<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/rss2full.xsl" type="text/xsl" media="screen"?><?xml-stylesheet href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css" type="text/css" media="screen"?><rss xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/" version="2.0"><channel><atom:id>tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488</atom:id><lastBuildDate>Sun, 05 Oct 2008 06:46:07 +0000</lastBuildDate><title>روايتی از روزنامه نگاری و وسايل ارتباط جمعي</title><description>يادداشت های تابان خواجه‌نصيري از روزنامه نگاری، رسانه ها، راديو و تلويزيون</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/</link><managingEditor>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</managingEditor><generator>Blogger</generator><openSearch:totalResults>51</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/webfaqt-massmedia" type="application/rss+xml" /><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-7083668320990859169</guid><pubDate>Sun, 05 Oct 2008 06:44:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-10-05T10:16:07.144+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عمومي</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">نظرات</category><title>ماده‏ی ۵۲۷ قانون مجازات اسلامی</title><description>&lt;div id="{FD3B4413-923D-4834-B712-C0629AD51EB0}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;ماده‏ی ۵۲۷ قانون مجازات اسلامی می‏گوید: «هر کس مدارک اشتغال به تحصیل یا فارغ‏التحصیلی یا تاییدیه یا ریز‌نمرات تحصیلی دانشگاه‏ها و موسسات آموزش ‏عالی و تحقیقات داخلی یا خارج از کشور یا ارزش‏نامه‏های تحصیلی خارجی را جعل کند یا با علم به جعلی بودن، آن را مورد استفاده قرار بدهد، علاوه به جبران خسارت، به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;h4&gt;&lt;a href="http://radiozamaaneh.com/analysis/2008/10/post_773.html"&gt;سیف‌زاده: ملت ایران می‌تواند علیه کردان اعلام جرم کند&lt;/a&gt;&lt;/h4&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/10/blog-post_05.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-8026642833682550669</guid><pubDate>Fri, 03 Oct 2008 09:34:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-10-04T08:32:32.076+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>چه عميق است خواب خوش روزنامه نگاران ايراني</title><description>&lt;a href="http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=177500"&gt;اينجا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از ده سال پيش به اين طرف که دارم با اينترنت به صورتي حرفه اي کار می‌کنم، روزي نيست که نامه اي با اين مضمون آشنا دريافت نکرده باشم که «مدرک، درجه ليسانس، فوق ليسانس يا دکترا بر اساس تجارب کاري و حرفه ای شما و ...» چند نمونه اش را از نامه هاي الکترونيکي که همين روزهاي اخير دريافت کرده ام را در ادامه آورده ام. از همان اولين نامه کنجکاو شدم به اين جور نامه ها و دنبالش را گرفتم و بعد از يک سري تحقيق و مطالعه، مطلبي نوشتم (تحت اين عنوان که &lt;a href="http://www.webfaqt.com/per/article_item.asp?ID=16"&gt;Scam چيست؟&lt;/a&gt;) و در همين رابطه که اينجور نامه ها را اصطلاحا Scam می‌نامند - طرح هايي فريبنده که مدعي اند پول و مقام و قدرت و شهرت و اعتبار را يک شبه برايتان فراهم مي‌آورند - و از آن به بعد بود به هر کسی از دوست و آشنا می‌گفتم که دنبال اينجور داستانها و پيام هاي فريبنده نروند. حالا جالب است که مي بينم عده‌ای آمده اند و از همان طرح ها و دسيسه هاي فريبنده در يک خبرگزاري به نوعي ياد می‌کنند و از يک منبع ناشناخته مدرک و دليل می‌‌آورند که چنين مدارکي (بر اساس تجربه کاری  و... ) وجود دارند و وزارت ارشاد هم از همين ها به اين و آن داده است و چه و چه و چه ها!!! خواب خوش روزنامه نگاري ما در اين مملکت گل و بلبل چقدر عميق است! خواب خوش ما! نگاه کنيد! اينجا يک نمونه از اين پيام ها را آورده ام برای نمونه (دهها نمونه از اين نامه ها را در روز دارم دريافت می‌کنم)&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div id="{5D1A4995-514D-4858-921D-5A78672DACE1}" style="text-align: left;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Would You Like To:        &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Increase your salary??   &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Increase your  Desirability??   &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Increase your ability to find other work??    &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Increase  your marketability??   &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;    &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Please call:  ************* [inside USA]  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;              +1-*************  [outside USA]  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;    &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;       &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;is  an University Dip1oma/Degree holding you back?  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Kindly Call Us to inquire  about our degree programs.   &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Whether you are seeking a Diploma,  Bacheelors, M B A or P h D   &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;We Can provide You credentials to get you  better career   &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;No Study, test, exam or courseworks required    &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;      &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Please call:  ************* [inside USA]  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;              +1-*************  [outside USA]  &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;    &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;Please leave us Your "Name, Country &amp;amp; Phone  Number with CountryCode"        &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;    &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;We will get back to You real  soon&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;ترجمه سرپايي و سريع السير اين متن می‌شود يک همچين چيزي!