<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/atom10full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>وبلاگ پویا</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/" />
    
    <id>tag:pouyashome.net,2009-07-14:/weblog//1</id>
    <updated>2009-09-22T20:23:24Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Pro 4.261</generator>

<link rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/pouyashome" type="application/atom+xml" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><entry>
    <title>کمیته های سبز بدست خود مردم. و آیا ما دوباره شخصیت های کاریزماتیک برای خودمان خلق می کنیم؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/09/post-10.html" />
    <id>tag:pouyashome.net,2009:/weblog//1.17</id>

    <published>2009-09-22T16:19:07Z</published>
    <updated>2009-09-22T20:23:24Z</updated>

    <summary>دوستی می گفت که با وجود تحسین حرکت سبز مردم در روز قدس این سوال برای اش مطرح است که آیا برنامه ای مدون هم برای جنبش سبز وجود دارد؟ بدون شک با راهپیمائی خیابانی مشکل است چیزی را عوض...</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="سیاسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><strong>دوستی</strong> می گفت که با وجود تحسین حرکت سبز مردم در روز قدس این سوال برای اش مطرح است که آیا برنامه ای مدون هم برای جنبش سبز وجود دارد؟ بدون شک با راهپیمائی خیابانی مشکل است چیزی را عوض کردن و اینکه چه بسا مردم هم کم کم از این راهپیمائی ها و هزینه دادن ها خسته بشوند، اگر تغییری را نبینند.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">به او گفتم که نگرانی او نگرانی همه است. "همه" که می گویم منظورم جنبش سبز در گسترده ترین طیف آن است. اما چیز دیگری هم در اینجا وجود دارد. چیزی ضروری. و آن اینکه ما مردم پس از سی سال سرکوب و خفقان و فریب باید فرصت کنیم همدیگر را پیدا کنیم. سی سال است که مردم مجبور بوده اند اندیشه های شان را، سلیقه های شان را و زندگی شان را از هم پنهان کنند. سی سال است بچه ها یاد گرفته اند که در مدرسه از خانه حرف نزنند: حالا چه بی حجاب رفتن مادرشان در میهمانی های خانوادگی باشد یا بحث های سیاسی سر سفره یا سر میز غذا. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">فقط بی اطمینانی ها نیست. بدبینی ها هم هست. سال هاست که مردم به هر اداره و ارگان و شرکتی برای کاری می روند، تا رشوه ای داده و گرفته نشود، آب از آب تکان نمی خورد. تا دروغی گفته نشود کاری از پیش نمی رود.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">به دوستم گفتم مردم باید همدیگر را پیدا کنند. این جنبش همگانی، این ترس و زندان را به جان خریدن و به خیابان آمدن، فقط برای ما که از خارج نگاهی به درون داریم شوکه کننده نبوده است. خود دوستان فعالان اجتماعی و مدنی داخل هم می گویند ما تصور نمی کردیم مردم اینبار اینطور به خیابان بیایند و مقاومت کنند. به عکس ها و فیلم های تظاهرات جنبش سبز نگاهی دوباره بیاندازیم. اکثریت مطلق آنها همین مردم عادی هستند. زن و مرد و نوجوان و پیر، دوشادوش هم. مردم دارند همدیگر را پیدا می کنند. آن حس همبستگی و اطمینان ملی می تواند همزمان کمک کند به تدوین برنامه و سازماندهی های لازم برای جنبش سبز مردم. برای همین شاید زیاد هم نباید نگران بود. اما با خوش-خیالی هم نمی شود نشست. باید هوشیار بود. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">امروز هم آقای موسوی و هم بسیاری دیگر از فعالان اجتماعی تاکید می کنند که باید شبکه های سبز را بنا کرد و گسترش داد. درست کردن «کمیته های سبز» در محلات و دبیرستان ها و دانشگاه ها و محل های کار یکی از شکل های این شبکه هاست. یکی از امتیازهای چنین شبکه هایی این است که نیازی به رهبر و دستور از بالا ندارند و بخصوص که این شبکه ها قرار نیست شبکه های توطئه گری و کارهای خشونت آمیز باشند. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">شبکه ها توسط خود مردم با فکر و همکاری خودشان ایجاد می شوند. طبیعی است که فعالان اجتماعی و مدنی می توانند مبتکر و مشوق چنین شکل هایی از فعالیت اجتماعی باشند. جنبش مدنی هم یعنی همین. یعنی ایجاد و اداره ی نهادهای مدنی بدست خود مردم. چنین شبکه های متشکلی در اقدامات مدنی گسترده مثل راهپیمائی ها خیلی موثر می توانند باشند. و همینطور اقدامات محدودتر مثلا ملاقات یا کمک به خانواده هایی که فرزند شان شهید شده یا در زندان است، یا کمک به اقداماتی که دیگران در جنبش سبز انجام می دهند: مثلا جمع شدن مادران داغدار در پارک ها در روزهایی از هفته.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">----------<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><strong>می خواستم</strong> درباره ی بحثی که این چند روزه با بعضی دوستان داشتیم بنویسم: آیا ما خواسته یا ناخواسته در حال ساختن شخصیت «کاریزماتیک» یا به زبان فارسی خودمان «فرهمند» از رهبران کنونی جنبش سبز نیستیم؟ آیا ما چه سابقه ی تاریخی از رهبران کاریزماتیک داشته ایم؟ چه ضررها و آسیب هایی دیده ایم؟ اصلا شخصیت های کاریزماتیک چطور ساخته می شوند؟ بخصوص در جوامعی مثل جامعه ی ما که اصولا عادت به فرمانبری از شخصیت ها داشته ایم. و خیلی وقت ها این فرمانبری به سرسپردگی هم رسیده است: در راه رهبران کاریزماتیک، به یک اشاره شان خون داده ایم و خون ریخته ایم.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">البته غیر از بحث با دوستان، شعر خانم فاطمه راکعی هم بود که در فیس بوک من آن را خواندم و بدون اغراق بگویم که احساس بسیار بدی پیدا کردم وقتی که دیدم با دست خودمان باز داریم اشتباهات گذشته ی تاریخی را تکرار می کنیم. باز به امید «نادر» و «اسکندر» و «پدر ملت» و «امام» ی دیگر نشسته ایم تا بیاید و کاری را که خودمان باید به انجام اش برسانیم برای مان سامان دهد، سامانی که هرگز به آن نرسیده ایم و هر بار فقط دورتر شده ایم. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">"به آن مرد ابری که با بغضش آمد</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">در این خشکسالی که باران بگیرد</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">بشوید دوباره وطن دست و رویی</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">وضو در هوای باران بگیرد</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">ویکرنگی از نو بیاید به جولان</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">و از رنگ و نیرنگ میدان بگیرد</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">به آن مرد صادق که با عزمش آمد</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">که ایرانمان را ز دیوان بگیرد</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">بسوزد بساط دروغ و دغا را</span><span dir="ltr" style="mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">و دزد... و دغل را گریبان بگیرد"<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">و این بخشی از شعر خانم فاطمه ی راکعی است. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">به نظرم باید درباره ی شخصیت سازی این بار خیلی هوشیارانه عمل کنیم. بعضی این را تعبیر می کنند به اینکه "مار گزیده از ریسمان سفید و سیاه می ترسد". اما من می گویم به تجربیات شکست خورده ی تاریخی حداقل خودمان نگاه کنیم. نکند که برای چندمین بار آن ها را تکرار کنیم، هر چند با کمال صداقت. این بحث را باید پی گرفت.</font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"></font></font></font></span>&nbsp;</p><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><strong>پرویز مشکاتیان، </strong>رفتنش غم بزرگی بر جان همه ی ما گذاشت. هنرش در گروه چاووش اثری ماندگار بر جان نسل من نوجوان انقلاب دیده و انقلاب کرده بر جای گذاشت.<o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA">اینجا همراه با شهرام ناظری: <strong><em>ای مردم آزاده<o:p></o:p></em></strong></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><o:p></o:p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><o:p></o:p></font></font></font></span>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><span style="mso-spacerun: yes"><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3"></font></span></span></p>
<center><object width="320" height="265"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/SLd5ajs7f2E&hl=en&fs=1&"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/SLd5ajs7f2E&hl=en&fs=1&" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="320" height="265"></embed></object></center>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>فرق تقلب در افغانستان و ایران + بابک داد و آنچه او می بیند و من نه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/09/post-9.html" />
    <id>tag:pouyashome.net,2009:/weblog//1.16</id>

    <published>2009-09-08T16:56:11Z</published>
    <updated>2009-09-08T17:40:07Z</updated>

