<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/atom10full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
	
	<title>roozonline.com: Latest News</title>
	<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/" />
	<updated>2009-11-10T01:45:00+01:00</updated>
	<generator uri="http://www.typo3.com" version="4.2">TYPO3 - get.content.right</generator>
	<id>http://www.roozonline.com/</id>
	<subtitle>Latest News</subtitle>
		
	
		
	<link rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/roozonline/cPvc" type="application/atom+xml" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><entry>
		<title />
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-bf369cc5bf.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:41+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:45:22+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23096</id>
		<author>
			<name />
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/"><![CDATA[
			]]><![CDATA[
			]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>چک 14 رقمی در وجه "خودتان"</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//14-4.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:41+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:23:43+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23090</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author">حميد احدي ‏</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">حميد احدي ‏</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>سرانجام بی اعتنا به تهدید مجلس و تذکر سازمان بازرسی و اتاق بازرگانی و همه نگرانی هائی که بابت اوج بی قانونی دولت و سپاه &nbsp;ایجاد شده، شرکتی که نماینده سرمایه گذاری سپاه پاسداران است با صدور یک برگ کاغذ با عنوان چک،&nbsp; صاحب بزرگ ترین و پولسازترین موسسه خدمات دولتی شد و موسسه ای که بعد از کودتای 28 مرداد در انحصار دولت در آمده بود تا برنامه های گسترده عمرانی در آن به سرعت عملی شود، در دسترس سپاهی ها و مدیریت آن زیر بخش بیت رهبری قرار گرفت.
</p>
<p>چکی که از حساب شرکت کارگزاری بهمن [یکی از موسسات متعلق به سپاه،] برای هر کس که دریافتش کند صادر شد تاریخش برابر با هفده ابان 88 بود و مبلغ آن&nbsp; هزار و 563 ميليارد تومان؛ این یک پنجم مبلغی است که برای خرید 50 در صد سهام [به اضافه یک سهم ] شرکت مخابرات معین شده بود و بقیه آن در شش قسط از محل درآمدهای شرکت مخابرات پرداخت خواهد شد.
</p>
<p>بلوك 50 درصد بعلاوه يك سهم مخابرات در حالي 5 مهرماه به قيمت هر سهم 3هزار و 409 ريال توسط كنسرسيوم اعتماد مبين از دولت خريداري شد كه یک حرکت صوری به عنوان &quot;تاريخي‌ترين معامله بورس و خصوصي سازي كشور&quot; و &quot;ركورد دار&quot; خصوصی سازی در دفتر تبلیغات دولت احمدی نژاد و مدیریت آیت الله خامنه ای ثبت شد. از این پس هر کس از خصوصی سازی و&nbsp; ابلاغ مصوبه اجرائی اصل 44 قانون اساسی سخنی می گوید باید این رکورد را هم به نام دولت ثبت کند و&nbsp; شرکت در کنترل سپاه و در نهایت بیت آیت الله خامنه ای را بخش خصوصی به حساب آورد. اما اگر کسی در صدد باشد تا دریابد این نهاد مهم&nbsp; [مثلا جدا از دولت و جزو بخش خصوصی] به کجا مالیات می دهد و نحوه مدیریت آن چه تفاوتی با دیگر مراکز دولتی و تحت سرپرستی رهبر جمهوری اسلامی دارد، پاسخی نخواهد شنید و به یک بازی با اعداد برای فریفتن جهانیان و مخدوش کردن سیستم آمارگیری جهانی برخواهد خورد.
</p>
<p>در گزارش های آمده دیروز با صدور این چك، پرداخت وجه نقد 20 درصدي اين واگذاري تاريخي به ارزش پانزده تريليارد و ششصد و سي و هشت ميليارد و سيصد و بيست ونه ميليون و دويست و دوازده هزار و چهارصد و چهل و هشت ريال ركورد ديگري در مبادلات مالي و پولي كشور به ثبت رسيد.
</p>
<p>آن بخش از این گزارش که حاوی حقیقت است این ادعاست که &quot;پيش از اين چنين رقمي در قالب يك فقره چك در كشور صادر نشده&quot;.<br /> <br /> اين چك به تاريخ 17 آبان 88 و توسط شركت كارگذاري بهمن و نزد شعبه بانك ملي شعبه بورس و به حساب شركت سپرده مركزي اوراق بهادار و تسويه وجوه بابت 20 درصد حصه نقدي بلوك 50 درصدي مخابرات صادر شده است.<br /> <strong>از جیب به جیب</strong><br /> در گزارش تابناک آمده،‌ براساس قانون اصل 44، سازمان خصوصي سازي با تكيه بر مصوبه هیات واگذاري در خصوص فروش بيش از 22.9 ميليارد سهم مخابرات معادل 50 درصد بعلاوه سهم، در&nbsp; 5 مهرماه 88 اقدام به حراج اين تعداد سهم به قيمت پايه هر سهم 340 تومان كرد. در جريان اين مزايده و حراج بي نظير، که به یک شوخی شباهت دارد دو گروه &quot;كنسرسيوم اعتماد مبين و سرمايه گذاري مهر اقتصاد ايرانيان&quot; شرکت داشتند؛ قبلا &nbsp;شركت تعاوني پيشگامان كوير يزد با دریافت یک توصیه و یا تهدید از دور رقابت ها خارج شده بود. جالب اینکه شرکت مزبور هیچ نگفت که چند میلیارد تمبری که برای حضور در این مزایده مصرف شده بود کجا رفت. در نتیجه دو موسسه ای با هم به رقابت مشغول شدند که گفته می شود تفاوتی با هم نداشتند .
</p>
<p>به گفته یک کارشناس بخش خصوصی اصولا تصور اینکه ک شخص یا گروه در بخش خصوصی چنین سرمایه ای را&nbsp; ارائه کند بعید به نظر می رسد در حالی که هنوز پرونده خریدار پر دل و جرات فولاد روی میزهاست و او در حالی که پشت میز مدیریت نشسته سرگردان است تا قوه قضاییه استدلال های وی را بپذیرد و پولش را با زیان پس دهد و همچنان شرکت فولاد را در انحصار دولت نگاه دارد.
</p>
<p>وقتی روزنامه ها و از جمله روزنامه سرمایه [به مدیریت دکتر عبده تبریزی مدیر سابق بورس تهران] در صدد برآمدند تا ته و توی بزرگ ترین معامله تاریخ ایران را در بیاورند به اطلاعات ضد و نقیصضی برخوردند که حتی معامله صوری را هم خدشه دار می کرد [ از آن جمله&nbsp; منع وجود مقامات دولتی در راس شرکت های خریدار و یا چند شغلی] که با انتشار نام شرکت های تشکیل دهنده کنسرسیوم خریدار همه نام ها فاش شد و سرداران از تاریکی به در آمدند و آشکار شد که هر کدامشان در هیات مدیریه چند تا از این شرکت ها حضور دارند. شرکت ها عبارت بودند از بانك سينا،‌ سرمايه گذاري تدبير، شركت سرمايه گذاري ساتا، سرمايه‌گذاري امين اعتماد. همین ها چک ها را در وجه یک &nbsp;شركت سهامي عام صادر کردند و&nbsp; دوشنبه &nbsp;در مهلت قانوني 30 روز كاري، چک &nbsp;به نام شركت سپرده گذاري شد و گیرنده اش [در چکی که با دست نوشته شده] &quot;خودتان&quot; ذکر گردید تا برای صدمیبن بار مجبور به تجدید آن نشوند و به این ترتیب مهمترين واگذاري تاريخ كشور با کمی دقت و احتیاط علمی و اداری انجام شد.
</p>
<p><strong>پیشینه سپاه</strong> <br /> تاریخچه ورود سپاه به حوزه اقتصاد برابر است با سه حادثه دیگر در کشور؛ اول درگذشت آیت الله خمینی و دیگر رهبری آیت الله خامنه ای و سوم ورود سپاه به حوزه مسائل سیاسی. در سال 68&nbsp; همزمان با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی، ظرفیت بزرگی از نیروهای فعال و مستعد نظام عملاً فراغت یافتند. از دیدگاه دو نفری که عملا جانشین آیت الله خمینی شده بودند[آیت الله خامنه ای رهبر و هاشمی رفسنجانی رییس دولت سازندگی] استفاده از ظرفیت و امکانات سپاه در آن شرایط ضروری به نظر می رسید،&nbsp;لیکن اگرچه استفاده از این نیروها در آن هنگام، ابتكاری مناسب بود، &nbsp;اما پیامدهای منفی درازمدتی برجای گذاشت كه با دخالت مستقیم سپاه درکار دولت [اصلاحات] و همزمان ورود این نیرو در معاملات دولتی آشکارتر گردید. عدم مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با عملیاتی که سپاه در مخالفت با وزیر راه دولت محمد خاتمی [در مورد پروژه فرودگاه امام] و همین طور دخالت در معامله پیمانکار دوم تلفن نشان داد که فرماندهان سپاه با هماهنگی بیت رهبر آماده ورود به صحنه سیاسی می شوند؛ عملی که در انتخابات سال 84 علنی شد. محمود احمدی نژاد که در انتخاباتی مشکوک و رای های ساخته بسیج به ریاست دولت رسید یک سال بعد با واگذاری مجموعه ای چند میلیارد دلاری از پروژه های دولتی به سپاه پاسخ درخوری به کمک های آنان داد.
</p>
<p>تابستان امسال با آشکار شدن معامله ای در بورس تهران برای واگذاری سهام&nbsp;شرکت مخابرات، بلافاصله دستگاه تبلیغاتی دولت با عنوان بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران از آن یاد کرد.این موضوع نشان داد دولت قصد دارد آمار خصوصی سازی به طور مصنوعی بالا برود اما اتفاقاتی که افتاد نشان داد هنوز همه بخش های کشور نسبت به وظایف خود بی اعتنا نیستند.
</p>
<p>هنوز تابستان به پایان نرسیده و در حالی که تیتر اصلی صفحات اقتصادی بیشتر روزنامه های کشور همین معامله بود بسیاری&nbsp; از کارشناسان اعلام داشتند در این معامله، نه تنها بخش خصوصی وارد میدان نشده که در&nbsp;حقیقت سهام مخابرات&nbsp;&quot;از این جیب به آن جیب شده &quot;&nbsp;و این نوع معاملات و واگذاری ها، مغایر با نظر رهبری از تأکید بر اجرای اصل 44 است . با این گفته ها مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام و سازمان بازرسی کشور اعلام داشتند که معامله را بررسی خواهند کرد.
</p>
<p>همین کشمکش ها باعث شد که دوبار و هر دو بار در آخرین لحظات معامله لغو شد. روزنامه اقتصادی سرمایه یک زمان نوشت: &quot;از زمان ابلاغ دستور رهبر انقلاب در خصوص سیاست‌های كلی اصل 44، تاكنون شركت‌های دولتی مختلفی از طریق بورس، اصطلاحاً به بخش خصوصی واگذار شده،اما با نگاهی ریزبینانه متوجه می شویم که دولت در واگذاری اختیاراتش به دیگران بخیل است و تلاش می كند با تشكیل شركت های مختلف، از شریك شدن در امور با بخش خصوصی بپرهیزد.نگاهی به چگونه خصوصی شدن مخابرات نیز نشان می دهد برخی تلاش می كنند با ظاهرسازی و دست به دست كردن سهام، عملاً از فرمان رهبری سرپیچی كرده و آنچه مدنظر ایشان از ابلاغ فرمان اصل 44 است، محقق نشود. چرا كه منافع برخی از افراد و گروه ها در خصوصی نشدن مخابرات است. با این وصف،&nbsp;هیچ یك از اهداف این واگذاری كه در سیاست های كلی اصل&nbsp;44&nbsp;&nbsp;از سوی رهبر انقلاب ابلاغ شده كه شامل آزادسازی و لغو انحصار دولتی، تأمین منابع مالی، افزایش كارآمدی و كاهش تصدی گری حاكمیت است، تأمین نگردیده است&quot;
</p>
<p>شکل صوری معامله در بورس این بود که کنسرسیوم&nbsp;&quot;توسعه اعتماد مبین&quot;&nbsp;&nbsp;موفق شده در رقابتی [که در مجموع چهل دقیقه به طول انجامید] با گروه&quot;مهر اقتصاد ایرانیان&quot;&nbsp;، با ارائه سه ریال&nbsp;بیشتر از رقم پیشنهادی این شرکت برای هر سهم، برنده معامله بلوک مدیریتی مخابرات ایران شود و&nbsp;پنجاه درصد به علاوه یک سهم مخابرات ایران را از آن خود کند. 
</p>
<p>از همان لحظه کنجکاوی برای یافتن پیشینه این شرکت و&nbsp;نحوه برنده شدن آن آغاز شد. در دستگاه مخابرات اما هیچ کس نگرانی نداشت چون کسی باور نداشت که مدیریت&nbsp;مخابرات ایران به صورت واقعی به بخش خصوصی واگذار شده است.&nbsp;
</p>
<p><strong>اجزای معامله</strong>
</p>
<p><br /> کنسرسیوم &quot;توسعه&nbsp;اعتماد مبین&quot;&nbsp;از سه شرکت تشکیل شده است. شرکت های سرمایه گذاری&nbsp;&quot;توسعه اعتماد&quot;(46 درصد)&nbsp;و&nbsp;&quot;شهریار مهستان&quot;(8 درصد)&nbsp;که از شرکت های زیر مجموعه بنیاد تعاون سپاه هستند و&nbsp;شرکت&nbsp;&quot;گسترش الکترونیک مبین ایران&quot;( 46درصد)که از شرکت های زیر مجموعه ستاد اجرایی فرمان&nbsp;امام [از اجزای بخش اقتصادی بیت رهبری] است.دو شرکت از مجموع این شرکت ها در سالهای 1386 و 1387 تأسیس شده اند و&nbsp;سابقه چندانی ندارند و شرکت سرمایه گذاری توسعه اعتماد نیز در سال 1383 فعالیت خود&nbsp;را شروع کرده است
</p>
<p>آنچه اطلاعات فوق را جالب می کند این است که دیگر شرکت کننده در این مزایده یعنی رقیب توسعه اقتصاد مبین، که کنسرسیومی با نام &quot;مهر اقتصاد ایرانیان&quot; است شرکتی است تازه ساخت و یکی از شرکت های زیر مجموعه مؤسسه مالی و&nbsp;اعتباری مهر است که صاحب آن نیروی مقاومت بسیج است. یعنی باز هم سپاه پاسداران.
</p>
<p>تنها شرکت خصوصی که&nbsp;آمادگی خود را برای حضور در این معامله اعلام کرده بود گروه&quot;پیشگامان کویر یزد&quot;&nbsp; بود که صبح همان روز اول معامله از رقابت کنار گذاشته شد.&nbsp;هرچند سازمان خصوصی&nbsp;سازی اعلام کرده بود که پیشگامان کویر یزد از خرید انصراف داده انداما این گروه در&nbsp;پاسخ اعلام کرد که سازمان خصوصی سازی اعلام نموده &quot;به دلیل عدم صلاحیت امنیتی نمی&nbsp;توانیم در معامله شرکت کنیم و درخواست خروج از معامله را به ما دادند&quot;.&nbsp;&nbsp;ضمناًمديران پيشگامان، مدعي وارد شدن خسارت به خود هستند و مي گويند:« باطل کردن هشت ميليارد ريال سفته، کارمزدها و هزينه کرد براي به وثيقه گذاشتن املاک و مستغلات 25 رجل اقتصادي جهت تأمين سه درصد معامله، به اين شرکت خسارت وارد کرده است»&nbsp;و آنها خواستار تأمين خسارت 150 ميليارد ريالي اين شرکت هستند که گویا این مشکل هم بعدا حل شد.
</p>
<p>&nbsp;<em>جمشید پژویان ر</em>ئیس &nbsp;شورای رقابت که با حکم آقای احمدی‌نژاد به این سمت منصوب شده &nbsp;یک روز پس از انجام این معامله در گفت و گویی از احتمال ابطال این واگذاری&nbsp;خبر داد و گفت : اگر در&nbsp;این راستا واگذاری به بخش‌های نیمه‌دولتی و یا غیرخصوصی انجام شود خلاف فرایند&nbsp;خصوصی‌سازی است و در واقع خصوصی‌سازی نیست.به نظر من شرط خصوصی‌سازی در این واگذاری رعایت نشده است و به نوعی انتقال&nbsp;انحصار از دولت به بخشی نیمه‌دولتی صورت گرفته است.
</p>
<p>نصرالله ترابی&nbsp;نماینده&nbsp; مجلس هم در گفتگو با پارلمان‌نیوز گفت: منظور از خصوصی‌سازی در کشور، واگذاری امور مدیریتی به بخش خصوصی است نه اینکه&nbsp;دولت، شرکت‌ها و مؤسسات را به بخش‌هایی چون سازمان تأمین اجتماعی، سازمان&nbsp;بازنشستگی، سپاه پاسداران و... که نهادهای شبه دولتی هستند واگذار کند.&nbsp;منظور از خصوصی‌سازی واگذاری مدیریت‌ها است که دولت دیگر دخالتی در&nbsp;تعیین مدیران نداشته باشد وگرنه خصوصی‌سازی اتفاق نمی‌افتد.البته اکنون اگر به آقایان خُرده بگیریم که چرا سهام مخابرات&nbsp;به سپاه واگذار شده، هزار و یک دلیل می‌آورند که این دو شرکت ربطی به سپاه ندارد&nbsp;اما زیان آن متوجه کشور و اقتصاد است.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<br /> پایگاه خبری الف متعلق به احمد توکلی&nbsp;هم در تحلیلی درباره&nbsp;واگذاری بیش از نیمی از سهام شرکت مخابرات ایران نوشت:&nbsp; در شرايطي كه انحصارات دولتي به انحصارات شبه‌دولتي تبديل مي شوند و فضاي&nbsp;كسب و كار در داخل كشور همچنان به شدت مخلّ توليد و سرمايه گذاري است، واگذاري سهام&nbsp;شركت مخابرات ايران به كنسرسيومي شبه‌دولتي، در واقع كوبيدن ميخ ديگري بر تابوت&nbsp;اصل44 است. 
</p>
<p><strong>از حساب دولت</strong><br /> نكته مهم دیگر که افشا شد و مصداق دیگری برای فساد و ظاهرسازی است خبری است که در حاشیه یک کنفرانس خبری ماه گذشته روشن شد و نشان داد ظاهراً خریدار این معامله هنگفت ، فاقد سرمایه لازم برای انجام چنین معامله ای بوده و مبلغ 1500 میلیاردتومانی پیش پرداخت از محل جابجایی حسابهای دولتی تأمین شده، ضمانت نامه های معامله نیز تأمین نشده و خریدار قصد دارد با پذیره نویسی و دریافت وجه از مردم، سرمایه لازم برای پرداخت بهای مخابرات را فراهم كند.
</p>
<p>یک ماه پیش، بعد از اعلام رسمی ورود سازمان بازرسی کشور به این معامله خبری تیتر اول روزنامه ها شد که حاکی از ابطال معامله توسط این سازمان بود و همین خبر باعث شد که یک ماهی هیچ خبر دیگری هم منعکس نشود. اما سرانجام در نیمه آبان و چند روز بعد از شیرینکاری سپاه پاسداران در روز سیزده آبان اعلام گردید همه موانع رفع شده و معامله ای که بر اساس آن یک موسسه پنجاه ساله که نیم قرن سرمایه عمومی در آن مصرف شده با دریافت یک چک که منبع تامین صوری ان هم حساب های دولتی بود، از مالکیت دولت خارج شد و به نام خصوصی سازی به مالکیت سپاه پاسداران درآمد و مدیریت آن به بیت رهبری واگذار شد. همان نهادی که اینک بزرگ ترین وزارت خانه کشور است و با چهارهزار کارمند و خارج بودن از نظارت مجلس، بی آنکه نیازمند به دادن پاسخ به قانون هم باشند، نهاد اصلی محافظ اقتصادی ولایت فقیه. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><br /> <br /> </p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>قانون اساسی وحی منزل نیست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-ba6040bf2e.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:42+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:20:22+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23089</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author">سارا اصفهانی</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">سارا اصفهانی</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>21 سال پس از نگارش نامه آیت الله خمینی خطاب به دو گروه روحانی فعال در عرصه سیاسی آن روز کشور، میرحسین موسوی در مصاحبه با سایت جماران، با اشاره به اینکه امروز &quot;جنگ سیاسی و قدرت طلبی&quot; در میان است، اظهار داشت:&quot;یک عده ای نفعشان بر این است که در این کشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود.&quot; او همچنین ضمن&nbsp; تاکید بر اینکه &quot;قانون اساسی وحی منزل نیست که نشود آن را اصلاح کرد&quot; گفت: &quot;اگر بیگانه ها اینقدر بزرگ هستند که می توانند اینهمه آدم را به صحنه بیاورند که ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از کل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.&quot;
</p>
<p>داستان نگاشتن نامه بنیانگذار جمهوری اسلامی به جدایی بخشی از روحانیون از جامعه روحانیت مبارز و تشکیل مجمع روحانیون مبارز باز میگردد؛ اکثر جداشدگان از جامعه روحانیت، شاگردان و افراد مورد وثوق رهبر سابق ایران بودند. آیت الله خمینی در این نامه که به &quot;<a href="http://bahareno.mihanblog.com/post/205" target="_blank" >منشور برادری</a>&quot; معروف گردید خطاب به این دو گروه روحانی، توصیه هایی در زمینه وحدت کرده بود.به همین دلیل سایت جماران پس از 21 سال در قالب گفت و گوهایی این مسئله را مورد بازخوانی قرار داده است. این سایت پیش از موسوی، با سیدمحمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین و محمود هاشمی شاهرودی رئیس سابق قوه قضائیه هم مصاحبه هایی انجام داده است.
