<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss version="2.0">
   <channel>
      <title>مقالات متنی اعضای پاونا</title>
      <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
      <description />
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1390</copyright>
      <lastBuildDate>۳ شنبه, 23 آذرماه 1389 14:40:10 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" type="application/rss+xml" href="http://feeds.feedburner.com/pw-arzeshi/leftcol" /><feedburner:info xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" uri="pw-arzeshi/leftcol" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com/" /><item>
         <title>برسد به دست حاج حسین قدیانی</title>
         <description><![CDATA[حاج حسین سلام.  ناله های  سرگشاده شما را  در خطاب به مسئول محترم قوه قضائیه خواندم و نکاتی به ذهنم رسید که از باب برادری متذکر می شوم:  قبل از هر چیز، اعتراف می کنم که احساس من به سران فتنه همان احساس قلبی شماست و کینه ام به فزونی کینه شما و راضی به همان عقوبتی که شما برایشان در نظر دارید که اگر روزی توفیق شود به این آرزوی به حقمان خواهیم رسید.چرا که من نیز مثل شما نیک می دانم که  مخالفت و دشمنی با  حکومت الله ،آنهم حکومتی بر خواسته از پس  1432 سال درد و رنج و غربت و یتیمی شیعیانی که به جرم علوی بودن، رافضی خوانده شده اند و جان و مال و ناموس شان هدر خوانده شده یعنی چه.برایم هم فرقی نمی کند این متجاوز لباس دزد باشد یا نَسب دزد.اما آنچه که در باره درد نامه تان به ذهنم می رسد ، نقد مواردی است که در خطاب به آیة الله آملی لاریجانی مرقوم داشته اید. حسین عزیز ،فارغ از دغدغه های ذهنی و آرزو های شخصی مان ،باید متوجه باشیم که مقام قضاوت ،مقامی نیست که بر مبنای نظر و خواسته ما حکم کند که عدالت هم همین را ایجاب می کند.  ضمنا با توجه با اینکه  شما خود به قواعد&laquo;چگونه بنویسیم&raquo; از خیلی ها آگاه تری ،متاسفانه ]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#028160</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 23 آذرماه 1389 14:40:10 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یک نگاه کمی تا قسمتی ابری </title>
         <description><![CDATA[نشسته ای در تاکسی و اتوبان را مورچه مورچه از کنار خیل ماشین ها رد می کنی .روزت را هم فهرست می کنی :

چهار مورد زیر آب زنی ، 5 مورد غیبت و سه دروغ شاخدار !

چه فرقی می کند که کارهای بالا از خودت سر زده باشد یا دیگران . مهم این است که حالا تو مانده ای با یک دل خسته و  شکسته که حتی تا خانه هم توان بردنش را نداری !

دلی که بعضی جاهایش را خودت سیاه کرده ای و بعضی جاهای دیگرش را دیگران شکسته اند.


<strong>
"مهم نیست که کجا زندگی کنیم .مهم این است که خوب زندگی کنیم "</strong>



این چندمین بار است که در طول اتوبان این جمله را می خوانی .جمله ای که در تبلیغات لوازم خانگی گذاشته اند روی بیلبرد های اطراف اتوبان .

هر بار می خوانیش و احساس می کنی یک جابش می لنگد.

جمله را در دلت تکرار می کنی و ناخود آگاه چیزی به آخرش اضافه می شود :

<strong>حتی مهم هم نیست که خوب زندگی کنیم ، مهم این است که درست زندگی کنیم . مهم این است که چگونه آخرتی را بسازیم</strong>

این همان رازیست که فراموشیش روزهای اینگونه برایمان آفریده است .روزهایی که پایانش پر از خستگی و دلشکستگی است ...]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#027702</guid>
        
        
         <pubDate>شنبه, 29 آبانماه 1389 16:03:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آیا تارنمای اینترنتی همان خانه عنكبوت است؟</title>
         <description><![CDATA[اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم  مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ  ترجمه آیه 41 از سوره عنكبوت:  فولادوند: داستان كسانى كه غیر از خدا دوستانى اختیار كرده&rlm;اند همچون عنكبوت است كه خانه&rlm;اى براى خویش ساخته و در حقیقت اگر مى&rlm;دانستند سست&rlm;ترین خانه&rlm;ها همان خانه عنكبوت است  مکارم: كسانی كه غیر از خدا را اولیاء خود برگزیدند، همچون عنكبوتند كه خانه&rlm;ای برای خود انتخاب كرده و سست ترین خانه&rlm;ها خانه عنكبوت است اگر می&rlm;دانستند!  خرمشاهی: داستان كسانى كه به جاى خداوند سرورانى را به پرستش گرفتند همانند داستان عنكبوت است كه خانه&rlm;اى ساخت، و اگر در مى&rlm;یافتند سست&rlm;ترین خانه&rlm;ها، خانه عنكبوت است  صدق الله العلی العظیم  شبكه اینترنت World Wide Web كه به خاطر لینك كردن و اتصال و ارتباط همه كامپیوترهای جهان، به شبكه عنكبوتی مشهور است به سادگی فشردن یك كلیك ارتش سایبری ایران می تواند برای كاخ سفید نشینان آمریكا لرزه آور باشد.  هرچند تحقیقات علمی ثابت كرده تار عنكبوت می تواند از فولاد هم محكمتر بشود و حتی از آن در ساخت ضد گلوله استفاده می شود اما یادمان باشد كه اگر خداوند لحظه ای اراده كند با آمریكا همان خواهد كرد كه با قوم لوط و ثمود كرد.]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#024630</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 26 مردادماه 1389 21:07:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اتل متل يه كامران ... </title>
         <description><![CDATA[<p align="justify">كامران نجف زاده خبرنگار مطرح صدا و سيما كه در توليد گزارشهاي جذاب و باورپذير فكري هوشمند و زباني توانا داشت، حدود يكسال پيش به پاريس رفته است. آنجا كه مهد دموكراسي غرب مي خوانندش. با نگاهي كوتاه به عملكرد اين خبرنگار مطرح ايراني مشخص مي شود كه ظاهرا نجف زاده دچار نوعي احتياط از نوع شرقي اش شده كه همان محافظه كاري در عالم سياست معنا مي شود.به نظر مي رسد با اين روال نبايد انتظار داشت كه سربازي فداكار در عرصه جنگ نرم به مهد دموكراسي غرب فرستاده شده باشد. </p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#024604</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 24 مردادماه 1389 15:10:10 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نکات مهم مستند تقاطع و چند نکته دیگر</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">سالگرد حوادث تلخ فتنه 88</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">هفته پیش مستند تقاطع راجع به قتل ندا آقا سلطان از شبکه سوم سیما و شبکه پرس تی وی پخش شد</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">&nbsp;گرچه باید زمان پخش این مستند امشب باشد اما به مناسبت 22 خرداد و آغاز علنی فتنه 88 هفته گذشته منتشر شد</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">نکاتی چند از این مستند بدست می آید:</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.5in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"><span>1-<span style="font-family: Times New Roman; font-size: xx-small"><span style="font: 7pt &#39;Times New Roman&#39;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></span></span><span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">این مستند نشان داد که اگر نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بخواهند می توانند برای رفع شبهات مستند های جذاب و روشنگرانه ای بسازند و ای کاش برای باقی حوادث هم این گونه مستند ها ساخته می شد.</span></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">&nbsp;حداقل فایده ساخت مستند ها مشخص شدن جعلی یا واقعی بودن کلیپ ها ی منتشر شده در سال گذشته بود و یا روشن کردن زوایای پنهان آن فیلم ها</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.5in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"><span>2-<span style="font-family: Times New Roman; font-size: xx-small"><span style="font: 7pt &#39;Times New Roman&#39;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></span></span><span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">این مستند کاملا برخلاف فیلم به اصطلاح مستند سال گذشته ندا بود که نشان می داد ندا خودش بازیگر بوده است و در مسیر بیمارستان به قتل رسیده و یک عده آدم را متهم به قتل می کرد. الان که خلاف بودن آن فیلم مشخص شده است جا دارد که سازندگان آن به خاطر تهمت به افراد و همچنین ذهن بیمارشان از مردم انقلابی عذرخواهی کنند. چراکه خیلی از افراد بنابر اینکه فیلم سال گذشته مستند واقعی است به خیلی از افراد تهمت زده اند گرچه گناه این افراد به خاطر اعتماد کامل و تهمت براساس اطلاعات ناقص هنوز به پای خودشان است</span></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.5in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"><span>3-<span style="font-family: Times New Roman; font-size: xx-small"><span style="font: 7pt &#39;Times New Roman&#39;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></span></span><span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">تقاطع نشان داد که چقدر جوانان ما از قضایا به دور هستند اگر دقت کرده باشید غیر از دوست ندا که جوان بود.&nbsp; حتی دوست آرش حجازی هم مریم رجوی را نمی شناخت در صورتی که قاعدتا به لحاظ سنی باید وقایع آنزمان را بداند.</span></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">البته معلوم نیست واقعا نمی شناخته یا اینکه به خاطر حضور ماموران در اتاق این چنین بیان کرده است الله اعلم البته این جمله که فکر می کرده است مادر ندا بوده است این احتمال را رد می کند.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">در هر صورت این عدم آشنایی می تواند زنگ خطری باشد برای نظام زیرا مردم به راحتی به علت عدم شناخت این گروهک ها می توانند در دام آنها گیر کنند و مشکلاتی را برای خود و نظام ایجاد کنند.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.5in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"><span>4-<span style="font-family: Times New Roman; font-size: xx-small"><span style="font: 7pt &#39;Times New Roman&#39;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></span></span><span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">تقاطع نشان داد که مظلومیت بسیجی ها تاچه حد است.&nbsp; به شخصه فکر می کردم به بسیجی هایی که سال گذشته در حوادث فتنه دچار آسیب شده اند رسیدگی های خاص شده است اما با این گفته آقای کاگر جاوید که می گوید محل کار و خانه اش را ترک کرده و درجای دیگری زندگی می کند و از وضع زندگی اش در اتاق 6 متری راضی نیست نشان از عدم رسیدگی لازم به این افراد دارد این مسئله دو پیامد ضمنی دارد:</span></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 4-1- عدم رسیدگی لازم به صدمه دیدگان حوادث سال گذشته باعث دلسردی دیگر بسیجیان عزیز حاضر در صحنه می شود. باید قبول کرد که میزان اعتقاد هر فرد با دیگری تفاوت دارد درست است که بسیجیان تا پای جان در صحنه حاضر هستند اما از سوی دیگر باید دلگرم باشند.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 4-2-ضمنا نشان می دهد که برخی بسیجیان در صحنه عمل اعتقادات پایه ای کاملی ندارند. نمی خواهم بسیجی را متهم به بی اعتقادی کنم اما اینکه از ترس ماسک به صورت بزنند و یا اینکه از جانشان بترسند برای کاری که در راه خدا و نظام انجام داده اند نشان از ضعف اعتقادی دارد. هرکس که در بسیج وارد می شود در صحنه نظر اعلام می کند که تا پای جان در دفاع از نظام و ولایت و رهبری ایستاده است اما وقتی به عمل می رسد هنوز به مرحله ایمان واقعی نرسیده ایم کما اینکه در جنگ نیز از این افراد وجود داشت و همه بسیجی خط شکن نبوده اند و عده ای در زمان عملیات کم می آورده اند. برای حل این مسئله باید نهاد های مسئول بیشتر در زمینه اعتقادی بسیجیان کار کنند.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.5in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"><span>5-<span style="font-family: Times New Roman; font-size: xx-small"><span style="font: 7pt &#39;Times New Roman&#39;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></span></span><span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">در دنباله مطلب بند قبل هنوز نمی دانم چرا سپاه از معرفی شهدای فتنه 88 امتناع می کند. اولین شهید فتنه شهید غلامحسین کبیری بود اما بعد از آن دیگر شهدای بعدی را معرفی نکردند و هنوز هم بعد از یکسال از اینکار امتناع می کنند. </span></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">به نظر می رسد هنوز هم مسئولین سپاه شک دارند که فتنه 88 تمام شده است. مردم با آنها نیستند و ریزشهای آن طرف اساسی بوده است. که شهدا را معرفی نمی کنند. نمی دانم از اینکه مثلا والدین شهدا را اذیت کنند می ترسند یا اینکه مشخص شود سپاه از شهرهای دیگر نیرو آورده می ترسند یا اینکه از اعلام نحوه شهادت این افراد می ترسند نمی دانم چه حکمتی در کار است اما اگر این مواردی که نوشتم باشد باید گفت که بی جهت می ترسید مردم با آنها نیستند و خود مردم حوادث را درک می کنند </span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">واقعا مگر این خانواده ها چه گناهی کرده اند که نباید از شهیدشان تجلیل مردمی به عمل آید؟ (با توجه به بند 4-1 می ترسم نکند به این خانواده ها هم رسیدگی کامل نشده باشد )</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">هنوز نیروی انتظامی هم شهدای خود را معرفی و تجلیل مردمی نکرده است که به نظر می رسد برای این کار نیاز به مطالبه عمومی رسانه ای داریم تا این نهادها مجبور به معرفی این شهدای گرانقدر شوند.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">البته عدم معرفی شهدا به شایعات بی بی سی و صدای آمریکا مبنی بر دروغین بودن ادعای مسئولین در تعداد شهدای سپاه و بسیج و ناجا دامن می زند. که با معرفی کامل شهدا بطلان این شایعات نیز مشخص خواهد شد.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">ضمنا خانواده های این شهدا نیز قطعا توقع معرفی و تجلیل علنی شهدایشان را نیز دارند که باید برای عزیزانشان انجام شود (والا خطر بند 4-1- نیز در کمین است)</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: bold"></span></span></strong></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><strong><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt; font-weight: bold">سه نکته غیر مرتبط با این مستند:</span></span></strong></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.5in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"><span>1-<span style="font-family: Times New Roman; font-size: xx-small"><span style="font: 7pt &#39;Times New Roman&#39;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></span></span><span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">عدم جلوگیری ناجا و ... از حمله به دفتر صانعی و منتظری خلاف عدالت و و خلاف شرع است. مگر ما ادعا نمی کنیم که باید عدالت برقرار شود و شهروندان همه برابرند و.... در هر صورت آن مکان ها نیز مکان های عمومی یا خصوصی بوده اند&nbsp; که به آنجا حمله شده است باید حمله کنندگان مجازات شوند تا از این به بعد در باقی تجمعات مردم فقط شعار دهند و در صحنه حاضر باشند و بدانند نظام از حقوق همه شهروندانش حتی مخالفانش نیز حمایت می کند.</span></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">این توقع غلط از سوی مردم انقلابی حاضر درصحنه که ناجا و ... نباید به حمله ما کاری داشته باشد باید اصلاح شود.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">چندی قبل هم مدیران مسئول روزنامه ها و سایت ها نیز از شکایت سران فتنه علیه خودشان شاکی بودند و انتظار داشتند که نظام به شکایت آنها رسیدگی نکند در صورتی که به نظر من عدالت اسلامی ایجاب می کند که شکایت هر کس علیه دیگری باید مورد رسیدگی قرار گیرد.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">در تاریخ داریم که در دوران امیرالمومنین حد شلاقی برای مجرمی تعیین شده بود وقتی کارگزار حکومت علوی 3 ضربه بیشتر از حد مجازات به مجرم زد حضرت شلاق را به مجرم دادند تا قصاص سه ضربه اضافی را انجام دهد. مجرم سرجای خود عمل خلاف شرع دیگران جای خود. </span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">اگر روزنامه و یا سایتی مطلبی را نوشته است باید سند داشته باشد نه اینکه چون آنها سران فتنه اند ما حق داریم هر مطلب دروغی را منتشر کنیم و کسی هم به ما تعرض نکند و توقع هم داشته باشیم که تعرضی نشود . در هر صورت به نظر من قوه قضائیه در رعایت عدالت علی رغم ادعای آقای آملی مبنی بر حق داشتن سران فتنه برای شکایت از دیگران &nbsp;مردود شد چون کلیه شکایات سران فتنه علیه این روزنامه ها و سایت ها رد شد و دیگر خبری از پیگیری باقی شکایت ها نیست.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.5in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"><span>2-<span style="font-family: Times New Roman; font-size: xx-small"><span style="font: 7pt &#39;Times New Roman&#39;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span></span></span></span><span><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">در راستای مطلب بند قبل باید از قوه قضائیه و نهادهای دیگر پرسید که پیگیری جنایات کوی و کهریزک به کجا رسید این حوادث تلخ که دل رهبری را هم به درد آوردند چه شد ؟ چرا باید دادگاه های طرف مقابل به نتیجه برسد اما دادگاه های این طرف نا معلوم باشد؟ این هم نتیجه همان توقعات بی جا و غیر شرعی نهادها و مسدولین از نظام است که به نام مصلحت این موارد را نامشخص باقی کذاشته و باعث جا افتادن شایعات ضد انقلاب در اینکه این کار ها توسط خود نظام انجام شده می شود. به جای اینکه افراد فای نظام شوند نظام فدای افراد می شود. امیدوارم روزی برسد که هیچ مقامی در ایران احساس سایه امن داشتن نکند حتی در حد معاون ریس جمهور و حتی تر خود سران قوا</span></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">3- من به شخصه در اینجا اعلام می کنم چند نفر را حسابی کتک خواهم زد تا دلم خنک شود و با توجه به مطالب بالا اعلام می کنم چون می دانم کارم خلاف شرع خواهد بود (چون من مسئول مجازات اینها نیستم و حق ندارم اینها را بزنم) حاضرم پای هرنوع مجازاتی نیز بایستم و مجازات هم بشوم </span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">ای کاش همه مردم انقلابی حاضر در صحنه نیز همین گونه اعلام موضع می کردند و توقع بیجا نداشته باشند و مسئولین نیز با توجه به این اعلام موضع به مجازات حمله کنندگان به دفاتر و خانه های سران فتنه و کوی و ... نیز بپردازد و چهره قضائی نظام عدل علوی را به نمایش بگذارند. </span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">راستی این چند نفر مواظب خودشان باشند تا گیر من نیفتند که کتک حسابی خواهند خورد: آغاجری &ndash; کروبی &ndash; موسوی &ndash; موسوی خوئینی ها (هنوز خاتمی به این جمع نپیوسته و دیگران نیز به این حد نرسیده اند) </span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">اینها درد دل من بود با خودم و به نظرم فضای مجازی نوعی چاه است که انسان می تواند سرش را درآن بکند و درددلهایش را در آن فریاد بزند.</span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt"></span></span></p><p style="text-align: right; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; direction: rtl; margin-right: 0.25in" class="MsoNormal"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small"><span style="line-height: 150%; font-family: Tahoma; font-size: 10pt">&nbsp;خوشحال می شوم اگر خوانندگان نظر خود را بیان کنند</span></span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#023972</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 31 خردادماه 1389 19:23:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یادمان گذشته مجازی.!</title>
         <description><![CDATA[<p style="text-justify: kashida; text-align: justify; line-height: 180%; text-kashida: 0%; margin: 0cm 5.65pt 0pt" dir="rtl"><span style="line-height: 180%; font-family: Tahoma; font-size: 9pt">حالا اما وقتی که می&zwnj;خوانم ارزشی&zwnj;های ساکن این دنیای مجاز، هرچند هنوز هم گوشه و کنار می&zwnj;شود پیدا کرد دست به کیبوردهایی که از سر درد و دغدغه می&zwnj;نویسند، اما اکثریت رفقا اهل روزنگاری و شاید روزی&zwnj;نگاری شده&zwnj;اند. موجی اگر راه می&zwnj;افتد، برای خاطره&zwnj;نویسی است. یک کلام، از سر عشقی نوشتن است. معلوم نیست برای چیست که اگر نوشته نشد، هیچ اتفاقی رخ نخواهد داد. هیچ چیز این عالم مجازی عوض نخواهد شد. ربطی به دفاع نرم ندارد. با جنگ نرم بیگانه است. از درد دور است. هدف ندارد، خلاص.!</span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#023822</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 19 خردادماه 1389 11:19:30 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تفکر روح اللهی و غیر روح اللهی</title>
         <description>حضرت امام خمینی(ره)در شب27مهرماه 47ودر اولین روزهای اقامت در نجف اشرف به دیدار علما ومراجع نجف که مرحوم آیت الله حکیم(ره)از آن جمله بودند رفتند؛که در این دیدار بین ایشان وامام گفت وگویی رخ داد که ماندگار شده است.مروراین واقعه برای شناخت هر چه بیشتر امام ونگرش وبصیرت ایشان نسبت به زمانۀ خویش خالی از لطف نخواهد بود.عبدالمطلب(ع)در هنگام یورش سپاه ابرهه به مکه گفت:«انا رب الابل و للبیت رب»؛که من صاحب شترم وکعبه خود خدایی دارد که ازآن حفاظت می کند.به قول استاد جوادی آملی در کتاب"بنیان مرصوص امام خمینی"امام به این سخن عبدالمطلب در هنگام یورش دشمنان به ریشۀ دین خدا اکتفا نکرد که دین خودش صاحبی دارد که از من به آن دلسوزتراست ونیاز به حرکتی برای مقابله نیست؛بلکه او به آموزه های مکتب نوادۀ عبدالمطلب-رسول مکرم اسلام(ص)-وسیدالشهداء(ع)تمسک نمود که درهنگامی که دین در خطر است،باید بی تفاوت ننشست که درنزد صاحب دین مسؤول ایم.این پرسش وپاسخ بین امام ومرحوم حکیم بیانگر این نگرش امام است.اینجا گزارشی ازیک نوع تفکر درون دینی است که هنوز هم در حوزه های علمیه و بین برخی از علما طرفداران جدی دارد و حتی بعد از گذشت سی و چند سال از استقرار حکومت دینی به واسطه قیام عاشورایی مردم ایران بازهم به مشی نشستن و خطر نکردن و حفاظت از دین را به صاحب دین سپردن سخت معتقدند:

«..در این دیدار آنگاه که ازکسالت مرحوم حکیم سخن به میان آمد امام از فرصت استفاده کرده رسالت تاریخی خود را چنین آغاز کرد:خوبست برای تغییر آب وهوا به ایران بروید ومشاهده کنید که براین ملت مسلمان چه می گذرد.در زمان مرحوم بروجردی عدم اقدام ایشان را علیه دولت جابره حمل بر صحت می کردم ومی گفتم مطالب را به ایشان نمی رسانند.نسبت به جناب عالی هم این طور معتقدم که فجایع حکومت ایران را به شما نمی رسانند والا شما هم ساکت نمی ماندید.در تهران به عنوان25سال سلطنت پهلوی جشن گرفتند وبه زور چهارصدهزاردلارازاین مردم فقیربرای مصارف جشن گرفتند،800دخترو800پسربه عنوان دعا در محلی به جان هم انداختند.به عنوان دعا چه کرده اند از گفتنش خجلم.

آقای حکیم:شما که اینجا هستید به من لطفی ندارد،ایران بروم وانگهی چه می شود کرد؟ اثری دارد؟!

                               امام:قطعا اثر دارد،ما با همین قیام تصمیمات خطرناک دولت را متوقف کردیم؛چطور اثر ندارد اگر علما اتحاد داشته باشند قطعا مؤثر است. آقای حکیم:اگر احتمال عقلایی نیزداشته باشد واز طریق عقلایی اقدام شود خوبست. امام:قطعا تأثیر دارد،چنانچه اثر هم دیدیم و منظورما ازاقدام،اقدام عاقلانه است واقدام غیر عاقلانه اصلاٌمورد بحث نیست.مقصود اقدام علما وعقلای ملت است. مرحوم حکیم:اقدام حاد کنیم مردم ازما تبعیت نمی کنند،مردم دروغ می گویند،آنها پی شهوت اند.برای دین سینه چاک نمی کنند. امام:چطور مردم دروغ می گویند؟!این مردم که جان دادند،زجردیدند،حبس کشیدند،تبعید شدند،اموالشان به غارت رفت.چطور مردم بقال وعطار سرمحل که سینه جلو گلوله دارند دروغ می گویند؟! مرحوم حکیم:تبعیت نمی کنند مرید شهوات واغراض مادیه هستند! امام:عرض کردم که مردم درپانزده خرداد جوانمردی وصداقت خود را نشان دادند. مرحوم حکیم:اگر قیام کنیم و خونی از بینی کسی بریزد،سر وصدایی بشود،مردم به ما ناسزا می گویند وسروصدا راه می اندازند. امام:ما که قیام کردیم از احدی به جزمزید احترام وسلام ودستبوسی ندیدیم وهر که کوتاهی کرد،حرف سرد شنید ومورد بی ارادتی مردم واقع شد.درتبعید ترکیه به یکی از دهات ترکیه که اسمش یادم نیست رفتم،اهالی آن ده گفتند وقتی آتاتورک مشغول عملیات ضددینی خود شد،علمای ترکیه جمع شدند و به اتفاق مشغول  فعالیت علیه تصمیمات آتاتورک شدند.آتاتورک ده را محاصره و چهل نفرازعلمای ترکیه را به قتل رسانید.من شرمنده شدم،پیش خود فکر کردم که آن ها سنی می باشند وقتی خطر رابه دین اسلام نزدیک می بینند،چهل نفر کشته می دهند ولی علمای شیعه در این خطر عظیمی که بردیانتمان وارد آمده،خون ازدماغمان نیامد(نه از دماغ من ونه شما ونه دیگری).واقعاٌ جای خجلت است. آقای حکیم:چه باید کرد بایستی احتمال اثر بدهیم کشته دادن چه اثر دارد. امام:عملیات ضددینی دو جوراست؛یکی مثل رضاخان،بی دینی می کرد ومی گفت من می کنم ونسبت به شرع نمی داد.البته موضوع اقدام علیه او از باب نهی از منکر بود،ولی شاه فعلی هر عمل ضد قرآن ومذهب می کند ومی گوید ازدین است،نظر قرآن چنین است.من از قرآن کریم می گویم.این بدعت عظیم که براساس دیانت لطمه وارد می کند قابل تحمل نیست.باید جانبازی کرد،بگذارید تاریخ ثبت کند که وقتی دین مورد حمله واقع شد،عده ای ازعلمای شیعه قیام کردند ودسته ای ازآن ها کشته شدند. مرحوم حکیم:تاریخ چه فایده ای دارد،باید اثر داشته باشد. امام:چه طور فایده ندارد؟!مگر قیام حسین بن علی(ع)به تاریخ خدمت مؤثری نکرد؟وچه بهرۀ بزرگی ازقیام آن حضرت می گیریم؟ مرحوم حکیم:راجع به امام حسن(ع)چه می فرمایید؟ایشان که قیام نکردند. امام:اگرامام حسن(ع)هم به اندازه شما مرید داشت قیام می کرد.در اول امر،قیام کرد دید مرید ها فروخته شده اند،لذا فتح نکرد.اما شما در تمام ممالک اسلامی مقلد ومرید دارید. مرحوم حکیم:من که نمی بینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تبعیت نماید. امام:شما اقدام وقیام نمایید،من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد! مرحوم حکیم:لبخند و سکوت...» منبع:نهضت امام خمینی ج 2    </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#023399</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 16 اردیبهشتماه 1389 17:19:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جناب آقای جیمی کارتر ….</title>
         <description>نمی دانم آن روز که خبر شکست مفتضاحنه تفنگدارانتان را به دلیل طوفان شن در طبس شنیدید، به چه وضعیتی دچار شدید؟! یقیینا تاساعت ها هضم این اتفاق (از منظر شما) و معجزه (از منظر ما) برای شما و کارشناسان ارشد نظامیتان سخت بود.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#023260</guid>
        
        
         <pubDate>۱ شنبه, 05 اردیبهشتماه 1389 17:54:44 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دلت اعتماد</title>
         <description><![CDATA[<p>دو عكس از مير حسين موسوي</p><p><img src="http://inlinethumb42.webshots.com/45289/2245210180106390908S600x600Q85.jpg" border="0" alt="&lt;a href=&quot;http://family.webshots.com/photo/2245210180106390908bkiTYZ&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://inlinethumb42.webshots.com/45289/2245210180106390908S600x600Q85.jpg&quot; alt=&quot;2&quot;&gt;&lt;/a&gt;" width="450" height="600" align="baseline" /> </p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p><p><img src="http://inlinethumb39.webshots.com/33382/2639191790106390908S600x600Q85.jpg" border="0" alt="&lt;a href=&quot;http://family.webshots.com/photo/2639191790106390908olXHwB&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://inlinethumb39.webshots.com/33382/2639191790106390908S600x600Q85.jpg&quot; alt=&quot;1&quot;&gt;&lt;/a&gt;" width="450" height="600" align="baseline" /></p><p>&nbsp;</p><p>موقعيت:فرداي انتخابات خرداد۸۸، روستاي ارزيل(آذربايجان شرقي)</p><p>&nbsp;</p><p>&nbsp;</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#023127</guid>
        
