>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صنم دولتشاهی: </strong>با توجه به سوال ۷، یکی از بچه‌های قدیمی‌تر باید باشه که وبلاگش کامنتدونی دائمی نداره. سلمان؟ پرستو؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><script type="text/javascript" language="javascript" src="http://s3.polldaddy.com/p/943308.js"></script><noscript> <a href ="http://answers.polldaddy.com/poll/943308/" >View Poll</a></noscript></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نتیجه نظرسنجی Face Off 9:</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در پایان یک هفته نظرسنجی از خوانندگان وبلاگ، سلمان جریری با کسب ۹۲ رای (۵۲% کل آرا) برنده نظرسنحی فیس آف نهم شد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/#comments">52 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2008 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/faceoff9-salmanjariri-sanamdolatshahi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>52</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Face Off ویژه : هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی</title>
		<link>http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/</link>
		<comments>http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Sep 2008 05:00:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>صادق</dc:creator>
				<category><![CDATA[ویژه نامه]]></category>
		<category><![CDATA[تولد وبلاگستان]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ نویس]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://faceoff.blognevesht.com/?p=70</guid>
		<description><![CDATA[شانزدهم شهریور ماه هفت سال پیش، &#8220;سلمان جریری&#8221; در صفحه وبی که آنرا &#8220;وبلاگ سلمان&#8221; می نامد، چنین می نویسد: weblog (وب نوشت) اصلا یعنی جی؟ وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepage ای میگن که شامل نوشته های شخصی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شانزدهم شهریور ماه هفت سال پیش، &#8220;سلمان جریری&#8221; در صفحه وبی که آنرا &#8220;<a title="وبلاگ سلمان" href="http://www.globalpersian.com" target="_blank">وبلاگ سلمان</a>&#8221; می نامد، <a title="نخستین پست سلمان جریری" href="http://www.globalpersian.com/archive/010901.html" target="_blank">چنین می نویسد</a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>weblog (وب نوشت) اصلا یعنی جی؟</strong><br />
وب نوشت بر وزن دست نوشت یک اصطلاح من در آوردی است! خیلی جدی نگیرید! اما weblog به وب سایت یا homepage ای میگن که شامل نوشته های شخصی یک نفر راجع به چیزها و نکات جالبی که میبینه یا بهشون فکر میکنه هست. weblog ها معمولا هر روز update می شوند. میتونید مجموعه ای از weblog کلی آدم رو در این قسمت از سایت google ببینید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>وب نوشت من شامل چه چیزهایی میشه؟</strong><br />
&#8230; از نکات جالبی که در طول روز از اینور و اونور می خونم و می شنوم &#8230; تا چیزهای جالبی که روی وب پیدا می کنم &#8230; تا فکرها و نکاتی که به ذهنم می آد &#8230; همه چی! &#8230;</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">و این واقعه، مبدأ پیدایش وبلاگستان فارسی شد.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://faceoff.blognevesht.com"><img class="aligncenter" src="http://faceoff.persiangig.ir/faceoff/7th-blogestan-birthday/faceoff-weblogestan-birthday1.png" alt="" width="430" height="323" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سلمان جریری</strong> نویسنده <a title="وبلاگ سلمان - سلمان جریری" href="http://www.globalpersian.com" target="_blank"><strong>وبلاگ سلمان</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خواسته شده به مناسبت سالگرد تولد وبلاگهای فارسی نوشته ای در مورد وبلاگها داشته باشم. راستش باز هم قالب نامه را برای این نوشته انتخاب کردم. انگار نامه صمیمیت بیشتری داره. چیزی که وبلاگها به دنبالش هستند و هرچه بیشتر تلاش می کنند کمتر می یابند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یکی از راههایی که برای مرور سالهای گذشته وبلاگ نویسی فارسی به ذهنم رسید، مرور نوشته هایی بود که در هر سالگرد می نوشتم:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد اول: </strong>نگرانی از اختلافات: &#8220;&#8230; از مدتی قبل و در پاسخ به دوستانی که مایل به برگزاری جشن و .. به مناسبت سالگرد تولد اولین وبلاگ فارسی بودند گفته بودم که ترجیح می دهم تولد این وبلاگ با سکوت برگزار بشه و به همراه بقیه دوستان ‚ ۱۴ آبان را ‚ یعنی سالروز نوشته شدن اولین راهنمای وبلاگ نویسی توسط درخشان عزیز (که به کمک اون صدها نفر وبلاگ نویس شدند و احساسات و آموخته های خود را به معرض دید همگان گذاشتند) جشن بگیریم &#8230; در این مدت هیچ وقت دوست نداشتم درگیر مسائل اولین بودن و غیره باشم &#8230; &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد دوم: </strong>مینیمال &#8220;&#8230; امروز این وبلاگ دو ساله شد &#8230; <img src='http://faceoff.blognevesht.