<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" media="screen" href="/~d/styles/rss2enclosuresfull.xsl"?><?xml-stylesheet type="text/css" media="screen" href="http://feeds.feedburner.com/~d/styles/itemcontent.css"?><rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:feedburner="http://rssnamespace.org/feedburner/ext/1.0" version="2.0">

<channel>
	<title>زهرا</title>
	
	<link>http://zahra-hb.com</link>
	<description>دست نوشته ها و خاطرات یک دختر ایرانی</description>
	<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 17:43:51 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=abc</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<atom10:link xmlns:atom10="http://www.w3.org/2005/Atom" rel="self" href="http://feeds.feedburner.com/zahrahb" type="application/rss+xml" /><item>
		<title>کارهای عجیب خدا</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/god-strange-jobs/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/god-strange-jobs/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 17:43:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>

		<category><![CDATA[همسایه]]></category>

		<category><![CDATA[خانواده]]></category>

		<category><![CDATA[خاطره]]></category>

		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>

		<category><![CDATA[خدا]]></category>

		<category><![CDATA[زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4251</guid>
		<description><![CDATA[خانم همسایه یک زن زیباست. یعنی واقعا زیباست. هم خودش و هم همسرش هر دو تحصیلکرده اند. وضع مالی خیلی خوبی هم دارند. اینها ۹ ساله که ازدواج کردن و هنوزم بچه دار نشدن. با اینکه خیلی هم دکتر رفتن ولی تا حالا نتیجه نگرفتن. راستش تا حالا روم نشده ازش بپرسم که کدومتون مشکل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خانم همسایه یک زن زیباست. یعنی واقعا زیباست. هم خودش و هم همسرش هر دو تحصیلکرده اند. وضع مالی خیلی خوبی هم دارند. اینها ۹ ساله که ازدواج کردن و هنوزم بچه دار نشدن. با اینکه خیلی هم دکتر رفتن ولی تا حالا نتیجه نگرفتن. راستش تا حالا روم نشده ازش بپرسم که کدومتون مشکل دارین یا مشکل چیه؟ فقط میدونم که هر وقت میره دکتر برای همین موضوع میره.</p>
<p>امروز میخواست بره پیاده روی. گفت اگه حوصله دارم بریم کمی حرف بزنیم. مشخص بود حالش گرفته است. باهاش رفتم بیرون. کم کم سر حرف رو باز کرد و گفت تازه فهمیدم مهندس دیشب مهمونی رفته بود. آخه دیشب شوهرش دیروقت بود و هنوز از سر کار نیومده بوده. وقتی تماس میگیره شوهرش میگه چیزی نیست کمی سرش گیج رفته، رفته درمونگاه، این سرُم که تموم بشه میاد خونه و هرچی اصرار کرده شوهرش گفته چیزی نیست. میتونه خودش رانندگی کنه. امروز زن آبدارچی شرکتشون تماس گرفته که بگه مهندس دیشب گوشیشو خونه اونها جا گذاشته. وقتی خانم همسایه علت رو پرسیده، گفته که بچه چهارمشون دنیا اومده، دیشب بچه های شرکت براش جشن تولد گرفتن و البته بیشتر خرج رو هم خودشون متقبل شدن و اینها.</p>
<p>راستش من خیلی احترامم به شوهرش نسبت به قبل، بیشتر شد. حتما نمیخواسته زنش بفهمه که رفته جشن تولد یک بچه ای و غصه نخوره. داشتم فکر میکردم که چقدر کارها و حکمتهای خدا عجیبه. نمیخوام خدای نکرده بگم اون بچه برای اون خانواده زیادیه ها. نه، روزی و زندگی آدمها دست خداست، فقط اینکه به نظرم این زن و شوهر شاید بیشتر به اون بچه نیاز داشته باشن&#8230; البته خوب من در حدی نیستم که تو کار خدا دخالت کنم. فقط ایکاش هرچه زودتر به این خانواده هم یک بچه میداد چون میدونم که خیلی آرزوشو دارن.<br />
اصلا شاید اینطور حرف زدن و قضاوت کردن بر اساس این معیارها درست نیست، نمیدونم&#8230;</p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=Utom9hnOXCw:koKEdRchYoQ:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=Utom9hnOXCw:koKEdRchYoQ:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=Utom9hnOXCw:koKEdRchYoQ:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/god-strange-jobs/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>آزادی</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/freedom/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/freedom/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 17:00:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<category><![CDATA[نیایش]]></category>

		<category><![CDATA[خانواده]]></category>

		<category><![CDATA[زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4239</guid>
		<description><![CDATA[امیدوارم همه اونهایی که دربندند هرچه سریعتر آزاد بشن. حتما همه شون خانواده هایی دارن که الان خیلی نگرانند. ما روی سفره پدر و مادرهامون بزرگ شدیم. اونجا به ما یاد دادن همیشه برای دیگران دعای خیر کنیم و آرزو کنیم که زندگی بدون محنت و مشقتی داشته باشند.

* پانوشت: دلم برای کل کل های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امیدوارم همه اونهایی که دربندند هرچه سریعتر آزاد بشن. حتما همه شون خانواده هایی دارن که الان خیلی نگرانند. ما روی سفره پدر و مادرهامون بزرگ شدیم. اونجا به ما یاد دادن همیشه برای دیگران دعای خیر کنیم و آرزو کنیم که زندگی بدون محنت و مشقتی داشته باشند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="birds" src="http://6.media.tumblr.com/Uqe3zEhNVphhgbndKFrlAQr3o1_400.jpg" alt="" width="279" height="273" /></p>
<p>* پانوشت: دلم برای کل کل های وبلاگی و کامنتی و گودری با بعضی هاشونم تنگ شده حتی <img src='http://zahra-hb.com/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> </p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=HAjbrxQTjvc:cLGkeg71mEs:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=HAjbrxQTjvc:cLGkeg71mEs:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=HAjbrxQTjvc:cLGkeg71mEs:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/freedom/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>یک زن داره فریاد میکشه…</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/a-lady-shout/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/a-lady-shout/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Jul 2009 15:42:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دخترونه]]></category>