        
         <pubDate>جمعه, 20 فروردینماه 1389 20:37:04 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>لیست کامل مسئولیت ها و سمت های اسفندیار رحیم مشایی</title>
         <description><![CDATA[<p align="center"><span style="font-size: small"><font color="#ff0000"><strong>لیست کامل مسئولیت ها و سمت های اسفندیار رحیم مشایی</strong></font></span></p><p align="center"><span style="font-size: small"><font color="#003366"><img src="http://www.farhangnews.ir/site/DeskTopModules/Contents/assets/mashaee.jpg" border="0" /></font></span></p><p align="center"><span style="font-size: small"><font size="2" color="#003366">در زیر لیست کامل مسئولیت ها و سمت های اسفندیار رحیم مشایی که در طول عمر دولت نهم و دهم به وی داده شده را به معرض دید مخاطبان قرار&nbsp;دادیم و قضاوت در مورد این سوال که :&nbsp;</font></span></p><p align="center"><span style="font-size: small"><font size="2" color="#ff0000">براستی یک فرد چه میزان توانایی و تخصص برای فعالیت در مسئولیت های مختلف دارد؟</font></span></p><p align="center"><span style="font-size: small"><font size="2" color="#003366">را به عهده خود مخاطبان می گذارد.<br /><br />1- رییس دفتر رئیس جمهور (3 مرداد 1388)؛ رییس جمهور طی حکمی مشایی را انسانی مؤمن و فداكار و مورد اطمینان كامل دانست و ابراز امیدواری کرد که مشایی با همراهی همه همكاران و با توكل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش برای خدمتگزاری به ملت بزرگ و نظام ولایی جمهوری اسلامی موفق و سربلند باشد.<br /><br />2- سرپرست نهاد ریاست جمهوری ( 28 شهریور 1388)؛ احمدی نژاد با نظر به اهمیت امور مربوط به نهاد ریاست جمهوری در این حکم آورده است: با اعتمادی كه به شما دارم، جنابعالی را با جفظ سمت به سرپرستی نهاد منصوب می نمایم. توفیقات جنابعالی را در سایه توجهات حضرت ولی عصر(عج) از درگاه ایزد سبحان مسئلت می كنم.<br /><br />3- نمایندگی ویژه رئیس جمهور جهت تصمیم&zwnj;گیری در مورد نحوه اجرای اختیارات هیات وزیران در امور نفت (30 مهرماه 1388).<br /><br />4- ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی ( 10 آبان 1388)؛ هیئت وزیران بنا به پیشنهاد رئیس جمهور و به منظور ایجاد هماهنگی میان سازمانهای مناطق آزاد تجاری - صنعتی و مناطق ویژه اقتصادی تصویب كرد، شورایی متشكل از رئیس دفتر رئیس جمهور به عنوان رئیس شورا و با حضور وزیران امور اقتصادی و دارایی، بازرگانی و صنایع و معادن و معاون برنامه&zwnj;ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری و رئیس مركز مناطق آزاد تجاری- صنعتی و ویژه اقتصادی به عنوان دبیر تشكیل شود.<br /><br />5- دبیر کمیسیون&zwnj; فرهنگی دولت ( 19 آذرماه 1388)؛ با تشکیل کمیسیون تخصصی فرهنگی دولت دهم، وزیر ارشاد بر خلاف رویه معمول به عنوان دبیر کمیسیون فرهنگی انتخاب نشد. دکتر حسینی وزیر ارشاد جای خود را در این زمینه به رئیس دفتر رئیس جمهور داد و خود تنها به عنوان یک عضو عادی در این کمیسیون شرکت می کند.<br /><br />6- ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری ( 6 اسفند 1388 )<br /><br />7- مسئولیت انتصاب مدیر عامل صندوق مهر امام رضا ( 28 اسفندماه 1388 )؛ شورای عالی اداری تصویب کرد مدیر عامل و اعضا هیات مدیره صندوق با پیشنهاد سرپرست نهاد ریاست جمهوری و حکم رئیس جمهور تعیین می شوند. پیش از این، مدیر عامل و اعضا هیات مدیره صندوق با پیشنهاد معاون اجرایی ریاست جمهوری و حکم رئیس جمهور تعیین می شدند.<br /><br />8- مسئولیت كنترل و نظارت مرکز امور حقوقی بین&zwnj;المللی ریاست جمهوری ( 28 اسفندماه 1388)؛ با تصویب شورای عالی اداری دفتر خدمات حقوقی بین&zwnj;المللی جمهوری اسلامی ایران به عنوان &laquo;مرکز امور حقوقی بین&zwnj;المللی ریاست جمهوری&raquo; تغییرنام یافته و به عنوان یکی از واحدهای تابعه نهاد ریاست جمهوری مستقیماً زیر نظر سرپرست نهاد (مشایی) فعالیت می کند.<br /><br />9- نماینده تام الاختیار رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور ( 29 اسفندماه 1388)؛ رییس جمهور در این حکم خطاب به مشایی آورده است: نظر به شایستگی و تجارب مفید و عنایات ویژه جناب عالی در امر احیای فرهنگ دفاع مقدس و نشر ارزش&zwnj;های گرانسنگ و جاودانه آن، به موجب این حكم به عنوان نماینده تام&zwnj;الاختیار اینجانب در ستاد مركزی راهیان نور منصوب می&zwnj;شوید.<br /><br />10- رئیس كارگروه زیارت و فرهنگ رضوی ( 29 اسفندماه 1388) هیئت وزیران کارگروه زیارت و فرهنگ رضوی را به ریاست رئیس کمیسیون فرهنگی دولت (مشایی) تشکیل داد.<br /><br />11- عضویت در شورای فرهنگی دولت با حكم رئیس جمهور<br /><br />12- رییس کمیته &rlm;عالی در مورد طرح خط لوله گاز ایران &ndash; پاکستان - هند<br /><br />13- نمایندگی رییس&zwnj;جمهور در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با حكم رئیس جمهور<br /><br />14- جانشین رییس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور ( 8 مرداد 1385)؛ احمدی نژاد در این حکم مشایی را از عناصر مومن، شایسته وتوانمند دانسته و بر همین اساس وی را به عنوان جانشین رئیس شورای مذكور منصوب کرد.<br /><br />15- رییس مرکز مطالعات جهانی شدن ( 9 دیماه 1386)؛ رییس جمهور در این حکم با تاکید بر تعهد و آگاهی و اشراف مشایی به مبانی فرهنگی و نگاه ارزشمداری كه به تحولات جهانی دارد، وی را به عنوان رییس این مرکز منصوب کرد.<br /><br />16- عضو کمیسیون&zwnj; اقتصادی دولت<br /><br />17- ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با حکم احمدی&zwnj;نژاد در دوره نهم ریاست جمهوری .</font></span></p><span style="font-size: small"><div align="center"><img src="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/7497/C/khamenei-dastkhat-name-001.jpg" border="0" hspace="0" /></div></span>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022850</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 24 اسفندماه 1388 01:41:32 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>به آغوش کَلّه های نظام برگرد!! دکتر</title>
         <description>حق ات بود دکتر     آخر تو را چه کار به حکومت ، تورا چه کار به سیاست و عدالت ، سرت اگر درد میکرد یک پروفن می خوردی و نیم ساعت چرت میزدی ، آرام که شدی دیگر فکر ریاست جمهوری از کله ات بیرون رفته بود .     حالا که فکر می کنم می بینم آنها راست میگفتند تو حتی تیپ ات هم به ریاست جمهوری نمیخورد با آن کاپشن ات که آفتابه گرفتی تمام بروکراسی و تشریفات اداری را .     تو باید نماینده ایران برای محکوم کردن اسرائیل و هولوکاست می شدی . میرفتی یک دفتر در یک دوقوزآباد باز می کردی و بیانیه می دادی و سخنرانی می کردی نه اینکه پا جای پای بزرگان بگذاری و اینطور خودت و آنها را ضایع کنی .     تو با اینکه می دانستی آنها کَلّه های انقلاب هستند ، زندان رفته اند ، تبعید کشیده اند ، باز هم دستت را به سمت فرزندانشان دراز کردی و خواستی دزدی های 30 ساله شان را بر ملا کنی ولی  خدا حق ات را کف دستت گذاشت . دیدی مجلس چگونه به پیشنهاد چهل هزار میلیاردی ات رای نداد . این به آن در .    ****    تو حتی تاریخ هزار و اندی ساله اسلام را هم نخوانده ای .     کجای این تاریخ نوشته شده است می شود با رعایت عدالت بر قدرت باقی ماند ؟     تو حتی از سرنوشت امام اول مان هم درس نگرفتی که برای رعایت عدالت ، 25 سال حبس شد و آخر به شهادت رسید .     آخر توکه اینقدر اطلاعات ات ضعیف است به درد ریاست جمهوری می خوری ؟     تو از کجای تاریخ به این نتیجه رسیدی که باید با مستضعفان مهربان بود و با مافیای قدرت در افتاد ؟ کدام عاقلی است که با یک عده فقیر و تنگدست بنشیند و انتظار داشته باشد حکومت اش هم پایدار بماند ؟ تو باید با بزرگان می نشستی . بر سر سفره ای که وسط اش یک سینی بزرگ بره بریان باشد و مثل گاو لقمه بر میداشتی و به انتهای روده بزرگت فرو می کردی .     تو باید جلوی جک استراو انگلیسی مثل برده خم می شدی و از تمامی مواضع شجاعانه ات دست می کشیدی . اصلا تو را چه به مواضع شجاعانه ؟ وقتی مقام معظم رهبری و امام راحل آنهمه مواضع شجاعانه دارند به تو چه که مواضع شجاعانه بگیری ؟    تو بی فرهنگی زیرا وقتی به سفرهای خارجی می روی مثل عقب مانده ها دخترکان خشگل خارجی ! را ناراحت می کنی و به آنها دست نمی دهی . تو بی ادبی زیرا در کشور خودت حتی ، برای تشویق جوانان هم که شده حتی حاضر نیستی دخترکان محجبه را هم روی سن جشنواره ها و پارتی ها در آغوش بگیری .     تو تاریخ را نخوانده ای . تو فرهنگ نمی دانی .     نخوانده ای نوشته های پیامبر دموکراسی جان لاک را .     حالا آمده ای و دم از حکومت عدل می زنی و نظریه ها را باطل می کنی و لوله های نفت را از منازل ستون های انقلاب قطع می کنی و بودجه این مملکت را بر مبنای کمک به طبقات ضعیف می نویسی و با توکلی و لاریجانی و کواکبیان و نادران و ... در می افتی و در مجلس دعا می خوانی که برای بهبود حال ملت کاری انجام شود ، زهی خیال باطل .    تو ندیده ای که به جای سران فتنه ، حسین شریعتمداری را از این شعبه به آن شعبه دادگاههای جمهوری اسلامی می دوانند و برای مدارک مستدلش محاکمه اش می کنند . هنوز هم عبرت نمی گیری؟     نمی بینی طلبه سیرجانی به بهانه اعتراض به مفسدان فی الارض ، به حبس می رود و فقط و فقط با نامه مقام معظم رهبری آزاد می شود آن هم به زور ؟ نمی بینی صدا و سیمای جمهوری اسلامی به جای پوشش شهادت دهها بسیجی در جنگ نرم و همه جانبه دشمن تا دندان مسلح به سلاح نرم ، هلاکت معاندان و مفسدان را پوشش می دهد و از آنان قهرمان می سازد به بهانه تعامل با ملت ؟ نمی بینی دست قدرت سوابق انقلاب را که گریبان اصل ولایت فقیه را گرفته اند و به هیچ قیمتی هم ول نمی کنند ؟ فکر نمی کنی تو دیگر این وسط عددی نیستی که به حساب آیی ؟    دکتر جان ،     بیا و خودت به خوبی و خوشی حکومت را رها کن ، بیا و دست از عدالت بردار که این همه هزینه روی دست ملت نگذاری . که مجلس به نمایندگی از مخالفان تو مجبور شود ساعتها برای ضربه زدن به تو نقشه بکشد و آخر دودش به چشم مردم برود .    شاید اگر به برخی کَلّه های نظام قول بدهی بچه خوبی باشی ، آنها هم بزرگواری کنند و  تو را سر سفره خودشان بنشانند و روز از نو روزی از نو .     اصلا حالا که عید نزدیک است بیا محول الاحوال باش .     حداقل این را که می دانی تا پول نباشد نمی شود کار کرد . حالا که مجلس خواسته ی مخالفان تورا بدتر از آنچه آنان تصور می کردند اجابت کرده ، کوتاه بیا و دست از حمایت از محرومان بردار. بیا و همان قوانین پنج ساله اول و دوم و ... را رونویسی کن و به سرمایه داران و چپاولگران میدان بده و چکش عدم را بر پیشانی فقرا بنشان . بیا به  کارهایی که امام راحل گفته عمل نکن . بیا و اینقدر دنبال رو رهبری نباش . بیا  و از آغوش نظام به آغوش کَلّه های نظام برگرد .     حق ات بود دکتر ، دیروز مجلس اشک ات را در آورد . بیچاره ات کرد . به طوری که کواکبیان از این هماهنگی به وجد آمد و با فریاد از مجلس تشکر کرد . حتی شاید لاریجانی هم آن لحظه گیج میزد اما به هر حال مجلس بزرگترین ضربه را به تو وارد کرده بود و به مردم .     بیا و کوتاه بیا که مردم ضرر نکنند . تو می دانی نمایندگان مجلس از درد ملت هیچ نمی دانند ، آنها وامهای 100 میلیونی دولتی و .... غیر دولتی را مثل پول خرد این طرف و آنطرف می کنند ، آنها سهمیه های کلان اقتصادی و ماشین و خانه و ... دارند . آنها با یک تلفن می توانند هر کاری بکنند . فکر کردی برای آنان مهم است ، مادر فلان شهید که تنها فرزندش را برای انقلاب داده در کدام روستا و با چه شرایطی با مرگ دست و پنجه نرم می کند ؟ آیا فکر کرده ای برای آنان مهم است فقر و نداری چه تعداد خانواده  را به فساد کشانده است ؟ یا برایشان مهم است چه تعداد کودکان قربانی یک رای ناصحیح آنان خواهند شد ؟ پس چرا اینقدر اصرار داری این سیستم را عوض کنی . این سیستم همه چیزش به منفعت برخی ها بستگی دارد . تو که به جز ملت منفعت دیگران را مدنظر نداری نمی توانی حکومت کنی . نمی توانی راحت و آسوده طرح ارائه بدهی و دست دزدان بیت المال را آرام آرام از همه جا قطع کنی . تو حتی به اندازه کواکبیان هم نمی فهمی زیرا مجلسیان نشان دادند برای بهتر فهمیدن باید از رای یک دروغگو پیروی کنند . درغگویی که دروغگویی اش در  ده دقیقه هم در مجلس مخفی نماند آنجا که گفت سهم درآمدهای نفتی  در بودجه 89 بیشتر شده است اما از همکارش جواب شنید که سهم درآمدهای نفتی در بودجه 88 در حدود 48 درصد بوده که در بودجه 89 به 35 درصد رسیده است .     وای به حال ملت که اینگونه بازیچه مطامع دنیایی برخی ها شده اند .     دکتر جان ،     برو دست زن و بچه ات را بگیر یک سفر به هزینه علی مطهری به شمال برو  ، حالت جا می آید . اگر می خواهی با مرکز گفتگوی تمدنها هماهنگ کنیم بروی یکی از شهرهای خوش آب و هوای اسرائیل با خونخواران و آدمکشان دل بدهی و قلوه بگیری ! یا شاید دوست داری با فرزند آذربایجان و داماد لرستان هماهنگ کنیم به ویلایی در این دو استان بروی به هر حال یک کاری بکن که حالت جا بیاید و کمی خنک شوی .     کار زیادی هم خوب نیست . می دانی که ما ایرانیها باید به زور هر کاری را بکنیم . اصلا دولتهای قبل و مجلس حالا بر مبنای همین قانون می ریزند و کار می کنند . یعنی اگر قرار است طرح هدفمند کردن یارانه ها اجرا شود باز هم مرد باید زیر چرخهای آن له شوند . پس زیادی به کارشناسی های تخصصی و مستدل خودت تکیه نکن . نخبگانی را هم که در حوزه اقتصاد با خود همراه کرده ای سوار هواپیمای فرار مغزها کن که نمایندگان مجلس که اکثر تخصص اقتصادی ندارند حتی مدارک دیگری هم که دارند مشکوک است تصمیم گیر نهایی اقتصاد کشورند . تازه فکرش را بکن توکلی با آن مدرک مخدوش اش مغز متفکرشان است که ما آخر نفهمیدیم او با چه کسی موافق است . با هاشمی مخالف بود با خاتمی هم همینطور حالا هم که جلیز و ولیز می کند برای زمین زدن این دولت .     آقای دکتر     اگر دنبال شهادت هستی ما هم اینگونه ایم . اگر صلاح بدانی یک اتوبوس از بچه های عشق شهادت جمع کنیم برویم جنوب هم به بچه های تفحص کمک میکنیم و هم یکی یکی به آرزویمان می رسیم .     راستی دکترجان ما که نفهمیدیم اگر شما می دانید به ما بگویید برای چه هنوز استخوان شهدا را پیدا می کنند و برمیگردانند؟ می آورند که چه کسانی هدایت شوند ؟ می آورند که چه کسانی ناراحت شوند ؟ می آورند که چه کسانی بترسند ؟ می آورند که چه کسانی ناله بزنند و صیحه کنند ؟ می آورند که چه کسانی حسرت بخورند ؟    برای چه آنها را از آن سکوت و معنویت به این جا می آورند ؟ برای که ؟ ....</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022801</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 19 اسفندماه 1388 23:32:17 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>غيرت</title>
         <description>غیرت یعنی حمیت، تعصب، ناموس پرستی (ناموس دوستی)؛ غیرت یعنی دفاع از محبوب در مقابل متجاوز.

مرد تکیه گاه زن است، مرد موظف است از حرمت و کرامت بانوی خویش دفاع کند و یک لحظه از ارزش و کرامت بانوی خویش غافل نشود.

یک از دلایل مهم بی حجابی زنان در جامعه عدم توجه مردان و رضایت آنان به بی حجابی ناموسشان است. از زاویه دید غیرت اگر زنی بی حجاب است و خود را در جامعه نمایان می کند علت آن بی غیرتی مردان است. اگر مردی دارای غیرت باشد در نگاهداری ناموس خود کوتاهی نمی کند.

پیامبر (صلوات الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: "همانا غیرت نشانه ی ایمان است". (میزان الحکمه، ج7)

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: "غیرت مرد ایمان است". (میزان الحکمه، ج7)

ایشان همچنین می فرمایند: "ارزش مرد به قدر همت او و پاکدامنی او به قدر غیرت اوست".

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: "همانا خداوند تعالی غیرتمند است و غیرت را دوست می دارد و به خاطر غیرتمندی است که فحش و زشتکاری آشکار و نهان را جرام فرموده است". (آثار الصادقین، ج16، ص134)

البته غیرت به جا و نا بجا وجود دارد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند "غیرت بر دو گونه است؛ غیرت خوب و زیبایی که مرد با داشتن آن اهلش را اصلاح می کند" که اینگونه غیرت باعث اصلاح ناموس از بدحجابی و لاابالی گری می شود.

و "غیرتی که با داشتن آن وارد آتش می گردد". غیرت اگر به افراط برسد موجب بدگمانی مرد به ناموسش می شود. حضرت علی (علیه السلام) امام حسن (علیه السلام) می فرمایند: "از اظهار غیرت بی جهت، اجتناب کن؛ زیرا این عمل موجب آن می گردد که زن را از صحت عمل به فساد بکشاند". همچنین می فرمایند "غیرت زیاد درباره ی ناموست به خرج مده که به رفتار بد منسوب گردی".</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022643</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 06 اسفندماه 1388 20:23:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فصل الخطاب</title>
         <description><![CDATA[<div class="nwstxtrotitr"><font color="#000000">رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان:&nbsp;</font></div><div class="nwstxtinfotitle"><font size="4" color="#000000">افرادی که قانون و رای مردم را نمی پذیرند صلاحیت حضور در چارچوب نظام را از دست داده&zwnj;اند</font></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022642</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 06 اسفندماه 1388 19:04:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>و این اشتباه خوب…</title>
         <description>در خبرها آمده بود که مجمع نمایندگان روحانی مجلس در نامه‌ای به کامران دانشجو، وزیر علوم، علت حذف عنوان “دین” از فرم گزینش دانشجویان را جویا شدند.البته این نامه بیشتر جنبه ی...</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022637</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 06 اسفندماه 1388 17:57:11 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جشنواره انتخاب عمار برتر</title>
         <description><![CDATA[<p align="center"><font size="5">عمار برتر کیست ؟&nbsp;</font><font size="5">شما انتخاب کنید!&nbsp;&nbsp;</font></p><p align="center"><font size="5">ندای أین&nbsp;عمار رهبر عزیز و گرانقدر&nbsp;را&nbsp;</font><font size="5">کدام یک از خواص&nbsp;زیر، جانانه&nbsp; و&nbsp;&nbsp;</font><font size="5">شجاعانه تر لبیک گفتند؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022632</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 06 اسفندماه 1388 13:20:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ناوشكن جماران و دستخط رهبر</title>
         <description><![CDATA[<h6>عكس.عكس.عكس: اين تجربه گرانبهاست....</h6><p>سيد علي خامنه اي . 30/11/88</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022606</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 06 اسفندماه 1388 12:00:00 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بي.‌بي.‌سي؛ رسانه‌اي سياسي يا سياستي رسانه‌اي</title>
         <description><![CDATA[<p align="justify">بي.&zwnj;بي.&zwnj;سي (British Broadcajtiny corporation) در 14 نوامبر 1922 ميلادي يعني 2 سال بعد از تأسيس راديو در جهان و با نام &quot;بنگاه سخن&zwnj;پراكني بريتانيا&quot; با مسئوليت محدود تاسيس شد كه بودجه ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون پوندي (حدود ۸ میلیارد دلار) آن توسط دولت و وزارت امورخارجه انگلستان تأمين مي&zwnj;شود.<br />بخش فارسي راديو بي.&zwnj;بي.&zwnj;سي از 8 دي 1319 و بخش وب سايت فارسي 25 دي سال 1387 آغاز به كار كرد.</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022626</guid>
        