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':-)' class='wp-smiley' /> &#8221;‌</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد سوم: </strong>تغییر دیزاین: &#8221; &#8230; تولد و شروع چهارمین سال این وبلاگ با دیزاین و سیستم جدید &#8230; بالاخره &#8230;. !&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد چهارم: </strong>بازهم نگرانی از اختلافات:  &#8221; &#8230;. متاسفانه در فضای فعلی ، کلمه &#8220;گفتگو&#8221; با کلماتی مانند &#8220;دو دستگی&#8221; ، &#8220;اتهام&#8221; ، &#8221; بد فهمی&#8221; ، &#8220;سو برداشت&#8221; و کلماتی مثل اینها شباهت بیشتری پیدا کرده است &#8230;&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد پنجم:</strong> نیاز به سرویسهای جدیدتر و اختراع جداگانه توییتر! &#8221; &#8230; اینجاست که &#8220;نوشته هایی برای چند ساعت&#8221; می تونند کمک کنند: می تونی به همون سادگی و خودمونی که برای دوستت در یک ایمیل می نویسی: &#8220;امروز عجب روز سختی بود&#8221; یا &#8220;این لینک را ببین چه جالبه&#8221; ، همونها را در وبلاگت، برای خوانندگان روزانه و همیشگی ات بنویسی &#8230; فقط برای چند ساعت &#8230; آرشیو هم نکنی &#8230;&#8221; ] توییتر گویا سرویسش را دو ماه قبل از این نوشته راه انداخته بوده اما مثل خود وبلاگم که سالهای اول دستی و بدون سیستم نوشته می شد، این نوشته های کوتاه هم قبل از انتقال به تویتر به صورت دستی و گازوئیلی نوشته می شد[</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سالگرد ششم:</strong> نگرانی از پرت و پلا (irrelevant) بودن: &#8221; &#8230; گاهی پرت و پلا بودن خودم را این طور خلاصه می کنم: &#8220;با کامپیوتر و صفحه کلیدی که فارسی نداره، به زبانی که در طول روز به ندرت باهاش سر و کار دارم، در مورد مسائلی که به طور دقیق در جریانشون نیستم، برای مخاطبی که دغدغه هایی دیگه داره مطلب می نویسم! این اواخر و بعد از گذراندن هزارمین روز مهاجرت، این احساس تشدید هم شده &#8230; &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در <strong>هفتمین سالگرد وبلاگ نویسی فارسی</strong> هنوز بسیاری از این دغدغه ها را با خود به همراه دارم: هنوز از اختلافات نگران هستم، نیاز به سرویسهای جدیدتر را احساس می کنم و از پرت و پلا بودن به شدت نگرانم! اما وقتی تلاشهای دوستان خوب از جمله همین ماجرای دوست داشتنی فیس آف را دنبال می کنم به آینده بسیار خوب وبلاگهای فارسی امیدوار و خوش بین هستم. (و به برنده شدن خودم هم در این فیس آف، اگر مسابقه ای باشه، امیدوار و خوش بین! &#8230;..  : &#8211; )</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به مناسبت هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی در ادامه پای صحبتهای عده ای از ساکنین دنیای مجازی وبلاگستان می نشینیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از همه دوستانی که لطف کردند و برای این ویژه نامه قلم زدند، سپاسگزارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمدعلی ابطحی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="وب نوشت - ابطحی" href="http://webneveshteha.com" target="_blank"><strong>وب نوشت</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، تا وقتی سخن دل باشد و بی نقاب از درون صاحبش تراوش کند،خواندنی است. وقتی جای رسانه را می گیرد دیگر وبلاگ نیست، خبرگزاری است. سعی کنیم وبلاگی بمانیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شیرین احمدنیا </strong>نویسنده وبلاگ <a title="از زندگی - شیرین احمدنیا" href="http://ahmadnia.net/blog/" target="_blank"><strong>از زندگی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یکی از دوستان به من گفت اگر بخواهی  وبلاگت رو یا آنچه پیام اصلیش می دونی در یک کلمه خلاصه کنی چی می گفتی. گفتم در یک کلمه می تونم بگم &#8220;عشق&#8221;.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نیما اکبرپور</strong> نویسنده وبلاگ <a title="عصیان - نیما اکبرپور" href=" http://www.osyan.net" target="_blank"><strong>عصیان</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بار دیگر، پیجی که دوست می‌داشتم<br />
سلام وبلاگ<br />
وبلاگ یکی از عاشقانه‌های من است. خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم که وبلاگ چه چیزهایی به من داده یا شاید بهتر است بگویم من از وبلاگ چه چیزهایی را گرفته‌ام. واقعیتش این است که در حال حاضر هر چه که دارم از این دوست‌داشتنی مجازی به من رسیده. کارم، سرگرمیم و از همه مهم‌تر بخش مهمی از دوستانم را با وبلاگم صید کرده‌ام. در طول همه این سال‌ها که وبلاگ فارسی پا به عرصه گذاشت همراهش بودم. هیچگاه نخواستم که ترکش کنم یا مانند برخی از بلاگرها دچار یأس وبلاگی شوم و رها کنم نوشتن در آن را. وبلاگم مجموعه‌ای است از نوشته‌ها روزمره، جدی، شوخی و غرغرهایم که رهایش می‌کنم در کهکشان مجازی. وبلاگ من را به خیلی از آرزوهایم رسانده و هنوز هم شعبده‌هایی در آستینش دارد که همیشه می‌تواند من را متحیر کند.