</p>
<p>موسوی در این مصاحبه ابتدا در پاسخ به این پرسش ها که &quot;اصولی که باید بر آنها وحدت کرد چیست؟ چگونه باید وحدت را تعریف کرد؟ به نظر می‌رسد در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی یک تعریف واحد مورد قبول و اجماع نیست و چرا؟&quot; پاسخ می دهد: &quot;به این دلیل که توجهی به قانون اساسی نداریم.در متن قانون اساسی همه مسائل بصورت متوازن در مطرح شده است و نمی شود ما بخشی را برجسته نگاه کنیم و بخش دیگر را کم رنگ ببینیم. الان جناح ها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش می آید که تکه ای را برجسته کنند و تکه دیگر را ضعیف نمایند؛ این درست نیست. اینها بخش های به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادی ها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده … )، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبانهای قومیت ها و آموزش آنها و …، اینها هیچ خطری را برای کشور ایجاد نمی کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعی نمی توانم با سلیقه خود بگویم که اجرا یا عدم اجرای این اصل، صلاح نیست.&quot;
</p>
<p>موسوی در ادامه این مصاحبه در خصوص قانون اساسی می گوید: &quot;من مشکل را بیش از آنچه که فربه بودن یک اصل و سنگینی بر اصل های دیگر ببینم در برخی از سنت های اجتماعی ـ فرهنگی می بینم که با رویه های نادرست انباشت شده در طول تاریخ و ایجاد رویه های غلط جدید، به نوعی به کرختی رسیده است. کرختی تنها به حکومت مربوط نیست. به کسانی که شهروند عادی هستند هم مربوط می شود. البته من نقش تربیتی حاکمیت در فرهنگ پذیری جامعه و آشنایی آنها با حقوق خود را خیلی موثر می دانم.&quot; 
</p>
<p>وی در ادامه با بیان اینکه &quot;شیوه تفسیر حاکمیت در رابطه با قانون اساسی از یک سو اهمیت فوق العاده ای دارد و در سوی دیگر، سمت گیری مردم و روشنفکرها هم اهمیت زیادی دارد&quot;، می گوید: &quot;امام حق را گرفتنی می دانند. آزادی را گرفتنی می دانند. آزادی را جزو حقوقی می دانند که باید مردم باید دنبال بکنند و به از دست دادن ارزشهای بنیادی تن در ندهند. این برای ما یک اصل است. اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند؛ آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند. اینجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا می کند.&quot;
</p>
<p>موسوی می افزاید: &quot;هستند کسانی که نان خود را از این راه – تهمت زدن به دیگران - می خورند. واقعا من نمی دانم دین و ایمان دارند یا نه. الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم که اگر پرونده هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده های بسیار آلوده ای دارند. اینها آمدند یکدفعه یک حرکت عظیم مردمی را می گویند که به منافقین ارتباط دارند و … اینها همان کسانی هستند که آتش بیار معرکه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پرونده هایشان در این است که دائم این اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد کنند. در حالی که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بینی ایجاد کنند. اینکه یک عده ای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و … این کار بزرگ کردن بیگانه است اگر بیگانه ها اینقدر بزرگ هستند که می توانند اینهمه آدم را به صحنه بیاورند که ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از کل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.&quot;
</p>
<p>نخست وزیر دوران جنگ در خصوص بحث وحدت که این روزها در رسانه ها مطرح است می گوید: &quot;جنگ سیاسی و قدرت طلبی است. در این میان آنچه مطرح نیست، معنای وحدت است. یک عده ای نفعشان بر این است که در این کشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود. امام سعی می کرد که متن واقعی انقلاب و جامعه غنی باشد. بزرگترین حجم را داشته باشد و حاشیه، کوچکترین حجم ممکن را داشته باشد. موقعی که در وصیت نامه سفارش می کنند که کسانی که از انقلاب بریدند، بازگردند؛ نشان می دهد که حتی آن حاشیه کوچک را هم بر نمی‌تابند. می خواهند همه در دریای وحدت قرار بگیرند.&quot;
</p>
<p>مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه &quot;امروزه حاشیه نظام از متن فراتر رفته است&quot; می گوید :&quot;آنچه امروزه اتفاق افتاده این است که حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است. من فقط نمادین می گویم که در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به اینکه نمی شود حاشیه گفت. این نقل مکان است. در چنین حالتی آن کسانی که در متن اصلی باقی می مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یک حالت پادگانی و فیزیکی به افراد معدودی تکیه بکنند و این همان چیزی است که به نفع کشور ما نیست. مصلحت کشور این است فضایی که به عنوان غیر خودی برای خود تعریف می کنند، در کوچکترین سطح و اندکترین وجه ممکن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شک کنیم. نمی شود که در کشور هزاران هزار مدیر برجسته ای که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاریم و به حاشیه ملحق بکنیم.&quot;
</p>
<p>وی در ادامه به تهمت هایی که این روزها به اشخاصی مانند موسوی خوئینی ها زده می شود اشاره می کند و می گوید: &quot;الان یک عده ای کشف کرده اند که موسوی خوئینی ها توده ای است یعنی همین شخصی که شاگرد امام است. می گویند گروه فرقان پیش ایشان درس خوانده اند. اگر اینجوری باشد فکر می کنم ما در نظام یک نفر را نمی توانیم پیدا کنیم که با این و آن ارتباط نداشته باشد. وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل می دهیم این نشان بیماری است که در جامعه ما گسترش پیدا کرده است. همه باید نگران باشیم.&quot;
</p>
<p>مهندس موسوی می افزاید: &quot;آنچه من مطرح می کنم از نظر سیاسی به عنوان یک فرد کوچک که مختصر آشنایی با وضع کشور دارم این است، به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم. ممکن است بنده و شما عقاید متفرع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع بکنیم و مشکلات را حل کنیم و از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام بدهیم. من این را بهترین مساله برای اجماع می دانم. خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد میتواند اصول آن مورد تجدید نظر قرار گیرد همانطور که در سال ۶۸ اینچنین شد.&quot;
</p>
<p>این نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ادامه در توصیف اوضاع امروز به این نکته اشاره می کند که: &quot;ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم.&quot; او سپس توضیح می دهد: &quot;یک یخش هایی از بدنه‌ی انقلاب جدا می شود و متوجه نمی شویم. این وضعیتی است که ما الان متاسفانه داریم و نگرانی امام در منشور برادری توجه به این قضیه است که حساسیت ها را در اوج خودش در میان نیروهای مسوول حفظ کنند. در اوایل سال ۵۸ چند نفر از هند آمدند و خواهان حضور گروهی در آن جا جهت معرفی انقلاب اسلامی شدند. بنده از طرف شهید بهشتی مامور شدم که پس انتخاب چند نفر به هند رفتیم. یک روز که روی پله های مسجد جامع دهلی نشسته بودیم دیدم کنار من یک جذامی نشسته است که قسمتی از انگشتان و پاهایش افتاده است. از یک دوست هندی پرسیدم که چرا اینجوری شده؟ گفت، بدن این فرد کرخت است. وقتی تکه تکه می افتد شخص متوجه نمی شود! ما دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده ایم. وقتی می بینیم افرادی که برای نظام دل می سوزانند و چیزی از نظام نمی خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکی قرار می دهیم و حتی مثلا به آقای کروبی حمله فیزیکی می کنیم، باید بدانیم که یک کرختی اساسی پیدا کرده ایم.&quot;
</p>
<p>نخست وزیر دوران جنگ تاکید می کند: &quot;حساسیت شدیدی در فرامین حضرت امام نسبت به مسائل مالی بود. یک زمانی در کشور این بحث آغاز شد که نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیت های تجاری شوند. من مخالف بودم و اعتقاد داشتم که این مساله کشور را با مسائل مختلفی روبرو می کند. می گفتند نیروی نظامی می خواهد کار عمرانی بکند. من گفتم نیروی نظامی که در پی آن باشد که که قیمت دلار چند است دیگر به وظایف خود عمل نمی کند و فساد هم ایجاد می کند. استدلال آنها این بود که در قانون اساسی اصولی داریم که در زمان صلح، ارتش و سپاه می توانند در سازندگی کشور کار کنند. من گفتم، بله در حد خود می توانند این کار را بکنند بدون اینکه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست که در مسائل مالی وارد شوند. نیازهای مالی آن‌ها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود. بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه به نفع اقتصاد کشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع کلیت نظام. این رویکرد به تنهایی میتواند کشور را در معرض خطر قرار دهد.&quot;
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>احضار وکیلان حقوق بشری </title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-e64a34d7f6.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:43+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:09:41+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23088</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author">سارا مقدم</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">سارا مقدم</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>سه وکیل حقوق بشری در هفته گذشته احضار و چند تن از وکلا نیز به وزارت اطلاعات فراخوانده شده اند. این اقدام از نظر بسیاری از وکلا خلاف قانون و همچنین در تضاد با منافع صنفی موکل و وکیل قلمداد می شود.
</p>
<p>مریم قنبری وکیل دادگستری در مصاحبه با روز درباره احضار وکلا در هفته گذشته می گوید : طبق اطلاعاتی که من دارم، این احضارها حدودا از دو هفته پیش اغاز شده و تا کنون 3 وکیل را احضار کرده اند، دو وکیل احضاریه دریافت کرده و همچنین یک وکیل به &nbsp;شكايت دادستان به شعبه اول دادياري كاركنان دولت رفته است. البته طبق اخباری که من دارم چند تن از وکلا را هم به طور غیر رسمی و صرفا به عنوان مطلع در برخی پرونده های سیاسی، به وزارت اطلاعات احضار کرده اند که این عمل به نظر غیر قانونی میرسد؛ چرا که محل احضار مطلعین، قانونا دادگاه است. وی درباره نام این وکلا می گوید :به دلایل صنفی بهتر است خودشان اگر خواستند نامشان را اعلام کنند. 
</p>
<p>همچنین سعید دهقان که وی نیز از وکلای دادگستری در تهران است می گوید : هر چند این احضارها تازگی ندارد، اما دلایل اخیر قطعاً با دلایل احضار در گذشته متفاوت است. در مقطع حاضر، هدف، تنها مخفی &nbsp;نگه داشتن وضعیت دستگیر شدگان و متهمان پرونده های اخیر و مخدوش&nbsp;کردن حق دفاع این دسته از شهروندان، از طریق ایجاد محدودیت برای وکلای ایشان است.
</p>
<p>وی درباره تاثیر احضار وکلا می گوید:&nbsp; این احضارها و محدودیت ها می تواند باعث &nbsp;محافظه کارتر شدن وکلای دادگستری در&nbsp;هنگامه دفاع از این دسته از متهمان باشد که مستقیماً تضمینات حقوق ملت را در باب حق دفاع نشانه می گیرد. &nbsp;دیگر اینکه وقتی موکلانی از این دست در شرایط سخت بازداشتگاههاو زندانها، خبر احضار و بگیر و ببند وکلا را می شنوند، خود به خود می شکنند و یا دست کم روحیه خود را از دست داده و جبراً موافق نظر بازجویان، هر آن چیزی را که به ایشان دیکته شود می پذیرند. این بدان معناست که بخشی از حاکمیت، بدون نقض مستقیم حق دفاع شهروندان به عنوان موکلان در پرونده های دادگستری، عملاً روند دادرسی منصفانه را با ایجاد وحشت در وکیل و موکل و جامعه، مختل می سازد تا به اهداف مورد نظرش برسد. 
</p>
<p>مریم قنبری نیز در این باره می گوید : به نظر من دلیل این کار به نوعی ادامه روند اعمال اوتوریته و ایجاد محدودیت و ترس در حوزه کاری وکلا است. سیستم حاکمه در واقع می خواهد با این روش، نفوذ خود را بر تنها نهاد نسبتا مستقل باقی مانده در کشور، اعمال و دست وکلا را از اجرای وظایف قانونی و حرفه ای شان، یعنی دفاع از حقوق متهم، کوتاه کند. کما اینکه در آئين‌نامه اصلاحی اجرايي لايحه قانوني استقلال كانون وكلاي دادگستري به وضوح، این&nbsp; قصد حکومت در محدود نمودن اختیارات وکلا، به چشم می آمد، که ماده 44 آن آیین نامه، با بیان &quot;تعاون بر اثم&quot;، &nbsp;به محدودیت وکلا و جامعه از حق قانونی آنها بر شکایت و دفاع، نظر داشت.
</p>
<p>قنبری نیز معتقد است که ایجاد هراس در بین وکلا باعث تضعیف حق موکل می شود : به نظر من این احضار ها دستکم دو گروه را در جامعه هدف قرار می دهند. از یک سو، با بالا بردن هزینه های معنوی برای وکلای فعال در این زمینه ها، در بلند مدت، جامعه وکالت را دچار ترس و امتناع از ادامه روند دفاع از پرونده های سیاسی&nbsp; می نماید و از سویی، این حس را به جامعه و فعالین حقوق بشری منتقل می کند که باید بی پشتوانه تر و بی دفاع تر از هر زمان دیگر، به فعالیت هایشان ادامه دهند، که این امر نیز خود باعث تزریق سردی و سستی در جامعه می شود.
</p>
<p>سعید دهقان در مورد اینکه آیا می شود وکیل را به خاطر وکالتش احضارکنند یا نه می گوید: بنده تصور می کنم با وجود قانونی که وکیل را هم شان و هم طراز قاضی می داند و با استقلال وکیل از حاکمیت، پاسخ روشن باشد که خیر، نمی شود! اما یادمان نرود که گاهی این موارد قانونی برای دکور هستند. و در عمل، اغلب شخصیت موکل، گاهی شخصیت خود وکیل و گاهی هم موضوع اتهامی و شیوه اطلاعرسانی وکیل، بهانه ای برای احضار وی می شود.
</p>
<p>به باور مریم قنبری&nbsp; طبق تبصره3 ماده واحده قانون انتخاب وکیل توسط اصحاب دعوی، &quot;وکیل در موضع دفاع، از تامینات شاغلین قضا برخوردار است &quot;. یعنی اینکه اگر وکیل هنگام دفاع از موکل خود در حدود متعارف عملی انجام دهد قابل تعقیب نباشد. بنا بر این به هیچ عنوان نمی توان وکیل را به خاطر اعمالی که لازمه وکالتش هست، محدود و یا متهم کرد. 
</p>
<p>وی ادامه می دهد: وکلای احضار شده، اصولا به شغل وکالت&nbsp; و صرفا به امر مهم دفاع از حقوق موکلین شان مشغولند؛اما این امر که یک وکیل انتخاب&nbsp; می کند که حوزه کاری اش دفاع از موکلین سیاسی یا متهمین حقوق بشری و دیگر فعالین اجتماعی باشد، به نظرم، ویژگی متفاوتی را ایجاد نمی کند که باعث شود این وکلا در معرض اتهام و احضار قرار بگیرند. چنانچه وکلای بسیاری را می بینیم که در حوزه خاصی، مثلا مسائل کیفری یا صرفا مسائل خانواده فعالیت می کنند.بنا بر این به شخصه، همانطور که گفتم، این احضارها را، وسیله ای برای محدودیت، ارعاب ونهایتا بالا بردن هزینه&nbsp; چنین فعالیت هایی، برای وکلا و جامعه وکالت می دانم.
</p>
<p>این وکیل دادگستری درباره واکنش جامعه وکلا نسبت به چنین برخوردی می گوید:&nbsp; &nbsp;راستش من نماینده جامعه وکلا نیستم، اما فکر می کنم که این وظیفه وکلاست که نسبت به چنین امر مهمی واکنش نشان دهند. چون به قول برتولت برشت، اگر اعتراضی نکنیم، روزی نوبت به ما خواهد رسید ( که گویی رسیده)! اما تا جایی که مطلعم، کمپین استقلال وکلا قصد دارد که در این زمینه بیانیه ای صادر کند. امیدوارم که گروه های دیگر نیز نسبت به این امر واکنش جدی نشان دهند.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>ایران در سالگرد سقوط دیوار برلین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-abae14a0fc.html" />
		<updated>2009-11-10T01:47:32+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:04:56+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23087</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/ns_nikahang_04.jpg" width="80" height="80" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">نیک آهنگ کوثر</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/ns_nikahang_04.jpg" width="80" height="80" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">نیک آهنگ کوثر</div></div>]]><![CDATA[
			]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>درهای زندان همچنان باز و بسته می شود</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-1113d35c8d.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:43+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:00:47+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23086</id>
		<author>
			<name />
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/"><![CDATA[
			]]>
			<![CDATA[<p>در طول 24 ساعت گذشته هم اخبار متعددی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شده در&nbsp; حوادث پس از انتخابات منتشر شد؛از خبر آزادی تا برگزاری دادگاه و از دستگیری های تازه تا گردهمایی های اعتراضی خانواده های زندانیان. خبر خوش مربوط به آزادی مهدی شیرزاد وحسین نعیمی پور بود که یک روز پس از هادی حیدری، محمدجواد مظفری، محمدامین شیرزاد، ابراهیم شیركوند و میثم وره چهر از دستگیر شدگان مراسم دعای کمیل آزاد شدند؛اینک با احتساب دو نفر آزاد شده جدید، &nbsp;13 نفر از دستگیرشدگان مراسم دعای کمیل همچنان در بند به سر می برند.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>تجمع خانواده های زندانيان سياسی </strong>
</p>
<p>خانواده های زندانیان سیاسی امروز هم مانند هفته های گذشته که اقدام به تجمع در مقابل دفاتر مختلف دستگاه قضایی کردند، قصد دارند در مقابل دفتر قوه قضائیه دست به تجمع بزنند تا پیام اعتراض خود را به گوش مسئولان قضایی برسانند. 
</p>
<p>این خانواده ها روز گذشته با انتشار پانزدهمین اطلاعیه خود در این مورد نوشتند: &quot;فردا صد و پنجاهمين روز بازداشت غيرقانوني و نگهداري ياران و فرزندان انقلاب در بند و حبس است. در و ديوار سلول هاي انفرادي اوين چه در بند سپاه، چه اطلاعات يا هر نهاد ديگري كه طي اين مدت اقامتگاه عزيزان ما بوده، شاهد شكنجه هايي است كه روح و روان آنان را آزرده است و در عين حال شاهد عالي ترين صحنه هاي عشق بازي آنان با معبود بي شريك و ناظرعلو روح ايشان در مجال تنهايي مطلق و درك حضور خالق بي مثال و پروردگار احد و واحد و صمد و هم سخني بي مانند با اوست و اين شهادت دوگانه در تاريخ انقلاب اسلامي جاودانه مي شود. اما حضور فرزندان، همسران، پدران و مادران و خواهران و برادران ما در مدرسه يوسف و درس آموزي شبانه روزي شان، حق و تكليف ما را از يادمان نمي برد.&quot;
</p>
<p>این خانواده ها در پایان اطلاعیه خود آورده اند: &quot;ما به ويران كردن آشيانه هاي كوچك خوشبختي جوانان اصلاح طلب كه با سختي هاي زمانه كه براثر بي عرضگي مسئولان ( به تعبير علما و فضلاي حوزه و دانشگاه) روز به روز افزون مي شود، با تلاش و تدبيرو قناعت خودشان برپا شده، معترضيم. ما همسران آزاده مان را آزاد مي خواهيم. فرزندان دلاورمان را آزاد مي خواهيم و پدران و مادران سخت كوش و خدمتگزارمان را آزاد مي خواهيم. اين خواسته بزرگي نيست. ما حداقل ها را مي خواهيم و براي داشتن حقوق اوليه خود، هيچ منتي را نمي پذيريم. و همچنان سخن گهربار و حكمت آموز پيامبر خاتم را فرياد مي كنيم: الملك يبقي مع الكفر ولا يبقي مع الظلم&quot;
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>برگزاری مجدد مراسم دعا </strong>
</p>
<p>از سوی دیگر خانواده برخی از زندانیان سیاسی روز گذشته در سالن اجتماعات دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گرد هم آمدند و با قرائت دعای توسل به تشریح وضعیت همسران زندانی خود پرداختند و آزادی سریع آنها را خواستار شدند. 
