<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>در راه سفر&#8230;</title>
	<atom:link href="https://dar3afar.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://dar3afar.wordpress.com</link>
	<description>راه سفر در پیش گرفتیم... به امید آینده‌ی روشن‌تر...</description>
	<lastBuildDate>Sun, 23 Feb 2014 21:27:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">52189602</site><cloud domain='dar3afar.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<source:cloud xmlns:source='https://source.scripting.com/'>https://dar3afar.wordpress.com/?rsscloud=notify</source:cloud>
<image>
		<url>https://secure.gravatar.com/blavatar/bd2f356fba584e80075b6cdc51ef985622a4558344f4ff43d0249f853fc2719b?s=96&#038;d=https%3A%2F%2Fs2.wp.com%2Fi%2Fwebclip.png</url>
		<title>در راه سفر&#8230;</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="https://dar3afar.wordpress.com/osd.xml" title="در راه سفر..." />
	<atom:link rel='hub' href='https://dar3afar.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
	<item>
		<title>هستیم هنوز!</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2014/02/23/%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2014/02/23/%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Feb 2014 21:15:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارزیابی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=219</guid>

					<description><![CDATA[اول از همه، از لطف همه‌تون که عمومی و خصوصی سراغ منو می‌گیرین ممنونم&#8230; ما هستیم.. یه سالمون رو هم رد کردیم، ولی تا اومدیم ذوق کنیم که 1/3 راه رو رفتیم خبر رسید که ای دل غافل! باید چار سال بمونیم برای اقدام برای Citizenship! البته من خودم تنها دلیلی که برای گرفتن پاسپورت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">اول از همه، از لطف همه‌تون که عمومی و خصوصی سراغ منو می‌گیرین ممنونم&#8230; ما هستیم.. یه سالمون رو هم رد کردیم، ولی تا اومدیم ذوق کنیم که 1/3 راه رو رفتیم خبر رسید که ای دل غافل! باید چار سال بمونیم برای اقدام برای Citizenship! البته من خودم تنها دلیلی که برای گرفتن پاسپورت کانادایی دارم اینه که عاشق سفرم و دوست دارم اقلن سالی یکی دو بار سفر کنم و کشورهای مختلف رو ببینم، حالا که سه سالشون شد چهار سال، عوضش یه کم پولامون رو جمع می‌کنیم که موقعی که پاسپورت دولت فخیمه ی کانادا رسید دستمون دغدغه‌ای نداشته باشیم! تا اون موقع هم ماشالا خود کانادا اینقدر جای دیدنی داره که با 4 هفته مرخصی در سال به نصفش هم نمی‌رسیم!</p>
<p style="text-align:justify;">خود من هم همچنان توی بانک مشغولم و دارم یه سری آموزش جدید می‌بینم برای بالا رفتن proficiency که مساوی با افزایش حقوقه! فعلن خدا زده پس کله‌م و به این نتیجه رسیدم که همین کاری که دارم رو سفت بچسبم و الکی خودم‌و تو هچل نندازم! خوبی بانک اینه که افزایش حقوقش سال به سال نیست، بلکه هر وقت تو سطح خودت رو بالا ببری و لایسنس‌های جدید بگیری یا دوره‌های آموزشی خود بانک رو بگذرونی و از طرفی، نتایج خوبی هم بگیری، ممکنه تا سالی دو بار این افزایش حقوق رو داشته باشی. خود من بعد از 6 ماه کار کردن حقوقم یه کم بیشتر شد. البته مبلغش زیاد نیست و حدود ماهی 60-70 دلار بیشتر نیست و حقیقتش اولش یه ذره خودم‌و لوس کردن که خب اینم شد افزایش حقوق؟ اما دو سه روز بعد صاحب‌خونه‌مون نامه داد و گفت که از سر سال، اجاره‌مون رو زیاد کرده&#8230; چه قدر؟ ماهی 5 دلار!! فک نکنم نیازی به ریاضیدان بودن باشه که بشه فهمید روند افزایش حقوق و هزینه‌ها خیلی منطقیه! مخصوصن که وقتی دو نفر کار کنن که هیچی درنیارن، سالی 40-45 هزارتا دستشون رو می‌گیره و طبق تجربه‌ی خود من، با این مبلغ نه تنها خیــــــــــــــلی راحت می‌شه زندگی کرد و خوش گذروند، بلکه راحت هم می‌شه پس‌انداز کرد! ما که کم‌کم داریم فکر می‌کنیم تنبلی رو بذاریم کنار و بریم گواهینامه‌هامون رو بگیریم و یه ماشین بخریم که گشت و گذارمون رو شروع کنیم! البته اولش قصد داشتیم که بگردیم دنبال خونه و برای خرید اقدام کنیم، اما حقیقتش من هنوز دوست ندارم یه جا ثابت بشم! حس می‌کنم خونه خریدن مساویه با ریشه دواندن و خانواده‌دار شدن و سبک زندگی‌ای که من در خودم نمی‌بینم!! اینه که قرار شد پروژه‌ی بعدی ماشین و کاناداگردی باشه&#8230; حالا تا 2-3 سال دیگه شاید برای خریدن خونه هم یه فکری کردیم! تا اون موقع با این روندی که هردمون توی شغلمون داریم، شک ندارم که درآمدمون حداقل تا دوبرابر این مبلغ هم می‌رسه و بازپرداخت وام خونه هم برامون راحت‌تر می‌شه.</p>
<p style="text-align:justify;">چند روزی بود هوای ونکوور سردتر شده بود و از دیروز هم یه برف خیلی قشنگ سبک داره میاد که با وجود اینکه دو روزه قطع نشده، اما اصلن روی زمین نمی‌شینه. بقول همکارم، بهترین حالت ممکنه! هم قشنگی بارش برف رو داریم، هم دردسرهای پارو کردن و کثیف‌کاریهاش رو توی خیابون نداریم! امروز کله ی سحر (4 صبح) هم که تیم هاکی کانادا بازی داشت و برد و ساعت 6 صبح ملت داشتن تو خیابون می‌زدن و می‌رقصیدن! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f606.png" alt="😆" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /> بنده هم از همون موقع بیدارم و روز یه‌شنبه رو به خوشی و خرمی شروع کردم و تصمیم گرفتم به خودم خوش بگذرونم&#8230; جای شما خالی صبحانه رو توی De Dutch بر بدن زدم و بعدش هم رفتم کتابخونه یه کتابی که چند وقت بود هوس خوندنش رو کرده بودم گرفتم (The Loop &#8211; Nicholas Evans) و یه خورده زیر برف قدم زدم و هوای تمیز شهر رو نفس کشیدم و اومدم خونه.</p>
<p style="text-align:justify;">391 روز و 0 ساعت و 8 دقیقه و 40 ثانیه از رسیدنمون می‌گذره و با لطف خدا و تلاش خودمون، امروز با اطمینان می‌گم، اومدن به کانادا و ونکوور بهترین تصمیمیه که توی تمام عمرم و برای زندگیم گرفتم! نمی‌گم این نسخه برای همه کار می‌کنه، نمی‌گم همه می‌تونن این آرامشی که من پیدا کردم رو بدست بیارن&#8230; اما با اطمینان و یقین می‌گم که شدنیه&#8230; فقط تلاش می‌خواد و امید&#8230; و اطمینان به اینکه اگر بخوایم و اگر توی راه درست قدم بذاریم، به هر چیزی که می‌خوایم می‌رسیم.</p>
<p style="text-align:justify;">.<br />
.<br />
.<br />
پ.ن. از اونجا که توی نوشتن خیلی تنبلم و می‌ترسم تا یه ماه دیگه پیدام نشه، پیشاپیش نوروزتون مبارک!<br />
پ.ن.2 این رو هم همین الان دیدم، گفتم بذارم یه کم پز شهرمون‌و بدم <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
<a href="http://rouznameh.net/vdcc.sqsa2bqe1la82.html" rel="nofollow">http://rouznameh.net/vdcc.sqsa2bqe1la82.html</a></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2014/02/23/%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>7</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">219</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کار&#8230; کار&#8230; کمی هم زندگی!</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/11/17/%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%85%db%8c-%d9%87%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/11/17/%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%85%db%8c-%d9%87%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 Nov 2013 21:14:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارزیابی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[بانک]]></category>
		<category><![CDATA[شغل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=216</guid>

					<description><![CDATA[کدوم شهر برای کار بهتره؟ کجا برای خانواده بهتره؟ برای رشته‌ی من کدوم شهر بهتره؟ روزی نیست که با یه مدل از این سوالا روبرو نشم&#8230; راستش رو بخواین انتخاب شهر برای خود من اینقدر راحت بود که دغدغه‌ی این افراد برای من قابل لمس نیست، ولی دلیل نمی‌شه بخوام قضاوتی بکنم. من اومدم ونکوور [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">کدوم شهر برای کار بهتره؟<br />
کجا برای خانواده بهتره؟<br />
برای رشته‌ی من کدوم شهر بهتره؟</p>
<p style="text-align:justify;">روزی نیست که با یه مدل از این سوالا روبرو نشم&#8230; راستش رو بخواین انتخاب شهر برای خود من اینقدر راحت بود که دغدغه‌ی این افراد برای من قابل لمس نیست، ولی دلیل نمی‌شه بخوام قضاوتی بکنم. من اومدم ونکوور چون ونکوور رو بیشتر دوست داشتم! باقیش هر چی بود توجیه‌هایی بود که برای انتخابم می‌آوردم تا بقیه -بخصوص همسرم- رو راضی کنم که انتخاب درستی کردم. اما امروز، با دیدن خیلی مهاجرها و شنیدن حرفای خیلی‌های دیگه‌شون به قطع یقین می‌گم که <strong>انتخاب درست و غلط در این مورد وجود نداره!!<br />
</strong>یه معیارهای کلی رو شاید بشه درنظر گرفت که مثلن برای رشته‌ی صنعتی استان آلبرتا مثلن بهتره یا برای رشته‌ی کشاورزی بهتره بری ساسکچوان&#8230; اما ته خط، با اطمینان می‌گم که کار پیدا کردن توی این کشور اول و آخر به شانس شما بستگی داره! منبع حرفم هم صدها مهاجریه که اینجا دیدم&#8230; توی همین شهر که خیلی هم بزرگ نیست&#8230; هیچ فرمول مشخصی وجود نداره که همون رو دنبال کنی و توی یه بازه زمانی مشخص به نتیجه برسی. دو نفر با شرایط مشابه که یه مسیر رو با یه روش دنبال کردن دو تا نتیجه‌ی مختلف گرفتن. یکی سر یه ماه داره کار می‌کنه و یکی یه سال مشغول رزومه فرستادن و مصاحبه کردنه و هنوز هیچ! چرا؟ چون مثلن نفر اول روزی رزومه‌ش رو فرستاده که تازه استخدام شرکت مربوطه شروع شده و جناب ریکروتر سرحال و با حوصله بوده! نمی‌گم دلیل بیکار بودن همه همینه! اما بهم ثابت شده که تو این کشور -تو همه‌ی کشورهای دنیا- شانس، بزرگترین عامل موفقیت افراده&#8230; بعدش دیگه تلاش خودشونه که از شانسی که بهشون رو کرده خوب استفاده کنن و به یه موقعیت عالی تبدیلش کنن یا سر یه سال Lay Off بشن!</p>
<p style="text-align:justify;">برای خود ما که زندگی خدا رو شکر روی رواله و بدون دردسر می‌گذره&#8230; استرس کار و نتیجه خوب گرفتن و راضی کردن مدیر و داشتن اعداد و ارقام خوب همیشه با آدم هست و شاید تنها چیزی باشه که اینجا آرامش منو به هم می‌زنه! اما چیز خوبی که در مورد فرهنگ اینجا هست، تو مجبور نیستی تا آخر توی یه شغل بمونی و اگر حس کنی شغلت بهت حس خوبی نمی‌ده می‌تونی راحت بیای بیرون و با یه رزومه که از قبل قوی‌تر شده دنبال یه کار دیگه بگردی، کسی هم قضاوتی در موردت نمی‌کنه. البته به شرطی که قبلش آینده‌نگر بوده باشی و برای این دوره‌ی تغییر پس‌انداز داشته باشی!<br />