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین</strong> نویسنده وبلاگ <a title="P30Geek - امین" href="http://p30geek.wordpress.com" target="_blank"><strong>P30Geek</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسی تجربه ایی متفاوت رو برای من به همراه داشت، یافتن دوستان جدید و بالا رفتن اطلاعات اینترنتی از محدود فواید بلاگ نویسی من در این مدت کوتاه می باشد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علی ایرانی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="P30Design - علی ایرانی" href="http://p30design.net" target="_blank"><strong>P30Design</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یادش بخیر اولین باری که وبلاگ دار شدم بر می‌گردد به زمانی که در مقطع راهنمایی در حال تحصیل بودم٬ آن روزها بیشتر استفاده ام از کامپیوتر به بازی‌های رایانه ای محدود می‌شد. اولین وبلاگم هم با محوریت همین موضوع و رمز بازی‌های رایانه‌ای در سرویس پرشین بلاگ ایجاد شد. یادم می‌آید تا مدت‌ها وقتی در گوگل &#8220;بازی&#8221; یا &#8220;رمز بازی&#8221; را جستجو می‌کردی اولین گزینه‌ای که نشان میداد وبلاگ من بود و من هم کلی ذوق می‌کردم و خلاصه به این بهانه وارد وبلاگستان فارسی شدم و بعد از آن هم کلی وبلاگ جور و واجور را در موضوعات مختلف و در سرویس‌های مختلف تجربه کردم و تا امروز که وبلاگ پی‌سی دیزاین را با سرویس قدرتمند وردپرس دارم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بامدادی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="بامدادی" href="http://bamdadi.com" target="_blank"><strong>بامدادی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">روزگاری نه چندان دور، آدم‌هایی که حرفی داشتند و می‌خواستند صدایشان را به گوش دیگران برسانند، یا باید توی میدان شهر با صدای بلند فریاد می‌کردند که رهگذرها بشنوند، یا این‌که باید توی روزنامه یا کتاب حرف‌هایشان را چاپ می‌کردند که در اختیار همه نبود.<br />
ظهور اینترنت نوین و به نظر من مهمترین مصداقش که همین وبلاگ‌ باشد، پارادیم جدید ارتباطی با خود آورده است. آدم‌ها می‌توانند حرف‌هایشان را به سادگی «نجوای آهسته‌ی شبانه‌ای در خانه» منتشر کنند. این یعنی یک اتفاق بی‌نظیر و یک پتانسیل بزرگ برای آدم‌هایی که عادت داشتند صدایشان در تاریکی گم شود.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین پاکزاد </strong>نویسنده وبلاگ <a title="امین - امین پاکزاد" href="http://emin.ir" target="_blank"><strong>امین</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ تنها جایی ه که هر آدمی میتونه بدون اینکه به فکر قیمت و مشکلاتش باشه یکی برای خودش دست و پا کنه و توش داد بزنه!!! فکر میکنم کمی با وبلاگستان فارسی مشکل پیدا کردیم&#8230;. همش هم تقصیر فیدبرنر و گودر ه &#8230;. دیگه اون اشتیاقی که برای رفتن به خونه ی همدیگه رو داشتیم نداریم&#8230; هر روز میایم تو این دنیای مجازی و یه صفحه باز میکنیم و چند صد تا مطلب ازش میخونیم بدون اینکه فکر کنیم نویسنده کی بوده&#8230;. فقط این رو میدونیم که نویسنده رباتیه که مینویسه و ما هم برای اینکه از قافله عقب نمونیم ، میخونیم&#8230;. الان دقیقا زمانیه که معنی قالب وبلاگ از دست رفته&#8230; چون مشخص نیست چند وقت یک بار یکی میاد تو وبلاگمون و کامنت میزاره که قالبت چقدر قشنگه!!!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>پژین</strong> نویسنده وبلاگ <a title="پژ - پژین" href="http://pazh.blogspot.com" target="_blank"><strong>پژ</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">برعکس خیلی از شماها که یه شخصیت حقیقی هستید و وبلاگ جزئی از حضور مجازیتون، من یا بهتر بگم &#8220;پژ&#8221; یک شخصیت مجازی است که حضور حقیقی‌ای ندارد. ساده‌تر بگویم: «&#8221;پژ&#8221; تنها یک وبلاگ نیست، &#8220;پژ&#8221; همه چیز &#8220;پژ&#8221; است!» اگر وبلاگ نبود، من هم نبودم. اگر وبلاگم نباشد، من هم نیستم. من در وبلاگم زندگی می‌کنم. خوبیها و بدیهایم همه آنجاست، شادیها و غمهایم همه آنجاست، دوستانم همه آنجایند. شاید مرتب ننویسم، شاید مفید ننویسم، شاید خواننده نداشته باشم، کامنت‌گذار نداشته باشم، شاید&#8230; شاید فقط می‌نویسم که خود بخوانم، که شرح حال خویش، خود بدانم که یادم بماند دغدغه‌هایم را، حرفهای گاه و بیگاهم را، نقدهای از این و آنم را&#8230; مگر همین بس نیست که مامنی باشدم از این دنیای دیوانه؟ وبلاگشهر را دوست دارم و در سالروز زادروزش جز سپاسگزاری از زاده‌شدنش، از این که آمد و هویتم داد، آمد و بخشی از تنهاییهایم را پر کرد، آمد و جزئی از وجودم شد، هیچ نمی‌گویمش! وبلاگشهر عزیز، زادروزت فرخنده باد.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>امین ثابتی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="ندای امروز - امین ثابتی" href="http://www.aminsabeti.net" target="_blank"><strong>ندای امروز</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">می‌دانید، وبلاگ یک چوب دو سر طلا است! یعنی اینکه بعضی‌ها فکر می‌کنند وبلاگ تأثیر شگرفی بر روی جامعه و مردم عادی دارد و بعضی‌ها نیز فکر می‌کنند وبلاگ و وبلاگ‌نویسی تأثیر آنچنانی ندارد و تنها از آن به عنوان یک تفریح یاد می‌کنند! به همین دلیل می‌توان گفت که وبلاگ چوب دو سر طلایی است که از هر سر سود و ضرر دارد. اما از همه‌ی این‌ها بگذریم، وبلاگ‌نویسی در ایران خواسته و یا ناخواسته در جامعه‌ی روزنامه‌نگاری تأثیر شگرفی داشته است و همین وبلاگ‌نویسان با نوشته‌های خود باعث شده‌اند که بسیاری خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های ایران صفحات خود را با تکنیک Copy and Paste پر کنند!