<?xml version="1.0" encoding="utf-8" standalone="no"?><rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
<channel>
<title>    نور مکتوب</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com</link>
<description> نوشته اگر نور نباشد هیچ است</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 14 Dec 2016 05:16:25 +0330</lastBuildDate>
<itunes:explicit>yes</itunes:explicit><itunes:subtitle> نوشته اگر نور نباشد هیچ است</itunes:subtitle><item>
<title> و اما عین شین قاف</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/197</link>
<description>هیچ نیرویی قدرتمند تر از عشق وجود ندارد عشق سرمنشاء خلقت است و سبب ادامه ی حیات کاش مسیر درست عشق نصیبمان شود</description>
<pubDate>Wed, 14 Dec 2016 05:16:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/197</guid>
</item>
<item>
<title>اتفاقی نیست</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/196</link>
<description>اینقدر به تدریج و ملایم در روزمرگی غرق می شویم که که شاید هیچگاه متوجه تغییری که در ما رخ داده است نشویم نفهمیم که چه کسی بوده ایم چه می خواسته ایم و حالا کجاییم اما گاه عنایت خدواند در کنار گوهری در درونمان است بی آنکه فکر یا تصورش را بکنیم سراغمان می آید تلنگری بر ما می زند که اگر خوب دریافتش کنیم شاید سرآغاز تفغییر بزرگ زندگی پیش رویمان خواهد بود. قطعا و به وضوح اعتقاد دارم که دل به دل راه دارد.</description>
<pubDate>Wed, 01 Jun 2016 11:48:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/196</guid>
</item>
<item>
<title>یا دوران گذشته دل خوش می خواهد که دیگر ما فعلا نداریم</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/195</link>
<description>سلام فکر کنم یکسالی باشد که هیچ مطلبی نگذاشتم ولی لازمه به اون رفیقی که همیشه سودای دوران گذشته را در سر دارد متذکر بشوم گذشته ها گذشته مخور غم گذشته باید دوباره یک گذشته تر و تمیز و خاطره انگیز بسازیم اتفاقا این دوری ها گذشته ها را معنادارتر می کند از این رو اصرار به دوری از سوی من حائز معنایی است که لازم بود به آن اشاره می کردم ولی دیگر وقتش شده که برگردیم و خاطرات جدیدی بسازیم من احساس می کنم خیلی تنها هستم چون در این جامعه بنا بر بی اعتمادی است دنبال</description>
<pubDate>Wed, 01 Jun 2016 09:36:17 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/195</guid>
</item>
<item>
<title>تزیین هندوانه شب یلدا</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/194</link>
<description>هندونه ای که پارسال شب یلدا همسرم تزئین کرد و مایه مباهات شد</description>
<pubDate>Thu, 19 Dec 2013 13:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/194</guid>
</item>
<item>
<title>مرد سر سخت</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/193</link>
<description>بی بی سی مستندی با همکاری بروکینگز، نشنال جئوگرافیگ و چند موسسه معتبر دیگر درباره ایران و غرب ساخته است. در یکی از قسمت ها نریشنی وجود دارد که ماجرای پرونده هسته ای را روایت می کند. در آن از سعید جلیلی به مرد سرسخت تعبیر می کند. یادت بخیر مرد سرسخت جمهوری اسلامی ایران. روزگار خوبی بود عزت را در حرف هایت و در نگاهت به غربی ها می دیدیم و می بالیدم. این روزها باید خود را دلخوش کنیم و به خود بگوییم که ایشالا سرمون کلاه نرفته و خزعبلات طعنه آمیز کری و اوباما و</description>
<pubDate>Mon, 02 Dec 2013 16:59:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/193</guid>
</item>
<item>
<title>بوی محرم</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/192</link>
<description>مرگ بر قطعنامه های بستن فرات، قحط آب، مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب</description>
<pubDate>Sat, 02 Nov 2013 19:33:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/192</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیم به مذاهبی ها</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/191</link>
<description>مذاهب را یک مذاهبی می فهمد باید مذاهبی باشی تا وقتی کلمه مذاهب را می گویی منظورت درک شود. انگار و نه انگار بلکه به قطعی قوی بعضی چیزها به صورت چرخه کارما که در هند مطرح است در مذاهب تکرار می شود. همین چند روز پیش با یک تازه مذاهبی که از قضا بسیار نزدیک هم هست حرف می زدم حرف هایی که می زد در همان سال های پیش هم در زمان ما جریان داشت و هیچ تغییری نکرده بود گرچه آدم هایش بسیار که نه کلا عوض شده بودند خوب همین ویژگی های ثابت مذاهب را مذاهب کرده است.</description>
<pubDate>Fri, 25 Oct 2013 04:28:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/191</guid>
</item>
<item>
<title>احمد</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/190</link>
<description>احمد و ما ادراک احمد؟</description>
<pubDate>Wed, 18 Sep 2013 13:14:57 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/190</guid>
</item>
<item>
<title>تذکر</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/189</link>
<description>سلام جناب نژادی ممنون از با بت آپایی که گذاشتی اما رفیق قبل گذاشتن یه دست رویی رو سر مطالب بکش بعد بذارش تو وب. من این کارو کردم برات تا یاد بگیری.</description>
<pubDate>Thu, 20 Jun 2013 10:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/189</guid>
</item>
<item>
<title>یادداشت یک دوست با عنوان "اندر حکایت تقلب"</title>
<link>https://nuremaktub.blogfa.com/post/188</link>
<description>اندر حکایت تقلب سلام حکایت قسمت اول یک مغالطه ای داشتیم در منطق اسمش مغالطة رها نکردن پیش فرض بود میگفت سلام به به چند سال بود ندیده بودمت چرا کچل شدی؟ گفتم من از اول مو نداشتما شما را هم یادم نمیاد گفت ای بابا بعد این همه سال عینکی هم که شدی گفتم عینکی هم بودما گفت بابا اذیت نکن چقدر چاق شدی گفتم من از اول هم همین قدی بودم! گفت علی جوون اذیت نکن جدی منو یادت نمیاد؟ گفتم اصلا اسم من علی نیست من احمدم گفت ای کلک اسمتم که عوض کردی حکایت قسمت دوم به طرف که از</description>
<pubDate>Wed, 19 Jun 2013 21:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>nuremaktub</dc:creator>
<guid>nuremaktub.blogfa.com/post/188</guid>
</item>
</channel>
</rss>