		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>

		<category><![CDATA[خاطره]]></category>

		<category><![CDATA[درد]]></category>

		<category><![CDATA[درددل]]></category>

		<category><![CDATA[زن]]></category>

		<category><![CDATA[زندگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4205</guid>
		<description><![CDATA[* جدیدا همش احساس میکنم صدای یه زنی رو می شنوم که داره فریاد میکشه. فریاد که نه. بیشتر به زجه شبیهه. مثل اینکه یک نفر رو داری آزار میدی و برای نجات خودش تقلا میکنه. یه همچین صدایی رو احساس میکنم صبح های زود می شنوم&#8230;
* از اینکه هنوز و هرروز به خودم دلداری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* جدیدا همش احساس میکنم صدای یه زنی رو می شنوم که داره فریاد میکشه. فریاد که نه. بیشتر به زجه شبیهه. مثل اینکه یک نفر رو داری آزار میدی و برای نجات خودش تقلا میکنه. یه همچین صدایی رو احساس میکنم صبح های زود می شنوم&#8230;</p>
<p>* از اینکه هنوز و هرروز به خودم دلداری میدم خنده ام میگیره. این جمله ای که هی به خودم میگم یعنی &#8220;تو هنوز باید زندگی کنی، نباید این چیزا تو رو از پا دربیاره&#8221; رو بارها و بارها تو دلم به خودم گفتم. با اینکه اینقدر کلیشه ایه ولی واقعا از دست خودم حرصم میگیره که چقدر این جمله روی اینکه اون لحظه تو افکار غرق نشم و یا یا گریه ام نگیره، تاثیر داره! فکر کنم بقیه به همین دلیل روی من اشتباه می کنن. خبر ندارن که من چقدر به خودم دلداری میدم!</p>
<p>* حالت کسی رو دارم که داره غرق میشه. واقعا داره غرق میشه. اون دور دورها یه نجات غریق است. که البته معلوم نیست نجات غریق باشه یا نه؟ ولی به هر حال یک نفر هست که شاید میتونه کمک کنه که شاید غرق نشم ولی من صداش نمی کنم و انگار ترجیح میدم که از کسی کمک نخوام و غرق بشم. یک نوع خودکشی آگاهانه و از روی لجبازی با خودم.</p>
<p>* همیشه همین طوری بوده ها. وقتی فشارها روی من زیاده، به جای اینکه از کسی کمک بخوام، بیشتر سعی می کنم <a href="http://zahra-hb.com/1387/06/all-people-need-the-cocoon/">دور خودم پیله بتنم</a> و برم یک جایی که تنها باشم. به نظرم یه طوریه. یعنی زندگیم افتاده روی دور تند. همینطوری تند تند همه چیز داره آوار میشه روی سرم. کاش میشد یک لحظه به زمان و باقی کائنات دستور داد که کمی بایستند.<strong> کمی آرامـتـــــر&#8230;</strong></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=W0RiqqehhC8:OaRq8JetA3I:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=W0RiqqehhC8:OaRq8JetA3I:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=W0RiqqehhC8:OaRq8JetA3I:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/a-lady-shout/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اینقدر به سیاست ربطش ندید، لطفا!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/not-related-to-politics/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/not-related-to-politics/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Jul 2009 13:00:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>

		<category><![CDATA[فحاشی]]></category>

		<category><![CDATA[فرندفید]]></category>

		<category><![CDATA[ویزیتور]]></category>

		<category><![CDATA[وب]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<category><![CDATA[وردپرس]]></category>

		<category><![CDATA[کامنت]]></category>

		<category><![CDATA[گوگل]]></category>

		<category><![CDATA[پرشین بلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[پست]]></category>

