<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2full.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>شوکا</title>
	
	<link>http://hajieh.wordpress.com</link>
	<description />
	<lastBuildDate>Thu, 06 Aug 2009 16:48:23 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<cloud domain="hajieh.wordpress.com" port="80" path="/?rsscloud=notify" registerProcedure="" protocol="http-post" />
<image>
		<url>http://www.gravatar.com/blavatar/c40fa171632b9ae111375ac7f5244cc8?s=96&amp;d=http://s.wordpress.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>شوکا</title>
		<link>http://hajieh.wordpress.com</link>
	</image>
			<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/shoka" type="application/rss+xml" /><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="hub" href="http://pubsubhubbub.appspot.com" /><item>
		<title>خاطرات فراموش نشدنی</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/IESa4R2e52I/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2009/08/06/unforgettable-memoirs/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 08:36:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2009/08/06/%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%86%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[دوارن راهنمایی یکی از بهترین دوران درسیم بود مخصوصا سال سوم که کلاسمون همه ی بچه هاش زرنگ و صد البته با حال بود بعد به دنبال همین با حال بودن زیاد تو مسابقه اینا شرکت می کردیم ، سال سوم  اکثر کلاس گروه سرود بودیم و تازه سرودمون هم خیلی شیک و متنش [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=148&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>دوارن راهنمایی یکی از بهترین دوران درسیم بود مخصوصا سال سوم که کلاسمون همه ی بچه هاش زرنگ و صد البته با حال بود بعد به دنبال همین با حال بودن زیاد تو مسابقه اینا شرکت می کردیم ، سال سوم  اکثر کلاس گروه سرود بودیم و تازه سرودمون هم خیلی شیک و متنش شاد و فانتزی بود ، تو شهر خودمون خیلی راحت اول شدیم و رفتیم مسابقه استانی ، اونجا هم خیلی خیلی قشنگ اجرا کردیم ، خلاصه این که نوبت به این رسید که نفرات برتر رو اعلام کنن ، بچه ها استرس مسترس داشتن یکی دعا می خوند یکی رفته بود حالت عرفانی و اینا ، این مجریه اسامی شهرا رو اعلام کرد و اسم یه گروه دیگه رو گفت آقا این دوست من آن چنان هق هق زد که نگو همه سالن یه لحظه ساکت شد ، خودشم چون سفید بود زود قرمز شد و ماهم از خنده ترکیده بودیم بعد تازه فهمیدیم که این مجریه ی می خواسته شیرین کاری کنه و از سوم شروع کرده بوده ، همین که گفت فلان شهر سوم شده ، دوستم زود اشکشو پاک کرد و آماده باش نشست :ی</p>
<p>حالا بعده اینو داشته باشین ! نفرات دومم اعلام کردن و نوبت گروه اول شد و ما رو اعلام کردن که اول شدیم آقا آنچنان بالا پریدیم که نگو فکر کن یه ردیف سالن پریده بودیم هوا و شادی اینا می کردیم  بعد خواستیم که بشینیم آقا همه تو سالن ولو شدیم ، نگو که این صندلیاش تاشو بوده =))))))) حالا نخند کی بخند یعنی همه سالن از خنده ترکیده بود ، من که از خنده بغل دوستم از حال رفته بودم ، فقط کاش یکی بود که از طبقه ی بالا از ما عکس می گرفت ، جان خودم عکس سال می شد ، الانم که الانه اگه تو بدترین حالت ممکنم که باشم اون روز یادم بیفته از خنده خفه میشم ، مثل الان <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ))</p>
<p>یه بارم پنجم ابتدایی مسابقه سرود شرکت کردیم بعد گروهمون خیلی خیلی درب و داغون بود بعد سر مسابقه یکی از بچه ها از ریتم افتاد جلوتر یکی از بچه ها هم که میکروفون جلو دهنش بود نتونست خودشو نگهداره همونجال یه فحش درست درمون بهش داد :ی دیگه همه سالن منفجر شده بود و من خودم از خنده نمیتونستم سرپا وایستم خم شده بودم و از حال رفته بودم <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ))) نتونستیم ادامه بدیم و قطع کردن !</p>
Posted in Uncategorized Tagged: خاطره <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/148/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/148/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/148/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=148&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/IESa4R2e52I" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2009/08/06/unforgettable-memoirs/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2009/08/06/unforgettable-memoirs/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>کتاب هایی که باید برای کنکور خواند</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/OWG0uCxPhLo/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2009/07/19/books-that-should-be-read-for-konkor/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 09:38:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[کنکور]]></category>
		<category><![CDATA[کنکور ، کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2009/07/19/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%86%da%a9%d9%88%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[بعد از تجربه ی کنکور دوست دارم تجربه هایی که از کنکور دارم رو به اشتراک بزارم و این تجربه ی من در انتخاب کتاب شاید به درد شما ها که می خواین برا کنکور بخونین بخوره .