</p>
<p>در این مراسم که با همت انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد محمدرضا جلایی پور، فخرالسادات محتشمی پور(همسر مصطفی تاجزاده)، سکینه رحیم زاده(همسرعبدالله رمضان زاده) و ساره عظیمی(همسر مهدی شیرزاد)، به سخنرانی پرداختند. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>دادگاه محمد عطريانفر </strong>
</p>
<p>جلسه‌ رسيدگي به اتهامات محمد عطريانفر صبح دیروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار گردید و در اين جلسه وكيل عطریانفر به دفاع از اتهامات مندرج در كيفرخواست پرداخت. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>قرار بازداشت موقت </strong>
</p>
<p>خانواده وحیده مولوی روز گذشته اعلام کردند برای وی قرار بازداشت موقت صادر شده است. خواهر وی در گفت و گو با سایت میدان زنان گفته است که وحیده با خانواده خود در تماس تلفنی است و حال کلی وی خوب است. 
</p>
<p>همچنین براساس اظهارات سمیه رشیدی، یکی از هم سلولی های وحیده که دو شب پیش آزاد شده است، وحیده مولوی به همراه شش نفر دیگر در بند قرنطینه زندان اوین به سر می برد. این فعال حقوق زنان روز 13 آبان دستگیر شده بود. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>زوج شریفی و زارع کهن در اوین</strong>
</p>
<p>براساس گزارش خبرگزاری ایلنا حجت الله شریفی و نفیسه زارع کهن که روز 13 آبان دستگیر شده بودند هم اکنون در زندان اوین هستند. این زوج تاکنون موفق به ملاقات با اعضای خانواده خود نشده اند. حجت الله شریفی از اعضای ستاد ملی جوانان حامی خاتمی و موسوی(88) و نفیسه زارع کهن روزنامه نگار روزنامه دنیای اقتصاد هستند. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>اطلاعیه برای دو دانشجوی تبریزی</strong>
</p>
<p>انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز با صدور بیانیه ای نسبت به بازداشت بهنام نیکزاد و حسن(عطا) علیزاده دو دانشجوی این دانشگاه که در روز 13آبان در ایستگاه اتوبوس های ویژه دانشگاه توسط افراد لباس شخصی بازداشت شدند، اعتراض کردند. 
</p>
<p>این دانشجویان در اطلاعیه خود نگاشته اند: &quot;هرگز باورمان نمیشد روزی فرا رسد که برای بیان اندیشه و درخواست حقوق فردی و اجتماعی و سیاسی خود بهای سنگین دستگیری و زندان را بپردازیم و تحت فشار بازجویی های گوناگون قرار گیریم. اما انگار عده ای از آزاد اندیشیدن ما از آزادی گفتن ما و از خوب فهمیدن ما در هراسند. آنچنان که به هیچ قیمتی حاضر نیستند مردم فهیم و با شعور ایران اسلامی گوش به سخنان ما فرا دهند و خود تشخیص دهند میان آنچه حق است و باطل و تمییز دهند سره را از نا سره؛و اجازه انتخاب احسن را به مردم نمیدهند. (و فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه )اقدام اخیر نیروهای انتظامی و امنیتی در دستگیری و بازداشت جمع کثیری از جوانان و بخصوص دانشجویان شهرمان در 13 آبان ماه که چند تن از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی نیز در میانشان بوده اند برگ سیاه دیگری است بر کتاب تاریک ظلم و جوری که بر آزاد اندیشان و حق طلبان این دیار رقم می خورد.&quot;
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>داوود سلیمانی و آنفولانزا</strong>
</p>
<p>به نوشته پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت داوود سلیمانی، نماینده مردم تهران در مجلس ششم در زندان اوین به آنفلوانزا مبتلا شده و وضع جسمانی وی رو به وخامت گذاشته است. سلیمانی در تماس تلفنی با خانواده اش اطلاع داده است که درد فراوانی در دنده و کلیه هایش دارد و با وجود این بیماری ها نه تنها وی را به بهداری منتقل نکرده بلکه حتی از ملاقات پزشک زندان با او نیز ممانعت به عمل آورده اند. گفتنی است داوود سلیمانی جانباز جنگ تحمیلی بوده و بیش از 4 ماه است که در بازداشت به سر می برد. او هفته گذشته بعد از تحمل 4 ماه حبس در سلول انفرادی به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ممانعت از ملاقات </strong>
</p>
<p>وبلاگ برای آزادی حسین نورانی نژاد گزارش داد که ماموران زندان اوین از ملاقات پرستو سرمدی با همسرش حسین نورانی نژاد ممانعت کردند. ماموران زندان دلیل این امر را نامه ها و فعالیت اخیر همسر این عضو جبهه مشارکت اعلام کرده اند. پرستو سرمدی اخیرا در نامه ای سرگشاده به علماء و مراجع شهر قم از آنان برای آزادی همسرش دادخواهی کرده بود. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>دو دستگیر شده در انفرادی</strong>
</p>
<p>با آنکه اکثر دستگیر شدگان در مراسم دعای کمیل به بند عمومی منتقل شده اند اما سعید نورمحمدی و اسماعیل صحابه همچنان در انفرادی هستند. به گزارش سایت نوروز، پدر اسماعیل صحابه که مجوز ملاقات با فرزندش را دریافت کرده بود، پس از مراجعه به زندان اوین با ممانعت بازجو برای ملاقات مواجه شد. شنیده ها حاکیست که بازجوی سعید نورمحمدی و اسماعیل صحابه مشترک است و هر دو را ممنوع الملاقات و &quot;ممنوع التماس&quot; کرده است. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بی‌خبری از حسن اسدی زیدآبادی</strong>
</p>
<p>حسن اسدی، مسئول کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران که غروب 12 مهرماه در منزلش بازداشت شده بود، تاکنون هیچ تماسی با منزل برقرار نکرده و خانواده وی از محل نگهداری او بی اطلاع هستند. به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، حسن اسدی زیدآبادی&nbsp; یک روز پیش از برگزاری تظاهرات 13 آبان بازداشت شد. در این روز محمد صادقی و سید کوهزاد اسماعیلی دو عضو دیگر سازمان ادوار تحکیم نیز در منازلشان بازداشت شدند. محمد صادقی یک روز پس از بازداشت در تماسی با منزل از نگهداریش در سلول انفرادی بند 209 خبر داد. عدم تماس تلفنی حسن اسدی پس از گذشت 5 روز از بازداشتش در حالی صورت میگیرد که پیش از این دادستان تهران اعلام کرده بود &quot;کلیه بازداشت شدگان میبایست بلافاصله پس از بازداشت از حق تماس تلفنی برخوردار باشند و خانواده خود را در جریان محل نگهداری خود قرار دهند. &quot;
</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>هرمنوتیک فلسفی حسین</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-418a92297f.html" />
		<updated>2009-11-10T01:47:19+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T00:39:06+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23085</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/nabavi.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">ابراهيم نبوي</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/nabavi.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">ابراهيم نبوي</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>نه اینکه فکر کنید من طرفدار رحیم مشائی هستم، نه، اتفاقا اصلا از او خوشم نمی آید، چون در کل این جماعت دو نفر آدم هستند که هفت مثقال( یا در همین حدود) عقل دارند، این ها اگر قدرت داشته باشند، روزی هزار تا کار علیه ما می کنند. فعلا دختر همسایه هر چی چل تر برای ما بهتر. ای کاش حسین شریعتمداری می شد مشاور فرهنگی احمدی نژاد، دکتر حسن عباسی( دکترایش را خودم نیم ساعت قبل دادم) هم می شد وزیر دفاع دیگر هیچ غمی نداشتیم. اخیرا اسفندیارخان رحیم مشائی نظرات خودش را در مورد &quot; خداوند&quot; اعلام کرده، حسین شریعتمداری هم با مشت محکم زده توی دهانش. اتفاقا استدلال های شریعتمداری هم خیلی مهم است، یعنی واقعا مهم است. مشائی در مورد خداوند گفته است: &quot; ملت ها در طول تاریخ همواره یک خدا را نپرستیده اند.&quot; شریعتمداری هم برای اینکه پوز &quot; اسی&quot; را به خاک بمالد، در یک سرمقاله که با چشمه و بیل رابطه دارد، دلایل زیر را برای رد کردن نظر &quot; اسی&quot; آورده و یک نقطه عطف قهوه ای وسط تاریخ فلسفه خداشناسی گذاشته به چه گندگی
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دلیل اول، ملت ها باید یک خدا را در طول تاریخ پرستیده باشند، چون ما می گوئیم.
</p>
<p>دلیل دوم، اگر ملت ها در طول هزاران سال تاریخ یک خدا را نمی پذیرفتند ملت های مسلمان علیه استکبار جهانی وحدت نمی کردند.( مثل ملت مسلمان ایران که همه با هم وحدت دارند.)
</p>
<p>دلیل سوم، اسلام در سه سال گذشته محور وحدت ملت ها علیه استکبار بوده است.( از جمله یهودیان و مسیحیان که همه شان با مسلمانان وهابی وحدت دارند، فقط روحانیون شیعه وحدت ندارند، که آنها هم فعلا در محاصره اند.)
</p>
<p>دلیل چهارم، این سخن سخیف، غیر علمی و مسخره است، چون که مزخرف و غلط و آشغال است، حرف هم بزنی می زنم توی سرت باد کنی.
</p>
<p>دلیل پنجم، مشائی در دولت پنج شغل داشته و دارد و چنین آدمی نظراتش نمی تواند درست باشد.
</p>
<p>دلیل ششم، یکی از نیروهای ضدانقلاب در کنفرانس اسلام ستیز برلین، ده سال قبل گفت، مشکل شکل نگرفتن دموکراسی در ایران این است که &quot; در ایران هنوز خدا نمرده است&quot; بنابراین اثبات می شود که ملت ها در طول تاریخ یک خدا را می پرستیدند.
</p>
<p>به نظرم این دلایل به اندازه کافی قانع کننده است، اسی! چرا خفه نمی شی؟
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>رسانه ملی تمدید شد</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بیخودی نگران بودیم. اصلا برای چی؟ به این خوبی دارند تبلیغ می کنند، فرض کنید ضرغامی رفته بود و یک آدم عاقل با یک تیم درست و حسابی یا مثلا یک مجموعه آدم باهوش آمده بودند برای مدیریت صدا و سیما، بیچاره می شدیم. آیت الله خامنه ای هفته گذشته به دلایل زیر که فقط بعضی از دلایلی که به ذهن یک آدم نسبتا عاقل می رسد، ضرغامی را برای پنج سال دیگر به ریاست صدا و سیما انتخاب کرد. آگاهان گفتند که ایشان اگر می توانست این حکم را برای دویست سال دیگر تمدید می کرد. علل تمدید حکم مذکور به این شرح است:
</p>
<p>اول، دروغ گفتن کار بدی است، ولی برای همسایه و بخصوص استکبار جهانی.
</p>
<p>دوم، اصولا هر چیز تازه ای ممکن است خطرناک باشد، مثل محمود وحیدنیا.
</p>
<p>سوم، تلویزیون برای ایمان و اعتقادات مردم خطرناک است، پس بهتر است همین وضع ادامه داشته باشد که مردم بیخودی تلویزیون نبینند.
</p>
<p>چهارم، وقتی همه ملت به صدا و سیما فحش می دهند، به رهبری هم فحش می دهند، پس معلوم است این صدا و سیما در خط آن رهبر است.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>از دل نرود یا از دل برود؟</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>یاد زمانی افتادم که در زندان بودم و داشتم فکر می کردم انگار در یک قبر دفن شدم و همه مرا فراموش کردند، داستان را از زاویه نارسیسیستی نبینید، از این زاویه ببینید که فرضا یکی از شخصیت های محبوب سیاسی و فرهنگی ما، مثل محمدعلی ابطحی( اسمش را درست نوشتم؟ از کی می پرسم؟ اصلا یادتان هست کدام ابطحی را می گویم؟) که ده سال به گردن همه ما حق دارد، در تمام روزهای سکوت و سیاه کابینه سیاه نهم و دوران سکوت دولت هشتم که کسی نمی توانست یک کلمه حرف بزند، ابطحی تنها کسی بود که با نوشته های کوتاه و دقیق و گاهی اوقات بسیار شوخ و اکثرا جسورانه اش، خیلی حرف ها را می زد. ابطحی از آن روحانیونی بود که قبل از همه یاد گرفت وقتی درها بسته است، چگونه از دریچه ویندوز بیرون برود. به نظر من او از همه سیاست ورزان اصلاح طلب، مدرن تر و امروزی تر بود. در تمام این جماعت تنها کسی که واقعا انرژی می گذاشت برای بچه های وبلاگ نویس و از آنها حمایت می کرد همین ابطحی بود و هست. می دانم که همین روزها بیرون می آید و دوباره جای خودش را پیدا می کند و می نشیند سر جای خودش، ولی به نظرم باید همه فضا را برایش آماده کنیم. عکس اش را بگذاریم روی صفحه های اینترنتی مان و درباره اش بنویسیم. برایش بنویسیم تا بیاید بیرون. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>طرح هدفمند یارانه ها</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از همین صداقت احمدی نژاد خوشم می آید، با حسن آقا می رود ترکیه، با حسن آقا هم برمی گردد. وقتی هم از او می پرسی کجا رفته بودی؟ می گوید رفته بودم ترکیه یک چیزی بدهم و بیایم. به این می گویند آدم با صداقت. اصلا طرح هدفمند یارانه ها( یا بقول امام جمعه جدید تهران طرح هدفمند شدن رایانه ها) همین است. از مجلس صد درصد اختیار گرفته که تمام پول یارانه را به هر کسی که دوست دارد بدهد. راحت! سیاست دقیق و روشنی است که مولای درزش نمی رود، تازه اگر برود هم اپیلاسیونش می کنند. به جای اینکه یارانه کشور را بدهد به مردمی که ایرانی هستند و حق دارند از پول نفت استفاده کنند، می دهد به کسانی که طرفدارش هستند. دقیقا همان کاری که در دوره اول ریاست جمهوری اش می کرد، منتهی قبلا مردم نامه برایش می نوشتند و او برایشان پول می فرستاد، حالا آدرس را دارد، سرماه پول را می ریزد به حساب شان. فقط مانده ام که چرا حواس اش نیست که اگر این سیاست موفق بود و با پول دادن مردم به آدم رای می دادند، چه مرضی بود که کودتا کنی؟ با این سیاست دولت موفق می شود، هشتاد درصد کسانی که بعضی شان موافقش هستند، تبدیل به مخالف بکند، تا بیست درصد را که اکثرا موافقش هستند، تبدیل به مزدور بکند. آن هم در کشوری که مردمش با پول گرفتن و کسی که پول می گیرد، بطور ریشه ای مشکل دارند. &nbsp;
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>فساد در غرب و بلوتوث سکسی</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>آیت الله مصباح یزدی اعلام کرد که &quot; آمریکا در حال غرق شدن در فساد است&quot; در همین حال، خبرگزاری ها نوشتند که یک زن در تهران به دلیل اینکه در موبایل شوهرش، تصاویر سکسی ارتباط او را با دیگران پیدا کرده است، خودکشی کرده است. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مصاحبه موسوی</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>هر کاری اش بکنی ترک است، حرف نمی زند، حرف نمی زند، حرف نمی زند، اممممممما وقتی می زند، دیگه می زند. مصاحبه میرحسین موسوی منتشر شد. بسیار نیکو و قدرتمند و پرمایه و دقیق. موسوی گفت: &quot; نمی شود از مردم خواست با همه فسادها پشت حاکمیت بایستند&quot;، او اضافه کرد: &quot; قانون اساسی وحی آسمانی نیست&quot; به همه دوستان پیشنهاد می کنم این مصاحبه را بدقت بخوانند. نکات خواندنی بسیار دارد. به نظر من وضع جنبش سبز، با رهبری استراتژیک خاتمی، نگاه روشن و صریح و ممکن موسوی، عمل قاطع و شجاعانه کروبی به عنوان مهم ترین نیروهای فشار بر حکومت و رهبری جمعی سبزهای داخل و خارج در بهترین حالت است. دلیل اش همین است که می بینیم. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>صفحه دوم کیهان سبز</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بار دیگر از حسین شریعتمداری بهترین روزنامه نگار سبز میهن مان کمال امتنان را دارم، در شرایطی که محمد قوچانی تازه از زندان بیرون آمده است، بهترین روزنامه نگاران کشور زندانی اند، شمس الواعظین روزنامه ندارد، برخی از روزنامه نگاران برجسته کشور مجبورند در بیرون ایران کار کنند، مسعود بهنود روزنامه نگار بزرگ و نویسنده برجسته کشورمان در انگلیس است و نمی تواند در ایران بنویسد، شریعتمداری یک تنه ایستاده است و تمام کیهان را اختصاص به اخبار و دیدگاههای سبزها داده است. من از سوی خودم و دو سه نفر دیگر از او تشکر می کنم. مرسی حسین جان! دستت درد نکند. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>روزنامه دیروز کیهان، در صفحه دوم، کلا 13 مطلب دارد، که از این سیزده مطلب ده نوشته و خبرش در مورد سبزهاست، سرمقاله علیه مشائی است و سیاست خوبی را در ایجاد تفرقه میان نیروهای دولت دهم دنبال می کند، یک خبرش در مورد احمدی نژاد است و در قسمت نامه های خوانندگان، از 22 نامه، چهار تا در مورد سبزهاست، چهار مطلب علیه صدا و سیماست که تقارن آن با تائید ضرغامی توسط رهبری بسیار زیباست، 11 مطلب نامه هایی است که علیه دولت نوشته شده، یک مطلب علیه اسرائیل است و فقط دو مطلب آن نامه های خوانندگان در تائید کیهان است. من از شریعتمداری بخاطر این سیاست ظریف و دقیق اش تشکر می کنم و امیدوارم از فردا به جای هفتاد درصد مطالب، صددرصد مطالب صفحه دوم را در مورد سبزها بنویسد. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بمیر بابا، تکراری</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>لنین( 1920): آمریکا در حال نابودی است.
</p>
<p>استالین( 1940): امپریالیسم زیر گامهای آهنین پرولتاریا خرد خواهد شد.
</p>
<p>مائو( 1960): سقوط امپریالیسم آمریکا بزودی رخ می دهد.
</p>
<p>فیدل کاسترو(1980): امپراطوری آمریکا بزودی فرومی پاشد.
</p>
<p>آیت الله خمینی( 1985): لکن آمریکا در حال از بین رفتن است.
</p>
<p>هوگو چاوز(2000): آمریکا در حال نابودی است.
</p>
<p>آیت الله خامنه ای(2001): آمریکا و دشمنان در حال نابودی هستند.
</p>
<p>احمدی نژاد( 2005): آمریکا و اسرائیل در حال فروپاشی است.
</p>
<p>احمدی نژاد( 2006): آمریکا بزودی نابود می شود.
</p>
<p>احمدی نژاد( 2007): آمریکا تا همین پس فردا نابود می شود.
</p>
<p>احمدی نژاد( دیروز): مناسبات فعلی جهان دوام نمی یابد و آمریکا نابود می شود.