		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>

		<category><![CDATA[ایمیل]]></category>

		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>

		<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>

		<category><![CDATA[بلاگفا]]></category>

		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>

		<category><![CDATA[خودسانسوری]]></category>

		<category><![CDATA[خشم زهرا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4130</guid>
		<description><![CDATA[* میدونید چیه؟ من اصلا عادت ندارم یک حرفی رو نصفه نیمه بزنم. یعنی تا یه جایی بگم و بعدش به دلیل پاره ای ملاحظات باقیشو نگم و متن رو ناکام بذارم. واقعا بلد هم نیستم که ۲ پهلو یا چند برداشتی حرف بزنم. برای همینه که درباره سیاست و اتفاقات اخیر نمی نویسم. لطفا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* میدونید چیه؟ من اصلا عادت ندارم یک حرفی رو نصفه نیمه بزنم. یعنی تا یه جایی بگم و بعدش به دلیل پاره ای ملاحظات باقیشو نگم و متن رو ناکام بذارم. واقعا بلد هم نیستم که ۲ پهلو یا چند برداشتی حرف بزنم. برای همینه که درباره سیاست و اتفاقات اخیر نمی نویسم. لطفا خواهش میکنم هر پست بی ربط و با ربطی که مینویسم به سیاست ربطش ندید. هروقت پستی مینویسم که مستقیم یا غیرمستقیم به سیاست ربط داره، <strong><a href="http://zahra-hb.com/tag/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/">تگ سیاست</a></strong> بهش میزنم.<br />
ضمنا هرکس که زبانش بسته است لزوما چشمش بسته نیست. من نهایت چیزی که تونستم از ناراحتیم از شرایط به وجود اومده بنویسم <strong><a href="http://zahra-hb.com/1388/04/a-land-ramains-with-blasphemy-but-not-with-oppression/">این پست</a> </strong>و این <a href="http://zahra-hb.com/1388/03/you-are-with-us-or-not/"><strong>یکی</strong></a> بودن. کلی هم پست درفت دارم که شاید هیچوقت هم منتشر نشن. پس خواهشا چشم بسته به من تهمت نزنید. من هر عقیده ای که داشته باشم، کماکان با استفاده از خونریزی و خشونت مخالفم.</p>
<p>* اینها رو نوشتم که خواهش کنم لطفا نیاید هرچی که مینویسم به انتخابات و حوادث قبل و بعدش ربطش بدید. خواهشا بی جهت هم به من فحش ندهید، چون کاره ای نیستم و قدرت اینم ندارم که چیزی رو تغییر بدم. اصلا چرا فکر می کنین با <strong>فحش دادن </strong>چیزی حل میشه؟! اینجا هم وبلاگیه که فوقش در روز ۵-۶ هزار نفر میخونن، پس کل دنیا رو تحت تاثیر قرار نمیده. ضمن اینکه اگه اینترنت قرار بود چیزیو تغییر بده، منطقا نتیجه انتخابات باید الان چیز دیگه ای می بود! خواهشا هم نیایید پای نظرخواهی اینجا به مقامات هم فحش ندید. چون میدونین که همش به پای بنده گذاشته میشه که نظر رو منتشر کردم.</p>
<p>* میدونین چیه دوست عزیز، تو که جرات نداری حتی توی یه کامنت اسم و ایمیل واقعیت رو بذاری، حق نداری به من فحش بدی که چرا ساکتم! هر وقت <strong>تو ایران</strong> بودی، یه وبلاگی زدی که با اسم و آدرس واقعیت بود و جرات کردی توش راحت بنویسی، اونوقت بیا به منم فحش بده.</p>
<p>* اولین چیزی که شما کامنتگذار محترم باید بفهمی اینه که وبلاگ و وب سایتی که ثبت شده، با یه اکانت فیس بوک یا توئیتر یا فرندفید که میتونی بسازی و هرچی خبر و فحش دلت خواست پخشی کنی و سر فرصت و وقتی دلت خواست پاکش کنی، <strong>فرق میکنه</strong>. اینجا اطلاعات پاک نمیشه و بدتر توی کش گوگل یا وب آرکایو میمونه. پس نیا در حالیکه جرات نداری کامنت درست و حسابی بذاری برای من تعیین تکلیف کنی که چی بنویسم یا ننویسم یا خنده دار تر اینکه وقتی کامنت فحش آمیزت رو پاک میکنم به من لقب دیکتاتور میدی. من مسئول اطلاعاتیم که اینجا به هر نحوی درج میشه. اگه خیلی میخوای <strong>پارتیزان بازی </strong>در بیاری، برو در وبلاگ خودت بنویس. ضمن اینکه وبلاگ ساختن هم راحته اگه نداری. <a href="http://www.blogfa.com">بلاگفا</a>، <a href="http://www.wordpress.com">وردپرس </a>و <a href="http://www.persianblog.ir">پرشین بلاگ</a> جاهائین که میتونی وبلاگ بسازی عزیزم!</p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=47mJ768iQ4E:Jle5A7PCsRI:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=47mJ768iQ4E:Jle5A7PCsRI:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=47mJ768iQ4E:Jle5A7PCsRI:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/not-related-to-politics/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>استفاده از اخبار تائید نشده در پوشش خبری انتخابات ایران</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/journalism-rules-are-bent-in-news-coverage-from-iran/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/journalism-rules-are-bent-in-news-coverage-from-iran/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Jul 2009 17:55:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>

		<category><![CDATA[فیلم]]></category>

		<category><![CDATA[وب]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگنویسی]]></category>

		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>

		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>

		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>

		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>

		<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<category><![CDATA[اکانت]]></category>

		<category><![CDATA[اتفاق]]></category>

		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>

		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>

		<category><![CDATA[تهران]]></category>

		<category><![CDATA[توئیتر]]></category>

		<category><![CDATA[خبر]]></category>

		<category><![CDATA[خبرگزاری]]></category>

		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<category><![CDATA[سایت]]></category>