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold;font-size:85%;" &gt;آيا می‌خواهيد حقوق تان افزايش يابد؟&lt;br /&gt;آيا ميل داريد شرايط مطلوب را افزايش دهيد؟&lt;br /&gt;آيا ميل داريد توانايي تان در يافتن کار ديگری افزايش دهيد؟&lt;br /&gt;آيا مايل به افزايش و گسترش بازار خود هستيد؟&lt;br /&gt;پس تماس بگيريد! با اين شماره ها ... آيا مدرک يا درجه دانشگاهي تان شما را عقب نگاه داشته است؟ با ما تماس بگيريد! هيچ نيازی نيست به مطالعه ... به امتحان ... يا کلاس درس و کار کلاسی و ... اگر ديپلم می‌خواهيد، اگر ليسانس، شايد هم دکترا يا MBA  بقيه کار ها را به ما بسپاريد ما سوابق و مدراک را برايتان تهيه می‌کنيم!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اين متن يا متون مشابه ها را با نام هاي مختلفي چون جوليا،‌ ليندا، جيمز، جونز و غيره دريافت می‌ کنيم که همه اينها هم اسپم  (هرزنامه) هستند و هم اسکم ... افرادي به دنبال اين مدارک می روند، همان مدارکي را دريافت می کنند که هزار جور غلط دراملاء و انشاء دارند و هيچ مرجع و منبع و دانشگاهی که معتبر باشد اين مدارک را تاييد نخواهند کرد! روزنامه نگاران باسواد ما در ايرنا! درست است اين یک تله است ولي نه فقط براي مسئولين و مسئولان ما که براي همه، برايشان هيچ اهميتي ندارد که درخواست کننده چه کسی باشد، آنها در مقابل مبلغی پول که زياد و کمش را بايد از درخواست کننده پرسيد، اين مدارک را تهيه و ارسال می‌کنند. اين در سطح پايين جامعه رواج دارد که افراد به خاطر جهل و ناداني در اين جور تله ها و دام ها بيافتند و شايد آنقدر عادي باشد که مردم براي دست انداختن همديگر از اينجور سفارش ها می‌دهند و ... اما وقتي سطح اجتماعي آن فرد بالا و بالاتر باشد در سطح وزير و وکيل، آن وقت است که کار بالا بگيرد که در سطح ملي و بین المللي  به آن &lt;span id="{753545F7-56D5-4922-A77B-E40E4F4A88E1}" style="font-weight: bold;"&gt;رسوايي&lt;/span&gt; می‌گويند! حالا اگر هنوز می خواهيد بخوابيد اين انتخاب شماست،‌ ولي انتظار نداشته باشيد همه مثل گوسفند سرها را بياندازند پايين بگويند بع! الان ديگر بچه های ابتدايي و راهنمايي و دبيرستاني ما هم اين موضوعات را می‌دانند و شما اگر دو ريالي تان کج است معلوم می‌شود که شما هم در جايگاه واقعي خودتان نيستيد! با عرض معذرت، من نه راديو فردام، نه راديو اسرائيل، نه صداي امريکا نه راديو بی بی سی، نه صداي اين يکي، نه تصوير آن يکي! اما با يک چشم باز هم می‌شود ديد. اين يک رسوايي در سطح ملي است، يک افتضاح است که با ندانم کاری به بار نشسته! يک شوک است براي يک ملت و يک عذر بدتر از گناه است براي يک مسئول. او بايد از مردم عذرخواهي کند و بايد استعفا دهد و رياست جمهوري و مجلس مردم بايد اين را پيگيري کنند. اين نوع مدارک کاغذ پاره ای بيش نيستند و اينها هستند که جعلي هستند و اعتبار ساختگي و مصنوعي بوجود می‌ آورند. اين نوع کارها و ندانم کاري هاست که به اعتبار و آبروی نظام و خون شهدا لطمه می‌زند، آن را خدشه دار می‌کند، نه گفتن و نوشتن درباره آن. هشت سال پيش اين مدرک جعلي درخواست شده است - در طول اين هشت سال، مسئولان و حتي روزنامه نگاران کنجکاو و دقيق، مدير و مدبر کجا بوده اند؟ حالا بعد از هشت سال که موضوعي لو رفته است - که اگر لو نرفته بود معلوم نيست چند سال ديگر معلوم و آشکار می‌شد؟ - به آن می‌گوييد «غائله رسانه ای» ؟ به آن مي گوييد «تله آکسفورد»؟ - يعني عقل هم چيز خوبي است در کنار وجدان! يعني دانشگاه آکسفورد می آيد سالها اعتبار خود را به خاطر يک &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;فرد معمولي&lt;/span&gt; در اين حد و اندازه به خطر اندازد؟ هشت سال بنشينند پاي تله که حالا کي (چه کسی)، کی (چه وقت) می‌افتد به آن؟ من که شخصا به اين شک دارم ولي به آن يک متر برفي که سرتان را زيرش برده ايد و پنهان کرده ايد،‌ ديگر، يقين پيدا کرده ام. يعني چند نفر از مسئولان رده بالا، هشت نه سال پيش که اينترنت در ايران رواج بيشتری پيدا کرد نامه هاي جوليا و ليندا و جيمز را دريافت کرده اند؟ چند نفر آن نامه های فريبنده را باز کرده اند و چند نفر چشمانشان از شادي برق زده است و به آن نامه ها پاسخي نوشته اند؟ چند نفر ديگر در تله خواهند افتاد؟ تله هاي UCLA و MIT‌ و کمبريج و ... نصيب چه کساني خواهد شد؟ چه کساني پاسخگو خواهند بود؟ چه کسان ديگری رسوا خواهند شد؟ شما نگران نباشيد! حقوق تان را بگيريد، آن يک چشم بازتان را هم ببنديد. بنويسيد ... بنويسيد ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span id="lblTitle" tabindex="100" class="news_title" dir="rtl"&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=758920"&gt;کردان صلاحيت وزارت ندارد/ رئيس جمهور مي بايست کردان را عزل کند&lt;/a&gt; - مهر&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span id="lblTitle" tabindex="100" class="news_title" dir="rtl"&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=758913"&gt;فضای مجلس آماده استیضاح کردان است/ ادامه کار کردان به مصلحت نیست&lt;/a&gt; - مهر&lt;br /&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://i37.tinypic.com/2wovqsi.jpg"&gt;فروش مدارک تحصيلي، در ايران هم بله&lt;/a&gt; - وبلاگستان &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/10/blog-post_5216.