    <summary>1 - طبق خبر بی بی سی، سازمان ملل "خواستار رسیدگی دقیق" به جریان تقلب در انتخابات افغانستان شده است. در کشور ما با اینکه همزمان و بعد از انتخابات، حکومت آقایان با آن آشکاری و شدت مردم را سرکوب...</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="سیاسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">1 - <strong>طبق</strong> <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/09/090908_ram_un_afghan_election.shtml">خبر بی بی سی، </a>سازمان ملل "خواستار رسیدگی دقیق" به جریان تقلب در انتخابات افغانستان شده است. در کشور ما با اینکه همزمان و بعد از انتخابات، حکومت آقایان با آن آشکاری و شدت مردم را سرکوب کرد ولی واکنش کشورهای دیگر و بخصوص سازمان ملل از یک نگرانی مختصر و کلیشه ای بیشتر نبود، آنهم نه به جریان کل انتخابات و تقلب آشکار آقایان بلکه فقط برای شدت خشونت پلیس در خیابان ها. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">درآمد سرشار نفتی حکومتیان باعث شده که دولت دستش برای یک سری پروژه های ماجراجویانه باز باشد. پروژه ی اتمی بیشتر از همه باعث شده تا سازمان ملل نخواهد خودش را با حکومت ایران دربیاندازد و راه مذاکره را سخت تر کند. پروژه های نفتی و بازرگانی هم هست که بازار بزرگی را برای شرکت های خارجی فراهم می آورد. و البته افغانستان مثل ایران نیست و چیزی برای حراج ندارد جز یک مشت خاک که سی سال است چند بار به توبره کشیده شده است. حتما در افغانستان تقلب انجام شده که سازمان ملل با این به اصطلاح توپ پر جلو آمده است. اما در ایران هم همین مقدار و حتی بیشتر از آن تقلب انجام شده. تازه پس از آن مردم را به گلوله بسته اند، به آنها تجاوز کرده اند، شکنجه شان کرده اند و هر بی اخلاقی را در موردشان مرتکب شده اند، اما صدایی کارساز از سازمان های بین المللی در نیامده است. این حاصل کم کاری ما نیست، بیشتر حاصل حراج کشورمان است. هزینه ی این حراج را ما و نسل های بعدی می پردازیم.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">2 - <strong>صحبت</strong> های تازه ی فرمانده ی سپاه را همه خوانده ایم. بگذریم که فرمانده ی سپاه چطور به همه ی بازجویی های متهمان و "اعترافات" آنها دسترسی دارد. سپاه چند سال است جای خودش را در ساختارهای قدرت محکم تر کرده است و حالا با این آشکاری به میدان آمده است. به نظر من فقط مسئله ی قدرت نیست. در کشور ما قدرت و ثروت های نجومی با هم رابطه ی تنگاتنگ دارند. بدون داشتن جایی در قدرت حاکم نمی توان به امکانات اقتصادی هم دست پیدا کرد. آنهم امکانات مالی و اقتصادی در آن ابعادی که سپاهیان پاسدار به دنبال آن هستند. امروز سرمایه ای ترین و مهم ترین صنایع و بازرگانی ما در دست سپاه است. سپاه حتی شرکت هایی دارد برای معاملات نفتی با کشورهای خارجی. جریان واردات و صادرات قاچاق از اسکله های ثبت نشده را چند سال پیش همین آقای کروبی افشا کرد. سپاه تا جایی که من در چند کتاب مربوط به افغانستان خوانده ام در قاچاق بنزین به افغانستان هم نقش دارد. این صحبت های دین و ولایت و غیرت دینی به نظر من در میان خود آقایان هم خریداری ندارد و بیشتر برای ساده دلانی است که خودشان مجبورند به امید گشایشی در زندگی شان هر بار گونی گونی نامه ی التماس به احمدی نژاد و امثال او در سفرهای شان بدهند.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">3 - من <strong>نوشته های</strong> شجاعانه ی بابک داد را همیشه می خوانم. شما هم حتما همینطور. در دلم به صراحت اش آفرین می گویم. اما چیزی هست که در ذهنم نمی توانم آن را حلاجی کنم. اینقدر که بابک داد با صراحت از آینده ی بسیار نزدیک حرف می زند من در نوشته و گفته ی هیچکس دیگر نمی بینم. نه در نوشته ها و گفته های کسانی مثل موسوی و کروبی و نه حتی در خارج کشور که محدودیتی هم برای چنین حرف هایی وجود ندارد. مثلا عنوان <a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/09/093218.php">نوشته ی تازه اش</a> این است: "سبزها به "قانون اساسی نوين" بيانديشند! نظام رفتنی است!". و البته این ادعایی است که قاعدتا باید بتوانیم شواهدی در کوچه و خیابان برای آن ببینیم. نه جنبش سازمان یافته و نه حتی جنبش اجتماعی خودجوش با آن ابعادی که بتواند موجودیت نظام را زیر ضرب ببرد عملا وجود ندارد. وقایع سیاسی در کشور ما خیلی وقت ها قابل پیش بینی نیست. از پیروزی کودتای 28 مرداد بگیر تا جریان انقلاب که نه حکومت و نه حتی خود مخالفان در سال 1356 تصور نمی کردند که کار بزودی به آنجا برسد که همه دیدیم. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">ولی با این حال هر بار که نوشته های بابک داد را می خوانم بیشتر به این فکر فرو می روم که این نویسنده ی صریح و شجاع چه چیز را می بیند که من یا دیگران نمی بینیم؟ واقعا نبض جامعه این روزها چطور می زند؟<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"></span></font></font></font></span>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes">4 - این فیلم را دیده اید؟</span></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes"></span></font></font></font></span>&nbsp;</p>
<center><embed src="http://vimeo.com/moogaloop.swf?clip_id=6418143&amp;server=vimeo.com&amp;show_title=1&amp;show_byline=1&amp;show_portrait=0&amp;color=&amp;fullscreen=1" width="400" height="300" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></center>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>آقای خامنه ای راست می گوید: علم جدید با ذهن تعبدی بیگانه است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/09/post-8.html" />
    <id>tag:pouyashome.net,2009:/weblog//1.15</id>

    <published>2009-09-04T17:47:07Z</published>
    <updated>2009-09-04T17:49:36Z</updated>

    <summary>"بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم...</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="اجتماعی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">"بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادیگری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد".<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">حرف های بالا را <a href="http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&amp;id=5814">آقای خامنه ای پنج روز پیش زده است</a> و به نظر من ایشان کاملا حق دارد. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">مسئله اینجاست که قوانین و دستورات فقهی سنتی در بیشتر موارد با دستآوردها و نتایج تحقیقات علمی خوانایی ندارند. اگر در جایی هم برخوردی میان علم و دستورهای فقهی پیدا نمی شود بخاطر این است که موارد بدیهی را که طی سده ها و هزاره ها انسان از روی تجربه به آنها دست پیدا کرده بعنوان قانون فقهی عرضه کرده اند. منابع اصلی دستورها و توصیه های فقه آنهم در شکل سنتی آن، کتاب ها و نظرات انسان هایی است که در دوران هایی دیگر زندگی کرده اند و نمی توانسته اند شناختی از<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp; </span>آنچه که امروز علوم انسانی اسم می گذاریم داشته باشند. علوم انسانی امروز بر پایه ی روش شناسی جدید و تحقیقاتی قرار می گیرند که روز به روز هم تلفیقی و چندرشته ای می شوند. تلفیقی به این<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>معنی که از روش ها و دستآوردهای علوم دیگر بهره می گیرند. مثلا امروز نمی شود تصور کرد که علم جامعه شناسی بتواند بدون استفاده ی موثر از روش های آماری و اقتصاد و ریاضیات و انفورماتیک حرف جدی بزند. علوم انسانی جدید مانند علوم طبیعی، با قوانین خشک و از پیش تعیین شده ای که ادعا می شود از آسمان ها فرستاده شده اند کاری ندارد. اگر نظریه و روشی در روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مردم شناسی یا رشته های دیگر علوم انسانی عرضه می شود باید تحقیقات میدانی انجام شود و نقطه های ضعف و قوت آن نظریه روشن شود و آنجا که باید، نظریه ی قدیم تر جای خودش را به نظریه ی جدید تر بدهد. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">آنچه که از درون حوزه های علمیه یا دانشگاه های اسلامی شده بعنوان علوم انسانی بیرون می آید اصولا علم به معنای واقعی آن که پایه بر تحقیقات و روش علمی داشته باشند نیستند. در درجه ی اول برای اینکه اصولا فقها در کلیت شان از دانش های جدید به معنای جامع و تخصصی آنها بی<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>بهره اند. اینکه این یا آن فقیه چند کتاب جامعه شناسی هم خوانده باشد هنوز به معنای جامعه شناس بودن نیست. خواندن دو کتاب از فروید و چند تا کتاب پایه در روانشناسی و پداگوژی (علوم پرورشی)، آدم را متخصص و محقق روانشناسی نمی کند که طبق آن دستوراتی را صادر کند که با روان انسان ها و شیوه های تربیتی سر و کار دارد. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">اصولا دستورات فقهی و بخصوص پایه ای ترین آنها را نمی توان با تحقیقات میدانی و بررسی تجربه ها در واقعیت اجتماعی به چالش کشید. مثلا همین مجازات اعدام را در نظر بگیریم. فقها و مسئولان بارها در کشور ما گفته اند که مخالفت با حکم اعدام، مخالفت با شرع و حکم الهی است. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>دلایلی که این مدعیان ضرورت حکم اعدام می آورند هیچ پایه ی روانشناختی و آماری و جامعه شناختی ندارد. یعنی این مدعیان برای شان اهمیتی ندارد که آیا حکم اعدام واقعا در عمل توانسته که باعث کاهش جرایم اجتماعی بشود یا نه. مهم برای فقها این است که طبق کتاب ها و نظریات سنتی دینی شان عمل (اعدام) یک حکم الهی و بنابراین درست و حتی مقدس تلقی شده است. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>و این به نوعی شیپور را از سر گشاد آن زدن است. عجیب نیست که فقه سنتی و نظریات دینی آقایان تا حالا حتی از ارائه ی یک نظریه ی روانشناسی، آموزشی و پرورشی یا جامعه شناختی که بتوان روی آن کوچکترین حسابی باز کرد ناتوان مانده است. آنچه هم عرضه شده تنها ادعاهایی است در محفل های خود آقایان و آنچه که به اجرا در آمده بیشتر نتیجه ی عکس داده است چون اصولا با ضروریات دوران مدرن خوانایی نداشته است. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">نگرانی آقای خامنه ای نگرانی بجایی است. علوم مدرن ذهن پرسشگر را در دانشجو تقویت می کنند. علم مدرن در کنار هم قرار دادن چند قانون "الهی و مقدس" که نیازی هم به امتحان شدن و اثبات خود ندارند نیست. علم مدرن همین پرسش ها و تلاش و تحقبق برای پیدا کردن بهترین پاسخ برای آنهاست.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">دانشجوی جامعه شناسی باید بتواند پرسش کند که مثلا آقایان فقها که در جای قاضی و مجری قانون نشسته اید شما طبق کدام ارزیابی پرورشی، جامعه شناختی و روانشناختی نیروهای مخصوص را با شلاق و آفتابه و باتوم به خیابان می ریزید تا امنیت اجتماعی را برقرار کنید؟ و دانشجو باید بپرسد که پس از ماه ها کتک زدن و تحقیر مجرمان در خیابان ها و اعدام در میدان های شهر جلوی چشم کودک و بزرگسال، از کجا نتیجه گرفته اید که جرایم اجتماعی کمتر شده است؟ <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; LINE-HEIGHT: 150%; TEXT-ALIGN: right" align="right"><span lang="FA" dir="rtl" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">فقه دینی با ذهن پرسشگر سر سازگاری ندارد. برای همین است که خامنه ای می گوید: "هرچه جوانان و دانشجویان دارای تعبد و تدین بیشتر باشند، عمل، رفتار، و فکر آنها از آسیب کمتری برخوردار خواهد بود". ایشان راست می گوید. ذهنی که اسیر تعبد است چون و چرا هم نمی کند و هر چه را "بزرگان و موجهان" دیکته کنند می پذیرد. منافع قدرت، امروز در وجود ذهن های بسته ای است که به توجیه شرعی غیر انسانی ترین و بی اخلاق ترین اعمال این "بزرگان و موجهان" بنشینند. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></font></font></font><o:p></o:p></span></p>
<p align="right">&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>قربانیان تجاوز در زندان ها را دریابیم + اعتراف گیری یک زنجیره است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/09/post-7.html" />
    <id>tag:pouyashome.net,2009:/weblog//1.14</id>