		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>

		<category><![CDATA[عکس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4164</guid>
		<description><![CDATA[این پست ترجمه ای از این مقاله نیویورک تایمز هست که به استفاده از خبرها، عکسها و ویدئوهای شهروندان عادی (آنچه که اطلاعات تائید نشده نامیده) در مورد پوشش خبری از ایران اشاره داره.
&#8220;بررسی منبع&#8221; اولین قانون روزنامه نگاری است. اما در ماه جاری در پوشش از اعتراضات در ایران، برخی از سازمانهای خبری، موضع  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این پست ترجمه ای از <a href="http://www.nytimes.com/2009/06/29/business/media/29coverage.html?pagewanted=1&amp;_r=1">این مقاله نیویورک تایمز</a> هست که به استفاده از خبرها، عکسها و ویدئوهای شهروندان عادی (آنچه که اطلاعات تائید نشده نامیده) در مورد پوشش خبری از ایران اشاره داره.</p>
<p>&#8220;بررسی منبع&#8221; اولین قانون روزنامه نگاری است. اما در ماه جاری در پوشش از اعتراضات در ایران، برخی از سازمانهای خبری، موضع  دیگری اتخاذ کردند: اول چاپ کنید، بعدا درباره اش سوال بپرسید. اگر هنوز هم جواب را نمیدانید، از خوانندگان بپرسید.</p>
<p>CNN بالاترین حجم از فیلمهای ارسال شده توسط مردم ایران را نمایش داد، که بسیاری از آنها را احتمالا کسانی گرفته اند که در اعتراض به نتایج انتخابات ایران (انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در ۱۲ ژوئن) به خیابانها ریخته بودند. وب سایتهای  نیویورک تایمز،  Huffington Post، روزنامه گاردین در لندن و دیگر خبرگزاریهایی که دقیقه به دقیقه با پستهایی متشکل از فیلمهای تائید نشده، توئیتهای ناشناس یا حسابهای غیر قابل اعتماد توئیتری از تهران آپدیت می شدند.<br />
این وبلاگها تمایل دارند مسیر جداگانه ای را همانند گزارش های سنتی آژانسهای خبری طی کنند با این تلاقی که اطلاعات یا ویدیوهای کاربران &#8220;می تواند&#8221; تایید شود. یکی از روشهای جدید گردآوری اخبار، ترکیب اطلاعات جزئی بدست آمده و تشکیل خبر بزرگتر است. به عبارتی روزنامه نگار، از خبرهای شهروندان عادی کمک میگیرد و سپس تجزیه و تحلیل ژورنالیستی خود را در گزارش آن می گنجاند.</p>
<p>بسیاری از رسانه های مطرح، که در گذشته به دلیل استفاده از منابع اطلاعاتی نامشخص در وب مورد انتقاد قرار گرفته اند، چاره ای جز باز گذاشتن درهای خود، در این مورد نداشته اند. با رشد اعتراضات علیه آقای احمدی نژاد، دولت  ایران به سرعت شروع به محدود کردن مطبوعات خارجی کرد. به عنوان مثال تمام شدن اعتبار ویزا، از کار برکنار کردن بسیاری از روزنامه نگاران، و آنهایی که مانده بودند از گزارشات خیابانی محروم شدند.</p>
<p>در یک خلاء خبری، ویدیوهای آماتورها و اکانتهای شاهدان عینی منبع برای کسب اطلاعات شد. در واقع، نماد اعتراضات، تصویر خونریزی و مرگ یک زن جوان به نام ندا در یکی از خیابانهای تهران شد که توسط دو نفر با دوربین موبایل فیلمبرداری شده بود.</p>
<p>متیو ویور در عصر پنجشنبه، پس از ۱۰ روز وبلاگ نویسی بی رقفه برای وب سایت روزنامه گاردین با صدایی خسته گفت: حجم اطلاعاتی که از ایران بیرون می آید، باور نکردنی است. وقتی که تجمع و درگیری رخ می دهد، اولش توئیتها می آیند، و سپس عکسها و سپس ویدیوهای YouTube، سپس تلفنها. او گفت: این خارق العاده است. مهم ترین چیزی که، او افزود این بود که: آنچه را که مردم می گویند &#8220;از یک منبع در روز واقعه است و سپس توسط منابع مرسوم بیشتری چهار یا پنج ساعت بعد تأیید  میشود&#8221;.</p>
<p>CNN  بینندگان خود را تشویق به آپلود عکسها و مشاهدات در سایت iReport.com کرده است، که وب سایتی برای روزنامه نگاری شهروندان محسوب می شود. هر فایلی که به طور خودکار در iReport.com فرستاده شده، بعد از مطالعه، در تلویزیون نمایش داده شده است.<br />
در روند بررسی، CNN با فردی که مدیا را فرستاده شده تماس میگیرد و در مورد محتوا میپرسد و سعی می کند صحت آنرا تایید کند. لیلا کینگ، مدیر اجرایی  iReport، میگوید: اعضا سعی می کنند جزئیات یک رویداد را با  همخوانی داستان با سایر مشترکان iReport در همان منطقه تائید کنند. فارسی زبانان در CNN گاهی مشتاقانه به صداهای اعتراض آمیز ویدیوها گوش می دهند، لهجه های مردم شهرهای مختلف ایران را تشخیص می دهند و شعارها را نقل قول می کنند.</p>
<p>CNN در این مدت ۵۲۰۰ ویدئوی ثبت شده مربوط به حوادث ایران دریافت کرد و ۱۸۰ تای آنرا در تلویزیون نمایش داد! از آنجا که این فیلمها و تصاویر توسط یک کارمند CNN گرفته نمی شود، این شبکه به طور کامل نمی تواند اعتبار آنها را تایید کند. اما بدون حضور حرفه ای در صحنه- پس از محدودیت های خبری دولت ایران، CNN در طول هفته گذشته کماکان مخبر باقی مانده است، آنها عکسهای مهم را تهیه می کنند تا داستان را بازگو کنند.<br />
ایران در حال حاضر از نظر ترافیک مقام سوم را در  iReport.com به خود اختصاص داده است (بعد از آمریکا و کانادا). یک ماه پیش، ایران در مقام ۶۳ ام بود.</p>
<p>Nico Pitney، ویرایشگر ارشد اخبار Huffington Post، اخبار ایران را از تاریخ ۱۳ ژوئن، روز پس از انتخابات آغاز کرده است. این وبلاگ  از اواسط هفته گذشته، – در طول روز هر ساعت چند بار به روز رسانی می شود- ۱۰۰،۰۰۰ کامنت و پنج میلیون مشاهده صفحه را دریافت کرده است.<br />
در به رسمیت شناختن نقش وب در پوشش آن اعتراضات، آقای Pitney به کاخ سفید دعوت شد تا در کنفرانس مطبوعاتی یک سوال از رئیس جمهور بپرسد. او از آقای اوباما سوالی را پرسید که یک ایرانی به وی ایمیل کرده بود.</p>
<p>رابرت مکی نویسنده وبلاگ Lede از وب سایت نیویورک تایمز که به مدت ۲ هفته متوالی انتخابات ایران و اعتراضات متعاقب آنرا دنبال کرده است، میگوید: «حتی برخی از کاربران ناشناس اینترنت به مرور زمان، از این طریق به شهرت رسیده اند. اگرچه برخی از ادعاهای موجود در سایت هایی مثل توئیتر اطلاعات غلط هستند، ولی به طور کلی &#8220;به نظر میرسد اطلاعات ساختگی کمی روی آن وجود دارد&#8221;. مردم به طور کلی می خواهند برای حل پیچیدگی به وجود آمده کمک کنند»</p>
<p>با گذشت زمان، گزارشگران فی البداهه  ایرانی مهارت های خود را بیشتر کردند. برخی سعی کردند در فایلهای ارسالی شان تاریخ  یا  نشانه ها و اسم خیابان محل وقوع زد و خوردها را درقسمت توضیحات فایل بگنجانند. اما ارسالهای کاربر گاهی می تواند گمراه کننده باشد. سه شنبه گذشته، آقای مکی با خوانندگان تماس گرفت تا تعیین کند آیا اتفاقات یک ویدیو جدیدا واقع شده است؟ یک کامنتگذار با اشاره به ویدئویی در یوتیوب تذکر داد که واقعه مربوط به دو روز قبلتر است.</p>
<p>مواردی همانند فوق نشان می دهند که چقدر اطلاعات مربوط به توئیتها و یا عکسهای فلیکر می توانند غیر قابل اعتماد باشند. یک مثال دیگر آقای ویور از وبلاگ گاردین است که می گوید: رفتار و مدل گزارشدهی اش برخی از همکاران او را ناراحت ساخته  بود؛ او به یاد می آورد که یکی از همکاران اش به وی گوشرد کرده بود: توئیتر؟ من آن را شهودی نمیدانم و اطلاعات آن بیخود است. یک زن و شوهر در همین راستا ویدئوئی به وبلاگ گاردین فرستاده بودند که بعدا کشف شده بود مربوط به روز های قدیمی تر است.</p>
<p>گویندگان تلویزیون هم وقتی در حال پوشش خبری ایران بودند، بارها در موقعیت مشابه قرار گرفته اند. چهارشنبه پیش، گوینده شبکه فاکس نیوز- شفرد اسمیت- یک ویدئو از یوتیوب نشان داد که مقامات پلیس در حال ضرب و شتم و کشیدن مردم بودند.<br />
آقای اسمیت به بینندگان گفت: ما نمی دانیم این ویدئو مربوط به کی و کجاست؟! ما حتی نمی دانیم آیا واقعا اتفاق افتاده است؟ ما هیچ دلیلی برای باور کردن آن نداریم. تنها چیزی با اطمینان می دانیم این است که این ویدئو به تازگی به YouTube ارسال شده. به هر حال برای سازمان های خبری که در صورت گزارش، با محدودیتهای خبری مواجه می شوند، نحوه پوشش خبری انتخابات ایران، تبدیل به یک نقطه شروع خوب بوده است.</p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=QKkEqYG-AD8:bQeO18Nzz2U:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=QKkEqYG-AD8:bQeO18Nzz2U:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=QKkEqYG-AD8:bQeO18Nzz2U:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/journalism-rules-are-bent-in-news-coverage-from-iran/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پیشنهاد صلح</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/peace-offering/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/peace-offering/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 05:29:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>

