<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پشمینه بافت</title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 30 May 2026 06:09:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>برندگان تاریخ</title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1943/%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae</link>
<description>۲۰۰ تا بچه رو کشتند و دوستان اروپانشین‌مون خفه خون گرفتند. نه تنها خفه‌خون گرفتند که پرچم شیروخورشید هم دست گرفتند و ریختند توی خیابون برای جانی‌ها و بچه‌کش‌ها هورا کشیدند. چرا؟ زیرا اگر این کارها رو نکنند اقامت آلمان‌شون خواهد سوخت که یعنی دیگر نمی‌تونند کون پیروپاتال‌های اروپایی رو بشورند و بدتر از سگ زندگی کنند. بعد این دوستان چرا رفتند اروپا؟ تا برای توله‌شون زندگی بهتری نسبت به زندگی در ایران فراهم کنند.</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2026 06:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1943</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1942/</link>
<description>مرد صراحت علم را تهدیدآمیز می‌داند. من هم معتقدم علم تعهدی برای همدردی و همدلی ندارد. چیز مسخره‌ای از آب درخواهد آمد. به مرد می‌گویم مگر تو از ذرات نفت توقع داشته باشی به جای واکنش‌های شیمیایی با سطح آب خلیج فارس همدردی نشان بدهند و یک جا جمع بشوند یا به صورت خودجوش بروند دنبال کارشان که خلیج فارس دیگر آلودگی نفتی نداشته باشد! مرد معتقد است من از صراحت علم سوءاستفاده می‌کنم. چرا؟ چون گفته‌ام زن نه برای درگذشته که برای گذشته و آینده خودش سوگواری می‌کند؛</description>
<pubDate>Sun, 21 Dec 2025 08:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1942</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1941/</link>
<description>در اصفهان برف باریده است و سرمای بعد از برف استخوان‌سوز است. قرار بود پدر بیاید و برای درختچه گرمسیری محافظ بسازد. برف بارید و پدر نیامد و خودم ساختم. با پلاستیک بسیار نازک نان‌هایی که اسنپ می‌آورد و دو تکه چوب و چسب نواری... تمام مدتی که سعی می‌کنم برای درختچه گرمسیری محافظ بسازم مرد دست به سینه تماشا می‌کند. بعد می‌پرسد آیا می‌خواهم که برود و کیسه ضخیم‌تر بلندتری پیدا کند یا حتی بخرد. نمی‌خواهم.</description>
<pubDate>Sun, 21 Dec 2025 08:18:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1941</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1940/</link>
<description>یک مستند خوب سوای همه آنچه در مورد شهید سردار سلیمانی گفته شده است و گفته میشود.</description>
<pubDate>Wed, 20 Aug 2025 03:58:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1940</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1939/</link>
<description>رنج یادگیری یک زبان جدید رنج زیستن در یک بدن جدید برای من یاد گرفتن زبان جدید چنین مصداقی نداشت. رنج نبود. تجربه است. من همچنان روزی دو ساعت با زبان جدیدی زندگی می‌کنم.</description>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2025 16:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1939</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1938/</link>
<description>یکی از چیزهای غریبی که چه وقت بحث و گفتگوهای ساده علمی در یک جمع دوستانه بیش از حد به چشم می‌آید و چه وقت خواندن مقاله علما &quot; باور به وجود نقطه صفر تاریخی &quot; است؛ چیزی شبیه به نقطه صفر در محور مختصات در یک معادله جبری. موضوع از این قرار است که جایی در مغز دوستان و علما این باور، حتی به صورت ناخودآگاه، ثبت، حک و نقر! شده است که در کشوری مانند ایران -تأکید می‌شود: کشور خاصی مانند ایران- لحظات صفر تاریخی وجود داشته است و اصلاً مهم نیست که یافته‌های منقول جیرفت</description>
<pubDate>Sun, 17 Aug 2025 06:26:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1938</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1936/</link>
<description>قبل از جنگ *** با ذکر &quot;یا صاحب صبر&quot; روزی سه-چهار مقاله ایرانی در مورد فرش می‌خواندم. کاری بود که بعد از آن ۱۲ روز شوم رها شد؛ رها کردم. طول کشید تا به زندگی عادی برگردم. حالا که برگشته‌ام اما رغبت و میلی ندارم زیرا به توان مضاعفی برای خواندن آن حجم عظیم از &quot;مصادرات عالمانه&quot; نیاز دارم و از دست صاحب صبر هم کاری ساخته نیست یا بر من رحم آورده و صبر لازم را از دسترسم دور می‌کند. صادق باشم؟ کاریست که سالها از انجامش شانه خالی کرده‌ام و دیگر نمی‌شود.</description>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2025 07:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1936</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1935/</link>
<description>چون دوزخ بیافرید همه فریشتگان به گریستن ایستادند، چون آدمیان را بیافرید آنگاه خاموش شدند، دانستند که نه برای ایشان آفرید. کیمیای سعادت، امام غزالی * * * تصوری که از امام غزالی دارم، بر عکس تصورم از برادرش احمد پیرمرد جدی بداخلاقی‌ست فاقد ذره‌ای انعطاف یا نرمی و به گمانم بخشی از این تصویر را دکتر زرین‌کوب ساخته باشد؛ اصلا شاید همه را دکتر زرین‌کوب ساخته باشد. (کتاب &quot;فرار از مدرسه&quot; را ببینید.) بعد در همین کتاب کیمیای سعادت به جملاتی می‌رسم شبیه آنچه بالاتر</description>
<pubDate>Wed, 13 Aug 2025 12:54:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1935</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1934/</link>
<description>چه متن خوبی خانم فاطمه زارعی نوشته و چقدر عالی داستان بوف کور را از منظر و دیدگاه کاملا جدیدی تحلیل کرده است. بعد از خواندن این متن شروع کردم به تحلیل دوباره همه چیز که در آن داستان خوانده بودم، حتی خود عنوان &quot;بوف کور&quot;. بسیار عالی و خواندنی...</description>
<pubDate>Sat, 19 Jul 2025 17:58:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1934</guid>
</item>
<item>
<title>12 روز جنگ با اسرائیل در اصفهان، در ایران</title>
<link>https://pashminebaft.blogfa.com/post/1933/12-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%86%da%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d8%a6%db%8c%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86</link>
<description>در این دوازده روز هر بار که مادرم زنگ زد گفت بروم مشهد. خیلی آرام و منطقی فقط پیشنهاد داد، نه فشاری آورد نه نگرانی و گناهی به جا گذاشت و هر بار یک بهانه تراشیدم از بهانه جیغ‌جیغی‌ها تا چند چیز دیگر که راه چاره نداشت. واقعیت؟ واقعیت این است که ترجیحم ماندن در متن بود، در وسط ماجرا، بودن همین جا که هستم که بدانم دقیقاً چه خبر است که نخواهم از دور هر ساعت جان به لب بشوم که شب‌ها با صدای پدافند خوابیدن و صبح بیدار شدن با همان صدا بسیار منطقی‌تر بود از فقط و</description>
<pubDate>Thu, 26 Jun 2025 06:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>pashminebaft</dc:creator>
<guid>pashminebaft.blogfa.com/post/1933</guid>
</item>
</channel>
</rss>