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>جادی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="کیبرد آزاد - جادی" href="http://freekeyboard.net/" target="_blank"><strong>کیبرد آزاد</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خواستند که برای هفتمین سالگرد وبلاگستان فارسی یا یه همچین چیزی یه پاراگراف برای فیس آف خوب بنویسیم. خوب! احتمالاً منم مثل بقیه آرزومند یک سال خوبم، شاد، قوی، فعال توی وبلاگستان فارسی. ولی یه دو سه تا نکته رو هم اضافه می کنم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۱- پارسال اولین سالی بود که مستقل از درست یا غلط یک وبلاگ نویس اعدام شد. در عین حال حواسمون باشه قانونی در حال تصویبه که میگه هر کسی مخالف دین، یا درباره ث.ک.ص مطلب بنویسه توی وبلاگش، یا وبلاگی در این مورد داشته باشه، جوابش اعدامه!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۲- به نظر می رسه حجم وبلاگ نویسی اومده پائین. خوشبختانه آدما دیگه احساس نمی کنن که اگه چند تا وبلاگ داشته باشن، خیلی باکلاسن. وبلاگ دیگه الزاماً کارت ویزیت باکلاسی آدما نیست. به نظرم خوبه! شاید داره فرصتی میشه برای عمیق تر شدن وبلاگهایی که هستند. و شروع وبلاگهای خوب.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">۳- حواسمون باشه که وبلاگ، وبلاگ نویسی و اینجور چیزا، چیز خیلی خفنی نیستش. عملاً یه ابزار جدیده، مثل خودکار، تلفن یا هر چیز دیگه ای. جو نگیردمون! وبلاگستان بخش خیلی کوچیکتر از جامعه ایرانه. شاید وقتی فعالیت می کنه می تونه گاهی جهت بده. ولی چیز عجیبی نیست.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بریر حسینی سعادت </strong>نویسنده وبلاگ <a title="اوقات من - بریر حسینی سعادت" href="http://mytimes.blogfa.com" target="_blank"><strong>اوقات من</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اوقات من متشکل از دو تجربه است:  حس لامسه (زندگی واقعی) و حس ششم (زندگی مجازی).</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حسام علوی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="امروز ما - حسام علوی" href="http://emrozema.wordpress.com" target="_blank"><strong>امروز ما</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">انگار ۱۶ شهریور رو مصادف کرده اند با تولد وبلاگستان فارسی! من از طرف خودم این رویداد نوپا را به تمامی اهالی وبلاگستان تبریک و تسلیت می گم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمود رمضانی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="گیک لایف - محمود رمضانی" href="http://geeklife.ir" target="_blank"><strong>Geek Life</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">امیدوارم جامعه وبلاگ نویسی ما به سمتی پیش بره که علم تولید کنه و مافقط مصرف کننده نباشیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>پیام رحمانی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="پیام اسپات - پیام رهامی" href="http://payamspot.blogspot.com" target="_blank"><strong>پیام اسپات</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">در وبلاگم مطالب زیادی می نویسم، درست است که گاهی خیلی وقت صرف می کنم تا مطلبی را منتشر کنم ولی نه تا این حد. حال که قرار است در مورد وبلاگ و وبلاگ نویسی بنویسم برایم سخت است، نمی دانم چرا &#8230; شاید &#8230; شاید &#8230; بماند برای بعد.  برویم سر اصل مطلب &#8230; وبلاگ و وبلاگ نویسی؛ خوب خدا را شکر سه خط از مطلب به پایان رسید و من نباید از یک پاراگراف بیشتر بنویسم ; )  پس فقط می گویم: هدفمان از وبلاگ نویسی هرچه که هست، بیاید به یکدیگر احترام بگذاریم، افکارمان را از نفرت پاک سازیم، بداینم که این نیز بگذرد&#8230; فقط مهم این است که از این ابزار برای خدمت به دیگران استفاده کنیم، اصل چیز دیگری است. به امید وبلاگستانی سرشار از عشق و محبت، مطالب مفید، و ایده های نو&#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مجتبی ستوده </strong>نویسنده وبلاگ <strong><a title="باغبان باشی - مجتبی ستوده" href="http://baghbanbashi.blogspot.com" target="_blank">باغبان باشی</a></strong>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان فارسی: دوستی و یکرنگ بودن ایرانیان در پشت پنجره دیجیتال برای توسعه آزادی بیان و پاس داشت زبان پارسی.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سوشیانت </strong>نویسنده وبلاگ <a title="کوته نوشت - سوشیانت" href="http://mrbahrami.wordpress.com" target="_blank"><strong>کوته نوشت</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به عوض &#8220;انبوه&#8221; ناگفته‌هایمان، &#8220;اندکی&#8221; وبلاگ می‌نویسیم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>عبدالمحمد شعرانی</strong> (سرباز معلم جنوبی) نویسنده وبلاگ <a title="دیرتش باد - عبدالمحمد شعرانی - سرباز معلم جنوبی" href="www.dayyertashbad.blogfa.com" target="_blank"><strong>دیرتش باد</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نمی دانم تا به حال برایتان اتفاق افتاده است که چشم بسته چیزی را نوشته باشید!؟ من می خواهم چشمانم را ببندم و بگردم  به دوسال پیش مدرسه جمال آباد کالو،روز اول مدرسه را به یاد میاورم، عکس هایی که گرفته ام نگاه می کنم . با خودم می گویم چه اشکال دارد اتفاقات امروز مدرسه را در وبلاگم بنویسم.<br />