		<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<category><![CDATA[جنگ]]></category>

		<category><![CDATA[جستجو]]></category>

		<category><![CDATA[شعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4091</guid>
		<description><![CDATA[* من همیشه عاشق شعرهای شل سیلور استاین بودم. امروز هم توی جستجوهام این صفحه رو پیدا کردم که شعرهای زیادی رو ازش آورده. من از این شعر پیشنهاد صلح خیلی خوشم اومد. شاید برای اینکه مناسب حال و روز این روزها باشه:
فرمانده کلی به فرمانده گور گفت:
«آیا باید به این جنگ احمقانه رو ادامه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* من همیشه عاشق شعرهای شل سیلور استاین بودم. امروز هم توی جستجوهام<a href="http://www.help118.com/literary/shel_silverstein/"> این صفحه </a>رو پیدا کردم که شعرهای زیادی رو ازش آورده. من از این شعر <a href="http://www.help118.com/literary/shel_silverstein/sh5.asp">پیشنهاد صلح</a> خیلی خوشم اومد. شاید برای اینکه مناسب حال و روز این روزها باشه:</p>
<p>فرمانده کلی به فرمانده گور گفت:<br />
«آیا باید به این جنگ احمقانه رو ادامه بدهیم؟<br />
آخه، کشتن و مردن حال و روزی برای آدم باقی نمی ذاره»</p>
<p>فرمانده گور گفت:  «حق با شماست»<br />
فرمانده گور به فرمانده کلی گفت:<br />
«امروز می توانیم به کنار دریا بریم<br />
و تو راه چند تا بستنی هم بخوریم»</p>
<p>فرمانده کلی گفت:  «فکر خوبیه»<br />
فرمانده کلی به فرمانده گور گفت:<br />
«تو ساحل یه قلعه شنی می سازیم»</p>
<p>فرمانده گور گفت: « آب بازی هم می کنیم»</p>
<p>فرمانده کلی گفت: «پس آماده شو بریم»</p>
<p>فرمانده گور به فرمانده کلی گفت:<br />
«اگه دریا طوفانی باشه چی؟<br />
اگه باد شنها رو به هر طرف ببره؟»</p>
<p>فرمانده کلی گفت: «چقدر وحشتناکه!»</p>
<p>فرمانده گور به فرمانده کلی گفت:<br />
«من همیشه از دریای طوفانی می ترسیدم.<br />
ممکنه غرق بشیم»</p>
<p>فرمانده کلی گفت:<br />
«آره شاید غرق بشیم. حتی فکرش هم ناراحتم می کنه»<br />
فرمانده کلی به فرمانده گور گفت:<br />
«مایوی من پاره است،<br />
بهتره بریم سر جنگ و جدال خودمون»</p>
<p>فرمانده گور گفت: «موافقم»</p>
<p>بعد فرمانده کلی به فرمانده گور حمله کرد،<br />
گلوله ها به پرواز در آمد، توپخانه ها به غرش<br />
و حالا متاسفانه،<br />
نه اثری از فرمانده کلی باقی مانده و نه از فرمانده گور &#8230;</p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=RcTAcAYv5oo:nonjjpS8zJU:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=RcTAcAYv5oo:nonjjpS8zJU:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=RcTAcAYv5oo:nonjjpS8zJU:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/peace-offering/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>You are not alone</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/you-are-not-alone/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/you-are-not-alone/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Jun 2009 12:10:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>

		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<category><![CDATA[مرگ]]></category>