        
         <pubDate>۵ شنبه, 06 اسفندماه 1388 08:59:07 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شیخ و مهندس و ریگی و ساندیس چه نسبتی با یکدیگر دارند؟</title>
         <description><![CDATA[<div dir="rtl" class="PostBody"><p align="justify">&nbsp;به این&nbsp;نتیجه رسیده اند که به آقا مالک تلفن بزنند و به او بگویند در اسرع وقت سوار هواپیمای دبی به قرقیزستان بشود و هنگامی که در حال عبور از روی دم گربه ایران خانوم (نقشه ایران) هستند به خلبان دستور بدهند که در خاک ایران بنشیند و بعد به ریگی بگویند که بفرمایید پایین و چند تا نینجا را هم به همراهش جلو دوربین های صداو سیما بفرستند.</p><p align="justify">البته بعید نیست که در این راستا و برای اغفال ریگی به او قول داده باشند که به خاطر این همکاری ارزشمندش در زندان ، با ساندیس های نظام مقدس جمهوری اسلامی از او پذیرایی کنند. همین مسئله باعث شده که او دیوانه وار برای رسیدن به&nbsp;ساندیس های نظام&nbsp;، خود را به دام مأموران&nbsp;امنیتی بیندازد ،&nbsp;زیرا او اخیرا بارها دیده بود که ده های میلیون ایرانی برای بدست آوردن همین ساندیس ها ، به خیابانها ریخته بودند. </p><p align="justify">آیا این کافی نبود که ریگی وسوسه شود&nbsp;و برای یک بار هم&nbsp;شده ، ساندیس نظام را تجربه کند و بعد بمیرد!</p><p align="justify">.</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022622</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 22:16:51 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برای ارغوان ریگی!</title>
         <description><![CDATA[<p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">صدای ساز دهنی دختری زیبا و معصوم،تاریکی و آرامش شب،پشت پنجره کافه بلوط پدری پنهان شده است و به دخترش خیره شده است.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">شات بسته دوربین و زوم بر قطرات اشک پدر...</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma"></span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">مامور اطلاعات آرام صدا میزند:</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">تکون نخور!</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma"></span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">پدر به آرامی برمیگردد.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma"></span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">چهره چندین مامور را با لباس شخصی میبیند که به کسانی که در این مدت به شهادت رسانده است خیلی شبیه هستند.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">مامورین پدر را می خوابانند.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">صدای سازدهنی دختر به گوش می رسد.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">مامور لپ تاپش را باز میکند:</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center" dir="rtl" align="center"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">هوالجبار</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center" dir="rtl" align="center"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">عبدالمالک ریگی دستگیر شد. منتظر هماهنگی جهت اعزام به وطن هستیم</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center" dir="rtl" align="center"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">با تشکر</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center" dir="rtl" align="center"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">مرصاد 1</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma"></span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">عبدالمالک التماس می کند تا بگذارند دخترش را ببیند. اشک می ریزد مامورین درحال گونی پیچ کردنش هستند. و به التماس ها و اشک های او توجه نمی کنند.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">دختر بیرون می آید و پدرش را گونی پیچ می بیند. </span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">ماموری جهت کنترل دختر اقدام میکند . به دستانش دستبند میزند.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">دختر به ماموران التماس میکند تا پدر را رها کنند.&nbsp;</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">&nbsp;</span><span style="color: #66ff33"><font color="#ffffff">خواهش میکنم من سال هاست پدرم رو ندیدم. میتونید من رو ارغوان صدا کنید.ببینید من چه قدر به شما اعتماد دارم.ترو خدا پدرم رو رها کنید.</font></span><span style="color: black; font-family: Tahoma">&nbsp;</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">اما ماموران سنگدل بدون توجه به اشک های دختر ،عبدالمالک را به طرز وحشیانه عقب ماشین انداخته و درب صندوق را می بندند.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">دوربین ماه را نشان میدهد و حرکتش اسلو موشن میشود. چهره های مامورین سیاهپوش نقابدار دلهره را به دل&nbsp;مخاطب می اندازد. ارغوان ریگی دستبند به دست با نهایت مظلومیت شاهد ربوده شدن پدر خود است.</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: justify" dir="rtl"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">موسیقی ملایم و صحنه غم انگیز است وچشم ناظرین&nbsp;اشک بار به حال دختری که نگذاشتند پدرش را ببیند!</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center" dir="rtl" align="center"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">کات!</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center" dir="rtl" align="center"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">کارگردان: بچه ها خسته نباشید همه استراحت کنن</span></font></p><p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center" dir="rtl" align="center"><font size="3"><span style="color: black; font-family: Tahoma">بچه ها:شمام خسته نباشید آقای حاتمی کیا!</span></font></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022621</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 19:35:41 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پروژه عبور از سنگ پای قزوین</title>
         <description>سلام عرض می کنم خدمت ملت شهید ایران. از حضور عمیق شما در راهپیمایی 22 بهمن عمیقا سپاسگزارم و از این که نخواستید بنده به زحمت بیفتم و با این شرایط سنی همان اول راه مرا برگرداندید و نگذاشتید این پیرمرد به زحمت بیفتد عمیقتر مچکرم. البته من خیلی عمیق متأسف شدم از این که رسانه های کودتا این حرکت ارزشمند و فرپلی شما را به نفع خود مصادره کردند و تسویه حساب شخصی من و شما ارزیابی کردند در حالی که نمی دانند شما با مهندس و بقیه هم همینجوری برخورد کردید و این اوج شعور و بزرگواری شما را می رساند. این جریان های همه چیزخواه یا به اصطلاح عوام تمامیت خواه باید بدانند که کروبی با این صحنه آرایی ها از میدان به در نمی رود و رویش خیلی بیشتر از این حرف هاست. من اگر قرار بود با این حرکات از رو بروم همان موقع که آرای باطله بر من پیروز شد از رو می رفتم. لذا من برای این که بگویم چقدر رو دارم دو طرح عمیق سیاسی را در زیر عبایم پنهان کرده ام که حالا می خواهم رو کنم.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022620</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 17:05:22 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>امید وصال ... 9 ربیع الأول سالروز امامت جان جهان </title>
         <description><![CDATA[نام تو بردم به امید وصال ... زود بیا صاحب حسن و جمال&nbsp;&nbsp;(( 9 ربیع الأول ، سالروز امامت منجى عالم بشریت حضرت اباصالح المهدى ( عج ) بر عموم شیعیان و آزادگان عالم هستى مبارك و خجسته باد ))]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022619</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 16:50:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اهمیت بازداشت عبدالمالک ریگی در اوضاع کنونی کشور </title>
         <description><![CDATA[<span style="font-size: x-small"><font size="1">از هر زاویه ای که به بازداشت عبدالمالک ریگی سرکرده تروریست های جنوب شرق کشور نگاه شود، اهمیت آن نمایان می شود.<br /><br />از یک نظر این موفقیت در مقطعی حاصل شده که کشورمان در هفته ها و ماه های گذشته هر روز&nbsp;شاهد یک موفقیت در زمینه های علمی &ndash; پزشکی ، هسته ای، هوا و فضا و نیروی دریایی بوده است.<br /><br />اما با بازداشت این تروریست جانی توانائی های قابل تحسین کشورمان در عرصه اطلاعاتی و امنیتی نیز برای برای همگان مشخص شد. <br /><br />آنچه براهمیت این مسئله می افزاید این است که بازداشت عبد المالک ریگی در وضعی اتفاق افتاد که وی همچنان که وزیر اطلاعات کشورمان نیز با ارائه اسناد و شواهد متقن از جمله صدور گذرنامه افغانی برای وی یا حضور او در یک پایگاه نظامی امریکا در افغانستان ، نشان داد، تحت حمایت شدید اطلاعاتی و امنیتی کشورهای غربی به خصوص امریکا و انگلیس و همچنین رژیم صهیونیستی و همپیمانان منطقه ای آنها قرار داشت و در واقع بخشی از ماموریت های واگذار شده از سوی آنها علیه کشورمان را انجام می داد.<br /><br />بنابراین بازداشت وی در همان حال که بزرگ ترین موفقیت و پیروزی برای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشورمان است، بزرگ ترین شکست برای دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی مخالفان و دشمنان جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود و این شکست ضمن اینکه استمرار شکست ها و ناکامی های قبلی انهاست، از شکست های جدید انها در اینده نوید و خبر می هد.&nbsp;<br /><br />در واقع گروه ریگی پس از ان تحت حمایت دشمنان کشورمان قرار گرفت که انها پس از شکست سیاست های منطقه ای امریکا ،از این نگران شدند که جمهوری اسلامی ایران در سایه موقعیتی که در عرصه های مختلف داخلی&nbsp;یا منطقه ای به دست آورده است به یک قدرت منطقه ای تبدیل شود.<br /><br />از این رو حمایت از گروه های تروریستی همچون گروه ریگی در جنوب شرق کشور&nbsp;یا دیگر گروه های تروریستی که با پیگیری همزمان اهداف تفرقه افکنانه از سوی انها نیز همراه بود، تلاشی برای تضعیف موقعیت منطقه ای کشورمان بود که خوشبختانه با بازداشت رهبر سرکرده این گروه تروریستی تلاش های دشمنان کشورمان در این عرصه نیز همچون&nbsp;دیگر تلاش های آنها به بن بست رسیده است.<br /><br />بنابراین&nbsp;همچنان که در جریان حماسه میلیونی 22 بهمن نیز مشاهده شد ،تلاش های تفرقه افکنانه مخالفان کشورمان رو ز به روز تضعیف و ناکارآمد و در مقابل به موفقیت های کشور مان در عرصه های مختلف افزوده می شود که البته موفقیت اطلاعاتی و امنیتی اخیر در بازداشت سرکرده تروریست های جنوب شرق کشور علاوه بر اینکه یک پیروزی ملی محسوب می شود، برای شتاب بخشیدن به روند توسعه این خطه از کشورمان نیز تاثیرگذار خواهد بود چه انکه یکی از اهداف تروریست ها ایجاد اخلال در بر نامه های توسعه و فقر زدایی در این مناطق بوده است.&nbsp;<br /><br />از این منظر می توان&nbsp;علت خوشحالی مردم سیستان و بلوچستان را از بازداشت عبدالمالک ریگی بهتر درک کرد.<br /><br />در حالی که رفع توسعه نیافتگی منطقه که در اولویت برنامه های دولت قرار دارد، قبل از هر چیز نیازمند برقراری ثبات و امنیت است اما ریگی با دامن زدن به اقدامات تروریستی و ناامن کردن منطقه ،از پیشبرد برنامه های توسعه در این استان جلوگیری می کرد و بر همین اساس امید می رود با بازداشت وی که به احتمال زیاد به فروپاشی گروه تروریستی تحت حمایت وی خواهد انجامید روند توسعه و تقویت وحدت داخلی در این منطقه شتاب گیرد و در عین حال درس بزرگی برای دیگر تروریست ها&nbsp;باشد که در برخی دیگر از مناطق کشور به مزدور دشمنان و مخالفان قدرت منطقه ای ایران تبدیل شده اند</font></span>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022615</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 11:20:07 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تسليت باراك  اوباما به سران فتنه </title>
         <description><![CDATA[متن تسلیت باراک اوباما و يارانش به&nbsp;سران فتنه &nbsp;به مناسبت دستگیری عبدالمالک ریگی&nbsp;به شرح ذیل می باشد:&nbsp; <p>&nbsp;</p><p><strong>سران شریف&nbsp;فتنه !</strong></p><p>&nbsp;</p><p><strong>دستگیری&nbsp; عبدالمالک ریگی&nbsp; -همکار شریف،فتنه انگيز &nbsp;و جنایتکار شما&nbsp;را از صمیم دل خدمتتان&nbsp;تسلیت عرض می کنیم.جمهوری اسلامی بداند دست در خون هم وطنان داشتن و خیانت به مردم و میهن و عامل آمریکا و انگلیس و اسرائیل بودن با دستگیری ایشان تمام نمی شود</strong></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022608</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 09:32:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> از اسامه بن لادن تا عبدالمالک ریگی </title>
         <description><![CDATA[<p align="justify"><span>عبدالمالک ریگی خود را مانند هم مسلک وهابی خود اسامه بن لادن می دانست. او بر این باور بود ، همان طور که بن لادن ، به مرد نامرئی دنیای تروریست ها تبدیل شده و &quot;سیا&quot; قادر به دستگیری او نیست ، نیروهای اطلاعاتی ایران نیز نخواهند توانست مدل ایرانی بن لادن را دستگیر نمایند.اما وزارت اطلاعات ایران با عملیات اخیر قدرت عملیات و ردگیری خود را به رخ سرویسهای امنیتی کشورهای مختلف کشید</span>. </p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022607</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 08:44:22 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اصولگرایان دوپهلو هستند، نه اصلاح طلبان</title>
         <description><![CDATA[&nbsp;درباره اینکه هیچ کس حق ندارد با تردید صحبت کند، خطاب به اصولگرایان بود والا&nbsp; اصلاح&zwnj;طلبان که همه به سمت این فتنه ایستاده&zwnj;اند و از آن تا آخرین تیر خود حمایت می&zwnj;کنند.&nbsp;حوادث عاشورا کار چهار نفر منافق، بهایی و اراذل اوباش به تنهایی نبود، زیرا اینها 30 سال است که در کشور هستند، باید دید چه کسی اینها را ساماندهی کرده و با آنها قرارداد بسته است.]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022605</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 02:46:45 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تصاوير عبدالمالك ريگي در افغانستان 24 ساعت قبل از دستگيري</title>
         <description>تصاویری از شرور جنایتکار عبدالمالک ریگی که بوسیله سربازان گمنام امام زمان (عج) دستگیر شده است</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022604</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 02:28:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بوی دوکوهه میاد ......</title>
         <description>اسفند ماه و اواخر زمستون که میشه ته دل همه از کوچیکو بزرگ مرد و زن با هر نوع تفکر و شخصیتی خالی میشه . از کوچولوها بگم که منتظر عید میموناند تا تعطیلات بشه و دیدن فامیلو عیدی گرفتن ....بزرگترهام که غصشون میگیره که با این خرجهای گرون چی جوری دیدو بازدیدها رو رد کنند ... آقایون به فکر بچه هاشون و خریدهای شب عیدو هزار تا غصه دیگه ... خانم هاهم که ( البته نه همشون ) لباس جدید و مد تازه چی اومده تو بازار تا با پوشیدنش از خجالت زنهاو دوستانشون در بیان و خلاصه هر کی یه جوری به این عید باستانی نگاه میکنه .
اما اونیکه عاشقه .... لحظه شماری میکنه برای عید ... برای شب عید  ، لحظه سال تحویل ...

بزارید از عید پارسال براتون بگم . من روز 28 اسفند یه مسافرت رفتم .. یکی از پسرای فامیلم رفته بود مسافرت ...

ما هم زمان از مسافرت برگشتیم . همه فامیل از خاطرات سفر پسر فامیلمون پرسیدند و به من فقط خندیدن ... از سوغاتیهایی که اورده بود به به و چه چه میکردند و به سوغاتیهای من با تمسخر نگاه میکردند ....

راستی یادم رفت بگم پسر فامیلمون تعطیلات عید رفته بود دبی و من شلمچه....

داشتتم میگفتم ...باید عاشق باشی تا دلت برای شبهای عیدی که تو دوکوهه هستی تنگ بشه ... باید عاشق باشی که لحظه سال تحویل تو دوکوهه را با هیچ جای جهان و پیش هیچ کس عوض نکنی ...

بزار این عاشقیو مسخره کنند ... بزار اسمشو بزارند املی ... بزار سنگین بهت نگاه کنندو به خاطر سادگیت برات ابراز تاسف کنند ...

خیلی قشنگه بعد از اینکه روحتو تو حوض جلوی حسینیه حاج همت شستی و بعد از اینکه تمام عقده هاتو و درددلاتو تو سه راهی شهادت با شهداء طلائیه وا کردی و بعد از اینکه تو شلمچه خودتو پیدا کردی و تو فکه همه چیزتو جا گذاشتی و اومدی ... حالا همه یه جورائی نگات کنند ... به پدرو مادرت توصیه کنند که با پسرشون صحبت کنه که از این راهی که داره میره دست برداره و با یه بزرگتر فامیل درد دل کنند که پسر فلانی خیلی ساده است و قدیمی فکر میکنه ....

اما باید عاشق باشی ... باید عاشق باشی که به خنده هاشون بخندی و تو دلت براشون دعا کنی که خدایا این بندگاتم عاشق کن تا یه خورده مزه عشقو احساس کنند

آره رفیقم رحیم جان ...... بوی دو کوهه میاد ...
</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022602</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 02:23:35 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نزد خدا</title>
         <description>نزد خدا

جان ما

لگد به جسم سمج

میزند.-وقتی پا

از پس رفتن بر نمیآید

باید

به فکر بال بود.-چشم پنجره

حق دیدن را اداء نمیکند

تا آسوده خاطر

به زیر سقف بودن

را

لازمه زندگی دانست.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022598</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 02:08:59 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>این نابغه در ستاد میرحسین موسوی</title>
         <description>سیر تحولات فکری محسن مخملباف را می توان بر اساس فیلم هایی که در سه دهه اخیر کارگردانی نموده است به وضوح مشاهده نمود. به گونه ای که در اویل انقلاب اسلامی فیلم هایی همچون «توبه» و «بایکوت» را می توان حاصل کارگردانی فردی کاملاً مذهبی و انقلابی دانست؛ اما به مرور تحول چشمگیری در آثار این کارگردان ظاهر شده است. این تحول در سالهای اخیر با فیلم های «عشق و فلسفه» و «فریاد مورچگان» به اوج می رسد؛ آنچنانکه در فیلم «فریاد مورچگان» به کارگردانی وی، «لونا شاد»، (مجری سابق برنامه شباهنگ صدای آمریکا) در نقش اول زن، با بدن برهنه در این فیلم به شهرت می رسد.
مخملباف که چند سالی است مقیم کشور فرانسه شده، در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به عنوان مسئول ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در خارج از کشور مطرح شده[1] و نیز در شب پس از انتخابات از سوی رسانه های متعدد به عنوان سخنگوی این ستاد معرفی شده بود[1و5]. وی پیش از انتخابات شخصاً در چندین وعده مصاحبه و انتشار نامه و... در حمایت از میرحسین موسوی و دمکراسی در شبکه های مختلف ظاهر گردید و به صدای آشنای برخی شبکه های فارسی زبان خبری همچون صدای آمریکا (VOA) تبدیل شد؛که آخرین صحبت های او پیش از انتخابات نیز ساعاتی قبل از اخذ رأی در صدای آمریکا بوده است.

اما صرف نظر از فضاسازی های پیش از انتخابات، رویکرد مخملباف از ساعاتی پس از اتمام اخذ رأی در کشور، همانند بسیاری از فعالین ستاد موسوی شکل دیگری به خود گرفت. از جمله مواضع بسیار مهم وی در زمینه سیاسی و انتخاباتی، مصاحبه او با رادیو فرانسه در ساعت 1 بامداد 23 خرداد 1388 (ساعاتی پس از اتمام اخذ رأی) است[2]؛ که در آن رسماً به عنوان سخنگوی ستاد موسوی خبر از کودتا داده و  به ذکر ادعاها و اخباری مستقیماً از سوی ستاد موسوی می پردازد که این ستاد از او خواسته تا آنها را منتشر نماید؛ این اخبار مبنی بر آن است که روز گذشته از وزارت کشور به موسوی خبر داده شده که پیروز انتخابات است؛ و از اوخواسته شده تا بیانیه پیروزی اش را آماده کند و به رهبر نیز این مطلب اطلاع داده شده و رهبر هم پذیرفته است و... . اما ادعاهای متعدد و خبرهای جالبی که در مصاحبه 6 دقیقه ای مذکور از سوی این سخنگو بیان شده است؛ صرف نظر از اینکه معکوس و غیر واقعی بودن بعضی از آنها در مقایسه با برخی اطلاعات قطعی و شفاف، به زودی فاش گردید[2]، خود به تنهایی به عنوان سندی ارزیابی می شود که نشان از جریان سازی های آگاهانه در القای توهم تقلب گسترده در ذهن مردم از سوی برخی گروه ها و افراد درون ستاد تبلیغاتی موسوی به دست می دهد؛ که البته در این مسیر، همکاری چند تن از کارمندان وزارت کشور در جعل برخی نامه ها نیز مشهود است؛ و تاکنون بارها به این موضوع پرداخته شده است[2و3].
اما با پیروزی احمدی نژاد در انتخابات و شکل گیری اعتراضات توسط برخی حامیان موسوی، محسن مخملباف در ادامه فعالیت سیاسی خود، در 25 خرداد 1388 ملاقاتی با سارکوزی رئیس جمهور فرانسه انجام داده، و سپس در مصاحبه ای با شبکه داچ تی وی هلند ضمن بیان برخی مطالب جدید پیرامون انتخابات، در پاسخ به مجری برنامه در خصوص مذاکره مخملباف با سارکوزی و درخواست او از دولت هلند عنوان می کند:" ما ازآقای سارکوزی تقاضا داریم همینطور از دولت هلند که عجله نکنند در به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد. این دولت به زودی عوض می شود". وی همچنین اعلام می کند که" به زودی از پارلمان اروپا خواهیم خواست؛ از طرف مردم ایران و از طرف آقای موسوی، که دست نگه دارند و به رسمیت نشمارند دولت کودتای امروزی را" [4].
وی نهایتاً در پاسخ به مجری برنامه درباره اینکه آیا این انقلاب یک انقلاب مخملی است یا یک انقلاب خونین پاسخ می دهد: "مردم ایران به دنبال یک انقلاب سبزند اما ممکن است که حکومت ایران بخواهد این را به سمت یک انقلاب خشن بکشاند"[4].
مخملباف که از شب انتخابات علاوه بر مسئولیت ستاد موسوی در خارج از کشور، به عنوان سخنگوی این ستاد نیز شناخته شده بود در 26 خرداد 1388 به همراه مرجان ساتراپی در نشست اضطراری پارلمان اروپا برای بررسی انتخابات ایران، حاضر می شود و به ایراد ادعاهای متعدد در خصوص انتخابات می پردازد. وی در این جلسه مجدد اظهار می کند که جمعه شب کمیته انتخابات به آقای موسوی اطلاع داد که:" با اکثریت آراء برنده انتخابات هستید و بیانیه خود را بنویسید(!)" و اضافه می کند که "ساعتی بعد وقتی آقای موسوی در بیانیه خودشان مردم را برای جشن پیروزی انتخابات برای روز یکشنبه دعوت می کردند، فرماندهان نظامی وارد دفتر او شدند و اعلام کردند که این انقلاب سبز دمکراتیک پذیرفته نیست و اعلام کودتا کردند"[4]. لازم به ذکر است از آنجا که موسوی در کنفرانس خبری ساعت 23 از روز انتخابات رسماً بیانیه پیروزی خود را منتشر نموده است؛ بر اساس اخبار ادعا شده توسط مخملباف، ساعاتی پیش از شمارش آراء، از سوی وزارت کشور خبر پیروزی به موسوی داده شده! اما در خصوص ادعای مذکور از سوی این سخنگوی ستاد، صرف نظر از اینکه تشخیص پیروزی یک کاندیدا توسط مجری انتخابات نمی تواند پیش از شمارش آراء انجام گیرد؛ این ادعای وی خلاف پروسه انتخابات و نیز اعلام نظرهای شخص وزیرکشور و معاون انتخاباتی او، کامران دانشجو بوده است. با تمام این شرایط، علاوه بر شخص مخملباف، ستاد میر حسین موسوی نیز از ساعت ها پیش از اتمام اخذ رأی، پیروزی وی را اعلام کرده بود. آنچنانکه سایت قلم نیوز (سایت رسمی میرحسین موسوی در روزهای انتخابات) در ساعت 14 و 15 دقیقه از روز انتخابات، برتری قاطع میرحسین موسوی در 21 استان را بر اساس آرائی که تا آن لحظه در صندوق ها ریخته شده اعلام نموده بود[3]. و این اعلام برتری تا آنجا ادامه یافت که خبرنگار BBC به نقل از جهانبخش خانجانی معاون تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد موسوی، دوساعت قبل از اولین اعلام آراء توسط وزارت کشور(یعنی  ساعت 22 و 30 دقیقه و در حالی که دقایق اول شمارش آراء در برخی شعبه ها گذشته بود و در برخی شعبه ها نیز هنوز شروع نشده بود؛) پیروزی میرحسین موسوی را با پیش بینی کسب 70 تا 75 درصد آراء اعلام نمود[6].
اما در نشست مذکور، ادعاهای مخملباف ابعاد گسترده تری می یابد. وی ادامه می دهد:"ساعاتی بعد تلویزیون دولتی اعلام کرد احمدی نژاد برنده شد و اگر مردم بیش از 4 نفر در خیابان تجمع کنند سرکوب خواهند شد(!)" و در ادامه، وی به نمایندگی از مردم ایران، از حاضرین نشست و دولتهای جهان درخواست می کند:" رژیم کودتای احمدی نژاد را به رسمیت نشناسید ... کمی صبر کنید تا مردم ایران بتوانند رئیس جمهور واقعی خودشان را به شما معرفی کنند" که درخواست وی با تشویق طولانی حاضرین در نشست مواجه می شود. 
 مخملباف و مرجان ساتراپی در ادامه این نشست برای اثبات و تکمیل ادعاهای خود به سندی که از وزارت کشور بیرون آمده اشاره می کنند و برطبق آن، آراء واقعی نامزدهای انتخابات را می خوانند[4]. و این سند، چیزی نبود جز نامه محرمانه جعلی معروف، که به ظاهر از سوی وزیر کشور به رهبری ارسال شده است. و در این نامه که به شکل ناشیانه ای جعل شده و با نازلترین سطح طبقه بندی محرمانه، با اثر پیوستِ همراه نامه، بدون کد محرمانه و با امضای از طرف! در میان مردم پخش گردیده بود؛ سعی شده بود با ادبیاتی عامیانه ضمن اعلام به رهبری، آراء موسوی 19 میلیون و 753 هزار رأی، آراء کروبی 13 میلیون و 696هزار رأی و آراءاحمدی نژاد تنها 5 میلیون و 696 هزار رأی بیان شود. و البته از این نامه، نسخه های مختلفی با اندکی تفاوت در ارقام رأی نامزدها منتشر شده بود که در برخی نسخه های اولیه مجموع آراء نامزدها با کل آراء مأخوذه همخوانی نداشته است.
در هر حال این نامه به عنوان مدرک تقلب گسترده و ارائه آراء واقعی موسوی در نشست پارلمان اروپا بکار می رود. و بدین ترتیب محسن مخملباف درخواست انجام انتخابات مجدد با نظارت بین المللی را ارائه می دهد. وی یک روز پس از نشست مذکور طی مصاحبه با بخش فارسی بی بی سی، همین مطالب را بیان می کند و خود را سخنگوی مسئول از سوی ستاد موسوی پس از حمله به ستاد تبلیغاتی قیطریه معرفی می کند. البته وی پیرامون آنچه که «حمله به ستاد قیطریه در روز انتخابات» خوانده؛ به 34 ساعت فعالیت غیر قانونی ستاد تا ساعت 18 روز انتخابات و فعالیت تبلیغاتی رادیو اینترنتی موج سوم در طبقه پنجم این ستاد(که منجر به درگیری با نیروهای انتظامی و تعطیلی دیرهنگام آن شد؛) هیچگونه اشاره ای نمی کند.
اما در خصوص عنوان «سخنگو» نیاز به ذکر است؛ مدتی پس از ادعاهای مخملباف، سایت قلم نیوز ادعای سخنگو بودن مخملباف را رد می کند و اعلام می کند که وی مسئولیتی از سوی ستاد موسوی نداشته است. مخملباف نیز در پاسخ به این خبر اعلام نمود سایت موسوی تحت فشار دولت کودتا این مطلب را نوشته است و واقعیت ندارد. البته باید اشاره نمود که سایت قلم نیوز پیش از انتخابات نیز در چندین مورد به وضوح اقدام به انتشار اخبار و نظرسنجی های جعلی و دستکاری نتایج نظرسنجی هایی همچون نظرسنجی ملی ایسپا نموده بود و بر اساس آن موسوی را بالاترین رأی معرفی نموده بود[3]؛ اما این سایت مدتی پس از انتخابات توسط گردانندگان آن به کلی از روی اینترنت برداشته شد و مشخص نگردید که خبر رد سخنگو بودن مخملباف در شب انتخابات جزو اخبار واقعی این سایت بوده و یا اخبار غیر واقعی آن. بدین صورت، مواضع و اقدامات مخملباف در عرصه جهانی به نمایندگی از موسوی و مردم ایران همچنان ادامه یافت و رسانه های مختلف خارجی نیز بر آن دامن زدند.
وی 2 تیر 1388 در شهر رم در یک کنفرانس مطبوعاتی پیرامون انتخابات ایران شرکت نموده و طی مصاحبه ای خطاب به ایرانیان مقیم ایتالیا ضمن توصیه به آنها مبنی بر اینکه صحنه را ترک نکنند و نترسند؛ به بیان راهکارهای قبلی خود درخصوص لابی کردن با اعضای پارلمان و وزرای دولت وخبرنگاران بدین منظور که احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور کودتا بشناسند پرداخته و ادامه می دهد:"ما مردم، یک تاریخ 30 ساله افسردگی پیدا کرده بودیم... الان در ایران با اینکه سرکوب هست مردم با هم مهربان شده اند. دوباره یک کسی موتورش را آتش می زند تا با آتش موتورش جلوی گاز اشک آور را بگیرد(!) دوباره مردم برای هم فداکاری می کنند" [5].
باید اشاره کرد، در شرایطی که جوامع بین المللی و ایرانیان داخلی و خارجی از محسن مخملباف و این قبیل کارشناسان صدای آمریکا به عنوان منبع خبری و تحلیلی استفاده کنند، جای تعجب نیست که برخی حقایق را وارونه دیده و تصوری جز یک رژیم مستبد و در حال سقوط از جمهوری اسلامی ایران نداشته باشند.
اما مخملباف در ادامه مصاحبه مذکور ضمن بیان فعالیت های ایرانیان داخلی و خارجی عضو جنبش سبز و اشاره به فریاد الله اکبر در ایران می افزاید:" این الله اکبر شعار مذهبی نیست؛ این واژه مشترکی است که وقتی مردم بهشان خیلی فشار می آید فریاد می زنند." وی در انتهای این مصاحبه مجدداً از دنیا می خواهد که احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند[5].
مخملباف در تاریخ 17 تیرماه 1388 مجدداً به عنوان نماینده مردم ایران در نشست پارلمان اروپا شرکت می کند و پس از ذکر یک مثال هواپیما ربایی و مسافران گروگان گرفته شده در هواپیما اعلام می کند:" ما ملت ایران امروز توسط دولت احمدی نژاد و خامنه ای به گروگان گرفته شده ایم". وی در ادامه سخنان خود و اعلام کشتار و زندانی و شکنجه شدن بسیاری از مردم و رجال سیاسی و کارمندان محلی سفارتخانه ها اظهار می کند:"هرکس از مردم، با یک رادیو یا تلویزیون یا یک رسانه غیر دولتی مصاحبه کند دستگیرش می کنند(!)... مردم ایران یک بند سبز به مچ خود می بستند؛ یک شعارهم بیشتر نداشتند. رأی ما را اعلام کنید. نه رأی خامنه ای و احمدی نژاد را. به همین اتهام الان هزاران نفر زیر شکنجه اند"[5]. در ادامه این نشست وی گزیده ای از بیانیه های میرحسین موسوی را بدین صورت قرائت می کند:"اعلام نتیجه انتخابات ایران بهت آور است. مردمی که رأی داده اند، خود می دانند که به احمدی نژاد رأی نداده اند... آنچه اتفاق افتاده فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت است؛ که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور ایران است..." و در ادامه از جانب آقای موسوی بیان می کند:"خواسته ما از جامعه بین المللی 2 چیز است. یک، اکثریت جامعه ایران که اینجانب میرحسین موسوی نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی دولت ایران را نمی پذیرد و از مردم جهان می خواهیم که همراه مردم ایران دولت غیرمشروع احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند. دومین خواسته ما جلوگیری از برخوردهای نظامی و امنیتی دولت غیر مشروع ایران است. ما از ملت ها و دولت های آزاد و سازمان های سیاسی و مدافعان حقوق بشر می خواهیم تا با حمایت از مردم ایران مانع از ادامه کشتار، دستگیری و شکنجه مردمی بشوند که به خاطر رأی دادن برای تعیین سرنوشت خودشان سرکوب می شوند." البته در این خصوص می بایست از جناب میرحسین موسوی درباره صحت آنچه که مخملباف به نمایندگی از وی بیان کرده، پرسش نمود. و اضافه نمود چرا مستقیماً طی بیانیه ای رسمی چنین درخواستی را از پارلمان اروپا و جامعه جهانی اعلام نکرده است.
اما در انتهای سخنرانیِ مخملباف در نشست مذکور، وی پس از تکرار مباحثی پیرامون پشیمانی مردم ایران از انقلاب اسلامی و ذکر آنکه دوره قبل احمدی نژاد با یک رأی اقلیتی! با حمایت رهبری، خودش را رئیس جمهور اعلام کرد، اظهار می کند:" این بار، در 3 هفته پیش همه جامعه ایران تصمیم گرفتند پای صندوقهای رأی بروند و به احمدی نژاد، نه بگویند. دوباره احمدی نژاد به کمک نظامی ها و با حمایت خامنه ای که دیکتاتور اصلی ایران است، کودتا کردند و دوباره رأی مردم را به نفع احمدی نژاد قرائت کردند." وی سپس درخواست قبلی خود و موسوی را از پارلمان اروپا چندین بار تکرار نموده و با تأکید، از این پارلمان درخواست دخالت و تحریم ایران را بیان می کند که در پایان، با تشویق حاضرین در این نشست همراه می شود[5].
مخملباف در 25 تیر 1388 در برنامه شباهنگ صدای آمریکا ضمن ایراد مباحثی در خصوص جنبش سبز و نمازجمعه 26 تیر به امامت هاشمی رفسنجانی بیان می کند:"در حال حاضر رهبری جنبش با آقای موسوی است... ولی ایشان با درایت کامل به مردم گفته اند که هر وقت فرصتش نیست، امکان ارتباط با مردم نیست، این مردمند که جنبش را رهبری می کنند". وی در ادامه مصاحبه اش در بیان چالش ها و راهکارهای جنبش سبز در رسیدن به هدف عنوان می کند:"مردم می توانند پول آب و برق و بسیاری از چیزهایی که به دولت پرداخت می کنند، ابتدا تمرین کنند دیرتر بدهند و بعد کم کم ندهند. بعدها به اعتصاب ها کشیده می شود... می توانند اتو بزنند به برق؛ می توانند سیستم برق را از کار بیندازند"[5].  لازم به ذکر است در خصوص توصیه مخملباف به خارج کردن شبکه توزیع برق کشور از حالت سنکرون و قطع برق کشور، با توجه به آنکه به طور معمول در حوالی مرداد، مصرف برق کشور بسیار بالا رفته و برخی شبها نیاز به قطع برق برخی شهرک های صنعتی ضروری می شود؛ و اگر چه برای از کار انداختن سیستم توزیع برق در ساعت 21 روز31 تیرماه 1388 توسط جنبش سبز تلاش گردید و در تبلیغات این جنبش، همکاری3 میلیون نفر در سراسرکشور برای هدف مذکور کافی دانسته شده بود؛ اما چنین اتفاقی برای شبکه برق رخ نداد.
مخملباف در ادامه مصاحبه مذکور با صدای آمریکا بیان می کند:"در این 30 سال مردم با پوست و خون خودشان حس کرده اند ظلم را، استبداد را حس کرده اند. هیچ جوانی نیست که یک شلاق روی پشتش نخورده باشد...".
بدین صورت، روند فعالیت های سیاسی مخملباف برای محکوم نمودن حکومت ایران به کودتا و درخواست آزادی و دمکراسی ادامه یافت و به مناسبت های مختلف در صدای آمریکا و دیگر رسانه ها حاضر گردید و اظهاراتی مشابه بیان نمود.
در این میان، در اکتبر 2009 و اواسط مهرماه 1388 جایزه فستیوال حقوق بشر نورمبرگ آلمان به محسن مخملباف (که به واسطه تلاش های فراوانش طی چند ماه اخیر بسیار شهرت یافته بود؛) اعطا شد. وی در مراسم دریافت جایزه خود اعلام نمود این جایزه را به مهدی کروبی به خاطر تلاش های او برای حقوق بشر اهدا می کند.
پس از این جایزه، کمتر از دو ماه بعد، در 25 نوامبر 2009 برابر با 4 آذر 1388 در محل موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، جایزه هنری«آزادی برای خلاقیت» به مبلغ 50 هزار دلار از سوی انگلیس به محسن مخملباف اعطا گردید. طبق اعلام رسمی انگلیس، مخملباف به دلیل موضعگیری خود در برابر سرکوب اجتماعی و سابقه هنری و فیلم سازی خود که مُبلغ آزادی در جوامع باز، انسان گرایی عرفی و احترام به دیگران است نامزد دریافت آن شده بود. اگر چه در برخی تحلیل ها نیز گفته می شود که آخرین فیلم سیاسی مرتبط با این موضوع به کارگردانی مخملباف، «سفر قندهار» بوده؛ که سالها قبل و در زمان حمله ایالات متحده به افغانستان ساخته شده بود.
مخملباف در مراسم اعطای این جایزه اعلام می کند:" جایزه نقدی ای را که به من تعلق می گیرد، متقابلاً اهدا می کنم به NGOهای جنبش سبز تا صرف آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات ایران شود. همچنین افتخار این جایزه را تقدیم می کنم به پدر معنوی جنبش سبز ایران آیت ا... منتظری"[5].
مخملباف به فعالیت های سیاسی خود ادامه داد؛ تا در شام عاشورا برابر با 6 دیماه 1388 و پس از اغتشاش ها و ساختارشکنی های رخ داده در بخشی از خیابان انقلاب و ولیعصر تهران، ضمن گفتگوی تلفنی با صدای آمریکا در ادعایی جدید پیرامون محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی مدعی شد:"می دانم که الان در پستویی خارج از شهر تهران قایم شده و همزمان VOA و BBC را می بیند و حتماً تنش از فریاد شعارهای مردم می لرزد".