می نویسم و می خوابم،صبح که بلند می شوم کنتور وبلاگم مرا مجذوب صفحه ی مانیتور می کند .تعداد کامنت های را نمی توانم باور کنم !می گویم شاید آدرس وبلاگم را اشتباه نوشته ام !هنوز به اشتباهی بودن آدرس وبلاگم فکر می کنم که یک کامنت فکر و ذهنم را می دزد نوشته است من گزارشگر تلویزیون هستم می خواهم از مدرسه تان گزارش بگیرم لطفا تلفن و آدرس تان را برای من ارسال کنید. پخش گزارش استارتی می شود برای معرفی مدرسه کوچک ما .<br />
حالا هر روز آدم های زیادی به وبلاگم سر می زنند ،حالا از طریق همین وبلاگم از تهران گرفته تا کالیفرنیا برای بچه ها و مدرسه وسایل کمک آموزشی می فرستند. این پست وبلاگم &#8221; کاش تهران هم جاده نداشت!&#8221; باعث شد راه روستا آسفالت شود، همین نوشته های وبلاگیم باعث شد خیر مدرسه سازی پیدا شود و بچه های مدرسه جمال آباد مهرماه به مدرسه جدید کوچک می کنند، مستند مدرسه کوچک ما الهام از وبلاگم دارد ساخته می شود و بزودی &#8220;قصه کوچک ترین مدرسه دنیا &#8221; به قلم سرباز معلم به چاپ خواهد رسید، حالا مدرسه مان که زمانی انبار وسایل صیادی روستا بود تبدیل شده به انبار بمب خبری دنیا!<br />
حالا جهان در جستجوی جمال آباد کالوست! حالا من بعد از خدا مدیون وبلاگم هستم ،حاج عباس (پیر روستای کالو ) دستی به شانه ام زد و گفت : کاش چند سال پیش مدرسه کالو وبلاگ داشت&#8230;</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شقایق</strong> نویسنده وبلاگ <a title="شقایق" href="http://shaghayegh.blogsky.com" target="_blank"><strong>شقایق</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سلام وبلاگستان فارسی! مرا که به یاد داری؟ همان شقایق کوچکی که پنج سال پیش دلش را بردی و تا همین امروز دست از سرش بر نداشتی. اکنون که برایت مینویسم چند روزی تا تولدت باقیست. کاش با این همه حرف که برای گفتن داری زبانی هم برای پاسخ به سوالاتم داشتی کاش میدانستم که این همه دلبری را از کجا آموخته ای که مادری با خستگی از مسئولیت نگهداری سه فرزند و خانه داری ساعت ۱ بامداد با دستانی که بوی صابون بچه و مایع ظرفشویی میدهد باز تو را می جوید؟ با چه قدرتی معلم کوچکترین مدرسه دنیا را بر تخت ریاست جمهوری کالو نشاندی؟ چگونه با کاربرانی که با کمترین سرعت ممکن با تو همراهند سومین زبان وبلاگ نویسی دنیا شدی؟ چرا با این همه مهربانی ایرانی که در تو جاریست باز هم بر دهانت برچسب &#8220;مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد&#8221; زدند؟ همیشه فکر میکنم آن روز که پسر ۱۷ ساله به قصد خریدن لپ تاپ فکر فروش کلیه اش را از زبان تو بازگو کرد مهربانی هایت مرده بود!!؟ آیا وقتی مطلبی را که نوشتنش ۲ روز از وقت یکی از با استعداد ترین جوانان ایرانی را گرفته در عرض ۵ دقیقه می دزدند ناراحت می شوی؟ آیا اگر حرف زدن راحت تر از نوشتن بود بازهم وبلاگستان فارسی میشدی؟ اگر همه اینترنت پرسرعت داشتند زبان اول وبلاگ نویسی دنیا می شدی؟ یادم رفت بپرسم کی شروع شدی، کی تمام می شوی؟</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا</strong> نویسنده وبلاگ <a title="چشم انداز فناوری اطلاعات - علیرضا" href="http://itv.blogfa.com" target="_blank"><strong>چشم انداز فناوری اطلاعات</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نوشتن و انتشار هر مطلبی از جمله مفید و کاربردی تا شخصی و بی ضرر برای خواننده ای و جاودانه بر جای ماندن آن مطالب در دنیای مجازی به اسم یا عنوان یک نویسنده، وبلاگ نویسی است.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا </strong>نویسنده وبلاگ <a title="خاطرات یک برنامه نویس - علیرضا" href="http://aliha.wordpress.com" target="_blank"><strong>خاطرات یک برنامه نویس</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">زمانی وبلاگنویسی، فقط به نوشتن اتفاقات روزمره ی یک وبلاگنویس و یا نوشتن مقالات آموزشی خلاصه میشد. یا خواننده داشت، یا نداشت. اما امروزه، تنها نوشتن این موارد را نمیتوان وبلاگنویسی نام برد. پیدایش و توسعه ی سیستم های میکروبلاگینگ و سرویس های نگارنده ی فعالیت ها، و افزایش روز افزون استفاده از اونها توسط کاربران، این تئوری را اثبات میکنند. عکسی را به اشتراک میگذارید، ویدئویی را تماشا میکنید، به موزیک به اشتراک گذاشته شده ای ابراز علاقه میکنید و برای یک پیغام پست شده اظهار نظر میکنید. همگی این فعالیت ها در پیرامون وبلاگنویسی انجام میگیرند و هر کاربری که بیشتر سمت این سرویس ها می رود، خود را به وبلاگنویسی نوین و امروزی نزدیک تر میکند.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>علیرضا</strong> نویسنده وبلاگ <a title="نون وا - علیرضا" href="http://noonva.wordpress.com" target="_blank"><strong>نون وا</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسان روبات های مجازی هستند که روح دارند ، عاطفه دارند و نفس می کشند و این خیلی زیباست!<br />