</p>
<p>نتیجه گیری اخلاقی: فعلا که بقیه نابود شده اند و بقایایشان به آمریکا مهاجرت کرده اند تا محکم نگهش دارند.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>بهمن قبادی علیه عباس کیارستمی</strong>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از دو سه روز قبل کلی خبرهای بد شنیدم، اول اینکه امیر قویدل از اولین کارگردانانی که از سینمای قبل از انقلاب وارد سینمای پس از انقلاب شد، در تهران مرحوم شد. کلی غمگین شدم. نیم ساعت قبل هم خبر فوت مهدی سحابی مترجم برجسته ایرانی را در پاریس شنیدم. با ترجمه های مهدی سحابی بسیار حال کرده ام و می کنم، ترجمه &quot; بچه های نیمه شب&quot; و &quot; شرم&quot; سلمان رشدی از آثار بسیار ارزشمند اوست. جالب است که دو سال قبل از صدور حکم قتل سلمان رشدی بوسیله آیت الله خمینی، آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد جایزه بهترین مترجم سال را بخاطر ترجمه &quot; بچه های نیمه شب&quot; سلمان رشدی به مهدی سحابی داد. زندگی عجیبی پیدا کردیم، یکی در تهران می میرد، یکی در پاریس، این وسط هم بقیه آنهایی که زنده اند را هم خودمان ضایع می کنیم.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نامه بهمن قبادی فیلمساز خوب ایرانی را به عباس کیارستمی خواندم. احساس خوبی ندارم. هر دو تا را دوست دارم و معتقدم هر دو تاشان فیلمسازی بلدند. منتهی هر کدام یک جور فکر می کنند و یک جور کار می کنند. بهمن قبادی در یک جمله که فقط از جوانی آدم برمی خیزد گفته است: &quot; تنها معیار شرف و عزت و افتخار، همراهی با مردم و همراهی نکردن با مخالفان مردم است.&quot; این جمله از آن جمله هاست که هر کلمه اش را دو هزار بار می توان نقد و رد کرد. حداقل دویست دلیل قانع کننده برای رد کردن این جمله می توان آورد، از جمله دویست فیلم برجسته ایرانی که در سالهای 1363 تا 1370 ساخته شدند. ظاهرا انتقاد قبادی به کیارستمی این است که او گفته است &quot; ایران بهترین جا برای فیلمسازی است.&quot; 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>من هرچه فکر می کنم نمی فهمم کجای این جمله ایراد دارد. اصلا این که کسی بتواند در ایران امروز فیلم خوب بسازد، یک موضوع مهم است. ایرانی که پر از حادثه و موضوع و اتفاق و زندگی است و ما با هزار بدبختی یک پنجره پیدا می کنیم برای اینکه بتوانیم ببینیم در ایران چه اتفاقی می افتد. معلوم است که فیلمسازی در آنجا خیلی مهم است. حالا من نمی توانم بروم، دلیل نمی شود که همه فیلمسازانی که در ایران زندگی می کنند بیایند بروکسل پیش من. این که می شود کره شمالی یا عراق یا عربستان سعودی که هیچ تصویری از آن در جهان موجود نیست. به نظر من همانطور که بهمن قبادی کارش ارزشمند است که بخاطر حفظ ارزشهای انسانی از ایران بیرون می آید، کیارستمی هم کارش ارزشمند است که بخاطر ثبت ارزشهای انسانی در ایران باقی می ماند. حسود بازی و چشم تنگی و بچه بازی را بگذاریم کنار. طبیعی است که من حسادت می ورزم به کسی که مانده در ایران و با وجود اینکه فقط بخشی از حقیقت را می گوید، باعث آگاهی در آن شرایط سخت می شود. ولی من نمی توانم خودم را ملاک حقیقت بدانم. وقتی در ایران هستم از آنها که رفته اند انتقاد کنم و وقتی از ایران می روم از آنها که مانده اند گله کنم. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اصلا سینما خودش یک زندگی جدای از سیاست است، این را چرا نمی خواهیم بفهمیم؟ لنی رایفنشتال، فیلمسازی که &quot; پیروزی اراده&quot; را در ستایش فاشیسم یا نمایش فاشیسم ساخت، کارگردانی بزرگ و مهم است، لف کولشوف و سرگئی آیزنشتاین و وازوالود پودوفکین هم که فیلمهای تبلیغاتی اما پر از ارزشهای هنری دوره لنین را ساختند فیلمسازانی ارزشمندند که توانستند آن فضا را به تصویر بکشند. حتی تبلیغاتچی بودن هم چیزی از ارزشهای سینمایی آنها کم نمی کند. مگر دفاع مخملباف از جنبش سبز می تواند باعث شود که من فکر کنم فیلم های اخیر او خوب است، چون از خودش خوشم می آید، یا فحاشی اش به بیضایی در سال 1365 باعث می شود من فکر کنم، پس فیلم &quot; دستفروش&quot; او یک اثر بسیار ارزشمند نیست. یا مثلا فیلم بسیار معمولی &quot; فرستاده&quot; پرویز صیاد چون فیلمی افشاگر و بازگو کننده حقایق است، از نظر سینمایی فیلم خوبی است؟ 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به نظر من انقلابیگری نباید ما را دچار عقب ماندگی کند. اصولا یادمان نرود که امیر نادری فیلمهای &quot; دونده&quot; و &quot; آب باد خاک&quot; را با هیچ و در شرایطی کاملا استبدادی و در تلویزیون کاملا بسته جمهوری اسلامی یا کانون پرورش فکری سال 1364 ساخت، ولی هر دو فیلم عالی اند، در حالی که نادری &quot; مانهاتان از روی شماره&quot; را در نیویورک ساخت و این فیلم اصلا فیلم خوبی نیست. من وقتی فیلم &quot; لاک پشت ها پرواز می کنند&quot; بهمن قبادی را دیدم با تمام وجود لذت بردم، در حالی که وقتی فیلم های بعد از زیر درختان زیتون کیارستمی را می بینم، اصولا فکر می کنم فیلمهایش تکراری و به درد نخور است، ولی این چه ربطی دارد به اینکه کیارستمی فیلمسازی بسیار با ارزش است، همانطور که قبادی فیلمسازی با ارزش است. به نظرم خاله زنک بازی هم موضوعی است که نباید فراموش کرد. و فراموش نمی کنیم.
</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>اسیران دیگری برای معاملات سیاسی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-f14dca89ee.html" />
		<updated>2009-11-10T02:31:10+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T00:27:42+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23084</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/trans_03.gif" width="1" height="1" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">بهرام رفیعی</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/trans_03.gif" width="1" height="1" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">بهرام رفیعی</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>درحالی که پس از کودتای انتخاباتی روند بازداشت اتباع خارجی نیز همچون بازداشت شهروندان ایرانی توسط نهادهای امنیتی افزایش بی سابقه ای یافته است، روز گذشته دادستان عمومی و انقلاب تهران با ارایه توضیحاتی درباره خارجی های بازداشت شده در مدت اخیر، اتهام سه تبعه آمریکایی دستگیرشده در مرز ایران و عراق را جاسوسی اعلام کرد.اما با توجه به سابقه این گونه دستگیری ها در دولت احمدی نژاد، به نظر می رسد که کسی نگران دستگیرشدگان نیست
</p>
<p>عباس جعفری دولت آبادی در این باره به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: &quot;اتهام سه آمریکایی بازداشت شده جاسوسی است، البته تحقیقات درمورد این سه نفر ادامه دارد و در فرصت نه چندان دوری درباره آنها اظهار نظر خواهد شد.&quot;
</p>
<p>ایراد اتهام جاسوسی به سه تبعه آمریکایی درحالی از سوی دادستان تهران اعلام می شود که بنا برگزارش خبرگزاری های خارجی این سه شهروند آمریکایی &quot;جاشوآ فتال و شون باوئر (هر دو 27 ساله) و سارا شورد (31ساله)، نهم مرداد ماه امسال، هنگام كوهنوردى در كردستان عراق، به طور اشتباهى وارد خاك ايران و توسط مرزبانان ايرانى بازداشت شدند.&quot;
</p>
<p>در کنار این موضوع، پیش از این برخی منابع غیر رسمی داخلی حتی از انجام یک سناریو برای بازداشت این سه نفر خبر داده بودند. دراین باره برخی وبسایت های اینترنتی نیز اعلام کرده بودند که این سه تبعه آمریکایی با فریب مترجم و راهنمای خود وارد خاک ایران و پس از آن توسط نیروهای امنیتی که در انتظار آنها بودند، بازداشت شده اند.
</p>
<p>این شایعات وقتی قوت گرفت که علاء الدين بروجردی، در گفت و گو با شبکه تلويزيونی عرب زبان &quot;العالم&quot; وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به طور تلویحی بازداشت این اتباع آمریکایی را به بازداشت چند تن از ماموران جمهوری اسلامی در عراق توسط آمريکا ربط داد&nbsp; و گفت: &quot;من تصور نمی‌کنم آمريکايی‌ها انتظار داشته باشند موضوع اين سه نفر به زودی حل و فصل شود.&quot;<br /> هرچند مقامات دولت ایران بطور رسمی تاکنون از عنوان &quot;گروکشی&quot; برای بازداشت اتباع آمریکایی استفاده نکرده اند اما پیش از اظهار نظر رییس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، محمود احمدى نژاد نیز در جریان سفر خود به نيويورك، در مصاحبه اى با شبكۀ تلويزيونى ان بى سى اعلام کرده بود كه« آزادى سه كوهنورد آمريكايى ممكن است به موضوع رهايى چند شهروند ايرانى كه توسط نيروهاى آمريكا در عراق بازداشت شده اند، پيوند بخورد.»
</p>
<p>این درحالی است که اخیرا ماموران ایرانی بازداشت شده در عراق توسط نیروهای آمریکایی آزاد شدند و انتظار می رفت مقدمات آزادی سه تبعه آمریکایی بازداشت شده توسط ایران هم فراهم شود، اما در 15 مهرماه منوچهر متکی وزیر خارجه دولت احمدی نژاد اعلام کرد که دولت ایران اسنادی در اختیار دارد که نشان می‌دهد آمریکا در ناپدیدشدن یک تبعه ایرانی در عربستان &quot;دخالت&quot; داشته است&nbsp; و با طرح این موضوع مجددا تعین تکلیف اتباع آمریکایی به تعویق افتاد.
</p>
<p>منوچهر متکی در این باره گفته بود که: &quot;این اسناد نشان می‌دهد آمریکایی‌ها مسئول بازداشت و دستگیری شهرام امیری (کسی که از او به عنوان یکی از کارمندان تاسیسات هسته ای قم یاد می شود) هستند.&quot;
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>خبرنگار دانمارکی، خبرنگار نیست!</strong>
</p>
<p>دادستان تهران همچنین در ادامه اظهارات روز گذشته خود، بازداشت یک روزنامه نگار دانمارکی در تجمع های 13 آبان را نیز تایید کرد و اظهار داشت: &quot;اين فرد، خود را خبرنگار معرفي کرده در حالي که دلايلي در پرونده وجود دارد که اين مساله را نشان نمي دهد.&quot;
</p>
<p>عباس جعفری در ادامه خاطر نشان کرد: &quot;اين متهم، خود را خبرنگار معرفي کرده و خبرنگار بايد داراي مجوز رسمي از مراجع ذيصلاح باشد، لذا تحقيقات در مورد وي ادامه دارد و اين مساله را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز استعلام کرده ايم که با ارسال پاسخ، تصميم لازم اتخاذ خواهد شد.&quot;
</p>
<p>دادستان تهران همچنین در پاسخ به اينکه اتحاديه انجمن روزنامه نگاران دانمارک نيز اين فرد را خبرنگار معرفي کرده است، گفت:&quot; آنها چنين ادعايي کرده اند ولي ما بايد از طريق مراجع رسمي کشور هويت خبرنگار وي را احراز کنيم و امروز به وکيل سفارت دانمارک اجازه داده شده با زنداني ملاقات کند.&quot;
</p>
<p>وی در این گفت و گو با رسانه دولت، درباره وضعیت &quot;کلوتید ریس&quot; تبعه فرانسوی بازداشت شده پس از انتخابات نیز تنها به ذکر این نکته بسنده کرد که &quot;وکيل وي به دليل فوت يکي از بستگان متهم درخواست مهلت کرد که دادگاه با درخواست اين مهلت موافقت کرد&quot;. وی از ارایه توضیحات بیشتر درباره وضعیت پرونده این تبعه فرانسوی خودداری کرد.
</p>
<p>تشریح وضعیت پرونده قضایی سه تبعه آمریکایی، تایید بازداشت روزنامه نگار دانمارکی و انتشار خبری در مورد وضعیت دادگاه تبعه فرانسوی درحالی است که در تجمع روز 13 آبان چند تبعه خارجی دیگر از جمله دو آلمانی، یک کانادایی و همچنین خبرنگار خبرگزاری فرانسه در ایران نیز بازداشت شده بودند.
</p>
<p>هرچند پس از انتشاراین اخبار دادستان تهران از آزادی فرهاد پولادی خبرنگار ایرانی خبرگزاری فرانسه خبرداده و همچنین اعلام كرده بود که &quot;سه تبعه خارجی كه دو نفر آنها آلمانی و یك نفر آنها كانادایی است و در روز 13 آبان بازداشت شده بودند، آزاد شده اند&quot; اما همچنان دلیل بازداشت این افراد از سوی مقامات رسمی کشور اعلام نشده است.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>افزایش بازداشت اتباع خارجی در دولت احمدی نژاد</strong>
</p>
<p>جدا از اتباع خارجی که هم اکنون دادستان تهران از وضعیت آنها خبرداده است، پیش از این و از ابتدای روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد به ترتیب یک تبعه دیگر فرانسوی، یک آلمانی، دو سوئدی، هفده انگلیسی، یک استرالیایی، دو چینی و تعداد زیادی از ایرانیان با تابعیت کشورهای دیگر بازداشت شده اند؛ اتهام همگی اینها دو اتهام کلی اقدام علیه امنیت ملی و یا جاسوسی بوده است.
</p>
<p>پروژه دستگیری اتباع خارجی، به ویژه شهروندان کشورهای اروپایی و غربی از ابتدای روی کارآمدن دولت نهم با بازداشت دو تبعه کشور فرانسه و آلمان آغاز و از همان ابتدا به این دو نفر اتهامات مشابهی وارد شد.
</p>
<p>در ابتدای روی کار آمدن احمدی نژاد در روز ۱۸ مهر سال ۸۴ روبرت و لیندا وایز، زن و شوهر انگلیسی به همراه پل شولتون یک شهروند استرالیایی که با قایق توریستی عازم جزیره ابوموسی بودند توسط نیروی دریایی ایران دستگیر و دو هفته در ایران زندانی و سپس با دخالت مقامات کشورهای خود آزاد شدند.<br /> پس از دستگیری این سه نفر استفان لربیه فرانسوی و دونالد کلاین آلمانی روز هشتم آذرماه سال ۸۴ در حال گذراندن تعطیلات خود در امارات متحده عربی بودند که بر اثر اشتباه با قایق ماهیگیری وارد مرز آبی ایران شدند؛ آنها توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر و پس از مدتی بی خبری و بازجویی، هر کدام در دادگاه به 18 ماه حبس محکوم شدند. این دو پس از تحمل 14 ماه زندان و با توجه به تلاش های دو کشور فرانسه و آلمان آزاد شدند.
</p>
<p>به فاصله&nbsp; چندماه از بازداشت این دو شهروند فرانسوی و آلمانی، &nbsp;استفان یوهانسون و یاری هیورتمار دو تبعه کشور سوئد در اولین روز فروردین ماه سال 85 به اتهام &quot;اقدامات غیرقانونی در منطقه ای خاص&quot; ـ که هرگز بصورت شفاف اعلام نشد ـ دستگیر وبه جاسوسی و دوسال حبس محکوم شدند.
</p>
<p>این دو تبعه سوئدی پس از گذراندن زمانی بیشتر از یکسال از محکومیت خود با تلاش دولت سوئد در اواخر فروردین ماه سال 86 آزاد شدند.
</p>
<p>روز 14 مرداد 86 علی خاقانی بازپرس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب اراک از شناسایی و دستگیری دو تبعه كشور چین خبر داد که به جاسوسی و عکسبرداری از تأسیسات نظامی و انتظامی استان مركزی متهم شده بودند. این دو نفر نیز پس از دستگیری و تحمل بیش از بیست روز بازداشت با رایزنی های مسولان کشور چین آزاد و به کشورشان بازگشتند.
</p>
<p>پیش از دستگیری این دو تبعه چینی در تیرماه سال 86 دولت محمود احمدی نژاد و حامیانش در نهادهای نظامی و امنیتی 15 ملوان انگلیسی را دستگیر کرده بودند که واکنش های فراوانی در سطح ملی و بین المللی در پی داشت.
</p>
<p>محمود احمدی نژاد به همراه اکثر نزدیکان و اعضای کابینه اش پس از دستگیری و 12 روز بازداشت این اتباع کشور انگلیس، در مقابل دوربین های خبرنگاران تلویزیون ایران با این 15 نفر یک شوی محبت و رافت اسلامی راه انداخت و اعلام کرد که این افراد &quot;مورد عفو ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته و آزاد هستند.&quot;
</p>
<p>احمدی نژاد همچنین اعلام کرد که &quot;دولت انگلیس نامه ای به ایران فرستاده و تعهد داده که نظامیانش در آینده به حریم ایران وارد نخواهند شد&quot; و او نیز به همین دلیل دستور آزادی این 15 نفر را صادر کرده است؛ نامه ای که دولت انگلیس ارسال آن به احمدی نژاد را تکذیب کرد.
</p>
<p>در راستای همین بازداشت ها همچنین می توان به ناپدید شدن یک تبعه آمریکایی (که گفته می شود از ماموران سابق اف بی آی بوده) &nbsp;در سال 86 درجزیره کیش اشاره کرد که مقامات رسمی ایران تاکنون از ارایه توضیح در این باره خودداری کرده اند.
</p>
<p>برخی از کارشناسان این اقدامات محمود احمدی نژاد و حامیانش را صرفا حرکتی جهت ابراز وجود ارزیابی می کنند، اما برخی دیگر آن را &quot;گروکشی&quot; برای گرفتن امتیاز در مقابل سایر کشورها می دانند. دسته ی سوم هم که بیشتر از منتقدین احمدی نژاد هستند&nbsp;این دستگیری ها را تلاشی برای تداوم و زنده نگه داشتن القای پروژه دخالت خارجی ها در ایران دانسته اند.</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>عضو کمپین یک میلیون امضا در بند "متادون"</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-5eeeaacd95.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:46+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T00:25:22+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23083</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/samanrasoulpour_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">سامان رسول پور</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/samanrasoulpour_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">سامان رسول پور</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>همزمان با احضار گسترده فعالان حقوق زنان در هفته های اخیر، نیروهای امنیتی شماری از اعضای کمپین یک میلیون امضا را در روز 13 آبان دستگیر کردند.راحله عسگرزاده (رها) فعال حقوق زنان و عکاس و همچنین وحیده مولوی و ساناز غفوری-از فعالان اجتماعی- از جمله بازداشت شدگان روز 13 آبان هستند که از میان آنان راحله عسگرزاده به بند &quot;متادون&quot; منتقل شده است.
</p>
<p>چهار نفر از نیروهای امنیتی، رها عسگر زاده را در پارک هنرمندان و به شکل خشونت آمیزی بازداشت کردند وبا چشم بند و دست بند به بازداشتگاه وزرا انتقال دادند. مسئولین قضایی که در آغاز برای این فعال حقوق زنان قرار کفالت صادر کرده بودند،در پی پیگیریهای خانواده رها عسگرزاده هم به آنها اعلام کردند که او را تا روز شنبه آزاد خواهند کرد.اما برخلاف گفته های مسئولین، برای این فعال حقوق زنان قرار بازداشت موقت صادر شده و وی به قرنطینه بند متادون زندان اوین منتقل شده است.
</p>
<p>رها عسگرزاده در تماس کوتاهی از زندان اوین گفته است: &quot;من قرار کفالت را در بازداشتگاه وزرا امضا کردم ولی با اینکه تا دیشب امید آزاد شدن را داشتم امروز به خانواده ام گفته اند که پرونده من با صدور قرار بازداشت موقت به شعبه 4 دادگاه انقلاب ارجاع شده است&quot;.
</p>
<p>در اعتراض به بازداشت رها عسگرزاده، صفحه ای به نام وی در فیس بوک ایجاد شده است و صدها تن از کاربران فیس بوک و فعالان اجتماعی به عضویت آن درآمده اند و آزادی این فعال زندانی را خواستار شده اند.
</p>
<p>در هفته های جاری شماری از فعالان حقوق زنان به دادگاه فراخوانده شده اند که از جمله می توان به آیدا سعادت، جلوه جواهری، کاوه مظفری، خدیجه مقدم، پریسا کاکایی، مریم مالک و الناز انصاری اشاره کرد.
</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>24 ساعت مانده تا اعدام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//24-5.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:47+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T00:23:43+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23082</id>
		<author>
			<name />
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/"><![CDATA[
			]]>
			<![CDATA[<p>درحالی که مقامات قوه قضاییه اعلام کرده اند احسان فتاحی، فعال کرد روز چهار شنبه صبح اعدام خواهد شد پدر وی در مصاحبه با روز خبر داد که تلاش های وی برای نجات پسرش از چنگال مرگ به هیچ نتیجه ای نرسیده است.