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-7185583662639977171</guid><pubDate>Fri, 03 Oct 2008 07:19:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-10-04T20:21:30.637+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>روايتي از محيط هاي کاري روزنامه نگاران ايراني</title><description>&lt;div id="{92DEA488-D78C-4D37-8518-AF0738F7EF9A}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;روايتي ديگر از &lt;a href="http://faridaa.blogfa.com/post-91.aspx"&gt;نوع ديگر&lt;/a&gt;  از کاسب کاران و بيزنسمن هايي که به فعاليت هاي فرهنگي وارد آمده اند. نظرات خوانندگان هم خواندني است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسوس که سرمايه ز کف بيرون شد ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مرتبط:&lt;br /&gt;&lt;div id="{73776EB3-34D7-4061-8DF2-214B11627503}" class="menutopimage" style="background: transparent none repeat scroll 0% 0%; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://day1348.blogfa.com/post-152.aspx"&gt;گله از رفتار نکوهیده مدیران برخی روزنامه ها - &lt;/a&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; &lt;span style="text-align: center; font-size: 8pt; color: rgb(197, 169, 148);"&gt; سيد ابوالحسن مختاباد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/10/blog-post_03.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-710741907418492220</guid><pubDate>Fri, 03 Oct 2008 06:32:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-10-03T10:12:31.497+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>روزنامه‌نگاري؛ كار داوطلبانه به نفع ناشر!</title><description>&lt;div id="{4F9BE9AD-D943-4808-AC9C-F081C9CE5FDA}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://aynev.blogfa.com/post-851.aspx"&gt;اينجا&lt;/a&gt; را بخوانيد تا بدانيد که روزنامه نگاري در ايران يعني چه!&lt;br /&gt;نه! اين روزها ما شاهد روزنامه نگاري در اين کشور نيستم، آنچه اين ناجوانمردان به نام روزنامه نگاري می‌کنند، کلاه برداري است. اينها نام پاک روزنامه نگار را خدشه دار می‌کنند و اين وظيفه و رسالت ايشان است. اين بيزنسمن ها به نام روزنامه نگاري، با شور و شوق و علاقه‌ي عده اي جوان که عاشق روايت کردن و نوشتن هستند، کاسبي می‌کنند، امروز در اين دکان و فردا در دکان ديگری، مردم را سرکيسه می‌کنند. از وقت و انرژي ديگران استفاده می‌کنند و بعد هم دست هيچکس به جايي بند نيست. در مملکتي که شکايت از اين آدم هاي بي آبرو، آب در هاون کوبيدن است، هر روز بر تعدادشان افزون تر می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/10/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-3795892939944716435</guid><pubDate>Mon, 29 Sep 2008 07:08:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-29T10:40:28.601+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>چه نيک گفت نيک آهنگ به روزنامه نگار</title><description>&lt;div id="{3BCF2716-DFCE-4D70-9D98-32DCB38A988C}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;a href="http://nikahang.blogspot.com/2008/09/blog-post_1046.html"&gt;اينجا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post_29.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-6879148654344642462</guid><pubDate>Tue, 23 Sep 2008 05:50:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-23T09:25:14.701+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>راديو زمانه دو مطلب خواندني و شنيدني در مورد روزنامه نگاري در ايران دارد</title><description>&lt;div id="{CA068549-5C3C-40D2-A2C5-0AD4AFD14E57}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;هر دو مطلب از: خانم معصومه ناصری&lt;br /&gt;&lt;h4&gt;«&lt;a href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/09/post_656.html"&gt;حاکمیت، دشمن مشترک روزنامه‌نگار و کارفرماست&lt;/a&gt;»&lt;/h4&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;«&lt;a href="http://radiozamaaneh.com/special/2008/09/post_654.html"&gt;به روزنامه‌نگاران منتقد سخت می‌گذرد&lt;/a&gt;»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post_23.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-3253474903930816286</guid><pubDate>Sun, 21 Sep 2008 07:07:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-24T10:24:05.500+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه‌نگاری آنلاين</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>روزنامه نگاري بايد با دقت، کنجکاو و در مسير منافع مردم باشد</title><description>&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left;" src="http://www.webfaqt.com/images/jormalism.jpg" alt="روزنامه نگاري در ايران" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div id="{03164014-B259-41EC-B700-B0E4C52F0509}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;روز گذشته،‌ روزنامه اعتماد در صفحه رسانه مطلبي داشت تحت عنوان "&lt;a href="http://www.etemaad.com/Released/87-06-30/224.htm#114688"&gt;وضعيت به کارگيري فارغ التحصيلان ارتباطات، پس از گذشت    42 سال از تاسيس اين رشته&lt;/a&gt;&lt;span id="{8D08BEF7-2673-4C25-BC13-B1B1DA6B3A8B}" dir="ltr"&gt; &lt;/span&gt;  " - به بهانه اين مقاله، فکر کردم در اين يادداشت، بخشي از نظراتم را که خيلي وقت است از ذهنم می گذرد اينجاا بنويسم تا بماند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معتقدم و سخت بر اين نظر، چون هميشه، تاکيد و پافشاري دارم  که ما در ايران امروزمان روزنامه نگار به معناي‌ واقعي کلمه يعني ژورناليست نداريم. ژورناليسم داراي ارکاني است که به دلايل مختلف در اين گوشه از دنيا (خاورميانه و شرق دور) فراموش شده است. روزنامه نگاري در ايران فاقد &lt;span id="{C6686BFE-700B-4D11-BE07-E5C3E13FCA01}" style="font-weight: bold;"&gt;دقت&lt;/span&gt;، &lt;span id="{E243819C-1283-40E9-AD44-221ABBE3A32E}" style="font-weight: bold;"&gt;کنجکاوي&lt;/span&gt; و &lt;span id="{0A952BCE-F4A6-47B1-B816-E4667EB4C4AA}" style="font-weight: bold;"&gt;حرکت در سمت و سوي منافع مردم&lt;/span&gt; است.   