    <published>2009-09-03T15:54:08Z</published>
    <updated>2009-09-03T16:13:58Z</updated>

    <summary>مدتی است که در نوشتن وبلاگ به وسواس رسیده ام، و حالا که نگاه می کنم یک وسواس بیمارگونه. دو مسافرت تقریبا طولانی پشت سر هم کمکی به بهتر شدن نکرده بلکه بر عکس وقفه ی بیشتری هم انداخته است....</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="سیاسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">مدتی است که در نوشتن وبلاگ به وسواس رسیده ام، و حالا که نگاه می کنم یک وسواس بیمارگونه. دو مسافرت تقریبا طولانی پشت سر هم کمکی به بهتر شدن نکرده بلکه بر عکس وقفه ی بیشتری هم انداخته است. امیدوارم بتوانم مثل گذشته در اینجا فعال باشم. و اما نکته های در ذهن گذشته:<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">- <strong>تعیین</strong> وزرای کابینه ی کودتایی احمدی نژاد همزمان فرصتی هم بوده برای پخش غنایم به آنهایی که دست به آن تقلب بزرگ و سرکوب پس از آن زدند. لااقل برای کامران دانشجو، همان چهره ای که در شب های پرالتهاب پس از انتخابات به توجیه آماری و اداری تقلب ها در تلویزیون مشغول بود. وزارت کشور هم به دست یک سپاهی سپرده شده تا هم پیامی و هشداری برای ترساندن مردم باشد و هم از نظر مدیریتی بتواند کار اداره ی امنیتی کشور را پیش ببرد. شاید مهم ترین کار وزرات کشور در ماه های آینده همین کنترل امنیتی باشد.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">- <strong>نوشته های</strong> اکبر گنجی را در مورد شکنجه شدگان واعترافات خوانده ام. یکی از نوشته های اش درباره ی حال و روز شکنجه دیده بود. سعی کردم لینک آن را در گویا نیوز پیدا کنم که نشد. من همیشه در جستجوی آن بوده ام که در نوشته های گنجی یا دیگر نواندیشان دینی ببینم که آیا پدیده ی شکنجه و اعتراف و توبه را می توانند بصورت روند و روش کاری ببینند که بخصوص از سال های شصت به این طرف دنبال شده است یا نه؟ آیا می توانند ببینند که اعتراف گیری و خرد کردن شخصیت آدم ها امروز به حلقه ی دوستان ایشان رسیده است وگرنه این زنجیره را حلقه های بسیاری پیش از اینها بوده است؟<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">به نظر من این بی توجهی به گذشته دو حالت می تواند داشته باشد: یا اینکه از نظر سیاسی فکر می کنند به سود جریان نواندیشی دینی است که تا جایی که می شود خودشان را از غیرخودی ها جدا کنند. و یا اینکه به یک نوع تقیه ی آگاهانه یا ناخودآگاه دست می زنند و اجرای چنین روش هایی را در مورد "دشمنان" و دگراندیشان به نوعی مجاز یا کم اهمیت می دانند. به هر حال هر دلیلی که در میان باشد با ادعای حقوق بشر که زمینه ی فکری آن "انسان، فارغ از هر چیز دیگر" است منافات دارد.<o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><o:p><font face="Times New Roman" color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">- <strong>در حکومت</strong> آقایان که منطق و پایه اش به ضرورت بر "النصر بالرعب" (پیروزی از راه ایجاد وحشت) قرار گرفته، زندانی فقط تاوان آنچه را کرده و نکرده نمی پردازد. زندانی در عین حال وسیله ای است برای ترساندن و وحشت دیگران. زندانی کوبیده می شود، زندانی مورد تجاوز قرار می گیرد، زندانی سوزانده می شود تا من و تو وحشت کنیم و در خودمان فرو برویم. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">تجاوز در خیلی از جنگ ها بعنوان یک اسلحه بکار رفته است تا دشمن را از نظر روحی خرد کنند. امروز جوانان ما در اتاق های بازجویی باید علاوه بر شکنجه های خرد کننده، تجاوز را هم تاب بیاورند تا غرور جامعه خرد شود. گویی تنها ترس کافی نیست. مردم باید از نظر روحی بشکنند. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">این روزها از تجاوز به زندانیان خیلی می شنویم. مدارک کم نیستند. نمی دانم آیا کسی به فکر قربانیان هست؟ قربانیانی که در بهترین حالت بتدریج آزاد می شوند. وگرنه هستند مثل سعیده پورآقایی یا پیش از او زهرا کاظمی که زنده هم نمی مانند. قربانیانی که آزاد می شوند بیشترشان جوان و نوجوان هستند. درد شکنجه یک چیز است اما تجاوز برای خرد کردن زندگی و روح قربانی است. این ها که از زندان بیرون می آیند نیاز به کمک متخصص و روانشناس دارند و گرنه کارشان بزودی یا به خودکشی می کشد و یا یک زجر دائمی در زندگی. در بسیاری از فرهنگ ها و از جمله فرهنگ ما گفتن از تجاوز یک تابو است. با اینکه شخص ناخواسته قربانی یک دستگاه غیرانسانی است اما هنوز این شرم است که غلبه دارد. <o:p></o:p></font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">من می خواستم پیشنهاد کنم گروه های مدنی مثل «مادران صلح» یا دوستان جنبش زنان پیگیر این قربانیان باشند. خانواده های شان را ترغیب کنند تا با متخصص تماس بگیرند و قربانی را به حال خودش نگذارند. باید کاری کرد.&nbsp;</font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">این گزارش تلویزبون صدای آمریکا را&nbsp;در مورد تجاوزها که با مصاحبه ی مهمی با بابک داد نویسنده ی مقیم ایران شروع می شود ببینید.</font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span></font></font></font><o:p></o:p></span></p>
<p align="right">&nbsp;</p>
<center><object width="320" height="265"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/Ti9q3nLjDfg&hl=en&fs=1&rel=0"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/Ti9q3nLjDfg&hl=en&fs=1&rel=0" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="320" height="265"></embed></object></center>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>درگیری در "بالا" را دست کم نگیریم + نامه ای به روح الامینی اصولگرا پدر محسن، شهید جنبش سبز</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/07/post-6.html" />
    <id>tag:pouyashome.com,2009:/weblog//1.12</id>

    <published>2009-07-26T14:08:51Z</published>
    <updated>2009-07-26T14:20:56Z</updated>