حقیقتش شغل بانکی خیلی کار خوبیه، سختی خاصی هم نداره، اما نمی‌دونم من توقعم بالا رفته یا حالا که دارم توی کارم جا می‌افتم و اون فشار شدید اولیه از روم برداشته شده و هیجان و آدرنالین خون پائین اومده، دارم ناهماهنگی‌های کار رو با روحیاتم می‌بینم! شاید از نظر خیلی‌ها این حرفا از زبون یه آدمی باشه که خوشی زده زیر دلش! اما برای من خوشحال بودن از همه چیز توی زندگیم مهم‌تره و وقتی ببینم شرایط، اون حس رو برام بوجود نمیاره، تغییرش می‌دم&#8230; حالا این هم معنیش این نیست که فردا استعفا می‌دم و میام بیرون‌ها!! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /> یعنی از الان دارم به گزینه‌های دیگه فکر می‌کنم و می‌گردم ببینم چه شغلی برای من می‌تونه مناسب و معقول باشه. شاید مثلن یه سال دیگه به نتیجه برسم و شغلم رو عوض کنم&#8230; اما چیزی که قطعیه اینه که هرگز اجازه نمی‌دم اجبار محیط منو توی موقعیتی که آرامشم رو بهم می‌زنه نگه‌داره! قول هم می‌دم اگر روزی خواستم از کارم بیام بیرون قبلش اینجا بگم که بدونید یه جای خالی توی بانک هست تا رزومه‌هاتون رو ببرید بریزید رو کله‌ی مدیر بنده! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f609.png" alt="😉" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">باقی چیزا خوب و خوش و عالیه! حتی هوای ونکوور که برای اولین بار پائیزش رو تجربه می‌کنم&#8230; به جز 3-4 روز هوای عجیب و غریب که رسمن توی مه زندگی کردیم، باقی اوقات توی هفته یکی دو روز ابری و بارونیه و بقیه‌ش صاف و آفتابی! توی چند ماه گدشته هم که اول همه چیز تم Thanksgiving داشت&#8230; بعد شد هالووین&#8230; حالا هم کم‌کم تمام خیابون‌ها دکور کریسمس رو پیدا کردن و حراج‌های مغازه‌ها شروع شده و حال و هوای سال نو رو داریم کم‌کم حس می‌کنیم.</p>
<p style="text-align:justify;">293 روز و 0 ساعت و 11 دقیقه و 3 ثانیه (!)‌ پیش وارد خاک کانادا شدیم&#8230; و چنان به شدت پرتاب شدیم توی بطن زندگی که گذر زمان به سختی حس می‌شه. اما چیزی که هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه اینه که هنوز در راه سفریم&#8230; تا آخر دنیا مسافریم و مشغول تجربه‌ی دنیاهای جدید.</p>
<p style="text-align:justify;">شاد باشید!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/11/17/%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%85%db%8c-%d9%87%d9%85-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>10</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">216</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چه حال؟ چه خبر؟</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Sep 2013 01:33:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارزیابی‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعات موثق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=197</guid>

					<description><![CDATA[238 روز و 3 ساعت و 32 دقیقه و 54 ثانیه پیش بود که ما پامون رو توی خاک کانادا گذاشتیم&#8230; گاهی وحشت برم می‌داره از اینهمه سرعتی که زندگی گرفته و انگار ترمزش هم بریده! من که با Work Arrangement جدیدم 4 روز سرکارم و 3 روز پی عشق و حال! (عشق و حال‌هایی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">238 روز و 3 ساعت و 32 دقیقه و 54 ثانیه پیش بود که ما پامون رو توی خاک کانادا گذاشتیم&#8230; گاهی وحشت برم می‌داره از اینهمه سرعتی که زندگی گرفته و انگار ترمزش هم بریده!</p>
<p style="text-align:justify;">من که با Work Arrangement جدیدم 4 روز سرکارم و 3 روز پی عشق و حال! (عشق و حال‌هایی مثل خونه‌داری، آشپزی، لباس شستن، گردگیری کردن و&#8230;) همسر هم 2 ماهی می‌شه داره می‌ره سرکار و خدا رو هزارمرتبه شکر دخل و خرج با هم می‌خونه! اما یه چیزی که همیشه شنیده بودم و خودم تجربه نکرده بودم این بود که اینجا هر چی درآمدت بالاتر می‌ره، خرجت هم بیشتر می‌شه&#8230; انگار آدم بطور اتوماتیک برای پولای اضافه‌ش چاله می‌کنه! برای من هم دقیقن همین شده.</p>
<p style="text-align:justify;">از وقتی اومده بودیم اینجا حالا به خاطر آب و هوا بود یا خوش‌گذرونی زیاد، 4-5 کیلو اضافه وزن پیدا کرده بودم که عینهو آینه‌ی دق جلوی چشمم بود&#8230; این اواخر برای تنبیه خودم، هیچ لباسی نمی‌خریدم تا مجبور بشم این چند کیلوی کذایی رو کم کنم. اما انگیزه‌ش پیدا نمی‌شه که نمی‌شد. تا اینکه بالاخره طبق اون قانونی که &laquo;تا پول نداده باشی، دلت نمی‌سوزه&raquo; رفتم و توی باشگاه Trevor Linden (همون Club 16 که یه دفعه مفصل درموردش نوشته بودم) عضو شدم. جالبیش اینه که من از سرکار خسته و جنازه بیام خونه، باز هم برای باشگاه رفتن جون دارم. اصلن اینقدر توی اون محیط انرژی مثبت جریان داره که ناخواسته تو هم بخشی از جو می‌شی و یه جورایی بصورت خستگی ناپذیر ورزش می‌کنی!<br />
عضویت Elite این باشگاه توی شعبه‌ی Coal Harbor که من می‌رم ماهی 25 دلاره که برای کارمندهای RBC (و خیلی شرکت‌های دیگه که لیستش رو خودشون دارن) تخفیف دارن و ماهی 20 دلار می‌دیم. یه تخفیف‌های دیگه‌ای هم روی هزینه عضویت و اینا داشت که من درست نفهمیدم پسره چی می‌گفت، اما موقع ثبت‌نام فکر می‌کردم باید 60 و خرده‌ای بدم&#8230; اما با بیست و خرده‌ای سر و تهش هم اومد و ماهی 20 دلار هم اتوماتیک از روی کردیت کارت برمیدارن. اما این هزینه، فقط شامل استفاده از تمام امکانات باشگاه و کلاس‌های دسته‌جمعیه و نه برنامه غذایی بهت می‌دن و نه تمرین شخصی برات درنظر می‌گیرن&#8230; اما&#8230; یه برنامه‌ای دارن به اسم Healthy Transformers یا یه چیزی تو این مایه‌ها که هزینه‌اش در سال حدود 250 دلاره و هم می‌تونی یه جا بدی، هم ماه به ماه. توی این سیستم، اولن که بهت برنامه ورزش متناسب با هدفت و بدنت و کلن همه‌چیزت می‌دن و ماه به ماه هم پیشرفتت رو ثبت می‌کنن. و دومن که یه برنامه غذایی کامل و جامع و عالی بهت می‌دن که 100٪ متناسب با سلیقه‌ی خودت تنظیم شده و از مواد غذایی لازم تا لیست خرید تا دستور پخت غذاها رو شامل می‌شه و عملن شما یه وبسایت کامل برای خودت داری که می‌تونی وعده‌های مختلف غذایی رو جابجا کنی یا تغییر بدی یا حتی یه گزینه داره که Fast Food storeـها توش ثبت شده و منوی همه‌شون رو داره و بهت می‌گه مثلن توی برگر کینگ، فلان غذاش متناسب با رژیم توئه و می‌تونی بخوری ولی اون یکی غذاش نیست&#8230; خلاصه که اینقدر این سیستم آنلاینشون تکمیل و عالیه که من شخصن عاشقش شدم.<br />
ولی خب&#8230; همونطور که گفتم، چاله‌ها یکی یکی داره کنده می‌شه و پول‌های با عرق جبین به دست اومده رو قورت می‌ده! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">از هوای ونکوور براتون بگم که قاطی کرده! دقیقن اینطوری شده که تابستون با پررویی تمام وایستاده و نمی‌ره، پائیز هم از اون پرروتر، اومده و خلاصه یک اوضاع شیر تو شیری شده که نتیجه‌اش این عکسه زیره!</p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg"><img data-attachment-id="199" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0095/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;101&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.0009&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.282730083333&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.128479&quot;}" data-image-title="IMAG0095" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-199" alt="IMAG0095" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg?w=150 150w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">این چیزی که مشاهده می‌کنید یه پدیده‌ی منحصربفردیه به اسم بارون توی آفتاب! یعنی شما همزمان هم چتر لازم داری، هم عینک آفتابی! نمی‌دونم توی عکس می‌تونید ببینید یا نه، اما بارون تند و پر و ریز داره میاد و آفتابش هم که عیان است! هوا یه روز سرده که باید پالتو بپوشی، یه روز گرمه که هنوز دلت می‌خواد بری آفتاب بگیری! خلاصه که ما توی این گوشه‌ی دنیا هر چیز عجیب و غریبی که فکرش‌و بکنی می‌بینیم! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">چند وقت پیش، اون موقعی که هنوز به ضرس قاطع (!) تابستون بود و یه ماه بود بارون نیومده بود و همه‌ی چمنامون زرد شده بود، کنار دریاچه‌ی استنلی پارک یه نمایشگاه ماشین‌های قدیمی گذاشته بودن که خیلی دیدنی بود</p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0067.jpg"><img data-attachment-id="207" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0067/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0067.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377435337&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;102&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000312&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.293884277778&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13466641667&quot;}" data-image-title="IMAG0067" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0067.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-207" alt="IMAG0067" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0067.jpg?w=150&#038;h=84" width="150" height="84" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0067.jpg?w=150 150w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0067.jpg?w=300 300w" sizes="(max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0066.jpg"><img data-attachment-id="206" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0066/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0066.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377435298&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;100&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000104&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.293960555556&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13475797222&quot;}" data-image-title="IMAG0066" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0066.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-206" alt="IMAG0066" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0066.jpg?w=150&#038;h=84" width="150" height="84" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0066.jpg?w=150 150w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0066.jpg?w=300 300w" sizes="(max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0065.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="205" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0065/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0065.