همیشه کسی که می خواد شروع کنه و برا کنکور بخونه به این فکر می کنه چه کتاب [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=140&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>بعد از تجربه ی کنکور دوست دارم تجربه هایی که از کنکور دارم رو به اشتراک بزارم و این تجربه ی من در انتخاب کتاب شاید به درد شما ها که می خواین برا کنکور بخونین بخوره .<br />
همیشه کسی که می خواد شروع کنه و برا کنکور بخونه به این فکر می کنه چه کتاب های کمک آموزشی و از چه ناشری بخره و متاسفانه بیشتر بچه ها کتاب ها رو فله ای می خرند مثلا همه ی کتاب هاشونو از قلم چی یا گاج و یا مبتکران و کتاب سبز و &#8230;. می خرند و به نظر من خیلی اشتباهه ، چون هر انتشاراتی الزاما همه ی کتاب هاش خوب نیست و باید کتاب ها رو از بین چند انتشارات گلچین کرد ، البته اینم بگم که این کتاب هایی که پیشنهاد می کنم  برا بیشتر بچه هایی هست که از سطح متوسط آموزشی بر خوردارند ، چون خیلی از بچه ها اصلا این کتاب ها رو قبول ندارند و از کتاب های اساتید با قیمت بالا و کلاس های توپ استفاده می کنن که اونا کلا از بقیه جدان !<br />
قبل از این که بخوام کتاب ها رو معرفی کنم دوست دارم نظرمو درباره ی یه بحث دیگه ای هم بگم اونم این که به نظر من تا اون جا که امکانش براتون هست به کلاسای کنکوری برین و بر خلاف عقیده ی خیلی ها به نظر من کنکور دیگه مثل سابق نیست که بتونید سرتونو بندازید پایین و درستونو بخونید و برید امتحان بدید الان چیزی که تو کنکور خیلی خیلی مطرح هست روش علمی درس خوندن هست ، مثل این که شما باید قبلا سرعت و روش های کوتاه و فن درس خوندن رو بلد باشید ، خودم به شخصه خیلی از دوستامو دیدم که میگن من 8 دور زیست خوندم ولی نمی تونم به سوالای کنکور جواب بدم ! دلیلش خیلی واضحه علمی نخونده و یکی نبوده بهش نشون بده که چجوری بخونه ، به نظر من کلاس های کنکور محیطیه که حداقل نشون میده که ما باید چجوری درس بخونیم و اون جاهایی رو که ندیدیم رو ببینیم  و همین کافیه !<br />
مثلا : تو فصل 6 زیست سال دوم  چیزی درباره قلب تو کتاب نگفته و اگه شما دبیری نداشته باشین که خارج از بحث کتاب به شما نگفته باشه عمرا نمی تونین به سوالای اون قسمت جواب بدین ، کلا درس زیست شناسی طوریه که اگه شما یه خورده خارج ار بحث کتاب درسی بدونید خیلی موفق می شید و تازه می فهمید که مطالب کتاب چقدر پیش پا افتاده است  و درکش چقدر راحته یا مثلا درس فیزیک و ریاضی  ، باید کسی باشه که روش های کوتاه و قسمت های به قول معروف نادیده شده توسط ما رو به ما نشون بده ، خلاصه این که کسی باید باشه تا فقط راه رو به ما نشون بده و ما راهش رو ادامه بدیم .<br />
خب ، اول کتاب های کمک آموزشی عمومی ها رو به ترتیب سوالای کنکور می گم :<br />
<strong>ادبیات </strong>: برا ادبیات 2،3، پیش و زبان فارسی 3 کتاب های سبز گاج و کتاب سفید کنکور ادبیات گاج<br />
<strong>عربی</strong> : عربی به زبان ساده نوشته ی ایاد فیلی و کتاب سفید گاج ( فقط و فقط با تست زدن در درس  عربی موفق می شید )<br />
<strong>دین و زندگی</strong> : کتاب سفید گاج ( تا حدی که سبک سوالای کنکور رو بدونین ، چون تست زیاد در درس دین و زندگی موثر نیست ، مهم خیلی خوب درس خوندن و تسلط و احاطه بر صفحات کتابه )<br />
<strong>زبان خارجه</strong> : سفید گاج ( زبان خارجه یعنی تست زدن و باز هم تست زدن ! )<br />
اختصاصی ها<br />
<strong>ریاضی</strong> : ریاضی 2 : سفید گاج ( البته تا حدودی خوبه ، چون کتاب خوب دیگه ای رو ندیدم )<br />
ریاضی 3 : کتاب خوب کنکوری نداره و فقط با زدن تست های سال پیش موفق می شید .<br />
ریاضی پیش 1و 2 : کتاب های سفید گاج ( کتاب های فوق العاده خوبیه و اگه کسی تست هاشو بزنه امکان نداره سوالی رو از دست بده )<br />
<strong>زیست شناسی</strong> : کتاب زیست شناسی ، انتشارات خانه زیست شناسی ( به کتاب گربه معروف هست )<br />
<strong>فیزیک</strong> : فیزیک کنکور سفید گاج ( البته کتاب های قلم چی هم تا حدودی خوبه )<br />
<strong>شیمی</strong> : شیمی 2 : کتاب آبی قلم چی ( کتاب خیلی خیلی خوبیه و با 2 – 3 باز زدن تست های این کتاب که حجمشم خیلی کمه حتما تست هاشو درست می زنید )<br />
شیمی 3 : من خودم مبتکران داشتم که زیاد خوب نبود و چون کتاب خاصی رو ندیدم به نظرم تست های سال قبل بهترین منبع می تونه باشه ( البته نزدیکای کنکور دوستام کتاب های انتشارات خانه ی سبز رو که تازه چاپ شده رو می گفتن خوبه )<br />
شیمی پیش 1 و 2 : کتابهای انتشارات کتاب سبز  ( بهترین کتابی که برا کنکور دیدم این دو تا کتاب بوده + کتاب های ریاضی پیش گاج ، راستی انتشارات کتاب سبز رو با کتاب سبز قلم چی اشتباه نگیرید ! )<br />
<strong>خلاصه این که کنکور خلاصه میشود در خوب درس خواندن شما !</strong></p>
Posted in کنکور Tagged: کنکور ، کتاب <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/140/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/140/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/140/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=140&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/OWG0uCxPhLo" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2009/07/19/books-that-should-be-read-for-konkor/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>29</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2009/07/19/books-that-should-be-read-for-konkor/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>بازگشت گودزیلا ( 2 )</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/jqpx1J2ENV4/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2009/07/10/return-godzila-2/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Jul 2009 06:36:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2009/07/10/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%da%af%d9%88%d8%af%d8%b2%db%8c%d9%84%d8%a7-2/</guid>