		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>

		<category><![CDATA[ترانه]]></category>

		<category><![CDATA[خبر]]></category>

		<category><![CDATA[شعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4104</guid>
		<description><![CDATA[* صبح به خواهرم میگفتم ببین مسخره نیست که من با دیدن خبر مرگ مایکل جکسون هم اشکم در اومده؟ من که از این بشر خوشم نمی اومد. این روزا چیزی که زیاده خبرها و متنهایی گاها بی ربطیه که با خوندنشون ناخودآگاه گریه میکنیم و یا اینکه از ترس و بهت انگار یک پارچ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">* صبح به خواهرم میگفتم ببین مسخره نیست که من با دیدن خبر مرگ مایکل جکسون هم اشکم در اومده؟ من که از این بشر خوشم نمی اومد. این روزا چیزی که زیاده خبرها و متنهایی گاها بی ربطیه که با خوندنشون ناخودآگاه گریه میکنیم و یا اینکه از ترس و بهت انگار یک پارچ آب یخ بریزن پشت مون&#8230;<br />
یکی از ترانه های نسبت خوبی که جکسون خونده بود <a href="http://www.azlyrics.com/lyrics/michaeljackson/youarenotalone.html">You are not alone</a> هستش.</p>
<p style="text-align: left;">Another day has gone<br />
I&#8217;m still all alone<br />
How could this be<br />
You&#8217;re not here with me<br />
You never said goodbye<br />
Someone tell me why<br />
Did you have to go<br />
And leave my world so cold</p>
<p style="text-align: left;">Everyday I sit and ask myself<br />
How did love slip away<br />
Something whispers in my ear and says<br />
That you are not alone<br />
For I am here with you<br />
Though you&#8217;re far away<br />
I am here to stay</p>
<p style="text-align: left;">But you are not alone<br />
For I am here with you<br />
Though we&#8217;re far apart<br />
You&#8217;re always in my heart<br />
But you are not alone</p>
<p style="text-align: left;">&#8216;Lone, &#8216;lone<br />
Why, &#8216;lone</p>
<p style="text-align: left;">Just the other night<br />
I thought I heard you cry<br />
Asking me to come<br />
And hold you in my arms<br />
I can hear your prayers<br />
Your burdens I will bear<br />
But first I need your hand<br />
&#8230;Then forever can begin</p>
<p>* بی بی سی- <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2009/06/090626_wmj-album-jackson.shtml">آلبوم عکس: فراز و نشیب زندگی مایکل جکسون</a></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=ZosqukLBXLw:IlAF19wiBIU:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=ZosqukLBXLw:IlAF19wiBIU:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=ZosqukLBXLw:IlAF19wiBIU:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/you-are-not-alone/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>راهیابی یک خانم محجبه به پارلمان بلژیک</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/first-belgium-mp-to-don-the-hijab/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/first-belgium-mp-to-don-the-hijab/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Jun 2009 19:12:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<category><![CDATA[مسلمان]]></category>

		<category><![CDATA[پوشش]]></category>

		<category><![CDATA[اسلام]]></category>

		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<category><![CDATA[خبر]]></category>

		<category><![CDATA[زن]]></category>

		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<category><![CDATA[ظاهر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4105</guid>
		<description><![CDATA[* خوب، اینم تو این هیر و ویری به نظرم یک خبر خوب هست.
یک خانم ۲۸ ساله محجبه به نام ماهینور اوزدمیر در انتخابات ۷ ژوئن (۱۶ خردادماه) بلژیک رای آوردن و اخیرا با همون حجاب اسلامی (عکسی که در زیر می بینید) وارد پارلمان بلژیک شدند و سوگند یاد کردند. خانم اوزدمیر از ۱۴ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* خوب، اینم تو این هیر و ویری به نظرم یک خبر خوب هست.<br />
یک خانم ۲۸ ساله محجبه به نام ماهینور اوزدمیر در انتخابات ۷ ژوئن (۱۶ خردادماه) بلژیک رای آوردن و اخیرا با همون حجاب اسلامی (عکسی که در زیر می بینید) وارد پارلمان بلژیک شدند و سوگند یاد کردند. خانم اوزدمیر از ۱۴ سالگی دارای پوشش اسلامی بودند و فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی هستند. این خانم اصلیت ترکیه ای دارند و قبلا هم با فعالیت در در حزب هومانیست دموکرات بلژیک در انتخابات شورای شهر بروکسل پیروز شده بودند.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="mahinour" src="http://cache.daylife.com/imageserve/07vTcJ12UxauT/610x.jpg" alt="" width="299" height="222" /></p>
<p>* ظاهرا برخی نماینده های لائیک پارلمان منطقه ای بروکسل مخالف حضور با حجاب ایشون در مراسم سوگند پارلمان بودند ولی ایشان گفتن که حفظ حجاب اسلامی مغایرتی با قوانین دولتی بلژیک نداره. خانم اوزدمیر جوانترین عضو پارلمان بلژیک تا به امروز بودند و این شانس رو دارن که به خاطر شرایط خاص سنی شون، به عنوان دستیار رییس جلسه پارلمان (که به عبارتی فعال ترین عضو پارلمان محسوب میشه) انتخاب بشن.</p>
<p>* با تلخیص از <a href="http://www.worldbulletin.net/author_article_detail.php?id=2010">اینجا </a>و <a href="http://www.englishbaby.com/forum/LifeTalk/thread/303203">اینجا</a>. عکس هم از <a href="http://www.daylife.com/photo/07vTcJ12UxauT">اینجا</a></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=Niazc3fFZRM:uy_6iY7KsWc:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=Niazc3fFZRM:uy_6iY7KsWc:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=Niazc3fFZRM:uy_6iY7KsWc:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/first-belgium-mp-to-don-the-hijab/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>راههای رسیدن به خدا، به اندازه خود آدمهاست</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/the-ways-to-god-as-many-as-people/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/the-ways-to-god-as-many-as-people/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Jun 2009 17:04:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[روزمره]]></category>