    <summary>چند روز پیش که کشمکش های مربوط به رحیم مشائی بین جناح کودتاگران حکومتی جریان داشت، در بعضی اظهارنظرها آمده بود که نکند این مسئله را برای انحراف افکار عمومی از جنبش اعتراضی مردم ایران مطرح کرده باشند. و خیلی...</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="سیاسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">چند روز پیش که کشمکش های مربوط به رحیم مشائی بین جناح کودتاگران حکومتی جریان داشت، در بعضی اظهارنظرها آمده بود که نکند این مسئله را برای انحراف افکار عمومی از جنبش اعتراضی مردم ایران مطرح کرده باشند. و خیلی هم روی این نکته تاکید می شد.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">به نظر من هوشیار بودن در برابر جنگ روانی دستگاه های امنیتی و رسانه ای حکومتی خیلی خوب است. اما از طرف دیگر این هوشیاری نباید موجب این شود که بحران عمیق حکومتی را که داخل خود جناح کودتاگران با شدت جریان دارد نبینیم یا برای آن اهمیتی قائل نشویم.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">واقعیت این است که چنین بحران و کشمکش ای در میان آن جناح وجود دارد. اینکه ریشه های اش به کجا بر می گردد می شود حدس و گمان زد که بهرحال دسته بندی های مافیائی و در سایه، درون اصولگرایان و دستگاه هایی مثل سپاه وجود دارد. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">از یک طرف احمدی نژاد حدود شش روز در برابر نامه ی خامنه ای برای برکناری رحیم مشائی مقاومت کرد. و تازه بلافاصله پس از برکناری، او را به سمت رئیس دفترش منصوب کرده است، یعنی به اصطلاح همه کاره ی احمدی نژاد. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><a href="http://kayhannews.ir/880503/2.htm#other200">جریان رحیم مشائی و سرمقاله ی حسین شریعتمداری</a> که عملا احمدی نژاد را به نداشتن بینش سیاسی و فریب خوردگی لقب داده بود، مرا به این فکر انداخت که این لحن مقاله ی شریعتمداری نباید به همین سادگی ها باشد. امروز که خبر برکناری صفارهرندی وزیر ارشاد را خواندم به این نتیجه رسیدم که از آن طرف هم نبردی میان احمدی نژاد و دار و دسته اش در سپاه، با باند اطلاعاتی روزنامه ی کیهان در گرفته است. می دانیم که صفارهرندی سال ها سرمقاله نویس کیهان بود و از اعضای مهم باند شریعتمداری بوده است. تازه صحبت بر سر برکناری محسنی اژه ای وزیر اطلاعات هم هست که همین حالا در خبرگزاری های دولتی هم آمده است.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">از کنار این خبرها نباید به سادگی گذشت. جنبش اعتراضی مردمی در خیابان ها بسیار مهم است. باید در نظر داشت که اتفاقا همین جنبش مردمی است که بتدریج بزرگترین شکاف ها را در جناح غالب حکومتی می اندازد. در جریان کودتای انتخاباتی دسته بندی های مختلفی از اصولگرایان شرکت کرده اند و البته هر دسته هم به امید بدست آوردن سهمی از قدرت و به اصطلاح زر و زور. در کشور ما همیشه و بخصوص با این سیستم رانت خواری و مافیایی، قدرت با ثروت همراه بوده است. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">دسته بندی های کودتاگران بر خلاف آنچه که تلاش می کنند در رسانه ها برای فریب مردم ساده دل از "ذوب شدن در رهبری" و اطاعت تام و تمام از ولی فقیه وانمود کنند، اتفاقا کوچکترین احترام و اطاعتی هم در میان خود ندارند. بخصوص که خودشان می دانند با چه وسایل و روش های متقلبانه ای حکومت را اینبار در دست نگاه داشته اند. طبیعتا در این سهم خواهی از قدرت، نسبت به هم بسیار بی رحم و بی احترام خواهند بود. حضور مداوم یک جنبش مردمی و هراس دائمی از اوج گیری جنبش و سرنوشت نیروهای تحت امرشان، در میان خود کودتاگران نمی تواند بدون تاثیر باشد.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">به باور من این درگیرهای در بالا را نباید دست کم گرفت. نباید فکر کرد که همه ی اینها نمایش هایی است برای در سایه قرار دادن جنبش مردمی. باید آنقدر هوشیار باشیم تا هم نگذاریم ترفندهای رسانه ای کودتاگران عملی شود و هم اینکه درگیری میان خود آنها را با دقت دنبال کنیم. اتفاقا همین درگیری های میان خودشان است که بزودی آخرین چهره ی مذهبی نمای این حاکمان را در ذهن مردم ساده اندیش خواهد شکست.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><strong>یک نامه<o:p></o:p></strong></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">خبر کشته شدن محسن روح الامینی، پسر مشاور محسن رضایی، در زندان امنیتی ها را همه خوانده ایم. عنکبوت مرگ تا توی خانه ی خود آقایان نفوذ کرده است. محسن، در حالیکه پدرش با محسن رضایی نشست و برخاست داشته، در تظاهرات 18 تیر امسال جای خودش را میان مردمی پیدا می کند که بر علیه فریب فریاد اعتراض سر داده بودند. محسن گرانترین هزینه را پرداخت. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><a href="http://efatmahbaz.blogfa.com/">عفت ماهباز</a> سال ها در زندان آقایان بسر برده است. برادر و شوهر جوان اش را حکومت آقایان اعدام کرده است. من خود رنج را در چشم های عفت دیده ام و با این حال هنوز به معنای واقعی زنده است و پر امید، اینبار برای جنبش زنان. خودش می گوید که توانش در حد یک انسان است و این توان را امروز در خدمت جنبش زنان می گذارد.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">عفت نامه ای خطاب به پدر محسن نوشته است که گفتم در اینجا بیاورم. می دانید؟ دیدم که دوست جوانی در فیس بوک نوشته بود: "با این جنایات و وحشی گری ها واقعا شماها چطور دهه ی شصت را تاب آوردید؟" صحبت دهه ی شصت شد، گفتم نامه ی عفت ماهباز را در اینجا بگذارم که شما هم بخوانید:<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">از : عفت ماهباز </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">عنوان : احسان طبری</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">آقای روح الامینی با سلام و عرض تسلیت.<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">از دست دادن فرزند بسیار دردناک است . بسیار! به شما و همسرتان مادر محسن تسلیت می گویم من درد شما را می شناسم اما علاقمنم شما دردهای مردم را در این سی سال بشناسید. شما گفتید </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span dir="rtl"></span><font color="#000000" size="3">"به یاد دارم که در سالهای اولیه پیروزی انقلاب وقتی که احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد؛ زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون ..."</font></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">اقای روح الامینی آیا می دانید با امثال طبری ها چگونه برخوردی کردند تا انگونه گریان در انظار مردم ظاهر شوند؟ نه نمی دانید. </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">می دانید به همسر او حتی در هنگام مرگ طبری، اجازه ندادند برای لحطه ایی - همسرطبری در نزدیک بیمارستان حضور داشت - بیاید و دستش را بگیرد و با او وداع کند؟ </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">و اقای بازجوی مهربان تا اخرین دقایق وقت شریف شان را کنار او گذراندند تا مبادا او لحظه ای بگوید بر او چه رفته است. </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">می دانید از همان سال ۱۳۶۰ بر فرزندان این مرز و بوم ،همان رفت که بر دلبندتان محسن ؟</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">سال ۱۳۶۷ از کشته ها پشته ساختند و در گورهای گمنام دست جمعی دفن کردند. </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">حقایق را برخی نوشته اند بخوانید و یا فرزندان تان بخوانند تا بدانند بر کشورم چه رفته است </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">مادر محسن راست می گوید به فکر محسن های دیگر ی باشید که شاید اکنون در زیر شکنجه هستند.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">در پایان برایتان صبوری و آرامش آرزو می کنم.<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span></font></font></span></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>هان ای ایرانیان - تصنیف ساخته شده در تابستان 1388 </title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/07/post-5.html" />
    <id>tag:pouyashome.com,2009:/weblog//1.11</id>

    <published>2009-07-24T23:31:20Z</published>
    <updated>2009-07-26T14:19:43Z</updated>

    <summary>پست قبلی را در یک دلتنگی جمعه شب نوشتم. نگو که این تصنیف سروده ی ملک الشعرای بهار در راه است که تعدادی از هنرمندان موسیقی دان کشورمان در تابستان 1388 یعنی همین هفته ها اجرا کرده اند و خوانده...</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="موسیقی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman">پست قبلی را در یک دلتنگی جمعه شب نوشتم. نگو که این تصنیف سروده ی ملک الشعرای بهار در راه است که تعدادی از هنرمندان موسیقی دان کشورمان در تابستان 1388 یعنی همین هفته ها اجرا کرده اند و خوانده اند. در یوتیوب گذاشتم و امیدوارم بتوانید این اجرای زیبا را گوش کنید.</font></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"></font></font></font></span>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><font face="Times New Roman"><o:p></o:p></font></font></font></span>&nbsp;</p>
<center><embed src="http://www.youtube.com/v/mJQgw6Qlg6k&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;" width="425" height="344" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></center>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ارغوان - برای پرستوهای خونین: صدای سایه و تار لطفی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/07/post-4.html" />
    <id>tag:pouyashome.com,2009:/weblog//1.10</id>

    <published>2009-07-24T20:49:11Z</published>
    <updated>2009-07-26T14:19:06Z</updated>

    <summary><![CDATA[برای دلتنگی های تو و من. به یاد همه ی زنان و مردانی&nbsp; که در این سرزمین برای آزادی و عشق از جان مایه گذاشتند، در همه ی این سال ها: از میرزا آقا خان کرمانی که در پای نسترنی...]]></summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="موسیقی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><span lang="FA" style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">برای دلتنگی های تو و من.</span><span dir="ltr" style="COLOR: #333333"><o:p></o:p></span></font></p><u2:p></u2:p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><span lang="FA" style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">به یاد همه ی زنان و مردانی<span style="mso-spacerun: yes">&nbsp; </span>که در این سرزمین برای آزادی و عشق از جان مایه گذاشتند، در همه ی این سال ها: از میرزا آقا خان کرمانی که در پای نسترنی سرش را از تن جدا کردند تا ندا و سهراب که با گلوله قلب شان را شکافتند. پس از صد و اندی سال هنوز باید برای آزادی و عدالت و عشق جان داد در این دیار. اما ما مردم همیشه امید به پیروزی را در دل زنده نگه داشته ایم حتی در سیاه ترین روزها و سال ها.</span><span lang="AR-SA" style="COLOR: #333333"><o:p></o:p></span></font></p><u2:p></u2:p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3">شعر ارغوان با صدای هوشنگ ابتهاج ه.ا سایه، تار محمد رضا لطفی و تنبک محمد قوی حلم.</font></span><span lang="AR-SA" style="COLOR: #333333"><o:p></o:p></span></p>
<p><u2:p></u2:p>&nbsp;</p>
<p><u2:p></u2:p>&nbsp;</p>
<center><embed src="http://www.youtube.com/v/vYGLI8Lc_fg&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;" width="425" height="344" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed></center>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>آقای موسوی آیا این قانون اساسی می تواند محور اجماع میان مردم باشد؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/07/post-3.html" />
    <id>tag:pouyashome.com,2009:/weblog//1.8</id>

    <published>2009-07-22T15:00:46Z</published>
    <updated>2009-07-22T15:03:59Z</updated>