		<description><![CDATA[درست دو هفته پیش این موقع داشتم کنکور می دادم ولی ازاون موقع تا حالا اصلا دل و دماغ آپدیت کردن وبلاگ رو نداشتم ، البته حقیقتش اینه که از وقتی که تو توییتر می نویسم این کوتاه نویسی خیلی بیشتر از وبلاگ نوشتن ، اون هم در سبک وبلاگ من بهم می چشبه !
خب [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=133&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>درست دو هفته پیش این موقع داشتم کنکور می دادم ولی ازاون موقع تا حالا اصلا دل و دماغ آپدیت کردن وبلاگ رو نداشتم ، البته حقیقتش اینه که از وقتی که تو توییتر می نویسم این کوتاه نویسی خیلی بیشتر از وبلاگ نوشتن ، اون هم در سبک وبلاگ من بهم می چشبه !<br />
خب ، حالا اگه بخوام درباره ی کنکور بگم اینه که سوالای عمومی به نظر من خیلی سخت و سوالای اختصاصی خیلی راحت تر بودن مخصوصا زیست و فیزیک و کلا سبک کنکور یه جوری شده که دارن عمومی ها رو بد جور می پیچونن و به نظر من هر سال کنکور خیلی سخت تر نسبت به سال قبل می شه ، مثلا کنکور سال 87 و 88 آسمان تا زمین با هم فرق دارن ! خلاصه این که ، باشد که رستگار شویم و هم دل خودمان و هم دل این خانواده ی چشم انتظار شاد شود !<br />
تابستون هم به طرز خیلی فجیع داره خوش می گذره ! خوابیدن تا لنگه ی ظهر و موسیقی و کتاب و &#8230;.. کلی حال میده .<br />
بعدش این که روز دوشنبه هم 19 ساله شدم ، فکر کنم از 15 سالگیه که دارم تو وبلاگام تولدمو برا خودم جشن می گیرم ! خودمم باورم نمیشه من 19 سالمه و این همه بزرگ شدم !<br />
راستی چقدر وبلاگم برام غریبه شده !!!</p>
<p>پی نوشت : خداییش حال می کنین تیترو ( اگه اینو نمی گفتم میمردم )</p>
Posted in Uncategorized  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/133/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/133/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/133/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/133/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/133/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/133/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/133/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/133/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/133/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/133/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=133&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/jqpx1J2ENV4" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2009/07/10/return-godzila-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2009/07/10/return-godzila-2/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>لطفا راهنمایی کنید</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/HDHM1sgwB7c/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/13/please-help-me/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Sep 2008 09:10:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/?p=131</guid>
		<description><![CDATA[از دوستان عزیز وبلاگی ، کنکوری و &#8230; که با کنکور های آزمایشی آشنایی دارن ، یه سوال داشتم ، به نظر شما کنکور آزمایشی سنجش خوبه یا قلم چی ؟ یا حتی هر دوشون با هم ؟
       <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=131&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>از دوستان عزیز وبلاگی ، کنکوری و &#8230; که با کنکور های آزمایشی آشنایی دارن ، یه سوال داشتم ، به نظر شما کنکور آزمایشی سنجش خوبه یا قلم چی ؟ یا حتی هر دوشون با هم ؟</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/hajieh.wordpress.com/131/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/hajieh.wordpress.com/131/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/131/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/131/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/131/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/131/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/131/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/131/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/131/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/131/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/131/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/131/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=131&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/HDHM1sgwB7c" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/13/please-help-me/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>18</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/13/please-help-me/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>تا کنکور  88 !</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/-qDQuV2iKcA/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/13/fold-konkour-88/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Sep 2008 07:02:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2008/09/13/%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%da%a9%d9%88%d8%b1-88/</guid>