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377435293&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;103&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000338&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.294673916667&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13324736111&quot;}" data-image-title="IMAG0065" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0065.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-205" alt="IMAG0065" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0065.jpg?w=150&#038;h=84" width="150" height="84" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0065.jpg?w=150 150w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0065.jpg?w=300 300w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0047.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="200" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0047/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0047.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377434866&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;103&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000468&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.293560027778&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13436125&quot;}" data-image-title="IMAG0047" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0047.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-200" alt="IMAG0047" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0047.jpg?w=150&#038;h=84" width="150" height="84" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0047.jpg?w=150 150w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0047.jpg?w=300 300w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0049.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="201" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0049/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0049.jpg" data-orig-size="1520,2688" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377434921&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;103&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000546&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.293586722222&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13443755556&quot;}" data-image-title="IMAG0049" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0049.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-201" alt="IMAG0049" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0049.jpg?w=84&#038;h=150" width="84" height="150" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0049.jpg?w=84 84w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0049.jpg?w=168 168w" sizes="auto, (max-width: 84px) 100vw, 84px" /></a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0053.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="202" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0053/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0053.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377435028&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;110&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.00013&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.293811777778&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13487241667&quot;}" data-image-title="IMAG0053" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0053.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-202" alt="IMAG0053" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0053.jpg?w=150&#038;h=84" width="150" height="84" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0053.jpg?w=150 150w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0053.jpg?w=300 300w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0054.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="203" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0054/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0054.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377435037&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;109&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.00026&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.293815611111&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13483427778&quot;}" data-image-title="IMAG0054" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0054.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-203" alt="IMAG0054" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0054.jpg?w=150&#038;h=84" width="150" height="84" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0054.jpg?w=150 150w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0054.jpg?w=300 300w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0061.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="204" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0061/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0061.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377435121&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;140&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;5.2E-5&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.293819416667&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13524625&quot;}" data-image-title="IMAG0061" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0061.jpg?w=535" class="aligncenter size-thumbnail wp-image-204" alt="IMAG0061" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0061.jpg?w=150&#038;h=84" width="150" height="84" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0061.jpg?w=150 150w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0061.jpg?w=300 300w" sizes="auto, (max-width: 150px) 100vw, 150px" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">بعله&#8230; همونطور که می‌بینید، ژیان و فولکس قورباغه‌ای که در کشور ما بعضن همچنان داره کار می‌:کنه، اینجا جزو ماشین‌هاییه که باید توی موزه بذارنش!! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
یه چند تا عکس هم از پیاده‌روی‌هام کنار ساحل دریا توی داون‌تاون براتون می‌ذارم که برای خود من که بسیار انرژی‌بخش و روح‌نوازه!</p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="211" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0089/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377949902&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;106&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000182&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.290191638889&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12032316667&quot;}" data-image-title="IMAG0089" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-211" alt="IMAG0089" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg"> </a><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg"><br />
<img loading="lazy" data-attachment-id="210" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0087/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg" data-orig-size="1520,2688" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377949214&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;108&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000234&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.289920805556&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12063597222&quot;}" data-image-title="IMAG0087" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-210" alt="IMAG0087" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg?w=169&#038;h=300" width="169" height="300" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg?w=169 169w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg?w=338 338w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg?w=85 85w" sizes="auto, (max-width: 169px) 100vw, 169px" /> </a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="209" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0073/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377436696&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;102&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000833&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.291366555556&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12071227778&quot;}" data-image-title="IMAG0073" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-209" alt="IMAG0073" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /> </a> <a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="208" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0071/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1377436676&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;101&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.001432&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.290298444444&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12298583333&quot;}" data-image-title="IMAG0071" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-208" alt="IMAG0071" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:center;">