    <summary><![CDATA[امروز در خبرها تازه ترین حرف های آقای موسوی در مورد "قدرت هویت بخشی قانون اساسی جمهوری اسلامی" آمده است. &nbsp;محور اساسی حرف آقای موسوی این است که "قانون اساسی ایران این پتانسیل را دارد كه مردم از هر گروه...]]></summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="سیاسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">امروز در <a href="http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=66682">خبرها تازه ترین حرف های آقای موسوی </a>در مورد "قدرت هویت بخشی قانون اساسی جمهوری اسلامی" آمده است. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>محور اساسی حرف آقای موسوی این است که "قانون اساسی ایران این پتانسیل را دارد كه مردم از هر گروه و طیفی بتوانند دور آن حلقه بزنند و مطالبات خود را پیگیری كنند". و اینکه این قانون "خاصیت ایجاد اجماع میان اقشار مختلف اجتماع را دارد". <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">من مخصوصا نمی خواهم فرض را بر سیاست بازی آقای موسوی بگذارم به این معنی که ایشان این حرف ها را می زند تا حاشیه ی امنیتی خودش و جنبش مردمی را حفظ کرده باشد. اگر این فرض را بگذاریم آنوقت دیگر درباره ی هیچ چیز نمی شود حرف زد و همه ی حرف ها و نظرها را باید به بهانه ی مصلحت روز یکجا بپذیریم. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">به نظر من قانون اساسی ما اتفاقا سالهاست که قدرت اجماع میان شهروندان ایران را از دست داده است. مسئله فقط بر سر دگراندیشان غیرمذهبی یا معتقدان دین های غیر رسمی کشور مثل بهائی ها نیست. اصولا روح این قانون اساسی تبعیض گذاشتن است میان شهروندان، هم از نظر باورهای شخصی شان و هم از نظر جنسیت شان. میلیون ها شهروند ایرانی سنی از حقوق برابر با شیعیان برخوردار نیستند. قانون اساسی به وضوح با ذکر "مذهب حقه ی شیعه" شروع می شود و از همان ابتدا مهر ناحق بودن را به بقیه ی شهروندان با هر دین و مذهب و باور دیگری می زند. این قانون اساسی حتی تمامی شیعیان را هم در بر نمی گیرد. در قانون اساسی ما شیعه ای به رسمیت شناخته می شود که باور به ولایت فقیه داشته باشد. و همین ولایت فقیه طبق اصول قانون اساسی از آن چنان اختیاراتی برخوردار است که عملا همه ی راه های ابراز و اِعمال نظر ملت بسته شده است. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">آقای موسوی می گوید که "قدرت همیشه میل به مطلق شدن دارد". حرف درستی است. اما این مطلق شدن قدرت حاکمان فقط در حد یک هشدار اخلاقی یا حتی سیاسی نمی تواند بماند. در قانون اساسی کشور ما مطلق بودن قدرت ولایت فقیه نهادینه شده است. حالا چطور این قانون می تواند محور اجماع همه ی مردم باشد؟ طبق قانون اساسی ما قدرت در کشور در یک دایره ی بسته حول محور ولایت فقیه می چرخد. در این قانون اساسی وجود شورای نگهبان، هم بعنوان عامل تعیین کننده ی هر انتخاباتی و هم بعنوان تایید کننده ی اصلی قوانین مجلس کتبا و عملا وجود دارد. همین انتخاباتی که امروز با نتایج عجیب و وقیحانه ی آن رو به رو هستیم، یک طرف اش نتیجه ی حقوق غیر دموکراتیک شورای نگهبان است در قانون اساسی. از طرف دیگر مگر ما دوران اصلاحات آقای خاتمی را به یاد نداریم که مجلس ششم نتوانست حتی یک قانون منطبق با مردم سالاری را با تایید شورای نگهبان بصورت تصویب شده از مجلس بیرون بفرستد.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">از طرف دیگر روح قانون اساسی ما طبق یک فرهنگ پدرسالار و برداشت سنتی از دین، نیمی از جامعه یعنی زنان را در چارچوب های سنتی تعریف می کند. آنجا هم که از برابری زن و مرد حرف می زند همه جا قید و شرط "با موازین اسلامی" را قرار می دهد که بتواند حقوق اجتماعی زنان را به بهانه های دینی خدشه دار کند. خود آقایان و بخصوص شورای نگهبان بارها گفته اند که پیوستن به «کنوانسیون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان» با قانون اساسی ما ناسازگار است. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">مردم سالهاست، از همان دوره ی آقای خاتمی، که تغییرات جدی را در قانون اساسی خواستار شده اند. خواسته ای که با این ساختار قانون اساسی اصولا شدنی نیست. یادمان هم نمی رود که خود آقای خاتمی در جواب دانشجویان گفتند "شعار تغییر قانون اساسی خیانت است". <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">پس چطور می شود که ما حالا بتوانیم این قانون اساسی را، حتی به صورت حداقلی، محور اجماع مردم بدانیم؟ اتفاقا شاید خود «خواست تغییرات جدی قانون اساسی» بهتر بتواند یک محور حداقلی برای اجماع مردم باشد. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><strong>تشکل سیاسی<o:p></o:p></strong></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">آقای موسوی در همین سخنرانی شان در مورد تشکل سیاسی می گوید: "میخواهیم با یك مركزیت كوچك سیاسی متشكل از برخی چهره های سیاسی زمینه تولد یك هویت بزرگ اجتماعی را ایجاد كنیم". <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">به باور من آنچه که امروز جنبش مدنی مردم بیشتر از هر چیز به آن نیاز دارد یک جبهه ی فراگیر از گرایشات مختلف فکری و جنسیتی و قومی در میان مردم ایران است. منظور از یک مرکزیت کوچک سیاسی چه می تواند باشد؟ آیا این مرکزیت یک جبهه است؟ یا یک جمع محفلی تعدادی از خودی های نزدیک به آقای موسوی؟ آیا این کوچک بودن می تواند بهانه ای برای حذف دیگران از آن باشد؟ آیا اگر این مرکزیت کوچک فقط از نزدیکان و دوستان هم اندیش آقای موسوی تشکیل بشود، چرا باید انتظار داشت همه ی شهروندان ایران از آن حمایت کنند؟ آیا این خودش بتدریج باعث بدبینی مردم به آن مرکزیت کوچک نخواهد شد؟ مگر همه ی مردم، همه ی شرکت کنندگان در جنبش سبز باورهای شان و مطالبات شان یکی است؟ و اصلا چرا باید یکی باشد؟ برای همین است که فکر می کنم جبهه ای که بتواند آیینه ای واقعی از تکثر شهروندان کشورمان باشد بهتر می تواند مایه ی اجماع مردم شود. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">اگر بگوییم که امکان تشکیل چنین جبهه ای از نظر امنیتی مشکل دارد، من می پرسم چرا فکر می کنید که تشکیل مرکزیت کوچک آقای موسوی می تواند مورد تایید آقایان حکومتی و اطلاعاتی قرار بگیرد؟ <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">مگر مثلا درخواست آقای خاتمی برای رفراندوم که خواسته ی جالبی هم هست، می تواند لزوما عملی باشد چون آقای خاتمی گفته اند؟ ما که می دانیم روش رفراندوم کردن برای هر مسئله ای، طبق قانون اساسی از مسئولیت های رهبر است. یعنی بدون تایید رهبر اصلا رفراندومی در کار نخواهد بود.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">امیدوار باشیم آقای موسوی با وجود همه ی محدودیت ها با دیگر متفکران و شخصیت های سیاسی با گرایشات مختلف مراوده و صحبت داشته باشند. آقای موسوی برای دیدار به خانه ی سهراب اعرابی که در تظاهرات این چند روزه بدست نیروهای امنیتی کشته شد، رفته بودند. امیدوار باشیم ایشان مطالبات و گرایشات مردم را در ذهن شان ثبت کنند و به این بیاندیشند که مدیریتی برای این جنبش مردمی مناسب است که بازتاب دهنده ی گوناگونی مردم حاضر در این جنبش سبز باشد. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span></font></font><o:p></o:p></span></p>
<p align="right">&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نکته ها: از پیشنهادهای کمرنگ آقای رفسنجانی تا قهوه خانه های بیروت و قاهره</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/07/post-2.html" />
    <id>tag:pouyashome.com,2009:/weblog//1.6</id>

    <published>2009-07-18T14:58:10Z</published>
    <updated>2009-07-18T15:01:09Z</updated>