		<description><![CDATA[خودم یه جورایی از اومدن و رفتنم دیگه خسته شدم واحساس می کنم یه جورایی بی احترامی به خواننده وبلاگ هستش ولی فکر کنم آینده ام و درسم خیلی مهم تر از وبلاگم باشه ، اینم اعتراف می کنم که شدیدا به وبلاگم وابسته شدم و 4 سال وبلاگ نویسی برام خیلی دلچسب بوده و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=129&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>خودم یه جورایی از اومدن و رفتنم دیگه خسته شدم واحساس می کنم یه جورایی بی احترامی به خواننده وبلاگ هستش ولی فکر کنم آینده ام و درسم خیلی مهم تر از وبلاگم باشه ، اینم اعتراف می کنم که شدیدا به وبلاگم وابسته شدم و 4 سال وبلاگ نویسی برام خیلی دلچسب بوده و چیزایی رو که این جا یاد گرفتم عمرا نمی تونستم خارج از اینجا یعینی اینترنت ، وبلاگ و &#8230;. یاد بگیرم &#8230; پس میرویم تا دوباره بخوانیم &#8230; !<br />
ان شا الله بعد کنکور 88 ، حتما بر می گردم !</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/hajieh.wordpress.com/129/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/hajieh.wordpress.com/129/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/129/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/129/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/129/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/129/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/129/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/129/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/129/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/129/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/129/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/129/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=129&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/-qDQuV2iKcA" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/13/fold-konkour-88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/13/fold-konkour-88/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>خداحافظ ، خداحافظ نازنینم …</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/qOHolMN2Q8c/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/07/khodahafez-khodahafez-nazaninam/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Sep 2008 19:13:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2008/09/07/%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d9%86%d8%a7%d8%b2%d9%86%db%8c%d9%86%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[همیشه وقتی کسی رومی دیدم که داره برای از دست دادن عزیزش گریه می کنه ، جیغ میکشه ، خودشو کتک می زنه شاید فقط یک آهی می گفتم و ازش می گذشتم ، راستشو بگم احساس می کردم همش برای خود نمایی کردن هست ! ولی اشتباه فکر می کردم خیلی اشتباه فکر می [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=125&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>همیشه وقتی کسی رومی دیدم که داره برای از دست دادن عزیزش گریه می کنه ، جیغ میکشه ، خودشو کتک می زنه شاید فقط یک آهی می گفتم و ازش می گذشتم ، راستشو بگم احساس می کردم همش برای خود نمایی کردن هست ! ولی اشتباه فکر می کردم خیلی اشتباه فکر می کردم &#8230;.!<br />
اصلا فکرشم نمی کردم این بلا روزی سر من بیاد ، بلایی که مجبور بشم روزی توی قبرستون ، قبرستونی که 6 سال پیش رفته بودم ، آبجیمو در حالی که دارم شدیدا می لرزم بغل کنم و جیغ بکشم &#8230; از همه ، از بابا ، از داداش که دیگه زندگیش از هم پاشیده خواهش کنم که روی زن داداش خاک نریزن ، زیر خاک نزارنش ، آخه زن داداشم خیلی ترسو بود خیلی ، خیلی &#8230; همیشه برام تعریف می کرد که چقدر از همه چی می ترسه &#8230; دنیا ، همه چی بی وفاست ، همه چی تو یکی دو ساعت تموم شد ، عزیزم ، زن داداشمم تموم شد &#8230; خدایا چرا این قدر زود ، نمی تونم به خودم بقبولونم که 32 سال زندگی کافیه ! نه به خدا کافی نیست ، اصلا کافی نیست &#8230;.<br />
همه میگن که مصلحت خداست ، میدونم ، قربون خدا برم مصلحت خودشه و خودشم همه چیو درست می کنه &#8230;. من ، مامان ، همه مطمئنیم که خدا زن داداشو خواست که زود از دنیا ببره ، آخ که نمی دونین چه خانمی بود &#8230;. نه قضای روزه ، نه قضای نماز ، به خدا حتی یک نفر نا محرم موی زن داداشو ندیده &#8230;.یه خانم مومن با یک اخلاق عالی &#8230;ان قدر خوب بود که همه ی بچه های علوم پایه به ملاقاتش میومدن ، پسر های دانشگاه هم که نمی تونستن بیان ملاقات براش یه روز روزه گرفته بودن &#8230;&#8230;&#8230; ان قدر خوب بود که این همه آدم سر مزارش اومده بودن ، ان قدر خوب بود که یه خونه ی دو طبقه جوابگوی مهموناش نبود ، نه نبود &#8230;. ان قدر خوب بود که مامان می گه ای کاش بد بود تا این قدر عذاب نمی کشیدیم &#8230; بی نظیر بود ، هیچ وقت به زهرا و علی بدون وضو شیر نداد &#8230;. نمی دونم مامان هم میتونه علی رو اون طور که زن داداش می خواست بزرگ کنه یا نه ؟؟ &#8230;<br />