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:justify;">و در آخر هم یکی از جالب‌ترین صحنه‌هایی که من تا به حال تو ونکوور دیدم، که داره معنای واقعی آزادی رو فریاد می‌زنه!! رفراندوم برای آزاد شدن فروش قانونی ماریجوانا در استان بریتیش کلمبیا!</p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="212" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/imag0091/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1379091386&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;102&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.001119&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.282676694444&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13409422222&quot;}" data-image-title="IMAG0091" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-212" alt="IMAG0091" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">بیشتر از 2/3 یکسال گذشته&#8230; هنوز خودم رو تازه‌وارد می‌دونم، هنوز اونقدر اطلاعات ندارم که کسی رو باهاش نصیحت کنم یا به اومدن تشویقش کنم یا منعش کنم&#8230; اما چیزی که با اظمینان می‌تونم بگم اینه که ونکوور با ما خیلی مهربون بود&#8230; بهمون سخت نگرفت، آدمای خوبش رو سر راهمون گذاشت، زود به هر دو مون کار داد، حتی یکی از بهترین تابستون‌های چند سال اخیر رو بهمون هدیه داد&#8230; حالا ممکنه خیلی‌ها هم باشن که از این شهر ناراضی باشن&#8230; اما آی خیلی‌ها&#8230; آیا فکر کردین شاید شما خودتون با خودتون خوب تا نکردید و تقصیر موفق نبودنتون رو به گردن یه شهر یا کشور انداختید؟<br />
بارها گفتم&#8230; باز هم می‌گم، چون قلبن و عمیقن بهش ایمان دارم&#8230; آدم مثبت و پرانرژی، هر جای دنیا باشه موفق می‌شه&#8230; موفقیت هم حتمن نباید ثروت زیاد باشه، گاهی می‌شه با شغل متوسط و درآمد متوسط و زندگی متوسط هم خیلی خیلی خوشحال بود!<br />
.<br />
.<br />
.<br />
این پست طولانی و درهم و برهم به تلافی چند وقت نبودن و ننوشتن و مشغله‌ی زیاد<br />
شاد باشید <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/09/23/%da%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%9f-%da%86%d9%87-%d8%ae%d8%a8%d8%b1%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>13</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">197</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0095.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0095</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0067.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0067</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0066.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0066</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0065.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0065</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0047.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0047</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0049.jpg?w=84" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0049</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0053.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0053</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0054.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0054</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0061.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0061</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0089.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0089</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0087.jpg?w=169" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0087</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0073.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0073</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0071.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0071</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/09/imag0091.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0091</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>متفرقه‌نویسی</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 23 Aug 2013 02:11:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اطلاعات موثق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[Benefit]]></category>
		<category><![CDATA[EI]]></category>
		<category><![CDATA[Leave of Absence]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی سایت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=185</guid>

					<description><![CDATA[بقول اهالی بانک، فقط اومدم چند تا Sundry Item بگم و برم! 1- پس‌فردا توی شهر برنابی یه مراسم ملاقات دسته‌جمعی برای نیوکامرها از طرف سازمان موزائیک برگزار می‌شه که رفتنش خالی از لطف نیست و می‌تونه مفید باشه. جزئیات دقیقش رو از وبلاگ دوست خوبم، علی، بخونید. البته خود من نمی‌تونم برم چون شنبه‌ها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">بقول اهالی بانک، فقط اومدم چند تا Sundry Item بگم و برم!</p>
<p style="text-align:justify;">1- پس‌فردا توی شهر برنابی یه مراسم ملاقات دسته‌جمعی برای نیوکامرها از طرف سازمان موزائیک برگزار می‌شه که رفتنش خالی از لطف نیست و می‌تونه مفید باشه. جزئیات دقیقش رو از <a href="http://cablog.blogfa.com/post-144.aspx" target="_blank">وبلاگ دوست خوبم، علی</a>، بخونید. البته خود من نمی‌تونم برم چون شنبه‌ها سرکارم، ولی اگر جایی، خبر دیگه‌ای شد منو خبر کنید بلکه تونستم بیام!</p>
<p style="text-align:justify;">2- RBC بطور کلی یکی از کمپانی‌هائیه که Benefitـهای خیلی خوبی به کارمنداش می‌ده. یکی از این‌ها هم یه پلنیه که نصف هزینه‌ی MSP شما رو پرداخت  می‌کنه. یعنی اینجوریه که مثلن برای دو نفر که 120.50 دلار باید داد، بانک 60 دلار می‌ده و 60 دلار هم از روی پی‌چک شما برمی‌دارن. حالا&#8230; توی ماه اولی که من استخدام شده بودم، یه بار خودم MSP رو داده بودم، یه بار هم RBC با همون روش فوق داده بود. یعنی توی یه ماه، دو تا 120 دلار. اما دیروز توی صندوق پستیم یه نامه از Ministry of Finance بود که توش یه چک 241 دلاری بود! حالا من نمی‌دونم اینا چطوری حساب کردن که به جای یه ماه، 2 ماه به من پول برگردوندن، ولی کور شم اگه شکایتی داشته باشم! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">3- چند وقت پیشا تو وبلاگ یکی از دوستانی که سابقن کانادا بود و الان رفته ایران، صحبت این بود که کسایی که به هر دلیل Leave of Absence می‌رن، تو کانادا وضعشون زیاد خوب نیست و پول خوبی نمی‌گیرن. وقتی من دوست خودم رو مثال زدم که داره 80 درصد حقوقش رو توی Long Term Disability می‌گیره، مهربانانه‌ترین حرفی که شنیدم این بود که &laquo;دوست ایشون باهاش روراست نیست و مثل همه‌ی ایرانیا (!) دروغ گفته!&raquo;<br /> خواستم برای اون دوستان، در ادامه‌ی همون خالی‌بندی‌ها عرض کنم که RBC هم همچین کمپانی گاگولیه و همینجوری پول یامفت به کارمنداش می‌ده&#8230; برای Short Term Disability (که تا 17 هفته‌ست) و Parental Leave (که 10 هفته‌ست) کل حقوق رو بهت می‌دن، و اگر به هرکدوم از اینا بخوای زمان اضافه کنی، EI تا هفتاد درصد حقوقت رو بهت می‌ده که تکس هم ازش کم نمی‌شه!  الله‌اکبر!!</p>
<p style="text-align:justify;">4- اگر توی ونکوور هستین و وقت و اعصاب سر و صدا رو دارید، بازدید از فستیوال <a href="http://www.pne.ca/" target="_blank">PNE</a> رو فراموش نکنید. مخصوصن که الان یه تخفیف 20 درصدی هم برای بلیط‌هاش گذاشتن که توی وبسایتش می‌تونید ببینید.</p>
<p style="text-align:justify;">5- این روزها شدیدن مشغول مطالعه‌م! یکی از محبوب‌ترین سریال‌های من، True Blood، از روی یه سری کتاب اقتباس شده به اسم <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/The_Southern_Vampire_Mysteries#The_Southern_Vampire_Mysteries_.28novels.29" target="_blank">The Southern Vampire Mysteries</a>. یه مجموعه‌ی 13 تائی که آخرین جلدش همین چند ماه پیش منتشر شد و من هم شروع کردم از اول خوندمشون و الان به کتاب پنجم رسیدم. از اونجایی که اقتباس‌ها همیشه بدتر از منبع اصلیشون هستن، من مطمئن بود که وقتی سریالش اینقدر محشره، کتابش دیگه نورعلی‌نوره! و همین هم شد! در راستای معرفی کتاب‌هام، اگر طرفدار داستان‌های فانتزی هستین خوندنشون رو بهتون توصیه می‌کنم. البته برای اونایی که روحیه‌ی حساس دارن بگم که میزان +18 از همه نوعش، توی این داستان‌ها زیاده (کسایی که سریالش رو دیده باشن می‌دونن چی می‌گم!) نرید بخونید بگید این چی بود به ما معرفی کرد، روحمون خدشه‌دار شد! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">6- و آخریش هم اینکه تو این هفته شاهد یه رژه‌ی دیگه، از نوع کاملن متفاوت توی ونکوور بودیم! توی این رژه، زامبی‌ها و زامبی‌ستیزها (!) حضور بهم رسونده بودن و انواع زامبی و شکارچی توش بود! صدای ترقه و تیر و تفنگ و داد و فریاد هم گاهی شنیده می‌شد!! متاسفانه من وقتی داشتم از سرکار میومدم فقط به تهش رسیدم و نشد زیاد عکس بگیرم&#8230; اما دیدم همین‌هاش خالی از لطف نیست.</p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="187" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/imag0014/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg" data-orig-size="2688,1520" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1376758215&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;101&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.001067&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.285896277778&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12684630556&quot;}" data-image-title="IMAG0014" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-187" alt="IMAG0014" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="188" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/imag0031/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg" data-orig-size="1520,2688" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1376758368&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;100&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.00177&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.285980222222&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12679288889&quot;}" data-image-title="IMAG0031" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-188" alt="IMAG0031" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg?w=169&#038;h=300" width="169" height="300" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg?w=169 169w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg?w=338 338w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg?w=85 85w" sizes="auto, (max-width: 169px) 100vw, 