اين آفتي است که به جان اين رشته در اين مملکت افتاده است و اگر فردي از جان گذشته، بخواهد فقط يکي از اين ارکان را مورد توجه و عنايت قرار دهد، ديگر نامش را در هيچ روزنامه و رسانه اي نخواهيد يافت. روزنامه نگاري که بخواهد اطلاعات و اخبار و آمار و ارقام صحيح را با دقت جمع آوري کند از همان ابتدا به در بسته زده است، به غلط هدايت می‌شود و به سادگي خواهيد ديد که هيچ مرکز و اداره و سازمان خبری و آماري حاضر به پاسخگويي صريح و صحيح به او نيست. در اينجا، ناگهان تمام منابع ارتباطي و اطلاعاتي، طبقه بندي شده و محرمانه تلقي می‌شوند. روزنامه نگاري که بخواهد خود دست به تحقيق بزند و آمار و ارقامي را ارائه دهد در بسياري از موارد مجبور به خاموشي است چرا که قطعا انعکاس اين موضوع عده ای را خوش نمی‌آيد. حاصل، در اين جور مواقع، ارائه اطلاعات غلط، متعدد، دور از واقعيت و ... است. روزنامه‌نگار بايد کنجکاو باشد و اين، در اين مملکت کمي تا حدودي سخت است. کمي کنجکاوي در برخي از امور يعني پا را از گليم خويش فراتر نهادن. اينجاست که خبرنگار محترم بسنده می‌کند به همان خبري که از سوي خبرگزاريها و يا روابط عمومي ها تهيه و تنظيم شده است. نگاه کنيد به مصاحبه ها، سوالاتي که بي پاسخ رها می‌شوند دقيقا به اين معني است که پا را فراتر گذاشته اي ... پس خموش! ما خود روزنامه نگاری را در اينجا هدايت می‌کنيم به اين سمت و وسو که آنچه توليد می‌شود در راستاي خواست و منافع و نيازهاي اطلاعاتي و خبري مردم نيست، پس رکن سوم مان هم می‌لنگد. آنها که می‌خواهند در اين سمت و سو و راستا حرکت کنند، نياز چنداني به تحصيلات و مدارک کارشناسي و کارشناسي ارشد و دکترا ندارند... آنها فضايي باز می‌خواهند و بهره ای از اخلاق حرفه ای و وجدان و علاقه. ژورناليسم امروز در ايران دچار خود بزرگ‌بيني هم شده است. کاري نمي کند اما پر است از ادعا - بيشتر در حال بيزنس است. مهم گرفتن آگهي است! بگذريم.&lt;br /&gt;اين حال و هواي ژورناليسم سنتي است ... يک صفحه روزنامه يا مجله داريم و تعدادي مطلب جمع آوری شده ناقص از اينجا و آنجا. جا، اما براي آگهي ها بايد مهيا باشد. فونت ها را ريز تر می‌کنيم! مي‌شود؟ اين مطلب (مطلبي که هنوز داغ است) ديگر به روز نيست ... بگذاريد فردا نه ... هفته آینده ... شايد هم ماه آينده کار می‌کنيم. بايد ببينيم...  اگر کار هم نکرديم، نکرديم! کي اهميت می‌دهد؟ مردم؟ مگر ما چقدر تيراژ داريم؟ فکر می‌کني چند نفر مطلب تو را می‌خوانند؟ مهم نيست. از هر مطلبي که به دستمان برسد، چند تا پاراگراف کار می‌کنيم... غير متمرکز است؟ مساله ای نيست! کمي آن عکس را بزرگتر کن! ببين می‌تواني با فتوشاپ روي آن کار کني؟ کمي شارژش کن! من اين بابا را اصلا نمي شناسمش! فردا بگوييد بيايد! من بايد شخصا با ايشان صحبت کنم!  آري اين فضاي روزنامه نگاري سنتي ماست. اما در طي پانزده سال گذشته ما قدم در راه تازه ای هم گذاشته ايم: &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;روزنامه نگاري آنلاين&lt;/span&gt;! با حجمي بسيار بالا که پانزده يا بيست سال پيش غيرقابل تصور بود. ميليون ها کاربر که هريک می‌توانند به راحتي خود، شهروندي روزنامه نگار يا روزنامه نگاري مستقل و آزاد و آنلاين باشند. با به روز ترين و مدرن ترين تجهيزاتي که ارزان و فراوان در دسترس هستند. ميلياردها صفحه اطلاعات در ميليونها سايت و وبلاگ و انجمن و اتاق هاي چت و رسانه هاي صوتي و تصويري و شبکه هاي اجتماعي (رسانه هاي اجتماعي) - با اين شرايط، وضعيت چگونه است؟ ژورناليست سنتي کجا قرار دارد؟ آیا به روز است اگر در همان تحريريه صبح را به بعد از ظهر برساند و يک مطلب دست و پا شکسته آماده کند و تازه بخواهد آن را به دست ماشين نويس بسپارد؟ آن هم در حالي که در هر ثانيه، دو وبلاگ جديد به فضاي وب اضافه شده است و در هر دقيقه، 13 ساعت اطلاعات ويديويي فقط به سايت شبکه اجتماعي يوتوب اضافه شده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه نگار آنلاين چگونه می‌تواند باشد و درست ادامه دهد؟ او نيز بايد همچون روزنامه نگار سنتي همان دقت و همان کنجکاوي را داشته باشد و در همان مسير نياز و منافع مخاطبين (مردم) گام بردارد اما اينها هم ديگر کافي نيست. کار براي شهروندان روزنامه نگار و يا همان روزنامه نگاران آنلاين در عصر کنوني سخت ترشده است. ژورناليست آنلاين بايد &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;درک صحيحي از همکاري آنلاين&lt;/span&gt; داشته باشد، &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;بايد درک و تعامل صحيحي با جوامع آنلاين&lt;/span&gt; داشته باشد. اينجا صحبت از يک نفر و دو نفر و حتي بيست نفر و سی نفر نيست، اينجا صحبت از&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; ارتباطات موثر، ديالوگ و گفتگوي موثر&lt;/span&gt; با صدها شايد حتي هزاران نفر فرد آنلاين، حاضر در شبکه هاي اجتماعي است. روزنامه نگاري که امروز پشت ميزش می‌نشيند و مي گويد من نياز به خبر ندارم! من؟‌ نيازي به اين مهارت ها ندارم! من نيازی به ارتباط با آدمهاي بيشتر در فضای اينترنت ندارم- خيلي معذرت می‌خواهم - به نظر من يک ... (سه نقطه ي  (: ) بزرگ است و من به بزرگي سه نقطه اش می‌خندم و شخصا نمي توانم او را حتي يک لحظه هم تحمل کنم. برايم مهم نيست که (در کدام محيط کاري - روزنامه، مجله يا رسانه) اين آدم چه سمت و چه سرمايه و چه مدرک تحصيلي و چه ارتباطات (محدود)ي دارد. او اگر يک مدير مسئول يا روزنامه نگار سنتي باشد، شاگرد فلان دکتر و فلان استاد و اصلا خود آن استاد فلاني هم که باشد، وقتي چنين تصور و تفکري داشته باشد - به نظرم يک ... (سه نقطه است) است. ما از اين سه نقطه ها بسيار داريم در فضاي کار حرفه ای ژورناليسم، در ايران کنوني. همين (...) سه نقطه ها هستند که تا کم می‌ آورند عکس يا مطلب از وبلاگ ها و سايت هاي اينترنتي می‌دزدند تا صفحه روزشان را تکميل کنند! همين ها هستند که از روي دست اين و آن ياد می‌گيرند به جايي و جايگاهي می‌رسند اما کرديت آن کار را به خود يا کس ديگري می‌دهند. همين ها هستند که در همين صدا و سيماي خودمان (رسانه ملي - که چه اسم دهان پر کني است برايش) با مصاحبه هاي ساختگي با افراد ساختگي، گمنام و بي مايه، اسطوره هاي تاريخی علم  و هنر و پژوهشگر و مستند ساز و ... معاصر (با مدارک و درجات علمي ! و ... ) می‌سازند و تحويل جامعه می‌دهند. (آیا اين در راستاي منافع يا ارتقاء سطح علمي و فرهنگي جامعه است؟)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آري درست است ‌&lt;strong&gt;90 درصد از روزنامه نگاران ما تحصيلات مرتبط ندارند&lt;/strong&gt; اما بگوييد يا بپرسيد چند درصد از روزنامه نگاران ما در کارشان دقت دارند و دقيق هستند؟ چند درصد از روزنامه نگاران ما به راستي با کنجکاوي به دنبال تهيه مطلب، خبر يا کسب اطلاع از پشت ميزشان تکان خورده اند و چند قدم آن طرف تر رفته اند؟ بپرسيد چند درصد از روزنامه نگاران ما در جهت منافع مردم گام برداشته و نوشته اند. دنبال اين مطلب را بگيريد، آمار و ارقام را دربياوريد و ببينيد که چند درصد از رسانه هايمان جرات و جسارت در پخش گزارش و خبر شما را خواهند داشت. حرف هاي تکراری ... تکرار مکررات ... آمار و ارقام کهنه، منسوخ و نخ نما را به خورد مردم دادن هنر نيست، علمي نيست، روزنامه نگاري نيست، ژورناليسم حرفه ای نيست. بيزنس است. تمام.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post_21.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-3113826073752327194</guid><pubDate>Thu, 18 Sep 2008 06:35:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-18T11:16:57.763+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">اخلاق خبرنگاري</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>افغان پرس: اخلاق رشوه‌ستانی برخی از خبرنگاران افغان</title><description>&lt;img style="margin: 0pt 0pt 10px 10px; float: right; cursor: pointer;" src="http://www.webfaqt.com/images/reshveh.jpg" alt="" border="0" /&gt;"شماری از نهادهای فعال در عرصه خبرنگاری می گویند گزارشهایی از ولایات مختلف افغانستان در دست دارند که حاکی از رشوت ستانی برخی از خبرنگاران در برابر پخش خبرها و کنفرانسهای مقامهاست. یک تعداد از والیها گفته اند یکی خبرنگار ماهانه بیست هزار افغانیگی و یک خبرنگار سی هزار افغانیگی از یک والی می گیرد... " افغان پرس - نوشته علي پيام - ادامه &lt;a href="http://www.afghanpress.af/news/000072.php"&gt;اينجا&lt;/a&gt; (&lt;a href="http://www.afghanpress.af/news/000072.php"&gt;اخلاق رشوه‌ستانی برخی از خبرنگاران افغان&lt;/a&gt;) ...</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post_981.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-8621246888330959078</guid><pubDate>Thu, 18 Sep 2008 04:06:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-18T10:15:44.302+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">شبکه های اجتماعي</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه‌نگاری آنلاين</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">تلويزيون</category><title>آينده ويديو بر روي اينترنت</title><description>&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer;" src="http://www.webfaqt.com/images/online-video.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div id="{B18E94CE-9B30-4233-8142-A3E8A6A82C0F}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;ده سال پيش، از زمان شکل گيري گوگل، اينترنت بر زندگي مردم دنيا اثري فوق العاده زياد داشته است. اينترنت موضوعات بسياري را تغيير داده و تحت تاثير قرار داده است:‌ موضوعاتي چون سياست، تفريح و سرگرمي، فرهنگ و هنر، تجارت و کسب و کار، سلامتي و بهداشت؛ محيط زيست و تقريبا هر چيز ديگری که فکرش را بکنيد. در شرايطی اين ده سال گذشته است که شاهد ظهور و سقوط هزار هزار سايت اينترنتي بوده ايم. هريک سرويس و خدمات و کالاهاي خود را بر روی اينترنت عرضه کردند، ماندند و پيشرفت کردند و شايد حتي نيامده،‌ از بين رفتند. اولين کاربران حرفه ای اينترنت در آن سالهای اوليه شکل گيري اينترنت متخصصيني بودند چون دکتر ها و خقوق دانان، سرعت ها بسيار پايين بود و پهناي باند محدود و هزينه براي تهيه و ارسال ويديو به اينترنت بسيار بالا. اما در حال حاضر، می‌بينيم که ويديو هاي آنلاين حتي در کنار آيتم هاي خبری حضوری فعال و چشمگير دارند. در حال حاضر، در هر دقيقه، 13 ساعت محتوای ويديويي فقط بر روي سايت يوتوب قرار می‌گيرد. اينها که در بالا گفتم و نوشتم در واقع خلاصه اي ‌از تازه ترين يادداشت  وبلاگ رسمي گوگل است که به اهميت ويديو و محتواي خلق شده توسط کاربران متعدد و روزافزون اينترنت پرداخته است و افزايش  آن را در يک دهه آينده  مورد تاکيد قرار داده است. اين در حالي است که ما در ايران، يوتوب را فيلتر شده می‌يابيم و فکر می‌کنيم و ايجاد اين سطح از محدوديت، می‌توانيم جلوي آينده را بگيريم. اکثر مسئولين محترم که مدارک شان جعلي و آبکي از آب درآمده است متاسفانه از درک و فهم اين مطالب ساده به زبان انگليسی ظاهرا عاجزند و به همين خاطر فکر کردم بد نيست ضمن اشاره به &lt;a href="http://googleblog.blogspot.com/2008/09/future-of-online-video.html"&gt;اين مطلب&lt;/a&gt; خلاصه ای هم به فارسی به صورتي خلاصه ارائه دهم. ما از دسترسي به حجم بسيار بالايي از اطلاعات و اخبار که به صورت ويديويي در وب منتشر می‌شود به لحاظ مسائل فيلترينگ و سرعت پايين اينترنت و پهناي باند محدود در ايران، منع شده‌ايم و اين جلوي روند رو به رشد رسانه تصويري بر روی اينترنت را نمی‌گيرد و اين فقط ما هستيم که از يک ارتباط صحيح و سالم به محتواي توليد شده توسط کاربران وب از سرتاسر جهان در شبکه ها و سايت ها و رسانه هاي اجتماعي  محروم می‌شويم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post_18.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-5564350534518590657</guid><pubDate>Tue, 16 Sep 2008 18:34:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-16T23:14:10.587+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>روايتي ديگر از روزنامه نگاری حرفه ای در ايران</title><description>&lt;div id="{5C219A32-8308-4B25-B0D5-05F5513C5AA4}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;وقتي می‌گويم ما در ايران روزنامه نگار واقعي و حرفه ای نداريم يک عده ای از بيزنسمن ها به من ايراد می‌گيرند: &lt;a href="http://www.etemaad.com/Released/87-06-26/207.htm#114153"&gt;ببينيد&lt;/a&gt; که در يکي از اين روزنامه ها چقدر آدم بيکار و البته فوق حرفه‌ای!!! داريم :‌ &lt;a href="http://taktir.blogsky.com/1387/06/26/post-387/"&gt;روايت اينجاست&lt;/a&gt; اين آدم ها دست پرورده کدام استاد دانشگاه هستند؟ دنيا دارد به ما و اين کارهاي غير حرفه ای مان می‌خندد!! چه کسي پاسخگوست؟ آیا واقعا کار کردن يک عکس دست کاری شده تا اين حد قيمت دارد که يک صنفي باید بهاي آن را بپردازد؟ شرمتان باد!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post_16.