همیشه این تو ذهنم بود که این جور بلاها سر مردم بیچاره و فقیر و &#8230; میاد ولی خدا بهم نشون داد که میشه خانواده ی یه دکتر رو هم داغون کنه حتی زن خونه رو هم ازش بگیره ، واییییی که چقدر تحملش سخته &#8230;. خیلی سخته &#8230; همه بی اشتها شدن ، هیچ کس تو حال خودش نیست بیشتر از همه داداش و مامان دارن عذاب می کشن &#8230; تنها امید همه فقط و فقط به زهراست &#8230; اگر تا به امروز داداش تونسته طاقت بیاره مطمئنم که فقط به خاطر زهرا بوده &#8230;. عاشقانه دوسش داره &#8230;.. خدایا نمی دونم دیگه چجوری ازت کمک بخوام &#8230;. همه راه ها رو امتحان کردم ولی &#8230;.<br />
باز هم نا شکری نمی کنم &#8230; به قول مامان زن داداش کاملا پاک از دنیا رفت اگر هم ذره ای گناه داشت تو این 20 روز ان قدر عذاب کشید که دیگه گناهی براش نمونه &#8230;. خودش خوب جایی رفت ولی یه داغ خیلی بزرگ رو دل همه ی ما گذاشت &#8230;.<br />
فقط برای کادر بیمارستانی که زن داداش اونجا بود متاسفم خیلی هم متاسفم ، <a href="http://zohreh.wordpress.com/2008/09/06/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%b1%d9%81%d8%aa%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b2%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%85%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c-%d9%86/" target="_blank">زهره</a> دربارشون نوشته &#8230; امان از یه ذره احساس ، یه ذره حس انسان دوستانه ، نمی خوام نفرین کنم &#8230;. همه چی رو به خدا میسپرم چون مطمئنم خودش بهتر از هر کسی مصلحت همه چی رو می دونه و نمی زاره هیچی نا عادلانه باشه &#8230;<br />
خدای من باز هم به خاطر همه چی ازت ممنونم &#8230; می دونم که تو همه ی این کارات مصلحتی هست و ازت می خوام که زهرا رو بهمون برگردونی ، تا حداقل یه یادگاری از مامان خوبش برای ما بمونه ، ازت می خوام که به داداش ، به زهرای 5 سالمه که حالا بی مادره و تو کماست و خبر نداره و علی شش ماهه که فقط 5 ماه طعم مامان داشتنو چشید ،فقط و فقط صبر بدی ، صبر  &#8230;.</p>
<p>به راستی که خوبان در جوانی میمیرند &#8230;.</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/hajieh.wordpress.com/125/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/hajieh.wordpress.com/125/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/125/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/125/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/125/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/125/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/125/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/125/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/125/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/125/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/125/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/125/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=125&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/qOHolMN2Q8c" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/07/khodahafez-khodahafez-nazaninam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/07/khodahafez-khodahafez-nazaninam/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم …</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/VDgamKfB9Go/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/06/agar-sabz-rafti-agar-zard-mandam/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Sep 2008 20:14:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2008/09/06/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%b1%d9%81%d8%aa%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b2%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[اومده بودم که بنویسم ولی وقتی نوشته ی زهره رو خوندم گریه امانم نداد &#8230;. دوباره اعصابم ، فکرم ، همه ی وجودم بهم ریخت ، 21 روزه به شدت بهم ریخته &#8230;. می نویسم ، می نویسم ، یعنی باید بنویسم &#8230;.. باید از خوبی هاش بنویسم ، باید بنویسم &#8230;