		<category><![CDATA[مادر]]></category>

		<category><![CDATA[نیایش]]></category>

		<category><![CDATA[آدمها]]></category>

		<category><![CDATA[خدا]]></category>

		<category><![CDATA[دلتنگی]]></category>

		<category><![CDATA[درددل]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4100</guid>
		<description><![CDATA[* چرا خدا اینقدر دور از دسترسه؟ چرا راههای رسیدن به خدا اینقدر سخته؟ چرا نمیشه خدا رو بغل کرد؟ درست مثل مواقعی که از چیزی ناراحتی و می پری توی بغل مامانت و یه دل سیر گریه میکنی. اونجا مطمئنی که محبت مامانت تا بی نهایته و بدون هیچ توقعی… در تمام مدتی که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* چرا خدا اینقدر دور از دسترسه؟ چرا راههای رسیدن به خدا اینقدر سخته؟ <strong>چرا نمیشه خدا رو بغل کرد؟</strong> درست مثل مواقعی که از چیزی ناراحتی و می پری توی بغل مامانت و یه دل سیر گریه میکنی. اونجا مطمئنی که محبت مامانت تا بی نهایته و بدون هیچ توقعی… در تمام مدتی که داری گریه میکنی و اشک میریزی مامانتم مدام نوازشت میکنه و دلداریت میده و میگه نگران نشو عزیزم همه چی درست میشه. حالا چی میشد خدام اینطوری می بود. فکرشو بکنین چی میییییییشه اگه یه روزی خدا اینطوری آدمو دلداری بده و آرومش کنه. (<a href="http://zahra-hb.com/1386/12/only-baldheaded-lady/">زنده باد زن کچل</a>)</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="waystoGod" src="http://17.media.tumblr.com/Uqe3zEhNVp595q8x1PvLh4qRo1_400.jpg" alt="" width="309" height="337" /></p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=UvhtaQ6NtRo:o9p_6kJ0X8o:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=UvhtaQ6NtRo:o9p_6kJ0X8o:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=UvhtaQ6NtRo:o9p_6kJ0X8o:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/the-ways-to-god-as-many-as-people/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>این چنین پرده برانداخته ایی، یعنی چه؟!</title>
		<link>http://zahra-hb.com/1388/04/a-land-ramains-with-blasphemy-but-not-with-oppression/</link>
		<comments>http://zahra-hb.com/1388/04/a-land-ramains-with-blasphemy-but-not-with-oppression/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 14:30:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اجتماعي]]></category>

		<category><![CDATA[بحث های بودار]]></category>

		<category><![CDATA[فیلترینگ]]></category>

		<category><![CDATA[محافظه کاری]]></category>

		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>

		<category><![CDATA[مسلمان]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<category><![CDATA[وبلاگستان]]></category>

		<category><![CDATA[کمی هم جدی]]></category>

		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>

		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>

		<category><![CDATA[انسانیت]]></category>

		<category><![CDATA[ایران]]></category>

		<category><![CDATA[اسلام]]></category>

		<category><![CDATA[اطلاعات]]></category>

		<category><![CDATA[بلند فکر کردن]]></category>

		<category><![CDATA[بحث]]></category>

		<category><![CDATA[بحثهای منصفانه]]></category>

		<category><![CDATA[تلویزیون]]></category>

		<category><![CDATA[تهران]]></category>

		<category><![CDATA[جمهوری اسلامی]]></category>

		<category><![CDATA[جنگ]]></category>

		<category><![CDATA[خبر]]></category>

		<category><![CDATA[خبرگزاری]]></category>

		<category><![CDATA[دنیای واقعی]]></category>

		<category><![CDATA[درس]]></category>

		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<category><![CDATA[سایتها]]></category>