    <summary>نکته ی اول - من هم فکر می کنم حرف های دیروز آقای رفسنجانی بسیار عقب تر از حداقل مطالبات اصلی جنبش مدنی مردم بود. رفسنجانی در حد آقای موسوی و کروبی هم بر خواسته های مردم پای فشاری نکرد....</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="سیاسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><strong>نکته ی اول</strong> - من هم فکر می کنم حرف های دیروز آقای رفسنجانی بسیار عقب تر از حداقل مطالبات اصلی جنبش مدنی مردم بود. رفسنجانی در حد آقای موسوی و کروبی هم بر خواسته های مردم پای فشاری نکرد. برای این به موسوی و کروبی اشاره می کنم که این دو نفر هم خودشان را هنوز در مجموعه ی نظام می دانند ولی با این حال بر خواسته های حداقلی مردم در این مقطع زمانی تاکید می کنند: خواسته هایی مثل تجدید انتخابات زیر نظر نهادهای مستقل ملی و بین المللی، رسیدگی به تقلب فجیع انتخاباتی، آزادی همه ی زندانیان سیاسی و آزادی اجتماعات و یک خواسته ی بسیار مهم: شناساندن دستوردهندگان و عوامل سرکوب و کشتار مردم. رفسنجانی به بعضی از این خواسته ها بطور رقیق و کمرنگ اشاره کرد. البته رفسنجانی از موضع مصلحت اندیشی برای نظام و "پائین کشیدن فتیله ها" صحبت کرد. با این همه، حرف های ایشان نشان داد که اعتراضات مردمی و پایداری آن تا بالاترین مقامات و نهادهای حکومتی اختلاف و چنددستگی انداخته است. آقای رفسنجانی هم آمده بود تا در نقش پدر دلسوز انقلاب پایینی ها را به وحدت و تحمل همدیگر دعوت کند. پیشنهادهای رفسنجانی برای حل بحران به خواسته های آقای موسوی و طبیعتا خواسته های مردم حتی نزدیک هم نیست.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">آیا رفسنجانی متوجه این شده است که امروز ریشه ی اختلاف و بحران، نه یک دعوای خانوادگی بلکه طرح خواسته های مدنی یک ملت است از حکومتی متقلب، فاسد و سرکوبگر؟<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">آقای رفسنجانی تلاش می کند آقایان حکومتی را راضی کند تا با قبول بعضی خواسته های مردم، آنها را از خیابان ها به خانه های شان برگرداند. رفسنجانی دوست دارد تا مردم در خانه های شان بنشینند تا امثال ایشان پشت درهای بسته ی قدرت، مسائل را با چک و چانه به نوعی آرام کنند. اما مردم و تا اینجا موسوی و کروبی و دوستان شان، بدرستی تشخیص داده اند که این بار مسئله بر سر پایه ای ترین و بنیادی ترین حقوق شهروندی ملت است و نتیجه ی در خانه ماندن، شکست این جنبش مدنی. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><strong>نکته ی دوم</strong> - حتما در خاطرمان هست که احمدی نژاد مدتهاست از "شرکت در مدیریت جهانی" می گوید. و با جدیت هم تلاش می کند این را از دستآوردهای آینده ی دولت خودش معرفی کند. شاید همه ی ما با شنیدن این حرفها پوزخندی زده ایم و آنها را لاف و گزاف دیده ایم. چرا که هم مردم و هم خود دولت می دانند که با این اقتصاد بحران زده و ساختار فاسد و مافیایی قدرت، حتی خود کشور را هم نمی شود بخوبی مدیریت کرد چه رسد به مدیریت جهانی.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">اما شاید منظور احمدی نژاد واقعا چیز دیگری باشد. شاید احمدی نژاد و خامنه ای و فرماندهان سپاه و کودتاگران به طور کلی، بر این باورند که در همین یکی دو سال آینده می توانند مسئله ی اتمی را به جایی بکشانند که یا در آستانه ی تولید سلاح اتمی، حتی در مقیاس کوچک، قرار بگیرند و یا اصلا بتوانند یک آزمایش اتمی را راه بیاندازند. شاید به این فکر می کنند که قدرت جنگ روانی یک آزمایش اتمی یا ساختن یک سلاح کوچک اینقدر هست که کشورهای بزرگ، ایران را بعنوان یک کشور دارای سلاح اتمی به رسمیت بشناسند. از طرف دیگر حکومت آقایان همیشه سعی داشته که برای توده های محروم و ساده اندیش عرب نقش طرفدار و منجی را بازی کند. پاکستان که اولین بمب اتمی را در کشورهای اسلامی ساخت، خیلی زود به دنیا فهماند که مسئله ی آنها هندوستان است و هیچوقت هم در بحران خاورمیانه درگیر نشدند. اما حکومت آقایان در ایران برعکس خیلی دوست دارد اینطور وانمود کند که اتمی شدن ایران به سود مردم عرب منطقه بر علیه اسرائیل تمام می شود. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">ما که از درون اتاق های دربسته ی آقایان خبری نداریم. اما شاید با این رویاها و آرزوهاست که آقای احمدی نژاد وعده ی مدیریت جهانی را می دهد. و شاید برای همین رویاها بود که آقایان تا این تقلب فجیع و این کودتا و سرکوب خشن پیش رفته اند.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000"><strong>نکته ی سوم</strong> - یکی از هدف های حکومت های ایدئولوژیک این است که پیش چشم دنیا اینطور نشان بدهند که به لطف ایدئولوژی یا دین مورد نظرشان، کشوری ساخته اند که لااقل اکثریت مردم با رضایت خاطر و توافق کامل با حکومتگران زندگی می کنند. این حکومت ها می خواهند اینطور وانمود کنند که مشروعیت و حقانیت ایدئولوژی یا دین شان در زندگی مردم هم متبلور شده است و در سایه ی اوامر رهبران بزرگ، بهشت زمینی در فاصله ای قابل دسترس است. اما چنین رویاهایی همه جا در عمل فقط به سرکوب خشن کشیده شده است و آن بهشت ایدئولوژیک یا دینی، همه جا به جهنم فقر و فساد انجامیده است. <o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">و رهبران متکبر چقدر از دنیای امروز دورند: در همین ایران خودمان. نمی بینند که آن نقاب روحانی و مردم دوستی شان، چطور با سیل فیلم های خبری جوان هایی که باتوم و گلوله می خورند در پیش چشم مردم دنیا می شکند؟ حتی در پیش چشم های ساده اندیشان محله های فقیرنشین مصر و لبنان هم تا حدی می شود عوامفریبی کرد. همین که اعتراض های مداوم میلیونی مردم ایران در تلویزیون قهوه خانه های قاهره و بیروت نمایش داده شود، آنها هم خیلی زود می فهمند این چهره ی دینی و حق به جانب ایران به کار آنها نخواهد آمد. مگر تا کجا می شود مردم را با این فریب داد که اعتراض کنندگان، از زن و مرد و پیر و جوان، بخاطر تبلیغات ماهواره ها است که بیرون می ریزند، باتوم می خورند، به زندان می روند و حتی دسته دسته در خیابان گلوله به قلب شان می نشیند و باز هم خسته نمی شوند؟<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">بحران مشروعیت حکومت که می گوییم تا خیلی جاهای دور پایه های نظام آقایان را می لرزاند، اگر مردم در میدان باشند. <span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;&nbsp;</span><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span></font></font><o:p></o:p></span></p>
<p align="right">&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>حفظ هویت مستقل جنبش زنان، همراه با دیگران درجنبش مدنی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/07/post-1.html" />
    <id>tag:pouyashome.com,2009:/weblog//1.4</id>

    <published>2009-07-17T08:08:18Z</published>
    <updated>2009-07-17T08:08:58Z</updated>