 وی در ادامه همین گفتگو نامه ای سرشار از توهین و ناسزا خطاب به رهبر انقلاب قرائت می کند و در میان این نامه اعلام می کند:"ما تو را به زیر می کشیم، با اصل ولایت فقیهت. ولایت فقیه جامه آلوده ایست که اگر نعوذ بالله خدا به تن کند هستی کن فیکون می شود". او همچنین در انتهای نامه خود اضافه می کند:"از من خواسته شده که اعلام کنم فردا تهران و شهرهای دیگر اعتصاب عمومی است"[5]. البته وی کسانی که از او خواسته اند تا اعلام اعتصاب نماید را معرفی نمی کند. 
مخملباف در 9 دیماه 1388 در بیانیه مشترکی با محسن سازگارا پیرامون وقایع عاشورا، طبق روش همیشگی خود در تحریف وقایع، تعداد افرادی که در اغتشاشات روز عاشورا کشته شدند را بجای 8 نفر، 38 نفر اعلام نمود که البته طبق معمول این ادعا به عنوان مرجع خبری توسط برخی سایت های دیگر نیز استفاده گردید!
وی در12 دیماه 1388 پس از انتشار بیانیه هفدهم میرحسین موسوی و پخش شدن برخی نظرات پیرامون عقب نشینی تلویحی موسوی از بعضی مواضع قبلی اش، با انتشار اطلاعیه مشترکی با محسن سازگارا در تفسیر بیانیه مذکور اظهار نمود:"...او اعلام کرد رهبر واقعی جنبش سبز، مردمی هستند که بی هیچ بیانیه ای از سوی او در روز عاشورا بپا خواستند." وی در این اطلاعیه با ذکر آنکه این بیانیه آخرین اتمام حجتی بود برای کسانی که دل به اصلاح این نظام بسته اند افزود:" مهندس موسوی بر پس گرفتن رأی مردم مصر است و دولت احمدی نژاد را کماکان غیر مشروع می داند. پافشاری برتغییرقانون انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد، قدم اول مناسبی برای حاکمیت صندوق رأی در مناسبات میان مردم وحکومت است." و در انتها اضافه نمود:" آن چه در این اطلاعیه مطرح شده به عنوان کف مطالبات مردم است."
اما صرف نظر از فعالیت های گذشته مخملباف در راستای تحریم و محکوم نمودن جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و بین المللی، یکی از آخرین شاهکارهای وی که نشان از همت و فعالیت جدی و ایده پردازی های گسترده او و تیم همکارش دارد؛ انتشار مطلبی تحت عنوان «رازهای زندگی خامنه ای» بود که در محرم سال جاری به دو زبان فارسی و انگلیسی در سایت شخصی اش منتشر نموده؛ و به سرعت در چندین سایت ضد جمهوری اسلامی نیز منتشر گشته است. وی در این مطلب چندین صفحه ای تلاش نموده ادعاهایی درباره رهبر انقلاب و مجتبی خامنه ای(یکی از فرزندان ایشان) ارائه دهد که به گفته او این اطلاعات" از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گریخته اند" و نزد او بازگو نموده اند؛ بدست آمده!
این اطلاعات که ظاهراً در طول سالیان متعدد بصورت سرّی در آرشیو آقای مخملباف جمع شده و ناگهان ایشان تنها با هدف اطلاع رسانی، تصمیم به افشای آنها گرفته است؛ شامل برنامه و عملکرد رهبر انقلاب از زمان بیدار شدن ایشان تا هنگام خواب و نیز جزئیات فعالیت اقتصادی و سیاسی و ملاقاتهای روزانه و ماهیانه و چگونگی زندگی ایشان می باشد. و در این بین سعی شده چهره ای کاملا سلطنتی و پادشاهی، کلکسیونر، سرمایه دار کلان، دو رو و... از رهبر انقلاب ترسیم نماید.
در متن مذکور چندین کلکسیون مختلف برای رهبر انقلاب در نظر گرفته شده است. نخستین مورد، کلکسیون پیپ است که در این خصوص، نویسنده مدعی شده: "در کلکسیون پیپ او تاکنون 200 پیپ جمع آوری شده است" وی در ادامه پیرامون قیمت این کلکسیون ذکر می کند:" ارزش پیپ های او حدود 2 میلیون دلار برآورد می شود" و درباره گرانترین پیپ از این کلکسیون بیان می کند:" گرانترین پیپ 250 هزار دلار قیمت دارد که مربوط به 300 سال پیش است. دسته این پیپ طلا کوب و جواهر نشان است".
نویسنده در ادامه این متن به کلکسیون انگشتری می پردازد و عنوان می کند:" حدود 300 انگشتری خاص جمع آوری شده که 3 تای آن ها از آستان قدس به او تحفه داده شده است." و درباره گرانترین انگشتر این کلکسیون ادامه می دهد:" گرانترین انگشتری 500 هزار دلار قیمت گذاری شده و قدیمی ترین عقیق دنیا را دارد." جالب آنکه از وجود این انگشتری به مبلغ نزدیک به 500 میلیون تومان تاکنون هیچ کس جز تیم آقای مخملباف اطلاع نداشته تا محل قدیمی ترین عقیق دنیا را منتشر نماید و در فهرست گران سنگ ترین های جهان قرار دهد!
مخملباف همچنین در این نوشته به کلکسیون 170 عصای آقای خامنه ای اشاره می کند که قیمتی معادل یک میلیون و دویست هزار دلار داشته و گرانترین آنها " 200 هزار دلار قیمت دارد که متعلق به 170 سال پیش است"!
وی سپس به کلکسیون عبا اشاره می کند که تعداد آن حدود 200 عدد است و قیمت مجموعه آنها" حدود 400 هزار دلار است که گرانترین آن ها 30 هزار دلار می ارزد."
باید اشاره نمود که در این نوشته تلاش شده اعداد و ارقام ذکر شده به گونه ای تولید و انتخاب شوند که حتی خوانندگان خارج از کشور نیز که با معیار دلار ارزش گذاری می کنند، به سلطنتی و شاهانه بودن کلکسیون ها و دارایی های رهبر انقلاب اعتراف نمایند. آنچنان که می توان قیمت متوسط هر پیپ از کلکسیون فرضی آقای خامنه ای را 10هزار دلار و قریب به ده میلیون تومان درنظر گرفت. که در تصوری از این پیپ ها می توان فرض نمود که چندین قیراط از جواهرات کمیاب جهانی از آنها آویزان است! و به همین صورت عبای 30 میلیون تومانی و انگشتری 500 میلیون تومانی و پیپ 250 میلیون تومانی.
آنچه گذشت گوشه ای از تعاریف مخملباف از رهبر انقلاب است. او همچنین تعداد 100 اسب به ارزش 40 میلیون دلار (قریب به 40 میلیارد تومان) برای ایشان معرفی نموده که "گرانترین آنها 7 میلیون دلار قیمت دارد ونام آن ذوالجنان است."  همچنین ذکر نموده که در سفرهای طولانی داخلی " اسب مخصوص خامنه ای و اسب مجتبی را با هواپیمای330  به محل می برند(!)."
مخملباف غذای مورد علاقه آقای خامنه ای را ماهی قزل آلای خال قرمز رودخانه لار معرفی می کند و نیز خاویار که از رشت توسط امام جمعه رشت ارسال می شود و همچنین گوشت قرقاول که از شیراز آقای حائری شیرازی ارسال می کند و نیز گوشت بلدرچین و شترمرغ! اما جالب تر آنکه عنوان می کند برای کنترل غذای رهبر انقلاب و اطمینان از سمی نبودن آن، "دستگاهی به مبلغ 500 هزار دلار از آمریکا خریده شده که با افزودن یک ماده، غذا آزمایش می شود." البته وی اشاره بیشتری به این دستگاه و کمپانی سازنده آن نکرده و جای این توضیح خالیست که با افزودن آن یک ماده به هر غذایی، چگونه انواع سموم غذا مکشوف می گردد.
مخملباف به این ادعاها بسنده نمی کند و اظهارات متعدد دیگری را بیان می کند. از آن جمله یکی از برنامه های رهبر انقلاب را دورهم نشینی با آقای راشد یزدی و آقای جنتی و بیان جوک های رکیک از طرف آقای راشد یزدی معرفی می کند و اینکه این برنامه ها اسباب خنده را مشابه برنامه های ناصرالدین شاه فراهم می کند.
همچنین در کمال وقاحت به علایق و عملکردهای متعدد دیگری می پردازد و ترسیم چهره شخصی ایشان و فرزندشان را کامل می کند.
مخملباف به مرور در طول متن مذکور، صراحت بیان در مواضع سیاسی خود را ارتقاء می دهد. و در این راه از اطلاعات دروغ بیشتری بهره می برد. وی اشاره می کند:"مجموعه ای که از خامنه ای محافظت می کنند 10000 نفرند." نویسنده پس از ذکر مباحثی پیرامون حلقه های محافظین رهبر و خانواده ایشان اظهار می کند:"حقوق محافظین حداقل ماهی هزار دلار و حداکثر ماهی 12 هزار دلار است." و این درحالی است که کسانی که با دفاتر بیت رهبری مرتبطند، اطلاع کافی دارند که در سال جاری برای اکثر افراد شاغل در بیت با لحاظ اضافه کاری، حقوقی بین 380 الی 600 هزار تومان تعلق می گیرد.
محسن مخملباف همچنین از کاخ های آقای خامنه ای سخن می گوید و به کاخ های لواسانات، جمشیدیه، نیاوران و کاخ فیش قولا در شمال ایران و کاخ های باغ ملک آباد مشهد، و کاخهای سد لتیان اشاره می کند و در این خصوص تصاویر ماهواره ای برخی فضاهای سبز و پر درخت در نیاوران، جماران، شمال ایران و باغ ملک آباد را که از نرم افزار گوگل استخراج نموده، نمایش داده است.
وی از بیزنس های شخص رهبر در واردات شکر و بی ام و و سرمایه گذاری در دبی، آلمان، عراق، آفریقای جنوبی، ونزوئلا، لبنان و چین سخن می گوید. و ثروت شخص ایشان را 30 میلیارد دلار  و ثروت خانواده ایشان را 6 میلیارد دلار عنوان می کند. که 22 میلیارد دلار از این 36 میلیارد دلار را به صورت پول نقد، یک و نیم میلیارد دلار به صورت الماس، یک میلیارد دلار به صورت طلا و ده میلیارد دلار دیگر را ذخیره شده در حساب های بانکی در روسیه، سوریه، چین، ونزوئلا، آفریقای جنوبی و... و بقیه اموال را به صورت ملک و سهام اعلام می کند.
ادعاهایی که مخملباف در این متن بر علیه رهبر انقلاب بیان می کند بسیار طولانی تر و بعضاً خبیثانه تر است که نیاز به ذکر همه آنها به نظر نمی رسد و هر کس که اندک شناختی داشته و یا تحقیقی در این باره نموده باشد بر عمق دروغهای منتشر شده از سوی مخملباف مطلع می گردد[7]. همچنین است ادعاهای متعدد و تهمت هایی که نسبت به فرزند ایشان آقای مجتبی خامنه ای روا داشته شده که بعضاً بسیار سنگینتر و خبیثانه تر از اتهامات شخص رهبری به شمار می رود.
در مجموع، با بررسی روند عملکرد محسن مخملباف خصوصاً از چند روز پیش از انتخابات تاکنون به نظر می رسد تولید و انتشار ادعاهای متعدد و اخبار خاص، تحریف وقایع، فعالیت گسترده در عرصه جهانی و ارتباط با ایرانیان داخلی و خارجی از طریق شبکه های فارسی زبان به آن صورتی که مخملباف در کارنامه خود ثبت نموده، نیاز به نبوغ ویژه ای دارد که از عهده هر کسی بر نمی آید. و آنکه وی را به عنوان سخنگوی ستاد در شب انتخابات مأمور انجام وظیفه نموده، ایده شایسته سالاری را به دقت مد نظر قرار داده بود؛ و در این راه از قدرت شناسایی و انتخاب بالایی برخوردار بوده است. که نهایتاً دولتهای انگلیس و آلمان و... نیز به خوبی از وی قدردانی نموده اند.
اما صرف نظر از شخص مخملباف به عنوان یک عضو فعال جنبش سبز، باید در نظر داشت که ظرف ماه های اخیر چندین گروه و دسته فکری در داخل و خارج کشور درون جنبش سبز، رسمیت یافته و فعالیت نموده اند؛ و این رسمیت یافتن، نه تنها پیش از انتخابات با شعارهای کلی همچون «هر ایرانی یک ستاد»، در کنار حمایت برخی اپوزیسیون های معاند جمهوری اسلامی ایران از این جنبش، رخ داد؛ بلکه پس از انتخابات نیز به صورت رسمی تأیید و تثبیت گردید؛ آن زمان که رهبر جنبش سبز در مصاحبه های متعدد در حمایت از ساختار چند فکری و گروهی این جنبش بیان نمود:"آنها برای آنکه به اینکار موفق شوند تفاوتها و تنوع هایشان را کنار نمی گذاشتند؛ بلکه به رسمیت می شناختند"؛ و نیز همسر وی بعد از همه حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات در مصاحبه با سایت کلمه، مورخ 5 دیماه 1388 (روز تاسوعا) اعلام نمود:" فعالیت های اعتراضی مردم اغتشاش نبوده بلکه فعالیت آزادی خواهانه جنبش سبز بوده" و در همین مصاحبه اضافه نمود:"من و موسوی با جنبش سبز نفس می کشیم". که این مواضع نتیجه ای جز حوادث روز عاشورای تهران را نمی توانست در پی داشته باشد.
با این اوصاف، شاید در روزهای پیش از انتخابات بسیاری تصور نمی کردند، برخی اشخاص و جریان سازان جنبش، اینچنین بتوانند گروه های معاند نظام و اپوزیسیون داخلی و خارجی را که بعضاً اختلافات جدی نیز با یکدیگر دارند، حول یک هدف مشترک، گرد هم آورند؛ آنگونه که تنها نمونه ای از آن را می توان در انتخاب سخنگوی ستاد، در شام انتخابات مشاهده نمود.
 
سید وحید هاشمی
 
مراجع:
[1]:   http://www.peiknet.com/1388/10khordad/23/PAGE/kudata.htm
[2]:     http://sejjil72.persianblog.ir/post/4
[3]:     http://sejjil72.persianblog.ir/post/8
[4]: مستند مخملباف و رخدادهای پس از انتخابات بخش اول:
 http://www.4shared.com/file/226562370/e3653ed7/Makhmalbaf_and_Election-s_Even.html
[5]: مستند مخملباف و رخدادهای پس از انتخابات بخش دوم:
http://www.4shared.com/file/227295693/46d1146c/Makhmalbaf_and_Election-s_Even.html
[6]: http://www.4shared.com/file/216877369/bb0d7a8d/Mousavi-s_victory.html
[7]:  http://alef.ir/1388/content/view/48194
 </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022597</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 01:47:17 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> بابا نظر کتابی متفاوت</title>
         <description>هر بار که از دفاع مقدس خوانده ام با دریچه ای خاص به شهید، جبهه و جنگ نگاه کرده ام. یک بار از دریچه ی همسر شهید با مجموعه کتاب های بانوی ماه، نیمه ی پنهان ماه و آسمان که البته از بین همه ی اینها خاطرات همسر شهید بابایی برایم جالب تر بود. یا بار دیگر از دریچه ی همرزمان و یاران شهید با کتاب هایی همچون قصه فرماندهان و ... (الی ما شااله)
یا در مورد شهدای شهر مان به همت گروه تفحص نور از دریچه ی نگاه مادرانه به شهید دید زده ام. و چندین دریچه دیگر

اما این بار برایم جالب بود که بخواهم از ارتفاعات سرد کردستان به همراه سرداری از لشکر 21 امام رضا علیه السلام و نصر خراسان روانه رمل های فکه، پایگاه حمیدیه، سوسنگرد و طلائیه شوم و از نگاه او به جبهه و جنگ نظر کنم.

کتاب بابا نظر مصاحبه ی 36 ساعته محمد حسین بیضایی با سردار شهید محمد حسن نظر نژاد معروف به بابا نظر هست که ویرایش آن با احمد دهقان بوده.



از همان ابتدا که به بازار اومد (هفته دفاع مقدس امسال) انتظارش می رفت که بتونه با ((دا)) رقابت کند و آخرین چاپی که دیدم چاپ بیست و هشتم بود.

ویژگی های زیادی باعث شده که این کتاب برای من کتابی متفاومت باشه:

1.نگاه به جنگ از دید یک فرمانده که شاهد اجرای عملیات ها، ساختار لشکر و مشکلات جنگ بوده

2. بازخوانی تاریخ برخی افراد نظیر محمد باقر قالیباف(فرمانده لشکر نصر)، محسن رضایی(فرمانده سپاه)، رحیم صفوی(فرمانده قرار گاه کربلا)، سردار شهید شوشتری، شهید چمران و ...

3. درد ودل های یک فرمانده از برخی بی تدبیری ها در جنگ نظیر عملیات کربلای 4 و پایان یافتن جنگ

4. وجود طنز، مخصوصا اینکه شهید بابا نظر به حد کافی هیکلی و تپل هستند

و ...



میشه این کتاب رو با کتاب ناگفته های جنگ شهید صیاد شیرازی در یک ردیف قرار داد.

نیمی از این کتاب رو در ایام امتحانات این ترم و نیمی دیگه اش رو در ترمینال زاهدان خوندم و لذت بردم.

این کتاب در کتابخانه شبستانی مسجد امام زین العابدین علیه السلام موجود هستش و تا الان هم فکر کنم چند نفری خونده باشن.

پ.ن:

1.برخی بلد نیستند فرهنگ کتابخونی رو ترویج بدن، دور کتاب خط میکشند

2. مقاله ی آقای دکتر مهرابی در وبلاگ گراش فردا و وبلاگ شخصی محمد صادقی</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022594</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 00:23:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مختصري از احوال امام حسن عسكري(ع)</title>
         <description>ماجرای امام حسن عسکری(ع) و شیران درنده و اسب چموش:

معتمد عباسي، خليفه اي بود كه در زمان حضرت حكومت مي كرد و به شدت امام را تحت نظر داشت ومسكن حضرت را در لشكرگاه خود قرار داده بود تا ايشان را كاملا تحت كنترل داشته باشد. از روايات بدست مي آيد كه آن حضرت بيشتر اوقات زندگي خود را محبوس و ممنوع از معاشرت بوده و پيوسته مشغول به عبادت بود.

در توسل به آن حضرت مي خوانيم :« و بالامام الحسن بن علي(ع) الذي طُرح للسباع فخَلّصتَه مِن مرابضها و امتُحِن بالدّواب الصّاعاب فذُلّلت له مَراكبُها »

 يعني خدايا متوسل شدم به امام حسن عسكري(ع) آن آقايي كه در ميان درندگان افكنده شد و او را از محل درندگان بيرون آوردي، و آن آقايي كه با اسب سركش و چموش امتحان شد و تو آن حيوان را براي سوار شدن او رام كردي.

ماجراي شيران ازاين قرار است كه:

روايت شده حضرت امام حسن عسكري(ع) را به فردي بنام «نحرير» سپردند و او بر آن امام مظلوم سخت مي گرفت و آن جناب را اذيت مي كرد. همسرش به او گفت: اي مرد از خدا بترس، تو نمي داني كه اين مرد الهي كيست، و شروع كرد به بيان اوصاف حضرت عسكري(ع) و گفت: من از رفتار تو با آن حضرت مي ترسم.

نحرير گفت: بخدا سوگند كه من او را در بركة السباع ميان شيران و درندگان خواهم افكند. از خليفه براي اينكار اجازه گرفت و او نيز اجازه داد.

آن پليد، امام (ع) را در ميان شيران افكند و شك نداشت كه آنان حضرت را خواهند دريد. اما وقتي آمدند تا از حال امام خبر بگيرند با كمال تعجب ديدند آن جناب ايستاده نماز مي خواند و درندگان دور آن حضرت حلقه زده بودند. پس دستور داد امام (ع)را بيرون آوردند و به خانه اش بردند.

ماجراي اسب چموش از اين قرار است كه:

يكي ديگر از خلفاي عباسي بنام «مستعين بالله» اسب چموش و سركشي داشت آنقدر كه كسي قدرت نداشت او را لگام كند يا زين بر پشت او گذارد يا سوار شود. اتفاقا روزي حضرت به ديدن خليفه رفت، خليفه به آن حضرت گفت: خواهش مي كنم بر اين اسب لگام بزنيد. و هدفش اين بود كه يا اسب رام شود يا آنكه چموشي كند و آن حضرت را بكشد.

پس حضرت برخاست و دست مبارك خود را بر پشت اسب گذاشت. آن حيوان عرق كرد بطوريكه عرق از او جاري شد و با آرامش و ذلت كامل در مقابل امام ايستاد. پس حضرت او را لگام زد و زين بر پشتش نهاد و سوار شد و مقداري در منزل او را راه برد. خليفه از اينكار تعجب كرد و آن اسب را به حضرت بخشيد.

 </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022590</guid>
        
        
         <pubDate>۴ شنبه, 05 اسفندماه 1388 00:02:11 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بحار الانوار با فرمت جاوا ویژه گوشی های موبایل</title>
         <description>بحار الانوار یکی از از آثار علامه مجلسی می باشد که خواندن آن را به شما کاربران عزیز پیشنهاد می کنیم. اینک نسخه ی موبایلی آن را برای شما در سایت دانلودها قرار داده ایم.فرمت این کتاب الکترونیکی Jar بوده و قابل نصب بر روی اکثر گوشی هایی که پلنتفرم جاوا را پشتیبانی می کنند می باشد.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022588</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 23:29:32 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>قسمتی از وصیت نامه شهید باکری</title>
         <description>سمتی از وصيتنامه شهيد باکری
دعا کنید شهادت قسمتتان شود
شهید حمید باکری ( قائم مقام لشگر 10 عاشورا ) در قسمتی از وصیت نامه خود آورده است:

دعا کنید که خداوند شهادت را نصیب شما کند که در غیر این صورت زمانی فرامیرسد که جنگ تمام می شود و رزمندگان سه دسته می شوند:

۱- دسته ای به مخالفت با گذشته خود بر میخیزند و از گذشته خود پشیمان اند.

۲- دسته ای راه بی تفاوتی را برمیگزینند و در زندگی مادی غرق می شوند و همه چیز را فراموش می کنند.

۳- دسته سوم به گذشته خود وفادار می مانند و احساس مسئولیت می کنند که از شدت غصه ها و مصائب دق خواهند کرد.

پس از خدا بخواهید با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جز دسته سوم ماندن سخت و دشوار خواهد بود</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022586</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 23:25:20 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دستگیری ریگی در پرواز دبی-قرقیزستان</title>
         <description>همزمان با مخابره خبر بازداشت سرکرده گروهک تروریستی جندالله، اغلب رسانه های خارجی بدون اشاره به حمایتهای غرب از اقدامات تروریستی این گروه فقط به مخابره بازداشت ریگی در یک پرواز خارجی پرداختند

به گزارش مهر: خبرگزاری‌های خارجی روز سه شنبه به نقل از رسانه ‌های ایران از بازداشت عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی در جنوب شرق ایران خبر دادند.

خبرگزاری رویترز به نقل از شبکه العالم ایران گزارش داد: ریگی در شرق ایران بازداشت شد.

خبرگزاری فرانسه نیز به نقل از شبکه العالم، از بازداشت ریگی در شرق کشور خبر داد. فرانس پرس نیز به نقل از ایران از بازداشت ریگی در شرق کشور خبر داد.

شبکه پرس.تی وی از بازداشت "عبدالمالک ریگی" در پرواز دبی به قرقیزستان خبر داد.

آسوشیتدپرس نیز به نقل از رادیو سراسری ایران اعلام کرد: نیروهای امنیتی ایران، ریگی، رهبر گروه تروریستی موسوم به جندالله را بازداشت کردند.

این گروهک تروریستی علاوه بر جنایات بی شمار از جمله جنایات تاسوکی، عامل شهادت سردار نورعلی شوشتری فرمانده قرارگاه شرق و معاون فرمانده نیروی زمینی سپاه و سردار محمد زاده فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان و شماری از سران قبایل بلوج است.</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022583</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 23:20:25 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حسد چیست ؟ منشأ آن کدام است ؟</title>
         <description>تعریف حسد :

آرزوی زوال نعمت از کسی است که سزاوار داشتن آن نعمت است ، چه آن نعمت به حسود برسد  یا نرسد . شخص حسود علاوه بر آرزوی قلبی چه بسا کوشش در زوال آن نعمت می کند .