این روز رو به همه وبلاگ نویسان ایرانی در هر کجای دنیا که هستند تبریک میگم.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>شروین فتحی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="یک فتحی - شروین فتحی" href="http://1fathi.com" target="_blank"><strong>یک فتحی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ما که سواد درست و حسابی نداریم، اما با همین بی سوادیمون بالاخره یک چیزهایی حالیمونه. حالیمونه که وبلاگستان شده یک زنجیر. زنجیری که ما رو می بنده به یک سری آدم که شاید اگر بیرون می دیدیمشون سلامشون هم نمی کردیم. اما اینجا، توی این وبلاگستان نمیشه هر روز بیشتر باهاشون انس نگرفت. آخه توی این دیار ما، وبلاگستان رو عرض می کنم، ما داریم توی عشق<br />
غرق می شویم. هیچ دقت کردید داریم عاشق می شویم؟ به سلامتی عشق، وبلاگستان و وبلاگ نویس صلوات!</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="کاپیتان بدون هواپیما" href="http://captainos.blogspot.com" target="_blank"><strong>کاپیتان بدون هواپیما</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من فقط می تونم بگم دنیای وبلاگستان و البته دوستان وبلاگ نویس جزئی از وجودم هستند. که گاهی اوقات بیشتر از این دنیای حقیقی ازشون توقع دارم. با شادی شون شاد میشم و با غمشون غصه می خورم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمد کشوری </strong>نویسنده وبلاگ <a title="چکیده ای از تازه ترین ها - محمد کشوری" href="http://keshvary.wordpress.com" target="_blank"><strong>چکیده ای از تازه ترین ها</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان یعنى تجربه دنیاهاى جدید از یک دریچه.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>آرش کمانگیر</strong> نویسنده وبلاگ <a title="کمانگیر - آرش کمانگیر" href="http://persian.kamangir.net" target="_blank"><strong>کمانگیر</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این مونیتور شده انگار پنجره ای به یک دنیای دیگر. از اولین باری که روبروی یک مونیتور نشستم سالها می گذرد اما هرگز این داخل آدمها برای تولد هم پادکست نمی ساختند. چند باری سر پر کردن یک فرم اداری، خواستم جلوی اسم بنویسم: کمانگیر هستم.<br />
می شود تصور کرد که همه اش الکترون است و با کشیدن پریز باد هوا می شود. اینطرف هم همه اش خون و رگ و پی است. مهم &#8220;رفاقت&#8221; است و این مونیتور فعلا شده است بخش بزرگی از آن. دست مخترعش درست.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="گجمو" href="http://gajamoo2.wordpress.com" target="_blank"><strong>گجمو</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسی هنر شجاعانه بیان کردن اندیشه هاست،<br />
هنری که اول و آخر و ضعیفترین و قویترین ندارد،<br />
انسانها در بیان افکار یکسانند،<br />
گاه مخالف یکدیگرند و گاه همدل و یکرنگ،<br />
گاه  در مقابل بی عدالتی همه با هم فریاد می زنند و گاه در کنار هم آهسته می گریند،<br />
وبلاگ می نویسیم تا دل به همدیگر ببندیم تا به بیگانه بند نشود،<br />
مزدمان یک نگاه هموطن است و تشویقمان شنیدن یک ندای موافق،<br />
عشق به نوشتن برای هموطن عشق به زندگی است و عشق به زندگی تفریح ما نیست باور ماست و زندگی ماست.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمد</strong> نویسنده وبلاگ <a title="آجرپاره - محمد" href="http://ajorpare.wordpress.com" target="_blank"><strong>آجرپاره</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ بهم کمک کرد که یاد بگیرم بهتر روی مسایل تفکر کنم، چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنم، چگونه محبوب یا منفور بشم، تواناییم در نوشتن از منفی به حدودای صفر رسید و مهمتر از همه دوستان خوبی پیدا کردم و همانطوری که قبلا تو وبلاگم گفتم، وبلاگ باعث شد خیلی تغییر کنم که اونم امیدوارم در جهت مثبت بوده باشه.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>محمود</strong> نویسنده وبلاگ <a title="دستنوشته ها - محمود" href="http://dastneveshte-ha.blogspot.com" target="_blank"><strong>دستنوشته ها</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ‌نویسی را از زمانی شروع کردم که طعم زندگی در غربت را چشیدم. طعمی که ملغمه‌ای است از تجربه‌های جدید با کمبودهای جبران نشدنی. شاید خواستم این طعم را که مثل طعم قهوه تلخ ولی دلچسب است را با دیگران تقسیم کنم. ادعایی در وبلاگ‌نویسی ندارم و برای دل خودم می‌نویسم و دل خواننده‌هایی که دلنوشته‌هایم را دوست دارند. اگرچه از زمانی که کنتور بازدیدکننده‌ها و مشترکین خوراک از دورقمی رد شد، یک جورهایی حس کردم دیگر نمی‌شود هرچه دلم می‌خواهد بنویسم. برای همین ستون روزنوشت‌هایم را در دل دستنوشته‌ها جا دادم که آنجا قانونش همچنان دلبخواهی است. نمی‌دانم اگر تعداد رقم‌های آن هم از دو گذشت چه کنم! معمولاً هر وقت حالم خیلی بد است مثل تراکتور مطلب جدید می‌گذارم. از دنیای واقعی که گریزان می‌شوم پناه می‌آورم به دنیای مجازی وبلاگ. و این آرامم می‌کند. همین!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بابک محمودی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="زنگوله - باک محمودی" href="http://zangoole.com" target="_blank"><strong>زنگوله</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آوردن کیسه‌ی خرید پیرزن ، رد کردن کودک از خیابان ، کمک به فقیر یا حتی دادن غذا به گربه‌ی ولگرد محل ، وبلاگ نویسی! همگی لذت بخش هستند. لذت کمک به بقیه. هر چقدر کوچک یا بزرگ باشد!  لذت همیشه «مصرف کننده» نبودن. آن پیرزن ، آن کودک ، آن فقیر ، خواننده های مطالب وبلاگ شما و حتی آن گربه‌ی ولگرد از شما متشکر خواهند بود. این یک لذت است! لذت مفید بودن برای دیگران. اما فقط و فقط هم کمک به دیگران نیست بلکه فرصتی است برای آشنا شدن با افراد مختلف. موافق ، مخالف ، ایرانی ، خارجی و&#8230;..<br />