169px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="189" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/imag0034/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg" data-orig-size="1520,2688" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1376758419&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;104&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000572&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.285903916667&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12678527778&quot;}" data-image-title="IMAG0034" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-189" alt="IMAG0034" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg?w=169&#038;h=300" width="169" height="300" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg?w=169 169w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg?w=338 338w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg?w=85 85w" sizes="auto, (max-width: 169px) 100vw, 169px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="190" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/imag0036/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg" data-orig-size="1520,2688" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1376758475&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;100&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000651&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.285789472222&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12669372222&quot;}" data-image-title="IMAG0036" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-190" alt="IMAG0036" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg?w=169&#038;h=300" width="169" height="300" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg?w=169 169w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg?w=338 338w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg?w=85 85w" sizes="auto, (max-width: 169px) 100vw, 169px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="191" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/imag0038/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg" data-orig-size="1520,2688" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1376758570&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;100&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.001666&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.28604125&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12677&quot;}" data-image-title="IMAG0038" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-191" alt="IMAG0038" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg?w=169&#038;h=300" width="169" height="300" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg?w=169 169w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg?w=338 338w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg?w=85 85w" sizes="auto, (max-width: 169px) 100vw, 169px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="192" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/imag0039/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg" data-orig-size="1520,2688" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;100&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.0015&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.285987833333&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.12677763889&quot;}" data-image-title="IMAG0039" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-192" alt="IMAG0039" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg?w=169&#038;h=300" width="169" height="300" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg?w=169 169w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg?w=338 338w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg?w=85 85w" sizes="auto, (max-width: 169px) 100vw, 169px" /></a></p>
<p style="text-align:justify;">تابستونتون مثل مال ما، خنک و دلچسب باشه!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/22/%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%b1%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>10</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">185</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0014.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0014</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0031.jpg?w=169" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0031</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0034.jpg?w=169" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0034</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0036.jpg?w=169" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0036</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0038.jpg?w=169" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0038</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0039.jpg?w=169" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0039</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>رژه‌ی افتخار در ونکوور!</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/04/%d8%b1%da%98%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/04/%d8%b1%da%98%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Aug 2013 00:40:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[رژه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=179</guid>

					<description><![CDATA[امروز خیلی روز خوبی بود&#8230; هم از این جهت که خیلی بهمون خوش گذشت، هم از این جهت که یکی از روزهایی بود که 100٪ با اعتقادات فردی من همخونی داشت و اصلن بودن چنین روزی توی تقویم بهم آرامش می‌ده. امروز، روزی بود که بزرگترین فستیوال همجنس‌گراهای دنیا برگزار شد&#8230; توی این روز همه‌ی [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">امروز خیلی روز خوبی بود&#8230; هم از این جهت که خیلی بهمون خوش گذشت، هم از این جهت که یکی از روزهایی بود که 100٪ با اعتقادات فردی من همخونی داشت و اصلن بودن چنین روزی توی تقویم بهم آرامش می‌ده.</p>
<p style="text-align:justify;">امروز، روزی بود که بزرگترین فستیوال همجنس‌گراهای دنیا برگزار شد&#8230; توی این روز همه‌ی این افراد، زن ، مرد، بای‌سکچوال، ترنس‌وستایت، یا هر گرایش دیگه‌ای که دارن دور هم جمع می‌شن و یه رژه‌ی خیلی جالب و دیدنی برگزار می‌کنن. و البته کسایی که خودشون جزو این گروه‌ها نیستن هم تو این مراسم هستن و پشتیبانی خودشون رو از حقوق این افراد نشون می‌دن.<br />
این روز از دید من یکی از بهترین مثال‌ها و سمبل آزادی‌های فردی و اجتماعیه&#8230; نماد احترامی که توی جامعه بین اعضاش هست و برای من یادآور این بود که اگر اینهمه سختی رو به جون خریدم و اومدم این ور دنیا، یکی از دلایلش همینه&#8230; اینکه تو این مملکت هر کی باشی، با هر اعتقاد و گرایش و ملیتی که داری، برات به عنوان یه انسان احترام قائلن و ازت پشتیبانی می‌کنن&#8230; آدم‌ها که هیچ، اینجا حیوون‌ها و حتی گل و گیاه و طبیعت هم جایگاه خودشون رو دارن!</p>
<p style="text-align:justify;">من امروز خیلی خوشحال بودم&#8230; کلی راه رفتیم و بزن و برقض دیدم و جیغ زدیم و انرژی مثبت رد و بدل کردیم&#8230; و خدا رو شکر کردم از اینکه درستی تصمیمم برای مهاجرت هر روز که می‌گذره بیشتر بهم ثابت می‌شه.<br />
متاسفانه نشد عکس‌های خوبی از مراسم بگیرم، اما چند تاش رو براتون می‌ذارم و و البته یه تیکه فیلم که از گروه نماینده‌ی بانک TD بود و خیلی دیدنی بود. امیدوارم خوشتون بیاد <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="180" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/04/%d8%b1%da%98%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/imag0396/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg" data-orig-size="1344,760" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1375616535&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;101&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000494&quot;}" data-image-title="IMAG0396" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg?w=535" class="alignnone size-medium wp-image-180" alt="IMAG0396" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="181" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/04/%d8%b1%da%98%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/imag0436/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg" data-orig-size="1344,760" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1375618611&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;101&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000572&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.288097361111&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13016508333&quot;}" data-image-title="IMAG0436" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg?w=535" class="alignnone size-medium wp-image-181" alt="IMAG0436" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="182" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/04/%d8%b1%da%98%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/imag0446/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg" data-orig-size="1344,760" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1375619074&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;103&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.00026&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.288242333333&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13026427778&quot;}" data-image-title="IMAG0446" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg?w=535" class="alignnone size-medium wp-image-182" alt="IMAG0446" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:center;"><a href="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg"><img loading="lazy" data-attachment-id="183" data-permalink="https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/04/%d8%b1%da%98%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/imag0473/" data-orig-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg" data-orig-size="1344,760" data-comments-opened="1" data-image-meta="{&quot;aperture&quot;:&quot;2&quot;,&quot;camera&quot;:&quot;HTC One&quot;,&quot;created_timestamp&quot;:&quot;1375619705&quot;,&quot;focal_length&quot;:&quot;3.82&quot;,&quot;iso&quot;:&quot;108&quot;,&quot;shutter_speed&quot;:&quot;0.000234&quot;,&quot;latitude&quot;:&quot;49.287704444444&quot;,&quot;longitude&quot;:&quot;-123.13032530556&quot;}" data-image-title="IMAG0473" data-image-description="" data-image-caption="" data-large-file="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg?w=535" class="aligncenter size-medium wp-image-183" alt="IMAG0473" src="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg?w=300&#038;h=169" width="300" height="169" srcset="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg?w=300 300w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg?w=600 600w, https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg?w=150 150w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></p>