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-5566389486073998253</guid><pubDate>Sat, 06 Sep 2008 10:12:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-06T14:45:10.316+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">راديو</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>راديو زمانه : اعتياد خواندن، اعتياد نوشتن - عباس معروفي</title><description>&lt;div id="{EDDB42FA-7AB6-484E-9388-FF1B3F1F1211}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;"تا نوشتن و نویسندگی برای کسی تبدیل به اعتیاد و مشغله‌ی روزمره نشود نمی‌توان او را نویسنده‌ی حرفه‌ای خواند." &lt;a href="http://radiozamaaneh.com/maroufi/2008/08/post_146.html"&gt;مطلبي خواندني و شنيدني از عباس معروفي در راديو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post_06.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-3618908582476362970</guid><pubDate>Sat, 06 Sep 2008 09:59:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-09-06T14:32:07.954+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">اخبار</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">يادی از بزرگان</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>گابریل گارسیا مارکز: روزنامه نگاري بهترين حرفه جهان</title><description>&lt;div id="{AB893E56-1649-48E8-BD6A-4D63147574FE}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;p&gt;گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی و برنده جایزه نوبل ادبیات از روزنامه‌نگاری به عنوان بهترین حرفه جهان ستایش کرد&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;a href="http://afp.google.com/article/ALeqM5i6jBAGoixYzrkgVvea9fwezU17Gw"&gt;خبرگزاری فرانسه&lt;/a&gt; چهارشنبه از مکزیکو سیتی این اظهار نظر را یک "اظهار نظر علنی کمیاب" از این نویسنده گزارش کرد.&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;نویسنده 81 ساله "صد سال تنهایی" که خود نویسندگی را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد گفت: "هیچ شغلی بهتر از روزنامه نگاری نیست."&lt;/p&gt;&lt;a href="http://www.medianews.ir/fa/2008/09/04/gabriel-garcia-marquez.html"&gt;بيشتر ...&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/09/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-5158100489697146248</guid><pubDate>Wed, 27 Aug 2008 03:27:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-08-27T08:28:27.578+04:30</atom:updated><title>يک ليوان چاي داغ - حامد قدوسی:‌ پروفسور</title><description>&lt;div id="{3F9BD681-BFD5-4736-8C51-021AE17F0FB4}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;بيشتر اوقات يادداشت هاي حامد قدوسي را در &lt;a href="http://chaay.ghoddusi.com/"&gt;يک ليوان چاي داغ&lt;/a&gt; دنبال می‌کنم - همين تازگي مطلب مربوط به &lt;a href="http://chaay.ghoddusi.com/2008/08/post_909.html"&gt;پروفسور&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://kargozaaran.com/ShowNews.php?27081"&gt;مصاحبه&lt;/a&gt; روزنامه کارگزاران با وي را خواندم و فکر کردم اينجا بنويسم و تاکيد کنم که حتما آن را بخوانيد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;يکي از وظايف روزنامه نگار تحقيق است ... پيشتر هم گفته بودم - چون ما در حال حاضر روزنامه نگار واقعي و درست و حسابي (مثل خيلي از چيزهاي ديگرمان) در اين مملکت نداريم از اين موارد بسيار داريم و بسيار مي بينيم. چقدر حيف! من معتقدم که اين ايراد،‌ يک ايراد اساسي است که مردم ما دارند. فوري جو گير می‌شويم. تا سر کوچه که می‌رويم صدايمان می‌کنند "جناب"، نرسيده به بقالي می‌شويم "استاد"، اکثر مواقع داخل بقالي ها "مهندسيم"، خريد کرده يا نکرده، دست پر يا دست خالي، ‌وقتی داريم از بقالي برمی‌گرديم و دوست و آشنايي را می‌بينيم صدايمان می‌کنند "دکتر"! خوب معلوم است ديگر، جو گير می‌شويم ...  خانه که می‌آييم ممکن است نعوذ بالله ادعاي پيغمبري هم بکنيم. کتاب بنويسيم و جزوه پخش کنيم،  دست آخر هم ناغافل متوجه می‌شويم که اصلا اشتباهي بوده ايم! ... همين چند روز پيش مرا در يکي از همين وبلاگ ها "استاد" کردند - چند وقت پيش جايي از من نوشته بودند و توضيح داده بودند آقای دکتر فلاني ... بابا جان - یعني نمی‌شود يک کارشناس (در حد همان ليسانس) بود و باقي ماند و از اين القاب دهن پر کن و ساختگي و غيره فاکتور گرفت؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/08/blog-post_27.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-8723781034349021215</guid><pubDate>Thu, 21 Aug 2008 03:50:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-08-21T08:23:02.422+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">نظرات</category><title>راديو زمانه : ايراني،  ‍پس‌انداز نمی‌کنند</title><description>&lt;div id="{19FF5A3E-C2C2-40D4-9709-27B17F502EF6}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;"این عنوان یکی از مقاله‌های روزنامه ان.آر.سی است در یکی از شماره‌های اخیر خود. در صدر این مقاله آمده است: این تابستان خبرنگاران ما از کشورهای گوناگون، رابطه آن کشورها را با پول توصیف می‌کنند. این بار نوبت ایران است. در این نوشتار که به قلم توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی ان.آر.سی در ایران است می‌خوانیم: هنوز پس از شش سال سکونت در این کلان‌شهر، نمی‌دانم تهرانی‌ها از کجا پول در می‌آورند." &lt;a href="http://radiozamaaneh.com/holland/2008/08/post_108.html"&gt;بيشتر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/08/blog-post_21.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-6397956428051219180</guid><pubDate>Tue, 12 Aug 2008 08:03:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-08-12T12:38:14.963+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">تازه ها</category><title>نمايشگاه گروهي عکس هاي مستند اجتماعي</title><description>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.iranartists.org/uploads/news/8705/17/20080807085440poster-print.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px;" src="http://www.iranartists.org/uploads/news/8705/17/20080807085440poster-print.