فرصتی است برای یاد گرفتن چیز های جدید ، برای به اشتراک گذاشتن افکار و دانسته ها. و در یک کلام «لذت بردن از انسان بودن!»</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>مریم اس اس</strong> نویسنده وبلاگ <a title="مریم اس اس" href="http://maryamss.wordpress.com" target="_blank"><strong>مریم</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان( همنطورهم که از اسمشم پیداست) برای من مثل یه شهر بزرگ و بی در و پیکر می مونه با محله های مختلف که هر روز هم داره به محله ها و خونه هاش اضافه میشه. ۵ ۶ سال فقط خواننده بودم و مدام محله عوض می کردم.۲ ساله که خودمم شروع کردم.از محله ام خیلی راضیم.دوستان و همسایه های خیلی خوبی دارم و دارم ازشون یاد میگیرم.به امید رشد و بالندگی بیشتر این جامعه مجازی&#8230;وبلاگستان تولدت مبارک.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>حنیف مزروعی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="دفتر بی مخاطب - حنیف مزروعی" href="http://hanif.ir" target="_blank"><strong>دفتر بی مخاطب</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">هرچند که مدتهاست قلمم خشکیده است و وبلاگ را بیشتر برای گذاشتن و نوشتن شعرها و جملات مورد علاقه‌ام مورد استفاده قرار می‌دهم، اما وبلاگ را به این جهت دوست دارم که هر آنچه هستم را در آن می‌بینم و هر آنچه را که دوست دارم در آن می‌نویسم و بدون در نظر گرفتن معیارها و خط قرمزها و ممنوعیت‌ها و غیره هر آنچه را که به ذهنم می‌اید و فکر می‌کنم صحیح است در آن می‌نگارم، و از این نظر وبلاگ برایم تمام نشدنی است.<br />
وبلاگ و وبلاگستان را از این نظر بسیار دوست دارم که نمایانگر چهره واقعی افراد است، و از این بابت در طی سالهای گذشته سعی ام همیشه بر این بوده است که افراد مختلف را به راه اندازی و نوشتن در این محیط مجازی ترغیب کنم و علی الخصوص سعی ام ترغیب افراد آمیخته با عالم سیاست بوده است که آنها را به محیطی بیاورم که در آنجا رو در رو با مخاطب گفت و گو کنند و در این فضا متوجه تغییرات جامعه، نقاط ضعف و قدرت خود و انتقادات صریح مخاطبان بشوند.<br />
امیدوارم که وبلاگستان فارسی پویایی چند سال گذشته رو همچنان حفظ کند و به این راه ادامه دهد.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>منیره منتظری</strong> نویسنده وبلاگ <a title="یادداشتهای یک دیوانه - منیره منتظری" href="http://www.monire.ir"><strong>یادداشتهای یک دیوانه</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یه وبلاگ نویس واقعی کسیه که واقعا از وبلاگ نویسی لذت ببره. فقط برای خودش ننویسه، فقط برای خواننده هاش ننویسه. همه رو در نظر بگیره. آمار وبلاگ در فیدبرنر، الکسا، گودر و حتی دیدیش اصلا مهم نیست. مهم اینه که حداقل یک نفر از پست استفاده کنه و یا لذت ببره.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>نامی </strong>نویسنده وبلاگ <a title="پسر فهمیده - نامی" href="http://blog.frozenpla.net" target="_blank"><strong>پسر فهمیده</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">راست‌اش دقیق نمی‌دانم که «وبلاگستان» اشاره به‌چه چیزی دارد. ولی حدس می‌زنم که منظور از «وبلاگستان» مجموعه‌ی وبلاگ‌هایی است که به‌زبان فارسی نوشته می‌شوند. با این وصف، وبلاگ «پسر فهمیده» هم بخشی از وبلاگستان است. اما این بحث «وبلاگستان» برای من اولیت خاصی ندارد. چیزی که برای من اهمیت زیادی دارد، تأثیر وبلاگ بر زندگی شخصی‌ام است. من وبلاگ‌ام را دوست دارم چون زندگی‌ام را ساده‌تر کرده است. دیگر زیاد مجبور نیستم که دنبال دوستانی بگردم که با من علایق مشترک دارند؛ دیگر مجبور نیستم برای تحت تأثیر قراردادن مخاطب مراقب لحن صدا و یا لباس پوشیدن خودم باشم. ممکن است بگویید که وبلاگ از سوی دیگر باعث افت یک سری از توانایی‌های ما می‌شود. این حرف شاید درست باشد ولی واقعیت این است که ما دیگر به‌اندازه‌ی پدران‌مان به آن توانایی‌ها احتیاج نداریم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>ویدا</strong> نویسنده وبلاگ <a title="بگو زنده باد زندگی - ویدا" href="http://vivavida.wordpress.com" target="_blank"><strong>بگو زنده باد زندگی</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">روز اولی که وبلاگمو راه می نداختم کمترین اطلاعات رو راجع به وب و حتی نوشتن و ارتباط برقرار کردن با افراد مجازی داشتم. شاید اصلا نمی دونستم واسه چی دارم همچین کاری می کنم . اما الان بعد از گذشت ۵ سال می بینم وبلاگنویسی منو با دنیای جدیدی آشنا کرده. امروز نه تنها از نوشتن چیزایی که تو ذهنمه توی وبلاگم لذت می برم بلکه حتی از خوندن چیزایی که دیگران تو ذهنشونه هم لذت می برم. خوشحالم که منم جزئی از این جامعه ی مجازی-حقیقی هستم . امیدوارم که تا جایی که می تونم نوشتن توی وبلاگ رو ادامه بدم و تمامی دوستانم رو نیز در کنارم داشته باشم.