حسد رذیله اخلاقی ای  است  که از کینه حاصل می شود  و کینه نیز از نتائج غضب است .  به عبارت دیگر حسد شاخه ای از درخت غضب می باشد . مقابل حسد خیرخواهی است.

 

منشأ کلی حسد :

منشأ کلی این صفت مذموم و انفعال روانی به مانند سایر رذائل ، کوری قلب و انکار الطاف خداوندی است . و به عبارت دیگر صاحبان چنین صفت بدی به نوعی بیماری و مرض قلبی گرفتارند ، که می بایست برای درمان آن از اخلاق اسلامی کمک بگیرند .

 

فرق حسد و غبطه :

هنگامی که خداوند به برادر یا خواهر دینی انسان نعمتی عطا می فرماید ، چه نعمت مادی باشد و چه نعمت معنوی از قبیل تقوا و علم ، دو حالت برای انسان مؤمن پیش می آید :

1 –  انسان آن نعمت داده شده به دیگری را دوست نمی دارد و خواهان نابودی آن است ، به این حالت حسد یا رشک گفته می شود ، که این مذموم است ، مصداق آیه قرآن کریم :

قال الله تعالی : وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ ...( بقره  آیه 109 )

گروهی از اهل کتاب بر شما حسد می ورزند و با آنکه حقيقت بر آنها آشکارشده ، دوست دارند شما را از راه خود به کفر بازگردانند .

 

2 –  انسان مؤمن از وجود و دوام آن نعمت برای برادر و خواهر دینی خود نفرت ندارد ، امّا مثل آن نعمت را از خداوند برای خود می خواهد ، به این حالت غبطه و یا اشتیاق گفته می شود ، که این ممدوح است ، مصداق آیه قرآن کریم :

قال الله تعالی : و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون .( مطففین آیه 26 ) .

و غافلان برای این نعمت و شادمانی ابدی باید به شوق و رغبت بکوشند .

 

عوامل ایجاد حسد :

عوامل گوناگونی در ایجاد این رذیله اخلاقی دخالت دارند از جمله :

1 – دشمنی .

2 – بزرگی طلبی .

3 – تکبر و خود بزرگ بینی .

4 – ترس .

5 – حب جاه و مقام .

ممکن است برخی یا تمام این عوامل در ایجاد حسد در فردی دخیل باشند .

 

این مبحث ادامه دارد ..

و من الله التوفیق</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022582</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 23:15:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حالا تو ! در تمام من ....</title>
         <description>  دیگر زنی
   پشت دیوار آن متروک
   نمی گرید!
 
   حنا بسته ام
   انگشت اشاره ای
   که نشان می دهد پیشانی ام  ــ
   که یعنی من!
   :
   ایستاده زنی
   بر پهنای تیرگی.
   در عطف نبودن ها!
   که اندوه واژه در
   شکوه بودنش
   گم نه
   بی رمق می شود!
   .
   غلاف می کنند ،
   تلخیها!
   آنجا که انسان
  به تکریم خویش
   فرشته را جا می نهد .
 
   چه گرم است آغوشم!....
   شبها که در خود پیچیده،
   انگشتم بر پیشانی
   و نگاهم فراخ آهنگ است !
 </description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022580</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 23:10:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اقامه نماز ظهور نزدیک است...</title>
         <description><![CDATA[<div dir="rtl" class="PostBody"><p align="center"><img src="http://irupload.ir/images/5sdm07t1ciu2c4wz0g.jpg" border="0" width="576" height="432" align="baseline" /></p><p align="right">&nbsp;احساس می کنم خبرهایی در راه است...حس می کنم خیلی نزدیک شده ایم! وقت تعیین نمی کنم چون اصلا نمی دانم چه وقت قرار است دنیا زیر و رو شود اما یک چیز را خوب حس می کنم: دوست و دشمن همه در تکاپوی عجیبی هستند. نه...دنبال منطق برای این حرفهایم نباش چون فقط یک احساس است،می خواهی قبول نکن...اما احساس می کنم باید خودمان را برای ظهور آماده کنیم! اصلا می دانی چیست؟...حس می کنم&nbsp;همه این احساس را دارند! احساس می کنم اذان ظهور را موذن در آسمان ها گفته است و تو می دانی که&nbsp;از اذان تا اقامه فاصله ای نیست...تا &quot;قد قامت القائم&quot; چیزی نمانده! ...این تنها نماز جماعتی&nbsp;است که&nbsp;مشخص نیست کی به پا می شود،باید وضو گرفت و منتظر ماند&nbsp;تا از تکبیرةالاحرام ظهور جا نماند! وضوی این نماز را باید با آب ولایت گرفت...کوثر می خواهد...أین الفاطمیون؟!</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022577</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 22:14:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> جزئیاتی از دستگیری سرکرده گروهک تروریستی </title>
         <description><![CDATA[<p align="justify"><font size="2">مصطفي محمد&zwnj;نجار وزير كشور صبح امروز در بدو ورود به بيرجند با حضور در جمع خبرنگاران در خصوص جزئيات دستگيري عبدالمالك ريگي شرور معروف گفت: اين فرد شرور كه در اختيار نيروهاي امنيتي اطلاعاتي كشورهاي بيگانه قرار داشت و دست به شرارت مي&zwnj;زد با هوشياري نيروهاي امنيتي و سربازان گمنام امام زمان در يك فرصت مناسب در خارج از كشور دستگير و به داخل منتقل شد. </font></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022573</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 16:14:41 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گمنام تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه ای هستند</title>
         <description><![CDATA[<p align="justify"><span style="font-size: 8pt; font-family: &#39;Tahoma&#39;,&#39;sans-serif&#39;">بسم رب الشهداء و الصدیقین. به نام شهدای گمنام بسیج در این فتنه اخیر. ندا آقا سلطان را البته خدا رحمت کند؛ اما او فریبکاری بود که خود فریب خورد و جانش را مفت فروخت. به هر کسی نمی توان لقب شهید داد. مظلوم تر از شهدای بسیجی و گمنام مدفون در دانشگاه امیر کبیر، شهدای بسیجی وقایع اخیرند. کسانی که مهندس و شیخ ادعای مرگ شان را کردند الان راست راست دارند در همین خیابان های تهران راه می روند. همه ما می دانیم که در کهریزک سه نفر کشته شده اند اما کدام مان می دانیم ظرف این هشت ماه، بسیج چند شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده است؟ ولله این ملت عاشورایی به صورت سران فتنه یک سیلی حیدری بدهکار است. گمنام تر از بسیجیان خمینی، بسیجیان خامنه ای هستند. دست سران فتنه به ریختن خون بسیجیان جوان این مرز و بوم مشغول است و خواص بی بصیرت، این مایه های ننگ ملت به ماله کشیدن روی جنایت عمر و زید مشغول اند. ولله این ملت خون دل خورده و از جان گذشته، یک سیلی محکم به صورت تک تک سران فتنه بدهکار است. اگر در جنگ تحمیلی بسیجیان خمینی را دشمن می کشت، در جنگ نرم، قاتل بسیجیان ولایت، سران فتنه هستند. این نامه های سرگشاده شما بود که ...</span></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022566</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 10:13:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کشف یک چهره مرموز و جدید در قتل ندا آقاسلطان </title>
         <description><![CDATA[<p>این ایرانی مرموز ساکن هلند همچنان در فضای اینترنت فعال است و از حرکات بر ضد نظام جمهوری اسلامی حمایت می کند.</p><div><p dir="rtl">روزنامه نیویورک تایمز نوشت: فاش نشدن نام مزیتی است که در موارد مختلف به کار می رود.</p><p dir="rtl">&nbsp;&nbsp;این روزنامه در گزارشی به قلم برایان استلتر با اشاره به اینکه هفته گذشته جایزه جرج پولاک برای تصویر مرگ نداآقاسلطان اعطا شده است، اعلام کرد که مردی که اولین بار این تصویر ویدئویی را در اینترنت قرار داد، ناشناس است.</p><p dir="rtl">&nbsp;این روزنامه آمریکایی با اشاره به اینکه تصویر ویدئویی 37 ثانیه ای از مرگ ندا آقا سلطان به نماد سبزها تبدیل شده است، یادآور شد که این مرد ناشناخته در ارتباط نزدیک با یک پزشک که در کنار نداآقا سلطان حضور داشته، قرار دارد.</p><div dir="rtl">&nbsp;این پزشک همان آرش حجازی&zwnj;پور است که اسناد و شواهدی مبنی بر دست داشتن او در قتل ندا آقاسلطان موجود است و انگلیس نیز از استرداد او به ایران برای انجام تحقیقات بیشتر خودداری می&zwnj;کند.</div><p dir="rtl">&nbsp;این روزنامه فاش کرد که این فیلم اولین بار توسط همین ایرانی 36 ساله ساکن هلند بر روی اینترنت قرار داده شده است. در این گزارش به نحوه آشنایی این فرد مرموز با آرش حجازی پور و علت اینکه فیلم مرگ ندا برای اولین بار به او منتقل نشده نکرده است.</p><p dir="rtl">&nbsp;به گفته برایان استلتر، این ایرانی مرموز ساکن هلند همچنان در فضای اینترنت فعال است و از حرکات بر صد نظام جمهوری اسلامی حمایت می کند.</p><p style="text-align: justify" dir="rtl">&nbsp;نیویورک تایمز در پایان برای این فرد که هنوز هم فیلم های سبزها را در فیس بوک و توئیتر منتشر می&zwnj;کند، آرزوی موفقیت و ابراز امیدواری کرده روزی بتواند خود را معرفی کند.</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022565</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 09:43:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>توهم شدید کروبی(میتینگ در کویر قم) </title>
         <description><![CDATA[کروبی در این بیانه از حضور &quot;فراگیر&quot; و &quot;گسترده&quot; مردم قدردانی کرده اما مدعی شده که در آن روز فشارهای امنیتی و فضای بسته سیاسی حاکم بوده و نیروی&zwnj;های نظامی و امنیتی، تهران را به یک پادگان تبدیل کرده&zwnj;بودند.<br />وی همچنین مدعی شد که آنچه &quot;جریان خشونت&zwnj;طلب&quot; نامیده، می&zwnj;خواهد از این راهپیمایی که با حضور عظیم اصلاح&zwnj;طلبان و اصول&zwnj;گرایان برگزار شد، برای پاک&zwnj;کردن آثار ناشی از زندانی&zwnj;کردن&zwnj;ها و جنایت&zwnj;ها و شکنجه&zwnj;ها و کشتارهای خیابانی بهره برد.<br />شیخک اصلاحات در ادامه همچنین گفت که در رسانه&zwnj;&zwnj;های داخلی حتی یک تصویر هم از این همه لشگرکشی و پرتاب نارنجک&zwnj;های اشک&zwnj;آور و ضرب و شتم شما &quot;مردم&quot;، نشان داده&zwnj;نشد!<br />&nbsp;کروبی در بخش دیگری از بیانیه خود به تکرار ادعاهای رسانه&zwnj;های ضد نظام چون صدای آمریکا پرداخت و مدعی شد که &quot;تظاهرات&quot; 22 بهمن مهندسی شده بود و از سراسر کشور با &quot;صدها&quot; اتوبوس و &quot;قطار&quot; نیرو به تهران اعزام شده بود.<br /><p>او همچنین مدعی شد که که ده&zwnj;ها&zwnj;هزار نیروی نظامی و انتظامی و لباس&zwnj;شخصی&zwnj;ها با قمه و باتوم و گاز فلفل در این راهپیمایی حضور داشته است.<br />نامزد پنجم در انتخابات دهم در ادامه این بیانیه نوشته است: &quot;مردم عزیز، حضور شما در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال قابل تحلیل نیست&quot;<br />&nbsp;کروبی در بخش دیگری از این بیانیه برای آنچه که &quot;ازمیان رفتن پرده&zwnj;های گمراهی از جلوی دیدگان جریان تمامیت&zwnj;خواه&quot; نامیده دو پیشنهاد نیز مطرح کرده است.<br />وی در اولین پیشنهاد خود نوشته که &quot;حاکمیت&quot; یک &quot;میتینگ&quot; در یکی از میادین بزرگ تهران برگزار کند، به ما هم در بیابان و کویر قم اجازه متینگ بدهند!<br />کروبی که در انتخابات دهم از مجموع 40 میلیون رای، 300 هزار رای را به خود اختصاص داده در ادامه خاطرنشان کرده که خواستار مجوز برای تجمع حامیانش در میدانی از &quot;تهران&quot; است تا بدین ترتیب اقلیت و اکثریت مشخص شود.<br />او که تاکنون بارها و بارها پس از حضور در اماکن عمومی مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته و با تلاش محافظانش جان سالم به در برده است، در اظهار نظری جالب مدعی شده که امنیت این تجمع را نیز &quot;خودشان&quot; تامین می&zwnj;کنند.<br />شیخک اصلاحت در دومین پیشنهاد خود خواستار برگزاری &quot;رفراندومی&quot; برای &quot;برون&zwnj;رفت از بحران&quot; شده تا از این طریق به آنچه که &quot;حاکمیت شورای نگهبان&quot; نامیده، پایان داده شود!<br />وی در ادامه دلیل این خواسته خود را نظارت استصوابی عنوان کرده که مدتی پیش از برگزاری انتخابات دهم نیز در روزنامه اعتماد ملی حملات متعددی را به آن انجام داده بود.<br />&nbsp;کروبی همچنین مدعی شد که نظارت استصوابی، حاکمیت مردم را نشانه گرفته&zwnj;است و حتی از نظارت استصوابی هم پا را فراتر گذاشته&zwnj;است.</p><p>&nbsp;در ادامه به شکایت نامه اخیر نمایندگان مجلس برای محاکمه فتنه گران و بیانیه&zwnj;هایی از این دست اشاره کرده و مدعی شده که نمایندگان مجلس شورای اسلامی این کار را از ترس نظارت شورای نگهبان انجام می&zwnj;دهند!<br />گفتنی است، مهدی کروبی در حالی قصد داشت تا صبح روز 22 بهمن از میدان صادقیه تهران راهپیمایی خود را آغاز کند که 24 ساعت قبل از آن با اطلاع رسانی از حامیان خود خواسته بود تا در آنجا حضور یابند.<br />این اقدام کروبی پس از آن صورت گرفته بود که او طی ماه&zwnj;های اخیر بارها و بارها به خاطر مواضع عجیب و دشمن پسندانه&zwnj;اش از سوی مردم مورد حمله قرار گرفته بود.<br />با این حال فراخوان مهدی کروبی در آستانه روز 22 بهمن نیز کارساز نبود و راهپیمایان به محض اینکه از حضور کروبی در میدان صادقیه اطلاع یافتند با سر دادن شعارهای &quot;مرگ بر منافق&quot; و &quot;مرگ بر ضد ولایت فقیه&quot; بار دیگر او را مجبور به فرار کردند.<br />ساعاتی پس از آن بود که همسر مهدی کروبی با انتشار نامه&zwnj;ای در سایت اینترنتی اعتماد ملی که گویا مخاطب آن رهبر معظم انقلاب بود، مدعی شد که فرزندش علی کروبی در روز 22 بهمن بازداشت شده و پس از آنکه مورد ضرب و شتم قرار گرفته در خیابان رها شده است.<br />خانم کروبی همچنین در این نامه مدعی شده بود که علی کروبی در این مدت کوتاه تهدید به &quot;تجاوز جنسی&quot; نیز شده تا بلکه از این طریق بتواند به دروغ نخ نما شده همسرش تازگی بخشد.<br />این ادعای خانم کروبی اگرچه برای چند روز با استقبال رسانه&zwnj;های ضد نظام همراه شد اما در داخل کشور چندان مورد توجه قرار نگرفت</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022564</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 09:42:25 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>"زدند"، "توهین کردند"، "فحاشی کردند" و "کارهای ناشایست دیگری کردند"! </title>
         <description><![CDATA[<p>حجت الاسلام محمد خاتمی پس از نزدیک به دو هفته سکوت به بیان دیدگاه های خود درخصوص مسائل روز کشور و آنچه که در روز 22 بهمن رخ داد، پرداخت.<br />وی که در دیدار با برخی خانواده&zwnj;های زندانیان حوادث اخیر سخن می گفت، با بیان اینکه ما اصلاح طلبان باید در چارچوب قانون اساسی زندگی و حرکت کنیم گفت که البته این بدان معنا نیست که همه کسانیکه در چارچوب قانون اساسی زندگی می&zwnj;کنند نمی&zwnj;توانند نقدی به این قانون نداشته باشد.<br />اما آقای خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود به راهپیمایی روز 22 بهمن اشاره و گفت: &quot;امسال هم با همه دلخوری&zwnj;هایی که بوده 22 بهمن با حضور همه باشکوه بود.&quot;<br />وی البته به طور دقیق توضیح نداد که مقصودش از &quot;دلخوری&quot; چیست و این دلخوری از جانب چه کسانی است اما گفت : امسال کسانی که دلسوز جامعه بودند، ولو اینکه معترض بودند و حرف داشتند، همگی برای حضور در 22 بهمن فراخوان دادند که مردم! این انقلاب متعلق به همه است و همه باید در آن شرکت کنیم.<br />این در حالی بود که برخی از حامیان جریان فتنه سبز از چند روز مانده به انتخابات در فراخوان&zwnj;های خود از حامیانشان خواسته بودند که با نماد سبز در مراسم راهپیمایی 22 بهمن و در مسیرهایی خاص حاضر شوند و به جای حمایت از نظام جمهوری اسلامی، در حمایت از سران اصلاحات شعار سر&nbsp; دهند.<br />رئیس بیناد باران در ادامه سخنانش به حضور خود در میان مردم در این اشاره کرد و گفت: &quot;زدند&quot;، &quot;توهین کردند&quot;، &quot;فحاشی کردند&quot; و &quot;کارهای ناشایست دیگری کردند&quot;! البته&nbsp;او نگفت که منظورش از &quot;کارهای ناشایست&quot; چه بوده است.</p><p>آقای خاتمی با بیان اینکه می&zwnj;توان فهمید چه کسانی این کارها را کردند، مدعی شد: هر جا که بودیم حتی در ماشین و درحال عبور مورد محبت انبوهی!!!!! از مردمی بودیم که ما را می&zwnj;دیدند البته همه جا عده&zwnj;ای محدود هم با چوب و چماق !!!!و فحاشی به جان مردم می&zwnj;افتادند.<br />وی که گویا شعارهای مردم بر علیه سران فتنه اخیر را نشنیده بود همچنین گفت: &quot;اگر بنای مقایسه باشد معلوم است که اکثریت کیست؟منتهی این اکثریت بنا بر این بود که با متانت و پرهیز از خشونت به میدان بیاید ولو اینکه مورد ظلم وجفا و اهانت قرار گیرد.&quot;<br />رئیس دولت اصلاحات در ادامه خاطرنشان کرد: &quot;اصلا22 بهمن زمان تسویه حساب و اردوکشی و این مسائل نیست و مصادره آن به نفع یک جریان خاص جفای به انقلاب و نظام است و اهانت به مردمی که صاحب انقلاب و کشورند.&quot;<br />گفتنی است، محمد خاتمی در حالی در خصوص اتفاقات روز 22 بهمن ابراز نظر کرده که تاکنون آقایان موسوی و کروبی در اینخصوص سکوت کرده&zwnj;اند.<br />آقای خاتمی در روز 22 بمهن قصد داشت تا در تقاطع خیابان زنجان و انقلاب وارد جمعیت راهپیمایان بشود که مردم بلافاصله و به محض اطلاع از حضور وی، با سردادن شعارهایی چون &quot;مرگ بر ضد ولایت فقیه&quot; و &quot;مرگ بر منافق&quot; را سر دادند و او را مجبور به ترک محل کردند.</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022563</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 09:40:31 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سراشيب جنگ نرم </title>
         <description><![CDATA[<p align="justify">اوايل فوريه- 22 بهمن- سال گذشته در حالي كه چند هفته بيشتر از آغاز رياست جمهوري باراك اوباما نمي گذشت.</p><p align="justify">راجر كوهن نويسنده گزارش با اشاره به انتخاباتي كه در ايران در پيش بود نوشت &laquo;بيشترين نگراني ايران ظهور چهره اي مانند گورباچف است كه در درون به اسم مصالحه با غرب، كار را به حراج انقلاب و نابود كردن نظام اعتقادي آن بكشاند. بايد از اين منظر به رقابت انتخاباتي آينده در ايران نگريست، انتخاباتي كه بعد از انتخابات اخير آمريكا مهم ترين انتخابات جهان است. </p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022561</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 08:27:52 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همه چيز درباره ارتش سایبری ایران</title>
         <description><![CDATA[<p align="justify">نام ارتش سایبری ایران زمانی بر سر زبان&zwnj;ها افتاد که در اولین حمله سایت توئیتر را مورد حمله قرار داد و در پیامی که در سایت قرار داده بود، از حمایت از اغتشاش در ایران توسط توئیتر انتقاد کرده بود. در پیام هکرها آمده بود: &laquo;آمریکا فکر می&lrm;کند که دارد اینترنت را با دسترسی&lrm;اش کنترل و مدیریت می&lrm;کند، اما این طور نیست؛ این ما هستیم که اینترنت را با قدرت&zwnj;مان کنترل و مدیریت می&lrm;کنیم. بنابراین، سعی نکنید مردم ایران را تحریک کنید که&hellip;&raquo;</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022560</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 08:22:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آيا آتش جهنم برشيعيان حرام مي باشد ؟!! </title>
         <description><![CDATA[<div id="posttitle">بسم الله الرّحمن الرّحیم</div><div id="postbody"><p dir="rtl">از معصوم نقل شده که رسول خدا (صلوات الله علیه واله ) فرمود: ای پیروان شیعه تقوی الهی پیشه کنید ،پس همانا بهشت هرگز ازشما فوت نمی شود....... دراین هنگام مردی گفت:یا رسول الله آیا ازمحبین شما ومحب علی (علیه السلام) احدی داخل جهنم نمی شود ؟! فرمود:هرکس که با مخالفت محمد(صلوات الله علیه واله ) وعلی(علیه السلام) جانش را کثیف کردوکا رهای حرام انجام دهدوبه مؤمنین ومؤمنات ستم ورزد وبا رسم وآیین دین مخالفت کند روز قیامت کثیف وآلوده خواهد بود پس تا پاک نشود وارد بهشت نخواهد شد (داخل طبقاتی از جهنم می شود تا به واسطه عذاب از آلودگی ها پاک شود..... )مردی گفت:یا رسول الله فلانی به زن همسایه نگاه می کند با اینکه شخص متعهد ی است. پیامبر(صلوات الله علیه واله ) عصبانی شد فرمود: مرد را نزد من بیاورید ، سپس مرد دیگر گفت:یا رسول الله او ازشیعیان شما است او معتقد واز دوستان شما وعلی (علیه السلام) وازدشمنان شما بیزاراست!! رسول خدا(صلوات الله علیه واله ) فرمود: نگویید او از شیعیان ما ست همانا او دروغگوست ، شیعه ما کسی است که پیروی از اعمال ما&nbsp; کند و... نیست چیزی ازاعمال ما دراو که توذکر کردی.</p><p dir="rtl">بحار الانوار ج/65/ص154و155 &nbsp;</p><p dir="rtl">&nbsp;<strong>امام علي (&nbsp; علیه&nbsp; السلام) فرمودند:</strong> &laquo;از ملت جز نواصب و معاند و لجوج هلاك نمي گردند ولي اگر كسي معتقد به خدا باشد و اقرار به نبوت محمد( صلوات الله علیه واله)و اسلام داشته باشد واز اجتماع مسلمين خارج نگردد ،نسبت به ما (اهل بیت)ظلم و دشمني پيشه نگيرد .و اعلان دشمني با ما را نكند،چنين شخصي مسلمان<strong> &laquo;مستضعف&raquo;</strong> است كه اميد است رحمت پروردگار شامل حالش گردد.&raquo;</p><p dir="rtl">&nbsp;در این رابطه قرآن مي فرمايد :</p><p dir="rtl"><strong>ان الذين توفيهم الملائكه ظالمي انفسهم قالوا فيم كنتم،قالوا كنا مستضعفين في العرض قالوا تكن ارض الله واسعه فتها جروا فيها فاو لئك ماويهم جهنم و ساءت مصيرا الا المستضعفين من الرجال و النسا و الولدان لأ يستطيعون حيله و لا يهتدون سبيلا فا لئك عسي الله ان يعفو عنهم و كان الله عفوا غفورا</strong> / نساء- 99-97 </p><p dir="rtl">ترجمه: كساني كه فرشتگان (قبض روح ،روح آنان را گرفتند ،در حالي كه آنها گفتند،شما در چه حالي بوديد و چرا با اينكه مسلمان بوديد در صف كفار جاي گرفتيد؟)گفتند ما در سرزمين خود تحت فشار بوديم .فرشتگان گفتند مگر سرزمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟پس آنها عذري نداشتند و جايگاهشان دوزخ و سر انجام بدي دارند ،مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكاني كه به راستي تحت فشار قرار گرفته اند ،نه چاره اي دارند و نه راهي براي نجات از محيط كفر آلود مي يابند ،ممكن است كه خداوند آنها را مورد عفو قرار دهد و پروردگار عفو كننده و آمرزنده است.</p><p dir="rtl">دراین باره ، <strong>زراره گوید:</strong>امام باقر(علیه السلام)فرمودند: چون روز رستاخیز آید خداوند برای هر گروهی حجت آورد فقط هفت گروه در روز قیامت امرشان موکول به پروردگارشان است:</p><p dir="rtl"><strong>1.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>کودکانی که پیش از بلوغ از بین رفتند </strong></p><p dir="rtl"><strong>2.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>مات بین النبیین(کسانی که در زمان فترت میان دو رسول بوده واز دنیا رفتند)</strong></p><p dir="rtl"><strong>3.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>پیران سالخورده که زمان پیامبر( صلوات الله علیه واله) را درک کرده ولی عقل خود را از دست داده اند </strong></p><p dir="rtl"><strong>4.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>دیوا</strong><strong>نگان</strong><strong> که دارای عقل نبوده</strong></p><p dir="rtl"><strong>5.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>بی خردان &ndash; عقب افتادگان روانی</strong></p><p dir="rtl"><strong>6.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>&nbsp;کران&nbsp; که حس شنوایی ندارند (ازهیچ لوازم وابزار شنوایی نمی توانند استفاده کنند)</strong></p><p dir="rtl"><strong>7.&nbsp;&nbsp;&nbsp; </strong><strong>گنگ ها ولال های مادر زادی</strong></p><p dir="rtl">&nbsp;هر کدام از این طوائف در روز رستاخیز منتظر امر پروردگارشان&nbsp; هستند؛خداوند متعال به ملائکه امر می کند&nbsp; که آتشی پیش روی&nbsp; آنان&nbsp; قرار دهد &laquo;برای امتحان ایشان&raquo; پس به آنا ن گوید پروردگار شما امر فرموده که خود را&nbsp; در این آتش بیاندازید، پس هر کس خود را در آتش انداخت وتسلیم خدا شد آتش برایش&nbsp; سرد ،وبه بهشت می رود وهر کس که گوش نکرد ونافرمانی کرد به جهنم می رود .</p><p dir="rtl">منبع: مرحوم شیخ صدوق در( من لا یحضر الفقیه) /ج3 ص492 ترجمه غفاری /ج5 ص175</p><p dir="rtl">&nbsp;علا مه طباطبايي (رضوان الله تعالی علیه )در این باره مي فرمايد:</p><p dir="rtl">&laquo;نداشتن مسائل اعتقادي و برنامه هاي ديني در صورتي كه انسان كوتاهي نكرده باشد و به مقدار قدرت خودش تلاش نموده باشد اين شخص معذور است .اگر چه به حقيقت نرسد.&raquo;و اين شخص چيزي بر او نيست نه بهشت،نه جهنم و امرش موكول به پروردگار است:</p><p dir="rtl"><strong>فالئك عسي الله ان يعفو عنهم و كان الله عفوا غفورا </strong></p><p dir="rtl">پس این ها را امید است که خدا ببخشاید وخداوند خطا بخش آمرزنده است.</p><p dir="rtl">در خصال از حضرت صادق (&nbsp; علیه&nbsp; السلام)از پدرش از جدش از حضرت علی (&nbsp; علیه&nbsp; السلام)روایت می کندکه فرمود:</p><p dir="rtl">بهشت هشت در دارد:</p><p dir="rtl">1.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از یک در ؛انبیاء وصدیقون وارد می شوند </p><p dir="rtl">2.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از یک در ؛ شهداء وصالحین </p><p dir="rtl">3.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; واز پنج در دیگر شیعیان ودوستان مااهل بیت...تا آنجا که فرمود:</p><p dir="rtl">4.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; واز یک در سایر مسلمانان که شهادت به &laquo;لا اله الا الله&raquo; می دادند وبه مقدار&laquo;ذره &raquo; ای هم در قلبشان دشمنی ما اهل بیت وجود نداشته داخل می شوند.</p><p dir="rtl">وهمینطورپیامبر(صلوات الله علیه واله)فرمود: جهنم هفت طبقه وهفت در دارد که هر کس به اندازه گناهانی که مرتکب می شود در آن جایگاه عقوبت می بیند. &nbsp;</p><p dir="rtl">دراين رابطه قرآن مي فرمايد :</p><p dir="rtl">&nbsp;<strong>و من يتبع غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخره من الخاسرين /</strong>آل عمران -85</p><p dir="rtl">كسي كه غير از اسلام (تسليم در برابر فرمان حق)آئيني براي خود انتخاب كند،از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است .</p><p dir="rtl">&nbsp;ويا در جاي ديگر مي فرمايد:</p><p dir="rtl">&nbsp;<strong>و الذين كفروا اعمالهم كسراب بقيعه يحسبه الظمان ماءًحتي اذا جاءوه لم يجد شيئاً</strong> /نور - 39</p><p dir="rtl">آنانكه كافرند ،اعمالشان مانند سرابي در بيابان هموار و بي آب است كه شخص تشنه آن را آب پنداشته و به جانب اوروان گردد ،چون به آنجا برسد آبي نيابد.</p><p dir="rtl">رسولخدا (صلوات الله علیه واله)فرمود :هر چشمی روز قیامت گریانست جزء سه چشم، چشمی که از ترس خدا گریسته،چشمی که از نامحرم پوشیده ، چشمی که در جبهه جهاد برای حق نخوابیده. </p><p dir="rtl">خصال شیخ صدوق ص 120 ،</p></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022557</guid>
        