    [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=122&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>اومده بودم که بنویسم ولی وقتی نوشته ی <a title="خواهرم" href="http://zohreh.wordpress.com/2008/09/06/%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%b1%d9%81%d8%aa%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b1-%d8%b2%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%85%d8%8c-%d8%ae%d8%af%d8%a7%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8-%d8%a7%db%8c-%d9%86/" target="_blank">زهره </a>رو خوندم گریه امانم نداد &#8230;. دوباره اعصابم ، فکرم ، همه ی وجودم بهم ریخت ، 21 روزه به شدت بهم ریخته &#8230;. می نویسم ، می نویسم ، یعنی باید بنویسم &#8230;.. باید از خوبی هاش بنویسم ، باید بنویسم &#8230;</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/hajieh.wordpress.com/122/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/hajieh.wordpress.com/122/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/122/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/122/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/122/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=122&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/VDgamKfB9Go" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/06/agar-sabz-rafti-agar-zard-mandam/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2008/09/06/agar-sabz-rafti-agar-zard-mandam/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>خوشحالم ، خیلی خوشحالم</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/aPnJntFTdh0/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/24/glad-very-glad/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Aug 2008 18:32:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2008/08/24/%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%8c-%d8%ae%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84%d9%85/</guid>
		<description><![CDATA[وایییییی که من چقدر خوشحالم ، توی عمرم هیچ وقت ان قدر خوشحال نبودم ، انقدر خوشحالم که نمی تونم حرف بزنم آخه بعد از ظهر مامان از زنجان زنگ زد و خیلی خوشحال بود و می گفت که زن داداش پاهاشو تکون داده &#8230;.. از خوشحالی جیغ می کشیدم و بالا و پایین می [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=111&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>وایییییی که من چقدر خوشحالم ، توی عمرم هیچ وقت ان قدر خوشحال نبودم ، انقدر خوشحالم که نمی تونم حرف بزنم آخه بعد از ظهر مامان از زنجان زنگ زد و خیلی خوشحال بود و می گفت که زن داداش پاهاشو تکون داده &#8230;.. از خوشحالی جیغ می کشیدم و بالا و پایین می پریدم ، این خبر رو تا تونستم به همه گفتم &#8230; هی زنگ پشت زنگ بود که بهمون می زدن &#8230; تکون خوردن پاهای زن داداشو خواهرش دو بار دیده بود الانم که با خودش حرف زدیم میگفت پاهام خیلی درد می کنه&#8230;&#8230; خدایا واقعا ممنونم می دونم که خودت اگه بخوای همه چی خوب میشه &#8230; شکر خدا حال زهرا هم امروز خوب بوده و هوشیاریش یه درجه رفته بالا &#8230; به قول مامانم زن داداش ان قدر مومن و خوبه که خدا حتما حرفاشو می شنوه &#8230; خدایا ممنونم ، خیلی خیلی ممنونم &#8230; اگه پاهای زن داداش خوب بشه و زهرا به هوش بیاد &#8230; واییییی چی میشه &#8230;. تصور کردنشم واقعا لذت بخشه &#8230;&#8230; خدای من هر چقدر ازت تشکر کنم بازم کمه &#8230;.! راستی واقعا معجزه شده ؟ هنوز تو حال خودم نیستم &#8230;. باورم نمیشه &#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/hajieh.wordpress.com/111/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/hajieh.wordpress.com/111/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/111/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/111/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/111/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/111/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/111/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/111/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/111/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/111/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/111/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/111/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=111&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/aPnJntFTdh0" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/24/glad-very-glad/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>16</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/24/glad-very-glad/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>این روز ها ….</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/REnafiJj-wA/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/23/inowadays/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Aug 2008 17:57:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2008/08/23/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7/</guid>
		<description><![CDATA[این روز ها به سختی هر چه تمام تر در حال سپری شدن هست &#8230;وقتی به قبل تر ها یعنی یه هفته پیش نگاه می کنم ، دلم برای همه ی خوشی های اون موقع تنگ میشه ، به بی غل و غش زندگی کردنمون ، به مسافرت هایی که با داداش اینا با هم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=110&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>این روز ها به سختی هر چه تمام تر در حال سپری شدن هست &#8230;وقتی به قبل تر ها یعنی یه هفته پیش نگاه می کنم ، دلم برای همه ی خوشی های اون موقع تنگ میشه ، به بی غل و غش زندگی کردنمون ، به مسافرت هایی که با داداش اینا با هم رفتیم و چقدر خوش گذشت به همه ی لحظاتی که داشتیم حسودیم میشه ،وقتی یادم میاد چقدر با هم خوش بودیم &#8230;. فقط می تونم آه اون موقع ها رو بکشم !<br />