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;هشت عکاس از عکاسان آژانس های خبری در ایران نمایشگاه عکسی در نگارخانه ممیز خانه هنرمندان از ۱۹ تا ۲۴ مرداد برگزار کرده اند. همه ۵۸ عکس به نمایش گذاشته شده در حوزه مستند اجتماعی است. به تعبیری این نمایشگاه ، نمایشگاه عکاسان خبرگزاری‌ها است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حسن سربخشیان ، کامران جبرئیلی و وحید سالمی هرکدام با شش عکس از عکاسان آسوشیتدپرس در ایران و قطر هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کیان امانی با یازده عکس، عکاس خانه هنرمندان و خبرگزاری میراث فرهنگی است. مانسا یوان عکاس اهل اسلوانی مقیم ایران با هشت عکس در نمایشگاه شرکت کرده است. وی عکاس آژانس عکس کوربیس و نشنال جئوگرافی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود حسینی عکاس افغان در خبرگزاری فرانس پرس با شش عکس در نمایشگاه حضور دارد. مرتضی نیکو بذل عکاس رویتر در ایران با هشت عکس و حسین فاطمی عکاس خبرگزاری فارس با هفت عکس در نمایشگاه شرکت کرده اند. &lt;div id="{602947EE-2E91-4B6A-9DF9-0542AA6F7E8E}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/08/blog-post_3169.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-1551681856685350726</guid><pubDate>Tue, 12 Aug 2008 06:03:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-08-12T10:39:41.807+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">يادداشت ها</category><title>اميد جهانشاهي: باورم نمي شود ولي ...</title><description>&lt;div id="{9DF92526-1510-4166-8FF2-DD3E2D011D59}" dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;اميد جهانشاهي در وبلاگ &lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.mediamanagement.ir/"&gt;رسانه نگاري و مدیریت رسانه&lt;/a&gt; مطلبي دارد تحت اين عنوان که :‌ &lt;a href="http://www.mediamanagement.ir/?p=132#comments"&gt;باورم نمي شود ولي ...&lt;/a&gt; درباره موضوع &lt;/span&gt;&lt;span id="{B7F66137-92FB-4650-9C77-D005D0C28225}" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;رفرنس‌دهي به منابع آنلاين و اينترنتي و ... يادداشتي در بخش نظراتش نوشتم که آنجا منتظر تاييد است اما براي آنکه براي خودم بماند همان را اينجا هم آورده ام تا از ياد نبرم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"&lt;/span&gt;اميد جهانشاهي عزيز - سلام. صحبت هايت در مورد رفرنس‌دهي به منابع آنلاين و اينترنتي را قبول دارم، اما در مورد آین آقای نمک‌دوست با اخلاق و با سواد!! ايشان وقتي که در نشريه سيليکون سردبير بودند بعد از چاپ مصاحبه ای با من در آن نشريه و عدم درج صحيح آدرس سايت من و سرباز زدن از پذيرش مسئوليت آن، وقتي اعتراض کردم که چرا شما که داريد اطلاع رساني می‌کنيد، کار را اين چنين ناقص و مخدوش ارائه مي دهيد؟ به من گفتند: ” اين شماها هستيد که فکر می‌کنيد ما داريم اطلاع رساني می‌کنيم … ما داريم بيزنس می‌کنيم!” - يعني به همين علت رفرنس درست و حسابي نمي دهيم! من اين موضوع را تا عمر دارم از ايشان و عواملشان در آن نشريه - که شايد به دلايلي از همين دست دوام نيافت - فراموش نمي کنم و هر جا که سخني از اخلاق (حرفه ای) و سواد (علمي) اين بشر باشد، هر کجا که باشد، يادآوری می‌ کنم. اين اشتباهي است که مکرر شده است. يک واقعيت دردناک در ايران امروز وجود دارد و آن اين است که در حال حاضر چيزی تحت عنوان روزنامه نگاری حرفه اي و واقعي وجود خارجی ندارد … يک عده دور هم جمع می‌شوند که بيزنس کنند. مسلم است که در چنين فضا و محيطي، چه جاي ذکر کردن آدرس دقيق و صحيح نويسنده و مترجم و محقق و پژوهشگر بخت برگشته آنلاين است؟ خصوصا اگر خارجي باشد. و اگر هم داخلي باشد، غير خودي و خارج از باند و دسته و گروه و …؟&lt;span id="{B7F66137-92FB-4650-9C77-D005D0C28225}" style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma;" lang="FA"&gt;"&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/08/blog-post_12.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-6286491278259097740</guid><pubDate>Sat, 02 Aug 2008 14:01:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-08-02T18:36:12.110+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">اخبار</category><title>جشن کتاب حجازي پايان يافت</title><description>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;به&lt;a href="http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8705120573"&gt; گزارش خبرگزاري فارس&lt;/a&gt;، فصل‌نامه «جشن كتاب» پس از انتشار پنجمين شماره از دوره جديد و پيش از انتشار شماره 6 با حكم وزارت ارشاد توقيف و لغو امتياز شد. روابط عمومي «جشن كتاب»، در پاسخ به پيگيري خبرگزاري فارس، خبر توقيف نشريه را تأييد كرد. مدير مسئول فصل‌نامه «جشن كتاب» آرش حجازي و دبير تحريريه آن حسين شهرابي هستند. اين نشريه به انتشار مطالب مختلفي شامل نقد كتاب و داستان‌ در ژانرهاي مختلف مي‌پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/08/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-3246892705733320271</guid><pubDate>Sat, 12 Jul 2008 03:40:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-07-12T20:46:44.064+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه‌نگاری آنلاين</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عکاسی ديجيتال</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>نمونه اي از روزنامه نگاری غيرحرفه اي در ايران</title><description>آنچه &lt;a href="http://www.hasanpix.com/weblog/archives/001578.html"&gt;حسن سربخشيان در وبلاگ اش نوشته است&lt;/a&gt; اشاره دارد به موضوعي که تنها چند روزي است که در فضاي وبلاگ های انگليسی‌زبان و گاه فارسی‌زبان درباره ايران و ايرانيان نوشته و گفته می‌شود و حتي به فضاي رسانه ها نيز راه يافته است و اينان با استفاده از اين حرکت غير حرفه ای در حوزه روابط عمومي الکترونيک و روزنامه نگاري آنلاين و آف لاين، ايرانيان و بويِژه برخي مسئولان را به باد &lt;a href="http://blog.wired.com/defense/2008/07/attack-of-the-p.html"&gt;تمسخر&lt;/a&gt; گرفته‌اند.</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/07/blog-post_12.