</p>
<p>پدر فتاحیان گفت: &quot;من از طریق وکیل پسرم باخبر شدم. گفته اند که چهارشنبه حکم اجرا می شود. این موضوعی است که روی کاغذ اعلام شده است. حکم اولیه ده سال زندان وتبعید بود. بعد در دادگاه تجدید نظر به اعدام تبدییل شد. ما اعتراض داریم که چرا حکم به اعدام تبدیل شده است. در حکم آمده است که پسرم درگیری مسلحانه داشته ؛ موضوعی که پسرم رد کرده، وکیل هم به حکم اعتراض کرده اما نتیجه ای نداشته است. به نظرم جرمی که می گویند واقع شده مجازاتش اعدام نیست. این مجازات بسیار سنگین است. ما به حکم اعتراض داریم. &quot;
</p>
<p>وی درخصوص تماس تلفنی با پسرش در زندان نیز اظهار داشت: &quot;طی ماه های اخیر وی ممنوع الملاقات بود، اما تلفنی تماس می گرفت. زنگ می زدند. خودش خیلی ناراحت بود. وی دوسه روزی است که اعتصاب غذای خشک کرده. پیگیری های ما هم متاسفانه نتیجه نداد چون کسی از مسوولین جواب درست وحسابی نداد. &quot;
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نامه</strong><strong> </strong><strong>فتاحیان</strong><strong> </strong>
</p>
<p>احسان در نامه ای که روز ۱۷ آبان از زندان به بیرون فرستاده&nbsp; و در وب سایت مجموعه فعالان حقوق بشر منتشر شده است با شرح ماوقع زندانی شدنش، حکم اعدام خود را نتیجه سیاسی بودن دادگاه و نفوذ محافل غیرقضایی بر پرونده خود خوانده و نوشته که برای اعتراف به انجام اقدام مسلحانه تحت فشار برای اعتراف گیری بوده است. 
</p>
<p>دربخشی ازاین نامه که قبل از تایید حکم اعدامش منتشر شده آمده است: &quot;پس از دستگیری در شهر کامیاران به تاریخ 29/4/87 و پس از چند ساعت مهمان بودن در اداره ی اطلاعات آن شهر، در حالی که دستبند و چشم بندی قطور حرکت و دیدن را برایم ممنوع نموده بود، فردی که خود را معاون دادستان معرفی میکرد شروع به طرح یک سری پرسش بی ربط و مملو از اتهامات واهی نمود[لازم به ذکر است که هرگونه بازپرسی قضایی در محیطی غیر از محیط دادسرا و دادگاه طبق قانون مطلقا ممنوع است]. بدین ترتیب اولین دور بازجویی های عدیده ام کلید خورد. همان شب به اداره ی اطلاعات استان کوردستان در شهر سنندج منتقل شدم و سور واقعی را آنجا تجربه نمودم : سلولی کثیف با دستشویی نامطبوع و پتوهایی که احتمالا ده ها سال از ملاقاتشان با آب و پاکیزگی میگذشت!&quot;
</p>
<p>فتاحیان در توضیح شرایط زندان آورده است: &quot;از آن به بعد شب و روز دالان پایینی و اتاق های بازجویی با چاشنی کتک و شکنجه ی طاقت فرسا، به تسلسلی پایان ناپذیر و سه ماهه تبدیل شد. بازجویان محترم در جهت ارتقای منزلت شغلی خویش و در سودای چند پشیزی ناچیز و بی ارزش، در این سه ماه به طرح اتهاماتی عجیب و غریب میپرداختند که خود بهتر از هرکس به کذب بودن آنها ایمان داشتند.... تنها موارد اثباتی عضویت در کومله و تبلیغ علیه نظام بود که بهترین گواه در یگانه بودن اتهامات رای دادگاه بدوی است، شعبه ی اول دادگاه انقلاب اسلامی سنندج حکم به 10 سال حبس توام با تبعید به زندان رامهرمز داد. ساختار اداری و سیاسی ایران همیشه دچار آفت تمرکز گرایی بوده است اما در این یکی نمونه که به ظاهر قصد تمرکز زدایی از امر قضا را داشتند. به تازگی اختیار و صلاحیت تجدید نظر در احکام متهمین سیاسی را در بالاترین سطح ـ حتی اعدام ـ &nbsp;از دیوان عالی گرفته و به محاکم تجدید نظر استان سپرده اند، با اعتراض دادستان کامیاران به حکم بدوی و در نهایت تعجب و برخلاف قوانین موضوعه و داخلی خود ایران، شعبه ی چهارم دادگاه تجدید نظر استان کوردستان حکم 10 سال زندان را به اعدام تبدیل نمود.&quot;
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>فشار</strong><strong> </strong><strong>برای</strong><strong> </strong><strong>مصاحبه</strong><strong> </strong><strong>تلویزیونی</strong><strong></strong>
</p>
<p>وی در توضیح غیرقانونی بودن حکم خود آورده است: &quot; بر پایه ی ماده 258 قانون آیین دادرسی کیفری محاکم تجدید نظر تنها در صورتی مجاز به تشدید حکم بدوی میباشند که حکم صادره از حداقل مجازات مقرر در قانون کمتر باشد. بر طبق کیفر خواست دادستانی مجازات اتهام وارده ـ یعنی محاربه ـ [دشمنی با خدا] حداقل حکم در این مورد یک سال است حال خود فاصله ی 10 سال توام با تبعید را با این حداقل مقایسه کنیدتا&nbsp; پی به غیر قانونی،غیر حقوقی و سیاسی بودن حکم اعدام ببرید.&quot;
</p>
<p>فتاحیان همچنین اظهار داشته که درزندان برای اعترافات اجباری تحت فشاربوده است: &quot;البته ناگفته نماند که مدتی کوتاه پیش از تبدیل حکم، مجددا از زندان مرکزی سنندج به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل و در آنجا از من خواسته شد طی یک مصاحبه ویدیوئی به اعمالی ناکرده اقرار و کلمات و جملاتی در رد افکار خویش برزبان آورم. علی رغم فشارها ی شدید، من حاضر به قبول خواسته نامشروع آنان نشدم و آنها نیز صراحتا گفتند حکمم را به اعدام تبدیل خواهند نمود، که خیلی زود به عهد خویش وفا کردند و سرسپردگی دادگاه را به مراجع امنیتی و غیر قضایی اثبات نمودند. پس آیا انسان می تواند بر آنان خرده ای بگیرد؟&quot;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>دانشگاه در التهاب؛ کشور در بحران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/10//-505e9a2a46.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:48+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T00:15:34+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23081</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author">سامناک آقایی</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">سامناک آقایی</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>با تداوم و گسترش بازداشت ها، تعقیب و تهدید دانشجویان فعال در اعتراضات دانشجوئی علیه دولت کودتا، دانشگاه های کشور روزهای ملتهبی را پشت سر می گذارند. این در شرایطی است که دامنه اعتراضات دانشجوئی، به ویژه بعد از بازداشت تعدادی از فعالان شناخته شده دانشجوئی قبل و بعد از 13 آبان، از دانشگاه های تهران به دانشگاه های شهرهای کوچک و بزرگ رسیده است. در همین ارتباط روز گذشته سازمان دانش آموختگان ایران که هم اکنون هشت تن از اعضای اصلی آن در بازداشت بسر می برند، با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن دستگیری خودسرانه اعضای این سازمان و تشریح وضعیت بحرانی حاکم بر کشور تاکید کرد: این سازمان با تمام توان خود در مقابل دولت کودتا خواهد ایستاد.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>سازمان دانش آموختگان و وضعیت کنونی</strong>
</p>
<p>در بخشی از <a href="http://www.advarnews.biz/organization/9807.aspx" target="_blank" >بیانیه</a> سازمان دانش آموختگان آمده است: دستگیری دو تن از اعضای شورای مرکزی و چند تن از اعضای شعب و سابق سازمان ادوار تحکیم وحدت در روز ۱۲ آبان ماه سال جاری باز هم برگ سیاهی را به دفتر روسیاهی های دولت کودتا افزود. به راستی چه چیز جز سردرگمی و تشویش باعث می شود در زمانی که بیش از هر چیز به آرامش نیازمندند، بیش از هر کس به رادیکالیزه کردن فضا می پردازند. به راستی دست اندرکاران دولت کودتا به دنبال چه هدفی هستند؟ آیا واقعیت را نمی بینند؟ آیا جز اینست که در این چند ماهه پس از انتخابات هر چه بر حجم سرکوبها، دستگیری ها، خشونت ها و اعمال غیر انسانی افزوده شده، علاوه بر کم نشدن کمیت معترضین و قاطع تر شدن مردم بر راهی که برگزیده اند، کیفیت خواست ها بنیادی تر و رادیکال تر شده است؟ 
</p>
<p>سازمان دانش آموختگان، که هم اکنون پنج ماه از بازداشت احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگویش می گذرد، با محکوم کردن دستگیری شش تن از اعضای شورای مرکزی این سازمان، بر ادامه حمایت و پشتیبانی این سازمان از جنبش سبز و رهبران آن تاکید کرده و آورده است: امروز دیگر اینان باید به خوبی دریافته باشند که جنبش اعتراضی سبز مردم ایران نه سازمان دهی مرکزی دارد و نه گروه و شخص یا اشخاصی آنرا به پیش می برند. اگر حتی هتاکان اجیر شده در روز ۱٣ آبان به هتک حرمت شیخ شجاع اصلاحات [آنکه مناعت طبعش سر بر آستان کروبیان می ساید] بپردازند و اگر گاردهای حکومتی از حضور میر حسین موسوی در بین مردمان جلوگیری کنند و آن مرد بزرگ را عملاً محصور نمایند و فعالان سیاسی را ناجوانمردانه مورد ضرب و شتم قرار دهند، اما تلنبار سالها تجربه ی شکست و پیروزی ها، هر یک از این مردم را رهبرانی پیشرو ساخته است که عنداللزوم تصمیمات جدید می گیرند، شعارهای نو می سازند و در هر لحظه، خویش را با شرایط نامساعد اینروزها منطبق می سازند و برای زهرهای هر روزه اش پادزهرهایی شهد آلود می سازند. این مردم بالغ شده اند و دیگر رفتار کودکانه از آنان خواستن امری بعید به نظر می رسد
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>هشدار نسبت به تداوم بازداشت اسرا</strong>
</p>
<p>این بیانیه در پایان نسبت به تداوم بازداشت اعضای دربند این سازمان و سایر اسرای جنبش سبز هشدار داده و با تاکید بر اینکه این سازمان با تمام توان و قدرت خود در مقابل زیاده خواهی و خودکامگی کودچیان خواهد ایستاد، چنین می نویسد: چنانچه بارها عنوان نموده امروز هم اعلام می دارد که بر مسند نشستگان جمهوری اسلامی و غصب کنندگان انقلاب، باید بدانند راهی جز گردن نهادن به خواست های صد در صد قانونی مردم ندارند و با این حرکات و این اعمال فشارها تنها چیزی که میسر نخواهد شد خاموشی فرزندان صدیق این آب و خاک است چرا که اگر پرچمی از دست سربازی بیفتد قطعا سربازی از بی شمار سربازان سبز خواهد بود که آنرا دوباره بر پا خواهد نمود. پس بهتر است آنان که عقلای قوم حاکم محسوب می شوند در اولین گامها با آزادی همه زندانیان بی گناه سیاسی و از جمله دبیر کل [احمد زید آبادی]، سخنگو[عبدالله مومنی] و اعضای تازه در بند شده و بی گناه سازمان ادوار تحکیم وهمچنین گردن نهادن به خواست مشروع و قانونی مردم مبنی بر حق حاکمیت ملی، بحران حاصل از بی خردی را به طوفانی هولناک برای خویش بدل نسازند. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>تماس تلفنی دو تن از بازداشت شدگان</strong>
</p>
<p>در ارتباط با سرنوشت و وضعیت بازداشت شدگان اخیر سازمان دانش آموختگان، بنابر خبرهایی که در وب سایت همین سازمان منتشر شده، حجت شریفی و سید کوهزاد اسماعیلی مسئول شعبه گیلان این سازمان طی یک تماس تلفنی با خانواده های خود، اطلاع داده اند که در اختیار نیروهای امنیتی هستند. حجت شریفی روز سیزده آبان همراه با همسرش نفیسه زارع کهن، دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند. این عضو سازمان دانش آموختگان در تماس تلفنی با خانواده اش از محل نگهداری خود اظهار بی اطلاعی کرده است؛ این در حالی ست که هنوز از سرنوشت و وضعیت همسر او هیچ خبری در دست نیست. 
</p>
<p>اما سید کوهزاد اسماعیلی طی تماس تلفنی کوتاهی با برادر خود اطلاع داده که در بازداشت اداره اطلاعات استان گیلان است و تحت بازجوئی قرار دارد و به اتهام نشر اکاذیب برایش قرار بازداشت بیست روزه صادر شده است. گفتنی ست به رغم تلاش و پیگیری های خانواده ها، هیچ خبری در خصوص سرنوشت سایر اعضای بازداشت شده این سازمان کسب نشده است. 
</p>
<p>دستگیری هشت تن از اعضای سازمان دانش آموختگان علاوه بر اینکه با اعتراض گروها و تشکل های دانشجویی و حقوق بشری در داخل کشور روبرو شد، واکنش اعتراضی فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و همچنین سازمان جهانی مبارزه با شکنجه را نیز در پی داشت. این دو سازمانی بین المللی نسبت به سرنوشت اعضای دربند سازمان دانش اموختگان ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی هرچه سریع تر و بی قید شرط آنها شده اند. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ادامه اعتراضات و تهدید دانشجویان </strong>
</p>
<p>به دنبال حضور بی سابقه دانشجویان دانشگاه های تهران در راهپیمایی 13 آبان و همراهی با جنبش سبز و به دنبال آن موج دستگیری های گسترده دانشجویان، به ویژه در تهران، اصفهان و شیراز، طی چند روز گذشته اعتراضات خودجوش و تجمعات مسالمت آمیز در دانشگاه های آزاد و دولتی در چندین شهر بزرگ کشور ادامه یافته است. در تهران دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر دست به اعتصاب غذا زدند. در دانشگاه صنعتی شریف چندین تجمع در حمایت از فعالان دانشجویی بازداشت شده در سیزده آبان برگزار شد. دانشگاه آزاد واحد شرق تهران نیز به تجمعات و اعتراضات دانشجویان واحدمرکز، غرب و جنوب تهران پیوست. 
</p>
<p>در تبریز دانشجویان دانشگاه آزاد و سهند تجمعات مسالمت آمیز و جداگانه ای در حمایت از اعضای بازداشت شده سازمان دانش آموختگان برگزار کردند. در دانشگاه اصفهان نیز اوضاع متشنج بوده و تدابیر شدید امنیتی مانع از برگزاری تجمع دانشجویان معترض به وضعیت حاکم بر این دانشگاه به دنبال درگیری های روز سیزده آبان نشده است؛ دانشجویان دانشگاه گیلان نیز با وجود تهدیدها و بازداشت چند تن، روز گذشته تجمعی با حضور بیش از 1000 تن برگزار کردند. دانشجویان دانشگاه های شیراز و اهواز نیز با صدور بیانیه های جداگانه ای بازداشت اعضای سازمان دانش آموختگان را محکوم کردند. 
</p>
<p>با گسترش اعتراضات دانشجوئی، به وِیژه بعد از سیزده آبان، نیروهای امنیتی و بسیجی روزبروز فضا را برای دانشجویان معترض امنیتی تر می کنند. در همین راستا شورای انضباطی دانشجویان با ارسال نامه های محرمانه اقدام به تهدید دانشجویان کرده است. همچنین در یك ماه گذشته بسیاری از دانشجویان ساكن خوابگاه های دانشگاه تهران نامه هایی با مهر فوری و محرمانه از سوی شورای انضباطی دانشجویان این دانشگاه دریافت كرده اند كه بر مبنای آن اجازه استفاده از خوابگاه را ندارند. 
</p>
<p>به نوشته روزنامه اعتماد، در این نامه ها آمده است:به استناد تبصره 2 ماده 7 آیین نامه انضباطی دانشجویان و نظر به دریافت گزارش های موثق، تا زمان رسیدگی به تخلفات منتسب به جنابعالی در شورای انضباطی دانشگاه، از تاریخ دریافت ابلاغ فوق تا اطلاع ثانوی از ورود به محیط خوابگاه محروم می شوید. 
</p>
<p>دانشجویان ساکن خوابگاه ها که طی یک هفته اخیر در تجمعات مسالمت آمیز شرکت کرده اند به دنبال این تهدیدات مجبور به ترک دانشگاه و منازل خود شده اند. 
</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>مرگ یک نویسنده، یک کارگردان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-8ab54278a6.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:48+01:00</updated>
		<published>2009-11-09T23:54:19+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23080</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author">پرستو سپهري</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">پرستو سپهري</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>جامعه فرهنگی ایران در هفته گذشته دو چهره صاحب نام خویش را از دست داد: مهدی سحابی، نویسنده و مترجم. امیر قویدل، فیلمنامه نویس و کارگردان. این هر دو در دهه شصت زندگی و در اثر بیماری درگذشتند.
</p>
<p>شايد خيلي ها آشنايي شان با مهدی سحابي از رهگذر ترجمه دقيق او از كتاب چندجلدي مارسل پروست باشد، اما خيلي ها هم این چهره سرشناس عرصه قلم را از دوران روزنامه نگاریش به یاد می آورند و سپس نویسندگی، عکاسی و نقاشی. مهدی سحابی انسانی عمیقا اهل فرهنگ و هنر بود که خاموشی را بر حضور در میان جمع پر صدایان ترجیح می داد. وی که به چند زبان خارجي از جمله فرانسه، ايتاليايي، وانگلیسی آشنایی داشت، با استقرار جمهوری اسلامی فعالیت در سرویس خارجه روزنامه کیهان را کنار نهاد و به فعالیت های دیگراز جمله ترجمه روی آورد. 
</p>
<p>مهدی سحابی (متولد ۱۳۲۳) در شهر قزوین نقاش، مجسمه‌ساز، نویسنده، عکاس و مترجم بود. عمده شهرت سحابی بابت ترجمه مجموعه &quot;درجستجوی زمان از دست رفته&quot; نوشته مارسل پروست است. سحابی در آغاز به تحصیل در هنرکده هنرهای تزیینی تهران و سپس فرهنگستان هنرهای زیبای رم مشغول شد، اما پس از مدتی هر دو را رها کرد. وی آنگاه به سراغ روزنامه‌نگاری، بازیگری و عکاسی رفت و در آخر به سراغ ادبیات، نقاشی و ترجمه ادبی. او دوره نقاشي و كارگرداني را هم نيمه تمام نهاد و به روزنامه‌نگاری روي آورد؛هرچند او خود روزنامه‌نگار شدنش را هم تصادفی می خواند. سحابي سال 1351 وارد روزنامه كيهان شد و تا سال 1358 نيز در همان روزنامه ماند. 
</p>
<p>وی آثارفراوانی را از زبان‌های انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی به فارسی برگردانده که بچه های نیمه شب، اثر سلمان رشدی از آن جمله است؛ اما بی گمان ترجمه رمان عظیم مارسل پروست &nbsp;مهم‌ترین کار اوست. 
</p>
<p>مهدی سحابی که همسری فرانسوی داشت، در سال های اخیر اغلب در فرانسه و در کنار فرزندانش زندگي مي‌كرد. او سرانجام صبح روزدوشنبه بر اثر ايست قلبي و دور از وطن درگذشت. 
</p>
<p>امير قويدل كارگردان سينما و تلويزيون هم ظهر دیروز در بيمارستان &quot;پارسيان&quot; تهران چشم بر جهان بست. او در چند ماه گذشته بارها به دليل مشكلات ريوي در بیمارستان بستری شده بود. 
</p>
<p>راما قویدل فرزند امیر قویدل درمورددرگذشت پدرش به &quot;روز&quot; گفت: یک ماه پیش پدرم را برای مدت یک هفته به بیمارستان پارسیان آوردیم وبه صورت فشرده مورد مداواقرار گرفت؛ بعد هم با تاییدیه پزشک معالج از بیمارستان مرخص شد. اما چهارروز پیش مجددا درد سینه پدرم شروع شد و او را دوباره به بیمارستان آوردیم. درطول این چندروز چندین پزشک به صورت همزمان از پدرم مراقبت می کردند اما متاسفانه ظهرروزیکشنبه بیماری برپدرغالب شد وایشان از دنیا رفتند. 
</p>
<p>راما قویدل درمورد مراسم تشییع پدرمی گوید:قرار است تا چندروزآینده این مراسم برگزار شود. به نظر می آید مسئولان تصمیم گرفته اند این برنامه روز سه شنبه وازمقابل ساختمان شماره 2 خانه سینما برپاشود. 
</p>
<p>قویدل که یکی از کارگردانان بدنه سینمای ایران بود، متولد سال 1326 از شهرستان مشهد ودارای مدرک تحصیلی فوق دیپلم تئاتربود. او فعالیت سینمایی خودراازسال1353 با نگارش ودستیاری ساموئل خاچیکیان درفیلم &quot;مرگ درباران&quot;آغاز کرد. 
