<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>راه رفتن روی خط ممتد [شعر م. طایفه]</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com</link>
<description>شعرها و کمی نوشته ها.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 02 Jul 2011 11:24:11 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>رنگ و سردر</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/104</link>
<description>پریروز اتاق گم شد در غوطه زار و پریده رنگ و سردرگم آواز آفتاب دوید در خانه ی بی منطق ای که دیوار نگاهت چوبیست و سقف پرنده نشینت را رگبار بسته ای باز کن این سلول محبوس را که دیوانه ی پریده رنگ سردرگم دیریست با خانه بازگشته است و پریده رنگ و سردرگم Mamadreza July 2nd, Saskatoon</description>
<pubDate>Sat, 02 Jul 2011 11:24:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/104</guid>
</item>
<item>
<title>پرنده به نیزار</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/103</link>
<description>همچون پرنده به نیزار اتاق و پنجره خالیست شامگاه می خواند و دست غمگین تو خالیست همچون پرنده به نیزار غمگین و خالی june 24, saskatoon</description>
<pubDate>Mon, 27 Jun 2011 16:48:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/103</guid>
</item>
<item>
<title>صبح خاکستر و آبی</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/102</link>
<description>در صبح خاکستر و آبی چراغها دورند و شهر تنها بی تو غمگین می گذرد درخت می خواند سبز و آراسته و پروانه ی تنها رویای تو را پرواز میکند در صبح خاکستر و آبی چراغها دورند اما یاد تو قفس سینه را فرو نگذاشته گرم تویی که آغوش تو تنهاست و پرنده دران کوهسار میخواند همچون چراغی همیشه روشن - به سولی - محمدرضا ، ساسکاتون، ۲۹ می ۲۰۱۱</description>
<pubDate>Mon, 30 May 2011 04:26:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
<item>
<title>مسایو - spike in cowboy beebop</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/101</link>
<description>در بند بود مسایو بر پله های خفته بود مسایو راحت نشستی و با خود برد سیمرغ خشمگین سیمین کودک چشمانت را و مرد نیلوفر و غمگین با تار زخمیش بر پله های خفته در بند رود خروشان مرگ بود پل بسته ی این آهنگ دریغی با من بخوان در بند بود مسایو بر پله های خفته بود مسایو ... محمدرضا - ۱۵ می - ساسکاتون</description>
<pubDate>Sun, 15 May 2011 08:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/101</guid>
</item>
<item>
<title>در وان واژگون</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/100</link>
<description>آب در خیال راحت حمام لبخندت را پایان بود که میچکید بر سقف اتاقم شبیه حادثه ها بود لرزش آب در وان واژگون در خیال راحت حمام میچکید لبخندت و گریه که در بخار حل میشد با تیغ که پایان بود در وان واژگون راحت حمام به نوید محمدرضا - ۱۴ می - ساسکاتون</description>
<pubDate>Sun, 15 May 2011 08:15:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/100</guid>
</item>
<item>
<title>در زمستان شرجی</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/99</link>
<description>شرجی شده ام مثل اتاق گر گرفته به تخت ریخته ام مثل نارنج رو تختی مثل آبی بر دیوار سخت بگیرد این دل غمگین در قوطی بی سیگار عرق چکیده ی پیراهن نشسته به خون من انگار شرجی شده ام مثل ترانه که گر گرفته در توهم دیدار ولی رود سرد میگذرد از زیر بستر خوابم با تو که برگ پاییز بودی در آتش نهال و شکوفه ی لیمو نه شرجی شده ام ...</description>
<pubDate>Sun, 08 May 2011 18:02:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/99</guid>
</item>
<item>
<title>سرد و دور</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/98</link>
<description>چقدر رنگ مدرسه دور است چقدر سردم چقدر اتاقم به پنجره میپیچم تکرار کبوتر خواب دیده ام چقدر شوق تو دور است رنگ باز پنجره مهتاب است چقدر میپیچم اتاق سردم است پتوی بوی تو نیست رنگ اتاق گرفته مدرسه دور است ۶ مارچ ۲۰۱۱، ساسکاتون</description>
<pubDate>Sun, 08 May 2011 17:59:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/98</guid>
</item>
<item>
<title>دفتر</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/97</link>
<description>داشتم از تو اتاق پرتقال میچیدم که یکی رد شد یه دسش خنجر بود و یه دسش یه شاخه ی خشکیده تو هوا خشکیده تو هوا ... حواسم که پرت شد داشتم تو اتاق قناری پر میزدم که یکی رد شد یه دسش دونه بود یه دسش یه قفس نفس بریده تو هوا بریده ولی تو هوا ... خوابم که برد داشتم تو اتاق مشقمو مینوشتم که یکی رد شد با صدای نفس مستش تو شکوفه های پرتقالو با پر پر قناری تو رگ هوا من فقط نگاش کردمو دفترمو بستم ۲۰ مارچ ۲۰۱۱ - ساسکاتون</description>
<pubDate>Sun, 08 May 2011 17:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/97</guid>
</item>
<item>
<title>دهم دسامبر ۲۰۱۰ </title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/96</link>
<description>و درخت غمگین نشسته بود با پاییز خردسال بر شانه اش و خنجر خاطره ای گمنام بر سینه اش بر گوشه ی آسمان ستاره ای گذشت و درخت غمگین ایستاده بود با زمستان پیر بر دستانش و درنگ کوتاه تو زیر سایه اش بر گوشه ی آسمان ستاره ای فروخفت و درخت آنجا بود با بهار نگاه تو بر شاخسار خندانش و بر ترانه ی من خط می زد با ناز دلکش شکوفایش بر گوشه ی آسمان ستاره زد چشمانت و درخت غمگین آنجا بود</description>
<pubDate>Wed, 16 Mar 2011 21:48:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/96</guid>
</item>
<item>
<title>۱۳ مارچ</title>
<link>https://tayfeh.blogfa.com/post/95</link>
<description>و تو فکر میکنی میشود تفاوت میان خنده و غزال را گفت ؟ میان آسمان و دستان لرزان میان پرنده و ابدیت اتاق خاکستری و تصویر تو در آینه پنجره ی تنها و چشمان نیمه بسته گریه ی بی صدا و خنده ی شادی از ته دل میان آرامش گریز پای و غزل چشمانت تفاوت را تو فکر میکنی میشود گفت ؟</description>
<pubDate>Tue, 15 Mar 2011 20:35:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>tayfeh</dc:creator>
<guid>tayfeh.blogfa.com/post/95</guid>
</item>
</channel>
</rss>