    <summary>دوستان جنبش زنان در سایت «تغییر برای برابری» دو سوال را از فعالان و علاقمندان به جنبش مطرح کرده بودند که من هم نظرات خودم را برایشان فرستادم. زحمت کشیده اند و نظر من را منتشر کرده اند که آن...</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="جنبش زنان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">دوستان جنبش زنان در سایت «تغییر برای برابری» دو سوال را از فعالان و علاقمندان به جنبش مطرح کرده بودند که من هم نظرات خودم را برایشان فرستادم. زحمت کشیده اند و <a href="http://www.sign4change.info/spip.php?article4329">نظر من را منتشر کرده اند </a>که آن را در اینجا می آورم.<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><font size="3"><font color="#000000">----------<o:p></o:p></font></font></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><strong>تغییر برای برابری</strong> - فعالان کمپين يک ميليون امضا با گرايشات و تنوعات فکری توانسته اند در سه سال گذشته حول خواست لغو تمامی قوانين تبعيض آميز جنسيتی، مبارزه مدنی حول حقوق برابر شکل داده و به پيش ببرند و امروز هريک بر پايه اعتقاد خود در عرصه های متفاوت مبارزه جاری برای آزادی و حقوق دمکراتيک شهروندی حاضرند . اين نکته که زنان در عرصه اين مبارزه حضوری چشمگير دارند بر کسی پوشيده نيست. تصوير ندا که در حافظه تاريخی مردم ايران و جهان ثبت شده نشان از اهميت نقش زنان در مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی دارد . اين شرايط اما پرسش های عاجل زير را برابر ما قرار می دهد :</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><font size="3"><font color="#000000"><span style="mso-spacerun: yes">&nbsp;</span>چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد ؟</font></font></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد ؟</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><font color="#000000" size="3">***</font></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><strong>حفظ هویت مستقل جنبش زنان، همراه با دیگران درجنبش مدنی</strong> </span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><font color="#000000" size="3">1 - چگونه می توان در بستر مبارزات جاری ، فکر برابری خواهی را به دفاع از آزادی های شهروندی و عدالت اجتماعی پيوند زد ؟</font></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">پیش از انتخابات ریاست جمهوری تعداد زیادی از فعالان جنبش زنان در یک همگرائی گسترده برای مطرح کردن مطالبات جنبش شرکت کردند. بعضی از اعضای همگرائی فعالانی بودند که تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته بودند و تعدادی دیگر به هر دلیلی نمی خواستند رای خودشان را در صندوق ها بریزند. نقطه ی مشترک هر دو گروه استفاده از فضای انتخاباتی برای مطرح کردن خواسته های جنبش زنان، بصورت مشخص و مدون بود.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">رویدادهای پس از رای گیری و اعلام نتایج مخدوش و افشای تقلب های گسترده و سازمان یافته ی حکومتی، شرایطی را پیش آورده که به اعتراض های گسترده ی اجتماعی انجامیده است. همانطور که همه شاهد بوده ایم شرکت کنندگان در این اعتراضات و جنبش های اجتماعی در گسترده ترین طیف پا به میدان گذاشته اند. بنا بر انگیزه ای که موجب به راه افتادن این جنبش اجتماعی شد، یعنی پایمال شدن آشکار و خشن حق شهروندی و تقلب در انتخابات، طبیعتا وزنه ی شعارها هم فعلا حول این انگیزه ها متمرکز شده است. با سرکوب خشن و کشتار خیابانی و دستگیری های گسترده، حالا محور شعارها و خواسته های این جنبش عبارت است از ابطال انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی اجتماعات. فراموش نکنیم که این شعارها به نوعی و در اساس از خواست های مبرم جنبش زنان هم هستند: یک انتخابات آزاد می تواند به مطرح شدن جدی مطالبات زنان کمک کند، بسیاری از دستگیرشدگان فعلی از فعالان و یا حامیان جنبش زنان در سالهای اخیر بوده اند و هم اینکه آزادی اجتماعات خواسته ای بوده که جنبش زنان در این سالها همواره برای آن مبارزه کرده و هزینه های سنگین داده است. می بینیم که در این شعارها، جنبش زنان با سایر جنبش های مدنی اجتماعی نقاط مشترک آشکاری دارد.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">اما بدون شک شعارها در این محدوده ی کلی باقی نخواهند ماند. به نظر می رسد که با وجود سرکوب خشن حکومتی، جنبش مدنی گسترده ای در حال شکل گیری است. با اینکه نهادهای مدنی و از جمله نهادهای مدنی جنبش زنان، دانشجویان، کارگران، پرستاران و معلمان و دیگر اقشار اجتماعی بدلیل حساسیت ها و محدودیت های حکومتی امکان قوی شدن نداشته اند، باز هم در عمل همین نهادها خواهند بود که، اگر ایده آل فکر کنیم در کنار همدیگر، نقش مهم حرکت های مدنی اجتماعی را بعهده خواهند داشت. به نظر من در اینجاست که مسئله ی وارد شدن جنبش زنان بعنوان یک جنبش مستقل اجتماعی برجسته می شود. در اینجاست که جنبش زنان می تواند وباید با طرح مطالبات برابری طلبی جنسیتی وارد عمل شود و شعارهای برابری جنسیتی را به بخشی از شعارهای مطالباتی تبدیل کند. به نظر من ما از یک نظر در شرایط خوبی هستیم و آن اینکه جنبش زنان بعنوان یک جنبش مستقل واقعی، هویت اش در جامعه ی مدنی و بخش های مهمی از اجتماع بطور کلی مورد شناسائی قرار گرفته است. برای این می گویم شرایط خوب، بخاطر اینکه بر خلاف تحولات تاریخی گذشته، امروز جنبش زنان ما فقط بخشی یا دنباله ای از احزاب و سازمان های مردانه با ایدئولوژی های "جهانشمول" و آرمان گرایانه نیست. امروز جنبش زنان با مطالبات مشخص خود و حتی با نهادهای شناخته شده اش در میدان حاضر است. نهادهایی مانند کمپین 1 میلیون امضا با خواسته ها و شعارهایی مدون و با شبکه ای از فعالان در سطح ملی، عملا در صحنه حاضر است. بخش های دیگر جنبش زنان هم با نام های دیگری در صحنه حضور دارند. به نظر من در یک شرایط ضروری این کاملا امکان دارد که یک همگرائی گسترده از فعالان جنبش زنان بتواند شکل بگیرد. چنین همگرائی ها و اقدامات مشترک فعالان وزنه ی زیادی به جنبش زنان بعنوان بخش مهمی از جنبش مدنی می دهد و خواسته های برابری طلبانه ی جنسیتی را به بخشی از خواسته های کل جنبش مدنی تبدیل می کند. به نظر من جنبش زنان این مقدار اعتبار و هویت اجتماعی را دارد که در این راه از پیشنهاد دهندگان و پیشگامان همکاری با دیگر جنبش های مدنی باشد. بخش بزرگی از فعالان جنبش زنان را دختران و پسران دانشجو تشکیل می دهند. بعضی از این فعالان زنان، از فعالان دانشجویی هم هستند و می توانند بعنوان پلی میان این دو جنبش مهم اجتماعی عمل کنند. مهم ترین شرط انجام این مهم اما آن است که جنبش زنان بتواند حول خواسته های مشخص و مشترک برابری طلبانه ی خودش هماهنگ شود. هر چه این چنین همگرائی جنبش زنان منسجم تر و با تفاهم و شرکت گروه های بیشتری از زنان باشد، طبیعتا در حرکت های توافقی با دیگر بخش های جنبش مدنی وزنه ی سنگین تری خواهد داشت و مطالبات جنبش زنان از بازتاب بیشتر و مناسب تری برخوردار خواهد شد. طبیعتا گروه های مختلف زنان خودشان دارای هویت مشخص و شیوه های کاری مشخصی هستند. اما با همکاری و نیت های خوب می توان امید داشت که همین گروه های مختلف بتوانند همگرائی گسترده ای را از جنبش زنان شکل بدهند.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">مسئله ای که وجود دارد این است که تجربه ی تلخ تاریخی که نصیب زنان میهن مان شده و همیشه مطالبات برابری طلبانه شان در سایه ی شعارها و سیاست های آرمانی احزاب و ایدئولوژی ها پایمال گشته است، اینبار موجب شود که ما نقاط مشترک جنبش زنان را با دیگر جنبش های اجتماعی نبینیم و خودمان را از آنها جدا کنیم و فقط در فکر حرکت ها و طرح شعارهای برابری طلبی جنسیتی باشیم. به نظر من اگر جنبش زنان بخواهد اینطور حرکت کند عملا خودش را از ظرفیت های بزرگی که دارد محروم کرده است. من با شناختی که از فعالان جنبش زنان دارم مطمئنم که می توانند پیوند ظریف جنبش برابری طلبی جنسیتی را با دیگر جنبش های مدنی تشخیص بدهند و از وزنه ی جنبش مستقل زنان حداکثر بهره برداری را بکنند.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">بعنوان یک ایرانی مقیم خارج در اینجا مجبورم فقط این را بعنوان یک امکان و پیشنهاد مطرح کنم که کاملا امکان پذیر است که در حرکت های بزرگ اجتماعی، مثل راهپیمائی های بزرگ مسالمت آمیز یا تحصن ها، فعالان زنان در کنار شعارهای کلی تر مثل آزادی، شعارهایی را هم مبنی بر برابری های جنسیتی حمل کنند. چنین اقداماتی واقعا بسته به شرایط روز و محیط است و مطمئنا خود فعالان امکان بهتری برای تصمیم گیری دارند. مهم این است که ما یک جنبش زنان با هویت مستقل در صحنه داریم که می خواهد با هویت مستقل خودش اما همراه با دیگران در این جنبش مدنی سهم داشته باشد.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="rtl"></span><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><font color="#000000" size="3">2 - تحول شرايط چه تاثيری بر کمپين يک ميليون امضا دارد ؟</font></span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">این سوال به نظرم خیلی کلی مطرح شده. کمپین دارای ابعاد گوناگون است، از مطالبات اش تا شیوه ی عمل و سازماندهی اش، و همه ی این ابعاد در تحولات اخیر می تواند تاثیر بگیرد و تاثیر متقابل بگذارد. کمپین 1 میلیون امضا در طول چند سال اخیر توانسته شبکه هایی از فعالان جنبش زنان را در سطح ملی ایجاد کند. همیشه بر این باور بوده ام که ویژگی مهم کمپین، گفتگوی چهره به چهره با توده ی مردم و ارتباط گیری مستقیم با آنان بوده است. همچنین برگزاری سمینارها و کلاس های آموزشی محلی برای فعالان توانسته نسلی را با آگاهی ها و توانایی های زیاد بوجود بیاورد. کمپین 1 میلیون امضا در طول همه ی سال های شکل گیری و فعالیت اش با محدودیت و بگیر و ببند و دادن هزینه های مختلف مواجه بوده است. بخاطر همین به نظر من، که ممکن است خیلی هم دقیق نباشد، فعالان کمپین تا همین حالا هم با فشارهای حکومتی مواجه بوده اند و اتفاقا ممکن است همین فعالان آن بخشی از جنبش اعتراضی امروز باشند که بهتر بتوانند با فشارها کنار بیایند و فعالیت های شان را ادامه بدهند. هر چند که دامنه ی محدودیت و خشونت سرکوب بیش از گذشته است. اما کمپینی ها از پیش سایت ها و وبلاگ ها و کانال های ارتباطی خودشان را دارند و با این شیوه های کار و خبر رسانی سال هاست که خو گرفته اند.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">کمپین 1 میلیون امضا بدلیل داشتن همین روابط شبکه ای کمتر می تواند زیر ضرب برود و اینطور نیست که اگر مقامات حکومتی چند نفر را در یک نقطه یا شهری دستگیر کنند همه ی کمپین از هم بپاشد و همه به انتظار دستور از بالا بنشینند. فعالان کمپین یاد گرفته اند که مستقل فکر کنند و مستقل عمل کنند. اتفاقا برخورداری از همین ویژگی های گسترده بودن و متشکل بودن است که به کمپین جایگاه ویژه ای در کل جنبش زنان می بخشد. به این ویژگی ها می توانیم توجه سازمان های بین المللی زنان را به کمپین را هم اضافه کنیم که حاصل آن تا کنون چندین جایزه ی مهم به فعالان یا خود کمپین بعنوان یک نهاد بوده است.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">اما در این میان به نظر من یک نقطه ضعف اساسی هم وجود دارد که کمپین همیشه از آن رنج برده است. این ضعف، نبود یک مکانیسم تصمیم گیری در کمپین است. این ضعف تا وقتی که مسائل ساده بودند و فعالیت ها از محدوده ی خاصی فراتر نمی رفتند چندان آشکار نبود. اما در جریان تصمیم گیری برای دریافت جایزه ی نقدی «سیمون دوبووار» شاید برای اولین بار خودش را نشان داد. و البته هنوز این یک تصمیم اساسی و دارای اهمیت ملی نبود. اما فرض را بر این بگیریم که جنبش های مدنی در حال شکل گیری برای حرکت های مشترک باشند. کمپین یک میلیون امضا همانطور که تا حدودی تشریح کردم، از نظر آگاهی و گستردگی، توانایی ها و شایستگی های مهمی دارد اما چه سود اگر نتوان بدلیل عدم تصمیم گیری از این ظرفیت ها استفاده کرد؟ مثلا در یک اقدام جمعی که جنبش زنان هم باید شرکت داشته باشد، واقعا کمپین از روی چه تصمیمی می خواهد در آن جمع شرکت کند و مهر خودش را بر آن حرکت جمعی بزند؟ آیا کمپین حتی می تواند یک نماینده ی منتخب به آن حرکت جمعی مدنی بفرستد؟ آیا کمپین باید بگوید که صدها یا هزاران نفر از فعالان زنان خودشان را کمپینی می دانند اما ما قدرت این را نداریم که یک نماینده بفرستیم؟ چه کسی باید تصمیم بگیرد؟ چه کسی باید برود؟ آیا باز هم باید به دنبال چهره های مقبول و مورد اعتماد و به اصطلاح گیس سفید یا ریش سفید گشت؟ و تا کجا با این شیوه های کدخدامنشی می توان از طرف یک جنبش مدرن مدنی عمل کرد؟ شیوه های رایزنی در کمپین برای اقدامات آینده چگونه است؟ یادمان باشد که تحولات آینده می توانند حتما تیره و تار نباشند و اتفاقا شیوه های کاری مشخص تر و فعال تری را در ارتباط با دیگر جنبش های اجتماعی بطلبند.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">کمپین 1 میلیون امضا امروز تعداد بسیاری از فعالان جنبش زنان را در داخل و خارج کشور پوشش می دهد. این تعداد فعالان، هم از نظر آگاهی های تئوریک، هم از نظر توانایی های عملی و فنی و هم از نظر ارتباط های رسانه ای در سطح بسیار بالایی هستند و همین وزنه ی خاصی را به خود کمپین می بخشد. شرایط امروز کشورمان آنقدر پر التهاب و پر تنش و خیلی وقت ها احساسی بوده که هنوز شاید فرصت نشده زیاد به آینده فکر کنیم و فعلا هنوز در شوک بیم و امید به سر می بریم. اما بزودی زندگی و واقعیت ها سوال های زیادی را درباره ی شیوه ی کار و نقش کمپین در آینده، جلوی ما خواهند گذاشت.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></o:p></span></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><font size="3"><font color="#000000"><span lang="FA" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA">اگر از مسائل سازمانی و متشکل بودن بگذریم، به نظر من وجود کمپین می تواند از نظر بینشی تاثیر زیادی روی تحولات آینده بگذارد. جریان سیاسی ای در جریان رویدادهای اخیر وجود دارد که هم به ناچار و هم از روی برخی باورهای ایدئولوژیک خودش تلاش دارد تا یک رنگ مذهبی به جنبش مدنی و مطالبات آن بزند. به باور من وجود نهادهای شناخته شده و فعالی مانند کمپین که مشخصا با یک دیدگاه سکولار، و نه لزوما ضد دینی، فعالیت می کنند بسیار مهم است. کمپین یک میلیون امضا همانطور که می دانیم مطالبات زنان را از چارچوب های پر دست انداز و قابل تفسیر فقهی خارج کرده و در یک زمینه ی سکولار مطرح می کند. فعالان کمپین می توانند آدم های خیلی مومن و مذهبی هم در میان شان باشند، که هستند، ولی شیوه ی طرح مطالبات در یک چارچوب عرفی و سکولار است. این ویژگی مهمی است که کمپین می تواند روی کل جنبش مدنی تاثیر بگذارد.</span><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><o:p></o:p></span></font></font></p>
<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right"><span dir="rtl"></span><span style="FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA"><span dir="rtl"></span><span style="mso-spacerun: yes"><font color="#000000" size="3">&nbsp;</font></span><span lang="FA"><o:p></o:p></span></span></p>
<p align="right">&nbsp;</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نکته ها: از شرط های شیرین عبادی تا شباهت حرف های آقایان ایرانی و آقایان چینی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://pouyashome.net/weblog/2009/07/i-just-finished-installing-movable-type-4.html" />
    <id>tag:pouyashome.com,2009:/weblog_2//1.1</id>