</p>
<p>رخساره، سردارجنگل، ترن، دل نمک، گالان، برنج خونین وخونبارش ازدیگر کارهای قویدل درزمینه کارگردانی سینماست. مجموعه های تلویزیونی قویدل عبارتند از:غارتگران، چنگک، فوق سری، دایره تردید وشب چراغ هستند. قویدل درمقام فیلمنامه نویس دواثر &quot;عاشورادرمزینان&quot;و&quot;یک روایت کوچک&quot; را درکارنامه خوددارد. 
</p>
<p>&quot;بارهستی&quot; عنوان دهمین و آخرین فیلم سینمایی بلند قویدل است که آماده اکران شده است. این اثر سینمایی تقابل وحادثه میان دوزوج رابه تصویر می کشد. </p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>تهدید رسمی کاربران اینترنت </title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-5df81e719d.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:49+01:00</updated>
		<published>2009-11-09T23:52:36+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23079</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author">حامد ایرانی</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">حامد ایرانی</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>در حالیکه در جریان حوادث پس از انتخابات، گردانندگان دولت کودتا با انواع و اقسام ترفندها، سانسورها، کندکردن اینترنت، حمله به سایت های اینترنتی و دستگیری ها سعی کردند مانع دریافت اطلاعات از طریق اینترنت شوند، ظاهرا هنوز این محدودیت ها کافی نبوده و اینبار مسئولین امنیتی و نظامی، به تهدید رسمی کاربران اینترنت پرداخته اند.
</p>
<p>در همین ارتباط سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی روز گذشته در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا، در حاشيه اولين گردهمايي سراسري سازمان‌هاي مردم نهاد فعال در درمان و كاهش آسيب اعتياد، اعلام کرد یکی از وظایف نیروی انتظامی کنترل شدید فضای مجازی و سایبر است.
</p>
<p>فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به روند مبارزه با فضاي به گفته او &quot;آلوده&quot; مجازي و سايبر و سايت‌ها گفت: &quot;علاوه بر اينكه در اين زمينه خلايي در قوانين كشور وجود داشت، بسياري افراد از جمله كساني كه علاقه به پز روشنفكري نيز دارند، با كنترل وسايل ارتباط مجازي و فضاي سايبر ابراز مخالفت مي‌كردند و اين در حاليست كه اين فضا مي‌تواند بستر بسياري از جرايم باشد. از اين رو كنترل اين فضا بايد جدي‌تر دنبال شود و به نظر مي‌رسد كه در برنامه پنجم توسعه گام‌هاي محكم‌تري در اين زمينه برداشته شده است.&quot;
</p>
<p>فرمانده نیروی انتظامی البته در این گفت و گو توضیحی در خصوص نوع این جرایم نداده و تنها به تهدید کاربران بسنده کرده و خبر از محدودیت های بیشتر داده است.این در حالیست که بعد از کودتای انتخاباتی حدود 10 نفر از روزنامه نگارانی که دست اندرکاران رسانه های مجازی در داخل کشور بودند، بازداشت و روانه زندان شده اند. 
</p>
<p>از سوی دیگر اطلاعات موثق حاکی از آن است که گردانندگان دولت کودتا تصمیم گرفته اند تا استفاده کنندگان از اینترنت را نیز به هر نحو ممکن از استفاده از فضای مجازی باز دارند؛در همین راستا آنان در چند روز گذشته با ارسال اس ام اس و ایمیل های تهدید آمیز، از کاربران اینترنت خواسته اند از ادامه این کار بپرهیزند.
</p>
<p>بعنوان نمونه در هفته های اخیر ایمیل های زیادی برای برخی کاربران ایمیل های عمومی ارسال شده که مضمون آن این بوده است: &quot;کاربر محترم ؛ شما درحال فعاليت غيرقانوني و ضد امنيت ملي در فضاي مجازي مي باشيد در صورت ادامه اينگونه فعاليت ها برابر قانون جرايم رايانه اي، مجرم شناحته شده و با شما برخورد قانوني خواهد شد.&quot;
</p>
<p>همچنین بر اساس اخبار به برخی دیگر از کاربران اینترنت نیز اس ام اس هایی با مضمونهای تهدید آمیز و تهدید به برخورد قضایی ارسال شده است؛ یک نمونه از این اس ام اس ها که به دست &quot;روز&quot; رسیده بدین شرح است: &quot;شهروند محترم طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تاثیر تبلیغات ضد امنیتی رسانه های وابسته به بیگانگان قرار گرفته اید؛ در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه های خارج از کشور برابر مواد 489 ,499 ,500 ,508 ,514 ,609 , 610, 698 قانون مجازات اسلامی شناخته میشوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد.&quot;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>انتقال سوخت به خارج منتفی شد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-81d3eb3cee.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:50+01:00</updated>
		<published>2009-11-09T23:49:04+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23078</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author">نازنین کامدار</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author">نازنین کامدار</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>با وجود آنکه&nbsp;پس از پایان &nbsp;نشست اخیر&nbsp;گروه ٥+١ با ایران در&nbsp;وین، اعلام شد که ایران حاضر به انتقال اورانیوم غنی شده خود به کشور ثالثی است تا با رساندن غلظت آن به ٢٠ درصد، از آن&nbsp;در رآکتور تحقیقاتی تهران&nbsp;استفاده پزشکی کند، محمود احمدی نژاد روز گذشته برای دومین بار در هفته جاری&nbsp;انصراف جمهوری اسلامی از این&nbsp;&nbsp;توافق را&nbsp;اعلام کرد.
</p>
<p>محمود احمدی نژاد که برای شرکت در اجلاس کشورهای عضو کنفرانس اسلامی به ترکیه رفته است، ضمن سخنان غیرمتعارفی علاوه بر آنکه باردیگر از &quot;پایان عمر اسرائیل و امریکا&quot; خبر داد، این را نیز گفت که &quot;ما حاضر به انتقال سوخت به روسیه نیستیم.&quot;
</p>
<p>وی که در یک مصاحبه مطبوعاتی سخن می گفت، دربرابر سئوال خبرنگاران درخصوص انتقال ١٨ میلیارد دلار پول به کشور ترکیه در ماه گذشته &nbsp;هم به روال معمول، طفره رفتن را برگزید واظهار داشت: &quot;ضرب و تقسیم کنید تا ببینید چقدر تریلی برای حمل این پول لازم است&quot;.
</p>
<p>وی در پاسخ به سئوال خبرنگار&nbsp; تلویزیون الجزیره مبنی بر فرجام ماجرای انتقال سوخت به کشور ثالث گفت ایران &quot;حاضر به خرید سوخت از هر کشوری است&quot;.
</p>
<p>او همچنین پس از آنکه هفته گذشته اعلام کرد که &quot;ایران حاضر به انتقال سوخت خود به روسیه نیست&quot; در پاسخ به پیشنهاد دو روز گذشته دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر انتقال این سوخت به کشور ترکیه نیز ترجیح داد سکوت کند.
</p>
<p>پاسخ او درحالی مطرح می شود که توافق وین، مبتنی بر &quot;خروج اورانیوم از خاک ایران&quot; و نه &quot;خرید&nbsp;اورانیوم با غلظت ٢٠ درصد&nbsp;&quot; تنظیم شده بود.
</p>
<p>اما در کنار&nbsp;پاسخ های&nbsp;نا مشخص شب گذشته احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی اش در استانبول، علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفت و گو با ایسنا به تمامی گمانه زنی ها درباره فرجام توافق نشست&nbsp;وین پایان داد و صراحتا اعلام کرد که ایران حاضر به خروج اروانیوم غنی شده از خاک کشور نیست.
</p>
<p>بروجردی اعلام کرد: &quot;ایران قصد ارسال اورانیوم به خارج از کشور را ندارد.&quot;
</p>
<p>به گزارش ایسنا، این نماینده مجلس همچنین گفت که مسئولان جمهوری اسلامی، مشغول بررسی راه‌های دیگر تامین سوخت رآکتور اتمی تهران هستند.
</p>
<p>وی تاکید کرد: &quot;اگر نتوانیم اورانیوم غنی‌سازی شده ۲۰ درصد را برای تامین سوخت خریداری کنیم، می‌توانیم مبادله به صورت محدود انجام دهیم، مشروط بر آنکه اورانیوم غنی‌شده ۲۰ درصد را قبلا دریافت کرده باشیم&quot;.
</p>
<p>او این پیش شرط را در حالی مطرح کرده که بر اساس توافق ٧ آبان جلیلی با گروه ١+٥ قرار شده بود جمهوری اسلامی ۱۲۰۰ کیلوگرم از اورانیوم با غنای ۳.۵ درصد خود را تحویل روسیه داده و در مقابل، اورانیوم با غنای ۲۰ درصد راکه توسط فرانسه به میله‌های سوخت تبدیل می شد دریافت کند.
</p>
<p>پیشنهادی که در مصاحبه روز شنبه بروجردی &quot;منتفی&quot; اعلام شد و خشم مقامات گروه ١+٥ را در باره عدم تعهد ایران به توافق وین برانگیخت.
</p>
<p>بروجردی پیش از این گفته بود که بحث تحویل تدریجی یا دفعی سوخت ۳.۵ درصد برای دریافت سوخت ۲۰ درصد مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران، &quot;منتفی&quot; است.
</p>
<p>با انتشار سخنان این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی که به دنبال انتقاد برادران لاریجانی از توافق وین ابراز شد، گلین دیویس، نماینده آمریکا در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد واشنگتن حاضر است به ایران برای بررسی پیش‌نویس وین، فرصت بیشتری بدهد.
</p>
<p>سخنان این مقام امریکایی، بار دیگر بروجردی را به خبرگزاری ایسنا کشاند تا با تلطیف لحن مصاحبه قبلی خود اعلام کند که: &quot;تکلیف تامین سوخت&nbsp; رآکتور تحقیقاتی تهران، پس از انجام مذاکرات آقای سلطانیه با غرب&nbsp;مشخص می‌شود&quot;.
</p>
<p>سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد هسته‌ای ایران نیز که در فردای نشست وین &quot;از بسیار سازنده بودن مذاکرات&quot; خبر داده بود، اکنون در حالیکه توافق وی در وین &quot;منتفی&quot;اعلام شده، بار دیگر از اعلام آمادگی ایران برای مذاکره خبر داده است.
</p>
<p>او دیروز&nbsp;در دیدار با سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه که به طور سرزده وارد تهران شد، ابراز امیدواری کرد که نتیجه مذاکرات &quot;مثبت&quot; باشد. مذاکراتی که خود او انجام داده و اکنون مشخص شده اصلا &quot;مثبت&quot; نبوده است.
</p>
<p>با اعلام نظر مخالف ایران نسبت به پیش نویس توافق وین که از سوی هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا، یک &quot;اقدام غیر دیپلماتیک&quot; لقب گرفت، محمد البرادعی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشنهاد کرده است&nbsp;که اورانیوم غنی‌شده ایران به جای روسیه، به ترکیه انتقال یابد؛پیشنهادی که شب گذشته با واکنش سرد احمدی نژاد مواجه شد. 
</p>
<p>یک کارشناس مسائل هسته ای ایران در مصاحبه با &quot;روز&quot; در باره شرایط کنونی حاکم بر مذاکرات هسته ای گفت: &quot;با زیر پا گذاشتن توافق وین دو نکته برای غرب روشن شده است. اول آنکه اگرچه سعید جلیلی به نمایندگی از تمامی مقامات سیاسی و حکومتی ایران در مذاکرات حاضر شده، اما او نیز با وجود داشتن اختیارات کافی ازسوی آیت الله خامنه ای &quot;حرف آخر&quot; را درباره نظر ایران نمی زند. دوم آنکه برای غرب روشن شد که حوادث پس از انتخابات آنچنان به اقتدار رهبر ایران در داخل ساختار قدرت لطمه وارد کرده است که حتی توافق نماینده شخص او، یعنی سعید جلیلی نیز با مخالفت مقاماتی در سطح روسای قوه مقننه و قضاییه مواجه می شود&quot;.
</p>
<p>این کارشناس افزود: &quot;زیر پا گذاشتن توافق وین، به غرب اثبات کرد که ایران از نزاع شدید قدرت در اندرونی خود رنج می برد&quot;.
</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>سرداران درنگ کنید!</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-5e28cad714.html" />
		<updated>2009-11-10T01:47:08+01:00</updated>
		<published>2009-11-09T23:42:42+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23077</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/hasan_yosefi_eshkevari_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">حسن يوسفي اشکوري</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/hasan_yosefi_eshkevari_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">حسن يوسفي اشکوري</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>اشاره: این نوشته نیز مانند نوشته پیشین من ( وحدت ملی ممکن است؟ ) صرفا یک مقاله و از سرِ تفنن نیست بلکه کاملا برآمده از یک اندیشه و تحلیل از شرایط موجود و با انگیزه خیرخواهانه ملی و با احساس مسؤلیت و نگرانی تمام و در نهایت به قصد شنیدن و توجه نوشته شده است. گرچه ظاهرا گوش شنوایی نیست! فعلا چکاچک شمشیر است و خشم و خشونت!
</p>
<p>این نوشته، که می توان آن را &quot;نامه سرگشاده&quot; &nbsp;شمرد، خطاب به سرداران سپاه و مقامات عالی نظامی است و از این رو عنوان آن را &quot;سرداران درنگ کنید&quot; انتخاب کرده ام. چرا که به نظر می رسد در حال حاضر کشور و نهادهای حکومتی و دولتی و حتی اقتصادی &nbsp;یکسره یا در اختیار مستقیم نظامیان سپاهی است و یا نظامیان بر تمام نهادها و حتی اشخاص حقیقی و حقوقی نظارت و کنترل دارند و به هرحال مملکت بوسیلة سرداران اداره می شود. از این رو تعبیر استقرار &quot;ولایت نظامی&quot; &nbsp;به جای &quot;ولایت فقیه&quot; &nbsp;بوسیلة برجسته ترین تئوریسین ولایت فقیه یعنی آیت الله منتظری دور از واقعیت نیست. بگذریم که دخالت نظامیان در سیاست و بالاتر از آن حکومت نظامیان بر خلاف قانون و به ویژه رأی و نظر رهبر فقید انقلاب و معمار نظام جمهوری اسلامی است، اما فعلا این ایراد بنیادین مورد نظر و بحث من نیست.
</p>
<p>سخن من بی ابهام و بی مقدمه این است که سرداران محترم! به کجا می روید و به گفتة زیبای آن شاعر بزرگ &quot;به کجا چنین شتابان&quot;؟! می خواهید چه کنید و چه برنامه ای برای اداره کشور و آیندة نظام جمهوری اسلامی و مردم دارید؟ شعارها و رفتارهای انبوه مردم و به ویژه جوانان را در روز 13 آبان دیده و شنیده اید؟ پس از حدود پنج ماه از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری گذشته و در طول این مدت نه چندان کوتاه، بیشترین تلاش سیاسی و نظامی و انواع رفتارهای خشن را برای پایان دادن به این جنبش اعتراضی به کار برده اید، چه نتیجه ای به دست آورده اید؟ توانسته اید مردم را در مورد نتایج شگفت انتخابات و مشروعیت دولت دهم توجیه و قانع سازید؟ همواره از دخالت بیگانگان می گویید و ادعا می کنید که طرح از پیش آماده ای برای شورش و اغتشاش و طرح ادعای &quot;تقلب بزرگ&quot; وجود داشته و بدین ترتیب انبوه مردم و از جمله معترضانی راکه جملگی از کارگزاران نظام در این سی سال بوده اند، به دشمنان پیوند می زنید. نمی خواهم در این باره با شما محاجه کنم و بگویم که درست است یانه، اما می گویم تا کنون توانسته اید معترضان متنوع مردمی و از جمله همکاران دیروزتان و معترضان امروز را به همراهی و همدلی بکشانید و حتی به آن نزدیک کنید؟
</p>
<p>نمی دانم شما در این موارد چگونه می اندیشید و پاسخ شما به این پرسشها چیست. گرچه در گفتارها خود را کامیاب و پیروز می دانید، اما بعید می دانم که این گفتارها جدی باشد و حداقل تمام واقعیت را بازتاب دهد. همین که پس از پنج ماه نه تنها جنبش اعتراضی خاموش نشده بلکه از یک سو گسترش یافته و از سوی دیگر رادیکال تر گشته است، خود دلیل کافی و قانع کننده ای بر عدم موفقیت شما است. اساسا از اظهار نگرانی روز افزون شما و اعمال خشونت بیشتر و تهدید های گستردة مخالفان و معترضان بوسیلة سرداران ( تا آنجا که اخیرا ایرانیان سبز خارج نشین را نیز تهدید به برخورد می کنید )، نشان می دهد که در سرکوبی جنبش موفق نبوده اید. اما نمی خواهم در این موارد نیز با شما محاجه کنم و اصرار کنم که حقیقت چیست. سخن من اکنون اندیشیدن به آینده است و اینکه شما حاکمان چه طرحی برای کشور و مردم دارید.&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
</p>
<p>&nbsp;&nbsp;از مجموعه گفتارها و رفتارها چنین بر می آید که هیچ عزمی برای حل بحران و شکستن &nbsp;بن بست کنونی وجود ندارد. چنین می نماید که تنها راه ممکن برای بقا از نظر سرداران و دولتیان خشونت و شدت عمل و زندان و احتمالا اعدام مخالفان است. نمی دانم این تنها گزینه از درون چه تحلیل و منطقی بیرون آمده است. ظاهرا دلیل انتخاب این گزینه جابجایی سیاستمداران و نظامیان در ارکان تصمیم گیری است و در نتیجه یا غفلت از واقعیتهای بحران خیز و خطرناک کنونی است و یا تغافل و به تعبیری خوش خیالی نظامیان و دیگر دست اندکاران افراطی کشور است. اما تا آنجا که تجارب تاریخی و منطق تحولات اجتماعی و جامعه شناسی انقلابها می آموزند، این هر دو حالت به فاجعه و بد فرجامی و در نهایت پشیمانی می انجامد.
</p>
<p>برای تبیین این دیدگاه به اجمال می توان گفت که اگر جنبش اصلاح طلبی در جامعة نیازمند تغییر و اصلاح به مطالبات و خواسته های منطقی و طبیعی خود نرسد، در فرایند انقلاب قرار می گیرد و با فراز و فرودهایی، سرانجام دیر یا زود با فروپاشی نظام حاکم به خواسته هایش می رسد. تاریخ تمام جنبشهای انقلابی دویست سال اخیر جهان مؤید این مدعا است. انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی دو نمونه این تجربه است. در صد سال پیش مشروطیت این دو مرحله را طی کرد. در مرحله نخست، مردم ورهبرانشان با مقاومت و مبارزه مدنی و گفتگو با شاه و دربار به موفقیت رسیدند و فرمان مشروطه را از شاه قاجار گرفتند، و در مرحله بعد، بر اثر مقاومت سرسختانه محمدعلی شاه و حتی لجاجت کودکانه اش در برابر مجلس و مشروطه خواهان و به ویژه رهبران میانه رو و مصلحی چون بهبهانی و طباطبایی و در نهایت حمله به مجلس و کشتن آزادیخواهان و انحلال مشروطیت، سرانجام مدافعان استوار مشروطه با رهبرانی به مراتب رادیکال تر و در واقع انقلابی برخاستند و با جانفشانی تهران را فتح کردند و شاه دشمن اصلاحات را از کشور اخراج کردند. انقلاب ایران نیز درست همین گونه بود. از شهریور بیست اصلاح طلبی مشروطه خواهانه آغاز شد و نهضت ملی و کودتا را تجربه کرد تا اوایل دهه چهل طول کشید اما&nbsp; پس از برخورد با سد شدید استبداد مطلق محمدرضاشاهی و سرکوبی آزادیخواهان و مصلحان، فصل انقلاب و اندیشه انقلابی گری گشوده شد و در یک روند پانزده ساله با مشارکت گروههای متنوع اجتماعی و فکری به فروپاشی منتهی گشت و در 22 بهمن 57 پیروزی نصیب ملت ایران شد. بنابراین در پروسه اصلاح / انقلاب، مرحله اول اصلاحات است و اگر این پروژه به فرجام رضایت بخش رسید، دیگر نیازی به فروپاشی نظام حاکم و عمل انقلابی نخواهد بود. چرا که اصلاح هم برای مردم کم هزینه است و هم برای کشور و از مخاطرات گوناگون به دور است، اما انقلاب همراه با مخاطراتی است که کمتر می توان ابعاد مخرب آن را پیش بینی کرد.
