این نوشتهء وبنوشت را به عشق نوشتم که مشغله بسیار داشتم...
صادق هدایت (۱۲۸۱ تا ۱۳۳۰) از بزرگترین داستان نویسان صده اخیر در ایران و از بنیانگذاران ادبیات داستانی معاصر فارسی است. به او لقب پدر داستان نویسی معاصر را داده اند که خالی از واقعیت نیست. درباره اش بسیار گفته اند: له و علیه. لزومی به تکرار آن حرفها نیست که مشتاقان می دانند یا می خوانند. فقط باید به خاطر داشت که هدایت٬ سوای شخصیت فردی اش از بزرگترین نویسندگان ایران است. نثری موجز و موثر، داستان پردازی قوی، تسلط به عناصر فرهنگ ایرانی و غربی، او را به جایی رسانده که بعد از او کمتر کسی رسید. هدایت خواهی نخواهی در تاریخ ایران جاودانه است: جاودانه ای قدری تاریک…
داستانهای سورئال (فراواقع) او گاه آن قدر سیاه و تاریکند که خواندنش خوانندهء کم مایه را روان آزرده می کند. سعی کردم داستانی را از او برگزینم که کمتر تاریک باشد، شد تراژدی داش آکل. داستان را وقتی خیلی بچه بودم در کتابخانهء پدر خواندم. داستان کوتاه داش آکل از آثار رئال (واقع گرای) هدایت است و شاید یکی از بهترینشان (در کنار طلب آمرزش) که در مجموعه داستان «سه قطره خون» به سال ۱۳۱۱چاپ شد.
حرف بسیار است دربارهء صادق هدایت و داش آکل...
داستان را بشنوید...
شناسه:
نام داستان کوتاه: داش آکل
نویسنده: صادق هدایت
راوی: سید
مدت: ۳۳ دقیقه
فایل صوتی یا به قول بعضی ها کتاب صوتی (Download MP3, 24 kbps, 5.66 Mb)
پی نوشت: به فایل صوتی داستان٬ موسیقی نیفزودم. راستش آن قدر متن تاثیرگذار است که موسیقی را کم جلوه می کند. گفتم این متن نیازی به موسیقی ندارد.