		<category><![CDATA[شبکه های اجتماعی]]></category>

		<category><![CDATA[صدا و سیما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://zahra-hb.com/?p=4078</guid>
		<description><![CDATA[* این که کسی نمینویسه، یا اونطور که دلش نمیخواد نمینویسه به این معنی نیست که خوشحاله یا راضیه یا بی تفاوته حتی. خیلی از مواقع به این معنیه که چون  در ایران آزادی نزدیک به مطلق هست یعنی همون یک ذره فاصله ای که تا مطلق هست، باعث میشه آدم محافظه کار باشه. اگه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>* این که کسی نمینویسه، یا اونطور که دلش نمیخواد نمینویسه به این معنی نیست که خوشحاله یا راضیه یا بی تفاوته حتی. خیلی از مواقع به این معنیه که چون  در ایران آزادی نزدیک به مطلق هست یعنی همون یک ذره فاصله ای که تا مطلق هست، باعث میشه آدم محافظه کار باشه. اگه دقت کنید توی وبلاگستان اکثرا کسانی با خیال راحت حرفاشون رو میزنن که یا خارج نشینن یا با اسم مستعار مینویسن و یا اینکه وبلاگشون به قدری پرخواننده نیست که توی چشم باشه.<br />
اینها رو ننوشتم برای اینکه ننوشتن رو توجیه کنم مسئله اینجاست که تو اوضاع عادی هم آدم نمیتونه هرآنچه که تو دلش هست رو بنویسه چه برسه به اوضاع امنیتی فعلی که پروپاگاندای رسانه های خارجی هم هی بهش دامن میزنن و متاسفانه رسانه ملی هم ما انگار نه انگار که با بزرگترین مشکل بعد از انقلاب اسلامی روبرو هست، فعلا در کمال تعجب سکوت کرده و مجریهای ما لبخندزنان برنامه های بیربطی اجرا می کنند. انگار نه انگار که در خیابانها تقریبا شاهد جنگ داخلی هستیم&#8230;<br />
در این مورد من بیشتر توضیح نمیدم و توصیه میکنم این <a href="http://hosseinpakdel.com/archives/daily/000632.php">متن دلسوزانه وبلاگ آقای پاکدل</a> رو بخونید&#8230;</p>
<p>* الان توی ایران واقعا مهم نیست به کی رای داده باشی، در حال حاضر بحث سر این نیست که موضعت چی بوده؟ کی طرف موسویه کی احمدی نژاد کی کروبی کی رضایی یا کی تحریمیه، الان دیگه تو نقطه ای هستیم که همه ناراحتن، (همه یعنی بخشی که یا مستقیما با حوادث درگیرن یا اینکه دریچه اطلاعاتیشون فقط صدا و سیما نیست) به هر حال نمیشه که توی خیابونهای کشورمون به مردم خودمون تیراندازی بشه و هنوز کسی خوش خوشانش باشه؟ من حتی دیدم خفن ترین طرفداران یه سری کاندیداها، هم خوشبختانه مخالف نظامی گری علیه مردم خودمون هستند&#8230;</p>
<p>* برخی رفتارهایی که من این روزها میبینم با مسلمانیت هم سازگاری نداره. یادتون هست راهنمایی که بودیم یکی از درسهای کتاب دین و زندگی یه داستانی که تقریبا به این صورت بود که حضرت محمد روز قبل از وفاتش رفت در یک مسجدی سخنرانی کرد و تو بخش عمده ای از حرفهاش گفت که آزار جسمی به یک انسان دیگه ای به طور حتم قصاص داره. حالا اگه من عمدا یا غیر عمد به کسی ضربه زدم، خواهش میکنم بیاد همین دنیا من رو قصاص کنه چون از عذاب آخرت میترسم. و یه پیرمردی بلند شد و گفت در روز فلان شما هدفت شترها بود ولی اشتباها چوبی که پرتاب کردی به من خورد. با اینکه تصادفی بود، حضرت محمد آمادگیش رو برای قصاص عنوان کرد ولی پیرمرد تحت تاثیر خضوعش قرار گرفت و بخشیدش.<br />
مگه ما پیرو همین پیامبر نیستیم؟ این خشونتهایی که در خیابانها میبینیم رو چطور میتونیم توجیه کنیم؟! فراموش نکنیم که خدا هم فرموده (و چقدر هم زیبا فرموده اند که) که الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.</p>
<p>* با این حال من هنوز حرکتهای امیدوارانه ای می بینم. مثلا این صحبتهای آقای لاریجانی که <a href="http://khabaronline.ir/news-11125.aspx">مسئولان به درخواست‌کنندگان تجمعات اجازه بدهند</a>، به نظرم خیلی منطقی بود. یا این صحبتهای آقای کاتوزیان که مجلس: ه<a href="http://alef.ir/1388/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=48034&amp;Itemid=85">ویت لباس شخصی‌ها را کشف می‌کنیم</a> بازم امیدوار کننده بود. عضو کمیته حقیقت یاب مجلس گفتند که: اگر به جمع‌بندی برسیم که حمله‌کنندگان متعلق به نهاد خاصی هستند، از هر نهادی که باشند و یا خودسر و خودجوش حمله کرده باشند، باید با آنها برخورد شود. ایجاد رعب توسط فرد عادی و یا جریان سیاسی و یا حتی نهاد حکومتی با هم تفاوتی نمی‌کند و در همه موارد ممنوع است&#8230;</p>
<p>* من حقیقتش این روزها به خیلی چیزا شک کردم. مسئله اینجاست که ما یک خبرگزاری بیطرف نداریم که که بفهمیم حق الان با کیه؟ <a href="http://minaa2007.blogfa.com/post-140.aspx">این وبلاگ متن خوبی داره</a>:<br />
در فیلم «آژانس شیشه‌ای» ساخته ابراهیم حاتمی کیا، همسر عباس به در آژانس می‌آید. او که از وضعیت عباس و حاج‌کاظم نگران است شروع می‌کند به گلایه.<br />
عباس به همسرش دلداری می‌دهد که حاج‌کاظم از روی خیرخواهی این کار را کرده است. همسر عباس با اشاره به نیروهای پلیس که آژانس را محاصره کرده‌اند گریه کنان می‌گوید:اونها هم که همینو می‌گین. پس کی‌راست می‌گه عباس&#8230;</p>
<p>* <strong><em>من اینهایی که مینویسم باور کنید هدفم خدای نکرده تبلیغ برای سرنگونی نظام نیست.</em></strong> قسم میخورم اونی که به مردم عادی شلیک میکنه، بارها و بارها براندازتر از منی هست که دارم انتقادی میکنم که به نفع نظام هست. اگه هنوزم میخوایم نظام ما بقا داشته باشه، باید این خشونت ها رو از طرف هر گروهی که هست متوقف کنیم. هر نوع سرکوبی که انجام بشه، یک مقدار خشم و کینه اضافه میکنه که اگه انباشته بشه و روزی فوران کنه، اونوقت متاسفانه با یک انقلاب جدید مواجه میشیم. برعکس اگه به معترض تریبون داده بشه، بیشتر به نفع کشور هست. فراموش نکنید پدران و مادران ما برای این کشور و این انقلاب خون دادند. در طول ۸ سال دفاع مقدس ما برای بقا و اتحاد این کشور خون دادیم. تو رو خدا نیاید با تصمیمات غلط همه اینها رو بر باد بدید. یک اعتراض هرچقدر غلط و بدون مجوز باشه، راه کنترلش نظامی گری نیست، در صورتی هم که عده ای آشوب می کنن (و اصلا طبیعیه یکسری از این جمع ها سوء استفاده می کنن) همون عده باید توسط &#8220;نیروی انتظامی&#8221; دستگیر بشن نه اینکه به اسم همه گذاشته بشه و نیروهای نظامی در سطح شهر فعالیت کنن. ممکنه بشه به این طریق مردم رو ترسوند یا اعتراضات رو خاموش کرد، اما نمیشه کینه ای که در دلها رشد میکنه رو به این راحتی زدود.</p>
<p>* و در پایان اینکه به جای فیلت.ر کردن تو رو خدا بیاین اطلاع رسانی کنید. الان هر شایعه ای داره به اسم خبر پخش میشه، بهتر نیست به جای فیلت.رینگ سایتهای اجتماعی، بیایم در خبرگزاریهای خودمون اخبار صحیح رو بنویسیم؟ آیا اطلاع رسانی صحیح همیشه بهتر از بستن مسیرهای ارتباطی نیست و شائبه ها رو کمتر نمیکنه؟</p>
<div class="feedflare">
<a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=30GFmdrOlUQ:6CHAfrnUdLc:D7DqB2pKExk"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?i=30GFmdrOlUQ:6CHAfrnUdLc:D7DqB2pKExk" border="0"></img></a> <a href="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?a=30GFmdrOlUQ:6CHAfrnUdLc:yIl2AUoC8zA"><img src="http://feeds.feedburner.com/~ff/zahrahb?d=yIl2AUoC8zA" border="0"></img></a>
</div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://zahra-hb.com/1388/04/a-land-ramains-with-blasphemy-but-not-with-oppression/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss><!-- Dynamic page generated in 1.140 seconds. --><!-- Cached page generated by WP-Super-Cache on 2009-07-06 16:12:34 -->