</p>
<p>حال سخن این است که ظاهرا شما سرداران با بستن راه اصلاحات و سرکوبی اصلاح طلبان برآمده از درون حاکمیت، عملا راه انقلاب را می گشایید. در واقع کار شما مصداق کامل در آمدن از چاله ترمیم پذیر اصلاحات و سقوط در چاه ویل فروپاشی است. از اصلاحات در چهارچوب قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی به دست بخشی از ارکان و کارگزاران همین نظام بیم دارید و هر نوع تغییر خواهی را انقلاب نرم و نقشه دشمن می شمارید، اما درست در همین روند راه شورشها و به گفتة شما اغتشاشات مردمی و جنبشهای خیابانی و احتمالا بیابانی را باز می کنید و مسیری را به مردم ناراضی نشان می دهید که جز انقلاب و فروپاشی نظام فرجامی نخواهد داشت. سرنوشت و آیندة نظام در گرو عملکرد امروز مدیران آن در تهران است نه در واشنگتن و لندن و تل آویو. از این رو این شما هستید که با نشنیدن صدای مسالمت جویانه انبوه ناراضیان و اعمال هر نوع خشونت علیه آنان، گزینة انقلاب و براندازی را به مثابة تنها گزینه به مردم پیشنهاد می کنید. شما بهتر از هرکسی می دانید که کسانی چون خاتمی و موسوی و کروبی و دوستانشان نه تنها برانداز و دشمن نیستند بلکه حتی با اصل نظام و قانون اساسی با محوریت ولایت فقیه هم مخالفت ندارند. اگر مخالفتی هست، که هست، به برخی رفتارهای خلاف قانون و خلاف مصالح ملی و حتی خلاف مصالح خود نظام است. اگر به انصاف بنگریم، امروز به واقع انقلاب و نظام جمهوری اسلامی مصلحانی صادق تر و خیرخواه تر از این افراد ندارد. آخر چگونه می توانید افکار عموم را قانع کنید که حجاریان و نبوی و تاج زاده و مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران و اعتماد ملی و دیگران عامل دشمن و برانداز جمهوری اسلامی اند؟ فکر می کنم امروز باید قانع شده باشید که زندانی کردن این افراد و دادگاههایی با چنین ماهیتی و اعترافاتی چنان مبتذل و ناشیانه نه تنها به سود نظام نبوده که کاملا به زیان نظام و مسؤلان سیاسی و نظامی آن بوده است. 
</p>
<p>حال با این مشکل و بن بست چه باید کرد؟ اگر تصور می کنید با تندی و تهدید و سرکوب می توانید از بحران خارج شوید، سخت در اشتباهید و این راه، چنان که گفتم، به خشونت بیشتر و در نهایت براندازی نظام، یعنی دقیقا همانی که از آن بیم دارید، منتهی می شود. طبق منطق امور و تجارب مکرر تاریخی، فقط یک راه حل وجود دارد و آن اینکه اصلاحات دموکراتیک و مسالمت جویانه و مدنی یعنی همین جنبش سبز را بپذیرید و به خواسته های حداقلی جامعة نا امید از تغییر در نظام تن دهید و به هرحال به تنها گزینة محتمل برای خروج از بن بست خاضعانه گردن نهید. راه دیگری متصور نیست. تجربه نشان می دهد به میزانی که به مطالبات قانونی مردم بی اعتنایی کنید و به خشونت بیشتر متوسل شوید، به همان میزان به بحران ساختاری و در نهایت فروپاشی نزدیک تر می شوید. حداقل اگر به سیر شعارها از 22 خرداد تا 13 آبان بنگرید، به روشنی می بینید که&nbsp; شعارها به لحاظ محتوا و حتی شکل طرح و شور شعار دهندگان تندتر و خشمگین تر می شود. این شعارها و خشمها اخیرا مستقیما متوجه رهبری نظام نیز شده و حتی به زیر کشیدن شمایل وی نیز دیده شده است. این در حالی است که مردم ایران به طور سنتی هموراه حریم و حرمت بزرگان و حاکمان را ( حتی اگر با آنها مخالف باشند ) معمولا حفظ می کنند و تا کنون نیز کم و بیش چنین بوده است. چه کسی و کسانی مسؤل این خشم و خشونت است؟ آیا این بدان معنا نیست که مردم حتی از عالی ترین مقام نظام نیز نا امید شده اند؟ این شما را به وحشت نمی اندازد؟&nbsp;&nbsp;&nbsp; 
</p>
<p>داستان جالبی است! در تمام دنیا حکومتها و دولتها با مردم مخالف و به اصطلاح اوپوزیسیون خود سخن می گویند و در موارد اختلاف و اعتراض با آنان وارد گفتگو و چانه زنی و مصالحه می شوند اما در جمهوری اسلامی سی سال است که حاکمان ولایتمدار ما، مخالف را به رسمیت نمی شناسند یا انکار می کنند یا نادیده می گیرند و با سر کوب می کنند. به شما سرداران و حاکمان فعلی دوستانه و مشفقانه توصیه می کنم که تا دیر نشده با معترضان خودی گفتگو کنید و صادقانه و با دید ملی و مصلحت اندیشانه راه حلی برای خروج از بحران کنونی پیدا کنید. بدانید که در فاز بعدی راه هر نوع گفتگو بسته خواهد شد و در آن روز همه چیز بر ضد شما و نظام مورد علاقه شما خواهد بود و در نهایت جز خسران دنیا و آخرت بهره ای نخواهید برد. آخر این چه کاری است که گرهی را که با دست می توان گشود با دندان باز می کنید؟ سیاست مشت آهنین همواره در فرجام کار جز شکست نبوده است. دوستانه عرض می کنم به جای اینکه این نوشته را لای پرونده ام بگذارید تا فردا در بازجویی ها به کار آید، در آن تأمل کنید. در این توصیه ها جز خیر خواهی برای کشور و مردم انگیزه ای وجود ندارد. 
</p>
<p>نکته مهم اما مسألة بقا و یا فنای نظام سیاسی نیست، مشکل بنیادین، خطراتی است که بر سر راه حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و منافع و مصالح ملی و سرنوشت مردم کشور کمین کرده است. تردید ندارم که نه تنها موسوی و خاتمی و کروبی و دیگر اصلاح طلبان وابسته به نظام، که تمام حامیان جنبش سبز و متحدان استراتژیک پیشگامان آن، جدای از عقاید شخصی شان، به خاطر حفظ کشور و تحمیل هزینه کمتر بر مردم و بار دادن تدریجی نهال دموکراسی در این سرزمین، ترجیح می دهند از طریق اصلاحات تدریجی و مدنی و مسالمت آمیز در چهار چوب نظام سیاسی و قانون اساسی فعلی آن ( با همة تناقضات ساختاری آن ) به خواسته های حداقلی خود برسند و این راه را تا آنجا که ممکن است رها نخواهند کرد. اما شما سرداران نگران روزی باشید که مردم از همین اصلاح طلبان نیز ما نا امید شوند و در آن زمان ممکن است راه انقلاب را در پیش بگیرند و در آن حالت سخن هیچ مصلح دور اندیشی نیز شنیده نخواهد بود. سخنان مصلحانی چون بهبهانی و طباطبایی در روز حمله نظامیان روسی به مجلس مشروطه و سخنان&nbsp; بازرگان در سال 57 را به یاد می آورید؟ بنا براین سرداران کمی درنگ کنید!&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;
</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>پس زیرکی باید، یاران</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-1362d0a500.html" />
		<updated>2009-11-10T01:47:09+01:00</updated>
		<published>2009-11-09T23:41:10+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23076</id>
		<author>
			<name><div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/po_taghi_rahmani_m_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">تقي رحماني</div></div></name>
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/">
			<![CDATA[<div class="news-author-section"><div class="news-author-image"><img src="uploads/pics/po_taghi_rahmani_m_01.jpg" width="50" height="50" border="0" alt="" title="" /></div><div class="news-author">تقي رحماني</div></div>]]>
			<![CDATA[<p>جنبش سبز با پیوند نسل ها، مدیریت فعالان و رهبری اخلاقی ـ قراردادی کامیاب می شود. 
</p>
<p>این خلاصه یادداشت ذیل است. 
</p>
<p>زندگی جاری شدن در خیابان است. خیابانی که انسان ها می خواهند با هم چیزی را بگویند. زندگی در روز سیزدهم ابان در خیابان های تهران جریان داشت، و چند شهر دیگر. اما چرا خشونت؟چرا پرهیز و نهی &nbsp;از تجمع انسان ها. 
</p>
<p>زنجیره ای از انسان ها، با تنوع نسل ها به پیشتازی نسل جوان و بخصوص دختر ها می امدند که با رفتار مدنی، تظاهر سیاسی انجام دهند. شعار &quot;سکوت&quot; یا &quot;نه شرقی، نه غربی دولت سبز ملی&quot;، رنگ سبز ایرانی که ریشه ملی ـ مذهبی دارد و در اتحاد به هم پیوسته نسل ها، که نماد جنبش ایرانی است. شاید مسئولان ندانند که حتی مدارس راهنمایی و دبیرستان در درون حیاط و کلاس های درس نیز تظاهرات کردند، یار دبستانی خواندند و مدرسه راسبز کردند. 
</p>
<p>سیزدهم ابان می توانست در تداوم روز قدس، نوعی تعامل مدنی ایرانیان باشد. در کنار یکدیگر، هم متفاوت اما با هم، عده ای که معتقدند اوضاع کشور عالی است و بسیاری که می گویند نه چنین نیست باید تغییر کند، هر دو در کنار هم، شعار مخصوص خود را می دادند. 
</p>
<p>این نوع تعامل به نفع همه است. بازی برد-برد است. هیچ کس از اصل نمی افتد، شاید مدتی از قدرت کناره گیری کند اما می ماند و باز توان بازگشت دارد. 
</p>
<p>این نوع تعامل کردن به پیشواز دموکراسی و جامعه مدنی رفتن است. 
</p>
<p>استمرار تعامل، راه نجات جامعه است، از همین روی که رفتار مدنی ـ سیاسی استقامت، صبوری و دلیری و ایثار می خواهد. شدت وغلظت چاره کار نیست. اما حریفان با شدت، خشونت به کار می برند، در نتیجه لااقل صدها هزار نفر امکان تجمع و شعار های مسالمت امیز را پیدا نکردند. دسته، دسته مردمان به سوی سفارت امریکا می رفتند تا همچنان بر اساس منافع ملی از استقلال ملی و دموکراسی دفاع کنند. 
</p>
<p>دقت کنید که سفارت امریکا خود جوش اشغال شد، اما زمانی که حکومتی شد به انحراف رفت. این بار لااقل صدها هزار نفر امده بودند که خود جوش باز بگویند که ما مردمی هستیم و باور های سبز زندگی داریم. استقلال داریم اما ازادی را با استقلال می خواهیم. 
</p>
<p>در مقابل خیل عظیم نسل های متفاوت از بیست ساله تا هشتاد ساله. در مقابل سازمان دهی بزرگ نیروهای انتظامی، نظامی، امنیتی و لباس شخصی که به گفته بعضی 80 تا 100 هزار نفر که مامور بودند از تجمع سبز جلو گیری کنند. 
</p>
<p>شیوه ممانعت هم بسیار مهم بود؛ راهبندان خیابان ها، حضور ناخواسته مردم در پیاده رو ها، هجوم موتور سوار ها به پیاده رو ها برای حرکت دادن جمعیت. جمعیت چند هزار نفری حمایت شده در جلو سفارت، چیدن اتوبوس های خالی در دو سوم خیابان طالقانی، برخورد تند با هر تجمع و به کار گیری سطوح متفاوت از خشونت با مردم، به وسیله کسانی که زدن زنان را جایز نمی دانند؛و پراکنده کردن مردم از میرداماد تا امیر اباد شمالی و از ونک تا میدان فردوسی و. . . 
</p>
<p>این تاکتیک به کار گیری شدت و خشونت، موجب شد که لااقل صد ها هزار نفر معترض شعار ندهند و در عوض تجمع هایی شکل بگیرد که با فشار، کتک و گاز اشک اور و دستگیری مواجه بود. 
</p>
<p>در این حالت شعار های گوناگونی باب می شود که دیگر بیشتر عکس العملی است. بروز عواطف و احساسات است تا شعار هایی در چهار چوب راهبرد. شعار راهبردی، خصلت ترویجی، تبلیغی و اموزشی دارد و منتهی به هدف است. اما شعار عاطفی و احساسی جدا از درستی و نادرستی برای بروز حالت های عکس العملی است. 
</p>
<p>به تعبیر من اگر اجازه می دادند حدود 2تا 5/2 میلیون جمعیت سبز تجمع می کردند، فقط یک شعار بزرگ و فراگیر داده می شد. شعار هایی مانند &quot;نه شرقی، نه غربی دولت سبز ملی &quot; و نیز &quot;نیروی انتظامی تشکر، تشکر&quot;اما چرا چنین اجازه ای ندادند؟
</p>
<p>انان به تجربه می دانند که جمعیت عظیم ملایم تر است اما برنده تر و موثر تر عمل می کند و در حقیقت پیروز می شود. خواسته اقشار متوسط در ایران بر حق است و مقاومت در برابر ان حماقت جلوه می کند. 
</p>
<p>برخی از حاکمان قدرت مند می دانند که باید تند و شدید و غلیظ عمل کردتا اکثریت را منفعل کرد و بعد با اقلیت برخورد تند و شدید کرد و با ایجاد رعب، پیروزی بدست اورد. این تاکتیک بارها در جامعه ما جواب داده و ناکامی برای مردم به دست امده است. 
</p>
<p>باید از تجربه ها پند گرفت. مسئول یک گروه کوهنوردی باید همه اعضا را به قله برساند نه فقط چند نفر را، در این صورت او شکست خورده قلمداد می شود. مسئولان جنبش سبز فقط موسوی و کروبی نیستند؛مهمتر از رهبران پایه های ارتباطی، یعنی فعالان ان هستند که مدیریت و اجراو نظریه سازی برای جنبش می کنند. در تاریخ ما این فعالان گاه بهتر از رهبران و زمانی بسیار بد عمل کرده اند، مانند اشغال سفارت امریکا در سال 1358 که سی سال ملت ما را در مسیری نادرست قرار داد. 
</p>
<p>باید توجه داشت نقشه راه انان، یعنی حاکمان روشن است. تفرقه در میان رهبران، فاصله میان فعالان که شامل روشنفکران، دانشجویان و نخبگان سیاسی می شود، با توده مردم که هر دو به فاجعه سبز منتهی می شود. 
</p>
<p>در حالیکه قدرت سبز در مطالبه محوری، مسالمت امیز بودن و صبوری نهان است. 
</p>
<p>پیوند همه نسل ها در جنبش سبز 1-پیوند نسل ها به پیشتازی جوانان. 2-مدیریت فعالان با تجربه سیاسی ـ مدنی&nbsp; 3-رهبری اخلاقی و قرار دادی که امروز با نام موسوی و کروبی برجسته می شود. 
</p>
<p>با این وصف نقش فعالان با تجربه در ایران که در حقیقت نقش رابط غیر تشکیلاتی راس با بدنه را بازی می کند مهم است. چرا که در سایه پیوند نسل ها با معیار فوق که بر پایه اعتدال، سماجت و مطالبه و پی گیری است، نقشه راه انان خنثی می شود. نقشه راه انان بر اختلاف افکنی، رادیکال کردن شرایط و جدایی نسل ها و اختلاف رهبران و تشتت فعالان مبتنی است. از همین رو ست که باید بر سر پیمان و قرار داد ها و خواسته های روشن پابر جا ماند. قرارداد اخلاقی بودن رهبران، امری اخلاقی است. کشاندن همه نسل ها برای فعالان امری مدیریتی است. این تجربه جدید است اما انان می خواهند گذشته را برای ما تکرار کنند، اکثریت منفعل، اقلیت رادیکال اما سرکوب شده. عمل و شعار انها جمع کردن مسئله، حذف و طرد کردن رقیبان است. 
</p>
<p>شعار و شیوه جنبش سبز حل کردن مسئله، هضم کردن رقیبان و تعامل با دگر اندیشان است، چون اهداف متفاوت است و شیوه ها نباید یکسان باشد. در این میانه نقش فعالان، یعنی روشنفکران و دانشجویان در مدیریت مسائل بدون افراط و تفریط و عملکرد رهبری که ملاحظه کار نباشد و جوانانی که تند نشوند و مردمی که منفعل نگردند مهم است. 
</p>
<p>باور کنید که با درایت می توان جنبش سبز را به کامیابی رسانید. </p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>گريز فعالان سياسی از ايران به دلیل خطر جانی </title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-e620afb336.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:51+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:40:18+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23095</id>
		<author>
			<name />
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/"><![CDATA[
			]]>
			<![CDATA[<p><strong>انگوس مک دوال </strong>
</p>
<p>با ضبط شدن گذرنامه توسط مقامات کشور به دلايل سياسی، خروج آسان از کشور با يک پرواز از فرودگاه بين المللی&nbsp; پر زرق و برق تهران غيرممکن به نظر می رسيد. 
</p>
<p>برای همين او مجبور شد خطر گذر از کوهستان و رسيدن به منطقه نسبتاً امن تر در شمال عراق را، درحاليکه سوار بر اسب توسط مبارزان کرد همراهی می شد، به جان بخرد.
</p>
<p>اين خانم فعال سياسی 30 ساله می گويد: « بايد سوار بر اسب از مرز عبور می کرديم. برای من واقعاً مشکل بود زيرا پيش از آن هرگز سوارکاری نکرده بودم و دائم درمعرض خطر روياروئی با نيروهای انتظامی و سپاه پاسداران بوديم. بسياری از کسانی که قصد عبور از مرز را داشتند يا هدف گلوله اين نيروها قرار گرفته اند يا دستگير شده اند؛ اما ما خوش شانس بوديم.»
</p>
<p>گذرگاه های نواحی کوهستانی کردستان از مدت ها پيش مورد استفاده قاچاقچيان، گروهگ ها و جدائی طلبانی قرارداشته است که از چشم تيزبين مأموران مخفی می ماندند. اما ظرف چند ماهه اخير، به مواد مخدر افغانی و مشروبات الکلی قاچاق،&nbsp; گروه های مخالف و روزنامه نگرانی نيز افزوده شده است که ناگزير به گريز از سرکوب وحشيانه &nbsp;شده اند. 
</p>
<p>عده کسانی که توانسته اند اين سفر پرخطر را به پايان برسانند، شامل فعالان مخالف، فعالان حقوق بشر و گزارشگران، از چنان حجمی برخوردار است که سازمان آزادی مطبوعات، گزارشگران بدون مرز، آن را بزرگترين مهاجرت خبرنگاران بعد از انقلاب سال 1357 در ايران توصيف کرده است. صدها نفر شغل خود را از دست داده اند: برخی از آن ها به اين دليل که عقايد متفاوتی داشتند و برخی ديگر نيز به اين دليل که روزنامه شان توسط مقامات توقيف شده است.
</p>
<p>زمانيکه مردم در اعتراض به تقلب در انتخابات و بقای احمدی نژاد در قدرت در خردادماه به خيابان ها ريختند، رژيم بلافاصله رسانه ها و فعالان آرمانگرای ايرانی را که اميدوار به ایجاد تغيير به کمک جمعيت انبوه&nbsp; بودند، در تمامی ابعاد زندگی شان هدف گرفت. 
</p>
<p>خبرنگاران و عکاسان از تحت پوشش قرار دادن تظاهرات، نظير آنچه در روز چهارشنبه پايتخت را به لرزه درآورد، منع شدند. با اين حال، بسياری با ناديده گرفتن اين دستور، اقدام به جمع آوری مخفيانه اخبار و ارسال آن به دنيای خارج کردند.&nbsp; 
</p>
<p>مقامات کشور با در دست گرفتن کنترل اوضاع، شروع به بازداشت هرکسی کردند که در وفاداری اش جای شبهه و ترديد بود. تلويزيون دولتی در مردادماه اقدام به نمايش متهمان آشوبگر- از جمله خواهر خانم پورآقائی- کرد. وی در آن برنامه به ايجاد اغتشاش به عنوان بخشی از توطئه خارجی اعتراف کرد. 
</p>
<p>در نمايش های تلويزيونی که به دادگاه های نمايشی دوران اتحاد جماهير سابق شباهت داشت، بيش از 100 زندانی در لباس آبی زندان نشان داده که به طور فله ای در صحن دادگاه و در مقابل دادستان مخوف کشور نشسته اند. 
</p>
<p>بسياری از اين بازداشت شدگان هنوز با گذشت چندين ماه آزاد نشده اند و برخی ديگر با احکام سفت و سخت زندان روبرو شده اند. از جمله اين افراد، حسين رسام تحليلگر سياسی سفارت انگلستان است که دو هفته پيش به&nbsp; چهار سال زندان محکوم شد. 
</p>
<p>پليس امنيت ايران تا کنون دو بار به بازپرسی طولانی از خانم پورآقائی درباره نقش وی در سازماندهی تظاهرات اقدام کرده است. وی يکی از پيشگامان طرفدار دموکراسی در ايران است و تاکنون چندين دوره را پشت ديوارهای زندان مخوف اوین سپری کرده است. بيم آن وجود دارد که وی متحمل يک دوره طولانی ديگری حبس در آن زندان شود. 