    <published>2009-07-14T20:11:26Z</published>
    <updated>2009-07-15T16:03:51Z</updated>

    <summary>دوستان عزیزم! باز هم آنچه را در ذهن یا فعالیت هایم در این چند روز گذشته در قالب چند نکته می نویسم:1- یک وقت فکر نکنید حالا که جنبش مدنی به راه افتاده و جامعه در حال انتخاب راه و...</summary>
    <author>
        <name>pouya</name>
        
    </author>
    
        <category term="سیاسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://pouyashome.net/weblog/">
        <![CDATA[<p align="right">دوستان عزیزم! باز هم آنچه را در ذهن یا فعالیت هایم در این چند روز گذشته در قالب چند نکته می نویسم:<br />1- یک وقت فکر نکنید حالا که جنبش مدنی به راه افتاده و جامعه در حال انتخاب راه و التهاب تصمیم است، من بعنوان یک ایرانی علاقمند به سرنوشت مردم دیارم سر در لاک فرو برده ام و اگر در اینجا نمی نویسم در چنبره ی روزمره گی ها غرق شده ام. <br />در تمام روزهای پس از انتخابات و بخصوص اعتراضات مدنی، خبرهای ایران به سر خط خبرهای دنیا تبدیل شده است. پس از چند روزی کاهش تظاهرات روزانه، باز با تظاهرات مردمی بمناسبت 18 تیر، ایران به سرتیتر خبر اول آمد. همین نشان می دهد که کشور ما بعنوان وزنه ی بزرگی در منطقه و جهان مطرح است. رسانه ها هم می دانند که یک جنبش مدنی در ایران چه بازتاب و پس لرزه هایی در کشورهای منطقه دارد. در این مدت تا آنجا که فرصتی داده شده درباره ی رویدادهای کشورمان ترجمه کرده ام یا نوشته ام. <br />همین چند روز پیش گفتگویی داشتم با شیرین عبادی عزیز که به همت یکی از دوستان توانستم با تلفن اش تماس بگیرم. شیرین عبادی چهار شرط اولیه را برای برگشت آرامش به کشورمان شمرد:<br />الف - پایان دادن فوری به اقدامات خشن دولتی علیه مردم تظاهرکننده، روزنامه نگاران و فعالان.<br />ب - آزادی فوری و بدون قید و شرط همه ی دستگیر شدگان پس از انتخابات.<br />پ - پرداخت غرامت از طرف حکومت به خانواده های قربانیان این خشونت ها، چه آنها که کشته شده اند و چه آنها که با ضرب و شتم ماموران صدمه دیده اند.<br />ت- انتخابات ریاست جمهوری باطل اعلام شود و یک انتخابات جدید زیر نظر هیئت های بین المللی و بخصوص سازمان ملل متحد بر گزار شود.</p>
<p align="right">2- تقلب آشکار و دروغ و فریب پیش از انتخابات و پس از آن به نظر من عمق فساد و تباهی حکومتی را رو آورد. دروغ و فریب اگر تا دیروز زیر میزها و در اتاق های دربسته بصورت قراردادها و رانت خواری ها و تقسیم قدرت میان آقایان و آقازاده ها رد وبدل می شد، این بار با آشکاری و وقاحتی کم نظیر به روی دایره ریخته شد. آنچنان که برای کسی که ذره ای هم صداقت در وجودش مانده دیگر توجیه اوضاع کار راحتی نیست. این تقلب سازمان یافته و خشونت و سکوب پس از آن فقط نشان می دهد که فساد و تباهی تا کجا در ریشه های حکومتی نفوذ کرده است.</p>
<p align="right">3- من یادم هست تا حالا چندین بار نوشته ام که ادعاهای اسلامی حکومت گران ایرانی برای دفاع از مسلمانان دنیا، فقط پوششی است برای ایجاد یک حاشیه ی امنیتی برای نظام خودشان. این پوشش امنیتی هم بیشتر در لبنان و فلسطین است برای داشتن یک حاشیه امنیتی به دور اسرائیل. وگرنه با ذکر نمونه چند بار نوشته ام که سال هاست مسلمانان چچن توسط حکومت روسیه سرکوب می شوند و چقدر هم غیر انسانی. چچن مثل یک آتش زیر خاکستر است از بس که حکومت روسیه فشار و سرکوب روی مردم این منطقه گذاشته است. جالب این است که حکومت آقایان ایران در اوج قتل عام مردم چچن یک بار هم نتوانست به روسیه اعتراض کند. چرا که روسیه یکی از کشورهایی است که برای رقابت با آمریکا از برگ ایران استفاده می کند و آقایان هم محتاج پشتیبانی او هستند.</p>
<p align="right">این روزها همه حتما خبر کشت و کشتار مردم اویقور چین را که بیشترشان مسلمان هم هستند شنیده ایم. اما چین هم یکی از کشورهایی است که نظام مقدس آقایان به پشتیبانی آن دل بسته است. برای همین از نظر سیاسی برای آقایان صرف نمی کند که با اعتراض شان هزینه ی سیاسی بپردازند. ادعاهای اسلامی آقایان فقط برای توجیه کارها و سیاست های شان است برای طرفداران شان در کشور و البته عده ای از مردم ساده اندیش و زخم خورده ی کشورهای عربی که فکر می کنند آقای احمدی نژاد همان نادر یا اسکندری است که جلوی اسرائیل ایستاده است. نمی داند که قدرت سلاح آقایان در درجه ی اول بر سر و تن جوان های ایرانی در خیابان های ایران به رخ کشیده می شوند.<br />یک موضوع جالب:<br />امروز در خبرها خواندم که اویقورهای چین از خارجی ها الهام و دستور گرفته اند. برای همین دولت چین به محدود کردن بیشتر اینترنت و کانال های ماهواره ای روی آورده است.<br />پیش از این هم پرسیده ام: چرا دیکتاتورها اغلب با یک زبان حرف می زنند؟</p>
<p align="right">امیدوارم از این به بعد خیلی زودتر و مرتب تر به این نکته نویسی های وبلاگ ام برسم. </p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>