<p style="text-align:center;">
<p style="text-align:center;"><iframe class="youtube-player" width="535" height="301" src="https://www.youtube.com/embed/As9u57_IPHM?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/08/04/%d8%b1%da%98%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>22</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">179</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0396.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0396</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0436.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0436</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0446.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0446</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="https://dar3afar.wordpress.com/wp-content/uploads/2013/08/imag0473.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">IMAG0473</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>*Red Suede Shoes</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/30/red-suede-shoes/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/30/red-suede-shoes/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jul 2013 16:22:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=176</guid>

					<description><![CDATA[راستش رو بخواین، زندگی‌ای که زیادی هم روی روال باشه خوب نیست! آدم کسل می‌شه، تکراری می‌شه، معمولی می‌شه! بقول یکی از دوستای خیلی قدیمی دوران گودرِ فقید (!) معمولی بودن غمگینه! اینه که من همیشه دنبال تغییرم، از یه جاموندن و یه جور بودن خیلی بدم میاد، اصلن خوب که فکر می‌کنم شاید اولین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">راستش رو بخواین، زندگی‌ای که زیادی هم روی روال باشه خوب نیست! آدم کسل می‌شه، تکراری می‌شه، معمولی می‌شه! بقول یکی از دوستای خیلی قدیمی دوران گودرِ فقید (!) معمولی بودن غمگینه!<br />
اینه که من همیشه دنبال تغییرم، از یه جاموندن و یه جور بودن خیلی بدم میاد، اصلن خوب که فکر می‌کنم شاید اولین دلیل مهاجرتم همین کسالت و تکراری شدن بی‌اندازه بود&#8230; من بیشتر از هر چیزی، دنبال تجربه‌ی دنیاهای جدید هستم&#8230; برای همین هم درصدر لیست کارهایی که توی زندگیم باید بکنم، چند تا سفر عجیب و غریب، مثل دیدن ماچوپیچو یا سفر به اردن دیدن معبد پترا قرار داره! وقتی هم هدف زنگدیت معلوم باشه، هرکاری که می‌کنی (از مطالعه و یاد گرفتن زبان‌های مختلف و کار و پس‌انداز کردن، تا جمع کردن Pointـها و مایل‌ها برای سفر) زاویه‌ش به سمت اون هدف میل می‌:کنه&#8230; نمی‌دونم، شاید این ثابت نبودن و هدف طولانی مدت توی یه جا نداشتن بعدن برام دردسر بشه، اما فعلن که امید رو در من زنده نگه می‌داره و بهم نیروی حرکت می‌ده.</p>
<p style="text-align:justify;">اصن اینو گفتم که چی بگم؟ هیچ ربطی هم به حرف اصلیم نداره آخه!! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
شغلی که من تا الان داشتم، اسمش بود Mobile Client Service Representative. اون قسمت موبایلش هم یعنی شما تعهد کاریت فقط به یه شعبه نیست، بلکه به یه منطقه‌ست که در مورد من داون‌تاون و وست‌ساید بود. یعنی ممکن بود توی هفته 2 روز شعبه‌ی خودمون باشم، 3 روز شعبه‌های دیگه! اما از اونجا که بنده بصورت آهنربایی معجرات رو به سمت خودم جذب می‌کنم (فقط نمی‌دونم چرا یه بلیط برنده‌ی لاتاری اینوری نمیاد!) خیلی ناگهانی 2 تا از کارمندای ثابت شعبه‌مون قصد رفتن کردن! یکیشون رفته به یه شعبه‌ی دیگه که به خونه‌ش نزدیک‌تره، اون یکی هم می‌خواد برگرده دانشگاه درس بخونه. این شد که 2 تا پوزیشن ثابت شعبه خالی شد و خب بالطبع، منیجر جان یکیش رو به من پیشنهاد داد و گفت راضیم ازت، همینجا بمون! من هم دیگه فقط برای اینکه روش رو زمین نندازم و دلش‌و نشکنم قبول کردم! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">یه چیز کوچولوی دیگه هم در مدح سیستم مشتری‌مداری کانادا بگم و برم! هفته‌ی پیش بنده طبق برنامه‌ی پاکسازی روحی و تعالی جسم، رفته بودم خرید! نتیجه‌ش چند تا تیکه خرید مختلف بود، از جمله یه جفت کفش که از Geox گرفتم و هم خیلی خوشگل بود، هم به نظر راحت میومد و خوراک سرکار بود! اما چشمتون روز بد نبینه که اولین باری که پوشیدمش بلایی به سر پاهای من آورد که از جلو و عقب و بغل و وسط و هرجایی که بگی تاول زد و آش و لاش شد!!<br />
فرداش کفشا رو زدم زیر بغلم و گفتم می‌برم بهشون می‌گم، اگر پس گرفتن که هیچ، اگرنه باید بمونه گوشه کمد خاک بخوره دیگه! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
با نامیدی تمام رفتم سراغ صندوقدار و بهش گفتم می‌خوام این کفشا رو پس بدم. ازم پرسید مشکلش چی بوده؟ که بهش گفتم پام رو خیلی اذیت می‌کنه و به خاظرشون تو یه روز با 7 نسل اجداد گذشته‌م دیدار کردم! در کمال تعجب، کفشا رو پس گرفت و هیچ حرف دیگه‌ای هم نزد!! من همیشه می‌دونستم اینجا خیلی رضایت مشتری براشون مهمه، مخصوصن مخصوصن اگر مسئله سلامتی طرف درمیون باشه. یعنی برای مثال، شما یه کرم ضدآفتاب بخر، برو خونه، درش رو باز کن نصفش رو بمال به سر تا پات، فقط کافیه یه ذره حساسیت به اون کرم داشته باشی تا فروشنده سریع و سیر ازت پسش بگیره و عین پولت رو بهت برگردونه&#8230; اما نمی‌دونستم در مورد کفش هم همین سیستم رو دارن که خدا رو شکر داشتن!! البته، خدا نکنه یه آدم بی‌جنبه به تور این سیستم بخوره که به راحتی می‌تونه ازش سوءاستفاده کنه و مشتری‌های دیگه رو هم بدنام کنه!</p>
<p style="text-align:justify;">در نهایت هم، اگر شما فکر می‌کنید بنده پول کفشا رو گذاشتم تو جیبم و برگشتم خونه، سخت دراشتباهید! چون الان یه جفت کفش مخمل قرمز خیــــــلی زیبا، مزین به مارک رالف لارن تو جاکفشیه که از راحتیش هر چی بگم کم گفتم! باهاش می‌تونم تو دوی ماراتن هم شرکت کنم!! حیف که مشکیش رو نداشت، وگرنه یه جفت هم مشکیش رو می‌گرفتم که دیگه برای سرکار مشکل کفش نداشته باشم!<br />
.<br />
.<br />
.<br />
.<br />
*اسم پست برگرفته از شعر الویس: Blue Suede Shoes</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/30/red-suede-shoes/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>10</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">176</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>لهجه‌های انگلیسی</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/19/%d9%84%d9%87%d8%ac%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/19/%d9%84%d9%87%d8%ac%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Jul 2013 17:50:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=173</guid>

					<description><![CDATA[یه مدته کانادائی، از اولش هم زبانت خوب بوده و الان بهتر هم شده، با همکارات راحت حرف می‌زنی و گل می‌گی و گل می‌شنفی، مشتری‌ها رو سریع و راحت راه می‌ندازی، با مردم راحت ارتباط برقرار می‌:کنی، جک می‌گی و می‌]خندی و خلاصه اعتماد بنفس زبانیت رفته بالا چسبیده به سقف. تو همین گیر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">یه مدته کانادائی، از اولش هم زبانت خوب بوده و الان بهتر هم شده، با همکارات راحت حرف می‌زنی و گل می‌گی و گل می‌شنفی، مشتری‌ها رو سریع و راحت راه می‌ندازی، با مردم راحت ارتباط برقرار می‌:کنی، جک می‌گی و می‌]خندی و خلاصه اعتماد بنفس زبانیت رفته بالا چسبیده به سقف.<br />
تو همین گیر و دار، یه روز یه کارگر ایرلندی با یه چک کثیف و خاکی، یه ربع مونده به بستن بانک میاد جلوی باجه‌ی تو و می‌گه: I want to &laquo;Lodge&raquo; this cheque<br />
حالا بماند که همین که فهمیدی چی از دهنش دراومده خودش یه هنریه که نزد ایرانیان است و بس! ولی Lodge؟ هاع؟! یه ذره چک‌و بالا پائین می‌کنی، یه نیگا به یارو می‌کنی و می‌پرسی: یعنی می‌]خوای Depositـش کنی؟ باز عین طوطی تکرار می‌کنه: I want to lodge this cheque</p>
<p style="text-align:justify;">حالا اینکه بعدش چی شد و من چطوری حدس زدم این بنده‌]خدا چی می‌گه و منظورش همون Deposit کردنه بماند، اما این مسئله بهانه‌ای شد که امروز قبل از رفتن به سرکار، یه مطلب مختصر و مفید در مورد لهجه‌ها و گویش‌های مختلف انگلیسی بنویسم.</p>
<p style="text-align:justify;">همینطور که اگر ما به فرد افغان صحبت کنیم، ممکنه یه سری از کلماتش برامون ناشناخته باشه، انگلیسی هم همین قضیه رو با لهجه‌های مختلفش داره. به تجربه، بهم ثابت شده مدال طلای بدترین لهجه متعلق به ایرلندی‌هاست!&#8230; چون علاوه بر نحوه‌ی خیلی خیلی متفاوت تلفظ کلمات، کلی هم کلمات جدید دارن مثل همین Lodge که توی آمریکا و کانادا بیشترین استفاده‌ش به معنی خونه و منزل و سرپناه و ایناست! اما دیکشنری رو که زیر رو بکنی، یه جا مثلن توی پاورقی نوشته به معنی دپازیت کردن هم هست!<br />
بعد از ایرلندی‌ها (اسکاتلندی‌ها هم تقریبن لهجه‌شون مشابه ایرلندی‌هاست، اما من حرفاشون رو بهتر می‌فهممl) مدال نقره تعلق می‌گیره به استرالیایی‌ها! اینا تو حرف زدن و استفاده از کلمات زیاد فرقی با اینور آبی‌ها ندارن، اما پناه بر خدا که تو فک کن بریتیش رو با لهجه‌ی دهاتی و کش‌دار حرف بزنن&#8230; من که به شخصه حرفاشون رو با 3 ثانیه تاخیر متوجه می‌شم و باید قشنگ به مغزم فرصت تجزیه و تحلیل بدم!!<br />