</p>
<p>وی گفت: «خواهرم در يکی از تظاهرات بزرگ بلافاصله پس از انتخابات ناپديد شد و به ما گفتند او مرده است. اما ناگهان در تلويزيون ظاهر شد و اعتراف دروغين کرد. وقتی نيروهای امنيتی متوجه شدند من چه کسی هستم، کسی را برای تهديد من به منزلمان فرستادند. همان موقع بود که من و همسرم تصميم به فرار گرفتيم.»
</p>
<p>خانم پورآقائی اکنون در اربيل، پايتخت منطقه وسيع و آرام کردستان عراق به سر می برد، و به همراه همسرش در پی کسب پناهندگی از غرب است. او نيز مانند بسياری افراد ديگر که ايران را ترک کرده اند، محتاط و نگران است. 
</p>
<p>وی گفت: «شرايط اينجا برای ما خوب نيست. ما همچنان در معرض خطرخبر چین ها هستيم و سعی می کنيم اينجا را ترک کنيم.»
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/6520047/Iran-dissidents-risk-lives-to-escape-regime.html" target="_blank" >تلگراف</a>- 8 نوامبر 2009 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>بی تفاوتی ايران برای حفظ توافق هسته ای</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-7cce273c81.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:52+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:38:02+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23094</id>
		<author>
			<name />
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/"><![CDATA[
			]]>
			<![CDATA[<p><strong>ديويد سَنگر </strong>
</p>
<p>دولت اوباما که در حال تلاش برای به نتیجه رساندن يک توافق هسته ای با ايران است، اعلام کرده که ايران ضمن فرستادن پيامی از طريق کانال های غيررسمی، از تمايل خود برای ارسال ذخيره اورانيوم کشور به يکی از چند کشور پيشنهادی – از جمله ترکيه - به عنوان امانت موقتی خبر داده است. اين خبر به نقل از مقامات دولتی و ديپلمات های آمريکائی نقل شده است که در جريان اين فعل و انفعالات قرار دارند.&nbsp; 
</p>
<p>با اين حال به گفته مقامات ياد شده، تحولاتی که ظرف دو هفته گذشته توسط آژانس بين المللی انرژی هسته ای به وجود آمده بود، از سوی ایران با بی توجهی روبرو شده است. ايرانی ها در عوض پيشنهاد آژانس، طرح ديگری ارائه دادند: اينکه نهادهای بازرسی بين المللی، سرپرستی بخش &nbsp;تولید سوخت هسته ای ايران را در يکی از جزاير خليج فارس به نام جزيره کيش- که بخشی از خاک ايران است- برعهده بگيرند. 
</p>
<p>يکی از مقامات ارشد دولت اوباما اعلام کرد اين طرح رد شده است زيرا باقی گذاشتن مواد هسته ای در خاک ايران، احتمال بيرون راندن بازرسان بين المللی توسط آن کشور را همواره امکان پذير می سازد. چنين رويدادی در سال 2003 در کره شمالی رخ داد و آن کشور تنها ظرف يک ماه، سوخت هسته ای خود را به مواد لازم برای توليد چندين سلاح هسته ای تبديل کرد. 
</p>
<p>کار ميانجی گری ميان تهران و واشنگتن برعهده محمد البرادعی، مدير آژانس بين المللی انرژی هسته ای بوده است. وی در مصاحبه هفته گذشته خود با روزنامه نيويورک تايمز، بخش هائی از اين طرح- شامل ارسال سوخت ايران به ترکيه به عنوان کشوری با روابط نزديک با تهران- را تأييد کرده است. 
</p>
<p>در همين حال، اعضای دولت اوباما در مصاحبه های آخر هفته گذشته اعلام کردند از اين جريان مطلع اند اما نسبت به دنباله روی ايران از توافق حاصله در اول اکتبر در ژنو، مبنی بر ارسال موقتی سوخت اين کشور به خارج از کشور و تدارک زمانی برای مذاکره بر سر برنامه هسته ای مأيوس شده اند. 
</p>
<p>يک مقام ارشد دولت اوباما گفت: «اگر به آنچه ايرانی ها در هفته گذشته به طور علنی و خصوصی گفته اند گوش کنيد، به سادگی مشخص می شود نمی توانند به توافق دست یابند.» 
</p>
<p>مقامات ايران 7 آبان ماه به آژانس هسته ای اطلاع دادند از موافقت با توافقی که مذاکره کننده خودشان در ژنو به آن دست يافته بود، معذورند. آنها دليلی هم برای اين موضوع ارائه نکردند. تهران هيچگاه به طور علنی اين توافق را رد نکرده است اما در بهترين حالت می توان گفت واکنش مقامات آن کشور گنگ و نامفهوم بوده است. 
</p>
<p>دکتر البرادعی هنوز ابراز اميدواری می کند، با اين حال&nbsp; می پذيرد که فرصت ها در حال از دست رفتن &nbsp;هستند.
</p>
<p>وی هفته گذشته گفت: «من به طور علنی و در خفا به رهبران ايرانی گفته ام که از اين فرصت استفاده کنيد. معامله کنيد.» با اين حال به گفته او، اکنون به نظر می رسد «دستگاه سياست خارجی ايران ساکن شده است» که دليل آن تا حدودی به تنش های داخلی در اين کشور مربوط است. 
</p>
<p>مشاوران آقای اوباما می گويند پيش از نتيجه گيری درباره رد شدن پيشنهاد تماس ديپلماتيک خود از سوی ايران، قصد دارند تا پايان سال منتظر بمانند. اما مشخص نيست پس از آن چه اتفاقی خواهد افتاد: آقای اوباما گفته است به تحريم های بسيار سنگين تری نسبت به آنچه تا کنون از سوی ايالات متحده عليه ايران برقرار شده، متوسل خواهد شد اما معلوم نيست آيا روسيه و چين نيز با اين موضوع کنار بيايند يا خير.&nbsp; 
</p>
<p>مقامات اسرائيل به عنوان کشوری که بيشترين تهديد را از سوی ايران احساس می کند، اعلام کرده اند در صورت پذيرفته نشدن توافق ژنو از سوی تهران، طرح حمله نظامی عليه تأسيسات هسته ای ايران را دوباره مدنظر قرار خواهند داد. مشاوران آقای اوباما می گويند قادر به تعيين اين موضوع نيستند که آيا اسرائيل بلوف می زند يا جدی است. 
</p>
<p>مقامات دولت اوباما می گويند در تمامی مراحل اين مسير، همکاری نزديکی با روسيه داشته اند و از ديدگاه جديد دیميتری مدودوف رئيس جمهور روسيه در خصوص تحريم های اقتصادی عليه ايران، در صورت پس زده شدن توافق اخير، خرسند شده اند. روسيه صاحب منافع اقتصادی در اين توافق است و درآمد سرشاری از فرآوری سوخت هسته ای ايران کسب خواهد کرد؛ فرآيندی که ترکيه از عهده انجام آن برنخواهد آمد. روسيه به همين دليل، مشغول ترغيب ايران به پذيرش توافق ياد شده است. 
</p>
<p>به نظر می رسد تعدادی از مقامات ديگر اروپائی و آمريکائی که در روزهای اخير با آنها مصاحبه شده، بر اين باورند که ايران حاضر به ارسال سوخت خود به روسيه، ترکيه و يا يک کشور ديگر خواهد شد. البته آنها هنوز از کشورهای ديگری که احتمالاً اين سوخت را خواهند پذيرفت، نام نبرده اند. 
</p>
<p>مقامات بر اين باورند که محمود احمدی نژاد- شخصی که برای اولين بار ايدۀ صادرات موقتی اورانيوم کشور را داده بود- هرگز انتظار نداشته پيشنهادش جدی گرفته شود. اکنون برخی مقامات معتقدند ممکن است پيشنهاد آقای احمدی نژاد از سوی ساير مسؤولان در داخل ايران رد شده باشد.&nbsp; 
</p>
<p>آيت الله علی خامنه ای رهبر عالی کشور با استفاده از سی امين سالگرد اشغال سفارت آمريکا در تهران در هفته گذشته، به ايرانی ها نسبت به پيشنهادات آقای اوباما مبنی&nbsp; بر تماس ديپلماتيک هشدار داد.
</p>
<p>گفته می شود آقای اوباما در سال جاری دو نامه به آيت الله خامنه ای ارسال کرده است و تنها يک پاسخ دريافت کرده است که حاوی مجموعه ای از انتقادات و شکايات بوده است.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://www.nytimes.com/2009/11/09/world/middleeast/09iran.html?_r=2&amp;partner=rss&amp;emc=rss" target="_blank" >نيويورک تايمز</a>- 8 نوامبر 2009 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>یک زن ایرانی در شرف سنگسار</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-41a3837903.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:53+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:34:59+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23093</id>
		<author>
			<name />
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/"><![CDATA[
			]]>
			<![CDATA[<p>اخبار امیدوارکننده ای که در سال ۲۰۰۸ در مورد پایان یافتن مجازات سنگسار در ایران شنیده شده بود، با مطرح شدن دو مورد دیگر برای سنگسار به ناامیدی بدل شد. درحال حاضر عفو بین الملل هشدار می دهد که به دنبال اعدام رحیم محمدی به جرم لواط، همسرش کبری بابایی نیز در خطر است و امکان دارد در آینده نزدیک سنگسار شود. عفو بین الملل به منظور جلوگیری از وقوع این مجازات ضد انسانی، دست به انتشار عریضه ای زده تا با جمع آوری امضاء بتواند دولتمردان و مسؤولان جمهوری اسلامی را مجاب به لغو مجازات سنگسار کند.
</p>
<p>کبری بابایی و رحیم محمدی دختر ۱۲ ساله ای دارند. آنها در طول زندگی با یکدیگر بسیار فقیر بودند و حرفه ای نداشتند. این دو برای ادامه زندگی متوسل به اعمال نامشروع شدند. 
</p>
<p>هر دوی آنها پس از محکوم شدن به عمل زنا به سنگسار محکوم شدند. رحیم همچنین به &quot;لواط&quot; که حکم آن اعدام به شیوه ای است که قاضی تعیین می کند، محکوم شده بود. 
</p>
<p>محمد مصطفایی، وکیل این زوج می گوید که اعدام رحیم محمدی غیرقانونی بوده، زیرا مسؤولان بدون اینکه زمان اجرای حکم را به وی ابلاغ کنند، او را اعدام کرده اند. این درحالی است که طبق قوانین ایران، وکیل مدافع باید از زمان اجرای حکم موکلش باخبر شود.
</p>
<p>به علاوه، مصطفایی توضیح می دهد که هیچ لواطی صورت نگرفته و به نظر او، این اتهام به این دلیل وارد شده که مسؤولان بتوانند رحیم محمدی را به جای سنگسار، اعدام کنند. به گفته این وکیل مدافع، کبری بابایی با توجه به اینکه شوهرش اعدام شده، اکنون به شدت در خطر است و این خطر می تواند قریب الوقوع باشد.
</p>
<p>به نقل از منابع عفو بین الملل، درحال حاضر شش زن و دو مرد در انتظار حکم سنگسار خود هستند. اسامی این زنان عبارت است از: &quot;ایران آ.&quot;، &quot;خیریه و.&quot;، &quot;اشرف کلهری&quot;، &quot;سکینه محمدی&quot;، &quot;م.ج.&quot; و &quot;هاشمی نسب&quot; و اسامی مردان عبارت است از: &quot;محمد علی نوید خمامی&quot; و &quot;نقی احمدی&quot;.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>لغو موقت مجازات سنگسار در سال </strong><strong>۲۰۰۸</strong><strong></strong>
</p>
<p>طبق قوانین ایران، اجرای حکم سنگسار در صورت &quot;زنا و لواط&quot; غیرقابل اجتناب است. در سال ۲۰۰۲، رییس قوه قضاییه اعلام کرد که می توان جایگزینی را برای حکم سنگسار مقرر کرد و در ماه اوت ۲۰۰۸، سخنگوی قوه قضاییه گفت که مجازات سنگسار به حالت تعلیق درآمده است. 
</p>
<p>عفو بین الملل خاطرنشان می سازد که اعدام از طریق سنگسار به سبعیت این حکم دامن می زند، زیرا شخص محکوم رنج بسیاری را برای کشته شدن متحمل می شود. 
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>شکنجه تا مرگ</strong>
</p>
<p>در قوانین کیفری جمهوری اسلامی به منظور خوب برگزار شدن این شیوه اعدام، موارد خاصی لحاظ شده که در آن نوع و اندازه سنگ هایی که باید مورد استفاده قرار بگیرند مشخص شده است. در ماده ۱۰۲ آمده است که &quot;برای سنگسار، مردان باید تا کمر در داخل چاله گذاشته شوند و زنان تا سینه.&quot; ماده ۱۰۴ می گوید: &quot;در حکم لواط، باید از سنگ هایی استفاده شود که نه خیلی بزرگ باشند که شخص را با یک یا دو ضربه بکشند، نه خیلی کوچک که اصلاً به عنوان سنگ محسوب نشوند.&quot;
</p>
<p>در سال ۲۰۰۸، جمهوری اسلامی حداقل ۳۴۶ نفر را اعدام کرد و از ژانویه ۲۰۰۹ تا ۲۵ اوت، حداقل ۳۱۸ نفر اعدام شده اند. دولت به طور رسمی تعداد افرادی که اعدام شده اند را اعلام نمی کند و به همین دلیل امکان ارائه آمار دقیق از تعداد اعدام شدگان وجود ندارد.
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <a href="http://www.telecinco.es/informativos/internacional/noticia/100011364/Una+mujer+irani+a+punto+de+ser+lapidada" target="_blank" >تله سینکو</a>، ۶ نوامبر</p>]]>
		</summary>
	</entry>
		
	<entry>
		<title>بسیجي ها و بي منطقي هایشان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/09//-99ed0dae23.html" />
		<updated>2009-11-10T01:46:54+01:00</updated>
		<published>2009-11-10T01:32:45+01:00</published>
		<id>tag:roozonline.com,2009:article23092</id>
		<author>
			<name />
		</author>
		<summary type="html" xml:base="http://www.roozonline.com/"><![CDATA[
			]]>
			<![CDATA[<p><strong>کریستینا پیچینو</strong>
</p>
<p>فیلم مستند مهران تمدن، سربازان وفادار حکومت ایران را که نامشان را این روزها بارها شنیده ایم، در مقابل دوربین قرار مي دهد. در مقابل مردم ایران قرار دارند که واقعیت را کاملا متفاوت تفسیر مي کنند. 
</p>
<p>بسیجي ها، در روزهاي ماه&nbsp; ژوئن و در جریان جنبش سبز ، بعنوان خادمان وفادار حکومت ، مردم معترض ایران را که براي اعتراض به تقلب احمدي نژاد در انتخابات به خیابان ها آمده اند، کشتند و به همین سبب نامشان برایمان آشناست. آنها نزدیک به صد نفر را در مقابل دوربین موبایل ها کشتند و این تصاویر با وجود سانسور شدید، در همه جاي دنیا مننتشر شد. تصاویر مردم شکنجه شده و مورد تجاوز قرار گرفته ایران مانند صحنه مرگ ندا، در برابر جهانیان قرار گرفت.وارد شدن به دنیاي آنان که وقتي از بیرون به آن نگاه مي کني شبیه به کساني هستند که کورکورانه از قدرت دستور مي گیرند، بدون اینکه سووالي بپرسند، مثل برده هایي که به نام احترام به قانون وارد میدان مي شوند و نسبت به دیگران خشونت مي ورزند نسبت به کساني که خواستار حق حیات هستند مثل بسیاري از ایرانیان، تقریبا همه جوانان که در ماه هاي اخیر مبارزه کرده اند. آنها فقط مبارزه کرده اند، بدون اینکه به کسي راشکنجه بدهند. زندگي براي آنان یعني بیرون رفتن از خانه خواندن کتاب و مجله، اینکه هر جور که دلشان مي خواهد لباس بپوشند، حرف بزنند و موسیقي بنوازند.... کاري که مهران تمدن کرده است، پرزحمت و سخت بود: نزدیکشدن به بسیجي ها و بحث کردن با آنها بعنوان کسي که دوازده سال از کشور دور بوده است و در پاریس بزرگ شده است و همانطور که خودش به مخاطبشان مي گوید:« من آتئیست هستم، دوست دختر دارم ( لتیسیا لامرل که در نوشتن سوژه فیلم به او کمک کرده است) و مشورب مي نوشم». دقیقا همین تفاوت ها بوده است که نقطه آغاز فیلم و مقابله ناممکن اما لازم بین ایرانیاني شده است که در همان واقعیتي زندگي مي کنند که بشکلي کاملا متفاوت روایت شده است.
</p>
<p>فیلم بسیجي ها فیلمي با صحنه هاي دلخراش است که توانسته است ما را با افکار این سربازان انقلابي آشنا کند و جایي براي فکر کردن و جستجو در وجدانمان باقي بگذارد. بسیجي هایي که در فیلم حضور داشتند از تمدن خواسته بودند تا سووالات سیاسي از آنها نپرسد و با وجود اینکه فیلمبرداري در ماه&nbsp; آوریل بود، اما سووالات زیادي مانده بود که کارگردان با احترام به درخواست آنان وارد این مقوله&nbsp; نمي شود. اما وقتي تمدن در جایگاه سووال کردن قرار مي گیرد، پاسخ بسیجیان مبهم و گنگ و عصبي است تا جایي که حتي خودش هم مورد اتهام قرار مي دهند. پس آیا مقابله با بسیجي ها واقعا ممکن نیست؟ در یک صحنه از فیلم سه نفر بسیجي در مقابل دوربین قرار مي گیرند. یکي از آنان ناشر کتاب هاي آموزشي است، دیگري روحاني است و نفر سوم یک بسیجي ساده است که مثل بقیه در خیابان هاي تهران با موتورش گشت مي زند. بسیجي ها که همه خیابان هاي شهر را تحت کنترل دارند، مي دانند که چه کساني گدا و فقیر هستند وبه آنها کمک مي کنند و به آنها کتاب هاي تبلیغاتي مذهبي مي دهند و کمک هاي عملي تري مثل دادن آب و غذا مي کنند. تهرانيکه در فیلم مي بینیم شهري است که مردمانش فاصله طبقاتي زیادي دارند و افراد بي سواد و فقیر در آن موج مي زند و آنهاهمان کساني هستند که مي شود بر علیه طبقه متوسط جامعه شورش کنند و بسیج هم این را خوب مي داند.
</p>
<p>مردمي که از ترس دلشان نمي خواهد شناخته شود سووال هایشان را از طریق کامپیوتر کارگردان مي پرسند. یک مرد مي گوید که بسیجي ها باید دست از مظلوم نمایي بردارند و با این حربه به دیگران حمله کنند. یک زن دیگر مي گوید براي فرار از حجاب اجباري تن به مهاجرت داده است. پاسخ بسیجیان بشدت احمقانه و بي منطق است و کارگردان با نشان دادن آن سیستم بیمار سرکوبگر را نمایان کرده است. پاسخ هایشان نماینگر یک روش عجیب در کنترل اجتماعي است مثل جلوگیري از گناه قبل از وقوع آن و یا اینکه نگاه کردن در چشمان زن مثل نگاه کردن در چشم شیطان است. در یک صحنه دیگر کارگردان از روحاني که به دنیا آمده است تا خاطره خمیني را همچنان زنده نگه بدارد سووال مي کند: او حتي نمي تواند افکارش را بیان کند. تمدن در نهایت موفق مي شود وارد بحث سیاسي با&nbsp; بسیجي ناشر بشود. او قبول مي کند که پاسخ بدهد اما جواب هایش تماما شعار است درست مثل سیساتمداري که در مقابل دوربین تبلیغ مي کند. حتي آن بسیجي ساده هم دچار مشکل است و در نهایت تلاش مي کند با &quot;بیگانه &quot; خواندن کارگردان او را در موقعیت خطر قرار بدهد و تقریبا در این کار موفق مي شود و همین یکي از نقاط قوت فیلم است که منطق چماق را عریان مي سازد. بحث هایي که بعد از نمایش فیلم به راه افتاد هم نشان از موفقیت آن داشت. بعد از دیدن فیلم هاي مستند آدم مي فهمد که چقدر مشکلات زیادند و فقط باید آن را به تصور در آورد. درست مثل همین فیل
</p>
<p><a href="http://www.ilmanifesto.it/il-manifesto/ricerca-nel-manifesto/vedi/nocache/1/numero/20091106/pagina/12/pezzo/264108/?tx_manigiornale_pi1%5BshowStringa%5D=Iran&amp;cHash=ef151cd70a" title="Opens external link in new window" target="_blank" >ایل مانیفستو</a></p>]]>
		</summary>
	</entry>
	
</feed>