        
         <pubDate>۳ شنبه, 04 اسفندماه 1388 02:47:07 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title> بکشید ما را ، نیرومند تر می شویم....</title>
         <description>.... موسوی برای تاکید بر سخن خود جمله ای از آیت الله خمینی نیز در بیانی خود آورد تا نشان دهد که چه اندازه برای  ملت سبز ایران  [؟!!!] آماده هزینه است :" بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم [!!!!!]” ....</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022550</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 03 اسفندماه 1388 18:29:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>::  تیتر های روزنامه صبح جمل ::</title>
         <description>آن دوران صحابه ی مشهور و  لقب داری چون طلحه و زبیر و حتی همسر پیامبر عایشه در برابر علی(ع)  ایستادند!و اقدام به شورش  و آتش زدن و... كردند،كه  امام در جمل چشم فتنه را درآورد!اما خواستم با مشی و منش اصلاح طلبان كنونی نظری بر  وقایع تاریخی بیندازم كه حاصلش  شد این:</description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022549</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 03 اسفندماه 1388 17:33:09 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دکترین های فراموش شده (5) /دیدگاههای شخصی اميرتقي زاده</title>
         <description><![CDATA[<p style="line-height: 200%; text-align: center"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2"><span style="color: #333333">آ</span><span style="color: #0000ff">نچه که در این جمع پُرشور، پُراستعداد و پُرشوق مشاهده مى&rlm;کنم، براى من در حکم یک اشارت بزرگ است. جمعهاى دانشجویى در اغلب نقاطى که ما توفیق پیدا مى&rlm;کنیم در بین این عزیزان شرکت کنیم، همین&rlm;طورند. شما هم یکى از مجموعه&rlm;هاى بزرگِ دانشجویى کشور هستید؛ البته در گنجایش این تالار، بخشى از مجموعه&rlm;ى عظیم دانشجویى استان تشریف دارید که من خواهش مى&rlm;کنم سلام من را به بقیه&rlm;ى دانشجویان و استادان - که عزیزان ما هستند - برسانید. آنچه که در این مجموعه مشاهده مى&rlm;شود، <strong>حقیقتاً یک تحرک، تپش، شوق، امید و آماده به کارى براى پیمودن راههاى دشوار و رسیدن به قله است</strong>. این درست است که گفت:<strong>تپش دل بود سرا پایم&rlm; قطره&rlm;ى ناچکیده را مانم&rlm;</strong></span></font></span></span></p><p>&nbsp;</p><br /><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><span style="color: #993300"><font size="2">آرزو و آفتهای آن !</font></span></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"></span></span><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2"><strong>بعضى از انسانها آن چنان وجودشان پُرتپش و پُرتحرک است که مثل اینکه همه&rlm;ى اعضا و جوارح آنها قلب است؛ اینها مى&rlm;توانند به قله برسند.</strong> رسیدن به قله، یک مرحله&rlm;ى <strong>&laquo;آرزو&raquo;</strong> دارد. شما وقتى از پنجره&rlm;ى خانه&rlm;تان منظره&rlm;ى کوهستان را مشاهده مى&rlm;کنید - که در تهران مکرر دیده مى&rlm;شود - مى&rlm;بینید کسانى به آن بالاها رفته&rlm;اند و دارند در ارتفاعات بلند راه مى&rlm;روند؛ آرزو مى&rlm;کنید کاش شما هم بتوانید به آنجا برسید. این، یک مرحله است؛ لیکن کافى نیست. مرحله&rlm;ى بعد این است که از رختخواب بلند شوید، بیرون بیایید، لباس مناسب بپوشید، کفش مناسب به پا کنید و به طرف کوه راه بیفتید. وقتى انسان به بخشهاى دامنه&rlm;اى مى&rlm;رسد، بعضیها، با پستى بلندیها و سختیها و خاک و خُل&rlm;هایى که سر راهشان مى&rlm;بینند، خسته مى&rlm;شوند، حوصله&rlm;شان سر مى&rlm;رود و تصور مى&rlm;کنند که رسیدن به قله، مثل پریدن یک کبوتر است که پایشان را بگذارند و بپرند و به آنجا بروند، فکرِ این حرکتِ میان راه را نمى&rlm;کنند؛ اینها زود مأیوس مى&rlm;شوند. بعضیها چند تا پیچ و خم هم بالا مى&rlm;روند، لیکن خسته مى&rlm;شوند. بعضى احساس خستگى هم نمى&rlm;کنند، اما حوصله&rlm;شان سر مى&rlm;رود؛ عجله مى&rlm;کنند؛ خیال مى&rlm;کنند که نیم ساعت یا یک ساعت که انسان راه رفت، باید به آنجا برسد. اینها <strong>آفتهاى این حرکت</strong> است. آن کسى که صبورانه، شائقانه، با استفاده&rlm;ى از همه&rlm;ى توان و نیروى خود و با امید به اینکه به آنجا خواهد رسید، حرکت بکند، از طولانى شدن زمان، از دراز بودن راه، از پى&rlm;درپى آمدن گردنه&rlm;ها، از در میان راه ماندن بعضى از رفیقانِ نیمه راه، نمى&rlm;هراسد؛ این آدم باید مطمئن باشد که به آن قله خواهد رسید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بعضیها به افرادى که اهل معنایند، مراجعه مى&rlm;کنند و مى&rlm;گویند ذکرى بدهید تا ما بشویم یک آدم نورانى و خوب! خیال مى&rlm;کنند مثل حبّه&rlm;اى است که بخورند و فورى تغییر حالى در آنها به وجود بیاید؛ نه. اگر انسان بناست نورانى بشود و دلش با عوالم غیب آشنا بشود، اگر انسان مى&rlm;خواهد صداى فرشتگان را بشنود، اگر انسان مى&rlm;خواهد با ساحت جلال الهى ورود پیدا کند، اگر انسان مى&rlm;خواهد شامه&rlm;ى معنوى&rlm;اش به عطر توحید معطر بشود، باید کار کند؛ باید راه برود. قله در پیش است و در بین راه هم کسانى از راه مى&rlm;مانند؛ کسانى پشیمان مى&rlm;شوند؛ کسانى بى&rlm;حوصله مى&rlm;شوند؛ کسانى برمى&rlm;گردند؛ کسانى به دیگران مى&rlm;گویند فایده&rlm;اى ندارد، کجا مى&rlm;روید؛ و کسانى هم اصل قله را انکار مى&rlm;کنند! در راه معنویات، این مسائل هست؛ در راه مادیات هم همین مسائل هست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2"><span style="color: #800000">برنامه ریزی پنجاه ساله</span> <span style="color: #800000">!</span></font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بنده در یکى از همین ملاقاتها به دانشجوها گفتم شما براى پنجاه سال آینده برنامه&rlm;ریزى کنید؛ توقع ما این است. منظورم در زمینه&rlm;ى <strong>علم</strong> است. هدف را این قرار بدهیم که پنجاه سال بعد، کشور شما یکى از مراجع عمده و درجه&rlm;ى اول علمى دنیا باشد؛ به طورى که اگر کسى خواست با <strong>تازه&rlm;هاى دانش آشنا</strong> شود، مجبور بشود <strong>زبان ملى شما</strong> را یاد بگیرد؛ همچنانى که این دختر عزیزمان گفتند که ما مجبوریم زبان بین&rlm;المللى را یاد بگیریم؛ راست هم مى&rlm;گوید. انگلیسیها با زرنگى زبان خودشان را زبان علم و زبان بین&rlm;المللى کرده&rlm;اند و هر چه شما مى&rlm;خواهید یاد بگیرید و هر چه مى&rlm;خواهید بخوانید، مجبورید زبان آنها را یاد بگیرید. شما کارى کنید که در پنجاه سال آینده، همین نیاز به زبان فارسى شما باشد. این، یک آرزوست؛ یک قله است؛ مثل قله&rlm;ى دماوند، مثل قله&rlm;ى توچال، که نگاه کردن به آن، هیجان&rlm;انگیز است؛ شوق رسیدن به آن، در دل همه به وجود مى&rlm;آید؛ اما چه کسانى مى&rlm;رسند؟ باید کفش و کلاهش را آماده کنید؛ بیشتر از آن، باید همتش را آماده کنید و راه بیفتید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">من در نسل جوان کشورمان، این استعداد را مى&rlm;بینم. من نمى&rlm;خواهم گزافه بگویم، شعار هم نیست؛ هیچ کس از ما توقع نکرده که بیاییم این حرفها را بزنیم؛ اینها واقعیت است. جوان ایرانى در استعدادهاى گوناگون، یک ظرفیت سطح بالا را داراست. اگر ما مسئولان نشناسیم، گناه ماست؛ <strong>اگر خودِ او این ظرفیت را نشناسد، گناه اوست</strong>. گناه هم نتیجه&rlm;ى خودش را دارد؛ از راه ماندن و به مقصود نرسیدن است. اما اگر چشم را باز کنیم، راه را پیدا کنیم، همت بگماریم و هدف را گم نکنیم، بدون تردید خواهیم رسید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">آنهایى که امروز در قله&rlm;ى دانشند، همیشه این&rlm;طور نبوده&rlm;اند. همین امریکا که امروز از لحاظ علمى از همه&rlm;ى مراکز علمى و کشورهاى دنیا جلوتر است، صد سال پیش براى ابزارهاى عادى جنگىِ خودش، محتاج انگلیس و فرانسه و ایتالیا بود. تاریخ را بخوانید! در جنگهاى داخلى امریکا - به <strong>جنگهاى انفصال</strong> معروف است؛ جنگ بین شمال و جنوب امریکا. جنوبى&rlm;ها مى&rlm;خواستند جدا شوند؛ اما شمالیها مى&rlm;جنگیدند و نمى&rlm;گذاشتند که آنها جدا شوند؛ جنگ چهارساله که در حدود سالهاى هزار و هشتصد و شصت تقریباً، صد و پنجاه سال پیش اتفاق افتاد - دو طرف موفقیت خودشان را در این مى&rlm;دانستند که بتوانند مثلاً یک کشتى جنگى یا یک توپِ از فلان نوع را از انگلیس بخرند، از اقیانوس اطلس عبور بدهند و برسانند به این طرف. آن زمان، امکانات نداشتند؛ اما امروز در قله&rlm;ى علمند؛ چون تلاش کردند. <strong>تلاش به دین و ایمان و کفر و اسلام، ارتباطى ندارد؛ </strong>قرآن این را مى&rlm;گوید. من بارها این آیه را گفته و خوانده&rlm;ام: <span style="color: #008080"><strong>&laquo;کلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء&raquo;</strong></span>؛ <strong>ما به همه کمک مى&rlm;کنیم؛ این سنت الهى است</strong>. هر کس در راه یک مقصودى تلاش کرد، خداى متعال این سنت را قرار داده است که این تلاش به نتیجه خواهد رسید. مشکل کسى که عارى از معنویت است، جاى دیگر است؛ مشکل او یک بعدى بودن، تهیدست بودن از یک ثروت لازم دیگر است و همت را فقط متوجه یک بخش کردن است، که آن وقت ضررهایش را هم دارند مى&rlm;بینند. امروز جامعه&rlm;ى امریکایى تا خرخره در گنداب این ضررها دست و پا مى&rlm;زند و بدتر هم خواهد شد؛ همینها روى سرشان را هم خواهد گرفت. این حوادث تاریخى، ظرف یک سال و پنج سال و ده سال به وجود نمى&rlm;آید؛ بلکه در ظرف صد سال، صد و پنجاه سال به وجود مى&rlm;آید؛ اینها به آن اواخرش رسیده&rlm;اند و مشکلات جدى&rlm;اى دارند، که حالا بحث ما در آن&rlm;باره نیست. پس، باید کار و تلاش کرد. من این استعداد را در شما مى&rlm;بینم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">این مطالبى که عزیزان ما در اینجا گفتند - چه رئیس محترم و برخى از استادان، و چه چند نفر از دانشجویان - درخواستهاى علمى و حرفه&rlm;اى است و کاملاً درست است. این خواسته&rlm;ها، همان مسائل مورد نظر من است. من با مسئولان که مواجه&rlm;ام، همینها را مى&rlm;گویم. البته حالا که شما گفتید، تأکیدى شد؛ وزراى محترم هم تشریف دارند. همه&rlm;ى این زمینه&rlm;هاى مربوط به علم و تحقیقات، و این مسئله&rlm;ى تأکید بر علوم پایه، از جمله&rlm;ى چیزهایى است که من بارها رویش تأکید کرده&rlm;ام. هر کشورى به هر جا رسیده، از علوم پایه رسیده است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">مسئله&rlm;ى مدیریت تحقیقات، جزو چیزهاى بسیار اساسى است که من در ماه رمضان هم که جلسه&rlm;ى با دانشجویان یا اساتید بود، یادداشت کرده بودم که بگویم - حالا یادم نیست کدامیک از این دو جلسه بود - اما وقت نشد؛ حالا مى&rlm;گویم: تحقیقات باید مدیریت پیدا کند. ما همه&rlm;اش مى&rlm;گوییم بودجه&rlm;ى تحقیقات از چهل و هفت صدم در صد مثلاً، به سه درصد برسد؛ روى جنبه&rlm;ى مادى و کمى&rlm;اش بحث مى&rlm;کنیم که البته لازم هم هست؛ اما یک جنبه&rlm;ى کیفى هم دارد؛ تحقیقات موازى و غیر لازم نباید باشد؛ مهم تحقیقات بنیادى، تحقیقات کارکردى و تحقیقات تجربى - سه نوع تحقیقات داریم - است که هر کدام در مجموعه&rlm;ى تحقیقات کشور، یک سهم و وزنى دارند. این سهم را رعایت نکردن و ملاحظه نکردن، از مشکلات ماست. یک مرکزِ مدیریت تحقیقات در کشور لازم است که ان&rlm;شاءاللَّه بایستى به همت این عزیزان و این دولت فعال و پا به رکاب و آماده به کار، تحقق پیدا کند.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">و اما مشکلات دانشجویان و استادان و بالاخره <strong>جنبش عدالت خواهى</strong> - این حرفهایى که زدند - همه&rlm;اش حرفهاى مورد تأیید ماست. هر چه هم من بتوانم و در حوزه&rlm;ى کار من باشد، اقدام مى&rlm;کنم؛ هر چه باید توصیه کنم، توصیه مى&rlm;کنم و امیدواریم ان&rlm;شاءاللَّه که عزیزان ما دنبال بکنند.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">پسرفت کشورها !</font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">مطلبى که من مى&rlm;خواهم به شما عرض کنم، حول و حوش یک آیه&rlm;ى قرآن است. آیه&rlm;ى معروفى است: <span style="color: #008080"><strong>&laquo;انّ اللَّه لایغیّر ما بقوم حتّى یغیّروا ما بأنفسهم&raquo;</strong>.</span> <strong>تغییرات به دست شماست.</strong> کلید تحولات اجتماعى و تحولات عظیم در دست شماست؛ مضمون آیه این است. یک جاى دیگر در یک دایره&rlm;ى محدودتر مى&rlm;فرماید: <span style="color: #008080"><strong>&laquo;ذلک بأنّ اللَّه لم یک مغیّرا نعمة أنعمها على قوم حتّى یغیّروا ما بأنفسهم&raquo;.</strong></span> این آیه، پسرفت را مى&rlm;گوید. خداى متعال پسرفت را نصیب هیچ کشورى نمى&rlm;کند، مگر خودشان به دست خودشان بکنند. تغییرِ موجبِ پسرفت را خودِ ملتها به وجود مى&rlm;آورند. و شبیه این مضمون در آیات متعدد دیگرى هم هست که مرجعش به همین است. خلاصه&rlm;ى اینها چیست؟ خلاصه&rlm;ى اینها این است که شما آحاد انسان، سر رشته&rlm;دار تحولات جامعه هستید؛ شما هستید که تحول و تغییر را ایجاد مى&rlm;کنید. عزمِ انسان، تعیین کننده است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بعضى ممکن است بگویند منظور از عزم انسان چیست؟ اراده&rlm;ى چه کسى؟ اراده&rlm;ى منِ یک نفر، توى یک نفر، اراده&rlm;ى چه کسانى مؤثر است؟ این البته جزو بحثهاى دامنه&rlm;دار است، لکن من مى&rlm;خواهم فى&rlm;الجمله عرض بکنم که عزم یکایک انسانها در حد خودش تأثیر دارد؛ نه فقط در مسائل شخصى - که تأثیر تام دارد - بلکه در مسائل اجتماعى. ما اگر چنانچه آرزوهامان، هوسهامان، هواهاى نفسانیمان در فعالیتهامان حاکم شوند و در رفتار ما، عقل کنار بیاید و محاسبه&rlm;ى درست کنار زده شود، این کار در ایجاد یک سلسله تحولات منفى در جامعه تأثیر مى&rlm;گذارد. حالا یک مثال کوچکش را عرض بکنم: شما مى&rlm;روید یک جنسى را از بازار تهیه کنید - یک لباس، یا فرض بفرمایید یک وسیله&rlm;ى خانه؛ یک ظرف - نوع داخلى&rlm;اش هست، نوع خارجى&rlm;اش هم هست؛ یک مقدارى به خاطر تبلیغات خارجى، یک مقدار به خاطر پُز دادن به اینکه این جنس خارجى است، یک مقدار به خاطر رسوبات فرهنگى قبلى که جنس داخلى فایده&rlm;اى ندارد و یک مقدار هم شاید به خاطر مرغوبتر بودن جنس خارجى - این مرغوبتر بودن هم ممکن است یکى از عوامل باشد، لیکن به هر حال تعیین کننده نیست - شما آن را انتخاب مى&rlm;کنید. یعنى چه کار مى&rlm;کنید: یک کارگر ایرانى را بیکار مى&rlm;کنید و یک کارگر غیر ایرانى را به کار وادار مى&rlm;کنید. خوب، مگر بیکارى امروز، مشکل عمده&rlm;ى جامعه&rlm;ى ما نیست. وقتى شما این&rlm;طور کردید، بنده این&rlm;طور کردم، آن برادر دیگر، آن خواهر دیگر، و یکى یکى از این روش پیروى کردیم، نتیجه چه مى&rlm;شود؟ نتیجه، ورشکستگى کارخانه&rlm;ى داخلى، بیکارى کارگر داخلى و در نهایت باعث ناامیدى سرمایه&rlm;گذار داخلى مى&rlm;شود. بیکارى هم که به دنبال خودش اعتیاد، فساد و اختلافات خانوادگى مى&rlm;آورد و به دنبال آن، حوادث سیاسى و اجتماعى فراوان به وجود مى&rlm;آید. بنابراین، از یک چیز کوچکى شروع مى&rlm;شود؛ از یک اراده&rlm;ى شخصى من و شما. پس اراده&rlm;ى شخصى افراد هم حتّى در تحولات اجتماعى، مى&rlm;تواند اثر گذار باشد. و از این دست مسائل، فراوان است. هوس مى&rlm;کند از دست رفیقش سیگار بگیرد بکشد؛ گرایش به سیگار، گرایش به مواد مخدر، هوسهاى زودگذر؛ اینها همان چیزهایى است که به دنبال خودش یک جریان عظیم، طولانى و تمام نشدنى از تحولات اجتماعى را - که <strong>پسرفت</strong> هست - به وجود مى&rlm;آورد. عکسش هم صادق است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">بنده گاهى صبحها به ارتفاعات تهران مى&rlm;روم. وقتى ما حرکت مى&rlm;کنیم، هوا تاریک است؛ یعنى بعد از نماز صبح خیابانها خلوت است؛ وقتى به چراغ قرمز مى&rlm;رسیم، مى&rlm;ایستیم. بناى ما بر این است. هیچ کس هم در خیابان نیست؛ یعنى هیچ ماشینى هم از آن طرف نمى&rlm;آید؛ مى&rlm;ایستیم تا چراغ سبز مى&rlm;شود، بعد عبور مى&rlm;کنیم. من دیده&rlm;ام وقتى ما این طرف چهارراه ایستاده&rlm;ایم - مثلاً سه، چهار تا ماشین همراه هستیم - از آن طرف چهارراه یک ماشین دارد مى&rlm;آید و تصمیم هم دارد از چراغ قرمز عبور کند؛ یک خرده هم عبور مى&rlm;کند؛ اما وقتى مى&rlm;بیند سه، چهار تا چراغ آن طرف روشن است و ماشینها ایستاده&rlm;اند، او هم آهسته ترمز مى&rlm;گیرد و گاهى هم یک ذره به عقب مى&rlm;رود. یعنى انضباط اجتماعىِ یک نفر، در احساس لزوم <strong>انضباط اجتماعى</strong> در افراد مقابل تأثیر مى&rlm;گذارد. رفتارهاى فردى ما تأثیر گذار است، حتّى در فرهنگ سازى و بسیارى چیزهاى دیگر. به هر حال، <strong>عزم انسانى، محور و ملاک</strong> است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><span style="color: #800080"><strong><font size="2">ایستایى در طبیعت انسان !</font></strong></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">حالا تحول یعنى چه؟ تحول چرا؟ مگر بناست تغییر اتفاق بیفتد؟ بله. تحول در جوامع انسانى و براى بشر، <strong>سنت لایتغیر الهى</strong> است. هیچ کس نمى&rlm;تواند در مقابل <strong>تحول بشرى</strong> بایستد؛ امکان ندارد. دیر یا زود، یکى پس از دیگرى، تحولات بشرى اتفاق مى&rlm;افتند. این راز ماندگارى و راز تعالى بشر است. اصلاً خدا بشر را این&rlm;طور قرار داده است که <strong>ایستایى در طبیعت انسان نیست</strong>. شاید یکى از فرقهاى انسان با بقیه اشیا هم همین باشد. البته در بقیه&rlm;ى اشیا هم یک نوع تغییرات، تحولات و تبدیل انواع را مى&rlm;گویند، که من حالا به آن مسائل کار ندارم؛ نه درست واردیم و نه مى&rlm;توانیم قضاوت کنیم؛ نه به بحث ما ارتباطى دارد؛ اما در <strong>بشریت تحول حتمى است</strong>. با تحول نبایستى مقابله کرد؛ تحول را نباید انکار کرد. و باید به سوى تحول - به همان معنایى که عرض خواهم کرد - به شکل درست حرکت کرد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">در مقابلِ تحول چه هست؟ رکود. نقطه&rlm;ى <strong>مقابل تحول، رکود</strong> است. بعضى اینها را غلط مى&rlm;فهمند و اشتباه معنا مى&rlm;کنند. بعضى رکود را با ثبات اجتماعى اشتباه مى&rlm;کنند. رکود، بد است؛ ثبات اجتماعى خوب است. بعضى خیال مى&rlm;کنند که رکود یعنى ثبات اجتماعى. تحول را هم بعضى با آنارشیسم و هرج و مرج و هر چى به هر چى بودن، اشتباه مى&rlm;کنند. این اشتباهات موجب شده است که یک عده&rlm;اى که طرفدار ثبات اجتماعى&rlm;اند، با هر تحولى مخالفت کنند؛ به خیال اینکه این تحول، ثبات را به هم مى&rlm;زند. از طرف دیگر، کسانى که خیال مى&rlm;کنند هر تحولى به معناى ساختار شکنى و شالوده&rlm;شکنى و زیر سؤال بردن همه&rlm;ى اصالتهاست، اینها هم براى اینکه تحول ایجاد کنند، ثبات اجتماعى را از بین مى&rlm;برند و دچار خطر مى&rlm;کنند. این دو اشتباه، از دو طرف وجود دارد. تحول، یک چیز است، آنارشیسم، یک چیز دیگر؛ و هرج و مرج هم یک چیز دیگر است. همچنان که ثبات اجتماعى یک چیز است و رکود اجتماعى و ایستایى اجتماعى هم یک چیز دیگر است؛ اینها را نباید با هم اشتباه کرد. آنچه خوب و درست است، جامعه&rlm;ى با ثبات، اما غیر راکد و داراى تحول است؛ جامعه&rlm;اى که حتّى تحولات صحیح را سریع در خودش به وجود بیاورد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">چگونه مى&rlm;شود این ویژگى را به دست آورد؟ این که: ریشه&rlm;ها و اصالتها را حفظ کنیم و شالوده&rlm;شکنى نکنیم؛ هویت ملى را بشدت مورد ملاحظه قرار دهیم و ارج بنهیم. <strong>هویت جمعى یک ملت،</strong> جزو آن چیزهایى است که در تحولات باید دست نخورد. در کنار هویت ملى، پویایى، نشاط، برخوردارى از آزادىِ تحرک و روح رقابت در میان جمع خود را باید بشدت ارج بنهیم و به آن اهمیت بدهیم. لازمه&rlm;ى این نشاط و پویایى این است که <strong>هم منتقد باشیم، هم انتقادپذیر،</strong> که هر کدامش نباشد، بد است. بعضیها اهل انتقاد کردن هستند؛ انتقاد هم بجاست؛ شما هر چیزى را با دقت نگاه کنید و یک خُرده&rlm;اى کنجکاوى کنید، یک نقطه&rlm;ى عیبى در آن پیدا مى&rlm;کنید و مى&rlm;شود عیب&rlm;جویى کرد و عیبى هم ندارد؛ چنانچه عیب&rlm;جویى در جهت رفع عیب باشد، خیلى خوب است؛ اما این افراد، خودشان انتقادپذیر نیستند! اگر کسى بگوید چرا این&rlm;قدر پُرحرفى مى&rlm;کنى و چرا همه&rlm;اش عیبها را مى&rlm;بینى، چرا مثل مگس فقط روى زخمها مى&rlm;نشینى، نقاط مثبت را هم ببین، بدشان مى&rlm;آید! البته معیار و ملاک، برآیند نقاط مثبت به نقاط منفى است. ما ضعفهایى داریم، مشکلاتى داریم، بدیهایى داریم؛ قوتهایى هم داریم، خوبیهایى هم داریم؛ زیباییهایى هم داریم. ببینید در موازنه&rlm;ى این دو با یکدیگر، برآیند اینها چه خواهد شد؛ آن مى&rlm;شود معیار. اگر بدیهایمان بیشتر بود، بد است؛ اگر خوبیهایمان بیشتر بود، خوب است. پس هم انتقاد خوب است، هم انتقادپذیرى. اینها لازمه&rlm;ى آن تحول و حالت مطلوب جامعه است؛ <strong>همراه با امید، همراه با پُرکارى، همراه با برنامه&rlm;ریزى و همراه با داشتن خط مشى درست و سرمشق براى تحول.</strong></font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">دگرگونی برای تحول !</font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">حالا چه کار مى&rlm;خواهیم بکنیم؟ این دگرگونى&rlm;اى که مى&rlm;خواهیم ایجاد کنیم، به چه معناست؟ جاى آنچه که مى&rlm;خواهیم دگرگون کنیم، چه مى&rlm;خواهیم بگذاریم؟ اینها مهم است. و در این راه، <strong>کار و تلاش، شرط اول است.