اما مدال برنز رو هم می‌دیم به انگلیسی‌ها&#8230; من خودم به شخصه تا 90٪ حرفای بریتیش‌ها رو بدون مشکل می‌فهمم (تازه اون هم لهجه‌ی لندنی رو که خیلی اتو کشیده و قشنگه، شهرهای دیگه‌شون، مخصوصن شمالی‌ها رو، بذارید بغل همون آیریش‌ها! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /> ) اما باز هم گاهی اوقات تو شنیدن حرفای ساده‌شون به مشکل برمی‌خورم و البته، بریتیش‌ها هم خیلی خیلی اصطلاحات و کلمات متفاوت از آمریکایی‌ها دارن. از چیزای خیلی ساده مثل کلمه ی چیپس بگیر که تو آمریکا همون چیپس‌ـه، اما تو انگلیسی یعنی سیب‌زمینی سرخ‌کرده! تا اصطلاح‌های پیچیده‌تر که من خیلی وقتا دست به دامان اینترنت و دیکشنری آکسفورد می‌شم تا دوزاریم بیفته طرف چی می‌گه!</p>
<p style="text-align:justify;">حالا تازه اینا نمونه‌های کسایی بود که Native English Speaker هستن! اگر سر درد و دلم برای لهجه‌های مهاجرها باز بشه که تا فردا صبح باید بنویسم! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p style="text-align:justify;">القصه&#8230; چیزی که می‌خوام بعنوان نتیجه‌گیری بگم اینه که زبان‌آموزی یه پروسه‌ایه که هیچ‌وقت متوقف نمی‌شه&#8230; حتی اگر بخوایم مقایسه کنیم ما هم که زبان مادریم فارسیه ممکنه خیلی از کلماتش رو نشنیده باشیم و یا برامون ناشناخته باشه، چه برسه به اینکه انگلیسی زبان دوم‌مونه و باید همیشه درحال یاد گرفتن و بروز کردن خودمون باشیم.<br />
بنابراین، اگر فکر می‌کنید زبانتون خیلی خوبه، اگر هیچ مشکلی توی ارتباط برقرار کردن ندارید، تازه اول خط یادگیری زبان هستید&#8230; چون توی محیط مالتی‌کالچرال کانادا اینقدر انگلیسی رو با لهجه‌های مختلف می‌شنوید که حسابش از دستتون در می‌ره!</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/19/%d9%84%d9%87%d8%ac%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>8</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">173</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مهاجرت با چشمان باز و چند مطلب کوتاه</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/15/166/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/15/166/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jul 2013 01:55:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی سایت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=166</guid>

					<description><![CDATA[یه هفته‌ای می‌شه دوره‌ی آموزش من تموم شده و واسه همین ساعت کاریم کمتر شده&#8230; الان حدود هفته‌ای 25 تا 30 ساعت می‌رم سرکار که خیلی برام وقت آزاد باقی می‌ذاره خدا رو شکر و دیگه اونطوری نیست که شب‌ها وقتی سرم به بالش می‌رسه منو دیدی، جنازه رو هم دیدی! ولی هنوز هم تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">یه هفته‌ای می‌شه دوره‌ی آموزش من تموم شده و واسه همین ساعت کاریم کمتر شده&#8230; الان حدود هفته‌ای 25 تا 30 ساعت می‌رم سرکار که خیلی برام وقت آزاد باقی می‌ذاره خدا رو شکر و دیگه اونطوری نیست که شب‌ها وقتی سرم به بالش می‌رسه منو دیدی، جنازه رو هم دیدی! ولی هنوز هم تا می‌بینم یه فرصت مغتنمی پیدا کردم سریع می‌دوم دو سه جور غذا درست می‌کنم که تا 2 روز از آشپزی راحت باشم و بتونم به کارای دیگه‌ام برسم!</p>
<p style="text-align:justify;">جدیدن و توی این اوقات فراغت فراخ (!) به یکی از تفریح‌های عزیز قدیمیم برگشتم و دوباره کتاب می‌خونم. پارسال بود که با سری کتاب‌های <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Divergent_(novel)" target="_blank">Divergent</a> آشنا شدم. اولش اینطوری بود که یکی از دوستان شروع کرد کتاب رو ترجمه کردن و فصل به فصل روی سایت می‌ذاشت و ما می‌خوندیم. اما کشش داستان اینقدر زیاد بود که من طاقت نیاوردم و رفتم هر دو جلدش رو دانلود کردم و در عرض 3-4 روز خوندم! اصولن من همه‌ی کارام مارتنی و خرکیه! فیلم و سریال دیدنم، کتاب خوندم، آشپزی کردنم! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f606.png" alt="😆" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
هفته‌ی پیش داشتم خبر ساخته شدن فیلم این کتاب رو می‌]خوندم که دیدم نصف شخصیت‌هاش رو اصلن یادم نیست! دوباره هوس خوندنش به سرم افتاد و رفتم تو <a href="http://www.vpl.ca/" target="_blank">وبسایت کتابخونه ونکوور</a> و هر دو جلدش رو روی Hold گذاشتم تا هر وقت ملت پس آوردن برم و بگیرمشون. بعد از 2-3 روز کتاب آماده بود و گرفتنش همانا و دوباره اون کشش جادویی کتاب و 3-4 روز پشت سر هم خوندنش همان! اگر از تیپ داستان‌های آخرالزمانی خوشتون میاد، واقعن خوندن این کتاب‌ها رو بهتون توصیه می‌کنم. جلد سومش هم حدود 100 روز دیگه منتشر می‌شه. این هم <a href="http://veronicarothbooks.blogspot.ca/" target="_blank">وبلاگ نویسنده‌ی کتاب‌ها</a> که یه خانوم 24-25 ساله‌ی آمریکائی به اسم Veronica Roth هست. اسم جلد اول Divergent و جلد دوم Insurgentـه. کتاب سوم هم که 3 ماه دیگه بیرون میاد اسمش هست Allegiant.<br />
اما چیز جالبی که توی کتابخونه دیدم و کیف کردم، یه بخش نسبتن آبرومند از کتاب‌های فارسی بود&#8230; به محض دیدن این بخش مطمئن بودم که دنبال چه کتابی هستم: صد سال تنهایی از گابریل گارسیا مارکز. خوندن این کتاب برای من مثل یه سنت می‌مونه و سالی یه بار می‌رم سراغش و هر بار مثل دفعه‌ی اول اسیر رئالیست جادوئی گابو می‌شم. اما وقتی میومدم کانادا اولین چیزی که مطمئن بودم نمی‌تونم بیارم یه کتابحونه‌ی عریض و طویل پر از کتاب بود که گذاشتمش خونه‌ی مامانم و اومدم <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f626.png" alt="😦" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
کتاب رو گرفتم و الان هم روبروم روی میزه و منتظرم یه فرصت 2 روزه‌ی خوب پیدا کنم و بشینم بخونمش و دوباره روحم تازه بشه!</p>
<p style="text-align:justify;">امروز توی بانک اتفاق جالبی افتاد. روزی که ما از ایران میومدیم توی پروازمون یه خانوم با پسر 10-12 ساله‌ش بودن که همسرشون کانادا بود و اون‌ها هم برای بار اول بود که میومدن اینجا و توی فرانکفورت که منتظر پروازمون بودیم با هم خیلی صحبت کردیم. کار همسر این خانوم هم صرافی بود و همون صرافی هستن که توی پست‌هام نوشتم خیلی به ما لطف داشتن و با ریت خوب دلارهامون رو تبدیل کردن. امروز این خانوم اومده بود توی بانک ما و صاف هم اومد سراغ من. اول من رو نشناخت، اما وقتی خودم رو معرفی کردم یادش اومد و کلی هم خوشحال شد از دیدنم. اما چیزی که ناراحتم کرد این بود که این خانوم اصلن از اقامتش اینجا راضی نبود. می‌گفت از اول هم نمی‌]خواسته بیاد بمونه و دلش برای ایران تنگ شده و کارش همه‌ش گریه و زاریه. در عوضش پسرش خیلی خوشحاله و عضو تیم شنای مدرسه‌شون شده و هیچی نشده مدال هم گرفته. دلتنگی برای خانواده و دوستان خیلی طبیعیه، اما در مورد این خانوم دو تا چیز خیلی روی این دلتنگی مضاعف تاثیرگذار بوده. اول اینه زبان انگلیسی رو خوب بلد نیست. دوم هم اینکه توی ایران برای خودش برو و بیایی داشته و حسابدار یه شرکت بزرگ بوده و خلاصه واسه خودش کسی بوده. اما اینجا همون ندونستن زبان باعث شده نتونه کاری پیدا کنه و الان تازه داره کلاس‌های ELSA رو می‌ره.<br />
این اولین موردی نیست که من می‌بینم یکی از اعضای خانواده از مهاجرت راضی نیست و نفرات دیگه خیلی خوب جاافتادن و مشکلی ندارن. مسئله‌ی زبان به کنار، تصمیم برای مهاجرت اگر از طرف همه‌ی اعضای خانواده گرفته نشه به نظرم نتیجه‌ای بهتر از این نداره.<br />
مهاجرت سخته! هر چی هم مسیر برات هموار بشه، باز هم یه شوک بزرگ روحی به آدم وارد می‌کنه که اگر با میل و رضایت خودت نیومده باشی به جز افسوس و آه و ناله هیچی برات باقی نمی‌ذاره. یعنی این جمله رو هر چی تکرار کنم کمه. برای تصمیم به این بزرگی باید -باید- همه‌ی اعضای خانواده با علم به اینکه قراره با چی روبرو بشن، موافق باشن. باید آمادگی روحی و علمیش رو قبل از اومدن در خودشون ایجاد کنن و با اطلاع از کلیات قضیه و با اطمینان قدم به یه دنیای جدید بذارن و اینجا شروع به کشف جزئیاتش بکنن.<br />
من تا همین چند وقت پیش می‌گفتم مخالف داستان‌نویسی و روزانه‌نویسی توی این وبلاگ هستم، اما الان که فکرش رو می‌کنم می‌بینم اون مطالب آموزنده بیشتر جزئیاتیه که برای افرادی که به اومدن خیلی نزدیک هستن بدرد بخوره. اما همین داستان‌های روزمره‌ست که کلیات جامعه و زندگی جدید رو می‌تونه برای افراد روشن کنه. برای همین سعی می‌کنم هر اتفاق جالب توجهی -مثل همین- که برام پیش اومد رو هم اینجا بنویسم تا تصویر کلی کانادا و ونکوور رو براتون تجسم کنم.</p>
<p style="text-align:justify;">امیدوارم هیچ‌کدومتون اینجا به مشکل حادی برنخورید و با شادی و انرژی زندگی جدیدتون رو شروع کنید.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/07/15/166/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>7</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">166</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>شهر در امن و امان است!</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/06/28/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/06/28/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 29 Jun 2013 03:51:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=162</guid>

					<description><![CDATA[زنگی می‌گذره&#8230; خیلی تند و سریع هم می‌گذره و این سرعتش یه کم هم ترسناکه! چند روز پیش یه نگاه به تقویم کردم و دیدم الکی‌الکی نصف یه سال گذشت&#8230; نصف یه سال که ما اینجائیم و از هیچی شروع کردیم و تاتی‌تاتی‌کنان داریم راهمون رو باز می‌کنی و بالاتر می‌ریم. من هر روز می‌رم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">زنگی می‌گذره&#8230; خیلی تند و سریع هم می‌گذره و این سرعتش یه کم هم ترسناکه! چند روز پیش یه نگاه به تقویم کردم و دیدم الکی‌الکی نصف یه سال گذشت&#8230; نصف یه سال که ما اینجائیم و از هیچی شروع کردیم و تاتی‌تاتی‌کنان داریم راهمون رو باز می‌کنی و بالاتر می‌ریم.</p>
<p style="text-align:justify;">من هر روز می‌رم سرکار و با کلی آدم جدید برخورد می‌کنم و کلی آدم‌های تکراری می‌بینم و لبخند می‌زنم و گپ می‌زنم و می‌]خندم و گاهی هم اشتباه‌های کوچیک می‌کنم که خیلی استرس‌زاست! چون توی بانک همون اشتباه کوچیک تو ممکنه یه ضرر کلی‌هزار دلاری به بانک بزنه! یا منیجرت رو مجبور کنه یه ساعت بشینه پای سیستم تا خرابکاری تو رو درست کنه! البته خدا رو هزار مرتبه شکر هنوز من هیچ‌کدوم از این کارها رو نکردم و اگر هم اشتباهی بوده با زدن 2 تا دکمه اضافه حل شده&#8230; ولی برعکس چیزی که فکر می‌کردم، کار تو بانک اونقدر هم راحت و بی‌دردسر نیست!</p>
<p style="text-align:justify;">همسر هم هر روز می‌ره کلاس زبان و دیگه داره حسابی راه می‌افته و احتمالن بعد از تموم شدن این ترم، بره دنبال کار پیدا کردن که من مجبور نباشم هی یه چشمم به این حساب بانکی باشه که 2000 تا رفت و 1000 تا اومد جاش! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /> اینجا خرج زیاده، اما خوبیش اینه که اگر دو نفر با هم کار کنن دیگه هیچ دغدغه‌ی مالی وجود نخواهد داشت و خیلی راحت زندگی می‌گذره و می‌شه حتی به سادگی پس‌انداز هم کرد.</p>