روز ها در حال سپری شدن هست و هیچ کسم از آینده ای که خواهد داشت خبری نداره &#8230; آینده ای که جرات این که بهشم فکر کنم رو ندارم ، راستش می ترسم &#8230; حتی جرات فکر کردن به یه ساعت بعدی رو ندارم &#8230; جرات اینو ندارم که وقتی تلفن زنگ می زنه به تلفن جواب بدم &#8230;. چون این روزها خبرای تلخ و شیرین زیادی شنیدم &#8230; یه لحظه زنگ می زنن میگن که زهرا به نور واکنش نشون داده ، هوشیاریش یه درجه رفته بالا تو دلت خوشحال و آروم میشی &#8230;. یه روز بعد زنگ می زنن که زهرا تشنج کرده ، همه ی بدنت سرد میشه و بی حس ، حتی نای حرف زدن رو هم تو خودت نمی بینی &#8230;<br />
اصلا نمی تونم تصورشو بکنم که زن داداشم بخواد بقیه ی عمرشو رو ویلپچر بگذرونه &#8230;  ویلچری که مطمئنم من و حتی خود زن داداش از اسمش واهمه داره ولی ان قدر این روزا عذاب کشیده که به ویلچرم راضی شده و فقط میگه اگه زهرا خوب بشه منم خوب میشم &#8230;. راستش ان قدر همه دوسش دارن و پیش بقیه احترام داره که همه می خوان جبرانش کنن ولی کاش می تونستیم یه جور دیگه جبران کنیم &#8230;. کاش &#8230;.<br />
به امید خدا این هفته قراره که عمل شکستگی مهره ی گردنش بشه و سه ماه دیگه عمل پیوند نخاع تو تهران و دکترا احتمال 70 درصد خوب شدنشو دادن&#8230; همه ی امیدیمون به عمل پیوند نخاعش هست &#8230;<br />
نسبت به هفته ی پیش تقریبا یه کمی همه آروم شدیم و شاید داریم غم و غصه هامونو تو خودمون می ریزیم ولی داداش هم چنان بیقرار و بی تاب بیدار شدن زهرا و خوب شدن زن داداش هست و از 6 صبح تا 12 شب تو بیمارستانه &#8230; شاید هیچ کس نتونه درک کنه که داداش داره چی میکشه &#8230;<br />
فقط از خدا می خوام و امیدوارم که زهرا به هوش بیاد و عمل پیوند نخاع زن داداش با موفقیت باشه &#8230;.<br />
وقتی که امروز با خالم حرف می زدم حرفایی گفت که یه لحظه واقعا منم بهش ایمان آوردم و از صبح حرف خالمو دارم تو ذهنم مرور می کنم و یه حس خوبی روم گذاشته ، امیدوارم که واقعیت پیدا کنه  &#8230;  امیدوارم &#8230;</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/hajieh.wordpress.com/110/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/hajieh.wordpress.com/110/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/110/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/110/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/110/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/110/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/110/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/110/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/110/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/110/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/110/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/110/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=110&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/REnafiJj-wA" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/23/inowadays/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/23/inowadays/</feedburner:origLink></item>
		<item>
		<title>خدای من خواهش میکنم حرفامو بشنو ، کمکم کن ….</title>
		<link>http://feedproxy.google.com/~r/shoka/~3/7_w9w8FRsQo/</link>
		<comments>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/18/khodaya-komakam-kon/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Aug 2008 16:15:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>shooka</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://hajieh.wordpress.com/2008/08/18/%d8%ae%d8%af%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%85-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%85%d9%88-%d8%a8%d8%b4%d9%86%d9%88-%d8%8c-%da%a9%d9%85%da%a9%d9%85-%da%a9/</guid>
		<description><![CDATA[خدایا ، توی عمرم هیچ وقت تا این حد محتاج بودن به تو رو احساس نکرده بودم ، شاید ، شاید گهگاهی برای خواسته های بچگانم ازت کمک خواستم ، خواسته هایی که که وقتی بهشون فکر می کنم خندم میگره ، ولی این بار خدای من ازت کمک می خوام از صمیم دلم کمک [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=106&subd=hajieh&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class='snap_preview'><br /><p>خدایا ، توی عمرم هیچ وقت تا این حد محتاج بودن به تو رو احساس نکرده بودم ، شاید ، شاید گهگاهی برای خواسته های بچگانم ازت کمک خواستم ، خواسته هایی که که وقتی بهشون فکر می کنم خندم میگره ، ولی این بار خدای من ازت کمک می خوام از صمیم دلم کمک می خوام خدایا می دونم که خیلی گناه کارم خیلی &#8230; ولی می دونم داری حرفامو می شنوی &#8230; خدای من التماست می کنم عاجزانه ازت می خوام کمکمون کنی به هیچ کس جز تو امیدی نداریم &#8230; خواسته ی منه گناهکار رو قبول نداری خواسته ی کسی رو بشنو که یه عمر بندگیتو کرده اونم بندگی خالصانه نمازش ، دعاش ، پاکی قلبش ، هر چی که تو خواسته بودی با تمام وجود برات انجام داده ان قدر خوب بوده که این همه آدم دارن دعاش می کنن هر کی که می شنوه چه بلایی سرش اومده بی اختیار اشک میریزه براش دعا می کنه ، کسی که رو تخت بیمارستانم میگه حقمه !  