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-7445236912698490352</guid><pubDate>Sat, 12 Jul 2008 03:30:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-07-12T08:57:42.074+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">تلويزيون</category><title>MBC Persia کانالي با ترجمه و زير نويس هايي بسيار ضعيف</title><description>چند روزي است که کانال تلويزيوني و ماهواره اي MBC Persia با پخش فيلم هاي هاليوودي بر روی ماهواره هات برد با کيفيت صوتی و تصوری خوبي فعاليت خودش را آغاز کرده است. متن و ديالوگ هاي فيلم ها (از انگليسی به فارسي) ترجمه شده، به صورت زير نويس ارائه مي شود. در حال حاضر، متن ها از ترجمه ي فوق العاده ضعيفي برخوردار بوده، اشتباهات عجيب و غريبی در ترجمه برخي از اصطلاحات و مکالمات روزمره مشاهده می‌شود.</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/07/mbc-persia.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-8946697715135595383</guid><pubDate>Mon, 23 Jun 2008 08:00:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-06-23T12:31:35.359+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه‌نگاری آنلاين</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><title>راديو زمانه: ديده‌بانی اطلاعات در مصاف دروازه‌بانی اطلاعات</title><description>فرار از این واقعیت که روزنامه‌نگاری وارد دوران بحران خود شده است و شنوندگان و خوانندگان رسانه‌های سنتی مدام رو به کاهشند، سخت است. رسانه‌های سنتی در حال واگذاری عرصه به گزینه‌های جایگزینی هستند که می‌توان از آن‌ها به وب سایت‌های خبری و وبلاگ‌ها یاد کرد. &lt;a href="http://radiozamaaneh.com/morenews/2008/06/post_951.html"&gt;بيشتر ...&lt;/a&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/06/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-5727410640518117871</guid><pubDate>Sun, 27 Apr 2008 10:45:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-04-27T15:17:31.751+04:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>اخلاق روزنامه‌نگاري</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;كتاب تازه: اخلاق روزنامه‌نگاري - كتاب اخلاق روزنامه‌نگاري تاليف كارن سندرز به قلم علي‌اكبر قاضي‌زاده ترجمه و توسط انتشارات موسسه ايران منتشر شد. &lt;a href="http://mahmoodspace.blogfa.com/post-3232.aspx" target="-blank"&gt;بيشتر&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;به روايت&lt;/span&gt;&lt;a href="http://younesspace.blogspot.com/2008/04/blog-post_27.html"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt; استاد دکتر یونس شکرخواه - دات&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/04/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-6799180142663665347</guid><pubDate>Fri, 25 Jan 2008 18:19:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-01-25T21:56:44.873+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><title>فهرست خبرخوانهای خودکار پرويز زاهد</title><description>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;پرويز زاهد عزيز در وبلاگ آچار فرانسه &lt;a href="http://weblog.shaar.com/archives/2008/01/001179_.php"&gt;فهرستي از خبرخوانهای خودکار و آنلاين&lt;/a&gt; ارائه داده است.&lt;/div&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/01/blog-post_25.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-533874314579791824</guid><pubDate>Wed, 23 Jan 2008 06:34:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-01-23T10:12:02.208+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">عکاسی ديجيتال</category><title>ماهنامه تخصصی رايانه خبر و دو مطلب خواندني</title><description>&lt;a href="http://www.computernews.ir/"&gt;ماهنامه تخصصی رايانه خبر&lt;/a&gt; از سال 82 فعاليت می‌کند و مدتي است که مطالب آن را دنبال می‌کنم. اخيرا دو مطلب خوب و خواندنی در اين نشريه خواندم : &lt;a href="http://www.computernews.ir/article.aspx?n=2007-10-1000346"&gt;دوربين‌های ديجيتال از سير تا پياز&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://www.computernews.ir/article.aspx?n=2007-10-1000354"&gt;مراقبت سوختن دوربين‌های ديجيتالي خود باشيد&lt;/a&gt; .</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/01/blog-post_23.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-5666416761618261297</guid><pubDate>Sun, 13 Jan 2008 06:18:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-01-13T09:57:12.213+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">تلويزيون</category><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">روزنامه نگاری</category><title>ديداری دور و نزديک</title><description>اردشير رستمی طراح و کاريکاتوريست را يکبار در محل کانون نويسندگان مطبوعاتی ديدم. يادم هست که در حياط نشستيم و کمی از اين طرف و آن طرف گپ زديم. چند وقت پيش که رضا عدل را ديدم حال و احوالش را پرسيدم، گفت بازيگر شده است در سريال تازه ای که از تلويزيون - شبکه دو - پخش می‌شود - شهريار - در نقش شهريار. تا آن موقع فرصت نکرده بودم سريال را ببينم، یکي دو قسمت را پراکنده ديدم و اين گفتگوی اخير را خواندم : «&lt;a href="http://radiozamaaneh.com/pourmohsen/2008/01/post_91.html"&gt;دینم را به شعر ادا کردم&lt;/a&gt;»</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/01/blog-post_13.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item><item><guid isPermaLink="false">tag:blogger.com,1999:blog-5451458290060867488.post-1574101071157001964</guid><pubDate>Sun, 13 Jan 2008 05:48:00 +0000</pubDate><atom:updated>2008-01-13T09:22:08.308+03:30</atom:updated><category domain="http://www.blogger.com/atom/ns#">خواندنی ها</category><title>فتوژورناليسم: عكاسی در شب وتنظيم وايت بالانس</title><description>دو مطلب خواندنی : &lt;a href="http://clickmylife.wordpress.com/2007/12/24/%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b4%d8%a8/"&gt;عکاسی در شب&lt;/a&gt; و&lt;a href="http://clickmylife.wordpress.com/2007/12/23/%d8%aa%d9%86%d8%b8%d9%8a%d9%85%d8%a7%d8%aa-white-balance/"&gt; تنظيم وايت بالانس&lt;/a&gt;</description><link>http://www.webfaqt.com/mass_media/2008/01/blog-post.html</link><author>noreply@blogger.com (تابان خواجه نصيری)</author></item></channel></rss>