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نویسنده وبلاگ <a title="هزاران نقطه" href="thousanddots.wordpress.com" target="_blank"><strong>هزاران نقطه</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بلاگ نویسی و دنیای بلاگ، خوب است چون راهی است برای ارتباط و گفت وگو، تبدیل می شود به آشنایی و شناختن و ارتباط فکر و نظر، ضروری است چون بیش از هر چیز به گفت وگو محتاجیم که از آن مدارا و تحمل زاده شود، ضروری است چون دنیای وبلاگ، آیینه ای است تمام نما از دغدغه ها، خواست ها، اندیشه ها، نگرانی ها، خواست های ذاتی و اصلی بلاگ نویسی و بلاگ داری خوب است، چون برای موفقیت به برنامه ریزی نیاز دارد، ضروری است چون دغدغه ها را هدفمند می کند، ضروری است چون از امکان گفت وگوی راحت و صمیمی و یا بدون حذف، کمتر بهره مندیم<br />
بلاگ می نویسم تا گفت وگو کنم، تا شریک فکر بجویم تا یاد بگیرم و اگر بتوانم، یاد دهم و یا بگویم، بیایید با هم یاد بگیریم و به هم، یاد بدهیم.</p></blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>فرشاد یوسفی</strong> نویسنده وبلاگ <a title="آق فری و شرکا - فرشاد یوسفی" href="http://shakh.wordpress.com/" target="_blank"><strong>آق فری و شرکا</strong></a>:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به من گفتن در مورد وبلاگ‌نوسی دو کلوم خدمت بییندگان عزیز صوبت کنم، قبل از هر چیز تبریک می‌گم و از طرف آق فری و شرکا، دوستان وبلاگ‌نویس رو رهنمون می‌کنم به استفاده از ابزارهای جدید تولید محتوا(و عقاید و افکار خودشون&#8230;) در وبلاگستان مثل پادکست&#8230; . الان اکثر وبلاگ‌نویسان از اینترنت پرسرعت بهر‌ه‌مند هستند و دوره‌ای که با چرتکه دودی وبلاگ‌شون رو آپدیت می‌کردن گذشته؛ پس به سیستم‌های جدید تولید محتوا(و دل‌مشغولی‌ها!) بهاء بدیم و خلاصه برای برحذر شدن از رخوت در وبلاگ‌نویسی در وبلاگ‌مون تنوع به وجود بیاریم و دنبال چیزهای جدید و تازه باشیم : )</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>سیّده حدیثه حسینی پور</strong> نویسنده وبلاگ <a title="Sad Eye Never Lie - سیده حدیثه حسینی پور" href="http://sad-eye-never-lie.com" target="_blank"><strong>Sad Eye Never Lie</strong></a> !</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ بهانه ای است برای خود بودن و با هم بودن!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>صادق جم </strong>نویسنده وبلاگ <a title="بلاگ نوشت - صادق جم" href="http://blognevesht.com" target="_blank"><strong>بلاگ نوشت</strong></a> !</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">(خوب دل خودمم میخواد یه چیزی بگم!)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، جایگاه خود بودن من است. تنها جایی است که احساس می کنم نقاب به روی ندارم و بی هیچ زرق و برقی کاملاً خودم هستم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، خانه مجازی من است. هرقدر سایتها و وب سرویس های دیگری که در آنها عضو می شوم، مال خودم باشند، باز به هیچکدام به اندازه وبلاگم احساس تعلق ندارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ، صدای من است. صدایی است که نظراتم را و عقایدم را به جهان می رساند. در این دنیای پر از بوق و کرنا وبلاگ، رسانه من است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگم را دوست می دارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگ نویسان را دوست می دارم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وبلاگستان را دوست می دارم&#8230;</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><strong>هفتمین سالروز تولد وبلاگستان فارسی گرامی باد</strong></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
<blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>بعدنوشت: </strong>برای این پست خیلی زحمت کشیده بودم. اما متاسفانه یک روز قبل از فرا رسیدن ۱۶ شهریور، مطلع شدم که شوهر خاله عزیزم به رحمت خدا پیوست و مجبور شدم به یک سفر ناگهانی بروم. ترتیبی داده بودم که پست سر ساعت ۹:۳۰ روز شنبه ۱۶ شهریور ماه بطور خودکار منتشر شود، اما اینطور نشد! این بزرگترین ضد حالی بود که تابحال خوردم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از همه دوستان بخاطر مشکل پیش آمده عذر میخوام.</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">
<p dir="rtl"; text-align: justify><a href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/">لینک مستقیم</a> </p>

<p dir="rtl"; text-align: justify> <a href="http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/#comments">42 نظر</a> </p>


<p dir="rtl"; text-align: justify>©  <a href="http://faceoff.blognevesht.com">Face Off</a>, <a href="http://blognevesht.ir">بلاگ نوشت</a> 2008 </p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://faceoff.blognevesht.com/7th-weblogestan-birthday/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>42</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