میگه چند وقتی بود که کمی از خدای خودم غافل شده بودم &#8230; خدایا آدم آتیش میگیره! کسی که الان رو تخت بیمارستانه ، کسی که فقط سرش و بازوهاش حرکت می کنه حتی انگشتاشم تکون نمی خوره ، خدایا من چقدر ناشکرم وای&#8230; وای &#8230; باید صد بار به خاطر این پایی که دادی شکرت کنم ولی همیشه ازت گله داشتم ، چه آرزوهای مسخره ای داشتم مسخره &#8230; خدای من دارم میمیرم &#8230; نمی تونم تحمل کنم دلم می خواد داد بزنم&#8230; دادم میزنم ولی تسکینم نمیده گریه می کنم تسکینم نمیده یه بغض بزرگ گلمو گرفته ، به خدا بد جوری گرفته ، سرم داره می ترکه &#8230;<br />
خدایا کسی که الان رو تخت بیمارستانه ازت شفای خودشم نمی خواد &#8230;شفای تنها دخترشو می خواد که الان تو کماست &#8230; چه کلمه ی مسخره ای !!! آدم آتیش میگره وقتی باباش مامانش دارن به خدا التماس می کنن دخترش بیدار بشه &#8230;.باباش التماس می کنه پاشه با اسکیتی که براش خریده بازی کنه ، پاشه برا باباش ناز کنه ! پاشه مامانشو تسکین بده &#8230; مامانی که رو تخت بیمارستان ان قدر دراز کشیده و ساکن مونده همه جاش تاول زده ،  مامانی  که دکترا گفتن احتمال مرگش تو این هشت روز هست &#8230;! خدای من مرگ &#8230;. باورم نمیشه  مرگ &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.. مامانی که الان 4 روزه یه خواب راحت نداشته ، نصف شب التماس می کنه شوهرش بیاد دستشو فقط بگیره تا آروم بشه  ! همه چیشو نذر دخترش کرده هممون کردیم همه چیمونو زندگیمونو ، فقط زهرا و مامانش خوب بشن !!! خدایا هیچی ازت نمی خوایم هیچی ، هیچی ، هیچی فقط زهرا و مامانشو خودت بهمون برگردون می دونم اگه بخوای میشه &#8230;. خدایا کمک کن خواهش می کنم کمک کن &#8230;&#8230;. خدای من دارم خفه میشم &#8230; قلبم داره وای میسه ، همیشه به اونایی که همچین نوشته هایی که مینوشتن &#8230; الکی می خوندم رد میشدم .. الان میدونم چی دارن میگن &#8230; حسودیم میشه به هر کی که داره بی غل و غش زندگی میکنه ، حسودیم میشه &#8230; خدایا ازت هیچی نمی خوام فقط و فقط شفای زهرا و زن داداشمو می خوام &#8230;.<br />
نوشته هایی که تو پست قبلی برام نوشتین واقعا تسکینم داد &#8230;. الان تو خونه تنهام همه رفتن زنجان پیش اونا ولی من نتونستم &#8230; نمی تونم زهرا رو ، مامانشو تو بیمارستان ببینم نمی تونم ببینم علی داره روزای اول عمرشو بی مادر می گذرونه &#8230; نمی تونم ببینم داداش نصف شب داره به سرش می کوبه و حق حق می زنه .. نمی تونم برم اتاق زهرارو ببینم &#8230;. تنهاییم دارم دق می کنم هیشکیم نیست باهاش حرف بزنم آرومم کنه &#8230;. به حرفاتون نیاز دارم &#8230;. به دعاهاتون از صمیم دل نیاز دارم &#8230;. شمایی که داری این جا رو می خونی خواهش می کنم دعا کن &#8230; می دونم یه لحظه دیگه این جارم می بندی &#8230;. چون خودم خیلی نوشته خوندم و خیلیم زود از یادم رفته &#8230;ولی از شما می خوام التماس می کنم حداقل تو دلت یه دعایی کن &#8230;&#8230;. آخ آخ &#8230;.دعا کن&#8230;</p>
<p>پی نوشت : شمایی که دارین این جا رو می خونین خواهش میکنم به <a href="http://tavakkalto.blogfa.com/" target="_blank">این جا</a> هم سری بزنید و شما هم دعا کنید&#8230; <a href="http://fanna.blogfa.com" target="_blank">نگار عزیزم </a>خیلی ممنونم .</p>
<img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/categories/hajieh.wordpress.com/106/" /> <img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/tags/hajieh.wordpress.com/106/" /> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/hajieh.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/hajieh.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/hajieh.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/hajieh.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/hajieh.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/hajieh.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/hajieh.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/hajieh.wordpress.com/106/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/hajieh.wordpress.com/106/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/hajieh.wordpress.com/106/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=hajieh.wordpress.com&blog=256036&post=106&subd=hajieh&ref=&feed=1" /></div><img src="http://feeds.feedburner.com/~r/shoka/~4/7_w9w8FRsQo" height="1" width="1"/>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/18/khodaya-komakam-kon/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>40</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/095d5dd1b7b4972b4e11d0115e1a7bbd?s=96&amp;d=http%3A%2F%2F0.gravatar.com%2Favatar%2Fad516503a11cd5ca435acc9bb6523536%3Fs%3D96" medium="image">
			<media:title type="html">shooka</media:title>
		</media:content>
	<feedburner:origLink>http://hajieh.wordpress.com/2008/08/18/khodaya-komakam-kon/</feedburner:origLink></item>
	</channel>
</rss>