<p style="text-align:justify;">هوای ونکوور هم که کشته ما رو! صبح اینقدر سرده که باید با پالتو بری بیرون&#8230; عصر اینقدر گرمه که دلت می‌خواد لباس تنت رو هم دربیاری! صبح بارونی و ابریه&#8230; عصر آفتابی و دلچسب! تابستون هم که هنوز به اینجا نرسیده و هوا قشنگ خنکه و همین الان که دارم می‌نویسم پنجره باز بود، سردم شد، بلند شدم بستمش! البته من به شخصه مشکلی با هواش ندارم&#8230; یعنی تا زمانی که داغ و شرجی نباشه، من هم مسالمت‌آمیز باهاش زندگی می‌کنم.</p>
<p style="text-align:justify;">امروز یه نیمچه هیجانی رو هم تجربه کردیم&#8230; عصری تازه از سرکار برگشته بودم که صدای آژیر آتیش‌نشانی ساختمون بلند شد. من هم ایـــــــنقدر خسته و کوفته بودم که فقط از پنجره بیرون رو نگاه کردم دیدم خبری نیست، نشستم سرجام&#8230; دو دقیقه بعد همه‌ی ساختمون بیرون بودن، من همینجوری نشسته بودم رو مبل و پیش خودم داشتم فک می‌کردم &laquo;ما آژیر بمبارون شنیدیم آقا! ما رو از آژیر آتیش‌نشانی می‌ترسونی؟&raquo; <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f606.png" alt="😆" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
اما وقتی بعد چند دقیقه صداش قطع نشد، دیگه دیدم ممکنه بسوزیم و جزغاله بشیم، پاشدم آسه‌آسه رفتم پائین که دیدم منیجر ساختمون می‌گه چیزی نیست و فالس آلارم بوده&#8230;. دوباره همونجوی آسه و خسته برگشتم رو مبل سرجام نشستم! واقعن این سرکار رفتن جونی واسه من یکی که نمی‌ذاره&#8230; مخصوصن که امروز آخر ماه و جمعه و قبلا از Long Weekend هم بود و ملت همه اومده بودن کارای بانکی آخر ماهشون رو قبل از 3 روز تعطیلی بکنن و ما توی شعبه وقت سرخاروندن هم نداشتیم!</p>
<p style="text-align:justify;">زندگی می‌گذره&#8230; خیلی سریع هم می‌گذره&#8230; اینجا کاناداست&#8230; کشوری که زندگی روی دور تند نیست، اما نمی‌دونم چرا اینقدر زود دیر می‌شه!<br />
شمایی که چشم‌انتظار ویزای کانادا هستید، تا می‌تونید از اوقات فراغتتون در محل کار (!) استفاده کنید که اینور از این خبرا نیست و اگر برای 8 ساعت بهتون حقوق می‌دن، عین همون 8 ساعت‌و ازتون کار می‌کشن!<br />
.<br />
.<br />
.<br />
پ.ن. این مطلب هم شاید برای مهندسای کامپیوتر که قراره بیان کانادا جالب باشه: <a href="http://rouznameh.net/vdcak0na149nu.5k4.html" target="_blank"><strong>ونکوور پایتخت تکنولوژیک کانادا می‌شود؟</strong></a></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/06/28/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>9</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">162</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>محیط کار کانادایی &#8211; بخش دوم</title>
		<link>https://dar3afar.wordpress.com/2013/06/10/%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://dar3afar.wordpress.com/2013/06/10/%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بانو]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 10 Jun 2013 21:05:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اطلاعات موثق]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات و دیدگاه‌های شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[شغل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://dar3afar.wordpress.com/?p=158</guid>

					<description><![CDATA[توی این مطلب می‌خوام در مورد سلسله مراتب مدیریتی در سیستم کاری کانادا صحبت کنم. اما قبلش باید چند تا نکته رو خیلی محکم و شدید (!)‌ متذکر بشم! 1- این‌ها تجربیات شخصی بنده‌ست و به هیچ وجه من‌الوجوه قابل تعمیم به هیچ احدالناسی نیست! 2- من خیلی آدم خوش‌شانسی هستم و کلن کائنات هر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">توی این مطلب می‌خوام در مورد سلسله مراتب مدیریتی در سیستم کاری کانادا صحبت کنم. اما قبلش باید چند تا نکته رو خیلی محکم و شدید (!)‌ متذکر بشم!<br />
1- این‌ها تجربیات شخصی بنده‌ست و به هیچ وجه من‌الوجوه قابل تعمیم به هیچ احدالناسی نیست!<br />
2- من خیلی آدم خوش‌شانسی هستم و کلن کائنات هر روز از دنده‌ی راستش برای من بلند می‌شه و کلن زیاد هم بهم سخت نمی‌گیره!<br />
3- من بسیار آدم ساده و خوش‌بینی هستم و تمام سعیم رو می‌کنم که روی خوش قضایا رو ببینم، پس ممکنه عین همین وقایع برای شمای نوعی که تو ایران تاج سر همه بودی پیش بیاد و به نظرت خیلی هم درحقت کم لطفی شده باشه&#8230; ما که تو ایران گدا گشنه بودیم و همین هم توقعمون رو از زندگی اونقدر پائین آورده که هر چی بندازن جلومون با عشق ازشون تشکر می‌کنیم! <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f610.png" alt="😐" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /><br />
4- از قدیم و ندیم گفتن &laquo;اثبات شی نفی ما ادا نمی‌کند&raquo;. پس اگر من از کانادا و سیستم کاریش تعریف می‌کنم معنیش این نیست که ایران، گل و بلبل نیست و بنده شک ندارم که موقعیت‌های طلائی‌تر و بهتر از این تو ایران فت و فراوون برای همه ریخته!<br />
حالا که اتمام حجت‌هامون رو کردیم، امیدوارم دیگه پیغام‌های خصوصی مزخرف بعضیا رو تو اینباکسم نبینم! ممنون!</p>
<p style="text-align:justify;">و اما سلسله مراتب مدیریتی&#8230; من در مورد بانک می‌گم، اما طبق شنیده‌هام در اکثر موارد، مخصوصن در مورد نقش مدیر مستقیم، تفاوت زیادی وجود نداره.<br />
حقیقتش توی بانک ایــــــــــــــنقدر سمت‌های مختلف هست که آدم گاهی گیج می‌شه کی، رئیسِ کیه! یه دلیل دیگه‌ش هم اینه که رفتارها اینقدر خوبه و کسی از بالا بهت نگاه نمی‌کنه که آدم می‌مونه رئیس کیه و زیردست کیه؟! اما به عنوان داشتن قدرت تصمیم‌گیری و مسئولیت‌ها، توی بانک اولین نفر مدیر شعبه‌ست (Branch Manager یا بطور خلاصه BM) و بعد از اون هم مدیر امور مشتریان (Manager Client Care یا MCC)<br />
این دو نفر و بخصوص مدیر شعبه، نطارت مستقیم روی کارهای بقیه دارن. اگر مشکلی ببینن گوشزد می‌کنن، اگر تغییری لازم باشه، می‌بینن که درست و به موقع انجام بشه، و البته از همه مهمتر، مسئول ارزیابی کارها و پیشرفت پرسنل هستن. برخلاف چیزی که فکر می‌کردم، کار بانک اصلن یه رویه روتین نداره و اینقدر آموزش‌های مختلف و Assessmentـهای جورواجور در حین کار باید بگذرونی که عملن انگار داری می‌ری دانشگاه و همزمان کنارش کار هم می‌کنی! و نتایج تمام این موارد هم توسط مدیر شعبه بررسی می‌شه و براساس نتیجه‌ی همین بررسی‌ها و پیشرفت‌هایی که توی آموزش‌هات بهش دست پیدا کردی، می‌تونی درخواست افزایش حقوق بدی یا حتی بخوای تو یه پوزیشن بالاتر کار کنی. شانسی که من آوردم اینه که RBC خیلی خیلی از کارمندهاش حمایت می‌کنه و برای پیشرفت‌های شغلی امکانات خوبی دراختیارشون می‌ذاره. از دوره‌های آموزشی داخلی گرفته تا پرداخت هزینه برای گذروندن دوره‌های آموزشی خارج از کمپانی مثل دانشگاه یا کالج. و بقول مدیر شعبه‌مون اینجا طوری نیست که تو برای ترفیع گرفتن منتظر بازنشسته شدن یکی دیگه باشی و همیشه به اندازه‌ی کافی موقعیت شغلی برای همه هست.</p>
<p style="text-align:justify;">روابط بین مدیر و کارمند تا اینجا که برای من خیلی خیلی جالب بوده. اولن که کوچکترین حرکت مثبتی که انجام بدی به حساب میاد و هیچ‌کس یادش نمی‌ره تو چیکار کردی و چه هنری از خودت به خرج دادی (البته بالطبع خرابکاری‌هات هم اگر براثر بی‌کفایتی و عدم تلاش کافی باشه، همین قدر دقیق ثبت می‌شن!!) نظرها و حرفای شما به عنوان یه کارمند مورد توجه قرار می‌گیره و چیزی که برای من خیلی جالب بود موقعیت‌هایی بود که من تازه‌وارد که اون موقع تازه 3-4 روز بود دوره‌ی آموزشم شروع شده بود به جلسات مهم شعبه دعوت می‌شدم و نظرم پرسیده می‌شد و اگر پیشنهاد خوبی می‌دادم خیلی ازش استقبال می‌شد و توی Recap جلسه که برامون ایمیل می‌شد، صحبت و همکاری من توی جلسه هم ثبت شده بود&#8230; و از اون شیرین‌تر اینکه ببینی پیشنهادی که برای بهبود یه عملکرد دادی، اجرا می‌شه و یادشون هم نمی‌ره از تو تقدیر کنن.<br />
اینجا مهم نیست تازه‌واردی یا 20 ساله داری براشون کار می‌کنی&#8230; نظر تو براشون مهمه، پیشنهاداتت مورد بررسی قرار می‌گیرن و رابطه‌ی بین مدیر و کارمند اینقدر نزدیک و صمیمانه‌ست که هیچ مانعی برای اظهار نظر کردن، انتقاد کردن یا پیشنهاد دادن وجود نداره. تنها چیزی که براشون بسیار مهم و حیاتیه اینه که شما کم‌کاری نکنید، توی کارتون دقت داشته باشید، تنبلی و از زیرکار دررفتن تو کارتون نباشه، رفتار و گفتارتون مودبانه و محترمانه باشه و از همـــــــــــــــه مهمتر، مشتری رو بذارید روی سرتون و حلواحلواش کنید! (بعله! ما همچین موسسه‌ی مشتری‌مداری هستیم! :lol:)<br />
جمله‌ی طنز قبلی خودم، یه چیز مهم رو یادم انداخت که باید بگم&#8230; اینجا، طوری شما رو توی امور درگیر می‌کنن، طوری شما رو دخالت می‌دن و از نظر ذهنی و روحی درگیر می‌کنن، که ناخودآگاه یه حس وفاداری نسبت به کمپانی درتون ایجاد می‌شه، یه احساس غرور و رضایت نسبت شغلتون پیدا می‌کنید که باعث می‌شه برای پیشرفت خودتون و کمپانی تلاش مضاعف کنید! این جمله‌ی قبلیم یهو یادم انداخت این اولین باره که خودم و شرکت رو یک وجود واحد به حساب میارم و می‌گم &laquo;ما&raquo;.<br />
شما رو نمی‌دونم، اما برای من که هیچ انگیزه‌ای مثل این نمی‌تونه محرک باشه و به جلو هلم بده! و الان، وسط نوشتن این مطلب، به این نتیجه رسیدم که این انرژی خوب رو درخودم حس می‌کنم که برای پیشرفت خودم و موسسه‌ای که براش کار می‌کنم، هرکاری بکنم&#8230; چون به یقین بهم ثابت شده که هیچ کاری از چشم مدیرم پنهان نمی‌مونه و ارزش وقت و انرژی و خلاقیتی که به خرج می‌دم، دونسته می‌شه.</p>
<p style="text-align:justify;">ممنون که برای خوندن من وقت می‌ذارید و باز هم از عزیزانی که از ایران این مطالب رو به سختی می‌خونن (یا احیانن نمی‌تونن بخونن) عذرخواهی می‌کنم.<br />
امیدوارم خبرهای خوب رو زود‌تر از همه‌تون بشنوم<br />
شاد و موفق باشید <img src="https://s0.wp.com/wp-content/mu-plugins/wpcom-smileys/twemoji/2/72x72/1f642.png" alt="🙂" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://dar3afar.wordpress.com/2013/06/10/%d9%85%d8%ad%db%8c%d8%b7-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>20</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">158</post-id>
		<media:content url="https://0.gravatar.com/avatar/6b11fd79858b27b131db2cc54e931720719fef6694b50aa332cb733881dfde22?s=96&#38;d=&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">dar3afar</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