</strong> پس، ثبات اجتماعى باقى مى&rlm;ماند؛ به خاطر اینکه ریشه&rlm;ها و اصالتها و ساختارهاى اصلى و هویت ملى محفوظ است. هویت ملى هم که مى&rlm;گوییم، <strong>ملیت در مقابل دین نیست،</strong> بلکه هویت ملى هر ملت، مجموعه&rlm;ى فرهنگها و باورها و خواستها و آرزوها و رفتارهاى اوست. یک ملت مذهبى، یک ملت موحد، یک ملت مؤمن و یک ملت معتقد به پاکان درگاه الهى و اهل بیت پیغمبر است؛ این جزو فرهنگ و هویتشان است؛ هویت ملى که مى&rlm;گوییم، شامل همه&rlm;ى اینها هست؛ اینها را حفظ کنیم. حالا براى تغییر بخشهاى غلط، کارهاى غلط و راه&rlm;هاى غلط، تلاش و پویایى لازم است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">نقطه&rlm;ى مقابل، این است که هرج و مرج رفتارى و سیاسى و ساختارشکنى و پوچ&rlm;گرایى و فراموشى هویت ملى بر ما حاکم شده باشد؛ این، نقطه&rlm;ى مقابل آن چیز مطلوب است؛ یعنى ایجاد یک حرکت، اما در جهت خراب کردن آنچه که داریم و مفید است و لازم مى&rlm;دانیم. این، غلط است. بعضیها در زمان جوانىِ ما - آن زمان که نهضت معمارى غربى بر کشور ما تازه حاکم شده بود - مى&rlm;خواستند ساختمانهاى قدیمى را خراب کنند و آنها را به ساختمانهاى با سبک نو تبدیل کنند. همین ساختمانهاى با پنجره و شیشه&rlm;هاى بزرگ از آن زمان شروع شد. بیشتر اینها خانه&rlm;ى محکم قدیمى را خراب مى&rlm;کردند، که من تعجب مى&rlm;کردم. در مشهدِ ما این&rlm;طور بود. یک خانه&rlm;ى محکم و خوب، اما قدیمى - اتفاقاً حالا معمارها، مهندسان، آرشیتکتها و مطلعان ما مى&rlm;گویند براى کشور ما همان روش قدیمى درست است و این شیشه&rlm;ها و پنجره&rlm;هاى بزرگ و آفتابگیرهاى آنچنانى، اروپایى است؛ چون آنها آفتاب را آرزو مى&rlm;برند و نمى&rlm;بینند، ولى کشور ما کشور پُرآفتاب است؛ بخصوص بعضى از مناطقش. بنابراین، چه لزومى دارد؛ همان پنجره&rlm;هاى کوچک و درهاى چوبى خوب بود - را خراب مى&rlm;کردند و از تیرآهن و سیمان و درِ آهنى و شیشه&rlm;هاى بزرگ و... استفاده مى&rlm;کردند. اینها کار هجو و غلطى است؛ کار عاقلانه&rlm;اى نیست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">ما در تحولات بنیانى اساسىِ جامعه، ممکن است گاهى این&rlm;طورى عمل کنیم؛ به جاى اینکه بنیانها را حفظ کنیم و بر آنچه که نیاز داریم، پا فشارى کنیم و آنچه را که نداریم، براى خودمان فراهم کنیم، <strong>هویت مستقلِ ملىِ</strong> خودمان را فراموش کنیم! که متأسفانه این مسئله در کشور ما و خیلى از کشورهاى اسلامى داستان و سرگذشت بسیار غمبارى دارد، که حالا بعد ممکن است اشاره&rlm;اى بکنم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">از این خطرناکتر، این است که سررشته&rlm;ى همین تحولات منفى در سطح بین&rlm;المللى، در دست کسانى باشد که آنها به وسیله&rlm;ى این تحولات مى&rlm;خواهند اهداف خودشان را - که یا زر است یا زور - تأمین کنند و براى آنها چیزى به نام هویت ملتها اصلاً ارزش ندارد؛ که متأسفانه این در صد سال، صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنى تحولات کشورهاى آسیایى و آفریقایى و امریکاى لاتین در دام طراحى باندهاى قدرت بین&rlm;المللى افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایه&rlm;داران بین&rlm;المللى بوده&rlm;اند. براى اینها آنچه مهم بوده، کسب قدرت سیاسى است که بتوانند در کشورها و دولتهاى اروپایى و غیره نفوذ کنند و قدرت سیاسى را در دست بگیرند و پول کسب کنند و این کمپانیها، سرمایه&rlm;هاى عظیم، کارتلها و تراستها را به وجود آورند. هدف این بوده است؛ آن وقت اگر اقتضاء مى&rlm;کرده است که <strong>اخلاق جنسى</strong> ملتها را خراب کنند، راحت مى&rlm;کردند؛ <strong>مصرف گرایى</strong> را در بین آنها ترویج کنند، به&rlm;راحتى این کار را انجام مى&rlm;دادند؛ بى&rlm;اعتنایى به هویتهاى ملى و مبانىِ فرهنگى را در آنها ترویج کنند، این کار را مى&rlm;کردند. اینها، اهداف کلان آنها بوده است که تصویر مى&rlm;کردند. آن وقت همیشه لشگرى هم از امکانات <strong>فرهنگى و رسانه&rlm;اى و روزنامه&rlm;هاى</strong> فراوان و مسائل گوناگون تبلیغات در مشت اینها بوده است، که اینها امروز یواش یواش دارد پخش مى&rlm;شود و من پریروز در روزنامه - البته سه، چهار ماه قبل از این، من مقاله&rlm;اش را دیده بودم - گزارشى از تشکیلِ<span style="color: #ff0000"> <strong>&laquo;ناتوى فرهنگى&raquo;</strong></span> را خواندم. یعنى در مقابل <strong>پیمان ناتو</strong> که امریکاییها در اروپا به عنوان مقابله&rlm;ى با شوروى سابق یک مجموعه&rlm;ى مقتدر نظامى به وجود آوردند؛ اما <strong>براى سرکوب هر صداى معارض با خودشان</strong> در منطقه خاور میانه و آسیا و غیره از آن استفاده مى&rlm;کردند، حالا یک <span style="color: #ff0000">ناتوى فرهنگى</span> هم به وجود آورده&rlm;اند. این، بسیار چیز خطرناکى است. البته حالا هم نیست؛ <strong>سالهاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه&rlm;ى زنجیره&rlm;ى به هم پیوسته&rlm;ى رسانه&rlm;هاى گوناگون - که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره&rlm;ها و تلویزیونها و رادیوها - در جهت مشخصى حرکت مى&rlm;کنند تا سررشته&rlm;ى تحولات جوامع را به عهده بگیرند؛ حالا که دیگر خیلى هم آسان و رو راست شده است.</strong></font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">در <strong>گرجستان</strong> که یک تحول سیاسى اتفاق افتاد و <strong>جا به&rlm;جایى قدرت</strong> انجام گرفت، یک <strong>سرمایه&rlm;دار امریکایى و صهیونیست یهودى</strong> - البته اسمش معروف است، من نمى&rlm;خواهم اسمش را بیاورم - اعلام کرد که من <strong>ده میلیون دلار در کشور گرجستان</strong> خرج کردم و تحول سیاسى ایجاد کردم؛ خیلى راحت. ده میلیون دلار خرج مى&rlm;کنند، یک حکومت را کنار مى&rlm;گذارند، یک حکومت دیگر را سرِ کار مى&rlm;آورند! اینها باید روى مردم اثر بگذارند؛ باید اجتماعات درست کنند. در <strong>اوکراین</strong> هم همین کار را کردند؛ در جاهاى دیگر هم همین کار را کردند. گاهى اوقات تأثیراتشان به شکل دیگرى است و تعیین کننده است؛ شاید این را در یک جمع دانشجویى دیگر گفته باشم که ماهاتیر محمد، نخست وزیر سابق مالزى - که بسیار هم آدم پُرکار و دقیق و جدى و پایبندى بود - به تهران آمد، به دیدن من هم آمد؛ همان اوقات بود که تحولات گوناگونى در آسیاى شرقى اتفاق افتاده بود؛ در مالزى، اندونزى و تایلند، و زلزله&rlm;ى اقتصادى به وجود آمده بود. همین سرمایه&rlm;دار صهیونیستى و بعد سرمایه&rlm;دارهاى دیگر، با بازیهاى بانکى و پولى توانستند چند تا کشور را به ورشکستگى بکشانند. در آن وقت ماهاتیر محمد به من گفت: <strong>من فقط همین قدر به شما بگویم که ما یک شبه گدا شدیم!</strong> البته وقتى کشورى وابستگى اقتصادى پیدا کرد و خواست <strong>نسخه&rlm;هاى اقتصادى بانک جهانى و صندوق بین&rlm;المللى پول</strong> را عمل بکند، همین&rlm;طور هم خواهد شد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">خود این بانک جهانى و صندوق بین&rlm;المللى هم یکى از بخشها و قطعه&rlm;هاى این پازل بزرگند. این خیلى خطرناک است که سر رشته&rlm;ى تحولات جهانى دست باندهاى قدرت بین&rlm;المللى باشد؛ که امروز هست. اینها صهیونیستها و سرمایه&rlm;دارهایند و عمدتاً هم در امریکا و در اروپایند. این دو، سه نکته در باب تحول بود. پس، از تحول نباید گریخت؛ نباید ترسید و نباید آن را با هرج و مرج و آنارشیسم اشتباه کرد. <strong>تحول خوب است و لازم است.</strong></font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">حرف اصلى ما امروز این است <strong>که نه با توقف در گذشته و سرکوب نوآورى مى&rlm;توان به جایى رسید، نه با رهاسازى و شالوده&rlm;شکنى و هرج و مرجِ اقتصادى و عقیدتى و فرهنگى مى&rlm;توان به جایى رسید؛ هر دو غلط است.</strong> <span style="color: #ff0000">آزادى فکر؛ همان نهضت آزادفکرى</span> که ما دو، سه سال قبل مطرح کردیم و البته دانشجوها هم استقبال کردند؛ اما عملاً آن کارى را که من گفته بودم، انجام نشده است؛ <strong>نه در حوزه، نه در دانشگاه</strong>. من گفتم <strong>کرسیهاى آزاداندیشى</strong> بگذارید. البته حالا اینجا الان یادم آمد که در گزارشهاى مربوط به دانشگاههاى سمنان خواندم که خوشبختانه مجموعه&rlm;هاى فعال دانشجویى در سمنان با همدیگر مناظرات آزاد دارند. اگر این گزارش که به من دادند، دقیق باشد، بسیار چیز مثبت و خوبى است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">آزاد اندیشی !</font></strong></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><font size="2">مسئله&rlm;ى <strong>آزاداندیشى&rlm;اى</strong> که ما گفتیم، ناظر به این است. <strong>باید راه آزاد اندیشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت</strong>، منتها آن را مدیریت کرد تا به ساختارشکنى و شالوده&rlm;شکنى و بر هم زدن پایه&rlm;هاى هویت ملى نینجامد. این کار، مدیریت صحیح لازم دارد. چه کسى باید مدیریت کند؟ نگاهها فوراً مى&rlm;رود به سمت دولت و وزارت علوم و...؛ نه، <strong>مدیریتش با نخبگان است؛</strong> با خود شماست؛ با اساتید فعال، دانشجوى فعال و مجموعه&rlm;هاى فعال دانشجویى. حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پیدا کردن حرف نو حرکت کنید؛ اما مراقب باشید که این حرف نو در کدام جهت دارد حرکت مى&rlm;کند؛ در جهت تخریب یا در جهت ترمیم و تکمیل؛ اینها با هم تفاوت دارد. این وظیفه&rlm;اى است به عهده&rlm;ى خود شماها. امثال بنده که مسئول هستیم؛ البته مسئولیتهایى داریم و شکى نیست در این زمینه&rlm;ها؛ اما کار، کارِ خود شماهاست. گمان نکنید که نهضت آزاداندیشى و حرکت تحول و شجاعت در کارهاى گوناگون را، به جاى شما که دانشجو هستید یا محقق هستید یا استاد هستید، ممکن است مسئولان دولتى یا بنده بیاییم انجام بدهیم؛ نه، من نقشم این است که بیایم بگویم این کار را خوب است بکنیم. <span style="color: #ff0000">نهضت نرم&rlm;افزارى و جنبش نرم&rlm;افزارى و نهضت تولید علم</span> را ما مطرح کردیم؛ الان حدود ده سال مى&rlm;گذرد و امروز یک غوغایى راه افتاده است. چه کسى این را راه انداخته؟ من که یک کلمه بیشتر نگفتم. این کار را شما کردید؛ محقق ما، جوان ما و استاد ما؛ تحول از این قبیل است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="font-size: small"><span style="color: #0000ff"><strong><font size="2">وظیفه&rlm;ى نخبگان فکرى و فرهنگى جامعه و حوزه و دانشگاه، مدیریت این تحول است. نه باید تحولات را سرکوب کرد، نه باید تسلیم هر تحولى شد. خوب، این تحول براى چیست؟ براى پیشرفت. پیشرفت چیست؟ باید آن را معنا کنیم.</font></strong></span></span></p><h1 style="line-height: 200%"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><span style="font-size: x-small"><font size="1">پیشرفت چیست؟</font></span></span></span></h1><h1 style="line-height: 200%"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><span style="font-size: x-small"><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-family: times new roman,times"><span style="font-size: small"><span style="font-family: trebuchet ms,geneva"><font size="2">اولاً این سؤال را باید از خودمان بکنیم: پیشرفت چیست؟ اگر سؤال نکنیم که پیشرفت چیست، پیداست به فکر پیشرفت نیستیم. بنابراین، باید اول این سؤال را از خودمان بکنیم و به دنبال پاسخش حرکت بکنیم تا آن را پیدا بکنیم.</font></span></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-family: times new roman,times"><span style="font-size: small"><span style="font-family: trebuchet ms,geneva"><font size="2">اینکه &laquo;پیشرفت چیست؟&raquo; حرفهاى گوناگونى در سطح دنیا مطرح است. همه&rlm;جور حرفى هست؛ نسخه&rlm;هاى قلابى، توصیه&rlm;هاى متناقض، عجیب و غریب و بعضاً خائنانه، که این بلایى بود که در آغاز شروع مدرن&rlm;سازى کشور به جان ما ایرانیها افتاد. اول که نشانه&rlm;هاى پیشرفت اروپایى براى ایرانیها معلوم شد، کم کم به فکر افتادند که ببینند در اروپا، در آن طرف دنیا، چه خبراست؛ قبل از آن، اصلاً خبر نداشتند که در دنیا چه خبر است! سلاطین قاجارى آنقدر گرفتار حرمسراها و سفره&rlm;خانه&rlm;ها و گرفتاریهاى شخصى و مسائل بى&rlm;ارزش خودشان بودند که اصلاً از اینکه در دنیا چه دارد مى&rlm;گذرد، خبر نداشتند. رنسانس چه بود؟ چطور به وجود آمد؟ چرا به وجود آمد؟ نتیجه&rlm;اش چه شد؟ اصلاً این قضایا را تا دوران فتحعلى شاه و بعد از آن ملتفت نبودند! بعد که جنگ ایران و روس شد و دستگاه قاجارى به واسطه&rlm;ى سلاحهاى پیشرفته&rlm;ى روسها - که آن روز از امکانات جدید و سلاحهایى که براى خودشان ساخته بودند، بهره بردند - تو دهنى محکمى خورد، تازه کسانى را به اروپا فرستادند و سفراى اروپایى هم که در ایران زندگى مى&rlm;کردند، دست و پایى باز کردند. پیغام&rlm;آورها و مأموران ویژه&rlm;اى هم براى زمینه&rlm;سازى نفوذ سیاسى به ایران گسیل شدند و با روشهاى خودشان به ایران آمدند. اولین کسانى که با موج به اصطلاح مدرنیته مواجه شدند، چه کسانى بودند؟ شاهزاده&rlm;ها، رجال دربار قاجارى و شخصیتهاى متنفذ سیاسى آن روز. عامه&rlm;ى مردم که خبرى نداشتند، علما که اطلاعى نداشتند و دیگران که چیزى نمى&rlm;دانستند. اینها هم به جز خیلى افراد معدود، عموماً - تقریباً مى&rlm;شود گفت بدون استثنا - در مواجهه&rlm;ى با این فرهنگ و پیشرفتهاى غربى مات و مبهوت شدند؛ دست و پاى خودشان را گم کردند و نتوانستند ذهن و عقل خودشان را به کار بگیرند و از پیشرفت طرف مقابل، به فکر پیشرفت خود بیفتند. نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که در دوران مشروطیت و بعد از استقرار آن، روشنفکرهاى درجه&rlm;ى اول ما عقیده&rlm;شان این شد که اگر ایران بخواهد پیشرفت کند، باید از فرق سرتا پا غربىِ کامل بشود! این، یعنى تقلید محض. و همین&rlm;طور هم عمل کردند و این روند تا حکومت پهلوى ادامه داشت.</font></span></span></span></span></p></span></span></span></h1><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">حکومت پهلوى آمد این را برنامه&rlm;ریزى کرد تا با سرعت بیشترى این کار انجام بگیرد. به آن مقدارى که در دوره&rlm;ى قاجار بود، قانع نبودند. پهلوى را براى این سرِ کار آوردند؛ چند تا روشنفکرِ دست&rlm;نشانده&rlm;ى مورد اعتماد خودشان از ایرانیهاى تحت تأثیر غرب را هم به عنوان عناصر فرهنگى، دور و برِ آن گذاشتند تا همین کار را بکنند. مسئله&rlm;ى کشف حجاب، مسئله&rlm;ى تغییر لباس و مسئله&rlm;ى حذف کردن نشانه&rlm;هاى ایرانىِ اسم: میرزا، سید، خان، آقا، دادن امتیازات فراوان در زمینه&rlm;هاى نفت و آوردن مستشارهاى خارجى - که روز به روز هم بیشتر شد - از این قبیل است. بعد هم که - انگلیسیها رضاخان را کنار گذاشتند، در دوره&rlm;ى بعد، امریکاییها از سال 1332 همه کاره&rlm;ى کشور شدند؛ این سرگذشت تحولات ما در دوران طاغوت است که با همان مدیریت خطرناک که گفتم، به سمت نابود کردن اصالتها رفت. اى کاش در مقابل چیزى مى&rlm;گرفتند! نه، هیچ چیز هم نگرفتند. یعنى ایرانیها در طول سالهاى متمادى - بیش از شصت، هفتاد سال - که در اختیار انگلیسیها و غربیها بودند، این قدرت را پیدا نکردند که مثلاً یک مرکز تحقیقات علمى در کشور به وجود آورند که ظرف پنجاه سال دو تا اختراع درست کند؛ دانشمندانى را تربیت کنند که دو، سه تا کشف جدید علمى بکنند؛ یعنى اینها این اندازه از غرب استفاده نکردند. آنها چه مى&rlm;خواستند؟ مصرف کننده مى&rlm;خواستند. مصرف کننده&rlm;ى اقتصادى&rlm;اى که به طور طبیعى با خودش <strong>مصرف فرهنگى و تسلیم سیاسى</strong> را هم همراه دارد. آنها این را مى&rlm;خواستند؛ اینها هم راحت تسلیم شدند و دادند. همه&rlm;ى این تشنجها، درگیریها و چالشهایى که شما در دوران حکومت قاجاریه از زمان تنباکو تا دوران رضا خان و تا بعد از آن مى&rlm;بینید که بین جبهه&rlm;اى از مؤمنین به رهبرى علما از یک طرف و حکام جائر از یک طرف انجام گرفت، نشئت گرفته از این قضیه است. در قضیه&rlm;ى امتیاز <strong>&laquo;رژى&raquo;</strong>، میرزاى شیرازى در مقابل دادن امتیازِ مفت و مجانىِ یک منبع درآمد بزرگ در کشور به غربیها و خارجیها، مخالفت کرد. در قضیه&rlm;ى امتیاز <strong>&laquo;رویتر&raquo;</strong> همین&rlm;طور، و در قضیه&rlm;ى <strong>قراردادِ 99</strong> - قرارداد معروف به <strong>&laquo;قرارداد وثوق الدوله&raquo;</strong> که در واقع طبق آن، همه&rlm;ى کشور را به دست انگلیسها مى&rlm;دادند - هم همین طور بود، که مدرس، آن روحانى برجسته، مخالفت کرد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">در قضیه&rlm;ى ملى شدن صنعت نفت هم که مرحوم آقاى کاشانى (رضوان اللَّه علیه) دخالت کرد، همین طور بود. این چالشهایى که علما با حکام دورانهاى مختلف داشتند - که مردم و بسیارى از روشنفکرها هم با اینها همراهى کردند - همه در این مرز است؛ مرز منافع ملى، و آن طرف هم که تحول ناشى از اراده و تصمیم&rlm;گیرى قدرتهاى بیگانه&rlm;است. پس نسخه&rlm;هاى پیشرفت و نسخه&rlm;هاى غربى و بیگانه، بعضاً حتّى خائنانه است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">براى اینکه ما بتوانیم نسخه&rlm;ى درست پیشرفت را پیدا کنیم، چه لازم داریم؟ بحث نظرى. این، یکى از آن کارهایى است که شماها باید بکنید. پیشرفتِ یک کشور چیست؟ البته مقصودم این نیست که در بحثهاى ذهنى و باز بیفتیم و همین&rlm;طور خودمان را معطل مباحث ذهنى بکنیم؛ مباحث تئوریکِ بدون توجه به خارج و واقعیات؛ نه، اینها را نمى&rlm;خواهم، این غلط است. مثل اینکه در باب <strong>تهاجم فرهنگى</strong> ما یک روزى گفتیم دارد <strong>تهاجم فرهنگى</strong> انجام مى&rlm;گیرد. این صحبتِ دوازده، سیزده سال قبل است. اگر از من مى&rlm;خواستند که <strong>تهاجم فرهنگى</strong> را نشان بدهم، من که با چشم خودم کأنّه دارم <strong>تهاجم فرهنگى</strong> را مى&rlm;بینم، مى&rlm;توانستم موارد را نشان بدهم. در چندین سخنرانى نشان هم دادم؛ اما بعضیها شروع کردند به <strong>انکار تهاجم فرهنگى!</strong> و گفتند: نه آقا، چنین چیزى وجود ندارد!</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">بنده به یاد بنى&rlm;صدر افتادم. در اول جنگ تحمیلى عراق، دلسوزهاى محلى مى&rlm;آمدند و مى&rlm;گفتند عراقیها به خاک ما حمله کردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز کردند. ما به بنى صدر مى&rlm;گفتیم: رئیس جمهور! شما چه خبر دارید؟ مى&rlm;گویند عراقیها حمله کردند؛ مى&rlm;گفت دروغ مى&rlm;گویند؛ این سپاه براى اینکه خودش امکانات دست و پا کند، این حرفها را مى&rlm;زند! آنها را متهم مى&rlm;کردند. بعد هم به دهلران رفت - که هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند - ایستاد و مصاحبه کرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى&rlm;گویند عراقیها آمده&rlm;اند؛ عراقیها کجایند؟! از دهلران بیرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسیله&rlm;ى عراقیها تصرف شد. نمى&rlm;شود که واقعیات را با چشم روى هم گذاشتن انکار کرد.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">پادشاهِ معاصر حافظ ، شاه شیخ ابواسحاق - که البته شاه بود، اما شیخ نبود؛ اسمش شیخ ابواسحاق است - یک جوان خوشگذرانِ خوش قیافه بود که از شعرهاى حافظ فهمیده مى&rlm;شود که به او خیلى علاقه داشته، وقتى امیر مبارزالدین آمده بود اطراف بیابانهاى شیراز اردو زده بود و داشت خودش را آماده&rlm;ى حمله&rlm;ى به شیراز مى&rlm;کرد، این حاکم بدبختِ شیراز که غرقِ در عیش و نوش خودش بود، خبر نداشت، وزیرش هم جرئت نمى&rlm;کرد به او چیزى بگوید. اگر چیزى مى&rlm;گفتند، مى&rlm;گفت شماها بیخود مى&rlm;گویید. وزیرش یک روز تدبیرى اندیشید و مثلاً گفت: جناب اعلى حضرت مایل نیستید که در این فصل بهار، بالاى پشت بام برویم و این بیابان را نگاهى بکنیم و از این سبزه&rlm;ى بیابان استفاده&rlm;اى بکنیم؟ آن هم که چنین آدمى بود، گفت: چرا؛ برویم. بالاى پشت بام قصر رفت، نگاه کرد و دید در بیابان اردو زده&rlm;اند. گفت: اینها چیست؟ گفت: اردوى مبارزالدین کرمانى است؛ آمده پدر شما و همه&rlm;ى دربارتان را در بیاورد. به این بهانه و تدبیر، وجود دشمن را به او نشان داد. بعضى این&rlm;طورى&rlm;اند؛ چشمشان را روى هم مى&rlm;گذارند؛ گفتند <strong>تهاجم فرهنگى</strong> نیست. بعد که قبول کردند تهاجم فرهنگى هست، به دنبال بحثهاى ذهنى رفتند! <strong>&laquo;تهاجم یعنى چه؟&raquo;</strong>، <strong>&laquo;فرهنگ یعنى چه؟&raquo;</strong>، &laquo;فرهنگى چه چیزهایى را شامل مى&rlm;شود و چه چیزهایى را شامل نمى&rlm;شود؟&raquo; ما به اینها چه کار داریم؟! نقل مى&rlm;کنند قدیمها که در یک شهرى، یک سینما درست کرده بودند؛ یک عده&rlm;اى رفتند پیش عالِم شهر - که آدم گوشه&rlm;گیرى بود - تا وادارش کنند که با این سینما مخالفت کند. گفتند: آقا! در این شهر سینما ساخته&rlm;اند، شما یک اقدامى بکنید. عالِم یک فکرى کرد، گفت: حالا ببینیم این سى&rlm;نُماست یا سى&rlm;نَماست یا سى&rlm;نِماست! کدام درست است؟! بنا کردند بحث نظرى کردن که ضبط لفظ سینما را پیدا کنند! بنده طرفدار بحثهاى نظرىِ این طورى نیستم که برویم در آنها غرق بشویم؛ اما به هر حال باید بحثهاى نظرى انجام بگیرد تا معلوم شود که پیشرفت به چیست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">الگوى پیشرفت چیست؟</font></strong></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2"><strong>&laquo;تعیین الگوى پیشرفت&raquo;</strong> هم لازم است. الگوى پیشرفت چیست؟ ما باید این را مشخص کنیم. اگر این را مشخص کنیم، آن وقت در برنامه&rlm;ریزیها، اولویتها، تقدمها، برنامه&rlm;ها، زمان&rlm;بندیها، و سرمایه&rlm;گذاریهاى ما اثر مى&rlm;گذارد؛ به دنبال خود فرهنگ سازى مى&rlm;آورد؛ در گفتگوى نخبگان خودش را نشان مى&rlm;دهد و به ذهنیت عامه&rlm;ى مردم سرریز مى&rlm;شود؛ حتّى در صادرات و واردات کشور اثر مى&rlm;گذارد؛ چه چیزى را از کجا وارد کنیم؟ چه چیزى را به کجا صادر کنیم؟</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">حالا مى&rlm;خواهیم مشخص کنیم که پیشرفت چیست؟ تعریفهایى براى پیشرفت و کشور پیشرفته در دنیا معمول است؛ ما اغلب اینها را قبول داریم و رد نمى&rlm;کنیم؛ مثلاً صنعتى شدن و فرا صنعتى شدن کشور؛ اینها دلیل پیشرفت است. <strong>خودکفایى</strong>؛ کشور در مسائل حیاتى و اساسى باید خودکفا باشد. نه اینکه از دیگران بکلى بى&rlm;نیاز باشد، نه؛ اما اگر به کسى یا کشورى، در چیزى احتیاج دارد، طورى روابطش را تنظیم کند که اگر خواست آن را به دست آورد، دچار مشکل نشود؛ او هم چیزى داشته باشد که مورد نیاز آن کشور است؛ خودکفایى یعنى این. وفور تولیدات، وفور صادرات، افزایش بهره&rlm;ورى، ارتقاء سطح سواد، ارتقاء سطح معلومات عمومى مردم، ارتقاء خدمات شهروندى، خدمت دادن به شهروندان، رشد نرخ عمر متوسط - به قول تعبیرات اخیر، <strong>امید به زندگى</strong> - اینها جزو نشانه&rlm;هاى پیشرفت است و درست است. کاهش مرگ و میر کودکان، ریشه&rlm;کنى بیماریهاى گوناگون در کشور، رشد ارتباطات و امثال اینها، شاخصهایى است که در دنیا براى یک کشور پیشرفته ذکر مى&rlm;کنند و ما این شاخصها را رد نمى&rlm;کنیم و قبول داریم. منتها توجه داشته باشید این شاخصها را وقتى که به ما تحویل مى&rlm;دهند - به ما که تشکیل&rlm;دهنده&rlm;ى این شاخصها نیستیم - در لابه&rlm;لاى آن، چیزهایى است که دیگر آنها جزو شاخصهاى پیشرفت و توسعه نیست؛ چیزهایى را به میان مى&rlm;آورند که این صادر کردن فرهنگ مخالف با هویت و شخصیت ملى و میل براى وابسته کردن کشورهاست. آن کسانى که این شاخصها را تهیه و ارائه مى&rlm;کنند، اگر چه غالباً دانشمندانند، اما بسیارى از آنان آدمهاى مستقلى نیستند؛ یعنى همان شبکه و همان ناتوى فرهنگى در مجموعه&rlm;ى خود، بسیارى از این دانشمندان، متفکران، هنرمندان، ادبا و امثال اینها را هم دارد. با وجود همه&rlm;ى اینها، اساس تحول باید بر <strong>&laquo;ملاحظه&rlm;ى عناصر اصلى هویت ملى&raquo;</strong> قرار داده شود، که آرمانهاى اساسى و اصولى مهمترین آنهاست. من این را عرض مى&rlm;کنم که صنعتى شدن، <strong>فرا صنعتى شدن،</strong> پیشرفت علمى، پیشرفت خدماتى و پیشرفتهاى بهداشتى و درمانى، باشد؛ اما اساس اینها باید <strong>حفظ هویت ملى</strong> باشد. اگر یک کشورى همه&rlm;ى اینها را داشت، اما از لحاظ ملى، یک کشور بى&rlm;هویتى بود، فرهنگش وابسته&rlm;ى به دیگران بود، از گذشته و تاریخ خود هیچ بهره&rlm;اى نداشت و نبرده بود، یا اگر گذشته&rlm;اى داشت، آن گذشته را از چشمش دور نگه داشتند یا آن را در نظرش تحقیر کردند، این کشور مطلقاً پیشرفت نخواهد کرد؛ زیرا هویت ملى، اساس هر پیشرفتى است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">آنچه که ما در تحول، تحولى که با پیشرفت همراه است، مورد نظرمان است - که جا دارد که این جزو آرمانهاى ما باشد - مبارزه&rlm;ى با فقر، مبارزه&rlm;ى با تبعیض، مبارزه&rlm;ى با بیمارى، مبارزه&rlm;ى با جهل، مبارزه&rlm;ى با ناامنى، مبارزه&rlm;ى با بى&rlm;قانونى، مدیریتها را به سطح علمى&rlm;تر ارتقاء دادن، رفتار شهروندان را به سطوح منضبط ارتقاء دادن و انضباط اجتماعى، رشد امنیت، رشد ثروت ملى، رشد علم، رشد اقتدار ملى، رشد اخلاق و رشد عزت ملى است؛ همه&rlm;ى اینها در این تحول و پیشرفت، به معناى صحیح دخالت دارند و ما اینها را پایه&rlm;هاى اصلى مى&rlm;دانیم. در کنار اینها، عشق به معنویت و ارتباط با خدا، مهمترین عاملى است که پیشرفت یک ملت را به معناى واقعى خودش تضمین مى&rlm;کند؛ اگر این نشد، همه&rlm;ى آنچه که دستاوردهاى به معناى عرفى و رایج جهانِ پیشرفته محسوب مى&rlm;شود، ممکن است در راههاى غلطى مصرف شود. یعنى ممکن است یک کشور از لحاظ رفتارهاى اجتماعى&rlm;اش منضبط، مؤدب و با اخلاق باشد، ثروت و علم را هم به دست بیاورد، اما در عین حال همین ثروت و علم، و همین انضباط مردمى خودش را براى نابود کردن یک ملت دیگر به کار گیرد. این غلط است؛ این در منطق ما درست نیست. علم خودش را به کار بگیرد براى ایجاد سلاحى مثل بمب اتم که وقتى یک جایى فرود افتاد، دیگر با گناه و بى گناه و مسلح و بچه&rlm;ى کوچک و شیرخوار و انسانهاى مظلوم را نگاه نمى&rlm;کند و فرقى نمى&rlm;گذارد و همه را نابود مى&rlm;کند. علمى که در این راه به کار بیفتد و کشورى که این را داشته باشد و تحولى که بخواهد به اینجا منتهى شود، مورد تأیید ما نیست و ما چنین تحولى را دوست نمى&rlm;داریم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">خداپرستى، عشق به معنویت، عاطفه&rlm;ى انسانى در هر تحولى، و عواطف و محبت در انسانها باید تقویت بشود و در این جهت باید راه برویم. آن تحول اجتماعى یا اقتصادى&rlm;اى که انسانها را نسبت به هم بى&rlm;تفاوت و بى&rlm;محبت مى&rlm;کند، ممدوح نیست؛ مذموم است. اگر شما مى&rlm;شنوید که در برخى از کشورهاى غربى، فرزند و پدر در یک شهر زندگى مى&rlm;کنند، اما فرزند از پدرش سال به سال احوالى نمى&rlm;پرسد، خانواده&rlm;ها دور هم جمع نمى&rlm;شوند، کودکان از عطوفتهاى پدرانه و مادرانه برخوردار نمى&rlm;شوند، زن و شوهرها جز به موجب یک قرارداد موقت - یک قرارداد قانونى بسته شده است - کنار هم نمى&rlm;نشینند؛ زن یک جا کار دارد، مرد یک جا کار دارد، آخرِ کارِ این، ساعت هشت شب است، آخر کار آن، ساعت ده شب است، بعد یک قرار این با یک دوستى دارد، او قرار با یک همکارى دارد؛ اگر اینها را شما مى&rlm;شنوید که در جایى هست و اگر اینها واقعیت دارد، اینها دیگر نشانه&rlm;هاى پسرفت است. آن تحولى که به این چیزها بینجامد، مورد تأیید ما نیست. ما تحولى مى&rlm;خواهیم که بین پدرها، مادرها، خانواده&rlm;ها، فرزندان، دوستان و همسایگان الفت و محبت بیشتر به وجود آورد؛ تا چهل خانه آن طرفتر را شما همسایه&rlm;ى خود بدانید؛ این خوب است. محیط، محیط تراحم و تعاطف باشد؛ همه&rlm;ى افراد جامعه نسبت به همدیگر احساس مسئولیت کنند: <strong><span style="color: #008080">&laquo;کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته&raquo;</span></strong>؛ همه&rlm;ى شما راعى هستید؛ یعنى رعایت کننده. همه&rlm;ى شما مسئول از رعیت&rlm;تان هستید؛ یعنى آن کسى که مورد رعایت شما باید قرار بگیرد. آن تحولى که در پیوندها و نظامات اجتماعى به یک چنین حقایقى منتهى بشود، آن پیشرفت است؛ پیشرفت مورد نظر اسلام و جمهورى اسلامى، این است. پیشرفتى که بر فردمحورى و اباحه&rlm;ى لذاتى که انسان به طور مطلق دوست مى&rlm;دارد، مبتنى باشد، پیشرفت نیست. <strong>دنیاى صنعتى غرب امروز</strong> بر این پایه استوار است: <strong>اباحه&rlm;ى لذات</strong> ؛ هر لذتى که شرطش فقط این است که تعدى به دیگرى نباشد. هر چیزى که دوست مى&rlm;دارى، مباح است؛ لذت&rlm;جویى کن. براى همین هم است که مى&rlm;بینید دیگر این تعبیرات شرم&rlm;آورى که امروز وجود دارد، حتّى به سطح کلیساهاى آنها هم کشیده شده است! همجنس&rlm;بازیها و کارهاى زشتى که اینها مى&rlm;کنند، ارتباط و اختلاطهاى نامشروع و مستجهن جنسى که بین اینها رایج است، یک روز مخفى بود، همین&rlm;طور بتدریج طورى شده که امروز یک چیز رایج شده است. دو، سه سال پیش از این، کشیش یک کلیسایى در امریکا اعلام کرد که من حاضرم دو تا همجنس را که مى&rlm;خواهند با هم زندگى کنند، عقدشان را بخوانم! این همان لذت&rlm;گرایى است. مى&rlm;گوید از این خوشم مى&rlm;آید، پس باید انجام بدهم. این ممنوع و مطرود است. ما این را پیشرفت نمى&rlm;دانیم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">اقتدارى که مبتنى بر ظلم به ملتهاى دیگر و به بهاى پسرفت ملتهاى دیگر باشد، پیشرفت و تحولى که در خدمت یک طبقه&rlm;ى خاص - طبقه&rlm;ى سرمایه&rlm;دار - باشد، که امروز در کشورهاى غربى این&rlm;طور است، مورد نظر ما نیست. ثروت این کشورهایى که زیاد است، یعنى درآمد عمومى&rlm;شان زیاد است - به تعبیر رایج، درآمد ناخالص ملى - چگونه توزیع مى&rlm;شود؟ به هر کس چقدر و در مقابل چه مقدار کار، مى&rlm;رسد؟ معمولاً اینها را نگفته مى&rlm;گذارند. براى کسب معاش، زن و شوهر روز و شب کار کنند و توان نداشته باشند تا بتوانند زندگى خودشان را بگذرانند، اما در مقابل سرمایه&rlm;داران بزرگ - راکفلرها و فوردها و آنهایى که حالا جدیداً در این میدان وارد شده&rlm;اند - کوههایى از ثروت داشته باشند که نتوانند محاسبه کنند؛ اینها مورد نظر ما نیست. پیشرفتى که در خدمت طبقه&rlm;ى سرمایه&rlm;دارها باشد، پسرفت است. پیشرفتى که با باختن هویت مستقل ملى همراه باشد و انسان خودش را از دست بدهد، پیشرفت نیست.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">تقلید، رایج شدن و پیشرفت تقلید، پیشرفت نیست. وابسته کردن اقتصاد، <strong>تقلیدى کردن علم،</strong> ترجمه گرایى در دانشگاه؛ که هر چه که آن طرف مرزها، مرزهاى غربى و کشورهاى اروپایى، گفته&rlm;اند، ما همان را ترجمه کنیم و اگر کسى حرف زد، بگویند مخالف علم حرف مى&rlm;زند؛ پیشرفت نیست و ما این را پیشرفت نمى&rlm;دانیم. نه اینکه ترجمه را رد کنیم؛ من این را بارها در مجامع دانشگاهى گفته&rlm;ام؛ نخیر، ترجمه هم خیلى خوب است؛ یاد گرفتن از دیگران خوب است؛ اما ترجمه کنیم تا بتوانیم خودمان به وجود آوریم. حرف دیگران را بفهمیم تا حرف نو به ذهن خود ما برسد؛ نه اینکه همیشه پاى حرف کهنه&rlm;ى دیگران بمانیم. یک حرفى را در زمینه&rlm;ى مسائل اجتماعى پنجاه، شصت سال پیش فلان نویسنده یا فیلسوف یا شبه فیلسوف فرهنگى گفته، حالا آقایى بیاید در دانشگاه، دهنش را با غرور پُر کند و همان را دوباره به عنوان حرف نو براى دانشجو بیان کند! این پیشرفت نیست؛ پسرفت است. زبان و ملى را مغشوش کردن، هویت اسلامى ملى را سلب کردن و <strong>مدل&rlm;بازى</strong> به جاى <strong>مدل&rlm;سازى</strong>، پیشرفت نیست. ما وابسته شدن و غربى شدن را پیشرفت نمى&rlm;دانیم.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">آنچه که پیشرفت هست، این است که ما از هر که و هر جور، همه&rlm;ى دانشهاى مورد نیازمان را فرا بگیریم؛ این دانش را به مرحله&rlm;ى عمل و کاربرد برسانیم، تحقیقات گوناگون انجام بدهیم، براى اینکه دامنه&rlm;ى علم را توسعه بدهیم، تحقیقات بنیادى انجام بدهیم، تحقیقات کاربردى و تجربى انجام دهیم، تا فناورى را به وجود آوریم یا فناورى جدیدى را به وجود بیاوریم یا فناورى را تکمیل کنیم؛ تصحیح کنیم و انجام بدهیم؛ در زمینه&rlm;ى آموزشهاى مدیریتى از پیشرفتهاى دنیا فرا بگیریم، آن را بین خودمان بر طبق نیازها و عرف و فرهنگ خودمان تحلیل و فهم کنیم و با جامعه&rlm;مان تطبیق کنیم؛ درباره&rlm;ى مشکلات اجتماعى&rlm;اى که در کشور وجود دارد، تحقیق کنیم و راه ریشه کردن اینها را پیدا کنیم و به دنبال این برویم که راه مبارزه با اسراف چیست. اسراف یک بیمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرایى چیست؟ راه مبارزه با ترجیح کالاى خارجى بر کالاى ساخت داخل چیست؟ اینها تحقیق مى&rlm;خواهد. در دانشگاهها پروژه&rlm;هاى تحقیقى بگیرید، استاد و دانشجو کار کنید، نتیجه&rlm;ى تحقیق را به مسئولان کشور بدهید؛ به رسانه&rlm;ها بدهید تا سرریز شود و فرهنگ&rlm;سازى شود. این، مى&rlm;شود پیشرفت.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">راه مبارزه با گسترش اخلاق بى&rlm;بند و بارى غربى چیست؟ راه مقابله با بى&rlm;انضباطى اجتماعى چیست؟ همین مسئله&rlm;ى چراغ قرمز که یک نمونه&rlm;ى کوچکش است. چه کار کنیم که موتور سیکلت ما، تاکسى ما، ماشین شخصى ما، ماشین مدیر کل و مسئول ما از چراغ خطر سر چهارراه عبور نکند؟ چه کار کنیم این پیاده&rlm;ى ما وقتى که چراغ خطر پیاده&rlm;رو قرمز است، عبور نکند؟ اینها کارهاى بسیار خوبى است، تلفات را کم مى&rlm;کند، زندگى را راحت مى&rlm;کند و اعصاب انسان را آرام مى&rlm;کند.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">الان که یک مشکلى وجود دارد، این مشکل را چگونه حل کنیم؟ این گره را چگونه باز کنیم؟ این کار شماست. راه مبارزه با طلاق، راه مبارزه با مواد مخدر، راه مبارزه با بى&rlm;احترامى به بزرگترها - که خوشبختانه این عیب خیلى در جامعه&rlm;ى ما وجود ندارد، اما حالا کم و بیش ممکن است یک جاهایى دیده شود - راه مبارزه با بى&rlm;اعتنایى به مادر، بى&rlm;اعتنایى به پدر و مبارزه با دروغگویى و کم تحملى چیست؟ چرا همدیگر را تحمل نمى&rlm;کنیم و عیب&rlm;جویى مى&rlm;کنیم؟ در یک محیط واحد، با یک جهتگیرى واحد، یک نقطه و خدشه&rlm;ى کوچکى موجب مى&rlm;شود که این گروه در مقابل آن گروه بایستد و آن گروه در مقابل این گروه.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">من این را به شما بگویم - با تجربه&rlm;اى که بنده از اول انقلاب تا حالا دارم - که غالبِ دسته&rlm;بندیهاى سیاسىِ کشور ما از این قبیل بود که متأسفانه بعد به دسته&rlm;بندیهاى عمیق&rlm;تر هم منتهى شد. در آن سالهاى ریاست جمهورىِ بنده، دو گروه در کشور بودند: چپ و راست. یک عده&rlm;اى مى&rlm;گفتند چپ، یک عده مى&rlm;گفتند راست. بنده یک بحث تحلیلىِ مفصلى کردم - سالهاى 62، 63 بود؛ حالا دقیقاً یادم نیست - و ثابت کردم که این اختلافات مثل اختلافات قبائل قدیمى عرب است. یک قبیله با یک قبیله&rlm;ى دیگر بد بود؛ منشأش نه یک مبناى اقتصادى بود و نه یک مبناى اعتقادى. فرض کنید یک وقتى اسب این قبیله در مرتع یکى از افراد آن قبیله چریده، او هم مثلاً گفته بالاى چشمت ابروست؛ این هم یک جوابى داده و احیاناً خونى هم بینشان ریخته شده یا نشده، اما این دو تا قبیله دیگر تا ابد باید با هم دشمن باشند! بنده ثابت کردم که اختلافات آن روزِ چپ و راست در کشور ما از این قبیل است؛ و بود. اختلافات عاطفى و اخلاقى به دسته&rlm;بندیهاى سیاسى تبدیل شده بود. البته امروز آن&rlm;طور نیست. امروز یک عده عمیقاً با نظام جمهورى اسلامى مخالفند؛ حالا با زبانها و شعارهاى گوناگون و تحت پرچمهاى مختلف با اصل نظام مخالفند. مخالفت هم نه به خاطر اینکه یک جایگزین بهترى براى آن دارند. با همان شعارهایى که جمهورى اسلامى به خاطر مبارزه با آنها به وجود آمد، مى&rlm;خواهند با جمهورى اسلامى مخالفت کنند. جمهورى اسلامى براساس نفى سلطه&rlm;ى غرب و امریکا سرکار آمد؛ اما اینها طرفدار سلطه&rlm;ى غربند. جمهورى اسلامى براى گسترش دین و معنویت و مفاهیم اسلامى سرکار آمد؛ در حالى که اینها اصلاً مخالف گسترش این مفاهیمند. جمهورى اسلامى شعار خودش را وحدت دین و سیاست قرارداد؛ در حالى که اینها اصلا دشمنِ وحدت دین و سیاستند. بعضیها این&rlm;طورى&rlm;اند؛ حالا کمند، زیادند، چه کسانى&rlm;اند و چه هستند، اینها را کار نداریم، لکن باز در بین همین مجموعه&rlm;هایى که همفکرند و هم جهتند، انسان مى&rlm;بیند یک اختلافاتى هست که باز از قبیل همان <strong>اختلافات قبیله&rlm;اى</strong> سابق است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">راه مقابله با این بى&rlm;تحملى چیست؟ این، تحقیق نظرى مى&rlm;خواهد؛ به قول شماها کار تئوریک بکنید و بعد هم این را عملیاتى کنید. این مى&rlm;شود پیشرفت. بخشى از پیشرفت اینهاست و از این قبیل است.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><span style="color: #800000"><strong><font size="2">تحول !!!</font></strong></span></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">حرف ما این است: <strong>یک</strong>؛ با تحول نباید سینه به سینه شد. <strong>دو</strong>؛ از تحول باید استقبال کرد. <strong>سه</strong>؛ نه فقط با تحول نباید دشمنى کرد، که باید از آن استقبال کرد. <strong>چهار</strong>؛ تحول را باید مدیریت کرد؛ در تحول، دگرگونىِ به سمت پیشرفت و تعالى را باید در نظر گرفت. تحولى که موجب <strong>پسرفت</strong> بشود، تحول بدى است. <strong>پنج</strong>؛ تحول را با آنارشیسم و ساختارشکنى و هرج و مرج نباید اشتباه گرفت. و بالاخره پایه&rlm;ى تحول را بایستى غیر از آن چیزى که امروز معیارهاى پیشرفت در دنیا محسوب مى&rlm;شود - که اغلبش را شمردیم - دانست؛ و معیارهاى ویژه&rlm;ى <strong>جمهورى اسلامى و حرف نوِ اسلام</strong> در زمینه&rlm;هاى اخلاق، معنویت، معرفت الهى، انسان دوستى و ارتباطات و عواطف بشرى را در نظر گرفت و اینها را هم بایستى جزو معیارهاى پیشرفت دانست. و کسى هم که متصدى این کارهاست، عبارتند از مجموعه&rlm;ى <strong>نخبگانِ دانشگاه و حوزه</strong>. شما جوانها و آنهایى که آمادگى دارید، وارد این میدان شوید. منتها منتظر من و امثال من نمانید. ماها حداقل پنجاه سال اختلاف سنى با شما داریم؛ شما جوانید؛ مرکز نیرو و نشاط هستید؛ کار مالِ شماست؛ همچنان که آینده مال شماست. بنابراین منتظر نمانید، خودتان اقدام کنید؛ اساتیدتان اقدام کنند. مسئولان کشور هم البته آگاه و متوجه باشند. منتها توجه داشته باشید که اگر شما هم دنبال این کارها هستید، باید مدیریت کنید. همان شاخصها را مراقبت کنید. مثل میدان مین است؛ دو طرف، میدان مین است. از آن خط سالم و صحیح حرکت کنید.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify"><span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><font size="2">پروردگارا! این دلهاى جوان و روحهاى با نشاط را مشمول نظر رحمت و تفضل&rlm;آمیز خودت قرار بده. پروردگارا! آنچه شنیدیم و گفتیم، براى خودت، در راه خودت و مورد قبول و رضاى خودت قرار بده. پروردگارا! ما را به آنچه معتقدیم و به آنچه مى&rlm;گوییم، عامل بگردان؛ عمل ما را با معرفت و معرفت ما را با عمل همراه کن. پروردگارا! روز به روز دلهاى این جوانهاى مؤمن و عزیز ما را با نور محبت و معرفت و لطف و فضل خودت نورانى&rlm;تر کن. پروردگارا! این جوانها را در همین زندگى خودشان به هدف و آرزوى بزرگ زیارت ولى عصر(ارواحنا فداه) برسان.</font></span></span></p><p style="line-height: 200%" align="justify">&nbsp;<span style="color: #0000ff"><span style="font-size: small"><span style="color: #008080"><strong><font size="2">والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته&rlm;</font></strong></span></span></span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022547</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 03 اسفندماه 1388 16:14:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>استقبال رسانه های بیگانه از طرحی که در مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی می شود</title>
         <description><![CDATA[<div id="doc_div18"><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1">بی بی سی فارسی در گزارشی آورده است مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران بررسی طرحی را آغاز کرده است که در صورت نتیجه گیری، تاثیر شورای نگهبان بر انتخابات محدود می شود.</font></span></strong></div><div><strong></strong></div><p><strong><div><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" id="doc_tbl2"><tbody><tr><td><div id="doc_div21"></div></td></tr></tbody></table></div><span><span style="font-size: x-small"><div id="doc_div19"></div><div><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" id="doc_tbl2"><tbody><tr><td><div id="doc_div21"><font size="1"><img src="http://bornanews.com/images/docs/000014/n00014859-b.jpg" border="0" alt="استقبال رسانه های بیگانه از طرحی که در مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی می شود" title="استقبال رسانه های بیگانه از طرحی که در مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی می شود" hspace="0" width="260" height="180" align="top" /></font></div></td></tr></tbody></table></div><div><span>به گزارش&nbsp;خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا، طرح کمیسیون ملی انتخابات که در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال بررسی است و با انتقادات شدید مسئولان و شخصیت های انقلابی کشور مواجه شده، از سوی تعدادی از&nbsp;رسانه های بیگانه&nbsp;مانند بی بی سی، العربیه و دویچه وله مورد استقبال قرار گرفته است. <br /><br />بر همین اساس شبکه خبری&nbsp;بی بی سی فارسی که&nbsp;وابسته به&nbsp;دولت&nbsp;انگلیس&nbsp;است،&nbsp;در این خصوص آورده است: مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران بررسی طرحی را آغاز کرده است که ، هدف آن محدود کردن تأثیر شورای نگهبان بر انتخابات است.<br /><br />بی بی سی همچنین با طرفداری از این طرح افزوده است: موضوع رد صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ایران توسط شورای نگهبان و نحوه دخالت این شورا در برگزاری انتخابات، بررسی شکایت ها و تأیید نتایج شمارش آرا، از بحث انگیزترین مسائل سیاسی سال های اخیر در ایران بوده که پس از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به یک بحران تمام عیار سیاسی و امنیتی منجر شده است.<br /><br />نشریه العربیه نیز که همواره سیاستهای ایران ستیزانه را&nbsp; دنبال می کند، با حمایت آشکار از این طرح آورده است: طرح مشترکى توسط هاشمى رفسنجانى، محسن رضایى و حسن روحانى ارائه شده است که در صورت تصویب، نظارت شوراى نگهبان بر انتخابات&nbsp;را حذف خواهد کرد.<br /><br />العربیه همچنین افزوده است: بر اساس این طرح، به جای شورای نگهبان، کمیسیون ملی انتخابات مسئولیت برگزاری انتخابات، بررسی صلاحیت داوطلبان، کنترل و نظارت بر تبلیغات و هزینه های انتخاباتی و انجام بازرسی و رسیدگی به شکایات را برعهده خواهد داشت.</span></div></span></span></strong></p>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022546</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 03 اسفندماه 1388 13:13:32 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>احیای فضای تبلیغاتی فتنه گری با کشف حجاب، مانور اغتشاش گران قبل از چهارشنبه سوری </title>
         <description><![CDATA[<div id="doc_div18"><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1">اتاق فکر فتنه گران سبز تصمیم گرفته به بهانه روز جهانی زن در 8 مارس مصادف با 17 اسفند، برنامه کشف حجاب در میادین اصلی شهر تهران و چند شهر کشور را به </font></span></strong></div><div><strong><span style="font-size: x-small"><font size="1">صورت گسترده تبلیغات کند.</font></span></strong></div><div><strong></strong></div><div><table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" id="doc_tbl2"><tbody><tr><td><div id="doc_div21"><font size="1"><img src="http://bornanews.com/images/docs/000014/n00014649-b.jpg" border="0" alt="احیای فضای تبلیغاتی فتنه گری با کشف حجاب، مانور اغتشاش گران قبل از چهارشنبه سوری" title="احیای فضای تبلیغاتی فتنه گری با کشف حجاب، مانور اغتشاش گران قبل از چهارشنبه سوری" hspace="0" width="260" height="180" align="top" /></font></div></td></tr></tbody></table></div><div><span><span style="font-size: x-small"><font size="1">به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری برنا، چندی پیش قرار بود فتنه گران سبز به مناسبت 17 دی ماه سالروز کشف حجاب رضاخانی در برخی میادین اصلی شهر تهران اقدام به کشف حجاب کنند؛ این در حالی است که در آن روز به غیر از چند خانمی که با یک نگاه معلوم بود که خیلی پیش از این کشف حجاب کرده اند، هیچ زن ایرانی مسلمانی کشف حجاب نکرد؛ اما هدف سران فتنه از راه انداختن چنین تبلیغاتی خصوصا در فضای مجازی چیست؟&nbsp;<br /><br />بر اساس این گزارش یک هفته مانده به سالروز کشف حجاب رضا خانی رسانه های فتنه گران آغاز به تبلیغات برای کشف حجاب کردند و این تبلیغات تا روز 17 دی ماه&nbsp;ادامه یافت؛ بر همین اساس یکی از دلایل تبلیغات برای چنین برنامه هایی که برنامه ریزان از همان زمان طراحی از ناکارآمدی آن مطلع هستند، زنده نگاه داشتن فضاهای تبلیغاتی فتنه گری خصوصا در فضای مجازی است و از سوی دیگر فتنه گران قصد دارند با چنین برنامه هایی، نیروهای انتظامی و امنیتی که دست قاطع نظام در برخورد با اخلال گران هستند را فرسوده و بی انگیزه کنند تا شاید بتوانند به برخی از مقاصد شوم خود دست یابند.&nbsp;<br /><br />اخیرا نیز اتاق فکر فتنه گران سبز تصمیم گرفته به بهانه روز جهانی زن در 8 مارس مصادف با 17 اسفند، برنامه کشف حجاب در میادین اصلی شهر تهران و چند شهر کشور را به صورت گسترده تبلیغات نماید و این کشف حجاب سبزنماها بیشتر بهانه ای برای احیای فضای تبلیغاتی و روانی فتنه گران سبز و شاید به منزله مانوری قبل از چهارشنبه سوری باشد.</font></span></span></div>]]></description>
         <link>http://www.pw-arzeshi.com/</link>
         <guid>http://www.pw-arzeshi.com/archivem/#022545</guid>
        
        
         <pubDate>۲ شنبه, 03 اسفندماه 1388 13:11:21 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

